جلسه 040 - خیر و برکت
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - خیر و برکت

استاد شجاعی

خیر و برکت۴۰

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین،و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

بحث مان درباره عوامل برکت بود. یک سلسله از عوامل برکت،عوامل زمانی است و بعضی ها هم در رابطه با ارتباط ما با بعضی از حیوانات که معمولاً، ما چون در زندگی شهری هستیم، امکان اینکه با بعضی از حیوانات که برکت‌دار هستند، مثلاً گوسفند که برای زندگی‌های روستایی است یا مثلاً بعضی کبوتر یا بعضی از این‌ها که برای ما چنین امکانی نیست، من هم این بخش‌ها را کلاً حذف کردم.

بحث ارتباط با رحم‌های زمانی مثل ماه ها، ماه مبارک رمضان ماه شعبان، عرض کنم خدمتتان که بعضی از مناسبت‌ها چون ما در بحث‌های دیگرمان داریم مفصل در این مسئله و در کتاب نقش انسان در تقدیرات، این‌ها را توضیح دادیم استفاده از رحم‌های زمانی و مکانی، این را هم حذف کردم از کتاب مطالعاتی مان خیر و برکت. بنابراین دو سه موضوع دیگر مانده که آنها را خدمتتان عرض می‌کنم. این جلسه را می‌پردازیم به موضوع همدلی و جماعت، اگر رسیدیم مسائل دیگر را هم خدمتتان عرض خواهم کرد.

در روابط بین انسان‌ها و همچنین سلوک فردی یک شخص، زیربنایی‌ترین حالتی که همه باید داشته باشند، رحمانیت است. همانطور که بارها خدمتتان عرض کردم، خداوند تبارک و تعالی با دمش روح خودش در انسان ها ظرفیت‌های بی‌نهایتی را در هر انسان ایجاد کرده. وقتی می‌فرماید: «نفخت فیه من روحی» از روح خودم در انسان دمیدم. این جنبه روح خدا که دمیده شده در هر انسان، که ما در معارف انسان شناسی به آن می‌گوییم جنبه فوق عقلانی یا فوق تجرد، دمش روح چه کار می‌کند با انسان وقتی روح خدا دمیده می‌شود در انسان چون خداوند؟ وقتی روح خودش را در ما می‌دمد تازه به خودش تبریک می گوید. یعنی وقتی دمش روح اتفاق می‌افتد و انسان از آن حالت جمادی یک روح انسانی پیدا می کند. «خداوند فتبارک الله احسن الخالقین» به خودش می‌گوید. یعنی انسان احسن المخلوقین است که خدا به واسطه او احسن الخالقین می‌شود. پس ما دیگر بالاتر از انسان نداریم. انسان کرامتش کرامت بی‌نظیری است در بین موجودات و وقتی همه مخلوقات الهی به خاطر انسان آفریده شده‌اند. خود خدا هم در قرآن تاکید می‌کند که من همه مخلوقاتم را از موجودات زمینی کره زمین هفت آسمان کرسی هرچه که هست، بهشت جهنم فرشته‌ها،انبیا را خداوند به خاطر انسان مبعوث می‌کند، کتاب‌های آسمانی همه به خاطر انسان هستند. بنابراین این خیلی مهم است که ما توجه داشته باشیم که این که همه به خاطر انسان هستند ما باید به خاطر هدف والایی آفریده شده‌ایم و باید برای آن هدف بالا زندگی بکنیم. این دمش روح خدا در انسان چند تا لوازم دارد. یکی اینکه چون از روح خدا است، فقط عاشق خدا می‌تواند باشد. بخش‌های پایینی‌مان معشوق‌های خودشان را دارند. آن هیچ. آن بخش‌های انسانی ما نیست. مثلاً بخش جمادی عاشق جمادات هست. بخش گیاهی عاشق کمالات گیاهی است، بخش حیوانی عاشق جنس مخالف است،یا آدم‌های زمینی است عشق های زمینی دارند. بخش عقلی عشق به علم و پیشرفت و اختراع و اکتشاف و کار درسی و علمی دارد. این‌ها که بخش انسانی ما نیست، ما فقط در بخش انسانی یک عشق و یک معشوق داریم آن هم الله است. که گزاره‌ای که مربوط به این است این است که لا اله الا الله یعنی ما غیر از در بخش انسانی؛ باز توجه کنید در بخش انسانی،انسان فقط یک معشوق،یک اله دارد و آن هم حق تعالی است. چرا اینجوری است چون روح خدا را دارد. خدا فقط عاشق خود خدا است؛ یعنی با غیر خدا کنار نمی‌آید،با غیر خدا نمی‌تواند انس بگیرد و فقط با خدا آرامش دارد. اینکه می‌گوید «الا به ذکر الله تطمئن القلوب» قلب‌ها فقط با یاد خدا آرامش پیدا می‌کنند منظور از قلب چیست؟ خیلی از آدمها هستند اصلاً با ذکر خدا انس نمی‌گیرند اصلاً خوششان نمی‌آید از اسم خدا. یک نماز چهار رکعتی شان هم ۵۰ رکعتم که نماز بخواند نماز ۴ رکعتی بشود دو رکعت خوشحال است. دوست ندارد با خدا یعنی اینجوری نیست که از انس خدا، ذکر خدا آرامش و لذتی ببرد. نه هرچه کمتر بهتر. این به خاطر این است که این شخص هنوز بخش انسانی اش بلوغ پیدا نکرده. اما اگر بخش انسانی انسان بلوغ پیدا کند، فقط با خدا آرامش دارد، فقط از خدا لذت می‌برد،عشقش آرامشش با حق تعالی هست. چرا؟ چون آن جنس را دارد آن جنس در آن بلوغ پیدا کرده و رسیده و حالا می تواند عاشق خدا بشود. عاشق خدا شدن گفتیم یعنی چه؟ یعنی اینکه انسان در ذاتش ظرفیت الهی ایجاد می‌شود، یعنی چه ظرفیت الهی ایجاد می‌شود؟ یعنی بی‌نهایت. عاشق الله یعنی کمال بی‌نهایت،پس انسان در بخش فوق عقلانی‌اش بی‌نهایت طلب است. همین که امام سلام الله علیها فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی او هم بی‌نهایت طلب است، پس دمش روح خدا باعث می‌شود انسان‌ها به حق تعالی هم عاشقش باشند هم کمال خواهی داشته باشند، بخواهند شبیه خدا بشوند. و اساساً خداوند تبارک و تعالی روح خودش را برای انسان در این دمیده تا بتواند انسان‌هایی را تربیت بکند که انسان‌ها بتوانند خلیفه خدا بشوند، مظهر خدا بشوند، شبیه خدا بشوند. بعد گفتیم در لیاقت هر انسانی مقام هر انسانی، بسته به میزان شباهتش به خداوند تبارک و تعالی دارد، شما وقتی از این دنیا می‌روید به اندازه که شبیه خدا هستید، درجه دارید. درجات بهشت، برای افراد به اندازه میزان شباهتشان به خداوند است از نظر کمالات اسماء و صفات هر انسانی بیشتر شبیه خدا باشد، درجاتش در بهشت بالاتر است به خدا هم انس بیشتری دارد. در همه نظام‌های تربیتی همینطور است، در بین شاگردان کدام شاگرد به استاد نزدیک‌تر است یا پیش استاد محبوب‌تر است، پیش مربی محبوب‌تر است؟ آن که به مربی شبیه‌تر و نزدیک‌تر است. هرچه بیشتر به مربی نزدیک‌تر بشود محبوب‌تر می‌شود در نزد مربی و استادش. ما هم نسبت به خداوند تبارک و تعالی همینطور هستیم. پس ما آفریده شدیم برای اینکه خلیفه خدا باشیم شبیه خدا باشیم،پس اینکه چه کرده نماز می‌خواند چقدر روزه می‌گیرد،چقدر کار می‌کند، چقدر چنین و چنان می‌کند، این عمل خوب است ارزش دارد ثواب دارد، اما آنکه در نهایت مهمتر است شباهت است. شباهت قرب می‌آورد‌. صفت مربی را داشتن قرب می‌آورد. گاهی وقت‌ها یک نفر کافر است ولی بیشتر شبیه خداست تا یک مومن. در روایت داریم کافر سخاوتمند نزدیک‌تر است به خدا تا یک مومن خسیس. یک کافر خوش اخلاق به خدا نزدیک‌تر است تا یک مومن بداخلاق. چرا این کافر نزدیک‌تر است به خدا؟ و محبوب‌تر است به خدا چون شبیه تر است‌. پس شباهت مهم است. اینکه صفت تو چقدر به صفات خدا می‌خورد، چقدر شبیه هستی به خداوند تبارک و تعالی. این اصل است دقت کنید. شباهت سنخیت و شباهت مهم است. من چند تا از اسم‌های خدا را دارم، چقدر به خداوند شبیه هستم، چقدر سنخیت دارم چقدر کمالات الهی را دارم. بقیه کارها مثل نماز روزه خمس زکات و چه و چه همه برای این است که تو شبیه خدا شوی. ولی اگر تو مقدمات را رعایت کنی اما شباهت ایجاد نشود، پس تو اصلاً مسیری را طی نکردی. زحمات را هدر دادی. حالا در بین شباهتی که انسان می‌خواهد به اخلاق الهی پیدا کند پیغمبر هم همین را فرمود: «تخلقوا به اخلاق الله» به اخلاق خدا متخلق بشوید. هر چقدر خلق‌های بیشتری یک نفر از الله داشته باشد، به خدا شبیه‌تر می‌شود. قربش هم بیشتر است درجه‌اش هم بیشتر است تواناییش هم بیشتر است، شادیش بیشتر است آرامشش بیشتر است. در بین اخلاق خدا مهم‌ترین خلق خدا،که دیگر از این بالاتر نداریم مهم‌ترین اخلاق خدا، که هی هم به ما می‌گویند هر روز این را تکرار کنید، رحمانیت و رحیمیت است. یعنی مهربانی. ما دیگر بالاتر از این نداریم. لذا خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم هر وقت می‌خواهد شروع‌ها را بگوید می‌گوید من خلقم را با رحمانیت انجام دادم «الرحمن* علم القرآن* خلق الانسان» قرآن نازل کرده «تنزیل من الرحمن الرحیم». خلقت آسمان و زمین است باز با رحمانیت است. لذا شما می‌بینی بیشترین اسمی را که به ما می‌گویند همیشه تکرار کنید اسم رحمانیت و رحیمیت است. بسم الله الرحمن الرحیم کنار همه سوره‌های قرآن آمده، سر نماز هم باید این سوره‌ها را بخوانید که دو بار آمده بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. دوباره چه الرحمن الرحیم، یعنی خیلی مهم است این دو صفت. خدا رحمت کند علامه طباطبایی را می‌فرمود: اسلام یعنی بسم الله الرحمن الرحیم. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله حائری را ‌فرمود: اسلام یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت. پس انسان هر چقدر روح رحمانیت مهربانی،مهرورزی در انسان زیاد بشود،کینه به دل نگیرد گذشته به یادش نیاید از کسی، بتواند غلبه کند بر گذشته، اصلاً گذشته با کدورت هایش کسی در ذهنش نیاید هر چقدر شخص، مهربان‌تر است به خدا نزدیکتر است. از اینجا متوجه می‌شویم که مسئله رحمانیت یک مسئله کاملاً ناموسی است. یک مسئله‌ای است کاملاً باید حفظ بشود. اگر شما هر کاری انجام بدهید ولی رحمانی نباشد،باطل است دیگر به درد نمی‌خورد. به پیامبر عرض کردند: یا رسول الله فلان خانم همه شب ها تا صبح عبادت می‌کند و روزها هم روزه است، فقط یک ذره زبانش تند است. پیامبر فرمود: «لا خیر فیها هی من اهل النار». خیری در این خانم نیست. چرا؟ چون زبان تند با چه چیزی سازگاری ندارد با رحمانیت و رحیمیت. زبانتان با رحمانیت و رحیمیت نمی‌خواند بد اخلاقی،با رحمانیت و رحیمیت نمی‌خواند، حسادت کردن نق کردن غرغر زدن،نمی‌دانم بدجنسی بدبینی،این‌ها هیچ کدام با رحمانیت نمی‌خواند. لذا شخص جبهه هم که برود شهید هم بشود باز می‌رود جهنم. ببینید جبهه رفته الان پیش پیغمبر رفته جبهه مجروح شده بعد هم شهید شده، آنقدر هم دوست داشتنی است این آدم که ۷۰ هزار فرشته می‌آیند تشییع جنازه‌اش،پیغمبر هم برایش نماز می‌خواند،و پیغمبر هم برایش دعا می‌کند، تا می‌گذارند در قبر پیغمبر می‌فرماید، فشار قبر دارد این،گفتند یا رسول الله شما خودت گفته‌ای الان جبرئیل میکائیل به همراه ۷۰ هزار فرشته آمده‌اند خودت نماز خوانده‌ای برایش فرمود: «انه کان فی خلقه مع اهله سوءا» در خانه بد اخلاق بود همین. شما شهید هم بشوی باز وقتی بد اخلاق هستی، باز فشار قبر را داری. چون حق الناس است، حق الناس با شهادت جبران نمی‌شود. بد اخلاقی اذیت کردن دیگران کج خلقی، غرغر زدن نق نق داشتن. حسادت، عصبانیت، زودرنجی بودن، حساسیت این‌ها که هی تو نماز شب بخوانی روزه بگیری حل نمی‌کند قضیه را،باید این خلق را بگذاری کنار باید مهربان باشی. برای همین این مسئله اخلاق مسئله مهربان بودن، مسئله کلیدی است. مسئله حساسی است، مسئله ناموسی است. برای خدا همین است. یعنی چطور برای خدا می‌گویند طرف شهید هم بشود خدا می‌گوید بد اخلاق بوده اذیت کرده،این فشار قبرش را باید برود ببیند، باید از روحش در بیاید این خشونت، بداخلاقی باید در بیاید از روحش.

لذا یکی از چیزهایی که برکت را می‌برد نق و غر و دعوا و بد اخلاقی و اختلاف داشتن اعضای خانواده، یا اختلاف داشتن در اجتماع هر وقت اختلاف می‌آید برکت هم می‌رود. این خیلی مهم است اما آنجا که وحدت است همدلی است، دوست داشتن است مهربانی است، برکت را می‌آورد حتی اگر شخص کافر باشد. ببینید دقت کنید،کافر است خدا را قبول ندارد اما خدا می‌گوید وقت یک نفر مهربان است یعنی شبیه من است، ولو کافر هم باشد وقتی افراد با هم همدل هستند دعوا با هم نمی کنند، اختلاف نمی‌کنند با هم در سر و کله هم نمی‌زنند، به هم نمی‌پرند نق و غر ندارند،کافر هم باشند چون شبیه من هستند، من به آنها برکت می‌دهم. اما یک جایی هست مومن هستند حزب اللهی هستند، تلاش دارند می‌کنند اما نق و غر دارند دعوا دارند با همدیگر، اختلاف دارند با همدیگر. خدا برکت را برمی‌دارد. مومن هم هستند خدا می‌گوید نه من دوست ندارم این صفت را،برکت می‌رود. بنابراین ریشه چیست، ریشه برکت و همدلی؟رحمانیت است. اگر کسی رحمان شد دیگر با کسی دعوا نمی‌کند. آنجا هم که قرار است دعوا بشود مومن رد می‌شود و می‌رود.بی خیال می شود. سعی می‌کند رد بشود برود که دیگر دعوا نشود درگیری نشود،اختلاف نشود چون برکت می‌رود. در اختلاف در درگیری هیچ چیزی حل نمی‌شود، با درگیری هیچ چیزی ثابت نمی‌شود، هیچ حقی به دست نمی‌آید، هیچ حقی به دست نمی‌آید. برای همین حضرت فرمود من تضمین می‌کنم کسی بگو و مگو را رها بکند، ولو حق با او باشد، بگو مگو نکند حتی اگر حق با او است بگو مگو نکند، دعوا نکند من تضمین می‌کنم برایش هم شفاعتش بکنم، هم سه خانه در سه جای بهشت برایش تضمین می‌کنم. اما می‌فرماید اگر کسی حق با او هم هست، اما جر و بحث می‌کند قیل و قال می‌کند، پیامبر فرمود: من این آدم را شفاعت نمی‌کنم. ولو حق با او است. لذا جر و بحث کردن هیچ حقی را زنده نمی‌کند حتی حق با تو هم هست دعوا راه نیندازیم، قیل و قال نکنیم. وقتی وحدت به هم می‌خورد دعوا راه می‌افتد، قیل و قال می‌شود یکی تو می‌گویی یکی او می‌گوید، نه من باید حتماً ثابت کنم حق با من است، من باید حتماً روی این را کم کنم،من حتماً باید چنین و چنان بکنم، اگر می‌خواهی خودت را ثابت کنی نه تنها ثابت نمی‌شود، حتی محبوبیتت را هم از دست می‌دهی، الان فرض بفرمایید غلبه کردی و شوهرت را هم شکست دادی، زنت را شکست دادی، دوستت را خواهرت را برادرت را،بحث کردی و شکست دادی. اولین چیزی که از دست می‌دهی دل طرف مقابلت است. او را از دست می‌دهی. پیروز نشدی تو تو در واقع شکست خوردی. ظاهرا در کلام پیروز شدی ولی باطن قضیه این نیست. لذا می‌فرماید: در مسائل شخصی در مسائل خانوادگی که ایجاد می‌شود، دعوا و جر و بحث نکنید، مسائل سیاسی هم همینطور. الان خیلی‌ها می‌آیند می‌گویند الان فتنه شده،در خانه با شوهرمان درگیر می‌شویم با پسرمان درگیر می‌شویم ،خواهر و برادرمان اصلاً فضای خانواده فضای اختلافات اینجوری نباید باشد. در خانه اعضای خانواده باید دور هم بگویند بخندند صفا خوش باشند، اجازه ندهیم در فضای خانواده افراد با هم، اینجور مسائل مطرح بشوند، مسائل شخصی مسائل اعتقادی مسائل سیاسی هر کس، اعتقادات سیاسی هر کس باورهای سیاسی هر کس مربوط به خودش است، محترم هم هست ولی دعوا و درگیری نباید بشود بین اعضای خانواده. زن و شوهر با هم دعوا بکنند بعد دشمن هم همین را می‌خواهد. شیطان هم همین را دوست دارد که شما با هم دعوا کنید، تو بگویی حق با این است آن هم بگوید حق با این است،هیچ وقت هم حق ر این مدل درگیری‌ها هیچ وقت حق ثابت نمیشود. هیچ وقت اینطوری نیست وقتی شما بحث می‌کنی طرف مقابل بگوید بله من قانع شدم، من فهمیدم مثلاً نه. اصلاً اجازه ندهیم فضای خانواده جای اینجور چیزها، اینجور جر و بحث‌ها باشد. فضای خانواده فضای همدلی است فضای وحدت است، فضای عاطفه است فضای خویشی است، انسان باید این‌ها را رعایت بکند. بنابراین باید توجه بکنیم که ما باید رحمانیت و رحیمیت را یک اصل قرار بدهیم و اجازه ندهیم هیچ چیز بیاید رابطه ما را خراب کند پس یکی از عوامل برکت این همدلی است.

بخوانیم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. «الجماعة برکت والفرقة عذاب» ببینید جماعت برکت می‌آورد اختلاف تفرقه عذاب است، هم عذاب دنیایی دارد هم عذاب آخرتی. امام صادق علیه السلام فرمود: «در نماز جماعت اهل سنت شرکت کنید تشییع جنازه آنها بروید به خاطر دعوای شیعه و سنی راه نیندازید» خدا رحمت کند حضرت امام سلام الله علیه را فرمود: امروز بر سر ولایت امیرالمومنین هم نباید دعوا کرد، بعضی از افراد و روحانیون و بعضی از متاسفانه مراجع انگلیسی و مراجع اسرائیلی و مراجع آمریکایی هستند این‌ها حتی شبکه دارند از پل آمریکا و انگلیس شبکه زدند شبکه‌های متعدد در این شبکه‌ها می‌آیند هی به اهل سنت فحش می‌دهند، به رهبران آنها فحش می‌دهند، دعوا و اختلافات شیعه و سنی راه می‌اندازند،در این دعواها هیچ حقی ثابت نمی‌شود و بیشتر هم،با هم بدتر می‌شوند، از هم فاصله می‌گیرند. امام فرمود سر ولایت امیرالمومنین هم با کسی دعوا نکنید. دعوایی نداریم، خود خدا مسئله را حل بکند. الان ما برای وحدت و همدلی بهانه‌ها و دلایل بیشتری داریم تا اینکه بخواهیم ثابت کنیم که،مثلاً حق با چه کسی بوده،مثلاً این بحث هیچ جایگاهی ندارد و آسیبش به امام زمان می‌رسد، دودش به امام زمان چشم می‌رود، چون شما زمانی می‌توانید موانع ظهور امام زمان را برطرف بکنید،که بتوانید همه مسلمان‌ها اعم از شیعه و سنی را، همدلی بدهید تا خودشان را برای ظهور آماده بکنند،کشور برای ظهور آماده بشود، کسی که الان دعوای شیعه و سنی راه می‌اندازد، واقعا خیانت می‌کند به امام زمان. خیانت بزرگی می‌کند به امام زمان چون صفای کشور وحدت و قدرت کشور،برکت کشور را از بین می‌برد،بعد کشور آسیب‌های زیادی را می‌بیند. هر جایی اختلاف باشد شیطان آنجا است هر جایی اختلاف باشد عذاب دنیایی،عذاب آخرتی و بی‌برکتی آنجا است. لذا خود ائمه اصلاً این کار را نمی‌کردند. امیرالمومنین می‌توانست دست به شمشیر ببرد نبرد. ۲۵ سال با کسانی که با حضرت نبودند، به عنوان وزیر با این‌ها همکاری می‌کرد. همکاری می‌کرد دعوا راه نینداخت اختلاف نینداخت تا یک موقعی مبادا جامعه اسلامی آسیب ببیند. این خیلی مهم است. بنابراین در مراجع خودمان الان مراجع عظام،خدا حفظ کند همه مراجع را، مراجع حقیقی را همه‌شان هم فتوا دادند شما وقتی، مکه می‌روید پشت سر همین وهابی‌ها نمازتان را هم بخوانید، اشکالی هم ندارد غذا هم ندارد اعاده هم ندارد. اقتدا کنید در نماز جماعتشان شرکت کنید. تشییع جنازه‌شان بروید مراسمشان بروید، دوست باشید با این‌ها، دعوا راه نیندازید. اختلاف راه نیندازید آنها که اختلاف را می‌اندازند به همه مردم خیانت می‌کنند، به کشور صدمه می‌زنند،ظهور امام زمان را به عقب می‌اندازند،اختلاف افکن یک جنایت بزرگ است که ائمه هیچ وقت، به ما چنین اجازه هیچ وقت ندادند. نه خودشان کردند و وارد چنین چیزهایی شدند شیعیان هم گفتند وارد چنین اختلافی نشوید اصلاً،تمام شد و رفت پی کارش. و سلام.

پس «والفرقة عذاب»،تفرقه هرجا باشد عذاب است در خانواده مواظب باشید، در موسسه کار می‌کنید مواظب باشید،در هیئت مواظب باشید ،در بسیج مواظب باشید،در کارخانه تا مواظب باشید در شرکتتان مواظب باشید, دعوا درگیری اختلاف پچ پچ کردن، جبهه تشکیل دادن تمام این‌ها حرام است و گناه دارد. تفرقه عذاب می‌آورد و بی‌برکتی می‌آورد، دیگر از این سریع‌تر حضرت می‌گوید کافر وقتی یک همدل است من به آنها برکت می‌دهم و مومن وقتی با هم دعوا می‌کنند خیر و برکت از آنها می‌رود. پس این را دقت کنید خیلی مسئله ناموسی و حساسی است، آنجایی که قرار است دعوا و درگیری بشود اصلاً جلو نروید. چون چیزی ثابت نمی‌شود، دل‌ها به هم نزدیک نمی‌شوند. تو حتی اگر پیروز هم بشوی شکست خوردی، اصلاً حرف حرف تو، تو توانستی حرفت را به کرسی بنشانی، اول ناراحتی طرف مقابل است،و اول اختلاف و کینه است،نه آخه رویشان زیاد می‌شود فکر می‌کنم ما اینجوری ما آنجوری،بگذار فکر کنند مهم نیست. اجازه ندهیم که بین ماها فتنه اختلاف و درگیری با هیچکس ایجاد بشود. ما عامل نباشیم. «کل و جمیعاً ولا تفرقوا فان البرکت مع الجماعه» با هم غذا بخورید اختلاف نداشته باشید تفرقه نداشته باشید،دست خدا با جماعت است،حتی جماعت دست خدا را می‌آورد مومن و کافرش مهم نیست کافر هم باشید با هم باشید،خدا به آن کافرها کمک می‌کند،مومن باشید با هم اختلاف کنید خدا،د ستش را برمی‌دارد ، حمایتش را برمی‌دارد. لذا گاهی وقت‌ها دشمن‌ها که با هم اتحاد دارند،موفق‌تر هستند و پیروز هم می‌شوند، در جنگ‌های امیرالمومنین مگر نمی‌بینید امیرالمومنین با چند بار شکست خورد. شکست امیرالمومنین برای چه بود؟ برای این بود که دوستانش اهل تفرقه بودند،همدل نبودند با همدیگر،ولی دشمنانشان چرا،در نهج البلاغه دارد« والله یمیت القلب و یجلب الهم من الاجتماع هولا قوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم» به خدا قسم دل انسان می‌میرد وقتی همه غم وجود انسان را می‌گیرد،از اینکه یاران معاویه اینقدر با هم دوست هستند،آنقدر همدلی دارم و شما با هم اختلاف دارید، لذا حضرت شکست می‌خورد. یاران معاویه چون در باطلشان با هم محکم پشت هم ایستادند،امیرالمومنین را و لشکر امیرالمومنین را شکست می‌دهند، امیرالمومنین هم باشد شکست می‌خورد. خدا شوخی ندارد در این مسئله. شوخی ندارد. برکت می‌دهد هر جایی که همدلی است. ولو دشمنانش باشند. ولو دشمنانش باشند برکت می‌دهند. پس اگر کسی برکت می‌خواهد خیر می‌خواهد،موفقیت می‌خواهد، رشد می‌خواهد باید روح اختلاف دعوا درگیری، بی‌عاطفگی بی‌مهری، بی محبتی این‌ها را از خودش دور کند. چه در سلوک فردیش چه در ارتباطات اجتماعی‌اش، خانوادگی، روح دعوا و درگیری فتنه انگیزی از خودش چه کار کند؟ دور بکند. اگر شیطان موفق بشود و ما را به جان هم بیندازد،بتواند پچ پچ و ناراحتی و دلشوره را،زودرنجی را حساسیت را،عصبانیت و دلخوری را،ایجاد بکند بتواند، دائماً ذهن ما را با گذشته خودمان و گذشته ای که با دیگران داشتیم کارهای بدی که،دیگران در حق ما کردند،بتواند ما را در آن گذشته نگه دارد،ما تماماً عابد شیطان هستیم،و شکست می‌خوریم، عابد شیطان هستیم و دروغ هم می‌گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین چون اختلاف داریم با بقیه، گذشته بقیه یادمان می‌آید، گذشته‌ای که دیگران چه کار کردند یادمان می‌آید، این دیگر نمی‌گذارد شما روح آرام داشته باشید. وقتی هم کینه گرفته‌ای می‌خواهی به هر بهانه‌ای، تفرقه ایجاد بکنی من از این آدم خوشم نمی‌آید،این آدم نباید اینجا باشد، این آدم نباید بیاد این اینجوری آن آنجوری، دائما این اخلاق بد ما باعث می‌شود که،یکسره تفرقه ایجاد بشود جدا بشویم از خیلی‌ از آدم‌هایی که به درد لشکر امام زمان و خدا می‌خورد. حالا با من خوب نیست چه اشکالی دارد. از من خوشش نمی‌آید نیاید. آدم با کسی دعوا نمی‌کند درگیری نمی‌کند اختلاف انگیزی نمی‌کند چون از من خوشش نمی‌آید. ما ملاک نیستیم.

خدا رحمت کند آیت الله بروجردی را، این‌ها چقدر بزرگ بودند، این مراجع ما، یک موقع ایشان هر هفته یک روز می‌نشست نامه‌ها را می خواند. برای نوشته بودند که شما فلان روحانی را که فرستاده‌اید فلان شهرستان یا فلان روستا این علیه شما دارد تبلیغ می‌کند، خود آقای بروجردی فرستاده بود علیه شما تبلیغ می‌کند و می‌گوید مردم شما وجوهاتتان را به آقای بروجردی ندهید. آقای بروجردی بدان این آدم دارد این کار را می‌کند. آقای بروجردی نامه را خواند گفت به خدا می‌دانم می‌دانم خودم خبر دارم ولی آن آقا می‌رود بقیه را راهنمایی می‌کند، در روستا هدایت می‌کند دین را به مردم یاد می‌دهد این مهم است،اینکه با من دشمن است من جز اصول دین مردم نیستم که اگر کسی با من بد بود پس بگذارمش کنار. ببینید چقدر این‌ها خودساخته بودند. چقدر این‌ها بزرگ بودند. بگو اصلاً مهم نیست با من مخالفت می‌کند و علیه من حرف می‌زند، حرف بزند. به درد اسلام که می‌خورد به درد امام زمان که می‌خورد برای چه، بگذارمش کنار،ما نه ما کافی است یک نفر با ما خوب نباشد،اگر بتوانیم از هرجا هست بیرونش می‌کنیم، کارخانه باشد شرکت باشد، موسسه باشد بسیج باشد، هیئت باشد، نه، این با من خوب نیست. پس باید این برود یا جای من است یا جای این. هیچ وقت فکر نمی‌کنیم این آدم به درد امام زمان و خدا می‌خورد. با من خوب نیست من هم شرط اسلام نیستم. دقت کنید یگانه مرجع شیعیان است. طرف دارد علیه اش حرف می‌زند، می‌گوید من جز اصول عقاید مردم نیستم که مردم اگر با من هم بد بودند حتما با خدا هم بد هستند. نه. با من به دست عیبی ندارد، ولی ما نه ما خودمان را خیلی وقت‌ها از همه مقدسات بالاتر می‌دانیم، که اگر کسی به ماتوهین کرد، اگر کسی بد ما را گفت اگر کسی مخالفت کرد با ما. از آن طرف باید حذف شود برود بمیرد،چون با من بد است. چون از من خوشش نمی‌آید. خوشش نیاید، خدا هم خیلی‌ها از خدا خوشش نمی‌آیند، اهل بیت هم خیلی‌ها خوششان نمی‌آمد. ولی ائمه خدا هیچ وقت کسی را دور نمی‌اندازد. حتی کافرها را دور نمی‌اندازند دوستشان دارند،ائمه این همه آدم خوششان نمی‌آید از ائمه و نیامد. ولی هیچ وقت ائمه افراد را طرد نکردند،پل را پشت سر کسی خراب نکردند. بدتر از یزید که نداریم یزید آمد خدمت امام سجاد علیه السلام آمد گفت آقا می‌توانم توبه کنم حضرت گفت بله، نگفت تو ملعون فلان فلان شده امام حسین را همه را زدی کشتی حالا، آمدی خجالت نمی‌کشی توبه‌ چه میخواهی بکنی،اصلا اینجوری نبود امام سجاد گفت: بله می‌توانی توبه کنی،توبه کن. این پل را پشت سر کسی خراب نمی‌کردند هیچ وقت. ما نه ما کافی است یک نفر با ما خوب نباشد، ما خودمان را ملاک قرار می‌دهیم، این بسیار وحشتناک و خطرناک است. لذا پیامبر می‌فرماید: «با هم بخورید» در خانواده اعضای خانواده سفره می‌اندازند یک کسی نرود اتاق بنشیند یکی برود پشت میز یکی برود جلوی تلویزیون غذا بخورد، همه دور هم بنشینید غذا بخورید، همه با هم بنشینید غذا بخورید، موقع غذا خوردن کار شخصی، همه با هم. کار شخصی داری بعد از غذا. تفرقه نه. لذا فرمود خدا لعنت کند کسی را که تنها می‌خورد و تنها می‌خوابد. لذا پیامبران بزرگ وقتی می‌خواستند غذا بخورند وقتی کسی نبود می‌رفتند یک مهمان یا کسی را پیدا می‌کردند از بیرون می‌گفتند تو بیا اینجا با ما غذا بخور. ما تنها غذا نخوریم. یک نفر حتماً باشد با ما غذا بخورد. این خیلی خوب است. ما الان آدم داریم تنهاست دارد از تنهایی می‌میرد، بعد می‌گوید حالا تنها هستی تنها،از تنها بودن تنها خوابیدن تنها زندگی کردن، خوب نیست. حالا که ازدواج نمی‌خواهی بکنی یا همسر مناسب پیدا نکرده‌ای،این خانم هم مثل تو تنها است، بیایید دوتایتان با هم زندگی کنید خانه بگیرید پیش هم باشید این خیر و برکت در این است، شیطان‌ها دفن می‌شوند آرامش بیشتری دارید، می‌گوید من با هیچکس سازگاریم نمی‌شود، اخلاق گندی دارد، می‌گوید من با هیچکس سازگاری نمی‌شوم. سازگاری ندارد تنهایی را با همه نکبت‌هایش تحمل می‌کند،اما حاضر نیست یک دوست هم اتاقی بیاید با او زندگی کند، مردها هم خیلی وقت‌ها اینجوری می‌شوند. بابا شما تنها هستی الان که ازدواج نکرده یا نمی‌توانی ازدواج کنی،حالا امکانی نیست که با همسر باشی،برای چه می‌روی اتاق مجردی می‌گیری،خانه مجردی می‌گیری که چه بشود! یک دوست دو دوست سه نفر جمع بشوید یک اتاق خانه بگیرید سه نفری با همدیگر،وظایف تان را هم تقسیم بکنید دور هم باشید نگذارید تنهایی تنهایی شیطان به آدم حمله می‌کند،در روایت داریم شیطان وقتی می‌خواهد یک نفر را نابود بکند،اول با قهر و ناز و دعوا و این‌ها، از جمع جدایش می‌کند و بعد به او حمله می‌کند،حدیث داریم مثل گرگ وقتی می‌خواهد، یک گوسفندی را بخورد چه کار می‌کند؟ شیرها را دیده‌اید در فیلم‌های مستند نگاه کنید،شیر و پلنگ وقتی می‌خواهند یک حیوانی را بدرند آنکه تک می‌افتد می‌رود سراغ او. آنکه وسط جمعیت است نجات پیدا می‌کند. و آنکه تک می‌افتد همیشه خوراک دشمن است. شیطان هم همینجوری است، وقتی یک نفر را از فامیل جدا کرد،بابا صله ارحام است کافر هم باشی شما حق نداری صله ارحام را قطع بکنی، کافر است اصلاً مسلمان نیست، ضد انقلاب است اصلا،با تو جور نیست عقایدش با تو فرق می‌کند. حق نداری، قطع رحم بکنی. بله قطعاً اگر ارتباطی داشته باشد که روی عقاید شما اثری بگذارد،آن ارتباطش را نداشته باش، ولی ارتباط فامیلی و دوستی و این‌ها که عیبی ندارد. تماس تلفنی داشته باشید، بروید خانه همدیگر ولی لازم نیست حرف‌های عقیدتی و سیاسی بزنید که دعوا بشود. بنشینید با هم تلویزیون نگاه بکنید بنشینید با هم یک چایی بخورید بنشینید با هم یک میوه بخورید بنشینید با هم یک بحث خانوادگی بکنید، یک گپی بزنید. بزرگان ما علمای ما بزرگان ما، در همین مشهد در قم در تهران، من سیره این‌ها را یادم است، می‌گفتند دور هم جمع بشوید حالا لازم هم نیست حتماً، جمع می‌شوید حتماً دعای توسل هم بخوانید،حتماً یک دعای کمیل هم بخوانید، حتماً یک زیارت عاشورا هم بخوانید نه. هفته یک بار جمع بشوند دوستان دور همدیگر را ببینند یک آش با هم بخورند. یک عدسی با هم بخورند. یک چایی با هم بخورند. یک خرما بخورند با همدیگر. یک میوه بخورید بعد بلند بشوید بروید دنبال کارتان. این همدل بودن با هم بودن، جماعت خیر و برکت می‌آورد. دعاهایتان هم همینطوری باشد. دعاهای جمعی خیلی موثر است، روح جمعی در روایت داریم که نمازتان را به جماعت بخوانید، حالا خانم‌ها نه آقایان آنها که می‌توانند، شرکت کنند و شرکت نکنند حضرت فرمود: یهودی یا مسیحی می‌میرند از دنیا می‌روند. کسی که می‌تواند نماز جماعت شرکت بکند، حق ندارد نماز جماعت نرود،می‌گوید من در خانه خودم نماز خودم را فرادا می‌خوانم،استثنا را کار نداریم،بحث استثنا عیبی ندارد، ولی مومن نماز را باید با جماعت بخواند. اول وقت جماعت. بسیار گناه بزرگ است که کسی می‌تواند مسجد برود ولی نرود. فرمود: به یهودی و مسیحی سلام کنید اما به یهودی امت من سلام نکنید. گفتم یهودی امت شما چه کسی است؟ فرمود: کسی که می‌تواند نماز جماعت شرکت بکند و شرکت نکند. اصلاً در جمع رفتن زیارت جمعی دعای جمع این‌ها معجزه می‌کند، جمع دعا کردن معجزه می‌کند. با هم بودن همدلی خیلی معجزه می‌کند، خیلی وقتها انسان به تنهایی نه زورش به شیطان می‌رسد نه به خودش می‌رسد،اما وقتی می‌رود در جماعت شرکت می‌کند، این روح جمعی این را هم با خودش می‌برد، می‌آیند کمک می‌کنند به انسان و انسان را راه می‌اندازند و می‌برند با خودشان. روح جمعی قدرت ایجاد می‌کند. از روح جمعی خیلی استفاده بکنید. یک مشکلی داری تنها نشین دعا کن، می‌توانی ۵۰ نفر را ۴۰ نفر را دعوت کنی به خانه‌ات یک چایی یک آشی یک سوپی یک عدسی جمع بشوید بگویید می‌خواهم دعای توسل بخوانیم برای خواسته من همه با هم دعا کنید. به جمع بگویید برایتان دعا بکند. خدا رحمت کند آیت الله بهجت را سلام الله علیه. ایشان نفس داشت صاحب نفس بود، ولی هر وقت به او می‌گفتند آقا دعا بکنید می‌گفت، من یک نفر هستم من دعا می‌کنم ولی به بقیه هم بگویید بقیه هم دعا کنند. جماعت را بیاورید وسط. به جماعت بگویید دعا کنند برایتان. خدا دعای جمع را خیلی احترام می‌گذارد. در همین جلساتی که ما با هم داشتیم اینجا چقدر آدم‌ها آمدند اینجا به ما گفته ما مشکلات بزرگ داریم. سرطان داریم دکتر جواب کرده، همه خود شماها بارها من دیده‌ام و خواسته‌ام امن یجیب بخوانید، خدا شاهد است بعداً شفا گرفته‌اند، به همین دعای شما و نفس پاک شما. جمع خیلی اثر دارد، خدا احترام می‌گذارد به جمع می‌گوید ۵۰ تا ۲۰۰ تا سیصد تا پانصد تا مومن همه با هم دعا کردند. خدا احترام می‌گذارد به این جمع. دعای جمعی خیلی مهم است. پس در سلوک فردی باید شخص روحیه جدا افتادن، جدا کردن تفرقه را از خودش دور کند. در سلوک اجتماعی باید تلاش بکند جمع ایجاد بکند. خودش همیشه عامل وحدت باشد، عامل تفرقه نباشد. او عامل وحدت است. از آشتی بدهد افراد را،آشتی دادن آنقدر مهم است که امام فرمود اگر شده دروغ هم بگویی برو دروغ بگو ولی آشتیشان بده، زن و شوهر دعوا کردن با یک دروغ که تو بگویی از جایی که دروغ گناه کبیره است جایز است اشکال ندارد، بعضی جاها واجب هم هست، می‌گوید بگو و این‌ها اختلافشان برطرف بشود. نگذارید بین این‌ها اختلاف بیفتد، به راحتی جدا بشوند به راحتی طلاق بگیرند، به راحتی تفرقه بیفتد بین آنها، ولی بعضی‌ها هستند کلاً روحیشان اینجوری است، جنجالی و جدایی، دو بیشتر است یا ۳ می‌خواهند بروند سمت طلاق،به بقیه هم توصیه می‌کنند جدا بشوید و طلاق بگیرید. زود زود زود. اینجوری نیست. زندگی به این مفتی نیست که آدم، یک عالم راهکار دارد یک عالم تحمل دارد، صبر دارد شکر دارد، رضا دارد تغافل دارد، تجاهل دارد. آنقدر ما فرمول داریم برای اینکه کنار هم باشیم. برکت جمادی اش گیاهی اش حیوانی اش عقلی و فوق عقل اش در وحدت و همدلی است. همدلی. تفرقه برکت نمی‌آورد شما نگاه کنید، طلافروش ها وقتی یا پارچه فروش‌ها لباس فروش‌ها، وقتی می‌خواهند خیر و برکت بیاید، اصناف مختلف هیچ وقت نمی‌روند، هیچ وقت نمی‌روند یک مغازه تنهایی در بازار بزنند،همه چه کار می‌کنند بله؟ یک پاساژ طلا فروشان راه می‌اندازند. همه طلافروش هستند ولی یک وقت برکتشان چه است؟بله؟مردم هم می‌روند کجا خرید می‌کنند؟ می‌گویند برویم بازار پارچه آنجا خریدها بیشتر از ترددها بیشتر است. پاساژ طلافروشان همه طلا می‌خرند آنجا. بازار میوه حالا یک مغازه بغل ما هم زده بشود. نه بابا این مردک آمده بغل من میوه، مغازه زده نان ما را هم می‌برد نان شما بریده نمی‌شود، اتفاقا نان شما برکت پیدا می‌کند. ۵ تا مغازه میوه فروشی بیاید کنار هم قرار بگیرد، خدا قانون برکتش را اینجوری قرار داده. ولی ما نه شیطان می‌گوید بابا این مغازه آماده بغل من زدند حالا نان ما کم می‌شود مشتری ما کم می‌شود. نه مشتری شما برکت پیدا می‌کند. زیاد می‌شود اتفاقاً. پاخور مغازه شما بیشتر می‌شود. اما اگر گفتیم فقط خودم تمام است. گفتی خودم من تنهایی هیچ چیزی نمی‌دهند به تو. خدا رحمت کند حضرت امام سلام الله علیه را، مرجعی بود که به او اعتراض می‌کردند همیشه می‌گفتند شما همیشه چرا در شلوغی‌ها می‌روی در حرم، مرجع که نباید مرجع باید با کلاس باشد، گفتن یعنی چه،گفتند که حرم را خلوت بکنند قرق کنند خلوت کنند در خلوتی‌ها موقعی که کسی نیست شما بروید. امام فرمود هر چیزی به هر کسی می‌دهند در شلوغی‌ها می‌دهند. در خلوت به کسی چیزی نمی‌دهند. وقتی حرم خیلی شلوغ است آنجا امام نظرش بیشتر است، خدا هم نظرش بیشتر است. آن موقع که حرم شلوغ است حالا راحت ندهند ولو به ضریح نرسی،خوب نرسی مگر شرطش این است حتماً به ضریح برسی،امام رضا مثلاً کنار ضریح بیشتر از در حیاط است؟ نه، امام رضا حضورش در ضریح بیشتر از حیاط نیست،بیرون حیاط،مهم آن جمع است هرجا جماعت است،نظر امام بیشتر است. لطف امام بیشتر است،توجه بیشتر است. امام فرمود: هر چیز به هر کس می‌دهند در شلوغی است. می‌رفت امام را هول می‌دادند عبایش می‌افتاد عمامه امام می‌افتاد، خودشان را هول می‌دادند، امام همیشه همین جوری بود،بحث سینه زنی بود امام می‌رفت وسط جمعیت سینه می‌زد مثل بقیه مردم. همینجوری به او می‌گفتن تو اصلاً کلاس مرجعیت را خراب کردی مثل بقیه مردم می‌رویم می‌نشینی در حرم مثل بقیه مردم، مفاتیح دستت می‌گیری می‌نشینی دعا می‌کنی،امام گفت همین جوری درست است. همدلی اینجوری خوب است. در خانه هم همینطور. در خانه هم همینطور. چایی می‌خواهی بخوری نگو بروم یک چایی دم کنم بخورم، بقیه را هم بیاور پای چایی بیاور پای میوه، بیاور پای ببین از ده نفر سوال کن، فکر همه باش، نگو در یخچال را باز می‌کنم یک پیش دستی برمی‌دارم یک سیب می‌خورم به بقیه هم به من چه هر که می‌خواهد بخورد، خودش بردارد بخورد کار خوبی نیست این. تو که داری می‌روی میوه بخوری این میوه را برو پوست بکن، چند سیب برش بده. موز بردار سیب بردار، هر چیزی. بقیه را هم صدا کن بیا بنشین با هم بخورید. بقیه هم که ببینن تو این کار را می‌کنی، اگر هم اشتها نداشته باشند اشتهایشان باز می شود. خود امام سلام الله علیه از درس می‌آمدند ساعت ۱۰ صبح می‌رفتند یک زیارت نقلی و مختصر، حضرت امیر زیارت حضرت امیر می‌رفتند، هر روز امام کارش این بود که بیاید،در حیاط جا بیندازد سماور بیاورد، چایی دم بکند اعضای خانواده همه باید می‌آمدند دور هم می‌نشستند و چایی می‌خوردند. مقدس ها به امام می‌گفتم بابا شما حرم امیرالمومنین علیه السلام را ول می‌کنی زیارت به آن مهمی را رها می‌کنی، میآی یک چایی با هم بخورید، امام می‌فرماید ثواب این دوره هم چای خوردن از زیارت امیرالمومنین کمتر نیست. دقت کنید قربان این دینمان بروم، قربان این اسلام مان بروم که چای خوردن اعضای خانواده ثوابش کمتر از زیارت امیرالمومنین نیست. چون دور هم هستند. این خیلی مهم است. بعضی‌ها در خانواده همینجوری هستند بقیه را جمع می‌کنند، ولی خوش به حال آنکه، سنگ زیرین است آنکه داوطلب است. در روایت داریم «سید القوم خادمه» سرور هر گروهی پیش خدا سرورشان آن است که خدمتگزار بیشتر است. آن خدمتگزار آنکه همیشه دورش جمع می‌شوند، برای همین هم معمولاً خانم‌ها در این جهت به خدا نزدیک‌تر هستند. چون معمولاً خانم‌ها فداکاری می‌کنند زحمت می‌کشند بقیه را دور هم جمع می‌کنند، گاهی وقت‌ها بچه‌های یک خانواده اینجوری هستند، غروب یک دفعه می‌آید می‌رسد چهارتا خودش گرسنه است، می‌خواهد تخم مرغ بخورد ولی این کار را نمی‌کند، می‌رود دوتا نام سنگک بربری چیزی نان تازه می‌گیرد، یک چند تا تخم مرغ می‌زند همه را هم دعوت می‌کند دور هم جمع شویم با هم، لقمه کمتر ولی با هم بخوریم. لقمه کمتر می‌خوریم ولی با هم می‌خوریم. برکت هم می‌آورد اتفاقاً، برکت می‌آورد غذایت را هم خورده‌ای یعنی تو از راه رسیده‌ای، الان همه غذایشان را خوردند، برای شما غذا آوردن شما بخورید، باز شما بقیه را هم دعوت کن، بیا بشین کسی اشتها دارد به خصوص بچه‌ها،به خصوص بچه کوچک‌ها دعوت کنید بچه‌ها بیایند،بخورند با شما،تنها نخورید «ملعون ملعون من اکل وحده» ملعون است ملعون است کسی که تنهایی بخورد. نگو کوفتش بشود این‌ها که همه خوردند برای چه من بگویم حالا بیایند بستنی مرا بخورند باهم، آدم اینجوری است، حیوان است که فقط دوست دارد خودش تنها بخورد. آدم اینجوری نیست کسی که می‌خواهد شبیه خدا بشود، می‌گوید بگذار از غذایم به بقیه هم بدهم، این رحمت ایجاد بشود، این گناه اصلاً خود این یک عالم گناه انسان را می‌ریزد. همین بیایید بشینید از بستنی من شما هم بخورید یک چایی را ما با هم بخوریم این،ناهار و شام را شما هم بیایید یک لقمه بخورید. نمی‌میری که ولی همین که یک نفر بیاید شریک پیدا کنی رحمت می‌آید برکت می‌آید، پول می آید. گره‌ها حل می‌شود بقیه را هم دعوت کنیم بیایند. این ارزش خیلی مهمی دارد.

این دو روایت را خواندیم انشالله جلسه بعد، می‌رویم سراغ یک موضوع جدیدی و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.