أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
ماه مبارک همانطور که پیامبر اکرم در آخرین جمعه ماه شعبان در آن خطبۀ معروفشان فرمودند «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللهِ» ماه خدا رو کرده به سمت شما، با برکت و رحمت و مغفرت هم مبارک هست، هم رحمت هست و هم مغفرت هست.@یعنی خداوند در این ماه یک پذیرایی بسیار جانانه از بندگانش میکند، نوع نگاهی که خداوند به ما دارد با نوع نگاهی که ما داریم متفاوت است لذا خیلی وقتها اینکه انسان با خدا با غیب، با خانواده آسمانیش و با دین همنظر نیست و مخالفت میکند، پوست کلفتی میکند مقاومت میکند، به خاطر نوع نگاه و باوری هست که انسان نسبت به خودش دارد بر خلاف خداوند.@خداوند ما را از آن جنسی که آفریده میبیند، یعنی برای خدا انسان مهم است، یعنی اصالت نه با بخش جمادی هست، نه با بخش گیاهی، نه با بخش حیوانی، نه با بخش عقلی، آن که برای خدا خیلی مهم است، و اساساً اصالت دارد این بخش است یعنی بخشی که از جنس خودش هست و از نور اهل بیت (علیهم السّلام) آفریده شده است.@بنابراین خداوند همیشه ما را به شکل انسان نگاه میکند، برخلاف ما، ما چون شناخت درستی از خودمان نداریم، یا فکر میکنیم که جنبه جمادیمان را به آن اصالت میدهیم، به دنبال ماده و پول و ثروت و اشیاء هستیم، اینطور جاها با دین درگیر میشویم، به حرامخواری میافتیم، خمس نمیدهیم، زکات نمیدهیم، درگیر هستیم، انفاق نمیتوانیم بکنیم وقتی دین میگوید.@چون نوع نگاهمان فرق میکند، خداوند ما را انسان میبیند، به خاطر اینکه ما را انسان میبیند میگوید انفاق بکنید، خمستان را بدهید، زکات بدهید، جهاد مالی بکنید، چون این بند این بخش ما است، این چهار تا کلاً میتوانند هم بال باشند هم بند باشند، هم نار باشند هم نور باشند.@ولی ما چون خودمان را ماده میبینیم، درگیر میشویم، برایمان صدقه دادن، خمس دادن مشکل است، حتی وقتی قرآن دارد تأکید میکند که خمس واجب است میگوید پول زور است برای چی بدهم، به چه کسی بدهم، با اینکه همه چیزش کاملاً شفاف و مشخص است نمیتواند این کار را بکند.@یا جنبه گیاهی ما، ما خیلی وقتها خودمان را شکم میبینیم که غذا باید در این بریزیم، گیاه است جنبه تغذیه داریم، رشد و تغذیه و تولیدمثل داریم، به این عنوان که من میخواهم تولیدمثل داشته باشم، بچهدار بشوم، درگیر میشویم.@یک موقعی خدا لازم نمیبیند ما بچهدار بشویم این میشود یک مشغلهای در ذهن ما که من الان باردار نشدم، یا یک آقایی میگوید من بچهدار نشدم، و این قضیه برایش مسئله میشود، و همین مشغله ذهنی سنگینش میکند و وقت و بودجه و انرژی زیادی از زندگی یک آقا یا یک خانم صرف این هست که من بچهدار میشوم یا نمیشوم، چند تا دارم، چقدر دارم، دختر دارم، پسر دارم، دغدغههای اینطوری.@آنهایی که ندارند، به داشتن فکر میکنند، آنهایی که دارند به دختر و پسر بودن و تعدادش، میبینید که یک داستان اینطوری دارند، خیلی وقتها سر اینکه بچهدار نشدند با خدا درگیر هستند، این همه راز و نیاز کردم، زیارت رفتم، دعا کردم نشد، خدا قسمت ما نکرد، درگیر میشویم.@گاهی وقتها ما خودمان را یک حیوان میبینیم، یعنی یک خانم یا یک آقا که مشغلهها و معشوقهای زنانه و مردانه دارد، و خدا ما را انسان میبیند، یعنی یک روحی که از جنس خدا و اهل بیت (علیهم السّلام) هست، ما خودمان را یک بدن زنانه یا مردانه میبینیم سر این قضیه با خدا درگیر هستیم.@مثلاً در بخش گیاهی خدا دستورالعملهایی در مورد پوشش و حجاب داده زیر بار اینها نمیرویم، هر طوری هست با دین درگیر میشویم، در بخش جنسی همینطور، خداوند چون ما را حیوان نمیبیند، میگوید این بخش جنسیات را باید دقیقاً به گونهای با آن رفتار بکنی زنانگی و مردانگیات که در استخدام بخش فوق عقلیات باشد، سنگینات نکند، بتوانی حرکت بکنی به بالا بروی.@تو برای این نیامدی چون قوتی که من تو را آفریدم این روح به نطفه دمیده شد این روح اصالت دارد که به نطفه دمیده شده، و این باید پرورش پیدا بکند، و به مقام خلیفة اللهی و انسانیاش برسد، آن پایینی گیر نکنی یک دفعه فکر بکنی خانم و آقا هستی و بنشینی اینقدر برای خودت برنامهریزی بکنی که دیگر حوصله من و دین و خدا و خودت را نداشته باشی.@چون خود خدا دین است، قرآن میگوید انسانی که خودش را فراموش میکند خدا را فراموش میکند، انسانی که خدا را فراموش میکند خودش را فراموش میکند، یعنی خود اصلیاش، خودی که از جنس اهل بیت هست، خود بینهایتطلبش، و خود بینهاتش، که معشوق این خود الله است خودهای دیگر معشوقهایشان چیزهای دیگر است.@و همه دعوا و درگیری و اختلاف در آدمها سر مذهب و مذهبی بودن و مذهبی زندگی کردن و یا غیر مذهبی بودن سر همین تعریفی هست که افراد از خودشان دارند، این خودش را یک زن یا یک مرد میداند، با یک شهوتهای زنانگی و مردانگی یا یک گیاه میداند با شهوتهای شکمی.@حالا دلش میخواهد مشروب بخورد، دلش میخواهد حرام بخورد، دلش میخواهد چیزهای حرام میل بکند، یا لقمه حرام بخورد، شرع نمیگذارد، شرع میگوید تو انسان هستی، این حرام تو را سنگین میکند و تو نمیتوانی بالا بیایی، نه بهشت راه پیدا میکنی، بهشت هم گفتیم پاداش ما نیست، بهشت حداقل جایی است که میتوانیم برویم، ما برای بالاتر از بهشت آفریده شدیم.@شخص با اینطور چیزها به بهشت هم راه پیدا نمیتواند بکند، یعنی درگیر میشود و خودش را جهنمی میکند، سر زنانگی و مردانگی، یا علائقگی که جنبه حیوانی دارد، مثل کشور و وطن و قبیله، مثلاً میگوید ما ترکها اینطوری رسم داریم، میگوییم شما ترکها، لرها، فارسها، شیرازیها، افغانیها، ایرانیها این رسمهایتان محترم، اما باید به گونهای باشد که مزاحمتی با انسانیت شما نداشته باشد.@عید نوروز دارید، ما در اسلام که نوروز نداشتیم، ولی حالا که نوروز هست، نوروز چیز خوبی است، میگوییم در نوروز چکار میکنید؟ نوروز بهار است، خانههایمان را تمیز میکنیم، پاکیزگی دارد، فصل و سال جدید را عید میگیریم، مهمانی میرویم، صله ارحام هست.@اسلام برای دعا میآورد، برایش روزه میآورد، برایش تجویز میکند، به عنوان یک چیز پسندیده روی آن مُهر میزند، میگوییم خوب است، ولی اگر قرار باشد این عید شما را بیچاره بکند، به معصیت و بدبختی و نکبت بیاندازد خوب نیست.@یا رسمهای دیگر ما رسممان این هست که اینطوری ازدواج بکنیم، ازدواج قاعده دارد، ازدواج باید یک طوری باشد که حیثیت انسانی تو را لکهدار نکند، نمیشود به هوای اینکه میخواهی ازدواج بکنی، مدتها خودت و همسرت و دو تا خانواده بیفتند در آتش و جهنم و کثافتکاری و معصیت و طغیان که میخواهند دو نفر به هم برسند، این ازدواج قشنگ و مبارک نیست.@ازدواجی که به انسانیت دو نفر لطمه میزند مبارک نیست، شغل همینطور، انتخاب رشته همینطور، انتخاب همسر همینطور، انتخاب محل زندگی همینطور، انتخاب پوشش همینطور، هر انتخابی که نمیگذارد تو به عنوان یک انسان زندگی بکنی و پرواز بکنی به خانواده اصلیات، به خانواده آسمانیت برسی آن انتخاب غلط و جهنمی است.@
در ماه مبارک رمضان خدا به دفاع از بندهاش میآید، با مهربانی زیاد، رحمت و برکت و مغفرت سراغ بندهاش میآید، و فشار این چهار بخش را از انسان کم میکند، یعنی قواعدی میآورد که شما در این مدت فرصت بکنید که سبک بشوید، که این سبک شدن مال هر چهار بخش است.@یعنی ما باید در بخش جمادی روزه بگیریم، یعنی به هیچ وجه لقمه ما حرام نباشد، اقتصاد حرام شما نمیتوانی روزه بگیری، با حرام نمیتوانی پرواز بکنی، اصلاً در این ضیافت راهت نمیدهند، در بخش گیاهی باید روزه بگیری، آن لقمه هم نمیتواند حرام باشد، غذایی که میخوری نمیتواند حرام باشد.@پوشش و لباست باید به گونهای باشد که تو را سنگین نکند در بخش حیوانی و جنسی همینطور اصلاً میگوید رابطه جنسی از سحر تا افطار حرام است، این دیگر تمام شد، نمیتوانی رابطه جنسی داشته باشی، سکس و شهوت، این را کاملاً خمودش میکند و آن را به اسارت میگیرد.@در بخش عقلی هم میگوید کار علمی را به مقداری انجام بدهید که مزاحم ماه عسلتان نشود، شما فکر کنید یک خانم و آقایی تازه ازدواج کردند رفتند ماه عسل هر دو هم استاد دانشگاه هستند، میخواهند ماه عسل بروند برای چی ماه عسل میروند؟ اینکه با هم بیشتر آشنا بشوند، انس بیشتری بگیرند، از هم لذت ببرند، پایههای زندگیشان را بگذارند، مبنای یک زندگی قشنگ را برای همه کارهایشان بگذارند.@حالا فکر کنید یک خانم و آقا که آنجا رفتند هر دو یکسره با موبایل بازی کنند، برای همدیگر وقت نگذارند، یا مدام کتاب بخوانند، کار علمی هست اشکالی هم ندارد ولی این با فلسفه ماه عسل جور در نمیآید، آن کار علمی باید یک طوری باشد که سبک باشد.@اینکه در روایت هم داریم اساتید ملاحظه شاگردان را بکنند، کلاسها را کوتاه بکنند، یا آنهایی که خودشان کار علمی دارند یک مقدار کار را سبکتر بگیرند که انسان وقت بکند به آسمان برسد، با حقیقت و قیمت و خانواده آسمانی و اله و معشوق خودش انس بگیرد، پس این برنامهها براساس انسان تنظیم میشود.@وقتی که ما این را نمیفهمیم که ما انسان هستیم و اساساً خدا ماه رمضان را برای این آورده که در دفاع از من، این چهار تا من قلابی و غیر اصیل نه، این من اصیل، خدا در دفاع از این من آن منهای چهارگانه را محدود میکند، تا این من یک مقدار فرصت بکند با خودش، با اصلش، با ریشهاش، با خانوادهاش انس بگیرد و شبیه بشود.@و بتواند آماده بشود برای مراحل بعدی حیاتش، به یک قدرت، نشاط، آرامش و شادی برسد، دیگر فشارهای آن چهار تا مشغولش نکند اذیتش نکند، و راحت بتواند یک ماه عسل خیلی خوب با غیب و آسمان داشته باشد، وقتی ما این را نمیفهمیم که اصلاً اصل ماه رمضان برای چیست یعنی آمده ما را چکار بکند؟ دوباره در همین ماه رمضان ما دوباره همان جنبههای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلیمان را یواشکی محترمانه روزه میگیریم اما عاشقانه روزه نمیگیریم.@اصلاً به مهمانی وارد نمیشویم، از این مهمانی خوشمان نمیآید، وقتی اسم ماه رمضان میآید ناراحت هستیم که دوباره این ماه رمضان آمد، یعنی اینجا فهممان با خدا فرق میکند، ما از ماه رمضان یک چهره مزاحم از دین و خدا و مقدسات داریم که یک ماهی است که دارد ما را اذیت میکند.@یک ماه باید بنشینیم روزه بگیریم، برای چی ما نخوریم، برای چی ما رابطه نداشته باشیم، برای چی سبک باشیم، این درگیر است، چون تعریفش از خودش با تعریفی که خدا از او دارد، متفاوت است، و اختلاف دارد حالا دعواها اینجا شروع میشود.@حالا باور کرده مسلمان است، مسئولیت شرعی را هم قبول کرده، احترام خدا و دین را دارد، محترمانه با روزه برخورد میکند، اما عاشقانه برخورد نمیکند، مثل یک زن و مردی که همدیگر را دوست ندارند، اما آدمهای باشعوری هستند، آدمهای فهمیدهای هستند، ضمن اینکه همدیگر را دوست ندارند خیلی خوب و محترمانه با اندک محبتی که چارهای ندارند تا آخر عمر با هم زندگی میکنند.@اما عاشق هم نیستند، دلتنگ هم نیستند، این قلب برای طرف مقابل تپشی ندارد، یک ماه او را نبیند، دو ماه او را نبیند، پنج ماه او را نبیند، هواسشان به همدیگر هست دارند زندگیشان را میکنند، خیلی محترم، اما عاشق هم نیستند، اما چیزی نمیگویند، حرف بدی نمیزنند، حرفی خلاف عشق و عاشقی نمیزنند، حرف خلاف محبت نمیزنند، بیادبی نمیکنند، اما ته قضیه دلشان با هم نیست.@خیلی از روزها اینطوری است یعنی روزهایی هست که محترمانه است، یک موقع هست که محترمانه هم نیست؛ این خاطره بچگی را من همیشه میگویم، یک آقایی بود از این تاجرهای محله ما بود، آن قدیمها در خانهها کولر نبود، مردم میآمدند ماه رمضان گرم هم بود، آن موقعی که ما دو سه سال به بلوغمان مانده بود، روزه میگرفتیم، ماه رمضان مردادماه وسط چله تابستان بود.@میآمدند در مسجد یک جای خنک شکمش هم خیلی بزرگ بود، بعد میگفت ای خدا من سیگار نکشم، روزه بگیرم، غذا نخورم، چه چیزش به تو میرسد، یعنی با خدا درگیر بود، دین را نمیفهمد، راست میگوید، یعنی چی آخر چطور دینی است، مدام دست و پای من را بسته است، حجاب داشته باش، نماز بخوان، این کار را بکن، چون اصلاً نوع نگاه متفاوت است فهمی از همدیگر پیدا نمیکنند.@یعنی خدا یک طور دارد آدم را میبیند به عنوان یک موجودی شبیه خودش و در مقام خلیفة اللهی و انسانی، ما خودمان را یک خانم و آقایی میبینیم که ایرانی هستیم مثلاً افغانی هستیم، عرب هستیم، ضمناً در این کشور هم گیر اسلام افتادیم، بعد هم میگوییم ای کاش پدر و مادر ما خارج به دنیا آمده بودند، اگر آن موقع بود خارج به دنیا آمده بودند چه توفیقی داشتند آنهایی که خارج بودند.@دینشان آزاد است هیچ کاری ندارند، یکشنبهها اگر عشقشان بکشد کلیسایی بروند میروند، بقیه سال آزاد آزاد راحت زندگی میکنند، آنهایی که هوس میکنند برویم خارج زندگی بکنیم اینجا جای زندگی نیست، راست هم میگویند واقعاً جای زندگی نیست برای کسانی که نگاه درست به خودشان ندارند، چون بالاخره مزاحمت هست اینجا درست هم میگویند.@چون او خودش را یک گیاه یا حیوان میبیند، واقعاً راحت نیست، میخواهد برود یک جایی که این بخش حیوانیت، بخش گیاهی راحت باشد، برویم یک جایی دیگر که راحت باشیم.@
ماه رمضان یک ماه بینهایت، یعنی ما از ماه رمضان عاشقانهتر نداریم، جشنی قشنگتر، زیباتر برای انسانیت از ماه رمضان نداریم، خدا را شکر که یک ماه هم کرده، یعنی آنهایی که میفهمند میگویند یک ماه خیلی کم است، برای چی یک ماه، چرا یک ماه، برای آمدنش با شوق هستند، به استقبالش میروند، چند روز جلوتر روزه میگیرند، جشن است.@وقتی هم میخواهد برود ناراحت هستند، دوباره میبینی ماه رمضان عید فطر که تمام میشود سه روزی هم اینها به بدرقه میروند، مثل اینهایی که میخواهند عروسی بکنند قبل شب عروسی بعضیها بیشتر یکسره جشن میگیرند از نامزدی شروع میکنند، یکسره همینطور عیاشی و کیافی، تا به عروسی برسد بعد عروسی هم دوباره جشن پاتختی و بعد هم پاگشا داریم.@دو نفر میخواهند یک رابطه جنسی، یک رابطه ازدواجی دو تا جنس مخالف میخواهند با هم ازدواج کنند، زیر یک سقف بروند، این همه تشکیلات، الان هم که تشکیلاتشان خیلی زیاد شده است.@من خبر دارم، مثلاً آن گروهی که قرار است برقصند، یک ماه، دو ماه جلوتر باشگاه میگیرند تمرین رقص میکنند، فیلمبردار هم باید برود با اینها برقصد چون این باید دوربین دستش باشد اینها که تکان میخورند این دوربین باید یاد بگیرد تمیرین بکند که اینها چه آهنگی میخواهند برقصند این باید بتواند دوربین را بگیرد با حرکات اینها بتواند فیلمبرداری بکند.@بعد داستان آتلیه و فیلمبرداری، عقد و بعد عروسی داستان است، برای این یک تشریفاتی درست میکنند، ماه رمضان اینطوری است، چون یک رابطه عاشقانه است یک مهمانی یک ماهی هست که انسانها دائماً با بهشت و بالاتر از بهشت سر و کار دارند، با شخصیتهای انسانی سر و کار دارند، با فرشتهها و بالاتر از آنها.@و واقعاً یک ضیافت و مهمانی است که نفس در اصل و ریشه و شهر و کشور خودش میرود و با وطن خودش در ماه رمضان آشنا میشود، و برای همین هم از ماه رجب داستان شروع میشود، که بالاخره این وجود وحشی که از خودش فراری هست، با خودش انس ندارد، با آسمان انس ندارد، از خانواده آسمانیش دور افتاده بالاخره بتواند بفهمد کیست، و اشتباهاً سرمایهگذاری در بخشهای پایینی نکند بخش اصلی از بین برود و محروم بشود.@این همه مقدمات رجب و شعبان این هست، پس ماه رمضان ماه قدرت است، ماه توانایی است، یک باشگاهی هست که انسان وارد میشود توانمند میشود، با اصل و ریشه و حقیقت خودش آشنا میشود، ماهی هست که شما میآیید در این ماه سبکسازی میکنید تا بتوانید پرواز بکنید بلکه بشود پرواز کرد.@قرآن هم همین را میگوید «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» آیه 182 سوره بقره، ای کسانی که ایمان آوردید، خطاب با مردم نیست (یا أیها الناس) نیست، با آدمها دارد حرف میزند، چون قرآن گفتیم افراد را یا انسان میداند که اسم مؤمن را روی آنها میگذارد، یا غیر انسان که فاسق هستند که آنها پنج نوع هستند کاری با آنها نداریم مؤمنین را کار دارد.@«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» ای کسی که به خودت ایمان آوردی، نه اول به خدا، فهمیدی آدم هستی، انسان هستی، از جنس آسمان هستی، فهمیدی از جنس من و خانوادهات هستی، آی مؤمنین ما روزه را برای شما واجب کردیم.@نوشته شد روزه برای شما همانطور که قبلیها هم همینطور، چون قبلیها هم آدم بودند، مؤمن بودند در امت مسیح، امت انبیاء دیگر همیشه این روزه بوده البته برای آنها یک مقدار سختتر و طولانیتر بوده، چند ماه بوده.@فاصله افطار 24 ساعت بوده، یعنی مثلاً اینها یک ساعتی را سحری میگرفتند بلافاصله شروع میشد تا نزدیک سحری بعدشان، آن موقع دوباره یک مختصری غذا میخوردند دوباره این ادامه داشت خیلی طولانی بود، حالا امت ما که در امت پیامبر یک مقدار این کم شده هم زمانش خیلی کم شده، هم شکلش کم شده، سبک شده است.@«كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» شاید شما به تقوا برسید، تقوا یعنی چی؟ ترس از خدا نیست، اشتباه معنا شده، تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که نمیگذارد تو به خانوادهات برسی، تقوا یعنی مراقبت کردن از این چهار تا امور که مزاحم این بخش تو نشود، هر چیزی که مزاحم بخش بینهایتطلب تو، و بینهایت شدن تو بشود بیتقوایی میشود.@یعنی خودت را نگه نداشتی تو به آن چسبیدی، حالا تو را محدود کرده، حالا غصهها و دعواها و افسردگیها و طلاقها و مشکلات دیگر دارد پیدا میشود، ولی کسی که تقوا داشته باشد، همه جا خوش است، همه جا شاد است.@این تقوا در همه مراحل هست، شما الان میخواهید کار اقتصادی بکنید، تقوا یعنی چی کار اقتصادی؟ یعنی کسی که تاجر است میخواهد کار اقتصادی بکند، تقوا در کار اقتصادی یعنی چی؟ یعنی یک طوری سرمایهگذاری بکند که ضرر نکند، به سودش لطمه وارد نشود، درآمدش کم نشود، ورشکسته نشود، این را تقوا میگویند.@تقوا یعنی خودداری از هر چیزی که به درآمد و رشد اقتصادی ضربه بزند این تقوا در بخش اقتصادی میشود، در بخش گیاهی یعنی چی؟ شما الان مسواک میزنی، مسواک یک عمل تقوایی است، برای چی مسواک میزنی، برای چی حمام میروی، میگویید آسیب به بدن نرسد، تقوا یعنی پرهیز میکنید.@یا غذا زیادی نمیخورید، چربی زیاد نمیخورید، قند زیاد نمیخورید، نمک زیاد نمیخورید، به این تقوا میگویند، تقوا یعنی اینکه به هیکل و بدنت آسیب نرسد، در بخش روابط جنسی تقوای بین زن و شوهر یعنی چی؟ یعنی یک حرفی نزن، یک کلامی نگو، یک کاری نکن که به رابطهتان لطمه وارد شود.@کاری با دینت ندارد، میخواهی مسلمان باشد، مسیحی باش، بیدین باشد، ولی تقوا آنجا هست، تقوا یعنی زن و مرد یک کاری نکنند که به عشقشان لطمه وارد بشود این بیتقوایی میشود، جایی نروید با کسی معاشرت نکنید، ارتباطی نگیرید که زندگیتان خراب بشود این تقوا میشود.@در بُعد علمی تقوا یعنی چی؟ ننشین شب امتحان تلویزیون نگاه کن، سریال نگاه کن، فوتبال ببین، این بیتقوایی است، چون به درس تو لطمه میخورد، با کسانی نرو که تنبل هستند و تو را در درس خواندن سبک میکند این تقوا میشود.@پس ما در همه شئون تقوا داریم یعنی پرهیز از هر چیزی که به آن شأن لطمه میزند، در بخش انسانی هم ما تقوا داریم، تقوا یعنی هر چیزی که نمیگذارد تو با خانوادهات آشتی بکنی، نمیگذارد بفهمی آدم هستی، زن و مرد نیستی، نمیگذارد که تو با امام زمانت ارتباط داشته باشی، نمیگذارد رابطه عاطفی با خانواده آسمانیات با امامت برقرار بکنی.@نمیگذارد با او اتصال بگیری و در کنارش امنیت داشته باشی، حالا باید این بار زندگی دنیایی را بدون خانواده آسمانی و بدون خدا طی بکنی اینجا آسیبها و دعواها و درگیریها و کشتار و جنگ و فتنه و بیرحمی و ظلم و فساد و ناآرامی شروع میشود چون بیتقوایی دارد ؟؟؟.@و الا وقتی یک کسی بداند که اگر گران بفروشد، اگر دزدی بکند، اگر اختلاس بکند، اگر ظلم بکند، اگر فساد بکند، حیثیت انسانیش، شرافت انسانیش را از دست بدهد نمیکند، جامعهای هم که اینها نباشد جامعه خیلی رشدیافتهای هست، جامعه خیلی قوی و خوبی هست، مردم همه در کمال سعادت هستند.@پس به آن مباحث تقوا مراجعه کنید، کسانی که میخواهند کار خوب در ماه مبارک بکنند، یک مقدار نفسشان تنبلی میکند آن مباحث را کامل دقت بکنند که اصلاً تقوا چه جایگاهی دارد «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ» عزیزترین شما، قیمتیترین شما، باارزشترین شما پیش خدا او است که محافظت بیشتری از خودش میکند.@الان در بچههای پدر و مادر کدام بچه عزیزتر میشود؟ آن بچهای که جانب حرمت پدر و مادر را بیشتر رعایت میکند، که مبادا یک کاری بکنم پدر و مادرم با هم رابطهشان خراب بشود، تا بچهای که بیادب است، ادب بدنی ندارد، هر طوری جلوی پدر و مادرش ظاهر میشود، ادب کلامی ندارد، ادب غذا خوردن ندارد، هیچ ادبی ندارد این از پدر و مادر دور میشود.@زن و شوهر هم پیوندشان یک پیوند ذاتی که نیست، در یک شرایطی میتوانند همدیگر را دوست داشته باشند، هر چه مرد در رابطه با همسرش بیتقوا است، و زن بیتقوا است رابطه خراب میشود، تقوا یعنی اینکه من بدانم همانطور که امام سجاد (علیه السّلام) میفرماید: همسرم کیست، و چه حقی گردن من دارد، و من باید اینها را رعایت بکنم.@و الا اگر ما تقوا را رعایت بکنیم عشق نابود نمیشود، حتی اگر یک زن و مرد همدیگر را دوست نداشته باشند، اما تقوا را رعایت بکنند، عشق بینشان به وجود میآید، کاملاً عاشق هم میشوند، الان دوستش نداری تقوا داشته باش ببین چقد عاشق تو میشود و چقدر تو عاشق او میشوی.@اینکه میگویی زنم دوستم ندارد میخواهد از من جدا بشود، شوهرم دوستم ندارد، سرد است، برای این هست که تو بیتقوا هستی، هر کس بیتقوایی را کنار بگذارد، خودبهخود اطرافیان او را دوست دارند، این قانون خداست، چطور میگویی آب در صد درجه جوش میآید، قانون خداست، چطور میگویی مجموعه زوایای داخلی مثلث 180 درجه است، قانون خداست.@یک جایی که شما آن را کنار میگذاری به خودت ظلم میکنی، هر جا به طبیعت، به قانون خدا تجاوز میکنی آن تجاوز در واقع به خودت است، و الا قانون خدا این است «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» این قاعده است، میخواهی محبوب بشوی، کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام میدهند خودبهخود خدا «سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» خدا برایشان عشق ایجاد میکند، محبوبیت ایجاد میکند.@قاعده است خود خدا دارد از عملکرد و سنت و قانون خودش گزارش میدهد، تو الان عزیز نیستی، محبوبیت میخواهی، میگوید با من رفیق بشو، قاعدهاش خیلی مفصل است در نهجالبلاغه داریم «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ أَصْلَحَ اللهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاس».@هر کس بین خودش و خدا را اصلاح بکند، خدا بین خودش و شوهرش، بین خودش و خانواده شوهرش، بین خودش و فرزندانش، بین خودش و همسایگانش، بین خودش و خودش، و بین خودش و هر چیز دیگری اصلاح میکند، آنجایی که شما میبینید رابطهتان با افراد بهم میخورد مال محصول بیتقوایی است، یا طرف مقابل به قول حضرت، یا هر دو، یکی ظالم است یا هر دو دارند ظلم میکند و بنابراین به تنفر میرسند.@با اینکه روز اول خیلی عاشقانه و خوب شروع کردند حالا دیگر به تنفر رسیدند چون بیتقوایی کردند، بعد هم طرف میبازد، میگوید من تمام زندگیم را به عنوان یک دختر زیر دست این مرد گذاشتم با این مرد پیوند بستم با یک دنیا آرزو در این خانه آمدم بعد میبینم که اصلاً سرخورده شدم، از همان روز اول از جلسه خواستگاری سرخوردگی داشتم، دائماً خودش و خانوادهاش دارند به من ظلم میکنند، و بالعکس یک مرد هم همینطور.@پس تقوا وقتی پیش آمد همه چیز درست میشود، همه چیز شیرین میشود، اگر افراد ایمان و عمل صالح را رعایت کردند که پیش نیاز تقوا است، خودبهخود روابط قشنگ میشود، با فرزندت، با خودت، با هر کسی که بگویی رابطهات قشنگ میشود و دائماً لذت میبری از آدمهایی که اطرافت هستند لذت میبری.@از یک چایی خوردن، آب خوردن، گُل تماشا کردن، پارک رفتن، از یک کوه رفتن، از یک مسافرت رفتن، غذا خوردن، یک مهمانی، یعنی حتی چیزهای مادی هم برای تو فوقالعاده محترم و نورانی و لذتبخش است، اینها عبادت میشود، خودش عبادت میشود و نورانیت میآورد.@آن قربی که تو میخواهی در مسجدالحرام به دست بیاوری، میگوید برو پیش پدر و مادرت، برو یک شب پیش آنها بمانی برایت از صدها رکعت عبادت و قرب بالاتر است، برو پیش پدر و مادرت بنشین شادشان بکن، برایشان جوک بگو، لطیفه بگو، بخندید، صفا بکنید، برایشان چایی درست بکن، بنشینید با هم یک غذایی بخورید، به پدر و مادرت برس.@میبینی که انگار من در کعبه بودم، چه حس قشنگی به من دست دارد، چقدر سبک شدم، این سبکی مال آن مغفرت است که حاصل میشود، میروی به پدر و مادرت سر میزنی، به مریض سر میزنی، به پدر خانم و مادر خانمت که مریض هستند احترام میگذاری به آنها سر میزنی.@به باجناقت، به جاریت، به همسایهتان بعد میبینی چه اتفاقهای عجیبی در ساختار روحی تو اتفاق افتاد تو چقدر شاد شدی، چقدر آرامش پیدا کردی، چقدر سبک شدی، چقدر نورانی شدی، حالا نماز میخوانی میبینی نمازت هم خیلی قشنگ است خدا هم خیلی تحویلت میگیرد، آن موقع که با تمرکز گفتی بروم مشهد، میبینی قلبت بسته است، بعد میبینی رفتی به پدر و مادرت رسیدگی کردی، حالا میآیی میبینی چقدر این قلب باز است.@به همسرت رسیدگی کردی، مریض بوده کنارش بودی، حرمتش را داشتی، بعد میبینی که همه چیز قشنگ شد، همه چیز خوب است، راه باز میشود، روزه بر شما نوشته شد شاید «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» شاید شما بتوانی به تقوا و قدرت برسید.@این بخش را از شما گرفتیم این بخش را گفتیم به ارتباط بیفتد، حالا شخص خیلی خوب است، روزه را میگیرد، سبک میشود، بخصوص در بخش شکم که خیلی مهم است، در بخش غذا هر چقدر سبکتر میشود انسان نورانیتر میشود، هر چقدر شما سبکتر میکنید به نورانیت میرسید تا اینکه به مرز گرسنگی برسی، وقتی مرز گرسنگی شروع شد، این داخل دیگر تلألؤ دارد، نورانیت دارد، تولید قدرت میکند.@وقتی پر است کودن هستی، اصلاً کودنی دارد، در روایت داریم انسانی که شکمش پر است شکم پرش چراگاه شیطان است، پرخورها، شکموها اینها اصلاً نمیتوانند پرواز بکنند، آنهایی که اسیر مزه و شهوت شکم هستند نمیتوانند.@میگوید من مریض هستم، برو دکتر خوب میشوی، قند داری، چربی داری، میگوید خوشم نمیآید، الان بروم میخواهد دارو بنویسد من دارویش را نمیخورم، دارو گیاهی میخواهد بنویسد، چون این آدم هنوز بلوغ پیدا نکرده، 50 سالش هست ولی اسیر شکم است.@میگوید من اسطوخودوس بخورم، تازه هم طبیبان بیچاره میگویند این را خواستی بخوری تلخ است، یک ذره عسل به آن بزن، این آدم نمیتواند تلخ بخورد چون این آدم گرفتار شکم است، میگوید یعنی چی، یعنی من الان این ماده تلخ را بکشم بالا بخورم، این ماده را که تو باید با عقلت بخوری نه با شکم و شهوتت، عقلت وقتی میگوید این را تلخ بخور، تلخ خوردن یک کمال است، یک قدرت است، یک شجاعت است.@مسواک بزنم از مسواک خوشم نمیآید، اصلاً حالش را ندارم، برای اینکه تو گرفتار هستی که نمیتوانی مسواک بزنی، چون شهوت دارد، گرفتار است، سنگین است، حتی در بدنش بیتقوا است، حمام نمیرود، مثلاً یک هفته یکبار، دو هفته یکبار میخواهد برود سختش است، میخواهد لباسش را عوض بکند، سختش است، میخواهد حمام برود سختش است، میخواهد سرش را بشوید سختش است، مدام این گرفتاریها را دارد.@خدا میگوید «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» شاید به قدرت برسید، شاید به تقوا برسید، تقوا یعنی آزادی کامل، همه اینها را پاره کردی، از هر چه محدودیت بوده، شما اگر از هر چیزی که محدودت بکند نجات پیدا بکنی چه اتفاقی میافتد؟ وصال است، زن و مرد از هر چیزی که رسیدن به همدیگر را برایشان محدود میکند پرهیز میکنند تا به هم برسند، وقتی به هم میرسند وصال است تقوا میشود، به همدیگر رسیدند حالا پیش هم هستند.@شوخی نیست تقوا خیلی لفظ قشنگی است، میگوید ارزشمندترین شما پیش خدا کسی است که پرهیزش بیشتر است، پرهیز از چی؟ پرهیز از آن چیزی که نمیگذارد به آغوش معشوقت بروی از آن حیا بکن، مزاحمت نشود، نگذار این بخشها ضمن اینکه محترم هستند باید به آنها رسیدگی بشود، نگذار طغیان بکنند که به تو غلبه کنند، نگذار مزاحم تو بشوند.@میبینی این شب میخوابد نه میتواند نماز شب بخواند، نه سحر دارد، نه نماز صبح میخواند، اراده را از آدم گرفته، نماز صبح هر روز قضا، برای اینکه اراده ندارد، یک موقع هست انسان استثنائاً نمازش قضا میشود، یک بخش دیگر است، دیشب مریض بودم، بیدار بودم، گرفتاری داشتم نمازم قضا شد.@اما میبیینی نوعاً نماز نمیخواند یا نمیتواند بخواند یا اگر میخواند قضا است، یک وقتی هم که تصمیم دارد باز هم نمیتواند بخواند، خدا صدایش میکند، (حی) ولی نمیتواند نماز اول وقت بخواند، چون سنگین است نمیتواند نماز اول وقت بخواند، نماز جماعت نمیتواند برود چون سنگین است.@یک جایی بیتقوایی کرده حالا سنگین است دوست ندارد مسجد برود، خوشش نمیآید عبادتگاه برود، خوشش نمیآید میکده برود طبیعی نیست، روزه را میگیرد محترمانه اما چون عاشقانه نیست، افطار همه چیزهایی را که به دست آورده بود خراب میکند.@ما گفتیم شما سبک بشوید، گرسنه بشوید، نورانی بشوید، تا بتوانی به مرور زمان به این بخش غلبه بکنی، سلطان شکمت بشوی، این تحت حاکمیت این بخش برود، الان آورده 16 ـ 17 ساعت روزه گرفته موقع افطار از خدا انتقام میگیرد.@موقع افطار هم باید رعایت بکنی (دو به این چنگ و دو با آن چنگ و دو به دندان) نمیشود، موقع افطار هم اگر شما بگذاری این ملکه خراب بشود، آن قدرت خراب بشود، پس دیگر سر جای خودت برگشتی، یعنی یک نفس وحشی است، که نمیگذارد تو به بهشت برسی، یک نفس وحشی که نمیگذارد تا با خانوادهات باشی، اینقدر نفس بیرحم است، نفس تا تو را در پایینترین درجه جهنم نکند ول نمیکند.@حالا در ماه رمضان خدا به کمک تو آمده میگوید بیا من به تو کمک میکنم از شر این نجات پیدا بکنی، به تو قدرت میدهد، دست ما را میگیرد 17 ـ 18 ساعت خدا کنار ماست، میگوید نفس میکشی تسبیح است، میخوابی عبادت است من کنارت هستم.@خواب است میگوید خوابت عبادت است، نفست تسبیح است، با قدرت کنارت میایستد یک دفعه تو موقع افطار دستت را از دست خدا ول میکنی و به سفره میچسبی، بعد دوباره آن ملکهای که تو به دست آوردی را همه را خراب میکند، لذا متأسفانه پرمصرفترین ماه مواد غذایی ماه رمضان است، با اینکه باید کممصرفترین ماه باشد، پرتشریفاتترین و شلوغترین سفرهها مال رمضان است، و این خیلی بد است.@میبینی دو ساعت قبل از افطار در صف زولبیا و بامیه است، دیدید میروند در صف میایستند، دو ساعت جلوتر، این عزادار است، میخواهد این لباس عزا را در بیاورد داستان شکم و مسائلی که الان آبادانی شکم در ماه مبارک است.@پس اگر میخواهی به اصلت برسی، به بهشت و بالاتر از بهشت راه پیدا بکنی، قاعدهاش نه فقط در ماه رمضان، ماه رمضان ماه تمرینی است که تو به قدرتت یک جا برسی، اما برای بعد از ماه رمضان هم همینطور است «تَخَفَّفُ تَلحَقوا» خودتان را سبک بکنید ملحق میشوید، هر چه شما خودت را در این چهار بخش سبک میکنی زودتر ملحق میشوی، باید سبک بگیری، یعنی باید انسان در هر چهار بخش با احتیاط رعایت بکند.@مثلاً پیشنهاد شغلی میدهند این قبول میکند، میگوید برویم، بعد یکی دیگر میآید میگوید میآیی یک شرکت بزنیم، برویم یک شرکت بزنیم، میآیی فلان جا مدیر عامل بشوی؟ بله آنجا هم میآیم مدیرعامل میشوم.@یک بنده خدایی به من گفت من 25 جا مدیر هستم، این چطوری میتواند پرواز بکند، به جایی نمیتواند برسد چون دائم به او پیشنهاد میدهند و میپذیرد، مشغلههای مختلف، و قبول هم میکند و سنگین میشود و بال پروازش شکسته است نمیتواند به جایی برسد.@پس در واقع در ماه رمضان شما از غریبهها فرار میکنید، خداوند میآید فاصله میاندازد بین تو و این چهار تا من غریبه که تو اشتباه فکر کردی رفیق و اصل تو هستند، ماه رمضان، ماه فاصله گرفتن از غریبهها است و انس با خودت است، از خودت نزدیکتر به خودت، و معشوق و اله و خانواده اصلیت است.@مهمتر از بحث خودت ماهی است که تو با اصل و ریشه خودت وجود مقدس آقا امام زمان آشنا میشوی، مهدویترین ماه، ماه رمضان است، بیشترین دعاها در ماه رمضان برای تنظیم رابطه تو با امام زمان است، شب 23 که قشنگترین شب است، مهمترین شب است که معادل هزار ماه است، میگوید از شب تا صبح بگو «اَللّهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ اَلحُجَّةِ بنِ الحَسَن» تا آخر، یعنی پیوند میدهد تو را با اصل و ریشه خودت و پدر اصلیت.@پس ماه رمضان یعنی از غریبهها فاصله بگیر و پیش خودیها بیا، اگر این را نفهمیم تقوا نمیتوانیم داشته باشیم، محترمانه روزه میگیریم، اما بیتقوایی میکنیم، یعنی دلمان جای دیگر است، همه ماه رمضان یعنی اینکه تو دلت را میتوانی مدیریت بکنی، مدیریت معشوق بکنی، مدیریت قلبت را بکنی که قلبت به یک جایی اتصال پیدا بکند و این از قبل از ماه مبارک آمادگی میخواهد، یعنی برنامهریزی میخواهد، کورکورانه نمیشود برنامهریزی کرد.@بایستیم ببینیم ماه رمضان چه موقع میآید ما هم شروع بکنیم اِ از امشب باید روزه بگیریم، من فکر میکردم از فردا شب است، پس این آماده نیست، چون برنامهریزی ندارد، اما این برنامهریزی میخواهد، من چطوری برای این ضیافت برنامهریزی بکنم و آماده بشوم، برای سحرهایش، شبهایش، روزهایش، چطوری برنامهریزی بکنم، که یک ذره با خودم دوست بشوم، یک مقدار با خودم انس بگیرم، یک مقدار عاشق خودم بشوم.@لذا تمام دعاها و احکام ماه مبارک دعاهای تخلیهای است، یک بخش زیادیش تخلیهای است، یک بخشش هم ارتباط عاشقانه است، انس، و اگر کسی مهارت نداشته باشد در استفاده از اینها، در واقع انگار که رفته یک جایی که کاملا ناشی هست و نمیداند باید چکار بکند، و نمیتواند از پس خودش بر بیاید، نمیتواند حق خودش را بگیرد.@ماه رمضان ماهی هست که شما باید حق خودت را از این چهار تا بگیری، از این چهارتایی که یک عمر سوار بودند، حاکمیت داشتند، وحشیانه تو را له کردند، و نگذاشتند تو با اصلت آشنا بشوی، با خانوادهات رفت و آمد بکنی، نگذاشتند برای برزخ و بهشت و ملکوت آماده بشوی، حالا باید آنها را تنبیه بکنی، باید محدودشان بکنی، باید جلوی دهانشان را ببندی ماه رمضان یعنی این.@یک روایت برایتان بخوانم، فرمایش از کلمات امام صادق (علیه السّلام) انتخاب کردم، میفرماید: «فَالصَومُوا یُمیتُ الهَوی» روزه حالا چه روزههایی که شما ماه رمضان میگیرید، چه روزههایی که افراد عاشقانه انتخاب میکنند، مثل اعتکاف، اول ماه، وسط ماه، آخر ماه، خودشان میگیرند.@میگوید وقتی میبینی داری چرک میشوی، مثل حمام رفتن، شما وقتی میبینی بدنت بو میدهد حمام میروی، روزه یعنی همین، حمام نفس است، تو را سبک میکند، میگوید «یُمیتُ الهَوی» هوا یعنی آن هوای نفسی که ما نسبت به این چهار مورد داریم، میگوید این را میکشد.@برای همین هم شما در ماه مبارک رمضان خیلی احساس سبکی داری هوسهایت به شدت کم میشود، انسان حال گناه و هوس گناه در ماه رمضان ندارد، حتی آدمهای بد هم دیگر بد نمیشوند.@یکی از بزرگان میگفت ما در نجف یک دزدی داشتیم ماه رمضان گدایی میکرد میگفتیم برای چی گدایی میکنی میگفت میخواهم روزه بگیرم باید حلال باشد، آن یازده ماه عیب ندارد، ولی من هم نماز میخوانم هم روزه باید بگیرم باید لقمهام حلال باشد، از آن طریق لقمه حلال در میآورد، مراقب است در همین حد خودش، و همان هم نجاتش داد، اینقدر التزام نجات پیدا میکند نباید حرام بخورم.@یعنی دیگر میل به گناه نداری، قدیمها تعریف میکردند برای ما بعضی از بزرگان و علما، میگفتند حتی فاحشهها هم رعایت میکردند، آنهایی که اهل فحشا بودند، دزدها و فاحشهها و مشروبخوارها به ماه محرم میرسیدند خیلی رعایت میکردند، اصلاً تعطیل میکردند، میگفتند نه حرمت دارد، اصلاً حس گناه نیست.@آدمهای شهوتران، آدمهای بد، آدمهای وحشی طبیعتگرا باز به ماه محرم میخوردند، الان شما در نیروی انتظامی نگاه کنید میگویند به شدت ماه رمضان جرم کم میشود، مجرمها که مجرم هستند، بعد از ماه رمضان دوباره شروع میشود، ولی چرا ماه رمضان؟@چون ماه رمضان فصل بهشتی بودن است، اصلاً یک فضای بهشتی دارد، آدمها حس و حال گناه و معصیت، اصلاً روح پاک است، روح اینقدر نورانی میشود این پاکی را دارد، حتی آنهایی که روزه نمیگیرند این پاکی را دارند، یعنی آن نورانیت فقط به شکم نیست، یک آدم مریض است، یک عذری دارد که نمیتواند روزه بگیرد اما آن حس نورانیت در ماه مبارک هست.@اصلاً وقتی به او نزدیک میشوی، همین از امشب میخواهیم، این یک دفعه این حس نورانیت سراغ آدم میآید، روح جمعی است، در یک فضای بهشتی که در یک کشوری اکثراً همه این را دارند این نور به بقیه هم میرسد.@حالا این روزه را شما میخواهی در آمریکا بگیری روزه میگیری، اما چون روح جمعی آنجا وجود ندارد، سخت است نورانیتش به تو میدهند ولی چون فضا فضای این طوری هست این خیلی آدم را میگیرد، انسان قدرتمند میشود، «یُمیتُ الهَوی» روزه هوی را نابود میکند، این تجاوزگریها، این هاریها، این طغیانهای این چهار بخش را روزه میگیرد، پس سبکش کن و پرواز کن.@حضرت فرمود پروردگار شما خیلی مهربان است، گاهی وقتها شما فقط به عشق خدا نه برای هیچ نیت دیگری، به عشق خدا یک روز روزه بگیرید، بگو خدایا به عشق تو امروز میخواهم پرهیز بکنم از هر چیزی که بین من و تو فاصله میاندازد، یک روز را میخواهم گناه نکنم، میگوید خدا به خاطر همان یک روز شخص را میبخشد و بهشت را بر او واجب میکند، خیلی مهم است.@با این خدای مهربانی که با ما سروکار دارد، و به خاطر مهربانیش ماه روزه را گذاشته، کسی که از روزه تندی و تیزی و تلخی میبیند، اصلاً با خدا انگار جور نیست، عاشقی خدا را نمیفهمد، مثل پدر و مادر مهربان که به بچه میگوید این را نخور، بچه را پرهیز میدهد، چون بچهاش را دوست دارد، میگوید بچهام اگر این را بخورد میمیرد، این را نخور.@وقتی که نفس نفهمد وحشیبازی در میآورد، میگوید چه مادر خشنی، چه پدر خشنی، ولی پدر و مادر که دارند پرهیز میدهند، به عشق بچه دارند پرهیز میدهند، رحمان و رحیمیتشان باعث شده که پرهیز بدهند.@چه چیزی را میکشد؟ «یُمیتُ النَفس وَ شَهوَتَ الطَبع» شهوت طبع را هم میکشد، چون انسان طبعش حیوانی است، چون این بخش را طبیعت میگویند، این بخش را فطرت میگویند، طبیعت یک شهوتهایی دارد، میلهایی دارد، حالا این شهوت طبع هست.@انسان به صورت طبیعی علاقه دارد که به دنیا برسد، غذاهای مختلف و متنوع و زیاد بخورد، میلهای جنسی دارد، این روزه میگوید طبع تو تنظیم میشود، آن شهوتهای طبع تو را تنظیم میکند، فقط طغیان و هوای نفس نیست، بلکه این میلهای تو را هم تنظیم میکند، قدرت میدهد که تو جلوی طبعات نه بگویی و بایستی.@طبعات الان میکشد به خواب، به آب، به گناه، به استفاده حلال، حالا هر چیزی، روزه جلویش را میگیرد، چقدر خاصیت دارد، چقدر این روزه مهم و عزیز است که ما را آزاد میکند، اصلاً ماه مبارک یعنی ماه آزادی، ماه عشق، صفا، عید، (السلام علیک یا عید الله الاکبر) سلام بر تو ای بزرگترین عید خدا، عید یعنی بازگشت عود است، بازگشت.@الان عید نوروز را چرا میگویند عید نوروز است؟ چون ما بازگشت میکنیم به بهار، سال بازگشت میکند دوباره شروع میشود به طبیت، بزرگترین عید انسانیت، بعد از غدیر که دست تو را در دست انسان کامل میگذارد ماه مبارک رمضان است، تازه شما در ماه رمضان هم آن خاصیت غدیریه را دارید که دستت در دست امام زمانت میرود.@دعاها را نگاه کنید چقدر قشنگ دست ما را در دست اصلمان میگذارد، بخصوص دعاهایی که شبها هست، دعاهای روزها هم فوقالعاده است، ما معمولاً افتتاح و دعاهای بعدش و سحر را میفهمیم اما دعاهای روزها را کسی سراغش نمیرود در حالی که مناجات و تسبیحات روزها خیلی غوغا است، «وَ فیهِ حَیاتُ القَلب».@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
کتاب قوت جان 3 درباره مباحث معنوی آمده، کتاب مهارتهای زندگی به عزیزانی که سیدی مهارتهای 1 و 2 را دادیم، آنهایی که قصد ازدواج دارند، یا آمادگی برای ازدواج را دارند، یا اوایل زندگیشان هست، یا بحث مهارتهای 2 دادیم کتاب کارش آمده حتماً کتاب کار را بگیرند تمریناتش را خودشان انجام بدهند تا تقویت بشوند، و نرمافزار ضیافت هم دوستان دارند در رابطه با یک بسته کامل ماه رمضان است.@