اعوذبالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، والحمد لله برب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنه الله علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين
در تقسيم بندياي كه از آغاز بحث انسان شناسي تا كنون داشتيم ، دو تا تقسيمبندي داشتهايم ،يكي كمالات را تقسيمبندي كرديم و يكي قواي انساني را . در بخش كمالات ، كمالات جمادي ،نباتي ، حيواني و انساني را داشتيم و در بخش قوا ، قوا را به قوهي حس ، خيال ، وهم ، عقل و فوق عقل تقسيم كرديم.
گفتيم به واسطه قواي حس و خيال و وهم حيوان هستيم . به واسطه قوهي عقل فرشته هستيم و به واسطهي قوهي فوق عقل هم انسان هستيم.
هدف از خلقت ، اين است كه فوق عقل ما كه از خداست ، يعني همان نفخهي خداست و همان الروح و يا القلم يا نور محمد ( صلي الله عليه و آله و سلم ) هست و در ما دميده شده ،اين به اصل خودش يعني خداوند تبارك و تعالي شبيه شود ،هر چه قدر انسان بتواند اسمهاي خدا را در خودش ظهور دهد به خدا شبيهتر مي شود و به خدا مقربتر است . يعني كمالات انساني را.
يك سؤال پيش آمده ، اينكه ما كمالات حسي و خيالي و وهمي را يا جمادي ، نباتي ، حيواني را چه گونه در راه خداوند استفاده كنيم ، اين يعني چه ؟
گفتيم معناي استفادهي صحيح در راه خدا همان دنياي ممدوح و پسنديده است و اگر در راه حيوانيت مصرف شود و آن كودك عزيز روان رشد نكند ، مي شود دنياي مذموم كه اينها معاني بدي پيدا ميكنند مي شوند اله ما ، بت ما ،يك امر باطل ، هواي نفس ما ، دنياي ما و شهوت ما . اگر كه نگذارند فوق عقل رشد كند.
علامت رشد فوق عقل ( بعداً به شما در همين يكي دو جلسه ميگوييم كه چگونه بايد اينها را تنظيم كنيم)
اين است كه انسان دائماً احساس دارايي و ثروت ميكند ، يعني شادتر ، هر روز شادتر و آرامتر ميشود و روز به روز بيشتر ميشود .از نظر شخصيتي با نشاطتر ،شادتر و آرامتر ميشود. اگر روزي غير از اين را طي كند معلوم است كه ارتباط ما با كمالات حسي و وهمي و خيالي يا كمالات جمادي و نباتي و حيواتي ، ارتباط غلطي است . نتوانستيم با اينها در جهت شاد كردن خودمان و آرام كردن خودمان استفاده كنيم . بر عكس موجب افزايش اضطراب ما ،موجب غصههاي ما شده.
خوب ، پس ما ميتوانيم با خيالات حسي ، وهمي و خيالي به يك نحوي ارتباط برقرار كنيم كه در ما شادي ايجاد كند و آرامش . ميتوانيم يك جوري ارتباط برقرار كنيم كه در ما اضطراب و غصه ايجاد بكند . پس اين ما هستيم كه بايد از اينها ، درست استفاده كنيم.
يك نكتهي مهم كه انشاء الله ميخواهيم يكي دو جلسهي ديگر خيلي مفصلتر راجع به اين توضيح بدهم و آن خيلي از مشكلات علمي شما را حل ميكند ( اين نكاتي كه مي خواهم بگويم ) . باعث ميشود كه شما بسياري از واژه هاي ديني و قرآني را با همان يكي دو جلسهاي كه عرض ميكنم متوجه شويد.
شايد صدها آيه ، هزاران آيه ، هزاران روايت را با همين يكي دو جلسه بحث متوجه خواهيد شد . روابط منطقي بين آنها را.
من يك توضيحي بدهم و استفاده ،بعد برسي به همين بحثي كه شروع كردهايم.
ببينيد ، وقتي كه از كمالات حسي ، خيالي وهمي ( يعني بخش حيواني ما ) استفاده ميكنيم ، عقل ما يعني جنبهي علم طلب ما ، جنبهاي كه دنبال علم و آموزش است ، رشتههاي مختلف علوم را تشنه است ، فعالتر ميشود ، قويتر ميشود و اگر مجموعهي اينها در استخدام مجموعه ي فوق عقل قرار بگيرند ، تا اين مرحله دقت كنيد ، اين خيلي مهم است ها . بعد توضيح بيشتري ميدهم )كه انسان دنبال علوم است مثلاً ميرود دنبال انواع رشتههاي مهندسي ، پزشكي ، رشته ها علمي ، تاريخ ، جغرافيا ، حتي علوم و معارف ديني كه ياد ميگيرد ، تا اين مرحله عالم است . ميشود عالم . در واقع دانايي دارد به اصطلاح.
اگر كه فوق عقل فعال شود ، شخص از مرحلهي دانايي به دارايي ميرسد . توجه فرموديد ؟
دارايي يعني استحكام شخصيت ، قدرت روحي ،ثروت شخصيت به قدري كه انسان به هيچ وجه عوامل خارجي نميتوانند مضطرب يا غم زده اش بكنند. حداقلش اين است . از اين بيشتر هم خيلي است. دارايي هاي زيادي انسان به دست ميآورد كه واقعاً براي انسان دارايي است به داد آدم ميرسد . وسيله است كمك مي كند.
ببينيد ، الان خيلي ها را داريم كه عالم هستند يعني دانا هستند اما از بين كساني كه عالم و دانا هستند كمتر كساني هستند كه دارا باشند . دارا باشند يعني استحكام و قدرت شخصيتي ، شادي و آرامش روحي هميشگي و ثابت ، داشته باشند.
اينكه پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايند :نشاط مؤمن دائمي است . براي اينكه مؤمن از دانايي به دارايي رسيده است . حالا مصاديقش را انشاء الله در جلسهي آينده عرض ميكنم تا ببنيد چه قدر راحت است يعني اينجوري نيست كه شما فكر كنيد كار سختي است.
از دانايي به دارايي ميرسد . وقتي به دارايي ميرسد ، روح دارا ميشود و دارايي مطابق حقيقت پيدا ميكند.
ما بسياري از موارد وقتي كه ميخواهيم شخصيت يك نفري را بررسي كنيم ،كمالات حسي ، يعني محسوسات يا مخيلات يا موهومات را در نظر ميگيريم و مي گوييم اين چه قدر شخص دارايي است !
او را دارا ميدانيم يعني ميگوييم با شخصيت است . چرا چون محسوسات دارد. ميگوييم طرف خيلي كلاسش بالاست خيلي آدم كار درستي است . آدم حسابي است . ميگوييم آدم حسابي است يعني چه ؟ ميگوييم مثلاً كارخانهدار است . سه تا كارخانه دارد.
آدم حسابي است يعني چه ؟ يعني با يك امر موهوم ، مثلاً رئيس است ، نمايندهي مجلسي است . نمايندهي مجلس جزءموهومات است و ديگر ، چون مقام است و مقام جزء موهومات است. اعتباري است كه در شخصيت حقيقياش نيست ؛ در شخصيت اجتماعي و بيرونياش است فردا كه دورهي مجلس تمام شود اگر شخصيت شخص به نمايندگي مجلس باشد ،فردا كه دورهاش تمام شود اين شخص بي شخصيت ميشود . يعني اعتبارش از بين ميرود.
يعني امري كه خارج از وجود خودش است . اينها هيچ كدام دارايي نيست ، چيزهايي است كه خارج از وجود خود شخص است.
وقتي ميگوييم از دانايي به دارايي ميرسد . در عقل شخص كه عالم ميشود دارا ميشود اما داراي علوم ميشود ، علوم را داراست و اين ثروت خوبي است يعني يك اعتبار معقولي است كه يك نفر ميشود ،مهندس ، يك نفر مي شود دكتر .
يك بحثي داريم به عنوان ارتباط علم و عالم و معلوم و عقل و عاقل و معقول.
اين علم كه سواد است يعني جزء وجود شخص ميشود ، دانايي است . اما تا به دارايي برسد طول ميكشد يعني حتماً بايد جذب فوق عقل شود تا به دارايي برسد. يعني دارايياي كه به عنوان دارايي ميتوانيم در برزخ سرياش و به دردت بخورد . داراييها چيز جور است.
مثلاً :يك موقع شما جنيني داريد كه به اين شكل است . اين جنيني كه اينجا هست يك سر اضافي پشت اين سر دارد. با دو سر ميآيد . دارايي دارد ولي اين دارايي به دردش نمي خورد مزاحمش است ، اذيتش ميكند اين دارايي . ( دقت كرديد چه طور شد ؟ )
ما دارايياي ميخواهيم كه متناسب با شرايط زيستي اينجا باشد يعني دقيقاً با دنيا هماهنگ باشد. در رحم دوم شما داراييهايي بايد داشته باشيد كه هم در دنيا كمكتان كند و از آن لذت ببريد و واقعاً دارايي باشد و اثراتش هم همينهايي است كه خدمتتان عرض ميكنم. شادي ، آرامش و لذتهاي فوقالعادهاي كه انسان ميتواند اينجا ببرد.
مستي ،استفاده از شرابها و چيزهاي ديگر ، اين دارايي كه در دنيا ، كه رحم دوم است ،پيدا ميكند بايد دقيقاً با رياضيات برزخ بخواند.
گفتم كه خداوند تمام عوالم را رياضي خلق كرده است . از بالا كه به پايين ميآييد ، شما بياييد در ملكوت ،ملكوت يك عالم كاملاً رياضي است و تمام رياضيات دنيا ، ( خواهش ميكنم دقت كنند عزيزان )
چون تمام اشياءدنيا رياضي است يعني از الكترون و ريزتر از الكترون بگير ،رياضي طراحي شده ،خداوند ميگويند من رياضي قرار دادم . انا كل شي ء خلقناه بقدر والذي اجعني كل شيء عدداً.
خداوند همه چيز را رياضي دار و عدد دار خلق كرده است. اين رياضياتي كه ما در عالم خلقت مي بينيم كه هر چيزي فرمول دارد و دانشمندان در رشتههاي مختلف علوم مشغول كشف اين فرمولها هستند ،اينها يك عصارهي يك چند ميلياردم رياضيات برزخ است . يعني ببينيد ،آنجا حساب و كتاب خيلي دقيقتر است تا اينجا ، توجه فرموديد ؟رياضياتش فوقالعاده دقيقتر است.
و اين دارايي يعني چه ؟دارايي ، شرافت ، ثروت ،ارزش ، هنجار ، دنيا ،مقام ،قيمت ، همهي اينها بر اساس رياضيات برزخ سنجيده ميشود.
اگر شما اينجا چيزي داري كه در رياضيات برزخ به دردت مي خورد ، شما ثروتمند و دارايي ، مسير زندگي را خوب طي كرده اي ، با ارزش با هنجار رشد كرده اي ، طبيعي رشد كردهاي . خوب رشد كردهاي . شرافت و ارزش حساب ميكنند اما آن طرف و بال گردنت است مثلاً جزء داراييها محسوب نميشود ، اين فقط ميشود يك واهمه ، يك خيال زدگي ، يك توهم كه مثلاً من چيزي دارم ولي وقتي كه ميآورياش در رياضيات دنيا ، قانون رياضي عالم برزخ اصلاً اين را نميپذيرد.
يعني به هيچ وجه اين را به عنوان يك ارزش از تو پذيرا نيست. نفس وقتي مسلح به او باشد مثل يك جنين است كه با سر اضافه يا دم اضافه آمده باشد . با پاي اضافه . ببينيد اين رياضيات چه قدر دقيقت است ! فوقالعاده دقيق است.
بنابراين ،ما نبايد در عالم توهم و خيال زندگي كنيم ،بايد دست از توهم و خيال برداريم . اصلاً كاري با نظام رياضي اينجا نداشته باشيم.
اينجا براي خودش داراي يك سري رياضياتي است و مردم براي خودشان يك چيزهايي را قيمت ميگذارند ،ارزش ميگذارند ولي شما حتماً بايد با رياضيات برزخ زندگي كني مثل جنين كه با رياضيات دنيا زندگي ميكند.
ببينيد ،جنين اگر سر هم نداشته باشد ،باز رشد مي كند و زنده است ،پا نداشته باشد ،دست نداشته باشد ،چشم نداشته باشد ، باز هم زنده است و دارد حركتش را در اين نه ماه انجام ميدهد ،يعني دلش خوش است كه در رحم زنده است ،دارد تغذيه ميكند ، حركت مي كند ، رشد ميكند و بزرگ ميشود ولي بعد تولد گرفتار ميشود . يعني اينجا اصلاً نميتواند بهرهبرداري كند ، نميتواند بهرهبرداري كند كه هيچ ، دائماً دردهم مي كشد . ما بايد حتماً اينها را درون خودمان تنظيم كنيم كه وقتي در رحم دوم قرار داريم ، ضمن اينكه شايدم ، الكي خوش نباشيم.
ضمن اينكه در دنيا ،آسايش داريم ، الكي خوش نباشيم ، بلكه هم شادي حقيقي داشته باشيم ، دچار توهم و خيال زدگي نباشيم ، و فكر كنيم خيلي آدمهاي خوش بختي هستيم و به محض اينكه لحظهي شيرين تولد فرا ميرسد كه ما باوفات منتقل ميشويم به عالمي كه ميلياردها برابر از اينجا زيباتر و جذابتر است توان بهرهبرداري از آن جذابيت و كمالات را داشته باشيم ، آنجا فقير و گدا متولد نشويم ( خيلي اهميت دارد ها ) براي همين يكي از عمدهترين كارهاي ما در دنيا اين است كه ببينيم وقتي ميخواهيم با متعلقات و جفتها و همسران و معشوقهاي قواي مختلفمان ارتباط برقرار كنيم ،بين اينها يك تعادلي ايجاد كنيم ، روابط اينها را طوري تنظيم كنيم كه در نهايت فوق عقل ما يا همان فوق تجرد ، بخش كودك عزيز روان ما يا آن بخش خداي ما رشد كند . يعني ما واقعاً رشد انساني داشته باشيم نه رشد گياهي . ( مثلاً بدن خيلي خوب خوشگل و بدن رو فرم )نه رشد حيواني داشته باشيم . اين به درد نميخورد . براي همين ما حتماً بايد بين حزبهايمان تعادل برقرار كنيم.
و در تغذيه هايمان خيلي دقت كنيم .در وقت گذاري ،در برنامهريزي ها بايد فوقالعاده دقت كنيم كه يك موقعي برنامهريزياي نكنيم كه دراين برنامهريزي از خوراك فوق عقل يا خوراك عقلمان كم شود.
حتماً بايد طوري برنامهريزي بكنيم كه ما دائم در حال رشد انساني باشيم و براي شرايط زيستي و رياضيات برزخ خودمان را آماده كنيم . چرا ؟چون هر لحظه ممكن است زمان تولد ما فرا برسد و ما اگر در رحم دوم خودمان را براي مرحلهي بعدي آماده نكرده باشيم ،آن موقع تولد ما باعث رنج و غصه ميشود . شروع غصه و رنج براي ما مي شود.
پس ما سراغ محسوسات ( يعني همهي اجسام . اموري كه محسوسند يعني مي توانيم يا ببينيمشان يا لمسشان كنيم يا بخوريمشان يا بشنويمشان هر چيز را ،يا ببوئيمشان ) كه ميرويم با اينها طوري برخورد كنيم كه اينها هيچ كدامشان آلودگي در اين مراحل ايجاد نكند. اگر آلودگي ايجاد بكند ، فوق عقل فعال نميشود و رشد نميكند و از حالت دانايي به دارايي نميرسيم.
پس بايد اين جذب به نحوي صورت بگيرد كه به هيچ وجه در خيال آلودگي ايجاد نكند ، در واهمه آلودگي ايجاد نكند اطلاعات عقلي امان و معلوماتمان به ضررمان تمام نشود . يادتان باشد . خيلي وقتها اطلاعات و علم به ضرر آدم تمام ميشود. در حديث داريم . رب عالم قد قتله جهله = چه بسيار عالمي كه جهلش او را نابود كرده . يادتان باشد كه عقل يا علم ،علم با علم ،علم با جهل جمع ميشود يعني انسان ميتواند عالم و جاهل باشد . كجا ؟آن جايي كه اطلاعاتش ، سوادش ،معلوماتش ، در اختيار بخش حيواني اش است . يعني در اختيار بخش حسي ، خيالي يا وهمياش است.
اين از اطلاعات و معلومات و درسهايي كه خوانده يا براي بالا بردن كيفيت محسوسات ،يا براي بالا بردن كيفيت مخيلات ، يا براي بالا بردن موهومات استفاده ميكند . مثلاً يك نفر درس مي خواند كه آدم معروف و مشهوري باشد. فكر ميكند كه مثلاً اين مدارك تحصيلي برايش اعتبار ميآورد. خود علم ذاتاً خوب است ولي وقتي در استخدام موهومات در ميآيد ، خطرناك ميشود. ميشود يك مسابقهي خيلي خطرناك بدون توجه به عقل حقيقي و فوق عقل حقيقي الآن خيليها هستند كه بچههايشان را در مدارس غير انتفاعي ،مدارس تيز هوشان ... ميگذارند با پول اضافه خرج كردن و چيزهاي ديگر بچههايشان را به زور مي فرستند كه اعبتار علمي پيدا كنند. مثلاً دكتر ، مهندس شود . اما اين را براي چه ميخواهد ؟ براي اينكه هم موهومات خود والدين ارضا شود ، بگويند بچههاي ما مثلاً دكتر مهندس هستند. دكتر و مهندسي در رياضيات دنيا و رحم دوم يعني فقط به درد اينجا ميخورد و كاربرد ابدي ندارد. ميخواهد اين موهوم خودش را ارضاء كند و جلوي باجناق ، جلوي خواهر زن ، جلوي خواهر ،همسايه و كسان ديگر ، كم نياورد اين كار را مي كنند.
الآن در دانشگاه تقريباً 30 درصد دانشجويان از رشتهي خودشان راضي نيستند ،ميگويند به خاطر پدر و مادرمان به اين رشته رفتيم . آنها حكم كردند كه شما بايد فقط و فقط به همين رشتهاي كه ما ميگوييم برويد . رشتههايي كه خودشان دوست دارند نميروند.
پس ما بايد ياييم دانه دانيي محسوساتمان را كنترل كنيم ،محسوسات مي شود ، خوردنيها ،ديدنيها ، لمسكردنيها ،شنيدنيها ، بوئيدنيها ،چشيدنيها ،اينها ميشوند محسوسات.
اينها اگر بخواهند طاهر باشند ( در هر مرحله خوراك مرحلهي ديگر ساخته ميشود . اگر محسوسات پاك نباشد در مخيلات كه ميرود افكار را پريشان مي كند .حضرت زينب سلام الله عليها ،روز عاشورا به امام حسين عليه السلام عرض مي كند كه مگر اينها نميدانند تو بچهي پيغمبري ، تو بچهي فاطمه ي زهرا هستي ؟ ميگويد : چرا همهاشان مي دانند . عرض ميكنند ،پس چه طور حاضر مي شوند تو را بكشند . حضرت ميفرمايد . ملات بطونهم من الحرام = شكمهايشان از حرام پر شده است.
پس ممكن است طرف آدم معتقدي باشد ولي اگر غذاي حرام بخورد يعني در محسوساتش امر حرام جذب شود ، در روحياتش اثر ميگذارد يعني فوق عقل را كاملاً فلج مي كند ،با اينكه ميداند فلان كار حرام است ، با اينكه ميداند فلان كار خشم خدا ،غضب خدا ، غضب امام زمان عليهالسلام را در پي دارد ،نميتواند ،برايش مهم نيست ،يعني به درجهاي از قساوت مي رسد ، طوري قصيالقلب ميشود كه برايش مهم ينست . يعني ميداند اين كار بد است مي فهمد بد است ولي اصرار دارد كه حتماً اين مسير خشم خدا را ادامه دهد مسير جهنم را با آگاهي ادامه دهد. كاملاً اين را ميفهمد ،اين را خوب ميداند. يعني شما هر چه كه به او بگويي بلند است .گوشش پر از اين حرفهاست ولي هيچ وقت هم تحولي پيدا نميكند. يعني هيچ وقت از دانايي به دارايي نميرسد ،اطلاعات دارد ولي به دردش نمي خورد حتي قرآن مي فرمايد ،بعضي ها يقين هم دارند ولي يقينشان آنها را به جهنم ميبرد. وجهدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلماً و علواً . با وجود اينكه يقين به حق داشتند . به خاطر ظلم و علوي كه داشتند كه علو خيلي خطرناك است . بارها در اين كلاس توضيح دادهام.
به خاطر روحيهي ظلم و علوي كه داشتند حقيقت را نكار كردند.
خوب ، روحيهي علو يعني چه ؟ يعني اينكه من ميخواهم بالاتر از بقيه باشم . من ميخواهم برتر از بقيه باشم . من تحمل ديدن يك مقر بالا درست خودم را ندارم و هي ميخواهم به بالاتر برسم و بقيه به من حسرت بخورند بقيه از چيزهايي كه من دارم حسرت بخورند . غبطه بخورند از چيزهايي كه من دارم. هميشه روي دست بقيه بلند شوم . هميشه يك چيزم با بقيه فرق بكند.
در حديث داريم ،بعضيها حتي با بند كفششان هم پز مي دهند و همين نمي گذارد انسان به بهشت برود. گاهي وقتها انسان با انگشترش ،با قيافهاش ،با مويش ،با لباسش ،با چادرش ، با مقنعهاش ،با عينكش ،با اتومبيلش ، خلاصه با امور موهوم يا محسوسات يا مخيلات يا موهومات ميخواهد به بقيه برتري پيدا كند ، مقام يا چيزهاي ديگر.
بنابراين اين روحيهي علو نميگذارد شما حق گرا باشيد يعني دچار خود فراموشي ات مي كند اين يادتان باشد . كه دچار خود فراموشي تان مي كند.
شما وقتي كه داري در اين قسمتها خودخواهي مي كني ، خود حسي ، خود خيالي ،خود وهمي حتي خود علمي ، فوق عقل كه خود حقيقي ات است كاملاً دچار فراموشي نسبت به او ميشوي . يعني به تغذيه و رشد صحيح او اصلاً فكر نميكني . برايت اصلاً اهميت ندارد و چون دارد من دنيايي ات با مبناهاي رحم دوم و رحم دنيا رشد ميكند ، فكر مي كني آدم موفقي هستي . فكر مي كني خيلي آدم پيروز و موفقي هستي . در حالي كه من حقيقي ات كه جفت و زوج خدا ست . در واقع عاشق خداست و معشوقش خداست ،همسر خداست ،به هيچ وجه رشد حقيقي نميكند.
بدون خدا هيچ وقت به شوق و آرامش و مستي نمي رسي ( حالا اين نكته را بعداً بيشتر توضيح مي دهم ) هر چه قدر كمالات حسي ، وهمي و خيالي ، حتي عقلي بدون توجه به فوق عقل رشد بكند ، درجهي اضطراب و غصه بيشتر ميشود،اين يادتان نرودها ،درجهي چي ؟ درجهي اضطرابو غصه هر چه قدر كه اينها بدون توجه به فوق عقل باشد.
اگر ميخواهيد امور حسي و وهمي و خيالي و عقلي برايتان شادي بياورد حتماً بايد با قواعد فوق عقل و رياضيات برزخ تنظيمش بكنيد . يعني بگوييد طبق فرمول برزخ من بايد چه مقدار از محسوسات جذب بكنم؟
قرآن به ما ميگويد كه اگر ميخواهيد محسوسات را جذب بكنيد ، هيچ اشكالي ندارد ،مثلاً خانهدار بودن خيلي خوب است . مركب خوب خيلي خوب است.
برايت چند تا شرط ميگذارد . يكي اينكه اگر ميخواهي خانهي خوب داشته باشي ( خونهي خوب به قول پيامبر صلي الله عليه و آله خانهي وسيع است )هيچ اشكالي ندارد كسي خانهي وسيع داشته باشد هيچ كس خانهي وسيع را انكار نميكند ، در اسلام جزء سعادتهاي مرد است . مركب خوب ، اشكال ندارد غذاي خوب ،تفريح كردن هيچ اشكالي ندارد. ميتواني اينها را داشته باشي به شرط اينكه به مخيلات و موهومات و عقل و فوق عقلت لطمه نزند. چه گونه لطمه نزند ؟ يكي اينكه حتماً حلال باشد. از طريق حلال به دست بيايد . يعني از مال حسي درونش نباشد. دزدي نباشد ، رانت نباشد ، سوء استفاده از موقعيت نباشد ، حرام نباشد ، خمسش را داده باشي ، حتماً خمسش را پرداخته باشي و الا حتماً روي فوق عقل تأثير ميگذارد ، مثل غذاي بد است كه مثلاً اگر مادر موادر مخدر يا دور مصرف كند روي جنين اثر ميگذارد. چون اصل براي ما جنين است ديگر كه بايد سالم متولد شود. شما وقتي جذب محسوسات داري اما از طريق غير مشروع يعني مشروع نيست خوب اين فايدهاي ندارد. اما اگر حلال باشد . كسب حلال خودش در تربيت فوق عقل ، فوقالعاده اثر دارد. در روايت داريم عبادت ده جزء است 9 جزءش كسب حلال است بنابراين كسي كه داري دميرود سر كار و زحمت ميكشد ، يا يك خانمي كه دارد در خانه زحمت ميكشد اين واقعاً مشغول عبادت است به شرطي كه اين جذب فوق عقل شود.
اگر مرد لقمهي حلال به خانه بياورد و زن هم با آن درست برخورد كند ميشود ، تربيت فوق عقل پس يكي اينكه محسوسات حتماً بايد حلال باشد ، شرط ديگرش چيست ؟ دومي اين است كه حلال باشد براي همين قرآن مي فرمايد :كلوا من الطيبات مارزقناكم ، يعني هم از نظر اقتصادي حلال باشد ،مسيرش حلال باشد ، هم خودش پاك باشد يعني نجس و آلوده و كثيف نباشد. براي همين در اسلام فقط خوراكيهاي خاصي كه متناسب با بهشت است تنظيم ميكند براي شما . يعني روح را آسيب نميرساند ،هر چه كه مفيد براي بدن باشد را گفته حلال است.و هر چه كه مضر است را گفته حرام است. اين قاعده را كه از امام رضا عليهالسلام برايتان گفتم.
بنابراين اگر ميگويد فلان چيز را نخوريد ، حتماً حرام است در گوسفند ميگويد كه اينجاهاي گوسفند را بخوريد ، اينجاها را نخوريد . در پرندهها ميگويد كه اين پرندهها حلال ، اين پرندهها حرام يعني مضر ،حرام يعني چي يعني مضر ، اين حيوانات حلال اين حيوانات حرام ، ماهي با اين كيفيت حلال با اين كيفيت حرام. حالا يك بنده خدايي تحقيقي داشتند در مورد آب يك سيدي جديداً داده بودند بيرون راجع به آب كه آب چه شرايطي داشت. كه در ژاپن انجام شده . ايشان مي گويد كه اگر آب در محيطهاي آلوده و گناه باشد آب آثارش چگونه است و اگر در محيط هاي خوب باشد آثارش چگونه است . واقعاً اثر دارد فوقالعاده اثر دارد. بنابراين محسوسات بايد دو اثر داشته باشند ، از دو مسير دو شرط را رعايت بكنيم تا اين به اصطلاح اثر بد در موهومات ما نگذارد يكي از طريق حلال بدست آيد دوم اينكه پاك هم باشند . پاك هم باشند يعني خدا . ( خدا يعني كي ،يعني همان كه الكترونها و نترونها را خلق كرده ، خودش اين گوشتها را خلق كرده ميوهها را خلق كرده . جالب اينجاست اين نكته را يادتان باشد تمام خلقت اشياء با رياضيات روح و بدن انسان تنظيم شده يادتان باشد ، كسي كه آن را تنظيم كرده اين را هم تنظيم كرده ، آن كسي كه قرآن و رساله را فرستاده هماني است كه بدن را خلق كرده همين بدني كه پزشكان بيشاز هشت هزار سال است كه مشغول مطالعه آن هستند چيز زيادي هم از آن در نياوردند با اين همه هم كه در آوردند هنوز چيز زيادي نيست. خوب پس او ميگويد كه اين چيزهاي كه من آفريدم با اين سيستم مي خورد اشغالي ندارد بعد نحوه استفاده را معصوم معين كرده من گفتم كه عزيزان دو جلد كتاب احاديث پزشكي را بگيرند ،دو جلد كتاب احاديث پزشكي و طب اسلامي هم كتاب خوبي است يك كتاب كوچولو هم به همه معرفي كردم كه در حد سفره و تغذيه ايراني داشته باشيد . در اين احاديث پزشكي به شما مي گويد كه شما اگر فلان مريضي را داشته باشيد فلان خوراكي با اين كه حلال است ولي براي شما خوب نيست چون با آن بيماري سازگاري ندارد ، يا اگر شما ضعف داريد گوشت با فلان سبزي يا گوشت با اين مدل خوردن به درد نميخورد ، ميوهها را آن مدلي خوردن خوب نيست اين مدلي بخوريد به اين شيوه بخوريد ،همه اينها را دانه به دانه معصوم توضيح داده كه شما وقتي با خوردني ها ارتباط برقرار مي كنيد چگونه است ، ديدنيها همينطور ،ديدنيها اشغال ندارد . شما هر چيز كه دلتان خواست ببينيد به شرط اينكه مخيله آلوده با و هم آلوده براي تو نسازد و تو را معطل در عقل و فوق عقل نكند. اين يادتان باشد براي همين شما در ديدنيها شرايط داريد شما نمي توانيد هر چيزي را ببينيد بايد چشمت اگر ميافتد به چيزي ، اول اينكه اگر افتاد عيبي ندارد تصادفي اشكال ندارد حالا افتاده كه افتاده ولي امتداد نگاه و نگه داشتن نگاه براي تصويربرداري كنيد و به خيالت منتقل بشود زماني اينكار را ميتواني بكني كه به هيچ وجه براي تو خيال آلوده يا وهم آلوده يا عقل آلوده چي نسازد اگر اينكار را بكند اين ديدني به درد ما نخورد بنابراين ما يك سري چيزها را حرام است كه ببينيمش ( چرا چون اين ديدني ها كه ميبينيد ) بحث عرض شد شما وقتي ديدنيهايي را مي بينيد ، ديدنيهايي را بايد ببينيد كه ضمن اينكه براي طبيعت مفيد باشد براي فطرت هم مضر نباشد مثلاً در اسلام ميگويد شما وقتي غروب ميشود شما چراغهايتان را قبل از تاريك شدن هوا روشن كنيد چرا؟ فرض كنيد كه ما الان نميدانيم چرا . ولي ميگويد شما حتماًقبل از اينكه نور خورشيد برود و هوا تاريك شود چراغ را روشن كنيد . نگذاريد خانه تاريك شود بعد چراغ را روشن كنيد همان زماني كه نور هنوز در خانه هست چراغهايتان روشن باشد چرا چون آن نوري كه نزديك غروب هست براي چشم كافي نيست ، براي چشم مضر است شما بايد نور اضافه داشته باشيد در خانه اين يكي از دلايل آن است. دلايل ديگري هم ممكن است داشته باشد. اين پس وقتي آمده و گفته شما قبل از تاريكي چراغ را روشن كنيد يك كسي ممكن است نداند و بگويد اصراف است مثلاً ولي اسلام ميگويد اين اصراف نيست چون براي چي مهم است ،براي چشم ، براي قلب و براي روح مهمست. شما حتماً قبل از اينكه نور طبيعي از بين برود نور خوب و مناسب داشته باشيد در منزل . خوب پس اسلام اهميت به طبيعت ميدهد. طبيعت آنقدر مهم است ، فكر نكنيد وقتي اسلام ميگويد فلان چيز حرام است يا بدن و دنيا كاري ندارد. بقدري طبيعت و بدن مهم است كه حتماً اگر امور عبادي براي بدن ضرر داشته باشد حرام ميشوند. ميگويد دكتر اگر به تو گفت روزه براي تو ضرر ندارد ولي يقين داري ضرر دارد بايد روزه نگيري. اين خيلي مهم است ،ميگويد وضو اگر براي بدنت ضرر دارد بدن مهمتر است عبادت را با تيمم هم ميشود انجام دارد ولي بدن نبايد ضرر ببيند پس اسلام به طبيعت خيلي احترام ميگذارد. طبيعت مقدس است در اسلام من در نوارهاي تغذيه معرفت نفس مفصل بحث غذاها را توضيح دادم كامل 10 جلسه ببينيد طبيعت فوقالعاده در اسلام مهم است ، ديدنيها ، شنيدنيها يعني هيچ چيز اگر امر فوق عقلي داشته باشد براي بدن نبايد ضرر داشته باشد . خوب ضمن اينكه محسوسات براي طبيعت مضر باشند ،مضر فطرت نباشند ، يك ديدني داريم ديدني است و انسان وقتي ميبيند طبيعي و معمولي است مثل اينكه شما به اين ميكروفن به اين تخته نگاه مي كنيد اشكال ندارد با بعضي از ديدني ها مفيد اس تاين هم اشكال ندارد خيلي هم خوب است آدم ببيند ولي بعضي از ديدنيها را وقتي شما مي بينيد خيال سازي مي كند برايت وهم سازي وكند برايت بنابراين مانع حركت عقل يا فوق عقل ميشود براي همين اسلام ميگويد نگاه نكنيد به آنها هر چيزي كه احتمال دارد خيال بد ايجاد بكند نگاه نكنيد. مثلاً خانمها خيلي اسلام موافق نيست خانمها به قبرستان بروند. مي گويد در تشيع جنازهها مردها شركت كنند خانمها بخصوص خانمهاي باردار نروند تشيع جنازه ،حالا خانمي پدرش يا برادرش فوت كرده بايستد و مراحل دفن آنها را ببيند ، يا مراحل خاك ريختن روي سرش را نگاه كند ، مراحل شستن را بعضي را دوست دارند بروند نگاه كنند اين كار خوبي نيست خيلي اسلام از اين طرف داري نمي كند. حالا بعضي ها ميگويند اداي احترام است خوب است كه اينها هم بروند ولي اسلام مي گويد يك خانم بهتر است نرود مثلاً خانم بهتر است كه كه قبرستان نرود يا اگر ميرود در تشيع جنازه شركت نكند. دقت بكنيد مي گويد كه سنگ قبرها را نخوانيد يا اسامي سنگ قبرها كاري نداشته باشيد . اينها يك رمز و رازهاي خيلي دقيق دارد كه شما سنگ قبرها را نخوانيد يعني روي قبر را نخوانيد كه اين اسم كيست اين مال كيست.... رد شويد و برويد و فقط عبور گذري كنيد . به هر حال يك ديدني است كه ، اذيت ميكند ما را ممكن است كه طبيعت ما را كاري نداشته باشد ولي فطرت را چكار مي كند ؟آلوده مي كند. اين را هم بگويم وقتي مي گويم به طبيعت آسيب نميرساند ولي براي فطرت ضرر دارد گاهي غير مستقيم به طبيعت هم بر ميگردد. يعني فطرت را آلوده ميكند به چي بر ميگردد در نهايت ؟ به بدن بر ميگردد. حتماً به بدن ضرر ميرساند يعني چيزي كه اسلام حرام مي كند مثلاً شراب را حرام ميكند يا ديدنيهايي را حرام مي:ند اين وقتي خيالسازي ميكنيد خيال تأثير مستقيم روي چي ميگذارد ؟ روي حس تأثير ميگذارد و حس را خراب ميكند ،خوب شنيدنيها چي ؟ شنيدني ها مباح است هر چيزي كه ميخواهي بشنو فقط اين شنيدني ها براي خيال و وهم عقل و فوق عقلت ضرر دارد ، غيبت نشنو ، تعريف گناه نشنو ، يك كسي گناهي كرده تعريف آن را نشنو ، چيزهايي كه ممكن است غصه دارت كند ارتباط برقرار نكن حالا كه الان يك شهوتي در زن و مرد ما هست كه اگر خودشان هم غصه نداشته باشند مي نشينند پاي تلويزيون با اين سريالها غصه 100 نفر را ميخوردن اين خيالسازي ميكند ها ، يعني اين كاملاً شخصيت را شكل ميدهد ، كاملاً شخصيت را شكل ميدهد من در مؤسسات خيلي بزرگي كار فرهنگي كردم ، گاهي وقتها مسئوليت چند گروه را داشتم حتي گروههاي هنري ، گروه بازيگرها داشتم ،شما بازيگرها را كه نگاه ميكنيد خيلي از اينها از حالت طبيعي در ميآيند يعني تمام زندگي ما مي شود نقشش يعني كاملاً در خيال است ،يعني وقتي تكانش ميدهي مثل اينكه ديوار را ميخواهي تكان بدهي اصلاً ديگر بر نميگردد در عالمعقلي و فوق عقلي ،خيلي راحت بر نميگردد . در عالم وهم ميماند تا آخر به هيچ وجه اين جا نميآيد بنابراين در ديدنيها چيزهايي خوب است كه حتماً ميتواند در تو ، در تو سلامت ايجاد بكند ،خيال پاك ، وهم پاك عقلانيت قدرتمند و فوق عقل قدرتمند غير از اين هر چي باشد باطل است شنيدنيها ، و گوش مسئول است و چشم مسئلو است يعني مي پرسند كه چرا ديدي ، چرا شنيدي ، اين ديدني نبود ،اين هم شنيدني نبود ، بعد لمس كردنيها همينطور بوكردني ها همينطور ،اين خيلي مهم است كه ما چه چيزهايي را بو كنيم و چه چيزهايي را بو نكنيم مثلاً به زن مي گويد شما عطر نزن چون بوي عطر شما درست حس ولي براي نامحرم وهم و خيال ميسازد چه ايجاد ميكند در نامحرم حيوانيت تقويت ميكند . اگر بزني ، ميفرمايد از لحظهاي كه يك زن عطر ميزند و از خانه بيرون ميرود و بر ميگردد خانه ملائكه لعنتش ميكنند اين لعنت ملائكه اثر داردها كسي نگويد كه چند سال است كه اينكار را ميكنيم و ملائكه هم هرچه لعنت كرده به ما بر نخوره چرا خيلي بر ميخورد ، يك كسي به حضرت موسي گفت كه به خدا بگو اين همه ميگويي نگاه نكن ، گناه نكن ، چه كاري ميتوانسته بكند من اين همه گناه كردم نه روزه مي گريم نه نماز ميخوانم ، هي مخالفتش را هم زياد كردم . بگو چكار كرده تا الان با من كه ميگويي من چنين ميكنم و چنان مي:نم ،موسي حياء كرد موسي خيلي حيا كرد كه اين را بگويد خدا به موسي فرمود كه پيام بنده من را به من نرساندي ، عرض كرد خدايا خودت بهتر مي داني خداوند فرمود بهش بگو كمترين كاري كه با تو كردم اين بود كه لذت خودم را از تو گرفتم ، لذت مناجات خودم را از تو گرفتم ما الان نميفهميم از خدا لذت نبردن يعني چي ، به محض اينكه پايت را از اين عالم بگذاري بيرون آن وقت ، بزرگترين درجه جهنم اينست كه انسان با خدا نميتواند ارتباط برقرار بكند .ميداني مثل چي ميماند ، مثل اينست كه بچه متولد شود با هوا نتواند ارتباط برقرار كند از نور نتواند استفاده كند. ابزار استفاده ندارد. دائماً تنگي نفس دارد ، ناراحتي قلبي دارد نمي بيند ، نميشنود اينجوري ميشود . وقتي كسي نتواند از خدا لذت ببرد. از هيچ چيز ديگر امكان ندارد لذت ببرد ، از هيچ چيز خيلي اين خطرناك است كه آدم از زيباترين ، شيرينترين ، لذيذترين موجود نميتوانداستفاده بكند ، خدا فرمود فكر ميكني اثر ندارد يه كسي ميگويد كه لعنت ملائكه به كجاست ،لقمه حلال اينجوري ميكند ، لقمه حرام اين كار را ميكند . اثر دارد ميگذارد ديگر . آنقدر اثر ميگذارد كه تو الان 50 سال نماز ميخواني به اندازه دو ركعت هم لذت نميبري ، امام صادق براي چي ميفرمايد :بعضي ها 60 سال نماز ميخوانند دو ركعت آن هم قبول نيست . دو ركعت قبول نيست يعني به اندازه دو ركعت هم با خدا لذت نبردند از خدا بهرهبراري نكردند ،كم كاري نيست كه يك كسي بگويد من عطر زدم آدم بيرون ، بابا دست پاك باشد ،نه اين نيست گاهي هم مي گويد فلان خانم يا فلان آقا اصلاً رعايت نميكنند آقا طلا هم استفاده مي كند ، گردنبند طلا دارد ، ناخنهايش را هم آقا بلند ميكند . خيلي هم اوا خواهري ، نماز هم نميخواند ولي آنقدر آدم خوش قلبي است آنقدر آدم مهرباني است آنقدر مثلاً خوابهاي خيلي خوبي مي بيند ، به شما بگويم خوابهاي خوب هميشه كار خدا نيست ، كار شيطان هم هست . يعني شيطان اگر يك مورد احمق گير بياورد براي اينكه ثابتش كند در حماقتش و به او بگويد مسيري كه تو مي روي درست است خوابهاي قشنگي براي او ايجاد ميكند ، روياست ديگه ، خواب است ، شيطان از طريق قوه وهم و خيال خواب را ايجاد ميكند . خوابهاي خيلي قشنگي ايجاد مي كند براي شخص ، خوابهاي خيلي خوب شخص وقتي از خواب بلند مي شود احساس خيلي پاكي و خوبي هم به او دست ميدهد. يعني فكر ميكند كه آدم خوبي است . ميگويند مثلاً نگاه كن اين خانم خيلي هم عوضي هم است خيلي آدم ناجوري هم هست خيلي آدم جلف ولي همهاش خوابهاي اينجوري ميبيند . هميشه اين دليل نمي شود . يادم باشد مراحل مكاشفه را برايتان بگويم مراحل كشف را تا بدانيد كه كفار هم بعضي وقتها چيزهاي قشنگ دارند ارتباطات خوبي مي توانند برقرار كنند مكاشفات خوبي هم ميتوانند داشته باشند يك كافر و اين كار را شيطان با او ميكند. شيطان اين مكاشفه را براي او ايجاد مي كند تا فكر بكند كه خيلي رشد ميكند بنابراين نبايد انسان گول بخورد احمقانهترين حرف اينست كه دلت پاك باشد . امكان ندارد ما يك دل پاك با رياضيات بهشت ،رياضيات برزخ داشته باشيم مگر اينكه ما چه داشته باشيم ؟محسوسات پاك داشته باشيم . بدون محسوسات پاك دل پاك ايجاد نمي شود . اين را يادتان باشد . بدون محسوسات پاك دل پاك ايجاد نمي شود . يعني به اندازهاي كه انسان در محسوسات ما تخلف مي كند . مثلاً يك آقايي انگشتر طلا دارد شما مرقد امام رضا وقتي مشرف مي شويد مي بينيد كه بنده خدا ولايت هم دارد خيل هم آدم خوبي است ولي آنقدر نمي فهمد كه طلا را استفاده نكند يا اگر به او گفتند دارد مقاوت ميكند گردنبند طلا دارد انگشتر طلا دارد ، و ميرود زيارت امام رضا همان جوري هم ميرود در ضريح يعني ميرود دست به ضريح هم ميزند خدمت امام هما همان جوري با آلودگي ميرود با انگشتر و حلقه جهنمي دستش هست و ميرود آنجا اين الان نميداند ،الان فكر نميكند كه اثر ندارد ولي واقعاً همين محسوس خراب به همين ميزان جلوي رشد او را مي گيرد. به همين ميزان ، مثلاً مثل چي ؟ مثل يك بدن سالم را در نظر بگيريد كه آمده از رحم مادر بيرون ولي الان يرقان دارد بيماريهاي ديگر دارد گرفتاري دارد همين مقدارش هم خطرناك است و اگر بر گناه كوچك اصرار كند گناه كبيره ميشود اصلاً آتش ميآورد برايش و گرفتارش مي:ند. مثل سرماخوردگي كه ظاهراً سرماخوردگي است خيلي كاري با بدن نميتواند بكند اما خود پزشكان ميگويند كه اگر سرماخوردگي هميشه بماند و ادامه داشته باشد تبديل به يك بيماري خيلي خطرناك ميشود . خوب بنابراين در محسوسات ما بايد دقت كنيم اگر كسي ميخواهد بحث انسانشناسي رشد بكند بايد اول از حس شروع بكند يعني بيايد و ببيند آن چيزهايي كه با آنها در ارتباط است حلال است يا نه و خدا راضي هست يا نه .اين را دقت بكنيد خدا راضي است يا راضي نيست . گاهي وقتها چيزهاي محسوس هست ما داريم ولي اين براي خيال ما ضرر دارد ،شرعي آن اشكالي ندار د. خوب دقت كنيد يعني از نظر عقلي و شرعي هيچ اشكالي ندارد حلال حلال است شرع ميگويد شما از يك چيز خوب ميتوانيد استفاده بكنيد ولي اگر بخواهد به خيال و وهم تو آسيب برساند همان چيز حلال چي مي شود ؟ ميشود حرام همان چيز حلال مي شود حرام مي گويد عينك ميخواهي بزني برو عينك انتخاب كن زيبايي هم خيلي خوب است ( ان الله جميل يحب الجمال ) خدا زيبايي را هم دوست دارد اصلاًيك عينك زيبا هم انتخاب بكنيد چه اشكال دارد استفاده كن.اگر فقط در همين حد است اشكال ندارد اما گر با اين احساس شخصيت بكني و بخواهي از اين زيبايي سوء استفاده بكني و خودت را آدمتر از ديگران بداني اين خطرناك است يعني آنجايي كه مقايسه و شخصيت گذاري پيش ميآيد خطرناك است ،ميگويد شما لباس زيبا بپوش لباس زيبا بپوش ،لباس طيب و حلال بپوش هيچ اشكالي ندارد. حتي در اسلام توصيه ميكنند شما ها هم كه ميخواهيد با هم ديگر برخورد بكنيد ، خانمها براي خانمها آقايون براي آقايون مي خواهند رو در رو بشوند مي گويد براي همديگر تحمل داشته باشيد يعني بخودتان برسيد ، تجمل داشته باشيد كثيف و آلوده و ژوليده بقول امروزيها هپلي با همديگر ظاهر نشويد اين بد است خيلي بد است بي احترامي به طرف مقابل است بي احترامي است پيامبر (ص ) وقتي از خانه ميخواست بيرون برود دائماً داخل ظرف آبش را نگاه مي كرد از ديگران ميپرسيد سرو وضع خود را مرتب مي كرد بعد مي رفت دم در اين خيلي خوب است كه انسان تجمل كند . ( تجمل الافي )اصلاً امر شد ، كه تجمل كنيد ، ميگودي كه تجمل كنيم ولي اين لباس را بپوشيم براي شهوت ،لباس را بپوشي براي اينكه پز بدهيم به ديگران مي شود علو ،علو يعين برتر ديدن خود مي شود جهنم اين قساوت ميآورد براي همين مي فرمايد كسي لباس شهرت بپوشد مورد لعن و دشمني لباس شهوت يعني كه لباسي كه تك باشد يك عينك كه تك بزنه يك آرايشي كه خيلي تك بزند انسان نبايد دنبال علو باشد ولي از زيبايي ها ميتوانيم استفاده بكنيم در بحث كتاب در وصدف بخش لباس مفصل توضيح دادم كه لباس بايد چه شرايطي داشته باشد خوب پس پوشيدنيها ، لمسكردنها ، شنيدنيها ، خوردنيها در اسلام مقررات و رياضيات برايشان گذاشتند چون با رياضيات بهشت و رياضيات برزخ هماهنگ باشد حالا يك سوال چه كسي ميتواند خوردنيها و محسوسات را قانون بتراشد و قانون وضع بكند و طوري كه به سعادت انسان لطمه وارد نشود . چه كسي ميتواند اين كار را بكند ؟ به كسي كه با رياضيات برزخ حتماً آشنا باشد ميدانيد چي ميگويم يعني شما وقتي به فيلم جنين نگاه ميكنيد از وقتي كه شكل ميگيرد از وقتي كه يك نطفه است تا وقتي كه شكل ميگيرد ميدانيد آن ارادهاي كه اين را شكل ميدهد و آن دستهايي كه ما نميبينيمش و دائماً اين سلولها را شكل ميدهد او دستها ميدانند كه اين جنين را براي كجا آماده ميكنند براي كجا ؟ براي دنيا يعني وقتي شما به فيلم جنين نگاه ميكنيد ميفهميد اين حركتهاي اتم به اتم با اراده كسي انجام ميشود. يعني يك نقشه است يك اراده است يك علم كه شعور كه حاكم است بر جنين توي رحم كه اين را دارد بر اساس دنيا تربيت ميكند يعني شما ميبينيد كه يكنفر كه داراي شعور خيلي قوي است فوقالعاده آنقدر قوي است كه هنوز دانشمندان ما اين مكانيزمها را كشف نكردند ولي ما ميدانيم خود خدا فرموده كه من هستم خودم توي رحم دارم دستكاري ميكنم ( هو الذي يصوكم في الارحام ) اوست كه شماها را در رحم شكل ميدهد تصويرگري ميكند ما ميفهميم وقتي به فيلمش يا عكسها نگاه مي كنيم ميفهميم كه يك ارادهاي كه دانش يك علمي يك شخصيتي اينجاست كه دارد اين را شكل ميدهد. متناسب با اينجا بنابراين ما در رحم دوم بخواهيم شكل بهشت را پيدا كنيم برزخ ملكوت تطبيق بكيم يك اراده حاكمي بايد بيايد تمام محسوسات و مخيلات و موهومات و معقولات ما را شكل بدهد ولي شكل متناسب با كجا ؟ با رياضيات برزخ چه كسي مي تواند اين كار را بكند . اون كسي كه جنين را در رحم شكل ميدهد دنيا را كاملاً ميشناسد پس اون كسي كه در دنيا ما را ميخواهد شكل بدهد بايد خارج از دنيا را يعني ملكوت را بشناسد بداند شرايط زيستي و آب و هوايي آنجا چگونه است واقعاً آنجا شرايط زيستي آب و هوايي دارد ، آب دارد هوا دارد خانه دارد قصر دارد. دانشگاه دارد ، شهر دارد خوردنيها دارد شنيدني ها دارد ، ديدنيها دارد ، نوشيدنيها دارد ، موسيقي دارد ، كلاسهاي درسي دارد مراحل مختلف كلاسهاي درسي ، محل زندگي ، اصلاً عالمي است براي زندگي كردن . بايد تمام رياضيات آنجا را بداند بعد شكل دهد. براي همين او كسي كه ميآيد حلال و حرام را در رساله ميگذارد راجع به ظاهر شماتا خيال و موهومات و همه چيز شما قانون وضع ميكند و عدد هم ميدهد دائماً . اين عددها بر اساس دنيا نيست كه تو بگويي من تا نفهمم طلا براي چه براي مرد حرام است اصلاً حرف گوش نميكنم. يعني چه طلاه حرام است . اگر تو بخواي طلا براي چي حرام است . بايد رياضايت دنيا را بلد باشي و رياضيات برزخ را بلد باشي تا بفهمي اين طلا روي بدن مرد چه اثري ميگذارد و اين را هيچ كسي ندارد خيلي حماقت است ما آن چيزي كه باعث اطمينانمان ميشود اين است كه اون كس مي گويد طلا برمرد حرام است كه خودش طلا را ساخته بدن را هم خودش ساخته درست است ديگه قرآن را هم خودش فرستاده ، احكام دين و رساله را هم خودش فرستاده چون ، به او اطمينان داريم كه عليم است ( الله به كل شيء عليم ) همه چيز را خودش خلق كرده ميشناسد به او اعتماد مي كنيم مثل يك پزشك كه هيچ احمقي نميرود به پزشك بگويد كه من تا ندانم اثر اين قرص چيست نميخورم خيلي حماقت است. هيچ احمقي نمي تواند به يك مهندس بگويد كه آقا چرا اين ساختمان را دو تا ستون گذاشته اي اينجا ، چرا سانتي متر ستون را اين كار را كردي چرا دو ميليمتر اينجوري كردي ، نميشود . مهندس ميگويد من درس خواندهام اين كار را طراحي ميكنم. رياضياتش را بلدم اصلاً مهندس يعني هندهس كار كرده من هندسه خواندم تو نخواندي ، فرق من و تو اينست كه تو بايد از من تقليد بكني من عالم هستم تو عالم نيستي ، در تمام رشتهها همينطور است. در حركت به سمت آخرت چرا بايد در رساله احكام تسليم خدا باشيم؟ براي اينكه تمام فرمولهاي رياضي كل اين عوالم بدن محسوسات تا خود موجودات و مواد را يكنفر خلق كرده و خودش همه فرمولها را بلد است به تو مي گويد آقاي مرد طلا استفاده نكن براي زن اشكال ندارد و براي شما حرام است . حالا تو بيا هي حماقت بكن و بگو تا من ندانم دليلش را اگر ميخواهي دليلش را بداني بايد كل ابديت را بشناسي ، ميشناسي باشد ، ميشناسي يا نميشناسي اگر نميشناسي حرف نزن، سكوت كرند براي همين دو حديث پيامبر ميفرمايد هر چي آدم عاقلتر باشد مطيعتر است هر چقدر در شخص تخلف ميبينيد بدانيد احمقتر است جهالتش بيشتر است تخلف از تخلف هاي حسي و ظاهري شروع مي شود تا تخلفهاي خيالي و وهمي و چي ؟علمي خوب انسان هر چقدر از ظاهر مطيعتر باشد ، عاقلتر است پس ما چگونه محسوساتمان را به سمت فوق عقل بياوريم ، حلال و مضر هم براي قسمتهاي بعدي براي امام سجاد يك لباس خريدند لباس خيلي شيك بود . بعد حضرت لباس را چند مرتبه پوشيد بعد بخود نگاه ميكرد ، آخر آن لباس را درآورد . بعد گفتن چي شده آقا فرمود :كاني لست به علي ابنالحسين مثل اينكه من علي ابن حسين نيستم با اين لباس يك جور ديگه شدهام. اين به درد من نميخورد اگر عينكت يك جور ديگرت ميكند بايد برش داري يك عينك سادهتر بزن اگر مي بيني لباست مقنعهات نمي دانم چادرت كفشت خونويست كيفت عرض كنم خدمت شما كه اگر يكجور ديگران ميكند بايد يكجورد ديگر نشوي چون ميرودي در وهم و خيال . الان شما نگاه كنيد چقدر جوانهاي ما در خيابان برويد ببينيد كه اينها خيالزده هستند ، وهمزده هستند ، لباسهايشان مدل لباسهايشان عينكهايشان ، ساعتشان ، كيفشان ، تلفن همراهشان بيماري است الان دائماً يك عده گرفتار خيالزدگي در محسوسات هستند آقا تلفن همراه هيچ اشكالي ندارد ولي من حتماً نبايد كم بياورم مدل تلفنم بايد يكجوري باشدكه جولي بقيه كم نيايد مدل ماشينم بايد يك جوري باشد كه جلوي بقيه كم نيايد ،خوب اين ديگه خطرناك است تو ديگه گرفتار اين شدي حاكم بر اين نيستي چي هستي ؟ محكوم اين هستي اينطور تو را اسير كرده اين در استخدام تو نيست اصلاً در استخدام تو نيست تو سيري فقط نيمساعت با اين دگمهها ور مي رود به همه نشان ميدهد ، زنگهايشا را به صدا در ميآورد نميدانم هزار گرفتاري دارد با اين محسوس پس محسوس نبايد به خيال و وهم تو لطمه بزند يعني نبايد با محسوس احساس شخصيت بكنيد يعني فكر كني از بقيه چي هستي ؟بالاتر هستي . بله ماشين خوب مي خواهي ، ميخواهي داشته باشي داشته باش براي اينكه خدا گفته براي انسان وسيله خوب ، خوب است ، مركب خوب ، خوب است ، استفاده كن ولي اگر بالاتر از شأن تو باشد براي پز دادن باشد ، شخصيت تو عوض بشود حس تو عوض بشود معلوم است براي تو مضرر است و خطرناك است نبايد با حسي فراتر از عبد و بنده خدا بودن و عاشق خدا بودن داشته باشي . اگر ماشين بگيردت ديوانه مي شوي، باختي خودت را ، خود فروشي كردي ، خودفروشي كردي نبايد اينكار را مي كردي ، بايد توحاكم بر اين باشي تو رئيس اين باشي يعني فطرت بر طبيعت حاكم باشد نه طبيعت بر فطرت . آنوقت واژگونات ميكند. ميبيني اين شخص واژگون است ، وارونه است يك آدم طبيعت فطرتي واژگون است . شخصيت متعادل كه به سمت رياضيات بهشت حركت ميكند .شخصيت فطرت طبيعت است. نه طبيعت فطرت. يعني چي حاكميت دارد ؟ فطت ، يعني فوق عقل ،تمام اينها را در استخدام خودش دارد ، و فوق عقل است كه ميگويد اين محسوس حرام است پس من استفاده نميكنم آن كسي كه ميگويد حرام است كيست اگر فطرت و طبيعت نباشد حلال و حرام معنا ندارد كه آن كسي كه ميگويد اين مال حرام است من از آن استفاده نميكنم . آن بخش فوق عقل است يعني فطرتي كه از جنس خداست. مي گويد اين براي من ضرر دارد چون حال را خراب ميكند ، استفاده نميكنم از آن خيالات همينطور موهومات همينطور . حالا بعد در مورد خيالات و موهومات توضيح مي دهيم كه ما از خيالات چگونه به نفع فوق عقل استفاده بكنيم مثل هنر ، موسيقي ، تأتر ، بازيگري ، مجسمهسازي ، سينما ميشود به نفع فوق عقل استفاده كرد همه اينها متعلق به قوه وهم و خيال است ديگر هر دوش هنر همينجوري است . از اين ميتوانيد استفاده بكنيد . و از محسوسات براي تقويت عقل و فوق عقل به چه شكل استفاده بكنيم انشاءالله هفته بعد در مورد اين مسئله ميخواهم توضيح بدهم . بعد يواش يواش مي رويم سراغ اينكه ما چگونه اين روابط را تنظيم بكنيم چون موضوع اصلي ما هم همين است اين روابط را چگونه تنظيم كنيم تا شاد باشيم هميشه آرام باشيم هيچ وقت غصه نخوريم تحقير نشويم ، له نشويم كم نياوريم اينها خيلي مهم است كه ما شخصيت شاداب باشيم يك شخصيت با نشاط شاداب و رشدمان مثل يك جنين طبيعي باشد به سمت ابديت.
« والحمد الله »