بحث در مورد کمالات حسی و وهمی و خیالی بود . گفتیم نفس انسان دارای 5 قوه است .
حس که با کمالات حسی و محسوسات سروکار دارد.
خیال
وهم
عقل
فوق عقل
به این 5 قوه دقت کنید ما به خاطر داشتن 3 قوه اول حیوان هستیم . بخاطر قوه عقل فرشته و بخاطر فوق عقل انسان هستیم و میزان انسانیت و رشد کسی در رسیدن به هدف خلقتش به سمت آخرت یا خدا میزان فعالیت فوق عقلی اوست که باید از 4 قوه اول استاده کند تا فوق عقل خود را فعال و بارور کند . مثل دانه ای است که وقتی در خاک رشد می کند ، قسمتی ریشه ، قسمتی شاخه ، برگ را تشکیل می دهد ولی مقصود حقیقی میوه است. در آدمها هم برخی در مرحله حس و خیال و وهم می مانند ، برخی در مرحله عقل و کمی از آدم ها میوه می شوند ( یعنی آنچه که هدف خلقت است ) بقیه آدم ها مقدمه می شوند که دیگران به اوج ( هدف خلقت ) برسند.
نحوه ارتباط این قوا موضوع امروز است در حس و خیال و وهم که با حیوانات مشترک هستیم.
رشته های مختلف علمی و حاصل قوع عقل است . رشته هنر که بیشتر محصول وهم و خیال است . که از عقل یا اندازه هم استفاده می کند. بخش زیبایی و الهام مربوط به خیال و وهم و بخشی که مربوط به اندازه هاست مربوط عقل است. در علوم اخلاقی معمولاً خیال و وهم ا یکی می گیرند . ( مثلاً می گویند شما خیال کردید این جنین است ) منظور هر دو است مولانا می گوید از خیالی جنگشان و صلحشان
جنگ و صلح مربوط به برتری و غلبه است . غلبه ، تفاخر ، برتری همه مربوط به قوه وهم هستند.
خیال مدرک صورت بدون ماده است. حس مدرک ماده است.
وهم صورت همراه بدون ماده را فخر فروشی ، پیشی گرفتن از دیگران مربوط به قوه وهم است.. اگر کسی دنبال علوم رفت یعنی کشف قوانین خلقت ولی برای اینکه به برتری یا مقام برسد یعنی هدفش از تحصیل علم این چیزهاست اگر پروفسور و دانشمند هم بشود گفته می شود « عقلی که اسیر وهم است » . اگر کسی دنبال علم رفت برای اینکه برای فعالیت فوق عقلش استفاده کند این عقلی است که تحت اختیار فوق عقل است و عقل عملی است که انسان را وادار به کارهای خوب می کن.
عقل نظری همان ادراک کلیات است . عقلی که انسان را در خدمت فوق عقل در حرکت به سمت ابدیت قرار می دهد تا برای وفات – بعد از آن – برزخ و قیامت و ابدیت کار کنی ، فرمولها را کشف و به آنها عمل کنی را عقل عملی می گویند یعنی عقلی که ما را وادار به حرکت می کند برای عمل موفق هم برای کسب موفقیت در زندگی دنیا و هم آخرت.
عقل نظری فقط فرمول ها را کشف می کند4 = 2 2 این قانون می تواند در استخدام وهم باشد یا فوق عقل . در غرب علوم پیشرفت کرده ولی همه تحت سلطنت وهم است و می خواهد به همه دنیا حکومت کند و خط بدهد. همه ثروت دنیا را غارت کند. آنها فرمولهای جهان را کشف می کنند برای وهمشان – کوشر گشایی – برتری جویی کارهای حسی – وهمی – جنسی – جنایی- جنگ علم اسیر جنبه حیوانی ( وهم ) است .
در انسان عقل خام فوق عقل است . اینکه فرمودند در تعریف عقل چیزی است که خدا به وسیله آن عبادت می شود و بهشت بدست می آید منظور این عقل است که در استخدام فوق عقل قرار می گیرد و به ما می گوید که در مقابل علم خدا تواضع کنیم و اوامر را اطاعت کنیم ما به خوشبختی برسیم ( اصالت تخصص ) مثال : عقل به ناتوانی خودش اقرار می کند . عقل می گوید به دستورات – پزشک گوش بدهیم تا سالم بشویم چون او متخصص است.
چون این عقل به ناتوانی خودش و توانایی پزشک اعتراف می کند لذا بی چون و چرا مطیع است هر قدر کسی در برابر پزشک مطیع تر باشد عاقل تر است ، پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید :
عاقل ترین شما مطیع ترین شما ست . اَعقَلُکُم اَطوُعُکُم
به این عقل که دستور اطاعت در برابر متخصص را می دهد ، عقل علی ( ع ) می گویند ولی کسی که پزشک و دستورات او را مسخره می کند ، با او چون و چرا می کند که چرا این دارو را نوشتی ، این فرد عاقلی نیست . ممکن است دانشمند باشد ولی عقلش کار نمی کند. دچار وهم است.
در حرکت به سمت ابدیت عقل می گوید این مجموعه که خدا خلق کرده همه ریاضی است ، پس باید در زندگی دنیایت مطیع باشی چون فرمول هایش را بلد نیستی ( 7 سری اطلاعات تخصصی لازم است ) ماهیت وفات ، تولد ، برزخ ... قیامت 5000 ساله ، فرمولهای روابط روح با اینها را هم نمی داننی باید مطیع کسی باشد که این فرمولها را می شناسد یعنی خدا یا معصوم
عقلی که می گوید از خدا و معصوم تبعیت کن و چون و چرا هم نکن عقلی است که درست کار می کند . می گوید خدا می داند و ما نمی دانیم . خداوند هم در قرآن می فرماید عسی اَن تکرهوا شیئاً . و هو خیر الکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شَرٌ لَکُم.
چه بسیار چیزها که شما بدتان می آید ولی برایتان خوبست و چه بسیار چیزها که دوست دارید و ما برایتان خوب نیست خدا می داند و شما نمی دانید.
اِن قُلت گذاشتن – ادعا کردن – چون چرا برای احکام آوردن ... اینها عقل نیستند و هم هستند ممکن است این فرد اطلاعات داشته باشد ولی جاهل است.
علی علیه السلام می فرماید : چه بسیار عقلی که اسیر است زیرا هوایی که امر است . یعنی وهی که امیرا ست و غلبه دارد. مثلاً درس می خواند برای رئیس شدن و به رخ دیگران کشیدن و تحقیر دیگران به خاطر دانش خودش . این آدم وهم زده است . آدم خیالی است . فکر می کند قیمت آدم ها به ماده است. وقتی اشتباه فکر می کند دچار واهمه هستید. وقتی کمالات حیوانی خود را مثل ساختمان – ماشین نشانه برتی انسانی خود بر دیگران می دانید . فکر می کنید آدم بهتری هستید آدم و هم زده ای هستید . یا محبت رئیس شدن – نخست وزیر شدن – سفیر شدن را داری و تصور می کنید با آنها برتری بر دیگران پیدا می کنید ممکن است با سواد هم باشید ولی این عقل اسیر هوایی است که امر می کند و غلبه دارد. مثل دانشمندانی که بمب می سازند و قدرت ظالمین را بیشتر می کنند و در خدمت آنها هستند ، تکنولوژی که در اختیار افرای مثل صدام و جوش قرار دارند در واقع عقل هایی هستند تحت اسارت هوی . حیوانی و حیوانیت بر آنها غلبه دارد. این عقل به درد نمی خورد ، چون به انسانیت خدمتی نمی کند و در خدمت فوق عقل قرار نمی گیرد.
کمالات جمادی – نباتی – حیوانی هیچکدام بد نیستند ولی اگر تنها بر انسان حاکم باشند بد است انسان حیوان می شود ولی اگر با ضمیمه شدن عقل در استخدام فوق عقل قرار گیرند ، انسان می شود.
اگر فرزندی تربیت کردید که به انسانها خدمت کرد این کمال حیوانی است ، حتی حیوانات بهتر از انسان به همنوع و غیر همنوع کمک می کنند. خدمت کمال انسانی و فوق عقلی محسوب نمی شود ولی کمالی حیوانی است که صواب هم به آن تعلق می گیرد ، ولی اینطور نیست که اگر خدمت به دیگران کرد حتماً انسان خوبی باشد . انسان در فوق عقل تحقق پیدا می کند یعنی اگر انسان به خدمت خود رنگ خدایی داد یعنی برای نزدیک شدن به خدا خدمت کرد ، چون معشوق دستور داده به همنوع کمک کنید این کار را بکند و به دنبال صواب و قرب الهی است « این خدمت عبادت است » پس جدایی از خدا ارزش هست ولی انسانی نیست، وقتی با خدا در نظر گرفته شود ، فوق عقل معشوقش خدا نیست ، نتیجه این است که با انجام آن خدمت به نزدیکتر می شود در حالیکه بعضی ا به دیگران خدمت می کنند ولی نماز نمی خوانند – مشروب می خورند – روابط نامشروع دارند.
این به درد نمی خورد . کمال هست این خدمت ولی از نظر ارزشی در جدول حیوانات است کسی به نیت قرب الهی خدمت می کند ، خدمتش هم به حرکت فوق عقلانی او کمک می کند.
کسی غذا می خورد حیوانیت او قوی می شود ولی دگیری انسانیتش . کسی ریاست بدست می آورد برای نزدیک شدن به خدا و خدمت ، ریاست یک امر وهمی است ولی اینجا در خدمت فوق عقل است . حتی اگر رئیس و فرمانده شود به خدا نزدیک می شود . ولی اگر در همان حد رئیس شدن – دانشمند شدن. ماند و نتوانست مسیرش را به سمت خدا پیدا کند و شباهت به صفات خدایی پیدا نکرد عقلی است که در استخدام وهم است.
با حس – وهم – خیال ما در حد میزان هستیم . عقل یعنی کار علمی وقتی مفید است که در استخدام فوق عقل است ولی اگر قرار است فوق عقل فعال نشود هر قدر سواد انسان تقویت شود حیوانیت او قوی می شود . مثلاً در بعضی ها سطح گناه و انحراف کم است وقتی به دانشگاه می روند و مدرکی می گیرند قدرت آنها در گناه و تنفرش نسبت به و فوق عقل بیشتر می شود. چنین فردی شاید اگر دانشگاه نمی رفت قابل نجات دادن بود ولی دکتر و مهندس شدن باعث بدبختی او شده – مقاومتش را بیشتر می کند. مثلاً افرادی که دانشگاه نرفتند یا سطح سواد کمتری دارند راحت تر قابل هدایتند. پس اطلاعات اگر در خدمت فوق عقل قرار بگیرد انسان به خدا نزدیک می شود و اگر در خدمت حیوانیت قرار بگیرد . شخصی از خدا دورتر می شود.
پس در بحث علوم دقت کنید . اسلام می فرماید : علم نور است.
ولی به شرط فعال بودن عقل انسان را به خدا می رساند – در این صورت هر چه اطلاعات بیشتر می شود عاشق تر می شود ، چون بیشتر با ریزه کاریهای تجلی خدا آشنا می شود و این اطلاعات او را شیفته تر می کند چون فوق عقل فعال است. در این حال هر چه اطلاعات علمی بیشتر می شود لذت او بیشتر می شود. ذکرها حقیقی تر می شود ولی اگر فوق عقل فعال نباشد مثلاً فیلمی علمی در مورد ستارگان می بیند ، در همان مطلب می ماند . این اطلاعات او را از عقل به فوق عقل هدایت نمی کند ، فقط اطلاعات کشف می شود اینکه چه کسی این روابط را ایجاد کرده مهم نیست و چرا این کار را کرده مهم نیست.
اگر در ما کمالات حسی – وهمی – خیالی به اندازه ای که برای عقل و فوق عقل ما لازم است باشد عبادت است. یعنی کارهای حسی – وهمی و خیالی اگر منجر به کار عقل و عقل هم در استخدام فوق عقل باشد ، همه عبادت است. مادری که غذا می خورد ، به فرزندش هم غذا می دهد ، عبادت می کند چون هر دو قرار است به فعالیت فوق عقلانی برسند. وقتی تفریح می کنید – کار هنری می کند برای رشد بخش فوق عقلی ، اینها همه عبادت است . لذا غذا خوردن عبادت است و نخوردنش حرام و گناه است . ( حواس 5 گانه + عقل + وهم ) اگر در خدمت فوق عقل باشند و روز به روز انسان تر ، نورانی تر و مقرب تر شود این 8 تا ، 8 در بهشت می شوند ولی اگر این هفت تا فعال باشند ولی فوق عقل فعال نشود ، این 7 تا می شود 7 در جهنم . اینکه درآیات دهای بهشت 8 تا و درهای جهنم 7 تا گفته شده به حقیقت خود انسان بر می گردد. حقیقت خارجی گزاره های دینی را نمی فهمد.
پس خود ما جهمی یا بهشتی هستیم. صراط خودمان هستیم . صحیفه ( کتاب ) خودمان هستیم. چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم با دنیاست. در رحم وقتی یک سلول هستیم ، آمدام بر آن نوشته می شود تا تبدیل به یک انسان می شود یعنی صحیف که این صحیفه متناسب با دنیاست. پس مسیر خودمان هستیم ( صراط ) – کتاب خودمان هستیم – ملائک نگارنده خودمان هستیم. وقتی خارج هم می شویم محاسبه گر خودمان هستیم. اگر چیزهای جذب شده دقیقاً با ریاضیات دنیا تناسب داشته باشد تولد سالم خواهد بود ولی اگر اضافه یا کم آورده باشد ، تولدهای بیمار و ضعیف و ناقص خواهیم داشت و آنچه آورده ایم مایه دردسر است . اگر در رحم دنیا حس ها – وهم ها – خیال ها و عقل های بیشتری بنویسیم بدون فعالیت فوق عقل یعنی دیدن های بیشتر – شنید ن ها – خوردن ها ... که تناسبی با فوق عقل و ریاضیات آخرت نداشته باشد ، دائماً به باطن انسان شکل بد می دهد حتی اگر عقل هم زیاد باشد. دانشمند باشد ، چون عقل نظری است عملی نیست که در استخدام فوق عقل باشد. اطلاعات محض و خنثی است . بنابراین هر چه این امور 7 گانه بیشتر شود جهنمی که شکل می گیرد عمق – بیشتری خواهد داشت. میزان در جهنم ماندن هم به میزان بودن در این ادراکات و تقویت آنها دارد چقدر مقام پرست بوده – فخر فروشی کرده – خیال پردازی ها ( چقدر امورات دنیایی و غیر فوق عقلی را در ذهن – خود پرورش داده ) – میزان لذات های حسی ( فرصت طلبی – شهرت طلبی – جنایات با تخصص ) هر چه قویتر جهنم قویتر و عمیق تر و درمان سخت تر .
در حرکت جنین به سمت دنیا یک حداقلی لازم است مثلاً دو چشم – دو گوش ...
در حرکت به سمت ابدیت اصل فعال شدن فوق عقل است . « فوق عقل به میزان خاصی نیاز به کمالات حسی – وهمی – خیالی و ادراکات عقلی دارد تا به خود بپردازد » و الا به آنها مشغول خواهد شد. و دست و پای ... اضافه خواهد شد و هرچه میزان این اضافات بیشتر باشد تعداد اعمال جراحی لازم برای درمان هم بیشتر خواهد بود کسی که یک انگشت اضافه دارد راحت تر قابل جراحی است تا کسی که یک دست اضافه دارد.
بنابراین وقتی قرارا ست فوق عقل فعال نشود ، هر قدر سایر امور فعال تر شودند دردسر بیشتر است. و فاصله از تولد سالم بیشتر .
لذا حضرت مسیح علیه السلام می فرماید رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحت تر از رد شدن یک ثروتمند از بهشت است. چون وقتی فوق عقل غیر فعال است این مسائل مال – مقام ... بیشتر باعث می شود شخص فرصت کمتری برای رسیدن به فوق عقل خود داشته باشد و دیر تر هم متوجته می شود که به فوق عقل خود بردس. بر عکس فقیر – فقرا به بهشت نزدیکترند به همین دلیل است. چون فقیر معشوق های حس – وهمی – خیالی و عقلی کمتری دارد ، بنابراین زودتر بیدار می شود و متوجه می شود چکار باید بکند.
ثروتمندان به علت معشوق های متعدد دیر متوجه می شوند یعنی باید به بن بست برسند که آخر طبیعت گرایی هیچ چیز نیست . بسیاری از گناهکاران که توبه می کنند از نوع خوب این طور هستند می گویند تا ته گناه رفتیم ... مثل هنر پیشه های غربی زن که مسلمان می شوند تا انتهای گناه پیش رفتند و دیدند هیچ چیز نیست و لذا وقتی مسلمان می شوند ، مسلمانهای خوبی می شوند. در یک شهر غربی فقط یک دختر محجوب هست که همه او را مسخره می کنند ولی اصلاً تکان نمی خورد. در فرانسه – ایتالیا – آلمان – امریکا – کانادا.
دختر راک فلر می گوید هیچ لذتی نیست که من نبرده باشم ولی هیچوقت خوشبخت نبودم،خودم را میکشم. ( انتهای طبیع گرایی )
شاید ورای مرگ چیزی باشد که به من آرامش بدهد.
طبیعت گراها برای اینکه طرفدارانشان به سمت فعالیت فوق عقل حرکت نکنند چند کار می کنند که در کتاب در و صدف و آشتی عرض کردم . یکی اینکه دائماً تولیدات طبیعی را زیاد می کنند . تا شخص زده نشود . مثل مدل های موبایل – کامپیوتر ... کانال ماهواره که تا شخص می خواهد زده شود ، نوع جدید ارائه می شود – جام جهانی – المپیک .... با یک امر وهمی مردم دنیا را سرکار می گذارند در جام جهانی که کدام تیم پیروز می شود – ورزش امر مقدسی است مثل نماز ، حفظ سلامتی واجب است و صواب دارد ولی تمام شخصیت و فکر را متمرکز کردن به اینکه کدام می برند امری وهمی است فرض کنیم فلان کشور هم برد چه خواهد شد ؟ کدام محصول فوق عقلی با انسانی تولید خواهد شد ؟ هیچ .... فیفا اعلام می کند 50 – 30% گلهایی که به دروازه ها می رود شانسی است . ولی چند میلیون آدم شخصیت آنها له می شود ، ناراحتی معده پیدا می کنند – زخم اثنی عشر – مشکلات عصبی ... یعنی در یک امر وهمی و حیوانی چنان جام جهانی را طراحی می کنند که واقعاً تمام امور عقلانی و فوق عقلانی فراموش می شود . در مسیر درسی دانش آموزان افت تحصیلی رخ می دهد.
چقدر جنایت در جام جهانی رخ می دهد یعنی وهم آنقدر قوی می شود که تیم های مقابل چقدر علیه هم صحبت می کنند ، عمل می کنند . جام جهانی گذاشتند تا وقتی خانواده های فلسطینی و لبنای و افغانی را له می کنند ، همه مشغول باشند و کاری به جنایات امریکا نداشته باشند. جام جهانی روز بدبختی کشورهای ضعیف است.
طبیعت گرا ، طبیعت طراحی می کند. 12000 طریقه رابطه جنسی طراحی می کردند . امور وهمی – خیال و حسی کمک می کنند برای این طراحی ها . در ماهواره نشان می دهند و کسی که می تواند یک آمیزش صحیح و علمی داشته باشد که حتی در مسلمانها هم متأسفانه الاعات در این زمینه کم است و بسیاری از خانواده ها از یک رابطه سالم و خوب جنسی بی بهره اند با وجود توصیه های ائمه علیهم السلام برای یادگرفتن به هرحال برای کسی که رابطه جنبی یک مسئله فرعی در زندگی است تبدیل به یک مسئله اصلی می شود . یاد می گیرد 12000 طریقه ارضاء جنسی را . دیگر از همسرش راضی نیست. تنوع طلب می شود. فکرش مشغول مسائل جنبی است و حتی به مسائل عقلی هم نمی رسد یعنی دنبال علم به مفهوم واقعی هم نیست علم یعنی کشف روابط حاکم. مسئله ای که اغلب دانشجویان ما گریبانگیر آن هستند . به خاطر علم دانشگاه نمی روند برای یک امر وهمی یعنی لیسانس داشتن ... می روند برای پول – رقابت – پز دادن – کثافت کاری ....
دانشگاه محل نزدیک شدن به خداست به واسطه علم نه تقویت حس – خیال و وهم.
انواع ماشین – فرش – لوستر ... برای این است که دچار دلزدگی نشوند . در پارکینگ کاخ شاه چندین ماشین بود که حتی بعضی از آنها را فقط یک بار سوار شده بود – حتی اگر علم هم پیشرفت کند علم را در خدمت وهم و خیال و حس می گیرند. مثلاً تلویزیون جدید می آید باید خریده شود چون از قبلی دلش زده شده . فردا مدلی جدید در نتیجه شهوتی جدید . « این شخص هرگز فرصت نمی کند به دنبال یادگیری اطلاعات لازم باری حرکت به سمت ابدتیش برود و نه فوق عقلش را فعال می کند . »
مثلاً کسی که مال زیادی دارد ، ماشین های زاید ، در آمد بالا .. فرصت نمی کند به نماز جماعت برود.... و از همین جا شروع می شود . شخصی نزد پیامبر آمد و از فقر شکایت کرد حضرت فرمود : برایت خوب نیست. اصرار کرد حضرت دعا فرمود و او پولدار شد. نماز نیامد – نماز جمعه هم نرفت وقتی پیامبر برای زکوه نزد او کسی را فرستاد گفت پیامبر پول زور می خواهد. پیامبر با اصحاب عبور می کرد تقاضای غذا کردند گفت نمی توانم از شما پذیرایی کنم حضرت دعا کردند خدایا مال بیشتری به او بده – بعد از کنار چادری عبور کردند که مردی یک بز داشت و چون متوجه پیامبر شد از شیر بز دوشید و خدمت حضرت آورد و بز را هم سر برید و با گوشتش از حضرت و یارانش پذیرایی کرد .حضرت دست به دعا برداشت و فرمود خدایا به حد کفاف به او بده . اصحاب اعتراض کردند که چرا قبلی را آنچنین و این و مرد را اینچنین دعا فرمود : تقاضای مال بیشتری برای نفر اول تقاضای بلای بیشتر است.
به محض پرداختن به فوق عقل این قاعده است که بلاها به سمت انسان می آیند – شهوت ها کم می شوند. و انسان با بلاها ، گناهانش آمرزیده می شود و به خدا نزدیک می شود.
این قاعده هم وجود دارد که خداوند به طبیعت گراها با قانون استتدراج و دادن نعمت های به تسریع آنها را به سمت جهنم هدایت می کند.
اگر با خدا قهر کنیم ، خداوند چون چیزی از او نمی خواهیم ( آخرت را ) و دنیا را می خواهیم به ما می دهد.
« سَنَستدرجهم مِن حَیثَ لا یَعلَمون » به سمت جهنمی که خودشان نمی دانند.
در دانشگاه هم تعداد واحدها را کمتر بگیرید تا به فوق عقل برسید . کسانی که زیاد واحد می گیرند برای اینکه زودتر به مدارج بالا برسند چیزی از انسان بودن برایشان نمی ماند چون هر وقت فوق عقل از آنها غذا می خواهد می گویند وقت ندارم. ولی دنبال سایر مسائل ( وهم – حس – خیال ) هستند ولی وقتی نوبت به کودک عزیز روان – خدا و فوق عقل می رسد وقت ندارند.
حضرت امیر علیه السلام : اَلمالُ مادَّه الشّهوات یعنی هر چه مال بیشتر شود ، شهوتها هم بیشتر می شود.
تا وقتی بخواهیم به این همه شهوتها برسیم فرصتی برای نماز شب نمی ماند – شب جمعه – سحر – ذکر – احیاء – می روند چون دائماً انسان درگیر پر کردن پر کردن . شهوتهای خود است. در حالیکه اگر مال نبود ، دنبال اینها هم نبودیم . ماده شهوات نیست. وقتی ماشین می خرید برای مسافرکشی در حالیکه روحیه خودتان را می دانید که دخترها به زور سوار می شوند ، پول هم می دهند ، قبل از داشتن ماشین که مجبور بودید سوار ماشین دیگران بشوید که روحیه بهتری داشتید. وقتی ماشین دار شدید باید سوار کن شوید و شخصیت بعد از چند ماه تغییر می کند . چون ماشین است ، گرفتار می شود. چون پول داشت – زیبایی داشت .- موبایل داشت ... فرزندان خود را بیخود به این امر ( ماده شهوات ) مسلح نکنید در حالیکه می دانید تزکیه ندرند ، فوق عقل فعالی ندارد. اگر فرزندان با فوق عقل فعال دارید اشکال ندارد مال در اختیار آنها بگذارید.
حضرت امیر علیه السلام به امام حسن علیه السلام می فرماید : پسرم قبل از اینکه دیگران قلب ترا اشغال کنند به تربیت تو پرداختم تا نتوانند این کار را بکنند. اول یک قلب خوب برای فرزندان خود بسازید و بعد هر جا می خواهید آنها را بفرستید . خارج از کشور . دکتری داریم که در کانادا دوران تخصص خود را با چادر گذراند. کم نمی آورد در آن محیط ، حتی رشد بیشتر هم می کند. دانشمندان هسته ای ما جوانان کم سنی هستند که در مقابل پیشنهادهای بزرگ مالی مقاومت کردند . که با توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها موفق شدند دنیا را به زانو در بیاورند و گاز مورد نظر را کشف کنند. در این حالت هر چه به جنین شخصی خوراک وهمی – حسی – خیالی عقلی بدهید ، جذف فوق عقل خود می کند. از هنر – ورزش – موسیقی ... همه اینها برای کسی که فوق عقل فعالی دارد به قول علامه « قرب » می آورد . در این حالت یک نوای موسیقی می تواند انسان را در نماز شب قدرتمند کند . چون بلد است چگونه از آن استفاده کند.
مرحوم فیض کاشانی داماد ملاصدرا از نوادر علما است خانمی خوش صدا انتخاب کرده بود که برایش بخواند تا معنویتش تقویت شود . خدمت یکی از ائمه علیه السلام رسیدند عرض کند کنیزی می خواهیم بخریم صدای خوبی دارد اشکال ندارد پول بیشتری بدهیم تا از صدایش استفاده کنیم. حضرت فرمود به شرط آنکه برای شما از آخرت و خدا بخواند تا معنویت شما تقویت شود ، اشکال ندارد.
کسی است موسیقی میخواند شهوت جنسی او فعال می شود ، در مورد دختر و پسر و زیبایی های دختر – ذلت یک مرد را به رخ کشیدن در برابر دختر یا بر عکس . انسان را بدبخت می کنند . کسی که معشوقش خواست ، جز او اله دیگری ندارد ، ترانه در مورد ذلت و نکبت خودش می گوید.
تمام قوا موسیقی دارد. موسیقی برای بعضی ها حلال است و برای برخی حرام . مثل قند که برای فرد دیابتی حرام است.
موسیقی حسی داریم – وهمی داریم – خیالی داریم – عقلی و فوق عقلی
حدیث : خداوند از 100000 عمر دنیا 20000 سال او را برای دشمنان خودش قرار داده و دشمنان آل محمد علیهم السلام 80000 برای حکومت محمد و آل محمد علیهم السلام . یعنی بعد از ظهر امام زمان علیه السلام در حدیث داریم بعد از انقلاب اسلامی ظهور امام زمان هست که ما به سرعت به این لحظه نزدیک می شویم . در آن زمان 80000 شروع می شود و همه ائمه علیهم السلام بر می گردند ( رجعت ) ان موقع متوجه می شویم موسیقی فطری طراحی کردن یعنی چه ما به برکت انقلاب اسلامی در 27 سال گذشته موسیقی های خوبی داشتیم فوق عقلانی – عقلانی . یعنی موسیقی این که بعد از گوش دادن دوست داری نماز شب بخوانی – سجده کنی . ذکر بگویی . صلوات بفرستی . ولی چون اساساً زمانی که ما در آن هستیم ، دوره حکومت جور است ، طبیعت گراها حاکم هستند لذا موسیقی های تولیدی هم از نوع طبیعی است و حیوانی . لذا به همین دلیل غالب فقها بیشتر موسیقی ها را حرام می دانند. لذا موسیقی را برخی از آن را مجاز دانستند چون می تواند در استخدام فوق عقل در بیاید.
هیچ فقیهی نمی تواند بگوید موسیقی حلال است یا حرام . اگر موسیقی عقلانیت را تقویت کند مثل ویتامینه عبادت هم هست و قرب می آورد ولی اگر امور حسی – جنبی – خیالی و وهمی را فعال کرد ، حیوانی است و حرامه . مثل چیزهای دیگر. نمی توان گفت ساز حرام است. چی کسی مهمه و چگونه باشد استفاده از آن.
ما مارش هایی داریم که وهمی است مثل مارش عملیات . حس و حال جبهه به انسان دست می دهد باری مبارزه و شهید شدن ولی گاهی مارشی هم هست که انسان تحریک می شود برای آدم کشی ، پس مهمه که موسیقی برای کدام حس تنظیم و تهیه شو. مثلاً موسیقی امام علی 8-7 قرن پیش طراحی شده بود . دستگاه ... این موسیقی فطرت را فعال می کند . اینها متخصص می خواهد. در فیلم ادوارد و دانیلی در انتهای اذان مرحوم مؤدن زاده را با موسیقی خاصی مخلوط کردند – حس خاصی به انسان دست می دهد و تقویت می کند آهنگ هایی که برخی قاریان استفاده می کنند ولی حالت حیوانی دارد. در احادیث داریم که برخی تلاوتهای آخرالزمان سهو و لعب است ، غنا است و همه فقها حرام کردند.
مرحوم عبدالباسط که با صدای خودش دها هزار نفر را مسلمان کرده به این دلیل است که موسیقی تلاوت او با فطرت تنظیم شده – حس پرستش را در انسان احیا می کند. بلد بوده کلمات را با چه آهنگی و در چه دستگاهی تلاوت کند تخصص می خواهد.
حضرت امیر علیه السلام : یک مسلمان واجب است حداقل در روز 50 ایه قرآن بخواند . با فهم 2 آبه تفسیر تغذیه فوق عقل لازم است در حالیکه خیلی ها آن اکراه قصه در رفتن از این برنامه را دارند . برای ازدواج و طالق وا استخاره و مرده قرآن را می بوسند ولی اگر بخواهند بخوانند ، بفهمند که خدا چه می گوید اصلاً از شنیدن دای خدا متنفر است . وقت ندارد ولی روزنامه ورزشی – حوادث ... مطالعه حوادث ضرر دارد – داستان – سریال ... اینها همه واهمه را تقویت می کنند. چون با تهام حس قهرمانی حرکت می کنید ، روح شکل می گیرد و 1000 سال طول می کشد ، عذاب دارد تا از روح شما کنده شود.
ابن سینا می گوید من نمی خواهم داستان بشنوم چون می گذارد کار عملی کنم . کسی که در 12 سالگی پزشک شده . ما با شهوت می گردیم کدام کانال سریال دارد – کارتون دارد... تعقیب می کنیم – حس می گیریم.
بعضی ها از بیرون هم فیلم می گیرند . کم نیاورند در فیلم و سریال ، سرشان گرم باشد یاد قیامت و ابدیت نیفتند . بعضی ها هم که ماهواره دارند 700 کانال . کاملاً ارضا هستند. کی می توانند قرآن بخوانند در مورد انسانیت فکر می کند . برای قبر – برای 50 سؤال قیامت آماده شدن ؟ هیچ وقت .
هر سؤال 1000 سال طول می کشد . کی می خواهد تربیت انسانی کند خودش را . وقت نمی کند.
برای گروهی از معلمین صحبت می کردم ، خانمی آمد و گفت خیلی علاقه به سیروسوک و عرفان دارم همین برنامه سبک را دارم هیچ معلمی اعتراضی نکرد ، ایشان آمدند و گفتند این 50 آیه کمتر نمی شود ؟ گفتم شما که عاشق عرفان و خدا بودی الان خیلی ها وقت ندارند 50 آیه بخوانند یا شهوتهای عقلی دارند دانشگاه و پروژه و کار علمی . یا شهوتهای وهمی و حسی و خیالی دارند . این حس را برای ندارد که از آن لذت ببرد برای فوق عقل بلکه آنقدر می خورد که نماز صحبش قضا می شود. مهم است که کمالات صرف چه دانه ای می شود در انسان طبیعت گرا و فطرت گرا هر دو غذا می خورند. ازدواج می کنند ، تفریح می کنند... ولی تفاوت زیاد است . کودی می تواند دانه خرزهره را بارور کند یا دانه سیب را .
وجودهای ماست که می تواند تمام دیدنیها ، شنیدنیها ، ... را خراب می کند. اگر ما طهارت نداشته باشیم غذاهای عرفانی هم بخوریم رشد نمی کنیم ، اینست . وقتی در کلاس عران می نشینیم در حالیکه غذای حرام خوردیم – امور وهمی و خیالی و حسی حرام داریم. حتی غذای فوق عقلی بخوریم رشد نمی کنیم. 10 سال در کلاس عرفان است ولی در ابتدایی ترین مسائل لنگ می زند. چون مسیر آلوده است. پزشک ابتدا معده را شتشو می دهد ، بعد تجویز غذا و دارو می کند و الا باعث عفونت خواهد شد. استغفار کنیم. پیامبر صلی الله علیه و آله در هیچ مجلسی نمی نشست مگر اینکه 25 بار استغفار می کردند یعنی هم دیدنیها و شنیدنیهایش را بیرون می ریخت با استغفار ما هفته هفته می گذرد 10 استغفار جدی نداریم. پیامبر در روز 100ها بار استغفار می کردند. استغفار یعنی خدایا اگر چیزی دیدم که نباید می دیدم – تصویری به ذهنم رسید ، چیزی شنیدم که بدن و روحم شکل می دهد ، فکر غلطی کردم توبه می کنیم. ما اصلاً احساس نیازی برای استغفار نمی کنیم . ما فقط باید بخوریم – حس ها – خیالات – وهم ، دیدنیهامون را زیاد کنیم – درس بخوانیم و دکتر و مهندس شویم . بچه هامون – خانه هامون چنان شود ، تلفن هامون – ماشین هامون متتنوع شود. ، متأسفانه نمی خواهیم حرکت جدی به سمت شدن داشته بشایم.
هفته بعد
« نقش تنظیم این قوا در تولید شادی »
قرآن کریم :
هر چه شخص شادتر و آرام تر است انسان تر است . هر چه پژمرده تر – داره بیشتر دارد. وسواس است از ایمان حقیقی و انسانیت فاصله دارد ولو 20 بار هم به حج برود.
اگر بخواهید عبادت هایتان مؤثر باشد ، باید امور حسی – وهمی – خیالی – عقلی کنترل شده ای داشته باشید و همه در استخدام فوق عقل باشند.
و الا ممکنه است 60 سال نماز بخوانید و به فرمایش امام صادق علیه السلام یک رکعت آن هم قبول نباشد چون جذب نشده.
تعادل در 4 قوه اول می تواند شادی تولید کند و آرامش – نتیجه آن مؤثر بودن عبادات و لذت بخش بودن آنها و رشد آفرینی است .
والحمد لله رب العالمین