جلسه 019 - یاد خدا
شماره جلسه
19
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
1
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث مان در آثار ذکر بود دو اثر از آثار ذکر را عرض کردیم که (اَلذِکرُ مِفتاحُ الصَلاۀ) بود که کلید اصلاح قلب انسان و شخصیت انسان یاد خدا است که ذکر لفظی هم یکی از مظاهر آن ذکر هست مصادیق آن ذکر هست یاد خدا.@ یعنی یاد حقیقت خودمان و یاد بینهایت و دومین اثر این بود که حیات قلب انسان به یاد خدا است یعنی اگر کسی دلش به یاد هدف نباشد میمیرد نگاه به هدف و قصد هست که قلب را زنده نگه میدارد به محض این که انسان غفلت کند از هدف دچار دل مردگی میشود و اثر سوم این هست که ذکر غذای روح هست.@ آثاری که تا بحال خواندیم و آثاری که از این به بعد میخوانیم همه مبتنی براین هست که ذکر اثرگذار باشد اگر اثر بگذارد این آثار را دارد اگر اثر نگذارد این آثار را ندارد بنابراین ما غیر از عملیات برای ذکر باید کاری بکنیم که ذکر مؤثر واقع شود.@ شما اگر بگویید که عسل دهانتان شیرین نمیشود بگویید حلوا دهانتان شیرین نمیشود ذکر باید جذب شود چشیده شود و این دو تا چیز میخواهد یکی شناخت و یکی تمرکز حضور قلب این که امام رضا(ع) میفرماید که(اَوَّلُ عِبادَتِ الله مَعرِفَتُه) آغاز بندگی خدا شناخت خدا است.@ برای این که اگر ما شناخت نداشته باشیم ندانیم چه کسی را داریم یاد میکنیم یاد او چون شناخت یعنی حضور آن معروف در نفس انسان شما وقتی که مبهم هست برایتان یادش هم که می کنید چون ابهام دارید نسبت به آن حضورش در شما جدی نیست.@ لذا تأثیرگذار هم نیست اگر به شما بگویند که شما هنگامی که سردتان هست یک ذکری را بگویید یا یک کلمهای را بکار ببرید این کلمه را بگویید تا گرم بشوید مثلاً بگویید شتا بعد که شما آن موقع که سردتان هست هر چی هی میگویید شتا توقع دارید که بشوید ولی نمی شوید.@ یک موقع میگویند که وقتی سردتان شد گرما را تلقین کنید به خودتان گرم شدن آتش را تلقین کنید به خوتان میبینید که این مؤثر واقع میشود یعنی آن موقع که سرد هست وقتی گر گرفتی و آتش را تلقین میکنی به خود میآوری تو نفس میبینی تو بدنت هم تأثیر میگذارد.@ تلقین خیلی هم اثر میگذارد تو حالت اول شما آنی که میخواهد به آن تلقین کنید یک لفظ است که هیچی از آن نمیفهمید لذا مؤثر هم نیست در شیوه دوم آتش است که آتش را چشیدی قبلا نسبت به آن شناخت داری گرما و حرارات و گُر گرفتی را میدانی چیست میتوانی در نفس خودت حاضر کنی.@ به محض اینکه با یاد آتش تا آتش را درون خودت ایجاد کردی آثار خودش هم ظهور میکند این طوری هست یعنی واقعا مؤثر واقع میشود حق تعالی اگر شناخت نسبت به آن نداشته باشید وقتی یاد میکنید آن یاد ضعیف است آثارش را هم خود به خود ضعیف میشود.@ پس هم باید بدانید چه چیزی را دارید یاد میکنید هم واقعا یاد کنید یعنی حضور داشته باشید نسبت به چیزی که یاد میکنید هر چقدر شناخت عمیقتر میشود به محض یاد با حضور قلب آثاری که در نفس میآید خیلی بزرگتر هست و آن آثاری که داریم میخوانیم حقیقتاً در وجود انسان ظهور میکند.@ اینجا وقتی میفرماید(اَلذِکرُ قُوتُ النُفُوس) ذکر غذای جانها است اثر سوم یکی خود ذکر یکی مداومت ذکر (مُداوِمَتُ الذِکر قُوتُ الاَرواح) هر دو از امیرالمومنین(ع) بود این مبتنی بر شناخت هست هر چقدر شما بیشتر بشناسید و با تمرکز بیشتری الله را یاد کنید روح بیشتر غذا میخورد و با کیفیت بیشتری جذب میکند.@ تنها جایی هم که گفتهاند محدودیت ندارد تو غذا خوردن فقط در ذکر است حتی اگر یادتان باشد گفتیم عبادات دیگر هم محدود است نماز حد دارد روزه حد دارد قرائت قرآن حد دارد یک جا هست که انسان حد ندارد میتواند بینهایت بخورد هر چی هم بخورد به نفعش است آن یاد خداوند تبارک و تعالی است.@ یعنی هر چی یاد کنی نفس اشتها دارد و جا دارد بنابراین خوش بحال کسی که این عرضه را دارد که بتواند یاد کند قیمت انسانها از عرضهشان نسبت به یاد خدا معلوم میشود و حتی نه از عملشان و حتی نه از عمل صالحشان چون عمل صالح هم مقدمه ذکر است.@ بعضیها هستند خدمت خیلی زیادی میکنند اعمال صالحی میکنند دوندگیهای زیادی میکنند در هیات تو مراسم در جبهه در نمیدانم فعالیتهای اجتماعی سیاسی اما عرضه ذکر ندارند یعنی عرضه ندارند با حق تعالی ارتباط برقرار کنند بنشینند الله را در حضورشان ببیند و خودشان را در حضور الله ببینند این ارتباط برقرار نمیشود.@ سعی کنید که این تلاش را بکنید ماهی یک باری که ما جمع میشویم علت اینکه هیچ بحث دیگری در این سالها نمیکنیم جز این مباحث این است که این اصل هست برای ما این یک اصل هست که ما باید بتوانیم به این کمال برسیم.@ اگر به این کمال نرسیم کارهای دیگرمان هر چند ثواب دارد خداوند پاداشش را عطا خواهد کرد به فضل و رحمت خودش ولی این خیلی مهمتر است اصل این است که من بتوانم الله را یاد کنم و با الله ارتباط خصوصی و شخصی برقرار کنم این غایت است.@ پس این را یادتان نرود عزیزان که حالا آمدن شبهای جمعه ماهی یک بار اینجا به این معنا نگیرید که حالا میرویم شب احیا میگیریم یک ثوابی هم دارید یک صلواتی هم می فرستیم اینها خیلی ارزش دارد و قیمتی است صلوات فرستادنش احیایش بیداریش.@ شما اگر فقط به میوه خوردن و صحبت کردن و گفتگو و یک ذکر صلواتی حتی یک دعای بدون حضور قلبی بگذارنید قدرتی که خدا به شما میدهد ثواب و پاداشی که به شما میدهد خیلی خیلی اصلا قابل مقایسه نیست با کسی که رفته گرفته خوابیده یا وقتش را طور دیگری گذرانده است.@ حداقل کاری که هست این هست که شما در بیداریتان مبارزه با نفس کردید جهاد با نفس کردید و بیدار نگه داشتید خودتان را تسلط بر نفس انسان پیدا میکند اگر خودش را بیدار نگه دارد برای عبادت خدا ولو عبادت هم نکند.@ دوست داشته باشد ولی همین مقدار خودش را بیدار نگه دارد تلاش کند یک نوع نحوه تسلط بر نفس هست و در نزد خدا خیلی ارزش دارد این کار حالا اگر انشاالله بیدار هم ماندید سعی کنید هی کیفیت را بالا ببرید حالا که بیدار ماندید نشاط برای خودتان درست کنید.@ با خوردن میوه شستن صورتتان نوشیدن چای تغییر و جابجایی سبک کردن لباستان و چیزهای دیگر بالاخره خودتان را بیدار نگه دارید و مبارزه کنید این مبارزه خیلی قیمت دارد دیگر شدن با خودمان و زور زدن برای اینکه بیدار باشیم این یکی از راههای تسلط بر نفس هست و حتماً فطرت را قوی میکند ولو شما فقط میوه بخورید چای بخورید کار دیگری هم نکنید.@ اما ما غایت را باید نگاه کنیم هدف بالاتر را باید نگاه کنیم آن این است که ما به یاد خداوند تبارک و تعالی بپردازیم سخن بگوییم یاد بکنیم در درون خودمان با اینها انشاالله سخن بگوییم و انس بگیریم و رفت و آمدی برقرار کنیم.@ پس یادتان نرود(ذِکرُ الله قُوتُ النُفُوس) حالا چه کسی چاق و چلهتر میشود چه کسی قویتر است چه کسی انسانتر است فطرتش سالم تر است کسی وقت بیشتری بخورد غذای بیشتری بخورد و اگرهم بخواهد این غذا بیشتر تأثیر بگذارد باید مداومت داشته باشد به ذکر مداومت داشته باشد.@ (مُداوِمَتُ الذِکر القُوتُ الاَرواح) مداومت بر ذکر قوت روحهاست حتماً عزیزان هم خواهران گرامی برادران گرامی سعی کنند که در طول هفته در طول روز مقداری به این مداومت بپردازند یعنی شما باید دیگر اهل ذکر باشید تسبیح دستتان باشد مفاتیح دستتان باشد کتاب قرآن دستتان باشد.@ دم دسترستان باشد و هی تو طول روز مراجعه داشته باشید ساعتهایی که خلوت دارید تمرین کنید تو این جمعه شبها میخواهید بخوابید از مردهترین وقتهایتان بهترین استفاده را بکنید همین که دراز کشیدید افتادید نگذاری هیچ خیالی غیر از خیال خداوند بیاید این مبارزه احتیاج دارد.@ این طور نیست که من بگویم و بشویم همه ما نه ولی شروع کنیم و هی سعی کنیم تمرکز بگیریم و بگوییم که ما تا زمانی که خوابمان میبرد به چیزی غیر از خداوند فکر نمیکنیم و ذکر میگوییم و این ذکر را یکسره نگهش دارید اگر خیالتان کشاندتان به جای دیگر درگیر شوید با آن ایدهآلنگر هم نباشید و خیلی بلند پروازی نکنید.@ نگویید که حالا من چون نمیتوانم این ذکر رابگویم نمیتوانم تمرکز داشته باشم اصلا این ذکر چه فایدهای دارد که من سی دفعه ذهنم برود عیبی ندارد سی دفعه که ذهنتان پرید سی دفعه تنبیهاش میکنید برش می گردانید عادتش میدهید اما اگر ولش کنید تنبل بار میآید ضعیف بار میآید درگیر شوید با آن دوباره بیاورید عیبی ندارد بپرد.@ مثل مشق نوشتن بچه است که وقتی مینویسد هیچ اشکالی ندارد که چه کار کند غلط هم بنویسد پاک میکند خب درست میکند این قدر هی غلط مینویسد تا یواش یواش تسلط پیدا میکند مثل نقاشی میماند که این قدر ما خطهای اشتباه میکشیم تا خطهای درست را هم بتوانیم رسم کنیم.@ ولی از یک جا درگیر شدن با خودتان را شروع کنید انشاالله تو اتوبوس تو تاکسی تو راه رفتن تو مسافرت موقعهایی که تنها هستید خانمها موقعی که دارند کار منزل انجام میدهند تنها هستند بهترین لحظات همان لحظات است که کسی با یک خانم خانهدار کاری ندارد و میتواند ضمن اینکه دارد آن کار منزل را انجام میدهد و عبادت عظیمی در کار منزل دارد انجام میدهد.@ عرض کردم حدیثش را که یک خانمی اگر ظرفی را در منزل همسرش جابجا کند حضرت میفرماید خدا 7 در جهنم را روی او میبندد و 8 در بهشت را به رویش باز میکند برای هر کوچکترین کاری که انجام میدهد یکسال عبادت دارد تو منزل همسرش قرب زیادی هست در آنجا ولی با این حال سازندگیها را هم اضافه بکنند.@ یعنی ضمن اینکه دارد عبادت میکند عبادت در عبادت انجام دهد و تمرکز بگیرد این کار را انجام دهد اگر دیدی قلبش راه نمیآید اگر قلبش ضعیف است راه نمیآید هولش بده هولش بده یعنی چی یعنی مثلا یک ضبطی نواری نوایی چیزی را بگذارد تو خانه از طریق رادیو و ضبط اینها تا هی کمک قلبش کند.@ قلب خیلی وقتها احتیاج به هل دادن دارد هلش بدهیم راه میافتد یواش یواش هی باید تلقین کنیم به انسان هر دفعه من این اصل را از امام امت عرض میکنم که فرمودند انسان بدون تلقین به جایی نمیرسد ما باید درگیر شویم باید زور بزنیم باید تلقین کنیم باید با ذهنمان با خیالمان به جنگ بپردازیم خیلی با خیالمان جنگ کنیم.@ خوش بحال کسی که مجاهد هست کسی که با خیال خودش درگیر میشود ثوابش کمتر از کسی که میجنگد با دشمنان خدا و کفار کمتر نیست یادتان باشد کسی که با خیال خودش می جنگد آن هم جهاد هست و جهاد بسیار بزرگتر از آن جهاد اصغر هست که در میدان خارجی میجنگد.@ چون اینجا میخواهد با خودش درگیر شود با نفس خودش میخواهد درگیر شود سعی کنیم که انشاالله هی درگیر شویم و نترسیم از درگیر شدن با خودمان شجاعت درگیر شدن با خودمان را داشته باشیم و حالا 4 تا سیلی میخوریم 4 تا هم میزنیم بالاخره خوب است.@ و خدا دوست دارد یک بندهای که با خودش دست به یقه میشود و به جنگ خودش میرود این خیلی قشنگ هم هست صحنه زندگی هم از رکود در میآید یک موقع هست جذابیت زندگیش به این هست که مثلا میهمانی بیاید میهمانی بروید رفقا را ببیند کاری را انجام دهید.@ ولی یک نفر همین که میداند الان خسته است حسابی درگیر کرده نفسش را حسابی زده نفسش را یک شب جمعه تا صبح تو سر این نفس زده حالا هم الان میخواهد برود تا میآید نفس نفسی بکشد میگوید حالا یک عبادت دیگر به آن تحمیل میکنیم اگر جا دارد اگر کشش ندارد نه ولی تا آنجا که جا دارد باید توسرش زد.@ تا آنجا که لج نکند نماز صبح را بخواند من بعضی از عزیزان میبینیم مثلا بعد از احیای این جا چون ما زودتر تمام میکنیم بعضی از هفتهها خود من هم که مشرف میشوم حرم میبینم یک عدهای از عزیزان برادران خواهران هم میآیند حرم آنجا هم نماز صبحشان هم آنجا میخوانند و زیارتی هم میکنند بعد بر میگردند خانه.@ حالا تا میشود جا دارد باهاش درگیر شویم یعنی این کتککاریها خیلی چیزهای مبارکی هست بعد حالا دیگر میخواهد برو بعد از یک شب بیداری میخواهد برود تو رختخواب بخوابد آنجا هم نفسش را رها نمیکند نمیگذارد خیالش آزاد شود همین که دراز کشید و خواست بخوابد شروع میکند به ذکر گفتن و یاد محبوبش با شیرینی و محبت با عاطفه با خدا انسان.@ مثل الحمدلله مثل سبحان الله مثل لا اله الا الله مثل الله اکبر مثل صلوات هی اینها را میگوید و عاشقانه میخوابد توی یک رابطه عاطفی با خداوند میخوابد ضمنا هم به زبانش تسلط پیدا میکند هم به خیالش تسلط پیدا میکند اینها را از دست ندهید عزیزان تا میتوانید هیچ وقت اینها را از دست ندهید و ناامید هم نشوید اینها را ادامه دهید.@ گاهی وقتها ده سال ممکن است شما این کار را انجام دهید ده سال انجام دهید ولی بعد از ده سال 15 سال میبینید که خیلی چیزهای ماندنی برای شما میماند من یادم هست به یکی از عزیزان عرض کردم که یک ذکری از من خواسته بود گفت چقدر ادامه بدهم ذکر خاصی بود گفتم شما باید حداقل دیگر هفت سال این را داشته باشید تا بعد از 7 سال باز شود یواش یواش و آن تثبیتی که باید در قلبت پیدا کند بکند.@ بعضیها میآیند میخواهند شروع کنند ولی همت ندارند که این کار را انجام دهند یعنی گاه دو ماه میگیرند و رها میکنند و میروند ولی هست استثنائا هستند بچه هایی که جدی هستند تو این قضیه و واقعا محکم میایستند و مبارزه میکنند.@ 7 سال 8 سال ده سال بعد میبینی که یک چیزهایی برای انسان دارد آثار خیلی مبارکی برای انسان دارد قدرت را در ذکرهای بالاتر هم انشاالله بیشتر خواهید دید بنابراین حالا این ذکرها را آثارش را ما بخوانیم خوب است فایده دارد که باید بخوانیم ذکر این آثار قشنگ را دارد و حیف است ما از دست بدهم.@ اما مهمتر این است که ما معرفتمان را بیشتر کنیم نسبت به حق تعالی و درذکر چه کار کنیم مداومت داشته باشیم مداومت حضور قلب اگر که ما شناخت داشته باشیم نسبت به حق تعالی ذکر با حضور قلب و مداوم اثربخش است مداومت مثل باد زدن زغال میماند.@ شما وقتی که هی این را میزنید این یواش یواش مغز پخت میشود یعنی مغز زغال هم یواش یواش نورانی می شود لُب شما را لُب آن درون شما را مغز شما را عقل شما را منور میکند برای همین هم در اثر 4 حضرت میفرماید که(عَلَیکَ بِالذِکرِ الله فَاِنَّهُ نُورُ القُلُوب) بر تو باد ذکر خدا ذکر خدا را التزام داشته باش به آن که ذکر خدا نور قلب هست.@ چون قلب احتیاج به نور دارد اگر نور نباشد میمیرد بصیرت می خواهد که بتواند روی صراط حرکت کند صراط تاریک است صراط از خودش یک ذره نور ندارد نور ندارد آتش جهنم هم روشن نیست آتش جهنم چیست تاریک ست آتش جهنم سیاه است خیلی سیاه است.@ بنابراین مثل این جا که ما را آوردند در کجا در ظلمات(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) ما در ظلمات هستیم و نور احتیاج داریم باید این نور را هی زیاد کنیم تا بتوانیم ببینیم وحرکت کنیم توجه به خدا شناخت حق تعالی مداومت بر یاد حق تعالی موجب میشود که ما بتوانیم حرکت دقیقتری را انجام دهیم.@ پس عزیزانی که میآیند در این جلسات شرکت میکنند نیایند یک چیزی بشنوند و بعد برود تا ماه آینده حتما انشاالله از همین جلسه که خارج شوند مبارزه را شروع کنند درگیریشان را شروع کنند ذکر گفت راشروع کنند خودشان را اهل بدانند اگر شما اهل نبودید خداوند این چیزها را نصیبتان نمیکرد دعوتتان نمیکردند.@ بنابراین حالا که این لطف راکرده خداوند تبارک و تعالی در حقتان غنیمت بشمارید این هدایا را و از آن استفاده کنید و پرورشش دهید در وجود مبارکتان.@ باز هم حضرت میفرماید: (اَلذِکرُ نُورٌ وَ الرُشدٌ اَلنِسیانُ ظُلمَتٌ وَ فَقدٌ) ذکر هم نور هست هم رشد است یعنی نمو می آورد اضافه میکند به شما هر چی یاد کنید یاد حقیقی کنید به شما اضافه میشود یعنی به شخصیتتان به من شما اضافه میشود رشد جنینی شما در رحم دنیا تضمین میشود.@ اما آن چه که باعث بدبختی انسان میشود کم آوردن انسان میشود غصههای انسان میشود شکست انسان در دنیا میشود فراموشی هست(اَلنِسیانَ ظَلمَتٌ وَ فَقدٌ) هم تاریک میشوید هم هی کم میشود از تو ضعف میآورد برایتان هر وقت احساس کردید که دچار بیانگیزگی در زندگی میشوید بیمعنایی در حیات دنیا میشوید.@ خیلی چیزها برایتان بیمعنی میشود یک دفعه جلویتان کدر میشود و تاریک میشود یک لحظه احساس میکنید حالا که چی من اینجا هستم یا گاهی وقتها شما احساس میکنی خیلی ضعیف هستی خیلی بدبخت هستی بیچیز هستی درد میآورد انسان را این مال این هست که غذا نخوردی.@ چون اگر قوت به تو میرسی قوت شما چی بود ذکر ذکر هم نور بود به تو میرسید دیگر تو هم حیات داشتی هم قدرت داشتی دیگر معنا نداشت که انگیزه نداشته باشی آن جاهایی که ما یک دفعه همه چیز جلویمان تیره و تار میشود در طول روز دلمان میگیرد غصه میآید سراغمان و میگوییم حالا یک دفعه اصلا همه چیز ارزش خودش را از دست میدهد آن مال آن موقعی هست که شما کوتاهی کردید.@ اگر یک موقعی یک همچین حالیت بهتان دست داد زود خودتان را به یک مرکز ذکر یا عامل ذکر برسانید هر چیزی که ذکر خدا را در شما تقویت میکند اگر عُرضه داری در خودت خودت ایجاد کن بعضیها این عُرضه را داردند خودشان در خودشان ایجاد میکنند.@ گاهی وقتها هست نه از اهل ذکر انسان استفاده می کند با اهل ذکر گاهی وقت ها خودش را به یک حلقه ذکر میرساند مثل اینجا که شما حلقه ذکر میآیید و رسول خدا فرمودند بوستانی از بوستانهای بهشت هست مجالس ذکر.@ گاهی وقتها به یک مسجد به یک حرم به یک حسینیه به یک مجلس روضه به اینجا میرسانید به یک قبرستانی که آنجا باز یاد فراوان هست قبر شهدا مزار شهدا میرسانید بله گاهی وقتها قلبت خیلی کند دارد میشود غذا نرسیده داردحالت مردن دارد یک ضبطی نواری رادیویی نوایی را استفاده میکنید قسمتهای مقدسش را بعد انشاالله روشن میشوی.@ پس مواظب باشیم که ما اگر که یاد فراموش شود حق تعالی فراموش شود به عنوان هدف اصلیمان به عنوان معنای زندگیمان به عنوان انگیزه حیات و حرکت و رشد و ارتباطت و انتخاب ما اگر فراموش شود ما دچار فقدان میشویم.@ النسیان فراموش کردن خدا برا انسان فقدان میآورد یعنی شما میبینید که لیسانس گرفت بعد میبینی که ضعیفتری شخصیت موقع که دیپلم داشتی باز وضعت بهتر بود بعد می روی فوق لیسانس میگیری باز میبینی اضطراب تو پژمردگیت بیشتر شد.@ بعد میبینی که مثلا درآمدت 400 هزار تومان بود حالا شده یک میلیون تومان باز میبینی احساس شکست بیشتری داری میکنی در درون مچاله تر هستی و اعصابت هم خردتر است برای این که خود این بدست آوردنها مساوی شده با کم آوردن دل دیگر چون هر چی شما هی از اینها بدست میآوری به آن مشغول میشوی دیگر فرصت برای غذا خوردن حقیقی نداری.@ تمرکز نداری که بتوانی یک ارتباط با کیفیت با خدا قرار کنی همین شهوتهای حسی خیالی وهمی و حتی شهوتهای عقلی شهوتهای عقلی انسان را کدر میکند مثل یک دانشآموزی میبینی دبیرستانی است حالا دلشوره دارد کنکور درس بخواند حتماً میخواهد قبول شود دیپلم بگیرد.@ نماز نمیخواند مسجد نمیرود حسینیه نمیرود بعد از یک مدت میبینی که مغزش خوب کار میکند ریاضیات را میفهمد علوم را میفهمد ولی بعد میبینی شخصیتاً متزلل است با مادرش نمیتواند خوب حرف بزند با پدرش نمیتواند خوب حرف بزند عصبی است چون فقط به مغزش غذا رسیده به دلش غذا نرسیده.@ خیلی از پدر و مادرها همین جنایت را در حق فرزندشان میکنند بچه را محروم میکنند از اینکه غذای خوب بخورد میگویند هی بنشین درس بخوان مدرسه غیر انتفاعی میگذارند تیز هوشان میگذارد استعدادهای درخشان میگذارند بعد فکر میکنند خیلی هم دارند در حق بچه لطف میکنند.@ هی هم وقتشان را پر میکنند با این چیزها کجا پیدا نمیکند بچه که مثلا یک ذره دلش غذا بخورد چون آرامش مربوط به دل است به مغز نیست که این شاگرد اول است ولی میبینی پژمرده است عصبی است با خواهرش نمیتواند کنار بیاید با برادرش کنار نمیآید.@ بعد سر کوچکترین مسائل تحریک میشود تهییج میشود عصبی میشود غصه میخورد ولی مغزش هم کار میکند خوب درس خوانده نمرهاش هم خوب است کنکو ر هم ممکن است قبول شود دانشگاه هم ممکن است قبول شود ولی روح ندارد بنده خدا روح ندارد چرا؟@ این بچه که دنبال یللی و تللی و کارهای فساد و دوست دختر و پسر و تلویزیون و چت کردن و اینترنت نبود که مثل خیلی از دختر پسرهایی که این طوری هستند بیچاره درس خوانده ولی همین شهوت عقلی هم او را از غذایش انداخته است دیگر غذا نخورده فرصت نکرده همهاش یک چیزی به مغزش رسیده اطلاعات زیاد کرده ولی روح دیگر ندارد.@ اصلا یک آدم بینور و بیروح و بینمک و این طوری هست خیلی میتواند مسائل علمی را حلاجی کند خوب برای شما مسائل فلسفی بگوید مسائل علمی بگوید ولی وقتی مینشینی کنارش نه میتوانی در کنارش شاد شوی و نه در کنارش آرام میشوی.@ دو ساعت میخواهی با او رفاقت کنی میبینی نه این تو دو ساعت که رفاقتی که با هم داشتید نه شاد شدی و نه آرام شدی ولی بعضیها هستند که نه به مغزشان خیلی نمیرسند خیلی هم شاید سوادی نداشته باشند اطلاعات زیادی نداشته باشند.@ ولی وقتی کنارش مینشینی دو دقیقه که با تو حرف میزند همچین گپی میزنید با هم یک ربعی با هم مشغول حرف زدن میشوید میبینید همچین شنگول شدی روشن شدی گرم میشوی همچین شاد میشوی آرام میشوی میبینی که این نور دارد روشنایی دارد نمک دارد خیلی کمک به انسان میکند.@ من یک موقعی که از درس میآیم بیرون حوزه بعضی از علما یا پیرمردهایی هستند که حالا یا جزء علما هستند یا نه جزء علما نیستند ولی پیرمردهای بسیار روشن و نورانی هستند در قم که اینها اهل ذکر هستند یاد خیلی خوب میکنند با کیفیت هم یاد میکنند.@ شاید درس های رسمی چیزی بلد نباشند اما اهل معرفت هستند بعد من میبینم طلبهها و اساتید وقتی میروند طرف اینها با یک ولعی میروند که اینها دو دقیقه برایشان خرف بزنند با اینکه طرف خودش استاد است الان از پای درس آمده مثل داشته اسفار درس میداده درس خارج داشته میگفته فقه داشته درس میداده.@ اصول داشته درس میداد کلام درس میداد عقاید درس میداد ولی وقتی به این پیر مرد میخورد این پیر مرد دو تا کلمه میخواهد حرف بزند دو تا تکه میخواهد بگوید می بینید این کیف میکند او برایش حرف بزند چون او به این آرامش منتقل میکند نور منتقل میکند این خیلی مهم هست.@ مثلا شما دیده اید بعضی وقتها شما یک دانشمندی یک درس خواندهای یک استادی میرود در اتوبوس من گاهی وقتها از درس مثلا میخواهم بروم خانه یا از اینجا که میخواهم بروم حالا یا ذهنم مشغول است خستهام یا هر چیز دیگر بعد میبینی آنجا مثلا راننده تاکسی یک عالم نور دارد همین طور که مینشینی میگوید مثلا بر جمال محمد صلوات.@ بعد تا این یک ربع راهی که میخواهد شما را برساند میبینی راننده این قدر با حال است اینقدر انرژی دارد اینقدر مست است که یم بین 5 تا 6 تا ده تا صلوات از تو میگیرد سر حال است ولی میبینی یک استاد دانشگاه تا آخر عمرش هی وقت سر کلاسش یا در مخاطبینش هیچ وقت فرصت نکرده یک بار یک همچین چیزی را بگوید.@ یک بار مثلا یک اعلام صلواتی کند یک مناجاتی یک چیزی اطلاعات خیلی خوب اما نوری وجود ندارد اگر داشته باشد خیلی کم مخفی کم اثر کم فروغ است ولی میبینی راننده تاکسی خیلی جلا دارد قهوهچی خیلی جلا دارد.@ مشهد بود من چند وقت پیش خیلی سردم شده بود روز عرفه بود رو زمین هم نشسته بودیم زمین سرد زمستان بود دیگر سرد سرد تا این عرفه تمام شد که ما هم دیگر تقریباً منجمد شده بودیم به زور دست و پایمان تکان میخورد نفهمیدم چطوری آمدیم.@ بعد هم من هم سرما خورده بودم بدنم هم ضعیف همین طور دیگر پایهایم هم سِر شده بود از شدت سرما گفتم خدایا کجا بروم بعد رفتیم یک قهوهخانه پیدا کردیم گفتیم برویم بنشینیم آنجا چایی بخوریم که هم آتش بود آنجا هم چای بود.@ اول که خودم را رفتم انداختم روی آن اجاقی که داشتند بنده خدا فکر میکرد از سیبری من آمدم میگفت از کجا آمده این جنگلی کفشهایم را درآوردم جورابهایم را درآوردم بدنم را چسباندم به آن یک ذره گرم شدم که تعادلم حفظ شود بعد آمدم نشستم یک چایی خلاصه برای ما آوردند بعد دیدم این قهوهچی چقدر صفا دارد.@ این مثلا هر ده دقیقهای که ما نشسته بودیم یک دانه چایی بخورد می دیدم این ده بار اعلام صلوات کرد بعد تا میخواست یک چایی بگذارد میگفت یا حسین یا زهرا بعضیها اصلا تا اخر عمرشان دو بار هم از این حرفها نمیتواند بزند.@ این دارد چای میدهد یک دوری تو قهوهخانه دارد میزند میبینی که یا حسینش یا زهرایش آن صاحبی که آنجا نشسته پول ها را دارد میگیرد ریس قهوهخانه چند مرتبه آن یا حسین میکشد مردم صلوات میفرستند میبینی اینجا نور دارد یک فهوهخانه هست ولی عبادتگاه هم هست از آن یاد خدا میآید.@ ولی یک جاهایی میبینی مال سه هست مجالس علمی هم هست الان من خیلی از اساتید میبینیم سحنرانی خوبی میکنند زورش میآید یک اعلام صلوات کند حتی والسلام هم نمیگوید ما مستحب است با الحمدلله تمام کنیم این با الحمدلله هم زورش میآید تمام کند نمیتواند از او نمیآید بنده خدا باید بیاید این مهم است.@ پیرمردها پیرزنها در حرمها شما دقت کنید چقدر افراد هستند که مثلا اگر امثال ماها بخواهیم برویم در حرمهاحرمها را بگردانیم از حضور ما حرمها یخ میکند ولی آدمهای قدیمی و نورانی ببینید حرم را گرم نگه میدارند لذا میبینید شما همهاش دور ضریح اعلام صلوات هست و فریادها بالا میرود.@ صلوات بلند چیزی است که در روایت داریم هیچ کس جز خداوند نمیتواند ثوابش را حساب کند هیچ کس صلوات دسته جمعی مال آدمهایی هست که انگیزه دارند آدمهایی هست که تو وجودشان این نور هست و ساتع میشود به دیگران را هم گرم میکند دیگران را هم روشن میکند.@ پس آنجاکه ما کم میآوریم مال چیست مال این هست یاد به ما نمیرسد ذکر به ما نمیرسد(اَلنِسیانُ ظُلمَتٌ) هم تاریک میشوی در درونت هم فقر پیدا میکنی احساس میکنی خیلی کم آوردی تو زندگی علما هم ما دیدم علما هم که مثلا بزرگان میبینی یک مدتی مشغول درس و بحث هستند یک مدت میبینی ترمز را میشکند و یک مدتی را میپردازند به عبادت.@ مثلا ماه رمضان که میآید فشارهای درسی را کم میکنند بیشتر ذکر را زیاد میکنند در رجب یک مقدار بیشتر در شعبان یک مقدار بیشتر اینها لازم هست که بشود برای انسان(اَلذِکرُ جَلاءُ البَصائِر وَ نُورَ السَّرائِر) ذکر جلا جلا یعنی چی صیقل دادن جلا اصلا در فارسی هم خودمان اصلا استفاده میکنیم از این جلا یا جلادهنده میتوانیم.@ ذکر جلادهنده بصائر است بینش هاست اگر بینشی با یاد خدا همراه نباشد کور میشود اگر میخواهید اطلاعتتان را علمتان را برکت دهید و دقت بیشتری به آن بدهید همراه ذکر کنید حتی من به دانشجویان به طلبهها به دانشآموزان این توصیهای که هر دفعه کردیم که وقتی میخواهید برای امتحان درس بخوانید 67 مرتبه بگویید یا سلطان.@ مواظب باشید به محض اینکه شما میخواهید بگویید یا سلطان شروع کنید شیطان به شما حمله میکند یادتان باشد(أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ) حمله جلو چه بود یادتان هست حمله آینده بود در ذکر هم حمله از آینده شما دارید.@ تا میخواهی شروع کنی 67 مرتبه این تسبیح را بگیری دستت که مثلا با حضور قلب بگویی یا سلطان هان تا میخواهد یک دانشآموز یک دانشجو یک طلبه شروع کند یا سلطان بگوید شیطان حمله از جلو میکند میگوید وقت کم میآروی برای ترس خواندن ولش کن دو بار بگو ولش کن بعد آن وقت دیگر نمیتوانی.@ فکر میکنی به نفعت است که ذکر را رها کردی و درس خواندی بعد هم میخوانی ماشاالله خیلی حفظ میکنی بعد میروی سر جلسه هم یادت میرود به سلامتی آن وقت میزنی تو سر خودت یا مثلا موقع امتحان 18 مرتبه انسان یا حی بگویدکه از تکیه به خودش بیاید بیرون که خدا مطلب را زنده کند.@ وقتی این ذکر میآید ذهن واقعا باز میشود بصیرت و بینش باز میشود شما مثلا می خواهید جمع شوید یک جا فکر کنید تصمیمگیری میخواهی بکنی این چقدر مهم است میگویند اگر خواستید تصمیمگیری مهمی تو زندگیتان بکنید قبلش چه کار کنید قبلش یاد خدا بکنید.@ تصمیم که میخواهی بگیری در مورد یک مسأله برو حرم برو مسجد نشد تو مسجد محل زندگیتان خانه تان جایی که همیشه نماز میخوانی تو خانه تو اتاقتان آن جا وضو بگیر دو رکعت نماز بخوان خالصانه با خدا حرف بزن بعد میبینی وقتی میخواهی تصمیم بگیری تصمیت خیلی دقیق میشود.@ اما اگر یک مدت سرت شلوغ است فرصت نکردی با حضور قلب با خدا حرف بزنی یک کار جدی هم آمده مثلا یک خانه میخواهی بخری یک اتومبیل میخواهی بخری وبا یک خواستگار را میخواهی بدهی یک کار دیگری میخواهی انجام دهی هر چیز امتحان کنید این را یک دو رکعت نماز بخوانید یک صدقهای بپردازید تمرکز بگیرید.@ بعد میبینید که چقدر قشنگ فهمیدی خدا به تو رساند ذهنت باز میشود بصیرتت خوب میشود هم قبل از کار علمی هم در مورد تصمیمگیریهای زندگی ما از یاد خداوند استفاده کنیم هر وقت که یاد خدا میآید سراغمان میبینیم که ما تصمیم که قبلا داشتیم غلط بوده الان که یک مقدار با خدا انس گرفتیم میبینیم که شفافتر شد.@ خیلی چیزهایی که قبلا نمیدیدم تو این تصمیم حالا چیست خیلی از عیبها که نمیدیدم حالا دیگر میبینیم خیلی از محاسن راکه نمیدیدم حالا دیگر با این ذکر با یاد خدا دیگر حالا میبینیم(اَلذِکرَ الجَلاءُ البَصائِر وَ النُورُ السَّرائِر) نور سرائر هست سرائر یعنی درون شما باطن شما درونهای شما را روشن میکند.@ باز در تایید این فرمایش میفرماید که(اَلذِکرُ هِدایَتُ العُقُول وَ التَبصِرَتُ النُفُوس) ذکر باعث هدایت عقل میشود اگر یک جایی متحیر هستی نمیدانی چه تصمیمی بگیری مشکوک هستی ذکر بگویید یاد خدا باشید از خدا کمک بگیرید خدا همیشه پیش شما هست.@ بگو خدایا من چه کار کنم خدا راهنماییت میکند اگر ذکر حقیقی باشد انسان از تحیر در میآید برای همین هم خیلی خوب است مجالسی که افراد برای تصمیمگیری مشورت شوری نشستند دور همدیگر این مجالس با یاد خدا شروع شود در آن صلواتی فرستاده شود ذکری گفته شود ادبی در آن رعایت بشود اینها خیلی مؤثر هست.@ (اَلذِکرُ هِدایتُ العُقُول وَ تَبصِرَتُ النُفُوس) تبصره یعنی چی؟ یعنی همان بصیرت مایه بصیرت نفوس هست جان شما را بصیرت میدهد این جان شما را بصیرت میدهد یعنی چی؟ یعنی شما زحمت کار علمی کمتر میکشی ولی با ذکر خداوند به تو علم هم میدهد.@ بصیرت برایت ایجاد میکند در قلبت بصیرت ایجاد میکند به تو شناخت میدهد وقتی که ذکر میگویی به اطلاعات جدیدتر به شناخت جدیدتر میرسی بعد میبینی که حرفهایی میزنی که از تو کتابها در نیامده تو جایی هم مطالعه نکردی یا اگر هست تو مطالعه نکردی.@ اگر دیگران هم گفتند تو مطالعه نکردی و نشنیدی ولی خودت می توانی اینها را بگویی از درون خودت این حرفها چیه بیرون میآید(اَلذِکرُ یُؤنِسُ اللُب وَ یُنیرُ القُلب وَ یَستَنزِلُ الرَحمَه) ما ببینید چه وسیله خوبی داریم کمتر از آن استفاده میکنیم وسیله به این مهمی از آن خیلی کم استفاده میکنیم.@ میگوید که ذکر باعث میشود که خرد شما آرامش پیدا کند یک جا که تلاطم ذهنی داری گیجی عقلی انسان پیدا میکند تحیر پیدا میکند تحیر پیدا میکند این ذکر این یاد باعث میشود که انسان آرامش ذهنی پیدا کند و خردش بتواند در جولان خیلی زیادی که پیدا میکند بین حق وباطل بین انواع و اقسام تصمیمها میماند به یک سکونی برسیم.@ پس(یُونِسُ اللُب) خرد انسان را آرام میکند(وَ یُنیرُ القَلب) دل انسان را روشن میکند نورانی میکند(وَ یَستَنزِلَ الرَحمَه) رحمت را برای ما نازل میکند پس نتیجه چهارم این شد که شما هر وقت دچار اضطراب و تاریکی و شک و تردید شدید برای این که مطلب برایتان روشن شود بصیرت پیدا کنید نورانیت پیدا کنید ما به یاد خداوند تبارک و تعالی پناه میبریم.@ الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سید محمد و آله الطاهرین.@