جلسه 002 - پرتویی از اسرار روزه
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
1
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - پرتویی از اسرار روزه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ در جلسه گذشته روایتی را از امام صادق (علیه السّلام) آغاز کردیم. درباره آثار روزه که دو اثر را خدمت شما عرض کردیم.@فرمود «الصوم یمیت الهوی و شهوة الطبع» روزه هم طغیانهای نفس را از بین می‌برد، وحشی‌گری و خواری‌های نفس را از انسان می‌گیرد، هم شهوت طبع را می‌گیرد.@شهوت طبع خیلی وقتها طبیعی است مثلاً شخص ژنتیکی شهوت طبع دارد مثلاً پرخور و پر کلام است یا ضعفهای دیگر دارد، نمی‌تواند به این غلبه کند به شکم و کلام و بعضی از عادتهایش نمی‌تواند غلبه کند؛ روزه هم می‌گوید این هاری و شهوت طبع را از بین می‌برد و می‌گیرد.@بعد می‌فرماید که «و فیه حیاة القلب» در صوم و روزه برای دل انسان حیات هست، دل انسان زنده می‌شود. دل منظور کدام بخش است؟ آن بخشی که تو با آن عاشق می‌شوی روزه دل را زنده می‌کند، یعنی تو جان می‌گیرد بخش آدمیتت و دل‌مردگی‌هایش از بین می‌رود.@دل‌مردگیها نسبت به چی؟ افرادی که کار جمادی می‌کنند با نشاط در کار تجارت هستند یعنی تا آخر عمر این 80 سالش هست هنوز بساز بفروش و تجارت و شرکت دارد با نشاط دارد انجام می‌دهد دل‌مرده نیست.@آنهایی که در بخش جمادی هستند مثلاً روزش؛ دیدید طرف 60 سالش هست هنوز مسابقات و تیمها را تعقیب می‌کنند، تیمهای داخلی کم است، می‌روند تیمهای خارجی را هم حفظ می‌کنند، مثلاً می‌نشینند با شهوت در موردش حرف می‌زنند، مقاله می‌نویسند صحبت می‌کنند، ولی با نشاط دارند این کار را انجام می‌دهند.@یعنی سر قضیه ورزش حالا می‌خواهد کشتی، ورزش رزمی، والیبال و بسکتبال و فوتبال باشد این نشاط دارد، در کار خودش دل زنده است، بعضیها کار هنری می‌کنند در آن کار خودشان دل زنده هستند، برای آن کار خودش دل دارد، به شغلش علاقه دارد.@بعضیها در بخش جنسی هست در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی است، بخش طبیعی است، بخش حیوانی اینطوری است، بخش خدمات و کار کردن است در آن بخش می‌بینی دل زنده است، در روابط زناشویی‌اش دل زنده است، در روابط زناشویی‌اش دل‌مردگی ندارد.@هر چه که مربوط به روابط زناشویی هست، خانواده، با بچه‌اش دل زنده است قشنگ با بچه‌اش رابطه دارد، می‌تواند بگردد، بیرون برود، بچه را خوب می‌پذیرد، با دختر می‌داند باید چکار کند، ولی با هیجان و شیرینی آن کار را انجام می‌دهد، با پسرش، با همسرش می‌تواند قشنگ رابطه خیلی عالی داشته باشد؛ بی‌حوصله نسبت به همسرش نیست.@در تمام روابط، روابط جنسی، عاطفی، کلامی، روابط اقتصادی، در تمام زمینه‌ها این آدم دل زنده است بانشاط است، نمی‌گوید حوصله زنم را ندارم، دائم می‌خواهند از هم فرار کنند و همدیگر را نبینند و از دست هم در بروند و از وظائفی که نسبت به هم دارند طفره می‌روند، این یعنی دل زندگی ندارد این اصلاً دل زنده نیست، دل بخش حیوانی‌اش حیات ندارد.@با پسرش نمی‌تواند رابطه داشته باشد، اصلاً حوصله ندارد این پسر را بغل کند، کنار این بچه بخوابد، با این بچه بازی کند، و بچه را بیرون ببرد و با هم پارک بروند، و با هم باشگاهی بروند، این آدم اصلاً حس ندارد، یک تصمیمی گرفته حالا هم در آن مانده، در این بخش الان دل مرده است، در مسائل اجتماعی، سیاسی همینطور دلمردگی دارد در این بخش قلب و دل ندارد.@بعضیها در کار علمی اینطوری هستند، بعضیها در کار علمی‌شان تا آخر عمر مطالعه می‌کند کلاس می‌رود، کتاب می‌نویسد، مقاله می‌زند، تحقیق می‌کند، از دیپلم، کارشناسی می‌رود، از کارشناسی، ارشد می‌شود، از ارشد، دکترا می‌رود، از دکترا بالاتر می‌رود، بعد کنفرانسهای بین‌المللی شرکت می‌کند، مقاله می‌زند ISI، و کجا و... کتاب می‌نویسد.@این نشاط دارد در کار علمی‌اش هر وقت او را می‌بینی الان 70 سالش است اما فوق‌العاده بانشاط، عالی کار علمی انجام می‌دهد در این کار دل دارد.@در بخش انسانی ما خیلی وقتها بی‌دل هستیم، اصلاً دل نداریم، یعنی نماز را می‌خوانیم اما دل و قلب وسط نمی‌آید، رابطه با اهل بیت را احترام می‌گذاریم و قبول داریم ولی دل نمی‌آید وسط رابطه با اهل بیت.@برای همین امام زمان را خیلی دوستش داریم، اما شما نگاه کنید مردم شعبان که می‌آید چکار می‌کنند، اما امام زمان 1180 سال است که آواره است، آواره، طرد شده، تنها و یگانه، چون مردم با دلشان با این آقا زندگی نمی‌کنند این وسط زندگی ما نیست، در تصمیم‌گیریهای جمادی و گیاهی و علمی و حیوانی و عقلی ما حضور ندارد.@اگر امام زمان وسط زندگی ما بود که همه چیز مبارک بود، اما ضمن اینکه ما به او احترام می‌گذاریم، ممکن است پول هم خرج کنیم و شام و ناهار هم بدهیم جشن هم بگیریم، ولی با دل وسط نمی‌آییم.@ ولی خب حالا یک رابطه محترمی یا یک رابطه عاطفی ضعیف در حدی که به بخشهای حیوانی‌اش لطمه نخورد، به بخشهای چهارگانه‌اش لطمه نخورد، بله در آن بخش رابطه عاطفی هم برقرار می‌کنیم، ولی وسط نیست دل ندارد، الان چرا غایب است؟ چون ما با دل با امام زمان رابطه برقرار نکردیم دل ما حیات ندارد در ارتباط با خانواده آسمانی، با فرشته‌ها، بهشت، انبیاء، صدیقین.@می‌گوییم 40 سال نماز می‌خوانیم و می‌گوییم «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» ما را به راه کسانی هدایت کن که به آنها نعمت دادی، اینها را هم خود قرآن می‌گوید که چهار دسته هستند انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین؛ ولی می‌گوید در زندگی‌ات بگو ببینم پنج دقیقه با یکی از این چهارتا گروه رابطه عاشقانه داشتی؟ با انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین دل به آنها دادی؟ انس و ارتباط و رفت و آمدی؟ هیچی.@این همه فرشته خدا گذاشته خادم ما، عاشق ما هم هستند و دوستمان دارند «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ» آنقدر فرشته‌ها ما را دوست دارند که خدا می‌گوید بسیاری از اینها مدام با دلشوره به خدا می‌گویند خدا این بنده را ببخش، آنقدر نگران ما هستند دائماً استغفار می‌کنند.@این همه رفقای خوب ما در فرشته‌ها داریم الان کجای ارتباط با فرشته‌ها هستیم؟ فرشته‌ها کجای زندگی ما هستند؟ صبحها که می‌آیند، غروبها که می‌روند، گروه دیگر که می‌آید، اصلاً رؤسای فرشته‌ها، الان عزرائیل کجای زندگی ماست؟ یک فرشته خوشکل و مهربان و ناز، ما از او می‌ترسیم.@جبرئیل، اسرافیل، میکائیل، شهدا الان کجای زندگی ما هستند؟ ما با شهدا چه رابطه عاشقانه‌ای داریم، فرمود شهدا ذخائر عالم بقا هستند یعنی اینها یک آدمهای گردن کلفتی هستند آنجا هر یکی از آنها ریاستی دارد، بعد ما با شهدا اصلاً هیچ رفت و آمدی نداریم، می‌گوییم من اگر بهشت زهرا بروم دل مرده می‌شود، دل مرده چیست؟! تو بهشت زهرا بروی دلت زنده می‌شود، روی با خانواده و اصلت رابطه برقرار می‌کنی اصلاً دل ندارد.@در رابطه با ماه رمضان می‌بینی شخص دل ندارد، دلش حیات ندارد، با خدا نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، 40 سال نماز می‌خواهد چهار رکعتش دو رکعت بشود خوشحال است، چون با دل وسط نیامده، مسافرت می‌رود می‌گوید آخ جون نماز شکسته شد.@حجاب را رعایت می‌کند ولی دل ندارد وسطش اینطوری نیست، کیش و دبی و ترکیه برود تمام است، یا آقا است اینجا رعایت می‌کند پایش خارج از کشور باز بشود می‌بینی که به فساد می‌کشد چون اصلاً آن مقداری هم که در دین بود با دل در دین نبود، این بخش فوق عقلانی دل ندارد.@اجباری قبول کرده، گفتند اگر نکنی جهنم می‌روی حالا رعایت می‌کند یا به خاطر مسائل اجتماعی و شغلی و خانوادگی هست رعایت می‌کند، اما طبیعت این آدم همان وحشی هست که حضرت می‌گوید شهوت الطبع، این الان زنش نباشد غوغا می‌کند، شوهرش نباشد غوغا می‌کند.@من دیدم خارج از کشور یک موقعی افراد می‌آیند چه خانم چه آقا مجردی می‌آیند آنهایی که طبیعت‌گرا هستند آنجا خلاصه خودکشی می‌کنند، چون آن که رعایت می‌کرد دل وسط نبود.@حضرت می‌فرماید «الصوم و فیه حیات القلب» روزه که می‌گیرد دل زنده می‌شوید یعنی یواش یواش از این چهارتا غریبه‌ها فاصله می‌گیری یکذره رفیق و آشنا می‌شوی دل پیدا می‌کنی، عاشق می‌شوی انس می‌گیری، از خیلی چیزها خوشت می‌آید.@قبلاً بدت می‌آمد، از گناه بدت می‌آید قبلاً خوشت می‌آمد پس دل پیدا کردی، متنفر از گناه و محدودیت می‌شوی، قبلاً از نماز و روزه و عبادت و قرآن متنفر بودی الان نه از خدا لذت می‌بری از ذکر و غیب و قرآن و حلقات انس لذت می‌بری، حضرت فرمود اینها چی هستند؟ اینها محافل بهشتی هستند حلقه‌های ذکر محافل بهشتی هستند.@فرمود شما بچرید در مرتعهای بهشت، گفتند آقا مرتع بهشت چیست؟ فرمود حلقات ذکر، جاهایی که روضه و عزاداری و شادی برای اهل بیت هست نماز جماعت و نماز جمعه هست آدم شاد می‌شود خوشش می‌آید دوست دارد. لذا یواش یواش به مستحبات و توسلات و ذکر می‌کشد.@این درخانه هم که تنها باشد سر کارش هم تنهاست الان پشت ماشین نشسته، دارد رانندگی می‌کند ولی دلش جای دیگر است ذکر می‌گوید، قشنگ دل پیدا کرده این آدم دلدار شده، می‌گوید «و فیه حیات القلب» این آدم زنده می‌شود، حیات چی پیدا می‌کند؟ به این حیات در قرآن چه می‌گویند؟ حیات طیبه و حیات انسانی.@این حیات انسانی چطوری به دست می‌آید؟ می‌گوید هر چه خدا و رسول در این چهار مورد (دستم را نگاه کنید) گفتند رعایت کنید یک حیات جدید و یک زندگی جدید است سوره انفال «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ» اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت می‌کنند به چیزی که آن چیز به شما حیات می‌‌دهد.@یعنی اگر خدا و رسول را در این چهارتا اجابت کردید دل پیدا می‌کنید یک تولد و حیات جدید، می‌گوید به چیزی که آن چیز شما را حیات می‌دهد. اجابت نباشد، در این چهارتا معصیت باشد تو حوصله خدا و بهشت و خانواده آسمانی و معنویت و انسانیت را اصلاً نداری، اصلاً حوصله‌اش را نداری، شهوتها و میلها و معشوقهایت می‌آید در این پایین‌ها قرار می‌گیرد.@ولی آدم وقتی که دلدار می‌شود شهوتش هم آنطرفی می‌شود، اینکه در روایت داریم خدایا شهوت من را در خودت قرار بده، یعنی چی؟ یعنی هوس تو را بکنم، دلم برایت تنگ بشود، به کامجویی از تو بپردازم، بتوانم بیایم از تو کام بگیرم خدایا.@ادعیه را نگاه کنید حداقل یک بار توصیه می‌کنم عزیزان حداقل یک بار، جسارت نمی‌کنم بگویم دو بار، یک بار مناجات خمس عشر را بخوانید، ببینید حضرت دائم می‌گوید که من دوستت دارم، عاشقت هستم، سهم من را زیاد کن، دائم نق و غر هم که هست همین است.@سهم من را در ارتباط با خودت زیاد کن «ارزقنی حبک و حب من یحبک» بیشترین سهم را به من بده، من را بیشتر بپذیر، من را به انس‌ات بیاور دائم این است، چون چی پیدا کرده؟ دل پیدا کرده، اول عاشق نبود متنفر بود فراری بود، ولی حالا که عاشق شده صاحب دل شده دیگر حالا تحمل دوری از معشوق را ندارد دیگر نمی‌تواند تحمل کند، یکسره دائم بیشتر می‌خواهد چون دل پیدا کرده.@دعای سحر را دیدید، دعای سحر شما می‌گوید، بعد می‌گویید «کله»، اولش یکی را می‌گویید، بعد می‌گویی نه همه را می‌خواهم «اللهم انی اسئلک ببهائک کله» همه را «کله» می‌گویید، یک دعایی هم شبیه دعای سحر در روز داریم از امام باقر (علیه السّلام) معرکه است آن هم همینطور، در آن هم می‌گوید من همه را می‌خواهم چون دل پیدا کرده.@آنوقت در این بخش آدم بینهایت‌طلب است و چون دل پیدا کند حالا چه می‌خواهد؟ بینهایت را می‌خواهد، لا اله الا الله می‌شود، معشوق این بخش بینهایت است. الله گفتیم یعنی چی؟ یعنی کمال بینهایت و مطلق؛ می‌گوید این بخش من با محدود و موقت سیر نمی‌شود من نامحدود را دوست دارم.@به قول حضرت ابراهیم «لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ» من افول‌کننده‌ها را خوشم نمی‌آید من دوست دارم معشوقم همیشه کنارم باشد. ماه رمضان این کار را با آدم می‌کند، ماه رمضان اگر آدم هواسش باشد که آدم است و شروع کند به روزه گرفتن.@یکدفعه می‌بینی که هوسها و عاشقی‌اش شروع می‌شود شهوتهای فوق عقلانی پیدا می‌کند هوسهای فوق عقلانی پیدا می‌کند بعد هم این ماه رمضان می‌خواهد برود می‌بینی که غصه‌اش می‌گیرد آخر ماه مبارک آن دعای مناجات امام سجاد را ببینید چقدر قشنگ است.@می‌گوید ای عید خدا که ما خیلی منتظرت بودیم دیر آمدی زود هم داری می‌روی، اصلاً عاشقانه با این ماه حرف می‌زند برای ماه شعور قائل است با یک فصل عاشقی با یک ماه عسل دارد به عنوان یک شخصیت حقیقی صحبت می‌کند.@شما کجا دیدید یک نفر با زمان عاشقی خودش صحبت بکند به عنوان یک شخص حقیقی؟ آدم بالأخره عاشقی را در یک زمانی انجام می‌دهد.@یکی کسی می‌گوید من از پنجشنبه‌ها خوشم می‌آید چون در این پنجشنبه‌ها من فلان کارهای مورد علاقه‌ام را می‌رسم انجام بدهم، پنجشنبه‌ها برایش چه می‌شود؟ دوست داشتنی می‌شود، یک کسی می‌گوید نه من دوشنبه‌ها اینطوری هستم، یک کسی می‌گوید من شنبه‌ها اینطوری هستم، یکی می‌گوید من یکشنبه‌ها را دوست دارم.@بعد می‌گوییم حالا چرا این روز از هفته را دوست داری؟ افراد چرا بعضیها روزهای خاصی از هفته را دوست دارند؟ (به دست من نگاه کنید) چون در آن روز هفته به یکی از این پنج معشوقشان بیشتر می‌رسند، اگر در بخش گیاهی باشد می‌گوید این روزها من باشگاه می‌روم، خیلی باشگاه حال می‌دهد، دارد می‌رود کار بدنی می‌کند.@این روزها من صبح تا غروب می‌توانم در بورس باشم، تهران بورس می‌روم آنجا می‌نشینم اصلاً آنجا نفس دارد آنجا حال می‌دهد، راست می‌گوید چون حیات دارد مناسب آن بورس این دل دارد، اصلاً آنجا می‌رود در فضای بورس زنده می‌شود چون برای بحث بورس دل دارد.@ما چرا از روزهای خاص، آدمهای خاص، مکانهای خاص خوشمان می‌آید یا نمی‌آید؟ برای اینکه یک رابطه‌ با معشوقهای ما دارند، یک رابطه‌ای با چی دارند؟ با محبوبها و معشوقهای ما دارند.@یک شعر برای شما بخوانم چقدر هم قشنگ است، خدا رحمت کند بزرگان و حکما و عرفای ما این را از مرحوم مولانا برای شما بخوانم: (چشم‌بند آن جهان حلق و دهان) یعنی غذا، لقمه، حلق و حرف زدن، وراجی کردن، پر حرف زدن، حرف بد زدن، زیاده‌گویی کردن، نیش‌دار حرف زدن، می‌گوید این دوتا چشم تو را کور می‌کند، چشم‌بند توست، نمی‌گذارد آن بالابروی و ببینی.@پیامبر فرمود اگر دل و کلامتان را کنترل می‌کردید هر چه من می‌دیدم شما هم می‌دیدید و هر چه من می‌شنیدم شما هم می‌شنیدید، پس مانع کجاست؟ کلام و حلق‌تان.@

این دهانت را ببند، سکوت یک داستانی است، سکوت مثل گرسنگی می‌ماند که خودبه‌خود خود سکوت آدم را می‌رساند، همین کم حرف زدن، سکوت کردن، آنجا که آدم می‌تواند نزند. یکی از افراد از مرحوم آیت الله بهجت گله کرده بود شاگرد مرحوم قاضی بود.@گفته بود این آقای بهجت نیم ساعت که ما پیش او هستیم یک کلام اصلاً حرف نمی‌زند، آقای مرحوم قاضی یک نگاهی می‌کند می‌گوید چرا حرف می‌زند تو نمی‌شنوی، می‌گوید چه می‌گوید حرفی نمی‌زند؟ می‌گوید او دارد با سکوتش می‌گوید اگر می‌خواهی رشد و ارتقا پیدا کنی چکار کن؟ سکوت کن، سکوت خیلی غوغاست خیلی جاها آدم را می‌برد.@جای دیگر مرحوم مولانا می‌گوید:

که داستانش هم مفصل است شعرهای خیلی قشنگی دارد، این یک فرمول خیلی قشنگ دارد می‌دهد، می‌گوید تا هوا تازه است ایمان تازه نیست، هوا این چهارتا را گفتیم، هوای نفس، طمعهای این چهارتا، می‌گوید تا تو در اینها با شهوت هستی، به این چهارتا دل می‌دهی ایمانت تازه نمی‌شود، ایمان کهنه می‌شود و از بین می‌رود.@

دهان شما قفل چیست؟ دروازه آسمان است، این را ببندی قفل چه می‌شود؟ باز می‌شود، این را ببند، در خانه هستی مواظب باش حرفی نزنی زن و بچه ناراحت بشوند، حرفی نزنی شوهرت دلگیر بشود، جلوی زبانت را بگیر، نیش و غر و نق نزن، مچ نگیر، فضولی و تجاوز در کار همدیگر نداشته باشید، دائم به همدیگر گیر ندهید.@بگذار وقتی که همسرت کنارت هست آرام باشد و لذت ببرد، برایش آرامبخش باش نه اینکه همه‌اش با حرف زدن و نق زدن و غر زدن یکسره روی اعصاب همدیگر بروید و همدیگر را وحشی بکنید این اصلاً خوب و قشنگ نیست.@جای دیگر هم با باجناق و جاری و دوست نشستی مراقبت کن، اگر هم حرف می‌زنید حرفهای قشنگ بزنید، بگویید و بخندید، خوب است، ولی همدیگر را آزار ندهید و به همدیگر حمله نکنید به قول امام رضا فرمود همدیگر را ندرید، دریده حرف نزنید، همدیگر را پاره نکنید این خیلی مهم است.@دیشب که منزل استادمان بودیم ایشان داشت تعریف می‌کرد می‌گفت یک آقایی بود با اسلحه داشت بازی می‌کرد یک تیری در می‌رود و به پلکش می‌خورد و پلکش را می‌برد، می‌گفت این رفته بود خودش را منطقه رسانده بود، آنجا گفته بود تیر خوردم اینطوری شدم، چی شده بود؟ بعد خودش را هم اینطوری جا زده بود.@می‌گفت دو سه نفر می‌دانستند بعد می‌گفت اینها آنقدر آدمهای باحیایی بودند راز این را اصلاً فاش نمی‌کردند، می‌دانستند، ولی مُهر روی لبشان هست، ادب، آبروی کسی را نمی‌برند، حالا بله یک لغزشی می‌دانید، برای چه آبرویش را می‌بری؟!@آبروی کسی اینطوری اینطوری، یعنی چی؟! این غیب است، این هفتاد برابر بالاتر از زناست، حالا یک کاری کرده، عیب هم هست، وقتی تو می‌روی می‌گویی، می‌فهمی که خودت را به چه جهنمی می‌اندازی؟! اصلاً او زنا کرده، زنا برای کدام عضو است؟ بدن است، در جهنم بدن می‌افتد، ما جهنم بدن داریم.@ما گناهانی داریم که مربوط به بدن است، یعنی این پنج عضو اگر گناهی بکنند جهنمی هست مخصوص این اعضای بدن، این جهنم بالاترین درجه بهشت است که عذابش از همه چی؟ کمتر است.@اما وقتی که تو غیبت می‌کنی عذابش خیلی عمیق است قرنها آنجا گیر می‌کنی آن برایش هفتاد تا زنا است یک مدت هست نجات پیدا می‌کند تو زنا نکردی غیبتش را کردی ولی حالا حالا برو قرنها آنجا بمان به خاطر اینکه غیبت این آقا را کردی یک تهمت به او زدی، با عصبانیت با او برخورد کردی، به او نیش زدی.@او زنا کرده، دزدی کرده، مشروب خورده زودتر از تو از جهنم در می‌آید تا تو که رفتی راز این را فاش کردی آبروی این را بردی، آبروریزی مگر شوخی است آدم راجع به آبروی یک کسی حرف بزند راجع به شخصیت یک کسی راحت حرف بزند و یک چیزی بگوید.@اصلاً راست است او هم این کار را کرده، تو چطوری می‌توانی بروی بگویی، اصلاً چطوری می‌آید، اصلاً این آدم نمی‌فهمد آنقدر بیشعور است متوجه نیست مثل آدمی که رفته بود با مدفوع و لجن نوشته بود نظافت را رعایت کنید!@جهنم اخلاق بسیار بسیار بسیار به توان بسیار طولانی‌تر و دردناک‌تر از جهنم اعمال است؛ بدبینی، بداخلاقی، حسادت، خودبرتربینی، خودشیفتگی اینها خیلی وحشتناک است.@می‌گوید این دهان جز قفل آن دروازه نیست؛ این را داشته باشید. مراجعه می‌دهم شما را حتماً به مجموعه کامل این شعر، شعرها را بخوانید، دیگر الان نمی‌خوانم چون می‌خواهم به روایت هم برسیم.@فرمود: «صوم النفس عن لذّات الدنيا أنفع الصيام» نفستان را از لذتهای چهارگانه صیام بدهید پرهیز بدهید امساک داشته باشید. شما وقتی که یک ماه رمضان می‌آیید از لذات دنیا روزه می‌گیری می‌فرماید پرنفع‌ترین روزه‌هاست.@نه اینکه فقط جلوی شکمت را بگیری و بعد مثلاً شبها بیافتید در مجالس افطاری و اینها، و در این افطاریها یک عالم حرفهای بد و غیبت، اینطوری که نمی‌شود مهمانی افطاری داری ولی در آن معصیت است آن هم معصیت در ماه رمضان، این خیلی وحشتناک است.@چطور اعمال خوب درصدها چند برابر می‌شود، در ماه رمضان گناه هم اینطوری هست بیشتر قلب آدم را تیره می‌کند بیشتر آدم را وحشی می‌کند.@روایت بخوانم برایتان از وجود مقدس آقا امام زین‌العابدین (علیه السّلام)، بعضی از روایتها هست در مورد سیرخوری و پرخوری است، می‌فرماید که: «الشَّبَعُ یُفْسِدُ الْوَرَعَ» پرخوری، شما گناه نکردید، دارید پرخوری می‌کنید، در معصیتها و لیست معصیتها نیست، ولی می‌گوید این پرخوری، خودداری و تقوای تو را نابود می‌کند.@تقوا را جلسه قبل گفتیم که چه گوهر بزرگی است یعنی هر جا از محدویتها فرار کردی و آزاد کردی پرخوری نگه‌ات می‌دارد و دوباره زندان‌ات می‌کند، برای همین گفتم بعضیها 17 ساعت روزه را می‌گیرند افطار می‌افتند به پرخوری، همه آن ورع و پرهیزهایی که داشتند را فاسد می‌کند 17 ساعت را خراب می‌کند و دور می‌ریزد.@لذا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) چه فرمود؟ «رُب صائم لیس له من صیامه إلا الجوع و العطش» چه بسیار روزه‌داری که بهره‌ای از روزه‌اش جز گرسنگی و تشنگی نمی‌برد، بنده خدا 17 ساعت نفس را تمرین داده نفس را تغذیه کرده، تقوا پیشه کرده، خودش را سبک کرده، یکدفعه می‌افتد به افطار، به جای اینکه هواسش باشد که الان وقت این کارها نیست، شروع می‌کند خلاصه تلافی کردن و عُقده‌ای برخورد می‌کند با این تمرینی که داشته.@دقیقاً مثل یک آدمی است، مثلاً اینها که دارند رژیم می‌گیرند، تو برای چه رژیم می‌گیری؟ برای اینکه لاغر بشوی، بعد یواشکی بروی دوباره...؛ یک بنده خدایی بود مریض بود، بعد گفته بود اگر نگیری می‌میری، باید بگیری، بعد تقوایش را نداشت بگیرد، می‌گفت مردیم و مردیم.@یک نمونه‌ای بود پدر خانم من تعریف می‌کرد، می‌گفت در کارخانه ما یک کسی بود که کله‌پاچه برایش سمّ بود، گفت این یک مدت خودش را نگه می‌داشت بعد می‌گفت ما یک روز می‌آمدیم می‌دیدیم از صبح زود دیزی را گذاشته کله‌ پخته، بقیه را هم صدا می‌کرد.@بعد می‌گفت سفره را که می‌انداختیم این زنگ می‌زد آمبولانس، تا آمبولانس می‌آمد می‌خورد، بعد حالش خراب می‌شد بیهوش می‌شد او را بیمارستان می‌بردند چند روزی بیمارستان، بعد این کله‌پاچه نمی‌خورد.@همچین که حالش خوب می‌شد، می‌گفت یک مدتی می‌گذشت دوباره یک ماه بعد صبح می‌آمدیم می‌دیدیم این کله‌پاچه گذاشته، دوباره همینطوری اَلو اورژانس بیا، گوشی را می‌گذاشت و کله‌پاچه را می‌خورد، گفت همینطوری مُرد، بالأخره یک روزی اورژانس هم به دادش نمی‌رسد.@مثل کسانی که قند دارند، دکتر مثلاً می‌گوید نخورید پرهیز کنید، در خانه هم مثلاً نق و غرهای همسر هست بچه‌ها هستند مراقب هستند، به او قند نمی‌دهند دائم می‌گویند بابا نخور برایت بد است، مامان برایت بد است، جلوی آنها رعایت می‌کند تا آنها بیرون می‌روند یواشکی تلافی در می‌آورد.@این دقیقاً کار احمقانه‌ای است تو بالأخره داری می‌میری باید پرهیز کنی اصلاً تو خودت داری باشگاه می‌روی و رژیم می‌گیری بعد یواشکی تلافی در می‌آوری. این بی‌تقوایی در ماه رمضان هم همین است. حالا حضرت چی می‌فرماید؟ پرخوری تمام زحماتت را هدر می‌دهد چه جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه عقلی، چه فوق عقلی.@پرخوری برای هر پنج بخش ضرر دارد خوش به حال کسانی که کم غذا و کم خور هستند. «الشَّبَعُ یُورث الْأشر و یفسد الورع» باز آن «یفسد الورع» سر جای خودش هست پرهیزهایتان همه را خراب می‌کند، هر چه پرهیز کردید پرخوری خرابش می‌کند.@اما یک نکته خیلی مهمتر حضرت می‌فرماید، می‌فرماید که پرهیز برای آدم سرمستی و وحشی‌گری می‌آورد، شما وقتی که پرخوری می‌کنید در همه جهت آدم را وحشی می‌کند، زیاده‌خواه و هیجانات مختلف انسان را بالا می‌آورد.@دیگر چه ضررهایی دارد؟ «إدْمَانُ الشِّبَعِ يُورِثُ أنْواعَ الوَجَعِ» ادامه دادن یعنی دائماً پرخوری کردن انواع دردها و مریضی‌ها را در بدن می‌آورد. شما وقتی که دکتر می‌روید وقتی که از ما آزمایش می‌گیرد می‌گوید اینجاها را زیاده‌روی کردید، اینجا اینها را پرهیز می‌دهد این و آن را نخور، یک جایی زیاده‌روی کردی، انواع مریضیها.@لذا حضرت می‌فرماید که به جای اینکه این همه دکتر بروید و دارو بخورید شکمتان را سبک نگه دارید، اصلاً نه به دارو و دکتر احتیاج پیدا می‌کنید نه دواهای تلخ می‌خواهد بخورید این را سبک نگه دارید.@«بِئْسَ قَرِينُ الوَرَعِ الشِّبَعُ» چه بد یاری هست برای پرهیزهای شما پرخوری. «نِعْمَ عَوْنُ المَعاصِي الشِّبَعُ» چه یار خوبی است برای طغیان و معصیت پرخوری. پس ظاهراً در لیست گناهان کبیره هم وجود ندارد، چرا در بخش اسراف هست از باب اسراف جزء گناهان کبیره است.@ولی همین انسان را گرفتار می‌کند و منشأ آن همه طغیان می‌شود. حالا ببینید امام زین‌العابدین چه می‌گوید، اینها را که خواندم همه از وجود مقدس امیرالمؤمنین بود. «ان العاقل عن الله الخائف منه العامل له لیمرن نفسه و یعودها الجوع حتی ما تشتاق الی الشبع و كذلك تضمر الخیل لسبق الرهان» چقدر جالب است این امام سجاد (علیه السّلام) این فرمایش را دارند.@«ان العاقل عن الله» کسانی که تعقل و تفکر در خدا دارند، به خدا می‌اندیشند، اهل معرفت هستند «الخائف منه» از خدا می‌ترسد «العامل له» برای خدا دارد کار می‌کند، پس باید چکار کند؟ می‌گوید باید خود را به گرسنگی تمرین دهد.@عزیزی که می‌آید می‌گوید من سه تا اردوی اسماءالله بودم ولی الان حالم بد است برای چیست؟ برای اینکه به لوازمش عمل نمی‌کند، اردوی نسیم حیات 1 ـ 2 ـ 3، اردوی فکر، اردوی ذکر.@باید دقت کنیم، باید خود را بر گرسنگی تمرین و عادت دهد چندان که به سیری (تعبیر عربی‌اش خیلی قشنگ است) می‌فرماید«حتی ما تشتاق الی الشبع» مشتاق گرسنگی می‌شود تا جایی که دوست ندارد مشتاق پرخوری نیست اشتیاقش را به پرخوری از دست می‌دهد چون آدم محتاطی است می‌خواهد پرواز کند.@دیدید الان هنرمندان و ورزشکاران چطوری اشتیاقشان را به پرخوری از دست می‌دهند؟ می‌گوید می‌خواهم بازی کنم جلوی دوربین بروم باید هیکلم چه باشد؟ مناسب باشد، شهوت غذا هم داشته باشد جلوی شهوتش را می‌گیرد، می‌گوید نه من هیکلم خراب می‌شود.@تمام هنر من در هیکلم است من ورزشکار هستم فردا می‌خواهم بروم کشتی بگیرم باید عضله درست کنم نمی‌توانم بنشینم پرخوری کنم، فردا کشتی نمی‌توانم بگیرم، فردا پرش نمی‌توانم بکنم.@در همه رشته‌های ورزشی ورزشکاران چرا اینقدر احتیاط می‌کنند و نمی‌خورند تقوا دارند؟ این تقوا است ولی تقوایشان برای خدا نیست، برای چیست؟ برای این است.@حتی اگر برای خدا هم نیست اثر ذاتی دارد. برای همین امام فرمود ورزشکاران برای درک معارف از بقیه مردم آماده‌تر هستند، چرا؟ برای اینکه برای خدا صوم نداشته، چرا ورزشکاران آماده‌تر هستند؟ چون تمرین نفس داده نفس را مؤدب کرده؛ یک مقدار مبارزه با نفس کرده یا نه؟ هست، سبکی در خودش ایجاد کرده یا نه؟ در یک بخش در خودش سبکی ایجاد کرده.@این ورزشکار برای دریافت معارف آماده‌تر است تا یک آدم غیر ورزشکار، چون این تنبل است، ورزشکار صبح از خانه بیرون می‌زند ورزش می‌کند تمرین می‌کند صبح و عصر و شب، بالأخره جلوی نفسش می‌ایستد و نفسش را به تمرین وادار می‌کند.@این آدم برای جذب معارف آماده‌تر از یک غیر ورزشکار است چون غیر ورزشکار تنبل است می‌ترسد از ورزش، شجاعت برخورد با شهوت بدنش را ندارد، لذا شکست خورده است این آدم یک آدم شکست خورده‌ای است ورزشکار یک آدم پیروز است حتی اگر برای خدا هم ورزش نکرده باشد.@بعد حضرت مثال می‌زند، ببینید چقدر قشنگ می‌فرماید: «و كذلك تضمر الخیل لسبق الرهان» همینطوری اسبها را برای مسابقه تمرین می‌دهند، اسبهایی که پرخور هستند نمی‌توانند مسابقه بدهند.@اسبهایی که برای مسابقه هستند دیدید هیکلشان چطوری است، چقدر ورزیده است، عضله و بدن این اسب چطوری است، اسبی که به پرخوری عادت کند مسابقه نمی‌تواند بدهد، می‌دود ولی مسابقه نمی‌تواند بدهد فایده ندارد.@حضرت می‌گوید اگر کسی می‌خواهد «لسبق الرهان» برای بردن و جایزه گرفتن اسبها را ورزیده و لاغر می‌کنند. می‌گوید چرا فلانی خواب می‌بیند من نمی‌بینم؟ چرا فلانی کشف دارد من ندارم؟ چرا فلانی حالتهای معنوی خوب دارد؟@چون تو ورزیده نشدی، ارتباط با غیب، ارتباط با فرشته‌، ارتباط با شهدا، ارتباط با انبیاء و ائمه ورزیدگی می‌خواهد، رفتن به برزخ ورزیدگی می‌خواهد، باید تمرین کرده باشید، شما می‌خواهید مسیر طی کنید بروید وارد برزخ بشوید، خوابیدن ورزیدگی می‌خواهد.@بعضیها هستند اصلاً بلد نیستند خواب بکنند، یعنی دو ساعت سه ساعت در رختخواب غلت می‌زند چون خوابش به درد نمی‌خورد. اگر کسی بخواهد به عالم بالا ورود کند خوابش را نتواند کنترل کند و مدیریت خواب نداشته باشد این اصلاً به درد این کار نمی‌خورد.@مثل یک آدم مثلاً 150 کیلویی بگوید من می‌خواهم بروم ژیمناستیک و حرفه‌ای کار کنم، این اصلاً به درد این کار نمی‌خورد برو خودت را تراش بده بعد بیا. یک آدمی که مشکل خواب دارد این در خواب می‌غلتد، کسی که می‌بینی ورزیده است این الان تمرین کرده همین که سرش را می‌گذارد می‌خوابد، صدایش می‌کنی مثل فنر بلند می‌شود چون توانسته غلبه کند.@این آدم که غلبه بر خواب دارد حالا این آمادگی دارد یواش یواش بعد از مراحل خواب را هم برود، ولی این بنده خدا یکسره در رختخواب دارد زجر می‌کشد دائم غلت می‌زند از اینطرف و آنطرف، تا صبح این کابوس دارد، نمی‌تواند بخوابد.@حضرت می‌گوید همانطور که اسبها را لاغر و ورزیده می‌کنند تو هم باید همینطور باشی. در این چهارتا زیاده‌روی نکنید، فقط قضیه شکم نیست در هر بخشی باید زیاده‌روی نکنید. کار علمی است شهوت نداشته باشید.@گفت (تا هوا تازه است ایمان تازه نیست) شما الان مثلاً خودت را تربیت کردی خیلی خوب و عالی حس معنوی ماه رمضان گرفتی بعد از فردا در شبکه مجازی می‌روید شما دائماً وقتی که دارید پرسه می‌زنید در شبکه مجازی هوسهایت تازه می‌شود، عکسهایی که روی صفحه برایت می‌آید و برایت می‌فرستند تصویرهایی که به تو می‌دهند.@ماهواره‌ای که داری نگاه می‌کنی، ماهواره+ می‌گذارد تو هوست تازه نشود؟ دائماً تازه‌ات می‌کند، فضاها، محیطها، دانشگاه‌ها، محلهای شغل، جاهایی که آدم هوسش را تازه می‌کنند این آدم کودن می‌شود اصلاً شعور انسانی و آسمانی و غیبی‌اش را از دست می‌دهد این فقط یک گیاه است، یک خانم است یا یک آقاست اصلاً نمی‌تواند بالا بکشد چون دائماً هوسهای تازه دارد.@(تا هوا تازه است ایمان تازه نیست) این از صبح پای ماهواره نشسته، شبکه مجازی دارد یکسره در این کانال و آن کانال دارد پرسه می‌زند این دائماً هوسهایش تازه می‌شود، یک کسی که پای سریال می‌نشیند و دیدنیها و شنیدنیهایش را کنترل نمی‌کند دائماً هوسهایش تازه است، این الان چطوری می‌تواند.@یک محیط وحشتناکی برای کار و شغل و زندگی‌اش انتخاب کرده حالا در آن محیط چشمش دائماً چیزهایی را می‌بیند که دائم می‌خواهد، گوشش چیزهایی می‌شنود که می‌خواهد، این چطوری می‌تواند رشد کند؟ این زمینگیر و لَخت است، فربه شده، ممکن است هیکلش هم خیلی خوب باشد، هیکلش را توانسته کنترل کند، ولی روح کنترل شده نیست روحش چاق است اضافه وزن دارد در بخشهای خیالی و وهمی.@تا می‌خواهد نماز بخواند دو رکعت می‌خواهد با خدا حرف بزند، با معشوقش است، همه چاقیها به او حمله می‌کنند چون اضافه وزن دارد اضافه وزنهای خیالی و وهمی اصلاً نمی‌گذارد این آدم با غیب ارتباط برقرار کند، اضافه وزنهای عقلی نمی‌گذارد، این را سبکش کن.@من که دارم الان یک موقعی دانشگاه‌ها تدریس می‌کنم برای اساتید دانشگاه‌ها و دکترها، به آنها می‌گویم شما زیادی دکتر هستید، یک کمی کمتر دکتر باشید، یکذره دیر دکتر بشوید.@تو الان دیگر دکتر هستید شوهر نیستی، تو الان دکتری، بابا نیستی، دکتری تو را سنگین کرده بابای خوبی نیستی، دکتری سنگین‌ات کرده شوهر خوبی برای زن‌ات نیستی اصلاً وقت نداری برای زن و بچه‌ات، خانم دکتر، خانم مهندس، شما فقط خانم دکتر و خانم مهندس شدی تو نه مادر خوبی هستی نه همسر خوبی، سنگین شدی.@مثل اینهایی که کار سیاسی می‌کنند، از بس می‌افتند در حزب و سیاست یکدفعه می‌بینی زن و بچه‌هایش از دست رفتند، الان اینطوری کم داریم؟ داستان آقازاده‌ها که اصلاً برخلاف منش پدرشان زندگی می‌کنند چطوری است چون این آدم چسبیده به ریاست‌بازی و شهوتهای خودش، بچه بی‌تربیت بار آمده همسرش بی‌تربیت است، این مصائب درست می‌شود.@آن قسمت چاقی دارد آن آدم دائماً شهوتهای تازه دارد با مسائل سیاسی، الان مدیرکل، استاندار، نماینده مجلس، وزیر، و ده جای دیگر هم می‌خواهد مدیریت داشته باشد، این شهوتهایش همیشه تازه است.@بعضیها شهوتهای علمی دارند این پروژه، مقاله، جلسه، سمینار، کتاب، همه‌اش کتاب‌بازی تا آخر عمر، بنشینیم 15 سال حالا یک دایره المعارف بنویسیم، خوب است بنویسید، ولی هواست باشد چاق نشوی، علم‌زده نشوی، یک جایی درش را ببند برو سراغ پدر و مادر و همسرت برو، آدم را چاق می‌کند.@معنویتهای کشکی هم همینطور است، هیئت‌بازی، مسجدبازی با آدم همین کار را می‌کند صبح تا شب هیئت و مسجد و مدرسه و اینطرف و آنطرف، بعد می‌بینی بچه‌اش، زنش از دست رفته پدر و مادر از دستش ناراحت هستند، با هیئت‌بازی که تو نمی‌توانی، باید تعادل داشته باشی.@اگر کسی یک شب کنار پدر و مادرش بماند، علامه است شوخی نیست، می‌گوید یک شب امام به نوه‌اش گفت، نوه‌ دختری امام گله کرد، به امام گفت آقا این بچه خیلی اذیت می‌کند، امام گفت من همه عبادتهای عمرم را می‌دهم تو ثواب تحمل اذیت بچه‌ها را به من بده.@یک عبادت است اذیت بچه را تحمل کردن، عصبانی نشو بچه را نزن، داد سر بچه نکش، بفهم این اذیتی که این دارد می‌کند تو را لاغر می‌کند، شیطنتهای بچه پدر و مادر را چکار می‌کند؟ ورزیده و لاغر می‌کند و به تو پرواز می‌دهد.@در روایت داریم هر کس آزار همسرش را تحمل کند، مرد اگر آزار زنش را تحمل کند ثواب ایوب را می‌برد، زن اگر آزار شوهرش را تحمل کند ثواب آسیه را می‌برد، مگر شوخی است، این آزار تراشت می‌دهد، تا می‌گوید دو بیشتر است یا سه، می‌گوید برویم طلاق بگیریم و از هم جدا بشویم.@مرحوم علامه فرمود من همه عبادتهایم را می‌دهم ثواب یک شب مریضداری را به من بده. حالا الان پدرش سرطان دارد مادرش سرطان دارد مادرش سکته کرده پدرش مریض است، فرار می‌کند که برود پیش پدر و مادرش بماند، پیش پدرشوهر، مادرشوهر، پدرزن، مادرزن، این یک فرصت بی‌نظیری است برای تو پیش آمده که تو بروی مریضداری بکنی.@آنهایی که زیرک هستند می‌گوید من امشب می‌روم پیش مادرشوهرم می‌مانم، خواهرشوهرها خودشان نمی‌روند، عروس می‌رود زیرک است، دنبال یک بهانه هم هست تا مثلاً یک کسی بگوید من نمی‌روم، می‌گویم من امشب جای تو می‌روم.@این می‌داند دو شب پیش یک مریض بودن با آدم چکار می‌کند، ملکوتش را نمی‌داند، فقط فکر می‌دانیم یک بیداری بوده، یک ملکوتی دارد که هیچ کس جز خدا نمی‌تواند حسابش را بکند.@تو اگر می‌خواهی کَنده بشوی و بالا بروی باید خودت را ورزیده بکنی «تخففوا تلحقوا» سبک بگیرید ملحق بشوید؛ می‌گوید من آنقدر این کارها را کردم چقدر نماز خواندم مفاتیح را حفظ هستم بعضیها پیش من می‌آیند، می‌گویم برنامه عبادی‌ات را بنویس، نوشته 400 مرتبه این ذکر را گفتم، 300 مرتبه این، این سوره را 40 بار، (عجب استاد خُلی داشته) این چند سوره را 40 بار بخوان (چقدر بیکار) می‌بینی 7 ساعت 8 ساعت.@می‌گویم حالا مشکلاتتان را بنویسید، با زنش مشکل دارد با شوهرش مشکل دارد با خودش مشکل دارد افسردگی و پژمردگی دارد دعوا می‌کند عصبی است، پس این عبادتها چی شد؟ کجا رفته؟@باید بالأخره اینها یکجا اثر می‌گذاشت، باید یکجا تو را تراش می‌داد، این همه مسجد و بسیج و هیئت و جمکران رفتی باید الان تو را شاد می‌کرد، چرا شادت نکرده؟ چون تو یک جای دیگر داری پرخوری می‌کنی، یک جاهای دیگر کم گذاشتی لذا اینها شادی نمی‌آورد و کمک نمی‌کند.@ماه مبارک رمضان اگر بخواهد ما را در بخش انسانی فربه بکند ما باید در این بخشها چه بشویم؟ لاغر بشویم، باید ورزیده بشویم تا ما یکذره جان بگیریم از نظر حیات انسانی و بتوانیم پرواز کنیم و راه به یک جایی داشته باشیم و به شوق بیافتیم.@کسی که شوق دارد دلش برای قرآن تنگ می‌شود قرآن می‌خواهند و می‌شنود حال می‌کند دلش برای معنویت و مظاهر خدا هر چیزی که رنگ و بوی خدا دارد این خوشش می‌آید، معلوم است این آدم دل دارد و حیات قلبی دارد دلش حیات دارد.@پیارسال یکسری مهمان بودند چند گروهی از آمریکا آمده بودند مسلمان هم نبودند کربلا آمده بودند، کربلا هم دیدید که به آدم سوغاتی می‌دهند، تا می‌آیی دیدید که آدم را می‌زنند، مثل خود کربلا که امام حسین را زد، سرماخوردگی و مریضی و گرسنگی و گرفتاری دارد سرما و گرما است.@اینها تیمشان همه مریض شدند سرماخوردگی هم دیدید که از کربلا می‌آیند تا سه ماه خوب نمی‌شود، این رفقای ما که آمریکاییها را آورده بودند گفتند عمراً اینها پشت سرشان را نگاه کنند، آمدند اینجا این همه امکانات.@مثل یک پسربچه‌ای با من پارسال آمده بود خیلی بامزه بود در ماشین نشسته بودیم داشتیم کربلا می‌رفتیم، گفت استاد هتلمان استخرش چطوری است، من نمی‌دانستم چه بگویم، گفتم الان می‌رویم خودت می‌بینی.@حالا آن بنده خدا گفته اینجا آمده به این وضعیت خورده حالا همه مریض هم شدند، ما به این رفیقمان گفتیم چه خبر از مصدومهای پارسال؟ گفت دو ماه جلوتر زنگ زدند داریم می‌آییم، کارهایمان را ردیف کردیم کربلا بیاییم، اربعین بیاییم.@یک خانمی هست من او را می‌شناسم در یکی از این کشورها با او آشنا شدم، مسلمان هم نیست، کربلا آمده بود اصلاً حالش حال خیلی قشنگی بود اربعین، گفتم این دیگر نمی‌آید، هر سال می‌آید.@بعد هم پیگیری کردم دیدم که نمایشگاههایی که ما خودمان داریم در اروپا برای اربعین می‌زنیم، این می‌رود آنجا می‌ایستد برای غیر مسلمانها از اربعین دفاع می‌کند و توضیح می‌دهد که اربعین این و این است، دارد توضیح می‌دهد، چرا؟ چون حیات در کربلا پیدا کرده، کربلا حیات می‌دهد، غیر از فضای جای دیگر است، اربعین فضایش بهشت است.@یک حیاتی به دل آدم می‌دهد شما وقتی که آنجا می‌روی زنده هستی، این مزه‌اش را می‌چشد مسلمان هم نیست، ولی دیگر نمی‌تواند نیاید، در فضای اربعین یک چیزی به این رسیده که خودشان اکثراً با من صحبت می‌کنند می‌گویند ما یک چیزی اینجا دیدیم و فهمیدیم و لذتی بردیم که در کل عمرمان تجربه نکرده بودیم.@حالا من الان یکسال خمار آن تجربه هستم، اینطوری می‌شوند، یکسال خمار اربعین هستم، بعد می‌بینی سال بعد پنج تا رفیقش را هم جمع کرده آورده، رَپرهای آمریکایی را دیدید، رپر هستند آنجا همه رپ می‌خوانند، ولی الان چند سال است اربعین کربلا می‌آیند.@چون آنجا یک چیزی دیده یک تجربه‌ای کرده که اعتیادآور است، یک چیزی است که نمی‌توانم از آن دست بردارم، نمی‌توانم نروم، آن حیات خیلی برای آدم کار می‌کند. بعد ماه رمضان حالا که خدا به ما این توفیق را می‌دهد حیات پیدا کنیم حیات را نمیرانیم و خرابش نکنیم.@بحثمان ماند، خبر خوش اینکه من چند هفته نیستم خوشحال باشید، می‌ماند برای ان‌شاءالله اگر آمدیم و فرصت شد یکذره دیگر در این رابطه صحبت کنیم که قدر ماه مبارک را بدانیم با شادی و بزم و خوشحال و لذت وارد ماه مبارک بشویم و از آن پاسداری بکنیم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@