جلسه 033 - خیر و برکت
شماره جلسه
33
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - خیر و برکت

خیر و برکت جلسه 33 تاریخ ندارد

اعوذ بالله من الشیطان الرحیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه به محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و حضرت آقا امام رضا علیه السلام و آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

ما تقریباً عوامل برکت را دیگر اواخرش هستیم. در این مباحث آخری که فکر می‌کنم ان شاالله ماه آینده تمام می‌شود، این بخش عوامل برکت، میرویم سراغ یک سلسله عوامل مادی و موانع برکت.

نکته مهمی که می‌خواهم خدمتتان عرض کنم در رابطه با نقش دعاست در خیر و برکت زندگی ما و حل مشکلات ما و توفیقات ما. دعا درخواست هست. خواستن هست، خواندن نیست. ما خیلی وقت‌ها وقتمان تلف میشود. روی خواندن یک سلسله دعاهایی که نمی‌فهمیمش هم چی. مثلاً می گویم رفتیم زیارت عاشورا خواندیم، دعای کمیل خواندیم، دعای ندبه خواندیم، دعای توسل یا مثلاً دعای ابوحمزه دعای فلان را خواندیم. آن اثری را که ما می خواهیم ببریم در زندگیمان یعنی برطرف شدن موانع و مشکلات و جذب خیرات و برکات و پیشرفت یا مغفرت الهی موانع درونی ما از بین برود، بتوانیم پرواز کنیم رشد کنیم با خواندن حل نمی‌شود. بلکه باید با خواستن همراه باشد؛ یعنی دعاست درخواست و این درخواست هست که به ما کمک می کند مثلاً فرض بفرمایید که شما احتیاج به کمکی داشته باشید از پدربزرگ تان از مادربزرگتان بروید بگویند کهhelp me please لطفاً به من کمک کن آن اصلاً فارسی هم خوب بلد نیست. چه برسد انگلیسی. فایده‌ای ندارد. ارتباطی برقرار نمی‌شود یا اینکه شما به زبانی که نمی‌فهمید چیزی را بگوید. رفتیم دعا خواندیم ولی خوب فایده‌ای نداشت.

یادتان باشد دعا و نماز و هر چیز دیگری برای این هست که این قلب ما با محبوب ما معشوق ما انس بگیرد. پیوند برقرار بشود بین ما و آن. شما مثلاً فکر کن یک دختر پسری الان رفتند در یه کشوری با هم آشنا شدن مثلا یک پسر ایرانی رفته اسپانیا با یک دختر آشنا شده بعد اینها می خواهند با هم حرف بزنند برای زندگی، ازدواج. این‌ها مثلاً 10 ساعت بشینند پسر مدام فارسی حرف بزند، دختر چیزی نمی فهمد. دختر هم مدام اسپانیایی حرف بزند ، چیزی ردوبدل نمی‌شود این وسط؛ یعنی قلبی راه نمی افتد. فکری راه نمی افتد. شما می خواهند بیایند در حرم بشینید یا در مسجد عربی دعا بخوانید و نمی فهمید چی می خوانید، دعا غیر از قرآن خواندن هست. نگاه کردن به قرآن، همین جوری بهش نگاه کنید، لمسش کنید، نفهمید، همین جوری خطش را نگاه کنید، بغلش کنید، ببوسیدش، روخوانی کنید بدون اینکه اصلاً معنی‌اش را بفهمید، خیلی خودش خیر و برکت دارد؛ اما شما در دعا می خواهند بروید درخواستتان را مطرح کنید.

علی علیه السلام می‌فرمایند: «لا خیر من قرائة لا تدبرفیها» در خواندنی که تدبر نیست (اصلاً نمی فهمد چی دارد می خواند) خیری نیست. قرآن هم چون کلام‌الله هست یک تبرک‌هایی دارد. مثل اینکه ما از در باب الجواد، باب الرضا که وارد میشویم، در را می‌بوسیم، میریم جلوتر درهای ورودی را می‌بوسیم، عتبه را می‌بوسیم، ضریح را می‌بوسیم این برکت حضرت هست، این بوسه به حضرت می‌رسد، چون من عاشق آن هستم هرچی که تعلق به او دارد من می‌بوسمش، این بوسه به معشوق می‌رسد، اما این فقط در حد ابراز احساسات، قرآن هم همین طور، شما بغل می‌کنید، می‌بوسید، ثواب دارد، نورانیت هم دارد، اما اگر کسی بخواهد زندگی‌اش راه بیفتد، مشکلاتش حل بشود و خیرو برکت داشته باشد و سبک زندگی الهی داشته باشد باید قرآن را بفهمد.

«افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوبهم اغفالها» یا تدبر در قرآن نمی‌کنیم یا در قلب‌ها قفل خورده. انسان باید قرآن را بفهمد، کاملاً بفهمد دارد چی می‌خواند، معنی‌اش را بفهمد، ترجمه‌اش را بفهمد، تفسیرش را بفهمد برای همین من در برنامه هاتون یه برنامه سبک دادم، این برنامه سبک مرز. مرز یعنی چی؟ حضرت فرمود: مؤمن در روز باید 50 آیه قرآن بخواند، شما روخوانی بکنید، دو آیه هم نوشتم شما تفسیر بخوانید که میشود 10 دقیقه. اگر کسی بگوید وقت ندارم واقعاً دروغ میگوید. اگر کسی بگوید من وقت ندارم روزی 50 آیه قرآن و دو آیه تفسیر بخوانم، قطعاً دارد دروغ میگوید. ده ها ساعت دارد جاهای دیگر تلف میشود، ساعت‌ها در این فضای مجازی دارند وقت تلف میکنند. یعنی واقعاً می‌شود کسی بگوید من نمی توانم روزی 10 دقیقه قرآن روخوانی 50 تا آیه بخوانم یا مثلاً دو صفحه بیشتر نه، دو صفحه تفسیر بخوانم؟ نمیشود. یک برنامه سبک نوشتم. از این کمتر اگر کسی رعایت کند در روایت داریم قرآن نفرینش می‌کند.

حضرت زهرا سلام‌الله علیها در دعا دارند، می‌فرمایند: خدایا قرآن را دشمن من قرار نده. شاکی من قرار نده. روز قیامت قرآن اگر بگوید خدایا این بنده‌ات من را ضایع کرد و ضایعش کن ما ضایع میشیم. ما باید ارتباطتان را با قرآن حفظ بکنید، بی‌برکتی می‌آورد یوم ندارد. نامبارکی دارد کسی که قرآن تو زندگی‌اش تحقیر میشود، کتاب می خواند درس دانشگاهی می‌خواند زبان می‌خواند، درس‌های حوزه می خواند ولی قرآن نمی خواند. انسان نباید انتظار داشته باشد وقتی در خونه ی خودش دارد به قرآن، نماز اول وقت توهین میشود، این خانه مبارک باشد و خیر وبرکت ببیند. از در و دیوار این خانه سختی و مشکلات، بلا سراغ انسان میاد. واجبات الهی، خداوند، دستورات دینی در خانه تحقیر بشود، بی محلی بشود بهش، این نامبارکی می‌آورد. من برای حداقل نوشتم، نوشتم 50 آیه در روز در برنامه‌ها دو آیه هم تفسیر که یواش‌یواش یواش با مفاهیم قرآن هم انسان انس بگیرد. بفهمد دارد چی می‌خواند، این دیگر نه فشاری دارد، نه اذیتی دارد، نه زحمتی دارد نه وقت آنچنانی ازکسی میگیره که بگوید من نتونستم مثلا 50 آیه بخوانم یا دو آیه تفسیر بخوانم این که دیگر دروغ بزرگ که اگر کسی بگوید نمی توانم. پس این سر جای خودش؛ اما بحثمان سر دعاست. در دعا شما باید درخواست بکنید. مثل اینکه شما فرض بفرمایید بجای من که الان مثلا فارسی می فهمم، یه عالمی اینجا باشد و هزار برابر من بالاتر باشد، بهتر باشد، بعد شما بیایید فارسی بهش بگوید. آن عرب هست، زبانش عربی، نمی فهمه، شما می خواید بری باهاش صحبت کنی باید بفهمی که آن مشکل تو را فهمیده که بخواهد جواب بدهد. بنابراین در دعا ما باید بفهمیم که چی داریم میگیم به خدآند، چی می خواهیم اصلا ببینیم آیا خواسته ما، حرفمان را زدیم؟ نگوییم خدا می دونه، خدا می شنود. آن جوری شما فارسی هم که میرین تو حرم حرف بزنید به هر لغتی که حرف بزنید بله خدا می فهمد، امام زمان علیه السلام می فهمد، اما یک موقع هست شما می خوای بروی با زبان خودت بگویی فارسی میخوای بری بگویی یا امام رضا من مثلا گرفتارم، برای بچه ام برای دخترم برای زنم برای شوهرم ، مریض دارم. بله آدم به هر زبانی برود بگوید، ترکی بگوید، فارسی بگوید، عربی بگوید، انگلیسی بگوید حضرت می فهمد. به هر زبانی بگوید حضرت عالم به همه زبان هاست. ولی یک موقع هست شما قصدتون از دعا حل مسائل مهمی جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی تان نیست. تو می خواهی بروی با حضرت انس بگیری، با خدا انس بگیری، مسائل مهمی که بین خودت و خداوند هست برطرف بکنی، رابطه را تقویت بکنی. مثل زن و شوهرهایی که مثلا فرض کنید دوتاشون با هم قهرند بعد این آقا بیاید خانه بگوید که شام چی داریم؟ آن هم بگوید این رو داریم، بعد بگوید که یه چای بیار، یه آبمیوه بیار، یه شربت بیار. آن خانم هم همین جور حرف بزند، حرفی نداشته باشند به عنوان یه زن و شوهر، وقتی می آیی تخم مرغ بخر، برنج بخر، گوشت بخر بیار، اینو می خواهم، آن لیست بدهدو این هم تهیه کند. اینکه روابط زناشویی نیست که وقتی قراره زبان خودشان به زبان خودشان نمی خواهند راجع به مسائل زندگی حرف بزنن می خوان در مورد علاقه ها، تعلق ها، وابستگی ها، دل تنگی ها، اینجور مسائل صحبت کنند. آن دیگر از این سطح گذشته. شما به موقع هست میگوی خدا اله منه، معشوق منه و ضمنا رب من هم هست. هم معشوق منه باید باهاش حرف عاشقانه بزنم چون ممکن است بینمان شکرآب بشود، من یه خرابکاری هایی می کنم، یه معصیت هایی می کنم یه گناهایی بکنم که به عشق لطمه بزند، خیانت به عشق من با خدا باشد. بالاخره باید درستش بکنم و یه بحث هم این هست که نه، دلتنگشم، می خواهم ابرازعشق و علاقه براش بکنم، می خواهم باهاش حرف بزنم،می خواهم بهش بگویم دوستت دارم. شما نگاه کنید این همه آدم ترانه هایی که به بخش های عشق های زمینی هر روز مثل قارچ سر در میاره، هم خواننده هاش، هم ترانه هاش، این همه شعر هست. شعرها یه قسمتیش خاک توسری و دیگر ذلت و بدبختی، نکبت و التماس و گدایی عاطفی و از این مزخرفات، یه قسمتی اش ابراز عشقه، ابراز علاقه ست، ابراز دلتنگیه آدم، اصلا انگار که نیاز دارد بگوید،انگار نیاز دارد حرف بزند، انگار نیاز دارد با معشوقش این حرف ها رو بزند. خدا می گوید شما به هر کسی که در زندگیت هست نگو که می داند که من دوستش دارم پسرته، دخترته، مادرته،پدرته،مادرزنته، پدرزنته،جاریته، باجناقته، همسرته ابراز عشق را بکن، نه ابراز محبت و علاقه ها، فقط نه، بگو دوستت دارم. این کلمه رو باید به زبان بیاری، این کلمه لازمه. در بخش ارضاهای عاطفی،یه بخشیش سمعی بود دیگر ،سمعی ها چی بود؟ سمعی ها این بود که به گوش طرف برسانی که من دوستت دارم، حرف های قشنگ بزنی،قدرش را می دونم، جایگاهش رو می دونم،این به زبون آوردنه خیلی مهمه، حالا یه کسی می خواهد با خدا حرف بزند،یه کسی می خواهد با فاطمه زهرا صحبت کند،یه کسی می خواهد با فرشته ها حرف بزند، یکی می خواهد با انبیا صحبت کند، یه کسی می خواهد با شهدا، صدیقین حرف بزند، یه کسی می خواهد با همه انبیا صحبت کند، با خود خدا حرف بزند، این احتیاج به کلمه دارد، احتیاج به تعلیم دارد، احتیاج به واژه دارد، اصلا روبرو شدن با حقیقت مطلق، ولی مطلق، اله مطلق، غنی مطلق، زیبای مطلق چه جوری هست؟ ما چه جوری می توانیم با خدا با کدام کلمات می توانیم حرف بزنیم؟ الان من گناه کردم می بینی که این گناه آنقدر من را به وحشت می اندازه، من اصلا روم نمی شود پاشم برم حرم، روم نمی شود با خدا حرف بزنم و شیطان هم ازهمین استفاده می کند می گوید خجالت بکش گناه کردی نمی خواهد بری حرم، خجالت بکش گناه کردی با خدا حرف نزن، این حرف شیطون هست، هر وقت گفت خجالت بکش. گناه کردیم باید پیش کی بریم؟ پیش خدا و اهل بیت، گناه کردیم شده دیگر حالا،عمدی،غیرعمدی ما دیگر کسی را نداریم غیر از اینها. باید بریم پیش اینها باید بریم پیش اینها، باید بریم توی این مرکزدرمان، درمان بشویم، نمی توانم بیرون حرم وایسی که بعد درمان بشی،باید بری تو حرم تا درمان بشوی. ولی من نمی دونم خجالت می کشم من بخواهم بروم بگویم آقا من خراب کردم. من آن هفته اومدم،آن ماه آمدم اینجا توبه کردم، ولی تو این ماه دوباره خرابکاری کردی،ی ا با خدا می خوایم حرف بزنیم نمی دانیم چی بگیم، باید واژه پیدا کنیم با خدا حرف بزنیم، اینجاست که معصوم میاد به داد تو می رسد و کمکت میکند که تو حرف بزنی. تو بتوانی حرفات را بگویی و بگویی آها آَها آها همین را می خواستم بگویم. در معشوق های زمینی علت اینکه این همه فساد میاد و از5 ازدواج 4تاش طلاق می شود، علت عمده اش این هست که زن و مرد بلد نیستند حرف بزنند، یعنی در حرف زدن با هم مشکل پیدا میکنند، واژه ندارند، واژه های مناسب ندارند، اگر هم به کار می برند واژه هایی را به کار می برند که دل هم را درد می آورد، اعصاب همدیگر را خورد می کند،محبت ها را نابود می کند آدم ها را ناامید می کند ولی اگر حرف های خوب بلد باشین توی سخت ترین مشکلات باشند زندگیشان خیروبرکت پیدا می کند، زندگیشان رشد پیدا می کند، موانع شان برطرف می شود. اکثر طلاق ها دعواهای خانوادگی مال این هست که زن و مرد نمی دانند باید با هم یا بین پدرو بچه ها، بچه ها با پدر و مادر این هست که بچه ها واژه ندارند، بلد نیستند، ادبیات ندارند، مهارت های کلامی ندارند، زندگی از هم می پاشد. یه مو قع می بینی تقصیر مرد و زن ده درصد است ولی چون مهارت های کلامی وجود دارد این زندگی هیچ وقت متلاشی نمی شود. یک موقع می بینی مرد جنایت کرده، صددرصد مقصر است، زن جنایت کرده، صددرصد مقصر است، ولی چون مهارتهای کلامی وجود دارد، این زندگی هیچ وقت متلاشی نمی شود. در رابطه با خدا هم این قضیه هست. یه موقع هست ما واژه نداریم. ببینین من یه مثال بزنم براتون. قبلا هم گفتم.

امام سجاد علیه السلام مثلا می خواهد مغفرت حاصل کند. معجزه کرده حضرت، سایر معصومین هم همینطور. ما نمی توانیم اینجوری با خدا حرف بزنیم ولی او به این زیبایی به ما یاد میدهد که ما چگونه با خدا حرف بزنیم که مغفرت را جذب کند. اگر یک بنده اینجوری برود حرف بزند با خدا 50 سال،60 سال گناهانش نادیده گرفته می شود، به خداوند عرض می کند: خدایا، الهی، الهی هم چقدر قشنگ است، الهی یعنی دلبرم، عزیزم. این نحوه حرف زدن با خداست. الهی! خدایا معشوقم عزیزم، دلبرم، تو اگر از من -یکی از قشنگی های دعا این هست که تو با خدا اینجوری حرف بزنی: تو، تو به هیچ مقامی نمی توانی تو خطاب کنی به این راحتی - تو اگر از من همه عبادت های عمرم را بخواهی، اگر همه خیراتم را بخواهی من با اینکه به همه شان احتیاج داریم- ما به ثواب هامون احتیاج داریم، ما شب اول قبر تا قیامت لنگیم، باید مصرف بکنیم، نوعا ما گدا متولد میشیم، چون شما باید این ثوابت و ذاتت بتواند از شب اول قبر تا قیامت آن هم در فضای پر خرج برزخ، برزخ خیلی فضاش پر خرج هست. هزینه ها آنجا خیلی بالاست، یک ازدواج بخواهی بکنی، از اینجا گرانتره، آنجا درس دارد، دانشگاه دارد،کاخ دارد، کاخ آنجا یه دونه اش از کل این کره ی زمین بزرگتر است برای یه نفر، مهمانی می خواهی بدهی مهمانی چند نفر رو می خواهی دعوت کنی؟ می گوید می خواهم همه پیغمبرها بیان شهدا بیان، ملائکه بیان ،نمی دونم مومنین، صالحین بیان،خب هزینه باید کنی می خواهی مهمانی بدهی باید داشته باشی. آنجا هزینه کنی هزینه دارد. ما ثواب هامون را خیلی احتیاج داریم، همه گدا میریم، اکثرا با فقر میریم. باید خیلی جمع کند انسان تا مصرف داشته باشد. برزخ مصرف بالاست. باید تا می توانی شب وروز هزینه جمع کنی بفرستی، پس انداز کنی بعد که می خواهی برداشت کنی تا می توانی باید هی بفرستی آن طرف. ما خیلی حواسمان نیست اصلا کجا می خواهیم برویم همه را همین دنیا مصرف می کنیم و چیزی معمولا برای آن طرف نمی گذاریم. امام سجاد علیه السلام می فرمایند: خدایا تو اگر همه عبادت های عمرمن، خیرات من، ثواب های من را بخواهی من با اینکه بهش احتیاج دارم به تو هدیه میدم، البته اینجور حرف زدن هم جیگر می خواهد کسی اینجوری با خدا حرف بزند، بگوید خدایا همه اش را میدهم، بعضی از آدم ها هستند انقدر بزرگند در حدیث داریم: در قیامت می ایستد، میگوید خدایا من طاقت ندارم بنده هایت برن جهنم از ثواب های من بردار بهشون بدهد، به اینها می‌گویند اهل احسان. در دنیا هم اینها آدمهای بزرگی هستند. در روایت داریم: این آنقدر ثواب هاش را میدهد به مردم و مردم را نجات میدهد که هیچی برای خودش نمی ماند، هیچی، میده، اینقدر جیگر دارد. میدهد، کاری با اینها نداریم. در روایت داریم: وقتی یه آدمی به اینجا می رسد اهل بیت علیه السلام میگویند، این با نامه ی اعمال ما برود بهشت .چقدر مزه دارد آدم مهمان مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها باشد مهمان اهل بیت باشد، نامه عملش با آنها یکی باشد. با پاداش های آنها رفتند، با ثواب های آنها رفتن، با اعتبار آنها رفتن یه چیز دیگرست. حضرت می گوید: خدایا هرچی بخوای من بهت میدم،هرچی ثواب و عبادت دارم، می خواهی بدهی به گناهکار بره، من میدم بهت ولی بهشون احتیاج دارم،با وجودی که احتیاج دارم میدم بهت، بخدا این را می گوید، اگر راست بگوید. آدم بعد چی میگوید؟ خدایا من از تو یه چیزی می خواهم که تو بهش احتیاجی نداری، من احتیاج دارم میدهم ولی تو احتیاج نداری تو بده به من و گناهان من را تو ببخش. چقدر قشنگه اینجوری حرف زدن. می گوید خدایا تو به گناهان من احتیاجی نداری گناهانم روبهم ببخش. ما نمی توانیم یه همچین جمله ای را با خدا انشا کنیم. این معصوم که به ما یاد میدهد. چون باباست دیگر. بالاخره دوست دارد ما رو، دائما در زبان ما مهارت هایی را میگذاره که ما بتوانیم ارتقا پیدا کنیم،گناهامون بخشیده بشود، مقام پیدا کنیم، دعا اینجا خیلی بدرد می خورد. این یه نکته، نکته بعد اصل خود دعاست.

اصل دعا اگر نباشد خدا اصلا محل نمی گذاره به کسی «قل ما یعبد بکم ربی لولا دعاکم» بگو اگر دعاهای شما نباشد پروردگارم به شما اصلا محل نمیذارد، یعنی یه کسی معشوق محل نذارد خیلی بد است، خیلی بد است خدا محل نگذارد، دنیا محل نذارد به یه کسی، آخرت هم شما که از دنیا میرید، توضیح دادم براتون ساعت قبل آدم از اینجا میره برزخ میبینه هیچ کس نمیاید عیادتش، هیچ کس نمیاد استقبالش. اصلا محلش نمیذارن. فقط یکسری فرشته های بداخلاق، شداد غلاض محاسبه عمل می آیند سخت گیری های خاص خودشون رودارن، تو هی میگی الان امام حسین میاد، الان امیرالمومنین میاد، الان مادرم حضرت زهرا میاد، الان بابام امام رضا میاد، می بینی هیچ کس نمیاد سر بزند. چون تو خودت اینجوری زندگی کردی، اینجوری خواستی، بد است بی محلی کنند. چون تو بی محل بودی به اینها. بگو اگر دعای تو نباشد بگو که پروردگار با تو کاری ندارد. چرا؟ چون کسی که دعا ندارد متکبر و جاهل است. ما حقیقتمان قبلا توضیح دادیم در اسم مالک.

رابطه ی ما با خدا وقتی میگوییم خدا مالک ماست، مالک یعنی رابطه ی ما با خدا مثل رابطه ی وجود ذهنی ما با ماست. الان من میگویم حرم امام رضا را تصور کنید همه تون. حالا گنبد و حرم را داشته باشید. بعد میگویم حالا این را بزرگش کنید در ذهنتان، شما با تمرکز این را بزرگ می کنید. حالا میگم کوچیکش کنید، میگم خب حالا این را ولش کنید برویم حرم امام حسین، برویم حرم امام حسین الان تصور کنید. آن موقع که شما میرید حرم امام حسین، حرم امام رضا کجا میره؟ بهش هستی دادید دیگر. او فانی می شود در ذهن شما. در روح شما. ولی دارید، بیست سال بعد، سی سال بعد می گوید یه زمانی سر کلاس بودیم این آقا یه تمرین به ما داد گفت: حرم را تصور کنید بزرگ کنید، کوچک کنید، یادم هست. آن هست با شما. ولی الان شما میرید حرم امام حسین. این رفت در ذات شما، شما حرم امام رضا حرم امام حسین تا زمانی که خودت با اراده همین جوری داری بهش توجه می کنی، وجود دارد.، همین جا نگه اش میدارم 5 دقیقه، 10دقیقه تصور می کنم رفتم زیارت، دارم گریه می کنم دارم حرف می زنم. به محض اینکه ذهن تو متوجه بشود به یه چیز دیگر او بسته می شود.

فرو میریزه اگر نازی کند یارم فروریزند قالب ها

تمام می شود، میره در ذات شما، دیگر نیست، رابطه ما با خدا اینجوری؛ یعنی اینکه خدا می فرمایند خدا می گوید اگر بخواهد «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ» اگر بخواهد همتون را جمع می کند می بردتون، «وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ» و یک خلق جدید تولید می کند و میاره خدا، اینقدر برای خدا آسان است. کل نظام خلقت را یه لحظه جمعش می کند یه خلق جدید تولید می کند. ما همه هستی مان، وجودمان وابسته به خداست. ما که از خودمان ذات نداریم. ما اساسا در مباحث توحید توضیح دادیم، هیچ چیز جز خدا ذات ندارد. فقط خداست. وجود و حقیقتمون وابسته به خداست، صفاتمون که به طریق اولی وابسته به خداست هیچ چیزش مال خودمان نیست. ما باید چیکار کنیم؟ باید حواسمان باشد که رابطه ی ما با خدا چیه، ما عین فقریم، عین ربطیم، اشتباه بزرگی که می کنیم این است که میگوییم، من دکترم، من مهندسم، من رئیس جمهورم، من تاجرم، من ورزشکارم، خودم خیلی چیزها را دارم اینها که دیگر دعا نمی خواهد بکند. دعا نیاز ندارم، اصلا به خدا ربطی ندارد. خودم دارم اینها را، آن جاهایی که گیر می کنم باید به خدا بگویم، آنجاهایی که خودم دارم به خدا نیازی ندارم، این شرک از اینجا میاد سراغ آدم. فرمود: موسی نمک طعامت و علف گوسفندت را هم از من بخواه. ببین ادب موسی علیه السلام را نگاه بکنید، گرسنه اش، رسیده به شهر، حالا زحمت کشیده فرار کرده از فرعونیان حالا رسیده به شهر «رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» خدایا من نسبت به آنچه تو به من نازل کنی فقیرم، نیاز دارم هر چی بدهی. گرسنه اش هست. غذاش را نخورده، اشتباه ما همینه میگیم من پولدارم میرم برای خودم غذا میخرم دیگر، تو اصلا لحظه به لحظه وجودت دارد از طرف خدا افاضه میشود به تو، همه رزق ها، همه صفات. هوشت، حافظه ات، درکت، توانایی هات، عقلت، خیالت، همه چیزت را دارد خدا آن به آن به تو میدهد، اصلا ما عین فقریم، عین ربطیم، مثل آن صورت ذهنی حرم امام رضا که لحظه به لحظه وابسته به ماست. ما آن به آن آن صورت را باید بهش وجود بدهیم، بایستد. به محض اینکه بهش وجود ندهیم میرود. دیگر نیست. یه کسی در تمام وجودش وابسته است و عین ربط، این را باید بیایم، فهمیدنش من سخنرانی می کنم می گوید این را استاد توضیح داد ما هم فهمیدیم. نه، یافتن خیلی مهم است، یافتن مثل چی می ماند؟ یه مثال خوب براتون بزنم از کسی که تمام عین ربط بودن و فقر بودن خودش را حس می کند، نوزاد. نوزاد وقتی به دنیا می آید ذهن ندارد. نمی داند که فقیر، نمی داند که محتاج است، بلکه چی؟ درک می کند که فقیر و محتاح است. می یابد. هیچی ازش برنمیاد، ادب دعا این هست که به خدا بگویی: «لااملک به نفسی نفعا ولاضرا ولاموتا ولاحیاتا ولا نشورا». خدایا همین الان من هیچی ندارم، بچه اینجوری فقط بلد فریاد بزند، جیغ بزند، یه ذره هم که جیغ نزند پدر مادر دیگر بهش توجه نمی کنند، بچه ام خواب است ولش کن، این گرسنه اش می شود جاش را خراب می کند، هر چی، شیر می خواهد، هر چی بخواهد یه مگس رفته اذیتش کرده، یه مورچه رفته اذیتش کرده می بینی جیغ وداد وبیداد، یعنی من نیاز دارم، دیگر پدر مادر میان بهش میرسند، آن عین ربط و فقر به پدر ومادر است. بچه با گریه همه چیزش را بدست می آرود.

گر نگرید طفل کی نوشد لبن

باید گریه کند، آهان الان گرسنه اش باید بهش غذا بدهند، ما باید همین جوری باشیم. لذا در روایت داریم اگر بخواهید بدانید یه نفر چقدر معرفت دارد بخدا و به خودش اول، باید ببینیم که سطح دعاهاش چقدر، چقدردعا می کند، چقدر ذکر می گوید، چقدر می گوید خدایا من نیاز دارم، یه کسی می گوید الان من2 ماهه نرفتم حرم،3 ماهه نرفتم حرم، 5 ماهه نرفتم حرم، یکسال نرفتم حرم، در مشهد هست، گفتم من در اقیانوس هند، خانم و آقای مشهدی رو دیدم که در کشتی گفت من 40 سال تا حالا نرفتم حرم. این نیاز ندارد به امام، امام هم دیگر به این نیازی ندارد، توجهی ندارد، بخدا هم نیازی ندارد. خدا می گوید من هم دیگر با این کارندارم. این صحیفه ای که من گفتم همه بگیرند و بخوانند، حالا نمی دونم هست یانه، اینجا آوردن؟ آره از دست ندین این این را خیلی مهم است، حتما در خونه یکی یه دونه داشته باشین و مونس تون باشد حتما ازتون جدا نشه این کتاب صحیفه حالا چه صحیفه کامله، چه صحیفه جامعه، جدا نشود ازتون چون قدرت، توانایی، ثروت، پیروزی، سرعت و قدرت است. نداشته باشید، همین که بگوید خودم دیپلم دارم، دکترم، مهندسم، ارشدم، خودم پولدارم، خدا ولتان می کند. یه موقع، گهگاهی گرفتار میشی، میری حرم، حالا شاید بهت توجه بشود ،شایدم نشود، در روایت داریم کسی که موقعی که دستش پر است، آسایش دارد، دعا ندارد، آن موقع هایی که دستش خالی می شود، دعا می کند، کسی حرفش رو نمی شنود، تو باید همان موقع هم که دستت پر مثل اهل بیت که دستشون پر بود دعا می کردند اجابت می شد وخدا هم رد نمی کرد، ولی هر وقت میره با خدا حرف میزند، می گوید خدایا از من فقیرتر دیگر کسی هست ؟ ازمن بدحال تر دیگر کیه؟ از من محتاج تر دیگر کسی وجود دارد؟ معصوم اینجوری حرف می زند، از من بدتر مگر کسی هست؟ امام سجاد علیه السلام اینجوری حرف می زند. ماها خیلی متکبریم، خیلی با غنا، با گندگی، با دست پر، شکم سیر، دل سیر پا میشیم میریم حرم، فقر نمیبریم یعنی حقیقت خودمان را نمی بریم، یه مشت آدم های قلابی دروغین، کاذب، شخصیت های کاذب، رئیس جمهور، عالم، مجتهد، سردار، وزیر، نماینده مجلس، دکتر مهندس، پولدار، اینجوری پا می شود میره حرم، نیازی به حضرت نداریم، حضرت هم وقتی کسی بهش نیازی ندارد، خدا هم وقتی کسی بهش نیازی ندارد، اصلا بهش محل نمیذارد، چون تکیه اش به خدا نیست. به چیه؟ به خودش، این دچار شرک است، وقتی تکیه ات به آن هست، دلخوشی هات به چیزی خارج از حضرت و خداست، خدا می گوید من تو را با دلخوشی هات تنها میذارم با همانها، حواله ات به همونا، برو از همونا کمک بگیر. برای همین شفا واجابت دعا در حرم کی اتفاق می افتد؟ آن جایی که کارد به استخون رسیده یعنی شخص می فهمد بیرون از حرم هیچ خبری نیست، با این یقین که بیرون از حرم هیچ خبری نیست به امام می گوید آقا دستم خالیه و تو فقط باید ما را نجات بدهی. کار دیگر ای نمی توانم بکنم آنجاست که با حقیقت خودت روبرو هستی حالا به اجابت می رسی ولی وقتی که میگی نه فلانی هم هست نشدم میرم جای دیگر، نشدم میرم جای دیگر حضرت می گوید برو جای دیگر، خدا هم می گوید برو جای دیگر. ماها بلد نیستیم دعا کنیم و برکت این‌جوری از زندگی‌مان می‌رود. دو نفر آدم در شرایط مساوی یک نفر دعا دارد یک نفر نه اهل دعا نیست. یک کسی اهل ذکر هست یه کس اهل ذکر نیست، کسی که اهل دعاست دنیایش قشنگ تر آبادتر و شیرین‌تر، این شاخص‌های سعادت را هر هفته دارم تذکر می‌دهم، شاخص‌های سعادت چند تا بود تو دنیا؟ یادتان هست؟ «شادی، آرامش، عشق».

عشق را هم معنا کردیم؛ یعنی رحمانیت و رحیمیت . اگر این 3 تا را ندارد معلوم هست دینش هم به درد نمی خورد. دین دعا ذکر معنویت نماز روزه قرآن دین‌داری اگر حقیقی باشد 3 تا چیز تولید می‌کند در شخصیت آدم و محال تولید نکند شادی آرامش و عشق. اگر غمگین غم‌زده و افسرده‌ای یا عصبی و پرخاشگری یا اینکه از همه کینه داری، مشکل داری، نمی‌توانی افراد را ببخشی این دین به درد نمی‌خورد، این دین قلابیِ هست. وقتی تو دلت با بقیه درگیری به درد نمی خورد. باید بروی خودت را درمان کنی، مشکل داری.

خب این دونفری که باهم مساوی هستند آنی که دعا دارد به شاخص‌های سعادت یعنی شادی، آرامش، عشق، رحمانیت و رحیمیت زود می‌رسد و زود به دست میاره ولی آنی که دعا ندارد، نه. چون خدا می‌گوید محال هست از من چیزی بخواهید من به شما ندهم «ادعونی استجب لکم» ولی خب حالا شما آمدید یه چیزی از من خواستید یا به شما میدهم همان را یا چون من دوستت دارم و به بلندای ابدیت نگاهت می کنم، تو مصلحت خودت را نمی دانی، عجله می کنی، زمان را نمی شناسی یه چیزی می خواهی که بعدا به ضررت تمام می شود، من الان بهت نمیدهم ولی در دنیا بهترش را حتما بهت میدهم. پس باخت دیگر ندارد. دعا سوخت وسوز ندارد اصلا، یا نه آخرت بهت میدهم، بهترینش را آخرت بهت میدهم، آنقدر آخرت قشنگ است و بهتر و به درد ما می خورد، در قبر و مردن به بعد امام صادق علیه السلام می فرمایند: مومن وقتی که جواب دعاهایی که در دنیا اجابتش نشود، خدا بجاش آن طرف میدهد می گوید ای کاش خدا هیچ کدام از دعاهایم را در دنیا مستجاب نمیکرد. همه را اینجا احتیاج دارم الان اینجا به من می داد. بنابراین محال است اگر کسی دستش را ببره بالا بگوید یا الله، و به کافر آن لحظه که پرده از جلوش میرود کنار و یه دفعه آن لحظه که فطرتش یه لحظه درخشش پیدا می کند و می گوید خدایا، همین یه کافر، همان هم سود میبرد، یه غیر مسلمان هم سود میبرد. اگر بگوید خدایا اصلا دست خالی برنمیگردد از پیش خدا، محال است خالی برگردد. لذا می گوید اگر می خواهی ببینی یه نفر چقدر اهل معرفت است ببینید چقدر دعاهایش زیادتر است. اهل بیت اینجوری هستند. شما الان صحیفه را باز کنید به شما یاد میدهد که تو کی هستی، راجع به ابتدایی ترین کارها، نیازها آنجا بهت هر چی که می خواهی، اینها که ما اصلا عقلمان نمی رسد دعا کنیم، مادرمان حالا یه صحیفه ای هست، صحیفه فاطمیه، مال حضرت زهراست آن هم فوق العاده است. حتما بگیرید و مطالعه کنید. چون ترجمه فارسی اش خیلی کم گیر می آید. اگر نیست بگوید که من تعدادی را بفرستم اینجا برایتان، ببینید حضرت زهرا چه جوری دعا می کند، دعاهای روزانه شان را بخونید شنبه، یکشنبه، دوشنبه آدم آن دعاها را با حضرت زهرا می خواند، معرکه است. اصلا آدم این دعا را می خواند سرحال و با نشاط، آرام امیدوار بدون اضطرار از خانه میزند بیرون، شب می خواهد بخوابد تا حالا شما اینجوری مناجات شنیدید حضرت زهرا سلام الله علیها،. خدایا ای کسی که تو چشم ها را به خواب میبری، به چشم های من اجازه بده زود بخوابم. تا حالا شده، ما اگر بی خوابی بزند به سرمان چیکار می کنیم؟ میریم قرص اعصاب می خوریم، قرص خواب می خوریم. چقدر زیباست، خدایا به چشم های من اجازه بده امشب سریع بخوابد. آن هم چی؟ آنقدر آدم با این رفیق است که قسم هم نمی خواهد بدهی، گاهی وقتها شما قسم میدهی خدا را، خدایا مثلا به فرشته هایت، «اللهم انی اسئلک بحق العرش بعظمتک و بحق الکرسیه والسعة» و همینجوری دعا می کند، 40 تا50 تا ما در دعای عاقبت بخیری از امام سجاد دعا داریم، می بینی 20،30 تا مقدسات را میاره و خدا را قسم میدهد و آخرش فقط همینه «یا من یملک لاتهلکنی» ای کسی که صاحب منی هلاکم نکن. مالک من هالکم نکن. این چقدر قشنگ است؛ ولی یه موقع هست.

رجب میاد چند روز دیگر، «اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع الخیر الدنیا و جمیع الخیر الاخرة» خدایا همین که ازت می خواهم، چیزی نیست، مقدس، قسمی، هیچی. خدایا همین اعطنی به من بدهد بخاطر چی؟ من ازت می خواهم دیگر، ببین چقدر صمیمی، خدایا ازت می خواهم همه خیر دنیا و آخرت را به من بده.

«وصرف عنی بمسئلتی ایاک جمیعا شرالدنیا وشرالاخرة» خدایا همه شر دنیا و همه شر آخرت؛ چون من ازت می خواهم اینقدر صمیمی. مومن برای خدا خیلی مهم است، خواندم برایتان جلسه قبل فرمود: مومن اینقدر برکت دارد و مهم است که خدا بواسطه یه مومن بلا را از یک قریه دفع می کند، یه مومن خیلی پیش خدا عزیز «المومن اعظم حرمت من الکعبه» مومن ازکعبه حرمتش بالاتر است. یه مومن به خدا می گوید، خدایا من ازت می خواهم خدا اصلا محال به مومن توجه نکند، تمام خیر دنیا و آخرت را به من بده. تمام شر دنیا وآخرت را ازمن برطرف کن، خدا اینجوری، همین، من ازت می خواهم، یاد بگیر همینجوری دعا کند، خدایا ازت این را می خواهم، خدایا ازت این را می خواهم، خدایا الان می خواهم برم اینجا، خدایا کمکم کن، برای همه حالتها در صحیفه مخصوصا صحیفه حضرت زهرا سلام الله علیها که فوق العاده ست صحیفع امام سجاد علیه السلام چون 6 تا صحیفه است، شما هر چی بخواهید دعا دارید، نمی دونم دشمن دارید، کسی ممکند سحرو جادو کند، بدخواه دارین، شیاطین بهتون حمله کردن، مشکل فکری دارید، مشکل روحی دارید، نا آرامی داری، مشکل جسمی داری، بدهی داری، رابطه ات با خدا، برای تمام حالاتت با خدا مناجات جدا دارد، الان گناه کردی ترس همه وجودت را گرفته، چند تا دعا دارد برای اینکه بهت آرامش بدهد، دشمن داری؟ حدود 13 تا مناجات گذاشته برای دفع دشمن، شیاطین و بدی ها و خطرات و تهدید ها و سلامت بودن خودت و خانواده ات، عزیزانت، آدم را بیمه می کند آَدم را، می خوای ابراز عشق کنی با خدا، مناجاتش جداست، میخواهی ابراز نیاز کنی مناجاتش جداست، ابراز پشیمانی کنی مناجاتاش جداست، 15 تا حالت شما در خمسه عشر می بینی غیر از آن حالتهای دیگر برای شما مناجات طراحی کردند، این ریاضی، ما نه، ما همین جوری کیلویی می خواهیم با یه چیزی همیشه همین را حل کنیم بره، نمی شود اینجوری. این چیزیه که تو حاق وجودت است این کلمات را بگو الان پشیمونی، توبه می خواهی بکنی، خجالت زده ای، یه جور دیگر باید مناجات کنی. الان می خواهی حرف محبت آمیز بزنی، یه مناجات جداست ولی اگر حرفت عاشقانه است از محبت آمیز یه چیز بالاتر، آن مناجاتش فرق می کند، عاشقانه ها یه چیز دیگر است، با محبت می خواهی حرف بزنی، ابراز محبت بخواهی بکنی، محبت یا عشق فرق می کند، یه داستان دیگری دارد، همه اش جداست، تمامش جداست، ریز برای تک تک ما، ما ذکر داریم برای حرف، ما شاید نزدیک هزار تا ذکر داریم برای حالتهای مختلف، من الان بدهی دارم، می خواهم برم دادگاه، برای دادگاه ذکر دارم. حقم را یه کسی خورده، ذکرش جداست، الان می خواهم درس بخوانم حافظه و هوش کافی ندارم، خیلی خوب، الان می خواهم یه کاری بکنم جون ندارم، ذکرش جداست، الان می خواهم اختراع، اکتشاف، کارصنعتی بکنم، تولید بکنم، کارخانه می خواهم راه بندازم، ذکرش جداست، الان می خواهم نقاشی بکنم، کار هنری تولید بکنم یا شعر می خواهم بگویم زورم نمی رسد یه شعر خوب بگویم ذکر دارد، ذکر جدا دارد برای تولید، الان بچه می خواهم، الان بچه دارم در تربیتش ماندم، ذکرش جداست، الان بین من و همسرم، من ومادرم، پدرم اختلاف افتاده، ذکرش جداست، می گوید بخون اختلاف ها برطرف بشود، هرچی، اصلا امکان ندارد شما یه حالتی داشته باشید یه چیزی بیاید در ذهنتون، براش دعا باشد، همه را گذاشته ولی ما استفاده نمی کنیم از اینها، ماها نکبت زندگی می کنیم، ما خیلی از مشکلات مادی، معنوی مون مال این هست که عرضه ی درخواست و استمداد نداریم، اگر عرضه هم داشته باشیم، مهارت نداریم، بعضی ها همتش را دارند، عرضه اش را هم دارن ماشاالله ولی بلد نیستند چی بگویند، مهارت ذکر، یه مهارت این اردوهای تخصصی ذکر مشهد برای چیه؟ 9 سال ما داریم هر سال یه بخش از مهارت ها را آموزش میدهیم، آموزش می خواهد، خود من گفتم لا اله الا الله را 4 سال دوره دیدمم پیش یکی از بزرگان تا یاد گرفتیم بتوانیم بگوییم لا اله الا الله. برای هر کدامش ولی ما اینجا سالی یه دونه از اذکار را توضیح میدهیم، تمرین هاش را هم انجام میدیم، خود ما دوره دیدیم برای یکیش سال ها دوره دیدیم تا اصلا بتوانیم بگوییم لا اله الا الله، تخصص می خواهد، آگاهی می خواهد، امام صادق اسبش گم شد فرمود اگر مرکبم پیدا بشود خدا را چنان حمد خواهم کرد که هیچ کس حمد خدا را تا حالا اینجوری بجا نیاورده باشد، همه تعجب کردند، زد و اسب پیدا شد و آوردن اسب حضرت فرمودند: الحمدالله. گفتن این بود ؛ بله الحمدالله که آن می گوید، ما الله اکبر یه اردوی یک ساله براش گذاشتیم. الله اکبر یعنی چی اصلا؟ چه جوری ما الله اکبر را بگیم، سبحان الله گفتنش حجم زیادی از معضلات فکری، تردیدها و شک ها و وسوسه ها را نابود می کند سبحان الله،

الحمدالله آنقدرتوش قدرت ریخته که حد ندارد، الحمدالله فوق العاده درش شادی، قدرت و در ایجاد رحمانیت ورحیمیت موثر است. ولی ما بلد نیستیم میگیم الحمدالله؛ خب اگر بلد باشی الحمدالله بگویی خیلی کار می کند. بلد باشی استفاده کنی ازش. مثل کسانی هست که میگن می خواهیم اسم اعظم را پیدا کنیم. می گوید آقا اسم اعظم روبه ما یاد میدهی ؟ فکر می کند اسم اعظم کلمه است. مثلا الان بهش بگی اولیای خاص، خیلی بزرگ اسم اعظمشان مثلا می خواستند بکار ببرن، معجزه کنند، شفا بدهند یه کاربزرگ کنند می گفتند یا علی، ما بگیم یا علی می شود، هان باید بلد باشی یا علی را چه جوری بگی یا بسم الله الرحمن الرحیم حضرت فرمود: فاصله بین اسم اعظم با بسم الله الرحمن الرحیم مثل فاصله بین سیاهی چشم وسفیدی چشم فاصله دارند گفت بسم الله الرحمن الرحیم،یه ذکر معمولی، این یه مهارت می خواهد. روحی می خواهد باید بدمی به این ذکر. این یه یقینی پشتش، یه اعتقادی یه معرفتی خدا رحمت کند مرحوم نخودکی، همتون قصه اش روشنیدین اومدن خدمت مرحوم نخودکی، گفتن فلانی مریض، خب بیا ببر بهش بده. گفت شهرستان گفت خب خودت بخور آن خوب می شود، من یه بار در قم به یکی از اولیای خدا گفتم یه نفرمریض براش دعایی کنید یا یه چیزی بدید ببرم بهش بدم بخوره گفتم خب الان یه چیزی برمیدارد می خونه میده، یا مثلا می گوید ببربهش بدهدبه من گفت رسیدی تهران از طرف من خودت یه حمد روی یه چیزی بخون بدهد بهش بخوره به یه قند، تو بخوان از طرف من، من اگر حمد خودم را بخوانم طرف جا درجا میمیره، سرطان میگیرد، آن می گوید چی؟ خودت یک دانه بخوان ازطرف من این حمدی که از طرف آنه، آن یه چیزی تو این حمد می ریزه، این حمد ما نیست که، خودت بخون بهش بدهد، پس ما باید یاد بگیریم وقت بگذاریم، اگر موفقیت، شادی، آرامش، لذت دنیا و آخرت را می خواهی، امنیت دنیا و آخرت را می خواهی وقت بذارید برکت یعنی تو خودت را نازل کنی، با کانون برکت ارتباط داشته باشی. هیچ چیز به اندازه ذکر و دعا اگر درست انجام بشود با معرفت، درآوردن برکت، خیرات و دفع بلاها و سختی ها وغم ها موثر نیست.

امام رضا علیه السلام محضرمقدس شون یه صلوات بلند ختم بفرمایید (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) فرمود، اصلا فهم این روایت هم کار هر کسی نیست خیلی هامون فقط می شنویم و ازگوشمون فقط رد می شود علیکم بسلاح الانبیا حتما توصیه ام این هست که سلاح انبیا رو شما داشته باشین، سلاح انبیا چیه؟ فرمود الدعا پیامبرا یه نفره مبعوث می شدند ویه امپراطوری رو بهم می ریختند، قدرتش را از کجا آورده، ها، یا یه کسایی یا یه ابراهیم می رفت تنهای تنها، موسی را با داداشش فرستاد، انبیا را خدا نوعا تنها. تنها می فرستاد می گفت برو جنگ، با یه امپراطوری، لشکر کفر، چه جوری اینها پیروز می شدند، یا قرآن می فرماید: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله» چه بسیار گروههای ضعیف و کوچکی که به لشکریان بزرگی به اذن خدا غلبه می کنند وقتی راجع به داستان غلبه شان می گوید، می گوید اینها دعا دارند، این کوچک ها، ضعیف ها دعا دارند، شما ها دعا ندارید، توسل دارند شما ندارید، دعاشان هم دارد ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین دعا دارند، ذکر دارند، دعاهایشان را خدا در قرآن آورده ربناهای قرآن اسم اعظم همه اش، باید بلد باشیم ازش استفاده کنیم، ما چون نمیریم این فرمول ها را یاد بگیریم، وقت نداریم برای اینجور چیزها، همه اش باید زندگی مان در سختی باشد، همه اش باید تو بدهکاری و سختی و گرفتاری، قرض، ورشکستگی و ناموفقیت در مسائل جمادی و گیاهی و عقلی و فوق عقلی داشته باشیم، چون نمی خواهیم. برویم فرمول هاش رو یاد بگیریم خیلی خب می تونیم کمک بگیریم استمداد کار ماست. قرآن می فرماید هر روز چندین بار بگویید که «ایاک نعبد و ایاک نستعین» استعانت یک هنر هست، یک مهارت هست، کمک خواستن یک مهارت است، اگر کمک بخواهی، امکان ندارد بهتون کمک نکنن، ما بلد نیستیم. اگر آدم هایی که دروغ میگن، حقه بازند وضع مالیشون هم خیلی خوبه، من دیدم من آدم های ثروتمند تلیاردر دیدم که گدایی می کنند، می شناسم واقعا، این چنان نقش بازی می کند چه جوری می تواند از مردم پول بگیرد، این اگر بخواهد بره سوار همان بنزی که من می دونم دارد سوار بشود، ها، لباسی که می دونم یه موقع هایی می پوشد ده ها میلیون تومن پول آن لباس، با آن ماشینش بخواهد بره، کسی بهش پول میدهد یا نه؟ نه، بچه هاش میگن باباتون چه جوری می تونه، میگن بابامون روانی، اصلا، اینقدر دارد که نگو ولی اصلا دوست دارد بیاد گدایی کند آبرو ما هم برده، همه پولدار، ولی وقتی میاد کسی نشناسه آن چه جوری می تواند از ماها پول پول بگیره، ها، می تونه ادای چیو در بیاره؟ فقر، می تونی ضعف و عجز را خیلی خوب نمایش بدهدبه محض اینکه فقر، عجز را خیلی خوب نمایش بدهد، به محض اینکه فقر، عجز و ضعف وبدبختی رو نمایش میدهد ما دلمان چی می شود؟ می سوزد، دست می کنیم در جیبمون، ما باید با خدا همینجوری باشیم، عبد مسکین مستکین، «لایملک لنفسه نفعا ولا ضرا ولا موتا ولا حیاتا و لا نشورا.....» معرکه است تسبیح را نگاه کنید از حقیقت انسان دروغ نیست، ادا درآوردن نیست، نه اینکه داریم وادای گداها رو میاریم اصلا عین فقر آفریده شدیم، عین ربط «انتم الفقراء الی الله» عین فقر آفریده شدیم باید برویم دعا کنیم. هر وقت احساس ذلت و خواری، دست خالی بودن تو دعاهایتان نیست همین طوری با آروق می گویند اللهم عجل لولیک الفرج، حواسمون هم به کارای دیگمون هست ما داریم میگوئیم آنها هم دارند امن یجیب را آروق می زنند و می خوانند، این فایده ندارد «امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء»، مضطر، مضطر خیلی خیلی بیچاره است. ما وقتی دعا می کنیم مضطر نیستیم، برای همین اللهم عجل لولیک الفرج نسبت به نبودن آقا اذیت نمیشیم آمده آمد، نیامد هم نیامد احساس بدبختی نداریم از نبودن حضرت، از نبودن بابامون بالاسرمون، ازنبودن امامون بالاسرمون، نمی فهمیم چه مصائبی کره ی زمین وماها داریم تحمل می کنیم چه «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» برای نبودن امام خب ولی ما مضطر نمی شویم نمیریم بگیم خدایا دیگر کارد به استخوانمان رسیده، آقامون را برسون بابامون رو ... اینجوری دعا کنیم چرا؟ ولی ما اینجوری دعا نمی کنیم وقتی دارید دعا می کنید اضطرار ندارید. اگر اضطرار ببرید زود بهت میدهند، روی شکم سیری و گرفتاری روی انواع شهوات جمادی و گیاهی دستمان را می بریم بالا دعا می کنیم. دعا نیست. چون درخواستی صورت نمی گیرد، درخواست یعنی خدایا خدایا خدایا من بدبختم من دست خالی ام من هیچ کسی را جز تو ندارم، من مضطرم. ببین آدم و حوا را نگاه کنید. پدر و مادرمان سلام الله علیهما: «ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین» خدایا ما اشتباه کردیم، ظلم کردیم به خودمان. اگر تو رحم نکنی به ما، اگر تو گذشته ما را جبران نکنی ما خاسریم، همه چیزمان را باختیم. باید بلد باشیم دعا کنیم، وقت بگذاریم، مهارت های ذکر، دعا را یاد بگیریم بهترین کار همین هست که الان خودمان شاید طول بکشد بخواهیم این مهارت را یاد بگیریم. بهترین کار این هست که به کتاب دعا، مفاتیح ها، صحیفه ها، همین صحیفه ای که الان معرفی کردند، صحیفه جامعه فوق العاده است و صحیفه حضرت زهرا سلام الله علیها به این ها مراجعه کنید تمرین کنیم یاد بگیریم دعا کنیم، عربی بلد نیستید. فارسی اش را خوب بفهمید آن جوری دعا بکنیم.

والحمدالله رب العالمین وصل الله علیه وآله الطاهرین * اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم *