خیر و برکت؛ جلسه نوزدهم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا علیه السلام و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بفرمائید. صلوات دوم را به روح پرفتوح همه شهدای اسلام، شهدای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مدافعین حرم، و به خصوص وجودمقدس امام امت و امام شهدا می فرستیم. صلوات سوم را برای سلامتی و سعادت خودتان بفرستید.
بحثمان درباره ی عوامل برکت هست. جلسه ی گذشته درمورد فرزندآوری و به خصوص دختران بود که حضور دختران و خانم ها در زندگی و اجتماع چه برکاتی دارد. امروز به موارد دیگری می پردازیم که اولین مورد از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است؛ سلام دادن به هنگام ورود به خانه؛ شما از خانه رفتید بیرون، یا از منزل رفتید بیرون، در خانه را باز می کنید. همین که در خانه را باز کردید صرف نظر از اینکه کسی در منزل باشد یا نباشد این مستحب هست که انسان سلام کند، سلام علیکم و رحمه الله و برکاته، چه کسانی هستند آنجا؟ فرشتگان هم با شما و هم در منزلتان هستند، به اینها سلام کنید، مهم نیست که کسی در خانه باشد یا نه. خود سلام یکی از اسماء الهی است که هم در شرح زیارت عاشورا و هم در شرح زیارت جامعه کبیره مفصل در مورد سلام جایگاه و آثارش سخن گفتیم؛ سلام، سلامتی جسمی و روحی می آورد. به خصوص اینکه انسان با نیت سلام را بفرستد؛ یعنی متوجه باشد که دارد یک آرزوی قلبی می کند و یک سلامتی ای را درخواست می کند، اسم الله است دیگر سلام. بنابراین این خیلی اثر دارد در خانه استفاده از این لفظ و به قدری مبارک است که حضرت می فرماید: فاصله بین یک درخت مثلا یک ستون حتی شما اگر از هم جدا می شوید به همدیگر سلام کنید. ممکن است فرد فکر کند این بی مزه است یا اغراق است. حضرت می خواهد بگوید سلام انقدر اثر دارد که شماها باید در فاصله های کم کم بهم دیگر سلام کنید، مثلا رفته در خانه پیش زن و بچه هستید، پیش همسر هستید و خوابیدید، به محض اینکه از خواب پا می شید مجدد سلام کنید به همه اعضای خانواده انسان سلام کند، یا با فاصله ی کمی از خانواده جدا شده مثلا رفته برای منزل خرید کند بیرون از منزل برمی گردد این سلام تکرار شود. چون آثار وضعی دارد کلمات در بحث اسماء الله توضیح دادیم، همانطور که کلمات زشت آثار وضعی دارد در خانه، کلمات مبارک آثار وضعی دارد. اسماء هم همینطور است که حالا راجع به اسماء در بحث بعدی سخن خواهیم گفت. این یک بحث آزمایش شده است و در اردوی اسماء الله هم ما تمارینش را دادیم. شما مثلا فرض بفرمایید که روی یک سیب یا پرتقال را نصف کنید، نصفش را بگذارید در یک شیشه و نصف دیگر را بگذارید در شیشه دیگر، روی شیشه حرفهای خوب بنویسید، حرفهای قشنگ بنویسید. بنویسید سلام، اسم خدا و بسم الله الرحمان الرحیم، روی یکی دیگر حرفهای بد بنویسید بعد از یک مدت می بینید که آن شیشه ای که حرفهای خوب نوشتید پرتقالش و میوه اش سالم مانده و آنی که روی شیشه اش حرفهای خوب نوشتید پلاسیده می شود و کپک می زند انقدر اسماء و کلمات موج دارند، چه زشت و چه خوبشان. این خیلی مهم است. لذا به عنوان یک آزمایش، دانشمندان آزمایش کردند و یک گیاه را کنارش حرفهای زشت بزنید یک گل را حرفهای زشت بزنید یا کارهای بد کنید یا آدم بد بیاید کنار یک گل روی گل اثر می گذارد، روی گیاه اثر می گذارد، یا آدم شاد و آرام و مهربان بیاید کنار گل انرژی می گیرد. لذا خیلی مهم است که در خانه کلمات مثبت تولید شود که سلام یکی اش است، که می گوید حتی وقتی وارد خانه ی خالی می شوید سلام کنید حالا کسی باشد یا نباشد، ورود به خانه وقتی کسی وارد خانه می شود سلام کند. این خیلی ارزش دارد. در خانه هم حرفهای مثبت زده شود و حتی به شوخی هم انسان کلمات ممنوعه را استفاده نکند. لذا این آثار دارد، انرژی های مثبت یا انرژی های خدای ناکرده منفی ایجاد می کند. روی جسم، بدن، گیاه و تمام اشیاء اینها آثار دارد. کما اینکه خود اشیاء هم اینگونه هستند، مثلا شما عکس سگ داشته باشد خانه یا مجسمه سگ، حضرت می گوید ملائکه وارد نمی شوند آنجا، ملائکه ای که می آیند حفاظت کنند اصلا وارد نمی شوند آنجا یا بعضی از عزیزان را من دیدم که یک عروسکی چیزی از آینه ماشین آویزان می کنند عروسک سگ می بندند یا سگ می گذارند در ماشین، هرکجا عکس سگ، مجسمه سگ چه برسد به خود سگ باشد، فرشته ها دیگر برای دفع بلا یا حفاظت می روند آنجا نمی مانند؛ یعنی بلاخیزی زیاد می شود، یا خوک یا عکس زشت مستهجن، بعضی ها را دیدید که عکس یک خانم را خوشش آمده زده عریان یا نیمه عریان است یا مثلا عکس های بد است، عکس های اینگونه در خانه موج منفی ایجاد می کند، حتی عکسش چه برسد به لفظش، لفظش که باشد همینطور است، این ها را در اسماء الله توضیح دادیم، امر مذهبی هم نیست این، این امر حقیقی است. از حقیقت ذکر می کند؛ ولی غیرمذهبیون هم اینگونه که امواج و پرتوهایی آزمایش کردند همه به این نتیجه رسیدند که عکس بد آثار دارد، حتی خیال بد و منفی موج منفی ایجاد می کند. برای همین هم من در برنامه ها، در اولین برنامه ها دشمن شناسی را توصیه می کنم که مواظب باشید افکار منفی نیاید سراغتان چون افکار منفی روی طرف مقابل تان روی لقمه تان اگر خانم باردار باشد افکار منفی روی جنین اثر می گذارد، انسان باید در اولین گام های پیشرفت بتواند فکرش را از چیزهای منفی تاریک زشت بد مصون نگه دارد. لذا همیشه من توصیه می کنم که دشمن شناسی و مهندسی فکر و بحث وسوسه اینها خیلی مهم است که انسان باید طهارت فکر پیدا کند. فکر که جاهای بد و غلط می رود یواش یواش روی تمام روابط انسان اثر می گذارد، اکثر طلاق ها دعواها درگیری ها اول از یک خیال منفی یا لفظ منفی شروع می شود بعد یواش یواش توسعه پیدا می کند و این خیال ها به یک امر جدی می رسد و تلقی می شود. بنابراین آثار منفی می گذارد. لذا انسان در طهارت باید همیشه تلاش کند که ذهنش و زبانش و خیالش را طاهر نگه دارد و این هم ممکن نیست مگر اینکه اول روی گوش و چشمش کار کند. یک کسی که چشمش را آلوده می کند به دیدن عکس های بد، مثلا صحنه های بد، در این شبکه های اینترنتی و کانال های مختلف، فیلم های بد و عکس های بد، کلیپ های بد، اینها خیال ساز است و اینطوری نیست که آدم فکر کند مفت است و طوری نیست، به محض اینکه شما نگاه کنید آثار و امواجش را دارد و کسی فکر نکند که این حالا مجازی است، و عیبی ندارد. این اثر خودش را دارد و آن تاریکی خودش را برای انسان می آورد. این را خیلی دقت کنیم که بتوانیم خیالاتمان را کنترل کنیم والا در بخش واهمه شکست می خوریم. اگر کسی خیالش آلوده شود وهمش آلوده می شود کسی که وهمش آلوده باشد عقلش و فکرش هم آلوده می شود. کسی که فکرش آلوده باشد فوق عقلش و بخش های معنوی اش هم آلوده است. این دیگر سر نماز نمی تواند افکارش را نگه دارد، حرم هم که می رود آلوده می رود و آلوده بر می گردد. چون توانایی این را ندارد که در محضر امام و ملائکه آرام و طیب باشد. همانجا هم ذهنش کثیف است. این را دقت کنیم. ذهن کنترل نمی شود مگر اینکه انسان طهارت جسمی داشته باشد مثلا وضو داشته باشد همیشه و عطر استفاده کند، عطر خیلی در طهارت به انسان کمک می کند البته آقایان یک گونه و خانم ها به گونه ی دیگر، مثلا خانم ها می گوییم عطر یعنی نامحرم نباید استشمام کند وقتی نامحرم استشمام کند یعنی دقیقا اثر عکس می گذارد نه، در خانه برای خودش و همسرش برای محارمش اشکالی ندارد، ولی از منزل اگر بیرون بیاید و معطر باشد آثار منفی ای روی خود زن می گذارد و زن را تاریک می کند؛ آقایان هم همینطور آنها هم باید حساب شده استفاده کنند و اینها خیلی مهم است. لذا دیدنی ها شنیدنی ها اول باید کنترل شود، لقمه حرام، لقمه ایی که خمس نداده انسان اینها وقتی وارد می شود اولین چیزی را که درگیر می کند غیر از سلول های بدن خیال را آلوده می کند لقمه ی حرامف واهمه و عواطف را آلوده می کند، خشونت ایجاد می کند، مثلا مهر و محبت هارا لقمه ی حرام کامل از بین می برد قساوت می آورد، بی وفایی و قدرناشناسی می آورد. خیلی خطرناک است که انسان لقمه ی حرام استفاده کند و معنویات انسان هم به شدت از بین می برد. تردید، وسوسه، افکار منفی و افکار ناامیدکننده، بدبینی به خود و دیگران حتی به خانواده آسمانی و خدا همه ی اینها در اثر لقمه ی حرام یا دریافت های حرام ایجاد می شود. لذا ما در بخش طهارت خیلی باید دقت کنیم. این بخش بخش زبانی است؛ یعنی شما وقتی وارد منزل می شوید باید کلمات مثبت به کار ببرید و یکی از آن کلمات که خیلی می تواند ضدعفونی کند فضای خانه را و آلودگی ها و خطرات و وسوسه ها و جادوها و بدخواهی ها و افکار منفی انرژی های منفی را از بین ببرد، استفاده از کلمه "سلام" هست؛ دقت کنید آنقدر مهم است که شما سر نماز باید سه تا سلام به کار ببرید خیلی مهم است "السلام علیک ایهاالنبی، السلام علینا و علی عبادالصالحین، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته" اینها همه اش سلام ها خیلی مهم اند و اگر انسان حواسش باشد که چی می گوید در سلام ها از آن خیلی انرژی می گیرد؛ فهم سلام تمرین می خواهد. فکر می خواهد، انسان باید فکرش را متمرکز کند تا حقیقت سلام را دریافت کند.
برویم سراغ روایت پیامبر "اذا دخل احدکم بیته فلیسلم فانه ینزله البرکه و تأنسه الملائکه" هروقت یکی از شما وارد خانه اش می شود باید سلام کند، ببینید حضرت کلمه ی باید را می گوید، هروقت وارد خانه ات شدی سلام کن. چه کسی باشد یا نباشد، منتظر سلام کردن سلام کردن کسی باشی آسیب می بینی، هرکس توقع داشته باشد کسی بهش سلام کند کفر و نکبت و افکار و انرژی منفی و تاریکی جذب می کند، این خیلی خطرناک است که یک کسی توقع داشته باشد بقیه بهش سلام کنند، پیامبر خدا خودش یکی از سنت هایش است می گوید من تا آخر عمر این را کنار نمی گذارم، اینکه هیچکدام از اصحاب پیامبر موفق نشدند به پیامبر سبقت سلام بگیرند، پیامبر زودتر از همه بهشان سلام می کرد، به زیردست هاش سبقت سلام داشت و یکی اینکه سلام به بچه ها را همیشه به بچه ها و کوچکترها زودت سلام می کرد، حالا ما چون پدریم، استادیم، مادریم، رئیسیم انتظار داریم که اعضای خانواده اول به ما سلام کنند و این خیلی خطرناک است، هرچقدر انسان بزرگتر می شود سبقت سلامش باید بیشتر باشد، تعداد سلام کردن هایش باید بیشتر باشد، سلام انرژی های مثبت و نورانیت دارد و قرب می آورد برای انسان، سلام واقعا ضدعفونی می کند فضای روحی وقلبی و فکری را در منزل، بنابراین از این قدرت و این اسم اعظم الهی باید استفاده شود و انسان باید دائما این اسم قدرتمند را در خانه و بیرون استفاده کنند، اینها اسامی مبارکی هستند که باید استفاده شوند. حضرت می فرمایند پس هرکس که وارد خانه اش می شود باید سلام کند، بعد می فرمایند که این کار برکت را نازل می کند و باعث انس ملائکه با خود آن شخص می شود این خیلی مهم است که انسان با کلمه سلام ملائکه را جذب کند، وقتی ملائکه را جذب کند چیا دفع می شود؟ شیاطین، وسوسه ها، افکار منفی دفع می شود لذا ما باید از این اسم اعظم در خانه و محیط کار و اجتماع استفاده کنیم، خیلی خیلی مهم است. مورد بعدی هم ارتباط با این مورد قبلی دارد؛ اسم گذاری به اسم انبیاء باز هم فرمایش از نبی اکرم هست؛ " اذا کان اسم بعض اهل البیت اسم نبیا لن تنزل البرکه فیه" هروقت اسم یکی از اعضای خانواده اسم پیامبر باشد، پیامبران الهی، می گوید این خانه همیشه برکت دارد، یا اسامی دختران، اسامی مقدس باشد اینها همه برکت می آورد. اسم ها را توضیح دادیم که منشأ اثر است و تأثیر دارد اسمش چی باشد، این نیست که هر اسمی بگذاریم روی این بچه فرق نمی کند، نه فرق می کند! یک موقع شما اسم جمادی روی این بچه می گذاری یک موقع اسم گیاهی یا یک موقع اسم حیوانی می گذاری، یک موقع اسم عقلی می گذاری و یا اسم فوق عقلی یا مقدس می گذاری، اسم خیلی تاثیر دارد و مهم است، هم در زندگی دنیایی و هم آخرتی تاثیر دارد، لذا در اسم گذاری باید خیلی دقت کنیم که روی بچه هامان چه اسمی می گذاریم. یا یکسری مواقع روی ساختمان یا طرح یا عملیات می خواهیم اسم گذاری کنیم، باید اسامی خوب بگذاریم که برکت داشته باشد اسم بد یا اسم ضعیف گذاشتن باعث می شود انسان ضرر کند و آسیب ببیند، برای همین هم یکی از کارهای خوب این است که وقتی اسم آدم اسم ضعیفی هست ممکن است اسم قشنگی هم باشد ولی ضعیف است جمادی یا گیاهی است برود اسم را عوض کند و اسم مقدس و قدرتمند بگذارد، اسم اشراف عالم را بگذارد روی خودش خود این اسم تاحدودی جذب سعادت و دفع شقاوت می کند و موثر هستند اسم گذاری ها. لذا پیامبر فرمود اگر اسم یکی از اعضای اهل بیت اسم پیغمبر باشد همان اسم برکت می آورد، کما اینکه اگر اسم بد و ضعیف باشد می تواند آثار بدی هم داشته باشد.
باز ایشان صلی الله علیه و آله والسلم می فرماید: "من سمی باسمی یرجوا برکتی و یمنی غدت علیه البرکه و راحه الی یوم القیامه" می گوید هرکس به اسم من اسم گذاری کند، از اسماء پیامبر انتخاب کند به امید برکت و مبارکی من، برکت من را بخواهد، مبارکی من را بخواهد، بگوید به یمن و برکت پیغمبر اسم بچه ام را اسم پیغمبر می گذارم، الان یک چیز زشتی که هست می گویند الان من اگر اسم پیغمبر را بگذارم اسم پدرم هم همین است، باشد، چه اشکالی دارد اسم پسرت هم همان باشد؟ وقتی اسم مبارک است دوتا باشد در خانه، چه اشکالی دارد که پدرت اسم پیغمبر است اسم پسرت را هم بگذار خیلی خوب است دوبرابر می شود برکت؛ یا می گوید من دیگر علی نمی گذارم، اسم پیغمبر نمی گذارم. چون بچه خواهرم هست، آنها علی گذاشتند من نگذارم، خیلی کار اشتباهی است، مگر او تلویزیون می خرد شما می گویی من تلویزیون نمی خرم چون او تلویزیون خریده؟ یا فلان مبل را نمی خرم وقتی یک چیز خوبی است من هم می خرم، فلان چیز را خریده ما هم می خریم، چه اشکالی دارد وقتی خواهر شما یک اسم مبارک انتخاب کرده که دفع شر می کند و جلب خیر می کند، کی گفته شما استفاده نکنی؟ انگار که لباس است باید ست شود و باید بهم بیاید! بعضی ها می گویند حتما باید اولش سین باشد، اولش نون باشد و از این مسخره بازی ها، این حرفها چیست؟ اسم با برکت انتخاب کن. اسم های خوب و بابرکت و اسم های انسانی و اسم های فوق عقلی. امام حسین اسم همه ی پسرهایش را گذاشت علی، گفت اگر خدا هزارتا پسر به من بدهد اسم هر هزارتا را می گذارم علی، علی اکبر علی اوسط علی اصغر، اسامی مبارک انتخاب کند و بگذارد. پس کاری با دیگران نداریم که این تکراری می شود در فامیل، این خیلی خوب است فامیل پربرکت می شود، پنج شش تا محمد داشته باشد! اسم های دگیر پیامبر و اسامی لطیف داریم مثل احمد انتخاب کنیم و بگذاریم، حضرت می گوید اگر کسی به این نیت و به یمن و برکت من اسم گذاری کند، نیت در اسم گذاری خیلی مهم است. یکی دیگر می گوید پدر خدابیامرز من اسمش فلان بود برای اینکه اسم او را زنده نگه دارم می گذارم، این نیت نیست این تو می خواهی یک کار قبیله ای و قومی و نژادی و عشیره ای کنی هست، اگر پدرت یک اسم جمادی داشت مثلا چنگیز، اگر تو می خواستی اسم پدرت را نگه داری اسم پسرت را چنگیز می گذاشتی، البته دنبال اسم پدرتی می خواهی آن باقی بماند، این خوب نیست. اما یک موقعی هست که نه من می خواهم اسم پیغمبر بماند، من می خواهم این بچه متبرک شود و یک چیزی بهش برسد، در خانه می آید یک چیزی بهش برسد، به ما یک چیزی می رسد. آخرت هم مأجور خواهیم بود. یک کسی آمد خدمت امام صادق گفت: اگر من اسم بچه ام را به عشق حضرت زهرا بگذارم فاطمه خیری هم برای من دارد؟ حضرت فرمود: "هل الدین الاالحب" مگر دین به جز محبت چیز دیگری هست؟ شما وقتی که به عشق حضرت زهرا اسم بچه ات را می گذاری فاطمه هم خیر دنیایی دارد هم خیر آخرتی دارد. چه اشکالی دارد. همه بگذارند این اسم را، تکرار بشود، تکرار بشود هم قشنگ است. تکرارش هم خوب است، هرچقدر تکراری عیبی ندارد، بیشتر. لذا یکی از چیزهایی که غربی ها الان خیلی ازش شاکی هستند و تعجب هم می کنند این است که در کشورهای غربی در جمعیت مسلمانانشان بیشترین اسم، اسم پیغمبر است، آماری که خودشان می دهند در کشورهای غربی آمار جهانی اش هم قشنگ است، که بیشتر اسامی اسم پیغمبر است. این خیلی مبارک است. مردم باید قشنگترین اسم هارا شکار کنند، وقتی می روی ماشین بگیری نمی گویی که من قشنگترین ماشین را نخرم بروم یک چیز پایینتر بخرم که مثل آن نباشد اینطوری می گویید؟ می گویید فلان چیز خیلی خوشگل است، فلان ماشین، فلان پرده، فلان پارچه فلان اتومبیل فلان مدل تلفن همراه خیلی عالی است فلانی خریده من هم می خواهم آن را بخرم؛ اگر روی چشم و هم چشمی نباشد و روی این باشد که سلیقه ات می گیرد و چیز خوب می خواهی بخری، از نظر مالی مشکلی نداری، برای فخرفروشی و اسراف هم نیست خیلی هم کار خوبی است. پس اگر کسی اسم خوبی انتخاب کرد سه تا از خواهرات اسم های شوهر هایشان شبیه هم است، چه اشکالی دارد؟ عشق تو مهم است. این خیلی مهم است که انسان با عشق و نیت اسم انتخاب کند. حضرت می فرماید: اگر کسی به خاطر برکت و مبارکی من اسم را بگذارد "غدت علیه البرکه" برکت به سوی او خواهد آمد "و راحه الی یوم القیامه" و تا روز قیامت برکت از او نمی رود، برکت دارد. پس وقتی می گوید: "الی یوم القیامه" یعنی این برکت فقط مال دنیا نیست، در برزخ اسم کمک می کند در آخرت هم این اسم کمک می کند و این برکت را برایش دارد. یک چیزی به شما بگویم این خیلی یقین دارم، مثل اینکه ما الان یقین داریم که در جامعه الحسین نشستیم در مسجد نشستیم اینجا مشهد است، و الان روز است، به شما می گویم کسانی که در بهشت اند جهنمی ها بماند، یکی از بزرگترین آرزوهایشان این است که خدا یک دقیقه یا چند ثانیه بیاردشان به دنیا و موفق شوند بتوانند یک صلوات بفرستند و خدا فرصت صلوات را بهشان بدهند، و هرچقدر انسان فرصت صلوات را داشته باشد و قدرش را نداند خدا رحمت کند آیت الله بهجت را می فرمود که شما نمی دانید یک صلوات چه تاثیراتی در نظام برزخی دارد، برای همین بهترین فرصت برای پاکسازی روح و قدرت روح و برطرف شدن موانع زندگی، برای خیر و برکت و حب فرصت های صلوات است، لذا وقتی در کلاس من می گویم صلوات را بقاپید عاشقانه صلوات عاشقانه صلواتی است که انسان از روی عشق و لذت آن صلوات را می فرستد، یک کسی صلوات می فرستد و ثوابی هم می برد، یک کسی هم نه همین صلوات را می فرستد با عشق و افتخار و لذت و شادی می فرستد؛ یعنی می قاپد صلوات را برای برزخش.
هرچقدر یک صلوات کیفیت بیشتری داشته باشد حالا ممکن است من بخواهم صلوات بفرستم ناراحتی جنجره دارم و یواش هم بفرستم ولی آن روحی که از صلوات می آید، آن عشق و محبت و دلدادگی خیلی کار می کنند. برای همین وقتی ما اعلام می کنیم می توانیم صحبت کنیم و اجازه ندهیم صلوات بفرستیم، اما جلسه مان فقط صحبت است خیر و برکتش کم می شود، خیر و برکت جلسه به این است که انسان وسط کار معرفتی عشق ورزی کند یعنی کار روحی و قلبی هم بکند، صلوات را خوب بقاپید و با هر صلواتی تقرب و مقام های بالایی را اعراض کنید، صلوات که می فرستید، صلوات تان را با همه ی عشق و دلدادگی و افتخار بفرستید چون به خودتان بر می گردد. چون ما داریم برکت های خانه را می خوانیم و چندتا را ذکر کردیم که برکت دارد، یکی قربانی بود، یکی غذا دادن، دخترها، سلام کردن موقع ورود، یکی اسم گذاری به اسم انبیا بود آخرین مورد هم امروز بخوانیم بعد می رویم سراغ عوامل اخلاقی برکت.
از وجود مقدس امیرالمومنین (ع)، پدر مهربانمان، در مورد مسکن می فرمایند یک خانه ی خوب اگر بخواهد برکت داشته باشد باید جایش خوب باشد، حیاطش هم وسیع باشد و همسایه اش هم خوب باشد. حضرت این سه تا را در یک کلام جمع کرده. چطور انسان وقتی می خواهد برود ماشین انتخاب کند، می گوید شکلش قشنگ باشد، موتورش خوب کار کند، تودوزی اش خوب باشد، آن توانمندی های ماشین هم خوب باشد، حضرت فرموده اینها را باید رعایت کنیم. برویم سراغ مورد اخلاق و برکت؛ یکی از عوامل اخلاقی برکت عبارت است از سخاوت و بخشندگی، این خیلی مهم است. بخشندگی یعنی شما خروجی داشته باشید، قبلا هم توضیح دادم که روح انسان مثل یک چشمه است هرچقدر بیشتر از آن برداشت شود آب بیشتری جریان پیدا می کند، چشمه هایی که دورافتاده هستند در کوه، شما می روید کوه نوردی یا جاهایی که خیلی بکر هست، یک چشمه روی زمین یا کوه و ارتفاعات بالا هست، اما خیلی جریان دار نیست وقتی که از آن برداشت می کنید می بینید آب بیشتری می جوشد. این فرمول را قبلا هم توضیح دادم که سخاوت و بخشندگی باعث می شود انسان رویش بیشتری داشته باشد، اما این سخا و بخشندگی پنج مرحله دارد: یکی بخش جمادی است، یکی بخش گیاهی است، یکی بخش حیوانی است، یکی بخش عقلی است و یکی بخش فوق عقلی است. من روایتش و آیه اش را بخوانم برایتان، ببینید قاعده ریاضی است مثلا می گوییم آب در صد درجه به جوش می آید، این آب در صد درجه به جوش می آید را کی گذاشته؟ خدا گذاشته دیگر، قواعد فیزیکی را کی خلق کرده که دانشمندان کشف می کنند، در فیزیک و شیمی و ریاضی و هرجایی که قاعده کشف می شود این قواعد را کی گذاشته؟ خدا گذاشته دیگر، بنابراین باید توجه داشته باشیم قواعد فوق عقلی خداوند گذاشته، چه در فیزیک و چه در متا فیزیک و امور معنوی هم خدا قانون گذار هست. خدا دارد در قرآن صدها فرمول می گوید دررابطه با یک زندگی خوب و زیبا یکی این است "فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى" اول ترجمه کنم، خیلی عالی است، من خواهش می کنم عزیزان این سوره لیل آیه 5 تا 7 را خواندم بروید و نگاهی به تفسیرش بیاندازید. می فرماید هرکس ببخشد و پروا داشته باشد، بخشش اش همراه تقوا باشد، همراه تقوا باشد یعنی چی؟ یک طمع دنیایی نداشته باشد برای خدا ببخشد، دو منت سر کسی نذارد، زنی منت سر شوهرت نگذار، مردی برای زن و بچه ات کاری کردی هیچ وقت منت سرشان نگذاری، برا دوستت کاری کردی منت نگذار قدرت را هم ندانست فدای سرت خدا قدر می داند، اصلا قدر ندانستن انسان ها نسبت به ما یک درجه است اگر کسی قدر ندانستن دیگران را ناراحت نشود و تحمل کند کوفت است ها! مثل یک داروی تلخ است که شفا می دهد، روحش شفا پیدا می کند، اگر یک کسی قدرنشناسی کرد و نمک نشناسی کرد بی وفایی کرد و شما این را قورتش دادید، عصبانی نشدید، ناراحت نشدید، نفرین نکردید، به عشق خدا قورتش دادید این سمی که دارد در روح شما وارد می کند این تو را شفا می دهد و قوی ات می کند، به رخش نکش، احساس باختن هم نکن، بشکند این دست که نمک ندارد! این غلط است، نمک را کی تعیین و تنظیم می کند؟ خدا، خدا هم که نمرده اجرت را می دهد پس کارتان بی نتیجه نیست، اشتباه ما این است که در شوهرداری و زن داری و کارهایی که برای دیگران انجام می دهیم توقع پاداش از کی داریم؟ از بنده خدا داریم و این خیلی کار بدی است، تقوا یعنی اینکه انسان کارش را فقط هدیه به خدا کند و پاداش را از خدا می خواهد، چون وقتی پاداش را از بنده ی خدا می خواهی او نمی تواند پاداشت را بدهد، اگر هم بدهد چیزی گیر تو نمی آید. یک چیز مادی و دنیایی است، اما اگر یک کسی بگوید "إِنَّمَا نُطعِمُكُم لِوَجهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُم جَزَاء وَلَا شُكُورًا" سه روز غذایشان را "وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا" روی عشق به خدا با اینکه نیاز به غذا داشتند، غذایشان را به مسکین و یتیم و اسیر دادند، اما چی گفتند؟ "إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ" ما به عشق خدا این کار را کردیم از شما نه تشکر و نه جبران می خواهیم. این تقوا است. تقوا یعنی اینکه انسان از کسی درخواست جبران یا تشکر نداشته باشد، هدیه اش را به خدا بدهد. برای کسی کاری می کنید هدیه اش کنید به خدا. جزا را از خدا بخواهید، خدا هم دنیا می دهد هم آخرت. پس عدالت خیلی مهم است، خروجی های جمادی که می شود مال و هدیه یک انگشتر، یک ساعت، یک تسبیح یک هدیه خانه ماشین و لباس و هرچه که می خواهید هدیه بدهید به یکی، پول، اشیا مادی. گیاهی؛ غذا وقت برای کسی وقت می گذارید یا غذا بهش می دهید یا چیزهای دیگر، عواطف، حمایت، کمک، شخصیت؛ اینها بخش های حیوانی. بخش های علمی، علمت را در اختیار دیگران قرار می دهی، معلوماتت و تخصصت را به دیگران یاد می دهی توقع نداشته باشی، و پنجم دلدادگی دعا و معنویت دیگران را سهیم می کنی، حالا ممکن است دیگران تو را دعا نکنند اما تو دعایشان کن، به خصوص کسی که به شما بدی کند و شما بتوانید کسی که به شما بدی کرده را دعا کنید، برایش استغفار کنید، خیلی انسان رشد می کند. پس این تقوا که با اعطا آمده یک تناسب دارد. اگر کسی عطا کند و تقوا هم داشته باشد "لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى" قرآن می گوید صدقه که می دهی، صدقه که می گوید یعنی همین صدقات پنچگانه که گفتم، همه اش صدقه است. صدقاتتان را با منت و اذیت باطل نکنید، اثرش از بین می رود. سفت نگهش دار، سفت نگهش داشتن یعنی از کسی توقع تشکر یا جبران نداشته باشی این خیلی هنر بزرگ است، به طمع ندهی، واقعا به عشق خدا هدایایتان را بدهید، چه اتفاقی می افتد؟ این را دقت کنید "وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى" بده عطا کند، تقوا داشته باشد و نیکی و آخرت را بهشت را هم یقین داشته باشد، یعنی بداند کار خیر قشنگ است، زیباست، خیر و برکت دارد، خدا را خشنود می کند، اهل بیت را خوشحال می کند. نگوید که ما عمل کردیم چی شد، اینهمه من به فلانی کمک کردم چی شد؟ کاشکی دستم می شکست، من چقدر خر و احمق و چنین و چنان بودم که به این کمک کردم، این خیلی حرف بدی است! آدم دارد به عشق خدا محبت می کند دیگر خریتی درش نیست، احمقی درش نیست، تو برای خدا داری کار می کنی. حتی امام حسین می گوید به یک کسی که نمی دانی مستحق است یا نه بده، یا یک کسی که حتی می دانی شاید نیاز نداشته باشد. حضرت می گوید خود همین محبت قشنگ است، خود این عطا کردن تو را خارج می کند. چشمه وقتی دارد آب ازش بیرون می آید برای اینکه آب از آن بیرون بیاید، حتما باید یک آدم حسابی بیاید آب بخورد یا اگر یک سگ هم بیاید بخورد آبش جوشش می کند؟ رویش می کند، فرقی ندارد، شما خروجی داری این مهم است، نگو اه این از کجا معلوم نیاز داشته باشد؟ نه این مثلا نیاز نداشت، اصلا نیاز ندارد عطا کنید. مهم خروجی شماست که ارزش دارد، مهم این است که شما شبیه خدا می شوید، جواد می شوی، کریم می شوی، معطی می شوی، منعم می شوی، این مهم است. خروجی تو مهم است، برکت اینجوری می آید دیگر. اخفش یک عالم است، کسی حاضر نبود با این بحث کند چون برکت علم مباحثه است، باید هی بگویی علمت را تا برایت برکت بیاورد، برای دیگران بگویی این علم تو را قوی می کند، این هم مباحث نداشت ولی نیاز داشت که علمش را به یک کسی بگوید تا برکت پیدا کند، هیچکس حاضر نبود با این صحبت کند، رفت یک بز آورد، بز اخفش این است، بز را می گذاشت جلویش و درسی را که خوانده بود در حوزه برای بز تعریف می کرد، می گفت ببین کلمه سه قسم است: اسم و فعل و حرف، اسم این است فعل این است برای بز می گفت، بعد به بز می گفت فهمیدی حالا؟ بز که زبان نداشت بگوید، بعد ریش بز را می گرفت می آورد پایین بعد سر بز می آمد پایین می گفت آها پس فهمیدی من چی گفتم؛ این برای بز گفتن باعث شد اخفش بشود یکی از علمای تراز اول در ادبیات. چون گفت برای یک کسی، برو برای دیوار بگو. برو جلوی آینه برای خودت حرفای قشنگ و خوب بزن بعد می بینی چقدر روحت آرام می شود و شاد می شوی، لازم نیست بروی غیبت کنی از شوهرت از مادرشوهرت از زنت پیش مادرت و این حرفها را بزنی. این خیلی بد است. یک کسی رعایت این اعتدال ها را نکنی در زندگی، شاکی هستی؟ به خدا و فرشته ها بگو به اهل بیت بگو برای چی ما می گوییم که من احتیاج به درد و دل داشتم آمدم رازم را به چهارنفر بگویم که دلم سبک شود، می روی می گویی غیبت است. شاید طرف مقابل دوست نداشته باشد این رازها برملا شود، شوهرت راضی نباشد، زنت راضی نباشد. برای چی می روی پیش مادرت راجع به زنت صحبت می کنی؟ آدم باید اینها ر رعایت کند. حقوق ها باید رعایت شود. همسرت یک حقوقی دارد، مادرت یک حقوقی دارد و پدرت یک حقوقی دارد، اگر یکبار مادرت یا پدرت زیاده خواهی می کنند جلوی آنها را بگیر تو حق نداری برای محبت پدر و مادرت به زنت ظلم کنی و فکر کنی که مادر هرچه گفت من باید گوش کنم ولو ظلم به زنم باشد، غلط است، ولو حق این ضایع بشود، این غلط است! نه باید مواظب باشی پدر و مادرت جهنمی نشوند، به حرمت پدر و مادر که نمی شود به شوهر یا به زن ظلم کرد! شما باید اجازه ندهی پدر و مادرت هم جهنمی شوند. مادرم توقع بی جا دارد ولی بگویی مادرم است دیگر! وقتی مادرت توقع بی جا دارد و تو توقع بی جای او را تمکین می کنی، مال خودت توقع بی جا داشته باشد عیبی ندارد، در مورد خودت توقع بی جا دارد عیبی ندارد گوش کن. ازت توقع زیادی دارد، پول دارد بعد به تو می گوید دو میلیون بریز به کارت من، باشد تو بریز ولی حق زن و بچه ات نباید باشد ها! اضافه داری برو بریز هیچ اشکالی ندارد، زورگویی پدر و مادر در مورد خودت اشکالی ندارد ولی اگر یک چیزی علیه زنت و بچه ات و دامادت و عروست گفت نمی توانی بگویی پدر و مادرم است من نمی توانم پدر و مادرم را حرمتش را داشته باشم. غلط است، این حرمت باعث می شود پدر و مادرت جهنمی شوند و تو داری جهنمی شان می کنی به خاطر اینکه احترام بیجا می گذاری، احترام یک جایی اسراف است. مثل محبت اسراف است، محبت یک جایی زیادی که بشود می شود جنایت مثل مثلا کاکتوس درنظر بگیرید، این کاکتوس باید هفته ای یک بار به آن آب بدهی، یک قاشق، حالا شما برو هرروز لیوان آب بریز روی این، نابودش می کنی. تو حق نداری بیش از حد به بچه ات محبت کنی، از یک حدی محبت کردن به عروس و داماد و دختر و پسر به هرکس غیر از غیب، شما هرچقدر که می خواهی به ملائکه و شهدا و انبیا و صدیقین و صالحین عشق ورزی پر کن ولی محبت از یک حدی اسراف است زیاده روی است و فساد می آورد. باید حد داشته باشد این. به بچه ات، بچه ات را پررو می کنی و عاق والدین می شود، انقدر محبت کردی به بچه که پررو شده و سر پدر و مادر داد می زند و تهدیدشان می کند، اگر این را نخرید قهر می کنم، این کار را نکنید داد می زنم، اگر این کار را نکنید خانه را می ریزم بهم، این بچه الان شده سی سالش عاق والدین شده. جهنمی شده ولی این مادر هنوز حالیش نشده که نباید به این بچه محبت می کرد، حرفش را گوش نمی کرد، می گوید بچه است اگر نکنم ناراحت می شود، عصبانی می شود. بیخود عصبانی و ناراحت می شود! از همان بچگی باید جلوش را بگیری. حالا الان می خواهی درد و دل کنی برو به خدا بگو، برو به غیب بگو اصلا برو خانه جلوی آیینه وایسا و به خودت بگو، این تخلیه می کند قلبت را و خیر و برکت می آورد. خروجی خیلی مهم است، خروجی به جا و خروجی بیجا، این را بهش توجه داشته باشید. پس وقتی من خروجی دارم درست تنظیم می کنم خروجی را باعث برکت می شود. صدق داشته باشم قبول کنم و باور کنم که خروجی برای من قشنگ است و من را شبیه خدا می کند، من را بزرگ می کند به من برکت می دهد و روانی می دهد و آرامش می دهد حالا نتیجه؛ "فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى" نتیجه اش چقدر قشنگ است! خدا می گوید ما کارها را برای این آدم آسان می کنیم، آدمی که کریم و مهربان و سخاوتمند است و خروجی دارد، نه اینکه بگویی غذا درست کردی؟ خانمت می گوید غذا درست کردم بگو خانم زحمت کشیدی غذا درست کردی دست شما درد نکند مثلا اگر اضافه آمد یک مقدارش را بگذار برای دخترمان یا پسرمان که خانه نیستند، برای دخترت، پسرت، عروست، دامادت بفرست، همسایه تان اگر آشی چیزی درست کردید و میوه ای آوردی در یک ظرف کوچک بریز از خانه بدهید برود بیرون، به همسایه تان هدیه بدهید این خیلی ارزش دارد، به فقرا بدهید، به مساکین به خصوص مساکین بدهید خروجی کنید، این خیلی ارزش دارد. زن باید هوشیار باشد وقتی غذا درست می کند مثلا پدرشوهر مادرشوهر دارد که ممکن است خوشش نیاید یا در فامیل کسی هست که ممکن است خوشش نیاید ولی اصلا نباید انسان اجازه بدهد این خوشش آمدن یا نیامدن ها دخالت کند در این خروجی. بگو که غذا درست کردم یک مقدار بیشتر ببر به مادرت یا پدرت بده، بعضی از این خانمها آنقدر بزرگ و فهمیده و عاقل و کریم اند و روحشان وسیع است الان غذا درست کرده بیست تا مهمان داشته بعد از سفره می بیند چون یکذره بیشتر درست کرده یا بعضی از مهمان ها نیامدند یا غذا کمتر مصرف شده پس می بینی مثلا چهارتا پنج تا شش تا ظرف درست می کند، می داند این جاری اش دخترش، پسرش یک کسی در خانه دارد می گوید ببر برای بچه هات، شوهرت، به خانمت هم بده، غذا را تقسیم می کند با مهربانی برای خانواده شوهرش و زنش و همسایه ها، خروجی دارد و با باور هم این کار را می کند. این باعث می شود چه اتفاقی بیفتد؟ خدا می گوید من کارهای این بنده ام را روی غلتک آسانی می اندازم. وقتی خروجی برایتان سخت است مثل یک چرخ دنده است که حرکتش سخت است، شما وقتی می خواهید یک چرخ دنده خوب راه بیفتد چیکار می کنید؟ روغن کاری اش می کنید که سرعتش زیاد شود، بنابراین وقتی که تو عطا کردن برایت سخت است، رفته حرم لذت می برد از این بهشت ولی سهم العشقش را نمی پردازد، امام رضا که به تو احتیاج ندارد ولی سهم العشق یک چیز دیگر است! می وید من می روم حرم بابام حرم امامم بگذار یک سهم العشق من داشته باشم تا قیامت، این هروقت می رود حرم یک پولی در ضریح می اندازد و به حرم کمک می کند تا قیامت ثواب و معنویت این درو می کند، ولی این خروج عاشقانه است. هدیه است به امام رضا، آدم هدیه را که با کراهت نمی دهد، عاشقانه است. این با عشق عطا کردن و محبت عطا کردن خیلی اثر دارد، لذت بردن از خروجی برای دیگران، لذت بردن از وقت گذاری برای دیگران این فوق العاده روح انسان را قوی می کند، بزرگ می کند. این آیه اش. روایتش برای جلسه بعد بماند.
والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطاهرین.