جلسه 142 - ولایت
شماره جلسه
142
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
8
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 142 - ولایت

...... حکومت و اجرای دین وظیفه ی انبیاء الهی باشد حس مسئولیت مردم از بین می رود بگوییم که بزرگان ما موظف هستند تشکیل حکومت بدهند و ما چه کار کنیم این شبهه است و الا اکثر اینها را جواب شان را در طول بحث ها دادیم کسی که بحث ها را خوب مسلط باشد به جواب اکثر اینها می رسد.

مقام امامت معنوی همیشه پاک بوده است برخلاف حکومت و رهبری سیاسی که گاهی پاک و گاهی ناپاک بوده است و این نشانگر انفکاک دین از سیاست هست و اگر پیغمبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) حکومت کردند نه به خاطر وظیفه بلکه به خاطر انتخاب مردم بوده است وظیفه ای نداشتند مردم گفتند شما بیایید ریاست کنید گفتند چشم چون یک تعارف بفرما زدید. ما هم می آییم حکومت را می پذیریم.

امام حسین (ع) در وصیت نامه شان نفرمودند من برای تشکیل حکومت قیام کردم بلکه فرمود من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم و امام رضا (ع) هم از پذیرفتن حکومت و لایتعهدی خودداری می فرمود و امامان دیگر بر حکومت های منحرف وقت قیام نکردند و حکومت تشکیل ندادند این موارد نشانه ی جدایی دین از سیاست حکومت است.

قبلاً توضیح دادیم که این طوری نیست ائمه از همه ی مردم این انتظار را داشته اند که آنها را یاری کنند برای تشکیل حکومت مردم یاری شان نمی کردند علت اینکه، دقیقاً در نهج البلاغه (ع) می فرماید علت اینکه ما کنار کشیدیم این است که یار نداریم بعد ها هم شما به هر کدام از امام ها مراجعه کنید هر وقت مراجعه کردند و گفتند همین امام رضا (ع)، امام صادق (ع) به او می گفتند آقا بیا تشکیل حکومت بدهید گفتند ما یار مناسب جنگجوی مناسب پا کار نداریم که بایستد تا آخر.

پا کار بایستد حتی هیچ کدام هم به اندازه ی سیدالشهدا یار نداشتند که بخواهند قیام کنند، گفتم جواب اینها در درس ها داده ام، حضرت فرمود اگر من به تعداد این گوسفند ها یار داشتم یک کاری می کردم گفت گوسفند ها را شمارش کردم دیدم 17 رأس هست یار پاکار ثابت نداشتند دین امر ثابتی است و حکومت مربوط به امور جزئی و متغیر هست.

لذا این دو جمع ناشدنی هستند بحث ثابت و متغیر در دین که مرحوم مطهری (ره) مبسوط توضیح داده ما هم توضیح مفصل دادیم این را، بحث اسلام و مقتضیات زمان 2 جلد هم کتاب دارد حتماً توصیه می کنم این دو جلد کتاب را از شهید مطهری مطالعه بفرمایید اسلام و مقتضیات زمان، چطوری می شود قانون ثابتی که اسلام 1400 سال پیش آورده در طول زمانهای مختلف بتواند جامعه را به روز هدایت بکند و مشکلی هم پیش نیاید.

لازمه ی حکومت داشتن دین دنیایی کردن دین است که با زلالی و قداست دین نمی سازد اگر دین بخواهد قانون اجرایی و حکومتی وضع کند خود آن قانون نیز قانون اجرایی می خواهد و تسلسل پیش می آید عقل بشر برای قانون گذاری کافی است و نیاز به تلقین الهی ندارد که مبسوط توضیح دادم که عقل بشر برای قانون گذاری کافی نیست.

چون قانون گذاری باید مبنا بر شناخت و علم باشد برای زندگی بشر تا آنجا که بخواهد تا بی نهایت انسان را هدایت بکند و تامین سعادت آخرتی بکند گفتیم به پنج علم احتیاج دارد و هیچ کدام از آن پنج علم را عقل ندارد احکام اسلامی قضایای حقیقیه اند و ما برای همه ی زمانها پاسخگو می باشند.

از این رو مردم مسلمان از نظر قانون الهی رها نشده اند تا نیازمند قانونی از سوی حکومت اسلامی باشند و از این جهت تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد این دیگر از آن طرف افتاده یعنی اینقدر عقب عقب رفته از آن طرف افتاد ه پایین.

در اسلام ولایت به معنی حکومت و زمامداری نداریم، بخش دوم این بخش اول بود. پانزده شبهه یا پانزده سوال در بخش اول، بخش دوم ضرورت ولایت فقیه و جایگاه علمی آن، 16- اگر ولایت فقیه مسئله کلامی است آیا از اصول دین و اصول مذهب است و اعتقاد و ایمان به آن لازم می باشد یا نه.

شما می گویید بحث کلامی است اگر کلام باشد و بحث اعتقادی باشد آیا سوال هم کرده از مقام معظم رهبری آیا عدم اعتقاد به ولایت فقیه موجب کفر است یا نیست. اگر کسی اعقتاد به ولایت فقیه نداشت این چه حکمی دارد.

17- در صورتی که ولایت فقیه مسئله کلامی باشد آیا می توان بوسیله ی ظواهر آیات و روایات ظنی السند و غیر قطعی آنرا اثبات کرد.

18- اگر ولایت فقیه مسئله کلامی است چرا عالمان و فقیهان در مورد آن اختلاف دارند اینها را من توضیح دادم در مورد کلامی بودنش.

19- اگر ولایت فقیه کلامی است چرا در فقه مطرح شده و برخی از فقیهان آنرا فقهی می داند این هم توضیح دادم که ما از چه جهتی مسئله ولایت فقیه کلامی است و از چه جهتی فقهی است یکی دو جلسه در این مورد توضیح دادیم.

20- وجوب از ولی فقیه و حدود اختیارات او تقلیدی است و یا تحقیقی.

21- اگر مسئله ولایت فقیه کلامی و تحقیقی است آیا نظر مرجع تقلید در این زمینه لازم الاجرا است یا نه.

22- آیا دلیل عقلی محض در اثبات ولی فقیه از مستقلات عقلیه هست یعنی آیا عقل بدون هیچ توجهی به دین می تواند مسئله ولایت فقیه را اثبات بکند یا نه الان می تواند برای ما ثابت کند یا نمی تواند ثابت کند آیا دلیل نقلی بر ولایت فقیه مؤید دلیل عقلی است و یا خود دلیل مستقل بر ولایت فقیه است اینها را توضیح دادم.

دلایل عقلی مستقل را گفتیم دلایل عقلی و نقلی را هم گفتیم دلایل نقلی را هم گفتیم مبسوط، اگر ولایت فقیه امری مسلم و قطعی است چرا در روایات به صراحت نیامده است اول از این برادری ات را ثابت کند بعد ادعای ارث کن، اول ثابت کن به صراحت در روایت نیامده بعد بگو آقا چرا نیامده.

آیا غیر فقیه می تواند حاکم غیر اسلامی باشد و مسائل دینی و فقیهی را از مراجع عصر بگیرد، یک مهندسی یک دکتری بیاید بشود حاکم، رهبر باشد و در رأس هرم قدرت قرار بگیرد. بالادست رئیس جمهور یک کسی قرار بگیرد آنجا ولی در مسائل فقهی و در مسائل دینی بیاید از فقها کسب تکلیف کند.

اگر در عصری فقیه جامع الشرایط وجود نداشته باشد تکلیف حکومت اسلامی چیست آیا نظام اسلامی توانسته است ما نند رسول اکرم (ص) و امیر المومنین عمل کند.

28- اگر براساس برهان عقلی برای همه ی انسانها در همه زمانها وجود رهبر الهی ضرور باشد باید همیشه شاهد رهبران و زمام داران الهی باشیم در حالی که چنین نبوده است اصل سوالات غلط است اگر به معنای رهبران منصوب مستقیم از طرف خدا بخواهیم بگیریم.

29- وظیفه ی عالمان دین در قرآن کریم هدایت معنوی معین شده است و اگر آنان وظیفه ی رهبری سیاسی را نیز می داشتند باید در قرآن مطرح می شد باز هم این را اول ثابت کن، وارد شدن عالمان و فقیهان در امر سیاست و حکومت سبب می شود که نتوانند وظیفه ی علمی و هدایت معنوی مردم را انجام دهند.

30- برخی از روایات دلالت دارند بر اینکه هر حکومتی پیش از ظهور امام زمان (عج) تشکیل شود، محکوم به شکست است با توجه به این روایات حکومت دین و نظام ولایت فقیه در عصر غیبت ناموفق خواهد بود و مرضی معصومین نیست.

این را هم من جواب دادم مبسوط در بحث هایی که در مورد قیام و انقلاب اسلامی قبل از ظهور و احادیثی که در این زمینه هست توضیح دادیم که آنچه که در روایت است اگر انقلابی حکومتی قیامی صورت بگیرد بعنوان نمایندگی از طرف امام زمان صورت بگیرد بگوید ما امام زمان امر کرده ما برویم این قیام را انجام بدهیم و به اسم اما زمان ادعای نیابت در آن باشد. غلط است اما مردم مسلمان خودشان مستقلاً می توانند تشکیل حکومت بدهند و انقلاب بکنند.

مثل اینکه الان بنده بیایم بگویم من مثل بعضی از این آقایان گفته بود بله امام زمان فرموده، تا حجت الاسلام فلانی هست من برای چی ظهور کنم او بس است در مردم هست، اینکه نمی شود مثل این است که من بیایم به شما بگویم آقا من با امام زمان ارتباط دارم و نماینده ی ایشان هستم.

شما هر کاری دارید به من بگویید من سوال شما را می گیریم از آنجا جواب می آورم برای شما، کارهای تان را به من مراجعه کنید مرجع تان من هستم. من نماینده هستم این حرف را اگر کسی بخواهد ادعا کند همچین چیزی نیست. وظیفه فقیهان در عصر غیبت فقط افتاء و قضاست. یعنی قضاوت نه حاکمیت که این را هم توضیح دادیم.

فقیهان نمی توانند حاکم اسلامی باشند زیرا خودشان می گویند موضوع شناسی کار فقیه نیست چرا که فقه در مورد احکام موضوعات بحث می کند نه در باره ی خود موضوعات این سوال 33بود.

34- فقیه که برای او در روایت جعل ولایت شده به معنای عالم متفکر عمیق و اسلام شناس است نه فقیه به معنای مصطلح امروز یعنی کسی که فقط فقه بداند و از ابعاد دیگر اسلام آگاهی نداشته باشد این هم ادعای غلطی هست چون معصومین علیه السلام به خصوص از زمان سیدالشهدا به آن سمت فقیه به همین معنای مصطلح امروزی ما به کار برده شده اگر اسنادش را خواستید در کتاب حکمت حکومت فقیه نوشته ی آیت الله ممدوحی.

بحث مبسوطی کلمه ی فقه دارد سیرش، واژه اش، سیر این واژه و اینکه کی این لغت در مورد و به معنای اصطلاح امروزی به کار برده شده به معنای فقیه ثابت کرده اند دقیقاً آنجا که این سوال سوال غلطی است گفتم اینجا فقط لیست سوالات هست اما درستی و غلطی سوالات خیلی هایش غلط هست آنجا مبسوط صحبت کرده بعد نمونه هی تاریخی بسیار زیادی ایشان ذکر کرده اند که برداشت ها در قرون مختلف از زمان ائمه در مورد کلمه ی فقاهت.

همین معنای مصطلح بوده وقتی می گفتند فقیه به معنای صرفاً عالم متفکر اسلام شناس نبوده، همین کلمه ی عالم خودش غلط است عالم یعنی چی به چی عالم باشد می شود ما بگوییم که یک نفر فقه اسلام را نمی شناسد عالم هست و اسلام شناس باشد اسلام شناس اگر کسی بخواهد فقه را نشناسد می شود به او گفت اسلام شناس.

این اولین و ضروری ترین اطلاعات که یک نفر می خواهد اسلام شناسی کند باید با فقه آشنا بشود فقیه باید بشود، اداره ی جامعه ی حکومت نیازمند مدیریت علمی است و مدیریت فقهی که براساس فقه و رساله هست نمی تواند کشور را اداره کند این را هم بحثش را مبسوط توضیح دادم بحث مدیریت علمی و فقهی، یک چند تا دیگر اشکال هست که یک مقدار اشکالش فنی است اگر بگویم ممکن است شما را گیج بکند.

لذا صرف نظ می کنم، بگذارید بخوانم عیب ندارد، سه اشکال فرعی برای منبع بودن عقل برای دین، دین گفته که هر چی ما می گوییم عقل هم آنرا تایید می کند می گوید اگر این طوری هست پس این روایتی که در آن آمده روایت آمده که دین الله سیاق بالعقول دین خدا بوسیله ی عقول به آن احاطه نمی شود.

نمی شود بوسیله ی عقول به آن رسید به کنه دین خدا رسید پس منبع بودن عقل برای دین درست نیست اشکار دوم دستور دین در مورد باید ها و نباید هاست ولی کار علم و تکنولوژی و صنعت و شناخت های عقلی در این زمینه مربوط به هست ها و نیست هاست و این دو ربطی به یکدیگر ندارند.

بنابراین عقل در این موارد حکم نمی دهد و لذا منبع دین نیست، فقط یک سلسله مغالطه هست که سوال شده مثل این که بگوییم در باز است باز می پرد پس در می پرد اینطوری، اشکال سوم ممکن است گفته شود اگر عقل منبع دین باشد لازمه اش این است که جوامع غیر دینی نیز به احکام دین عمل کنند زیرا آنها به حکم عقل که منبع دین است عمل می کنند پس در آخرت نیز از اهل بهشت و سعادت هستند.

36- چون فقیهان فقط در باید ها و نبایدهای فقهی تخصص دارند نمی توانند جامعه اسلامی را در همه ی ابعاد تخصصی و علمی اداره کنند زیرا نیاز های جامعه بسی فراتر از صرف باید و نباید فقهی است بخش سوم نصب، ولایت، انتخاب، سوال.

37- معنای نصب چیست ؟

38- آیا تنها فقیه اعلم برای ولایت و عصر غیبت منصوب شده است یا همه ی فقیهان این هم حرف بی ربطی هست مثل اینکه بگوییم آیا متخصص ترین افراد شایستگی رهبری را دارد یا همه ی متخصصین.

39- آیا مقصود را علم در ولایت فقیه همان اعلمیت در مرجعیت است؟

40- آیا در بحث ولایت فقیه واژه های ولی منصوب، نائب وکیل به یک معنا می باشد. آیا استفاده از این تعبیرات برای فقیه حاکم درست است.

41- منصوب بودن فقیهان از سوی ولی عصر (عج) چگونه است آیا خود ایشان بوسیله ی دلیل لفظی نصب فرموده اند یا به دلیل عقلی ثابت می شود که فقیهان منصوب ایشانند گفتیم به دلیل لفظی ثابت می شود که ایشان فرموده اند فقیهان بعد از ما جانشینان ما هستند.

42- بنا به اینکه ولی فقیه صبغه ی کلامی داشته باشد یعنی جنبه ی کلامی داشته باشد آیا متعلقات بحث ولایت فقیه مانند کیفیت نصب فقیهان از حیث واحد یا متعدد بودن فقیه منصوب، شرایط ولی فقیه، مطلق بودن اختیارات و غیره نیز به تبع اصل با دلیل عقلی و کلامی اثبات می شود یا برزخی از آنها با دلایل لفظی و نقلی قابل اثبات می باشد.

43- براساس برهان عقلی امام عصر (عج) از سوی خداوند منصوب است برای تشکیل حکومت اسلامی با وجود منصوب بودن ایشان اولاً چه ضرورتی دارد که فقیهان نیز منصوب باشند و ثانیاً با توجه به غیر معصوم بودن فقیهان روشن است که در مورادی خطای فقیهان در مقام علم و عمل قطعی است و لذا آن موارد مخالف علم و عمل امام (عج) خواهد.

آیا وجود دو نصب و دو منصوب که گاه در عمل و علم ناسازگارند ممکن است عقلاً یا نه، به این هم جواب دادیم ما گفتیم ائمه علیهم السلام هم در زمان خودشان هم فقیه منصوب می کردند می فرستادند جایی بعنوان نماینده ی تام الاختیار خودشان بله در زمان ائمه دو نصب و دو منصوب داشتیم.

آیا دلیل نصب شامل همه ی فقیهان آشنا به فقه می شود اگر چه با مسائل سیاسی آشنایی نداشته باشند و توانایی مدیریت نداشته باشند یا این که فقط مخصوص فقیهان آشنا به سیاست و مقتضیات زمان و مکان است خوب ما در قانون اساسی داریم فقیه باید باشد که به مقتضیات زمان آگاهی داشته باشد حتی امام امت (س) فرمود: آنچه که در قم در حوزه های علمیه بعنوان مجتهد مصطلح حوزه های علمیه هست.

حقیقتاً اجتهاد حقیقی نیست به خاطر اینکه مجتهد و مرجع اگر بخواهد مرجعیت بکند باید علاوه بر مسائل فقهی که در حوزه می خواند با مسائل روز هم آشنا باشد سوار مطلب بشود تا مرجعیت بکند بعداً اگر پرسیدند آقا مسئله بیمه چی می شود مسئله بانکداری چی می شود مسئله لقاح مصنوعی چی می شود بداند اصلاً اینها یعنی چی.

قوانین اقتصادی، معاملات خیلی هست آنقدر مسائل هست آیا ولایت فقیه حاکم فقط شامل مردم می شود یا فقیهان دیگر مشمول ولایت او هستند ولایت فقیه نسبت به کشور های دیگر چگونه است آیا می شود در هر کشوری فقیهی ولایت داشته باشد در صورتی که یکی از فقیهان اعلم از دیگران باشد چگونه است اینها همه جواب داده شده است در کتاب.

دقت کنید آیا منصوبین رهبری در مراکز مختلف مانند خود رهبر دارای ولایت هستند بنده از طرف مقام معظم رهبری نماینده ی ایشان می شوم در فلان شهر در فلان ارگان آیا مثل ایشان دارای ولایت هستم و اختیارات کامل دارم آیا انتخاب مردم یا خبرگان با ولایت و نصب منافات دارد.

49- اگر در عصر و زمانی مردم مسلمان به ولایت فقیه و منصوب بودن فقیهان از طرف امام عصر (عج) معتقد نباشند و در عین حال حکومت اسلامی تشکیل دهند آیا این حکومت شرعی است اگر فقیهای یک عصر به ولایت فقیه معتقد نباشند تکلیف مردم در رابطه با حکومت اسلامی چیست.

51- ماهیت بیعت آیا قرار داد هست یا پذیرش.

52- آیا انتخاب زمان دار رهبر سبب تقویت رهبری در نظام اسلامی نمی شود مثلاً بگویند آقا ده سال شما رهبرید پنج سال رهبرید مثل رئیس جمهور که چهار سال، مثلاً با گذشت زمان ممکن است توانایی رهبر جامعه تنزل یابد یا توانایی فقیه دیگری بالاتر رود آیا در چنین شرایطی دائمی بودن ولایت و رهبری سبب ضعف رهبری نمی شود کسی که تواناتر است بیاید شاید این دیگر ضعیف شده باشد نتواند کاری کند کسی دیگری که می تواند بیاید. مسائلی از این قبیل.

53- براساس حقوق مشاع شهر دندان یعنی حقوق برابر و مشترک شان نسبت به آب و خاک می توان گفت که رهبر و حاکم نظام وکیل مردم است همان بحث وکالت سوال نیست ادعای وکالت شده است.

54- مسئله نصب پنج فرض دارد و همه ی آنها محال است فرض رایج نصب نیز که عبارت از نصب همه ی فقیهان جامع الشرایط و حق اعمال ولایت بصورت مستقل و حق تنفیذ آن ولایت بصورت بالفعل برای آنان فرض باطل است.

زیرا چند فقیه برای رهبری سبب هرج و مرج و نابودی حکومت اسلامی می گردد.

55- ولایت از امور اعتباری و قرار دادی است و لذا سخن از کشف نصب ولایت الهی درست نیست البته سوالی که کردند سوال قبلی یا خیلی از سوالاتی که کردند سوالاتی است که فقط به ذهن جولان می کند بعضی ها مثلاً یک اتفاقی افتاده نتیجه هم دارد بعد ما سوال می کنیم اگر اتفاق بیفتد چی می شود خوب بابا اتفاق افتاده ما داریم نتیجه اش را می بینیم یا می گویند اگر این اتفاق بیفتد مفاسد خیلی زیادی دارد مثلاً فقیه اگر قرار باشد ولایتش مطلقه باشد استبداد پیدا می کند ما الان بیست سال فقاهت داریم بیست سال کم نیست تجربه ی بیست سال حکومت فقیه داریم به استبداد هم کشیده نشده.

مظلومین آدم ها در این حکومت خود فقیه هستند به استبداد هم نرسیده .

56- لازمه ی قاعده ی لطف و برهان حکمت حالا باید اینها ترجمه شود، که قاعده لطف چی هست برهان حکمت چی هست وجود هدایت علمی و تشریعی است نه نصب والی و حاکم از طریق جعل ولایت برای بعنوان خاص یعنی اساساً نصب معصوم هم غلط هست خداوند نباید حتی امام معصوم را نصب کند و اگر هم لازمه ی آن دو دلیل نصب والی و حاکم باشد فقط مستلزم نصب امام معصوم می باشد نه نصب فقهای عادل.

57- لازمه ی ولایت داشتن فقیه مهجوریت مردم و رشید نداشتن آنها در امور اجتماعی است یعنی چی یعنی وقتی می گوییم ولایت فقیه ولایت تامه دارد ولایت مطلقه دارد مردم را همه را آدمهای بی عقل و بی فکر و بی کله ای دانستیم که یک نفر باید برای شان تصمیم بگیرد منظور آنها از ولایت فقیه این هست این طوری فهمیدند.

زیرا عالمانی که ولایت فقیه را در امور حسیه قبول دارند و آنان که ولایت عامه ولی فقیه را پذیرفته اند در تفاوت ولایت فقیه با ولایت بر مهجوران تصریحی نکرده اند و تفاوت متعلق ولایت فی نفسه نمی تواند فرق تفاوتهای معنای ولایت باشد که این هم غلط است البته که کاملاً مشخص است ولایت فقیه ولایت بر مهجوران نیست.

هیچ کس نگفته ولایت فقیه ولایت بر بی عقل ها و خل ها و دیوانه ها و کسانی که به سن بلوغ نرسیده اند بعضی ها گفته اند ولایت به این معناست یک نفر بیاید مسئولیت این دیوانه ها را و کم عقل ها و کسانی که یتیم هستند و پدر و مادر ندارند این می شود ولایت.

ولایت فقیه در مورد اینها هست نه در مورد مردم که خودشان هر کدام شان عقل دارند میان فقهات و ولایت تلازمی نیست و ولایت پیش از مراجعه ی مردم فعلیت ندارد و با انتخاب شرعی مردم فقیه جامع الشرایط شأنیت و صلاحیت ولایت دارد ولایت بالفعل می یابد.

59- خطاب های عمومی قرآن مانند (السارق و السارق فقطعوا ایدیهما و الزانی و الزانیه فجروا کل واحد....) نشان می دهد که تشکیل حکومت و انتخاب زمام دار بر عهده ی خود مردم است و کسی از سوی خداوند منصوب نیست قرآن فرمود هر کس زنا کرد80 ضربه شلاق بزنید کی بزند سوال احمقانهای کردند گفته اینکه قرآن گفته شما بزنید و سارق را دستش را ببرید کی گفته حکومت تشکیل بدهید بعد حاکم بیاید این کار را بکند خودتان این کار را کنید.

حالا بیا بسم الله یک نفر زنا کند کی می خواهد به او 80 ضربه شلاق بزند در خیابان، چه هرج و مرجی هست در جامعه، ولایت داشتن فقه بر فرزانگان جامعه امری نامعقول است و هیچ آدمی عاقل به قیومیت دیگری برخورداری نمی دهد این هم سوال غلطی هست اگر ولایت بر خردمندان جامعه درست باشد لازمه اش تسلسل هست زیرا خود ولی و سرپرست جامعه نیز باید نیازمند سرپرستی است این دیگر از آن سوالهایی است که آدم شاخ در می آورد ولایت امری تکوینی است و قابل انتقال نیست و نمی تواند گفت ولایت از معصوم به فقیه منتقل شده است.

63- همه ی انسانها دارای عقل نظری و عقل عملی می باشند و نیاز به ولی ندارند و تقدم یک عقل نظری و عقل عملی بر دیگران ترجیح بلا مرجع است اگردقت کرده باشید سوالها خودشان خیلی از خودشان را دفن می کنند و خودشان خودشان را باطل می کنند.

64- اگر ولایت فقیه از سوی خداوند است نیازی به پذیرفته شدن از طرف مردم ندارد اما اگر نیازمند رأی مردم است وکالت است نه ولایت. پس باید گفت وکالت فقیه نه ولایت فقیه، که این را مبسوط در این جلسات توضیح دادیم که اساساً رأی مردم در ولایت فقیه به چه معناست و جایگاهش چی هست و قضیه ی نصب و الهی بودنش هم از چه ناحیه ای است اینها را توضیح دادم.

رابطه ی مردم با حاکم اسلامی در عصر غیبت نه از باب ولایت است و نه از باب وکالت مستقیم این که اصلاً هر دو را نفی کرده بلکه از باب تعهد متقابل است که مشمول دلیل قرآنی (اعفوا بالعقول) و دلیل روایی المومن عند شروطهم می باشد. لذا مانند عقد وکالت مصطلح عقد جائز نیست بلکه عقد لازم است و از این رو نواقص وکالتی بودن حاکمیت را ندارد اما ولایت هم نیست وکالت مصطلح هم نیست جز عقود لازمه هست.

بعضی از این اصطلاحات را ممکن است شما متوجه نشوید که چی هست ولی به هر حال مطرح شده در حوزه ی متخصصین مطرح شده عیبی ندارد شما این ها را بدانید در میان خود متخصصین هم این سوالها مطرح هست خوب دیگر بعضی از سوالات را من نخوانم خیلی طولانی هستند و خیلی ها را جواب داده ام به شما.

فلسفه ی تشکیل مجلس خبرگان چیست و مبنای حقوقی آن کدام است اعتبار و مشروعیت رأی اعضای خبرگان از کجاست آیا مشروعیت آنها از رهبر و تایید او سرچشمه می گیرد.

72- آیا وجود مجلس خبرگان ضرورت دارد آیا نمی توان وظایف خبرگان را به خود مردم واگذار نمود تا آنها رهبر را به طور مستقیم انتخاب کنند گفتیم که این حرف چقدر غلط است و چقدر نامعقول است آیا مجلس خبرگان در جهان امروز مشابهی دارد لزوم مجلس خبرگان با انتصاب در مسئله ولی فقیه سازگار است یا با نظریه ی انتخاب و وکالت.

کیفیت نظارت مجلس خبرگان بر رهبر چگونه است آیا برای تشخیص ویژگی سیاسی رهبر نمی توان از کارشناس غیر روحانی و خبرگان امور سیاسی استفاده کرد آیا رهبر می تواند مجلس خبرگان را منحل کند باز چند تا سوال دیگر مفصل هست نمی خوانم برایتان.

ولایت فقیه به چه معناست آیا رهبر می تواند ولایت مطلق خود در زندگی شخصی افراد در جامعه دخالت کند آیا رهبر می تواند نسبت به برخی از احکام دین بی توجه باشد و به سبب مصالحی آنها را نادیده بگیرد معنای مصلحت و معنای مصلحت با ضرورت جامعه چیست.

آیا مصلحت در جامعه اسلامی با دیگر جوامع تفاوت دارد آیا احکام حکومتی همان احکام ثانویه است آیا بر فقیهان واجب است از ولی فقیه تبعیت کنند آیا حق مخالفت و نقض حکم والی را دارند. حدود اختیارات فقیه را چه کسی تعیین می کند خود او با قانون اساسی. در قانون اساسی ولایت فقیه به صورت مطلق آمده یا محدود اینها جوابهایی دارد خیلی واضح که بطور مطلق آمده.

لازمه ی ولایت مطلقه ی فقیه انحصار قدرت در دست یک نفر هست که می تواند به استبداد منجر شود، بخش ششم جمهوری و نقش مردم، جمهوری اسلامی را چگونه تفسیر می فرمایید آیا جمهوری در نظام اسلامی با جمهوری در نظام های غیر اسلامی تفاوت دارد در نظام ولایت فقیه آیا مردم ذیحق هستند اگر هستند حقوق آنان ناشی از تکلیف شان است یا تکلیف آنان ناشی از حقوق شان.

آیا حکومت را می توان بر اکثر مردم جامعه تحمیل کرد اگر کسی التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشد و در عمل با آن مخالفت نکند ولی اعتقاد و التزام قلبی به آن نداشته باشد آیا می توان او را از برخی حقوق اجتماعی مانند حق رأی محروم کرد.

آیا می توان گفت مردم باید در قبال فکر و اندیشه ی ولی فقیه تسلیم باشند آیا ولی فقیه فوق چون و چراست آیا مردم می توانند از رهبر انتقاد کنند آیا درست است بگوییم حکومت و حاکم اسلامی خدمت گزار مردم است آیا ولایت داشتن رهبر مردم و وکیل نبودن او از سوی آنان به معنای بی توجهی به خواست مردم و خود محوری رهبر است.

بخش هفتم قانون اساسی و جامعه مدنی و دمکراسی، سوال 107- قانون اساسی چه جایگاهی در نظام جمهوری اسلامی دارد آیا رهبر می تواند قانون اساسی و اصولی از آن را لغو کند آیا برای دفاع از ولایت فقیه و ولی فقیه می توان از طریق غیر قانونی عمل کرد چگونه می توان از ولایت فقیه دفاع نمود آیا نظام حکومتی بر مبنای ولایت فقیه برای تحقق باید ها و نباید ها الزامی است یا برای تحقق اخلاق فاضله و اعتقادات صحیح.

آیا جامعه ی مدنی با حکومت اسلامی و نظام ولایت فقیه سازگار است خود جامعه مدنی تعریف روشنی نیست همان موقع که رئیس جمهور مطرح کرد مسئله جامعه مدنی را، جامعه مدنی می دانید که کلمه ای هست که در آمریکا طراحی شده واژه اش و خیلی کلمات دیگر مثل دمکراسی، مقالات پروفسور مولانا را شما مراجعه کنید حقیقتاً اطلاعات دقیق در مورد تشکیل هر کدام زا این واژه ها و زمان تشکیل و چه کسانی اینها را تشکیل دادند و چطوری صادر شده به کشور های دیگر همه وجود دارد، خود رئیس جمهور موقعی که مسئله جامعه ی مدنی را مطرح کرد شاید نزدیکترین افراد به رئیس جمور هم دقیقاً نمی فهمیدند که این یعنی چی.

چند روز بعد از اینکه رئیس جمهور مسئله جامعه ی مدنی را مطرح کرد آقای مهاجرانی، که وزیر فرهنگ بود و این هم یک بحث علمی فرهنگی است یعنی نزدیکترین فرد به رئیس جمهور باید باشد از نظر درک مسائل فرهنگی ایشان گفت رئیس جمهور گفت که وقتی اختلاف نظر ها خیلی بالا گرفت که این جامعه ی مدنی یعنی چی گفت که جامعه مدنی همان مدینه النبی است.

آقای مهاجرانی گفت جامعه مدنی مدینه النبی نیست دو نفر که نزدیک هم هستند از یک هیئت دولت دو نفر مسئول در دولت که می خواهند برای مردم جامعه ی مدنی را تبیین بکنند یکی می گوید جامعه مدنی همان مدین النبی است که مقام معظم رهبری فرمود اگر جامعه مدنی همان مدینه النبی باشد ما حاضریم جان مان را برایش بدهیم وزیر فرهنگ و ارشاد که مسئول مسائل فرهنگی مسائل ژورنالیستی و مسائل کتاب و چه و چه و چه هست خودش معتقد هست که جامعه مدنی مدینه النبی نیست.

برای همین تفسیر روشنی ندارد بسیاری از کلمات که شما امروزه می بینید در مقابل معارف اسلامی و ارزشهای اسلامی اصول اسلامی مطرح می شود تعریف دقیقی ندارد دمکراسی مثلاً آزادی، جامعه مدنی، اول باید تبیین بشود با همدیگر اختلاف دارد جمهوریت این هم اختلاف دارد اول حلش کنیم این را بعد بعنوان یک واژه ی روشن و شفاف در بحث ها واردش کنیم این هم روشن و شفاف نمی شود وارد بحث که بشود مشکل ساز هست.

ایرادی هم که بعضی از بزرگان و دانشمندان ما به رئیس جمهور گرفتند همین بود گفتند اگر منظور شما از جامعه مدنی که یک لفظ غربی هست و طراحی شان در مرکز استکبار طراحی شده و منظور تان همان مدینه النبی و مدینه ی فاضله ی اسلامی هست خوب همین لفظ را به کار ببرید. چرا هی آنرا می گویید اگر هم آن نیست این باید واضح بشود دقیقاً.

آیا جامعه مدنی با حکومت اسلامی و نظام ولایت فقیه سازگار است برتری نظام ولایت فقیه بر دمکراسی چیست این مسئله باید روشن شود که کلمه ی دمکراسی یعنی چی. در رابطه با دمکراسی و جامعه مدنی ما مبسوط در بحث های مان صحبت کردیم در کتاب حقوق بشر شما دمکراسی را مشکرانه دانسته اید.

آیا دمکراسی با توحید سازگاری ندارد، خوب بسته به این است که دمکراسی را چی معنا کنیم دو تا سوال دیگر مانده 115 تا سوال است اگر فلسفه های سیاسی جدید حکومت بر مبنای حقوق انسان را مشروع و معقول می دانند نه حکومتی که براساس تکلیف انسان باشد و حقوق و آزادی های انسان را نادیده بگیرد از آنجا که ولایت و حکومت فقیه بر اساس تکلیف انسان است نه حقوق انسان پس پذیرفته نیست این را صحبت کردیم.

که اساساً انسان آزادی و حقوقش یعنی چی. بسته به اینکه ما انسان را چی معنا کنیم آزادی او را چی معنا کنیم و حقوقی که دارد چی معنا کنیم تا بعد ببینیم که اساساً ولایت فقیه با انسان آزادی و حقوق قابل تطبیق هست یا نیست این از چیزهایی بود که ما مبسوط توضیح دادیم آخرین سوال آزادی حق انسانهاست و ولایت فقیه آزادی انسان را سلب می کند باز گفتیم باید مفهوم انسان و آزادی روشن شود تا حل شود قضیه.

حالا من مثلاً به همین طراح سوای که این سوال را طرح کرده می گویم حالا شما ولایت فقیه نباشد در یک کشور شما باید یا قائل به هرج و مرج باشید یا قائل به این باشید که یک نفر حرف آخر را در مملکت بزند حالا هر کسی می خواهد باشد می خواهد فقیه عادل باشد اگر شما اساساً با فقیه عادل، مقام معظم رهبری فرمودند، کسانی که با ولایت فقیه موافق نیستند حکومت سرمایه دار ها را می خواهند غیر از این که نیست یا حکومت کودتاچی ها و ظالمان را می خواهند.

بالاخره شما می گویید که ولایت فقیه عادلی که با تقواست عادل است این با آزادی مردم مخالف است اگر با آزادی مردم مخالف است با حق مردم مخالف است خوب این را بگذاریم کنار، ولایت فقیه را بردارید چه کسی را می خواهید جایش بگذارید آیا آن کسی که می آید غیر از سرمایه دار های زالو صفت غیر از کودتاچی ها آنهایی که ما الان نمونه هایش در تمام کشور ها داریم می بینیم شخصیت هایی که رهبری نظام های مختلف را بعهده دارند.

اینها واقعاً بهترند از نظر شخصیتی یا یک فقیه بگذار بغل هم مقایسه کنید آیا آنه با حق آزادی مخالفتی ندارند منافاتی ندارد مخالف نیست اگر بگوید هیچ کدام شان را قبول ندارم پس شما باید بروی یک الگوی حکومتی از کره مریخ بیاوری که ببینی بالاخره تحقق خارجی دارد یا ندارد.

منظور شما را از حکومت و ولایت ما نمی فهمیم آنکه شما می گویید تا حالا تحقق پیدا نکرده، چرا من این شبهات را خواندم می خواستم عرض کنم که این شبهات خیلی هایش هم شبهات تندی بود می خواستم بگویم که ما نباید بترسیم از های و هوی شبهه کسی که می نشیند کتاب ولایت فقیه می نویسد بحث ولایت فقیه می کند خودش هم دارد شبهاتش را شجاعانه مطرح می کند و خودش هم به آن پاسخ می دهد به این سوالات لذا ما یک موقعی طوری نشود که یکدفعه با مطرح شدن چهار تا شبهه فکر کنیم که آی مثلاً همه چیز الان، نه شبهات را باید خودمان مطرح کنیم.

با شجاعت کامل، بحث های اعتقادی و یکی از بحث ها از جمله بحث ولایت فقیه از بحث هایی است که تعارف بردار نیست مثل خدا که ما بیاییم یک سوالی چیزی نسبت به خدا می کنیم یا خدا برای مان می رود زیر سوال یا کار هایش می رود برایمان زیر سوال یا ائمه یک موقعی برایمان می رود زیر سوال.

اصلاً امام چرا اینکار را کرده اصلاً یعنی چی بعد هم می گوییم استغفرالله این دست مان را هم یک چند باری گاز می گیریم که آی مثلاً چه فکری بود من کردم راجع به امام خدایا ببخش ما را. مثلاً نه خدا هر وقت بیاید زیر سوال، زیر سوال آمده چه اشکالی دارد بیاید زیر سوال.

ائمه چه اشکالی دارد بیاید زیر سوال، بیاید زیر سوال، بعد بررسی می کنید این کاری ندارد می روید از یک کسی می پرسید که آقا من نسبت به پیغمبر دل چرکین هستم حالم را گرفته این کارش، چه کار کرده، نه تا زن گرفته، چه خبر است، پیغمبر نُه تا زن می گیرد، عیبی ندارد دل چرکین باشی برو حلش کن عزیز من.

اینکه شبهات بیاید مانعی ندارد اینکه نگهش داری و بر اساسش تصمیم بگیری و عمل کنی خطرناک است شیطان روی آن کار می کند دالان ذهن باز است شبهه می آید خوب بیاید نترسیم از این قضیه، خوب این همه کارشناس هست می رود آدم حال می کند.

چرا ناراحت بشویم آقا من این کار ائمه را خوشم نیامده این کار اسلام را خوشم نیامده چی، چرا اسلام همان اول که آمد نظام برده داری را منسوخش نکرد آمد در فقه صد ها مسئله در مورد خرید و فروش برده خرید و فروش کنیز داد برده داری در اسلام یعنی چی.

آیا اسلام موافق برده داری بوده یا مخالف برده داری خوب جوابش خیلی راحت است خیلی مسئله ندارد حالا شما چرا اینقدر ذهنت را داغان می کنی بگذار سال بیاید و سوالت را از یک نفر کار شناس بپرس بزرگان ما کارشناسان ما زحمت کشیده اند در مراکز مختلف عملی که دهها جلد کتاب نوشته اند در پاسخ به همین شبهات این شبهات پانصد سال پیش هم شده یک جوان تازه وارد الان که مثلاً تازه دیپلم گرفته وارد دانشگاه شده چشمش خورده به چهار نفر آدم اجق وجقی آنها یک سوالهایی مطرح کردند.

فکر می کند شق القمر کرده یا در ذهن خودش یک سوالی مطرح می شود فکر می کند که چه کشفی کرده این سوال را هزار سال پیش هم این سوال را کردند و جوابش را هم داده اند ما چون مثلاً خودمان به یک جایی برخورد نکردیم این شبهات را ندیدیم.

فکر می کنیم که اگر یک موقعی یک همچو سوالی بیاید ما چه پروازی کردیم، من مچ خدا را گرفتم، مچ امام حسین را گرفتم، نه این سوالها آنقدر از این سوالها شده بزرگان ما با شجاعت به اینها جواب داده اند بزرگان ما در کتابهای شان اصلاً جراحی کرده اند مسئله خدا را آیا خدا هست یا نیست خودشان برده اند زیر سوال بود و نبودش را یگانگی اش را قدرتش را اراده اش را زنده بودنش را.

اصلاً چیزهایی که به فکر ما هم نمی رسد خدا را ثابت کرده اند آنجا بعد می آیند می گویند این خدا زنده است یا مرده، بحث کرده اند راجع به آن که دیگر ذهن هیچ وقت شیطان نتواند جولان ایجاد کند در ذهن جلوتر خود اینها رفته اند این بیماری ها را شناسایی کرده اند که چه بیماری هایی ممکن است ایجاد شود دارو هایش را هم برایش ساخته اند فقط آدم محقق می خواهد، کتابی دارد آقای مصباح در دو جلد که الان در یک جلد چاپ شده مراجعه کنید کلش پرسش و پاسخ هست در مورد مسئله دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی، مسئله خبرگان، مسئله ولایت فقیه الی ماشاءالله.

سوال هست آیت الله مصباح این دو تا حکمت حکومت فقیه آیت الله ممدوحی، جامعه التاریخ آقای مصباح، حاکمیت دینی که توسط سپاه چاپ شده، مجله ی حکومت اسلامی مال مجلس خبرگان هست زیاد چاپ شده هر کس بخواهد می تواند تهیه کند، و حقیقتاً یک حرف درست و حسابی و یک شبهه ی ماندگار که یک مقداری ذهن ما را معطل می کند مجبور شویم برایش حالا برویم دنبال جواب بگردیم عجب شبهه ی کاری هست.

همچین چیزی وجود ندارد نه در این حوزه در مورد مسائل کلامی در مورد خداوند تبارک و تعالی در مورد معصومین در مورد مسئله معاد آنقدر بزرگان ما پس فکر کردید چه کار کرده اند این چند قرن در این حوزه های علمیه نشسته اند چه کار کردند شوخی می کردند با همدیگر چرت می زدند، کار داشتند می کردند درست است دشمن هنوز هم دارد شبهه پراکنی می کند.

شبهه سازی می کند کار خودش را می کند شبهه های جدید وارد می کند دارد کار خودش را می کند اما به وزان آن بزرگان ما هم مشغول کار هستد این همه شبهاتی که امروز مطرح شده شبهات امروزی هست و این هم از پاسخ هایش در کتاب هست.

تهیه بفرمایید مطالعه کنید و نباید بترسیم ما از این مسائل کسی که به اصول مسلح بشود هیچ وقت نسبت به این شبهات آسیبی نمی بیند و راه پاسخ گویی به شبهه هم این هست که حالا بگذارید این یک مورد را بگذارم برای جلسه ی بعد، جلسه ی بعد در باره ی همین پاسخگویی به شبهات بحث خواهیم کرد و اصلاً جایگاه شبهه شک اعتقاد یقین در دین را این را ما بد نیست که چند جلسه ای به آن بپردازیم هیچ مانعی ندارد.

والحمدلله رب العالمین.