أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@
ما جلسه گذشته بحثی را آغاز کردیم دربارۀ ماه مبارک، من حیفم آمد که این بحث تکمیل نشود. چون دیگر فرصتی هم در طول سال نداریم راجع به اینطور مسائل صحبت کنیم، چون راهکارهای سلوکی خوبی دارد و تواناییهای خوبی را در ما برای عبودیت ایجاد میکند من بحث هفته گذشته را که دربارۀ سرعت کار، سبکی کار برای خودمان بود ادامه میدهم.@ما یک مسیر مسافرتی قطعی داریم که تخلفناپذیر است، اینکه ما چقدر زنده بمانیم، چقدر عمر بکنیم، مشکوک است به این آینده مشکوک میگویند، در بحث مهندسی آرزوها، و بحث آیندهنگری این نکته را توضیح دادیم.@ما دو نوع آینده داریم، آینده مشکوک که عمر دنیاست نمیدانیم چقدر طول میکشد خبر نداریم، قرار است ما چقدر دیگر زنده باشیم و در این مسیر دنیا چکار میخواهیم بکنیم، خیلی وقتها هست انسانها آرزوهایی میکنند که قرار است ما این کارها را بکنیم اما به آنجا دیگر نمیرسند، مثلاً ازدواج بکنیم، درس بخوانیم، رشته تعیین بکنیم، به آنجا اصلاً نمیرسند، قبل از اینکه به آنجا برسند وارد نظام برزخی میشوند.@آینده دوم ما که شروع میشود با وفات است، یک آیندهای ما داریم که با وفات آغاز میشود، این آینده چند مرحله است، قطعی هم هست، یعنی دیگر تردیدناپذیر است، شک و تردید در آن نیست، این آینده با وفات شروع میشود، هر کدام ما با وفات در چرخه جدیدی از زندگی میرویم، که در آنجا نوع برخوردی که با ما میشود بستگی به سبک زندگی ما در دنیا دارد.@اینکه ما در دنیا چطوری زندگی کردیم، اخلاقمان چطوری بوده، اعتقاداتمان چطوری بوده، رفتارهایمان چطوری بوده، این سه شاخه، سه شاخه اصلی سازنده حیات آخرتی ما است، عقائد ما، اخلاق ما، و رفتار و اعمال ما.@براساس آن ما آنجا زندگی خواهیم کرد، خوب یا بد، هر کس هر طور اینجا زندگی کرده ادامه آن وضعیت را آنجا خواهد داشت، یک مسیر بسیار طولانی است، دهها هزار سال طول میکشد، که این مسیر ادامه دارد، تا به قیامت برسیم، یعنی یکسال، دو سال، هزار سال، ده هزار سال، بیست هزار سال، پنجاه هزار سال نیست، یک چیز طولانی هست تا قیامت ما آنجا حیات داریم.@و استمرار حیات داریم، ما آنجا همینطوری زندگی میکنیم تا قیامت، قیامت مجدداً یعنی یک حشر جدیدی داریم، یک بعثت جدیدی هست، همه دور هم جمع میشوند، چون شاید در برزخ فرصت نشود در این دهها هزار سال فرصت نمیشود به همه کارهای این 50 ـ 60 سال رسیدگی کنند.@بعضی از کارهای آدمها آنقدر بد است که برای یک کارش چند هزار سال گیر هستند، برای همین برزخ نمیرسد میماند تا قیامت، قیامت خودش 50 هزار سال است، 50 هزار سال یک استمرار اینطوری ما داریم یک حیاتی است که در خانه همه ما هست، همه ما این حیات را خواهیم گذراند.@یک حیات جاودانه هم داریم که ادامه دارد انتها ندارد ابدی است، همینطوری استمرار دارد، تمام کیفیت حیات ما در نظام ابدی ما و حتی همین آینده مشکوک دنیایی ما بسته به وضعیت فعلی ما دارد، مبتنی بر سه اصل اعتقادات، اخلاق و عملکردها است.@آدم اگر خودش را اینطوری استمراردار نبیند هم آیندهاش را به خطر میاندازد و هم دنیایش را خراب میکند، اول باید یادت باشد که تو یک موجود جاودانه هستی، عمرت هم به اندازه عمر خداست تمام نمیشود و عشقت را به خودت در تمام این مدت داشته باشی، عاشق خودت باشی چون تو میخواهی آنجا زندگی بکنی، ابزار زندگی میخواهی، وسائل زندگی میخواهی.@هر چه که اینجا داری آنجا هم لازم است، آنجا ازدواج هست، دانشگاه هست، حوزه هست، زندگی هست، مسافرت هست، مهمانی هست، خوراک هست، خانه هست، مسکن هست، همه چیز آنجا هست، و استمرارش آن هم به شکل برزخیش بعد هم به شکل آخرتیش.@این یادمان نرود که ما یک استمرار داریم، یک استمرار ابدی داریم، یک جاودانگی داریم، نکته بعد اینکه ما برای چه هدفی آفریده شدیم، یعنی بهترین کیفیت زندگی چطوری است، ما چطوری باشیم میتوانیم هم دنیایمان خیلی خوب باشد، هم آخرت خوبی داشته باشیم.@برزخمان که دهها هزار سال است تا قیامت، قیامت 50 هزار سالهمان و حیات بعدیمان که حیات جاودانه است، اصل زندگی از آنجا تازه شروع میشود، اصل زندگی است نکته جالبی که قرآن میفرماید این است که «وَ كُلُّهُمْ آتيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً» هر انسانی تنها آنجا میآید.@یعنی آنچه که از زندگی در نظام ابدی نصیب انسان میشود، انسان خودش و عملکردهایش است، خودش و همین چند سال عمر دنیا، دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها، لمسکردنیها، بوییدنیها، خیال کردنیها، توهمات، تعقلات، امور فوق عقلانی و معنوی، کل اینها ما را برای آن مسیر میسازد.@مثل رحم، یعنی اینجا رحم است و تمام آن جذبهایی که ما از دنیا داریم، نظام برزخی ما، نظام قیامتی ما، و نظام جاودانه ما را میسازد، آنچه که خوب است یک انسان باشد، همان است که به هدف خلقت خودش توجه بکند، یعنی انس و عشق و شباهت به خانواده آسمانیش و به خداوند تبارک و تعالی.@هر چقدر عشق، انس، و شباهت انسان به خانواده آسمانی و خداوند تبارک و تعالی بیشتر باشد، وفات قشنگتر، زندگی برزخی زیباتر، و قیامتمان سرافرازتر، حیات بعد از قیامتمان هم همینطور، حالا در این مسیر ما در نظام دنیایی باید یک مسیری را طی کنیم که اصطلاحاً به آن صیرورت میگویند.@یعنی یک نوع شدن است، مثل بچهای که در رحم مادر صیرورت دارد، اول نطفه است، بعد صیرورت یعنی صورت به صورت شدن، یعنی تحول شکلی این دائماً شکلش دارد عوض میشود تا یک بچه کامل میشود، ما هم در دنیا وقتی هستیم جنبههای انسانی که در ما کامل نیست ما به صورت یک گیاه و یک حیوان به دنیا میآییم.@الان باید به مرور زمان جنبههای جمادی، گیاهی، حیوانیمان، حتی جنبههای عقلانیمان را تحت تصرف بخش فوق عقلانی در بیاوریم تا یواش یواش، ما شکل آدم به خودمان بگیریم، یک شکل انسانی به خودمان بگیریم تا موقع وفات، موقع وفات معلوم میشود چه کسی به صورت انسان وارد برزخ میشود، چه کسی به صورت حیوان وارد برزخ میشود.@و خیلی خطرناک است آدمهایی موقع وفاتشان برسد و دیگر نتوانند به شکل یک انسان وارد آنجا بشوند، شما تصور کنید وارد نظام برزخی شدی به عنوان سگ، میمون، خوک، گرگ، روباه، انسان وارد آن فضا بشود چقدر زجرآور و وحشتناک است.@حالا چقدر در دنیایی که میشد یک گرگ و یک روباه و یک سگ و میمون و خوک در چند دقیقه، چند لحظه به آدم تبدیل کرد، حالا وقتی در برزخ میرود میلیونها سال طول میکشد تا این تحول صورت بگیرد، مثل دنیا، در رحم مادر نُه ماه جنین یک بچه کامل میشود، نُه ماه اینقدر قدرت دارد، ولی وقتی به دنیا میآید اگر این یک بند انگشت کم داشته باشد صد سال هم در دنیا باشد دیگر نمیتواند آن بند انگشت را بسازد چون دنیا توانش را ندارد.@آخرت خیلی کُند حرکت صورت میگیرد، خیلی کُند است لذا طول میکشد بنابراین آن چیزی که ما خیلی به آن احتیاج داریم این هست که اول از این قدرتمان را در شدن بالا ببریم و سرعتمان را در شدن بالا ببریم، این فوقالعاده مهم است، و برای اینکه این اتفاق بیفتد باید ما سبک باشیم یعنی این بخشهای پایینی را نگذاریم مزاحم ما باشد، سریع این بخشهای فوق عقلانی شکل بگیرد، قدرت بگیرد و برود به سمت آدم شدن.@ خیلی زود یک باطن انسانی درست کنیم نه یک باطن حیوانی، تا زنده هستیم سریع باطنمان را یک آدم بکنیم نه یک خوک، میمون، سگ، گرگ، اینها نباشیم، اول از این یک آدم باشیم، یعنی باطن ما را اگر یک معصوم یا فرشتهها دیدند یک ولی خدا دید، بگوید این آدم است.@این آدمسازی و انسانسازی را انجام بدهیم حالا بعد شروع به رشد و تغذیهاش بکنیم به صورت اینکه این آدم حالا میخواهد به خلیفة الله شبیه بشود، میخواهد مظهر همه اسمهای خدا بشود، میخواهد به معصومین شبیه بشود، این آدم میخواهد به مقام معصومین برسد «وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَاللهِ» میخواهد با امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و سیدالشهدا محشور بشود این مسیر را دارد.@حالا در این مسیر یکی از چیزهایی که به شدت به انسان آسیب میزند و نمیگذارد انسان باطن انسانی پیدا بکند، و نمیگذارد انسان به اهل بیت شبیه بشود پرخوری است، یک موقع شما میگویی زنا است، میگویی گناه است با کسی مشروب بخورد، یک کسی قماربازی بکند، یک کسی یک گناه دیگر انجام بدهد، پرخوری از همه اینها بدتر است.@یعنی در لیست گناهان نمینویسند، البته هست کسالت میآورد در بخش اسراف در بخش گناهان کبیره یک بخشش پرخوری است، ولی ما این را اصلاً گناه نمیدانیم، در حالی که به شدت ضررش بیشتر از بسیاری از گناهان کبیره است به ما، اینکه انسان به پرخوری و پر بودن عادت بکند، بسیار به انسان آسیب میزند.@یعنی میبینی یک آدمی نه زنا دارد، نه شراب میخورد، حجابش را رعایت میکند، نمازش را میخواند، مرد است به وظائفش عمل میکند فقط پرخور است، نمیرسد؛ یک کسی میبینی 20 ـ 30 سال گناه کبیره میکند ولی پرخور نیست، توبه میکند مشکلاتش را هم میتواند حل بکند.@ حالا میخواهم با توجه به روایات یک مقدار وارد بطن این قضیه بشویم، میخواهم بگویم که اصلا داستان روزه را ما خیلی ساده نگیریم، داستان روزه، روزههای مستحبی، اصلاً روزه نه، اینکه شما بدانید خالی بودن شکم، و گرسنگی یک قدرت است، یک کمال است، یک فرصت است.@ دو نفر را در نظر بگیرید که ضریب هوشی و تواناییهایشان مساوی است، آن که گرسنگی بیشتر دارد، کمخوری بیشتری دارد، در نهایت سرعتش به شدت بخصوص در مباحث معنوی بالا میزند نسبت به آن که پرخوری دارد، چطور شما در مسابقه دو نفر وزنشان فرق بکند سرعتشان هم فرق میکند.@ میخواهم بگم گرسنگی سرعت را خیلی زیاد میکند، روزه سرعت را زیاد میکند، به شرطها و شروطها، بعضیها روزه را بلد نیستند استفاده کنند، مثلاً روزه میگیرد، شما چطور در روز عرفه که یکی از مهمترین روزهای سال است که حضرت فرمود اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشود شقی و بدبخت است، فرصتی برای او نیست مگر عرفه.@ آن وقت در روز عرفه که باید شخص جبران بکند و خودش را به آمرزش برساند، میگوید روزه مواظب باشید اگر روزهاش خوب است به شرط اینکه به کارهای معرفتی دعا و ذکر شما لطمه نزند، ما استادمان هر وقت ما درسهای سنگین معرفتی داشتیم میگفت سر کلاس میآیید روزه نگیرید، نه اینکه پرخوری بکنید، میگفت فقط روزه نباشید، بتوانید یک شربتی، آبی، میوهای، چایی بخورید.@ چون میگفت الان چون بحث معرفتی دارید تمام نفس درگیر این بحث معرفتی و سازنده نفس میخواهد بشود، وقتی میخواهی یک جای دیگر هم مشغولش بکنی به نام گرسنگی و ضعف دو جا نمیکشد اذیت میشود، اینکه در روایت داریم که بزرگان و اساتید درسهایشان را سبک بگیرد، فشار علمی در ماه مبارک نیاورند، چون روزهاش واجب است.@میگوید اساتید حتی از ماه رجب ما این تذکر را دادیم که فشارهای کاری، زندگی و فشارهای درسی کمتر بشود، مثلاً استاد کلاسهایش را کوتاهتر بکند، پس سبک بکنید که آن اتفاقات مهم معرفتی بیفتد، لذا روزه را باید دقت بکنید.@ما نمیگوییم یک کسی زیاد روزه بگیرد، یا اینکه دوشنبه و پنجشنبه روزه بگیرد، اگر کسی بتواند بگیرد، توانایی داشته باشد خیلی عالی است، بحث این هست که گرسنگی و کم غذایی خودش قدرت است، سرعت است، فرصت است، خودش رشد است، خودش انرژی فوقالعادهای را برای انسان ایجاد میکند این یک قدرت است.@خیلیها که این را نمیدانند، ما آدمهای زیادی داریم که ظرفیتهای معنوی فوقالعادهای دارند هوش و عقلشان زیاد است، درس علمی زیاد میخوانند، آدمهای باهوشی هستند، اما این یک نکته را تفتن ندارند، همین که این نکته را تفتن ندارند حواسشان نیست ضربه میخورند، اصلاً متوجه نیست از کجا دارد ضربه میخورد.@این را میخواهم بگویم که یک قدرت است اگر کسی میخواهد بار ببندد در سفر آخرت و ابدیت یکی از بهترین وسایل مورد نیاز و اسلحههایش در مقابل نفس، شیطان خود گرسنگی است، خود سبک شدن شکم است، اینکه انسان شهوت شکم نداشته باشد، اسیر شکم نباشد.@روایت از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «مَنْ زَادَ شِبَعُهُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ وَ مَنْ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ حَجَبَتْهُ عَنِ الْفِطْنَة» روابط ریاضی را دارد بیان میکند، در نظام خلقت اینطوری هست، مثلاً میگوید اگر شما فلان ماده را بخوری در بدنت همچین آثاری دارد، قند زیاد بخوری تولید قند یا چربی میکند.@حالا حضرت دارد راجع به سنّت خلقت صحبت میکند، یعنی یک امر توهمی نیست، دارد قانون میگوید، حضرت از ریاضیات خلقت دارد سخن میگوید، میفرماید که هر کس زیاد سیر بشود، پرخوری او را گرانبار و سنگین میکند، و هر کس که پرخوری او را «وَ مَنْ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ» هر کس که او را پرخوری سنگینش بکند، «حَجَبَتْهُ عَنِ الْفِطْنَة» حجاب برای خوشفکری و خوشفهمی و تیزهوشیاش میشود خوب نمیتواند بفهمد.@آدمهای سنگین پرخور قدرت تعقل، تفکر و تیزهوشی ندارند، شما اگر گرسنه سر کلاس بیایید، نه گرسنهای که دردتان بیاید الان ضعف دارد، غش میکنید، گرسنه یعنی پرخور نباشد، یعنی شکم سبک باشد، سر کلاس بیایید یک چیزی از کلاس میفهمید تا آدمی که تا خرخره خورده با آروق زدن آمده سر کلاس، برداشتهایشان فرق میکند.@یک آدمی که خیلی آدم خوب و قوی هست، تیز، و معنوی هست اگر آن روز که کلاس و جلسهای دارد پرخوری بکند، با یک آدم ضعیف، آن ضعیف کمخوری کرده باشد، سر کلاس بیایند آن ضعیف بیشتر برداشت میکند تا آن آدم قدر و قوی و معنوی که پرخوری کرده، با آروق و سنگینی سر کلاس میآید، در نماز شب همینطور است، در احیا همینطور است، در ماه رمضان همینطور است، در شبهای قدر همینطور است.@یک کسی که شب قدر مینشیند تا خرخره شام و افطار میخورد به آروق زدن میافتد حالا میخواهد برود احیا برقرار بکند، این احیایش مرده است، اصلاً احیا ندارد، برای همین هم تندتند چرت میزند، منتظر است ورق میزند چه موقع دعای جوشنش تمام میشود برود خانه سحری بخورند.@یعنی این اصلاً واقعاً با باطن ماه مبارک نمیتواند ارتباط بگیرد نه با امام زمانش، نه با باطنهای معنوی دیگر، همه زحمت است، «رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صیامِهِ اِلاَّ الجُوعِ وَ الضَمان» علی (علیه السّلام) در نهجالبلاغه فرمودند چه بسیار روزهداری که از روزهاش هیچ بهرهای جز گرسنگی و تشنگی نمیبرد فقط زحمت میکشد.@17 ـ 18 ساعت زحمت کشیدی آن را به نتیجه خوب برسان، حضرت میگوید پرخوری و سنگینی جلوی خوشفکری را میگیرد، کسی که کار فکری دارد، کنکور میخواهد بخواند، درس میخواهد بخواند، امتحان دارد، مسابقه دارد، طرح و برنامهای را قرار است بریزد تصمیمی را میخواهد در زندگیش بگیرد، حتی تصمیمات مهم، شکمش باید خالی باشد تا بتواند خوب تصمیم بگیرد، با شکم پر شما نمیتوانی تصمیم بگیری خیلی از چیزها از ذهنت میپرد اینقدر مهم است.@«حَجَبَتْهُ عَنِ الْفِطْنَة» تیزهوشی از انسان میرود، کسانی میخواهند در درس موفق باشند، در کارهای علمی، در کارهای تخصصی، در اختراع، اکتشاف، طرح و برنامه، کار تجاری، خوشفکر بتوانند برنامهریزی بکنند، در کار اقتصادی، آدمهای سنگین و پرخور و شکمو نمیتوانند برنامهریزی بکنند، نمیتوانند موفق باشند، همه افکار را نمیتوانند جمع بکنند.@باز حضرت امیر (علیه السّلام) «إِيَّاكَ وَ الْبِطْنَةَ فَمَنْ لَزِمَهَا كَثُرَتْ أَسْقَامُهُ وَ فَسُدَتْ أَحْلَامُهُ» از پرخوری دوری کنید، چون میخواهی به سمت مقام محمود حرکت بکنی، فقط شکم سنگین نیست که بدنت را سنگین میکند بلکه روحات را هم سنگین میکند.@میگوید حتما از پرخوری پرهیز کن «فَمَنْ لَزِمَهَا» یعنی یک آدمی است که همیشه پرخوری میکند، یک موقع هست آدم یک موقعی ناشیگری میکند، یک موقعی ناپرهیزی میکند، پرخوری میکند، ولی یک کسی نه «لَزِمَهَا» یعنی همیشه ملازم پرخوری است، یکسره دهانش باید بجنبد، یکسره متنوع باید بخورد، یکسره شهوت شکم دارد، یکسره شهوت مزه دارد، گیر است.@«فَمَنْ لَزِمَهَا كَثُرَتْ أَسْقَامُهُ» مریضیهایش زیاد میشود، مردم الان از کمخوری به ندرت، چرا در آفریقا یا در یمن که بچهها غذا گیرشان نمیآید دارند دانه دانه کشته و شهید میشوند چرا، ولی در حالت عادی زندگی کسی از کمخوری نمیمیرد، اکثر سرطانها و مرگ و میرها از خوردن است، نه از نخوردن، سکتههای قلبی و مغزی، انواع قند و چربی که ما میگیریم به خاطر این هست که بد میخوریم و زیاد میخوریم.@حضرت میفرماید «كَثُرَتْ أَسْقَامُهُ» مریضیهای این آدمها زیاد میشود، یک جامعه کمخور جامعهای است که مریضی در آن خیلی کم است، این هم چون در فهرست گناهان کبیره نیست ما خیلی آن را جدی نمیگیریم، میگوییم مشروب که نخوردیم، زنا که نکردیم، قماربازی که نکردیم، دزدی که نکردیم.@این اول از این همه آن کارها را سر آدم میآورد یعنی تاریکی خیلی از گناهان را سر آدم میآورد، آدمی که پرخور هست، و همیشه ملازم شکم و مزه و طعم است، انواع گناهان دیگر را هم آلوده میشود، از شهوتهای جنسی شما بگیرید تا مشکلات اخلاقی، یعنی از فحشاهای ظاهری تا فحشاهای باطنی این پر شکم برای آدم میآورد.@کسی که شرط دارد که همیشه غذاهای فلان را بخورد، برای شکمش شرط دارد، مجبور است برای رسیدن به این نوع غذاها امتیاز بدهد، باید از عمرش، شرافتش، اخلاقش، امتیاز بدهد تا همیشه سفرهشان در خانه اینطوری باشد.@ منشأ مریضیها پرخوری است، همانطور که حضرت فرمود منشأ سلامتی کمخوری است، «وَ فَسُدَتْ أَحْلَامُهُ» خوابها را خراب میکند، الان این لیاقت دارد امشب خواب امام زمان را ببیند، نمیتواند ببیند، میخواهد با فرشتهها ارتباط بگیرد، شکم سیر نفس را مشغول میکند، نفس نمیتواند به رؤیت برسد.@ این بدن سنگین است پرخوری کرده است، نفس الان باید آزاد بشود برود با معصوم، فرشتهها، امامزادهها، حرمها ارتباط بگیرد، خوابهای خوب، دریافتهای قشنگ که باید از طریق خواب انجام بدهد، بشارتها نفس سنگین است نمیتواند پرواز بکند، نفس مشغول بدن باید بشود، گرفتار بدن است، لذا خوابهایش خوابهای پریشانی است، آلوده است، اگر خواب خوب ببیند، وسطهایش کلی چرت و پرت میشود خواب خوبش خراب میشود.@یعنی خواب قشنگ میبینی وسطش یک چیزهایی هست خندهدار، یک خواب معنوی دارد میبیند، بعد میبیند در آن خواب معنوی که دارد میبیند صحنههای مسخرۀ، خطرناک، بد، زشت خندهدار ایجاد میشود، چون یک جا نفس را آدم خراب کرده است، روند قشنگ یک خواب خراب میشود.@«فَسَدَت» چه کلمهای حضرت به کار برده، تخصصی است، «فَسُدَتْ أَحْلَامُهُ» خوابهایش فاسد میشود، یک خواب قشنگی که میتواند از آن برداشتهای قشنگ بکند، فاسدش میکند نمیتواند از آن استفاده بکند، این غذا فاسد شده، غذا که غذای خوبی بوده، این گوشت، گوشت خوب است الان هم گران است، میوه است گران است، ولی الان فاسد شده است یعنی چی؟@یعنی این شیء قیمتی ارزشمند مؤثر حالا فاسد است دیگر نمیتوانی از آن استفاده بکنی، این ماهیها فاسد شد، خواب یعنی یک چیزی است که به تو قدرت میدهد انرژی میدهد میتواند تو را خیلی جلو ببرد، اما با پرخوری آن را فاسد کردی، و دیگر تو اصلاً آن فرصت بهرهبرداری را از دست میدهی، آدم بداند دارد با خودش چکار میکند.@نکته بعد این هست که فقط این نیست بلکه پریشانی خواب برای انسان میآورد، یعنی خوابهای بد، خوابهای وحشتناک، خوابهای پریشان زیاد میبیند، الان یک کسی میخواهد شب قدر است، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» میخواهد پرواز بکند، بعد بیاحتیاطی میکند، مهمانی میدهد، مهمانی میرود، بعد هم مینشیند سر سفره تا آنجایی که جا دارد میخورد، این آدم دیگر نمیتواند رشد بکند.@اصلاً تمام شب قدرش را کور میکند، اشک ندارد، حس ندارد، مداح میخواند اصلاً نمیتواند اشک بریزد، جوشن کبیر میخواند با آن هیچ حسی ندارد، سخنران حرف میزند همینطور، نشسته دوست هم دارد حرص هم میخورد چرا این اشکهای من نمیآید، چرا من گریهام نمیگیرد، چرا من نمیتوانم رابطه برقرار کنم، چرا خیلیها حالشان خوش است حال من خوش نیست از این جهت ناراحت است ولی نمیفهمد خودش خودش را سنگین کرده است.@حالا این در بخش شکم است بعضیها پرخوری خیالی میکنند، پرخوری خیالی مثلاً شب نشسته سه تا سریال نگاه کرده حالا میخواهد با این سریالها شب قدر برود، یعنی هزار تا فیلم و آلودگی، سریال نه چیزهای دیگر، برنامههای دیگر را نگاه کرده، در تلفنش سرک کشیده چیزهای مزخرف دیده، روحش را سنگین کرده، این چطوری میخواهد برود شب قدر را طی بکند، درک شب قدر چه معنایی دارد.@چون خیال این آدم سنگین است، این آدم هزار تا حرف زشت شنیده، هزار تا حرف زشت زده، هزار تا صفحه بد دیده، هزار تا خیال آلوده کرده، حالا با این چطوری میخواهد «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة» انسان در گرو مکتسبات خودش است.@تو تا چند ساعت قبلش نشستی یک عالم خوراکهای خیالی خوردی، با این چطوری تو میتوانی ماه مبارک را طی بکنی، تو شبها در رختخواب میروی، تو شبها در ارتباطت با خانواده یک عالم خیالهای بد، افکار بد، غیبتهای خیالی، درگیریهای خیالی، کینهها را جمع میکنی، چطوری تو میتوانی با این پرواز بکنی، ماه مبارک را درک بکنی، تو خودت را سنگین میکنی.@اینجا بحث سر (بطنه) است، میگوید «فَسُدَتْ أَحْلَامُهُ» آدم خوابهای پریشان میبیند، بعد هم میگوید چرا حال من اینقدر خراب است، پیش مشاور یا روانپزشک بروم، نه مشاور میتواند کاری بکند نه روانپزشک؛ حضرت میگوید مسئله جسمی است، آثارش در نفس اتفاق میافتد، مسئله مادی است خوراک است، حلالش، یک موقعی آدم خمس هم نداده باشد لقمه شبههناک بخورد آن دیگر داستان خودش را دارد اصلاً سرطان است.@نه لقمه حلال و پاک و طیب، این آن آثار مخرب وحشتناک روحی را دارد، چطور مرحوم خیاط میگفت یک موقع دیدم ارتباط من با معصومین قطع شد، خدایا چه شده، چرا اینطوری شده؟ چرا من نمیتوانم با خانواده آسمانیم رابطه بگیرم، دیدید یک کسی تلفن همراهش آنتن نمیدهد، یک مانعی هست، میگویند باید اینطرفتر بیایی تا آنتن بدهد.@چطور پیامک زیاد جمع میشود شما دیگر نمیتوانی دریافت بکنی، میگویند ظرفیت پر شده باید یک تعدادش را باید پاک بکنی تا پیامک جدید بیاید، سنگین شده، پر شده؛ بعد از چند وقت با حضرت ارتباط میگیرد، در ذهنم میآید سیدالشهدا (علیه السّلام) بوده.@حضرت میگوید تو آن روزی که داشتی غذا میخوردی با نصف نان هم سیر میشدی، نصفی را برای میلات خوردی، نصف نان هم کافیت بود سیرت میکرد ولی تو بقیهاش را برای شهوت شکم خوردی، برای این خوردی که لذت ببری، خودت را سنگین میکنی، سیر شدی تمام شد بلند بشو.@میگوید حیف است این پنج نوع غذا بود من هم نمیتوانستم اینها را نخورم، از یکیشان که غذای رسمی است باید حتماً بخورم آنها را حالا چکار کنم، نمیتوانم از آن نخورم، انگار وحی منزل هست که این باید حتماً از این ده رقم غذا که هست بخورد، مخصوصاً الان که یک جایی که میروند غذا زیاد است، از ده رقم بخور ولی کم بخور.@ده رقم است سالاد است، همه را دوست داری، عیب ندارد یک قاشق از هر کدام بریز بیا بنشین لذتش را ببر، ولی تو از هر کدام میخواهی یک بشقاب بخوری، آخر بنده خدا به افسردگی میرسد، شکمش را خورده سیر شده حالا افسرده است بقیه را چکار کنم انگار واجب است.@میگویند یک بنده خدایی داشت رانندگی میکرد در جاده ترمز برید، بعد باید یک جا میزد ماشین را نگه میداشت، بعد دید یک طرف 48 نفر ایستادند، یک طرف دو نفر ایستادند، گفت ما بزنیم به این دو نفر بهتر است تا آن 48 نفر بمیرند، میپیچاند سمت این دو نفر، این دو نفر در میروند، میروند سمت آن 48 نفر این میرود دنبال این دو نفر در آن 48 نفر انگار که واجب است آن دو نفر را حتما بزند.@حالا آدمها اینطوری هستند، این لطیفه است ما میخندیم ولی واقعاً در زندگیمان خیلی وقتها این چیز را پیاده میکنیم، یعنی برای حفظ یک چیز صد تا چیز را نابود میکنیم، میخواهیم یک چیز را حفظ بکنیم صد تا چیز را میزنیم نابود میکنیم.@سر قضیه شکم همینطور هست، دوست داری از همه این سفره استفاده بکنی، باشد استفاده بکن ولی معقول استفاده بکن، یعنی از تمامش بخور ولی کم بخور، یعنی یک طوری باشد که وقتی میخواهی بلند بشوی جا داشته باشی باز هم بخوری، حضرت فرمود اینطوری بخورید که اگر قرار شد بخوری باز هم بتوانی بخوری ،آن موقع بلند بشو، نه اینکه نتوانی بخوری آن مفاسد را دارد.@«إِيَّاكُمْ وَ الْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مَقْسَاةٌ لِلْقَلْبِ» در ردیف گناه کبیره دارد کار میکند، از پرخوری بپرهیزید قساوت قلب میگیرید، یعنی قلبی که باید با خدا، با خانوادۀ آسمانی ارتباط بگیرد کور میشود، قسی میشود، بیرحم و بیعاطفه میشود.@پرخوری عشقهای زمینی را خراب میکند، عواطف را خراب میکند، روابط زن و شوهر را خراب میکند، روابط پدر و فرزندی را خراب میکند، چون قساوت قلب میآورد، قلب قساوت که پیدا میکند منشأ اختلافات، فتنهها، حسادتها، گرفتاریهای زیاد برای انسان میآورد، شما الان نگاه کنید سر قضیه شکم چقدر خانوادهها به جان هم میافتند، سر سفره، و چیزهای دیگر.@تو 17 ساعت روزه گرفتی برای اینکه ملکۀ تسلط به نفسات را ایجاد بکنی، این لذت دارد، آدم فکر بکند 17 ساعت من روی نفسم غلبه کردم، به قدرت و سلطنت رسیده، حالا موقع افطار میخواهد رانندگی بکند، انگار وحی منزل است من حتماً باید اذان سر سفره بخورم.@عزیزم تو 17 ساعت صبر کردی، در رانندگی عجله نکن چه کسی گفته تو حتماً باید سر اذان شروع به خوردن بکنی، انگار که مسابقه دوندگی هست که وقتی میزنند باید طرف بدود، همه لذت افطار به این است، مادرها و خانمهای خانهدار این را خوب میفهمند.@ میبینی بنده خدا خودش گرسنه بوده، روزه بوده، چند ساعت قبل از افطار هم در آشپزخانه برای بقیه غذا درست کرده بعد هم حالا نمیتواند خودش بخورد و نمیخورد، میبینی با کمال کرامت، بزرگواری، شرافت غذا را میکشد، بقیه میبینی دو پرسشان را هم خوردند هنوز این خانم خانهدار نخورده، اعصابش هم خورد نمیشود، دعوا هم نمیکنند.@ ولی بخصوص آقایان بیشتر اینطوری هستند، یک ذره دیر بشود اعصابشان را از دست میدهند، برو حالا سه رکعت نماز مغرب بخوان عیبی دارد، مغرب و عشا جماعت، ای بابا الان که خدا اجازه داده، خیلی نمازت را نخوان بعد از افطار نمازت را بخوان.@ اما بدخلقی نکن، در رانندگی عجله نکن، تصادف میشود، به همدیگر فحش میدهید، آن یک اعصاب خوردی که در رانندگی پیدا میکنی آثار روزه را از بین میبرد، آن حرف زشتی که از دهانت در میآید، آن ناراحتی که الان در ماشین داری که افطار دیر شد، نمیمیری تو 17 ساعت تحمل کردی، سه ساعت دیگر هم تحمل بکنی به هیچ جا بر نمیخورد، خدا امتحان هم میگیرد، از همه ما خدا موقع افطار امتحان میگیرد.@ الان میخواهی سر سفره بنشینی یک چایی یا یک خرما یا غذا بخوری، خانمت میگوید مهمان داریم آبلیمو نداریم، مرد میخواهد، جگر میخواهد، آدم میخواهد با خوشرویی بلند بشود، اَه پس حواست کجاست، من نمیروم، بعضی از مردها اینطوری هستند مثل یک بچه پنج ساله، من که نمیروم به من چه.@یا مثلاً نان نداریم، مهمان آمده غذا کم است، دوبار یک خانم خانهدار میگوید این را برو بگیر، یک موقع شما مجبور هستی یک ساختمان سه طبقه را بیایی پایین بروی مغازه، دم افطار همه دارند میخورند و تو باید نخوری، آدم است تمام امتحان خدا اینجا انجام میشود.@تو اگر خیلی شاد، شنگول، خوشحال از اینکه نمیتوانی بخوری خوشحال هستی، من الان نمیتوانم بخورم همه دارند میخورند من نمیتوانم بخورم، اگر خوشحال شدی خیلی عالی است، یعنی راه روی تو باز میشود.@حالا بعضیها اجباری است، خانمش دارد به او میگوید، پدرش دارد به او میگوید، میبینی جلوی پدر میایستد به پدر چشم غرّه میرود الان وقت خرید است، من این کار را نمیکنم، پدر است عاق میشوی، امتحان است، پدر گفت، مادر گفت، بلند بشو برو، بچه نمیرود.@ ما آدمهایی داریم که نه تنها در اینطور موارد ناراحت نمیشوند، خوشحال هم میشوند، آدمهایی داریم که در مهمانیها وظیفهای ندارد خودش مهمان است، ولی میگوید صاحبخانه دست تنها است، بلند بشوم کمکش کنم مهمانها را پذیرایی کنم با صاحبخانه افطار میخورم، خودش نخوردن را انتخاب میکند.@این خیلی به فرشتهای نزدیک است، این خیلی به رؤیت نزدیک است، این خیلی به انس نزدیک است، این باطن انسانی قشنگتری دارد، خودش نخوردن دم افطار را انتخاب میکند، هُل نیست، ناراحت نیست، عصبی نیست، عجلهای ندارد، نشسته، به خانمش هم فشار نمیآورد، یالا زود افطار را بیاور، خدا امتحان میکند.@یک موقعی خدا یک کاری میکند زنت، بچهات، یا حتی صاحبخانه، صاحبخانه بنده خدا سفارش داده از بیرون بیاورند، چلوکبابی دیر کرده، رستوران دیر کرده، 40 دقیقه بعد از افطار تازه میخواهد غذا بیاید، اینجا آدمیت آدمها معلوم میشود.@خیلی آرام نشسته، افطار هم شده یک چایی میخورد، یک خرما میخورد، بلند میشود نمازش را میخواند، حوصله میکند، اصلاً هیچ کس را تحت فشار نمیگذارد، خانم خانهدار تحت فشار نیست، مرد از راه رسیده الان گرسنهاش هست، ماه رمضان هست، خانم میگوید غذا آماده نشده، برق رفته بود، گاز قطع شده بود، آب قطع شده بود غذا نتوانستم درست کنم، غذا سوخت، هر چیزی مربوط به شکم باشد.@اگر هیچ تأثیری در حالت ایجاد نکرد، گفتی فدای سرت اشکال ندارد مهم نیست، من بروم نمازم را بخوانم تا غذا آماده بشود، تعقیباتم را بخوانم، نماز عشایم را بخوانم تا غذا آماده بشود، این آدم بهشت ایجاد میکند، ولی یک کسی که بهم میریزد جهنم دارد، یک کسی که صاحبخانه را شرمنده میکند، صاحبخانه پس این شام و غذایتان چه شد، او هم میگوید شرمنده دیر شد صبر کنید الان آماده میشود.@این حرفها چیست، چی شد چیست، اینها ملاکهای خیلی مهمی است که ما خیلیها در این میسوزیم و میبازیم، حضرت میفرماید قلب را قسی و سنگین میکند، ما در روایت داریم هیچ بدبختی و نکبتی بالاتر از قساوت قلب نیست، با پرخوری و پرنوشی ایجاد میشود.@گناه کبیره قساوت قلب میآورد، پرخوری هم همان کار را میکند، همان سایه را روی دل آدم میاندازد، شوخی نیست، عزیزان حتماً این کتاب قلب سلیم شهید دستغیب را بخوانید خیلی به شما کمک میکند، این کتاب خیلی کتاب نورانی هست.@آنجا آثار قساوت قلب خیلی وحشتناک است، در بحث قلب هم اینها را گفتیم، یک چیزی که خیلی وحشتناک هست «مَكْسَلَةٌ عَنِ الصَّلَاةِ» یعنی شما میخواهید پرواز بکنید، عجله هم دارید باید به یک جایی برسانید، مثلاً هواپیما یک فیوضش بسوزد، لاستیکش پنچر باشد نتواند روی باند بیاید، (مکسلة) دیگر نمیگذارد تو نماز بخوانی.@پرخوری شبانه خواب میمانی نماز صبحهایت قضا میشود، نماز صبح قضا شدن ما همه نمازهایمان قضا شده و میشود، ولی یک موقع هست عمدی است، یک موقع هست غیر عمدی است، یک موقع هست آدم میتواند جلویش را بگیرد، اصلاً قابل جبران نیست، یعنی شما هیچ کاری نمیتوانی بکنی که جبران دو رکعت قضا شدن نماز صبحات را در قلب خودت بتوانی بکنی.@بعضیها که اصلاً نمیخوانند راحت هستند، نه نماز میخوانی ولی فایده ندارد، مسجد میروی نماز اول وقت هم میخوانی پروازی نداری، مغرب و عشا میخوانی پرواز نداری، نماز شب هم میخوانی هیچ تحولی اتفاق نمیافتد ثواب هم به تو میدهند چون داری نماز میخوانی، ولی فایدهای ندارد این نماز نمیتواند باعث ارتباط تو با معشوقت بشود.@رؤیت نداری، تمرکز نداری، حضور قلب نداری، ملاقات نداری، نمیگویی نماز خواندم، از پلهای بالا رفتم، با کسی گفتگو کردم، چیزی را دیدم، نه هیچ اتفاقی نمیافتد، این را دقت کنیم «مَكْسَلَةٌ عَنِ الصَّلَاةِ» برای همین در نماز ملاک ارتباط عاشقانه است، چطور میگوید اگر میخواهید لقاح علمی داشته باشید در سنگینی درس نخوان.@الان ناهار خوردی، شام خوردی، دیگر وقت کتاب خواندن و کار علمی نیست، سنگین هستی، باید کتاب را باز نکنی، چشم و قلب و مغز و معده و روده و اثنیعشر همه فشار میآید، چون تو سنگین هستی، حضرت فرمود برو دراز بکش پای راستت را بروی پای چپت بینداز به پشت دراز بکش یک مقدار استراحت کن.@کار علمی نمیتوانیم بکنیم، ارتباط عاشقانه هم همینطور است، شما ارتباط عاشقانه میخواهی برقرار بکنی با شکم سیر نمیتوانی ارتباط عاشقانه برقرار بکنی، حتی عواطف زمینی آدم را هم خراب میکند، لذا نماز نمیتوانی بخوانی، حالا از راه آمدی خیلی خسته بودی، ماه رمضان بوده خیلی گرسنه بودی، غذا خوردی بعد الان میخواهی بلافاصله بلند بشوی بعد از یک افطار سنگین نماز بخوانی به جایی نمیرسی.@یک ذره صبر کن سبک بشوی نماز بتوانی بخوانی چون کیفیت مهم است، درست اول وقت همیشه باید بخوانی، ولی استثنائاً امروز ناپرهیزی کردی زیاد خوردی دیگر نمیتوانی ارتباط برقرار بکنی، «مَكْسَلَةٌ عَنِ الصَّلَاةِ» نماز خوب دیگر نمیتوانی بخوانی، قرائت قرآن خوب نمیتوانی خوب بکنی، کار معنوی خوب نمیتوانی انجام بدهی، کار علمی خوب نمیتوانی انجام بدهی اینها از تو گرفته میشود.@«مَفْسَدَةٌ لِلْجَسَدِ» بدن را فاسد میکند، این الان قند گرفته چشمهایش را دارد از دست میدهد، پایش را باید قطع بکنند، این قند همه را سوزانده و داغون کرده، (مفسدة) یعنی این، یعنی بدن را فاسد میکند، بدن را فاسد بکند روح دیگر نمیتواند کاری بکند، چون عمر و وقت و بودجه و انرژی تو باید صرف دکتر بشود.@حالا مگر دکتر هم به همین راحتی است مگر با دکتر میتوانی درستش بکنی، نمیشود، دکترها آنهایی که حکیم هستند و دنبال پول نیستند، اولین چیزی که به تو میگوید، میگوید پرهیز کن، که این اصلاً اهلش نیست، میگوید نه دکتر یک چیزی بگو بخورم خوب بشوم نگو نخورم با خوردن خوب بشوم.@کاهش وزن، میگوید چه چیزی بخورم وزنم کم بشود، نمیگوید چه چیزی نخورم، یعنی باز هم با خوردن میخواهد کم بکند، برای شبهای قدر کتاب نقش انسان در تقدیرات شب قدر آمده، اگر کسی سیدیاش را کار نکرده حتماً کتاب را قبل از شب قدر بخوانند که بدانند میخواهند شب قدر چکار بکنند؛@یکی از اساتید ما حضرت آیت الله ممدوحی (حفظه الله تعالی) لطف کردند پذیرفتند که 30 شب ماه مبارک را یکی از رسائل عرفانی و سلوکی مرحوم علامه طباطبائی را به نام رسالة الولایه که خود ما خدمت ایشان حدود 25 سال پیش این رساله را خواندیم، فوقالعاده رساله خوبی هست و انسان را قوی میکند.@نمیگویم همه بلند بشوند آنجا بیایند به درد همه نمیخورد کسانی که یک مقدار اینجا درس خواندند با مفاهیم آشنا هستند، و علاقه دارند برای کلاس نیایند، یک کسی بگوید من بروم کلاس استاد استاد بنشینیم ببینیم چه میگویند، یک کسی کلاس ما نمیآمد بعد کلاس استاد ما میآمد میگفت این بهتر است برویم ببینیم استاد استاد چه میگوید.@اینطوری نه برای همه هم خوب نیست، مفید هم نیست، حوصلهتان هم سر میرود، آنهایی که یک زمینههایی دارند، علاقه دارند، چون این فرصت در عمر آدم هیچ وقت اتفاق نیفتد که یک استاد به این بزرگی و با عظمت با تواضع، یکی از ویژگیهای ایشان این هست که بسیار متواضع و مهربان در مقابل شاگردان هست.@ایشان قبول بکند، در عمر آدم یکبار اتفاق میافتد آنهایی که اهلش هستند نگذارند از دستشان برود چون ضرر آخرتی میکنند، خدا رحمت کند یکی از شهدا را خوابش را دیدم خیلی علاقه به کارهای علمی داشت گفت من یک کلاسی بود 13 ساعت بود 12 ساعتش را رفتم ولی الان در اینجا حسرت آن یک ساعتی که نرفتم را دارم میخورم.@برای همین آنهایی که اهلش هستند و حوصله بحث اینطوری را دارند ترک نکنند انشاءالله بیایند، کتاب درسیاش هم هست، اسم کتابش سیر و سلوک یا هنر سلوک، رساله ولایت هست، از ساعت 10 تا 11 شب مؤسسه تشریف بیاورند.@