أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
در جلسه گذشته درباره خیر و برکت و موفقیت سه تا مقدمه عرض کردیم. یکی اینکه انسان ذاتاً از روحی آفریده شده که روح خداست «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» از روح الهی خلق شده که همان نور اهل بیت (علیهم السّلام) هست و به واسطه داشتن این روح ظرفیت رشد نامحدود پیدا میکند و ظرفیت جذب کمالات را به صورت نامحدود پیدا میکند و بنابراین به واسطه داشتن این روح که بخش فوق عقلی و انسانی ما را تشکیل میدهد، انسان حد یقف ندارد، متوقف نمیشود، همه کمالات را به صورت بینهایت دوست دارد و میخواهد در جذب اینها و رشد در همه زمینهها موفق باشد و این موفقیت هم محدودیت ندارد، موفقیت نامحدود هست. این را خواهش میکنم دقت کنید.موفقیتهای انسان، توفیقات انسان محدودیت ندارد. چون رشد انسان بینهایت است و محدودیت ندارد. انسان آفریده شده تا مظهر همه کمالات الهی باشد و خلیفه الله باشد این بارها و بارها توضیح داده شده.
مقدمه دوم این هست که نظام خلقت یک نظام ریاضی است. همه مراتب خلقت ریاضی هست، ما باید ریاضیات و فرمولها را بشناسیم و یاد بگیریم. موفقیت گمشده انسان هست، انسان ذاتاً دنبال این خیرها، خوبیها، توفیقات هست و ذاتاً از بدیها، شرها، محدودیتها، مانعها بیزار است. متنفر است و اینکه ما باید وجود خودمان را برای دریافت توفیقات الهی آماده بکنیم، مهیا بکنیم. چون توفیقات ممکن است بیاید شخص ظرفیت نداشته باشد و از این توفیقات به نفع خودش استفاده نکند. هم به خودش آسیب برساند و هم به دیگران آسیب برساند.
چندتا نکته خیلی مهم هست در بحث توفیقات، موفقیت که ما اصلاً بشناسیم که در هر پنج مرتبه جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی ما با ریاضیات و قانون و فرمول سروکار داریم آن را باید بشناسیم. خداوند چون ما را اینگونه خلق کرده یعنی برای این خلق کرده که مَثل و خلیفه او باشیم، نامحدود باشیم و برسیم به یک جایی که هر چه اراده میکنیم همان باشد. توضیح دادیم قبلا مؤمن در بهشت به یک جایی میرسد که به قول امام باقر (علیه السّلام) سفارشدهنده نیست بلکه نیتکننده است. نیت میکند و برایش آفریده میشود، هر چیزی را که میخواهد خودش میآفریند خودش ایجاد میکند، اصلاً محدودیت ندارد به هیچ وجه و از هیچ جهتی محدودیت ندارد.@خب چون خودش اینگونه آفریده که ما رشد نامحدود کنیم قوانینی که در اختیار ما گذاشته یعنی دین خودش را ریاضی طراحی کرده و این قوانین برای همه مراتب توفیق طراحی شده. خدا میخواهد ما در تمام مراحل خلقت موفق باشیم آسایش داشته باشیم «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» خدا برای شما آسایش را میخواهد خدا سختی را نمیخواهد.
بارها صحبت کردیم دین ما یک دینی هست که متدین او، علامت متدین به این دین شادی و آرامش است. اگر یک کسی شاد و آرام نیست؛ یعنی این قوانین را رعایت نکرده، قوانین و فرمولها را نشناخته و رعایت نکرده. دین ما یک دینی است که پیامبرش میفرماید شما به مقدار غصههایی که میخورید جهنمی میشوید.
عمق و طول جهنم انسان بسته به تعداد غصهها و عصبانیتها، و زودرنجیها، و حساسیتها، خودشیفتگیهایش است. «من بکی علی الدنیا دخل النار» آدمی که برای دنیا گریه میکند جهنمی میشود. با غصه انسان جهنم میسازد چه برای خودش چه برای دیگران. حالا یک موقع هست انسان یک نفر خودش غصه میخورد غصه خودش را جهنمی میکند، یک موقع هست دیگران را غصهدار میکند، روح دیگران را آلوده و مریض میکند آن دیگر جهنمش عمیقتر و طولانیتر است. پس خدا برای ما شادی و آرامش و موفقیت میخواهد. قوانینی که تنظیم کرده برای شادی و آرامش و موفقیت ماست. یعنی هر چیزی را که خدا واجب کرده و لازم دانسته برای شادی و آرامش و موفقیت و خیر و برکت و خوبیهای ماست برای خیر است همهاش خیر است خدا کار شری برای بشر ندارد همهاش خیر است. هر چیزی را هم که حرام کرده آن چیز حرام حتماً شر است. حتماً برای انسان بد است و ضرر دارد. امام رضا (علیه السّلام) فرمود واجب یعنی مفید و حرام یعنی چی؟ مضر، هر چیزی که حرام است مضر است. هر چیزی که واجب کرده یعنی این برای خیر توست، به نفع توست به صلاح توست برای شادی و آرامش و موفقیت و رشد توست آن هم رشد هدفدار، نه اینکه رشد بکنیم مثلاً بگوییم خدا گفته این کار را بکن برای رشد تو خوب است باسواد میشوی، شوهر خوب گیرت میآید زن خوب گیرت میآید، بچه خوب، نه اینها چیزهای کم است. خدا میگوید من این قوانین را گذاشتم برای اینکه تو شبیه من بشوی، مَثل و خلیفه من بشوی. رشد انسانی پیدا بکنی، همدرجه اهل بیت بشوی، با اهل بیت محشور بشوی. دین خدا قوانیناش برای این تنظیم شده. موفقیت هم یعنی همین، یعنی اگر یک کسی شبیه ائمه نباشد حالا پروفسور بشود، شبیه ائمه نشود ولی مثلاً ثروتمندترین مرد بشود باز موفق نیست. باز شکست خورده. چون هدف خلقت اینها نیست. هدف خلقت ما نه جمادی، نه گیاهی، نه حیوانی و نه چی؟ عقلی، بلکه چیست؟ فوق عقلی و انسانی است. چون اگر ندانیم برای چه متولد شدیم و به دنیا آمدیم سراغ توفیقهای خیالی میرویم سراغ موفقیتهای توهمی میرویم موفقیتهای گیاهی، موفقیتهای اقتصادی فقط، ولی وقتی که رفتی سمت توفیقهای انسانی، توفیقهای پاینی هم گیرت میآید و نصیبت میشود آنجا هم میتوانی از اینها لذت ببری و بهرهبرداری بکنی بدون اینکه محدود بشوی. پس اگر ما یک جا محدود شدیم توفیق ما هم محدود شده، خوب توجه بفرمایید دارم چه میگویم، انسان برای موفقیت نامحدود آفریده شده و اگر خلاف هدف خلقتش قدم برداشت موفقیتهایش را چکار کرده؟ نه تنها محدود کرده و خودش را متوقف میکند، عقبگرد میکند و به جهنم میکشاند، جهنم جای انسان نیست. انسان اگر خودش را نشناسد خودش را جهنمی میکند. پیامبر فرمود: خداوند هیچ کس را به جهنم نمیبرد مگر اینکه کسی خودش دوست داشته باشد به جهنم برود و خودش اصرار داشته باشد که به جهنم برود از بهشت و مظاهر بهشت خوشش نیاید از بهشت و مظاهر بهشت تنفر داشته باشد، دلش را بزند و حوصله بهشت را نداشته باشد و الا خدا کسی را جهنم نمیبرد. پس دین خدا برای توفیق نامحدود ما آمده یعنی در ما توفیقات نامحدود ایجاد میکند چون روح ما روح نامحدود است. ولی میگوید شما وقتی که میخواهید موفق بشوید موفقیتها را باید به گونهای تنظیم کنید که توفیقات به ضرر شما تمام نشود. شما بعد از زیارت امام رضا (علیه السّلام) که میروید این دعا را همیشه بخوانید، آنهایی که نمیخوانند فارسی را بخوانید آنهایی که عربی بلد نیستند ولی بخوانید چون اگر نخوانید انگار که زیارت نکردید، دعای عالیة المضامین، این را بخوانید همه چیز در آن هست یعنی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد به قول معروف در این دعا هست خیلی خواندنش کیف دارد. یک بار فارسیاش را بخوانید ببینید چقدر لذت دارد آنهایی که عربی بلد نیستند. آخرش میگویی که خدایا به من عقل سالم بده اما نه به ضررم، عقل کامل بده به ضررم نباشد، قلب پاک بده به ضررم نباشد، عمل زیاد بده به ضررم نباشد، فرهنگ متعالی بده به ضررم نباشد. ممکن است یک کسی ظرفیت نداشته باشد. بعضیها چهار روز که تقوا پیشه میکنند گناه نمیکنند، مثلاً بخصوص گناهان شرعی، به گناهان اخلاقی میافتند، نمیفهمد؛ گاهی وقتها انسان گناه شرعی بکند بهتر از این است که گناه اخلاقی بکند، گناه اخلاقی وحشتناکتر است جهنمش هزاران هزار برابر بیشتر از گناهان شرعی است و دردناکتر است. گناهان اخلاقی نمیکند احساس پاکی میکند، میبینی گناه عقیدتی میکند که آن دیگر خیلی وحشتناک است دیگر، اصلاً نجات پیدا نمیکند. ما سه مرحله داشتیم، گفتیم دین سه شاخه است: عقاید، اخلاق و چی؟ شریعت، احکام؛ کدام اهمیتش بیشتر است (دستم را نگاه کنید) کدام؟ عقاید، بعد چی؟ بعد چی؟ شریعت، احکام. خیلیها گناه شریعتی نمیکنند پاک است ولی گناه اخلاقی دارد. این خیلی وحشتناک است، حسود است، زودرنج و عصبی است، بله مثلاً ظواهرش را هم رعایت میکند، خب این خیلی خطرناکتر از آن است. گناهش هم بیشتر است. شوهرداریاش را نمیتواند خوب انجام بدهد؛ ولی نماز و روزهاش به جاست، نماز شب میخواند حجابش را رعایت میکند، تقوایش را رعایت میکند؛ ولی اگر چشمش به یک بیحجاب بخورد احساس میکند از او بهتر است و این خیلی وحشتناک است، انسان به بیحجاب برخورد کند و بگوید من از او بهترم، همین تا گفتی من از او بهترم یا او را کوچک دانستی یا سرزنشش کردی و تحقیرش کردی، سقوط میکنی. حس اینکه من از فلانی که مثلاً الان مشروبخور است، من از او آبرودارترم؛ چون مشروب نمیخورم. حالا الان میرسیم به قوانین بیبرکتی، ما هم قوانین برکت را میخوانیم هم قوانین بیبرکتی را؛ یکی از چیزهایی که بیبرکتی در زندگی انسان میآورد اینکه انسان یک گناهکار را سرزنش کند، تحقیرش کند.@امر به معروف و نهی از منکر با رعایت شرائط سر جای خودش. اما تحقیر، توهین، بیشخصیت کردن دیگران، له کردن دیگران؛ چنان شوهرش را سرزنش میکند که اصلاً هیچی از این شوهرش نمیگذارد خاکش میکند، چنان زنش را سرزنش میکند، چنان این بچه را سرزنش میکند که این بچه دیگر اصلاً تا آخر عمر نمیتواند رشد کند این برای انسان بیبرکتی میآورد.@پس این معرفت خیلی مهم است. دین خدا سه شاخه است. در هر سه شاخه هم شما باید توفیق به دست بیاورید قوانین هم دارد. اهم و مهم هم دارد. اگر ما اینها را نشناسیم موفقیت از دست ما میرود چون ریاضی است.@خدا همانطور که در نظام فیزیکی ریاضیات قرار داده شما رعایتش نکنید، خدا نمیگوید که این بنده من نمیدانست مثلاً اگر زهرمار بخورد میمیرد، نمیرد، ما اگر بخوریم میمیریم. الان سالی 40 ـ 50 هزار نفر در تصادف دارند میمیرند. خدا نمیگوید که اینها چون نمیدانستند مثلاً اینطوری، نه میمیرد.@من الان چاقو را بردارم در شکم خودم بکنم خدا جلوی من را نمیگیرد، خدا میگوید من به شما اختیار دادم حرمت اختیارتان را هم دارم اصلاً حرمت بندهام را زیر پا نمیگذارم؛ اختیار دارید اگر میخواهید با اختیارت به جهنم بروی جهنم برو و اگر میخواهی با اختیارت به بهشت بروی بهشت برو.در قرآن هم میگوید مشرکین روز قیامت میگویند اگر خدا نمیخواست ما مشرک نمیشدیم، خواست خدا بود که ما مشرک و کافر بشویم، آیه قرآن است. خدا تا نخواهد کسی مشرک و مؤمن نمیشود، این دروغ بزرگ است، خدا میگوید شما اصلاً دلیلی برای این حرف ندارید، منِ خدا میخواهم که همه بندگانم چی باشند؟ مؤمن و خوب باشند. خب چرا خیلیها نیستند علیرغم میل و خواسته خدا؟ خدا مگر نمیخواهد همه خوب باشند چرا خیلیها خوب نیستند؟ چون خدا اختیار داده میگوید من حرمت اختیارت را دارم من وادارت نمیکنم به اینکه من را دوست داشته باشی. اگر میخواهی به من هم فحش بدهی خدا اجازه میدهد من دارم به خدا فحش میدهم با خدا و دین خدا مخالفت میکنم، انبیاء را میکشند، میگذارد امام حسین را تکهتکه کنند، حضرت زهرا را آنجوری، امیرالمؤمنین را آنطوری، اباالفضل را آنطوری، «وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ» انبیاء را به ناحق کشتند. خدا نیامد جلوی آنها را بگیرد اِ پیغمبر من است الان بروم جلویش را بگیرم او را نکشند. خدا اگر یک کسی بدبختی را میخواهد، برو بدبخت شو. من قانون گذاشتم به تو گفتم اگر خواستی آمیزش جنسی بکنی در آن شرایط آمیز جنسی بچهدار بشوی این شبها و این ساعتها نباید باشد. بچهات شبادراری پیدا کرد دیگر نیایی بگویی خدایا چرا بچه من مریض شد، خب به تو گفتم که آن شبها و ساعتها آمیزش نکن آن غذاها را قبل از آمیزش نخورید، خب تو اصلاً نرفتی اینها را یاد بگیری. فکر کردی کیلویی است مثلا. یک بافتنی، گلدوزی، خیاطی، گلسازی میگوید قاعده و فرمول دارد رانندگی فرمول دارد پزشکی فرمول دارد. بعد زندگی کردن هزارتا فرمول خدا برای این گذاشته، نرفتی یاد بگیری الان بچهات شبادراری دارد، بچهات لکنت زبان دارد، بچهات الان چنین آسیبی دیده، اینجوری شده، میخواستی بروی یاد بگیری. خدا چرا جلوی مریض شدن و فلج شدن و کر و کور و لال شدن بچه را نمیگیرد؟ میگوید چون من چی گذاشتم؟ قانون حرمت قانون خودم را نمیشکنم. «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً» خدا سنتهای خودش را (سنت یعنی قانون، قوانینی که خلق کرده) تغییر نمیدهد. مثلاً خدا نمیگوید که خب حالا ما 50 درجه گرما به آب بدهیم که جوش بیاید، میگوید نه باید 100 درجه جوش بیاید. من آب را اینجوری آفریدم. قانونهای موفقیت قانونهای ریاضی است. گفتم کافر هم رعایتش کند میگوید نتیجه دارد، کافر هم رعایتش بکند نتیجه را میگیرد. خدا حرمت قانونهای خودش را دارد یعنی نمیشکند به هیچ وجه. میگوید خدای پزشک نمیروم درمان نمیکنم تا تو مرا شفا بدهی، خدا میگوید شفایت نمیدهم مگر اینکه دکتر بروی. قانون گذاشتم برایت درمان و طبیب گذاشتم، برو پیش طبیب، من هیچ اقدامی نکنم و پیش طبیب هم نروم بعد بگویم میخواهم شفا بگیرم. شفا را امام رضا به کسی میدهد که از پزشک چی شده باشد؟ ناامید است، پزشک گفته من کاری از دستم برنمیآید حالا برو دامان امام رضا را بگیر. این هم یک قاعده است، تازه این هم خودش یک فرمول است. شفا گرفتن یک فرمول ریاضی است. کیلویی و گترهای نیست که هر کس رفت آویزان ضریح بشود آنجا شفا بدهند. آن شفا هم ریاضی است. مثل شفاعت است که آن هم ریاضی است. ما اصلاً چیز غیرریاضی نداریم این یادتان باشد، چیز گترهای نداریم اصلاً همچین چیزی وجود ندارد. خدا میگوید من همه چیزم را با عدد و اندازه و ریاضیات خلق کردم. باید حرمتش را نگه دارید. شفا هم ریاضی هست. یک قاعده و فرمول دارد. پس قوانین الهی را دین الهی برای موفقیت ما در سه شاخه اعتقادات، اخلاقیات و چی؟ شریعت و فقه طراحی شده به نفع بشر برای آسانی بشر و آسایش بشر «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ» من طراحی کردم دینم را برای شادی و آرامش و لذت و محبت و توفیقات شما. من طلاق را دوست دارم، مغبوضترین چیز نزد من طلاق است، اگر شما کارت به طلاق کشیده میشود برای اینکه قوانین من را رعایت نمیکنی خب به طلاق کشیده میشود. من هم جلویت را نمیگیرم. من قوانینام را طوری طراحی کردم که شما همیشه خیر و برکت داشته باشید همیشه سالم باشید، ولی خب شما به این قوانین احترام نمیگذارید مریضی و بیماری و گرفتاریها و بی توفیقیها و شکست پیدرپی در همه زمینههای زندگی سراغتان میآید. به خاطر این هست که به قوانین الهی بیاهمیت هستید.
«وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً» از نظر آیین چه کسی از خدا بهتر است؟ من شما را آفریدم برای اینکه شما شبیه من بشوید، بیدریغ شما را آفریدم که شبیه من بشوید اینقدر بزرگ بشوید. پس تا این حد جای شما را باز گذاشتم برایتان طراحی کردم. از من بهتر کسی هست شما را بشناسد؟ از من بهتر کسی هست برای شما برنامهریزی کند؟ مهربانتر از من به خودتان دارید؟ دلسوزتر از من به خودتان دارید؟ خدا یکی از اسمهایش غمخوار است. خدا غم بندههایش را میخورد. دلسوز بندگانش است، نه فقط مهربان است، غمخوار هم هست. غم خوردن از خدا، غم خوردن از اهل بیت برای ما چه کسانی هستند؟ قانون برای شما گذاشتم این را اگر رعایت کنید به توفیق میرسید؛ اما اگر رعایت نکنید دائماً به خودتان و دیگران و اطرافیانتان ضرر میزنید.
پس آقا من میخواهم موفق بشوم، موفق بشوم مثل این است که بگویم الان میخواهم بروم نیروگاه برقی در نیشابور راه بیاندازم. خیلی خوب است نیت خوبی کردی، پس باید چکار کنم؟ بروم تلاش کنم سرمایهاش را جمع کنم قوانیناش را بشناسم عمل کنم موفقیت کسب کنم.
الان یک عزیزی سؤال نوشتند که بفرمایید کسانی که دچار بیماریهای اعصاب و روان هستند، ناچارند داروهای مختلف استفاده کنند چگونه میتوانند تغییری در خود به وجود بیاورد و خیر و برکت را جذب کنند؟ شدنی است. یعنی اگر قوانین را بشناسی این بیماری اعصاب و روان پاک میشود و از بین میرود. یک آقایی بود که همیشه با خانمش قهر میکرد دعوایشان میشد. ما با خانم خودمان میرفتیم اینها را آشتی میدادیم دوباره این خانم را برمیگرداندیم خانه و درست میشد، دوباره چند وقت بعد این مرد کار را خراب میکرد، گند میزد به خانه و داد و فریاد و غر و نق و بچهها را داغون میکرد. آخر سر به من گفت: آقا من موجی هستم، نمیتوانم، گفتم چقدر موجی بودی؟ گفت اینقدر درصد، گفتم میدانی من پنج برابر تو موجی بودم، من تیمارستان اوائل ازدواج و عروسی من کرده بودم اینجوری شدم. گفتم ولی من آن قوانین را حرمتش را نگه داشتم و این قابل درمان است. ما الان کسانی که 20 سال 30 سال قرص اعصاب میخورند میگوییم بیایید یک برنامه شش ماهه بگیرید اگر به این عمل کنید حتماً قرصها را کنار میگذارید. حتماً شاد میشوید. حتماً آرامش پیدا می کنید؛ آدم وقتی شاد بشود شادی برکت میآورد غم بیبرکتی میآورد. کسی که غصه بخورد بیبرکتی میآورد و در کارش گره میخورد، آرامش برکت میآورد، عصبانیت، جیغ و داد کردن، غر زدن، سرزنش کردن رزق را میبندد، اینها قاعده است حالا میرسیم توضیح می دهم. میشود، اینطور نیست که بگوییم این حالا موجی است و ناراحتی اعصاب دارد، ناراحتی اعصاب از یک جایی به وجود آمده. این عزیزی که نوشتند ناراحتی اعصاب دارد شخص بخواهد که خوب بشود خوب میشود. من هزاران نفر، شما این کانال ما که الان حدود 300 هزار نفر عضو دارد من دهها هزار نامه دارم که افراد نوشتند ما زندگی ما اینجوری بوده این را رعایت کردیم دیگر اصلاً نه غصه داریم نه دعوا داریم نه مشکل زناشویی داریم، مشکل اقتصادیمان حل شده. چون قانون است. هر کس رعایت کند (معما چو حل گشت آسان شود) معمایش را یاد بگیرید، فرمول است، یاد بگیرید میبینید که همه چیز فرق کرد. میگوید من باور نمیشد که بعد از 27 سال قرص خوردن، الان سه ماه است من دیگر قرص احتیاج ندارم دکتر گفته اصلاً نمیخواهد قرص بخوری. میشود، هم دارو دارد هم تغذیه دارد. چند برنامه کنار هم بیاید همه را ما داریم، داروهایش را مصرف کنند تغذیهاش را رعایت کند کار پزشکی و روحی و روانی و فکریاش را بکند بعد میبینند که معجزه شد بعد از دو ماه، سه ماه، شش ماه دیگر اصلاً آن غصه خوردنها، خودکشی دیگر اصلاً اتفاق نمیافتد. پس همهاش فرمول است. تمامش ریاضی است و فرمول است. ما چون بلد نیستیم میگوییم نمیشود کارش کرد. اگر یک زمانی به ما میگفتند که بشر پرواز میکند مثلاً مشهد تهران را یک ساعته میرود کسی باور میکرد؟ صد سال پیش؟ بشر خواست و شد. هزاران اتفاق دیگر که الان افتاده و شما باور نمیکردید. الان شما تلفن همراه را 40 سال پیش کسی باور میکرد؟ این امکانات را؟ حالا شده.@حالا امام زمان بیاید شگفتیها هزاران هزار برابر خواهد شد اصلاً میفهمیم که ما الان داریم یک زندگی بدوی خیلی ابتدایی داریم زندگی میکنیم. بگذارید انشاءالله حضرت بیاید. همهاش فرمول است، هر چه این فرمولها را بیشتر یاد بگیرید جذب توفیقات شما در همه پنج مرتبه بیشتر خواهد شد.
این را باز دارم تأکید میکنم. جریان شکستهای ما در زندگیمان اکثر قریب به اتفاقش همینطوری هست. حالا اصلاً من شکست هم خوردم (چیزی که یادم رفت جلسه گذشته بگویم این است) موفقیت یعنی اینکه ما کاری بکنیم که نه در دنیا حسرت گذشتهمان را داشته باشیم نه موقع از دنیا رفتن. الان به عقب برگردم بگویم نه من حسرت گذشته را نمیخورم. و هم موقع تولد اگر گفتند سرطان داری به جای اینکه خوشحال باشی الان من سرطان دارم و میخواهم چند روز دیگر پیش خدا بروم و یک بهانهای پیدا شده که من متولد بشوم پیش خانواده آسمانیام. به جای اینکه حرص و جوش بخوری، خوشحال باشی، نمیتوانیم این کار را بکنیم من میخواهم از این زمین در بیایم یعنی میخواهم به بهشت متولد بشوم! ما از تولد به بهشت میترسیم. از رفتن پیش اهل بیت میترسیم، از رفتن به رحمت 99% خدا میترسیم، چسبیدیم به دنیا و این واقعاً مریضی و بیماری است. چکار کنم که اگر یک موقع گفتند که سرطان داری، آخیش، راحت شدم داریم جای خوبی میرویم. حالا نه واقعاً من خراب کردم، این واقعیت است، بالأخره من 30 سال 40 سال را خراب کردم 60 سال را گناه کردم، نمیتوانم که سر خودم را کلاه بگذارم، نمیتوانم بگویم که خوب بودم. بله الان مثلاً، گفتم توهم است الان من دوتا هتل دارم پنج تا ویلا دارم ماشینم مثلاً چند میلیاردی است اینها اسمش توفیق نیست، توفیق زمانی است که تو اگر خواستی بهشت بروی بتوانی بهشت بروی و راهت بدهند. توفیق یعنی اینکه تو شاد باشی و آرامش داشته باشی در دنیایت. همه دوندگی ما برای همین شادی و آرامش است، برای لذت بردن، برای عشق، برای محبت، برای اینکه زن و شوهر پیامبر فرمود: هر کس ایمانش زیادتر میشود علاقهاش به همسرش بیشتر میشود. برای اینکه زن و شوهر هیچ وقت تازگیشان را برای همدیگر از دست ندهند. بتوانند 40 سال 50 سال بعد از زندگی مثل روز اول زندگی از هم لذت ببرند از کنار هم بودن، چایی خوردن با هم، بیرون رفتن، قدم زدن، اعضای خانواده برای هم تکراری نشوند. این موفقیت یعنی شاد بودن و آرامش داشتن، عصبی نشدن، پرخاشگر نشدن، از فشار چشم و همچشمی خفه نشدن، اینها موفقیت میشود، خیر و برکت اقتصادی داشتند، محتاج کسی نبودن. اینها در همه زمینهها موفقیت است. ولی حالا من خراب کردم، داستان این است الان میگویم من واقعاً گناه کردم نمیتوانم دروغ بگویم نه. گفتم به طرف میگفتند چقدر زشتی، میگفت نه خیلی خوشگلم من در بیمارستان عوض شدم. ادا که نمیشود در بیاوری، من بله گناه کردم واقعاً. گناه کبیره کردم الی ماشاءالله، همه جور مشکلی دارم. موفقیت یعنی اینکه تو بتوانی تمام گناهانت را در صحیفه اعمال خدا پاک کنی راهش را جاهای دیگر توضیح دادیم الان باز هم میرسیم توضیح میدهیم، و 60 سال گناه را به موفقیت تبدیل کنید «فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» خدا همه گناهان یک عمر یک آدم را برایش ثواب مینویسد. چند میلیون گناه کردی، الان فرمول موفقیت را یاد بگیر گناهان را تبدیل کن به چی؟ «یبدل الله» تبدیل، -دقت کنید- فرمول موفقیت این است، اگر میخواهید موفق بشوید باید فرمول تبدیلی را یاد بگیرید. من الان چکار کنم شکست خوردم، گرفتاری دارم، زندگیام پاشیده، مشکل اقتصادی دارم، فشار روانی دارم چکار کنم همهاش برطرف بشود به شادی و آرامش برسم؟ باید تبدیل را یاد بگیری، اگر تبدیل را یاد بگیری میبینی که کار سختی نبود، میشد همه آن گناهانت را هم که خدا نوشته. خدا میگوید باشد همین 40 سال گناه را من برایت ثواب مینویسم آشتی، بیا من را بوس کن من هم تو را بوس میکنم، تمام شد. اصحاب عاشورا تبدیل را خوب یاد گرفتند. چطوری حُر در چند ساعت یکدفعه از ته جهنم بالا رفت؟ چون رفت روی سیستم تبدیل، رفت سیستم مبدل را به کار گرفت یکدفعه در دستگاه تبدیل همه چیز یکدفعه عوض میشود و یک چیز دیگر میشود. مگر ما الان بازیافت زباله داشتیم 30 سال پیش بازیافت زباله داشتیم؟ نه، الان چطور زباله یکدفعه تبدیل میشود به پول فراوان؟ چطوری از زباله بنزین درست میکنند؟ سوخت مصرف میکنند؟ تخصص است. برو فرمولش را یاد بگیر خدا میگوید من برای شما هزاران فرمول گذاشتم سواد زیادی هم نمیخواهد پای منبر یک کسی هم بنشینی یاد بگیری، فرمول را یاد بگیری یکدفعه میبینی 40 سال نکبت، گناه، دوری، خطا، آلودگی، افسردگی، شکست تبدیل به موفقیت و شادی میشود اینها موفقیت است. موفقیت این نیست که بگویم من فقط یکجوری زندگی کنم که پشیمان نشوم. یکجوری زندگی کنم که بهشت راهم بدهند موفقیت یعنی اینکه من اگر گناه کردم جهنمی بودم بتوانم بهشت بروم؛ این موفقیت است. موفقیت یعنی اینکه من بتوانم غصههای گذشته زندگیام را به شادی تبدیل کنم. زینب کبری با چه سیستمی میگوید که «ما رأیت الا جمیلا» همهاش قشنگ است؟ سیستم مبدل دارد سیستم مبدل را فعال کرده، حالا او را میزنند، بچههایش را جلویش تکهتکه میکنند، برادرزادههایش را میکشند، داداش هایش را میکشند خودش را اسیر میگیرند این همانقدر دارد کیف میکند. احساس حقارت ندارد، احساس کوچکی و باختن ندارد، از کارهایش پشیمان نیست، لذت میبرد آن سخنرانیاش هم که نگاه کنید چه سخنرانی قشنگی دارد، او میرود یزید را تحقیر میکند «انی استصغرک» من تو را تحقیرت میکنم و شاد است و آرامش دارد. سیدالشهدا شاد است و آرامش دارد در کربلا؛ همه اصحاب عاشورا، شما نگاه کنید اصحاب عاشورا شب عاشورا شوخی میکنند، شب شادیشان است. پس سیستم مبدل را باید یاد بگیریم. من اینها را در اسماءالله توضیح دادم اسم مبدل، مبدل یکی از اسمهایی هست که خیلی خوب است در زندگی ما بگوییم. اسم مبدل را میخواهیم در زندگیمان یک تبدیلی صورت بگیرد، نرویم بگوییم یا جواد یا کریم یا الله، میگوییم اسم مخصوصش را صدا کن. خدا میگوید: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» اسمهای مخصوص هر کاری آن را صدا کنید اسمهای مخصوص را صدا کنید. الان میخواهید تحول در زندگیات باشد حالا تو دائم برو یا جواد بگو، خدا خیر و برکت بده، یا جواد کار را بدتر میکند، کسی که ظرفیت جود خدا را نداشته باشد خدا برایش بریزد. این همه آدم از ثروت و خیر و برکتی که بیظرفیت بودند جهنمی شدند و بقیه را هم فاسد کردند. بچه بده، بچه خیر است، اما یک موقعی میگوید خدا انشاءالله او را ببرد زیر تریلی 18 چرخ، کل التماس به خدا کرده که به او بچه بدهد. حالا میگوید خدایا برنگردد. با فلانی ازدواج کنم، ازدواج میکند بعد میرود به امام رضا میگوید امام رضا زودتر او را بکش، راحت بشویم. نه، خیر به معنای واقعی و حقیقی. انسان خیر دریافت بکند. پس با شناخت بیشتر و بخصوص تأکید کردم انسانشناسی و خودشناسی ما بالاترین زمینههای دریافت را میتوانیم از خداوند تعالی در بیاوریم. الان فرمولش را میگویم. اگر کسی اقدام بکند به کار خودشناسی و معرفت قوای خودش، تواناییهای خودش را بشناسد، بزرگی روح خودش، شرافت خودش، قیمت خودش، عزت خودش را بشناسد، باب توفیقات به رویش باز میشود؛ هم اقتصادی هم بدنی هم خانوادگی هم سیاسی هم اجتماعی هم عقلی و هم فوق عقلی به رویش باز میشود. اینکه من با قیمت خودم آشنا باشم ارزش خودم را بدانم و با این قیمت و شرافت خودم را ارتباط بدهم با کانون قیمتها، با کانون شادی، آرامش بتوانم جذب کنم. پس شما تا قدرت جذبت را بالا نبرده باشی به تو هم که بدهند آن را چکار میکنی؟ اصلاً نمیدهند باید جذب کنی، اگر هم به تو طوری داده بشود باز خراب میشود. شما قانون جذبی که خارجیها میگویند خیلی غلط در آن هست. متأسفانه خیلیها میآیند چشم و گوش بسته از اساتید اینطوری اینها را میپذیرند قانون جذب، بعد دچار توهمات زیادی میشوند و بعد سرخوردگیها و شکستهای زیاد. هیچ کس به اندازه خدا ما را نمیشناسد. او همه ابعاد وجودی ما را میشناسد و برای همه ابعاد وجودی ما قانون طراحی کرده. خدا میگوید من یک کاری با تو کردم که تو اگر از من فرار کنی، به من فحش بدهی، قوانین من رارعایت نکنی، بروی پیغمبر من را بکشی، بروی هزارتا آدم بکشی، اگر خواستی برگردی من تو را نمیبندم، میتوانی برگردی و همه را اصلاح کنی، خدا اینطوری است، اصلاً خدا راه را نمیبندد. یکی از چیزهایی که در قوانین موفقیت باید یاد بگیریم این هست که موفقیت نامحدود است ما در موفقیت محدودیت نداریم، ما اصلاً چیزی به اسم بنبست، نمیشود نداریم. بن بست است، نمی شود. اصلاً همچین چیزی نداریم. این داستان را چند بار برای شما تعریف کردم: یکی به امام رضا (علیه السّلام) میگوید رفتم خانه یکی از سرداران مأمون، دیدم که ماه رمضان دارد ناهار میخورد، به او گفتم تو چه مسلمانی هستی ماه رمضان است، ناهار چیست؟ گفت چه روزهای چه نمازی، من به دستور مأمون 60 نفر از این سادات را سر بریدم زن و بچه و پیر و جوان در این چاه ریختم، خدا من را میبخشد؟ چه نمازی. بعضی از افراد تا چهارتا گناه میکنند اولین کاری که میکنند میترسند نماز بخوانند و می ترسند حرم بروند، این خیلی غلط است. حرم یعنی یک جایی که همه تحولات مثبت در آن اتفاق میافتد. اگر دریا دریای گناه باشد در حرم درست میشود، نه اینکه بگویی رویم نمیشود، این شیطان است . شیطان میگوید نه خجالت بکش و حرم نرو، این حرف شیطان است؛ نه حرم برو بابات است اول از این بابات است و بعد اینکه امام است هر دو را دارد یعنی یک عشق بینهایت در این حرم خوابیده انتها هم ندارد. گفت دیگر نماز نمیخوانم امام رضا فرمود برو به او بگو ناامیدی تو گناهش از کشتن آن 60 نفر بالاتر است. فرمایش امام است. اما اگر 70 تا پیغمبر را کشتی ناامید نشو. دیگر از این بالاتر ما جنایت داریم؟ پس ما اصلاً چیزی به نام بنبست نداریم، قواعد را دقت کنید، بنبست، نمیشود، اتفاق نمیافتد، نداریم. برو فرمولش را یاد بگیر. 95% طلاقهای ما برای این هست که ما دائم فکر میکنیم که درست نمیشود، تمام شد حالا بروم طلاق بدهم یا طلاق بگیرم. اگر من فرمولها را بلد باشم طلاقی اتفاق نمیافتد. ما چون مسأله را بلد نیستیم صورتمسأله را پاک میکنیم. میگوییم خب من نمیتوانم با این زن کنار بیایم، نمیتوانم با این شوهر کنار بیایم پس بروم چکار کنم؟ برویم طلاق، این که راهحل نشد. این فرار از قوانین موفقیت است، تو قوانین موفقیت را بشناس میبینی که با این شوهر بد هم میشود معجزههای زیادی کرد. گفتم ما 5% موارد فقط توصیه به طلاق میکنیم. 95% موارد اینهایی که الان خیلیها خودشان را بنبست میدانند، الان دارد در زندگی ما فاجعه میشود اینها اصلاً الکی است. چون اصلاً هیچ نوع کار تخصصی صورت نگرفته برای اصلاح زندگی، برای توفیق در روابط زناشویی. مشکل جنسی دارید، می شود حل کرد؛ مشکل عاطفی، می شود حل کرد؛ مشکل غذایی داری، می شود حل کرد؛ بیماری روحی روانی، عصبی و پرخاشگر هستید، کینه و نخوت و خاطرات گذشته اذیتت می کند، دلشورههای آینده سراغت میآید میشود حل کرد، برای تمامش خدا راهکار و فرمول گذاشته که ما اذیت نشویم. ولی ما نه، ما وقتی که نمیرویم فرمولها را یاد بگیریم میگوییم هر وقت چشمم به زنم میافتد یاد شب اول عروسی میافتد که مادرش آن کار را کرد، دعوایشان میشود سر اینکه مادرش، پدرش، زن، شوهر چکار کرد، نمیتوانند کنار هم باشند. تا میآیند از هم لذت ببرند و با هم خوش باشند یاد خاطرات زشت میافتد، این از کجا میآید؟ اصلاً خاطره از کجا میآید؟ من کجا میتوانم جلوی خاطره را بگیرم؟ فرمول دارد، کجا میتوانم به گذشته دیگر فکر نکنم؟ فرمول دارد، کجا میتوانم آینده را دیگر دلشورههایش را کنار بگذارم؟ قاعده دارد. وقتی من وقت نمیگذارم قوانین موفقیت در غلبه بر گذشته خودم و گذشته دیگران را یاد میگیرم خیلی مشکلات حل میشود. وقتی من یاد میگیرم قواعد غلبه بر دلشوره نسبت به آینده را یاد بگیرم خیلی از مشکلات حل میشود. وقتی من یاد میگیرم که چکار کنم افکار منفی نداشته باشم، قانون است. موفقیت و خواب خوب، یکی از چیزهایی که لازم است درست بشود، اصلاً شروع یک حرکت خوب این هست که باید خواب خوب تنظیم بشود، من الان چکار کنم خواب خوب داشته باشم الان خوابم خوب نیست، کابوس میبینم یا اصلاً دیر خوابم میرود. تا میخواهم بخواهم هزار و یک جور گرفتاری، این خوابیدن اصلاً شکنجه است، میتوانم یک کاری بکنم که سرم را بگذارم راحت خوابم ببرد؟ بله. هر وقت اراده کردم بخوابم هر وقت اراده کردم بلند شوم؟ بله. این توفیق است، یکی از لذتهای زندگی خواب خوب است قانون و فرمول دارد که چکار کنی راحت بتوانی بخوانی، خواب بد نبینی، قانون دارد. پس ببینید همه چیز قانونمند هست همه چیز فرمولدار است، ما باید این فرمولها را یاد بگیریم و عمل کنیم و ببینید که زندگی ما چه خواهد شد.
اول از این یک نکته بگویم راجع به خِیر و خَیر، این خیلی مهم است. کتاب درسیمان کتاب خیلی خوبی است خیلی هم ماشاءالله قطور است یعنی خیلی فرمول در آن هست. این کتاب درسی را عزیزان سفارش بدهند به آقای پارسامنش جلوی در، کتابی هست اساس این کتاب خیر و برکت است، برای حضرت آیت الله ریشهری هست. این کتاب را همانجا سفارش بدهید که دارالحدیث زده اسمش خیر و برکت است هزاران فرمول در این هست. این متن کتاب درسی ماست اینجا میخواهیم با هم بخوانیم که من توضیحاتش را انشاءالله به شما بدهم خودتان هم میتوانید با مطالعه به خیلی از فرمولها برسید، اما قوانین ریاضی اینها خیلی مهم است که یاد بگیرید، روابطش با نفستان را باید بیایید سر کلاس یاد بگیرید که بلد باشید از این فرمولها استفاده کنید و یکدفعه با هم قاطی نکنید. یکجایی رفتید گفتید آنجا اینطوری نوشته من هم رفتم انجام دادم و نشد پس دروغ بوده. ثبتنام کنید بگویید برایتان بیاورند این کتاب درسی خوبی هست از این استفاده میکنیم ولی خیلی از فرمولها هم که اینجا نیست همه را برای شما خواهیم گفت. راجع به یک تفاوت لغتی هست این را بگویم خیلی کمک میکند اینکه فرق خِیر با خَیر چیست، ما در فارسی دیدید که مثلاً هر چه در عربی فتحه دارد میآییم به آن کسره میدهیم. میگوییم فاطِمَه، میگوییم فاطِمِه، طَلَبَه، طَلَبِه، بعضیها را هم کسره میدهیم کسره است فتحه میدهیم، مثلاً میگوییم هندوانه، قمیها میگویند هَندونه.@حالا اینجا خِیر با خَیر چیست؟ «نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً» منِ خدا شما را هم به خیر هم به شر از شما آزمایش میگیرم؛ آن شر هم فتنه است خیر هم فتنه است، ثروت هم فتنه است، شوهر خوب آزمایش است. ممکن است یک نفر را جهنمی کند، زن خوب آزمایش است ممکن است کسی را جهنمی کند. پیغمبر آزمایش بود خیلیها را جهنمی کرد، قرآن آزمایش است خیلیها را جهنمی کرد؛ خیر است ولی برای خیلیها خیر نیست. چون نمیتواند با آن ارتباط خوبی برقرار کند. خیلیها زیر دست یک همسر خوب یک زن خوب جهنمی میشوند، یک استاد خوب جهنمی میشوند. بدش هم همینطور است. اگر مریضی و بدهکاری میدهد آن هم خیر است اما در قالب چیست؟ قالبی است که تو از آن خوشت نمیآید. میگوید ما هم با خَیر هم با شر «نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً» ما هم با خَیر، خَیر یعنی مطلق قشنگیهایمان مطلق خوبیها، مطلق مصلحتها امتحانتان میکنیم.@این یادمان باشد. خَیر در مقابل شر است «نَبْلُوكُمْ بِالخَیرّ»ِ در مقابلش چیست؟ شر، اما خیر چیست؟ خیر اعطاست، دهندگی و بخشش است، میگوییم این آدم خَیِر است، خَیِر است یعنی چی؟@به یکی میگوییم الهی خیر ببینی، منظورمان چیست؟ پول به تو برسد؟ وقتی میگوییم الهی خیر ببینی منظورمان از این الهی خیر ببینی، خیر ببینی جوان، یعنی چی؟ یعنی پولدار بشوی؟ نه یعنی اینکه چه بشوی؟ یعنی سعادتمند بشوی؛ میگوییم زن گرفتیم خیرش را ندیدیم یا خیرش را دیدیدم، با این ازدواج کردی انشاءالله خیرش را ببینی، یعنی چی یعنی پولدار بشوی؟ نه.@پس فرق این دو را در کاربردها دقت کنید. اینها خیلی مهم است. پس وقتی که میگوییم خَیر این یعنی چیزی است که خوب است ضد چی؟ شر؛ اما وقتی میگوییم خِیر یعنی چی؟ یعنی بخشندگی؛ میگوییم طرف خَیِر است. اگر میگوییم ما را از اخیار قرار بده؛ یعنی از پولدارها قرار بده؟ یعنی از خوبان قرار بده، ما را از اخیار قرار بده اهل خیر باشیم، این همه سفارش شده اهل خیر باشید یعنی خوب باشید. یک بار هم میگوییم خِیر با کسره میگوییم، نه خَیر به معنای خوبی، این کسره که گفتی یعنی بخشندگی و جود؛ میگوییم این آقا خَیِر بود اهل خیر است مدرسه ساخت، اهل خیر است درمانگاه ساخت، اهل خیر است کمک کرده برای امام زمان مثلاً، این خیر است باز توجه کنید جنبه مالیاش را دارد، جنبه بخشندگی و دهشش را دارد. پس این دوتا فرقش را بدانید.
خواهران فرمودند شما فرمول بدهید، من فرمول دادم گفتم مثلاً شما وقتی که غم میخورید برکت چی؟ میرود، وقتی شاد هستید برکت چی؟ میآید. الان یک موضوعی در خانه پیش آمده باید عصبانی باشی میخواهی ترشرویی کنی، جلوی خودت را بگیر لبخند بزن. یک موقع هست ترشرویی کنی لازم است ترشرو بشود چون سوءاستفاده نکند، بچه است یک موقع سوءاستفاده نباید بکند، ولی در دلت میگوید غصه نخور نقشش را بازی کن، اگر واقعاً عصبی بشوی و به هم بریزی تو باختی. حسودی بکند راهها همه بسته میشود. حالا این یک فرمول است، آدم حسود وقتی که حسودی میکند تمام موفقیتهای خودش را نابود میکند، اما اگر برای دیگران خواست و از لطف و رشد دیگران خوشحال شد، از پیشرفت دیگران خوشحال شد راه را روی چه کسی باز میکند؟ راه را روی خودش باز میکند، خیلی هست حالا انشاءالله به موقع ما اینها را خواهیم خواند.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.