اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره یاد خدا بود امشب دوباره برمیگردیم به بحث اصلیمان در شبهای احیا به آن بحث مواقف ذکر که کجاها به ما توصیه شده که ذکر خدا را بیشتر بگوییم چند جا توصیه شده که یاد خدا بیشتر گفته شود یکی میدان جنگ هست که آن جا روبرو شدن با دشمن، وقتی که با دشمن روبرو میشوید.@ امیرالمومنین(ع) میفرماید(إذا لَقیتُم عَدُّوَکُم فِی الحَرب فَأقِلُّ الکَلام وَ أکثِرُوا ذِکرَ الله عَزَّوَجَلّ) هر وقت روبرو میشوید با دشمنتان در جنگ، حرف کمتر بزنید و بیشتر یاد خدا بکنید یاد خدا خیلی آرامش میدهد به انسان در برخورد با خطرها به خصوص خطرهای بسیار بزرگ، جنگ و حوادث.@ ملت ما هم یک ملتی هستند که لااقل در تاریخ 28 ـ 29 ساله انقلاب خودشان این خطرات را هم در شهرها هم در روستاها هم در میادین جنگ زیاد دیدند وقتی که انسان با دشمن روبرو میشود یاد خدا آرامش زیادی میآورد و قدرت زیادی میآورد.@ خیلی از شما که در جبهه و جنگ بودید یادتان هست که دعاها نوحهها، حتی پیشانیبندها، قرآنهایی که روی سینه انسان میگذاشت به رزمندهها آرامش میداد شعار خواندن، صلوات فرستادن، دعا خواندن.@ گاهی وقتها قبل از عملیات، بارها من این را میدیدم که مثلا نیم ساعت 20 دقیقه هم مانده که عملیات شروع شود بچهها پشت خط، پشت خاکریز توسل میخواندند این به آنها فوقالعاده قدرت میداد برای این که بتوانند حرکت کنند با معنویت و تکیه به خدا حرکت کنند.@ در جبهه مقابل که کفر بود خبری از یاد خدا نبود همیشه آن جایی که این چنین هست برای بزرگترین قهرمانهای جنگ هم شجاعترین و قویترین مردان اضطراب کشندهای وجود دارد.@ در جریان بازداشت سربازان انگلیسی در دفعه اول، نه این آخری، وقتی که اعلام میکنند که انگلیسیها آمدند در آبهای ایران، آن موقع که قرار بود از طرف ما نیرو برود با آنها روبرو شود زیاد نیرویی نداشتیم یک آشپز بود و یکی دو تا نیروی معمولی، اینها اسلحه برمیدارند با قایق میروند که این انگلیسیها را دستگیر کنند بیاورند نیروهای رزمنده و جنگجوی ما نبودند تکاورهای ما نبودند.@ اینها چون مومن بودند با چه قدرتی رفته بودند سمت انگلیسیها، فیلمش را من قشنگ دیدم وقتی اینها را دستگیر میکنند فرمانده انگلیسیها از شدت ترس جایش را خراب کرده بود خیس کرده بود سه نفر رفته بودند سه تا قایق را گرفته بودند آمده بودند دستگیر کرده بودند آمده بودند این نقش یاد خداست.@ یا در یکی از عملیات کربلای یک من یادم هست من تخریبچی بودم عملیات که شروع شد مجبور بودم جلوتر بروم که خودم را به میدان مین برسانم میدان را باز کنم که بچهها رد شوند متأسفانه قبل از اینکه ما از خاکریز خودمان رد شویم برویم در دشت، از دوطرف ما یک مقدار زودتر عمل کردند ما که وسط بودیم دیگر برای ما عملیات لو رفته بود.@ دیگر ما نتوانستیم ما خودمان را به پشت میدان دشمن برسانیم در خاکریز خودمان مانده بودیم آتش دشمن شروع شده بود من در خاکریز که رد شدم کفی را که رد کردم مجبور بودم مثلا یک صد متری را بدوم صد متر را که دویدم خودم را رساندم به میدان، هر چی داد میزدم که بچهها بیایید بچهها نمیتوانستند بیایند چون آتش شروع شده بود خیلی سخت بود دشمن آتش زیادی میریخت.@ بعد هر چی میگفتنم بیاید کسی بلند نمیشد بیاید، نمیتوانستند بیایند، تنهای تنها مانده بودم این میدان را هم باز کردم ولی کسی نمیتوانست بیاید، قشنگ داشتم صحنه را نگاه میکردم که بالاخره این بچهها میخواهند چه کار کنند میتواند بکَنند زیر آتش راه بیفتند بیایند یا نه.@ یادم هست خیلی صحنه باشکوه بود خیلی تکان دهنده بود این صحنه، یک بچه مثلا 18 ـ 19 ساله بلند شد اسلحهاش را هم انداخت روی زمین یعنی اسلحهاش را هم دستش نگرفت حالا فکر کن از جلو دشمن دارد همینطور آتش میریزد روی سر بچه ها، مسلسلها دارد کار میکند دوشکاها دارد کار میکند توپ دارد میآید خمپاره دارد میاید.@ من یک چیزی میگویم شما یک چیزی میشنوید، یعنی یک فضای بیابان جلویت باز وجب به وجب آتش میآید خیلی سخت است آدم وقتی میبیند آتش دارد میریزد، دارد جلوش میآید بلند شود بخواهد حرکت کند بیاید، این جوان یک حرف زد، میخواهم بگویم یاد خدا چه کار میکند با دل انسان که حضرت میفرماید ذکر خدا بگویید.@ بلند شد ایستاد داد زد زیارت عاشوراخوانها چه کسانی بودند، همین یک کلمه، تا این یک کلمه را گفت کل گردان از جا کَنده شد دوید، خودش دیگر معطل بقیه نشد همین یک حرف را زد و دوید من دیدم آن دوید آمد زیر آتش و بقیه هم پشت سر آن همینطوری میآمدند.@ آمد از من هم که میدان را باز کردم از من هم رد کرد یعنی دوید آمد از داخل میدان رفت با یک نارنجک پرت کرد در سنگر دشمن، بقیه هم آمدند الحمدلله رفتند یاد خدا این کار را با آدم میکند یعنی قدرت میدهد و اصلاً انسان نه آتشی میبیند نه دیگر دشمنی میبیند نه کشته شدنی میبیند فوقالعاده به انسان قدرت میدهد.@ در مواقع خطر و ترس آنچه که انسان را آرام میکند یاد خداست حالا حتما دشمن هم نه، مواردی که انسان ترس به دلش هست یک جایی ممکن است برود ترس دارد اضطراب دارد فوقالعاده یاد خدا آرامبخش است.@ دومین جایی که سفارش کردند که انسان یاد خدا کند در بازار است در بازار بیشترین جایی هست که شیطان و طبیعت به فطرت حمله میکند به دو جهت، یعنی چند جهت در بازار وجود دارد که انسان اگر حواسش را جمع نکند آسیب میبیند خطرناک است.@ یکی این که بازار مظهر غفلت است اساساً، یعنی آن جا دائماً جایی هست که تو از وضع موجود ناراضی شوی وضعی که داری ناشکر شوی خیلی چیزهایی که مردم میخرند و دارند و آنجا هست ببینی و نداشتن خودت به رخت کشیده شود از وضع خودت ناراضی شوی شیطان آنجا انواع حملهها را در بازار به انسان میکند.@ نداشتن این که میخواهی خیلی چیزها را بخری به هر حال انسان بینهایتطلب است هر چی هم داشته باشد وقتی در بازار میرود چیزهای جدید را میبیند هوس میکند لباس جدید، مدل جدید، ساعت جدید و ظرف جدید، لوازم تزئینی جدید، هر چیز، انسان همینطوری مینشیند نگاه میکند خوشش میآید.@ این ممکن است خدای نکرد احساس بدبختی و نارضایتی به او دست دهد و شیطان اینجا روی عقاید انسان کار میکند و نداشتنهای مادی و فقر مادی را به رخ بکشد نداشتنهای معنوی و انسانی را از یاد انسان میبرد.@ انسان در آن لحظه وقتی در بازار قرار میگیرد یکی از بزرگترین جاهایی که انسان خودش را به صورت حیوان معنا میکند و میبیند در بازار است یادش میرود آدم است قیمت آدم به چیست.@ این را یادش میرود بعد حسرتها شروع میشود تأسفها شروع میشود دلدادگیها و دلبستگیها و اسف خوردنها شروع میشود عاشق شدنها شروع می شود تصمیم میگیرم این را بخرم آن را بخرم بعد بیایم بنشینم برایش برنامهریزی کنم عُقدهها و فضاهای خالی زیادی در انسان ایجاد میشود.@ این یعنی عمر تلف کردن عمر مصرف کردن یعنی تصمیم بگیرم مقداری از عمرم را جوانیام را که باید بعداً قیامت جوابگو باشم بگذارم سمت نیازهای کاذب، حالا یک وقت هست انسان نیازهای صادق دارد واقعاً، حالا میرود نیازش را تأمین میکند.@ ولی بازار جایی هست که در انسانها نیازهای کاذب وحشتناکی را ایجاد میکند بسیار بسیار کم هستند آدمهایی که بتوانند بروند در بازار و با آرامش قلب، دست نخورده بیرون بیایند، نکته دوم تزاحم محرم و نامحرم هست.@ علی(ع) خطاب به مردم کوفه میگوید من شنیدم زنهایتان که در بازار که حرکت میکنند شانههایشان به نامحرم میخورد بعد میفرماید آیا شما غیرت ندارید که زنهایتان میروند به نامحرم میخورند(ألا تُغیرُون أما تَستَحیُون) حیا نمیکنید شما که ناموس شما آنجا میرود خیلی انسان باید مراقب باشید انسان آنجا میرود با نامحرم برخورد میکند.@ حتی این حرم عبدالعظیم خودمان که مستحب است یک زیارت مستحبی که آدم میخواهد برود باید بیسلیقگی نکند مواقع شلوغ نرود یا اگر هم میخواهد در مواقع شلوغ برود به نحوی برود که یک همچین اتفاقی برایش نیفتد از مسیرهایی برود که خلوتتراست نه اینکه از بازار بخواهد برود که هم فال و هم تماشا، هم بخواهد حرم برود.@ مسلم است وقتی من مسیر بازار را انتخاب کنم بخواهم بروم یک زیارت مستحبی انجام دهم چند بار این اتفاق میخواهد برای من بیفتد نه خودتان بروید نه با ناموستان بروید نه به ناموس کسی تزاحم داشته باشید نه با ناموس خودتان بروید که کسی با ناموس شما تزاحم داشته باشد این هم یکی از آن خطرهاست نگاههای ناروا، حرکتهای بدنی ناروا خطرناک است.@ به هر حال بازار یکی از بدترین جاهای زندگی و شهرنشینی هست مظهر جهنم است در همچین جایی اگر انسان مجبور است برود که خیلی وقتها هم مجبور میشود واقعا برود اگر مجبور هست باید حواسش باشد که از این در بازار میرود در خروجیاش دینش را در آن جا نگذاشته باشد دلش را آنجا جا نگذاشته باشد دل و دینش را جا نگذاشته باشد.@ چه بسیار افرادی بخاطر تماس با بازار دینشان را شرافتشان را غیرتشان را حیاشان را از دست دادند لذا حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که (أکثِرُوا ذِکرَ الله عَزَّوَجَلّ إذا دَخَلتُمُ الأسواق) زیاد به یاد خدا باشید وقتی میخواهید وارد بازار شوید حواستان را جمع کنید یعنی باید مراقب خودتان باشید هم مراقب چشمتان باشید هم مراقب بدنتان باشید این را ذکر میگویند نه اینکه فقط اسم را خدا را بگویید.@ یکی از آن مظاهرش هم اسم خدا را بکار بردن است یعنی به زبان جاری کردن هست(إذا دَخَلتُمُ الأسواق عِندَ إشتِغالِ النّاس) موقعی که مردم همه مشغول هستند در بازار، برو و بیا و بخر و داد و فریاد و دنیا، تو باید خیلی حواست را جمع کنی در بازار.@ بعد حضرت میفرماید اگر کسی این عُرضه را داشته باشد اگر کسی این کار را بکند یعنی بتواند در بدترین جا یعنی در جهنم یاد خدا باشد یعنی در جهنم سالم بوده توانسته در جهنم سالم بماند چون یاد خداوند بوده یاد معشوق حقیقی خودش بوده.@ آنجا انسان وقتی به یاد خدا میافتند دیگر له نمیشود در بازار کوچک نمیشود نداشتنهایش تحقیرش نمیکند هوسهای جدیدی ندارد خیلی مراقب هست میفرماید که(فَإنَّهُ کَفارَۀٌ لِلذُّنُوب) کفاره گناهان شماست اگر وارد بازار شدید توانستید یاد خدا بکنید این کفاره گناهان شماست.@ (وَ زِیادَۀٌ فِی الحَسَنات) این خیلی جالب هست که کفاره گناهان شما هست به حسنات شما هم اضافه میشود حسنات هم برای شما مینویسد خداوند، ثواب مینویسد برای کسی که در بازار به یاد خدا باشد بتواند آنجا یاد خدا را بگوید(وَ لا تُکتَبُوا فِی الغافِلین) و از غافلان نوشته نمیشوید.@ روایت بعدی در همین باره از نبی اکرم(ص) هست میفرماید(مَن ذَکَرَ فِی السُّوقِ مُخلِصاً عِندَ غَفلَۀِ النّاس وَ شُغَلِهِم بما فیه کَتَبَ اللهُ لَهُ ألفَ حَسَنَۀٍ وَ یَغفِرُ الله لَهُ یَومَ القِیامَۀِ مَغفِرَۀً لَم تَخطُرُ عَلی قَلبِ بَشَر) چقدر زیبا است.@ میفرماید که اگر کسی در بازار هنگامی که مردم از یاد خدا غافل هستند و سرگرم کار خودشان هستند این شخص به یاد خدا باشد در بازار(کَتَبَ اللهُ لَهُ ألفَ حَسَنَۀٍ) خدا برایش هزار حسنه مینویسد آن بتواند این جا این کار را بکند و این شیرین تر است و روز قیامت طوری این شخص را میبخشد که به قلب هیچ کس خطور نکرده باشد یک همچین مغفرتی، یعنی خیلی با مغفرت ویژه خدا این را میبخشد.@ چرا یک همچین سرمایهگذاری خدا کرده است؟ برای این که قاعده یادتان باشد این قاعده را در نظر بگیرید هر جا عامل غفلت زیادتر هست شما بتوانید آن جا یاد خدا بکنید اجری که شما میبرید خیلی بیشتر است.@ من یک مثال بزنم، ببینید شما در خانهتان نشستید اذان بگویند به طور طبیعی بلند میشوید میروید مسجد نماز میخوانید درهمسایگیتان مسجد است یا در خانه خودتان نماز میخوانید یک موقع هست که نه در منزل نشستید شلوغ است تلویزیون روشن است عوامل غفلت زیاد است آن موقع اذان را میگویند بلند میشوی میکَنی میروی نماز میخوانی نه با کسی سرگرم میشوی نه با تلویزیون و عوامل غفلت، این اجرش بیشتر هست.@ یک موقع هست در یک میهمانی دعوت داری رفتی یک میهمانی یک عروسی، عروسی هم مثلا شروع شده یک ساعت قبل از مغرب بگو و بخند و حالا خدا نکند که در آن فسق و فجوری باشد به هر حال همین شادی معمولی است.@ ولی اذان که میگویند تو همان لحظه بلند میشوی میروی بیرون از مراسم عروسی یک جایی را پیدا میکنی نماز میخوانی اینجا یک کسی بتواند بکَند آن موقع اول وقت، نگوید حالا عروسی را تمام میکنیم میرویم خانه نماز میخوانیم، این خیلی اجر دارد که در بدترین شرایط انسان یاد خدا باشد یاد خدا بر قلبش غلبه داشته باشد.@ میروی خارج از کشور، در خارج از کشور یک کشوری هم بروی که کفر داشته باشد مسلمان نباشد یک کسی اول وقت یادش باشد نماز بخواند مراقب اذان باشد که من الان اول وقت نمازم را خواندم این فوقالعاده ارزشمند است.@ یک جایی که مرسوم نیست شما بلند شوید نماز بخوانی اذان گفتند اذان شده است مرسوم هم نیست کسی بلند شود آنجا نماز بخواند یادتان هست یک هواپیما از ما دزدیدند بردند اسرائیل، تلویزیون نشان میداد بردند اسرائیل، بعد وقت نماز شده بود در آنجا دست دشمن یک کسی بلند شود بگوید اول وقت است میخواهم نماز بخوانم.@ دیدید مردم بلند شده بودند یک هواپیما چقدر از جمعیت بلند شده بودند به نماز ایستاده بودند اصلا محل نگذاشتند به اسرائیلیها که ایها اینجا اسیر شدند، میدانید خدا یک همچین بندهای را چه کار میکند که در بدترین شرایط یاد خداست.@ هم در دست دشمن هستی محاصره هستی در کشور کفر، بدترین شرایط وقتی اذان میگویند انسان بلند شود نمازش را بخواند یاد خدا باشد در میهمانیها در عروسیها در جاهای شلوغ.@ این که میگوید هر کس در بازار زمانی که همه غفلت دارند بلند شود نماز بخواند یا نماز نه، یاد خدا را بکند در بازار، خدا طوری او را میبخشد که به قلب کسی خطور نکرده باشد و هزار حسنه برایش مینویسد برای این است که کار کار باارزشی هست.@ ولی آن جایی که مانع نیست انسان عادتاً بلند میشود نماز میخواند هنری نکرده همه این کار را دارند انجام میدهند جایی که کسی انجام نمیدهد جایی که کسی این حرفها را تحویل نمیگیرد جایی که آدم رویش نمیشود رفتی کوه، رفتی پارک، همه مشغول گناه هستند مشغول غفلت هستند اگر گناه هم نکنند در غفلت هستند تو آنجا موقع اذان یک کسی بلند شود برگردد قبله پیدا کند وضو بگیرد نماز بخواند.@ بعضیها که الحمدلله با هم همدل هستند خانوادهها نماز جماعت اصلاً راه میاندازند آنجا اگر کسی بتواند یاد خدا بکند این خیلی ارزش دارد در حدیث داریم در فرمایشات معصومین(ع) درباره کسی که در بین افراد غفلت زده یاد خدا میکند آن جاهایی که همه مردم غافل هستند یاد خدا میکند.@ از پیامبر(ص) هست میفرماید که(الذّاکِرُ فِی الغافِلین کَالمُقاتِلِ فِی الفارّین) کسی که بتواند در بین آدمهای غفلت زده یاد خدا بکند در بین افراد غفلت زده به یاد خدا باشد میگوید این مثل کسی است که جهاد شده همه فرار کردند از ترس برخورد با دشمن این تنهایی ایستاده دارد در مقابل دشمن میجنگد اینقدر ارزش دارد.@ حتی بالاتر از این هم حضرت فرمود فرمود(الذّاکِرُ فِی الغافِلین کَالمُتَشَهِدُ بِدَمِهِ فی سبیلِ الله) کسی که در بین غافلین یاد خدا باشد آدمهای غفلت زده مثل کسی است که در راه خدا در خون خودش غلتیده است شهید شده است این اجر را دارد یک جایی که بقیه اینطور حرفها را تحویل نمیگیرند برایشان ارزش ندارد.@ دقت کنید منظور من از یاد خدا این نیست که فقط حرف بزند یا خودش یاد باشد یک دختر خانمی هست یک اقا پسری هست در دانشکدهشان همه دنبال دوست دختر و دوست پسر هستند این این کار را نمیکند این در بین غافلین یاد خدا بودن یعنی این جا یاد عملی است.@ همه بیحجاب هستند بدحجاب هستند این در یک همچین شرایطی در یک مجلسی در یک عروسی که هیچ کس رعایت نمیکند کاملاً خانم حواسش هست حجاب را رعایت کند حیا را رعایت کند این ذاکر فی الغافلین هست این قطعا آن ثواب را دارد.@ رفتی خارج از کشور، بقیه میخواهند بروند گوشت ذبح غیر اسلامی بخورند هوت هم میکنند میگویند دست بردار اینجا دیگر این املبازیها را کنار بگذار بعد بگویی نه من غذای حلال فقط میخورم این غذا را نمیخورم این ذاکر فی الغافلین هست فقط یاد زبانی و ذهنی منظور نیست.@ شما در تلویزیون دیدید در یک شهر مثل گرانادا در اسپانیا یک دختر فقط حجاب داشت این را خدا هر لحظه برایش ثواب شهادت مینویسد میگفت همه مسخرهام میکنند اصلا به من گفتند تو اسپانیایی نیستی تو مسلمان هستی ما تو را به عنوان همکشور خودمان قبول نداریم هموطن خودمان نیستی، سخت است.@ گاهی وقتها من میدیدم مثلا یک دختر در دانشکده فقط همین یک دختر حجاب داشت یک پسر در یک دانشکده آرایش لباسش با افتخار هم این کار را میکرد تیپ لباسش شکل لباسش یک شکل اسلامی بود.@ عجیب هم هستند این دختر و پسرهای اروپایی و خارجی وقتی که مسلمان میشوند تمام کشورشان هم بخواهند مسخرهشان کنند میایستند اصلا تحت تاثیر ملامت کسی و تمسخر کسی قرار نمیگیرند این ثواب شهادت را دارد(الذّاکِرُ فِی الغافِلین) مصادیقش خیلی متفاوت و متنوع است.@ هر جا، هم در کشور خودم، در فامیل خودت، در یک میهمانی بگیر، تا در یک شهر غریبه، در یک کشور غریبه، یک مجلس دیگری، بتواند انسان یادش نرود کیست، خدا، دین، احکام خدا، یادش نرود، این ذاکر فی الغافلین هست.@ روایت بعدی از علی(ع) هست همان فرمایش پیامبر را دارد یکی چیزی هم حضرت به آن اضافه کرده(ذاکِرُ الله فِی الغافِلین کَالمُقاتِلِ عَنِ الفارّین) پیامبر فرموده بود کسی که ذاکر در غافلین هست مثل کسی است که در بین فرارکنندهها میایستد میجنگد.@ علی(ع) به جای(فی) (فی الفارّین) (عَنِ الفارّین) آورده، ببینید میفرماید(ذاکِرُ الله فِی الغافِلین کَالمُقاتِلِ عَنِ الفارّین وَ المُقاتِلِ عَنِ الفارّین نُزُولُهُ الجَنّۀ) میفرماید کسی که در بین افراد غافل یاد خدا بشود مثل کسی است که به جای فراریها ایستاده دارد جنگ میکند.@ (عَنِ الفارّین) اینجا به جای فراریها ایستاده دارد میجنگد، بعد میفرماید کسی که به جای فراریها بایستد و بجنگد منزلش بهشت است این قدر این ارزش دارد.@ روایت بعدی در همین زمینه از پیامبر هست از نبی اکرم(ص)(أحَبُّ الأعمال إلی الله سُبحَۀُ الحَدیث قیل وَ ما سُبحَۀُ الحَدیث) خیلی قشنگ است عزیزان دقت کنند هم جوانها خوب دقت کنند هم جوانهای قدیم بیشتر دقت کنند.@ میفرماید که محبوبترین اعمال در نزد خداوند تبارک و تعالی تسبیح سخن است، گفتند یا رسول الله تسبیح سخن یعنی چی؟ فرمود جایی که مردم همه دارند حرف میزنند(یَکُونُ القُوم یُحَدِّثُون) همه دارند با هم حرف میزنند یک جایی مجلسی، جایی، هر کسی دارد پچپچ میکننمد حرف میزنند(وَ الرَّجُلُ یُسَبِح) انسان تسبیح خدا میگوید.@ قدیمیهای ما خیلی این را خوب فهمیدند شما اگر دقت کنید قدیمیهای ما، جوانهای قدیم همه تسبیح دستشان هست در جیبشان همیشه تسبیح هست آدم به آن عادت هم بکند خوب است ما اصلاً حدیث داریم از امام سجاد(ع) کسی که تسبیح دستش بگیرد صبح از خانه بیرون بیاید حواسش هم نباشد ولی دعا بخواند دعایش هم که به همهتان یاد دادیم چند بار، این تسبیح دستتان باشد بازی کنید.@ آدم با آن بازی کند ذکر هم نگوید این ارزش دارد برای این که این حرکت از نظر روانی زبان انسان را خود به خود به حرکت میاندازد وقتی دست آدم هست آدم ذکر میگوید آن دعا را کسی بخواند.@ خدایا صبح از خانه بیرون میآیید حالا فارسی بگویید خدایا من امروز صبح کردم تو را تسبیح میکنم حمدت میکنم(لا اله الا الله) میگویم و الله اکبر میگویم به اندازه دانههای تسبیحم که میگردانم در حدیث داریم این تا شب هم که این تسبیح را همینطور میگرداند، دارد بازی میکند چون از اولش قرار بسته با خدا، خدا هم رفیق خیلی خوبی هست.@ این قدر خدا به ما نزدیک است طرف عهد است میگوییم خدایا من الان دارم به شما میگویم صبح اول صبح، تسبیح و تحمید و تحلیل و تکبیر تا شب به تعداد دانههایی که از زیر دستم رد میشود، خدا میگوید قبول است.@ امام سجاد میگوید خدا میپذیرد همینطوری که داری تسبیح را میگردانی با آن بازی میکنی میفرماید برای هر یک دانه تسبیحی که شما از دستت رد میشود ثواب یک سبحان الله، یک الحمدلله، یک لا اله الا الله، یک الله اکبر برایت نوشته میشود.@ چرا حضرت این توصیه را کرده؟ یک همچین امتیازی داده میگوید خدا همین ثواب را به آدم میدهد؟ برای این که کسی که دستش تسبیح است در اتومبیل، این خود به خودی یواش یواش این حرکت دست، چون همیشه آدم با عادت تسبیح ذکر میگوید، یک جایی هم که ذکر نمیگوید دهانش تکان نمیخورد خود به خود دهان را به حرکت میاندازد.@ دهان که به حرکت بیاید حداقل ثوابی که به ما میدهند ثواب ذکر زبانی است ممکن است ما اصلا حواسمان نباشد چون داریم در خیابان و بازار را نگاه میکنیم ولی پیش میآید برای کسانی که، با همان فرمولی که دیشب گفتم، پیش میآید که بعضیها هستند همین که ذکر زبانیشان شروع شود یواش یواش ذکر قلبیشان هم شروع میشود واقعا متصل به خداوند تبارک و تعالی میشوند.@ ببین خدا برای اینکه قلب ما متصل به خودش شود چقدر امتیاز داده از کجا شروع کرده میگوید حتی زبانت تکان نخورد قبول است بلکه زبان تکان بخورد حرکت بکند زبان حرکت بکند که فایده ندارد چون ذکر زبانی است کاری نمیکند حالا در حد اینکه این تکه گوشت وظیفهاش را انجام داده باشد تسبیح خدا را بگوید یک چیزی هست.@ ولی این را برای این دارد میدهند همیشه که قلب تکان بخورد، اصلا یادتان باشد همیشه تعداد در اذکار، میتوانست بگوید یک بار این کار را بکنید، ولی این که میگویند چند بار بگویید برای اینکه در این چند بار گفتنها قلب تکان بخورد و شخصیت شکل بگیرد قلب راه بیفتد مقداری با یاد خدا باشد یک مقدار رو در رو با خود خداوند تبارک و تعالی باشیم.@ رو در رو شدن خیلی اثر دارد اینکه انسان با حضور قلب واقعا با خدا رو در رو و چشم در چشم بیفتد شخصی هست به نام قتاده، از سُنیها هم هست یک موقعی در مکه دو جا داریم یک همچین اتفاقی افتاده با امام باقر(ع) روبرو شد خیلی امام جلالت داشته همه هم میرفتند دور امام، این حسودیاش هم میشود فقیه اهل بصره هم بوده حسودیاش هم میشده.@ میگوید این کیست اینطوری هست بروم ضایعش کنم ببینم، با همین لفظ میگوید بروم ضایعش کنم حالش را بگیرم، میآید یک دفعه روبرو میشود با امام باقر(ع) چند لحظه، تا میآید چشم در چشم امام باقر بدنش به شدت شروع میکند به لرزیدن.@ بعد متواضع میشود سلام میکند میگوید من با ابن عباس، با کسان زیادی بوده با گردن کلفتها بوده نشستم رو در رو شدم همچین حالی به من دست نداده تو چه کسی هستی که من اینطوری جلوی تو ایستادم دارم میلرزم نمیتوانم خودم را نگه دارم؟@ امام باقر میفرماید وای بر تو، تو نمیدانی من چه کسی هستم من همان خانهای هستم آیه قرآن است(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ) معمولاً در سر در مساجد یا آیاتی که در مساجد میگذارند این آیه زیاد است خانههایی که خداوند اجازه داده آن خانهها بالا بروند و اسم خدا در آن برده شود میگوید من آن خانهای هستم که خدا اذن داده.@ حالا شما فکر کن در نماز انسان یک لحظه هم اتفاق بیفتد که بفهمد در مقابل(رَبُّ الْعالَمِينَ) (بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) (خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ) ایستاده است یک لحظه اتفاق بیفتد.@ استاد ما می فرمود شما 7 سال 8 سال باید زحمت بکشید این ذهنت را اینقدر تمرکز بدهی برای حضور قلب تا این اتفاق برایت بیفتد تا یواش یواش حضور قلب برایت عادی شود که انسان بفهمد در مقابل چه کسی ایستاده این اینقدر ارزش دارد که خداوند تبارک و تعالی از آن موقع برایش تدارک دیده که شما به هر حال همیشه در مسیری قرار بگیرید که بتوانید یاد خدا بکنید.@ یکی از ارزشها این است آنجایی که مردم در یک میهمانی، جلسهای، جایی صحبت میکنند بتواند ذکر بگوید البته یک راهی هم شیطان از این حرفهای ما دارد ببینید عزیزان در میهمانیها، میهمانی مجلس صفا و انس است فامیلها جمع میشوند دوستان جمع میشوند احتیاج هست قلبها به هم نزدیک شوند.@ آنجا مقدسبازی کار خوبی نیست وقتی داری با یک نفر رو در رو چشم در چشم صحبت میکنی تسبیحت هم دستت باشد بخواهد زبانت بجنبد خوب نیست گوش کن در حدیث داریم پیامبر وقتی یک کسی با او حرف میزد راجع به هر موضوعی حرف میزدند در جمع وارد میشد پیامبر هم مثل جمع میشد حال کسی را نمیگرفت ذائقه کسی را خراب نمیکرد با آنها همزبان میشد این خوب است.@ ولی یک جایی هست با تو واقعا کاری ندارند الان کسی با تو کاری ندارد تخاطبی نیست یک مجلسی هست که تو میتوانی در جلسه عروسی بروی یک صندلی جدا بنشینی یک حالت خاصی هست که واقعا به کسی برنمیخورد آنجا دارند صحبت می کنند تو مثلا بتوانی آنجا حواست به خدا باشد در اتوبوس همه دارند صحبت میکنند کسی با تو کاری ندارد در قطار، در تاکسی، در شهر در بازار انسان یاد خدا بکند خوب هست ارزش دارد.@ از جمله جاهایی که گفتند یاد خدا باشید یکی موقع غصه است هنگامی که انسان غمگین میشود یاد خدا غمها را واقعا برطرف میکند چون غصهها مربوط به جنبه حیوانی ماست آنهایی که اعصابشان خورد است عصبی هستند داد میزنند غصه میخورند آدمهای حساس، زود رنج موضوع غصه دنیا است.@ یعنی چیزی هست که مربوط به جنبههای حیوانی ماست موضوع زن و شوهر است پدر و پسری هست دو تا رفیق هستند موضوع پول است ماشین است خانه است غذا است فرش است خانه خریدن است مبل است لوستر است ظرف است آدمها هم برای همینها غصه میخورند بچهام مریض شده تمام اینها مربوط به شئونات حیوانی انسان هست.@ یاد خدا با انسان چی کار میکند؟ یاد خدا انسان را از شأن حیوانیاش میکَند یعنی به عنوان یک انسان با کانون آرامش و شادی روبرو میکند یعنی خدا، خدا کانون آرامش و شادی است.@ برای همین قرآن آدمهایی که اینطوری هستند را به آنها بشارت داده است(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) آدم حسابیها اینطوری هستند آدم های اشرافی اینطوری هستند تا یک موضوع ناراحت کننده برایشان پیش میآید این را میگوید، ما فکر میکنیم آیه(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) مال موقعی است که کسی مرده، فقط برای مرده از آن استفاده میکنند اگر کسی مُرد روی اعلامیهاش مینویسیم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) استرجاع این نیست.@ ببینید شما زمانی که هر حادثه ای پیش میآید ماشینت تصادف کرده الان جایی هست که ممکن است عصبی شوی فحاشی کنی احساس بدبختی و بیچارهگی کنی(إنا لله) ما مال خدا هستیم و برمیگردیم خانه خدا، پیش خدا.@ استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی همیشه خدا حفظشان کند میفرمودند که این را بگویید، این نیز بگذرد، نگاه کنید در زندگیتان چقدر حوادث تا بحال اتفاق افتاده غم و غصهها که تو فکر کردی خیلی فاجعه بزرگی است و دیگر بیشتر از این هم غصه امکان ندارد بعد رد شده الان هیچی هم یادت نیست ردش کردی رفت.@ چرا ممکن است شیطان انسان را در حمله از عقب داریم شیطان انسان را به خاطرات تلخ برمیگرداند برای اینکه بتواند مومن را غمگین کند(إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) شیطان همیشه گذشته انسان را به رخ مومن میکشد تا مومن را ناراحت کند اعصابش را خورد کند.@ مومن هم خیلی باید زیرک باشد نباید محل به گذشته بگذارد نباید مثل یک توپ اسیر شیطان شود هر وقت دلش خواست ببرد در میهمانی پارسال، در مراسم عقدمان، زن و شوهر 15 سال است ازدواج کردند هنوز سر مراسم عقد و عروسیشان با هم دعوا دارند سر شام عروسی با هم هنوز مینشینند صحبت میکنند یک پدر و پسر با هم حرف میزنند پسر عُقده بیست سال پیش را دارد این کار شیطان است.@ مومن نباید اسیر شود شُل و ول باشد هر وقت شیطان دلش خواست پشت هر افکار کثیف و ناراحت کننده و بدبینانه و مضطرب کننده ببرد بازیچه نیست قوی است، نمیگذارد برود به محض اینکه ذهنش میخواهد حرکت کند برود جاهای بد، مومن خودش سفت میایستد میگوید گمشو برو من با تو نمیآیم محکم میایستد، چرا؟ چون دوست ندارد حالش را خراب کند.@ مومن خیلی زیرک است مومن دوست دارد از حالش لذت ببرد آرامش داشته باشد کسی که عُرضه نداشته باشد حالش را حفظ کند آیندهاش را هم از دست میدهد بنابراین مومن اصلا آنطرف نمیرود تا بلا سرش میآید میگوید(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) پیش خدا میرویم یعنی 1 ـ این حادثه برای من اجر دارد کفاره گناهانم هست 2 ـ درجات آخرتی هست برای چی بنشینم غصه بخورم.@ پدرم مرده مادرمم مرده گریه و عواطفی که انسان باید داشته باشد نسبت به اینکه یک کسی بمیرد مثل گریه پیامبر در مرگ ابراهیم، طبیعی است انسان عاطفه دارد ولی اینکه مثلا دیگر بداخلاق شود غذا نخورد حال دیگران را بگیرد این غصه را سر دیگران خالی کند به هم بریزد، نه.@ چند وقت پیش یک خانم و آقا آمده بودند مشاوره میگفت شوهر من 7 سال پیش که برادرش مرده تا الان بداخلاق شده است جهنم است این گناه محض است یک(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) کار را تمام میکند آدم آرام میشود از نظر عاطفی یک موقعی انسان یادش میآید بنشیند اشکی هم بریزد خودش با خودش بدون اینکه حال کسی را بگیرد بیموقع، عیبی ندارد.@ ولی نه اینکه زندگی را آدم سیاه کند به زن و بچهاش یا به شوهرش، بعضی از خانمها مکن است کسی از آنها بمیرد بخواهند یکسره در خانه آبغوره بگیرند این بیسلیقگی است بچهاش غصه میخورد شوهرش غصه میخورد بچه کوچک نمیفهمد این صحنه برای بچه افسرده کننده است.@ زن زیرک که این کار را نمیکند، نمکی، گهگاهی خودش تنهاست یا اگر یک موقعی هم جلوی خودش را نمیتواند بگیرد خیلی اندک و یک دقیقه، نه بیشتر، اینطور جاها گفتند موقع همّ یاد خدا بکن یاد خدا آدم را شاد میکند آرام میکند، چرا؟ چون در محضر خدا دارد این اتفاق میافتد.@ امام صادق میفرماید اصلا مومن نیستی اگر چیزی برایت اتفاق بیفتد راضی نباشی و غرغر کنی اصلا مومن نیستی ما غرغر نداریم، افتاده که افتاده، برای همه میافتد دنیا اصلا جای این حرفها است اگر غرغر بکنی، اظهار نارضایتی کنی ناراحت شوی روی نماز خواندنت با خدا، روی نگاهت به خدا، به جهان، به دنیا، به آفرینش تاثیر بگذارد خیلی آدم عقب میافتد ضربه میخورد.@ نباید روی اخلاقیاتت، روی عقایدت تاثیر بگذارد روی منشات نباید تاثیر بگذارد باید استحکام داشته باشی مومن اینطور جاها شناخته میشود یاد خدا همّ را از بین میبرد آدم را شاد میکند آرام میکند.@ گفتند دختر مرحوم مجلسی(ره) از جایی افتاده بود پایش شکست، رفتند نزدیک دیدند دارد میخندد، پایش شکسته بود، گفتند که برای چی میخندی؟ فرموده بود به ثوابش دارم میخندم این حدیث را برایتان بخوانم(اُذکُرُ الله عِندَ هَمِّکَ إذا هَمَّمۀَ) هنگامی که اندوهی به تو رسید یاد خدا بکن هر وقت غمی، اندوهی رسید آنجا خیلی انسان را آرام میکند.@ خوش بحال کسی که آنقدر غمهای آخرتی دارد برای شب اول قبر به بعدش که دیگر هیچ وقت غمهای دنیایی شخصیتش را له نکند اینقدر غصه داشته باشد خدا رحمت کند مرحوم دستغیب را میفرمود کسی که مار او را بزند اگر زنبور هم بیاید بزند دیگر نیش زنبور را احساس نمیکند.@ اگر کسی مار آخرت، مار شب اول قبر به بعد تا قیامت و حوادث قیامت بزند آدم را، آدم مشغول این باشد این برایش ارزش داشته باشد حوادث دنیایی اصلا لهاش نمیکند کوچکش نمیکند مضطربش نمیکند این حدیث سه قسمت است دو قسمتش هم بماند انشاء الله برای بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 032 - یاد خدا
متن کامل (خام) جلسه 032 - یاد خدا