جلسه 005 - اربعین و حماسه ظهور (۱۳۹۶)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
8
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - اربعین و حماسه ظهور (۱۳۹۶)

خوب قرار شد که روایت ها را که درباره ی فضیلت زیارت سیدالشهدا علیه السلام است خدمت تان عرض کنیم و کنارش هم بحث خود اربعین و عظمت اربعین را ان شاءالله تقدیم کنیم به محضر تان. دوتا روایت من امروز می خوانم برایتان در این رابطه، یکی درباره اضطرابی است که انسان در زیارت سیدالشهدا علیه السلام می بیند قرآن کریم از حمله هایی خبر می دهد که به آن می گویند حمله های شیطان. و این حمله ها مخصوص مؤمنین است «لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم» به عنوان سنت الهی و قانون لایتغیر الهی خداوند این را مطرح میکند که هرکس تصمیم بگیرد مؤمن بشود، و روی صراط مستقیم قرار بگیرد شیطان به او حمله می کند چون شیطان در واقع جز نقشه ی خلقت انسان است، یعنی خیرات و برکات زیادی دارد و خداوند خلقت عبث و بیهوده ندارد شیطان مخلوق خداست و چون انسان در صراط مستقیم به عنوان یک موجود مختار نیاز به وسوسه و دشمنی دارد خداوند برای انسان هم دشمن قرار داده دشمنی به نام شیطان قرار داده که قدرتی بر انسان ندارد مگر در حد وسوسه کردن. این وسوسه ها باعث می شود انسان در ایمان خودش تثبیت شود. هر وقت شیطان وسوسه می کند و انسان وسوسه را کنار می زند و غلبه می کند بر وسوسه امتیاز می گیرد و هر وقت بر آن وساوس گوش می دهد و اطاعت می کند امتیاز از دست می دهد و سقوط می کند به هر حال شیطان از خیرات و برکات نظام خلقت است که خداوند برای ما به عنوان یک مربی قرار داده لذا جز‌ لازمه ی صراط مستقیم است قرآن میگوید شیطان روی صراط مستقیم حمله می کند. بنابراین هر کس که تصمیم می گیرد توبه بکند و آشتی بکند، با خدا، راه خدا و راه اهل بیت را برود طبیعی است که انواع وسوسه ها در ذهن او شروع می شود شاید آن موقع که در صراط مستقیم نبود چنین وسوسه هایی برایش وجود نداشت اما حالا که مسیر خدا را می خواهد برود وسوسه ها شروع می شود و این هم لازمه ی مسیر است شما تا باشگاه نرفتی نه تمرینی است نه امتحانی است آزاد هستی، کلاس زبان می خواهی بروی، کلاس کامپیوتر می خواهی بروی، مدرسه می خواهی بروی، هر رشته ای که می خواهی درس بخوانی کسی با تو کار ندارد تا شروع نکردی و ثبت نام نکردی، اما به محضی که ثبت نام کردی تکلیف و امتحان و آزمایش و دست انداز و تمرین شروع می شود در مسیر انسانی ما به دانشگاهی احتیاج داریم که در آن مربی شیطان است شیطان با وسوسه هایی که ایجاد می کند با تردید ها و ترس هایی که ایجاد می کند باعث می شود که مؤمن قدرتمند شود و تثبیت شود. شیطان از جمله کارهایی می کند این است که چهار نوع حمله دارد در ذهن ما، یکی حمله از جلو، یکی حمله از عقب یکی حمله از راست یکی حمله از چپ، که خوب الان وقت نیست من اینها را نمی توانم کامل برایتان بگویم. فقط یک معرفی می کنم. حمله جلو اضطراب ها و احساس ترس هایی است که انسان نسبت به آینده خودش درش ایجاد می شود. حمله ی از عقب خاطرات گذشته است که دائماً ذهن انسان مشغول حوادثی است که در گذشته برایش اتفاق افتاده و شیطان بدین وسیله سرعت انسان را کم می کند و یا کند می کند، و حتی می تواند انسان را به عقب بکشاند از مسیری که رفته برگرداند و به عقب بکشاند. انسان زحمتی می کشد چند سال و شیطان او را حمله از عقب می گیرد و به عقب بر می گرداند و حمله ی راست حمله هایی است که از چهره های مقدس مذهبی و نقاط قوت شخص استفاده می شود. افرادی هستند در جامعه تحت لباس های مقدس مثل مرجعیت روحانیت، یار امام بودن، مبارز بودن، انقلابی بودن و ... خیلی چیزهای دیگر یا خصوصیت ها و قدرت های ظاهری خوب، دکتر بودن، مهندس بودن، استاد بودن، شیطان از این کمالات شخص برای عجب و خودبرتربینی و طغیان استفاده می کند که زیاد است در جامعه الان بخصوص و بعد از انقلاب زیاد می بینیم که بیشترین درد سر را برای مسیر انقلاب و مسیر برطرف کردن موانع ظهور حضرت را خواص در جامعه انجام می دهند بیشترین مشکلات را همیشه افراد خاص برای انقلاب و اسلام ایجاد می کنند. که حالا بحثش مفصل است بحث هایش را هم کردیم اگر عزیزان علاقمند بودند از موسسه یا از روی سایت ما بگیرند. حمله چپ گناه است، یعنی شیطان به وسیله ی گناه انسان را وسوسه می کند حالا ما به این سه تا حمله آخر کار نداریم یکی از چیزهایی که شیطان همیشه حمله می کند همیشه به مؤمن می گوید تو اگر بخواهی همچین کار خوبی بکنی خودت گرفتار می شوی خودت فقیر می شوی. خودت کشته می شوی خودت مریض می شوی، بچه ات چی می شود زنت چی می شود پولت چی می شود؟ اضطراب ایجاد می کند در انسان. یعنی اگر چیزی ترس و اضطرابش ده درجه است، شیطان با وسوسه ای که می کند آن ترس و اضطراب را چقدر در ذهن انسان می کند صد درجه بالا می برد یعنی شخص فکر می کند که الان من بیفتم در مسیر اربعین راهپیمایی بروم کی می خواهد 80 کیلومتر را پیاده برود اصلا نمی شود رفت. بعد من چطوری بروم حالم اقتضاء نمی کند مریضم، درد دارم، اگر گرما من را بگیرد یکسره اضطراب ایجاد می کند یا جانت در خطر است داعشی ها هستند، ممکن است بمب بگذارند، ممکن است تیراندازی بکنند، ممکن است یک جا این طوری شود و ... انسان دائماً با وسوسه های منفی روبرو است در زندگی اش. هر چقدر هم سنش بالاتر می رود ترس هایش هم بیشتر می شود. جوان ها کمتر ترس دارند. جوانها بریده تر هستند کمتر ترس دارند کسانی که در دنیا عمیق می شوند. زن پیدا می کند ازدواج می کند ترسهایش بیشتر می شود چون دلشوره زن را دارد دلشوره شوهرش را هم دارد، بچه دار می شود، اضطراب هایش بیشتر می شود یک ذره از مستاجری در می آید، صاحب خانه می شود، دلبستگی هایش بیشتر می شود، ترس و اضطرابش بیشتر می شود. وابستگی هایش و چسبندگی اش به دنیا بیشتر و شیطان، و شیطان بیشتر می تواند روی کسانی که سن شان بالاست وسوسه و ترس ایجاد کند طوری که بزرگترها همیشه کوچکترها را نصیحت می کنند که شما ها، عاقل نیستید نمی فهمید، شما خطر سرتان نمی شود، دست از این کارها بردارید. همیشه اینطوری است. پس ما این وسوسه را همیشه داریم، وسوسه ترس و اضطراب نسبت به آینده، بعداً چی می شود که بتواند مؤمن را غمگین کند. علت این که این حرکت ها ایجاد می شود این است که مؤمن را بتواند از حرکت بیندازد، از قدرت و شدن و تربیت شدن بیندازد و این که مؤمن دائماً ذهنش درگیر افکار منفی است غمگین است. «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا» شیطان دائماً حرف های منفی می زند، افکار منفی و ترسناک و غصه دار در انسان ایجاد می کند، تا مؤمن هیچ وقت لحظه شادی را نکشد. در حالی که قرآن می گوید علامت مؤمن دو تا چیز است شادی و آرامش. یعنی مؤمن روز به روز شادی اش بیشتر می شود. زینب کبری را شما نگاه کنید در اوج این مصیبت فرمود:«ما رأیت الا جمیلا». درباره سیدالشهدا فرمود:« کل ما اشتدّ علیه الامر احمر لونه» هر چقدر کار برش سخت تر می شود بهجت سیدالشهد سرور سیدالشهدا بیشتر می شد اصحاب عاشورا هم هیچ کدام شان ترس و اضطراب نداشتند، دل نگرانی و دل شوره نداشتند امام باقر علیه السلام فرمود:« لم یجدوا الم الحدید» اینها اصلا درد احساس نمی کردند وقتی شمشیر می خوردند. مثل بچه رزمنده های خودمان در جبهه وقتی تیر و ترکش می خوردند دست و پای شان هم قطع می شد احساس دردی نمی کردند شکایتی هم نمی کردند. هیچ غصه ای شکایتی و ناراحتی نداشتند چون سرمست بودند از محبت الهی و عشق خداوند تبارک و تعالی. بنابراین مؤمن باید روز به روز نشاطش بیشتر شود. چی نمی گذارد یک مؤمن با نشاط باشد؟ حمله های شیطان. حمله ی جلوی شیطان، حمله عقب و حمله راست و چپ، دائماً مؤمن را با افکار منفی با چیزهای ناجور مشغول می کند و مؤمن دلش گرفته می شود غصه دار می شود. «لیحزن الذین آمنوا» شیطان می خواهد مؤمنین را غمگین بکند. غم برای مؤمن سم است، در حرکت به سمت خداوند، در سلوک الی الله، غم برای مؤمن مثل یک سم می ماند. و نمی گذارد مؤمن با قدرت با سرعت با نشاط حرکت بکند. ممکن است 5 سال و 10 سال هم خیلی خوب برود ولی بالاخره این شیطان چنبره می زند اضطراب ها و ترس هایی را در مؤمن ایجاد می کند و مؤمن یک جاهایی ترمز را می کشد. و آن سرعت و قدرت خودش را دیگر نخواهد داشت. بنابراین مؤمن یکی از وظایفش این است که به این وسوسه ها عمل نکند. در مورد زیارت هم همین را داریم. در مورد زیارت سیدالشهدا یکی از چیزهایی که شیطان خیلی سرمایه گذاری کرده، در طول تاریخ که مؤمنین به زیارت امام حسین نیایند این بود که همیشه مشکلات سفر را در ذهن افراد زیاد می کند. همیشه است و اتفاقا هم خدا اجازه این را می دهد چون قرار است همه امتحان شوند. گرما دارد، سرما دارد، سختی دارد، تنگی جا دارد، جا گیر نمی آید،‌ هتل و خوابگاه گیر نمی آید غذای شاید مناسبی پیدا نشود مریضی می آید سرما می آید درست در موقعی که شما حالت هم خوب نیست بارندگی می شود گرد و خاک می شود اینها همه لازم است. اصلاً معشوق می خواهد بداند تو با وجود این درد سر ها چقدر عشق داری نسبت به امام حسین، این خیلی مهم است. مؤمن زیرک چون این ها را می داند به هیچ وجه هیچ کدام از این عوامل منفی جلوی او را برای حرکت به سمت قبر امام حسین نمی گیرد. این امتحانش را خوب پس داده. می گوید می خواهد سرما باشد گرما باشد، داعشی باشد، می خواهند بمب بگذارند، می خواهد بکشند، می خواهد غذا گیرم نیاید، می خواهد سخت باشد می خواهد مریض بشوم، هر چه که باشد من باید به عشقم برسم. من باید به معشوقم برسم. و مؤمن این طوری حرکت می کند حالا این اضطراب در بعضی از اصحاب امام صادق علیه السلام وجود داشت. که وقتی حضرت به آنها می گفت زیارت می روید، گفتند: نه یا کم می رویم. ببینید حضرت چی می گوید خطاب می کند به یکی از اصحابش به نام معاویه، حضرت می فرماید: متن عربی را نخوانم چون وقتم کم است، معاویه بن وهب، متنش با این شروع می شود «یا معاویه لا تدع زیارت قبر الحسین لخوف»، ای معاویه رها نکن زیارت قبر حسین را به خاطر ترس، که حالا ممکن است بکشندت، ممکن است دشمن بیاید راه زن باشد مال تو را ببرند. زیرا هر کسی زیارت آن حضرت را ترک کند، چنان حسرتی ببیند، که تمنا و آرزو کند قبر آن جناب نزدش باشد. یعنی چی؟ یعنی به یک محرومیتی به یک حسرتی می افتد که ای کاش من یکبار می توانستم خودم را به قبرم امام حسین برسانم. ای کاش من یک بار می توانستم بروم کنار قبر امام حسین. بعد حضرت اینجا را خیلی زیبا می فرماید:آیا دوست نداری (ببینید چقدر زیباست این متن، فوق العاده است)«آیا دوست نداری که خداوند متعال تو را در زمره ی کسانی محسوب کند که رسولش صلی الله علیه و آله و سلم، و حضرات علی و فاطمه و ائمه علیهم السلام برایش دعا می کنند». یعنی می فرماید زائر امام حسین کسی است که وقتی به زیارت می رود، همه ی ائمه برایش دعا می کنند. یعنی زائر پشتیبانی دعای همه ائمه را دارد. کجا شما همچین چیزی را دارید؟ که بگویند شما اگر این کار را بکنید، پیغمبر برایت دعا می کند، امیرالمومنین دعا می کند حضرت زهرا به تو توجه می کند و دعا می کند برایت. ائمه دیگر برایت دعا می کنند همچین چیزی ما جای دیگر نداریم به این شکل.

خوب، آیا دوست نداری از کسانی باشی که گناهان گذشته ات آمرزیده شده، همه گناهانت را خدا می بخشد، جز اینها نمی خواهی باشی، پس ترس و اضطراب را بهانه نکن. و برای گناهان هفتاد سال بعد تو هم طلب مغفرت می کنند. (الله اکبر) این به این معنا نیست باز تذکر بدهم که انسان جرأت کند با زیارت به امام حسین بگوید که حالا من گناه می کنم بخشیده می شود، نه. گفتم منظور این است که مؤمن وقتی می آید به زیارت امام حسین به زیارت پدرش و امامش، ملکه ای پیدا می کند که خود به خود به سمت گناه تمایلی ندارد از گناه متنفر است بدش می آید از گناه. اگر هم یک موقع پایش لغزید گناهانش مورد آمرزش قرار می گیرد چون عمدی در کار نیست. آیا دوست داری از کسانی باشی که از دنیا خارج می شوند، در حالی که گناهی قابل مؤاخذه ندارند. دوست نداری این طوری باشی، موقعی که از دنیا می روی راحت از دنیا بروی دیگر دغدغه نداشته باشی. خیلی حرف است. امام صادق چه کار کرده اینجا. بعدی را نگاه کنید چقدر قشنگ است، آیا دوست داری، فردای قیامت از کسانی باشی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، با آنها مصافحه می کند. انسان چه توفیقی از این بالاتر که با پیغمبر مصافحه بکند. خوب، این که انسان اضطراب از جهنم و گناه و مواخذه داشته باشد یک طرف، کجا، و این که انسان وقتی که می میرد شاد از این دنیا برود. و برود به آغوش پیغمبر، خیلی با هم متفاوت است شما باید فکر بکنید که چرا خداوند این همه سرمایه گذاری کرده برای زیارت امام حسین و ائمه این همه ثواب ذکر کردند، آن نتیجه خیلی مهم است که این دو روز در موردش صحبت کردیم. باز می فرماید که سوال کرد از امام صادق علیه السلام، که «جعلت فداک ما تقول فیما من ترک زیارته و هو یقدر علی ذالک» عربی اش را دیگر نمی خوانم، چی می گویی در مورد کسی که می تواند برود زیارت ولی نمی رود. گفتیم امام صادق فرمود: کسانی که ثروتمند هستند سالی دو بار حتماً باید بروند، و کسانی که فقیر هستند سالی یکبار بروند حتماً. ببینید چه جواب می دهد، چقدر زیباست این جواب. امام صادق می فرماید: من می گویم این شخص «قد عقّ رسول الله و عقّنا واستخفّ و بامر هو له» می گوید من امام صادق می گویم: این شخص عاق رسول الله می شود خیلی حرف است. شما اگر عاق پدر زمینی تان، پدر حیوانی بشود یا مادر زمینی و مادر جنسی و زمینی اش شود، در روایت داریم بوی بهشت از 500 سال راه می رسد کسی که عاق والدین است بوی بهشت را استشمام نمی کند. خوب پیامبر پدر حقیقی ماست، ائمه پدر اصلی ما هستند، قبلا گفتیم اینها نسبت شان از پدرو مادر زمینی به ما خیلی بیشتر است. حق شان و سهم شان هم در وجود ما بیشتر است. برای همین هم شما در زیارت عاشورا می گویید «بابی انت و امی» یا در زیارت جامعه کبیره، می گویید «بابی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی و اسرتی» شما پدر و مادر و اهلت را فقط می توانی فدای کسی بکنی که آن شخص نسبتش از پدر و مادر و خواهر و برادر به تو نزدیکتر باشد. و سهمش در وجود تو بیشتر باشد. اهل بیت رحم ما هستند. رحم حقیقی ما و اصلی ما هستند. رحم های زمینی مثل پدر و مادر خواهر و برادر، عمو، عمه، دایی اینها رحم های زمینی ما هستند. رحم های دنیایی هستند ما رحم جاودانه داریم، رحم آخرتی داریم، رحم انسانی داریم، صله ی ارحام بالاترینش چیست؟ صله با رحم های اصلی خودت. بنابراین وقتی کسی می آید زیارت امام حسین دارد صله ارحام می کند. صله ارحام مستحب است یا واجب؟ واجب است. لذا فرمود فرضتهٌ، حالا می خوانم روایتش را. «زیارۀ قبر حسین علیه السلام فریضه علی مؤمنٍ، فریضهٍ علی کل مسلمٍ» بر هر مؤمن و مسلمانی واجب است، زیارت مستحبی نیست. ما یک امامزاده ی داریم امام زاده عبدالعظیم در شهر ری یا امامزاده صالح یا ... نرفتم چند وقت به او سر بزنم. این خیلی خطرناک است انسان زیارت امامزادگان جز وظایف است. مثل این که به خاله، عمه، عمو، دایی سر بزنی صله ارحامت نباید قطع شود، ارتباطت نباید قطع شود زیارت بزرگان هم همینطور است یعنی شما باید بروید به زیارت اینها. واجب است زیارت شان. خوب خیلی خطرناک است می گوید این شخص عاق پیغمبر عاق ما اهل بیت می شود و چیزی را که به نفع خودش بوده را ترک کرده و سبک شمرده اگر کسی نرود زیارت و بهانه بگیرد. حالا حضرت ببین چقدر قشنگ میگوید و کسی که آن حضرت را زیارت بکند (آن کسی که برود) می فرماید خداوند حوائجش را برطرف می کند. (یک) و آنچه از دنیا مقصود اوست را کفایت می کند. نیازهای دنیایی اش را کفایت می کند. شما کسی را سراغ دارید که بگوید من رفتم، پول هم قرض گرفتم، وام گرفتم، با هر سختی آمدم زیارت امام حسین و خدا جبران نکرده باشد. خیلی از افراد می گویند ما اصلا فکر نمی کردیم بیاییم، همه چیزش جور شد. بعد دیگر چی، شما می گویی مشکل مالی دارم نمی روم زیارت. می فرماید:« انه لیجلب رزق علی العبد» زیارت امام حسین جلب رزق میکند برای بنده. یعنی اگر رزق می خواهی، هر رزقی که می خواهی، نه رزق مادی، گفتیم که ما5 شخصیت داریم، 5 بخش شخصیتی داریم، رزق های جمادی، رزق های گیاهی، رزق های حیوانی، رزق های عقلی، رزق های فوق عقلی و انسانی. درتمام ابعاد انسان رزق می خواهد هر رزقی می خواهی بروید از امام حسین بگیرید. یعنی انسان کوته فکر نباید باشد وقتی می رود پیش امام حسین و همه حواسش به دنیا و رزق های دنیایی باشد. بزرگترین رزقی که ما از امام حسین می خواهیم چیست؟ «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من می خواهم به آن مقامی که شما نزد خدا دارید برسم. این رزق است. دیگر چی رزق است؟ خود زیارت عاشورا دارد «اسئله ان یرزقنی طلب ثارک» از خدا می خواهم به خاطری که من آمدم تو را زیارت کنم. در ی زیارت همیشه رزق می خواهیم دیگر. چند نفر هستند که زیارت می کنند امام حسین را دنبال این رزق باشند، یعنی دلشان پر از عقده باشد، پر از کینه مقدس باشد، از اینجا که پا می شود در حرم بگوید امام حسین من فقط آمدم تو روزی من کن من انتقام تو را بگیرم. نه هی بگوید پول می خواهم، زن می خواهم، شوهر می خواهم، مدرک تحصیلی ام حل شود، خانه می خواهم، شفا می خواهم، بروی به امام حسین بگویی تو می دانی برای چی آمدم در حرمت. تو می دانی بزرگترین چیزی که من امروز از تو می خواهم بزرگترین رزقی که من از تو می خواهم توفیق انتقام توست. «ان یرزقنی طلب ثارک» یک رزق دیگر هم وجود دارد آن چیست؟ «اسئله ان یرزقنی طلب ثاری» من انتقام خودم هم روزی ام شود بگیرم. زیارت عاشورا در بزرگی از انسان شناسی را روی انسان باز می کند. زیارت اربعین توفیق هر دو انتقام را به ما می دهد. چرا؟ آن مصیبتی که امام حسین دچارش شده و ما می خواهیم انتقامش را بگیریم تشنگی و کشته شدن و اسارت خاندان و سربریدن نیست. آن ها را که مختار هم انتقامش را گرفت. آن مصیبتی که الان امام حسین دچارش است این است که امام حسین دوست دارد که حاضر باشد که فرزندان و شیعیانش به مقام محمود برساند به مقام خودش برساند، به بزرگی خودش تربیت کند که کشتند و نگذاشتند او را. امام های بعدی را هم کشتند و نگذاشتند. برای همین ما به امام حسین می گوییم ثارالله، «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» «والوتر الموتور» انتقامت هم گرفته نشده.

خوب، برای همین شما اول زیارت عاشورا، به این مصیبت امام اشاره می کنید که این باید انتقامش گرفته شود. «فلعن الله امته دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی ربتکم الله فیها» به این مصیبت، به آن مصیبت که کشته شدن هست و گریه دارد و اسارت و تشنگی و سربریدن است می گوییم مصیبت عظیم. که کار طبیعی مان این است که گریه کنیم سیاه بپوشیم دسته راه بیندازیم و نوحه خوانی بکنیم. عزاداری است. اما برای آن مصیبتی که امام حسین برایش کشته شده و اول زیارت عاشورا ما می گوییم، مصیبت اعظم، مصیبت اعظم یعنی حذف متخصص معصوم، حذف امام و خلیفه الله از رهبری جامعه. متاسفانه از این مقام حذف شد. خوب این مصیبتی است که سر امام آمده سر ما چی مصیبتی آمده که می خواهیم انتقام بگیریم. اینها روزی است که بخواهیم که می گوید « انه لیجلب رزق» جلب رزق می کند که برو از امام حسین اینها را بخواه. در زیارت عاشورا شما یک دانه خواسته دنیایی و طبیعی نداری. در زیارت عاشورا خواسته ها همه خواسته های یک بچه است نسبت به پدرش. کسی می تواند اینها را بخواهد که واقعاً باور کرده باشد فرزند حسین است. فرزند حقیقی حسین است و ولی دم حسین است اگر کسی فهمید و باور کرد که شخصیتاً فرزند امام حسین و ولی دم امام حسین است آن موقع روح انتقام می آید سراغش. نه هی دارد گریه ذلیلانه بکند یک گوشه ای بگوید کشتند سر بریدند این طوری شد ابالفضل این طوری و رقیه این طوری قاسم اینطوری. گریه ات را بکن و اما غیرت داشته باش و برو انتقام بگیر. اما این که ما با بی غیرتی بیاییم گریه بکنیم بعد برویم با دشمنان امام حسین آزاد بگردند راست راست بگردند در این اجتماع و این جهان و هر غلطی دلشان می خواهد بکنند‌ و ما هم همینطوری ساکت نشسته باشیم کاری نکنیم، این واقعاً بی غیرتی است. واقعاً بی غیرتی است بابا غیرت داشته باش مثل عباس غیرت داشته باش، مثل اکبر غیرت داشته باش، مثل قاسم غیرت داشته باش، مثل خود امام حسین، اجازه نده اینها نفس بکشند. باید با آنها درگیر شویم. «ان یرزقنی طلب ثاری» سر من هم بلا آمده من هم محرومم از امام حسین، من هم محرومم از پدرم، من هم محرومم از تربیت ویژه ی امامم. من هم می توانستم به بزرگی امام حسین تربیت شوم اگر بابا بالا سرم بود. شما الان می بینید در اجتماع بچه های یتیمی است کسانی که یتیم خانه دارند، نگه می دارند بچه ها را می گوید اینها پدر و مادر نداشتند رشد نکردند. ما بیاییم به اینها غذا بیاوریم به آنها درس بدهیم چون از پدر محرومیم. ما خودمان بدتریم که. ما الان امام حسین بالاسر مان نیست هر کدام از ما می توانستیم یک حسین بن علی باشیم می توانستیم بزرگ تربیت شویم، همه ی ما در این فقر یتیمی کوچولو ماندیم و کوچولو هم می میریم. هیچ شباهتی پیدا نمی کنیم به آبا اجداد طاهرین ما. این مصیبت نیست واقعاً؟ این مصیبت است. خدا می گوید غیرت داشته باش انتقام خودت را هم برو بگیر. این عزادار حقیقی است که یک شخصی برود زیارت امام حسین و از امام حسین توفیق انتقام بخواهد. هم انتقام امام حسین و هم انتقام خودش را و انتقام میلیونها فرزند و ایتام اهل بیت علیهم السلام را بگیرد. خوب این انتقام چطوری گرفته می شود؟ «مع امامٍ منصور» «مع امام هدی» این را خوب دقت کنید خواهش می کنم. «مع» یعنی چی؟ یعنی شما باید بروید به چادر امام زمانتان. معیت پیدا کنید با حضرت تا انتقام بگیرید. اگر کسی به چادر حضرت نرود، انتقامی وجود ندارد. نمی تواند کاری بکند. در زیارت اربعین شما می خوانید: «امری لامرکم متبع» این وظیفه اول، همه ی کارهای من تابع شما معصوم است اولین کاری که می خواهی انجام بدهی این است. این را انجام بده. «و نصرتی لکم معدّه» یاری من برای شما آماده است این دوتا را انجام بده، نتیجه می شود «حتّی یأذن الله لکم» تا خدا به شما اجازه بده. وقتی که ما کار های مان تابع امام زمان نباشد، و آمادگی خدمت نداشته باشیم، مشغول زندگی خودمان باشیم، نصرت ما در زمان فعل به امام نرسد، امام چطوری به او اذن داده می شود که ظهور کند امام باز همان الشرید الطرید الفرید الوحید، آواره، طردشده، تنهای یگانه می ماند. همینطوری غریب می ماند. ببینید چقدر ریاضی است این زیارت اربعین. شوخی نیست می گوییم بیایید زیارت اربعین بخوانید و بروید، بیا این حرفها را بزن به امام، تجدید عهد کن، تجدید میثاق کن، بعد برو با این میثاق برگرد به خانه ی خودت. و سبک زندگی جدیدی را آغاز کن، از اربعین که برگشتی براساس چی؟ براساس فرهنگ اربعین. براساس حس انتقام و روزی انتقام، روزی انتقام را بگیر و با خودت برگرد به شهر و کشور خودت. دیگر تو جزو منتقمین باش. نه اینکه برگردی به شهر خودت باز یک آدم بی خاصیتی باشی برای امام زمان، هیچ کاری هم از دستت بر نیاید. هیچ کاری هم نکنی. هی انسان آویزان ائمه باشد تا مشکلی پیدا کرد خوب حالا پاشوم بروم کربلا، مشکلم حل شود. یک سره بارها و مشکلات مان را بریزیم سر ائمه، اما وقتی آنها به ما احتیاج داشته باشند ما هیچ کاری نکنیم برای ائمه. خوب بد است زشت است بی غیرتی است. آدم باید حیا داشته باشد نسبت به امامش، نسبت به پدرش. تو اگر یک کمکی از پدرت می گیری آنجایی که پدرت از تو کمک می خواهد باید کمک کنی. حضرت فرمود من هر 24 ساعت یکبار می گویم «هل من ناصر ینصرنی» ببینید امام حسین یک بار گفت روز عاشورا تمام شد. امام زمان می گوید من هر روز می گویم هل من ناصر ینصرنی. و او هر روز ما را به کمک می خواهد ما هم هی بزنیم خودمان را به کری، ما نیستیم ما نمی شنویم. این زشت است بی غیرتی است. عزادار حقیقی غیرت دارد، عزادار حقیقی روح مجاهدت دارد عزادار حقیقی، «حرب لمن حاربکم» هست. یعنی روح جهاد دارد با موانع ظهور امام زمان. اربعین فرصتی است برای این که همه این شرایط فراهم شود عظمت اربعین به این است که هم در ما روح جهاد روح وفاداری و روح همدلی ایجاد می کند ما را نزدیک می کند به امام حسین علیه السلام هیچ زمانی هیچ تاریخی هیچ نقطه ای به اندازه اربعین این قدرت را برای لشکر امام زمان علیه السلام فراهم نمی کند. این که ما باید همیشه تنور اربعین را گرم نگه داریم چون اربعین یکی یکی نیست شما حضورت در اربعین باعث میشود که زمینه ساخته شدن لشکر مناسبت و تجهیز کامل لشکری که امام زمان برای ظهورش احتیاج دارد فراهم شود. لذا این را انسان نباید دست کم بگیرد. ان شاءالله برویم و این روزی را به حق امام حسین و به حق امام زمان برویم به حرم امام حسین برویم به حرم ابالفضل علیه السلام، به ابالفضل بگوییم آقا شما باب الحوائج هستید، شما از خدا بخواه، که ما را جزء منتقمین خون حسین قرار بدهد. ما را از لشکریان موثر امام زمان قرار بدهد. این قصه را بگویم چند ثانیه است خدا رحمت کند مرحوم آقای نجفی قوچانی به نام کتابش به نام سیاحت غرب نوشته که برایشان یک مکاشفه ای شد از دنیا رفت، از دوستان شهید مطهری بود، شهید مطهری می گوید مکاشفه ای شد برایشان، ایشان می رود در برزخ و آنجا ها را می بیند می گوید رفتم در بهشت دیدم ابالفضل و علی اکبر هنوز لباس رزم در بهشت تن شان است گفتم قربان تان اینجا که بهشت است این لباس ها چیست تن شما؟ می بینید چقدر اینها کینه مقدس یعنی این، غیرت یعنی این، می گوید ما آماده ایم که آقا ظهور بکند و بیاییم به کمکش. یکی از قشنگی های ظهور این است که ما علی اکبر و ابالفضل را هم می بینیم ان شاءالله. قطعاً چشم تان به جمال ابالفضل و علی اکبر روشن می شود. در روایت داریم که امام زمان با فوجی و لشکری از شهدا بر می گردد و می آید خیلی لذت بخش است. در شما اگر پدر شهید است به زودی بچه هایش را می بینند. برادر شهید است همسر شهید است همه بر می گردند ان شاءالله. آقا نجفی خیلی قشنگ این تکه را گفته که ابالفضل و علی اکبر آنجا منتظر اذن هستند «حتی یأذن الله لکم» و این اذن داده بشود ان شاءالله بر گردند و بیایند. ان شاءالله روزی همه ما باشد و همه را ببینیم و خودمان جز این لشکر باشیم.

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»