جلسه 017 - یاد خدا
شماره جلسه
17
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
11
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ امشب اگر برسیم انشاءالله خدمت عزیزان بحث آثار ذکر را انشاالله قرار است شروع کنیم قبل از آن یک بحث انشاالله کوتاه و مقدماتی را عرض کنم و آن ذکر انسان هست انسان اگر ذکر بگوید ذکرش محفوف به دو ذکر هست یعنی ذکر انسان وسط قرار میگیرد.@ همیشه هر وقت شما ذکر میگویید هر ذکری چه ذکر خدا چه ذکر اهل بیت یا صلواتی بفرستید این محفوف به دو ذکر هست ذکر اول اذن و اجازهای هست که آنها به یاد خودشان به قلب ما میدهند که همان طور که امام صادق(ع) فرمود( لَیسَ الذِکر مِن مَراسِمِ اللِسان وَ مَناسِمِ الفِکر وَ لکِنَّهُ الاَوَّل مِنَ المَذکور وَ ثانٍ مِنَ الذاکِر).@ که ذکر یک مراسم زبانی و لسانی نیست و یک امری نیست که ما با فکرمان هم حتی بتوانیم آن را ایجادش کنیم بلکه ذکر(وَ لکِنَّهُ الاَوَّلٌ مِنَ المَذکور وَ ثانٍ مِنَ الذاکِر) اول از مذکور شروع میشود مذکور یعنی آنی که ما یادش میکنیم یعنی خداوند تبارک و تعالی و بعد ذاکر میتواند ذکر بگوید.@ لذا هیچ وقت انسان موفق به ذکر نمیشود مگر این که اول خداوند تبارک و تعالی این اذن را این روزی را این توفیق را به ما عنایت کرده است که ما ذکر بگوییم خود این شوق و ذوق و بهجت زیادی میآورد که هر وقت دیدی که زبانتان دارد ذکر میگوید بدانید که او شما را نگاه کرده و قلبتان به دل شما نگاه کرده.@ و بر مجموعه غفلتها باطلها خیالات اوهام غلبه کردهاید در دلتان تا دل شما متوجه خدا بشود این که انسان از بین هزاران مشغله اوهام و خیالاتی که او را محاصره کردهاند بتواند در بیاید و یاد خدا را بکند این نیست مگر به حول و توفیق الهی(لا حول و لا قوت الا بالله العلی العظیم).@ این حول و قوه و توان از ناحیه خداوند تبارک و تعالی است اگر هم بخواهی دقیقتر این را بفهمید این هست که شما خیلی وقتها میبینید چیزی فضای ذهنتان را اشغال کرده است و میخواهید از شرش خلاص شوید میخواهید تو دلتان نیاید میخواهید خیالتان مشغول به آن نشود ولی نمی توانید میخواهید بهش فکر نکنید میبینی نمیتوانی بهش فکر نکنی.@ از دستش نمیتوانی نحات پیدا کنی هر کاری میکنی که حواست را از این پرت کنی و دست از سرت بردارد میبینی نمیتوانی، نمیتوانی یعنی چی یعنی نمیتوانی خودت را از مجموعه فشارهایی که روی تو هست نجات دهی نمیتوانی خودت را یعنی همان ذهنت را در بیاوری ببری به سمت چیزی که میخواهی.@ عُرضه نداریم توان نداریم که بتوانیم نجات بدهیم خودمان را وقتی اراده میکنیم که این کار را بکنیم اراده کردیم تصمیم گرفتیم دوست نداریم از این فکری که الان سراغمان آمد متنفر هستیم ولی میبینید که نمیتوانید نجات پیدا کنید پس ببینید اراده هست تصمیم هست تنفر از فکری که الان ما را محاضره کرده هست.@ حتی چیزهای قشنگی که باید بهش فکر کنیم هست ولی میبینید که نمیتوانید بنابراین اگر یک موقعی شما موفق به ذکر میشوید ببینید چقدر خداوند تبارک و تعالی قدرت داده به شما توان داده به شما که بتوانید ذکر بگویید آن موقع که به یاد سحر هستید موفق به یاد حق تعالی هستید موفق به روضه خواندن هستید.@ موفق به صلوات هستید یعنی خیلی قدرت در شما ایجاد شده است تا شما بتوانید از همه اوهام و خیالات منفی یا غیر منفی حتی خیالات معمولی که آنها هم یک نوع هوس است در بیایید و بتوانید از بین همه جهنمی که غیر یاد خدا است در بیایید و بیایید توی بهشت ذکر و بهشت یاد خدا که بالاترین بهشت هست.@ پس این را باید خیلی قدر بدانیم که آن لحظاتی که مشغول به ذکر هستیم تشکر کنیم از خدا شاکر باشیم از این که الان دستش پشت ما است دستش تو دست ماست و خوشحال باشیم دارد ما را به این کار مشغول میکند و وادار میکند اگرکسی این را نبیند و کور باشد و فکر بکند عُرضه خودش است توان خودش است لیاقت خودش است.@ یک دفعه میبینی خدا رهایت میکند بعد میبیند ای بابا یک هفته که تو گذشته نه یک نماز با حضور قلب خواندی نه توانستی 5 دقیقه با خدا دوستانه حرف بزنی یاد همه چیز را کردی غیر از یاد خدا حتی رفتی توی حرم میبینی تو حرم تمرکز نداری یاد جهنم هستی.@ یاد امور خیالی و وهمی هستی خاطرات قیافهها آدمها نمیگذارند که تو تمرکز بگیری و از جهنم در بیایی با این که تو حرم هستی ولی آتش احاطهات کرده با اینکه تو هیاتی ولی میبینی گر گرفتی داری میسوزی خیلیها هستند این طوری هستند و با یک هالهای از آتش با یک هالهای از عذاب و جهنم میروند.@ توی حرمها میروند تو مجلس سید الشهدا میروند تو حسینهها میروند تو مراسم عزاداری و واقعا هم نمیتواند در بیایند یعنی همانطور با آتش میرود تو و با آتش بیشتری هم برمیگردد رفته که مثلا مسجد امام حسین رفته توی مسجد رفته توی حرم که آنجا خودش را پاک کند.@ رفته آنجا خودش را آرام کند رفته آن جا از شر خودش از شر افکارش از شر ذهنش و ذهنیاتش نحات پیدا کند بعد میبیند که بیشتر گر گرفت و با حال بد حال کسل حال جهنمی برمیگردد این برای این است که یک مقدماتی قبلا صورت گرفته است.@ یک تکبراتی یک عجبهایی یک بیخیالهایی یک غفلتهایی یک گناهانی وجود داشته که تو با این که میروی یک جایی که باید فکرت پاک باشد اصلا جای فکر خوب است تو نمیتوانی آن فکرهای خوب را انجام دهی با آب میروی و با آتش برمیگردی این اهمیت این که خدا دست ما را میگیرد.@ و امام صادق(ع) میفرماید که به عُرضه شما نیست این توفیق و لطف خداست محبت خداست به بندگانش که بندگانش را یاد میکند و از توی جهنم در میآورد ما بیشتر این را بفهمیم و قدر بدانیم بنابراین شما هر وقت که موفق به ذکر میشوید مدیونتر و بدهکارتر هستید.@ چرا چون از توی جهنم از توی افکار و خیالات زیادی که میتوانستی غرق آنها شوی و هر یخال و فکر و خاطره ای میتواند باطن انسان را بسازد درآورده و یک شستشوی خوب به تو داده که تو بتوانی یا خدا را بکنی ذکر خدا را بکنی و یاد بهشت و بالاتر از بهشت باشی.@ این مثل این است که انسان توی جهنم افتاده باشد دارد میسوزد هر فکری غیر از خدا این طوری هست بعد یک دفعه میبینی از تو جهنم یک نفر تو درآورد یک حجم زیادی آب خنک ریخت روی تو و همین که این آب خنک ریخت روی تو هم از آن حرارت نجات پیدا میکنی هم زخمها و آن جراحتهایی که این آتس درونت ایجاد کرده همه خوب میشود.@ لذا هیچ لطفی از ناحیه خداوند تبارک و تعالی هیچ نعمتی از ناحیه ی خداوند تبارک و تعالی برای ما بهتر از این که یاد او را بکنیم وجود ندارد یعنی خداوند هیچ کس را به نعمتی بزرگتر از یا خودش متنعم نکرده است.@ به هیچ کس شرافتی بالاتر از یاد خودش انس با خودش خلوت با خودش توجه به خودش نداده است به هیچ کس ممکن است شما خیلی اگر لطف در حق انسان شد اینکه انسان را به یک کار خیری وادار کند به ثواب به بهشت مشغول کند.@ اما این که خداوند یک انسان را به خودش مشغول کند یعنی بنشینیم دو تایی با هم گپ بزنیم با هم خلوت کنیم این دیگر اوج مهربانی خدا است اوج الطاف الهی هست که به یک نفر اذن بدهند خلوت برایشان فراهم کنند ذهنش را باز کنند.@ شما وقتی تو یک خلوت قرار میگیری ذهنت هزار جا میرود میروی یک تلفن بزنی به کسی میتوانی خدایی نکرده گناه کنی تو آن خلوت خودت میتوانی بروی بخوابی ذهنت جای دیگر برود میتوانی بروی اینترنت بازی کنی تو خلوت خودت پا شوی بروی ماهواره پاشی بروی یک چیز دیگر یک کار دیگر ولی آن تو خلوت به تو میگوید بلند بشو بیا با من حرف بزن.@ اگر مونسی میخواهی اگر میخواهی خنک شوی اگر میخواهی استراحت کنی اگر میخواهی شاد شوی اگر میخواهی لذت ببری بیا با من لذت ببر(بی فَفرَح) بی ففرح یعنی چی یعنی با من شاد باش(وَ بِذِکری فَتَلَّذَذ) از یاد من لذت ببر این که یک نفر تو خلوتهایش این هوسها را بکند.@ یا وقتی تو شلوغی است قرار است برود تو یک خلوتی قرار بگیرد الان میخواهد برود دوساعت سه ساعت تو اتاقش تو خانهاش جای دیگر خلوت باشد تو اتومبیلش بنشیند یک مسیری را تنهایی طی کند برود تو این خلوتها این بیاید تو دلش که تو الان با من حرف بزن این آنجا لطف الهی است که دست تو را میگیرد میگوید تو به جای اینکه ذهنت هر جای دیگر برود بیا با خودم سخن بگو.@ ما دیگر از این انعام بالاتر نداریم که یک نفر تو مسیری که دارد میرود تو جهنم دنیا بتواند ساعت ها و دقایقی را از تو این جهنم در بیاید و برود همنشین خدا بشود نه برود تو بهشت این که برود کجا برود همنشین خدا شود شرافت یک انسان به این هست که چند بار تو طول روز چند بار در هفته چند بار در شبانه روز میتواند از تو این هم در بیاید برود پیش خدا بنشیند.@ و بعد این همنشینی آن قدر ادامه پیدا میکند که شخص دیگر اصلا بر نمیگردد به جهنم یعنی همین در روایت داریم دوستان خدا در روز قیامت در بهشت هم پیدایشان نمیکنند چه برسد به جهنم نه تو جهنم پیدایشان میکنند نه تو بهشت هیچ جا نیستند بعد از همه حساب و کتابهای یک دفعه سر و کله اینها پیدا میشود.@ چون تو دنیا اینها این طور بودند تو دنیا اینها در محافل گناه که نبودند تو خلوتهایشان که معصیت نمیکردند گناه نمیکردند فکر گناه سرشان نمیزد تو خلوتهایشان فقط یاد خدا بودند بعد هم تو کلی کارها کارهای فقط بهشتی نمیکردند بلکه خیلی وقتها به مافوق بهشت یعنی حق تعالی میپرداختند.@ لذا اینها تو دنیا این طوری بودند میبینید که آنجا بعد از همه حسابها و کتابها اینها سر و کلهشان پیدا میشود میگویند کجا بدید میگویند(فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِر)ٍ ما در نشیمنگاه و جایگاه صدق خیلی مهم است این صدق نزد پادشاه مقتدر بودیم یعنی پادشاه قیامت(مالِكِ يَوْمِ الدِّين)ِ ما را کنار کشیده بود.@ حساب کتاب دست خودش است دیگر گفته بود شما اصلا نمیخواهید تو آن صحنه بروید همین گوشه پیش خودم باشید همین جا پیش خودم باشید این فوقالعاده مهم است حالا شما هر کدامتان میخواهید خودتان را ارزیابی کنید ببینید که چقدر خدا میآید سراغتان صدایتان میکند.@ میگوید بلند شوید برویم این خیلی مهم است بالاخره خودش گفته که من صدا میکنم بندگانم را خصوصی به آنها میگویم امام صادق هم که تصریح کرده ببینیم ما در طول کارهایمان در طول شبانه روز چند بار خدا میآید صدا میکند و جالب این جاست خدا برای همه هم میآید ولی خیلیها جواب خدا را نمیدهند.@ تو خلوتها خدا میآید سراغشان اما اجابت نمیکنند خدا را یعنی به آنها میگوید بیایید بنشینیم با هم حرف بزنیم ما به خدا میگوییم نه حالت را نداریم حوصلهات را نداریم جهنمی باشد گناهی باشد معصیتی باشد کثرتی باشد چرا حوصلهاش را داریم اما تو را نه حوصله نداریم آن وقت قیامت خدا میدانید چه میگوید.@ میگوید یادت است فلان روز آمدم سراغت یادت است فلان ساعت چون قیامت میدانید که حضرت فرمود ساعت به ساعت محاکمه میکنند یعنی مثلا امروز 19/11/85 میگوید یک صبح تا دو صبح کجا بودی چه کار میکردی 50 هزار سال این 60-70 سال را حساب میکنند.@ رسول خدا فرمود مرحوم ابن فهد حلی در عدۀ الداعی میگوید 24 ساعت ساعت به ساعت حساب میکند آن وقت چقدر از ساعتها خدا روز قیامت به ما میگوید یادت است من آمدم پیشت تحویل نگرفتی یادت است آمدم با تو حرف بزنم رویت را برگردانید یادت است چقدر وقت خلوت داشتی من میخواستم با هم بنشینیم انس بگیریم تو از من فرار کردی.@ به چیزهای دیگر پناه بردی از این یادت است یادت است خدا خیلی به ما خواهد گفت و ما هم شرمنده و شرمنده و شرمنده که چه کسی آمد سراغ ما، ما را صدا کرد بیدارمان کرد گفت پاشو با هم گپی بزنیم و ما به او جواب رد دادیم ولی در نقطه مقابل چه آدمهای پستی چه آدمهای کثیفی چه معصیتیهایی آمدند به سراغ ما چقدر شیطان آمد ما را صدا زد.@ ما با اشتیاق رفتیم تو آغوشش قرار گرفتیم و خودمان را مشغول به شیطان کردیم با مستی در دعای مناجات شعبانیه داریم(اَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَتِ التَباعُد مِنک) من تمام جوانیم را ای خدا در مستی دوری از تو طی کردم.@ مستی غفلت از تو یعنی نه تنها غافل بودم از تو بلکه تو این غفلت لذت بردم از این که از تو غافل هستم از این که به تو توجهی نمیکنم و از اینکه دز این خلوتها معصیت میکنم تو محضر تو خدایا من جوانیم را این طوری تلف کردم(اَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَتِ التَباعُدِ مِنک) مستی دوری از تو.@ خوش بحال کسی که هنوز عمرش پایان نرسیده بفهمد چه غلطهایی کرده و چطوری از خدا فرار کرده یک عمر و برود آشتی کند برود جبران کند این ذکر اول یعنی خداوند اول یاد میکند ما را و ما هم حالا بسته به شرافت و قیمتمان جوابش را میدهیم یا جوابش را نمیدهیم امام حسین هم همین طوری است امام حسین هم روز عاشورا حوادث عاشورا اول سراغ همه رفت او اول سراغ همه رفت.@ اکثرا امام حسین را اجابت نکردند اقلی به امام حسین گفتند باشد ما هستیم امام حسین کجا میخواست صدایشان کند کجا میخواست ببردشان میخواست ببرد تو مقام خودش دیگر میخواست ببرد تا بینهایت پیش خودش باشند در مقام خودش.@ ولی از میان آن دهها و صدها هزار نفر یکه امام حسین را دیدند از مدینه حرکت کرد تو این شش ماه فقط همین 70 نفر هفتاد و خرده ای نفر حضرت را اجابت کردند بقیه نخواستند بروند آن جا و نکته پایان توی این مقدمه این که امام زمان هم سراغ همه ما میآید.@ در خانه همه ما میآید همه ما را صدا میکند به همه ما میگوید هل من ناصرا ینصرنی این را به همه ما میگوید ولی خیلی آدمهای کمی به امام زمان میگویند لبیک ما میآییم زمان جنگ چهارده معصوم در خانه همه رفتند که پا شوید بیایید جبهه همه نرفتند.@ یادم هست یکی از رفقا با زیر شلواری آمده بود جبهه گفتیم چرا این طوری آمدی گفت صبح رفتم در خانه یک تافتونی بگیرم دیدم تافتونی بچهها یک بوق زدند سوارم کردند آمدیم یعنی اینقدر آماده دم نانوایی رفته نان بگیرد با زیر شلورای رفته سر کوچه وایساده گفت آقا بدو امشب عملیات است برویم خدا حافظ.@ این قدر آماده رفته بودم لبنان تو خط خانه یکی از این شهدای استشهادی عملیات استشهادی مادرش برایم صحبت میکرد آمد و پسر این قدر آماده برای اینکه ما نگران نشویم و چیز نشویم با زیر شلواری یک جفت دمپایی انداخت نوک پایش و رفت سوار ماشین شد و با ماشین رفت تو مقر اسرائیلیها بعضیها خیلی آماده هستند.@ تا خدا چشمک را میزند رفتند اصلا یک عمر انتظار میکشند تا آن چشمک به آنها زده شود(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً) یکی از مومنین مردانی هستند که(صَدَقُوا عاهَدُوا الله عَلَیه) راست گفتند تو آن عهدی که با خدا بستند.@ ( فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ) بعضیهایشان دورانشان عهدشان تمام شد وفا کردند(وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ) بعضیهایشان هستند همین طوری منتظر هستند تا نوبتشان بشود بیصبرانه منتظر آن چشمک هستند(وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً)دیگر آن عهدی که بستند بتیدل نکردند با چیز دیگری دیگر نفروختند خودشان را این وسط خیلیها هستند خوب میآیند جلو خوب حرکت میکنند.@ اما عُرضه ادامه راه را ندارند وسط راه چشمکهای دیگر آنها را میبرد جای دیگر سراغ کار دیگر مستیهای مختلف میآید سراغشان مستی جوانی مستی پول بعضیها تا پولدار میشوند تمام میکنند ارتباطشان را قطع میکنند.@ مستی ثروت مستی علم مستی مدرک تحصیلی مستی آقا شدن و استاد شدن و مستیهای دیگر وقتی به سراغشان میآید ول میکنند میروند سوره بقره آیه 152(فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُون) ِمن را یا کنید تا یادتان کنم.@

این یاد دوم هست یعنی او یادتان میکند تو یادش میکنی او دوباره یا تو میکند یعنی صدایت میکند این یاد است اگر بلند شدید دنبالش راه افتادید دیگر تحویل میگیرد یادت میکند صدایت میکند بلند شو برویم بلند شو بیا اما تو نمیروی تو به او میگویی من کار دارم.@ الان موقع نماز یاد نمیکند ما را حی حی مؤذن که اذان میگوید اذن خداست دیگر یک دفعه همه را صدا میکند پا شوید بروید پیش من همه را صدا میکند با هم حی حی حی علی الصلاۀ بدوید بیایید دو بار حی علی الفلاح بیایید برای خوشبختی بیایید برای رستگاری صدا میکند.@ حی علی خیرالعمل بیایید بهترین کار این است بهترین کار یا من است بهترین کار با من بودن است بهترین کار خلوت با من است قد قامت الصلاۀ اقامه شد بلند شوید بیایید اما ما به کار دیگری مشغول هستیم اجابتی نمیکنیم.@ این تو نمازها همیشه همین غیر نمازها هم خصوصی صدها بار خدا میآید سراغ ما اما اگر گفتی چشم میآیم دویدی آمدی سر نماز ایستادی یاد دوم خدا شروع میشود امام صادق(ع) فرمود: (قالَ الله تَعالی) خیلی جالب است که ما یک تعداد روایت داریم که معصوم مستقیم از خود خدا تعریف میکند.@ خدمت امام صادق (ع) بودم گفتند پدر شما به قدری بزرگ بود که وقتی میگفت قال رسول الله هیچ کس شک نمیکرد با وجود این که خودش پیامبر را ندیده بود با این فاصله وقتی میگفت قال رسول الله همه یقین میکردند که قال رسول الله امام صادق شنید بعد فرمود قال الله تبارک و تعالی یعنی من مستقیم از خود خدا نقل میکنم.@ چون ائمه هم مثل پیامبر همه شان صاحب وحی بودند دیگر شریعت نداشتند ولی همه به آنها وحی میشد با خدا مستقیم حرف میزدند حالا امام صادق در مقام ببین پیرو چه امامی هستید(قالَ الله اِبنَ آدم) ای فرزند آدم(اَذکُرنی فی نَفسِک اَذکُرُکَ فی نَفسی) تو را درون خودت در نفس خودت مرا یاد کن من هم در درون خودم تو را یاد میکنم.@ میفهمیم یعنی چی من که گوینده هستم نمیفهمم وقتی خدا میگوید من در درونم شما را یاد میکنم یعنی چی(اِبنَ آدَم اُذکُرنی فِی الخَلأ اَذکُرُکَ فی الخَلأ) فرزند آدم من را در خلوت یاد کن من هم در خلوت خودم یاد میکنم از تو یاد تو هستم.@ (اِبنِ آدَم اُذکُرنی فی مَلأ اَذکُرُکُ فی مَلأٍ خَیرٍ مِن مَلَئِک) من را در جمع یاد کن تا من در جمعی بهتر از جمع تو تو را یاد کنم تو من را بین بندگان خدا یاد میکنی من تو را بین انبیا و اولیا و فرشتهها و کروبین و علیین و مقربین درگاهت یادت میکنم.@ ما میفهمیم این یعنی چی کدامشان نعوذبالله دروغ گفتهاند امام صادق یا خدا که میگوید اگر من را یاد کنید من شما را در شرایطی بسیار بهتر یاد خواهم کرد یاد خدا میدانید چیست یاد دوم غیر از یاد اول است یادتان هست در مورد هدایت گفتم که هدایت خدا یک هدایت اولیه است که همه انسانها شاملش میشود.@ بعد منتظر میایستد خدا ببیند بنده چه کار میکند با این هدایت اگر بنده گفت لبیک هدایت دوم خدا ویژه هست هدایت اول خدا با رحمت رحمانیه است اما هدایت دوم خدا هدایت رحمیه است با رحمت رحیمیه است ویژه تحویل میگیرد ذکر خدا هم همین طور است یادت میکند اگر عرضه داشتی از این یاد استفاده کردی بعد چه کار میکند ویژه یادت میکند.@

این کار خدا است یاد خدا این کار را با آدم میکند که انسان را از بلا و رنجها و غمها نجات میدهد چون خدا نگاهت میکند می بیند تو افتادی تو جهنم دیگر ولی تو آن جهنم عُرضه داشتی خدا را صدا کنی الان میخواندیم توی این عزیزمان دعای کمیل خواندند برایمان تسمع میشنوی.@ دعای کمیل است (صَوتَ عَبدٍ مُسلِمٍ سُجِنَ) صدای بنده مسلمی که حبس شده در جهنم بخاطر مخالفتی که با تو کرده ولی بالاخره عُرضه دارد تو همان جهنم هم تو را صدا میکند همان جا هم میگوید یا رب پروردگارا خدای من.@ حالا اگر تو جهنم دنیا یادمان کرد ما عُرضه داشتیم تو این جهنم خدا را یاد کنیم و صدا بزنیم یاد خدا این است که میبینید تو تو چه حالی هستی کمکت میکند قدرت بهت میدهد حالا چه کار میکند را یواش یواش از امشب میخوانیم.@ این از امام زین العابدین هست که فکر میکنم در مناجات الذاکرین هست در مناجات خمس عشر الهی چقدر قشنگ است این الهی(الهی اَنتَ قُلتَ وَ قَولُکَ الحَقّ) تو گفتی و گفته تو حق است(فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ) یادم کنید تا یادتان کنم.@ (فَاَمَرتَنا بِالذِکرِک) تو امر کردی ما را که به یاد تو باشیم(وَ وَعَدتَنا عَلَیه اَن تَذکُرَنا تَشریفاً وَ تَفخیماً وَ اِعضاماً عَجَب)خدایا تو دستور دادی که ما یادت کنیم ولی وعده کردی که اگر ما یادت کنیم تو هم ما را یاد میکنی اما یاد تو تشریف ما است بزرگداشت ما است تفخیم ما است.@ یعنی خیلی یک بنده باید ویژه و عزیز باشد پیش خدا تا خدا یادش کند یاد دوم را دارم میگویم یعنی آدمهای با ارزش و خاص و قیمتی ویژه اشراف هستند که وقتی یاد اول خدا میآید سراغشان میدوند میروند و معطل نمیکنند وفادار هستند مشتاق هستند.@ اما اگر یاد دوم خدا بیاید تشریفا خیلی حرف است آقا(تَشریفاً لَنا وَ تَفخیماً وَ اِعظاماً) تو بخاطر شتریف و تفخیم و اعظام بزرگ کردن ما از ما یاد میکنی ما با این یاد تو به شرافت میرسیم خیلی بزرگ میشویم و عظمت پیدا میکنیم بعد میگوید(وَ ها نَحنُ ذاکِروک) خدایا حالا ببین که ما داریم تو را یاد میکنیم.@ خدایا ببین تو این شب جمع فرستادی دنبال ما ما آمدیم حرم رفتیم ذکر گفتیم برای دعای کمیل دعوتمان کردی آمدیم برای زیارت عاشورا دعوت کردی آمدیم برای ذکر دعوت کردی آمدیم خدایا تو ببین که دعوت کردی ما آمدیم ببین خدایا ما دنبال کار دیگری نرفتیم دنبال مشغله دیگری نرفتیم خداوند(وَ ها نَحنُ الذاکِروک) ببین که ما داریم یادت میکنیم.@ (کَما اَمَرتَنا) آن چیزی که تو امر کردی ما داریم یادت میکنیم غیر از این است خوش بحال شما عزیزان که ماهی یک شب را میآیید تا صبح به یاد خدا میگذرانید این خیلی بزرگ است عزیزان به خدا به خودش قسم خیلی بزرگ است یک نفر بیاید یک شب جمعه آن هم عزیزترین شب هفته بیاید.@ و خودش را از همه یادها علاقهها دل بستگیها کارها و مشاغل و خیالها و اوهام ببرد از ضرورتهایی که شیطان دائما برایش ایجاد میکند برد بعد بیاید بگوید خدایا من آمدم در این شب جمعه یاد تو باشم با تو باشم(فَاَنجِز لَنا ما وَعَدتَنا) پس به قولت عمل کن خدایا آن چه که به ما وعده کردی عمل کن و ما را پیش خودت یاد کن.@ این پیش خودت یاد کن یعنی به داد ما برسد خدایا بعد میگوید(یا ذاکِرَ الذاکرین) ای کسی که به یاد ذاکرین هستی تو ذاکر ذاکرین هستی(ذاکِرَ الذاکرین) خیلی حرف در آن هست تو به یاد ذاکرین هستی خب حالا با این مقدمهای که عرض کردم میرویم سراغ آثار و ثمرات ذکر.@ اولین اثر ذکر اولین اثر ذکر آبادانی و اصلاح قلب انسان است ببینید شما باید در دنیا قلب سالم داشته باشید تا در آخرت قلب سالم داشته باشید(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) نه مال نه فرزند هیچ چیز بدرد شما نمیخورد اینها اتفاقاً مریضی هم میآورد.@ خیلی آدم عُرضه میخواهد که مالدار باشد مالش قلبش را خراب نکند فرزنددار باشد فرزندش برای قساوت قلب ضعف و وابستگی و غفلت از خدا نیاورد همسرش این بالا را سرش نیاورد این که قرآن میفرماید(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ) بعضی از همسران شما فرزندانش ما دشمن شما هستند.@ ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) آهای مؤمنین مواظب باشید مالهایتان و فرزندانتان شما را غافل از یاد خدا نکند(وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) هر کس این طوری باشد که خانوادهاش پولش شغلش تحصیلاتش علمش شهوتهای دیگر او را از یاد خدا غافل کند باخته.@ (فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) یعنی همه چیز را میبازد خسران است دیگر خسران است مواظب باشید غفلت نیایید حالا شما باید قلب سلیم داشته باشید در بین این ارتباطات دلتان سالم باشد این دل سالم چه کار میکند با انسان باعث میشود شما شرط یک مؤمن را که در قرآن آمده داشته باشید.@ یعنی هم همیشه شاد باشید هم آرامش داشته باشید این کاری هست که ذکر خدا با آدم میکند قلب سالم این کار را میکند و میفرماید(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) آنجا فقط کسی سود میبرد تو آخرت و مرگش باعث بدبختیش نیست.@ در دعای سه شنبه میخوانیم(اَللّهُمَّ اَصلِح لی دِینی فَإِنَّهُ عِصمَتُ اَمری وَ اَصلِح لی آخِرَتی فَإِنَّها دارُ مَقری) خدایا آخرت من را اصلاح کن چون آن جا دار و مقری خانه زندگی و استقرار من است من قرار است آنجا زندگی کنم اینجا که قرار نیست ما زندگی کنیم اینجا آمدیم بگذریم دار گذر است دار الممر آمدیم بگذریم مسافرخانه است استقرار ندارد.@ حالا میگوید قلب سلیم برای شما چی میآورد میگوید کسی سود میبرد از آخرت که قلب سلیم داشته باشد قلب سلیم چه کار میکند باعث میشد تو در بهشت در سلم باشی عذاب سراغمان نیاید(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً).@ یعنی آنجا اینها اهل سلم وسلامتی هستند چون اینجا اهل سلم و سلامتی هستند قلب ما اگر خراب باشد ضعیف باشی پژمرده باشیم زود رنج باشیم حساس باشیم عصبی باشیم بداخلاق باشیم حسود باشیم بدبین باشیم متکبر باشیم با چه چیزی باید خوبش کنیم دارویش چیست یاد خدا.@ کم است این اثر که یک نفر این قدر بیعرضه و بیلیاقت و غافل باشد که از یک همچین معجونی از یک همچین دارویی و از یک همچین غذایی غفلت کند شما میبیند ائمه(ع) وقتی غذاها را تشریح میکنند برای شما بعضی از غذاها را میگویند که اصلا مواظب باشید غفلت نکنید از اینها یعنی حواستان باشد در طول عمرتان از این غذاها غفلت نکنید.@ بعضی از میوهها را توصیه میکنند بعضی از غذاها را توصیه میکنند میگویند غفلت نکنید(عَلَیکَ بِحَبَّتِ السَودا) میگوید این باید جزء غذایتان باشد با شما باشد این در تغذیهتان باشد سیاهدانه عسل بعضی از غذاها را میگویند باید باشد نباید از این غفلت کنید تو بحث معنوی این است که تو مواظب باش یاد خدا را از دست ندهی.@ چون این اصل است دقت کنید جالب این جاست که علی(ع) توی وصیتش به امام حسن این را میگوید وصیت میدانید یعنی چی وصیت یعنی یک آدم خیلی بزرگ مثل امیرالمؤمنین که فرمود خداوند هیچ آیهای بزرگتر از من ندارد فرمود(اَنَا آیَتُ اللهِ العُظمی) من عظیمترین آیه خدا هستم.@ عظمی عظیم نیست عظیمترین است این آدم میخواهد به بلندای ابدیت عشق به فرزندش دارد محبت به فرزندش دارد میخواهد وصیت کند چطوری با او حرف میزند دقیقترین حرفهایی که برای یک آدم تا ابدیت مورد نیازش هست به او میگوید(اُوصیکَ بِالتَقوَی الله) تو را سفارش میکنم به تقوی الهی.@ (یا بُنَیَ) پسر عزیزم به شما هم میگوید به همه ما دارد میگوید(وَ لُزومَ اَمرِه) این که التزام به امور الهی داشته باشید کارهای خدا را دست کم نگیرید شوخی نگیرید اوامر خدا را شوخی نگیرید سهلانگاری در دستورات خدا نکنید.@ در وظایفی که داری سهلانگاری نکنید(وَ اِمارَتِ قَلبِکَ بِالذِکرِه) و توصیه میکنم تو را وصیت میکنم تو را که قلبت را به یاد او امارت دهی امارت یعنی چی آبادانی ساختن قلبت به یاد او اصلا این ساختن است هر اثری که شما بخواهی تو این ذکر هست همه چی میآورد با خودش اما یک شرط دارد.@ جلسات قبل گفتم برایتان جواب های خوبی هست که رو فطرت بنشیند حضور قلب باشد این ها درست است اما نه یک چیز مهمتر از اینها معرفت باشد این هم خیلی عالی است این جواب استمرار یادتان باشد چند جلسه راجع به این صحبت کردیم باید دلسرد نشوید استمرار داشته باشد این یاد کوتاه نیایید کم نیاورید نبرید.@ یاد خدا مثل حرکت یک دست با باد بزن هست روی زغال شما وقتی که یکبار این کار را بکنی میگیرد این باشد اما اگر رهایش کنی دوباره خاموش میشود هی باید ببری بیاوری تا یواش یواش این زغال بگیرد اول سطح زغال میگیرد بعد که خیلی خیلی سوخت مغز پخت میشود.@ یعنی یک تکه شد نور قشنگ که نگاه کنی به زغال میبینی دیگر هیچ نقطه سیاهی در آن نیست آن درونش هم تمامش شعله شد ولی این استمرا دارد انسان بخواهد شعله شود یک تکه نورانی شود زحمت باید بکشد هی باید این یاد را ببری و بیاوری تو قلبت تا بگیرد شل نشوی.@ نگوما مثلا چند وقت این کار را کردیم هیچ طوری نشد چرا شد ولی رهایش کردیم خاموش شد آتش زیر خاکستر شد خاکستر روش نشست دوباره شروع کنید خاکسترها را کنار بزنید برای همین علی(ع) می فرماید هر وقت یک کاری را میخواهید شروع کنید حداقل یکسال استمرار داشته باشید کم کمش هر کاری اگر بخواهی بگیرد میخواهی خطاطی کنی.@ میخواهی کامپیوتر کار کنی میخواهی تایپ کار کنی میخواهی رانندگی کار کنی هر رشته ای هر فنی میخواهی کار کنی درس میخواهی کار کنی یک کار علمی میخواهی بکنی یک کار معنوی میخواهی شروع کنی یک جلسهای یک کلاسی میخواهی بروی یک سیر مطالعاتی میخواهی شروع کنی حضرت میفرماید حداقل یکسال استمرار داشته باشید.@ لازم است تا وجود انسان بگیرد بنابراین نباید انسان دلسرد شود و شیطان بیاید بگوید چه اثری داشت بخصوص که امکان دارد انسان تو وسطهای ذکر و حال و اینها مرتکب خطا و لغزش هم شود و شیطان میآید میگوید بیا اگرقرار بود اثر گذارد تو که الان گناه نمیکردی این هم یک همچین گناهی شما باید ادامه دهی.@ بگو فضولی موقوف به تو هیچ ربطی ندارد که گناه کردم چشمت کور ادامه میدهم اما اگر بهت گفت تو آدم بیآبرویی هستی آدم بیارزشی هستی نگاه کن بعد از این همه مدت بریدی نگاه کن این همه حالا آلوده شدی قبول کردی آن موقع بنده شیطان هستی حرف شیطان را گوش کردی.@ فرمایش بعدی(مَن اَمَرَ قَلبَهُ بِالدَوامِ الذِکر حَسُنَت اَفعالُهُ فِی السِّرِ وَ الجَهر) هر کس آباد بکند قلب خود را دل خودش را اما به ذکر نه(بِالدَوامِ الذِکر) آبادانی با دوام ذکر یک روزه که ساختمان نمیسازند باید بناها بیایند کار کند تا یک ساختمان ساخته شود.@ اگر قلبت را می خواهی پاک شود سالم باشد از مریض های نجات پیدا کند از حسادت در بیاید از کینهتوزی در بیاید از شهوتها نجات پیدا کند از حسادتها از زودرنجیها از حساسیتها نجات پیدا کند قلبت سالم شود دوام الذکر اهل مدوامت باشید یعنی قطع نکنید.@ الان اکثر عزیزان خواهران برادران شروع کردند یک کارهایی ماهی یک شب را گذاشتند برای احیا این نگذار از دستت برود ماه بعد کوتاهی نکن هر طوری هست کارهایت را تعطیل کن فرداش هم که جمعه است کوتاهی نکن ادامه بده این را تا یواش یواش آثار این شب بیدار ماندن ماهی یک بار به یک خیرات و برکاتی میرسد.@ یک درهایی رویت باز میکند مشکلات زیادی را از تو حل میکند ولی انتظار نداشته باش دو جلسه 5 جلسه بیایی یک اتفاقات خاصی بیفتد نه استمرار بده به این قضیه به نفست این را تحمیل بکن این ریاضت را بکش بعد میبینی که بعدش به یک قدرتهایی رسیدی وقتی بتوانی این ریاضتها را به خودت تحمیل کنی.@ اگر کسی دلش را با دوام یاد خدا آباد بکند چه اتفاقی میافتد(حَسُنَت اَفعالُهُ فِی السِّر وَ الجَهر) تمام کارهایش در خفا و آشکار قشنگ میشود باطنش قشنگ میشود ظاهرش هم خوب میشود همه کارهایش خوب میشود در نهان و آشکار کردارش کردار خوبی میشود.@ این طور نیست که تو خلوت یک جانور باشد یک آدم وحشی بیادب توی جمع یک آدم متین موقر و مؤدب باشد نه خلوت و جلوتش یکی است تو خلوت هم آدم خوبی است تو جلوت هم آدم خوبی است همیشه خوب میشود چرا چون این یاد همیشه با او هست دیگر عامل صلاح قلب با او هست.@ تو خلوتها با او هست تو جلوتها با او هست آن باد بزن دارد میخورد به او همین طور دارد به زغال وجودش میخورد لذا سؤال نکنید عزیزان میگویند که حالا ما استاد اخلاق از کجا گیر بیاوریم کلاس خودسازی از کجا گیر بیاوریم دارد به تو میگوید دیگر میگوید اگر تو دوام ذکر داشته باشی اما ذکر با همان شرایطی که قبلا گفتم.@ عزیزانی که جلسه اول دومشان هست بد برداشت نکنند با آن مقدماتی که پارسال و امسال گفتیم که باید همین شرایطی که عزیزان یادشان بود حضور قلب و معرفت داشته باشند حضور قلب داشته باشند همان بحثهایی که ده شب ماه مبارک بحث ذکر گفتیم با آن شرایطی که آنجا گفتیم با آن معرفت انسان ذکر بگوید و استمرار داشته باشد این ذکر.@ استاد اخلاق است دیگر میسازد تضمین کرده میسازد هم در قرآن تضمین کرده هم در فرمایش تضمین کرده خودش میشود اخلاق برای شما خودش میشود سازنده برای شما شما فکر میکنید تو جبهه چطور میشد یک نفر مثلا پا میشد میرفت جبهه یک دفعه یک شبه آن مامانت را طی میکرد.@ استاد اخلاق بود آنجا کسی نصیحت میکرد کسی حرف میزد کسی نبود آنجا ولی ذکر قوی آنجا وجود داشت یاد قوی وجود داشت آن یاد و ذکر قوی یک آن وجود را نورانی میکرد به قول امام هر صد ساله را یک شبه طی میکرد.@ روایت بعدی باز از امیرالمؤمنین(ع) هست اینها عزیزان دقت کنید بنده لااقل به شما بگویم 25 سال زحمت کشیدهام حداقل 25 سال این فرمولهایی که ما الان داریم میخوانیم خیلی خون دل خورده شده که الان در اختیار شماست خوب دقت کنید.@ میفرماید(اَصلُ صَلاحِ القَلب اِشتِغالُهُ بِذِکرِ الله) حالا کدهایش را بدهم به شما ببین چقدر جالب است رمزها را بگویم شما میآیید تو جلسه احیا مینشینید چیزهایی را یاد میگیرید نزد فلان استاد میروید از اولیا الله هست مینشیند تو محضرش برایتان حرف میزند کتابهای فلان عالم و فلان علامه و فلان ولی خدا را دائما میخوانید.@ اما بعد از یک مدت میگویی آقا من همه کتابهای علامه را هم خواندم ولی تکانی که باید بخورم محضر فلان عالم هم رفتم یکی ا زبزرگان میگفت اکثر شاگردان ملا قلی همدانی فاسق از کار درآمدند چی کم داشت اگر میآیی کلاس درس سیر به تو میدهند استاد میروی میبینی حرم میروی هر جا میروی اصل را باید با خودت ببری.@ (اَصلُ صَلاحِ القَلب اِشتِغالُهُ بِذِکرِ الله) باید در کنار همه اینها آن خلوت چیست باشد آن جلسه خصوصی تو با خدا باشد اگر بخواهی جلسه خصوصی را نداشته باشی آن خلوت را نداشته باشی شما کلاس میروی کلاس چیست وقتی میروی کلاس استاد حرف میزند یاد خدا است.@ ولی باید بعدش اجابت کنی آن خلوت باشد و تو نمیکنی اشتغال نمی دهی قلبت را بذکر الله یعنی اینطور نیست اگر دو تا سه تا 5 تا شغل داری تو طول روز تو طول هفته یکی از شغلهایت هم این باشد که ساعتی را خلوتی را شبی را زمانی را برای خلوت با حق تعالی قرار دهی.@ وقتی اشتغال به ذکر نداری استاد اخلاق به تنهایی بهترین استاد اخلاق هم باشد کاری با تو نمیتواند بکند مگر شما استادتر از پیغمبر سراغ دارید کلامی مؤثرتر از کلام خدا سراغ دارید اینها کلام الله را میشنیدند از خدا دور میشدند.@ پای درس و سخنرانی امیرالمؤمنین مینشستند پای نصیحتها و مواعظ رسول خدا مینشستند ولی کار نمیکردند روی خودشان هیچ کاری نمیکردند با خودشان برای هر چیزی خلوت داشتند جز برای خدا با هر چیزی خلوت میکردند انس میگرفتند جز با خدا این اصل صلاح دست تو نیست میگوید اصل ابادانی قلب اصل سازندگی قلب اشتغال قلب به یاد خداست.@ ریشه پاکیهای قلب اصل یعنی ریشه دیگر ریشه همه پاکیها و صلاح قلب این است که تو مشغولش کنی به یاد خدا و این هم به شما بگویم هر چقدر معرفت انسان و حضور قلب انسان بیشتر باشد آن ذکر آثارش بیشتر است ما باید محضر علما را درک کنیم که معرفت پیدا کنیم روشهای حضور را پیدا کنیم بعد دیگر مشغول شدن به ذکر دیگر کار سختی نیست ولی باید این طی شود.@ الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.@