خیر و برکت
جلسة سی و هفتم (37) به تاریخ: 09/07/1401
استاد گرانقدر:
حجةالاسلاموالمسلمین محمد شجاعی
تعداد جلسات: 55
اعوذ بالله من الشیطان الرحیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و هدیه به محضر آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
بحثمان درباره معرفی کانون های برکت بود که رسیدیم به اهل بیت (علیه السلام). وقتی میگوییم کانون یعنی شما باید ارتباطتان را با کانون قوی بکنید و یک ارتباط سالم داشته باشید. در معرض ارتباط و جذب از آن کانون باشید. مثلا شما وقتی که احتیاج دارید که با گوشیتان کار بکنید به نت احتیاج دارید. حالا در این ساختمانی که ما هستیم و خیلی هم دراز هست، شما وقتی که می آیید در عمق ساختمان میبینید که آنجور که باید دیگر انتن نمی دهد. آن کانون نت زورش نمیرسد این مقدار بیاید. شما برای اینکه از نت برخوردار بشوید چه کار میکنید؟ مجبورید که این مسیر را برگردید، یعنی از انتهای سالن خودتان را برسانید به جایی که پنجره ای داشته باشد، هوایی باشد تا این ارتباط سالم برقرار بشود تا آن توانایی ها قابل استفاده باشد. شما خودتان میگویید توانایی دیگر، انگلیسی اش میشود چی؟ app. میگویید اپلیکیشن، یعنی قدرت، یعنی توانایی ولی شما وقتی اَپ را هم نصب کردی ولی اینترنت نیست دیگر آن اَپ کار نمیکند دیگر، آن قدرت اصلا نمی آید که بتوانی از آن استفاده بکنی. میگویی میخواهم پول جابجا کنم نت ندارم، میخواهم کار تحقیقاتی کنم نت ندارم. باید چه کار کنی؟ باید خودت را به کانون اینترنت نزدیک کنی تا آن اپ هایی را که یعنی آن توانمندی هایی را که روی گوشی ات نصب کردی، برایت کار بکند، بتوانی از آن استفاده کنی. پس صرف شناسایی کانون برکت کافی نیست. ما خودمان میدانیم که اگر واقعا نتمان وصل بشود، میتوانیم از این اپلیکیشن ها استفاده کنیم از برنامه هایمان لذت میبیریم، ولی حالا که نت نیست من باید چه کار بکنم؟ باید بروم جایی که بتوانم از این نت استفاده کنم. یه ترتیبی بدهم در خانه مودمی باشد اینترنتی باشد یعنی باید ارتباطتت را با کانون برقرار کنی تا بتوانی از آن استفاده کنی. بنابراین وقتی میگوییم اهل بیت: کانون برکت هستند، شما باید بتوانی از این کانون خیر و برکت استفاده کنی، نحوه استفاده ات درست باشد، مثل خود خداوند تبارک و تعالی.
مبارکی در درجه اول مثل هر نعمت دیگری که کانونش دست خداست، خدا منشاء همه توانایی ها و اثرهاست: «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» هر خیر و برکتی مال خدا است و بعد خداوند آن را در اختیار ائمه قرار میدهد. در زیارت امام حسین میخوانیم: «اِرادَهُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمُورِهِ تَهْبِطُ اِلَیْکُمْ وَتَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ» خداوند هر اراده دارد در مورد مخلوقاتش چه جمادات، چه گیاهان، چه حیوانات، چه انسان ها، چه جن ها، چه فرشته ها، چه دنیا، چه برزخ، چه آخرت همه چی اول به شما نازل میشود، جذب میکنید همه تقدیرات را «وَتَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ» و از خانه شما هست که به بقیه میرسد». پس وقتی میگوییم اهل بیت یعنی اونی که کانون همه چیز است، کانون همه خیرها و برکات است، همه چیز دست آنها است. لذا در قرآن کریم درمورد امام چه می فرماید؟ «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» همه چیز بدون استثناء، استثناء ندارد، محاسبات ریاضی «کل شئ» در یک شخصیت یک سیستم و یک دستگاه اجرا میشود و به آن سیستم به آن دستگاه میگویند امام. امام محاسبه دار، حسابدار همه اراده خداوند در همه چیز هست برای همین هم در شب اندازه که شب قدر هم هست شما میگویید چی؟ «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» استثنا هم ندارد. محاسبات همه چیز بدون استثنا در اختیار این فرد است. این عظمت امام است. بنابراین وقتی درباره اهل بیت میخوانیم که اینها کانون خیر و برکت هستند؛ یعنی کانون هرچیزی که که مبارکی دارد، ماندگاری دارد، بقا دارد.
خب گفتیم سه تا شاخصه در سعادت داریم، چی بود شاخص ها؟ بگویید: مهربانی «رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی». این سه تا کانون، کانونش در اختیار معصوم هست. پس شما اگر سعادت میخواهید باید خودتان را به کانون سعادت نزدیک کنید. نزدیک بکنید یعنی چه؟ یعنی او را به عنوان مربی قبولش بکنید تا تو را همین جوری پرورش دهد: رحمان و رحیم تربیت شوی،2-آرام تربیت شوی،3-شاد تربیت شوی. اینها شاخصه های انسانی هست. بنابراین شما بروی در یک باشگاه همینطوری تماشاچی باشید، بیست سال تماشاچی باشی، رشدی نمیکنی ولی اگر شش ماه بروی شاگردی کنی خیلی قوی میشوی. من یه موقع هایی به کسی میگم کجا کار میکنید؟ می گوید آموزشگاه زبان دفتردار هستم میگم زبان هم بلدی؟ میگوید نه ما فقط مردم را ثبت نام میکنیم کلاس بندی میکنیم میروند زبان یاد میگیرند. میگویم خودت هم زبان یاد گرفتی؟ میگوید نه. چندسال هم اونجا هست. کسی اینجور زباندان نمیشود. باید اونجایی که تربیت و قدرت لازم هست انسان زیرنظر مربی تربیت بشود یعنی برود خودش را به مربی بسپارد و بگوید آقا من میخواهم شاگرد شوم. من میخواهم قوی شوم. مربی هست که وقتی تو خودت را به او میسپاری، تربیتت می کند و تو را قوی میکند. شش ماه کار در زیرنظر مربی انسان را جهش ایجاد میکند، قدرت ایجاد میکند اما بیست سال برو شوهر یا زن یک مربی باش فایده ای ندارد. در خانه اش زندگی بکن اما دستورالعمل هارا اجرا نکن، کار تربیتی نکن، فایده ای ندارد. برای همین پیامبر در دعای صحیفه سجادیه داریم، غریبه ها آمدند از پیغمبر استفاده ها کردند و به جایی رسیدند که پیامبر فرمود: «سلمان منا اهل البیت»، سلمان و ابوذر و مقداد اینها شدند از اهل بیت بعد نزدیکترین فامیل های پیغمبر و زنای پیغمبر از ایشون دور شدن. او که زنش هست بیشتر از همه میبیندش، بیشتر از هرکسی با ایشان خلوت دارد، بیشتر از هرکس دیگری با ایشان تماس دارد، اما نمیتواند. چون خودش را به ایشان نمیسپارد، کار تربیتی نمیخواهد بکند. فقط میخواهد زنش باشد یا شوهر باشد. پس ما تا در سیستم ربوبیت نرویم رشد به ما نمیرسد. باید مربی داشته باشیم. علت اینکه خیلی از افراد با اینکه مذهبی هستند، اما فرقی با غیرمذهبی ها ندارند یعنی نه مهربانند، نه آرامند و نه شاد. گاهی وقت ها غیرمذهبی ها از اینها هم مهربان تر هستند، هم شادتر و هم آرام تر، این است که این در ارتباط با الله فقط خدا و اهل بیت و پیامبر را قبول دارد، ولی رشدی نمیخواهد پیش اینها بکند. الله را قبول دارد اما با رب کاری ندارد. این الله دارد ولی رب ندارد، ائمه را دارد اما مربی ندارد؛ یعنی سبک زندگی آنها را نمیخواهد در زندگی اش پیاده اش کند. هیچی اش را نمی خواهد پیاده کند. امام را دوست دارد مثلا بلند میشود از کله تهران بی حجاب میآید مشهد تا 50 قدمی حرم همونطور بی حجاب می آید و یک چیزی سر میکند و میرود داخل. معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد. هیچ اتفاقی نمی افتد. این فکر میکند همینه و میرود آنجا و برمیگردد دوباره زندگی از نو ادامه میدهد همان را. تحولی اینکه این شخص باید مربی من باشد، اتفاق نمی افتد و اینها کی به وجود می آید؟ زمانی که انسان بفهمد لیاقتش چی هست. انسان تا وقتی لیاقت خود را نشناسد مربی به اندازه لیاقت خودش انتخاب نمیکند. این یادتان نرود. ما همیشه بسته به نوع شناختی که از خودمان داریم، استاد انتخاب میکنیم و مربی انتخاب میکنیم، الگو انتخاب میکنیم. الان به بچه ها بگویید الگوهایتان چه کسانی هستند؟ هرکس هر الگویی را انتخاب کند الگو یعنی چه؟ یعنی آن که تو دوست داری شبیه اش شوی، آن که دوست داری جایش باشی، این الگو می شود. دوست داری با او باشی، دوست داری با او به سفر بروی. اینها الگو میشوند. اینها کسانی می شوند که تو می خواهی شبیه آنها شوی. بنابراین تا وقتی که انسان نظام الگویی اش را تنظیم نکرده باشد و نظام درست الگویی برای خودش انتخاب نکرده باشد صرف مذهبی بودن کمکی بهش نمیکند. بلکه ممکن است دورش هم بکند. لذا قرآن کریم دائما خداوند را با کدام اسم به ما معرفی میکند؟ با اسم ربّ. یعنی باید بیایی زیر نظر من کار کنی. من مربی هستم و من میخواهم تو را تربیت کنم به بزرگی خودم، میخواهم کاری کنم که خلیفه الله بشوی، تو قوی بشوی، و علامت اینکه انسان دارد قوی میشود، شاخصه ها را خدمتتان عرض کردم، اینکه انسان روز به روز مهربان تر، آرام تر و چی؟ شادتر میشود. این علامتش هست. معلوم است انسانی که میگوید من مومن هستم من مسلمان هستم، این استاد بالاسرش هست. دارد کار تربیتی میکند. مربی دارد روش زندگی دارد و سبک رندگی دارد و واقعا دارد با اسم رب کار میکند. وگرنه شما پنجاه سال هم برو حرم و بیا، برو دعا و زیارت، وقتی که خیال شدن نداری اتفاق خاصی نمی افتد ممکن است دورتر هم بشوی، ناامید تر هم بشوی. پس وقتی میگوییم اهل بیت کانون هستند یعنی باید من قبول بکنم که من باید با این کانون هماهنگ بشوم. اینطور نیست که بگویی آهای نت بیا ته سالن به من برس، او نمی آید پیش تو، تو باید بروی طرف نت و خودت را هماهنگ بکنی تو باید سیستم خود را طوری طراحی کنی که به این نت ارتباط برقرار کنی. وقتی این ارتباط برقرار شد تو همیشه استفاده میکنی اما اینکه تو فکر کنی بدون دستگاه و بدون تجهیزات و بدون آماده کردن خودت او می آید سراغت همچین خبری هرگز اتفاق نمی افتد.
اولین روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم): «بِهِم یَامُرُ بِلادَه وَ بِهِم یَرزُقُ عِبادَه وَ بِهِم نَزَّلَ القَسط و السَماء و بِهِم یُخرِجُ وَ بَرَکاتِ الاَرض» این یک قاعده است. خداوند به وسیله اهل بیت شهرهای خودش را آباد میکند.
جلسه قبل این را توضیح دادیم هرجا اهل بیت هستند، حرم هایشان هست، امام ها و امامزادگان و بزرگان هستند، آنجا آبادانی هست رشد هست، مدرسه هست، دانشگاه هست، بازار هست، حوزه علمیه هست، جمیعت هست، خانه سازی هست، کشاورزی هست. «وَبِهِم یَرزُقِ العبادَه» خدا به وسیله امام ها به بندگانش رزق میدهد. کانون رزق اینها هستند «وَ بِهِم نَزَّلَ القَسط و السَماء» به وسیله اینها خداوند آب را از آسمان نازل میکند. «و بِهِم یُخرِجُ وَ بَرَکاتِ الاَرض» به وسیله همین ها خداوند برکت های زمین را از زمین خارج میکند. زمین خیلی برکت دارد ولی شما نگاه کنید خیلی از جاهای دنیا از این برکت نمیتوانند استفاده کنند. حالا یک جایی مثل کشور ما میگوییم خشکی و کم آبی هست و کشورهایی مثل کشور های اروپایی که پر از سرسبزی و آب و دریا و اینها هست. آمریکا الان شما نگاه کنید دائما آتش سوزی هست یک قسمت های مهمی از اروپا و آمریکا، جنگل ها به شدت از بین میروند و نابود میشوند بعد اونجایی که آب میخواهند آب نیست و به شدت خشک سالی هست و اونجایی که آب لازم ندارند سیل و سونامی و اینها دارد می آید و همه چی را نابود میکند. یعنی طبیعت را دارند اما نمیتوانند استفاده کنند. آقا امام زمان که ظهور بکنند ان شاءالله به زودی، در روایت داریم زمین گنج ها برکات خود را بیرون میریزد، آقا امام زمان ظهور کنند ما یک فقیر نداریم. همه ثروتمند آن هم در اوج ثروت. به طوری که هرچقدر کارگزارهای امام میگویند آقا طلا زیاد مانده پول و نقره زیاد مانده هرکس میخواهد بیاید ببرد، هیچ کس نمیرود چیزی بگیرد. چون همه بی نیاز هستند. یک فقیر در دوران امام زمان پیدا نمی شود. این فقط مربوط به امام زمان نیست اگر علی (علیه السلام) هم رعایتش را میکردند همه ثروتمند میشدند خود حضرت فرمود اگر با من همکاری میکردید من خانه هایتان را از این آب ها روشن میکردم ولی شما با من همکاری نمیکنید. وقتی کانون رزق یعنی اهل بیت کشته میشوند و کنار گذاشته میشوند و محروم میشوند و به تعبیر امام علی در آوارگی و طردشدگی و تنهایی به سر میبرند؛ کانون رزق بسته است روی به بندگان خدا. اگر نعمت دارن ، نعمت میشود نقمت نمیتوانند از آن استفاده بکنند مثل آمریکا و اروپا و ببینید فقر و نکبت چه کار میکند اونجا. بعد یا کلا محروم هستند یا اگر دارن نمیتوانند استفاده کنند. چرا؟ چون رابطه با کانون برکت رابطه خوبی نیست. هرچقدر انسان رابطه اش را با کانون برکت یعنی اهل بیت خوب بکند چه در نظام فردی چه اجتماعی، آن فرد یا آن جامعه خیرو برکت زیادی بهش میرسد.
امام صادق (علیه السلام): «نَحنُ اَهلُ بَیتِ الرَحمَه وَ بَیتِ النِعمَه وَ بَیتِ البَرَکَه» ما اهل بیت نعمت هستیم، خانواده رحمت هستیم و خانه نعمت و خانه برکت هستیم. برکت را قبلا چند بار توضیح دادیم. برکت یعنی ماندگاری و بی آفتی رزق. وقتی یک رزقی می ماند برای آدم و دائما برای آدم خیر دارد، دائما در حال افزایش است و آسیب نمی بیند میگویند این مال برکت دارد، این ذهن برکت دارد، این هوش برکت دارد، این علم برکت دارد. برکت یعنی این یعنی مبارکی. پس وقتی بیت برکت هستند شما باید ارتباطاتان را از بیت بگیرید یعنی از مرکز باید بگیری. ماها اشتباهمان همین است چون هم خدا مرکز برکت است آن را به اهل بیت هم داده است ولی خب ما رابطه هایمان اینطوری نیست مثلا نماز میخوانیم بعد خدا کانون برکت هست دیگر.طرف میبینید یک پدرومادر پیر دارد و یک فامیل فقیر هم هستند میگویی خب شما چقدر میروی سر بزنی به فامیلت؟ میگوید: بروم پیش اینها چه کار؟ من هروقت میروم پیش اینها یا پدرومادرم مینشینند و میگویند ما این را نداریم، ما مریض هستیم پول عمل نداریم، فقط میخواهند از ما یک چیزی بستانند.دیگر رغبت نمیکند پیش پدرومادر خودش برود. ولی فامیل هایی دارد که پولدار هستند دائما با ثروت سروکار دارند به طور طبیعی رغبتش با اینها چه میشود؟ رغبت ارتباطی اش بیشتر است. چرا رغبت ارتباطی اش با پولدارها بیشتر است ؟ برای اینکه میگوید من هر چقدر با اینها ارتباط داشته باشم میتوانم پول بگیرم کمک بگیرم. ماها وقتی یقین نداریم همین مشکلات است. خدا کانون همه چیز است. همه چیز دست خدا است. «لَه مَقالیدُ السَماواتُ فی الاَرض» کلیدهای همه برکات و گنج های آسمان ها و زمین دست خدا است. دست اهل بیت است. ما چقدر با اینها رابطه داریم؟ ما باید با خدا انس بگیریم که کمک بشود در زندگیمان. «ایاکَ نَعبُدُ وَ ایاکَ النَستَعین» یعنی کمک میگیریم. حالا ببین شما برنامه های زندگی ما در روز چند دقیقه اش برای این است که با خدا انس بگیریم و از او کمک بگیریم؟ ما از کدام اسم های خدا کمک میگیریم؟ من در همین برنامه ها از بین هزار اسم چهارتا اسم قوی پیدا کردم اسم های اعظم اسم های خوب دادم به عزیزان خیلی وقت ها عزیزان می آیند با من چانه میزنند و میگویند ما نمیتوانیم و نمیرسیم اینهارا بگوییم. وقت نمی کنیم اینها را بگوییم. کلا گفتن این چهار تا اسم من چهل تایش را میگوییم . مگر چقدر طول میکشد؟ ما یکبار در اردوی ذکر در همین مشهد ساعت گذاشتیم دانه دانه حساب بکنیم مثلا گفتن 310 مرتبه یا مُیَسِر چقدر طول میکشد؟ گفتن 200 مرتبه یا مُنعِم «ای نعمت دهنده» چقدر طول میکشد؟ گفتن مثلا «یا غَنی» «خدایا بی نیازم کن مرا» چقدر طول میکشد؟ گفتن یاغفور، استغفار چقدر طول میکشد؟ گفتن «یا مانع» خدایا مانع بشو از این مشکلات و آدم هایی که مرا اذیت میکنند و موانعی که سر راه من می آید» این 161 که میگوییم «یامانع» مگر این چقدر طول میکشد؟ یا مثلا155 بار بگوییم «یا دافع» خدایا دفع کن خطرات را، ما نزدیک چهل تا ذکر را حساب کردیم دیدیم شد زیر 40 دقیقه. ببین ما 40 دقیقه وقت نداریم کمک بگیریم اما برای اینکه دوهزار از یکی بگیریم وقت میگذاریم میرویم خانه اش، وقت می گذاریم، ساعت ها روزها گدایی این و آن را میکنیم ولی وقتی میخواهیم از خدا کمک بگیریم از خدا نمیتوانیم. نمیرویم بنشینیم بگوییم خدایا ما فقط از تو کمک میخواهیم «ایاکَ نَستَعین» شما نگاه کنید یه ذکری که برای تمااام مشکلات معجزه است، بعضی وقت ها هم ما مشکل نداریم اما میخواهیم پرواز کنیم و خیروبرکت داشته باشیم، رشد کنیم و به شادی بیشتر برسیم، به آرامش بیشتر برسیم. مشکلی نداریم، ولی ما بینهایت طلب هستیم میخواهیم برویم بالا چیزی که فوق العاده معجزه میکند و آثار شگفت انگیزی دارد، دعای توسل است. خیلی ها اکثرا نمیتوانند از این دعا استفاده کنند. عرضه ندارند. البته آن هایی که دعای توسل را اجرا میکنند مقصرند. دعای توسلی که هفت دقیقه طول میکشد، هفت دقیقه شما میخواهی سرپا بایستی با چهارده معصوم هر کدام سی ثانیه صحبت کنی و بگویی من همه حاجاتم را به محضر شما میگویم «قَدّمنا بَینَ یَدَیه وَ حاجاتِنا» هفت دقیقه دعای توسل است دگیر کلا. خب حالا مینشینند طرف نیم ساعت فقط شعر میخواند چقدر هم روضه میخواند بعد شروع میکند به امیرالمومنین که میرسد از امیرالمومنین میخواند. یک دعایی که مثلا با هفت دقیقه یا ذره بخواهد حال کند دیگر پانزده دقیقه ، آنقدر طول میدهند تا مردم حسابی خسته میشوند. اصلا فکر و رشته توسل در می آید. شخص اصلا حواسش نیست که آمده اینجا با چهارده معصوم روبرو بشود و درخواست کند. دعای توسل یعنی وقتی به شما میگویند رفتی چهارده ایشان را دیدی بگویی آره رفتم هر چهارده تایشان را دیدم و با آنها صحبت کردم و نیازهایم را به آنها گفتم، همه چیزم را به آنها گفتم. این معجزه میکند. اینجور کسی دعای توسل را بخواند. در خانه بعد از یکی از نمازهایتان بلند شوید رو به قبله هفت دقیقه با چهارده معصوم این را هر روز بگذارید ببینید چقدر زندگیتان تغییر میکند یک طوری که اگر به شما گفتند حرف هایت را زدی؟ بگویی آره. یا همین صحیفه ای که من گفتم همه داشته باشند در خانه، کتاب قدرت است برای همه چیز بکار می آید. ثروت میخواهی مشکل مالی دارید میخواهید حل شود، دشمن دارید، جن میخواهد اذیتتان کند، سحر و جادو علیه ات کردند هر چیز. برای بچه هایت، برایت شوهرت، برای خانواده ات، حرز میخواهی همه چیز اینجا در همین صحیفه ای که گفتم هست. بروی و وقت بگذاری بخواهی. میگوید خواندم عربی. این فایده ندارد. وقتی شما عربی نمی فهمی یعنی چیزی درخواست نکردی. «لا خَیرَ فی قِرائَتَ لا تَدَبِرَ فیها» در قرائتی که در آن تدبر نیست خیری نیست. شما باید فارسی بخوانید فارسی حرف هایت را بزن و بگو ببین اتفاق های قشنگی میفته یا نه؟ من رفتم، گفتم و حرف زدمیا اگر کسی میخواهد انس بگیرد با خدا و با اهل بیت رابطه عاشقانه برقرار کند، از عشق های کاذب، از گدایی های عاطفی نسبت به افراد دیگر میخواهد نجات پیدا کند. شما میخواهی از عشق ها و گدایی های عاطفی که دارد خوردت میکند، له ات می کند، تحقیرت میکند دائما دم خانه این و آن میروی و با این دوست میشوی با آن دوست میشوی شاید به ارضایی اشباعی شخصیتی برسی و هیچ وقت هم و هیچ کس نمیتواند این را به تو بدهد، نجات پیدا کنیپف باید بروی رابطه عاشقانه برقرار کنی، باید حرف های عاشقانه بزنی، باید تمرین عاشقی بکنی، باید خلوت عاشقانه کنی، بعد میبینی یک اتفاقات مبارکی میفتد. به یک قدرتی میرسید که هیچ کس به هیچ وجه نیاز به اینکه دیگران دوستت داشته باشند و به شما محبت کنند نیاز نداری. چون غنی می شوی و خودت داری. ولی باید بفهمی که چه میگویی. در دعا توسل باید بفهمیم چه میگوییم. این ذکرها که من میگویم بفهم چه میگویی. توجه داشته باشید به معنی آنچه میگویید. این بسیار بسیار مهم است.
در زیارت جامعه هم داریم از امام هادی : «السلام علی مَحالِ مَعرِفَتِ الله وَ مَساکِن بَرَکَة الله» مساکن همان مسکن است. مسکن یعنی محل استقرار برکت. برکت همه اش در وجود این ها است، اما ما این کار را نمیکنیم. ما وقتی نماز میخوانیم در روایت داریم امام صادق فرمود: دعای بعد از نماز از مسافرت ها و سفرهای طولانی برای کسب رزق موثر تر است. ما اینطور نیستیم. ما نمازمان را میخوانیم میدویم برویم سرکار. کجا بروی؟ تو الان نشسته ای در محضر کانون برکت. کجا می خواهی بروی برکت بیاوری؟ لذا در روایت داریم خداوند میفرمایند نگاه کن این بنده من انگار به من هیچ نیازی ندارد. این دچار یک شرک است. فکر میکند خودش میتواند همه چیز را جذب بکند. جذب میکنید از دست میدهید. جذب میکنی از دست میدهی. جذب میکنی، برشکست می شوی. چون تو دچار شرک هستی و میگویی من. من باهوشم، من با برنامه ریزی ام با فکرم توانستم این کار را انجام دهم. این مَنِت خیلی بزرگ است. ولی معصوم که خودش کانون برکت است، در برابر خدا هست، می گوید: خدایا من هیچ کاره ام، دستم خالی است، «لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعاً وَلا ضراً وَلا مَوتاً وَ لا حَیاةً وَلا نُشورا» من هیچ چیزی ندارم خدایا. زیرکه، عقلانیت یعنی همین، درست دیدن یعنی همین. ما بی خدا هیچیم. اوست که دارد به ما آن به آن قدرت و جود و حیات میدهد. یک چیزی اسم ببرید که برای خودمان باشد. خودمان صاحبش هستیم و دارایش هستیم. یک چیزی را بگویید. وجودمان؟ حیاتمان؟ ذهنمان. قدرتمان؟ چه چیزمان برای خودمان است؟ به چه چیزی مغرور هستیم؟ بعد بگوییم به خدا نیاز نداریم، به حرم احتیاج نداریم، به امام نیاز نداریم. احتیاج نداری برو دنبال کارت دیگر. اینجوری میشود گرفتاری میاید سراغمان. واگذار میشویم به خودمان. اما شما نگاه کنید علامت اینکه یک نفر خدا را میشناسد، هر چقدر خداشناس تر هست دعاهایش بیشتر است، توسلاتش بیشتر است، روی سجاده نشستنش بیشتر است. چون میفهمد هیچ کاره است. برای همین دعا می کند. مگر دعای روز یا زیارت روز چقدر طول میکشد؟ من در برنامه ها نوشتم میگویم آقا زیارت روز را انجام میدهی؟ نمیرسم. من اونقدر کار دارم. زیارت و دعای روز یعنی شما از دوتا کانون برکت، برکت روزت را میخواهی. چقدر طول میکشد مجموعا؟ خواندنش و استفاده اش؟ سه الی چهار دقیقه. میگوید وقت ندارم. بعد میرود سه چهار ساعت دوندگی میکند تا مشکلش حل شود. پس ما رابطه مان را با کانون عاطفه خوب نمی کنیم. میگیم اذان میگه وقت ندارم، اقامه وقت ندارم، تعقیبات و قنوت که همه چی میتوانی سر نماز بگیری به خصوص نمازهای مستحبی اصلا فارسی بگو، دردودل کن، خودت را عرضه کن. میگوید: نمیتوانم. همه مان کار داریم. همه مان کارهای واجب داریم، همه عجله داریم. کجا؟ برای فرار از کانون برکت. به کجا؟ به هیچ جا. به کانون شرک، به توهمات و تخیلات خودمان. بروم به کارهایم برسم، بروم به درس هایم برسم، برسم به روزی ام برسم، بروم به زندگی ام برسم. بعد هم شب تا صبح برای این زندگی دوندگی میکند، نه شوهرش قدر میداند، نه زنش قدر میداند نه بچه هایش قدر میداند همیشه هشتش گرو نه اش هست، همیشه زندگی اش لنگ است. بعد هم شب و روز فقط برای زندگی میدود. هیچ وقت نمی گوید من بروم بنشینم از کانون برکت استفاده کنم بروم دعا کنم. «ایاک نستعین» فقط از تو کمک میخواهیم. میرود از صد نفر از بندگان خدا کمک میخواهد، گدای هزاران نفر از مردم است اما از خدا درخواستی ندارد. لذا خداوند میفرمایند نگاه کنید فرشته ها این انگار که غیر از من کسی هم هست که کمکش کند، فرار میکند میرود. کجا دارید میروید؟ لذا حضرت فرمود: بعد از نماز، اصل روزی شما آنجاست. بالخصوص نماز صبح بین الطلوعین که همه روزی ها اول صبح پخش میشود ما همه خوابیم. همه جور روزی را دارند پخش میکنند روزی های جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی. ولی ما همه خوابیم و روزی نمی خواهیم. شما کسانی را که در میوه تربار کار می کنند، دیدید؟ یا خیلی از شغل های دیگر. میبینی طرف سی سال کار کرده، اما کل این سال شروع کارش چهار صبح، پنج صبح از خواب بیدار است. نانواها را شما دیدید شما نانوایی را دیدید که تا لنگ ظهر بخوابد، تا هشت صبح بخوابد؟ بعد بیاید نانوایی باز کند؟ میگه من شغلم اینجا است. مشتری هایم این ساعت باید بیایند روزی ام در این ساعت است. نانوایی ها تا هشت چند دور تنورشان کار کرده. بله آن موقع که دیگر کاری نیست میشود ده صبح، بعد مغازه را تعطیل میکنند، تنور را خاموش میکنند استراحت میکند. آن که میوه تربار هست باید صبح زود برود جنسش را بیاورد. بیدارند ولی وقتی بهشان میگویی آقا صبح زود، روزی ات را از آسمان دارند پخش میکنند، از غیب دارند پخش میکنند، صبح زود بیدار باش بگیر. میبینید ما خوابیم، ما اهل جذب روزی نیستیم. بعد هم میگوییم چرا زندگی هایمان اینجوری است؟ اذان حذف، اقامه حذف، تعقیبات نماز حذف، قنوت حذف، توسل حذف، حرم حذف، یک مشکلی که میشد یک هفته یا یک ماهه حل بشود، سالها طول میکشد و حل هم نمیشود. پس این را دقت کنیم وقتی که میگوییم مساکن برکت الله یعنی برکت همینجا سکون کرده است. بروید از خانه بردارید، از بیت. همانطور که امام صادق فرمود ازبیت بروید بردارید.
این روایت از امام صادق (علی السلام) است. خیلی شیرین و جذاب است. میفرمایند: «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل ما اَرَضَ بِنَبیِهِ(صلی الله علیه وآله) اَو حَلّا عِلَیه بِمُحَمَّد: صَلِّ عَلی نَفسِکَ وَ عَلی اَهلِ بَیتِه» خودت برای خودت و اهل بیتت صلوات بفرست. «فقال: صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ علی اَهلِبَیتی.» پیامبر چی گفت؟ این کار را انجام دادم و صلوات فرستاد بر خودش و اهلبیتش. «ثمَ التَفَةَ وَاِذا البِصٌفوفِ المَلائِکَةَ وَالمُرسَلین وَ النَبیین وَ قیلَ یا مُحَمَّد صَلّم عَلَیهِم». بعد پیامبر ملتطف شد و توجه کرد به صف هایی از فرشتگان و انبیا و مرسلین بعد خداوند می فرمایند که به اینها هم شما سلام بدهید به همه اینها سلام کن. لذا پیامبر فرمود «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» به این صفوف سلام فرستاد. «اَو حَلّا عِلَیه اَنَّ السَّلامَ وَ تَحییَتَ وَالرَحمةَ وَ البَرِکاتَه اَنتَ وَ السَّلامَ» حالا وقتی پیامبر به خودش و اهلبیتش هم به فرشته ها و انبیا سلام داد بخصوص سلام با برکت «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» انسان وقتی به کسی میگوید سلام خدا و رحمت خدا و برکات خدا برای تو باشد به خودش برمیگردد سلام و رحمت و برکت. خداوند وحی کرد به پیغمبر که سلام و رحمت و برکات و تهنیت، خودت و ذریه تو هستید. خودت برکت هستی.
آخرین روایت را هم از این بخش بخوانم. خیلی شیرین است این روایت. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم): «الرَّوحُ وَالرّاحَةُ وَالفَلَحُ وَالفَلاحُ وَالنَّجاحُ وَالبَرَكَةُ وَالعَفوُ وَالعافِيَةُ وَالمُعافاةُ وَالبُشرى وَالنَّضرَةُ وَالرِّضا وَالقُربُ وَالقَرابَةُ وَالنَّصرُ وَالظَّفَرُ وَالتَّمكينُ وَالسُّرورُ وَالمَحَبَّةُ مِنَ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ عَلى مَن أحَبَّ عَلِيَ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام و والاهُ وَائتَمَّ بِهِ وأَقَرَّ بِفَضلِهِ وتَوَلَّى الأَوصِياءَ مِن بَعدِهِ و حَقٌّ عَلَيَ أن اُدخِلَهُم في شَفاعَتي و حَقٌّ عَلى رَبّي أن يَستَجيبَ لي فيهِم و هُم أتباعي ومَن تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنّي» فوق العاده است. خیلی زیباست این روایت. میفرمایند: «آسایش راحتی کامیابی رستگاری پیروزی برکت عفو تندرستی عافیت (عافیت غیر از تندرستی است عافیت یعنی در امان بودن؛ یعنی ایمنی مثل واکسن زدن است که انسان در امان هست) بشارت و خرمی و رضایتمندی و قرب و خویشاوندی و یاری و پیروزی و توانمندی و شادی و محبت. دیگر چه میخواهد آدم؟ فرمود: همه اینها از آن کسی است از سوی خداوند که علی بن ابیطالب را دوست بدارد. ولایت او را بپذیرد و به او اقتدا کند. اقتدا کند؛ یعنی خودش را با علی تنظیم کند و به برتری او اقرار نماید و به امامان پس از او را به ولایت بپذیرد؛ یعنی ولیّ خودش بکند به عنوان مربی بپذیرد، سبک زندگی اش را با اینها تنظیم کند. هرکس همه اینها را میخواهد یک کار دارد اینکه برود سرکلاس اهل بیت بنشیند. سبک زندگی اش را با زندگی اهل بیت تنظیم کند. همه اینها می آید در زندگی انسان. یعنی با کانون ما هر چقدر فاصله داشته باشیم، دورتر میشویم و هر چقدر شما به کانون نزدیک تر بشویم خیر و برکت بیشتر میشود، شادی و آرامشش، قربش، قرابتش بیشتر می شود. هر چی که ازش لذت میبری بیشتر میشود. پس کانون را بشناسیم مواظب باشیم از اهل بیت دور نشویم. اگر الان هم کسی بخواهد دقیقا و عملا بداند چطور میتواند این کار را بکند، درکتاب نقش انسان در تقدیرات توضیح دادم. الان انسان بخواهد با چهارده معصوم ارتباط داشته باشد باید رابطه اش را با امام زمان تنظیم بکند. هرکس الان به درد امام زمان بخورد در چادر امام زمان باشد در برطرف کردن موانع ظهور نقش داشته باشد، در ایجاد حکومت جهانی حضرت نقش داشته باشد، در همین مبحثی که رهبری فرمودند تمدن نوین اسلامی کار بکند که ان شاءالله این تمدن در جهان معرفی شود، این شخص همه این خیرات و برکات را دارد. اساسا مشکل همه ما از آنجایی است که ما با کانونهای خیرو برکت فاصله داریم. ببینید وقتی می آید چه اتفاقات قشنگی می افتد. وقتی بیاید حکومت برپا بشود ان شاءالله، اصلا کسی دیگر مشکلی ندارد. نه فقر هست نه مریضی هست، نه اختلاف هست، نه طلاق هست، نه درگیری هست، نه غم هست، نه جهالتی هست و نه کوری معنوی. از همه مهم تر این است که انسان با غیب در ارتباط میگیرد. غیب برایش مانند شهود میشود. فرزندانش را جوری تربیت میکند که از اولیای خدا میشوند. یک جوری تربیت میکند که همه شان با غیب ارتباط دارند. توانمندی های روحی و غیبی شان را زیاد میکند. هرچقدر ما ارادت داریم به امام زمان و هرچقدر به خودمان و به مردم جهان باید تلاش کنیم هرچه زودتر این دولت برپا شود. زودتر موانع ظهور حضرت برطرف شود. هروقت بگویی اللهم عجل ولیک الفرج که خیلی هم دعای خوب و موثری است و یا بگویی یاحجت بن الحسن عجل علی ظهورک عجله کن. خدا و امام زمان به شما چه میگویند؟ تو عجله کن. شما عجله کنید. ما که خیلی وقت است عجله داریم. ما 1200 سال است عجله کردیم به شما میگوییم بدوید. شماها بیکار نشسته اید و هیچ کاری نمیکند. واقعا معادله ساده و عجیبی است. اگر بیاید هیچ مشکلی وجود ندارد برای هیچ کس و کل کره زمین و مردم هم نمی خواهند. جالبه میگویند. ما نمیخواهیم از این کانون استفاده کنیم و خودمان هم میخواهیم این مشکلات را حل کنیم. حالا بشر توانسته حل بکند یا نه؟ الان کره زمین توانسته؟ خدا میگوید بابا من یک کانون بیشتر ندارم آن هم اهل بیت است. آن هم در زمان شما یک فرد است آن هم امام زمان. بروید بیاریدش همه مشکلاتتان حل میشود و ما پشت کردیم به ایشان و داریم جاهای دیگر دوندگی میکنیم تا مشکلاتمان را حل کنیم. یعنی چه؟ یه کاریکاتوری در روزنامه بچگی هایم دیدم اوایل انقلاب. یک آقایی پشتش را کرده بود به خورشید، اگر پشت بکنید به خورشید سایه کجا میفتد؟ سایه می افتد جلوی خودت. تاریک شده بود جلویش بعد چراغ قوه انداخته بود در این سایه که روشن شود. شما لازم نیست چراغ قوه بیندازید، باید از جلوی خورشید بیایی کنار، همه چیز حل است. سرنوشت ما همین جوری است. ماها از کانون همه خیرها و برکات مادی و معنوی فاصله گرفتیم و بدرد امام زمان نمیخوریم و درچادر حضرت نیستیم و در برطرف کردن موانع ظهورش شریک نیستیم، در ایجاد حکومتش دخالت نمیکنیم تا زومدتر بیاید و حکومتش جهانی بشود، دلشوره برایش نداریم، طپش قلب برایش نداریم خرج نمیکنیم برایش دوندگی نداریم، حاضر نیستیم از وقتمان از آبرویمان از پولمان مایه بگذاریم برایش. وقتی حاضر نیستیم چیزی ازت نمی ماند. میگویید آقا شما خیلی برای این عمو خیلی خرج میکنید یا برای این دایی خیلی دست ودلباز هستی و هروقت میروی گل برایش میبری. میگوید من دارم دانه میپاشم، هروقت میروم خانه دایی هدیه میخرم تا چی؟ تا بتوانم دایی ام را بتیغم. من یک دانی می ریزم. یک کاری میکنم. خدا هیچ احتیاجی به ما ندارد امام زمان هیچ احتیاجی به ما ندارد. فرمود اگر نمیخواهید ما تا موقعی که شما بفهمید به ما نیاز دارید صبرمان زیاد است. ما الان 1200 سال است خدا و امام زمان دارند صبر میکنند. میگویند ما همینطور ایستادیم. ببینیم شما کی میخواهید دست از نکبت ها و جنگها و اختلافات و فتنه ها بیکاری ها و مریضیها طلاق ها خسته بشوید؟ تا کی میخواهید به این زندگی نکبت بار ادامه بدهید؟ نمیخواهید حل بشود؟ نمیخواهید یک نفر بیاید به همه چیز سرومان بدهد؟ آن که صاحب قدرت است آن که صاحب تمکین است آن که با آمدنش همه مشکلات حل میشود، نمی خواهیدش بیاید؟ و ما داریم همینجور دور خودمان میچرخیم. بروید ایشان را بیاورید حل میکنند مشکلات را. تا وقتی نفهمیم بی همگان به سرشود، بی او به سرنمیشود خدا میگوید من صبرم زیاد است. الان 1200 سال صبر کردم، 2000 سال دیگر هم رویَش. امام زمان هم که عمر طولانی دارند و عمرشان تمام نمیشود. تا ما بفهمیم نیازش داریم و بفهمیم برویم سراغش. رفتی سراغش همه چیز حل است همه خیر و برکت و راحت و شادی و همه چیزهایی که گفتیم سراغمان می آید. خیلی عجیب و خیلی ساده. یک نفر هست کلید تمام مشکلاتمان است ولی ما سراغش نمی رویم. همه اش سراغ کسان دیگری می رویم. خیلی عجیب است. نه در نظام فردی میرویم سراغش، نه در نظام اجتماعی که در این رابطه من ان شاءالله توضیحش را خواهم داد.
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.