اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ ما چون هر ماه یک احیا داریم شب جمعه آخر هر ماه مباحثی که در طول این تقریباً بیست احیایی که داشتیم کردیم بحث مهارتهای عبادی هست و بحثهای اخیرمان درباره ذکر خدا است یاد خداوند تبارک و تعالی و مهارتهای یاد خدا.@ بیشترین چیزی که به ما کمک میکند که کسب مهارت کنیم معرفت است هر چقدر انسان معرفتش بیشتر باشد مهارتهایش هم بیشتر میشود آخرین نکتهای که جلسه قبل خدمتتان عرض کردیم یعنی همین امشب این بود که انسان وقتی متوجه میشود معرفت پیدا میکند که خودش هیچ کاره است(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم).@ معنایش کنم(حول) جایی هست که شما میخواهید یک گناهی بکنید و گناه نمیکنید این قدرت را خدا به شما میدهد که این را حول میگویند حول آن جایی هست که شما مسیر خلاف را نمیروی صدها امکان گناه برایتان فراهم هست ولی انجام نمیدهید این را خدا به شما لطف میکند که نمیگذارد آلوده شوید اگر جایی آلوده شدیم لیاقت حول نداشتیم.@ قوت مال کجاست؟ قوت آنجایی هست که شما میخواهید یک کار خیر را انجام دهید یک عبادت انجام دهید این را خدا به شما میدهد یعنی خدا به شما قوت و قدرت داد که امشب اینجا بیایید آن هم به شفاعت امام زمان(ع) بلند شدید اینجا آمدید(لا حول و لا قوۀ الا بالله).@ در نماز میگوییم(بحول الله و قوته أقوم و أقعد) یعنی من اگر دارم این کار را انجام میدهم خدا یک لحظه نظرش را بردارد من دیگر عُرضه این کار را ندارم نمونهاش هزاران نفر که در این مسیر بودهند بعد دست از این مسیر برداشتند و رفتند منحرف شدند.@ من چون فعالیتهای خارج از کشور و تبلیغ خارج از کشور هم دارم با عده زیادی آشنا هستم نامه برایم میدهند ایمیل برایم میدهند تلفن میزنند مشاوره این جا میآیند برمیگردند.@ چقدر دانشجو سراغ دارم هیاتی بوده اینجا مسجدی بوده امسال شب قدر شرکت کرده ولی عُرضه نداشته که از شب قدر استفاده کند سه ماه بعد شش ماه بعد بلند شده مثلا برود درس بخواند خارج از کشور رفته آنجا مسیحی شده است رفته آنجا تمام دینش را باخته اگر مسیحی هم نشده نمازش دیگر ترک شده حجابش ترک شده خیلی چیزهای دیگر.@ مادر آمده میگوید بچه من نماز شب خوان و زیارت عاشورا خوان بود حالا رفته خارج الان یک سه چهار سالی دوام آورده چند وقت پیش فهمیدم از دین خارج شده تمام این حرفها را مسخره میکند ما چون در این جا هستیم خیلی باورهای ما محک نمیخورد.@ اگر عرضه دارید رفتید یک جایی که آدمهایی بودن که حرفهای شما را قبول نداشتند در عروسی رفتید همه خانمها بیحجاب و بدحجاب یک خانم آنجا معلوم است اعتقادش که میتواند خودش را نگه دارد یا نه، یک اقا آنجا معلوم میشود ایمان دارد یا نه، و الا وسط مسجد و شب قدر و ماه رمضان روزه گرفتن خیلی از اراذل و اوباش و گناهکاران هم ماه رمضان خیلی کارها را نمیکنند.@ نیروی انتظامی میگوید ماه رمضان آمار بزهکاری به شدت کم می شود اگر رفتی در عروسی، یک خانمی رفت مجلس عروسی دید همه خانمها بیحجاب هستند هفت قلم هم آرایش کردند حجابش را نگه داشت که یک کسی از او خدای نکرده فیلمبرداری نکند دوربین از او عکس برندارد.@ ناموس کسی هستی این عکس را برمیدارند فردا میرود نامحرم نگاه میکند اگر عُرضه داشتی معلوم است ایمان داری حالا خارج از کشور نه اینجا، اینجا نه دانشگاه، رفتی دانشگاه بعد دیدی همه دخترها آنجا کشف حجاب کردند و ول و آزاد هستند میتوانی همانطوری محجوب بمانی رفتی دانشگاه بچه حزب اللهی رفتی آنجا دیدی آقا پسرها همه هر کدام یکی دو تا پنج تا دوست دختر دارند میتوانی سالم باشی یا نه، خیلی باید حواسمان جمع باشد.@ خانمی آمده بود خیلی اصرار میکرد دعا کنید من دانشگاه قبول شوم دانشگاه قبول شد بعد خیلی خوشحال جشن و شیرینی، بعد آمده بعد به من میگفت من رشتهام پزشکی است چون میخواهم آنجا اتاق عمل و تشریح، دیگر چادر نمیتوانم میخواهم مانتویی شوم.@ گفتم من بعضی از کسانی که در خارج از کشور سراغ دارم با چادر رفتند اروپا دکتری گرفتند تخصص هم گرفتند یک لحظه هم چادرشان را برنداشتند و برگشتند خود دختر اروپایی الان چادرهایشان از چادرهای دختران ما خیلی محکمتر است پسرهای اروپای خیلی عالیتر از بچه حزب اللهی جبهه و جنگ ما عمل میکنند خیلی بهتر.@ گفتم تو اینجا در مرکز شیعه اینجا یک دانشگاه قبول شدی میخواهی از اول از دینت مایه بگذاری گفت نمیتوانم، بعد هفته بعد دیدم گریان آمد، گفتم چی شده؟ گفت دیشب فاطمه زهرا را خواب دیدم رویش را از من برگرداند.@ قوه، خدا میدهد لیاقت به خرج بده تا آنجا کمکت کند برای اینکه کمکت کند اول باید خودت به داد خودت برسی خودت به خودت کمک کنی به نفست کمک کنی در دعای ابوحمزه داریم این شبها میخوانیم خدایا در مقابل نفسم به من کمک کن زورم به او بچربد تو کمکم کن(أعِنّی عَلی نَفسی) قدرت بده که بتوانم با او درگیر شوم.@ یک جاهایی که منم منم میکنی یا دیگران را تحقیر میکنی بخاطر گناهان و اشتباهاتشان، سرزنش میکنی عیبهای دیگران را میگیری دنبال عیبها و لغزشهای دیگران هستی به رخش میکشی تا این کار را میکنی خدا میگوید حالا این دفعه قوه و حول خودم را برمیدارم ببینم تو هم عُرضه داری این کار را بکنی یا نه.@ فرمود هیچ کس مؤمنی را، مسلمانی را بخاطر گناهی سرزنش نمیکند مگر اینکه حتماً یک کاری میکنم خودش هم آن گناه را بکند یک موقعی نباشد لوس شوید بگویید که من آلوده نشدم تو چرا آلوده شدی، من گناه نکردم تو چرا گناه کردی، به گناه نکردنت آنهایی که گناهکاران هستند سرزنش نکن، با پاکی خودت آنهایی که آلوده شدند را تحقیر نکن کوچک نکن.@ خدا یکدفعه برمیدارد تو ده برابر بیشتر از آن دچار فحشا و منکرات میشوی رسوایت میکند تا دفعه دیگر از این اشتباهات نکنی کسی را کوچک نشمری بزرگان ما در همین شبهای قدر وقتی دستشان را میآوردند بالا به خدا بگویند خدایا ما را ببخش میگفتند خدایا به حق گناهکاران امت پیغمبر ما را ببخش.@ یعنی خودشان را از آنها بیآبروتر میدانستند از تمام گناهکاران خودشان را بیآبروتر میدانستند هیچ کس را تحقیر نمیکردند خودشان را بیآبرو تر میدانستند بعضی از بزرگان ما خدا را به زنان فاحشه قسم میدادند گفت خدایا من بیآبروتر از زنان فاحشه هستم در درگاه تو، به آبروی آنها به من رحم کن.@ حالاخدا دعوتمان کرده امشب اینجا، حق دعوت این است که شما در مجلس خدا پذیرایی خدا و فرشتهها و امام زمان هستید اگر باور کنید باید یک حس به تو دست دهد این را خوب دقت کنید برای شبهای بعد انشاء الله تمرین کنید آن حس شاد بودن است یعنی من خیلی کیف می کنم حیلی عشق می کنم خدا من اینجا راه داده.@ تا وقتی که میروی حرم حضرت عبدالعظیم اگر شنگولیات بیشتر از شنگولی یک عروسی و یک میهمانی و یک سفره نباشد هنوز نمیفهمی، هر وقت دعوت کردند حرم حضرت عبدالعظیم، مسجد آمدی نماز جماعت خواندی هیات رفتی بعد دیدی احساس شادیات بیشتر از احساس شادی یک بزم طبیعی هست یک سفره یک میهمانی یک سفر، آن موقع تازه تو داری باطن انسانی پیدا میکنی.@ اگر 15 روز قرار شد بروید مشهد و شمال در دلت مراجعه کن دروغ نگویی ببین اگر قشنگترین لحظه سفرت، شادترین لحظه سفرت در حرم امام رضا بود خدا را به نعمت باطن انسانیت شکر کن اما اگر دیدی نه لب دریا و کوه و کباب خوردنش برایت شیرینتر بود بیشتر قند در دلت آب میشود هنوز فاصله داری هنوز نفهمیدی خدا چی نصیبت کرده.@ یک عروسی طبیعی دعوتت میکنند با مجلس میهمانی خدا ببین حست چطوری هست کنار لذتها ببین حست چطوری است اگر میآیی در مجلس قیافه مومنین را میبینی شاد میشوی چهره مومنین را میبینی خدا را شکر میکنی که خدا تو را وسط اینها بور زده و دعوتت کرده بدون اینکه خودت را از هیچ کدامشان بهتر بدانی و کیف میکنی که خدایا شکر که مرا در اینها راه دادی کیف کردی این باطن انسانی است این خیلی خوب و مزه دارد.@ علامت یک انسان و یک مومن حقیقی این هست که وقتی خدا دعوتش میکند در مجلس و می و مطرب شاد است شنگول است شعار همیشگیمان را با هم بخوانیم:@
خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را، بزم است، قهوهخانهایها را دیدید معتادها را دیدید آنهایی که پای تلویزیونو سریال میروند دیدید انگیزه نمیخواهند خودشان درون خودشان انگیزه دارند میروند مینشینند پای سریال، عروسی انگیزه نمیخواهد قهوهخانه که انگیزه نمیخواهد کباب خوردن و پارک رفتن که انگیزه نمیخواهد استخر رفتن و شمال رفتن که انگیزه نمیخواهد در درونش هست کیف میکند.@ اما اگر میبینی میخواهی برای یک مجلس امام حسین، یک هیات، یک نماز جماعت، یک احیا، یک کلاس شش ماه با خودت رو برویی تا خودت را راضی کنی بروی بدان هنوز فاصله داری هنوز برای تو لذت ندارد چون اگر لذت داشته باشد لذت تو را میکشاند میبرد.@ اگر میبینی یک کسی باید زور بزند تو را آنجا ببرد بدان هنوز سنخیت نداری قهوهخانه رفتن زور زدن نمیخواهد، چای خوردن زور زدن میخواهد! چلوکباب خوردن این همه تکرار است ما هر وقت چلوکباب به ما میدهند با کیف میکنیم تکرار دارد! سریال تکرار دارد! شمال رفتن، نه میبینی تکرار میشود و هر بار هم با شوق و ذوق میرویم.@ نماز جماعت هم اینطوری هستی یا نه، مسجد و هیات و جلسه امام حسین اینطوری هستی یا نه، اگر میبینی اینطوری هستی به تو بشارت بدهم که یک باطن انسانی خوب پیدا کردی اما اگر اینطوری نیستی بدان طبیعت هنوز دارد قلدری میکند دارد در سرت میزند به او اینقدر باج نده.@ حدیث بخوانم دقت کنید چقدر زیبا است علی(ع) فرمود(الذِّکرُ لَذَّۀُ المُحِبّین) آن وقت این را با خودکار یا با چیزی که جا بگذارد روی سجادهتان بنویسید جلوی چشمت باشد وقتی میخواهی نماز بخوانی به آن نگاه کن ببین که وقتی داری با خدا حرف میزنی کیف میکنی یا نمیکنی یا کسل هستی زود دوست داری تمام شود بعدش میخواهی تعقیبات بخوانی فرار میکنی.@ خدا میگوید فرشتهها نگاه کن این بنده مرا چقدر از من فراری است این نشسته کنار من، بنده من تو اگر میدانستی کجا نشستی هیچوقت دیگر حاضر نبودی از این جا بلند شوی بروی اگر میدانستی کنار چه کسی نشستی اگر میدانستی کجا نشستی اصلا حاضر نبودی هر کس صدایت میکرد اصلا جواب نمیدادی خودت را به کری میزدی.@ نه اینکه با نادانی بروی سجادهات را جلوی تلویزیون پهن کنی که هم سریال و مسابقه فوتبال را تعقیب کنی هم نمازت را هم خوانده باشی یعنی خدایا حال و حوصلهات را ندارم نمازم نمیگذارم مرا از سریال و فوتبال بیندازد برای همین همین جا جانمازم را میاندازم هم تلویزیون نگاه میکنم هم شر تو را از سر خودم کم کرده باشم فردای قیامت نگویی نماز نخواندی خواندم، دیدی، دولا راست شدم، نه میری در را میبندی.@ آقا شیخ عباس میگفت من وقتی میآمدم خانه، طلبه که بودم بعد از یک هفته دو هفته میآمدم مادرم برایم یک غذایی که خیلی علاقه داشتم درست میکرد گفت بچهام خیلی علاقه دارد طلبگی هم سخت است گرسنگیهای زیاد آنها کشیدند آن موقعها نان خالی هم گیرشان نمیآمد.@ بنده چون دارم در قم زندگی میکنم بسیاری از روحاینون و طلبهها در عسرت دارند زندگی میکنند به سختی دارند زندگی میکند از نزدیک من دارم میبینم، بعد میگفت مادرم یک شب نشستم داشتم نماز ظهر و عصر را میخواندم، مادرم صدام کرد گفت بیا این غذا را برایت درست کردم.@ گفت به قدری این نماز به من لذت داد که وقتی رفتم آن غذا را بخورم دیگر با بیمیلی از نماز بلند شدم رفتم سر وقت آن غذا، گفت در دهانم مزه کاه میداد بنابراین انشاء الله تمرین بکنیم تمرین بکنیم با خدا شاد باشیم خیلی بد است ما یک عمر در آغوش خدا باشیم از او خوشمان نیاید و شاد هم نباشیم.@ (یا داوود بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَذ) داود با من شاد باش با من که هستی شاد باش از من لذت ببر میزان آدمیت هر آدم، میزان رشد حقیقی یک انسان به این هست که چقدر با خدا شاد است چقدر از خدا لذت میبرد نه اینکه چقدر حسین حسین کرده است چند بار حج رفته چند بار کربلا رفته چند دور ختم قرآن کرده است.@ خواهر عزیز برادر عزیز اگر میخواهی ختم قرآن بکنی کنترادی مسابقه نگذار ختم قرآن کن که من حتماً باید یک جزء قرآن تمام کنم نه، حضرت فرمود که اگر شده ما دو تا آیه یک آیه بخوانید ولی لذت ببرید میارزد به یک ختم قرآن.@ این همه به ما گفتند بروید ذکر بگویید دهانتان تکان بخورد برای این که چند لحظه شیرین شود چه فایده ما چهل سال خودمان را خسته کنیم در عبادت، یک کام نگیریم از خدا، خیلی زور دارد شاد نشویم شنگول شنویم مثل یک شربت مثل یک چلوکباب.@ بعضیها 70 سال عمر میکنند لذتی را که از خوردن یک شربت یک نوشابه یک چلوکباب میبرند در طول هفتاد سال، از بودن با خدا و 70 سال عبادت نبردند یک بار حتی، این بد است باید تمرین کنیم انشاء الله که لذت ببریم از خدا، در جلسات که میآیید عنق نیایید گرفته نیایید، در جلسات شاد بیایید در جلسات کیف کنید لذت ببرید بزم عجیبی است.@ اگر انشاء الله پرده کنار برود ما میفهمیدیم الان اینجا کجا نشسته بودیم به این راحتی حاضر نبودیم از اینجا خارج شویم خدایا به حق محمد و آل محمد به حق اولیائت به حق خوبان درگاهت قسمت میدهیم به حق امام زمان به لیله قدر قسمت میدهیم قدر ما را نعمت ما را آن چیزی که امام زمان برای ما امضا میکند بعد از مغفرت، لذت بردن از خودت باشد خدایا لذت بردن از خودت را برای ما بالاترین لذت زندگی مان قرار بده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@