جلسه 007 - یاد خدا
شماره جلسه
7
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
7
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - یاد خدا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره یاد خداوند تبارک و تعالی بود این مقدار را عرض کردیم که قدر ما و آنچه که در شب قدر گیر ما میآید که ذخیره ما باشد برای همه ابدیتمان این هست که با خداوند تبارک و تعالی آشتی کنیم و امشب را شب پیوندمان با حق تعالی قرار دهیم شبی قرار دهیم که تصمیم بگیریم انشاء الله برای دوستی و پیوند با حق تعالی یک برنامه ویژه در زندگیمان بگذاریم.@ پیوند مثل پیوند عروسی، عقد، دو نفر با همدیگر عقد میکنند با همدیگر مَحرم میشوند زن و شوهر که میشوند یا حتی عقد اخوت، ما در غدیر خم مستحب است که برادران ایمانی با همدیگرعقد اخوت ببندند آنهای که با همدیگر نزدیک هستند سنخیت دارند عقد برادری بینشان برقرار شود.@ دو تا خانم هستند با هم عقد میبندند خواهر میشوند دو تا آقا هستند با هم عقد میبندند برادر میشوند صیغه برادری بینشان برقرار میشود در همین صیغه برادری هم که بین دو نفر برقرار میشود میگویی (أسقَطتُ عَنکَ جَمیعَ حُقُوقِ الأخُوَّۀِ ما خَلا الشَّفاعَۀَ وَ الدُّعاءَ وَ الزِّیارَۀ) وقتی دستهایتان در دستهای همدیگر هست که دارید با همدیگر برادر میشوید یا خواهر میشوید این عقد فقط بین دو تا خانم یا دو تا آقا است بین خانم و آقا ما عقد خواهر و برادری نداریم.@ اگر که دارید این پیوند را برقرار میکنید در آن لحظه‌ای که دستتان در دست هم هست آن نفری که عاقد هست آن نفری که میخواند با نفری که قبول میکند میگوید من همه حقوق برادری را از تو ساقط کردم توقعی از تو ندارم جز سه چیز، دعا، زیارت، شفاعتو.@ یعنی کسانی که عقد میکنند سه چیز برایشان واجب است یکی همدیگر را دعا کنند جزء واجبات میشوند باید همدیگر را دعا کنند یکی ملاقات هم بروند زیارت بکنند از همدیگر دور نباشند مثل دو تا برادری که از یک پدر و مادر هستند.@ گاهی وقتها دو تا برادر که از یک پدر و مادر هستند در اثر اختلاف اخلاق و عقیده و مسائل نفسانی از هم دور میافتند ولی در این عقد بر شما واجب میشود که یک برنامه ملاقاتی و زیارتی داشته باشید و شفاعت، ادامه خطبه این است که من وارد بهشت نمیشوم اگر قرار شد به بهشت بروم بدون تو وارد بهشت نمیشوم.@ در روابط زناشویی هم دو نفر که به عنوان زن و شوهر عقد میکنند می‌بینید که روابطشان به گونه‌ای هست که باید خیلی با هم باشند با هم زندگی کنند برنامهشان را میگذارند که با هم زندگی کنند یعنی پیوند داشته باشند خداوند هم زوج ما است و جفت بخش فوق عقلانی ما است یعنی همان کودک عزیز روان بخش انسانی ما.@ انسان پنج ازدواج دارد یک ازدواجش حس هست یک ازدواجش خیالش هست یک ازدواجش وهمش هست یک ازدواجش عقلش است یک ازدواج فوق عقلانی هم دارد برای هر کدام از قوا هم یک همسر و زوجی وجود دارد زوج انسان بخش انسانی انسان، زوج انسان خدا است.@ یعنی ما باید با خدا این ازدواج و پیوند را انجام دهیم برای همین هم بزرگترین شعار دین این است که (لا اله الا لله) یعنی هیچ دلبری هیچ معشوقی هیچ همسری جز خدا ندارید شما باید با خدا ازدواج کنید اگر میخواهی رستگار شوی در دنیا و آخرت همسرت باید خدا باشد.@ وقتی این پیوند برقرار میشود بین خدا و انسان، یعنی انسان تصمیم میگیرد، اینکه میگویم شما باید امشب را شب آشتیتان با خدا قرار دهید وقتی این پیوند برقرار میشود بین انسان و خدا آنوقت طبق این ارتباط و پیوند و ازدواجی که برقرار میشود مثل همان عقد اخوت یا عقد زناشویی لازم میشود که ساعتهای ارتباط و رفت و آمد با همدیگر مخصوص و ویژه باشد.@ یعنی انسان ساعتی را برای همسر خودش جفت خودش و معشوق خودش بگذارد از طرف خدا ساعت نامحدود برای ما گذاشته شده یعنی فرمود (أنا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی) من هر وقت بخواهید پیش شما هستم پس خدا محدودیت وقت ندارد هر وقت دلت بخواهد هست.@ دائماً در قرآن دعوتت کرده به یادش در شب و روز، خلوت و جلوت، یکسره میگوید با من باش ماه مبارک را هم برای همین خدا غُرق کرده که تو با او باشی به حیوانیت میگوید تو ول کن این بنده مرا، بنده مرا رها کن و حیوانیت را به زنجیر میکشد که تو فرصت کنی با معشوق و محبوب خودت خلوت کنی این رمز ماه مبارک است.@ در حج هم شما وقتی 24 چیز به شما حرام میشود 24 چیز به حیوانیتتان حرام میشود به طبیعتتتان حرام میشود بخش حیوانی کلاً خلع سلاح میشود رها میکند تا این بخش انسانی بتواند در آغوش معشوق خودش قرار بگیرد.@ برای همین اگر شما دقت کرده باشید وقتی میروید به فضاهایی که بخش حیوانیتان تعطیل میشود میبینید حال خلوت و عبادت بیشتری دارید مردم را نگاه کنید در ماه مبارک، حال عبادت، شبنشینی، شبهای احیا بیشتر دارند، چرا؟ چون فرصت کردند مقداری بخش حیوانی را تعطیلش کنند.@ حالا این باید بعد از ماه رمضان، این پیوند برقرار شود شب قدر شب پیوند ماست با وجود مقدس امام زمان، آشتی ماست با خداوند تبارک و تعالی، بنابراین این بعد از ماه مبارک باید این ساعتهایی را که ما اختصاص میدهیم به همسر خودمان، به زوج خودمان، به معشوق خودمان، باید این را حفظ کنیم و الا اصلا پیوندی برقرار نشده.@ حدیثی میخوانم برایتان از رسول خدا برای بحث دوام ذکر، معشوق ما خداوند تبارک و تعالی است و بینهایت است. حرکت ما به سمت ابدیت یک حرکت دائمی هست. مثل جنین در رحم مادر، گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ جنین در رحم مادر یک لحظه از هدفش یعنی تولد سالم غفلت ندارد همه حواسش به آن هست هر کار دیگری از قبیل استراحت از قبیل تغذیه، هر کاری هم میکند همهاش برای اندامسازی است و تولد، برای دنیا خودش را آماده میکند جنین هیچ برنامه مستقلی در رحم مادر جز شدن ندارد.@ آدم وقتی میخواهد آدم متولد شود به صورت حیوان روز قیامت محشور نشود. چون فرمود از امت من یعنی از مسلمانها ده گروه به صورت حیوان محشور میشوند یعنی هم اهل نماز هستند هم اهل حج هستند هم اهل روزه هستند همه چیز هست ولی آخر باطن انسانی بدست نمیآورند به صورت حیوان محشور میشوند ما نباید اینطوری محشور شویم این خیلی بد است.@ ما دیر یا زود به آنجا متولد میشویم لحظه ملاقات ما با خدا لحظه بسیار نعیینکننده و حساسی است با او، با پدرمان امیرالمومنین، با مادرمان فاطمه زهرا میخواهیم روبرو شویم ببین چقدر زشت است ما را با باطن حیوانی آنجا ببیند خیلی بد است ما آنطوری آنجا متولد شویم.@ بنابراین ما دائما باید به یاد مقصد باشیم به یاد تولد سالممان به حیات برزخی باشیم روی این حساب باید دائم ذکر خدا را بگوییم یاد معشوق باشیم، نه اینکه میگویم دائم ذکر خدا را بگوییم منظور این نیست که شما صبح تا شب بلند شوید تسبیح دستتان باشد یا روی سجاده باشی.@ منظور این است که کلیه تصمیمهای زندگیات، انتخابها، ارتباطها، رفتارها و افکار تو با هدف خلقتت تنظیم کنی هر تصمیمی هر انتخابی هر ارتباطی و هر فکری با هدف خلقتت سازگار نباشد این دردسرساز میشود برایت موقع تولد به آخرت، چون وقت دنیاییات را گذاشتی وقت دنیا یک ساعتش ممکن است چند هزار سال آخرتی بشود.@ یک ساعتش ممکن است چند هزار سال آخرتی را پوشش دهد جنین شما در رحم مادر دقت کنید اگر در رحم مادر یک ساعت متوقف شود روند بدنسازی، درست روز تولد خودش را نشان میدهد حتی الان دانشمندان میگویند در کتابهای درسی هم نوشته ثانیهای ممکن است یک لحظه توقف ایجاد شود در روند حرکت جنین، یکدفعه میبینی مونگل به دنیا میآید در همان یک ثانیه تاثیر دارد از مسیر شدن غفلت کند.@ بنابراین ما باید تمام کارهایمان را حتی کارهای حیوانیمان را کارهای گیاهی مثل تغذیه، رشد، ورزش، بدنسازی، اینهایی که مربوط به جنبه گیاهیمان هست یا کارهای حیوانی مثل ازدواج، ارتباط با جنس مخالف، بچهدار شدن، کار، مسکن، تفریح، طی سلسله مراتب اجتماعی، روابطی که داریم روابط اجتماعی روابط سیاسی جنبه حیوانی هست تنظیم کنیم با هدف خلقتمان.@ یعنی شما وقتی که انتخاب داری مثل انتخاب همسر انتخاب لباس انتخاب حجاب انتخاب دوست انتخاب مسکن انتخاب شغل انتخاب اتومبیل انتخاب محل زندگی، وقتی با هدف خلقتت سازگاری نداشته باشد در تو توقف ایجاد میکند یعنی عمرت را تلف میکند.@ بنابراین باید دست به انتخابهایی بزنی که سرعتت را کم نکند یک موقع هست ممکن است کُند کند این هم اشکال دارد بحث این است که اصلا قرآن ما را دعوت کرده به دو چیز یکی سرعت و یکی سبقت از دیگران، ما با سرعت حرکت کنیم به سمت ابدیت، کُند خوب نیست حرکت کنیم.@ شُل و ول حرکت نکنیم یک روز خوب باشد یک روز بد باشد یک روز الهی باشد ده روز شیطانی باشد، نه تصمیمش را بگیرد به عنوان یک جنین سالم در رحم دنیا با قدرت به سمت ابدیت حرکت کند تا به صورت انسان محشور شود شک و تردید و وسوسه و وسواس وقت تلف کن است.@ قرآن می گوید مؤمن کسی است که(الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا) تردید نکند شک و وسوسه در دلش نیفتد بداند یک ابدیتی یک آخرتی سر راهش هست محکم حرکت کند به آن سمت، جلو و عقب، کُندی و تندی نکند محکم برود اینها را برایتان گفتم که حدیثی که گفتم خیلی حدیث مهمی است بخوانم تا معنای این حدیث برای ما روشن شود.@ (ما مِن ساعَۀٍ تَمُرُ بِإبنِ آدم لَم یَذکُرِ الله فیها إلاّ حَسِرَ عَلَیها یَومَ القِیامَۀ) هیچ ساعتی نیست که به بنی آدم بگذرد در آن ساعت یاد خدا نباشد مگر این که آن ساعت، روز قیامت مایه حسرتش شود یعنی عزیز دلم شما کارهایت را تنظیم کن برای هدف خلقتت، بیخود وقتت را جای دیگر تلف نکن جاده خاکی نرو یک مسیر مستقیم، بروی در جاده خاکی وقت تلف میشود بعدا که برمیگردی در مسیر مستقیم میخواهی بروی ممکن است نرسی.@ البته من توضیح دادم کسی ناامید نباید بشود بزرگترین گناه به خصوص در شب قدر بزرگترین گناه ناامیدی است در مباحث حدیث عنوان بصری گفتم که اگر کسی 40 سال 50 سال 60 سال اشتباه رفت میتواند جبران کند روشهای جبران را هم توضیح دادم در آن بحث حدیث عنوان بصری که ما اشتباه رفتیم چطوری جبران کنیم ناامید نباید بشویم.@ اما تضمینی هم نیست یک کسی آگاهانه اگر بخواهد مسیر باطل را برود بگوید بعداً جبران میکنم این را خدا توبهاش را به راحتی قبول نمیکند معلوم هم نیست فرصتی نیست که عمری باشد که بتوانیم جبران کنیم.@ 8 نفر 9 نفر از عزیزانی که ما آن سال با آنها همین جا در این مجلس نشسته بودیم 8 - 9 نفرمان نیست مرحوم جعفر شهیدی مرحوم محسن اقلیمی(ره) آقای مقدسی(ره) چند تا خواهر، اینها همه جوان رفتند فقط مرحوم مقدسیمان مسن بود 50 سالش بود بقیه که زیر 35 سال بودند.@ واقعاً تضمین نیست کسی بخواهد برنگردد و اصلاح نکند بر نگردد روی صراط مستقیم و تصمیم جدی نگیرد این یک موقعی متولد میشود که با اتفضاح در قبر میرود با باطن حیوانی با وضع خراب آنوقت شرمندگیاش بیشتر میکُشد.@ از معصوم سؤال کردند آقا حسرت این که شما میگویید این یک ساعت حسرت است حسرتش قدر است؟ فرمود این حسرتش این قدر هست که وقتی این حسرت را این سوزش را تقسیم کنند در بهشتیها هیچ بهشتی دیگر از بهشت لذت نمیبرد.@ به قدری وحشتناک است این حسرتی که ما میخوریم روز قیامت بخاطر ساعتی که در راه خلقتمان از آن استفاده نکردیم فقط و فقط صرف حیوانیت کردیم ما یک موقع سراغ حیوانیت میآییم برای خدا میآیم کارهایمان عبادت است.@ مثل جنین، جنین در رحم مادر استراحت هم دارد خواب هم دارد خوراک هم دارد همه چیز دارد ولی همهاش جهت بدنسازی است مثل قلب است قلب شما نگاه کنید دَم دارد بازدم دارد استراحت دارد ولی همهاش جهت مناسب و مثبت استفاده میشود.@ کسی نمیگوید شغل و کار و تجارت و درس و تحصیلات و ازدواج بد است اینها خوب است به شرطی که قبلاً خودت را به ستون خدا ببندی با خدا بیایی سراغ کارهای حیوانیات تا اینها عبادت شود.@ نه اینکه ما اول میرویم خودمان را به ستون حیوانیت میبندیم با حیوانیت میآییم در مسجد و شب قدر و مکه و کربلا، وقتی هم ولمان میکنند برمیگردیم دوباره برمیگردیم سر همان امور حیوانی، شما باید ستونت را عوض کنی معشوقت را عوض کنی اله تو خداست زوج تو خداست.@ تو اول بیا با این زوج ازدواج کن براساس ازدواجت با این زوج برو سراغ کارهای دیگر، اول همسرت را معین کن مشخص کن بعد برو سراغ کارهای دیگر، معلوم است هر جا بروی شب دوباره برمیگردی در خانه خودت، پیش زن و بچه خودت، این زندگی درست.@ حالا در حرکت به سمت ابدیت ما با خدا باید همینطوری باشیم میفرماید هیچ ساعتی نیست که بنده خدا ابن آدم بگذرد از او که در راه خدا نباشد (لَم یَذکُرِ الله فیه) یاد خدا نباشد جهت خدایی نداشته باشد مگر این که این ساعت روز قیامت حسرت برایش میشود.@ حسرتش هم در عدۀ الداعی مرحوم ابن فهد حلی حدیث میآورد از خود حضرت که به قدری هست که اگر این حسرت را بین بهشتیها تقسیم کنند هیچ بهشتی دیگر لذت نمیبرد کما اینکه ساعتهایی را که در راه خدا از آن استفاده درست و مثبت کرده میگوید این قدر شادی دارد که این شادی را اگر بین جهنمیها تقسیم کنند جهنمیها دیگر دردی احساس نمیکنند چشم به هم بزنی به این ساعت میرسیم.@ دیشب این حدیث را از حضرت خواندیم که آدم هایی که خوب هستند آدمهایی داریم که باطناً خوب هستند میگوید این خوبی و خوبها کارهای خوبشان باعث میشود زبانشان شیفته شود به یاد خدا، یعنی هر کس کار خوبی انجام بدهد خداوند در جزای آن کار خودش را با آن انس میدهد او را با خودش انس میدهد.@ لذا تا میتوانید در خوب بودن از دیگران سبقت بگیرید لازمهاش را هم گفتم این که انسان اول دست از شرک بردارد، شرک چیست؟ شرک این است که من بگویم فلانی با من اینطور رفتار کرد زنم، شوهرم، پسرم، دخترم، دامادم، عروسم، رفیقم، شریکم، من هم باید جزایش را اینطوری بدهم اگر او بدی کرد من هم بدی، این معامله با خلق الله است.@ اما اگر تو نه، تو کاری نداری که چه کسی چطوری رفتار میکند تو میگویی خدایا عزیزمن معشوق من اله من تو دوست داری من چطوری رفتار کنم یک رفتار هم براساس این که دیگران چطوری تشخیص میدهند خوب است خوب نیست حتی خودم خوشم میآید یا خوشم نمیآید انجام نمیدهم دلم خنک شود جگرم حال بیاید، نه.@ بلکه بگوییم خدا چی دوست دارد اگر کسی کارهای خیرش را این طوری انجام داد و سبقت گرفت کاری ندارد کسی قدر میداند قدر نمیداند لیاقت دارد ندارد خوشش میآید نمیآید اگر درست انجام داد میفرماید که هر کار خیری که میکنید انستان با خدا بیشتر شود. بنابراین در کار خیر سبقت بگیرید هر کاری میتوانید بکنید کار خیر، خوبی، محبت.@ قاعدهاش هم در قرآن میگوید، میگوید اول از پدر و مادرتان شروع کنید اگر میخواهید خوبی کنید، 1 ـ پدر و مادر، کسی نمیتواند با پدر و مادرش رابطهاش را تنظیم کند ساقط است حالا به صد نفر هم که خوبی کند دیگر فایده ندارد.@ اول پدر و مادر را باید راضی کنیم، بین پدر و مادر قرآن میگوید کدامشان واجبتر هستند؟ مادر، بعد در خواهر برادرها کدام واجبتر هستند؟ خواهر، بعد برادر، بعد هم دیگر نزدیکان و فامیل و اقوام و برو تا بقیه مردم، هر کاری آدم میتواند بکند کاری، خیری، کمکی میتواند بکند باید دریغ نکند.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مُداوَمَةُ الذِّکر خُلصانُ الأولیاء) چقدر زیباست خلصان دوستهای خیلی خاص را میگویند دوستهای خیلی ویژه و خالص یک نفر که با آن رابطهاش خیلی صمیمی است رازهایشان را به همدیگر میگویند سِرّشان را به همدیگر میگویند خیلی با هم مَحرم هستند یک روح هستند در دو بدن، این را خلصان میگویند یعنی دوست خیلی خالص، بیشیله پیله، بیکینه، بیتوقع.@ میگوید مدامت بر یاد خدا رفیق خاص دوستان خداست این را توضیح دهم برایتان، ببین بعضی آدمها هستند در زندگیشان در کمالات حسی یا کمالات خیالی و وهمی یک رفیقهایی دارند که بدون آنها نمیتوانند زندگی کنند.@ یعنی اگر این را از او بگیری انگار که فلسفه زندگی را از او گرفتی تا مرز خودکشی هم میرود در کمالات حسی مثل یک خانه برای یک نفر، یک اتومبیل برای یک نفر، یک تلفن همراه برای یک نفر، بعضیها هستند این طوری هستند یعنی این اگر تلفن همراه نداشته باشد به شدت احساس بیشخصیتی میکند.@ الان ما داریم طرف پدرش را کتک زده که تو باید برای من تلفن بخری من کم میآورم من جلوی رفیقهایم در دانشگاه همه دارند من ندارم این اینقدر بیشخصیت است الان خیلیها داریم که تلفن میروند میخرد هیچ احتیاجی هم ندارند یعنی ارتباطات گسترده ای هم ندارند ولی باید تلفن دستشان باشد اگر نباشد خیلی احساس بیشخصیتی میکنند انگار فسلفه زندگی از او گرفته میشود.@ یک اتومبیل اگر زیر پایشان نباشد خیلیها احساس میکنند خیلی بدبخت بیچاره هستند یعنی اگر شده از آخرتشان از ایمانشان از حیثیتشان مایه بگذارند که این زیر پایشان باشد میکنند قاعده اینطوری است هیچ نیازی هم ندارند میروند با چه بدبختی وام بگیر قرض بگیر که این تلفن باشد کسی را هم ندارند زنگ بزنند معمولا به چند نفر میگویند به آنها زنگ بزنند یا خودشان به خودشان زنگ میزنند.@ واقعاً احتیاجی ندارند، به قول امروزیها شده کلاس و پرستیژ، اگر نباشد شخص بیشخصیت است من یه یک آقایی میگفتم، گفتم من که تلفن بخر نبودیم شاگردان ما روز معلم رفتند برای این که بیشتر به ما دسترسی داشته باشند پدر مرا بیشتر در بیاورند تا ساعت یک نصف شب زنگ بزن استخاره بزن و مشاوره و مغز درد و سردرد رفتند روز معلم یک چیز جهنمی گرفتند آوردند دست ما دادند.@ ما هم میخواستیم برویم بفروشیم گفتیم حالا میگویند بیادب است برایش خریدیم رفته فروخته، مجبور شدیم نگهاش داریم دویست تا دانشگاه، چند ده تا حوزه علمیه، صدها مراکز فرهنگی، شاگردان هم که دیگر الی ماشاء الله این تلفن دستشان هر سی ثانیه زنگ میخورد.@ باور کنید یک نصف شب، خیلی سردرد است یکی از این کسانی که عملیات استشهادی میکنند یک فداکار گیر آوردیم تلفن را دادیم به او، گفتیم آقا این تلفن مال شما زحمت بکشید مدیر عزیز موسسه، دادیم دست مدیر موسسه، گفتیم مال شما اینها را شما جواب بده ما دیگر تلفن نداریم، راحت.@ یکی از رفقا دلش برای ما سوخت گفت این گوشی را من استفاده میکنم این خط دست شما باشد لااقل با خانوادهات ارتباط داشته باش حالا حتی پدر و مادر من هم شماره من را ندارند روشن میکنم در اثر همان استفاده الان سردرد میگیریم یعنی به محض این گوشی روشن میشود مغز من درد میگیرد.@ حالا الان آن ارتباط وسیع، اگر هزار بوده، ده هزار بوده، شده یک، هیچ به جایی هم برنخورده میگویم ما با دویست تا دانشگاه و دهها حوزه و مراکز دیگر ارتباط داریم تلفن هم نداریم مشکلی پیش آمده، هیچ مشکلی پیش نیامده، اتومبیل هم نداریم.@ با این که نزدیک بیست سال صاحبخانه هستم هنوز خانه خودم نتوانستم بنشینم مستأجر هستم اگر خدا بخواهد سال دیگر میخواهم بروم خانه خودم بنشینم که به جایی هم برنخورده، مگر به جایی برمیخورد، چرا ما فکر میکنیم اشیا به ما قیامت میدهند ما اگر با اشیاء نباشیم.@ کمالات خیالی و وهمی زیاد الی ماشاء الله هستند اگر نباشد ما بیچاره هستیم یعنی من باید بچهام به هر قیمتی شده است اگر استعداد دارد ندارد بخواهد نخواهد باید برود دانشگاه، باید لیسانس بگیرد حالا هر چی مهم نیست.@ چند روز پیش یک دختر خانمی آمده بود خیلی متأثر شدم دختری بود که او را میشناختم دختر خوب با استعداد، برای مباحث انسانی برای مباحث الهی فوقالعاده با استعداد، میگفت من یک رشتهای را قبول شدم که اصلا دوست ندارم تنفر دارم حالا پدر من میگوید مهم نیست تو فقط باید بروی دانشگاه لیسانس داشته باشی مهم نیست چی داشته باشی لیسانس باید داشته باشی.@ این جنایت است در حق بچه است بچه باید حتماً دانشگاه برود حتما قبول شود حتما باید یک لیسانس به اسمش بخورد وگرنه بیشخصیت است نمیگوییم درس و دانشگاه بد است خوب است ولی با هدف، با هدف خلقت سازگار باشد.@ دخترت را میفرستی برود دانشگاه لیسانس بگیرد میبینی که شخصیتش هم از بین رفت آن اصلا رفت دانشگاه یک جور رفت، میرود بیرون یک جور دیگر از دانشگاه بیرون میاید پسرت را میفرستی دانشگاه مثلا میبینی یک جور دیگر در آمد الان گله اکثر پدر و مادرها همین است.@ مدیر بودن مدیرکل بودن رئیس بودن محبوب بودن، خیلی کمالات خیالی زیادی هست کمالات وهمی هست قهرمان بودن نفر اول بودن رتبه اول را داشتن از چه کسی عقب نیفتند بچه را میگذارد در فشار روانی زیادف برو مدرسه غیرانتفاعی، مدرسه تیزهوشان.@ پدرش را درآورده این تیزهوشان قبول شود استعدادهای درخشان، بچه دیوانه میشود افسردگیف گرفتاری، مشکل، که کم نیاوری از پسر خالهات و بچه باجناقمان و دخترخاله و دختر عموت، آنها دانشگاه قبول شدن تو هم باید قبول شوی.@ من دانشکده پزشکی که درس میدادم از هر ده تا دانشجویی که میآمدند پیش ما سه تا از آنها افسردگی رشته داشتند یعنی اصلا دوست نداشتند رشته پزشکی را، ولی به خاطر اجتماع و هول این و آن و فشار خانواده آمده بودند اینجا افسرده شده بودند من یک رشته دیگر، من ادبیات دوست داشتم، تاریخ دوست داشتم الهیات دوست داشتم ظلم و جنایت است بخدا شما سر بچه درمیآورید حق ندارد کسی این کار را بکند.@ کمالات وهمی زیاد است یعنی این را اگر از یک نفر بگیری این بیچاره میشود چند وقت پیش یک خانمی دخترش را آورده بود افسردگی خیلی وحشتناک یعنی دختر اصلا نمیتوانست با من حرف بزند چند بار در حرف زدن با من گریهاش گرفت.@ حالا چی شده؟ خانم باشگاه میرود در یک رشتهای حالا زدن پایش شکسته در آن باشگاه، حالا چون نمیتواند برود باشگاه مثل بقیه در خانه که نشسته، هزار تا کار مفید میتواند انجام دهد برای شادی خودش برای آرامش خودش، افسردگی کامل پیدا کرده بعضیها اینطوری است یعنی معشوقهایشان اینطوری هستند که این را اگر از او بگیری بدبخت است فوتبال، ورزش.@ الان بعضیها تمام عشقشان این است که شب بیایند خانه بروند در سایتهای جهنمی نگاه کنند در اینترنت بروند چت کنند بروند تلفن بزنند بروند فوتبال نگاه کنند کافی است اینها یک شب یک سیدی گوش نکنند یک فیلم سینمایی نبینند یک فوتبال نبینند بیچاره میشوند اصلا احساس میکنند که دیگراصلا تمام غم عالم رویش است این را دوستان ویژه میگویند.@ آدم حسابیها دوستان ویژهشان خداست یعنی تمام عشق یک آدم حسابی این است که میتواند یاد خدا را بگوید میتواند با خدا رفت و آمد کند همه حیثیت و شرافتش به این است برای همین اگر بخواهید آدمها را براساس شرافتشان طبقهبندی کنیم پیامبر فرمود اشراف امت من دو گروه هستند.@ حاملین قرآن یعنی کسانی که کلام الله در سینهشان است و یکی هم اصحاب اللیل، یعنی کسی که این قدر خدا را دوست دارد که حاضر باشد بخاطر خدا شب بیداری بکشد الان شما طبیعتگراها را نگاه کنید در این خیابانها، نگاه کنید طرف این قدر ورزش معشوقش است تا سحر فوتبال بازی میکند یا میروند جایی مینشینند قهوهخانهای جایی گپی میزنند قلیانی میکشند گپی میزنند حرفی میزنند.@ بعضیها تلویزیون تماشا میکنند بعضیها با نقاشی خلوت میکنند معشوق دارند شب را حاضر هستند بیدار باشند یا معشوق عقلی دارند مثل درس بخوانند علم تحصیل میکنند معشوق عقلی دارند ولی معشوق فوق عقلی و معشوق انسانی انسان خداست.@ کسی که این قدر خدا را دوست دارد که حاضر است شب را برای خدا بیدار بماند شب با خدا حرف بزند این دوست ویژه است برای همین فرمود دروغ میگوید کسی که فکر میکند مرا دوست دارد(کَذَبَ مَن ضَعُمَت) یعنی خیال میکند که مرا دوست دارد وقتی شب میشود میگیرد میخوابد(نامَ عَنّی) از شب استفاده نمیکند برای خلوت با من، هر کس با معشوق خودش شب دوست دارد خلوت کند.@ خدا میگوید اگر مرا دوست داری چرا یک قسمتی از شبت که هیچ کس هم با تو کار ندارد قشنگی شب که از روز هم روشنتر است از روز هم جذابتر است همین است که هر کس با ما کار دارد روز کار دارد شب ولمان میکنند ساعتش مال خودمان است حالا که ولمان میکنند ما باید برویم پیش معشوق خودمان.@ اگر ازدواج کرده باشی پیوند برقرار کرده باشی بلند میشوی شب میروی سر وقت معشوق خودت، لذا فرمود(مُداوَمَۀُ الذِّکر خُلصانُ الأولِیاء) اولیا یعنی دوستان، دوستان خدا دوست ویژهشان مداومت بر یاد خداوند است.@ خیلی عشق میآورد خیلی حض میآورد که انسان به یادش بیاید الان میتوانم بروم قرآن را باز کنم نیم ساعت خدا با صدای خودش برایم حرف بزند چقدر لذت دارد شما عجله در قرآن خواندن نکنید کنترادی مثل خیلیها که حتماً میخواهند روزی یک جزء دو جزء بخوانند.@ نه قرآن را باز کن بگذارد آهسته خدا برایت حرف بزند امشب شب قدر ماست سرنوشت هشتاد سال ما در نظام ابدی را همین یک امشب معلوم میکند سرنوشت خیلی چیزهای دیگر ما معلوم میشود تقدیر است امشب دیدی سوره چقدر کم آمده.@ البته بعضی شبها هست فقط شب فقط حرف شنیدن است مثل شب جمعهها، میگوید بنشین خدا برایتان بگوید، خدا میگوید بیا بنشین من برایتان حرف میزنم تا صبح، من یک شب حرم امام رضا بودم گفتم ببینم میتوانم تا قبل از طلوع آفتاب سورههایی که وارد شده بخوانم.@ دیدم خدا چه کار کرده، من نشستم همین طوری خواندم اذان شد نماز جماعت خواندم باز ادامه دادم دیدم باز هم خدا حرف دارد بزند برای همین فرشته میآید شب جمعه می گوید هر کس میخواهد بیاید بلند شد بیاید با او حرف داریم امشب چند تا دعا داریم دعای مختلف داریم.@ عزیزان هم به بهترین وجه تشکر میکنم واقعا از آنها، این شبها مهمترین مباحث را برای شما انتخاب کردند عزیزانی که زحمت کشیدند گرداننده مراسم بودند در دعاها در قرآن در ادعیه در مناجات مهمترین را انتخاب کردند.@ قرآن، عنکبوت، روم، دخان آهسته بخوانیم برویم جلو ببینم چی میگوید، فرصت فکر کردن، خدا با ما حرف بزند ببینیم چی میگوید آقا خیلی کیف دارد یک کسی تا میبیند سرش خلوت است میگوید بروم این قرآن را باز کنم قرآن رفیق صمیمی است ببوسم بگذارم روی قلبم چند تا بوس حسابی از آن بکنم.@ بوسیدن نه، ماچ کردن، همچین محکم با صدا، آدم یک موقع هست مقدسبازی در میآورد جهت احترام قرآن را همین طوری میبوسد یک موقع هست قرآن رفیقش هست همینطور بغلش میکند در سینهاش فشارش میدهد، شده قرآن را فشار دهید روی سینههایتان از شدت علاقه؟@ بعد بازش میکند شروع میکند(بسم الله الرحمن الرحیم) همهاش هم با این شروع میشود چقدر قشنگ است چقدر انسان احتیاج دارد به این نوازش خدا که هر جا شروع میکنی با رحمانیت و رحیمیت است بعد برایت صحبت میکند خدا با شما حرف میزند کلام الله.@ یا نه میتوانم الان تسبیح را از جیبم در بیاورم الان شب میخواهم بروم هیچ کس هم نیست، من هستم و دو ساعت راه، من هستم و سه ساعت راه، تسبیح را برمیدارم و شروع میکنم به خلوت با خدا، خدایی که کنارش هستم در آغوشش هستم من و خدا دو نفری.@ (خُلصانُ الأولیاء) اینها به قیمت آدمها مربوط است که هر کس بر اساس قیمتش معشوقش مشخص میشود رفیق هر کس، معشوق هر کس، دوست هر کس، آن که با او خلوت میکنی به قیمتت است ببین هوست چقدر است آدمها براساس هوسهایشان براساس خوابهایشان براساس درخواستهایشان قیمتهایشان معلوم میشود.@ که طرف اینقدر هوسباز است آنقدر هوسش بلند است که هوس خدا را میکند به پیغمبر گفته من میخواهم خاصترین بنده خدا باشم چه کار کنم؟ پیغمبر میگوید اگر میخواهی خاصترین و ویژهترین باشی بیشتر یاد خدا کن چون خدا کنارت هست، خواست یک نفر کیست؟ آدم ویژه برای بزرگ کیست؟ آن که همیشه چسبیده به بزرگ، در خانهاش همیشه با او است مونسش است همدمش است.@ خدا میگوید من که همیشه کنارت هستم(جَلیسُ مَن ذَکَرَنی) تو بیا بشین کنار من با هم حرف بزنیم برای همین اشراف(حَمَلَۀُ القُرآن) میشوند کسانی که اهل قرآن هستند با قرآن یک حالی میکنند قرآن مونس است سورههای قرآن شخصیتهای حقیقی هستند یعنی فردا که محشور میشوی سوره بقره یک شخصیت حقیقی است سوره آل عمران یک شخصیت حقیقی است کتاب نیست کاغذ نیست رفیقت است.@ حالا یک حدیث میخوانم برایتان از امیرالمومنین(ع) باز هم که این حدیث خیلی خطکشی کرده شخصیتهای آدمها را، یعنی شما با این حدیث قیمت خودت دستت میآید میدانی که برای تصمیمگیریهای آینده زندگیات باید چکار کنی خیلی مبنای قشنگی هست این روایت، واقعا خیلی لذتبخش هست حد ما را هم مشخص میکند.@ برای این که انشاء الله این حدیث در عمق جان و قلب و سِرّ ما قرار بگیرد انشاء الله توفیق عمل کردن به آن و فهمیدنش را داشته باشیم انشاء الله خود امیرالمومنین کمکمان کند که این را بفهمیم امیرالمومنین معروف است یک کسی هست خیلی عیاش بوده خیلی کیاف بوده عیش انسانی بیشترین عیاشی و کیافی را امیرالمومنین کرده و ائمه کردند.@ یعنی بیشترین خلوت و شبنشینی و روزنشینی را با خدا داشتند خیلی از خدا لذت بردند خیلی خوردند ولی چون خداوند بینهایت است خود آدم هم بینهایت است هر چی میخوری سیر نمیشوی، این سیر نمیشوی را میخواهم الان امشب برایتان توضیح دهم بعد از این حدیث برایتان میگویم.@ امیرالمومنین وقتی خوب خورده و چشیده حالا میخواهد با خدا حرف بزند(الهی) چقدر این کلمه قشنگ است که آدم این قدر با خدا رفیق شود این قدر با خدا صمیمی شود یک بار شما میگویی(اللهم) یک بار میگویی(یا الله) یک بار میگویی(رب) یک بار خیلی صمیمی میشوی میگویی(الهی) الهی یعنی عزیزم یعنی دلبر من، یعنی محبوب من، یعنی معشوق من.@ ببین چقدر این کلام قشنگ است چقدر زیبا است(إلهی إنَّهُ مَن لَم یَشغَلهُ الوُلُوعُ بِذِکرِک وَ لَم یَزوِحِ السَّفَرُ بِقُربِک کانَت حَیاتُهُ عَلَیه میتَۀً وَ میتَتُهُ عَلَیهِ حَسرَتاً) قیمتت را دارد به دستت میدهد ما امشب خودمان را در همین آیینه این روایت نگاه کنیم ببینم ما چقدر از حیات انسانی بهرهمند هستیم.@ یعنی بخش کودک عزیز روان ما این کودک عزیز زنده است یا کشتیم این کودک عزیز را، آیا زنده هست یا نه، الحمد لله انشاء الله مال همه شما زنده باشد فقط باید ضعیف نباشد قوی باشد حیات داشته باشد.@ خدایا کسی که ولوع یعنی ولع داشتن، ولع یعنی شیفتگی، شما ترجمه میکنید به حرص، کسی که شیفته ذکر تو نیست ولوع ندارد ولع به ذکر تو ندارد بیرغبت است بیحال است باید هولش بدهی، چی بشود یک حرمی برود چی بشود نماز بخواهد بخواند آن هم جانش به لبش میآید نماز میخواند زودتر میخواهد تمام کند.@ چی بشود یک موقع هوس کند با تو یک کلمه حرف بزند چی شود یک دور تسبیح با حضور قلب بگوید چی شود یک روزی قرآن را باز کند چند تا آیه بخواهد بخواند بخواهد حرفهای تو را بشنود، میگوید خدایا کسی که(مَن لَم یَشغَلهُ الوُلُوعُ بِذِکرِک) کسی که ولع و شیفتگی به ذکر تو او را از کارهای دیگر مشغول نکند.@ چون انسان هر وقت میخواهد سراغ کارهای دیگر برود با شهوت میرود یعنی شهوت و میل یک کاری باعث میشود انسان از کارهای دیگرش دست بردار برود خلوت کند با معشوق خودش، با آن که به او شهوت دارد در دعا داریم خدایا شهوت من را در خودت قرار بده یعنی من شهوت تو را داشته باشم.@ شهوت یعنی میل یعنی شیفنگی، شنیدید اشتها دارم یعنی شهوت ندارم میل ندارم، خدایا اشتهای تو را داشته باشم میگویید خدایا کسی که شیفتگی خلوت با تو یاد با تو او را مشغولش از کارهای دیگر نمیکند یک زمانی بگوید من الان فقط اشتها دارم فقط با خدا حرف بزنم کار دیگری ندارم.@ یعنی نمیخواهم، خستهام، نمیخواهم با کس دیگر، من الان فقط رسیدم به اینجایی که فقط باید بروم امام رضا، نمیتوانم با غیر امام رضا خودم را آرام کنم من باید بلند شوم الان روم پابوس خانم فاطمه معصومه(س)، میخواهم بروم جمکران، نمیتوانم جور دیگری خودم را آرام کنم، میخواهم بروم دو رکعت نماز بخوانم، میخواهم بروم حرم حضرت عبدالعظیم که در واقع حرم سیدالشهدا است که ما قدرش را نمیدانیم بروم استفاده کنم.@ ما خدمت یکی از اساتید یک موقع رفته بودیم منزلشان، خانمشان آمد دم در، گفتیم با استاد کار داریم، فرمود ساعت ذکرش است مطلقا کسی را نمیپذیرد، خلوت کرده با خدا، در این ساعت ذکر میگوید و هیچ کس را هم نمیپذیرد.@ من امشب به شما یک مژده و یک هدیه بدهم شب قدر است ما به شما این هدیه را میدهیم بلکه خدا به ما هم یک هدیهای بدهد هدیه که خیلی داد باز هم به ما هدیه بدهد چون همیشه ما محتاج هستیم به هدایای الهی، من هم امشب این را به شما بدهم.@ چند وقت پیش خدمت یکی از اولیا خدا رسیدم گفتم آقا من یک سؤال مهم دارم یک مشکل مهمی دارم میخواهم حل شود این قضیه، میخواهم برایم روشن شود، این ولی خدا گفت میخواهی حل شود؟ گفتم بله، گفت چه میخواهی؟ گفتم میخواهم ببینم امام زمان(ع) از بین این دو تا کار کدام را دوست دارد من انجام دهم؟ گفت حالا یک چیزی به تو میگویم خود امام زمان به تو بگوید چکار کنی.@ گفت روزی نیم ساعتت را خلوت با خود حضرت کن فقط بگذار برای حضرت، گفتم اقا ما خودمان را وقف حضرت کردیم در 24 ساعت 28 ساعتش برای امام زمان دارد صرف میشود، گفت نه یک خلوت خصوصیتر، گفتم چطور؟ گفت که این دعای(إلهی عَظُمَ البلاء) را در روز بنشین یک گوشهای ده مرتبه بخوان، هر روز توسل به امام زمان داشته باش.@ (إلهی عَظُمَ البلاء) از(الهی) شروع میشود تا میرسد به(یا محمد یا علی) بعد هم میرسد به(یا مولانا یا صاحب الزمان) چهار تا خدا و پیامبر و امیرالمومنین و امام زمان، دیگر از اینها قویتر چه کسی در عالم هست.@ این(إلهی عَظُمَ البلاء) را فرمود شما ده مرتبه در روز بخوان هر وقت خواستی بخوان صبح میخوانی ظهر میخوانی شب میخوانی یک موقع که عشقت میکشد حال داری من هم به شما عرض میکنم(إلهی عَظُمَ البلاء) را ده مرتبه در روز بخوانید برای خیلی از مشکلات و مسائل و گرفتاریها مؤثر است برای همه کارهایتان داشته باشید.@ برای همه کارهای مادی و معنویتان، بعد هم انشاء الله این را خواندید یک آل یاسین بخوانید(سَلامٌ عَلی آل یاسین) عشقبازی با امام زمان(السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقُوم السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُقعُد) به امام زمان میگوییم، دور امام زمان ما در این آل یاسین میگردیم این خوب است این را به هر حال یک ولی خدا به ما گفت ما هم به شما گفتیم که ان شاله رعایت کنید.@ (إلهی إنَّهُ مَن لَم یَشغَلهُ الوُلُوعُ بِذِکرِک وَ لَم یَزوِحِ السَّفَرُ بِقُربِک) بار سفرش را برای نزدیک شدن به تو نبسته باشد بار سفرش را برای رفاقت با تو و نزدیکتر شدن به تو نبسته باشد(کانَت حَیاتُهُ عَلَیه میتَۀً) زندگیاش مرگ است چون حیات انسانی ندارد زندگیاش مردن است یعنی در واقع مرده است.@ (وَ میتَتُهُ عَلَیهِ حَسرَتاً) مرگش هم حسرتش میشود تا بمیرد در حسرت میافتد یعنی وقتی مُرد میگوید من میتوانستم با این خدایی که صاحب برزخ و قیامت است(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) است چقدر رفاقت میتوانستم داشته باشم خلوت خصوصی، ولی دیگر فایده ندارد.@ خدایی که شب و روز به انتظار نشسته تو بیایی با او رفاقت کنی آنجا میگوید(لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ) خدا یک کلام با تو حرف نمیزند(وَ لا يُزَكِّيهِمْ) پاکت هم نمیکند آشتی این جا، شفاعت این جا، دروغ است اگر کسی بگوید شفاعت آنطرف است آشتی آنطرف است.@ شفاعتی که آنطرف است و آشتی که آنطرف است معلول شفاعت اینجاست اگر میخواهی شفاعت آنجا نصیبت شود اینجا شفع بشو، شفع یعنی جفت شدن، اینجا جفت شو، دستت را در دستش بگذار اینجا با آنها قهر باشی آنجا بگویی دستم را بگیرید فایده ندارد.@ خدا میگوید من یک عمر منتظرت بودم هر ساعت و هر شب و هر روز دعوتت هم کردم فرشته برایت فرستادم دوستانم را برایت فرستادم قرآن برایت فرستادم سلامتی به تو دادم وقتت را فارغ کردم اوقات فراغت به تو دادم شب را برایت گذاشتم دریغ کردی بیایی پنج دقیقه با من رفاقت کنی همهاش دنبال شهوات و دنیا بودی.@ ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) میگوید تا یکی را مرگ میگیرد اولین حرفی که میزند میگوید خدایا برمگردان، برم گردان که هر کاری نکردم بکنم، جواب چیست؟ (كَلاَّ) هرگز(إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها) تو حرف مفت داری میزنی.@ یک عمر میتوانستی با ما رفاقت کنی با امام زمان، با من بروی، بیایی، با ما خوش باشی اصلا در خودت ندیدی بیایی با ما رفاقت کنی اسم من میآمد حالت گرفته میشد حالت به هم میخورد قرآن میآمد همچین اصلا بیرمق میشدی که نگو، اسم نماز و تعقیبات و حرم میآمد پَکَر، بیرغبت.@ میرفتی در حرم دوست داشتی زودتر تمام شود از آن در بیایی ولی وقتی با شهوتها و معشوقهای حسی و خیالی و وهمیات خلوت میکردی خدا خدا میکردی حتی مرا میخواندی که از آنها فاصله نیفتی میگفتی خدایا نگذاری از من جدا شود.@ هر وقت میآمدی در حرم، میآمدی خانه خدا، میآمدی خانه من برای اینکه دعا کنی من با تو باشم میگفتی خدایا این شهوات را از من نگیر میآمدی در خانه من، حج میآمدی، عمره میآمدی ولی دعاهایت این بود که خدایا معشوقهای حسی و خیالی و وهمی را از من نگیر خدایا مرا از اینها جدا نکنی همهاش همین را از من خواستی.@ یک بار منتظر شدم بگویی خدایا خودت را به من بده خدایا با من باش خدایا با من صمیمی باش خدایا شوق خودت(اَللّهُمَّ أرزُقنی حُبَّک وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک) خدایا محبت خودت، دوستی خودت، دوستی دوستانت را به من بده، یک بار از تو نشیدنم این حرفها را، اگر هم گفتی مرد عمل نبودی، این حرفها را از روی تعارف زدی ولی هیچ وقت دنبالش نبودی که به رفاقت من برسی اصلا همت نکردی.@ این قدری که برای لیسانس و دکتر و دیپلم و برای ماشین و تلفن همراه و زن و شوهرت دویدی برای بچهات، یک هزارمش را سعی نکردی بیایی به من نزدیک شوی تلاش کنی با من دوست شوی هیچ تلاشی نداشتی.@ حالا امیرالمومنین نشسته امیرالمومنین تقسیمکننده بهشت و جهنم است یعنی بهشت و جهنم دست امیرالمومنین است میگوید خدایا کسی که شیفته یک ذکر تو او را از کارهای دیگر مشغول نمیکند یعنی بگوید همین بس است همین قشنگ است برایم خوب است هی میروم برای خودم شأنهای دنیایی اضافه میکنم تا از خدا غافلتر شوم.@ یک ساعت هم که خدا برای ما خلوت میکند، شما دیدید تا حالا خدا برایتان خیلی غُرُق میکند ماه رمضان را غُرُق میکند حج را غُرُق میکند شعبان را غُرُق میکند شب جمعه را غُرُق میکند خود جمعه را غُرُق میکند تا برای ما غُرُق میکند به او میگوییم نمیخواهیم.@ ببین چقدر فرصت در روزها اتفاق افتاده که ما خلوت کردیم در خانه هیچ کس اطراف ما نبوده نه مهمان امده، نه کسی دورمان بوده نه اینکه مهمان آمدن بد باشد میخواهم بگویم برای خلوت با خدا خیلی لازم داریم.@ تا اینطوری شده خدا میگوید بلند شو بیا یک گپی بزنیم میدویم سراغ تلفن، تلفن با دفترچه تلفن برمیداریم شروع میکنیم اینطرف و آنطرف زنگ بزنیم که یک موقعی احساس وحشت نکنیم چون از خودمان میترسیم خود حقیقی مرده است خودی نیست که با خدا خلوت کند.@ تو اصلا منی مطابق خدا نداری منی لایق خدا نداری که بخواهد برود خلوت کند با خدا، برای همین هم فقط من طبیعیات بوده من طبیعیات هم از خلوت خانه میترسد یا تلویزیون را روشن میکند یا ماهواره را روشن میکند یا میرود پشت اینترنت، یا رادیو را روشن میکند یا خیلی دیگر وحشت زده باشد میزند از خانه فرار میکند بیرون در خیابانها ول میگردد که یک موقعی دلش نگیرد.@ پدر شماست امام کاظم(ع) که وقتی او را زندان میاندازند میگوید خدایا تشکر میکنم از تو چه جای خلوتی به من دادی مناجات شعبانیه است مناجات شعبانیه مناجاتی است که همه ائمه میخواندند.@ دقت کنید باز هم با(الهی) شروع میشود(الهی) خدایا(وَ ألهِمنی) الهام کن به من، بینداز در دلم، دلم را این کاره کن(وَ ألهِمنی وَلَهًا) باز وله است، وله یعنی شیدایی، شیفتگی، خدایا این شیفتگی و شیدایی به ذکر و یاد خودت را(وَلَهًا بِذِکرِکَ إلی ذِکرِک) خدایا یکسره مرا شیفتهتر کن به اسم خودت، به ذکر خودت و از این شیفتگی به شیفتگی بیشتر، از این خوردن به خوردن بالاتر، از این شراب به شراب بالاتر.@ شنیدید میگویند طرف هفتخط است این کلمه هفتخط را در زمان قدیم رسم است نقل هست که آن جمشید پادشاه ایران وقتی جمع میشدند شراب میخوردند روی این استکانها خط میکشیدند ساقی به هر کس مطابق خط خودش شراب به او میداد.@ بعضیها را یک خط میریخت بعضیها را دو خط میریخت آنهایی که خیلی به قول امروزیها عملشان سنگین و بالا بود میتوانستند شراب سنگین بخورند هفت تا خط داشت میگفتند این هفتخط است الان میگویند فلانی هفتخط است حالا تعبیر بد از او میکنیم هفتخط است یعنی خیلی از آن ناقلاهاست.@ ولی این هفتخط بودن در این جهت خیلی خوب است شما تعبیر را نگاه کنید تعبیری که امام سجاد در صحیفه میآورد کاش فرصت بود برایتان بخوانم شراب، نوشیدن، میگوید قرآن شراب مومن است آدم شرابخور باشد هفتخط هم باشد.@ در کردستان در ارتفاع دوهزار متری سرمای زمستان این اینقدر هفتخط است نمیتواند دست از عیشش بردارد که از چادر بزنی بیایی در برف، کموله، دموکرات، عراقیها، منافقین هم تهدید، وسط اینها مست بکنی بیفتی به سجده و دعا کردن، نماز شب، خیلی هفتخط بودند.@ حالا نگاه کنید ائمه از ما چه میخواهند، میگوید(إلهی وَ ألهِمنی) به من الهام کن(وَلَهًا) شیفتگی و شیدایی به ذکر خودت را(إلی ذِکرِک) یعنی با یک ظرفیت بالاتر، هی این اشتهای مرا بیشتر کن حافظ گفت:@

یک موقع کسی میکده را نمیشناسد، نخورده، تا بحال نچشیده، مزهاش در ذائقهاش نیامده، بله، ولی وقتی چشیده دیگر آدم(وَلَهًا بِذِکرِکَ إلی ذِکرِک) میگوید خدایا بیشترش کن قویتر، خدا رحت کند شیخ بهایی را:@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@