جلسه 028 - خیر و برکت
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - خیر و برکت

خیر و برکت؛ جلسه 28

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها وجود مقدس صاحب الزمان علیه السلام صلواتی بلند ختم بفرمائید.

در جلسه قبل به عنوان عوامل اخلاقی در رزق، مدارا را گفتیم در برکت. یکی از چیزهایی که خیلی مهم است حالا امروز ما ارتباط دارد بحث مدارا در ازدواج است و سخت گیری نکردن. حالا خودش موضوع مستقل است، این را من می گویم که در ذیلش این نکته را خدمت تان عزیزان عرض باید بکنم.

یکی از عواملی که رزق را جذب میکند، این را قبلا فرمولش را گفتیم، این است که انسان مصرفش معقول و بالا برود. یعنی بارها این نکته را عرض کردم اگر انسان دهشش و بیرون دهی اش بیشتر باشد، دریافتش هم بیشتر است. این قاعده است. لذا اگر کسی می خواهد دریافت بیشتری داشته باشد، باید بیرون دهی بیشتری داشته باشد. در حالیکه وقتی کنزش می کند جمع می کند، عفونت و فساد ایجاد می کند. لذا کسانی که پولهایشان جمع می کنند یکجا، به کار نمی گیرند، به اقتصاد، به بورس ، به تجارت مثلا ، کارخانه ای یا به کار اقتصادی، یکجا جمع می کنند، اینها همه جوره ضرر می کند. همه جوره که عذابش هم خیلی سخت است. در قرآن داریم که این پولها و سکه ها را داغ می کنند و با آتش جهنم نه آتش دنیا روی پیشانی و پهلو می چسبانند، و می گویند این همان چیزی بود که شما جمع می کردید. «کنزتم» کنز می کردید یعنی جمع می کردید یک جا جمع می کردید. رزق باید بکار بیاید. انبار نشود. هر رزقی، این پنج تا رزق انسان باید خروجی داشته باشد تا دریافت داشته باشد. این فرمول را ده ها بار توضیح دادیم. تا پنج رزقی که دارید خروجی برای بندگان خدا نداشته باشید، برای ایتام آل محمد علیهم السلام تا خروجی نداشته باشید این بی برکت است. هر چقدر مصرف تان بیشتر باشد، رزقی که می آید بیشتر است. در همه جهات همین طور است. در اختیار بندگان خدا قرار بدهید خدا به مال شما به رزق شما جنبه جمادی گیاهی حیوانی عقلی فوق عقلی شما برکت می دهد. آبرو دارید برای بقیه آبرو بگذارید، خرج کنید برای خدا ، آبرویتان بیشتر می کند. از اعتبارتان استفاده کنید. از علمتان استفاده کنید. از معنویت تان، دعا بیشتر کنید به مردم، رزق خودت بیشتر می شود. هر چی برای بقیه بیشتر دعا کنید رزق خودت بیشتر می شود. این خروجی دعا باید به فکر بقیه باشی. هر چقدر اسم بقیه را بیاوری، فکر بقیه باشی برای بقیه دعا کنی، خدا خیرش را بیشترش به تو خواهد داد. پس در همه جنبه ها این وجود دارد.

ازدواج از آن جهت که باعث می شود انسان مسئولیت یک روزی را برعهده بگیرد، همسر و فرزندان برعهده بگیرد ،خدا اساسا رزق را در جنس زن قرار داده و بچه نه روی مرد. مرد رزق را به وسیله زن و بچه جذب میکند. اگر چیزی هم نصیبش می شود آن این چیزی است که خیلی از آقایان به آن توجه ندارند. این توجه نداشتن چندتا رذیلت در مرد ایجاد میکند. یکی اینکه فکر می کنند نان آور اصلی کیه؟ خودشان هستند. یکی اینکه می ترسند ازدواج کنند که این خودش یک شرک گناه کبیره هست که فساد زیادی دارد. می گوید من الان بخواهم ازدواج کنم وضعم خوب نیست چه جوری ازدواج کنم. یکی اینکه بعدا در تقسیم مال که می خواهد تقسیم کند مال را همه رااز خودش می داند. دقت نمی کند نقش این زن و فرزندانش بخصوص همسرش چقدر زیاد بوده که توانسته این مال را جمع بکند، اگر زن در خانه نبود هم وجودش هم سازگاری که بامرد دارد، همراهی که با مرد دارد، لذا مرد باید انصاف داشته باشد در این مقوله که فکر نکند همه این اموال الان مال خودش هست هر کاری می خواهد بکند، بکند. حواسش باشد یک سهم و شریکی داشته. بدون آن نمی تواند، مردها به راحتی نمی توانند بدون همسر و فرزندانشان به رزق برسند.

حالا دقت کنید اولین روایت را بخوانم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله): «التمسوا رزقا بانکاح» التماس یعنی درخواست، جستن. بجویید رزق را با ازدواج. دنبال رزق می گردی ازدواج یکی از بهترین راه های که خدا به یک نفر نگاه می کند این است که خدا می گوید این نان خور دارد، زن دارد، بچه دارد ،رزقش را می رسانم. هر چی تعداد بیشتر بشود رزق هم بیشتر می شود. ولی وقتی شما ازدواج نمی کنید، گرفتاری و گره در جنبه های مختلف وجودی انسان زیاد می شود. این را بخوانیم بعد توضیحاتش می دهم.

باز روایت بعدی از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله): «تزوجوا النساء فیاتین بمال» با خانم ها ازدواج بکنید. چون آنها برایتان مال می آورند. زنها هستند که مال آور هستند. وجودشان باب برکت و رزق را باز می کند. یکی از برکات متعدد خانم ها که وجودشان برمبارککت است –قبلا خواندیم یادتان هست که خواندیم مفصل که- دختران چقدر خصوصیت خوب دارند که وقتی در خانه باشند. دختر یا خانم وقتی در خانه باشد ، برکات مختلفی دارند. یکی از جنبه های مختلفی که خانم ها و دختر خانم ها در زندگی دارند، همین است، باید با خانم ها ازدواج بکنید آنها برای شما برکت می آورند. خدا این برکت را در وجود اینها گذاشته، مبارکی دارند برای شما . «فانهن یاتینکم بمال» آن وجود یک زن رزق است دیگر. خدا می گویدمن این را این جوری آفریدم. این هر جا باشد رزق را چکار می کند؟ جذب می کند برایت و می آورد.

روایت بعدی هم باز از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله): «اتخذوا اهله فانه ارزق لکم» می گوید همسر انتخاب کنید اهل بگیرید چرا که برایتان روزی آورتر است. ببینید افکار ما را چه جوری دارد ریاضی و مهندسی شده پیغمبر تربیت می کند. این کجا تا یک کسی می گوید من مشکل مالی دارم، یا ازدواج کنم هزینه هایم باید دوبرابر و چندبرابر می شود، بچه ها در این گرانی چه جوری بچه دار بشویم. گفتم آنکه صاحب رزق است، صاحب برکت هست، خودش قوانین خلقت را چیده به شما می گوید شما هر چقدر تعداد اعضای خانواده تان، نان خورتان بیشتر بشود، برکت هم چی؟ بیشتر می شود. وقتی می بندید خدا هم می بندد. می گوید ازدواج نمی کنم، خدا هم می بندد. می گوید بچه دار نمی شوم خداهم می بندد. خدا هم می بندد فقط رزق مادی را که نمی بندد. وقتی یک کسی بچه دار نمی شود اهل زیاد بچه دار شدن نیست، رزقهای معنوی اش ، رزق های اخلاقی اش، رزقهای معرفتی اش هم بسته می شود. مضافا اینکه گناه هم که می کند ،خیانت به امام زمان می کند ، خیانت به جامعه اسلامی می کند، خیانت به این بچه ای می کند که خواهر و برادر می خواهد، آن هم نه یکی دو تا، بعد می بینی بچه یکی دو تا بعد بچه ها می خواهند فردا زندگی تشکیل بدهند بچه ها نه خاله دارند، نه عمو دارند، نه دایی دارند، هیچی، مثلا عمه ندارند. اصلا سیستم به هم می ریزد. بعد دودش به چشم خود آدم می آید. این آدم فکر کرده خیلی زرنگ است، یا خیلی دارد درست فکر می کند، بعد به 50 می رسد می بیند که بچه ها هر کی ازدواج کرد رفت. آن رفت شهرستان، آن رفت خارج از کشور، زن و مرد ماندند روابط عاطفی با بچه ها، بچه ها نیستند. ماندند با نوه ها ، نوه ها هم نیستند و این هم مصیبت است. اینکه دانشمندان می گویند که پدربزرگ و مادربزرگ هایی که نوه هایشان می بینند، با نوه ها زندگی می کنند، طول عمرشان ف سلامت روحی و روانی شان بیشتر است و نوه هایی که با پدر بزرگ و مادربزرگ زندگی می کنند، سلامتی شان نشاط شان بیشتر هست برای همین است. بچه اگر پدربزرگ و مادربزرگش را نبیند کمبود دارد. این با پدر و مادر نمی تواند جبران نمی کند یعنی چیزی که پدربزرگ و مادربزرگ برای بچه برطرف می کند پدر و مادر نمی تواند انجام بدهد و بالعکس. نوه هم برای پدربزرگ و مادربزرگ همین نقش را دارند.یعنی نقشی که نوه دارد بچه ندارد. وقتی اینها به هم می رسند هر دو به تعادل، آرامش روحی و نشاط روحی و روانی می رسند. ماالان با سیستم غربی که الان داریم نسل شیعه را ریشه در می آوریم با اینها افکار وحشتناک غلط ، مدیون امام زمان می شویم، مدیون پیغمبر می شویم. ما شیعیان کم می شوند. لشکر امام زمان کم می شوند. آن تمدن اهل بیت آن تمدن جهانی که قرار است بسازیم این ضعیف می شود یا به تاخیر می افتد. بنابراین خود بچه داری یک کار مهدوی است. خود بچه داری یک کار تمدنی است. بچه دار شدن. بچه دار شدن یک کار بزرگی است. می گوید بچه داری اذیت دارد. اذیت شدن یک سیرسلوک بزرگی می کند. من بارها این داستان را گفتم امسال بنده که دویست سال دیگر زندگی کنیم شاید به عبادت امام امت و هبادت علامه نرسیم که می گویند علامه وقتی من عبادت می کنم همه نظام خلقت همه موجودات با من عبادت می کنند. امام امت که خیلی، چیز دیگری بود اصلا. می گویند ما حاضریم ثواب عبادت هایمان را بدهیم عمرمان را بدهیم به یک خانمی که خانم ثواب اذیت بچه داری اش را به ما بدهد. اذیت بچه داری. آن وقت خیلی ها با بی اخلاقی از این رد می شوند. اذیت بچه داری انسان را به عالی ترین درجات معنوی می رساند. اذیت شوهرداری، اذیت همسرداری، زن دار،ی خودش اینها سلوک است. خودش یک کار بزرگ، یک کار عرفانی ، یک کار معنوی است. این اذیت‌هایی که انسان می‌شود. حالا من همسر دارم یک مسئولیت هایی دارم که تعهد و مسئولیتی داریم، باید رعایت کنم، این سخت است تلخ است، ولی اینها انسان را بزرگ می‌کند. همین ها انسان را شبیه خدا می کند. بعد خانم ها آمدند از یک چنین میدان عظیمی و بی نظیری از فعالیت اجتماعی سیاسی عرفانی ،همه چیز در این بچه داری است، اقتصادی بگویید، هست، اجتماعی بگویید هست. سیاسی بگویید، هست، تمدنی هم بگویید هست. عرفانی هم هست. این خودش را محروم کردند می گوید می خواهم بروم بیرون کار کنم. حالا تو برو کار کن، می خواهی چی کار کنی. هر کاری کنی یک میلیون این را به تو ثواب نمی دهند. یک میلیون این هم ارزش ندارد. می خواهی چکار بکنی. بعضی از خانم ها بعضی از شغل ها هستند باید خانم ها باشند. عیبی ندارد. آن عبادت است بروند. ولی همان هم که دارند این کار را می کنند، نباید از این موضوع غفلت کنند. من دکترم پس دیگر بچه دار نشوم یا ازدواج نکنم، الان کار فعالیت اجتماعی سیاسی دارم بچه دار نشوم. شما دشمنان ما را نگاه کنید. وزیر است، از وزیر بالاتر، شش تا بچه دارد هفت تا بچه دارد. آن وقت ماها سرمان کلاه گذاشتند، هی گفتند فرزند کمتر زندگی بهتر. نسل شیعه را از کار انداختند ، نسل شیعه را کم کردند. ما الان داریم می بازیم. این یک جنایت در حق امام زمان است. در حق دین خدا. در حق خودمان، برای آینده مان خودمان مریض می شویم وقتی تنهایی بکشیم. خودمان مریض می شویم خودمان مشکلات روحی روانی پیدا می کنیم وقتی 50 برسی، معلوم می شود. جنایت در حق این بچه هاست . این بچه ها احتیاج به خواهر دارند برادر دارند، اینها باید دورورشان شلوغ باشد ، بارها عرض کردیم فاصله سنی بچه ها سه سال. الان هفت سال است هنوز بچه دار نشده. یک دانه دارم. چند سالشه؟ 12 ساله اش هست. بقیه کجایند؟ نه همین یک دانه. اینها ظلم است. اینها گناه است. اینها بدبینی به خداست. این ها بدبینی به خداست و ضرر اجتماعی است یعنی شما به همه کس ظلم می کنید. به اجتماعت ظلم می کنی، به دینت ظلم می کنی، به کشورت ظلم می کنی، به خودت ظلم می کنید به این بچه ظلم می کنید، به آینده خودت هم همین طور. این یک فکر غلط، یک فکر شرک آمیز غلط است. چی می خواهی؟ می خواهی یک آدم بزرگ و مهدوی باشی، یک آدم فعال سیاسی باشی ، فعال اجتماعی باشی، می خواهی در همه جا نقش داشته باشی، خانواده. خانواده تمام نقش ها را در خودش دارد. اگر کسی به خانواده اصالت بدهد و به خانواده دقت کند تمام نقش های آینده سازی و تمدن سازی در خانواده است. تو اگر خانواده ات درست نباشد تمدنی نمی توانی بساز . امام تو دارد می گوید، رهبرتو دارد می گوید، چهل سال دوم انقلاب، چهل سال ایجاد تمدن نوین اسلامی است در جهان. پس ما چه جوری می توانیم خودمان را معرفی کنیم. وقتی نظام خانواده مان غلط است، نظام خانواده مان شل است، سست است ،ضعیف است، تمدنی ایجاد نمی شود. نظام خانواده درست نباشد، اقتصاد کشور خراب است. سیاست کشور خراب است. اجتماعیات مان آلودگی زیاد دارد. معنویت مان هم آلودگی دارد. آسیب می بینیم. شما با کدام عبادت ، با کدام ریاضت، با کدام درس اخلاق، با کدام استاد عرفان می توانی به یک جایی برسی که کارت از عبادت امام امت و علامه طباطبائی بالاتر باشد. چه جوری می توان به این مقام رسید. می گوید من بچه می خواهم چی کار! می خواهم بروم کلاس، می خواهم بروم درس بخوانم، می خواهم بروم... نه. آنها را هم یاد بگیر وقت بگیر. اما رزق در این است. رزق در ازدواج است و ازدواج هم باید آن مدارا در آن صورت بگیرد. این یک نکته.

نکته دوم اینکه مدارا در ازدواج ها صورت بگیرد. ازدواج ها باید چی باشد؟ آسان باشد. سخت گیری در ازدواج انجام نشود. یعنی هی شرایط سخت نکنیم. می گوید این بچه که سرکار نرفته پس چه جوری می خواهم برایش خواستگاری بروم. سرکار می رود، اگر قابلیت سرکار رفتن دارد برو برایش خواستگاری. یک سرباز. خب سرباز باشد. سرباز باشد. پدر و مادر وظیفه شان تامین و پشتیبانی از بچه ها در ازدواج است. خیلی خوب یک سال سربازی برود. برایش همسر بگیر. عقد باشند لااقل. خود این باعث می شود سربازی اش هم برکت داشته باشد. کسی که متاهل است، سربازی می رود، چقدر در سربازی آسان می گیرد به آن . اصلا می گویند صبح بیا 2بعدازظهر برو خانه. 2بعدازظهر بیاید خانه، می تواند برود کار بکند یکجا. می تواند درآمد کسب کند. می تواند بچه دار شود. اینها همه برایش رزق می آورد. دانشجو هست درسش تمام نشده. خب درسش تمام نشده تا کی؟ تا لیسانس؟ نه. تا ارشد. ارشد نه ، دکترهایش را بگیرد. خانم ها خودشان چنین جنایاتی می کنند. من تا دکترایم نگیرم وقت هست. بعد چه شوهری می خواهی بکنی بعدش. کی می خواهی بچه دار شوی! کی می خواهی همسر خوب پیدا کنی! بعد می بیند پیشمان شده. من در یک جمعی از اساتید دانشگاه در یکی از همین کشورهای خارجی رفته بودم، اینها همه رفته بودند تا دکترا بگیرم. همه دانشجوی دکترا بودند. من با آنها صحبت میکردم باور کنید اصلا طرف موهایش سفید شده باشد تازه یک بچه داشت. بعد خودشان گریه می کردند. ناراحت بودند. می گفتند ما خیلی اشتباه کردیم که بخاطر درس ازدواج نکردیم و تشکیل خانواده ندادیم. خیلی باختیم. الان بچه مان ما را نمی فهمد، ما اصلا این بچه ها را نمی فهمیم، فاصله سنی مان زیاد است. بعد هم ما بچه های بعدی را نمی توانیم بیاوریم. هیچی. بعد می گویند آقای دکتر. این چه دکترای کوفتی هست بعد یک عالمه آسیب می زنیم به خودمان اجتماع دین، روح و روان خودمان. اگر درسی هم خوانده می شود باید کنار این زندگی کردن خوانده شود. آدم تلاشش را بیشتر کند، برنامه ریزی داشته باشد، درسش را بخواند، زندگی اش را هم داشته باشد، پدر و مادر کمک کنند، خانواده دختر ،خانواده پسر، کمک کنند که این الان طلبه است، باید ازدواج کند، دانشجوست، سرباز است باید ازدواج بکند، نمی شود گفت بایست بگذار تمام شود بعدا . تا آنجا هزار و یک جور آسیب روحی جسمی جنسی عاطفی می بیند. دقیقا مثل این است کسی بگوید من گرسنه ام بعد بگوییم صبر کن حالا من آخر برج حقوقم را می گیرم برایت یک چیزی می آورم بخوری. نمی شود این که. این گرسنه اش هست، این بچه گرسنه اش هست، این بچه شیر باید الان به او بدهی. نمی شود. ما ظلم می کنیم. یک فکرهای غلطی آمده، یک ارزش های غلطی آمده، مثل درس مثل آرمان های الکی که آمده، و اینها خودشان را از جریان طبیعی رزق خیر برکت و معنویت و خدمت به خودش، خدمت به خانواده اش ، خدمت به امام زمان محروم است. هیچی هم ندارد. بعد می گوید چرا روزی ما کم شده! چرا حال ما خراب است، چرا همه اش در کارمان گره می افتد؟ برای اینکه تو گره به کار امام زمان می زنی، گره زدی به این بچه که خواهر و برادر می خواهد نمی دهی به او، الان سه سالش شده، الان چهارسالش شده، پنج سال شده، الان این بچه یک بچه تک بچه است، می شود لوس ، نولر، بی عرضه، شل و به شما قلدری می کند و می شود مردسالاری حالا بیا درستش کن. هزار جو آفت دارد. پس ازدواج را سهل بگیرید، خرید را سهل بگیرید، خرید ازدواج را، مهریه را. والله قسم مهریه زیاد کینه می آورد، آسیب می زند، پیغمبر دارد خبر می دهد حقیقت خارجی. این چیه که مثلا 350تا، 200 تا، 300تا، 1000تا، اصلا این چیه مهریه، مهریه یعنی هدیه ای که پسر به عنوان علامت عشق به دختر هدیه می کند. باید یک جوری باشد که بشود داد. ائمه مهریه هایی که می گذاشتند یک جوری بود که همان اول زندگی به خانم میدادند. از امام مان نباید جلو بیفتیم. امام امت همین جوری بود. امام خامنه ای هم همین جور بود. 14 تا بیشتر نه. همان 14تا. 14تا می شود 70، 80 میلیون تومان می شود. کم نیست. خیلی است. می گوید نه، 14 تا آبرویمان می رود. علما داریم یک سکه، بعضی از علما مشهور داریم در این تلویزیون می آیند، یک سکه، 5تا سکه، سخت نگیرید. جهیزیه. جهیزیه اصلا یک چیزی هست، یک کوفتی هست که افتاده در زندگی مردم، باید جهیزیه تهیه کنی. اصلا خانواده دختر وظیفه جهیزیه تهیه کردن ندارند. کی گفته دختر باید جهیزیه تهیه بکند. سخت میگیرند. بعد آن هم چه جهیزیه ای. حالا نداریم جهیزیه تهیه کنیم من باید سه سال قرض بکنم انقدر هم وام بگیرم 100 میلیون تومان 200 میلیون که می خواهم دختر شوهر بدهی. تازه میخواهد برای دختر اولیه اش یعنی دختر کوچکه وقت شوهر کردنش هست، دختر اولیه ندارد که جهیزیه بدهد. این چه کاری است! جهیزیه اصلا وظیفه نیست. پیغمبر می خواست جهیزیه بگیرد به علی علیه السلام گفت مهریه همین الان بده. علی چی داری؟گفت من همین یک ضره را دارم. گفت تو که پشت به دشمن نمی کنی، ضره لازم نداری، ضره را بفروش، فرختند. پول مهریه را اول گرفتند جهیزیه تهیه کرد . خانواده پسر باید کمک کنند. مهریه باید کم باشد. وقتی مهریه کم باشد خانواده پسر با عشق با علاقه این کار را انجام می دهند. سخت نگیریم. مهریه زیاد کینه می آورد، بلا می آورد، فساد می آورد، بی برکتی درزندگی می آورد ، گرفتاری های مختلف می آورد. نکن. پیغمبر دارد می گوید خدا دارد می گوید نکنید. آقا مهریه کم. قیمت دختر به مهریه اش نیست. این یک توهم است. در انسان شناسی ما مفصل بحث کردیم، یک دختر از یک چیز خارجی قیمت نمی گیرد که. آخه روم نمی شود، این دختر خاله اش زده 400 تا، اشتباه است. حالا اگر آنها اشتباه کردند ما باید اشتباه آنها را ادامه بدهیم. پسرها ، از خانواده پسر هم باید انتظار جهیزیه داشته باشند. جهیزیه گردن مرد است. مرد می خواهد زندگی کند خودشان یواش یواش تهیه بکنند. حالا خانواده دختر دوست دارند کمک بکنند هر چقدر امکان دارد. خانواده پسر هم کمک کنند یک وسایل آن هم نه اینکه حتما باید جنس آن چنانی باشد. این همه خلاف مداراست، اگر تو داری اصرار می کنی حتما فرشش این جوری باشد ،مبلش این جوری باشد، فرشش این جوری باشد، پرده اش این جوری باشد، هی سخت می گیری ، رزقت بسته می شود. حتما برند باشد، حتما خارجی باشد، خدا قهرش می گیرد. راه رزقت بسته می شود. آقا ساده ساده سر خانه شان بروند. خدا به اینها برکت می دهد، خدا مالشان را زیاد می کند . خدا این ها را صاحبخانه می کند، خدا به اینها رزق فراوان می دهد. مشکل ما عقده های روانی هست که بجای اینکه کارشناس ما که روح ما از او آفریده شده، آن خدایی که ما را آفریده می گوید بابا قیمت یک آدم به چی هست؟ به شباهتش به خداست. به اخلاقش هست. «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» به تقوایش است. تقوا را قبلا توضیح دادیم. یعنی قدرتی که انسان را از محدودیت نجات می دهد. یعنی خویشتن داری که تو را تحقیرت می کند. این بی تقوایی است. قیمت ها آمده، روانی در ازدواج آمده همه را مریض کرده. یعنی بجای اینکه شما به ایمان شخص اهمیت بدهید، اخلاق شخص اهمیت بدهید، می روید حالا شرایط عجیب و قریب می گذارند، مهریه های سنگین، جهیزیه های سنگین، اینهاهمه اش انحراف است، همه اش معصیت است. حالا یک موقع هست می گوییم انحراف است، معصیت است، مثلا دختر و پسر به یک چیزی و نتیجه مثبت می رسند، نتیجه مثبت ندارد. جهیزیه سنگین و مهریه سنگین می گوید بچه ام راحت تر می شود. بله بچه اما چی پیدا میکند؟ آرامش کمتر پیدا می کند. می گوید شما هر چقدر سطح را بالا می بری ناشکری ندیدن پدر ومادر، بابام وظیفه اش هست، مادرم وظیفه اش هست، و قدرناشناسی بیشتر می شود. ناآرامی بیشتر می شود.

پس در ازدواج سخت نگیریم. در شرایط زندگی سخت نگیریم. از یک جا هم باید شروع شود. یعنی برای همه جامعه این فرهنگ شود. پسرها راحت بتوانند ازدواج کنند، دخترها راحت بتوانند ازدواج کنند، سخت نگیرید تا خیر و برکت بیاید.حالا دقت کنید. امام صادق می فرماید: «رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فشکی الیه حاجه فقالت تزوج فتزوج وسع علی» یک شخصی پیش پیغمبر آمد و گفت وضع مالی ام خراب است، حضرت فرمود چکار کنم؟ حضرت فرمود: برو ازدواج کن. امام صادق می گوید رفت ازدواج بکند. وسعت آمد سراغش. برکت آمد سراغش. در یک روایت دیگری هم داریم که سه بارطرف می گوید فکر می کند پیغمبر متوجه نشده می گوید یا رسول الله فقیرم مشکل مالی دارم، پیغمبر هر سه بار می گوید برو ازدواج بکن. «تزوج تزوج تزوج» می خواهی رزقت باز شود برو عامل رزق را به خانه ات بیاور. آن عامل رزقت خانم است که باید به خانه ات بیاوری. آن عامل آمد برکت پیدا می کند.

حصی بن عمار حدیث کافی است، معتبر هم هست، ابی اباعدالله علیه السلام حدیث الذی روی الناس حق» این روایتی که از پیغمبر نقل شده، خود امام صادق گفت دیگر، واقعا این واقعیت دارد که پیغمبر چنین حرفی زده که «ان الرجل اتی فشکی علیه امره بتزویج حتی امره ثلاثه مرات فقال ابو علیه السلام: نعم ثم قال رزق مع نساء و العیال» می گوید راست است که یک جوانی آمد چند مرتبه به پیغمبر گفته من مشکل دارم. حضرت هربار به او گفته برو ازدواج کن. واقعا راست است. امام صادق گفت بله حق است. بعد حضرت دارد جمله اضافه می کند «الرزق مع النساء و عیال» رزق با کی هست؟ با خانم ها و بچه هاست. عیال نان خور است. نان خور است. ما گاهی وقتها رزق داریم. مثلا مادرزن من پیر هست، شوهرش هم مرده، وضعش هم خراب است، کسی هم نیست نگه اش دارد ، آقا چه اشکالی دارد مادرزنت یک وسیله رزقت است این. پدرت مادرت پدرشوهر، مادرشوهر. وقتی ما می گوییم نیاید خانه ، طردد نکنند، نیایند بمانند. داری چی را از خودت دفع می کنی؟ خیر، برکت و رزق را دفع می کنی. مریضی، کوفت، گرفتاری مشکلات را خانه ات می آوری. بابا چه اشکالی دارد؟ این آدم است. این شرافت دارد، در روایت داریم پیرها عامل رفع عذاب هستند. مثل نوزداها. دوتا کس ،دو تا شخصیت هستند که در روایت داریم اگر نباشند خدا عذاب نازل می کنند. مشکلات زندگی انسان زیاد می شود. در خانه ای که موی سفید هست، موی سفید و سالخورده هست، بعد خانه ای که نوزاد هست ، بچه هست، اینها هست که امنیت برای اجتماع و خانواده می آورند. ما میگوییم ما بچه نمی خواهیم، با پیرمرد و پیرزن حوصله نداریم زندگی کنیم. بعد ببینید چقدر گرفتاری در زندگی می آید، در اجتماع می آید، چقدر مشکلات در زندگی و در اجتماع زیاد می شود. چون ما انسانیت داریم. تو خودت هم یک روزی همین موسفید خواهی شد. یک روزی تو خودت کوچولو بودی، یک روزی نوزاد بودی، یک عده ای تو را بزرگت کردند، تحملت کردند، بزرگت کردند، زحمت کشیدند تا تو را به این وضعیت رسیدی. حرمت آنها را نگه دار و حرمت بچه ها را هم نگه دار. بچه ها موجودات بسیار نازنینی هستند. دوست داشتنی و همه خیری به آدم می رسانند، همه جوره، بلاها را هم دفع می کنند، پیرزن ها، پیرمردها، اینها خیلی حرمت دارند، ریش سفیدها، لذا می گوید: «البرکه مع النساء و العیال» یعنی نان خور. نان خورت را بیشتر کن. حالا ما خانه هایمان کوچک است، نمی توانیم آن جوری مثلا افراد خانه مان بیایند، والا من سراغ دارم یک دوستی در آمریکا، وضع مالی اش خیلی خوب است. بسیار باتقوا، خودش و خانمش، بچه های این ها که در آمریکا هستند، در قم طلبه هستد، شما ببینید بچه ها را چه جوری تربیت کردند که دختر و پسر اینها عاشق طلبگی اند. دخترها و پسرهایشان همه با هم، چهار تا بچه اینها همه عاشق طلبگی اند. آمدند درس دین بخوانند، مبلغ بشوند. این زن و مرد چه جوری در آمریکا رفتار کردند، که با آن جاذبه های کوفتی آنجا، جاذبه های جهنمی آنجا، بچه هایشان اینجا آمدند بعد من یک موقع دیدم اینها خانه خیلی بزرگی گرفته . گفتم چکار می خواهی بکنی؟ گفت: اینجا را گرفتم بچه یتیم بیاوریم اینجا بزرگ شود. یک کسی دارد. حالا ما نمی توانیم حالا کمیته امداد هست ،خدا خیرشان بدهد یا مراکز بهزیستی، مراکز خیریه. در همین خیابان ها در این راهپیمایی ها و جشن ها می گذارند . عکس های بچه یتیم را میگذارند، تو که نمی خواهی خانه بیاوری که، این چقدر می شود؟ می گوید مثلا این پنج تا یکی را انتخاب کن. پنج تایش را انتخاب کن. هر چقدر بیشتر، رزق تو بیشتر. بگو من پنج تا یتیم را قبول میکنم، ماهانه یک چیزی به این ها بپردازید. ده نفر جمع می شوند، نفری 20تومان می دهم، نفری 30 تومان می دهم، 50 تومان می دهم، رزق باز می شد. می گوید الان من الان خودم دو تا بچه دارم، این جوری طرف می گوید: من الان دو تا بچه دارم، سه تا بچه خودم دارم، ده تا یتیم هم دارم مدیریت می کنم. حمایت میکنم. این رزق می آورد. این خیر و برکت برای انسان می آورد. نان خور یعنی این.

یک دانشجو هست، یک طلبه هست، الان گرفتار هست، جوانی هست می خواهد ازدواج بکند، ندارد. یک دختری هست می خواهد ازدواج بکند جهیزیه ندارد. رزق بریزیم پای دیگران. کمک بکنیم. شریک باشیم. سهیم باشیم. خروجی داشته باشیم. نان خورهایمان را بیشتر کنیم. شما هر چقدر نان خورهایت را بیشتر کنید، دریافتت هم چی هست؟ بیشتر هست.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.