خب درباره صلوات در منابع شیعه و اهل سنت صدها روایت وجود دارد درباره آثار و عظمت صلوات
سخنان بسیار عجیب و آثار بسیار عجیبی از بزرگان دین درباره آثار صلوات شنیدیم و می شنویم. اینکه دعا بدون صلوات اجابت نمیشه اینکه امام رضا فرمودند کفاره گناهان کبیره صلوات است و اینکه صلوات معادل تسبیح و تحلیل و تکبیر است در نزد خدا یعنی ذکر صلوات و اینکه کسی صلوات بگوید مثل این است که خدا را تسبیح کرده و تحلیل کرده و تکبیر کرده و اینکه مکمل عبادات است اینکه گشایش درهای آسمان به صلوات است اینکه امام صادق فرمود صلوات، افضل اعمال البر است یعنی بالاترین اعمال نیک صلوات است. اون آثار عجیبی که روایتش را دوستمون آقای سلطانی خواندند فرشتگان هم نمیتوانند ثواب آثار جمعی را محاسبه کنند باید ما را به این فکر وادار کند مگر صلوات چیست؟ چرا صلوات این همه آثار دارد و هیچ ذکری در میان اذگار نیست که این همه آثار را در خودش جمع کرده باشد. ما در کتاب صلوات ذکر اعظم به طور مفصل به باطن این امر پرداختیم که خب سال گذشته تقدیم عزیزان شد اما در این وقت کوتاهی که داریم می خواهیم کمی در مورد باطن صلوات و فلسفه این همه آثار صحبت کنیم. همه این ها به انسان شناسی دین برمیگردد یعنی خداوند تبارک و تعالی که انسان را خلق کرده این همه عبادات و اذکار برای ما در نظر گرفته با توجه به ساختار وجودی ماست که این عبادت ها و اذکار تشریح شده و تنظیم شده یعنی قطعا صلوات در ساختار وجودی انسان یک جایگاه خاصی دارد و حتما برای زندگی انسان یک خاصیتی دارد که هیچ چیز دیگری نمی تواند جای آن را پر کند ما اگر معنای انسان را خوب نفهمیم شاید تعبدا چون مسلمانیم این آیات و روایات را قبول داریم و میگیم برای ما قابلِ قبول است می پذیریم اما پذیرفتن کجا و چشیدن و فهم ماجرا کجا. در انسان ساختارهای مختلفی وجود دارد یک ساختار گیاهی وجود دارد که به وسیله آن رشد، تغذیه، تولید مثل و قدرت بدنی پیدا می کند که این بخش گیاهی ما را تشکیل می دهد یک بخش حیوانی در ما وجود دارد که انسان به واسطه ِ آن کشش به جنس مخالف پیدا می کند اردواج می کند تشکیل خانواده می دهد کانون گرم خانواده را ایجاد می کند علائق و تعهدات خانوادگی در او به وجود می آید تلاش، کار، تفریح، مسکن گزینی دارد به واسطه بخش حیوانی و بخش جنسی ما که زنانگی و مردانگی پیدا می کند انسان، جامعه ی مدنی تشکیل می دهد اجتماع دارد زندگی اجتماعی دارد قوانین و مقررات اجتماعی را دارد حکومت تشکیل می دهد سیاست ، مدیریت و اقتصاد دارد این ها همه مربوط به بخش زمینی ما و بخش حیوانی ماست. انسان این بخش را هم دارد در بخش حیوانی، عواطف، دوست داشتن ها، عشق های زمینی ایجاد می شود عشق به همسر، عشق به فرزندان، عشق به مردم، عشق به همنوعان، خدمت به مردم و حتی خدمت به غیر همنوع مربوط به بخش های جنسی، زمینی و حیوانی ماست. انسان یک بخش دیگری دارد که به آن بخش عقلانی می گویند در بخش عقلانی انسان طالب علم است به دنبال مطالعات، تحقیقات و کشف مجهولات عالم می رود به این بخش بخش عقلانی و بخش فرشته ای انسان می گویند اما یک بخش در انسان است که انسان فقط به واسطه ی آن بخش انسان است نه به واسطه ی این بخش هایی که عرض کردیم و به آن بخش فوق عقلانی یا بخش فوق تجرد می گویند. انسان در بخش فوق عقلانی و فوق تجرد عاشق کمالات بی نهایت و مطلق می شود انسان در بخش انسانی علم مطلق، قدرت مطلق، لذت مطلق، رفاه مطلق، زیبایی مطلق و همه کمالات را به صورت بی نهایت و مطلق دوست دارد و چون هیچ مطلوبی وقتی که طالب دارد قاعده این است طلب معدوم مطلق محال است یعنی اگر انسان طالب مطلق کمالات است پس مطلق کمالات وجود دارد کمال مطلق و مطلق کمالات را در اصطلاح، الله می گویند. تبارک و تعالی. الله، معشوق بخش فوق عقلانی انسان است و انسان به واسطه بخش انسانی می گوید لا اله الا الله یعنی من معشوق و دلبری جز الله ندارم این رو دیگه در بخش زنانگی و مردانگی وجود ندارد در بخش عقلانی ما اله ما هم معقولات و علم است. الله اله بخش فوق عقلانی، بخش فطری و اله بخش انسانی ماست الله فقط میتونه مهشوق کامل یک انسان باشد خب حالا وقتی میگن ذکر صلوات از لااله معادل لااله الا الله و تسبیح و تکبیر هست باید انسان فکر کند در صلوات چه چیزی است که شعار عالی اسلام رو در برمی گیرد انسانی ترین ذکر، ذکر صلوات است عالیترین ذکر، برای یک انسان ذکر صلوات است چون وقتی میگیم انسان عاشق کمال مطلق و بی نهایت است وقتی عشقی برای انسان در نظر گرفته شده معشوقی هم برای ما وجود دارد پس انسان خلق شده برای عشق به الله و کمال مطلق. شعار لا اله الا الله شعار انسان هاست کسی که اله اش الله نیست بخش فوق عقلانی و فطری اش فعال نیست کسی که الله را معشوق و اله خودش نمیداند او هنوز در طفولیت بخش جنسی یا در محدوده و زندان بخش عقلانی گرفتار است فقط زمانیکه انسان بلوغ انسانس پیدا می کند عاشق الله می شود و الله را می طلبد این عشق ما را به کجا میبرد؟ این عشق اگر درست هدایت شود انسان را پیامبر فرمود به جایی می رساند که وقتی وارد بهشت می شود از خداوند تبارک و تعالی برای او نامه ای می آید که این نامه به این گونه است: بسم الله الرحمن الرحیم من الحی القیوم الذی لا یموت از زنده ی پایداری که هرگز نمیمیرد یعنی الله، خطاب به انسان است
چه جوری خداوند انسان را خطاب قرار می دهد؟ الی الحی القیوم لا یموت به زنده ی پایداری که هرگز نمیمیرد
الله، خطابش همون خطابی هست که به بنده هست هر چی خودش هست به بنده خودش داده بعد در ادامه نامه دارد عبدی علیک منک بسلام، بنده من از من به تو سلام باد بعد می فرماید که من خدایی هستم که إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ که هر چه را اراده کنم همان خواهد شد و تحقق پیدا خواهد کرد وقد جعلتک الیوم تقول للشی کن فیکون تو را امروز مثل خودم قرار می دهم که هر چه اراده کنی همان خواهد شد این، غایت انسان و عالیترین نقطه ای هست که انسان باید بهش برسد خب پس انسان نیامده که ازدواج کند، نیامده که تشکیل خانه دهد، نیامده که بچه داری کند نیامده که جامعه تشکیل دهد نیامده به حکومت و ریاست دنیایی برسد، این ها مربوط به بخش های زمینی و حیوانی ماست انسان آمده که با لا اله الا الله ، خلیفه اللله شود انسان آمده که با لا اله الا الله ، مَثَلِ الله شود خب اگر انسان قرار است به همچین مقامی در زمین برسد نیاز به مربی دارد مربیانی که خودشان مثل اعلی باشند خودشان خلیفه الله باشند به همین جهت است که خداوند تبارک و تعالی برای انسان به راهنما و امامی کمتر از محمد و آل محمد راضی نیست نگوییم چرا قرآن رسول خدا را اسوه قرار داده انسانی با این عظمت، لکم فی رسولاللّه اسوة حسنة چون ما خیلی با عظمت هستیم ما همه مان نطفه ی الهی را داریم در قرآن و جامعه کبیره داریم پیامبر و اهل بیت مثل اعلی هستند یعنی عالیترین نمونه از الله هستند خلیفه الله و مظهر الله هستند و ما هم قرار است مانند آن ها شویم لذا وقتی می فرماید نفخت فیه من روحی از روح خودم در انسان دمیدم این روح همان حقیقت محمد و آل محمد هست اصلِ ما پیامبر و آل او هستند ریشه ی ما، پیامبر و آل او هستند لذا به همین دلیل علی (ع) در نهج البلاغه فرمود نحن صنايع ربنا والخلق صناينا خداوند ما را از نور اهل بیت خلق کرده و جایگاهی که برای ما در نظر گرغته است همان جایگاه اهل بیت است. در زیارت عاشورا که حدیث قدسی است خطابمان به امام حسین این است ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره من میخوام با شما هم در دنیا و هم در آخرت باشم و بعد خطاب میکنیم أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ من میخوام همان مقامی که شما نزد خدا دارید داشته باشم به همان مقامی که شما نزد خدا دارید میخوام برسم. ما برای همچین چیزی خلق شدیم ما برای همچین جایگاهی آفریده شدیم خب اگر بخواهیم به این جایگاه برسیم چگونه ممکن است به این جایگاه برسید؟ باید دستمون را بگذاریم در دست کسانیکه خودشان این جایگاه را دارند و از طرف خداوند آمده اند که ما را به آن جایگاه ببرند باطن صلوات یعنی دلدادگی و وابستگی به متخصصِ معصوم. باطن صلوات یعنی من به مربی و استادی و به الگویی کمتر از پیامبر و آل توجهی ندارم. باطن صلوات یعنی من سبک زندگیم رو از کسی غیر از پیامبر و آل نمیگیرم باطن صلوات یعنی احترام گذاشتن به اصل اصالت تخصص یعنی فقط متخصصین معصوم می توانند من را به جایگاه الهی خودم برسانند و من به کمتر از آن ها توجهی ندارم. همینجوری یک ذکری را بگویند و ما بگیم تا به این آثار، خواص و درجات برسیم بدون اینکه سبک زندگیمان را تنظیم بکنیم با مربیان اصلی خودتون، امکان پذیر نیست. ما از خاندان اهل بیت هستیم کمااینکه در زیارت و روایت هم داریم شخصی خدمت امام صادق آمد اینگونه صلوات فرستاد الهم صل علی محمد و اهل بیته که امام صادق فرمود بر ما تنگ گرفتی اینجوری گفتی. آیا نمیدانی که اهل بیت 5 تنِ اهل کسا هستند گفت پس من چگونه صلوات بفرستم امام صادق فرمود اینگونه صلوات بفرست الهم صل علی محمد و آل محمد تا هم ما و هم شما را در بگیرد پس ما وقتی داریم صلوات میفرستیم منظور از آل چه کسانی هستند؟ خودِ ما. ما همه مان خدا رو شکر این مقام یزرگی است که خدا برای ما گذاشته این منت عظیمی است که خدا بر ما نهاده که همه ما را از آل محمد قرار داده. خب وقتی امام صادق می فرماید شما آل ما هستید پس ما باید قدر و قیمت این آل بودن را داشته باشیم و بدونیم کسیکه ننگش هست خجالت میکشه از اینکه سبک زندگی او سبک زندگی پیامبر و آل باشد پس خودش را از آل نمی داند. همه اقوام و ملل روی ریشه و اصل خودشان تعصب دارند حتی متاسفانه اگر غلط هم باشد می گویند ما از این خاندان هستیم اهل این خاندان هستیم فرهنگ این خاندان را قبول داریم و باید به سنت های خاندانمان احترام بگذاریم. کسیکه سبک زندگیش رو خجالت میکشه سبک زندگی اهل بیت قرار دهد ممکن است صلوات هم بفرستد ممکن است عرض ارادتی هم بکند اما اگر از ظاهر، طرز لباس پوشیدنش تا کاراقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنریش فاصله های زیادی با اهل بیت دارد او خجالت میکشه جزآل پیامبر باشد خب اگر کسی نمیخواد جز آل پیامبر باشد اون ها هم اصرار ندارند به زور او را با خودشان ببرند فاطمه زهرا فرمود ما شما را دوست داریم خب مادر ماست اصل ماست و ریشه ماست خدا همه ما را از نور حضرت خلق کرده ولی شماها کاری می کنید که من در آخرت وقتی بخوام بیام شماها را نجات دهم 300 هزار سال طول میکشه چون سبک زندگی شما با من 300 هزار سال فاصله داشته. صلوات باطنش این است من افتخار کنم از آل پیامبر هستم و در سبک زندگیم افتخار کنم که این سبک زندگی را دارم نه اینکه ادعا کنم از محبین و عاشقان اهل بیت هستم اما ننگم بیاد از اینکه شبیه آن ها باشم بروم سبک زندگیم را از اینترنت و ماهواره و فلان شاعر و فلان هنرپیشه و فلان ورزشکار و از فلان شخصیت غیرمسلمان بگیرم. نمیشه این ها با هم جور درنمیاد یکی بگه من میخوام با اهل بیت محشور بشوم میخوا در لحظه وفات اولین چهره ای که می بینم اهل بیت باشند بالا سرو ولی در طول زندگیش فاصله زیادی بین او سبک زندگی اهل بیت وجود دارد اگر کسی میخواد با اهل بیت محشور باشد افتخار و لذت زندگیش باید محشور بودن در دنیا باشد یعنی شبیه اهل بیت بودن یعنی سبک زندگی آن ها را انتخاب کردن که اگر بهش گفتند این مدل حرف زدن، این مدل لباس پوشیدن، این مدل کار اقتصادی، این مدل کار اجتماعی، این مدل شعر خوندن، این مدل کار هنری، این مدل کار سیاسی رو از کجا گرفتی بگه من اصل دارم، ریشه دارم مرام دارم سبک دارم من از معصوم گرفتم و کمتر از معصوم لایق من نیست و اگر خدا فرمود لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ پس کمتر از پیامبر لایق من نیست که در درس بخواد مربی من باشد باطن صلوات یعنی من سبک زندگی، فکر، اندیشه، محبت هایم، معشوق هایم، انتخاب هایم، ارتباطاتتم رو، رفتارهایم، و چینش های فکری ام را با بزرگترین انسان های این عالم تنظیم میکنم نه با انسان های کوچک. این باطن صلوات است.باطن صلوات یعنی من متخصص معصوم دارم بی صاحب، بی سبک، بی استاد و بی مربی نیستم یعنی توجه به متخصصِ معصومِ زنده اگر کسی بخواد اهل صلوات باشد اما به حجت زنده ی خدا توجه نداشته باشد یعنی در ابراز علاقه اش جدی نیست. ما الان یک متخصص معصوم زنده داریم که فقط اوست که میتواند ما را به آن مقام عالی و عظمی برساند او هست که میتواند همه انسان های روی زمین را خوشبخت کند و او الان به تعبیر علی (ع) فرمود صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ آواره ی طرد شده تنها و یگانه است نمیشه که انسان اهل صلوات باشد و بزرگترین شخصیت را فراموش کند نمیتونه خود حضرت فرمود هر کس میخواد به آدم، شیث، به نوح، به ابراهیم، به موسی، به عیسی، به محمد (ص)، به علی، به حسن و حسین نگاه کند به من نگاه کند یک همچین شخصیت با عظمتی، الان آواره ی طرد شده تنها و یگانه است و خودش فرمود که دوستانم من رو به این وضع انداختند باطن صلوات یعنی توجه به متخصص معصوم و تلاش برای برطرف کردن موانع ظهور این متخصص معصوم حجت الله و خلیفه الله و مظهر خدا در روی زمین که الان تنها، غریب و مضطر در روی زمین است نمیشه ما برای صلوات دور هم جمع شویم و دلمان نتپد برای شخصیتی که ائمه گفتند اگر ما رو ببینیم همه ی عمر خادم او خواهیم بود. صلوات برای همینم قیدِ و عجل فرجه به صلوات یک برد زیادی می دهد خیلی بردش را بالا می برد ولی باطن صلوات یعنی توجه به متخصص معصوم وقتی میگی آل، جدای از اینکه خودتی باید اصل و ریشه ی خودت و امامت را هم توجه کنی.
صلوات با آثاری که دارد بزرگترین خدمت به جامعه انسانی است بزرگترین بلایا و مصائب با صلوات دفع میشود، صلوات ضد عفونی کننده فرد از آلودگی ها، خطرات، شکست ها، غم ها و آسیب هاست. کسانی که در راه اعتلای فرهنگ صلوات تلاش می کنند بزرگترین خدمت را به جامعه انسانی میکنند این صرف یک کار مستحب نیست بزرگترین و لازم ترین خدمت است اگر انسان با صلوات و باطن صلوات پیوند بخورد
سامانه پیامکی حیات هم جدای از سامانه صلوات هست که مباحث مهم و کلیدی رو که برای عزیزان تدریس شده، هر صبح براشون میاد که ان شاءالله ثبت نام خواهند کرد. محصولاتی که برای تنظیم سبک زندگیمان ان شاءالله با سبک زندگی اهل بیت نیاز داریم امروز در نمایشگاه آورده اند و مهمترین کار گرفتن جدول های برنامه ریزی فردی است ما در موسسه منجران منجی از 7 سال به بعد هر فرد یک برنامه شخصی دارد. برنامه هایی برای تربیت همه بعاد وجودی شان.