اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث حقوق زن بر شوهر را در این جلسه با مبحث حقوق حق معنوی یا تأمین نیازهای معنوی خاتمه می دهیم. یکی دیگر از نیازهای مهم بلکه مهمترین نیازی که باید مورد توجه قرار بگیرد نیاز معنوی هست که البته این اختصاص به مرد ندارد. یعنی مرد و زن موظف هستند معنویت را در خانواده پاسداری کنند.@ در جلسات گذشته عرض کردیم در مبحث اهداف ازدواج که انسان یک حرکتی به سمت ابدیت دارد یک حرکتی به سمت خداوند تبارک و تعالی دارد و آنچه که می تواند باعث بشود انسان این حرکت را درست انجام بدهد و تحصیل قلب سلیم یعنی تنها چیزی که باعث نجات انسان می شود بکند این هست که انسان در طول مسیر متوجه مقصد باشد و خداوند را فراموش نکند.@ عرض شد که هیچ حرکتی بدون شناخت و آگاهی ممکن نیست. اگر کسی حرکت را شروع کرد در حین حرکت آگاهی خودش را از دست داد حرکتش متوقف می شود. مثل اینکه کسی دارد مسیری را می رود بعد دچار فراموشی می شود. کسی که دچار فراموشی شد یعنی اینکه من دیگر نمی دانم کجا باید بروم. حرکت را باید آن مسیر را باید شناخت و همیشه به یادش بود.@ قرآن توصیف می کند کسانی را که این حرکت را درست انجام دادند تعبیرش این هست که از کلمه (ذِکرُ الدّار) یاد خانه، ازآن تعبیر کرده یعنی اینها در مدتی که در دنیا زندگی می کردند یاد خانه ابدی خودشان بودند یاد ابدیت و آخرت خودشان بودند. آن یاد باعث شد که اینها این سعادت را کسب بکنند و حرکت را درست انجام بدهند و سالم به آخرت متولد بشوند.@ عرض کردیم قوای انسان قوای مختلفی هست با اینکه انسان شخصیت واحدی دارد اما قوای مختلفی دارد و یک قوه از انسان یک بُعد از انسان بُعد و قوه الهی اوست. قوهای است که انسان را به سمت بی نهایت می کشد این حرکت در همه انسانها بدون استثناء هست.@ انسان هیچ موقع از علم سیر نمی شود. از زیبایی سیر نمی شود. از قدرت سیر نمی شود. از لذت سیر نمی شود. از هیچ چیز سیر نمی شود. هیچ کمالی نیست که انسان آن را نطلبد و به صورت بی نهایت می طلبد وقتی همه اینها را به صورت بی نهایت می طلبد یعنی بی نهایت کمال را می خواهد کمال مطلق را می خواهد که تنها مصداقش خداوند تبارک و تعالی است.@ به قول حضرت امام(س) رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست ولی خودش نمی فهمد. اصلاً خداوند انسان را طوری خلق کرده که انسان فطرتاً به سمت خداوند گرایش دارد. فطرتاً عاشق خداست و خدا را می خواهد. حالا اگر به دنیا آمد و بزرگ شد دیگران به او یاد دادند که آن چیزی که نفس تو می خواهد روح تو می خواهد مصداق خارجیش کیست آن مسیر را درست انتخاب می کند می رود.@ اما اگر نگویند آن شخص مصداق را اشتباه می کند دنبال چیزهای دیگر می رود. یک بار دنبال شهوات جنسی می رود. یک موقع دنبال قدرت می رود. یک موقع دنبال لذتهای دیگری می رود اما در نهایت باید بفهمد که آنچه که این نیاز دارد و روحش تشنه آن هست خداوند تبارک و تعالی است و اصلاً خداوند انسان را برای همین خلق کرده.@ وجه تمایز انسان با سایر موجودات هم همین هست که انسان می تواند به خداوند تبارک و تعالی نائل بشود با آگاهی خاصی همه موجودات به خدا نهایتشان ختم می شود اما انسان قدرت قرب دارد. توان قرب دارد. می تواند مظهر اسماء الهی باشد. جانشین خداوند روی زمین باشد. انسان از این جهت فرق دارد این وجه تمایز انسان با سایر موجودات هست.@ یعنی انسان با حیوانات در مسائل مسکن، در مسائل ازدواج، در مسائل تولید مثل، در مسائل تفریح در مسائل کار در مسائل خواب در مسائل خوراک در همه اینها شباهت دارد آنچه که انسان را از سایر موجودات، از حیوانات که نزدیکترین موجود به او هستند جدا می کند این هست که انسان معنویت در او هست. این معنویات را فراموش کردیم با حیوانات برابر هستیم.@ (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ) قرآن تشبیه می کند کسانی را که با عقلشان واقعیت را درک نمی کنند (لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) قلبهایی که به وسیله آن درک نمی کنند. چشمهایی که به وسیله آنها نمی بینند. گوشهایی که به وسیله آنها نمی شنوند. بعد می فرماید: (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) اینها مثل چهارپا هستند بلکه بدتر از چهارپا.@ بعد می فرماید: (أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ) اینها غافل هستند. تعبیر می کند از کسی که غافل هست و به یاد خدا نیست به حیوان و بلکه بدتر از حیوان تعبیر می کند. پس معنویت یکی از ارکان و وجه رکن رکین و اصل اساسی زندگی انسان هست توجه به خداوند، همه احکام، همه مسائل دیگر در دین مقدمه هستند برای اینکه انسان یاد خدا را بکند و به خداوند نزدیک بشود. همه برای این هست.@ جنگ، جهاد، تشکیل حکومت اسلامی، بسیاری از این سختیهایی که همه تحمل می کنند همه در نهایت برای این هست که انسان به معنویت برسد. اصلاً خدا انسان را برای همین خلق کرده هدف از خلقت انسان قرب انسان به خدا بوده.@ مطلب بعدی این هست که ملاک سلامتی در خانواده و ملاک مبارک بودن یک خانواده همین مسئله معنویت هست. یعنی زندگی ای موفق هست، زندگی ای مبارک هست، زندگی ای سلامت بر آن حاکم هست که در آن معنویت باشد. معنویت باشد یعنی چیزی که انسان را از سایر موجودات جدا می کند. چیزی که انسان را به معشوق واقعی خودش، به محبوب واقعی خودش می رساند آن معنویت هست.@ این ملاک مبارک بودن و سلامت یک زندگی است. توجه به خداوند تبارک و تعالی، حاکم بودن خدا و احکام او در یک خانواده، این که کنار رفت اینجا نقطه سقوط انسان هست که خدا فراموش بشود برای همین سفارش زیادی در آیات و روایات شده که مواظب باشید یاد خدا را فراموش نکنید. از یاد خدا غافل نشوید.@ حتی نماز و بقیه مسائلی هم که در دین آمده می گوید اینها برای این هست که یاد خدا را در دل شما زنده بکند و فرمودند نمازی که انسان این نماز را می خواند و توجه در آن به خداوند ندارد این نماز به جای اینکه انسان را به خدا نزدیک بکند دور می کند. نمازی که انسان را از فحشا و منکرات باز ندارد (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) نماز بخوان اقامه کن برای ذکر من یعنی این نماز وسیلهای هست که تو یاد من بکنی آنچه که مایه حیات انسان هست.@ به هر حال در انسان این نفخه الهی است (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) این نفخه الهی به دنبال کامل خودش می گردد در وجود انسان، انسان این نفخه الهی در او هست و چه بخواهد و چه نخواهد این نفخه الهی تمایل به مبدأ دارد. تمایل به کمال کل دارد. همانطور که شأنی از روح حیوانی هم در انسان هست گرایش به امور حیوانی هست.@ وقتی می فرماید: (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در او دمیدم این نفخه الهی که در وجود هر انسانی هست جفت خودش و زوج خودش را می طلبد. (این مباحث را به صورت کامل در دروس معرفت نفس داریم برای خواهران و برادران که آنجا مبحث تغذیه و مبحث زوجیت، مباحث دیگری بحث می شود تا به صورت خیلی مبسوط و کامل این جا بیافتد.) لذا خیلی سفارش شده که انسان توجه داشته باشد به اینکه زندگیش را توأم با ذکر خدا بکند.@ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً) ای مؤمنین خدا را زیاد یاد بکنید «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً » ذکر کثیر، خدا را زیاد یاد کنید. «وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً» و صبح و شب خدا را تسبیح بکنید وبه یاد خدا باشید. و سفارش شده از معاشرت با کسانی که اهل یاد خدا نیستند، اهل ذکر خدا نیستند. اهل معنویت نیستند پرهیز بشود.@ هم در آیات سفارش شده که از اینطور افراد پرهیز بکنید (وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا) تابع کسانی نباشید که قلبشان از یاد ما غافل هست. خیلی سفارش شده که با اینطور افراد معاشرت نداشته باشید. کسانی که شما را از یاد خدا غافل میکنند و فرمودند هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل بکند (فَهُوَ اِبلیس) آن شیطان است.@ یک روایتی از نبی اکرم (ص) هست برای اینکه بیشتر جا بیافتد مسئله معنویت و ذکر به خدا(لَیسَ عَمَلٌ اَحبُّ اِلَی الله وَ لا اَنجی لِعَبدٍ مِن کُلِّ سَیِّئَۀٍ فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ مِن ذِکرِ الله)، «لَیسَ عَمَلٌ» هیچ عملی محبوبتر در نزد خدا و نجاتدهندهتر برای بنده از گناهان (سیئات) در دنیا و آخرت بالاتر از ذکر خدا نیست.@ (قیلَ وَ لَلقِتال فی سَبیلِ الله) گفته شد حتی جنگ در راه خدا؟ حتی جهاد؟ (قالَ لَولا ذِکرُ الله لَم یُؤمَر بِالقِتال) اگر ذکر خدا نبود خداوند امر به جهاد هم نمی کرد. جهاد برای این هست که مردم در نهایت به خداوند وصل بشوند. اصلاً جهاد در اسلام برای همین هست که اقامه پرچم دین بشود. اقامه معنویت بشود. جهاد در اسلام برای اقامه معنویت هست. برای برپایی معنویت برای گسترش معنویت هست.@ فرمود اگر ذکر خدا نبود امر به جهاد هم نمی شد. برای همین به مجاهدین هم خیلی سفارش شده که یاد خدا را فراموش نکنند. رزمندهای که یاد خدا را فراموش بکند رزمنده واقعی اسلام نیست. این یکی از مهمترین مسائلی هست که باید به آن پرداخت مسئله یاد خدا و ذکر خدا، من توصیه می کنم به همه که به این مسئله اهتمام بورزند و مطالعه کنند راجع به اهمیت ذکر خدا و یاد خدا.@ در روایت زیاد داریم الا ما شاء الله، آیات زیادی هم در رابطه با ذکر خدا آمده است. حتماً مراجعه کنند به این مسئله، مسئله فوق العاده مهمی است. تعبیر شده از ذکر خدا به حیات قلب، حیات روح انسان یعنی اگر انسان ذکر خدا را فراموش کرد روحش مرده است. او حیات انسانی ندارد. حیاتش حیات حیوانی و گیاهی می شود یعنی مثل گیاه رشد می کند. بارور می شود. تنومند می شود. غذا می خورد و غرائض حیوانی دارد تا همین محدوده.@ (بِذِکرِ الله تُحیَ القُلوب وَ بِنِسیانِهِ مَوتِها) به وسیله ذکر خدا قلبها زنده می شوند و با فراموشی ذکر خدا هست که قلبها می میرند. مرگ قلبها با فراموشی یاد خداست یعنی مرگ انسانیت انسان، در تعریف انسان خیلی ظریف هست ما حتی نباید خیلی از صفات و مسائل عاطفی را قاطی تعریف انسان بکنیم.@ گفتند اگر شما بگویید انسان موجودی است وفادار، می گویند سگ هم وفادار است. موجودی است که به دیگران خدمت می کند. به همنوعش خدمت می کند این کمک به همنوع، خدمت به همنوع در حیوانات هم وجود دارد. ترحم حتی در حیوانات هم وجود دارد و خیلی از مسائلی هست که ما جزء اخلاق، فکر می کنیم فقط انسان دارد اما اینها در حیوانات هم وجود دارد.@ دیدگاه قرآنی این هست که انسانیت انسان به معنویت او بستگی دارد. یعنی انسان به هر میزان که اهل خداست. قرب به خدا دارد، یاد خداست از انسانیت بهره دارد (فِی الذِکرِ حیاتُ القُلُوب) در ذکر هست که حیات قلبها هست. قلبها با ذکر زنده هستند.@ چون مهمترین شأن مهمترین قوه در انسان همان قوه خداجویی اوست همان نفخه الهی، باارزشترین گوهری است که در وجود انسان هست و او مابهالتفاوت انسان با سایر موجودات هست اگر آن را فعالش کردیم قدم گذاشتیم در راه انسانیت.@ تعبیر زیادی شده از ذکر خدا بیش از ده اثر و ده تعبیر زیبا در رابطه با ذکر خدا داریم. ذکر خدا حیات قلبها هست جَلاءُ الصُدُور) مایه جلای سینهها است. (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) مایه آرامش قلب هست چون اصلاً انسان فطرتاً خداوند طوری او را آفریده که او را می خواهد و با غیر او آرامش نمیگیرد.@ یک حدیث زیبایی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید: (کُلُّ اَحَدٍ یَمُوتُ عَطشان اِلاّ ذاکِرَ الله) هر کسی تشنه از دنیا می رود مگر ذاکر خدا، تشنه از دنیا می رود نه اینکه تشنه آب است آن موقع آب می خواهد یعنی روح تشنه است هیچ روحی ارضاء شده از دنیا نمی رود مگر ذاکر خدا که او ارضاء شده از دنیا می رود. یعنی او به محبوب خودش واصل می شود.@ (کُلُّ اَحَدٍ یَمُوتُ عَطشان اِلاّ ذاکِرَ الله) هر روحی تشنه از دنیا می رود به جز کسی که ذکر خدا را دارد او دیگر تشنه نیست. او به آنچه که روحش می خواست رسید و آرامش پیدا کرد. (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) حیات قلب هست. جلاء سینه هست مایه اطمینان دل هست (ذِکرُ الله مَطرَدَۀُ الشِیطان) ذکر خدا باعث طرد شیطان هست.@ این هست که بسیاری از هوسها بسیاری از تمایلات نفسانی، شعلههای حیوانی را در وجود انسان خاموش میکند باعث میشود انسان به سمت جهنم کشیده نشود به سمت گناه کشیده نشود. حرصهای زیادی را در وجود شخص از بین می برد وقتی معنویت حاکم شد و وقتی این آمد خوشبختی در زندگی قطعی هست. اگر در یک خانوادهای یاد خدا و معنویت حاکم شد.@ انسان وقتی که از آن چیزی که می خواست آرامش پیدا نکرد. آرامش هم پیدا نمی کند وقتی آرامش پیدا نکرد به این در و آن در میزند دلش تشنه است. گرسنه است به دنبال اینطرف و آنطرف می گردد هر چه که می گردد به جایی نمی رسد و منشأ آلودگیها همین جا است.@ اما وقتی که یاد خدا حاکم شد، معنویت حاکم شد قلب آرام گرفت می بینید که حرص نیست. ممکن است وضع مادی در خانواده خیلی خوب نباشد اما می بینید که اینها احساس خوشبختی می کنند. ما نمونههای زیادی در صدر اسلام و الان داریم بعد از انقلاب زیاد هستند. خانوادههایی که از نظر مادی وضعیت مناسبی ندارند اما آرام هستند. اما خوشبخت هستند احساس خوشبختی می کنند.@ (مَثَلُ البَیتِ الَّذی یُذکَرُ الله فیه مَثَلُ الحَیِّ وَ المَیِّت) رسول خدا(ص) مثل خانهای که در آن ذکر خدا می شود مثل زنده و مرده است. یعنی آن خانهای که در آن یاد خدا هست آن خانه حیات دارد. چون اعضایش حیات دارند. اگر حیات قلب انسان به این هست که انسان به یاد خدا باشد و به ذکر خدا حیات قلب تحصیل می شود. خانوادهای که اعضایش به یاد خدا هستند. معنویت در آن حاکم هست آن خانه خانه زندهای است.@ می فرماید مثل خانهای که در آن خدا یاد می شود مثل زنده و مرده است یعنی بعضی از خانوادهها مرده هستند. حیات انسانی ندارند. ولو حیات حیوانی دارند. خیلی تحرک دارند برو و بیا دارند وضعشان خوب هست هیجان دارند، لذت دارند اما از نظر قرآن این مرده است. چون شأن انسانی فعال نیست شأن انسانی حیات ندارد او به غذایش نمی رسد.@ یکی از چیزهایی که در رابطه با ذکر فرمودند: (ذِکرُ الله قُوتُ الاَرواح) ذکر خدا غذای روح است. یعنی اگر به آن غذا نرسد می میرد. چون ذکر خدا غذای روح است حیات قلب و روح هم با ذکر خداست. یعنی اگر غذا نرسید مرده، همانطور که جسم اگر غذای مادی به آن نرسید مرده است. روح هم اگر غذای خودش که یاد خداست به او نرسید او هم مرده است.@ لذا این خانوادهها مرده هستند. آن خانوادههایی که در آنها معنویت حاکم نیست. اما خانوادهای که در آن خدا حاکم هست. قوانین خدا حاکم هست. معنویت حاکم هست. توجه به خدا حاکم هست. می فرماید این خانه و خانواده زنده هستند، حیات دارند. غیر از کسانی که دلشان زنده به یاد خداست قرآن همه را مرده خطاب کرده اینها مرده هستند.@ پس باید به مسئله معنویت در خانه خیلی توجه باشد عرض کردم این مسئله هم مسئلهای نیست که مختص به مرد باشد البته مرد در این مسئله نقش اساسی دارد زنها هم باید توجه داشته باشند که پاسدار معنویت در خانه باشند.@ در این رابطه که اگر معنویت نباشد انسان مرده هست و ضرر کرده، آیات و روایات زیادی داریم. چند آیه را که همه شما بارها شنیدید و خواندید خیلی قابل توجه است سوره مبارکه عصر(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) قسم به عصر که انسان در خسران هست مگر کسانی که ایمان می اورند. (مؤمن باشند) و عمل صالح انجام بدهند.@ عمل صالح یعنی یک چیزی که ظهور خارجی دارد عمل اگر بخواهد صالح باشد روح باید صالح باشد روح فاسد هیچ وقت عمل صالح نمی کند. کسی عمل صالح انجام می دهد که روحش هم صالح باشد. روحش طیب باشد. فقط کسانی که ایمان و عمل صالح دارند در زیان و خسران نیستند.@ زیان و خسران عرض کردم با ملاک و معیار ابدی باید نگاه کرد. نگوییم خیلی از خانوادهها هستند اصلاً معنویت بر آنها حاکم نیست خیلی هم خوش هستند. قرآن می گوید اینگونه نیست (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى) هر کس اعراض از ذکر من بکند زندگیش را برایش تنگ می کنم و روز قیامت کور محشور می شود.@ علامه طباطبایی در المیزان یک توضیحی دارند راجع به اینکه معیشت ضنک یعنی زندگیش تنگ میکنم می گوید ممکن است بعضیها سؤال بکنند خیلیها هستند ثروتمند هستند وضع مالیشان خوب است خوش هستند اما یاد خدا هم نمی کنند اصلاً اهل دین نیستند. زندگی خوشی دارند پس چطور قرآن فرموده زندگیشان را تنگ میکند؟.@ می فرماید اینها سینهشان تنگ هست. اینها دنبال آن گمشده خودشان می گردند. حرصشان زیاد هست یعنی قرار ندارند، آرامش ندارند. ممکن است اهل لذت حیوانی باشند. با لذت حیوانی سر خودشان را گرم بکنند.@ مثل پستانک، پستانک که دهان بچه می گذارند یک مدت آرام می گیرد اشباع کاذب می شود بعد که متوجه می شود از این شیری بیرون نمی اید داد و فریاد راه می اندازد یک مدت با ویدئو، یک مدت با تلویزیون، یک مدت با شهوات جنسی، یک مدت با خوراکها یک مدت با ماشین یک مدت با ویلا ولی روح اینطوری آرام نمی گیرد. روح فقط گمشده خودش را می خواهد.@ ممکن است شأنهای دیگر را بشود آرام کرد. شأن حیوانی را بشود آرام کرد اما آن شأن الهی هرگز که اصل شخصیت انسان هست. رکن شخصیت انسان هست آن آرام نمی گیرد. برای همین انسان معیشتش ضنک هست. همیشه اضطراب دارد. برای همین قرآن فرمود ذکر خدا مایه اطمینان قلب و آرامش قلب هست.@ به این کلمه خسر دقت کنید می فرماید: (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) اینها اهل تواصی هستند تواصی باب تفاعل یک رابطه متقابل هست. یعنی اهل این هستند که همدیگر را به صورت متقابل توصیه به حق و صبر می کنند. یعنی رابطه یک طرفه نیست هوای همدیگر را دارند. دوستان همدیگر را به معنویت توصیه می کنند. اعضای خانواده همدیگر را به معنویت توصیه می کنند. یکسره همدیگر را توصیه به حق و صبر می کنند.@ نه اینکه یک نفر همیشه بگوید بقیه هم گوش بکنند نه همه مواظب معنویت و سلامت روح همدیگر هستند. این کلمه خسر را اینجا داشته باشید. بیاییم در خانواده (قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ) بگو زیانکاران کسانی هستند که خودشان و خانوادهشان را به زیان انداختند و این زیانکاری «يَوْمَ الْقِيامَةِ» روز قیامت ظهور دارد.@ «خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ» خودشان و خانواده اشان، این چه چیزی را می رساند؟ این را می رساند که به زیان انداختن اعضای خانواده یعنی دور نگه داشتن آنها از معنویت، چون اگر تأمین نیازهای مادی شد. تأمین نیازهای عاطفی هم شد این فقط خوشبختی انسان را تضمین نمی کند. سعادت ابدی انسان را تضمین نمی کند.@ یعنی خانوادهای که نیازهای مادیش در آن تأمین بود اعضای خانواده هم با هم خوب و مهربان بودند این کافی نیست. می گویند نه ما با هم خیلی روابطمان هم خوب است ما خوشبخت هستیم، با چه ملاکی خوشبخت هستی با چه معیاری خوشبخت هستی؟ با معیار ابدی خودتان را نگاه می کنید می گویید خوشبخت هستیم یا با معیاری که تا کنار قبر هست؟.@ (خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ) یعنی مانع همدیگر شدن از یاد خدا، مانع معنویت همدیگر شدند خودشان و خانوادهشان را از معنویت دور نگه داشتند. اینها زیان کردند. لذا وقتی می فرماید (قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً) خودتان و خانوادهتان را از جهنم نگه دارید. این نگه داشتن فقط تأمین نیاز مادی و عاطفی نیست مهمتر از اینها نیاز معنوی است.@ آنچه که انسانیت انسان به آن بستگی دارد معنویت، ما اگر آب و دانه خانواده را تأمین کردیم آب و نانشان را تأمین کردیم و با آنها مهربانی کردیم این کاملاً نجاتشان میدهد؟ یعنی با معیار ابدی مشکل دیگری ایجاد نخواهد شد؟ اصل قضیه توجه به خداوند هست.@ برای همین امام(س) فرمود جمهوری اسلامی برای تأمین علف مردم نیامده یعنی اگر کسی از جمهوری اسلامی این انتظار را دارد که در درجه اول بیاید رفاه مادی بیاورد اشتباه کرده، پیغمبر هم 23 سال دوره نبوتش نتوانست تأمین بکند. امیرالمؤمنین هم نتوانست تأمین بکند. ما بگوییم پیغمبر شکست خورد. پیغمبر موفق نبود! در حالی که ما در زیارتش می خوانیم که تو آنچه که وظیفهات بود انجام دادی.@ لذا باید به این مسئله معنویت دقت بکنیم. خانمی که مانع می شود از معنویت همسرش یعنی انتظار دارد که او سراغ مسائل معنوی نرود. اهل معنویت نباشد چهار تا آیه قرآن می خواهد خانه بخواند شب می خواهد بلند بشود یک مقدار ذکر بگوید یا نمازی بخواند یا در یک مجلس عبادی شرکت بکند یا مطالعهای بکند.@ یا در یک جلسه علمی که تأمین معنویت همسرش را می کند شرکت بکند مخالفت بکند این در درجه اول دارد به خودش خیانت می کند و بعد به همسرش و فرزندانش دارد خیانت می کند. اگر شوهر اهل معنویت نبود مطمئن باشید خانه اهل معنویت نیست خانه به فساد کشیده می شود. شما فکر نکنید که اگر او را از معنویت باز داشتید خوشبختی برایتان می اید.@ من این را دیدم افرادی که صبح تا شب جان می کنند برای خانوادهشان هر چه نیاز داشتند تأمین کردند خانه وسیع مبلمان طلا زینتآلات و خیلی چیزهای دیگر اما هنوز با هم دعوا دارند. اینطوری آرامش نمیاید او اگر اهل معنویت نبود تو هم ضرر می کنی مرد هم همینطور مرد هم نباید معنویت یادش برود.@ اساس زندگی این هست که انسان ازدواجش هم باید براساس همین باشد من انسان هستم حرکتی به سمت کمال مطلق دارم در این حرکت هم در یک مرحله از این حرکت هم نیاز به ازدواج پیدا می کنم این حرکت من برای آن هدف هست. لذا ازدواج من هم ازدواج الهی هست. برای همین همه کارهایی که در حیطه خانواده انجام می شود. عبادت هست برای کسی که از ازدواج قصد الهی کرده همه کارهایش عبادت است.@ تفریحش، بودنش با همسرش خنده به همدیگر با بچه بودن کار کردن در منزلش، کار کردن در بیرون برای تأمین معاش خانواده (کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله) حتی آمیزش جنسی که جلسه قبل عرض کردم همه عبادت محسوب می شود. خیلی سفارش شده که مواظب باشید از ذکر خدا غافل نشوید.@ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) باز اینجا کلمه خسران آمده، ای کسانی که ایمان آوردید (لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ) اموال شما و فرزندان شما نه فقط همین دو، هر چیز دیگری شما را از ذکر خدا باز ندارد که هر کس این کار را کرد (فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) او زیان کرده و دچار خسران شده.اینجا هم باز مسئله ی خسران آمده است.@ یعنی مواظب باشید همسرانتان و فرزندانتان مانعی نشوند که شما از یاد خدا غافل بشوید. زنها آنقدر سرگرم مسائل زندگی نشوند که نماز اول وقتشان عقب بیافتد البته ارزش هست بعضی وقتها انسان به خاطر تأمین آسایش و سلامت و رفاه فرزندش و همسرش نماز را چند دقیقهای عقب بیندازد.@ همسر آمده خسته و گرسنه است اما خیلی وقتها می شود واقعاً کار را کنار گذاشت نماز را خواند و بعد ادامه داد. هیچ مانعی ندارد که وسط شستن ظرفها انسان دستش را هم بشوید وضویش را بگیرد نمازش را بخواند چون خدا دارد انسان را صدا می کند ما دوازده مرتبه در اذان و اقامه داریم (حی) بشتابید نباید به این شتاب بیتوجهی بکنیم. بروید نماز را بخوانید بعد ادامه کار بدهید.@ مردها هم همینطور، یک موقع بودن با خانواده مانع نشود انسان از معنویت بیافتد اگر افتاد همه ضرر کردند. اگر افتادند چه زن چه فرزند چه شوهر به همه لطمه زدند. خیلی مهم است. یعنی انسان با حفظ معنویت خودش حریم دیگران را هم حفظ می کند.@ در رساله تحریر الوسیله امام (س) فرموده در قسمت معاملات مستحب است انسان با کسی که نمازش را به جماعت نمی خواند نه معامله بکند و نه ازدواج بکند. یعنی به کسی که اهل نماز جماعت نیست دختر ندهید این مستحب است. یکی از ملاکها هست این ببینید جوان چه جوانی هست مسجدی هست یا اینکه کاهل نماز است.@ ممکن است یک خانم به خاطر زیبایی یک آقا تحصیلات یک آقا، وضع مالیش که خوب هست با او ازدواج بکند اما ضرر کرده، اگر اصل اساسی را در نظر نگیرد چون کسی که معنویت ندارد نمی تواند تأمین سعادت بکند او نمی تواند یار انسان در مسیر ابدی باشد. مردی که معنویت را فراموش کرد یعنی خودش را فراموش کرده.@ (وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا آنها را دچار خودفراموشی کرد. قرآن میگوید کسی که خدا را فراموش کرده دچار خودفراموشی است. خدا هم او را دچار خودفراموشی می.کند.@ خودفراموشی یعنی خودش را یادش می رود یعنی چی؟ یعنی خودخواه نیست؟ چرا اتفاقاً تمام کسانی که خدا را فراموش کردند. دچار خودخواهی هستند. اما کدام خود را قرآن می گوید دچار فراموشی می شود؟ کدام خود را قرآن می گوید خدا این را به فراموشی شخص می سپارد؟ یعنی دیگر شخص این خود را نمی تواند یادش بیاید. آن خود الهی است خود واقعی، بقیه همه به قول شهید مطهری ناخود هستند. خود واقعی همان خود الهی انسان هست.@ می فرماید کسی که خدا را فراموش کرد خدا آن خودش را از یادش می برد. لذا یک حیوان می شود صبح تا شب بدود برای تأمین لذت بیشتر، رفاه بیشتر، مادی. این شخص خودفراموش شده، خودش از یاد خودش رفته وقتی کسی خودش از یاد خودش رفت دیگر نمی تواند به یاد دیگران باشد. به یاد خود دیگران نیست ممکن است به یاد ناخود دیگران باشد.@ به یاد شکم زنش باشد. لباس زنش باشد، مبل و زینتآلاتش باشد اما زن که این نیست این که شخصیت اصلی زن نیست. این که خود واقعی زن نیست. خود واقعی همسر و فرزندانش را فراموش می کند یادش می رود که اینها خوراک می خواهند. آن قوت الارواح یعنی ذکر الله و معنویت را فراموش می کند آن را دیگر تأمین نمی تواند بکند. این مرد یعنی عُرضه دارد تأمین بکند فقط نیازهای مادی را نهایتاً نیازهای عاطفی آن هم نه به صورت کامل.@ چون این به جای خودش اثبات می شود کسی که خودش را فراموش کرد یعنی خدا را فراموش کرد خودخواهی مادیش نمی گذارد با همسرش هم کنار بیاید. پس نباید این مسئله فراموش بشود. مسئله خیلی مهمی است. حالا این مسئله زن و شوهر به جای خودش، مسئله فرزندان هم همینطور یعنی این را باید نسبت به فرزندان هم رعایت بشود.@ (اِنَّ مَن عَرَفَ الاَیام لَم یَغفُرعَنِ الاِستِعداد) کسی که ایام را شناخت غفلت از استعداد نمی کند. یعنی غفلت از تهیه استعداد نمی کند. اگر گذشت روزگار و روزگار را شناخت تحصیل می کند. اگر کسی ماهیت عالم رحم را شناخت می داند ماهیت عالم رحم یعنی اینکه جنین باید در آن تحصیل بدن را بکند دنیا هم جنین ماست ما باید آن استعداد را تحصیل بکنیم. هدف از زندگی هم همین هست که آن استعدادها تحصیل بشود.@ لذا کسی که دچار خودفراموشی شد نه تحصیل استعداد خودش را به یاد دارد و نه تحصیل استعداد همسر و فرزندانش را، بعد هم فکر می کند خیلی لطف می کند مثلاً نیازهای مادی را تأمین می کند این می ماند در دنیا ظهور ندارد مثل دردی که بچه در رحم احساس نمی کند کور هست اما در رحم احساس نمیک ند چون در رحم جای دیدن نیست در رحم جای شنیدن نیست.@ وقتی متولد می شود می بیند که اینجا یک فرکانسی هست که گوش نیاز دارد. یک طول موجی هست که چشم نیاز دارد با خودش نیاورده آنوقت شروع عذاب برای بچه هست. زندگیهایی هم که در آن معنویت نیست این بیماری کم ظهور می کند یک دفعه به آخرت متولد می شوند.@ (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) انسان شروع می کند فرار کردن از برادرش، از مادرش، از پدرش، از همسرش و از فرزندش یعنی مشخص می شود که چکار کرده، جلسه قبل عرض کردم شکایت می کنند زن و فرزند از مردی که یاد نداده مسائل شرعی را به اینها، تأمین نیازهای معنوی نکرده.@ خدایا ما نمی دانستیم و او ما را در غفلت و فراموشی و جهل نگه داشت. یک قسمتی از نیازهایی را که مرد باید تأمین بکند همین است یعنی فکر نکند فقط همین نیازهایی هست که من پول خوبی بدهم یا نهایتاً ادب و احترام را رعایت بکنم نه این نیاز معنوی را هم باید تأمین بکند.@ در جلسات اول عرض کردم از نبی اکرم(ص) فرمود: (لا یَلقَ الله سُبحانَهُ اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جَهالتِ اَهلِهِ وَ اَولادِه) خداوند سبحان را هیچ کس به گناهی عظیم تر از جهالت خانوادهاش و اولادش ملاقات نکرده و نمی کند.@ گناه بزرگی است که انسان موجب جهالت خانوادهاش باشد. موجب این باشد که خانواده تأمین نیازهای معنویشان را نتوانند بکنند. به آنها این را تعلیم ندهد به آنها یاد ندهد که شما فقط همین نیستید (اِنَّکَ مَخلُوقٌ لِلآخِرَۀ) بفهماند که تو برای ابدیت خلق شدی فقط تا دَم مرگ نیستی.@ بفهماند که اگر من تلاشی هم می کنم ممکن است تلاشی مادی من کم باشد همه نیازهای شما را تأمین نکند اما وقتی هم باید برای تأمین نیازهای معنوی بگذارم. نمی توانم همه نیازهای معنویم را تعطیل کنم بعد بیافتم دنبال همه نیازهای مادی فقط، یک روایت از امام حسن(ع) هست (اَلغَفلَۀُ تَرکُکَ المَسجِد) غفلت این هست که تو مسجد را ترک بکنی، اهل مسجد نباشی.@ یعنی طرف تا مجرد هست ( ما زیاد با این مقوله برخورد داشتیم) مجرد هستند می بینی که اهل مسجد و نماز جماعت هستند بعد که ازدواج می کنند اینها هم در غیبت می روند دیگر می بینی در هیچ فعالیتی پیدایشان نیست. کأنّه جنگ و جهاد و جبهه و نماز جماعت و حضور در صحنه و فعالیت سیاسی و فعالیت اجتماعی فقط مخصوص مجردها است.@ درست است که انسان باید نیازهای عاطفی و مادی همسر و خانوادهاش را تأمین بکند اما جنبه معنوی فوقالعاده مهم هست. البته این به آن معنا نیست که انسان زن و بچهاش را در خانه بکارد خودش برود دنبال وضعیت خودش، این به آن معنا نیست بلکه باید به آن هم توجه بکند. اگر می رود جایی که می تواند همسرش هم بهرهبرداری بکند از او دعوت بکند به زور نه، دعوت بکند اگر مایل هست برود.@ اگر خودش نمی تواند نیازها را تأمین بکند که قطعاً هم مرد نمی تواند کامل تأمین بکند لااقل اجازه بدهد همسرش بهرهبرداری بکند. مطالعهای بکند مسجدی برود. جلسهای برود، پیش استادی برود یک جایی که نیازهای معنویش را تأمین بکند آن را زن طلب دارد فرزند این را می خواهد.@ این خیانت بزرگی هست که انسان راه تغذیه زن را ببندد. تو فقط در خانه باش، خودت که عُرضه تأمین را نداری، اجازه رفتنش را هم که نمی دهی پس تو چه محبتی داری؟ محبت فقط در حد مسائل مادی هست. عرض کردم انسان اگر خودش را درست نبیند عشق واقعی هم نمی تواند به دیگران داشته باشد همین است.@ وقتی خودش را به صورت واقعی ندید که موجودی است ابدی، دیگران را هم به صورت ابدی نمی بیند و وقتی دیگران را ندید نمی تواند به آنها عشق ابدی و محبت ابدی و درستی داشته باشد باید به هر حال هر طوری شده این نیازهای معنوی را بتواند تأمین بکند برای فرزندش هم همینطور.@ فرزند را به لباسش توجه بکنیم. به مسائل عاطفیش توجه بکنیم اما مسائل معنویش هم جای خود دارد نگوییم بچه ضعیف هست حالا دختر 9 سالش شده این نماز نمی تواند حالا صبح من می خواهم بیدارش بکنم بچهام اذیت می شود. این لطفی در حق او نیست. داریم حضرت زهرا(س) ترتیبی می داد که بچهها شب قدر بتوانند بیدار بنشینند و عبادت بکنند.@ چقدر خوب است به یک جمع معنوی توجه بشود انسان یک جشن خوب مثلاً جشن عبادتی برای پسر یا دختر بگیرد این را به بچه یاد بدهد به بچه تلقین بکند. برای همین مثلاً در رابطه با تربیت فرزند که مثلاً بچه به چند سالگی رسید مشخص شده این ذکر را به او یاد بدهید او را آماده بکنید قبل از اینکه به تکلیف برسد برای عبادات رفته رفته اینها را یادشان بدهید.@ در این رابطه که قرآن فرمود: (قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً) خودتان و خانوادهتان را از جهنم نجات بدهید امیرالمؤمنین(ع) فرمود: (عَلِّمُوا اَهلیکُمُ الخَیر) به خانوادهتان خیر یاد بدهید. این چیزها را به آنها تعلیم بکنید. اینها حق روحانی و معنویشان هست. در بحث حقوق عرض کردم منشأ حق وجود هست.@ هر چه که انسان در آن وجود دارد حق دارد اگر شهوت هست حق دارد باید نیازش تأمین بشود. اگر عاطفه هست نیاز عاطفی دارد باید تأمین بشود. اگر بُعد الهی هم هست که هست نفخه الهی هست آن هم حق است آن هم باید تأمین بشود باید به این مسئله توجه بشود.@ برای همین رسول خدا(ص) فرمود خداوند تبارک و تعالی از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است بدش می اید. یعنی جاهل به ابدیت هست جاهل به اصل اساسی خودش هست که ابدیتش هست آن را یادش می رود آن را یادش رفت می شود تا دنیا دیدن تا دَم قبر دیدن، نیازها را تا دَم قبر ببینیم. فکر نکنیم که بعد از قبر هم انسان زنده است و نیازهایی دارد این در دیدگاه تأثیر می گذارد.@ آنجا نمی گوید من فقط خوشحالیم از این هست که شوهرم لیسانس دارد. فوق لیسانس دارد یک زن برایش مهم است آیا این آگاهی به انسانیت خودش هم دارد. آگاهی به هستی واقعی خودش هم دارد آگاهی به ابدیت هم دارد. یک مرد هم همینطور، دلش را فقط خوش نمی کند که بچهام دیپلم گرفت دانشگاه رفت.@ حدیثی هست از نبی اکرم(ص) می فرماید من از پدران آخرالزمان بیزار هستم، گفتند چرا یا رسول الله؟ فرمود به خاطر اینکه بچههای اینها می خواهند برودند قرآن و دین یاد بگیرند و پدران نمی گذارند که اینها بروند یاد بگیرند می گویند این چیزها به چه دردتان می خورد.@ ما الان می بینیم بردران خیلیها هستند مثلاً می خواهند بروند حوزه علمیه درس بخوانند به بهانههای مختلف نمی گذارند بچههایشان بروند. خانمها هستند می خواهند بروند درس بخوانند یا شوهرانشان نمی گذارند. همین شوهر اگر خانم برود معلم بشود یا یک جا کارمند بشود پول در آن بشود می گذارد خانمش بیرون برود کار بکند.@ اما اگر بخواهد برود درس بخواند معنویت و انسانیت تحصیل بکند که چقدر هم در خود زندگی انسان تأثیر دارد. می بینی که مانع می شوند. زن همینطور شوهرش اگر برود کار بکند شغل دوم بگیرد که پول بیاورد می بینی که اشکال ندارد تحمل می کند دیر آمدن شب خانه را، یا نیامدن را، اما اگر بخواهد دنبال معنویتش برود دنبال کسب علم، می بینید که غرغر شروع می شود.@ والدین نسبت به فرزندشان اگر بروند شغلی یا رشتهای که در آن پول هست می گذارند بروند. اما رشته یا شغلی که در آن انسانیت و معنویت هست و ممکن است جنبه مادی نداشته باشد یا کم داشته باشد می بینید که مخالفت می کنند.@ پیغمبر(ص) فرمود من از اینگونه پدرها بیزار هستم چون به فرزندش دارد خیانت می کند حالا جدیداً هم که مُد شده مثلاً تا بچه می گوید من می خواهم بروم درس معنوی بخوانم نه تو باید اهل خدمت به مملکتت باشی، مملکت نیاز دارد مثل اینکه مملکت فقط دکتر و مهندس و متخصص یا برقکار کم دارد.@ مملکت آنچه که بیشتر از همه کم دارد آدم حسابی است. آدم با معنویت هست. حتی مشکلات اقتصادی به این معنویت برمی گردد (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ) اگر اهل دنیا ایمان بیاورند و تقوا پیشه بکنند برکت را از آسمان و زمین بر آنها نازل خواهیم کرد.@ ایمان و تقوا نبود هر چقدر هم وضع اقتصادی، مگر آمریکا نیست مگر کشورهای دیگر نیستند آنجا دهها میلیون فقیر دارند چه کسی می تواند ادعا بکند آنجا نیاز مادیشان تأمین هست. رفاه بر جامعه حاکم هست؟ وقتی ایمان و تقوا نبود طرف پولدار هم که شد میدزدد احتکار، پنهان کردن، گرانفروشی، اگر ایمان بود نه افراد همدیگر را به صورت بنده خدا می بینند.@ (اَلخَلقُ عِیالی) خداوند فرمود مردم عیال من هستند. محبوبترین مردم در نزد من کسی است که با عیال من مهربانتر باشد. دیگر کاسب دزدی نمی کند. دیگر احتکار نمی کند. دیگر واسطه این وسط نیست. گرانفروشی و خیلی چیزهای دیگر نیست.@ دیگر شخص مالیات چند میلیونیش را نمی دزدد وجوهاتش را نمی دزدد بگوید این پول زور هست اینطوری رفاه هم تحصیل می شود. اینکه معنویت نیست اساس همه مشکلات هس.ت بعد هم اگر انسانی خودش انسان نبود. خودش اهل معنویت نبود. چطور می تواند خدمت بکند این رفت پزشک بشود اگر بیمعنویت بود یک قصاب به تمام معنا می شود. تاجر می شود، هر کارهای بشود همین می شود.@ من نمی خواهم نیازهای اقتصادی، صنعتی، علمی مملکت را نفی بکنم. اما می گویم اگر یک نفر مایل بود برود سراغ این کار کسی نباید مانعش بشود. دنبال معنویت خواست برود روحش تشنه این کارها بود به زور نکشانیم اینطرف ببریم. نه تو بیا اینجا برو روحش را آزاد بگذاریم ارضا بکند. روحها که یک جور نیست.@ نکته بعد می خواهم یک نکته مشخصی را راجع به تعلیم خانواده نسبت به همسر و فرزند ذکر بکنم یکی از چیزهایی که خیلی سفارش شده یاد بدهید به خانوادهتان و به فرزندانتان محبت اهل بیت(ع) هست یک رمزی هم در این هست که چرا سفارش شده خانوادهها به اهل بیت توجه کنند.@ امام صادق(ع) فرمود: (اَلهِمُوهُنَّ حُبَّ عَلیٍ(ع)) به زنهای خودتان الهام بکنید. تعلیم بدهید حب علی(ع) را اگر تاریخ را مطالعه بکنید می بینیم که اسلام ناب با همین توجه به اصل امامت و ولایت مانده، اگر بینظیرترین انقلاب در ایران اتفاق می افتد مال این هست که این بچهها از پستان مادرهایی شیر خوردند که اینها گریه کردند برای اباعبدالله(ع) یاد دادند محبت اباعبدالله(ع) اصل امامت و ولایت را به آن توجه داشتند.@ هیچ کس نمی تواند نقش محوریت امام(س) را در پیروزی انقلاب انکار بکند بعد از اینکه مردم ایمان داشتند و اتحاد کردند در یک رهبر واحد موفق شدند ما کشورهای دیگر را می بینیم تلاش می کنند خون هم می دهند اما چون تفرقه رهبری دارند این دردسر را دارند. نمی توانند آنطور که باید حکومت را برقرار بکنند.@ این اصل خیلی مهم هست. تنها چیزی هم هست که نجات دهنده ی همه ی، حالابحث امامت یک بحث مفصلی است، اما تنها چیزی است که تضمین سعادت همه را می کند. امامت معصوم و در غیاب معصوم فقیهی که با شرائط خاص، فقیه عادل با شرائط خاصی رهبری جامعه را به دست بگیرد. این رمز بزرگی بوده که از اول ائمه به این توجه داشتند و می گفتند که به بچههایتان محبت اهل بیت و اصل امامت را خوب یاد بدهید بعد از توحید و مسئله خدا به امامت توجه بشود.@ این انقلاب نتیجه آن انتقالهایی هست که مادران به بچههایشان دادند با ذکر اباعبدالله(ع)، این بچهها را شیفته امام کردند همین بچهها بودند که امام را به عنوان جانشین امام زمان(ع) انتخاب کردند و حکم او را حکم خدا می دانستند و این انقلاب بینظیر را کردند.@ شما همین مسئله رهبری و ولایت را بردارید ببینید چه چیزی می ماند. همین چیزی که در کشورهای اسلامی نیست. همین یک عامل در کشورهای اسلامی نیست ببینید چه چیزی از اسلام در آن هست هیچ چیز جز اسم از اسلام نیست. در کشورهای دیگر، همان کشورهای اسلامی، آنچه که اسلام را به صورت ناب و واقعی می تواند در یک کشور پیاده بکند اصل امامت و ولایت هست که منشأ بقیه خیرات و همه خیرات هست.@ امام یک جملهای دارد می فرماید اسلام به واسطه طایفه شیعه زنده است. بحث ما سر اسلام ناب هست و این تشیّع را آن مشخصه اصلیش توجه به حکومت ولی معصوم و امام معصوم هست و در غیاب او فقیه عادل، شیعه این خصوصیتش هست که در طول تاریخ فقط رهبری یک نفر را قبول داشته و آن امام معصوم بوده و در غیاب او فقیه.@ لذا خیلی سفارش شده که به بچههایتان این اصل را یاد بدهید. یعنی این را اگر یاد دادی بقیه مسائل امید هست که درست بشود بچه را توجه بدهید به اباعبدالله(ع)، به ائمه توجه بدهید. محبت ائمه، اسم ائمه دوستی آنها را یاد بدهید گریه بر ائمه.@ چقدر خوب می کنند این مادران و پدرانی که برای بچههایشان این امکانات را تهیه می کنند از کوچکی پیراهن مشکی تنشان کردند در این مجالس اباعبدالله در مجالس ذکر بردن چقدر اینها مؤثر هست.@ خیلی دوست داشتم که راجع به این مسئله می توانستم مفصل صحبت کنم که چرا سفارش شده است که این اصل را در خانواده ها زیاد روی آن کار شود. مطلب بعد این هست که فایده دیگر بسط معنویت این هست که انسان همانطور که جلسه قبل عرض کردم شئون مختلفی دارد آنچه که به روح انسان پیوند می خورد آن هم جزء شئون انسان می شود. فرزند را اگر خوب بار آوردی این ذخیره آخرتی هست نه فقط فرزند، هر جا انسان معنویتی بسط بدهد آنها می شوند شئون روح او.@ لذا فرمود هر کس به دیگران عمل خیری را یاد داد تا قیامت هم ثوابش بر او هست یعنی تا هر موقع که هست آن شخص عملی را انجام داد ثوابش برای یاد دهنده هم هست. غیر از اینکه خود عمل کننده ثواب خودش را دارد. یاد دهنده هم ثواب می برد از شئون او هستند لذا انسان با این مسئله خیلی می تواند بهرهبرداری بکند برای ابدیت خودش، برای آخرت خودش که بسط معنویت در خانواده بدهید.@ نکته خیلی مهمی که باید فراموش نشود آن این هست که اگر کسی بخواهد بسط معنویت بدهد همان کسی هست که باید تأمین نیاز عاطفی هم بکند. (باید یک مقدار این را توضیح دهم چون مشکلی هست که خیلی ها به آن دچار هستند یک مقدار در این باره صحبت کنیم) یعنی کسی که می خواهد پیام معنوی بدهد باید قبل از آن توان پیام عاطفی رساندن را به صورت صحیح داشته باشد. یعنی اگر کسی نتوانسته محبت را جلب بکند نمی تواند پیام معنوی خوبی برساند.@ این در تاریخ ثابت شده در صدر اسلام ائمه ما معصومین(ع) جذب می کردند افراد را با اخلاقشان (کُونُوا دُعاۀَ النّاس بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم) با غیر زبانتان مردم را دعوت کنید با عملتان با خُلقتان، طرف می امد به امام(ع) فحاشی می کرد امام چنان برخورد زیبای اخلاقی با او می کرد که طرف شیفته می شد و بعد مسلمان می شد. آنقدر که اینها با اخلاقشان توانستند دیگران را مسلمان کنند با چیز دیگری نتوانستند.@ (لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَبِما رَحْمَةٍ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ) به خاطر رحمت و فضل الهی بود که تو با اینها مهربان شدی اگر تو غلیظ القلب بودی، آدم عصبانی و بدخوئی بودی «لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» اینها از اطراف تو پراکنده می شدند.@ یعنی اگر مردی خواست در خانواده تأمین معنویت بکند اول باید بتواند تأمین مسائل عاطفی را بکند. اول باید مهربان باشد. هیچ مردی نمی تواند پیام معنوی ببرد بدون اینکه رعایت مسائل عاطفی را کرده باشد و فکر کند می تواند موفق بشود. موفق نمی شود. زن می گوید این خیلی دم از خدا می زند خیلی برای من آیه و حدیث می خواند. اما یک ذره اخلاق ندارد. خودش عمل نمی کند بیادب است.@ وقتی اینطوری هست قطعاً پیام معنویت هم سازگار نیست. فکر نکن او را برداری ببری در دعا و جلسه بگویی بیا با تو است بشنو گوش کن تو نمی توانی اینطوری پیام معنوی برسانی باید اول مسئله عاطفی را رعایت کرده باشی یعنی اول اینطوری است انسان همیشه از محبوبش می پذیرد حتی دلیل هم نمی خواهد. محبوب بگوید انسان می پذیرد.@ ما در روایت داریم (مَن اَحَبَّ حَبیباً صَدَّقَ قَولَه) این حدیث قدسی است که هر کس، کسی را دوست داشته باشد قولش را هم تصدیق می کند یعنی آنچه که باعث می شود انسان حرفش را به کرسی بنشاند ایجاد عشق و محبت هست. ایجاد جاذبه عاطفی هست.@ این همه قرآن سفارش شده که (فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً) با قول لیّن بروید با فرعون صحبت بکنید با مهربانی صحبت بکنید. پیامتان را با خشونت نرسانید. آن فیلمی که پخش می شد از وضعیت مسلمانان آلبانی که آن میسیونرهای مسیحی می آمدند به بچههای فقیر مسلمان شکلات می دادند و همراه با این شکلات عکس مسیح به صلیب کشیده را هم می دادند و این آیینشان را هم ترویج می کردند.@ نماینده ولی فقیه در هلال احمر می گفت ما در آفریقا که بودیم می دیدیم یک دختر مسیحی آنجا آمده بود و با درست کردن مقداری غذا دادن این به بچه مسلمانان آنجا مذهب مسیحی را ترویج می کرد. این خیلی مهم است ما اگر نتوانیم این مسئله را تأمین بکنیم. مسئله نیازهای عاطفی را نمی توانیم پیام رسان خوبی باشیم دین را باید با شیرینی یاد داد.@ در روایت داریم جمعه که می شود برای خانوادهتان میوه و شیرینی و این چیزها را بخرید هدیه ببرید تحفه ببرید برای اینکه اینها به ارزش جمعه پی ببرند. جمعه سیدالایام هست. روز عبادت هست روزی هست که هر کس عمل خیری در آن انجام بدهد دو برابر محسوب می شود. روز فراغت و عبادت.@ می گوید برای اینکه بچهها و خانواده را به معنویت جمعه برسانید جمعه را برای آنها شیرین بگیرید صبح که می شود انسان بعد از صبحانه خوردن از خواب بیدار شدن، استراحتی انسان می کند. غسل جمعهای بکند. از خانه خارج بشود یک بستنی، فالودهای، میوه تازهای یک چیزی تهیه بکند خانه بیاورد و بگوید چون جمعه است.@ اگر پول تو جیبی به بچه 5000 تومان می دهد بگوید امروز چون جمعه است 10000 تومان می دهم به اهمیت جمعه او را واقف بکند. چقدر در روایت به این مسئله سفارش شده که ما اگر بخواهیم بداخلاقی بکنیم تأمین نیازهای عاطفی نکنیم زن هم همینطور است خانمها مثلاً حوزه می روند بعد می اید می بینید که اصلاً حق همسرانشان را ادا نمی کنند.@ مثلاً می روند جلسه علمی و بسیج شرکت می کنند یا درسهای دیگری بعد شوهر می بیند اینکه رفته آنجا عوض اینکه بیاید خوشخُلقتر باشد. مهربانتر باشد، مؤدبتر باشد، می بیند که نه، می گوید پس شما آنجا چه چیزی یاد گرفتید پدر مادر می گوید بچه من از وقتی که فلان جا رفته با فلان گروه آشنا شده می بینم که اصلاً، انتظار دارند مردم حساس هستند.@ این طرف تا بچهاش پایش را در مسجد و جاهای دیگر نگذاشته هیچ حساسیتی نشان نمی دهد نسبت به بیادبی و انحراف بچهاش، اما به محض اینکه پایش آنجا باز شد یک مقدار وقت بچهاش صرف شد انتظار دارد که در بچه تغییر محسوسی ایجاد بشود. اگر همسرش رفت چهار صباحی در جایی مطلبی را شنید حرف دینی را شنید انتظار دارد که تغییری حاصل بشود.@ زن هم همینطور اگر مرد اهل دین و مجامع اسلامی هست انتظار دارد که وقتی خانه می اید درست باشد همه این انتظار را دارند. خیلی وقتها ما با همین کارمان بدبینی ایجاد می کنیم. زدگی در دیگران ایجاد می کنیم زنها در پدر و مادرشان دخترها در پدر و مادرشان در همسرشان مردها در همسرشان و در پدر مادرشان و در فرزندانشان فرزندان در والدینشان همینطور هست.@ می گوید بچه من چند سال است دارد درس حوزه می خواند هنوز بلد نیست چطوری با پدر مادرش چطور برخورد بکند شوهر من اینقدر جبهه داشته، اینقدر چطور بوده، اینقدر کجا رفته، اینقدر مطالعه کرده، با این آقایان سروکار دارد. با این اساتید سروکار دارد اما هیچ جاذبه و گیرایی ندارد. اخلاق ندارد. ما اینطوری ضربه می زنیم آبروی اسلام را هم می بریم.@ یک جمله امام(س) دارد فرمود مواظب باشید این دوشنبه و پنجشنبه که نامه اعمال به دست امام زمان می رسد حضرت از عمل شما پیش ملائکه شرمنده نشود. با آبروی اسلام بازی نکنید. اولین جایی که انسان باید آبروی اسلام را حفظ بکند خانواده است. با رفتارش، با کردارش، این مختص آقایان نیست زن همینطور فرزند همینطور مرد همینطور باید حفظ بکنند از اسلام پاسداری بکنند.@ افراد زیادی هستند که من می بینم می ایند خودشان آدم متدین هستند حتی روحانی متأسفانه خودش روحانی هست در حوزه درس خوانده بچهاش را می بینید وضعش خراب هست. آمده می گوید این بچه من چرا اینطوری هست شما یک چیزی به او بگویید دختر من اینطوری است پسر من اینطوری است.@ بعد دقت می کنیم می بینیم که این آقا آن چیزی که باید در خانه رعایت می کرده رعایت نکرده تلخ اسلام را به اینها یاد داده، زدگی ایجاد کرده البته خیلی وقتها ممکن است شیرین عمل کرده آنها ذاتاً افرادی باشند چون بعضیها ریشه از خانواده یا از جای دیگر دارند مثلاً نوح زحمت خودش را می کشد نوح پیغمبر هست (سَلامٌ عَلی نُوح فِی العالِمین) خدا به نوح سلام کرده در دو دنیا.@ اما می بینید که فرزندش آنطوری هست. همسرش اینطوری هست. ممکن است بله آنها یا ریشه از خانواده داشته باشند یا لقمهای یا معاشری، دوستی، کسی اینها را تأثیر گذاشته باشد دلیل نمی شود اگر کسی روحانی و آیت الله بود بچهاش منحرف بود بگوییم این آقا رعایت شئونات عاطفی و مسائل دیگر را نکرده، درست تربیت نکرده یا وارد نبوده تربیت بکند.@ یا اگر کسی همسرش یا خواهرش مثلاً یک آدم متدینی مثلاً خواهرش یا دخترش یا همسرش این چنین بگوییم این رعایت نکرده، نمی خواهم بگویم این کلیت دارد. ممکن است دلائل مختلف داشته باشد یکی از دلائل عرض کردم همین هست که ما سوءظن پیدا نکنیم.@ یک نکته در رابطه با تفریحات هست که افراد باید مردان خانواده بیشتر یا زنان هم همینطور نقش دارند در انتخاب در قبول و یا در ابراز تمایل اینکه کسی نمی گوید شخص به تفریح نرود. مثلاً از صحرا، از جنگل، از دریا، از جای خوب استفاده نکند. طبیعت برای انسان هست.@ (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا) زینتهایی که خداوند خارج کرده برای مؤمنین هست (سیروُا فِی الاَرض) سفارش شده (سافِروا تَصِحُّوا) مسافرت کنید تا سالم باشید. خیلی از لذتها سفارش شده، سبزهای انسان ببیند. آبی ببیند. زیبایی ببیند. روح تفریح بکند خیلی خوب است کسی نمی گوید اینجاها نروید.@ اما گهگاهی هم انسان سری به آن مراکز معنوی بزند. اگر یک روز همسرت را پارک بردی یک روز هم حرکت کنید با هم بروید حرم حضرت عبدالعظیم(ع) یک بستنی هم در راه بخورید بعد بروید حرم زیارت کنید بعد هم برگردید دو سیخ هم کباب بخورید با شیرینی.@ بچه را مخصوصاً اگر انسان به مجامع دینی می برد باید مواظب باشد که با شیرینی این بچه را ببرد بچه لذت ببرد دوست داشته باشد هفته دیگر هم برود. یک موقع جمکرانی، قمی، مشهدی جایی به این مجامع هم سر بزنید این نوع تغذیه مهم است. حالا به جاهای دیگر هم انسان جاهای سالم تفریحات سالم برود. مکانهایی که فساد ایجاد نکند. مکانهایی که انسان گوش و چشمش تغذیه نامناسب نشود که روح خراب بشود.این هم مسئله ی رعایت جنبه های معنوی هست در تفریحات@ و حالا نتیجهگیری کنم که اینکه سفارش شده شما مواظب همسرانتان باشید. فرزندانتان باشید یکی از حقوق (؟) نسبت به مرد خانواده حق امربهمعروف و نهیازمنکر هست یعنی مرد باید در خانواده خودش امر بهمعروف و نهیاز منکر بکند.@ غیر از کلاس گذاشتن هست. انسان می تواند برای همسرش هم کلاس بگذارد اما به شرط اینکه نقش همسریش را به طور جداگانه ایفا بکند. اگر خانواده حق امر بهمعروف و نهیاز منکر دارند به خاطر همین دیدگاهی هست که قرآن نسبت به انسان معرفی می کند حتی در غیرت هم عرض کردم در آن حدیث سه قسمتی از امام صادق(ع) که مرد باید اخلاق خوش داشته باشد توسعه در زندگی بدهد و غیرت نسبت به همسرش داشته باشد.@ غیرت هم برای محافظت از سلامت روحی زن هست. مرزهایش هم مشخص شده غیرت بیجا مشخص شده و غیرتی که سازنده هست. مرزهایشان متأسفانه به همدیگر ریخته خیلی وقتها غیرتهایی آمده احمقانه یا حتی به تعبیر امام(ع) حیاء احمقانه، خیلی جاها همانطور که حیاء احمقانه ما داریم غیرت احمقانه هم ما داریم که مرزش باید جدا بشود.@ اما آن غیرت سازنده که محافظت از زن می کند از لطافت زن از روحیه زن که سالم بماند بتواند تغذیه مناسب داشته باشد این هم حق مرد و زن هست و نباید مرد نسبت به آن سهلانگاری بکند. توجه باید داشته باشد این پاسداری را از حریم همسر و فرزندانش داشته باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ رفتن به کوه و مکانهای تفریحی و دیدن از طبیعت در حال حاضر با توجه به گروه کثیری از خانمهای بدحجاب آیا اشکالی دارد با توجه به اینکه اکثریت را افراد بدحجاب تشکیل میدهند؟ 1 ـ اینکه اصل قضیه اینکه تفریح لازم هست و باید رفت دید، این را نمیتوانیم انکار بکنیم این تفریح لازم هست دین از طبیعت، بزرگان خیلی به این مسئله توجه داشتند و سفارش کردند.@ اما اینکه الان این مشکل هست برای بعضی از جاها که خانمهای بدحجاب هستند یا آقایانی هستند که صلاح نیست خانمها با آنها برخورد بکنند یا مکانهای شلوغ هست که خلاف غیرت هست که انسان همسرش را مکانهای شلوغی ببرد که تماس بدنی داشته باشد.@ حضرت علی(ع) میفرماید که من شنیدم زنهای شما طوری اینطرف و آنطرف میروند که بدنشان به نامحرم میخورد(اَلا تَستَحیُون وَ لا تُغارُون) آیا حیا نمیکنید غیرت نمیکنید که همسران شما این کار را میکنند این به جای خودش که حیا و غیرت باید رعایت بشود.@ اما زمان هم خیلی مهم است یعنی واقعاً میشود انسان زمان مناسبی را انتخاب بکند میارزد یعنی اینکه من هم بخواهم دقیقاً همان روز جمعه همان ساعتی که همه میخواهند بروند بروم شاید برای بعضی از جاها این را نتوانیم ما طهارت روح را در آن حفظ بکنیم.@ اما اگر زمان مناسبی را انتخاب کردیم و رفتیم خیلی جاها هست خلوت هست میشود واقعاً انسان برود و تفریحش را هم بکند و هیچ مشکلی هم پیش نمیاید و خیلی جاهای دیگر هم هست جدای از این شما بروید حتی روزهای تعطیل هم بروید میتوانید استفاده بکنید بدون اینکه آن مشکلی که در این نامه ذکر شده وجود داشته باشد.@ ولی بعضی از جاها نه بعضی از جاها را بنده قبول دارم که واقعاً در غُرُق افرادی هست که دیدنش را رد باید کرد باید انسان جای مناسبی را انتخاب بکند خانمها به آقایانشان فشار نیاورند که نه من حتماً همین جا میخواهم بروم همین جا که میخواهی بروی همین جا یعنی ظلم، اینجا یعنی محیط فسادزا تفریح نیست تفریح یعنی فرح وارد کردن به روح یعنی روح را شاد کردن.@ شما چطوری شاد میکنید در حالی که آلودهاش میکنید این چه شادی است نشاط حیوانی ممکن است انسان داشته باشد اما نشاط معنوی هرگز نمیتواند داشته باشد روح اولویت هم با معنویت انسان هست یعنی آنجایی که معنویت به خطر میافتد آنجایی که هر چیزی انسان را از خدا غافل بکند شیطان هست شما تفریح بکنید اما تفریحی که شما از خدا غافل نکند تفریحی که گناه ایجاد نکند.@ انسان برود تفریح بکند یک لذت حیوانی هم ببرد مثلاً یک عروسی که اصلاً مناسب نیست انسان برود شرکت بکند در یک عروسی که وضع خراب هست یک مجلس جشنی که اصلاً آنجا مناسب نیست انسان شرکت بکند.@ ممکن است انسان یک تفریح حیوانی و یک لذت غریزی هم ببرد اما روح را آلوده میکند دیدنیها شنیدنیها اینها خیلی اثر میگذارد به هر حال باید این اصل سلامت را حفظ بکنیم یعنی لزوم تفریح و گردش نفی نمیکند مسئله لزوم سلامتی را یعنی شرط سلامتی باید باشد و به هر حال این هم اینطوری نیست که انسان نتواند این را تأمین بکند.@
توجه:
خطوطی که با رنگ آبی مشخص شده است در نوار موجود نمی باشد