خیر و برکت؛ جلسه 50 29/03/1402
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
" الكِذبُ يَنقُصُ الرِّزقَ" دروغ روزی را کم می کند، اصلاً آدم دروغگو رزقش کم می شود. از نبی اکرم (ص) است. امام علی (ع): "اعتِيادُ الكِذبِ يُورِثُ الفَقرَ" عادت کردن به دروغگویی باعث می شود انسان فقیر شود، بعضی ها عادتاً همینطوری حرفهای ناورا، غلط می زنند، عادت کرده که همیشه خلاف گویی کند. پنهان کاری و دروغگویی و خلاف گویی، این باعث می شود که رزق آدم کم شود، تو درواقع می خواستی با این دروغ به خواسته ات برسی، اتفاقاً طرف مقابلت بعد از اینکه فهمید تو دروغ می گویی از تو متنفر شد، بدش آمد از تو. اما اینکه ما در مورد موضوع دروغ چه بگوییم باید به بحث های کارشناسی از کتابهای خوبی که همه ی ابعاد آن را توضیح داده چه آنجایی که حرام است، چه آنجایی که می شود گفت، گناهان کبیره شهید دستغیب است. من به همه ی عزیزان گناهان کبیره را سفارش می کنم. کتاب های شهید دستغیب قلب را نورانی می کند، قدرت روح را خیلی زیاد می کند. چون ایشان مهّذب نفوس بود، کلامشان نورانیت دارد، کلامش موثر است. کتاب های شیک و امروزی نیز شاید نوشته شده باشد در این زمینه اما آدم می خواند می بیند که اصلا نورانیت ندارد، آدم روشن نمی شود، اطلاعات آدم را زیاد می کند اما آن تحولی که باید ایجاد کند را نمی کند. شهید دستغیب یک مهّذب نفوس بود، یعنی قدرت داشت، یک مرد نورانی و الهی، کلامش بسیار موثر بود. بنابراین فرمایشات ایشان خیلی انسان را قوی می کند، من توصیه ام این است که هیچکدام از کتابهای ایشان را فروگذار نکنید، بخوانید حتماً. خیلی نورانی است، خیلی اثربخش است، یقین انسان را زیاد ی کند، باور انسان را بالا می برد. مثل قلب سلیم، گناهان کبیره، داستان های شگفتشان خیلی قشنگ است و کتابهای دیگری که ایشان دارند، نورانیت می آورد برای انسان، قدرت روحی می آورد برای انسان و حتماً عزیزان استفاده بفرمایند. کتاب کاملی ست، آنجایی که می شود دروغ گفت، آنجایی که جائز است دروغ گفتن همه را توضیح داده.
روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمومنین(ع) است، عادت به دروغگویی تهی دستی می آورد، این محصول آنهایی هست که اعتیاد به دروغگویی دارند. برویم سراغ موضوع بعدی که هست "مال حرام"؛ مال حرام بی برکتی می آورد برای انسان، از نبی اکرم (ص) "لاَ يَكْتَسِبُ اَلْعَبْدُ مَالاً حَرَاماً وَ لاَ يَتَصَدَّقَ مِنْهُ فَيُؤخَرَ مِنهَ وَ لاَ يَتْرُكُهُ خَلْفَ ظَهْرِهِ إِلاَّ كَانَ زَادَهُ إِلَى اَلنَّارِ" همه ی ابعاد این را توضیح می دهیم؛ می فرماید "هیچ بنده ای مالی را از حرام به دست نمی آورد که از آن انفاق هم بکند" بعضی ها مال حرام دارند و می روند برای آن سفره ی امام حسین(ع) می اندازند، صدقه می دهند، به حرم کمک می کنند، به فقرا کمک می کنند، انفاق یا کمک هم که می کند خرج هم بکند، خداوند برکت در این مال قرار نمی دهد. برکت در مال حرام نیستش. بعد می فرماید لاَ يَتَصَدَّقَ مِنْهُ فَيُؤخَرَ مِنهَ، صدقه هم اگر بدهد قبول نمی شود، هرچه می دهد از او قبول نمی شود چون مال خودش نیست، مال دزدی است، مال حرام است، از او صدقه قبول نمی شود. بعد می فرماید: وَ لاَ يَتْرُكُهُ خَلْفَ ظَهْرِهِ إِلاَّ كَانَ زَادَهُ إِلَى اَلنَّارِ، اگر هم پس انداز بکند یا بعد از او مال بماند، آن مال حرامی که بعد از او می ماند بعداً ورثه می گیرند، آن مال این را هول می دهد به سمت جهنم، به سمت آتش می برد. خدا نکند از انسان مال حرام به جا بماند، خمس نداده باشد و مال بدون خمس باقی مانده باشد، مالی هست که مال ورثه است، مالی است که مال یتیم است، مالی هست که انسان وصیت نکرده باشد، همینطوری بمیرد و تکلیف اموال را روشن نکند، ورثه بعد از او دچار مشکلات زیادی بشوند؛ خیلی انسان باید در مسائل مالی دقت داشته باشد. این شرط اساسی است دقت کنید! برای سیر و سلوک، برای رشد، برای رفتن به بهشت، برای نرفتن به جهنم، برای مقامات انسانی یکی از چیزهایی که انسان باید خیلی پاکیزه اش بکند و شسته رفته اش بکند مسائل مالی است، بسیاربسیار مهم است.
فرمایش بعدی از وجود مقدس امام هادی(ع) است: "إِنَّ اَلْحَرَامَ لاَ يَنْمِي" حرام رشد نمی کند، می گوید ما این همه حرام خور و نزول بگیر داریم چقدر ثروتمند شدند پس چطور مال اینها رشد کرده؟ چه جوری ثروتمند شدند و مالشان رشد کرده؟ می گوید این رزق نیست دیگر، این یک دزدی ای است که دارد انجام می دهد اگر هم رشد کند، "وَ إِنَما لاَ يُبَارَكُ لَهُ فِيهِ" برکت ندارد برایش، یعین چه؟ یعنی این را در راه های حرام و جهنم و گناه و تصادف و بیماری و هزار آسیب باید هزینه کند. خلاصه آنکه خیر مال را نمی بیند. بعضی هارا خدا دوست دارد تا می بیند که مال حرام پیدا می کنند، اصلاً نمی گذارد که کارشان رشد پیدا کند، ورشکست می شوند، کارشان گره می خورد، برای نان شب شان هم لنگ می مانند، این ها را خدا خیلی دوست دارد و نمی گذارد که اصلاً به سمت جهنم بروند؛ ولی بعضی ها هستند که خیلی آدم های بدی هستند و مال شان رشد هم می کند، مال شان زیاد هم می شود و خدا می خواهد با آن زیادی و رشد عذابشان را بالا ببرد، گناه شان زیاد می شود، آسیب هایشان زیاد می شود، خدا با همان مال دارد عذابشان می کند و شکنجه شان می دهد، با همان مال اضافه. غصه می آورد، تصادف و گرفتاری می آورد و... "وَ إِنْ نَمَى لاَ يُبَارَكُ لَهُ فِيهِ" برکتی برایش ندارد، "وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ" اگر انفاق کند و در راه خدا هم بدهد اجری نمی برد، "وَ مَا خَلَّفَهُ كَانَ زَادَهُ إِلَى اَلنَّارِ" اگر ذخیره کند این را برای خودش، ذخیره کردن یعنی این مال را بگذارد بماند برای خودش، بمیرد و این مال بعد از او مانده باشد، می گوید مال حرامی که مانده و یک عالمه مالی که جمع کرده دست ورثه افتاده با معاملات حرام و دروغگویی و کلاهبرداری و گران فروشی و کم فروشی و آشغال فروشی و قاچاق و نمی دانم راه های دیگر این کارها را کرده این می شود یک عاملی برای "زادَهُ" اگر این را به جای بگذارد " كَانَ زَادَهُ" این توشه ای برای جهنم رفتن او هست. پس تا یک پیشنهاد کار خلاف می شود آدم باید بداند که این یعنی دارد می رود به سمت جهنم دارد می رود به سمت بی برکتی، ممکن است رشد مالی هم داشته باشد و بتواند یک خونه یا یک ماشین بخرد اما همه ی اینها عذاب است؛ می رود به سمت شکست های عشقی شدید زن و شوهر، بی عاطفگی های بین پدر و مادر و فرزندان، دور شدن خانواده از یکدیگر، قسی القلب شدن، مشکلات تربیتی، مشکلات ناموسی، بیماری ها و... زیاد می شود اما با خودش همه جور دردسر می آورد، همه جور بلا با خودش می آورد.
فرمایش بعدی از امام صادق(ع) است: " كَثرَةُ السُحتِ يَمحَقُ الرِّزقَ" زیاد شدن کسب حرام، زیاد شدن مال حرام، روزی تان را نابود می کند. وقتی حرام می آید روزی تان نابود می شود، روزی ام باز دقت کنید این بار چندم است دارم عرض می کنم، وقتی می گوییم روزی فقط پول نیست، یک موقع روزی سلامتی ات را کم می کند، مال ات زیاد شده اما بیماری هایت زیاد می شود، روزی سلامتی ات کم می شود. روزی های بخش حیوانی کم می شود، مشکلات خانوادگی، مشکلات ناموسی، مشکلات تربیت فرزند، گرفتاری های دیگر، مشکلات اجتماعی، آبرویی و... از اینها برای آدم پیش می آید؛ از بی برکتی دیگر آدم کجا آسیب می بیند؟ " يَمحَقُ الرِّزقَ" رزق های علمی انسان نیز هست، پولدار می شود، اما معلومات اش و معارفش را از دست می دهد، حافظه اش ضعیف می شود، علمش از بین می رود، دانش هایی که یاد گرفته و... اینها از بین می رود؛ حرام اینگونه است، وقتی می آید به همه چیز ضربه می زند و از همه بالاتر رزق انسانی ات را قطع می کند، دیگر تو به غیب راه پیدا نمی کنی، آسمان دیگر به تو نگاه نمی کند، راه آسمان به تو بسته می شود، یواش یواش می بینید که حال طرف عوض می شود، می بینی که از وقتی که دارد حرام خوری می کند دیگر حس عبادت ندارد، رزق دارد بسته می شود، از خدا بدش می آید، از ذکر بدش می آید، از نماز بدش می آید، دیگر حرم نمی تواند برود، قلب قفل می شود. مثلاً یک زمانی عاشق حرم بوده این آدم، اما کارش به جایی می رسد که از حرم متنفر است، اسمش است حسینیه، مراسم، محرم، صفر، روزه، نماز و... این رزق ها بسته شده اصلاً. قبلاً اربعین می رفته و الان نه... یعنی دیگر اصلا روحیه اش را ندارد، بسته می شود رزق. غیب قهر می کند با تو، فرشته ها، انبیاء، ائمه همه قهرهستند با تو، یعنی قلب تو هم دیگر آنها را نمی پذیرد. هروقت یک کاری هم می خواهی انجام دهی قلبت بسته است، می گویند آقا برویم مشهد می گوید نه، باشد برای بعد؛ اصلاً دیگر اشتیاق از بین رفته است. برویم حرم، اشتیاق از بین می رود، شور و شوق انسان برای نماز و نماز شب، ذکر، اشک، می بینی که همه رفته، چرا؟ چون حرام آمده در زندگی. حرام انسان را هار می کند، انسان را قسی القلب می کند، یعنی یک کسی که عاشق امام است را می کند قاتل امام؛ کربلا اینها بودند دیگر، شمر در یک صحنه عضو لشگر امام علی (ع) است در یک صحنه، جانباز هم می شود در آن جنگ، در صحنه ی بعد در لشگر عمرسعد است و " الشِّمرُ جالِسٌ عَلى صَدرِكَ" روی سینه امام حسین می نشیند. حرام این کار را با آدم می کند، زینب (س) عرض می کند آقا مگر اینها نمی نشاسند شما را که پسر پیغمبر هستی، پسر زهرایی، پسر امیرالمومنین هستی؟ می گوید اینها همه من را می شناسند، " مُلِئَتْ بُطُونُهُمْ مِنَ الْحَرامِ" شکم هایشان از حرام پر شده است، یک کاری می کند که می ایستد جلوی معصوم، در برابر دین می ایستد، حرام انجام می دهد و به آن افتخار هم می کند؛ مثل این هایی که الان بی حجابی می کنند، افتخار هم می کنند، بی ناموسی می کنند و می گویند آقا من اصلاً بی ناموس هستم! به که بگویم من بی ناموس هستم؟ من دلم می خواهد ناموس من اینطور بیرون بیاید و همه هم او را ببینند؛ از اول که اینگونه نیست، از یک جایی شروع می شود و آدم هم می بیند که دارد در برابر خدا ایستادگی می کند. احکام خدا را، دین خدا را، خمس را، نماز را، روحانیت را، حرم و حرم رفتن را، زیارت کردن را مسخره می کند، این از یک جایی شروع می شود و می رسد به اینجا؛ رزقش نابود شده و اصلاً فهم معرفتی و فطری اش را از دست می دهد، با فطرت کلاً نمی تواند کار کند، فطرتش کاملاً کور می شود و می میرد. حرام این کار را با انسان انجام می دهد، حرام هم فقط خوردنی ها نیست، دیدنی های حرام، موسیقی حرام که ما در روایت داریم هرکس چهل روز موسیقی حرام گوش دهد نسبت به ناموس خود بی غیرت می شود، همینجوری است. موسیقی حرام رزق های مهم معرفتی، علمی، معنوی را خراب می کند؛ باب آسیب، شیاطین، جن، سحر، جادو را به آدم باز می کند، کابوس، خواب های وحشتناک، یک موسیقی حرام، یک شنیدنی حرام، گاهی وقت ها آدم می رود سر درس یک مربی، یک استاد، یک مشت شرّ و ورّ تحویل آدم می دهد ، آدم می بیند که تمام ذائقه اش خراب می شود، روحیه اش خراب می شود و سنگین می شود. ما الان استاد داریم که عرفان درس می دهد و بعد از یک مدت خانم ها همه بی حجاب می شوند، چه جوری شد؟ این چجورعرفانی است؟ شما در این کانال ها نگاه کنید، طوری از خدا حرف می زند که آدم اشکش در می آید؛ ولی تو را به گوشه ای برده و سرت را می برد، حرف خدا را می زند، آقا ببین چه حرف های قشنگی درباره ی خدا زده، چقدر قشنگ و عالی است، همان حرف های عرفانی و معرفتی به تو می زند ولی نهایتاً هم بی نماز می شوی هم بی حجاب می شوی، هم بی حیا می شوی، هم بی غیرت می شوی، اصلاً عه! چه جور عرفانی بود؟ کلاس موفقیت می گذارد و می روی سر کلاس موفقیت، بعد هشت جلسه می بینی که تمام ذائقه فطری ات، تمام اشتها های انسانی ات کور می شود، پول هم از تو می گیرند، می گوید دو میلیون بده بیا سر کلاس موفقیت من! درس های موفقیت هم به تو می دهند، اما بعد از یک مدت می بینی که تمام ذائقه هایت، تمام ادراکاتت، شعور معنوی ات، قدرت هایی که می توانستی با غیب ارتباط برقرار کنی، با اهل بیت، با فرشته ها، با انبیاء، با خود خدا می بینی کور کور شده. اصلاً آنتن نمی دهد دیگر، کاملاً تو را فلج می کند. به اسم خدا، به اسم عرفان، به اسم موفقیت، به اسم کلاس زبان، کلاس زبان می روی که زبان بخوانی، اما بعد یک مدت می گویی که چرا بچه ام کج و کوله شد؟ خوراک حرام فقط لقمه نیست! قرآن می فرماید " فَليَنظُرِ ٱلإِنسَنُ إِلَى طَعَامِهِ" انسان باید نگاه کند که از چه می خورد، ببین علم ات را داری از چه کسی می گیری، بارها شده از این کسانی که کلاس موفقیت می گذارند از آنها می پرسیم در نهایت این کلاس می خواهی این ها را به کجا ببری؟ آیا می خواهی دستشان را در دست پیامبر و خدا بگذاری؟ می گوید نه ما اصلا با خدا و پیغمبر کاری نداریم! کلاس معرفت، کلاس عرفان، کلاس خدا، کلاس خوشبختی از اسم های زیبا هم استفاده می کنند، به استاد نگاه کن ببین در نهایت قضیه این آدم می خواهد تو را کجا ببرد؟ عرفان حلقه، عرفان کیهانی، عرفان اوشو، عرفان سرخ پوستی، عرفان حافظ و... همینجوری می گیرند اسامی اینگونه برای خودشان می گذارند، این می رود سر کلاس و دارد مولوی می خواند، شرح مثنوی می خواند بعد می بینی کافر شد... کجا می خواهد تو را ببرد؟ با فقه، با مرجع، با حرم، با زیارت عاشورا، با امام حسین(ع)، با محرم و صفر، با نماز اگر دارد رابطه ات را ضعیف می کند بدان که تهش به جهنم می روی! استادش، درسهایش جهنمی هستند و حرفهای قشنگی هم می زنند، از اینور و آنور هم حرف ها را می دزدند و ته این قضیه تو به جای دیگری می روی. علامت هم دارد، علامتش هم این است تا به شما یک علامتی داد که در رساله، در فقه، در حرم، در نماز یک جایی به تو می گوید بیخیال این خطر دارد و داستان دارد شروع می شود، می خواهد تو را به جایی ببرد و سرت را ببرد. یک چیزی می گوید که رساله قبول نمی کند، یعنی این استاد، استاد فاسدی است، آخه آخوند است، لباس تنش هست، ریشش بلند است، فلان است و بهمان است، مجتهد است و... فرق نمی کند! اگر دارد چیزی می گوید که رساله به تو می گوید نکن و او میگوید نه اشکالی ندارد خطر دارد. اگر یک چیزی به تو می گوید و آن خلاف نظر مرجع ات است این خطر دارد. از این جا ها شروع می شود و بعد یواش یواش سر از یک جای دیگری در می آوری. این را خیلی باید انسان دقت کند. پس فقط حرام لقمه نیست، بیشتر از هرچیزی علم و شنیدنی هاست، چیزها را از کجا می شنوی؟ دیدنی ها، در این شبکه های مجازی چه می بینی؟ آدم خوبی است اما تقوای چشم ندارد، بی تقوایی می کند و در این شبکه ها و کانال ها چیز های حرام می گذارند و این نگاه می کند، یواش یواش ذائقه اش عوض می شود. جست و جوهای حرام، نگاه های حرام، وقتی که این حرام است تو برای چه نگاه می کنی؟ نه مطلبش خیلی خوب بود، الان هم هست، مطلبش چیز قشنگی ست اما تصویرش را که نگاه می کنی یک هوس های آلوده در انسان ایجاد می کند؛ مثل این است که زهر مار را می ریزند در شربت پرتقال بگویند بخور! ظاهرش خیلی خوشمزه است و الان هم اثری ندارد بعد از خوردن اما بعداً دیگر کار تمام است. آخه دیدم موضوعش خیلی مهم است، حرفهایش خیلی مهم است ولی دیگر نمی شود... کلاس زبان است! کلاس زبان مثل آدم زبان یاد دهند ولی الان با این کلاس زبان ها یک چیزهایی به تو یاد می دهد که حیا و غیرت و همه چیز دارد می رود زیر سوال؛ آخه فیلم های اینطوری داشت، عیبی ندارد تو آن زمان می گفتی این فیلم ها را هم ببینیم، این موسیقی ها را هم گوش کنیم و... در حرام هیچ برکتی نیست، هیچ رشدی نیست، اگر قرار است آموزش دینت توأم با بی حیایی و بی غیرتی و بی ناموسی و... باشد به درد نمی خورد. می خواهم بروم این رشته را یاد بگیرم، خب این رشته چه فضایی دارد؟ نمی ارزد اگر آدم بخواهد برای آموزش دین در فضایی قرار بگیرد که پر از حرام است. خانم دکتر جراح است و می گوید من با همین چادر، نه حجاب! با چادر رفتم کانادا، درس خواندم و با همین چادر درس خواندم و همینجا تخصصم را گرفتم و برگشتم؛ پاک رفته و پاک تر برگشته. جراحی هم خوانده، آن دانشجویی که به محض خروج از کشور قرار است همه چیز را وا دهد، چون می خواهم درس بخوانم پس حجاب هیچی! چون می خواهم درس بخوانم و به کشورم خدمت کنم فلان.. مرده شور خدمت را ببرند. اینکه به نامحرم دست بدهی و کلاس مختلط باشیم و مهمانی های آنچنانی و... از این چه چیزی در می آید؟ اگر قرار است جایی برویم و کاری انجام دهیم، کار علمی است، باید با تقوا آدم انجام دهد، به محض اینکه انسان برای انجام کاری به حرام آلوده شود آن کار هیچ اثر و برکتی ندارد، سر خودمان را هم کلاه نگذاریم، هیچ اثر و برکتی نخواهد داشت. موضوع بعدی موضوع مهمی است به نام اسراف که ان شاالله بماند برای جلسه ی بعد.
والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.