اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ این جلسه آخرین جلسه ای هست که پیرامون حقوق متقابل مطالبی را خدمتتان عرض می کنیم. و آخرین جلسه بحث حقوق شوهر بر زن هست. در جلسه گذشته اهمیت حقوق شوهر را عرض کردیم و اینکه فرمودند زن حق خداوند عزّوجلّ را ادا نمی کند مگر اینکه باید حق شوهرش را ادا بکند و رسول خدا(ص) فرمودند که (اَعظَمُ النّاس حَقّاً عَلی المَرأۀ زَوجُها) در میان مردم بیشترین کسی که حق دارد به گردن زن شوهرش هست. یعنی انسان با افراد زیادی ارتباط دارد.@ در ارتباطات مختلف هم حقوق مختلف خودبهخود ایجاد می شود با پدر با مادر با همسر، برادر، خواهر، استاد و کسان دیگر می فرماید برای زن هیچ کس بیشتر از شوهرش حق به گردن او ندارد و همانطور که جلسه قبل هم عرض کردم بعد از انجام واجبات الهی مهمترین کاری که یک زن برای سعادت دنیا و آخرتش باید بکند این هست که همسرش را از خودش راضی و خشنود نگه بدارد.@ و امام باقر(ع) فرمود هیچ شفیعی برای زن نجات دهندهتر از رضایت شوهرش نیست (لا شفیعَ لِلمَرئَۀِ اَنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها) هیچ شفیعی برای زن در نزد خداوند نجاتدهندهتر از رضایت شوهرش نیست و اگر همین یک مورد یعنی رضایت نباشد بقیه اعمال زن هم کمکی به حال او نخواهد کرد.@ عبادتهای او، روزههای او، نمازهای او هم هیچ کمکی به حال او نخواهد کرد. این شرط قبولی طاعات زن همین رضایت شوهرش هست. به هر حال اسلام خواسته که زن شوهرش را بزرگ بشمارد او را احترام بکند و تا جایی که نبی اکرم(ص) فرمود اگر من امر می کردم به سجده حتماً امر می کردم که زنها به شوهرانشان سجده بکنند. فقط چون اشکال دارد من این کار را نمی کنم اما اگر اشکال نداشت امر می کردم که زنها به شوهرانشان احترام بگذرانند.@ از اهمیت حق مرد بر زن هست و در خود قرآن هم وقتی تعبیر شوهر را خداوند می خواهد بیاورد در رابطه با زن از کلمه سید استفاده می کند (وَ سَیِّدُها لَدَی الباب) آقای آن خانم در کنار در ایستاده بود تعبیر به سید و آقا و سرور می کند.@ مطلبی که اینجا باید تذکر بدهم هم در رابطه با شوهر و هم در رابطه با زن این هست که خدای نکرده نباید بگذاریم روحیه تکبر در مقابل همسرمان بر ما غلبه بکند. که این یک خُلق شیطانی هست. قرآن وقتی دارد این اخلاق شیطان را بیان می کند می فرماید که (وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ).@ در جای دیگری از قرآن می گوید ما از شیطان سؤال کردیم تو چرا بر آدم سجده نکردی؟ او در جواب گفت آیا من سجده کنم به کسی که از خاک آفریده شده؟ (خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ) من را از آتش آفریدی و او را از خاک آفریدی، من از او برتر هستم.@ این فقط بیان داستان نیست بلکه این روحیه شیطان هست و کسانی که پیروی شیطان را می کنند خُلق الهی را نمی خواهند بگیرند همیشه در برخوردشان با دستورات الهی این روحیه سراغشان می اید یعنی روحیه مقایسه، یعنی مقایسه کردن و بعد خود را برتر دیدن بگوید من این کار را بکنم این دقیقاً روحیه شیطان هست.@ وقتی به زن می گوید که احترام بگذار و شوهرت را بزرگ بشمار رضایت او را باید جلب بکنی و هیچ چیز برای تو نجاتدهندهتر از رضایت همسرت نیست و آن شرائط دیگری که مسائل اخلاقی که جلسه قبل گفتم و این جلسه هم باز تذکر می دهم به هیچ وجه نباید تکبر بکند.@ انسان با خداوند روبرو هست خدا اینگونه امر کرده و کسی که خدا را به خدایی قبول دارد و به خداوند ایمان آورده و او را به عدالت و حکمت می شناسد برایش هیچ استنکاف و استکباری ندارد که قبول نکند وقتی خداوند فرموده او به راحتی تن می دهد.@ اینگونه نیست که بگوید من باید در مقابل این سکوت بکنم. در مقابل این باید اطاعت این را بکنم بدون اجازه این از خانه بیرون نروم و مطیع باشم او اصلاً اینگونه برخورد نمی کند او این دستور را امر خداوند تبارک و تعالی می داند و مطیع هست و به هیچ وجه نباید مقایسه بکند یعنی شوهر یک شأن الهی دارد که باید جایگاهش رعایت بشود. این شأن الهی به هیچ وجه نباید در نزد زن سقوط بکند ولو خیلی هم افراد با همدیگر عیاق باشند، صمیمی باشند.@ در روایت خیلی سفارش شده در میان دوستان هم همینطور(لا تُضَیعَنَّ حَقَّ اَخیک اِتِّکالاً عَلی ما بَینَکَ وَ بَینَه) حق را ضایع نکنید به خاطر رفاقت و صمیمیتی که بین شما هست. یعنی احترام، دوستی، روابط صمیمی، روابط عاطفی خوب و زیاد به جای خودش اما اینکه افراد جایگاه همدیگر را هم دقت بکنند که کجاست آن هم جای خودش، یعنی هیچ موقع روابط صمیمی نباید باعث بشود که افراد فراموش کنند که طرف مقابلشون در چه جایگاهی قرار دارد.@ شاگرد فراموش کند که استادش در چه جایگاهی قرار دارد. فرزند فراموش کند پدر و مادر در چه جایگاهی قرار دارند. حضرت سجاد می فرماید خداوندا به من کمک کن که از پدر مادرم به اندازه شاه ستمگر بترسم.@ این نفی آن روابط عاطفی و صمیمی که بین والدین و فرزند هست نمی کند باشد به جای خودش، اما فرزند همیشه باید بداند که پدر مادر یک شأن الهی دارند. یک وظیفهای او در مقابل پدر مادرش دارد یک حقی را خداوند نسبت به پدر مادر قائل شده به عهده فرزند که فرزند باید ادا بکند.@ ولو این شخص هر چقدر هم ممکن است شأنش از پدر مادرش بالاتر بشود. ممکن است فرمانده بشود در یک شهر فرماندار بشود. در یک جایی رئیسی بشود که پدر مادرش موظف هستند از او اطاعت بکنند ولی شأن پدر مادری هرگز سقوط نمی کند. همیشه سر جای خودش هست یعنی فرزند همیشه فرزند هست.@ (قُم عَن مَجلِسِکَ لِمُعَلِّمِکَ وَ اَبیک وَ اِن کُنتَ اَمیرا) به احترام معلم و پدرت از جایت بلند بشو موقعی که اینها وارد می شوند حتی اگر تو امیر باشی، یعنی شئونات را نباید به هم بزنیم اتفاق زیاد می افتد که آقا یا اصلاً بیسواد است یا سوادش کم است من زیاد از این موردها سراغ داشتم.@ اخیراً همین 20 شهریور یک آقا و خانمی با هم ازدواج کردند که آقا تا پنجم ابتدائی سواد داشت خانم دانشجو بودند با هم ازدواج کردند. هیچ موقع خانم نمی تواند بگوید که بی سواد هست یا کارگر هست یا شغلش این هست بعد از وظیفهای که در مقابل شوهرش دارد از ادب، احترام، بزرگداشت و فرمانبری و اطاعت تفره برود به هیچ وجه بگوید که حالا این که اینطوری هست. من سوادم بیشتر هست.@ یا ثروتش بیشتر باشد یا موقعیت اجتماعیش بیشتر باشد به هیچ عنوان نمی تواند شوهر مقام الهی خودش را در مقابل زن دارد و هرگز این مقام از بین نخواهد رفت. روحیه شیطانی یعنی روحیه مقایسه یعنی شخص مقایسه بکند که این سوادش از من کمتر هست. ثروتش از من کمتر هست. موقعیت اجتماعیش از من کمتر هست. فامیل من از فامیلهای این بهتر هست پس من زیر بار نروم.@ نه هیچ چیزی نمی تواند آن شأن همسری و شوهری را که خداوند تبارک و تعالی احترام و اکرامش را بر زن واجب کرده از بین ببرد به هیچ وجه، باید اکرام بکند. (وَیلٌ لِلاِمرَئَۀٍ اَغضَبَت زَوجَها وَ طُوبی لِلاِمرَئَۀٍ رَضیَ عَنها زَوجَها) از نبی اکرم(ص) هست که وای بر زنی که بغضب بیاورد همسرش را و خوش به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد.@ این مسئله حقوق بود که قبلاً هم عرض کردیم. به هر حال وقتی شوهر رضایتش بزرگترین شفیع هست برای سعادت ابدی زن، زن این را باید بزرگ بداند. یعنی از علامتهای آدم عاقل همین هست که هر چیزی را خدا بزرگ کرده او هم بزرگ می کند و هر چیزی را که خدا پست کرده او هم آن چیز را حقیر و پست می شمارد.@ وقتی به زن می فرماید که رضایت هیچ کس برای تو(اَعظَمُ النّاس حَقّاً عَلَی المَرئَه زَوجُها) بالاترین مردم از نظر حق بر زن شوهرش هست و هیچ شفیعی نجاتدهندهتر در نزد پروردگار برای زن از رضایت شوهرش بالاتر نیست او باید این را بزرگ بشمارد یعنی باید برایش بزرگ باشد.@ در اینجا که دیگر زن فکر نمی کند که حالا شوهرش بی سواد هست یا باسواد موقعیت اجتماعی دارد یا ندارد او الان اگر فکر سعادت خودش هم باشد وظیفه الهی خودش را انجام می دهد و باید هم انجام بدهد که به سعادت ابدی به رستگاری ابدی نائل بشود.@ لذا مهمترین کس برایش در زندگی همان همسرش هست. یعنی خیلی با مراقبت رفتار می کند که خدای نکرده مسئول نشود. خدای نکرده بدهکار نشود. اهل فداکاری هست. اهل گذشت هست ظهور هم دارد یعنی این علائمی دارد.@ یکی اینکه حالا آن احترام و اکرامی که می کند به جای خودش، رفتارش با شوهرش به خاطر اینکه شوهر مسائل خارجی نمی تواند شأن او را از بین ببرد. شأنش به جای خودش محفوظ هست. بله ممکن است شوهر از زن یک چیزی را بخواهد که خدا نمی خواهد آنجا (لا طاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فی مَعصیَۀِ الخالِق) زن آنجا حق اطاعت از شوهرش ندارد.@ اما در غیر از مواردی که پای حلال و حرام در میان هست در بقیه موارد باید مطیع باشد. زن وقتی شوهر این حق یا این شأن را دارد در همه مراحل زندگی، چه مراحل سختی و چه مراحل خوشی و رفاه رفتارش با شوهرش یکسان هست.@ یعنی موقعی که در فشار زندگی می افتدند. خلقش تغییر نمی کند، بداخلاق نمی شود، سخت نمی گیرد غر نمیزند. رفتارش ثابت هست. در مواقع رفاه هم همینطور، یعنی اینطور نیست که وقتی پول بیشتر شد شوهر جنس بیشتری خرید یا زینتی خرید رفتار زن خوب بشود خوشاخلاق بشود موقعی که مرد نداشت، نتوانست، دستش بسته بود گرفتاری داشت، خلقش تغییر بکند.@ این یکی از علائمش هست که دقیقاً دارد آنطور که خداوند می خواهد رفتار می کند یکسان بودن رفتار زن در رفاه و سختی و مطلب دیگر این هست که حمایت می کند یعنی اهل پشتیبانی از همسرش هست خیلی از همسرش دفاع می کند یک موقع کسی بخواهد بد شوهرش را بگوید سخت می ایستد دفاع می کند یعنی واقعاً حاضر نیست با چیزی و با کسی همسرش را عوض بکند.@ مطلب بعد این هست که اگر شوهرش هم تقصیر و کوتاهی دارد نمی رود اینطرف و آنطرف بیان بکند گزارش بدهد که این اینطوری هست او آنطوری هست نگه می دارد این را تحمل می کند اهل شکایت و گله نیست برود به اینطرف و آنطرف گله بکند.@ پیش مادرش و پیش خواهرش و پیش پدرش بنشیند گله بکند و به هر حال خطاها و سستیهای شوهرش را ندیده می گیرد. تحمل می کند، شکایت نمیک ند که آبروی او را ببرد. این هم یک مطلب راجع به بزرگداشت مقام شوهر بود.@ مطلب بعد راجع به اذیت کردن هست که فرمودند زن نباید اهل این باشد که شوهرش را اذیت بکند چیزهایی را که در توانش نیست از او بخواهد و به او تحمیل بکند. از او انتظارهای بیجا از او داشته باشد. البته همه اینها متقابل هست یعنی مرد هم نباید انتظار بیجا و توقع بیجا از زن داشته باشد.@ آن مسائلی که راجع به خانمها بود عرض کردیم. الان داریم حق شوهر را بر زن می گوییم به هر حال نباید تحمیل بکند. چیزهایی که مرد تحملش را ندارد. طاقتش را ندارد تحمیل بکند یا از او بخواهد و مرد را شرمنده بکند. بعضی وقتها می شود زن گلهای می کند. شکایتی می کند و یک چیزی را می خواهد که مرد واقعاً در توانش نیست و شرمنده هم هست از اینکه بتواند تهیه بکند.@ نباید شخصیت مرد را خورد بکند و او را خجالتزده بکند. بخصوص مواردی که احساس می کند هم ردیفهای او یا کسانی که نزدیک هستند این امکانات را دارند و حالا این می خواهد خودش را به آن هم ردیفهای خودش برساند و شوهر را در فشار می گذارد.@ که باید تلویزیونمان را عوض بکنیم رنگیش بکنیم. رفتم خانه خواهرم ویدئو خریدند. شما هم باید حتماً یک ویدئو برای ما بخرید. پایش را در یک کفش می کند روزگار طرف را سیاه می کند که باید حتماً ویدئو بخری، قرض بگیر از مسجد محل، وام بگیر، خیلی راه جلو پای بیچاره می گذارند طرح و نقشه میریزند که برود بخرد یا تلویزیون رنگی یا ویدئو حالا این مثالهای کوچک هست.@ یک موقعهایی می بینید که فشار می اورند که باید ماشین بخری یا فرشمان را عوض بکنیم یک فرش دیگر بخریم چیزهایی از این قبیل، نباید این فشار را بیاوریم. این تحمیل را نباید بکنیم. به هر حال زن عاقل کسی هست که اسیر این مسائل نیست و اسیر عرف هم نیست. این خیلی نکته مهمی هست.@ من دیدم خانمهایی را که خیلی با ظرافت برخورد می کنند اینطور نیست که عرف بتواند خیلی راحت آنها را تکان بدهد و وادارشان بکند که هر کاری بکنند. هر فشاری بخواهند به شوهرشان بیاورند. در عرف ما مسائلی که خدا راضی هست زیاد هست. اگر کسی واقعاً سعادت دنیا و آخرتش را بخواهد باید دنبال این باشد آیا خدا از این عمل ما از این کار ما راضی هست یا راضی نیست.@ در اجتماع ما مسائلی که خدا راضی نیست زیاد هست و بی خود در فرهنگ ما متأسفانه این چیزها به مردم تحمیل شده مثلاً شخص کسی از آنها می میرد در اسلام داریم شما تا یک هفته همسایگان و نزدیکان نگذارند از خانه این شخص دود بلند بشود یعنی غذا درست نکند این را حتی نگذارند در خانهاش بماند به خانه خودش ببرند غذا برایش ببرند.@ اما متأسفانه در مملکت ما اینطوری نیست. یک نفر که می میرد خود عزا هیچی، عزای بالاتر تهیه امکاناتش هست یعنی طرف شاید آنقدر برای تهیه این ولیمههای عزاداری عزا می گیرد برای مردهاش عزا نمی گیرد آنقدر ناراحت نیست.@ آن چیزی که خیلی ناراحتش می کند این هست که این الان باید برود زیر کلی بدهی تا این تدارکات و بخوربخورهای عزاداری را بتواند تهیه بکند. سومش و هفتش و چهلمش خدا نکند یک موقعی در مسجد یا در مجلس میوه نباشد چند جور میوه باشد، خیلی تشریفات زیادی، ولیمه سنگین، حالا همه کسانی که آمدند فاتحه خواندند حتماً باید بیایند یک مرغی یا یک کبابی بخورند اگر نخورند نمی شود آن مرده هم آمرزیده نمی شود و تحمیل شدید.@ اینها در اجتماع ما متأسفانه جا هست در عروسیها خیلی زیاد هست. در جشنها مثلاً طرف می خواهد یک جشن تولد برای بچهاش بگیرد اینقدر مسائل را تحمیل کردند شخص می ترسد. یا باید برود ده هزار تومان وام بگیرد که این بتواند مثلاً جشن عبادت یا جشن تولد می خواهد برای پسرش یا دخترش بگیرد ببین چه مشکلی دارد مشکلات دارد که از پس مخارج این جشن چطوری در بیاید.@ یک جا مثلاً تقی به توقی می خورد یک نفر در این مجلس جشن یک چیزی را ابداع می کند حالا آن یکی هم از او یاد می گیرد که حتماً باید مجلس ما هم اینگونه باشد. زن عاقل اینطوری نیست زن عاقل اسیرعرفیات نیست که حالا ما رفتیم آنجا دیدیم آنها اینطوری کردند یا این کار را می کنند، نه ما وسعمان اینقدر می رسد جشن را برپا می کنیم به سادهترین شکل.@ حتماً باید این مخارج در آن باشد حتماً باید این مقدار گُل، این مقدار کیک، این مقدار شیرینی حتماً اگر اینهایی که می ایند ساندویچ نخورند در مجلس جشن تولد کفر هست. رسم هست که حتماً ساندویچ بدهند باید حتماً بروند دانهای 50 تومان ساندویچ حالا 100 نفر دعوت کرده آمدند یک جشن عبادت، این مسائل را نباید تحمیل بکند. زیاد هست در مهمانیها.@ شب عید باید حتماً لباسها عوض بشود باید ببینیم وسع می رسد، نمی رسد. لباسهای سنگین، کفش سنگین حالا که شب عید هست باید همچین مخارجی.@ امسال سال اول تحصیلی هست باید همه چیز عوض بشود. روپوش باید عوض بشود کفش باید عوض بشود کیف باید عوض بشود. چه کسی این را گفته؟ چه می شود انسان از کیفی که سال قبل استفاده میکرد از روپوشی که سال قبل استفاده می کرد استفاده بکند؟@ به هر حال ما حضرت زهرا(س) داریم که چقدر دنیا را تحقیر کرد شب عروسیش وقتی لباس عروسی خودش را درآورد و به یک مستمند داد و بعد با لباس معمولی به خانه شوهرش می رود. هیچ اُفتی هم ندارد که اینگونه عمل نکرد.@ خدا شاهد است که چه جهنمهایی در این مجالس هست. اینها باید یاد بگیرند اتفاقاً خانمها آقایان باید قبل از ازدواج این مسائل را یاد بگیرند دخترها باید قبل از ازدواج یاد بگیرند که طرف آمد خواستگاری فشار بیش از حد به گردنش نگذارند حتماً باید عروسی در باشگاه باشد. حتماً باید در فلان باشگاه بخصوص باشد. حتماً باید فلان آرایشگاه بخصوص باشد. حتماً باید فلان لباس باشد و الا ماشاءالله.@ یکی از عوامل فسادی هم که در جامعه ما هست همین است یعنی افراد از مخارج ازدواج که اصلاً خداوند راضی نیست امام زمان والله راضی نیست به این مسئله، می ترسد از این مخارج زیاد، ما نمونههای زیادی داریم که با چه شرائط سهلی عروس به خانه داماد می رود. در فرهنگ غنی خودمان الاماشاءالله از این نمونهها داریم.@ نباید تسلیم عرفیات شد. تسلیم عرفیات شدن یک نوع شرک هست. اهانت هست تحقیر دین هست ما دینمان به اندازه کافی غنا دارد و حرف دارد برای هر کاری از کارهایی که ما باید بکنیم. پس نباید اهل تحمیل باشد.@ یا مثلاً کسی می اید مهمان هست. انسان وقتی که مهمان می اید در حد توانش باید اکرام بکند گفتند مهمانتان را اکرام بکنید به جای خودش، اما در حد توان، نه اینکه وقتی مهمان دارید خارج از شأن خودت به یک فشاری بیافتید، یا بیندازد یک نفر خودش را یا همسرش او را بیندازد به یک فشاری خارج از شأن خودش، نه ما این هستیم ظاهر و باطن همین هستیم. اکراممان را هم می کنیم و اکرام هم به این چیزهای مادی نیست.@
خیلی خوب است نباید تکلف در زندگی راه پیدا بکند هر دو طرف همینطور هست یعنی مواردی هست که مرد دچار تکلف می شود. در خدماتی که زن در خانه ارائه می دهد. انتظار بیجا خیلی وقتها هم زن دچار تکلف می شود و فشارهای بیهود و بیمورد به همسرش می اورد.@ چند تا روایت در این زمینه بخوانم (مَلعونَۀٌ مَلعونَۀٌ اِمرَئَۀٌ تُؤذی زَوجَها وَ تَغِمَّه وَ سَعیدَۀٌ سَعیدَۀٌ اِمرَئَۀٌ تُکرِمُ زَوجَها وَ لا تُؤذیهِ وَ تُطیعُهُ فی جَمیعِ اَحوالِه) امام صادق(ع) فرمود ملعون است ملعون است زنی که شوهرش را اذیت بکند و او را غمگین بکند. لعنت کرده است امام صادق (ع)، و سعادتمند است سعادتمند است زنی که شوهرش را اکرام بکند و اذیت نکند و او را در همه احوال اطاعت بکند.@ روایت بعدی از پیغمبر(ص) (اَیُّما اِمرَئَۀٍ لَم تَرفُع بِزَوجِها وَ حَمَلَتهُ عَلی ما لا یَقدِرُ عَلَیه وَ ما لا یُطیق لَم تُقبَل مِنها حَسَنَۀٌ وَ تَلقَ الله وَ هُوَ عَلَیها غَضبان) هر زنی که با شوهرش مدارا نکند و خوشرفتاری نکند و بر او چیزی را که تحمل ندارد «ما لا یَقدِرُ عَلَیه وَ ما لا یُطیق» آن چیزی را که طاقت و قدرتش را ندارد بخواهد به شوهرش تحمیل بکند هیچ ثوابی از او پذیرفته نیست. هیچ حسنهای، هیچ عملی از او پذیرفته نیست و خدا را در حالی ملاقات می کند که خدا از او غضبناک و خشمگین نسبت به او هست.@ (وَ اَیُّما اِمرَئَۀٍ قالَت لِزَوجِها ما رَأیتُ مِنکَ خَیراً قَد فَقَد حَبِطَ عَمَلَها) هر زنی که به شوهرش بگوید من از تو خیری ندیدم. می فرماید: «فَقَد حَبِطَ عَمَلَها» عمل خودش را باطل کرده، وقتی می گوید عمل خودش را باطل کرده است یعنی عمل زن در خانه تمامش جبرانش با خدا است. عبادت هست. جلسه قبل خواندیم که یک آب دادن به دست شوهر عبادت هست یک سال ثواب عبادت مقبول دارد.@ میگوید همه آن ثوابها را باطل کرده واقعاً این باید جا بیافتد برای زن و شوهر که در رفتارشان رفتار طرف مقابل را خیلی ملاک قرار ندهند و آنچه که ملاک هست این هست که خداوند چه امر فرموده و چگونه راضی هست و وظیفه ما چیست در مقابل همسرمان، چون آنطوری با آخرتمان بازی کردیم.@ مطلب بعد که خانمها از آن نهی شدند این هست که سر شوهرانشان منت نگذارند سلمان فارسی(ع) می گوید من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود هر زنی که منت به شوهرش بگذارد (فَتَقول) بگوید (اِنَّما تَأکُلُ اَنتَ مِن مالی لَو اَنَّها تَصَدَّقَت بِذلِکَ المال فی سَبیلِ الله لا یَقبَلُ الله مِنها اِلاّ اَن یَرضی عَنها زَوجُها).@ منت بگذارد به شوهرش بگوید تو داری از مال من می خوری بعضی وقتها می شود که مرد مجبور می شود به خاطر یک مشکلاتی مثلاً چند صباحی مهمان پدرزنش باشد. مثلاً یک طبقهای از خانه پدر خانمش را می گیرند می نشینند یا پول کمتری می دهند یا مهمان می شوند. یا از پدر دختر کمک می گیرد برای اینکه زندگیش را راه بیاندازد یا خانم بیرون کار می کند حقوقش را می اورد در خانه مصرف می کنند.@ می فرماید زن به هیچ وجه حق ندارد منت این کارها را روی شوهرش بگذارد اگر منت گذاشت خداوند از او قبول نمی کند بعد می فرماید: (لَو اَنَّها تَصَدَّقَت بِذلِکَ المال) اگر همه آن اموال را هم زن برود صدقه بدهد خداوند از او قبول نمی کند تا اینکه شوهرش از او راضی بشود حق منتگذاری ندارد.@ زن باید دقت بکند که یکی از نیازهای اساسی شوهرش همین اکرام و احترام هست. اگر زن شوهرش را تحقیر کرد و به او احترام نگذاشت اولاً جدای از اینکه مشکل آخرتی برای خودش دارد آخرت خودش را به خطر انداخته مشکل تربیتی برای بچههایش درست می کند و روحیه شوهرش را شدیداً تضعیف می کند هم در خانه تضعیف می کند هم بچهها ذلیل می شوند.@ یعنی احساس ذلت می کنند و هم شخص در بیرون از خانه احساس ذلت با او هست این تحقیری که یکسره در خانه دارد می شود و این در کارش تأثیر می گذارد برعکس زن می تواند با رفتارش چنان شوهرش را تقویت بکند که بر بسیاری از مشکلات در خارج از منزل غلبه بکند تقویت، تشویق، احترام، بزرگداشت، به او اطمینان دادن، نیرو دادن خیلی می تواند مؤثر باشد در بهداشت روانی شوهرش در زندگی زناشویی و در اجتماع خیلی می تواند تأثیر بگذارد به این باید دقت بشود.@ دو روایت هم از نبی اکرم(ص) هست راجع به خصوصیت زن خوب از خصوصیات زن خوب که با شوهرش دوست باشد و کمک همسرش باشد در کارهای دنیا و در کارهای آخرت همسرش را یاری بکند. مطیع باشد و عفیف و پاکدامن باشد و نگهبان مال همسرش باشد.@ در روایت از پیغمبر هست که فرمود زن مسئول اموال شوهرش هست (مَستَفادَ امرءٌ مُسلِمٌ فائِدَۀً بَعدَ الاِسلام اَفضَلُ مِن زَوجَۀٍ مُسلِمَۀٍ تَسُرُهُ اِذا نَظَرَ اِلَیها) می فرماید هیچ مسلمانی بعد از اسلام بیشتر از اینکه یک زن صالح داشته باشد. استفاده و بهره نبرده، بعد از اسلام هیچ استفادهای برای یک مسلمان بیشتر از داشتن یک زن صالح و خوب نیست که بعد خصوصیاتش را می گوید.@ (مِن زَوجَۀٍ مُسلِمَۀٍ تَسُرُوهُ اِذا نَظَرَ اِلَیها) وقتی به همسرش نگاه می کند مرد را شاد بکند یعنی شادی ضمیر برای مرد بیاورد (وَ تُطیعُهُ اِذا اَمَرَها) موقعی که امر می کند دستوری به همسرش می دهد همسرش اطاعت بکند.@ (وَ تَحفَظُهُ اِذا غابَ عَنها فی نَفسِها وَ مالِها) و موقعی که شوهرش نیست هم در رابطه با خودش عفیف و پاکدامن باشد از خودش مراقبت بکند. عفت و پاکدامنی خودش را در غیاب همسرش حفظ بکند و هم مال همسرش را نگه بدارد، تباه نکند، مراقبت از مال همسرش داشته باشد.@ باز خود حضرت در یک روایت دیگری فرمود(لا تُنفِقُ المَرئَه شَیئاً مِن بَیتِ زَوجِها اِلاّ بِاِذنِ زَوجِها) حق ندارد زن هیچ چیز از خانه همسرش انفاق بکند مگر با اجازه شوهرش، هر کاری می خواهد بکند از مال همسرش می خواهد بردارد باید با اجازه شوهرش این کار را بکند.@ این چهار خصوصیت بود پس 1 ـ آنقدر روابطشان خوب و صمیمی باشد که وقتی مرد نگاه به همسرش می کند خوشحال و شاد بشود 2 ـ شوهرش را اطاعت بکند 3 ـ عفت و پاکدامنی داشته باشد 4 ـ نگهبان مال شوهرش باشد از مال شوهرش محافظت بکند.@ روایتی داریم که سه خصلت هست که برای زن خوب هست و برای مرد بد هست آن سه خصلت این هست یکی ترس هست و یکی تکبر هست و یکی بخل برای مرد بد هست ولی برای زن خوب هست زن تکبر بکند در برخورد با نامحرم، اصلاً عفتش را هم همین گونه باید نشان بدهد.@ در برخورد با نامحرم بیپروا برخورد نکند و ترس داشته باشد از برخورد با نامحرم، از بیرون رفتن از منزل و بخل داشته باشد. یعنی در مصرف مال همسرش بخل داشته باشد. نه وقتی خود همسر بخواهد خرج بکند. زن بخیل باشد. آن نه، مرد وظائفی دارد که موظف است خیلی جاها خرج بکند و هیچ وقت زن نباید جلوی همسرش را بگیرد. اصلاً نمی تواند بگیرد. اگر بگیرد به آخرت خودش لطمه زده.@ مرد یک وظائفی در برابر اجتماع و مؤمنین دیگری دارد که زن ندارد و از این جهت زن خیلی راحت هست. بار مسئولیتش واقعاً کم هست. اما مرد اینگونه نیست. مرد در مقابل برادر دینیش در روایت داریم که موظف است واجب است.@ دو مرتبه امام صادق(ع) کلمه واجب را در این مورد بکار برده که اگر احساس بکند که برادرش نیاز دارد حتی حق ندارد که صبر بکند که او به او بگوید اگر مرد فهمید که برادر دینیش برادر مؤمنش نیازمند هست به چیزی که او می تواند نیازش را برطرف کند این شخص خودش باید پیشنهاد بکند نگذارد که او روی بیاندازد.@ مرد مسئولیتهای سنگینی در اجتماع دارد نسبت به برادران دینیش به مؤمنین و کسان دیگر که اگر رعایت نکند در روایت داریم از اطاعت و ولایت خدا خارج می شود. مرد از اموال خودش اختیار دارد خرج بکند هیچ کس هم نباید جلویش را بگیرد. اما اینکه می گویند زن بخیل باشد خود زن در مصرف مال همسرش بخیل باشد. خرج تحمیل نکند و ولخرجی هم نکند. اسراف هم نکند.@ مردی به خدمت رسول الله(ص) رسید و عرض کرد من همسری دارم که هر گاه وارد خانه می شوم به استقبالم می اید و هنگامی که از خانه خارج می شوم من را بدرقه می کنم هر وقت من را غمگین می بیند به من می گوید چرا غمگین هستی؟ اگر غمگینی تو برای دنیاست که خداوند روزی را می رساند نباید غمگین باشی.@ در روایت هم داریم شخص حرکتش را باید بکند. اما روزیدهنده خداست.. مثلاً در رابطه با مغازهدار امام صادق(ع) می فرماید همین که مغازهدار بیاید جنسش را پهن بکند در معرض بگذارد وظیفهاش را انجام داده از آن به بعد این با خداست که چقدر فروش بکند. رزق چقدر باشد. ولی این موظف هست که کار خودش را بکند.@ اگر اندوه تو برای معیشت دنیاست غیر از تو کس دیگری عهدهدار هست و اگر برای آخرت هست خداوند اندوه تو را زیاد بکند. چون اندوه آخرت باعث شیرینی دنیا هست. اگر کسی فکر آخرتش بود دنیا برایش کوچک و تحقیر می شود. بیشتر دعواها و درگیریها و بداخلاقیها سر امور دنیایی هست.@ یعنی تمام دعواها سر این جیفه و جهنم هست. وقتی مردی یا زنی دنیا برایش کوچک و حقیر شد این دیگر عصبانی نمی شود. دیگر برای لباس، برای پوشاک، برای خوراک، برای مسائل دنیایی دعوا نمی کند. بداخلاقی نمی کند و صاحب خُلق حسن می شود.@ می فرماید اگر برای آخرت هست که خوب است غم آخرت غم خوبی است. خداوند زیاد بکند به خاطر اینکه انسان غم آخرتش را داشت بیشتر همّ و غمش صرف تحصیل آن خوشبختی خواهد شد. لذا امورات دنیایی برایش آنقدر اهمیت پیدا نمی کند که به خاطرش جهنم برای خودش درست بکند به هر حال اینقدر دنیا عزیز نیست و ارزش ندارد که انسان به قیمت جهنم او را تحصیل بکند.@ بعد ببین پیغمبر چه جوابی به این مرد می دهد (بَشِّرها بِالجَنَّۀ) برو به این زنت بشارت بهشت بده (وَ قُل لَها اِنَّکِ مِن عُمّالِ الله وَ لَکِ فی کُلِّ یَومٍ اَجرَ سَبعینَ شَهیدا) بشارت بده به زنت که تو اهل بهشت هستی و تو از عمال خدا هستی، (خیلی مقام بالاست) که حضرت فرمود به زنت بگو تو از عمال خدا هستی، از کارگزاران خدا هستی و به او بگو که برای تو در هر روز ثواب هفتاد شهید هست.@ ببین چقدر برای زن این قضیه سهولت پیدا کرده که همه آنچه که می تواند برای آخرت تحصیل بکند در عالیترین حدش را خداوند امکانش را در محیط خانه فراهم بکند اما برای مرد اینگونه نیست. مرد موظف است در خانه آنگونه که خدا گفته رفتار بکند اما وظائف اجتماعی سنگینی هم بر دوشش هست که باید از عهده آنها هم به خوبی بربیاید. آنها را هم باید رعایت بکند.@ اما اگر زن بفهمد که هیچ چیز برای او یعنی در دنیا و آخرت بالاتر از این نیست که این خوب شوهرداری کردن را تحصیل بکند هنرش را برای خودش، خیلی برد کرده است، خیلی در این میدان زن برنده است. در هر روز به خاطر نوع رفتاری که با شوهرش می کند ثواب هفتاد شهید را ببرد.@ یک روایت دیگر از امام صادق(ع) هست در رابطه با زن اگر یادتان باشد در حقوق زن بر مرد سه خصلت را گفتیم که مرد باید داشته باشد حتی اگر در طبعش هم نباشد آن سه خصلت این بود که با زنش خوشرفتاری بکند و به زنش وسعت بدهد در زندگیش.@ اما حضرت سه خصلت هم برای زن می شمارد که زن هم سه خصلت باید داشته باشد می فرماید (لا غِنا بِالزَّوجَۀِ فیما بَینَها وَ بَینَ زَوجِها اَلمُوافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصالٍ) می فرماید زن برای گرمی روابطش با شوهرش برای برقراری یک روابط خوب بین خودش و شوهرش از سه خصلت بینیاز نیست.@ «لا غِنا بِالزَّوجَۀِ» زن بی نیاز نیست از این سه خصلت، یکی (صِیانَۀُ نَفسِها اَن کُلِّ دَنَسٍ حَتّی یَطمَئِنَّ قَلبُهُ اِلَی الثِقَۀِ بِها خیر فی حالِ المَحبوبِ وَ المَکرُوه) فرمود زن باید روحش را از هر ناپاکی تمیز بکند تا اینکه مردش به او اطمینان پیدا بکند «اَن کُلِّ دَنَسٍ» مرد به او اطمینان پیدا کند. «حَتّی یَطمَئِنَّ قَلبُهُ اِلَی الثِقَۀِ بِها» یعنی زنی که بدجنس است، بداخلاق است و فساد اخلاقی دارد شوهر همیشه نمی تواند به او اعتماد داشته باشد.@ اما زنی که خوشرو هست. روح پاکی دارد. خوشقلب هست. اعتماد شوهرش را جلب می کند. خیلی از افراد هستند که زیاد می بینیم در اجتماع، افرادی هستند که خودشان اهل نماز نیستند. اهل رعایت تقوا نیستند اما می روند زنهای متدین و محجوب می گیرند چون واقعاً به آنها اعتماد دارند.@ من اتفاقاً با چند تا از آنها صحبت کردم حرف مشترک همه آنها همین است می گویند ما به اینها بیشتر اعتماد داریم. دخترهای آنطوری را ما دیدیم که چقدر بد هستند. خودشان رعایت نمی کنند نه نمازی نه چیزی، نه طهارت روحی اما می ایند سراغ دختری که متدین هست. بااخلاق هست. در اجتماع اینطور افراد را زیاد دیدند. برای همین میلشان فقط با دختران عفیف و پاکدامن هست به سراغ آنها می ایند.@ حضرت می گوید زن باید روحش را «صِیانَۀُ نَفسِها اَن کُلِّ دَنَسٍ» از هر ناپاکی پاک بکند تا اینکه شوهر به او اعتماد داشته باشد. «حَتّی یَطمَئِنَّ قَلبُهُ اِلَی الثِقَۀِ بِها» مرد در اعتماد کردن به زن قلبش آرامش پیدا بکند (فی حالِ المَحبوبِ وَ المَکرُوه) در سختیها در دوست داشتنها و در مکروهات در آنجا که شدت حال هست بدی حال هست و در جایی که خوشی هست در همه حال به زنش اعتماد داشته باشد.@ یک موقعی که عصبانیتی هست. خدای نکرده دعوایی هست. می بینید که باز به زنش اعتماد دارد. یک موقعی هم که خوش هستند باز هم به زنش اعتماد دارد (وَ حیاطَتُهُ لِیَکُونَ ذلِکَ عاطِفاً عَلَیها عِندَ ذَلَّۀٍ تَکُونُوا مِنها) اینکه از مرد حساب ببرد نه اینکه بترسد یعنی در قلبش مرد احترام و عظمت داشته باشد.@ و این احترام و عظمت را زن عملاً نشان بدهد در برخوردش تا اینکه شوهر او را عفو بکند و عطوف و مهربان نسبت به او باشد حتی زمانی که زن اشتباه می کند. یعنی آن موقعی که زن اشتباه می کند تقصیری مرتکب می شود زنهایی برنده هستند اینطور جاها که شوهرشان را اکرام می کنند. احترام می کنند. تعظیم می کنند نسبت به شوهرانشان.@ (وَ اِظهارُ العِشقِ لَهُ بِالخِلابَۀِ وَ الهَیئَۀِ الحَسَنَه لَها فی عَینِه) اظهار عشق کردن به شوهرش(بِالخِلابَۀ) یعنی به تعبیر خودمانی اگر بخواهم بگویم یعنی یک عشوه و نازی که با بدن و گفتار هست می گوید اظهار عشق بکند نسبت به همسرش عشوه داشته باشد نسبت به همسرش و هیئت نیکو داشته باشد یعنی شکل وآرایش نیکو را «فی عَینِه» در مقابل شوهرش داشته باشد. اینگونه در مقابل شوهرش ظاهر بشود این سه خصوصیتی که امام صادق برای زن شمرده.@ مطلب بعد این هست که همانطور که جلسه قبل عرض کردم زن بداخلاق نباشد بلکه بداخلاقی شوهر را هم تحمل بکند. همانطور که در مورد مرد عرض کردیم که مرد سوءخلق نداشته باشد و سوءخلق همسرش را هم تحمل بکند. برای زن هم همین مسئله هست.@ (وَ مَن صَبَرَت عَلی سُوءِ خُلقِ زَوجِها اَعطَاءَ الله مِثلَ ثَوابِ الآسیَۀ بِنتِ مُزاحِم) از نبی اکرم(ص) کامل روایت این هست هر مردی به بداخلاقی زنش صبر بکند خداوند ثواب ایوب را به او خواهد داد و هر زنی که سوءخلق شوهرش را تحمل بکند خداوند ثواب آسیه زن فرعون را به او خواهد داد.@ «مِثلَ ثَوابِ الآسیَۀ بِنتِ مُزاحِم» یعنی دختر مزاحم، اسم پدرش مزاحم بود. در روایت دیگر خود پیغمبر می فرماید زن باید بر سود و زیان و سختی و آسایش شوهرش صابر باشد. چنانکه همسر ایوب صبر کرد و هر زنی در سختی و رفاه شوهر بسازد و اطاعت وی بکند خدا او را با همسر ایوب محشور گرداند. هر زنی گفتار زننده شوهر را تحمل کند خداوند برای هر کلمهای اجر روزه دار مجاهد در راه خدا را به او عنایت فرماید.@ البته این هم یک علاقه خاصی به همسر می طلبد که بتواند زن صبر بکند این گیرایی را تا حدود زیادی خود مرد باید ایجاد بکند و زن هم به نوبه خودش باید آن شأن همسری همیشه جلوی چشمش باشد که شوهرش آن شأن را دارد.@ تعریفی هست که از زن کردند (خَیرُ مَتاعِ الدُنیا اَلاِمرَئَۀُ الصالِحَه) بهترین کالای دنیا زن صالح هست و بعد فرمود (مِن سَعادَۀِ المَرء اَلزَوجَۀُ الصالِحَه) از سعادت مرد این هست که زن صالحه داشته باشد.@ یاد این جمله پیغمبر(ص) افتادم که وقتی خدیجه (س) می آمد پیغمبر آن موقع تنها بود در دعوت می آمد بیرون سنگ می زدند حضرت یک کیسهای به قول امروز ما یک جعبه کمکهای اولیه حضرت خدیجه(س) آماده کرده بود هر وقت می رفت می دید پیغمبر را زدند خون دارد از سر و صورت حضرت می اید.@ گاهی وقتها می آمد می دید حضرت از حال رفته از بس حضرت را کتک زدند می آمد بالای سر حضرت او را پرستاری می کرد، نظافت می کرد. خونش را پاک می کرد تا حضرت به هوش می آمد وقتی چشمش به حضرت خدیجه می خورد همان (تَسُرُوُهُ اِذا نَظَرَ اِلَیها) شاد می شد موقعی که به او نگاه می کرد. عرض کرد خدایا در بهشت هم خدیجه را نصیب من کن. این زن صالحه واقعاً نعمت بزرگی هست.@ و به یاد می اوریم زنهایی را که در طول مدت انقلاب چه در قبل از انقلاب شوهرانشان را در آن دوران سخت مبارزه تحمل کردند. زندان رفتن شوهرانشان را غربتشان را تبعید شدنشان را چه بعد از انقلاب آن دوران سخت انقلاب و دوران سخت جنگ را دوری از همسرشان و نه تنها شوهرانشان را تضعیف نکردند به خاطر مبارزهای که دارند می کنند به خاطر زحمتی که دارند می کشند.@ بلکه یکسره تقویت کردند شوهرانشان را تشویق کردند بر ادامه جهاد و نبرد درود خداوند و رسولش بر همچین زنانی باشد. خداوند انشاالله به حق فاطمه زهرا(س) اینها را با فاطمه زهرا محشور بکند.@ این راجع به زن خوب هست. در رابطه با زن بد هم فرمودند همانطور که بهترین چیز زن خوب هست بدترین چیز هم زن بد هست (شَرُّ الاَشیاء اَلمَرئَۀُ السُوء) بدترین چیزها زن بد هست. بدترین چیزی که در دنیا می تواند نصیب یک نفر بشود این هست که خداوند یک زن بدی را نصیب او کند. که او را اذیت کند. (اَیُّما اِمرَئَۀٍ سَئَلَت زَوجَها اَلطَلاق مِن غَیرِ ما بَئسٍ فَحَرامٌ عَلَیها رائِحَۀُ الجَنَّۀ) این هم از پیغمبر(ص) هست.@ فرمود هر زنی که بدون علت از شوهرش طلاق بخواهد یا شوهر را تحت فشار قرار بدهد که زن را طلاق بدهد می فرماید این هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. من حتی در این دو سه ماهه چندین مورد شاهد بودم که می آمدند آقایانی مراجعه می کردند که خانمهایشان فشار آورده بودند من بعد با آن خانمها هم صحبت می کردم می دیدم حرف حسابی ندارند.@ مثلاً چرا مدرک تحصیلی ندارد. از او خوشم نمی اید. یکی مثلاً سر قومیت شوهرش مثلاً این دلم را زده فلان قومیت را دارد. از او خوشم نمی اید. یکی می گفت که دانشگاه می رفته دانشگاه را ول کرده من دوست داشتم شوهرم لیسانس باشد. در دوران عقد از شوهرش شکایت کرده تا مجبور شدند طلاق بگیرند سر این قضیه جدا بشوند.@ سر اختلافات دیگر، سر لباس سر اینکه تو چرا این لباس را نمی پوشی؟ چرا برای من این لباس را نمی خری؟ چرا برای من آن چیز را نمی خری؟ سر دنیا (مِن غَیرِ ما بَئسٍ) یعنی بدون علت شرعی و عقلی یعنی سر دنیا.@ یکی آمد پیش پیغمبر شکایت کرد گفت شوهر من اینطوری هست اینطوری هست حضرت فرمود نکند، نکند که حضرت می گوید یعنی می فهمد که درون او چه می گذرد دیگر پیغمبر هست فرمود تو می خواهی حتی مهرت را هم حلال بکنی که راحت بشوی اما بدان در نزد خدا از یک مردار بدبو هم بدتر هستی. اگر بخواهی به شوهرت اینطوری فشار بیاوری حتی با بخشیدن مهریهات وادارش بکنی که طلاقت بدهد.@ من باز توصیه می کنم این را و خواهش می کنم که رعایت بکنیم که به خاطر دنیا در خانه عصبانی نشویم و به خاطر دنیا خشم نگیریم و آن شیرینی زندگی را خراب نکنیم. واقعاً به خاطر جیفه تعبیر می کند علی(ع) به سگ کسی را که به خاطر دنیا ارزش قائل هست برای این و عصبانی بشود.@ (اَلدُنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کَلاب) طالبش سگ است و حیف است انسان واقعاً وقتی به خاطر امور دنیا یعنی یک شئی غیر از روح همسرش، همسرش را تحت فشار قرار بدهد. یعنی شوهر برای من آنقدر ارزش ندارد یا مرد زنش را تحت فشار قرار بدهد. یعنی زن برای من آنقدر ارزش ندارد که به خاطر یک چیز جدای از روح او تحت فشار قرار بدهد و اذیت بکند و او را برنجاند.@ آخرین روایت این هست که (اَیُّما اِمرَئَۀٍ باَتَت وَ زَوجُها عَلَیها ساخِطٌ فی حَقٍّ لَم تُقبَل مِنها صَلاۀٌ حَتّی یَرضا عَنها) هر زنی که شب زنده داری کند یعنی شب را بیدار باشد، خیلی ها هستند که شوهرشان از آنها ناراحت و عصبانی هستند و حق را رعایت نکردند مثلاً بلند می شود دعای کمیل می رود هیئت میرود دنبال دسته عزاداری راه می افتد می رود به هوای اینکه عبادتی بکند و ثوابی ببرد.@ زیارتهای مستحبی که شوهر اصلاً راضی نیست به این مسئله، نماز جماعت می رود. مثلاً شوهر دارد از دل پیچه م یمیرد یا مهمان آمده می بینی که خانم رفتند فلان جلسه مستحب شرکت کردند یا نماز جماعت رفتند چقدر دلشوره و اضطراب و معطلی ایشان هنوز تشریف نیاوردند. البته مسائل زیادی هست در رابطه با روابط بین زن و شوهر.@ ما سعی کردیم که خیلی این بحث را تفصیل ندهیم اما صلاح هم نبود به همان یکی دو جلسه اکتفا بکنیم لازم بود این مطلب عرض بشود بخصوص که شاید ما توفیقی هم حاصل نکنیم که مثلاً دورههای بعدی را ادامه بدهیم یا به این نحو به هر حال افراد زیادی هستند که از ضبط شده این جلسات استفاده می کنند به هر حال ما موظف هستیم در حد توانمان حق مطلب را ادا بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ آیا غیرت زن نسبت به مرد صحیح هست یا نه؟ غیرت به آن نحوی که در مرد هست که مراقب عفت و پاکدامنی زنش باشد و مراقب ارتباطش با نامحرم باشد در زن اینگونه نیست یعنی یک همچین چیزی را ما نسبت به مرد نداریم.@ اما این دلنگرانی و ناراحتی از اینکه مرد مثلاً ازدواج دوم بکند یا مثلاً با کسی رابطهای برقرار بکند این طبیعی هست که در زن وجود دارد و صحیح هم هست این وحدتطلبی صحیح هم هست در مرد باشد استاد ممدوحی فرمودند که مسئله ازدواج مجدد اینها مربوط به یک مواردی هست یعنی خداوند تبارک و تعالی به حکمتش این را در دین وضع کرده و اگر واقعاً واجب بشود به هیچ وجه صحیح نیست.@ یعنی اگر کسی بخواهد از این مسئله جلوگیری بکند در مقابل حکم خدا ایستادگی کرده باید مواظب باشیم تعصب جاهلانه بخ خرج ندهیم و درست است قلباً برای یک زن شاید ناراحتکننده باشد که شوهرش بخواهد یک همچین ارتباطی را برقرار بکند همسر دوم انتخاب بکند این مسئله حق هم دارد.@ اما مسئله رضایت یعنی اینکه یک موقعی واقعاً شرعاً بر کسی واجب میشود که اقدام به این مسئله بکند آنجا وقتی حکم حکم خداست و واجب میشود باید تسلیم این مسئله بود اما آن غیرتی که در مرد هست نسبت به زن در زن نسبت به مرد ما همچین چیزی نداریم.@ مگر رعایتهای اینچنینی، بیشتر زنها غیرتی که به خرج میدهند و از آنها خواسته شده به خرج بدهند به اسم غیرت نیامده به همان خودآرایی و داشتن خلق نیکو و جذب شوهرشان در منزل این هست که زن یعنی اگر بخواهد غیرت به خرج بدهد اینطوری باید به خرج بدهد که طوری همسر را ارضاء بکند که شخص هوس همسر دیگری نکند سیر باشد و دیگران نتوانند او را فریب بدهند.@ این مهم هست که زن باید انجام بدهد اگر بخواهد نسبت به چیزی حساس باشد باید اینطوری رفتار بکند البته کسی هم نمیگوید این سختگیری هم نشود نسبت به برقراری روابط، این حساسیت باید در زن باشد که به وظائف واجب همسرش لطمه نخورد ولی حساسیت هم باید باشد که احتمال دارد همچین خطراتی زندگی را تهدید بکند.@ در مورد تحمل سوءخلق شوهر سؤال کردند که اگر یک همچین سوءخلقی در مرد نباشد پس زن ثوابی نمیبرد من چنین تصور کردم که باید حتماً چنین خلق بدی در مرد باشد تا زن به خاطر تحملش دارای ثواب آخرتی شود توضیح دهید چرا باید چنین خلقی باشد؟.@ نه اینکه باید جهنم است اگر مرد سختگیری بکند و بدخلقی بکند ما داستان سعد را گفتیم با اینکه شهید هست در رکاب پیغمبر و پیش خدا چقدر عزیز هست فشار قبر دارد به خاطر بدخلقیش این چیز خوبی نیست باید نیست و کسی نمیپسندد این را در خانواده ولی اساس خانواده آنقدر عزیز هست که زن و مرد به این بهانه نباید زندگی را به هم بزنند تحمل کنند.@ اصلاً زندگی همینطور هست این بحث یک بحث ویژهای هست که دستور داده شده که زن و شوهر با هم تفاهم کنند یعنی یکی از چیزهایی که خیلی جدی گرفتند که زن و مرد از فکرشان بیرون کنند آن انتخاب دلبخواه هست.@ اینطور نیست که شما فکر کنید یک دختری را انتخاب میکنید که از همه جهات با شما تطبیق داشته باشد این یک فکر جاهلانهای است یک دختر هم فکر کند یک مردی را من انتخاب بکنم که از همه جهات مورد دلخواه من باشد.@ مثلاً الان ما داریم خانم 35 سالش هست به او میگوییم شما چرا تن به ازدواج نمیدهی هنوز مرد دلخواهم را پیدا نکردم 35 سال که هیچی دو برابرش 70 سال هم که عمر بکنی شما مرد دلبخواهت را پیدا نخواهی کرد.@ در زندگی امام صادق(ع) میفرماید(وَ لَو لَم یَکُن فی طَبعِه) در رابطه با مرد میگوید اگر در طبعش نباشد باید رعایت بکند یعنی زندگی باید از خودت مایه بگذاری زندگی جای طبعبازی و نفسبازی نیست اینکه میل من حاکم باشد.@ آنجا که زن در خانه شوهر میاید سر نفسش را سر تمنیاتش را سر طبعش را ذبح بکند از بین ببرد مرد هم همینطور وقتی همسر انتخاب میکند باید بداند از خیلی از تمایلاتش باید بگذرد خیلی از آن خبرهایی که زمانی که مجرد بود در خانه مادرش بود الان دیگر آن خبرها ممکن است نباشد باید بگذرند تا در یک زندگی تفاهم ایجاد بشود.@ این خیلی مهم است که اصلاً اسلام به زن و مرد میگوید به جای اینکه دنبال تطابق باشید دنبال تفاهم باشید یعنی در خودتان سازگاری ایجاد بکنید و تنها راهش هم همان است که انسان دلش را به خداوند تبارک و تعالی بدهد و قلبش را روشن بکند قلبش را مبارک بکند با یاد خداوند تبارک و تعالی و دنیا را ماهیتش را بشناسد بعد میبینی چقدر زندگی شیرین خواهد شد.@
توجه:
خطوطی که با رنگ آبی مشخص شده است در نوار موجود نمی باشد.