بسم ا... الرحمن الرحیم و لحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله وطاهرین و لعنه الله علی اعداعهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .
بحثمون در جلسات گذشته درباره ی روابط بین قوا بود که عرض کردیم که انسان نفسش 5 مرتبه دارد. مرتبه ی حس ، مرتبه ی خیال مرتبه ی وهم مرتبه ی عقل و مرتبه ی فوق عقل که به واسطه ی سه مرتبه ی اول حیوان هست و به واسطه ی مرتبه ی عقلانی فرشته هست و به واسطه ی فوق عقلانی انسان هست گفتیم که سایر قوا یعنی آن سه مرحله ی حس و خیال و وهم باید درد همچنین قوه ی عقلانی ما که بعد فرشته ای ماست باید در استخدام فوق عقل ما که جنبه ی انسانی ما هست باید باشه ما در رحم دنیا که در حال حرکت به سمت ابدیت هستیم در حال سیر در حال شدن هستیم و با شماکلمه ای که از روابط این 5 قوا بدست می آریم متولد می شیم به حیات برزخی حیات ابدی حیات ملکوتی بعد از دنیا تکلیف ابدیتمون رونش می شه چون اساساً مثل حرکت ما مثل حرکت جنین هست باید تمام جذب ها به و ارتباط ها و تغذیه ها به رشد بعد از دنیا تلکیف ابدیتمون روشن می شه چون اساساً مثل حرکت ما مثل حرکت جنین هست باید تمام جذب ها به و ارتباط و تغذیه ها به رشد بعد فوق عقلانی ما بی انجامه یعنی بعد انسانی ما را تقویت بکنه تا بعد انسانی هنگام وفات بودن در شرایط زیستی بعد از وفات زندگی بکه اگر بعد فوق عقلانی و انسانی رشد نکرده باشه و نتونه با شرایط زیستی بعد از وفات خودش را هماهنگ بکنه تولدش هم سالم نیست. آنچه که برای ما تحمیلش واجب هست که در قرآن کریم ازش تقدیر یه قلب سلیم می شه یوم لا ... قلب سلیم یعنی روح سالم و روح سالم روحی هستش که نظام تغذیه ای سالمی داشته باشد یعنی محسوسات و مخیلات و موهومات و معقولاتش در راستای جنبه ی انسانی فعال باشند و فوق عقل انسان یا جنبه ی فوق عقلانی او حاکمیت را داشته باشه برای این که این کار بشه ممکن است که یکی از شما سؤال بکنه خب چه جوری ممکنه که این کار بشه برای این که این کار صورت بگیره باید حاکمیت فطرت را همیشه بر طبیعت حفظ کرد یعنی حاکمیت بعد انسانی را بر سایر ابعاد حفظ کرد باید بدونیم که از کجا آمده ایم در کجا هستیم و به کجا می رویم باید بدونیم هدف ما چی هستش از این که اصلاً به این دنیا آمده ایم و مهم ترین محبوب ما و معشوق ما رسیدن به آن هدف باشه خب قبلاً در مورد هدف صحبت مفصل کردیم جلسات متعددی در این باره صحبت کردیم که غایت انسان تشبه و تقرب به خداوند تبارک و تعالی است اله انسان آخر انسان خداست و الاول و الا خر منتهای انسان خداست الی ربک منتهی انتهای انسان آخر انسان خداوند هست انسان باید همیشه آخر بین باشه مرد آخر بین مبارک بنده ای است آخر را ببیند بتونه ببینه آخر خودش چی هستش غایت خودش چی هستش قراره به کجا برسد به چی برسه قرار با چی انس پیدا کنه این آخر بینی فوق العاده مهمه توجه به آخر علاقه ی به آخر عشق به آخر عش به مبدأ عشق به منتها به مقصد باعث می شه که انسان مثل همه ی عشق ها قوای دیگرش را در راستای معشوقش را همه را بسیج می کنه برای این که به معشوقش برسه یعنی همه را رنگ معشوق میده رنگ محبوبش می ده حرکت طبیعی مثل حرکت یه جنین شما اگه نگاه کنید جنین تمام قوا را به کار می گیره تا یه بدن چی درست بکنه سالم متناسب با ریاضیات دنیا متناسب با شرایط زیستی دنیا در رحم دنیا به جنین خوب یا یه انسان خوب یه روح خوب یه فطرت خوب انسانی هست هک تمام قواش را به کار می گیره تا یک روح خوب و سالم به کار بگیره هدفش از ارتباطات ، انتخابات ، رفتارها و افکار جذب و جلب افکار این هستش که خود را تربیت بکنه امام باقر علیه السلام می فرماید : اعلم انه لاعلم ... بدان که هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سالم بودن باشه سلامت قلب خودش یعنی به دنبال اطلاعات و علوم و معارفی باشه که به او کمک می کنند تا روح سالم تحمیل بکنه . هیچ علمی مثل این نیست همان طور که در علوم دنیای هم هیچ علمی مثل پزشکی نیست اگر بدن سالم نداشته باشیم دیگه از زندگی استفاده و لذتی نمی بریم استفاده نمی تونیم بکنیم در مسائل معنوی و انسانی هم هیچ علمی مثل این نیست که انسان به دنبال اطلاعاتی باشه به دنبال معلومات و معارفی باشه که به او کمک بکنه که قلبش را سالم نگه داره ، روحش را سالم نگه داره باید به دنبال این باشیم یعنی یک آدم سالم یه آدم قوی شهوت اطلاعات نداره نه می خواد پز بده که این یه حجابه پوز استاد بودن میخواد بده که خود این یه حجابه نه می خواد توفق و برتری بر دیگران داشته باشه که خدایی نکرده فخر فروشی بکنه علو بر دیگران داشته باشه که این هم یه حجاب بسیار بزرگ و خطرناکه که من بخوام به واسطه ی کسب علم علو بر دیگران داشته باشم پوزی بر دیگران بدم مقامی بر دیگران داشته باشم غلبه ی بر دیگران داشته باشم نه هدف یک انسان حقیقی یک جنین سالم یک فطرت زنده از کسب علم فقط سالم سازی قلب خودش هست یعنی اگه عاشق علم اگه عاشق مطالعات هست اگر عاشق درس هست اگر عاشق کلاس و عرض کنم کتاب و شنیدن و نوشتن و این ها هست برای این هستش که این ها کمک کنند به او برای سالم سازی قلبشون قلب خودش را می خواد سالم نگه بداره و اگر تونست به دیگران هم در سالم سازی قلب چی کار کنه کمک بکنه این نیست که بخواد با تحصیل علم پوزی بده فخری بفروشه برتری بر دیگران داشته باشه این خودش یه حجابه بزرگه برای همین فعالیت های عقلانی هم باید اگر ما به دنبال تلاش هستیم برای این که مثلاً فلسفه بدانیم ریاضیات بدانیم علوم بدانیم عقلمان را فعال بکنیم فعالیت های عقلانی کلاس بریم جلسه بریم تفسیر بریم دینمان را بریم یاد بگیریم همه برای این هستش که ما عمل کنیم برای این هستش که ما قلبمون ما را سالم نگه بداریم نمی خواهیم بریم بگیم که چون آدم بره بگه که من مثلاً فرض پوز این را بدم که من مثلاً این جلسات را رفتم من این دوره ها را گذراندم من این مدارک را دارم من شاگرد فلانی بودم من نمی دونم استاد چنین هستم نه باید بدونه که فعالیت فوق عقلانی اگه در راه عشق به خداوند تابرک و تعالی فعالیت های عقلانی اگر در راه عشق به خداوند تبارک و تعالی نباشه همش حجابه همش به ضرر انسان تموم می شه این که فرمود العم و الحجاب الاکبر این دیگه حجاب اکبر یعنی علم مانع می شه از این که انسان به خداوند تبارک و تعالی برسه اگر علم را برای علم بخواد خیلی ها هستند شهوت علم دارند عاشق و کشته مرده ی علم و دانش هستند اما علم و دانش را برای خود علم و دانش می خواهند نه این که ازش استفاده کنند که رشد بکنند نه این که فرمود العلم و نور علم نور است . یعنی به شرطی که ازش استفاده بکنیم یه موقع است شما به خودرشید نگاه می کنید یه بار به خورشید نگه می کنید اگر بخ خورشید نگه کنید نور خورشید چشمتون را می زنه و کوری می آره می شه حجاب اگر دقت کرده باشید شما چند لحظه که نگاه کنید به نور خورشید چشمتون سیاه می شه اصلاً یعنی خودش حجابه ولی یه موقع هست به خورشید نگه نمی کنید خورشید را استخدام می کنید در راه دیدن چیزهای دیگه آنوقت می شه نور برای شما هان کمکتون می کنه به نفعتون هستش علم هم همین طور هستش اگر بهش نگاه کنی و شیفته ی خودش بشی خب می شه شهوت کور می کنه انسان را دیگه انسان را نمی ذاره رشد کنه ولی اگه باهاش نگاه بکنی ازش استفاده بکنی برای این که به خدا برسی به معشقوت برسی هر چی بیشتر بهتر هر چقدر که بیتشر علم کسب بکنی ثواب بیشتری داره این کسب علم عبادت هم است این همون کسب علمی هستش که فرمودن اگر کسی یه قدمی برداره برای این که کسب علم بکنه فرشته ها برای او اسغفار می کنند تا قیامت کم نیست این پس وقتی که ما می خواهیم قوا را تنظیم بکنیم در تنظیم حسمون روابط حسی خوردن هامون باید جهت دار باشه دیدنی ها و لمس کردنی ها مون باید جهت دار باشه استفاده از ابزار و وسایل باید جهت دار باشه خیال هامون جهت دار باشه اوهاممون باید جهت دار باشه کارهای عقلانی و اطلاعاتی و علمی باید جهت دار باشه تا جهتش چیه جهتش فعالیت فوق عقل یعنی عاشق خدا شدن یعنی رشد در محبت خداوند تابرک و تعالی باشه در ماه مبارک رمضان شما ببینید خداوند هدف از این که در حیوانیت را می بنده به ما می گه شما فعالیت های حیوانی خودتان را تعطیل بکنید این هستش که ما دائم به محبوب و معشوقمان نظر داشته باشیم خدا در ماه مبارک به کمک ما می اید ما کی هستیم هان خیلی ها هستند که از این کمک خدا خوششان نمی آید یعنی می گن که چه کمکی هست این جا دست و پامون را بسته ما خیلی از کاهامون را نمی تونیم انجام بدیم اونی که این حرف را می زنه این دیگه فوق عقل نیست فطرت نیست بخش انسانی نیست کسی احساس مزاحمت در ماه مبارک می کنه احساس محدودیت می کنه در دین خدا با حجاببا نماز با روزه ، با خمش ، با زکات که بخش حیوانی اش فعال باشه. اما انسان هیچ وقت از دین خدا احساس محدودیت نمی کنه یه زن محجوب بیشتر احساس آزادی فطری می کنه احساس می کنه قواش آزاد احساس می کنه ذهنش ، خیالش ، فکرش ، جسمش سمت چی نمیره سمت غیر خدا نمیره وقتش عمرش تلف نمی شه بابت این کار ز خود آرایی برای دیگارن بی نیاز هستش ، روحش آزاد حجاب در واقع حجاب بخش حیوانیت یعنی بخش حیوانی را انسان با حجاب زندانش می کنه می گفت چی آزاد می شه فطرت آزاد می شه فطرت که آزاد شد می شه رشد بکنه در ماه مبارکت رمضان انسان که اهل انسان هست یعنی بخش انسانی اش فعال شده فطرت فعال از روزه لذت می بره . از این که خدا اومده به کمکش کیف می کنه واقعاً ماه مبارک را عید می دونه یه جشم می دونه برای خودش یه ضیافت می دونه با همهی لذت های فوق عقلانی یه ضیافت یعنی می فهمه که تو بهشته می فهمه پیش خداست میفهمه لطیفه می فهمه پاک می فهمه خیلی از دغدغه ها و اضطراب ها را دیگه نداره می فهمه قوای حیوانی اش خود هست سرد هست می فهمه که علاقه ی به پرواز و اوج گرفتن داره برای همین واقعاً ماه مبارک براش عید هستش واقعاً جشن هست احساس ضیافت می کنه از ماه مبارک لذت می بره یه جشن سی روز طولانی الحمدلله که این قدر این جشن طولانی هست این سی روز و این خلوت با خداوند که انسان بعد از سی روز شما فکر کنید دو نفر سی روز با هم یه جا باشند چه قدر با هم انس می گیرند بعد هم سخته از هم جداشدنشون وقتی با هم انس می گیرند اگه کسی ماه مبارک انس با خداوند تبارک و تعالی بگیره یعین با معشوق اصلی خودش یعنی فوق عقلش با جفت خودش و همسر خودش که خداست چون گفتیم همه ی قوا چی دارند جفت دارند ، زوج دارند حس ما محسوسات خیال ما مخیلات وهم ما موهومات و عقل ما معقولات فوق عقلمون هم زوجش چی بود الهش چی بود خداست این که فرمود شما الهی جز خدا ندارید این کلمه ی شما که به کار می بره شما یعنی فوق عقل یعنی بخش انسانی با حیوان حرف نمی زنه ولی ما چون بیشتر حیوانیت بر ما غلبه داره وقتی می گوییم لا اله الله هیچ معشوقی جز خدا نیست چه بسا بدمون هم بیاد می گیم یعنی چی معشوقی جز خدا نیست مگه ما می تونیم با خدا عشق بازی بکنیم خدا مگه می تونه معشوق باشه یعنی چی اصلاً چرا چون ما با نگاه بعد حیوانی مان داریم این آیات را می شنویم یعنی گوش ما گوش حیوانی هست گوش خر بفروش دیگر گوش خر مولانا می گه می گه انسان باید این گوش خری خودرش را گوش حیوانی خودش را بفروشه و با گوش انسانی بشنوه توجه فرمودید کلاس هم که انسان می یاد جلسه هم که میاد کتاب هم که می خونه قرآن هم که می خونه سحر هم که بیدار می شه روزه هم که می خواد بگیره باید به همین طرو باشه که وقتی کار علمی می کنی اگه با گوش خر بشنوی یعنی با گوش حیواین بشنوی استاد لطف ترین دقیق ترین شیرین ترین مباحث فوق عقلانی و عرفانی هم که بگه تأثیری برای شما نداره چرا چون با گوش انسانی نمی شنوید شما با گوش چی می شنویم با گوش حیوانی می شنویم اما اگه انسان این گوش و بذاره کنار و انون گوش و بگیره با گوش عاشق بشنوه ها با گوش عاشق بشنوی می بینه همه چند سر جای خودشه پس همه چیز هم قشنگه و تأثیر داره انسان رشد می کنه این که می گه جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش این گوش آدمی کدوم آدمه گوش آدمی هست یعنی انسان گوش متناسب با آدمیت داشته باشد تا بگیره اون کلام را بگیره رشد بکنه و بالا بره علت این که وقتی به ما می گن شما در ضیافت هستی و ما احساس ضیات نمی کنیم می گن در جشن هستی و ما احساس جشن نمی کنیم می گن مهمان خدا هستی مهمان بودن را احساس نمی کنیم با صاحبخانه کاری نداریم با مهمان های خاص کاری ندارمی انسی نداریم از سحر هم استفاده نمی کنیم ا این ایام نمی تونیم خوب بهره مند بشیم علتش این هست که ما ابا گوش بخش حیوانی با ذائقه ی حیوانی با فعالیت قدرتمند بخش حیوانی وارد ماه مبارک می شیم اصلاً ماه مبارک برای این هستش که خداوند تبارک و تعالی وقتی به کمکت می اید می گه ببین من تمام حیوانیت که مزاحمت هست ازت داریم می گیرم برای این که با من باشی هان درسته مثل یه معشوقی هست به عاشقش کمک می کنه تا از شر مزاحم ها چی بشه نجات پیدا کنه حالا شما نگاه کنید یه معشوقی میاد به عاشق خودش کمک می کنه تا از شر مزاحم ها راحت بشه تا بتونند با هم خلوتی داشته باشند هان تا این عاشق بتونه در کنار معشوق رشدی بکنه لذتی ببره سر مست بشه اشباع بشه ارضا بشه بعد حالا نگاه کنید شما وقتی که معشوق یه همچین کمکلی کرده به عاشق حالا عاشق وقتی می یاد پیش معشوق به جای این که از معشوق لذت ببره انس بگیره باهاش همش دلش پیش اون مزاحم هاست هان هی یاد اون مزاحم هاست هان هی یاد اون مزاحم ها می کنه حوس اون مزاحم ها را می کنه هی دوست داره برگرده پیش اون مزاحم ها خب حالا این جا معشوق چی کار می کنه بایه همچین عاشقی مدعی چی کار می کنه می گه خب حالا که من نمی خوای برو منم تو را طلاق می دهم تو عاشق اون ورهستی عاشق ما که نیستی هان برو اون طرف حالا که نگاهت به اون طرفه ما در ماه مبارک باید دقت بکنیم که تا خدای نکرده عقده ی حیوانیت به سراغ ما نیاد یعنی عقده ی خوردن عقده ی نوشیدن عقده ی حس ها و حالت های حیوانی که قبل از ماه مبارک داشتیم نیاد برای همین من عرض کردم که عزیزان سعی کنند که سفره هاشون ماه مبارک رنگین تر از سفره های قبل ماه مبارک نباشه که الان متأسفانه در کشور ما این رسم بد هست در مصرف مواد غذایی تنوع مواد غذایی تنوع خودرنی ها و نوشیدنی ها زیاد می شه این برای این هستش که ما اصلاً با فلسفه ی روزه با عشق خداوند با فلسفه ی خلقت با اون باطن عاشقانه ماه مبارک باطن عاشقانه سایر عبادات آشنا نیستیم رو این حساب عقده می کنیم ناراحت هستیم برا همین وقتی که افطار می شه می بینیم که اون حالت های حیوانی دوباره بر می گرده شما وقتی که اصلاً این روزه برای این بود که شما دست از این ها برداری انست با این ها کم بشه انست با حق تعالی بیشتر بشه یعنی با معشوق اصلی ات ولی چون ما بعد حیوانی مان را هی فعالش کردیم با بعد حیوانی هم می اییم توی ماه مبارک رمضان بعد یا هنگام افطار یا بعد از ماه مبارک که تمام می شه دوباره مثل یه فنر که بر می گرده سر جاش فشارش دادند خب بر می گرده به فضای بیشتری هم بر می گرده بر می گرده به سمت اصراف و افراط در بهره ورداری های طبیعی خب این دیگه اصلاً با حالت عاشقانه جور در نمی یاد که علی علیه السلام می فرمایند چه بسیار روزه داری که از روزه ی خودش جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نمی بره همینه برای این که ما خداوند تبارک و تعالی بعد حیوانی مان را ضعیف می کنه تا بعد انسانی مان قوی بشه ما می خواهیم بعد از افطار و بعد از ماه مبارک رمضان هر چی ضعف داشتیم تو بعد حیوانی چی کارش بکنیم جبرانش بکنیم خب دیگه این اون اثری که باید داشته نداره و سهم ما از روزه گرسنگی و تشنگی یعنی چیز دیگه ای نصیب ما نیست خدا نصیب ما نمی شه ما به آخر نمی رسیم ما به منتهی نمی رسیم ما به معشوق نمی رسیم در ماه مبارک رمضان هدف این هستش که ما حواسمون به خدا باشه یاد من کن یاد گل کن یاد خار خس مکن یاد ما کن یاد دیگر کس مکن اگر درست خونده باشم یاد گل باشه انسان این جوری باشه و این ذخیره می شه برای همین هم عید سعید عید می گیره انسان عید چی می گیره عید آشتی با خدا عشق با خدا نس با خدا و این را ذخیره قرار می ده برای ماه های دیگرش که از دست بده ببین دو نفر که هم دیگر را خیلی دوست دارند یه جا اگه بخوان از هم جدا بشن خیلی سخته ولی اگه انس بگیرن از هم جدا بشن یواش یواش یواش این تحملش راحت تر هستش هان تحملش راحت تر هستش شما نگاه کنید در ماه مبارک این قدر این آمدن خدا آمدن ماه عزیز که افراد یواش یواش رجب بی طاقت هستند در رجب می رن به استقبال می رن روزه می گیرن یعنی خودشون شورع می کنن جشن را در شعبان این جشن قوی تر میشه بعد عید فطر دوباره چند روز مستحب هست که انسان روزه بگیره یعنی عید فطر که تمام شد دوباره بعدش هست برای این که این انس از بین نره ناگهان یک دفعه از بین نره انسی که با خدا گرفتیم از بین نره و بمونه برا انسان خب وقتی که اینها را مستحب کردند ما وقتی می آییم مطالعه می کنیم ببینید این ها باطن داره ما باید باطن عبادات ارتباط برقرار بکنیم تا رشد پیدا کنیم که اکثر مردم نمی تونند رشدی بکنند این هستش که مردم فقط ظاهر را انجام می دهند می گن از ما نخوردن می خوان باشه نمی خوریم از ما حج رفتن می خوان باشه باشه پا می شیم می ریم مکه می خواهیم بریم هفت دور بگردیم می ریم می گردیم می خوان برن سعی صفا و مروه خب می ریم می کنیم می خواهیم بریم منا می ریم مشعر می ریم عرفات می ریم تموم می شه میاد دیگه بعد هم می گیم خدایا این که از ما خواستی انجام دادیم برو دنبال کارت دیگه خدایا با ما دیگه کاری نداشته باش اصلاً نمی دونیم که هدف و باطن این قضیه چی بوده اصلاً ببینید چه قدر افراد الان عمره می رن ، حج می رن بدون باطن اصلاً هیچ تحول اساسی در شخصیت و زندگی شان در نظام عشق و محبتشان نمی گذره روزه می گرن همین طور نماز می خونند همین طور خب دیگه بالاخره برای همین هم بی اثره برای همین هم حضرت فرمود شصت سال کسی نماز می خونه یک رکعتش هم قبول نیست بنابراین ما اگر بخواهیم قوامون را بهش تعدیل بکنیم یعنی روابط درست روابط صحیح بین حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل ایجاد بکنیم باید همشون را در یک جهت استفاده بکنیم در جهت رسیدن به هدف خلقتمون در جهت رسیدن به معشوقمان ازشون استفاده بکنیم . یعنی خداوند تبارک و تعالی پس ما باید نظام حب و بغضمان را اول تنظیم بکنیم این که فرمودند دین همه ی دین مساوی است با حب یعنی همین نظام حب و بعضمان را تنظیم بکنیم تأمین بکنیم که ما اگر به عشق خداوند دست به فعالیت های عقلانی و علمی بزنیم به عشق خداوند وهمون را خیالمون را بدنمون را به کار بگیریم اون موقع می بینیم بدن ما خیال ما وهم ما عقل ما وهمه و اطلاعات و علوم و معارف ما هم جهت می شه که هی دائماً عشق به خدا را زیاد می کنه در دل ما نشاط را زیاد می کنه نشاط دنیایی را زیاد می کنه آرامش دنیایی ما را زیاد می کنه باعث می شه ما از دنیامون بتونیم خیلی لذت ببریم چون شما نگاه کنید وقتی از دنیا با خدا لذت می بری کنار خدا لذت می بری خیلی خوبه انسان گاهی وقتها هستش که کنار شما یه مادر را نگاه بکنید خودش حس داره لذت هم می تونه از اشیا مستقیماً ببره ولی یه موقع یه چیز خیلی لذت بخشی هست یه خوراکی خوبی هست می خواد بخوره همین که بچه اش کنارش نشست می گه بهم نمی چسبه هان دوست دارم بچه ام هم کنارم باشه و این لذت را ببره عاشق این جوری عاشق اگه می خواد از چیزی لذت ببره با یاد معشوق و کنار معشوق و همراهی معشوق دوست داره از یه چیزی لذت ببره وقتی معشوقش کنارش نیست لذت بخش ترین چیزها را هم که بهش بدند همش می گه جای اون خالی با اون لذت داره با اون صفا داره با اون خوب هستش انسان وقتی که می خواد از دنیا لذت ببره من به شما توصیه می کنم این دقت بکنید حتماً اگه می خواهید از دنیاتون لذت بخش بهش حتی از یه چایی خوردن از یه صحبت با همسرتان ، فرزندانتان از یه بوس کردن از یه پارک رفتن از یک جنگل رفتن از یه دریا رفتن از یه کوه رفتن اگر می خواهید لذت ببرید به معنای حقیقی خدا را بیاورید تو این لذت اگه انسان خدا را شریک بکنه تو این لذت و با معشوقش کنار این محبوب های طبیعی و خیالی و وهمی و عقلی بیاد یعنی فوق العاده به او لذت می ده این کجا انسان دانشگاه بره با عشق به خدا دانشگاه بره برای رسیدن به خدا دانشگاه بره اون که یه کسی برای رسیدن به طبیعت و حیوانیت بره پست بگیره مدرک بگیره حقوقش زیاد بشه شغلش را ارتقاء بده برا شهرت دنیا بره این خیلی زود خسته می شه ولی یه کسی که نه یه کسی که درس می خونه شیمی را با عشق خدا می خونه این قدر این شیمی بهش لذت می ده که نگو این قدر این ریاضیات بهش لذت می ده كه نگو پارك مي خواد بره جنگل مي خواد بره دريا ميخواد بره هر جا مي خواد بره با خدا بره با امام زمان عليهالسلام بره به قدري اين لذتهاي مادي براي انسان اثر بخش خواهد بود كه نگو يعني واقعاً اين لذتهايي را هم كه به ما توصيه كردند ازش استفاده كنيم اين لذتها اعم از حسي و وهمي و عقلي و خياليش به انسان كمك ميكنه يعني انسان را در راه رسيدن به معشوق كمك مي كنه به شرط اين كه انسان وقتي به سراغ اينها ميياد با معشوقش بياد به سراغ اينها با ياد اينها بياد شما وقتي كه غذايي خوش مزه ميذارند جلويت همين جوري حيواني هم مي توني برداري اين بخوري اما وقتي كه مي بينيش يادت ميياد كه سر سفره ي خدا نشستي داري اين ميخوري الان افطار شما نشستي يه آب به اين گوارايي و لذيذي آب به اين زيبايي كه چقدر زيباست اين آب ، خرما با اون هم آثار عالياش نميدونم نان با اون بركتش با اون خوبياش سبزي كه ميخوريم وقتي يادت ميافته كه سر سفرهي خدا نشستي سر سفرهي خدايي مهمان خدا هستي خدا داره اين را ميذاره توي دهنت بعد اين لذتهاي تك تك اينها را خدا براي تو ذائقهي تو را خدا سالم كرده كه از اين ها استفاده بكني من سرطان كه داشتم وقتي كه ميخواستم آب بخورم اين آب ميخواست بره پايين تا دم مرگ من را ميبرد يعني جونم بالا لبم مياومد كه اين يه تكه آب ميخواد بره پايين چون تمام اين هنجره بيتوان و زخم و داغون بود همون آب كه مي خواست پايين بره شما اون لذتي كه من الان از خوردن يه جرعه آب ميبرم شما نميبريد شما عادت كرديد آب را هميشه همين جوري بخوريد و اگه يه آب يه قند من قند ميخورم تمام جسم اين بود كه يه سنگ دارم ميخورم اصلاً مزهاي نداشت هيچي مثل سنگ خاك اين جوري بود ولي الان كه مثلاً خوب هستم ميخورم خيلي شكر ميكنم خدا را بعد هم شما وقتي سر سفرهي خدا نشستي حالا ميخواهي شروع كني و بخوري ببين اين چيزي نيست كه مستقل از خدا به تو رسيده باشه اين ها تو راستاي حركت به سمت خداوند تبارك و تعالي به تو رسيده و شما ببينيد چه قدر ميتوانيد از اين غذا بخوري اين غذا براتون نورانيت بياره لذت ببري از اين غذا كه خدايا شكرت كه اين لذت را براي من فراهم كردي بعد هم وقتي ميخواهي شروع كني بيخدا شروع نميكني كه ميگي بسم ا.. الرحمن الرحيم يعني بسم ا... الرحمن الرحيم بگيم يعني كلمهي ب به همراه خدا ميخورم در كنار خدا در همراه خدا در محضر خدا مينشينم از بچهام لذت ميبرم از همسرم لذت ميبرم از خانوادهام لذت ميبرم از پدر و مادرم لذت ميبرم از كوه و بيابون اين گلهايي كه خدا به ما داده هديه كرده به ما شما با خدا برو كنار يه گل وايسا ببين چه كار مي كنه با دل تو با خدا به يه برگ نگاه بكن با خدا به يه سبزي نگاه بكن ببين اين گلهايي كه تو طبيعت به ما هديه داده به خاطر ما ها هديده كرده ديگه اين تجمل گل اين زيبايي و لطافت گل بوي گل ديگه عرض كنم خدمتتون كه آرايشي كه روي اين گياهها و طبيعت كرده تمام اين تزئينها را خداوند ميفرمايد من براي انسان تزئين كردم شما اين زيبايي ها را كه در تمام طبيعت هست خداوند تبارك و تعالي ميگه چشمت را باز كن درست نگاه كن آخه من تجمل كردم عالم را به خاطر تو كردم اين علامت چيه علامت اين هستش كه تو با من دوست باشي كمال تو اين هست كه با من دوست باشي با من انس بگيري ما نه ما عقدهي ميوه و غذا و خوراكي ميكنيم از خدا دور ميشيم ميخواهيم روزه بگيريم اين روزه خدا ميگه از اينها بذاره كنار حالا فعلاً عريان بدون هيچ ارتباطي در آغوش من باش طبيعتت را بذار كنار خرت را پياده كن آن ور كاخ تو طويله خودت بيا توي كاخ توي قصر ولي ما مي آييم توي قصر و همش فكرمون به آن الاغه هستش هي ياد اون الاغه ميافتيم اين فكر الاغه بودن باعث ميشه ضيافت بهم بخوره يعني شما نتوني ديگه توي اين كاخ نتوني توي آغوش عريان خدا لذتي ببري چون فكرت جاي ديگه است ذهنت جاي ديگه است ماه رمضان براي اين هستش كه ما ياد بگيريم كه تعلقمان را به اشياء و امور كم بكنيم به هيچ چيز مستقل نگاه نكنيم ماه رمضان براي اين هستش كه ما ياد بگيريم كه هر چي اگه عزيز هر چيز هر كس اگه عزيز براي اين عزيز كه من به خدا برسونه من رو به خدا نزديك بكنه نه اين كه از خدا دورم بكنه از معشوق اصليام دورم بكنه. لذا فرمول اصلي رمز اصلي در تنظيم رو ابوابين قوا ايه هستش كه انسان به سراغ هر چي ميره با عشق به خدا ميره يه جاي ميخواد بخوره يه آب ميخواد بخوره يه استفادهي طبيعي مي خواد بكنه با خدا بره سراغ اون مستقلاً بره و خودش رو ببينه فقط همون معشوق طبيعي را ببينه اين دور ميشه از خدا هيچ چيز را براي خودمون نخواهيم هر چي را ميخواهيم بخواهيم براي اين كه ما به خدا برسيم اما گه جاي خدا گذاشتيمش اين جا شروع انحراف ماست شروع قساوت قلب ماست شروع بدبختي ماست قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين بگو يعني باطنت بگه يعني درونت بگه يعني عملت بگه يعني اين توت ظهور پيدا بكنه چون انسان وقتي ميگه ميشوند الان من دارم سخن مي گم شما هم ميشنويد پس من گفتار دارم گفتار يعني چي گفتار يعني چيزي كه ديگران ميشنوند وقتي ميگي قل ان صلاتي اين قول بايد ديگران هم ببينند و بشنونش كه نماز من و نسكي عبادات من و محياي و زندگي من و مماتي و مرگ من همش مال خداست من اصلاً دارم براي اون زندگي مي كنم من تو دنيا هدف مستقلي از خدا ندرام اگه به سراغ شغل و كسب و تجارت و چيزهاي ديگه دارم ميرم اگر ازدواج مي كنم همسر گزيني دارم اگر فرزند دارم ميشم با همسرم با فرزندانم رابطه دارم همه به عشق حق تعالي هستش دين داري هم براي رسيدن به خداست ببين آخه بعضي ها دين داري ميكنند نه براي خود خداوند دين داري ميكنند براي بقاياي حيوانيت خودشان مي گن ما اگر عبادت خدا را نكنيم نماز نخونيم روزه نگيريم طبيعت ما را ميسوزونند جهنم ميريم اين ترس يا اين كه نه ميريم بهشت اون جا مثلاً همين خوردني ، نوشيدني همسر نميدونم چيچيچيچي به ما ميدن اون هم ابدي اش را مي دهند خب خيلي خوبه ديگه باز خدا نيست ولي يه موقع هست نه عبارت ... ميگه قل ان صلاتي و نسكي ... براي خود خداست كه حقتعالي من را بپذيره من پيش او عزيز باشم او دوستم داشته باشه من دوستش داشته باشم براي همين هم در قرآن به شما ميخواد يه واجبي را بگه نميگه اين واجب انجام بديد تا برويد بهشت نميگه اگه اين رو ترك بكنيد ميبرمتون تو جهنم شما نگاه بكنيد اين رو خداوند جهنم را براي كفار ذكر ميكنه آيات عذاب را كه شما نگاه بكنيد براي مؤمن هيچ وقت اين رو ذكر نكرده براي كفار ذكر ميكنه ولي وقتي ميخواد با تو حرف بزنه ميگه تو به خاطر من كه با هم دوستيم دوستم داري دوستت دارم به خاطر من اين كارها را انجام بده هان هر عملي را كه انجام ميدي آخرش ميگه انلله يحب خداوند دوست داره يعني اين كافيه اين كه خدا دوست داره كافيه ديگه كافي نيست اين براي انگيزه من چون خدا دوست داره اين كار را يا براي اين كه ما يه كاري را ازش ترك بكنيم جدا بشيم ازش همين كه بدونيم خدا دوست نداره همين كافيه ديگه او نميپسنده او دوست نداره همين كافيست ان الله لا يحب ببين با زبان عشق خداوند تبارك و تعالي با ما حرف ميزنه با زمان محبت حرف ميزنه براي اين كه ما اين زبان را ياد بگيريم ما خب متأسفانه اين زبان را باهاش خيلي بيگانه هستيم او ميگه اين لله يحب ما اصلاً ككمان هم نميگزه ان لله يحب يه حيوان چه ميفهمه ان الله يحب يعني چي ياران الله لا يحب يعني چه شما اگه مثلاً فرض بفرماييد كه يه حيواني دوست نداريد بياد توي مرتع شما علفهاي باغ شما را بخوره اون چون شما دوست نداريد نميياد بخوره هان او اصلاً كاري نداره اون ميگه من خودم دوست دارم برم كه شما اگه دوست نداريد من بيام علف شما را بخورم من خوشم مياد بيام علفهاي شما را بخورم مياد ميخوره يه گوسفند سرش را مياندازه پايين مي ياد ميخوره يه گربه مثلاً خوشش ميياد مياد جوجههاي شما را ميخوره حالا شما خوشت نياد اون مياد مي خوره اون مي گه خيلي لذيذ منطق او اين اين لذيذ پس براي من خوبه مثل خيلي آدمهايي كه گناه ميكنند منطقشان اين هست كه گناه لذت داره يا موسيقي حرام گوش نكن ميگه من خيلي خوشم مياد از اين و كاري نداره كه خدا خوشش نميياد اصلاً اين انساني نيست هان يعني اصلاً با شرافت انساني سازگاري نداره كه انسان وقتي بدان كه خداوند يه كاري را خوشش نميياد بره سراغش ميگه آقا از موسيقي حرام استفاده نكن ميگه خيلي لذت داره من خيلي خوشم مياد عاشق موسيقي ام خب حالا بايد بين اين و خدا يكي را انتخاب كنه خب معمولاً افراد مي روند اون را انتخاب ميكنند خدا را انتخاب چرا معمولاً ميرن چون حيوانيت در آنها قويتر از انسانيت است . ما كه نميتونيم به خدا بگيم خدايا من خيلي دوستت دارم خيلي برات احترام قائلم برام خيلي عزيزي اما كارهام را با ميل خودم انجام ميدم تو برام نميتوني تعيين تكليف كني معنا داره اين ميگه آقا اين حرام اين را خدا دوست نداره حرام اين اين با شرافت و زندگي انساني تو سازگاري نداره ميگه پيغمبر اين قدر امام زمان را دوست دارم اين قدر خدا را دوست دارم اين قدر فاطمه الزهرا را دوست دارم براشون هم گريه ميكنم جشن ميرم پول هم مي رم بعد فاطمهي زهرا بهش ميگه اگه من را دوست داري حجابت را رعايت كن خدا بهش ميگه حجابت را رعايت بكن ميگه نه خدايا من دوستت دارم ها ولي اين چيزها را نميتونم انجام بدم اينها را خودم خوشم بياد اين كار را بكنم تو خوشت مياد يا نميياد غضب ميكني يا نميكني نه رو چه ادعايي واقعاً خوب دقت كنيد خداوند تبارك و تعالي چه جوري با زبان عشق با ما حرف مي زنه قل ان كنتم تحبون الله فتبعوني يحبكم الله سورهي آل عمران آيه 31 بهشون بگو پيغمبر به مردم بگو ان كنتم تحبون الله اگه واقعاً خدا را دوست داريد تبعيت كنيد مرا تا خدا هم شما را دوست داشته باشه مگه شما خدا را دوست نداريد مگه نميخواهيد به خدا برسيد مگه نميخواهيد جاودانه باشيد مگر نميخواهيد مثل خدا باشيد خب دست من و بگير بيا بريم پيش خدا ديگه هان غير از اين مگه ببين چه قدر ابراز عشق به بنده اش كرده توي اين آيه چه قدر ابراز علاقه و محبت كرده به بنده پيغمبر بهشون بگو اگه دوستم دارند هان تبعيت بكنند تا من هم دوستشان داشته باشم يعني يه عشق متقابل رضي الله و رضـ... خد ازشان راضي و اينها هم از خدا راضيند اين خيلي قشنگه كه آدم و خدا به يه جايي برسند كه از هم ديگه راضي باشند ما نه ادعاي محبت زياد داريم برايم معصومين برايخ دا ولي تبعيت اصلاً تو كارمون نيست ميگه خيلي دوستت دارم خيلي خوبي و اينها اما من خمس عالم را نميدم سال خمسي نداره زكات نداره نمي دونم حج بهش تعلق ميگيره نمي ره نميدونم چيز حرام ميياد تو خونش استفاده ميكنه روابط اقتصادي خراب روابط زن و مرد حرام روابط چيز ديگه حرام ببين محبت خدا چي معنا داره ما اگر به اين باطن توجه نداشته باشيم و توجه به تنظيم روابط خدا نكنيم ميريزه بهم همه چيز در كلاس انسان شناسي ما بايد ياد بگيريم كه ما اساساً انسان هستيم يعني موجودي كه انس با خداوند تبارك و تعالي ميگيره و معشوقش فقط و فقط الهش فقط و فقط خداوند و بايد تمام ارتباطات ، انتخابات افكار و رفتار خودش را بر اساس معشوق خودش تنظيم بكنه براي رسيدن به معشوقش كما اين كه در تمام عشق ها هم همين طور هستش يك كسي عشق به پزشكي داره عشق به مهندسي داره عشق به كامپيوتر داره عشق به مسافرت داره عشق به خارج از كشور داره عشق به ورزش داره ميياد همهي قواش كارهاش را درس ميخواد انتخاب كنه مي ياد رشته ي تربيت بدني انتخاب مي كنه چون عاشق چيه ورزشه تو رشتههاي تربيت بدني رشتهاي كه خودش علاقه داره و معشوقش هست انتخاب ميكنه عكس قهرماني هاي اون رشته را بر ميداره ميياره ميزنه تو خونش فيلمهاي اون ما را ميشينه تماشا ميكنه ببين جهت داره ديگه همش با اونها خلوت ميكنه شب و روزش را با اون ميگذرانه چون معشوقش ديگه در هر عشقي اين جوري هستش اگر عشق با خداوند تبارك و تعالي صادقانه هست يعني ما صدق داريم راست ميگيم كه خدا را دوست داريم اهل بيت را دوست داريم ديگه عكسهاي ناجور تو خونهمان تو كوبلنمان تو تابلوهامون رو فرشمون رو لباسمون اين ها ديگه وجود نداره فيلم هاي ناجور را نميتونيم بشنيم تماشا كنيم چه وقتي هست انسان دلش را جايگاه خداست بده به چيزي نگاه بكنه كه هيچ سنخيتي با محبوب و معشوق خودش نداره دروغ محض هستش به قول يه بچه كوچيك كه ميگفت شما چرا اين قدر خدا خدا ميكنيد چرا عكس خدا را نميگذاريد تو خونه خب بايد عكس خدا را بذاريم تو خونه مان ديگه يعني دلمون بزنيم عكس خدا را اگه دوستش داريم هر چيزي كه بوي خدا رنگ خدا را داره واقعاً انسان ازش استفاده تنظيم شعائر الهي براي همين ديگه و من يعظم شعائر الله ... اوني كه شعائر و علامت ها و نشانههاي خدا برا بزرگ ميشماره اين تقواي دلش هست يعني دل غير معشوق خودش كس ديگري را نميپذيره يعني انسان قاعدهاش همين هستش در همه ي عشقها فرمول يكي هستش يعني قاعده ش هميني كه خدمتتون عرض كردم خب ديگه شما اگر واقعاً بخواهيد اهل ماه مبارك رمضان باشيد بايد به اين باطن خيلي توجه بكنيد كه اصل ماه مبارك خود خداست روزه مال من خودم هم جزاش هستم انسان با روزه به چي مي رسه به خدا ميرسه ديگه اين و بايد دستورالعمل ما نه فقط براي ماه مبارك نيستش ماه مبارك دستور زندگي هست براي اين كه شما ياد بگيري كه اساساً نگاه كنيد سورهي بقره آيه 211 و ... چه بسيار چيزهايي كه شما بدتان ميياد ولي واقعاً براتون خوبه بنويسم تا اين را تجزيه كنيم با هم ديگه يه صلوات ختم بفرماييد خب با توجه به مفاهيمي كه در مورد انسان عرض كرديم خدمتتون شما آيه را مي توانيد ضميرهاش را خوب برگردانيد شما دقت كنيد اين جا را ميگه و عسي ... شما بدتان بيايد شي از چيزي و هو اين شي براي شما خوب باشد خب دو تا شما دارم اين شما كيه اين شما طبيعت بعد حيواني ماست اين شما كيه اين شما فطرت بعد انساني ماست خوب دقت كنيم اگر نتوانيم اينها را خوب بفهميم يعني ضميرها را خوب ياد بگيريم اون وقت تو فهم قرآن هم ضعيف خواهيم بود بعد ميگه و عسي چه بسا شما دوست داشته باشيد شما دوست داشته باشيد چيزي را در حالي كه آن چيز باري شما بد باشه يعني شما كي هستيد انسان يا همون فطرت هستش توجه بفرماييد بنابراين ما نميتونيم به خدا بگيم من از اين چيز خوشم ميياد دوست دارم نميدونم چون لذت داره چون خوبه چون خوشم مياد رعايت يا واجب مي ياد به ما ميگه دوست ندارم اي واجب را انجام بدم خوشم نميياد برم حج اون كسي كه ميگه من خوشم نميياد برم حج خوشم نميياد خمس بدم خوشم نمياد حجاب را رعايت بكنم خوشم نميياد نميدونم نماز بخونم اين من كيه خواهش ميكنم دقت كنيد ها ببينيد ما هميشه با اين دو تا من سروكار داريم اين من ضعيف اين جا دقت كنيد ما هر دو من در ما نميميره يعني من ضعيف مي گه كه من خدا را دوست دارم خدا را دوست دارم اسلام و اهل بيت و اينها را دوست دارم بهشت را دوست دارم هر چي چون منش قوي هست اين من قوي كدوم حيوانيت اين من قوي هست اين من ضعيف نمي تونه در مقابل اين من قوي كاري بكنه اين انسانيتش يعني در عين حال كه خدا را دوست داره شراب هم مي خوره حجاب هم رعايت نميكنه بعد ديگه كدوم بخش خدا را دوست داره اين من ضعيفش خدا را دوست داره يعني تو باطن خودش واقعاً دوست داره خدا را ولي چون من اصلي اش قوي اين قدر جرأت نداره اين قدر جون نداره بهش كمك بكنه تا بتونه راه مسير خدا را طي بكنه يعني با اين تناسب اين عشق وارد زندگي و عمل بشه نميتونه برا همين اين درگيري در وجود خودش ميمونه يعني هي تو خودش كيش مكش داره كه اين كار را بكنم نكنم يا يك سره اين حالت را داره خب راهش چيه اين من ضعيف با خدا را دوست داره بهشت را دوست داره من قوي نميگذاره ميگه من خوشم نميياد اين خداوند تو آيات دائماً با اين دو تا من مخاطب قرار مي ده گاهي وقتها منظورش از من كدوم بخشمونه البته تو بعضي از انسانها بر عكس من قوي شان فطرتشانه من ضعيفشان حيوانيشان حالا خداوند تبارك و تعالي چون تو را دوست داره تو كي هستي ما اين من ضعيف هستيم كه محبوب و معشوق خدا هستيم يعني خدا دوستمان داره خب چون ميبينه ضعيف شدي از خودش ديگه فطرت از خودش ميبينه ضعيف شدي تو ماه رمضان مياد كمكت ميگه حالا مي بينم تو ضعيف هستي مييام كمكت ميكنم دستت را ميگيرم يعني چه يعني ميگم آن معشوقهايي كه تو داري و تو معرفش قرار ميگيري وسوسه مي شي كه از آن استفاده كني همه را بزار كنار تعطيلش بكن راحت ديگه آرامش داري يعني شما ديگه از سحر مي دوني ك ديگه قرار نيست سراغ چي بري سراغ حيوانيت بري حيوانيت فقط خوردن و نوشيدن نيست كه سراغ هر فكري غير خدا بري وقتي كه اين جوري هست اون وقت اين قوي مي شه يواش يواش هي خوراك ميخوره خوراك ميخوره اين تبديل مي شه اين فطرت تبديل ميشه به من قوي و آن وقت شما روز عيد فطر عيد فطرت ميگيري يعني عيدي كه سوارچي شده سوار طبيعت شده و توانسته به طبيعت آن وقت بايد ديگه نگاهش داري حالا كه ديگه غلبه كرد قدرت بهت داده نگهدارش تا يه موقع ضعيف نشه ما چون عقده ميكنيم اين من ضعيف اين من حيواني شروع مي كنه وقتي اذيت ميشه از سحر تا افطار اذيت كه مي شه ديگه دم افطار ميخواد انتقام بگيره از من ضعيف بعد ميبيني كه دم افطار مي ياد شروع ميكنه به بيش از حد طبيعي خوردن بيش از حد طبيعي نوشيدن و خلاصه طبيعت گرايي دوباره ضعيفش مي كنه تا برا سحر بعدي دوباره اين قوي نشده باشه دوباره چي باشه ضعيف باشه آنوقت تا آخر ماه مبارك اين را هي ضعيف نگه ميداره لذا افراد خيلي ها واقعاً وارد عيد فطر نميشوند چرا چون هر بار تو فاصلهي بين افطار تا سحر اين من حيوانيشان از من انسانيشان چي گرفته انتقام كرده و تو دهني بهش زده كه جرأت نكنه اين جوري اذيتش بكنه خيلي خوب در حج هم شما همين طور هست در حجي هم كه شما ميريد وقتي 24 چيز در حج جرام مي شه 24 حرام داريد شما اين 14 حرام خدا ميياد حرامش ميكنه كاملاً طبيعت شما را در بند ميكنه بعد ديگه آزاد دور خدا ميگردي اونجا با خدا هستيد در معشر يه شعوري پيدا ميكنيد در منا يه آرزوي خدا را پيدا ميكنيد در عرفات عرفان پيدا ميكنيد به خدا تو خود كعبه يه ارتباط ديگري با خدا داري و دائماً از نگاه كردن از دور خدا گشتن از حرف زدن با خدا دور خدا گشتن طواف حرف زدن با خدا نماز و نگاه كردن هم يه لذتي ميبريد از نگاه كردن به مظاهر عظمت الهي تا يواش يواش انسانيت در حج براي ما هيده هستش براي همين هم در ماه مبارك ميگن شما مهمان خدا هستيد هم يه كسي كه ميرود حج ميگويند مهمان خدا هستي رفتيد خانهي خدا و خدا هم از او پذيرايي مناسب با شرع انساني ما ميكنه يه كسي نگه چرا خدا تو ماه رمضون از ما اين جوري پذيرايي ميكنه چون متناسب با شرافت ما بايد از ما پذيرايي كنه شرافت ما اين هست كه با من حقيقي ما ارتباط برقرار ميكنه در روزه هم همينطور در خمس هم همينوطر در زكات هم همينطور در نماز هم همينطور خداوند متناسب با شرافت انساني ما با ما ارتباط برقرار ميكنه والحمد لله رب العالمين و صل الله علي محمد و آله الطاهرين.