جلسه گذشته بحثی در مورد تعارف کردیم که (در تعارف یکسری امور وهمی هست که در زندگی ما مؤثر است و بسیاری از استعدادهای ما و وقت ما را تلف می کند .)
امروز بحث تعارف را تمام می کنیم و تمرین نداریم و به سراغ نحوه برخورد با مسائل وهمی و خیالی و جایگاه آنها خواهیم رفت.
در بحث دشمن شناسی یکی از مباحثی که مطرح شد ، بحث آفت حرکت بود که در حرکت به سمت ابدیت با یکسری موانع روبرو هستیم که باید آنها را بشناسیم. درباره حرکت انسان ، وقتی نفخه الهی رسیده می شود، عالم طبیعت یا ناسوت مثل زمینی می ماند که شما تخمی را در آن می کارید : شما اگر دانه سیب داشته باشید برای تبدیل شدن به سیب لازم است زیر زمین تحت فشار و ظلمت قرار بگیرد. سیب فعل محض است و دانه آن قوه محض. اگر بخواهد شبیه سیب شود لازم است تحت شرایط خاصی باشد و اگر یک میلیون سال هم روی زمین باشد تبدیل به درخت و سیب نخواهد شد و می پوسد و از بین می رود.
در مورد انسان : ( تا وقتی که نفخه الهی او به طبیعت نیاید و تحت ظلمت آن قرار نگیرد به بدن و قوای حیوانی ما ( کمالات جمادی – نباتی – حیوانی یا امورات وهمی و خیالی ) تعلق نگیرد و در جریان مخالف قرار نگیرد و تحت فشار نباشد ، در قوس صعود ( بازگشت ) شبیه به خدا نخواهد بود ) و به آفرینش پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) جوان محشور می شود . پس ( در حرکت به سمت آخرت فشارها و موانعی هست ه طبیعی است و بیاد باشد. اگر نباشد امتیاز و رشدی صورت نمی گیرد.) ( تمام کمالاتی که شما در عالم می بینید در اثر سختی به وجود آمده ) یک کمد چقدر سختی کشیده تا تبدیل به کمد شده . قالی همینطور – قلم – کتاب – گردن بند – گچ- لامپ ... هیچ قدرت و کمالی بی زحمت تحصیل نمی شود. نظام خلقت این چنین است که هیچ چیز بی زحمت بدست نمی آید. در حرکت به سمت آخرت روح الهی ( فطرت ) اگر بخواهد رشد کند مثل دانه است که اگر بی زحمت روی زمین بیندازید چیزی از آن نمی ماند ولی اگر درگیرش در فشار کنیم ، با طبیعت پیوند برقرار کند ، رشد می کند و به سمت خدا می آید . خداوند « رب » است یعنی مالک تدبر که تربیت می کند ، تدبیر می کند ، چون ( ما را آفریده که شبیه خودش بشویم لازمه اش این است که بتوانیم فطرت یا کودک عزیز روان خود را که از خداست قدرتمند کنیم مثل خدا و برای قدرتمند شدن نیاز به جریان مخالف دارد ، یعنی طبیعتی باید او را اذیت کند .) کمال حسی – خیالی – وهمی به او فشار بیاورد . درگیر شوند تا او بتواند دراین درگیری کمال معنوی – عقللانی یا فوق عقلانی را انتخاب کند ، تا شبیه خدا شود . « پس جریان مخالف لازمه کار ماست و به عنوان یک نعمت است » ( یکی از نعمات بزرگ خداوند که بسیار با برکت است و انسان به هر درجه از انسانیت برسد به برکت این نعمت خدایی است ، شیطان است ) ( اگر شیطان نباشد که پیشنهاد غیر خدا را به ما بدهد ، تحریکی نکند ، هرگز نمی توانیم امتیازی بگیریم و بالا بیاییم ) ، همانطوری که اگر مشق- تمرین – ورزش نباشد ، هیچ علمی به وجود نخواهد آمد . هیچ پیشرفتی ... همه علم و تکنیک ها به قیمت زحکت و خون دل خوردن به دست آمده.
( اگر شیطان هم نباشد ، فطرت هم می پوسد و از بین می رود. )
( شیطان باعث می شود فطرت همیشه با نشاط و آماده باشد. ) دانشمندی به خاطر دلسوزی به آهوها و گوزن ها فضای بسته ای ایجاد کرده بود که از گزند دشمنانشان در امان باشند و به آنها غذا می داد. بعد از مدتی دید که هیکل این حیوانات از آن لطافت اولیه خارج شده نه می دوند نه سرعت و نه لطافت و بی حال هستند و می میرند. می گوید : من فهمیدم خداوند برای اینکه آهوهایزیبا و خوش هیکل و تیز رو وجود داشته باشد به حکمت خود شیر و پلنگ را آفریده . اگر شیر و پلنگی نباشد هیچ وقت آهو این قدرت دویدن را نخواهد داشت. هر جا بشتر دست در طبیعت برده و تکانی به آن داده ، فاجع به بار آورده حیوانی را حذف کرده و باعث لطمه به محیط زیست شده . بنابراین ( کار شیطان تمرین دادن است . اگر شیطان نباشد ، هیچ انسانی عاشق خدا نمی شود. ) نمی تواند درجات عالی را طی کند . شیطان باعث تمرین و ورزش ما می شو. درمقابل وزنه های حسی – خیالی – وهمی – سلاح فطرت عقل و فوق عقل است باید درگیر شد. اگر ورزشگار با وزنه سنگین درگیر نشود ، قوی نخواهد شد . وزنه های سنگین بازو و هیکل را قوی می کند.
زیبایی وزرش خصوصاً فوتبال این است که تعداد زیادی افراد درگیر هستند 22 نفر . اگر فقط 11 نفر باشند ، هیچ قشنگی ندارد. 11 نفر تلاش می کنند که طرف مقابل را شکست دهند اگر طرف مخالفی نباشد لذتی ندارد شکست دادن.
شیطان میدان ورزشی ایجاد میکند که با پیشنهاد امورات حسی – خیالی – وهمی به فطرت با او مقابله کند و فطرت باید با کنار زدن اینها رابطه اش را با معشوق خود حفظ کند . در دوست داشتن هم همینطوره . اگر در پیشنهاد 50 نفر ، یک نفر را به عنوان شریک انتخاب کنید ، ارزش اینجاست چون اگر هیچ کششی در انتخاب نباشد و گزینه دیگری نباشد در این انتخاب عشق اثبات نخواهد شد. ( عشق وقتی ثابت می شود که من بتوانم با معشوق دیگری باشم و نباشم. آن را که بیشتر دوست دارم انتخاب کنم . ) و هرگز بدون فداکاری – دوست داشتن را نمی شود ثابت کرد و ایجاد کرد. لذا قرآن می فرماید ( زن و شوهر باید دارای مودت باشند ، مودت یعنی علاقه ای که زن و شوهر حاضر باشند به خاطر آن ، خود را به زحمت بیندازند و گرنه عشق معنادار نیست ) ( عشق وقتی معنی دارد که انسان حاضر باشد زحمت – خون دل و گرفتاری را بخاطر طرف مقابل تحمل کند ).
چون ما شیطان داریم و قسم خورده که در صراط مستقیم قرار بگیرد و انسان را فریب بدهد . انسان برای مبارزه ، میدان بزرگ می طلبد. اگر تیمی در حد تیم درجه 3 باشد با امکانات ضعیف یک زمین معمولی – دیواره غیر استاندارد و حتی گل کوچیک هم بازی می کنند ، ولی اگر قصد ایجاد تیمی داریم که به جام جهانی برود ، چون در آنجا تیم های قدر بازی می کنند لازم است امکانات درخور جام جهانی برای آن تهیه کرد مربی خوب – زمین خوب – توپ خوب – لباس خوب – غذای خوب – تمرین های زیاد – پیگیر و قدرتمند . تا تیم قوی شود و به جام جهانی برود.
خداوند وقتی انسان از ناسوت در قوس صعود به سمت خدا در حرکت است هر قدر قیمت این انسان بیشتر شود ، میدانی که برای اوج گرفتن او لازم است میدان قوی تری است چون هدف عالی ترین هدف است . لذا می فرماید : ( شیطان برای آدم هایی که قصد رشد دارند تحریک بیشتری ایجاد می کند ) بسیاری از دختران و پسران جوان می گویند که ما وقتی توبه نکرده بودیم وضع روحی بهتری داشتیم ، از وقتی توبه کردیم وسوسه هایمان بیشتر شده . این طبیعی است چون وقتی شما با خدا قهر بودید ، جز لشکریان شیطان بودید . شیطان برای لشکریان خودش خیلی سرمایه گذاری نمی کند ، شما جزء سربازان شیطان بودید . شما وقتی به شیطان نه می گویید ، اذیتها و حمله ی خود را شروع می کند و بیشتر قصد اذیت دارد.( ولی وقتی « جنود الشیطان » هستید اصلاً با تو کاری ندارد . نیازی به وسوسه کردن تو ندارد تو کمک او هستی ) . به محض اینکه تصمیم بگیری راه خدا را بروی ، وسوسه ها و تحریکات – دلتنگی ها – ناامیدی ها – دلشوره ها – خود کم بینی ( چهار حمله ) شروع می شود . لذا ( شیطان قسم می خورد .
« لَاَ قَعُدَنَّ لَهُم صِراطُکَ المُستَقیم »
حتماً حتماً حتماً روی صراط مستقیم تو در برابر آنها می نشینم ) ( ( تأکید بسیار زیاد ) چرا ؟ چون تو قصد صراط مستقیم و رسیدن به خدا را داری ، لذا قیمت بالا می رود ، اگر بخواهی المپیک بروی – جام جهانی بر روی قیمت بالاست ولی اگر در حد مسابقه باشگاهی باشد ، سرمایه گذاری لازم نیست و با امکانات کم می شود بالا رفت . ولی وقتی کنکور سراسری می خواهی بدهی برای دانشگاه دولتی یا المپیاد ، میدان بسیار سخت است . پس اگر می خواهی مثل خدا بشوی ( « غایت انسان در قیامت مثل خدا شدن است ».
شوخی نیست : باید اسامی صفات جمال و جلال خدا را پیدا کنی ، لذا روی صراط مستقیم شیطان حتماً به سراغ ما خواهد آمد . اگر آدم بدی هستی ، شیطان کاری با تو ندارد. کافی است تصمیم بگیری آدم خوبی بشوی . « تُمَّ لَا تیَنَّهُم مِن بَین ِ اَیدیهم ».
جمله از جلو – عقب – راست و چپ می کنم.
( شیطان رابطه فیزیکی با ما ندارد ، لذا حمله هایی که روی صراط مستقیم می کند ، چون صراط هم فیزیکی نیست صراط مستقیم نفس ماست . حملات در دل و افکار است . همه حملات خصوصیاتی دارند که در دشمن شناسی مفصل توضیح داده ام . کار با این است که در این میدان مبارزه بتوانیم به حملات جلو – عقب – چپ – راست پاسخ مناسب بدهیم . مثل فوتبال است که باید مواظب اطراف بود ، ممکن است از هر طرف به انسان بزنند. باید مراقب بود و گل هم زد با حرکت به سمت جلو.
خداوند وقتی شیطان را می گذارد راه مقابله با آن هم یاد می دهد. مثل مربی ورزشی . که مثلاً در کشتی می گوید وقتی طرف مقابل پای تو را گرفت چگونه از این حرکت بر علیه او استفاده کنی .
وظیفه او حمله است و وظیفه تو برخورد مناسب باید بدل زد و ریشه کرد و جلو رفت . اگر بشناسید تمام حملات و کدهای آنها را به راحتی زندگی خواهید کرد ولی اگر نشناسید ممکن است با یک محله از پشت – چپ – یا راست – 20 سال به عقب بیفتد و عمرتان را تلف کنید ، چون بلد نبودید درست برخورد کنید . مثل جام جهانی یا المپیک که اگر شکست خوردی باید 4 سال صبر کنی و عقب بیفتی . تازه اگر یاد بگیرد آن حمله را درست جواب بدهد باز این مدت را از دست داده.
این چهار جمله شیطان برای همه هست اگر یاد بگیریم چطور برخورد کنیم یک زندگی شاد و آرام و با نشاط خواهیم داشت ، اگر بلد نباشیم دچار مشکل می شویم به جان هم می افتیم . اگر بفهمیم که وقتی پدرم با من تندی می کند ، شیطان اوست ، می توانم هم شیطان خودم و هم شیطان او را خلع سلاح کنم ولی وقتی حواسم به حمله نیست ، هم شیطان خودم قوی می شود چون مرکب ناآگاه دارد راحت تحریکم می کن – طرف مقابل هم ناآگاه است . در بحث کمالات حسی – وهمی – خیالی که بحث تعارفات را مطرح کردیم . اسلام دو حد برای ما می گذارد. یک حد قانونی و شرعی و یک حد اخلاقی . مثلاً در روابط زن و مرد برای اینکه دچار مشکل نشوند ، تعریف ریاضی می دهد تا شیطان آنها را تحریک نکند و به جان هم نیندازد. حقوق متقابل را مطرح می کند. تا بعد اگر شیطان حمله کرد نتواند آنها را به جان هم بیندازد. شیطان حتی خود آدم را علیه خودش تحریک می کند. در بسیاری موارد در حمله از چهار جهت زمینه ای در من پیدا می کند که خودم را با خودم درگیر کند. یا بیجا از خودم بدم بیاید همین مسئله باعث دور شدن از خدا چند سال می شود . ( از خدا نا امید بودن – کم ارزش دانستن خود خطراتی است که شیطان ایجاد می کند سعی می کند شما را پیش خودتان لیست و کوچک کند ، عاشق حرکت های بزرگت به سمت خدا نشوید . مثلاً بگویید من کجا و امام زمان کجا ؟ من کجا و بهشت خدا کجا ؟ و همیشه خود را گنهکار و معصیت کار دیدن و ناامید از رسیدن به خدا . شیطان از گناهان ما هم علیه ما استفاده می کند . بنابراین تو را با سه نفر درگیر می کند 1. خودت 2. دیگران 3. خدا. سوء ظن – ناامیدی – تنفر از خدا – زیر سؤال بردن خدا را ایجاد می کند . اگر اینها را بلند نباشم شکست می خوریم . بسیاری مواقع روابط زن و شوهر بهم می خورد ولی نمی فهمند شیطان کی و چگونه آنها را علیه هم صد ایشان علیه هم بلند می شود ، حرفهای رکیک بهم می زنند . نمی خواهند هم که روابطشان بهم بخورد 95% طلاقها الکی است 15 سال که کار من این است اغلب طلاقها هیچ مبنای علمی ندارند 5% موارد دارای ریشه عقلانی است.
در بیشتر موارد درارتباطهای دوستانه – خانوادگی – اعضاء همدیگر را دوست دارند ولی چون نمی دانند حملات شیطان و روش های مقابله با آن را ، نمی توانند مانع بهم خوردن روابطشان بشون و به آرامی در کنار هم زندگی می کنند. در 1 ساعت خلوت 10 بار به جان هم می افتند.
چون حقیقت نجستند ره افسانه زدند
می گویند من نمی دانم چرا اینجوری می شود حتماً طلسمی درکار است . ما را بستند.
در بسیاری موارد مشکل از خود ماست و لی نمی خواهیم بفهمیم کجای کار گیر دارد. و به چیزی خارج از خودمان نسبت می دهیم . مثل آقایی که به او گفتند : چقدر زشتی ! گفت من زشت نیستم ، در بیمارستان عوض شدم . نمی خواهیم بگوییم که سحر و جادو صحت ندارد ولی از یک میلیون بار شید یک بار بگیرد . یعنی 999999 بار واقعاً سحر و جادو نیست ، خودمان مشکل داریم .
سحر و جادو هم اگر روی کسی تأثیر دارد باز به خودش مربوط است . در بحث سحر و جادو گفتیم که خداوند می فرماید : اگر شما خودتان را قوی کنید هیچ سحر و جادویی روی شما تأثیر نخواهد داشت اگر کسی خودش زمینه را فراهم نکند جادو روی او اثر نخواهد کرد ، اگر خودش را تقویت کند و قویترین ساحرها هم قادر نیستند روی او اثر کنند. چون وجود قوی است . وقتی وجود ضعیف است ممکن است کسی با کوچکترین وسوسه هم بتواند رابطه فرد را با طرافیانش خراب کند.
برای اینکه شیطان نتواند تأثیری داشته باشد خداوند یک سری ریاضیات قرار داده ، حقوقی که خشک هم هست حقوق متقابل مرد و زن از نظر قانونی ، تا بعد درگیر نشوند. یکسری حقوق اخلاقی هم گذاشته برای اینکه زندگی گرم و با مودت و محبت باشد. مثلاً کارهای خانه وظیفه شرعی و قانونی زن نیست و مرد حق ندارد حتی توقع داشته باشد و حتی توقع ظلم است . اگر در حیطه اخلاقی زن فداکاری کرد ، بحث دیگری است . یا مرد وظیفه ندارد برای زن لباس های آنچنانی تهیه کند تعریف دارد 2 دست در سال – غذا در حد سیر شدن – وسایل زندگی در حد ضرورت . حتماً لازم نیست تلویزیون – لوستر – ماشین – تلفن همراه – ماشین لباس شویی ... باشد اینها جزء وظایف اخلاقی مرد است برای اینکه زندگی گرم باشد ، فدارکاری لازم است.
در بحث تعارف هم حدود به این شکل است . مثلاً اسلام می فرماید بچه ها در سه نوبت حق ندارند بی اجازه وارد اتاق والدین بشوند. صبح اول وقت – بعدازظهر – شب. یا در مهمانی باید اجازه بگیرید اگر بدون هماهنگی این کار را بکنید پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : مثل دزد و غارتگر هستید . باید طرف مقابل راضی باشد . جلسه قبل عرض کردم .اگر مهمانی دعوت کنید و همسرتان راضی نباشد ، غذایی که درست میکند مهمانات را از نظر معنوی تاریک می کند . اسلام می فرماید اذن بگیرید نه اجازه . اذن یعنی قبل از آمد اجازه گرفتن ولی در اجازه شما می روید و بعد می گویید بیام تو یا نه؟ از شهرستان آمدید و طرف مقابل را در رودربایستی قرار می دهید . قرآن می فرماید : حَتّی یُوَذَنَ لَکُم تا اجازه و بعد می فماید فَاذا اقَل لَکُم اَرجعُوا فارجِعوا و حق نداری شرعاً ناراحت شوی . اگر ناراحت شوی خود خواهی است ، تسلط شیطان است.
بعضی می گویند ما با خواهر و برادرمان صمیمی هستیم و این حفها را نداریم. این دیگر جزء وظایف قانونی نیست . وظیفه اخلاقی است . یعنی قاعده ای داریم که
تُسقَطُ الآداب عند الاَحباب
در نزد کسانی که دوست هم هستند ، آداب سقط می شود.
یعنی ما با هم ندار هستیم . با والدین .... اگر آمادگی هم نداشته باشیم نمی گوییم برگرد ، برو و او هم آنقدر می فهمد که اگر من امکانات نداشته باشم ناراحت شود . حتی خودش کارها را می کند اگر ما مشغله ای داشته باشیم.
امام باقر علیه السلام : از کسی پرسید؟ روابط شما با هم چطور است ؟ شیعه عرض کرد : خوب است حضرت فرمود : آنقدر خوب هست که دست در جیب هم کنید پول بردارید . بدون پرسش طرف مقابل که چقدر برداشتی ؟ چرا برداشتی ؟ عرض کرد : نه اینقدر خوب نیستیم . حضرت فرمود : شما هنوز به رشد شیعه ای نرسیدید. شیعیان واقعی با هم صمیمی هستند برای رفتن به خانه هم اجازه نمی گیرند – اگر هم طرف مقابل نتوانست بپذیرد ناراحت نمی شود و بر می گردد.
این بی تعارفی خیلی خوب است.
تعارف یعنی ملزم باشم به اینکه فلانی اگر آمد باید مرغ و ماهی جلویش بگذارم و چون ندارم به زحمت بیفتم و از آمدنش اعصابم خرد شود. یا نه وقت دارم نه امکانات نه خانم آمادگی دارد و تعارف کنم. یا چون نمی توانم غذای خوب تهیه کنم مهمانی را به تعویق بیندازم. یعنی ما حاضریم دیدارها را به تعویق بیندازیم به خاطر شکم . یا چون هنوز پرده نداریم . این حس منتقل می شود به طرف مقابل یعنی می گوید من برایش مرغ و ماهی گذاشتم ، اگر من به خانه اش بروم و عدس پلو بگذارد چنین و چنان .... من میوه درجه 1 گذاشتم و او ن درجه 2. این رفتارها زمینه جهنمی شدن را در ما فراهم می کند.
پس تعارف نداشتن و صمیمی بودن خیلی خوب است ولی به شرطی که بین ما صلح و صفا و صمیمیت باشد و چشم و هم چشمی و تعارف و رقابت نباشد.
اگر وضع مالی خوبی دارم ، خوب پذیرایی کنم . حضرت امیر علیه السلام فرمودند : میزبان هر چه دارد برای مهمان دریغ نکند. و قاعده گذاشتند که اگر کسی برای یک هفته مهمان آمد سه روز اول خوب پذیرایی شود و از روز چهارم غیر رسمی ( معمولی ) هر چه خودتان می خورید.
اندازه هایی که شرع مقدس می گذارد برای جلوگیری از نفوذ شیطان است.
رساله پر از عدد است برای اینکه مبتلا به وسواس نشویم و هر کس غیر آن را انجام بدهد شیطانی است و احکام دین را مسخره کرده . چون شیطان می داند که با ریاضیات خدا شما به بهشت می رسید ریاضیات خودش را تلقین می کند تا به جهنم بروید . چون زورش نمی رسد مانع نماز خواندن و غسل کردن و ... بشود لذا مجبور می کند با اندازه های او این کارها انجام شود تا به سمت بهشت حرکت نکنی ( وسواس از احکام شروع می شود ولی به اخلاق و اعتقادات هم می رسد.
و انسان گاهی با بیماری وسواس سر از کفر در می آورد . سر از شرکت در می آورد.
نحوه تأثیر وسواس بر اخلاق : شما وقتی وسواس می شوید مجبورید روی وسواس شرعی خود پافشاری کنید. همسر شما تحمل نمی کند. درگیر می شوید مثلاً می گویید پای شما چنین بود اینجا گذاشتید ؟ و او چون طبیعی و سالم است و می داند این کار اشکال ندارد درگیر می شوید و سر از فتنه در می آورد. فتنه ای که قرآن بدتر از کفر می داند . یا مردی که چون وسواس دارد همسرش را مجبور می کند همه چیز را آب بکشد . اختلافات ایجاد می شود. چون مدام همه چیز را نحس می داند افسرده می شود. مثلاً کسی که در توالت رفتن وسواس دارد – آب نمی خورد که توالت نرود ( خیانت به بدن در اثر مبتلا به انواع بیماری ها ) وسواس بزرگترین افراد را از پا می اندازد. استاد دانشگاه موردی بود که چون توالت رفتنش 5/1 ساعت طول می کشید با خانواده دچار مشکل شده بود نهایتاً مجبور شد خانه ای بخرد که دو توالت داشته باشد . برای نماز خواند هم چون مجبور است به دستشویی برود مشکل دارد لذا از نماز از خودا و پیغمبر همه بدش می آید از احکام ناراضی است و ... به کفر کشیده می شود.
در حرکت به سمت ابدیت ما قوای مختلف داریم . از آن محبت که بدن داریم جماد هستیم و وهم و خیال و عقل و فوق عقل نبات و حیوان و فرشته و انسان هستیم. باید بدانیم به هر یک از امور بالا چقدر باید برسم و جذب کنیم تا بخش انسانی کاملاً فعال شود و با نشاط و قوی شکل و باطن انسانی پیدا کند . برای این منظور میزان خوراک ها در هر بخش باید تنظیم شود. در غیر اینصورت کارهای علمی – وهمی – هنری – خیالی همه می توانند خطرناک باشند ، روابط جسمی هم می تواند ما را از آدم شدن دور کند.
پس باید بدانیم که چقدر بادی به محسوسات برسم ، چقدر به امور وهمی و خیالی ، چقدر به دنبال علم باشیم تا فوق عقل (بخش انسانی ) ما درست رشد کند.
در رحم وقتی سلول تخم شروع به رشد و تقسیم می کند ، ابتدا همه سلولها مشابه هستند و به تدریج متفاوت شده و دستگاههای مختلف را ایجاد می کنند تا تبدیل به یک جنین کامل شود. وقتی جنین را سالم می دانیم که خصوصیات آن را دنیا تناسب داشته باشند. همینطور اعضاء باید در جای مناسب و به تعداد مناسب باشد مثلاً چشم اگر یکی باشد ، دست 4 تا یا 3 تا .... در رحم مسئله ای نیست ولی چون با ریاضیات دنیا سازگاری ندارد ، در دنیا مشکل خواهد داشت.
پس جنین وقتی خوشبخت خواهد شد که جذب ها او با ریاضیات دنیا سازگار باشد . در حرکت از دنیا به آخرت هم ریاضیات به همین شکل است . استفاده از امکانات دنیا اشکالی ندارد ولی باید با ریاضیات آخرت تضاد نداشته باشد. مخیلات و امور وهمی هم همینطور . امور عقلی و عملی و دانشگاه ... هر چه بیشتر ، بهتر این چنین نیست.
قَدجَعَلَ الله لِکُلِّ شَی قَدراً
وقتی بیش از حد با معقولات – مخیلات یا محسوسات در ارتباط باشی مثل جنینی هستی که بیش از حد به او مواد برسد. نتیجه یا سقط می شد یا ناقص به دنیا می آید. مواد اضافه می آید مثلاً 5 تا سر می آورد. این ها در آخرت مزاحمت خواهد داشت. چون بیش از حد مورد نیاز است مثل کسی که بیش از نیاز خود بخورد ، چون اضافه آن جذب نمی شود برای معده خستگی و برای فرد پیری زودرس خواهد آورد . علت : عدم تطبیق این تغذیه با ریاضیات دنیاست که نتیجه آن نقرس – سکته – دیابت ....
با هم به محسوسات – هم خیال – هم موهومات و هم معقولات نیاز داریم. اگر نداشتیم خداوند در وجود ما قرار نمی داد. غیر از فوق عقل که هر چه تغذیه شود کم است و حد ندارد بقیه ابعاد در حد مشخصی باید تغذیه شوند ، اگر افراط شود از فوق عقل کم خواهد شد و از رشد شاداب جلوگیری می کند. اگر مؤمن نشاط دائمی دارد به فرمایش نبی اکرم و حضرت امیر علیه السلام ، به این دلیل است که تعادل در تغذیه این ابعاد بهم خورده جایی اضافه مصرف شده و در جایی کم گذاشته شده ، نظام تغذیه معنوی خراب است . همانطور که ما رشته تغذیه داریم برای تعادل در مصرف مواد مختلف ، در نظام حرکت به سمت ابدیت هم قانون تغذیه داریم که باید دقیق باشد تغذیه زیاد محسوسات – امور وهمی و خیالی مانع خوراک عقلی مشود.
شخصی خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کرد که من وضع مالی خوبی دارم و نیازی به کار کردن ندارم لازم است کار کنم . حضرت فرمود : تو باید کار کنی ، کار کردن فقط برای پول درآوردن نیست ، اگر کار نکنی عقلت کم می شود . توجه کنید بازنشسته ها چقدر زود پژمرده می شوند. بیکاری عقل و حافظه را از بین می برد – بنابراین ورزش و کار بدنی همیشه لازم است.
اگر تحرک نباشد یا حداقل 5% ساعت ورزشی که در برنامه ها قرار دادیم ، انتظار نداشته باشید در نظام و تغذیه عقلی – وهمی – خیالی ... موفق باشید . عقل سالم دربدن سالم است منظور همین است بدنی که خوب تغذیه نکند ، گرفتار می شود.
در مورد نظام تغذیه بدن 10 جلسه در معرفن نفس گفتیم . بسیاری موارد چون تغذیه درست صورت نمی گیرد ، دچار پژمردگی می شوید و نزد پزشک می روید ، در حالیکه اشکال در عدم تغذیه صحیح است.اگر به جای قرص های افسردگی روزی یک ساعت ورزش کنید ، سالم خواهید شد.
امام خمینی ره می فرمایند . ورزش کاران برای خوب معارف الهی و اسلامی آماده ترند . چرا ؟ چون 1. بدن سالم تری دارد . 2. تمرین مبارزه با نفس او بیشتر است . ( هر غذایی نمی خورد – باشگاه باید برود ) کافی است کمی شعورش را فعال کند در حرکت به سمت خدا فعال تر عمل خواهد کرد تا دیگران زنها برای شبیه خدا شدن آماده ترند. در مباحث معنوی زنها همیشه موفق ترند در همه جای دنیا. حیا؟ در ساختار زن هست که چون حرکت به سمت خدا عشق و محبت لازم دارد و این دو عنصر بسیار سرعت را زیاد می کنند.
دو نفر را در نظر بگیرید یکی عاشق ورزش و دیگری مجبور است که ورزش کند کدام موفق ترند ؟ بنابراین تحمل سختی های باشگاه برای عاشق ورزش راحت تر است.
علت موفقیت خانم ها هم این است که از توان موهومات و مخیلات خود می توانند به نفع فوق عقل خود استفاده کنند. لذا آقایان برای حرکت به سمت خدا باید خود را شبیه خانم ها کنند یک مرد وقتی می خواهد باید تمرین عزلت – در خانه ماندن بکند . شهوت بیرون و ارتباط نداشته باشد ، شجاعت تنها ماندن را داشته باشد. خانم ها به طور طبیعی شجاعت تنها ماندن در خانه برایشان فراهم است. در خانه راحت با خدا ارتباط برقرار می کنند . یک آقا اگر بخواهد با معشوق خود ارتباط برقرار کند باید بتواند به شهوت های ولگردی و بیرون بودن و دوست بازی و شلوغ بازی زندگی اجتماعی غلبه کند. حضرت امام برای رسیدن به مقامات معنوی 10 سال در خانه اش بسته بود. پیامبر صلوات الله علیه و آله تا 40 سالگی مثل زنها عمل می کرد . یا با حضرت خدیجه علیها السلام بود یا در غار تا آماده شد ، مسیر را رفت ، قدرتمند شد و برگشت برای هدایت افراد.
در مدت 10 سال عزلت امام ره حتی اگر در مورد رضا خان کسی نزد او انتقاد می کنرد اخم می کرد چون مشغول کار بر روی خودش بود. پس توجه کنید که چگونه از این قوا باید برای رسیدن به هدف استفاده کرد. یک آدم زیرک باید بداند که چگونه از بدنش برای رسیدن به خدا استفاده کند. از خیالش در کجا خیال پردازی کند – خیالش را پرواز بدهد تا به خدا برسد ، بیجا اجازه ندهد خیالش فکر کند. اگر شما دشمن شناسی را ندانید ، موقع خیال شیطان بر روی ذهن چمبره می زند و خیالت را به سمت شهوت – طبیعت و شیطنت می کشد به جای حرکت به سمت فوق عقل .
ولی کسی که معشوق خود را پیدا کرده در خیال خود با خدا لذت می برد . از آزاد کردن وهم خود با خدا لذت می برد. بزرگان می فرمایند : بدون شهوت انسان عاشق خدا نمی شود . به جبهه هم نمی رود .
شهوت یعنی مطلق خواسته – هوس – میل . عاشق خدا تمام شهوت خود را در خدا قرار می دهد. در دعا داریم که خدایا شهوت مرا در خودت قرار بده . یعنی تمام میل های من در تو متمرکز شود . ترا بخواهم .
پس شخص سالم می داند چگونه از تمام قوای خود محسوسات – مخیلات و موهومات و عقل خود برای شدن استفاده کند. اگر بلد نباشد غذا می خورد – خانه می خرد... ولی از خدا دور می شود. وقتی مستأجر بود وضع بهتری داشت. ماشین دار شد ، خراب شد. رئیس می شود ( موهومات ) ولی به جای نزدیک شدن دور می شود . اگر حواسش نباشد ، علوم مختلف را یاد می گیرد فسلفه – فیزیک – استفاده دانشگاه می شود . ( معقولات ) ولی بجای نزدیکی به خدا سطح اضطراب و شک و تردیدش بیشتر می شود. یعنی عرضه نداشته از نظام تغذیه ای خود به نفع حرکت به سمت ابدیت استفاده کند.
پس نوع ارتباط برقرار کردن با این قوا بسیار مهم است.
عقلاقه به خانواده جزء کمالات وهمی است ( عشق ) بعضی ها از این عشق و علاقه برقدرت فوق عقل چند اضافه می کنند و برخی بر عکس تأثیر منفی برقوق عقلشان دارد. چون بلد نیست چگونه استفاده کند. مثل بچه ای که غذا خورده ولی به جای تولید سر 5 تا دست آورده – سر هم ندارد. یعنی تمرکز قوایش روی موهومات است رئیس شدن – مدیر کل شدن – رئیس جمهور شدن ... و تمام قوای حسی – عقلی و خیالی و فوق عقلی او از کار می افتد ، ممکن است یک مدیر کل – رئیس خوب بشود ولی آدم خوبی نخواهد شد. یعنی هنگام تولد دست خالی از این دنیا می رود چون آدم نیست. تنظیم این خوراکها خیلی مهم است که مانع حرکت فوق عقل نشود.
رمز آختر که مهم است ... در جلسات قبل گفتیم ما معیار داریم که بدانیم بهشتی هستیم یا جهنمی در سونوگرافی می توان فهمید که جنین تولد سالم خواهد داشت یا نه ؟ چون اندازه را دارد برای همه اجزاء . ما می توانیم در رحم دین خود را سونو کنیم. مبانی بهشتی بودن یا تولد سالم.
شادی – آرامش – نشاط
که نشان می دهند شخص اشتباه – کوتاهی – تنبلی نکرده شهوترانی و بی عقلی نکرده . اگر حرکت در طول عمر درست بوده باید الان علائم حرکت صحیح فوق عقل را داشته باشم اگر واقعاً رشته درستی داشته ام باید علامت انسانی را داشته باشم در غیر اینصورت در یکی از قوا زیاده روی شده و سهم دیگران را گرفته موهومات یا مخیلات یا محسوسات – شهوت های علمی ... وقتی شما دکتر می روید و می گوید کلسترول و قند و چربی و اوره .... داری یعنی حرکات قبلی تو غلط بوده .وقتی دو رکعت نماز نمی توانی بخوانی – از خدا خوشت نمی آید – بیزاری از صحبت با خدا بعد از نماز - با فرشتگان ارتباط نداری – با امام زمان صمیمی نیستی . قرآن شراب مؤمن است ولی از خواندن آن احساس شراب نوشیدن نداری و لذت نمی بری . فکر می کنی جملات عربی به زور برای ثواب می خوانی . تسبیح مستت نمی کند. آرامش نمی آورد . مسیر غلط بوده.
باید نظام تغذیه ای را تغییر داد ، در هر جایی زیاده روی شده ، اصلاح شود تا از خدا لذت برد.
والحمدلله رب العالمین