جلسه 055 - خیر و برکت
شماره جلسه
55
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
9
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 055 - خیر و برکت

خیر و برکت؛ جلسه 55 08/09/1402

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و آقا امام رضا (علیه السلام)، صلواتی بلند ختم بفرمائید. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) صلوات دوم را بلندتر ختم بفرمائید. صلوات سوم رابه روح پرفتوح همه شهدا انبیا صدیقین، صالحین و اهل بیت علیهم السلام، مومنین و مومنات، مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بی وارثان و هدیه به محضر مقدس امام امت می فرستیم.

بحثمان درباره موانع برکت بود؛ سه چهارتای دیگر باقی مانده که اگر بتوانیم این جلسه بخوانیم خوب است. یکی از مهم ترین موانع برکت برای کسانی که کار خرید و فروش دارند، به خصوص فروشنده ها، قسم خوردن است. قسم برای انسان بی برکتی می آورد.

فرمایش اول از نبی اکرم هست. می فرماید: «الحَلفُ مَنفَقَةٌ لِلسِّلعَةِ مَمحَقَةٌ لِلبَرَكَةِ» قسم خوردن باعث می شود که جنستان از بین برود، کالایتان کم می شود، قسم نخورید برای فروش کالا، هیچ چیز قسم نخورید؛ این باعث بی برکتی در خود جنستان می شود و ضمناً برکت از بین می برد برای شما، برای خرید و فروش قسم لازم نیست بخورید. آقا این همین است جنسش، انقدر است قیمتش هی به خدا قسم، به آقا امام زمان قسم، به آقا امام رضا قسم و.. این کارها را دیگر نباید بکند انسان در خرید و فروش و کارهای مادی شان از این استفاده نکنند.

روایت بعدی از امام علی علیه السلام است. «بَيعُوا ولا تَحلِفوا ؛ فَإِنَّ اليَمينَ تُنفِقُ السِّلعَةَ وَ تَمحَقُ البَرَكَةَ» داد و ستد کنید، خرید و فروش کنید اما قسم نخورید، چرا؟ ایشان همان فرمایش پیغمبر را تکرار می کند، می فرماید زیرا قسم خوردن کالا را پایان می رساند، دخل کالا را می آورد، کالا از بین می رود و چی؟ "وَ تَمحَقُ البَرَكَةَ" برکت را هم از بین می برد، نفی قسم خوردن هست برای کالا. باز در روایات دیگری از ایشان هست که می فرمایند این کار را نکنید، پرهیز کنید از این کار اینها خطرناک است. دیگر از روایات بعدی شان نمی خوانم. چون شما خودتان کتاب دارید ان شاءالله بروید سراغ همان کتاب بقیه اش را بخوانید.

عامل دوم بسم الله نگفتن موقع غذاخوردن است؛ ترک بسم الله در هرکاری و ترک شکر البته کار را بی برکت می کند. در روایت داریم در شروع هرکاری به خصوص غذاخوردن بسم الله بگویید، بسم الله یعنی من حواسم هست که دارم از دست خود خدا غذا می خورم و من سر سفره ی خدا نشسته ام. اگر خدا می خواست من الان این را هم نداشتم، می توانستم فقیر بدبخت بیچاره ی هیچی ندار باشم. در روایت داریم نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان وقتی می نشست سر سفره مثل یک عبد سر سفره ی مولا می نشست، پادشاهی و با تکبر و با غرق ناز و نعمت سر سفره نمی نشست، یکجوری می نشست که انگار یک عبدی سر سفره مولای خودش نشسته، باحیا خدا به او این برکت را داده، چقدر خوب است آدم وقتی غذا می خورد حواسش باشد که لقمه به لقمه را خدا دارد می گذارد دهان انسان، فرشته های خدا دارند لقمه می گذارند دهان انسان. من یادم است که وقتی سرطان داشتم خودم، آب نمی توانستم بخورم، غذا که هیچی یک آب که می خواستم بخورم تمام گلوی من را انگار سنگ است، این آب انگار چقدر خار در این آب هست، همین آبی که انقدر نرم است، وقتی می خواستم آب بخورم می شکافت اصلاً و پاره می کرد گلوی من را، می رفت پایین، یعنی این قسمت کار نمی کرد. آدم گاهی باید نعمت هارا از دست بدهد تا قدرش را بداند آب به این نرمی هم از گلوی انسان بدون اذن خدا پایین نمی رود، الان کسانی هستند که خداشاهده یک قطره آب نمی توانند بخورند، غذا که هیچی، لقمه نان که هیچی؛ حتی یک قطره آب هم نمی توانند بخورند. اینجا را سوراخ کردند از اینجا یا تزریق می کنند یا غذا را می ریزند برایشان، آدم بفهمد که انسان چقدر پول داشته باشد تا بدهد خدا به او اجازه بدهد یک آب بخورد، بلعش و نوشیدنش باز شود، یک پلک زدنش امکان داشته باشد، ما الان کسانی داریم که چشمانشان بیناست؛ اما قدرت بازکردن پلکشان را ندارند؛ یعنی عصب کار نمی کند که پلک را باز کند تا ببینند، چشم سالم است اما یک عصب کار نمی کند، یک عصب! انسان بفهمد سر سفره خدا نشسته است و خدا به تو این غذا را رسانده است، خود خدا و فرشته های خدا دارند لقمه به لقمه در دهان تو می گذارند. شکر کن، دهانت باز می شود.

من یک شاگردی داشتم. خانم بود بنده خدا. یک مریضی گرفته بود دهنش قفل بود، دهان باز نمی شد که بخواهد چیزی بخورد، فک باز نمی شد، اینکه دهان باز می شود می توانی دستت را بالا بیاوری غذا را بگذاری در دهانت، می توانی جذبش کنی، بلعش کنی، قورتش دهی این غذا را، خیلی نعمت عظیمی است. لذا انسان نباید یادش برود که هر کاری که می کند، هرکاری! یک غذاخوردن، یک پلک زدن، یک شنیدن، یک راه رفتن، هر کاری، کوچکترین کارها خدا دارد به آن قدرت می دهد، خدا دارد به آن عنایت می کند، قدر بداند و ناشکری نکند. این خیلی مهم است. لذا می گوید می خواهید کار را انجام دهید حواستان باشد خودت هیچ کاره ای این وسط. تمام حول و قوه از آن خداست: «لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، هر حول و قوه ای.

یک بنده خدایی فلج شده بود خودش خاطره اش را تعریف می کرد می گفت من یک موقعی نماز می خواندم می گفتم "بِحَوْلِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ " گفتم یعنی چی «بِحَوْلِ اللَّه‏ وَ قُوَّتِهِ»؟ با حول و قوت خدا بلند می شوم و می نشینم؟ یک موقعی پا می شوم و یک موقعی هم می نشینم این یعنی چه تا اینکه فلج شدم... فلج شدم دیدم دیگر نمی توانم، بعد فهمیدم حول و قوه الهی یعنی چی. من با اینکه سالم هستم دیگر پایم کار نمی کند و نمی توانم بلند شوم. لذا بسم الله الرحمان الرحیم، یعنی من همه چی ام مال تو است، به اسم تو می خورم برای تو می خورم. این خیلی مهم است، فراموش کردن آن هم مریضی می آورد ما یک اصطلاحی داریم می گوییم کوفتت شود، دیدید یک کسی چیزی می خورد می گویند الهی کوفتت شود؟ امام صادق می گوید وقتی کسی موقع غذا یا چیزی خوردن بسم الله نمی گوید آن غذا ضرر می زند به بدن، کوفت آدم می شود، آن آب ضرر می زند ، کوفت آدم می شود، غذا خورده است ولی بعد از یک مدت می بینی مریضی گرفته است. ولی یک موقعی هست مثل خدا رحمت کند مرحوم شهید مدرس سم به او دادند که او را بکشند، رفتند ترورش کردند اولین بار سم دادند به او و ریختند در چایی، گفت بسم الله الرحمان الرحیم سم را خورد و هیچ طوری اش هم نشد. بنابراین این خیلی مهم است که انسان حواسش باشد که وقتی می خواهد بخورد یا هرکاری که می خواهد بکند یا از هر نعمتی که می خواست استفاده کند یادش باشد بسم الله را بگوید. خدایا من دارم از دست تو این کار را می کنم، از دست تو دارم این نیرو را می گیرم، اگر همسر دارم، اگر فرزند دارم، اگر از بچه ام لذت می برم، اگر سرپناه دارم، اگر غذا دارم اگر هرچه هست، از دست تو دارم دریافت می کنم؛ بسم الله الرحمان الرحیم. هرکاری می خواهیم شروع کنیم، می خواهیم مدرسه برویم، کار کنیم، مطالعه کنیم، آشپزی کنیم، بنویسیم و... هرکاری که می خواهیم مطلقا تا می خواهیم اقدام کنیم بسم الله الرحمان الرحیم، برکت آن کار است.

لذا می فرماید که «كُلُّ طَعامٍ لا يُذكَرُ اسمُ اللّهِ عَلَيهِ فَإِنَّما هُوَ داءٌ ولا بَرَكَةَ فيهِ» از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم؛ می فرماید هر غذایی که نام خدا بر آن برده نشود آن غذا می شود درد و برکت هم ندارد. حواست باشد سر سفره ی خدا نشستی، حواست به صاحب نعمت که صاحب نعمت را گم نکنی، بسم الله الرحمان الرحیم. وسط غذا یادت آمد بگو بسم الله الرحمان الرحیم من اوله الی آخره، خدایا از اولش تا آخرش بسم الله الرحمان الرحیم، آخرش هم که تمام شد بگو الحمدلله، الحمدلله رب العالمین بعد هم اگر یادت آمد بگو الحمدلله رب العالمین، شکر خدا. این خیلی مهم است که انسان حواسش باشد که شکر باعث مبارکی و برکت نعمت می شود، باعث بزرگی می شود. می فرماید درد است و دیگر آن غذا برکتی ندارد، مریضی می آورد و هی می روی دکتر می بینی فایده ای ندارد. چون ما ادب غذاخوردن نداریم، هی می رویم می گوییم چرا من معده درد گرفتم، اثنی عشرم درد می کند دکتر هم هیچی سر در نمی آورد. آخرش می گوید عصبی است، ما که سر در نیاوردیم عصبی است، تازه این دکتر خوب ها این را به تو می گویند، بدها می گویند ما یک چیزی فهمیدیم بیا یک دارویی به تو بدهیم، هی می بندند تو را به دارو الکی و اینها... بدها هم می گویند بیا عمل کنیم، الکی! هیچی...

روایت بعدی باز از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست: «إذا وُضِعَتِ المائِدَةُ حَفَّتها أربَعَةُ آلافِ مَلَكٍ» چقدر قشنگ است! می گویند وقتی سفره می اندازند چهارهزار فرشته سر سفره می آیند، اطرافش جمع می شوند، «إِذا قالَ العَبدُ: بِسمِ اللّهِ» وقتی که بنده ی خدا می گوید بسم الله، بسم الله الرحمان الرحیم، «قالَتِ المَلائِكَةُ: بارَكَ اللّهُ عَلَيكُم في طَعامِكُم» خدا در غذایتان به شما برکت دهد، فرشته های معصوم اند دیگر دعا هم که می کنند یعنی درست در می آید، اجابت می شود، می گویند خدا بهتان برکت دهد در این غذایی که می خورید، «ثُمَّ يَقولونَ لِلشَّيطانِ» حالا فرشته ها به شیطان چه می گویند؟ "اُخرُج يا فاسِقُ" ای فاسق خارج شو از کنار اینها برو کنار، «لا سُلطانَ لَكَ عَلَيهِم» تو دیگر روی اینها تسلط پیدا نمی کنی، یعنی چی؟ مفهوم مخالفش می شود چی؟ وقتی شما بسم الله نمی گویی شیطان روی شما تسلط پیدا می کند، راه را باز می گذاری. حواست باشد که در هرکاری برای اینکه نفوذ نکند و کار را خراب نکند، بسم الله الرحمن الرحیم. بعضی ها این را رعایت می کنند، بالای خانه هایشان بسم الله می زنند، در خانه هایشان بسم الله می زنند، موقع غذا خوردن می گویند، در محل کارشان تابلو می زنند، اینها خیلی مهم است حتی این تابلو داشتنش هم مهم است. بعضی ها انگشترش را دارند، گردنبندش را دارند، اینها فوق العاده اثر دارد و مهم است.

سوال کردند که اگر اینطوری است چرا بعضی از ائمه با سم کشته شدند؟ مگر اینها بسم الله نمی توانستند بگویند؟ ما نگفتیم هروقت هرکس بسم الله بگوید اثر سم از بین می رود. می خواهم بگویم یک موقعی بسم الله انقدر اثر دارد و الا ائمه ای که قرار است خدا گفته که تو باید این سم را بخوری، باید هم با این شهید شوی، وگرنه از قدرت غیبی همه ی ائمه می توانستند استفاده کنند، مثلاً امام حسین می توانست کاری کند که یک نفر از سربازان عمرسعد کاری نتواند بکند، ولی بنا این نیست که خدا از روال عادی خارج شود "أَبَى اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ اَلْأَشْيَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ" خدا می خواهد افراد زندگی با اسبابش اثر داشته باشد ولی می خواهد بگوید بسم الله آنقدر قدرتمند است یک موقعی هم ممکن است جلوی سم را هم بگیرد، یعنی سمی که خدا تقدیر کرده بکشد، گاهی اوقات ممکن است بسم الله جلویش را بگیرد. نه اینکه مثلاً خدا بیاید روند کار خودش را خراب کند. ائمه هم می توانستند کاری کنند که در عاشورا کشته نشوند! اگر امام حسین کشته نمی شد ما قدرتی برای حفظ ایمان در این هزار و چهارصد نداشتیم، آن چه که تا الان دین و ایمان را به ما رسانده همین مجالس امام حسین است، آن مظلومیت و آن غربت باید ایجاد می شد و الا ائمه می توانستند از خودشان دفاع کنند، حضرت زینب می توانست، بنا نیست، بنا این است که بگذارند آن صحنه ایجاد شود.

شما الان در همین نبرد طوفان الاقصی می خواستم امروز راجع به مسائل روز بگویم حالا الان سوال کردند ببینید اگر رزمنده های حماس، حزب الله لبنان، ایران وسط جنگ می رفتند، مثل هشت سال دفاع مقدس اند، اتفاقی نمی افتاد یک جنگ است می گفتند دو تا لشکر افتاده اند به جان هم ایران با داعشی ها، مگر ما با داعشی ها که بدترین آدمهای شناخته شده در تاریخ هستند از نظر وحشی گری که خود آمریکایی ها و اسرائیلی ها تربیت کردند، درگیر نشدیم؟ آن همه جنایت کردند درست است یا نه؟ اتفاقی نیفتاد با اینکه آنها شکم های زنها را می شکافتند و شرط بندی می کردند روی جنین زنان، به مرد و زن تجاوز می کرند، بچه ها را اذیت می کردند، آن همه جنایت های وحشتناک... اینها جانی بودند و به لحاظ حاج قاسم و سربازانش رفتند و این را از بین بردند تمام شد. در طوفان الاقصی این لشکر بچه کوچولوها نبود، لشکر فرشته ها نبود، این بچه ها کاری کردند که تمام دنیا علیه صهیونیسم و استکبار هم جهت شدند، یعنی شما اگر میلیاردها دلار هزینه کار فرهنگی می کردی، ده ها سال جنگ می کردی که بتوانی به دنیا بفهمانی اینها انقدر وحشی اند نمی توانستیم این کار را بکنیم، ولی این بچه ها با خونشان کاملاً یک کاری کردند که در دنیا با هیچ قدرت دیگری امکان نداشت اتفاق بیفتد، امام زمان دارد می بیند، خدا هم دارد می بیند و می تواند جلویشان را بگیرد اما خدا می خواهد که یک کاری برای جهان شود، یک کاری برای ظهور امام زمان شود، دنیا به یک آگاهی برسد، بنابراین این خونها از هزاران عملیات نظامی و هزاران ساعت هزاران سال کارفرهنگی موثر تر بود، همین عملیات، همین فعالیت، همین خون این بچه ها، بنابراین اینجور نیستش که خدا می تواند جلوی این ها را بگیرد و بگیرد چون این خون خیلی تأثیرگذار است، خون ریزی امام حسن، امام حسین و جلوی شهادت حضرت زهرا بگیرد اما شهادت حضرت زهرا هزار و چهارصد سال دارد ب ما قدرت می دهد، دارد به ما در مقابل همه ی شیاطین و استکبار قدرت می دهد، الهام بخش ماست برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت. خدا ناموس خودش را جلویش را نمی گیرد که آن همه کتک بخورد و کشته بشود، امیرالمومنین صبر می کند برای این کار، حالا امیرالمومنین قدرت داشت که این کار را بکند ولی دست به شمشیر هم نباید برود. بنابراین اینجور نیست که مثلاً می گوییم بسم الله ائمه همیشه استفاده کنند پس حکمت خدا می ریزد به هم.

موضوع بعدی موضوعی است که خیلی مهم است و مبتلا به هم زیاد دارد و آن این است که گاهی وقت ها، ببینید انسان ها به خانه، که آن در فارسی می گوییم خانه، ولی در اصطلاح اسلامی یا عربی می گوییم مسکن یعنی محل سکون، محل آرامش. داشتن مسکن آنقدر مهم است چه اجاره ای و چه خریداری شده، اگر نباشد انسان ها هیچ وقت به آرامش نمی رسند، چه مستاجری، انسان باید یک جایی را داشته باشد که شب از اینجا می رود وقتی زمستان یا تابستان است باید یک جایی به آرامش برسد، یک جایی بتوانی بروی سکون داشته باشی. مسکن جز مستثنائات دین است؛ یعنی آقا همین الان یک میلیارد یا ده میلیارد بدهی می آورد. خانه هم دارد. قاضی نمی تواند بگوید باید خانه ات را بفروشی بدهی ات را بدهی، نمی تواند بگوید، خانه نباید دست بخورد، هیچ قاضی ای نمی تواند خانه ای را از یک نفر بگیرد بگوید برای بدهی اش، نه. چیزهای دیگر اگر دارد می شود ولی مسکنی که در آن نشسته است نمی شود، مسکن یا خانه را نباید از بالای سر کسی خراب کرد. خدا لعنت کند این آمریکایی ها و اروپایی ها و اسرائیلی ها را که هزاران هزار نفر را خانه خراب می کنند، نه فقط در اسرائیل ببینید در افغانستان چه کار کردند و عراق چه کار کردند، در لبنان، در سومالی، در آفریقا، در یمن و در همه جا اینها کارشان همین است، خانه خراب می کنند انسان ها را، خیلی وحشی هستند.

یکی از اشتباهات این است که انسان خانه اش را دست بزند حق ندارد، یکی از کارهایی که واقعاً حرام است و بی برکتی می آورد و خدا خیلی خشمگین می کند این است که انسان خانه اش را بفرستد برای یک کار دیگر؛ حق ندارد انسان خانه اش را بفروشد، می گوید مگر اینکه داری می فروشی خانه یا زمین را بخواهی با آن خانه بخری، بخواهی با آن خانه بخری و الا بورس الان خیلی خوب است، این اشتباه را خیلی ها کردند، برویم مستأجری پولمان را بگذاریم در بورس و خیلی ها به خاک سیاه نشستند، خانه شان را فروختند که برویم خانه را بفروشیم و مستأجری عیب ندارد ولی ماشین مثلاً چند میلیاردی زیر پایمان باشد کلاس داشته باشد، خانه را بفروشیم برای فلان کار، اصلاً حق نداری! خانه را بفروشیم برای کار تجاری، الان خانه را بفروشیم برویم مستأجری که پول را برای تجارت بزنیم، کار بسیار غلطی است، انسان نباید محل آرامش خودش و خانواده اش و سرپناه را بفروشد. اگر می فروشی یعنی من می خواهم بفروشم به روزم، نه الان بفروشم بزارم بانک بعداً استفاده کنم نه نمی شود، می گوید من همین الان می خواهم بفروشم و همین الان می خواهم یک خانه دیگر بخرم، یک چیزی بگذارم رویش یا جابجا کنم، باشد! اما حق نداری پول خانه را جای دیگر هزینه کنی. این مسئله خیلی مهم است و بی برکتی می آورد اگر کسی دست به خانه اش بزند. خوب دقت کنید.

پیغمبر نفرین کرده کسی که خانه اش را بفروشد. دست به خانه اش بزند. از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «اللّهُمَّ مَن باعَ رِباعَهُ فَلا تُبارِك لَهُ» خدایا هرکس خانه ی مسکونی اش را می فروشد برکت بهش نده. مبارک نکن برایش، نفرین پیغمبر است. این خانه را بفروشیم و برویم یک مدت مستأجری پولش را بزنیم برای یک کاری، این خانه را بفروشیم و برویم خارج، این خانه را بفروشیم برویم فلان. دیدید که خیلی هوس های مختلف می آید و دست به خانه می زنند، خانه را نباید دست بزنید به هیچ وجه، این کار خطرناکی است. باز حضرت فرمودند: «لا يُبارَكُ في ثَمَنِ أرضٍ ولا دارٍ لا يُجعَلُ في أرضٍ ولا دارٍ» برکت نیست در پول زمین و خانه ای که در ازایش خانه و زمین خریداری نمی شود. یک موقع هست زیاده دارد آدم. مثلاً یک کسی سه تا خانه دارد، زمین اضافی دارد، می گوید می خواهم بفروشم بزنم برای کار تجارت، می خواهم بفروشم برای امام زمانم هزینه کنم، می خواهم بفروشم برای یک کار خیر عیبی ندارد. چون خانه ی خودش هست بی خانمان نمی شود، اما اگر خانه خودت هست زیرش زندگی می کنی، خانواده ات آنجا امنیت دارند دست به آن خانه نزن! این یعنی اینکه اگر صاحبخانه هستی یکجوری سخت نگیری یک نفر آواره بشود، مواظب باش سخت بگیری خدا سخت می گیرد به تو با مستأجرت بساز؛ نگو قیمت همین است، بازار همین است، قیمت و بازار مربی ما نیستند خیلی هایش بیخود است، راه بیا با مستأجرت، سخت نگیر به مستأجر، به من ربطی ندارد! الان قیمت بازار این است باید انقدر قیمت کرایه را بیشتر کنی، تو می فهمی که او بیچاره است و نمی تواند از پس این بر بیاید، بیچاره می شود، گرفتار می شود، دربه‌در می شود، نمی تواند! سختش است، شرمنده خانواده اش می شود. اگر دستت می رسد، نزار کسی بی‌سرپناه بشود، اگر فشار به تو می آید و اذیت هم می شوی، بگو خدایا تو به من برکتش را بده و خدا هم می دهد. واقعاً خدا می دهد.

خدا رحمت کند یکی از اولیاء الهی این مستأجر بود؛ ولی از نظر روحی آدم قوی بود، یکبار صاحبخانه اش جوابش کرد وسایلش را ریخت بیرون، این همانطور که وسایلش بیرون بود آقا امام زمان را دید، ارتباطش خوب بود، آقا امام زمان آمد با او سلام و علیک کرد و گفت چه خبر چه شده؟ گفت هیچی آقا دارید می بینید دیگر صاحبخانه جوابم کرده و وسایلم را ریخته بیرون، حضرت یک لبخندی می زند می گوید درست می شود؛ بعد گفت آقا قربانتان بروم شما اهل بیت هر مصیبتی کشیدید غیر از مستأجری، حضرت بیشتر لبخند می زند و می رود که همان روز خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی استاد ما داستان که تعریف می کرد می گفت همان روز علما برای این همه پول گذاشتند و یک خانه برایش گرفتند، ائمه هم مستأجری نکشیدند. آقا یک کسی مستأجر است غیرطبیعی است. الان نظام جهانی غیرطبیعی است، الان این همه پیشرفت علم شده یک چیز خوب شما سراغ دارید که مثلاً زیاد شده باشد؟ مثلاً بعد از صد سال، دویست سال علم پیشرفت کرده و بگوییم مثلاً یک چیزی با پیشرفت علم در این سال ها در دنیا خوب شده مریضی ها و سکته ها و سرطان ها و عینک و سمعک و آلزایمر و انواع مریضی ها و تصادف و مرگ و میر و قتل و تجاوز و سقط جنین و جنگ و خودکشی و مصرف موادمخدر و مصرف مواد ضدافسردگی زیاد شده، شما دست بگذارید روی یک چیز خوب بگویید در این دویست، سیصد، چهارصد، پانصد سال هزار سال تکنولوژی و پیشرفت علم توانسته این را در دنیا برطرف کند، بله مثلاً می گوییم سرخک دیگر نیست، مرگ و میر زایمان نیست، ده تا چیز دیگر اضافه شده، صد تا چیز دیگر اضافه شده، مرگ و میر کم نشده، طلاق کم نشده، سقط جنین کم نشده، وضع دنیا خوب نیست. ما باید برویم سراغ کسی که بیاید وضع دنیا را خوب کند و آن تا وقتی که مردم نفهمند امام زمان لازم دارند و باید استغاثه کنند به ظهور حضرت این مسائل همینطوری ادامه دارد. دعا داریم که هروقت مردم رسیدند به جایی که خدایا واقعاً بدون امام زمان نمی شود، خدایا صاحبمان و مولایمان را برسان. اگر مردم همه باهم به این استغاثه برسند، تضمین کردند که فرج حاصل شود. آقا امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «عندَ تَناهِي البلاءِ يكونُ الفرَجُ» وقتی کارد به استخوان می رسد و مردم دعا می کنند فرج حاصل می شود، اما اگر کارد به استخوان هم برسد و دعا نکنید در آن مصیبت می مانید، بدتر هم می شود. همه در هرمصیبتی که در زندگی پیش می آید، فرقی هم نمی کند چی باشد، هر مصیبتی، مرگ و میری، طلاقی، دعوایی، مریضی و مشکلات مالی و... خدایا مولایمان را برسان، یا صاحب الزمان اللّهُمَ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج، خدایا عجله کن، برسان مولایمان را. اگر کسی فهمید ان شاءالله امام زمان همه ی مشکلات را حل می کند، دیگر در جامعه هیچ کس مشکلی ندارد وقتی امام زمان بیاید: نه مشکل مالی دارد، نه مشکل مریضی دارد، نه مشکل طلاق دارد، نه مشکل دعوا و درگیری دارد، نه مشکل علمی دارد و نه مشکلات معنوی دارد. امام زمان همه چیز را حل می کند، یک فقیر پیدا نمی شود، یک مریض پیدا نمی شود. عمرها خیلی طولانی و با برکت می شود. زندگی ها خیلی شاد و با معنویت می شود. امام زمان یک بهشت روی زمین درست می کند. انقدر بهشت امام زمان قشنگ است که بهشتی ها به خدا می گویند خدایا ما را برگردان دنیا. خیلی جالب است می روند به خدا می گویند خدایا ما نمی خواهیم باشیم می خواهیم برویم زمین دولت کریمه امام و خدا اجازه هم می دهد می گوید بروید آنجا. چه کار می کند آقا امام زمان. ما چقدر غفلت داریم از امام زمان که دعا نمی کنیم، دعای مضطرانه نداریم، به اضطرار نیفتادیم و می گوییم حالا حل می شود، شوهرم مامانم بابام کارخانه رئیسمان فلانی حل می کند فلانی هست، هی همه اش حواسمان به چیز های دیگر و کسان دیگر است، همه اش این کفر و شرک سراغ ما اینگونه می آید. اگر هر چی که فشار آمد بگوییم خدایا مولایمان و فرجش را برسان. اگر انسان به گریه کردن بیفتد و در هر مشکلی که دارد بیفتد به گریه کردن به یاد دل امام زمان، به یاد تنهایی امام زمان، به یاد غربت امام زمان، آوارگی امام زمان باشد، ما از همه مصیبت ها بالاتریم، آن یک مصیبت را اگر شما برطرف کنید همه مسائلتان حل می شود، شرائطش را من بارها گفتم در این کلاسها باید آن شرایط را فراهم کنیم.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مُشتَرِي العُقدَةِ مَرزوقٌ وبائِعُها مَمحوقٌ» چقدر قشنگ است! می فرماید که هرکس می خرد مرزوق است ولی هرکس می فروشد که دیگر جایش چیزی جبران نشود می گوید این ممحوق است یعنی زیان می کند و مالباخته می شود، بعد حضرت در اینجا در یک مورد گفته است «مُشتَرِي العُقدَةِ مَرزوقٌ» یک کسی که می رود باغ می خرد کار کشاورزی می کند و یک میوه ای در بیاورد یا یک سبزی ای بکارد و روزی حلال طبیعی گیرش بیاید، به بقیه هم بدهد، می گوید این آدم مرزوق است رزقش زیاد می شود. لذا داریم هیچ کاری در دنیا به اندازه ی کشاورزی ارزش ندارد، هیچ کاری! در روایت داریم خدا هر پیغمبری را فرستاد کشاورزی می کرد جز یکی شان که ادریس بود. او خیاط بود، بقیه همه کار کشاورزی داشتند. همه کشت داشتند. ائمه همه کشت داشتند، زمین داشتند، امیرالمومنین کشاورزی می کرد، پیامبر های قبلی هم همه همینطوری بودند. کشت خیلی خوب است و برکت می آورد.

امام کاظم علیه السلام می فرماید: «ثَمَنُ العَقارِ مَمحوقٌ إلاّ أن يُجعَلَ في عَقارٍ مِثلِهِ» کسی که پول فروش خانه و ملک و زمین، می گوید پولش ضایع می شود از بین می رود. مگر اینکه تو در ازایش چی بخری؟ قربان ائمه بروم در کوچکترین چیزها هم کمک ما هستند و راهنمایی می کنند ما را، فرمول و قاعده می دهند به ما که زندگی هایمان سخت نشود، ما از اینها استفاده نمی کنیم زندگی هایمان پر سختی و دردسر هستند، زندگی خودمان و بقیه را هم خراب می کنیم.

روایت بعدی راجع به خواب صبح است، بعد از نماز صبح می گوید نخوابید آن موقع دارند روزی ها و برکت ها را تقسیم می کنند: "وَٱلصُّبحِ إِذَا تَنَفَّسَ" جهان دارد تنفس می کند، دارد روزی هایش را می دهد. دارد نفس می آید برایتان همینجوری نفس می آید؛ صبح بگیری بخوابی روزی هایت کم می شود و خیلی چیزها از دست می رود، حالا ما خوابهایمان خوابهای بدی است، یعنی ما نباید بنشینیم پای تلویزیون تا یازده دوازده شب و آن هم فیلم های تکراری که آخرشان را می دانی چی هست و چهار پنج یا ده دفعه اینها را دیدی بعد دوباره می نشیند این را نگاه می کند. پای شبکه مجازی و شب وقتی غذایت را خوردی دیگر کاری نداری برای چه می خواهی بیدار بمانی؟ بیدار بمانی برای چند تا کار که گفته اند خوب است: یک عبادت داری بیدار بمان، هیئت است عبادت است، جلسه ای سخنرانی ای، چیزی است، کار جهادی است برای خدا و امام زمان است؛ دو) عروسی و بودن با همسر و اینجور چیزهاست که عبادت است، سه) کار علمی داری، درس بخوانی، کار اینجوری دارم. این سه تا را اجازه دادند شب به خاطرش بیدار بمانی، ولی بقیه اش هرچه باشد حرام است، هرچه باشد داری گناه می کنی، اگر پول در بیاوری آن پول حرام است. حضرت فرمود: هرکس که از خواب شبش می زند و کاسبی می کند، پولش حرام می شود، یعنی آن کوفت می شود برایت، بابا برو بگیر بخواب راحت! بخواب روزی ات را هشت نه شب به بعد پخش نمی کنند، روزی را صبح زود پخش می کنند. صبح زود پاشو. خیلی از اینها می گویند آقا ما صبح ها خوابمان می برد، نماز صبح ها خواب می مانیم و صبح ها زود نمی توانیم پاشیم. چه کار کنیم برای این؟ اول اینکه کسانی که ورزش می کنند – یک واجب خیلی خوب است ورزش، حداقل پیاده روی این خیلی خوب است یک. دو) استحمام قبل از خواب، من همیشه به عزیزان می گویم شده یک دقیقه دو دقیقه برو زیر آب و برگرد، یک دقیقه برو زیر آب گرم باش، زود بیا خودت را خشک کن، قبل از اینکه خودت بفهمی این کار را انجام بده، چون آدم وقتی حواسش هست تنبلی می کند و سر خودت را کلاه می گذاری، مثل مسواک زدن که اگر به او امان بدهی شروع می کند توجیه می کند که تو آخر مسواکت را نزنی، هی سرت را کلاه می گذارد، تو بگو من هم سر تو را کلاه می گذارم قبل از اینکه نفست بخواهد بجنبد بپر در حمام، اگر شده با لباس بروی با لباس برو، یعنی الان می خواهی بگویی کی حال دارد لباس را در بیاورد، کی حال دارد الان... همان با لباس بپر زیر دوش بزار خیس شود عیبی ندارد عوض می کنی لباست را، برو دوشت را بگیر. این خیلی ارزش دارد. حالا یک موقعی یک کسی هست می گوید خانه ما شرایطش نیست، موهایم خیلی بلند است نمی توانم خشکش کنم حالا اگر کسی اینجوری هست یک شب در میان ولی این خیلی خوب است، آنهایی که مثل من موهایشان بلند است دیگر باید تنبلی نکنند. بدو بپر زیر دوش این خیلی مهم است. واقعاً دوش آب گرم یک درمان است. برکت در عمرت می آورد. ساعت خوابت را کم می کند، هم راحت می توانی بخوابی هم راحت می توانی از خواب بیدار شوی، آنهایی که دردهای استخوانی دارند یا کمردرد دارند دردهای اینجوری دارند اینها همیشه یک دوش بگیرند، یکبار دوبار مثلاً دوش بگیرند بدنشان را گرم نگه می دارد بعد می بینی که دردهایت از بین رفت راحت و بی دردسر می توانی بخوابی بعد صبح هم که بلند می شوی می بینی چقدر سبکی انگار چند ساعت خوابیده ای، آن یک دوش پنج دقیقه ای چند دقیقه ای معادل چندساعت خواب است. بعد صبح راحت می توانی بلند شوی، با نشاط بلند می شوی، تو سه چهار سرحالی، هم به نمازت می رسی هم به سحرت می رسی هم سبک هسی، در طول روز راحتی. دو) غذا ها را زود و کم بخورید شام زود و کم خورده شود، زیاد نه، زود و کم. سه) صدقه بدهید حتماً؛ یعنی هرشب یک صدقه ای انسان کنار بگذارد، خیلی مهم است، کم باشد مهم نیست بگو یک تومان، بگو دو تومان، بگو سه تومان یک صدقه ای بگذارید کنار. چهار) استغفار؛ استغفار حتماً بکنید قبل از خواب در رختخواب که می روید همینجوری استغفار کن تا خوابت ببرد، استغفار خوب است، آیت الکرسی چهارقل استغفار اینها فوق العاده است در رختخواب، قبل از اینکه بروی در رختخواب، بعد از اینکه بروی در رختخواب اینها خیلی آرام می کند انسان را، بعد صبح می روی با نشاط بلند می شوی، با نشاط بلند می شوی. سحر را می توانی داشته باشی، سحر یک کسانی که کار زیاد می کنند. مثلاً رانندگی شب می کنند یا کار علمی سنگین می کنند، یا مثلاً اینور شب کار عبادی دارند آنها دیگر نباید از خودشن توقعی داشته باشند یا به هر بهانه ای که زیاد هست دیگر نباید توقع داشته باشید صبح راحت بلند شوی، با نشاط بلند شوی و به کارهایت برسی، حالا نبی اکرم فرمودند "الصُّبحَةُ تَمنَعُ الرِّزقَ" خواب اول روز جلوی رزق را می گیرد آن موقع که دارند پخش می کنند چیزی گیرت نمی آید، این فاصله بین الطلوعین تا طلوع آفتاب این را اگر می توانید بیدار بمانید. رزق را آن موقع خدا پخش می کند، چیزی گیرت نمی آید، سحرخیزی خیلی خوب است. می گویند یک موقعی خدا رحمتش کند بزرگمهر یا بوذرجمعه وزیر انوشیروان این همیشه صبح اول وقت کاخ می آمد، شاه هم تنبل پرخواب دید این وزیر می آید صبح ها و مجبور می شود که از خواب ناز بلند شود حالش گرفته بود یک موقعی به وزیر گفت تو بیکاری صبح بلند می شوی می آیی کاخ؟ بگیر بخواب یکذره دیرتر بیا. مگر چه خبر است در این مملکت؟ بالاخره نه بیا به قول خود ما، یک ذره دیرتر بیا! شاه هم بود شبها عیاشی می کرد می خواست بخوابد، وزیر می گفتش که سحرخیز باش تا کامروا باشی، صبح خیلی خوب است و صبح فلان و همیشه این را می گفت، گفت من یکبار باید حال این را بگیرم این دفعه دیگر از این حرفها نزند؛ یک روز هماهنگ کرد با دو سه تا دزد گفت این از خانه آمد بیرون بگذارید یک ذره دور شود از خانه که زود بر نگردد، همین نزدیکی های کاخ رسید بریزید لختش کنید نتواند بیاید. خلاصه این هم صبح آمد بیرون نزدیکی های کاخ که رسید دزدها ریختند لختش کردند. خب این هم بدون لباس که نمی تواند، برگشت خانه و خلاصه تا برگردد خانه و برود لباس بپوشد دیر آمد آن روز شاه خودش زود آمد سرکار؛ نشسته بود گفتش که چرا دیر آمدی؟ گفت دزدها آمدند من را زدند و اینجوری شد، گفت دیدی گفتم خوب نیست صبح زود آدم بلند شود از خواب؟ دیدی ضرر کردی؟ گفت نه اتفاقاً عقیده ام بهتر شد دزدها سحرخیزتر از من بودند، روزی آنها شد و من یاد گرفتم که سحرخیزتر باشم. اگر من سحرخیزتر بودم از دزدها زودتر می رسیدم.

خلاصه حضرت می فرماید روزی را می گیرد این. دوباره برایتان بخوانم از امام صادق علیه السلام؛ «نَومَةُ الغَداةِ مَشومَةٌ تَطرُدُ الرِّزقَ» من چرا آن ساعت خواب را برایتان توضیح دادم؟ برای اینکه تنظیم کند آدم، نمی تواند زور به بدنش بگوید، بدنتان را آنقدر سرشب و نصفه شب خسته نکنید که دیگر صبح رمق برایت نمانده باشد، باید به نشاط برسد انسان. فرمود که خواب صبحگاهان شوم است، یعنی نامبارکی دارد، "وَ تَطرُدُ الرِّزقَ" رزق را طرد می کند، رزق را می گیرد از انسان، تَطرُدُ طرد کردن است یعنی رزق فرار می کند از دستت وقتی می خوابی رزق می رود جای دیگر. باز امام صادق دراین باره گفته اند "فَالْمُقَسِّمَـتِ أَمْرًا" یادتان هست دیگر؟ آیه ی قرآن است می خوانید، سوره ذاریات، یعنی تقسیم کننده کارها یعنی کارها را تقسیم می کنند، ایشان فرمود "فَالْمُقَسِّمَـتِ أَمْرًا" یعنی «المَلائِكَةُ تُقَسِّمُ أرزاقَ بَني آدَمَ ما بَينَ طُلوعِ الفَجرِ إلى طُلوعِ الشَّمسِ فَمَن نامَ في ما بَينَهُما نامَ عَن رِزقِهِ» می فرمایند منظور این آیه از اینکه فرشته ها تقسیم می کنند منظور این است که فرشته ها روزی ها را از طلوع فجر تا طلوع خورشید تقسیم می کنند، هرکسی این وسط بین طلوع فجر تا طلوع خورشید بخوابد درواقع از روزی اش خوابیده است، روزی اش از بین می رود، چرت بزنی روزی ات می رود.

من چند وقت پیش که اینجا خدمت شما بودم رفتیم کار و مشاوره و یک جلسه ی دیگر نیز برای ما گذاشتند و به قول آن آقا گفتش آدم ها چشمشان می خورد به آخوند هی استخاره شان می گیرد. حالا ما وقتی می آییم اینجا می گویند یک هیئتی این دانشجوها آمده اند اینجا یک صحبتی هم برای اینها کن، امشب این ساعت هیئت مثلاً یک گروه دانشجو یا دانش آموز آمده اند ساعت دوازده شب بی انصاف ها، یک سخنرانی برای اینها بعد دیگر خودم به حرم نرسیدم و گفتم من الان آمده ام اینجا با امام رضا عشق و حال کنم، رفتیم الواطی و عیاشی جایتان خالی تا صبح و تا سحر؛ بعد سحر پاشدم رفتم فروشگاه دیدم چرت چرت، دیگه اصلاً به زور. پروازم کی بود؟ یک ساعت بعد بود. یک آقایی پیش من بود من گفتم که آقا شما تهرانی با این پرواز؟ گفت آره، گفتم من همینجا می خوابم. آن موقع که صدا کردند برای بلیت من را صدا کن، گفت چشم خیالتان راحت باشد، صدایم نکرد من هم خوابیدم و بلند شدم دیدم همه رفتند، بلیت هم پریده، دوباره مجبور شدیم چندساعتی معطل شویم، روزی اینجوری از بین می رود. چند ساعتی معطل شدیم تا بتوانیم یک بلیت گیرمان بیاید. برویم خلاصه اینجوری می پرد دیگر.

یکی درخواست الکی است، یعنی بروند از بقیه درخواست بیخود کنند؛ یک موقعی هست انسان یک درخواستی دارد که واجب و ضروی است و می گویند انسان برود از آدمهای کریم بخواهد. در دعای همین صحیفه داریم حضرت می فرمایند خدایا من را نیازمند فقط خودت و بندگان کریمت کن. اشکال ندارد انسان به بندگان مومن و کریم رو بیاندازد، پولی قرض بگیرد، نیازش را بگوید به بندگان کریم و مومن! نه به هر آدمی، رو نیاندازیم الکی به هرکس برای هرکاری به خصوص برای همین هوس های زیاد که مثلاً می خواهد ماشینش را عوض کند، با باجناقش یا با جاری اش رقابت سر ماشین و خانه دارد و می رود پول نزولی هم می گیرد که این کارش انجام شود، دیگر برکت از بین می رود. آتش می افتد در زندگی آدم؛ حتی اگر نزولی هم نگیرد درخواست کند برای چنین رقابت هایی و مقایسه ها و مسابقه ها زندگی ات فاسد می شود و خراب می شود، خیلی وحشتناک است این کار.

از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم "ما فَتَحَ رَجُلٌ بابَ مَسأَلَةٍ يُريدُ بِها كَثرَةً إلاّ زادَهُ اللّهُ عز و جل بِها قِلَّةً ما فَتَحَ رَجُلٌ بابَ مَسأَلَةٍ يُريدُ بِها كَثرَةً إلاّ زادَهُ اللّهُ عزوجل بِها قِلَّةً" قائده ی خلقت است دیگر، قضا و قدر، طمع می کند می گوید بروم یک ذره پول بگیرم از فلانی طلا بخرم نگه دارم، هوس است دیگر، خب حالا طلا نداشته باش، ماشینت تغییر نکند برای چی می روی خواهش می کنی و رو می اندازی به این و آن؟ آبروی خودت را می بری، آبروی شوهرت را می بری، شخصیت خودت را می بری. در خواست های اضافه، هوس های اضافه، این ماشین را دیده ام خوشم آمده، این وسیله را دیده ام خوشم آمده، فلان چیز را در تلویزیون دیده ام خیلی خوب است بروم بخرم ولی الان پول ندارم. الان جدیداً خانواده ها یک رسم خیلی خوبی گذاشته اند قرض الحسنه فامیلی. هرکس می روند هفته ای یا ماهانه یک چیزی می گذارند و آخر ماه قرعه کشی می کنند به هرکس که شد می دهند آن را، این خیلی خوب است. ولی یک موقعی هم هست نه تو می روی درخواست می کنی بعد هم نمی توانی بدهی و آبرویت می رود و پیش دیگران کوچک می شوی و گناه هم دارد از کسی پول بگیری و ندهی، برای چی به خاطر هوس های دنیایی ات هی می روی درخواست می کنی، آبروی خودت را می بری؟ دارد قانون خلقت را می کند مثل دو دو تا چهار تا دیگر، همانطور کهh2o می شود آب قانون خلقت است دیگر خدا گذاشته است، خدا می گوید من طوری نظام خلقت را آفریده ام که تو وقتی می روی برای زیاده های زندگی ات درخواست می کنی، زندگی ات کم می شود، برعکس می شود، نکن! برعکس می شود تو به زیادی نمی رسی؛ یک چیزی را می خری ده تا چیز را از دست می دهی. می فرماید: «مَا فَتَحَ رَجُلٌ» هرگز کسی در درخواست را به قصد افزایش، افزایش دنیا افزایش مال نگشود "إلاّ زادَهُ اللّهُ عزوجل بِها قِلَّةً" مگر آنکه به این سبب خدا او را دچار کاستی می کند. کلی رو انداخته که برود طلا بخرد بعد طلا یک دفعه ارزان می شود، یا طلایش دزدیده می شود یا بر نمی گردد، سر پزش این بوده که الان فلانی موبایلشان این است و من موبایلم این است و بی شخصیت می شوم جلوی اینها بگذار یک مدل بالا بخرم، بعضی ها قیمت شخصیتشان با ابزار است. با کمالات جمادی است با اشیاء است، با موبایل و با خانه و کریستال و قاشق و فنجان و فرش و پرده و اینجور چیزها قیمتشان است، باور کن من تا حالا سه چهار بار چون هفته پیش گوشی خریدم بعد از اینکه پنجمین گوشی ام را دزدیدند؛ موتورسوارها الان دیگر در بازار دزدی هستم، هی مثلاً کلانتری زنگ می زند بیا این دزد را گرفتیم بیا فلان کن و از این چیز ها گیر ما می افتد؛ چند وقت پیش یکی از دوستانمان پرفسور و از اساتید یکی از دانشگاه ها بود گفتم حرم خوش گذشت؟ گفت آره خیلی خوب بود ، گفتم مشکلی بود؟ گفت داشتم اسنپ می گرفتم دم باب الجواد و زدند بردند گوشی ام را، اینها حیا نمی کنند از امام رضا هم حیا نمی کنند؟ می آیند همانجا می زنند و می برند، حواستان به گوشی هایتان باشد خلاصه. حالا آی من بروم فلان چیز را بخرم حالا فکر نکنید مال ما را بردند برای این ها! نه! می گویم می برند دیگر خلاصه؛ حالا من خیلی خوشحالم هرکدام از گوشی هایم را که بردند خیلی قیمتی نداشت، آن بنده خدایی را که این دفعه گرفتنمان رفتیم پاسگاه گفت صد میلیون تومان گوشی خریده بودم بردنش... دزد هم گرفتند گفت من گوشی را فروختم الان هم پول ندارم بدهم، چیکار می کنی؟ صد میلیون زده پول گوشی، می خواهی چه کار؟ یک گوشی ساده، یک گوشی دست دوم وقتی کارت را راه می اندازد نگو من یک چیزی بخرم کلاس داشته باشد یک پزی یک چیزهای اضافه خطرناک است!

روایت بعدی باز از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، چقدر قشنگ است! «مَن يَستَعفِف يُعِفَّهُ اللّهُ ، ومَن يَستَغنِ يُغنِهِ اللّهُ» اگر کسی عفت پیشه کند؛ عفت یعنی چی؟ یعنی آنجایی که یک هوسی یک درخواستی در هر بخشی از این بخش ها می آید سراغت، عفیف باشی. نفروش آبرویت را. خودت را نگه دار و اگر کسی خودش را اینگونه نگه دارد، خدا هم نگهش می دارد، خدا هم حفظش می کند، آدم عفیف را خدا حفظ می کند. در هر جنبه ای که آدم عفت داشته باشد، نگه دارد.

«و مَن يَستَغنِ يُغنِهِ اللّهُ» چقدر قشنگ است،؛ کسی که از خودش بی نیازی نشان می دهد خدا بی نیازش می کند. یک موقعی غذا برده بودیم اینکه ما در کانال هر دو سه ماه اعلام می کنیم عزیزان پول بریزند برای کمک های مومنانه ما الان خانواده های زیادی داریم هم ایرانی هم خارجی هستند که خیلی فقیرند و آبرو دارند و اینهایی که ما شناسایی کردیم واقعا زندگی هایشان در عسرت است، در کانال هم ما اعلام می کنیم که مثلاً هرکس می تواند کمک بکند؛ یکبار من یک غذایی بردم برای یک بنده خدایی برای یک خارجی از این آفریقایی ها، یک غذا بردم برایشان گفت که تشکر می کنم استاد ولی آن یک بسته ای که آوردید برایمان بسته ی برنج و روغن و اینها هنوز یک مقدارش مانده، ده درصدش مانده الان دیگر نمی گیرم، همین فعلاً بس است حالا کی مرده کی زنده، گفتم ده درصد مانده بگیر گفت نه! بده یک کسی که نیاز دارد، استغنا یعنی این! یعنی وقتی داری طمع نکن، هی خودت را کوچک نکن. یک ایرانی هم بود در بیابانی بود براش بردم گفتم غذا آوردم. گفت: خیلی ممنون یک کس دیگری آورده من امشب غذا دارم، نمی گوید بگیرم برای فردا طمع ندارد. چقدر بزرگ است این! گفت: نه یکی امشب برای من آورده بروید بدهید به یک کس دیگر؛ استغنا یعنی این.

دیشب ما با یکی از این دوستان حرم بودیم، یک جوانی خواب بود و معلوم بود از شهرستان آمده. همینجوری خوابش برده بود. چند بار هم مأمورها آمدند صدایش کردند بلند نشد، دیگر من هم رفتم پایین پای او نشسته بودم دو سه ساعتی دیدم این همینجوری خواب است، این مأمور آمد به زور بیدارش کرد. این همینجوری نگاهش کرد و به زور نشسته بود و دوباره سرش را گذاشت روی دستش و نشسته خوابید؛ این رفیق ما آدم خیلی خوب و کریمی است، می خواستیم برویم به این پسر گفت که شهرستان آمدی؟ گفت: آره، گفت چه کاره ای؟ گفت کارگرم، جا هم ندارم، از شهرستان می آیم اینجا کارگری می کنم بعد آخر هفته می روم و شبها هم می آیم حرم، شبها نمی گذارند این راحت بخوابد که! رفیقم گفت اصلا مشکلی نیست. پس پاشو برویم باهم، گفت: کجا؟ گفتش که برای این یک هفته ات من هتل می گیرم همانجا باش، برو شبها هتل بخواب راحت، گفت نه! هرکاری کرد گفت نه، گفت اگر اعتماد نداری شماره کارت بده من برایت بریزم خودت برو. گفت کارتم را دزدیده اند، همینجا می خوابم، استغنا یعنی آقایی کردن یعنی بزرگی کردن، نه نمی خواهم! یک موقع هست یک کسی می خواهد به آدم هدیه بدهد هدیه اشکالی نداد او خودش پیشنهاد داده می خواهد هدیه بدهد، هدیه را آدم باید قبول کند؛ یک کسی می خواهد محبتی کند به خاطر اینکه در ذوقش نخورد قبول کن. فرمود: لا یَرَدُّ الاِحسان اِلَّا الحِمَار حضرت فرمود آدم محبت دیگران را رد نمی کند مگر الاغ! آدمش را من می گویم، محبت کسی را رد نمی کند به جز الاغ، محبت کسی را رد نکن؛ دعوت کرده یا هدیه ای می خواهد بدهد، در روایت داریم پیغمبر هر هدیه ای به او می دادند می پذیرفت نمی گفت این چیست و چرا انقدر کم است و.. بعضی ها هدیه می خرند هدیه را ارزیابی می کنند، نگاه کن گدابازی درآورده چی خریده است برای ما! این خیلی زشت است، طمع نداشته باشید هرکس هرچه داد با شیرینی بپذیرید بعداً بهترش را یا مثلش را بخرید برایش هدیه کنید، محبت کسی را رد نکنید، نه نه نمی خواهم! این زشت است ولی یک موقع هم هست تو استغنا نداری می خواهی درخواست کنی درخواست نکن؛ یک کسی می خواهد بیاید ترحمی یک چیزی به تو بدهد انسان قبول نکند و زیر بار نرود.

امام علی علیه السلام "السُّؤالُ" سوال یعنی درخواست، هی خواهش کردن، به این و آن رو انداختن، یک موقعی هست می خواهی سوال کنی برای دیگران رو بیاندازی آن خیلی عزتت می دهد برای خودت نیست، برای یک مسلمان می خواهی رو بیاندازی عزیزت می کند ولی برای خودت نه! «السُّؤالُ يُضعِفُ لِسانَ المُتَكَلِّمِ» آدمهایی که حرف دارند برای گفتن زبانشان بند می آید؛ یعنی مثل علما و دانشمندانی که می روند زیر بار سیاست مداران پول می گیرند و قبول می کنند امکانات آنها را، حاج آقا یک خانه بهت بدهیم، حاج آقا یک ماشین بهت بدهیم ببین این سوییچ ماشین خدمت شما، حاج آقا فلان، هرچه این دزد یا نخست وزیر یا وزیر یا رئیس جمهور فساد می کند، هیچ چیز نمی تواند بگوید. چون وام دار او شده است. رفته از او امکانات گرفته؛ وزیر هم برای اینکه دهن اینها را ببندد چه کار می کند؟ می آید به اینها یک ماشینی یک خانه ای چیزی می دهد دهن آنهایی که حرف می زنند را ببندد. سیاست مدارها تلاش های اینطور زیاد دارند، دهنت را می بندد تو نمی توانی اعتراض کن،ی وقتی دنیاطلبی کردی نمی توانی حرفی بزنی.

"وَ يَكسِرُ قَلبَ الشُّجاعِ البَطَلِ" خوب دقت کنید دل قهرمان شجاع را می شکند، دل یک قهرمان را، دل یک شجاع را می شکند، آدم وقتی سوال می کند و درخواست می کند خرد می شود له می شود.

"وَ يوقِفُ الحُرَّ العَزيزَ مَوقِفَ العَبدِ الذَّليلِ" آدم آزاده با شخصیت و عزیزرا مثل برده ذلیل می کند. وقتی می روی هی درخواست می دهی از این و آن کمک می خواهی بگیری، این کار را نکن.

"وَ يُذهِبُ بَهاءَ الوَجهِ" آبرویت را می برد، هیبتت را می برد و آخرش چه؟

"وَ يَمحَقُ الرِّزقَ" رزقت را هم نابود می کند، پس بیخود هی التماس و حاجت از این و آن نخواهید، قوی باش، عزیز باش، الان سر ارث دعواست؛ ولش کن. الان داداشت اینا قانونی بگو من ارثم را می خواهم، حقم را می خواهم، اشکالی هم ندارد حقت را بخواهی، اما آدم را خواری نکند. گاهی وقت ها انسان ها خواری می کنند، می خواهد برود حق را بگیرد بیا تورو خدا بزن به اسم من، بیا فلان کن این خیلی بد است آدم طمع پیدا کند، خیلی بد است؛ خوش به حال کسی که قناعت داشته باشد، قناعت داشته باشد، ولی عزیز باشد، بعداً زبانش باز است.

این هم از این یک روایت دیگر مانده و آخرین روایت است. راجع به یک عامل دیگر بی برکتی و آن چیست؟ غذای داغ خوردن است. غذای داغ خوردن بی برکتی اش این است که انواع اقسام مریضی برای آدم می آورد؛ باید درمان بدهی یک موقعی سرطان و بیماری های دیگر می آورد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: "الطَّعامُ الحارُّ غَيرُ ذي بَرَكَةٍ" غذای داغ برکت ندارد، یک مقدار غذا می خورد داغ است و دهانش می سوزد ولی دوباره ادامه می دهد، آب رویش می خورد و لقمه بعدی بابا پنج دقیقه صبر کن یک ذره خنک شود، چایی است، غذاست هرچه هست صبر کن خنک شود. این ور یک حدیث جا مانده بود؛ «إنَّ النَّبِيَّ اُتِيَ بِطَعامٍ حارٍّ جِدّا فَقالَ: ما كانَ اللّهُ عز و جل لِيُطعِمَنَا النّارَ أقِرّوهُ حَتّى يَبرُدَ ويَمكُنَ فَإِنَّهُ طَعامٌ مَمحوقُ البَرَكَةِ» ببین چقدر قشنگ یاد می دهد به ما! قربان پیغمبر بروم با همه ظرافت ها و نمکی هایش و لطف هایش. جان ما فدای رسول الله، می گوید غذای خیلی داغ آوردند برای پیغمبر. حضرت فرمود خدای متعال چنان نیست که به ما آتش بخوراند، ببینید چقدر با ادب حرف می زند، خدای ما آتش نمی خواهد به ما بدهد پس داغ نخورید انقدر، قرار نیست غذای ما آتش باشد.

بگذارید تا سرد شود و یَمکن -یعنی خوردنی- بشود خوردش، دیگر آتش که نمی خواهیم بخوریم، بعد می فرمایند چی؟ "فَإِنَّهُ طَعامٌ مَمحوقُ البَرَكَةِ" چون غذای داغ غذای بی برکت است. این هم از این

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین