جلسه 113 - ولایت
شماره جلسه
113
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
3
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 113 - ولایت

این جلسه بنا شده درباره ی خطراتی که اشتباه در انسان شناسی بوجود می آید را ان شاء الله عرض کنیم خدمتتان اساساً در درسهای آغازین راه شناسی این نکته را عرض کردیم که به عنوان اصل اول این حدیث شریف بود از حضرت علی (ع) که « مامِن برکةٍ الا وانتَ محتاجٌ فیها علی معرفةٍ » هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو تو انجام اون احتیاج به شناخت داری یعنی چی هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو تو انجام آن احتیاج به شناخت داری یعنی همه ی نظام این عالم قانونمند هست هر کاری یه راهی داره این اصطلاحی هست که در ضرب المثلهای عامیانه مان می گیم هر کاری راهی داره اگر قرار بود که ما دست به هر کاری بزنیم که با موفقیت روبه رو بشیم دیگه این حدیث معنی داشت که تو در انجام یه کاری احتیاج به شناخت داری هیچ معنا نداشت چون هر کاری راهی دارد تمام چیزهائی که به این عالم حکمفرماست هر چی که شما ببینید تبارک و تعالی قدر و اندازه مقرراتی را برای آن در نظر گرفته « جَعَل لکلِ شئٍ قدرا » همه چیز به تعبیر قرآ« به حسبان است حساب شده و دقیق در بدن در طبیعت در نظام خلقت در آسمان در زمین در ماه میلیاردم ثانیه حساب شده است همه چیزش در بدن همینطور تماماً حساب و کتاب دقیق داره کارهائی که انجام می دهیم همه اثرات خاصی دارد دقیق بنابراین ما اگر سراغ هر کاری می خواهیم برویم باید با اطلاعات بریم بدونیم اینکار را چه طور باید انجام بدهیم اصل دوم اگر یادتان باشد اونجا این بود که « من عَمِلَ علی غیر بصیرتٍ کان ما یُفسِدوا اکثَرَ بما یُصلِح » هر کس که بدون آگاهی عمل بکند ضررش بیشتر از نفعش است و در یک اصل به عنوان اصل سومی یا اصل تکمیلی یا اصل دوم این بود که « العامِلُ علی غیربصرتٍ کسائِد علی غیر الطریق لا تریده سرعتُ السیر الا بعدا » کسی که رو نفهمی و ناآگاهی و جهالت شروع کند انجام یک کاری را این مثل اینست که داره یه مسیری را می ره اما به طریق اصلی نیست یه راه اشتباهی را دارد می رود در درجه اول زاویه وقتی 1 درجه است ولی و حتی جلو زاویه چقدر می شه هر چقدر سرعت بگیری بیشتر می شه « لا تزیده سرعت السیر الا بعدا » زیاد نمی کنه سرعت مسیر چیزی را اضافه نمی کند مگر دوری یکسره دور می شه انسان وقتی اشتباه می کنه تمام موجودات عالم یک سلسله قوانین همانطوری که خدمتتان عرض کردم براشون حاکم هست هر موجودی مختصات ویژه ی خودش را دارد تعریف دارد حد و حدود و اندازه و مختصات ویژه ی خودش را داره انسان هم به عنوان مخلوق خداوند یک چیز است دیگه هزار چیز که نیست هر کس بیاد یه جوری معنا بکنه داستان فیلشناسی مردمی که در تاریکی فیل را بررسی می کردند مولانا آورده می فرماید : در تارکی اینها پای فیل را گرفته بودند می گفتند ستون هست گوشش را گرفته بودند می گفتند با بزن است هر کس یه چیزی می گفت ولی فیل ، فیل است دیگه فیل یه چیز فیل و حتی هوا روشن بشه در روشنائی که ببینیم یه چیز بیشتر نیست یک حیوانی است که یه خصوصیاتی را دارد . اون چه که باعث اشتباه می شه اینکه ما نتونیم یه موجود را در کلیتش جامع در نظر بگیریم و مطالعه اش بکنیم انسان هم همینطور هست انسان یک موجود که بیشتر نیست به هر حال یک معنی دارد یک صورت دارد یک ذاتی دارد همه انسانها همین طور هستند در تعریف درمورد انسان هزارتعریف نیست که یک تعریف مشخص است ممکن است حقائقی در مورد انسان باشه که زو مراتب هست مراتب پائین درست باشد مراتب بالا هم درست باشد مراتب عالی اش هم درست باشه اما همه اینها در مورد چی هست در مورد یک موجود هست خوب اگر اشتباه بشه در انسان شناسی چه اتفاقی می افتد مثل اینکه شما فرض بفرمائید یکدونه اتومبیلی را خریدید به این هوی که با اون 400 کیلومتر راه برید 300 کیلومتر در ساعت برید به این هوی که این مثلاً 8 سیلندر است به این هوا که این کولر داره بخاری داره بعد مدتی توی مناطق صعب العبور می توانید ازش استفاده کنید چه چه چه این خیال را روش کردیددیگه بعد بیائید سوار بشوید ببینید که کولر نداره اگرهم داره خنک نمی کنه 400 کیلومتر هم نمی ره 300 کیلومتر هم نمی ر ه خیلی زور بزنه 180 تا ره مناطق صعب العبور هم نمی شه ازش استفاده کرد زود چپ می کنه مثلاً بدرد نمی خوره اشتباه در محاسبه شما هر چه که حساب کرده باشید روش اون خاصیتی که چون اشتباه کردی در محاسباتت اون جوابی که باید بده نمیده در انسان شناسی اگر اشتباه بشه تمام مبناهائی که انسان بر اثر شناخت خودش روی اونها زندگی اش را می زاره تصمیماتی که می گیرد دیگه از اون به بعد مثل اون زاویه 1 درجه است که هی افزایش پیدا می کند هی اشتباه می شود خوب اونجا در راه شناسی توضیح دادیم که ما برای شناختن انسان از چه کسی باید کمک بگیریم توضیح دادیم که برای شناخت هر موجودی هر مصنوعی از صانع او از سازنده ی اوباید کمک بگیریم هیچ کس بهتر از یک سازنده ی یک مصنوع برای اظهار نظر برای قابلیت اون مصنوع وجود ندارد اگر ما خدا را به عنوان صانع و خالق کنار بگذاریم و بعد بگیم که خودمان می خواهیم می شینیم فکر کنیم که کی هستیم ببینیم چه اتفاقی می افتد خوب نمی توانیم اون حقیقت را کامل دریافت کنیم خداوند انسان را به طرز خاصی معرفی می کنه می گه این انسان یک ترکیبی داره ، فطرتی دراه ، طبیعتی داد این انسان هدفی از خلقتش هست غایت آن چی هست یک توانائیهایی دارد این توانائیها اینها هستش یک سلسله نیازهائی داره که این نیازها عبارتند از این این این در یک شرایطی خوشبخت هست در یک شرایطی آرام هست در یک شرایطی بدبخت می شه در یک شرایطی مضطرب و نگران و غمگین و اینها همه چیز را تعریف کرده از قرآن ، قرآن کتاب انسان است دیگه معرفی کرده کامل به هر حال ما احتیاج داریم به اینکه در انسان شناسی می ریم سراغ متخصص یعنی منبعی که پشتش علم و تخصص خوابیده و من در « الا یَعلَمُ مَن خَلقَ و هوالطیف الخبیر » آیا کسی که خلق کرده نمی شناسد موجود خودش را چه کسی بهتر از خداوند که در مورد انسان اظهار نظر بکنه ما اگر خدا را حذف کردیم می افتیم دچار اشتباهات زیادی می شویم ، گرفتاریهای زیادی برامون ایجاد می شه مبنای تمام اظهار نظرهائی که در مورد انسان می شود در رشته های مختلف که ما همه این رشته ها را تحت یک عنوان جمع می کنیم می گیم چی می گوئیم علوم انسانی مبنای همه علوم انسانی تعریفی هست که از انسان می شود . بنابراین اگر تعریف درست نباشه تمامی اون علوم انسانی که مبتنی است بر تعریف غلط چی از کار درمی آید غلط از کار در می آید هر چند ما بریم نهادینه اش بکنیم قانونمندش بکنیم اما غلط از کار درآید اشتباه می شود حالا در کتاب انسان شناسی صفحه ی 187 می خواهد در مورد خطرات اشتباه در انسان شناسی صحبت بکند می فرماید واقعیت اینست که هر اشتباهی در انسان شناسی به دلیل تعمیم در علوم انسانی دیگر عمومیت پیدا می کند چون علوم انسانی دیگر همه از کجا ناشی می شوند از انسان شناسی در بردارنده ی فطراتی چندین برابر خواهد بود و داوری ها در شعاع پیشرفت علوم انسانی از واقعیت به دور خواهد ماند یعنی هر مقدار این علوم انسانی پیشرفت بکنند داوریها و اظهار نظرهائی که داده می شود چون اساساً مبناش غلط هستش این داوریها یکسره با اشتباهات روز افزونی مواجه خواهد شد اینجوری ادامه می دهند کسی که بر سر دوراهی راه را نادرست برگزیدند هر چند که پیشرفت کند اما ضریب خطای او و فساد گزینش او ابعاد تازه تری خواهد یافت چون می خواستید بروید فلان شهر باید از جاده سمت چپی می رفتید از جاده سمت راستی رفتید خوب شما هر چقدر گاز بدهیدبیشتر بروید یکسره با تبعات بیشتری از مسیر دور می شوید بنزین تمام می کنی یعنی اصطکاک باید برید دیگه وقت باید صرف کنید بودجه باید بپردازید و خیلی چیزهای دیگر یعنی هرچی هی بری جلوتر شعاع تبعات هی تصاعدی بالاتر می رود انسان بر سر دوراهی کدام دوراهی ، دوراهی مساوی با طبیعت و یا مساوب طبیعت + فطرت هست باید یکجوری خودش را معنی کند یه دوراهی ما داریم چه جوری خودمان را معنی کنیم بگیم که انسان عبارتست از طبیعت + فطرت یا طبیعت صفر از اینجا باید انتخاب بکند یک نفر زندگی اش را شروع می شود به حرکت ایند مسئله را خیلی دقت کنید که ما هر چقدر مسیر اشتباه را بریم ضریب خطا بیشتر می شود تبعاتش هم بیشتر می شود برای همین اینجوری نیست که فرض بفرمائید یه تصمیم اشتباه تو زندگیم بگیرم بگم که به راحتی می تونم چکار کنم نه وقتی این تصمیم اشتباه را می گیری 6 ماه پیش این تصمیم را گرفتی الان به راحتی نمی شود جبرانش کرد یک سال بعد خیلی سخت تر میشه دو سال بعد می شه چی سخت تر این همینطور هی اضافه می شود گاهی وقتها که شما می بینید توی زندگیمان گرفتار می شویم نون تصمیماتی را می خوریم که 20 سال پیش گرفتیم انسان همیشه روی گذشته خودش ایستاده همیشه داره نون گذشته اش را می خوره بدون استثناء و آینده شما هم مبتنی است بر مالی که دارید چه مالی دارید و چه جوری می سازید یه موقع است که مشکلات خیلی کلافه می کند انسان را به زمین و زمان بدبین هستیم به خدا بدبین هستیم فکر نمی کنیم که خودمان هم دخیل هستیم توی این قضیه خودمان هم سماجت کردیم . خودمان هم لجاجت کردیم خودمان هم بی فکری کردیم خودمان هم خلاف عقلمان خلاف فطرتمان عمل کردیم خوب تبعات دارد به طور طبیعی شما یه میکروب را یک غذای مسمومی را بخورید بلافاصله که فهمیدید که مسموم است تصمیم می گیرید که خوب بشوید باید یه کاری کنی غذا بیاد بالا ولی به هر حال مقداری جذب معده شده اون تبعات داره این کار را نکنی بجای اینکه این کار را بکنی بگی من فردا این کار را می کنم چقدر جذب می شه این ماده ، این ماده اگر سمش زیاد باشه به مرور زمان می بینید که رو معده ، رو عثنی عشر ، رو کلیه ها رو چی ...... اثرات خویش را داره می زاره بعد که تو می خواهی درمان بکنی چیرا می خواهی درمان کنی به مقدار گذشته خرابی را می خواهی درمان بکنی به مقدار گذشته چی را اصلاح بکنی خرابیها را پس دو نتیجه نداره معذرت می خواهم یک نتیجه ندارد دو نتیجه است الان تصمیم بگیرم که من اصلاح کنم فردا تصمیم که اصلاح کنم فرق می کند با همدیگر اینگونه نظریه پردازان اشتباهی کرده اند که جهان سالهاست که تاوان آن اشتباه را می دهد آن روز که بر سر دوراهی بودند با یک گام می شود وارد راه درست شوند چون سر راه که همتی چپ و راست یک لحظه است می ری سمت راست یا می ری سمت چپ تمام یعنی ظریب زاویه چقدر است یک درجه است زاویه یک درجه است اما اکنون که چندین صده از آن اشتباه گذشته است گوئی از این کره ی خاکی به سوی دیگر رفته اند و باید برای جبران گذشته این راه طولانی را باز گردند آنها بر اساس بر آورد روز نخست خود در انسان بر این راه رفتند سپس به برداشت خود از انسان به برداشت پژوهش و علم پرداختند و جامعه شناسی انسانی را نوشتند که شناخته بودند نه جامعه شناسی انسانی به گونه ای که بود می گه واقعیت انسان را که نوشتند انجوری که از انسان شناخت داشتند حالا تازه ایشان خوشبینانه نوشته آقای حائری . ولی خوب خیلی جاها ما می دونیم که اینها جامعه شناسی انسانی که شناخته بودند را ننوشتند خودشون مخصوصاً به دنبال این بودند که این قسمت از انسان را نادیده بگیرند بودند در دانشمندان علوم انسانی که مخصوصاً توضیح دادم علتش را قبلاً که طبیعت اینست آیاتش را براتون خواندم نمی خواهد « بَل یریدُ الانسانُ لِیَفجُرَ امامَه » این هوی نفس غلبه که می کند و جهالت که غلبه می کند کار دستمون می دهد همیشه که اشتباه رفتن مال جهالت نیست گاهی مال هوی نفس است شهوت ، هوی نفس کار دست انسان می دهد هر چند ریشه ی اتباع از هوی نفس هم جهالت هست اما این جهل با اون جهل خیلی فرق می کند حالا می خواهد برگردد بینید که مسئله ای پیش می آید شوخی نیست ها یک ذره دقت کنید به این مسئله که داریم می گوئیم برگشتن از یک مسیر فقط و فقط با قانون مندی مسیر هست اینرا خوب توجه بفرمائید یعنی اتفاق نمی افتد همه چیز قانونمند است همه چیز میگه وقتی توبه می کنی باید به میزان اشتباهاتی که کردی جبران کنی ، جبران کنی تا برگردی این مهم است باید سرمایه گذاری بکنی البته قابل جبران هست دریت است اما بالاخره باید جبرانش کرد هر اشتباه دیگری هم همینطور هست الان ما در نظام پنجاه سال حکومت پهلوی2500 سال شاهنشاهی چقدر جامعه اشتباه رفته این انقلاب اسلامی کردیم حالا می خواهد چی این انقلاب اسلامی می خواهد یک نگرش نوعی به مردم بده خوب ریشه های 2500سال شاهنشاهی انحراف و ریشه های مساوی که ما از پذیرش اسلام آمریکائی در کشور خودمان داشتیم این ها تمام اینها اثر گذاشته رو حال ما هنوز هم ما داریم تبعاتش را می بینیم دیگه براحتی نمی شه این کار را کرد سخت است تا تبعات این را بخواهد از بین ببرد راحت نیست درست است امام ما فرمودند انقلاب ما انفجار نور بود یعنی فطرت یکدفعه منفجر شد اثرات بسیار زیادی گذاشت روی جامعه یکدفعه ارزشهای عوض شد خیلی چیزها عوض شد اما اون ریشه های انحرافات و اثرهائی که گذاشته بود یواش یواش چی می کند خودش را نشان می دهد آداب و رسم غلط ملیتگرائی غلطی که در مقابل فطرت گرائی هست قوانین توی این اجتماع حاکم کرده یک اثراتی گذاشته یک اثراتی می گذارد لذا این فطرت گرائی که در غالب جمهوری اسلامی دارد می آید به اسم اسلام داره پیاده می شه با یک تعاملی که با اون غلطها و اشتباهات و قوانین و آداب و رسوم و ساختارهائی که از شخصیتهای مختلف توی جامعه با همهی تفاوتهاشان و انگیزه هایشان ایجاد شده با این تعامل باید حکومت اسلامی کار خودش را بکند و الا اگر تا ما بخواهیم برسیم به اسلام ناب ، خالص به قول امام فرمود ما هنوز الفبای جمهوری اسلامی را توی مملکت پیاده کردیم و سالها طول می کشد یعنی سالها عوض مقاومت از بین بره بعد بخواهیم گذشته را اصلاح کنیم در حالیکه ما الان داریم مقاومت می بینیم اساساً داره با اصل فطرت گرائی مقابله می شود اون اشتباهات اون بیماری دارد در مقابل این واکسن که داده می آید در مقابل این داروئی که دارد تزریق می شود جامعه دارد مقاومت نشان می دهد ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد دردورن فرد هم همینطور هست یه قحه زدن را مقام معظم رهبری می خواست بکندش درست است خوب کنده شه اما همچنین هم بدون مقاومت نبود خیلی ها هستند که هنوز اینکار را می کنند روابط زن و مردی که اسلام می گه شرع می گه کشور ما مگه حاکم هست در وزارتخانه های ما در نهادهای ما در رادیو تلویزیون ما حاکم است نه در هنر باید و نباید هایی داریم که از نظر خطری حاکم است نه نشان می دهد اون بیماری های قبلی خودش را یعنی گاهی وقتها فطرت گرا برای اینکه بخواهد یه کار بکند تو دل طبیعت گرائی با همه ی قوانین آن را باید بپذیردش بعد شروع کنه یواش یواش به اصلاح اون کار سختی است شما ببینید یک عالم مثل سید بن طاووس که به قول علامه طباطبائی که از کُمَّل اولیاء خداست یه کسی هست که دائم با امام زمان (ع) اینها مجبور بودند که بروند توی دربار می دونید یعنی چه اصلاً یعنی پادشاه را قبول بکنی که حق نیست چون ما غیر از ائمه حاکم حقی نداشتیم که یا ولی فقیه والسلام دیگه ما تو طول تاریخ هیچ حکومتی حق نبوده همه حکام جور بودند باید بره تو دربار زیادی شما در تاریخ در نهضت مشروطیت برید همینجوری باید بپذیری بعد بری باهاش بحث بکنی و به عنوان یک نظام جا بیافتی بعداً بخواهی اصلاحات خاص خودت را بکنی خواجه نصیر ، کی کی کی تا مقام وزارت هم باید بری یک فطرت گرا بخواهد چکار کند در دستگاه حکومت گرا گاهی وقتها امام علی (ع) دستور داده فرض بفرمائید به علی بن یقتین کی کی برید تو دستگاه خلافت با اینکه باطل بوده سخت است کار راحتی نیست گاهی وقتها کارهای خوبی است ولازم است که فطرت گرا ببیند که بله این مجموعه که داره می رود یک مجموعه طبیعت گرای نهادینه است قانونمند هم شده همه چیزش بعد بخواهی یواش یواش نفوذ بکنی یک تاثیرات فطرت گرایانه را بگذاری گاهی وقتها هم غلط اساساً نباید واردش شد بسته به موقعیتهای مختلف بسته به زمان ، مکان و خود شخص که داره این کار را می کند خود شخص هم مهم است فرق می کند این را خوب دقت کنید گاهی وقتها هست برای یکنفر می تواند عرضش را داره این کار را بکنه گاهی وقتها یک کسی دیگری بره هلاک می شه این تو مثل ریاست است ریاست برای بعضی ها ظرفیت دارند می توانند و آلوده هم نمی شه می بره جلو کار را « الذین ان مکناهم فی الارض اقامو الصوة و اتو زکوة وامر بالمعروف و نهی از منکر » قدرت داره که وقتی به حکومت رسید از حکومتش و قدرتش در بسط فرهنگ دینی استفاده کند این خوب است اما یک موقع هست ظرفیت نداره آدم خوبی هست ، متدینی هست نمی دونم مؤمن هست اما این اگر بخواهد بره یک ارتباط برقرار کند قانون طبیعت گرائی چی می شه زود ، زود فاسد می شه حضرت به ابوذر می گه انک ضعیفٌ تو ضعیفی بدرد امارت نمی خوری تو بخواهی بری امارت بکنی بخواهی بری یک جا نمی توانی نکن ولی امیرالمؤمنین (ع) سلمان فارسی را چکار می کند به فرمانداری مدائن انتخاب می کند بعضی ها می توانند بعضی ها نمی توانند این را دقت بکنید توی این مسائل اینها نتیجه هائی هست که می خواهم از بحث بگیرم اینها گریزهائی هست که می زنیم چون بعدا ً عرض کردم فرصت نمی کنیم در موردش صحبت بکنیم الان یک کسی بخواهد اسلام را در آمریکا تبلیغ بکند یه کسی می خواهد اسلام را در انگلستان تبلیغ بکند یه کسی بخواهد اسلام را در آلمان تبلیغ بکند یه کسی بخواهد در فرانسه تبلیغ بکند همش فرق می کند روشهائی که فطرت گراها باید به کار بگیرند برای تبلیغ اسلام بسته به این است که اون جامعه چقدر از فطرت گرائی دورشده و چگونه دور شده با یک شخص طبیعت گرا که شما می خواهید برخورد بکنید همینطوری هست یه جور برخورد نمی شه کرد برای انحراف زاویه ای که این گرفته نوع بیماری خاصی که این داره یک سلسله قوانین و مقررات و آداب و دستورات و تجویزها مشترک هست سرجای خودش ولی بعد چی هست بعد دیگر اختصاص شروع می شه شما در فرهنگ آمریکائی بخواهی تبلیغ دین بکنی با فرهنگ آسیایی با فرهنگ آمریکائی با فرهنگ اروپائی فرق می کند این یک گریزی بود که لازم بود زده بشه در این رابطه برگردیم به اصل بحث می خواستم این را بگم که وقتی می خواهد برخورد بکند وقتی انحراف صورت می گیرد می خواهی برخورد بکنی باهاش اینکه می فرماید که گر شما از این کره خاکی به سوی دیگر رفته و باید برای جبران اشتباه گذشته این راه طولانی را باز گردد نحوه ی باز گرداندن خیلی مهم است خیلی مهم است خوب جامعه شناسی انسان آنگونه که هست در صلاحیت مقامی است که انسان را آنگونه که هست شناخته باشد کی می تواند جامعه شناسی علوم انسانی کلاً بنویسد کسی نیست که انسان را بشناسد آنگونه که هست این یه اصل مسلم هست آقا شما جامعه شناسی نوشتی کتاب نوشتی رساله داری در جامعه شناختی به شما می گویند دکتر جامعه شناس پروفسور در انسان شناسی اون جوری که هستش شناختی انسان را یا نه جامعه انسان در حد آگاهی اینگونه نظریه بپردازند سر جمعشان این بود که نوشتند دو سه صده از بعد از رنسانس جون کندن و نوشتن هر چقدر نوشتند همین است دیگه سرو ته آن را جمع کنی همینه که ما الان برآوردش را داریم تعریفی که انسان دارند می کنند و از بایدها و نبایدهای زندگی اش این دیگه تلاششان را کردند دیگر نتیجه های جامعه شناسی و اجراء فرمولهای علوم انسانی هم که اینها داشتند ما تو دنیا ارزیابی داریم می کنیم دیگر ابعاد علوم انسانی از اقتصاد و مدیریت گرفته تا تربیت و سیاست همه براساس همون برداشت نادرستی است که از انسان داشتند و در حقیقت اشتباه دوم آنها اینست که تلاش می کنند انسانها را به زور در این غالب بگنجانند و این داره ادامه پیدا می کند جالب اینست که می خواهند از ما هم ملاکها و معیارهایمان را بگیرند به زور آمریکا دارند الان تلاش می کنند کسان دیگر هم دارند تلاش می کنند که اینرا ازما بگیرند و تعریف کی را بدهند تعریف خودشان را از انسان بدهند دمکراسی ، آزادی ، جامعه مدنی ، اصلاحات ، حقوق بشر از این حرفها کافی در تعریفی که اسلام داره هیچ کدام از اینها رعایت نشده نادیده گرفته شده هیچ کدام ، اصلاً در اسلام همچنین چیزی نیست نه حقوق بشر هست نه حقوق مردم هست نه آزادی هست هیچکدام نیست ما می خواهیم اینرا ارمغان بیاوریم برای مردم دمگراسی و آزادی و چه و چه و چه شهید مطهری (ره) یک مثال خیلی زیبائی می زنه در یکی از کتابهایش این مثال همه ما بدون استثناء زمانهائی گرفتار همچین اشتباهی که ایشان مثال می زند و همین نکته ای که آقای حائری می شوند می شیم مبناها و ملاکهای غلطی را در زندگی مان انتخاب می کنیم بعد می خواهیم همه چیز را با اون چکار کنیم با همون غلط تنظیم بکنیم می فرماید که زمانهای قدیم افراد می رفتند مسافرت منزل به منزل می رفتند تو یکی از این منزلها اگر کسی شب می خواست بخوابد یک تخت گذاشته بودند شرط این بود که شخص قد و اندازه اش اندازه این تخت باشه که بتواند اونشب بخوابد اونجا بعد می گفت کسانی که پاهاشان درازتر از اون تخت بود می بریدند پاهایشان را می گفتند پایت را می بریم تا اندازه بشه اگر می خواهی بخوابی تا اگر کوتاه بود می کشیدندش می گفتند باید بکشیمت تا اندازه تخت بشی تا اینجا بخوابی خیلی وقتها ما از این چیزها برای خودمان درست می کنیم یعنی یک تخت غلطی درست می کنیم تو ذهنمان از این تختها هممون داریم تو روش کار کردنمان ، در مدیریتمان ، در خانواده در نحوه ی برخورد با همسر با کی با کی با کی بعد هم دائماً می خواهیم تلاش بکنیم که همه چیز را توی همون غالب بریزیم اصلاً تخت غلطه دیگر تخت را باید برش داشت باید اندازه ها را در نظر گرفت از این تختهای ذهنی زیاد می آید سراغمان تختهای ذهنی زیاد به سراغمان می آید تو جامعه ما زیاد است تا دختر بزرگتر شوهر نکرده دختر کوچکتر هم نباید شوهر کند تا برادر بزرگتر زن نگرفته برادر کوچکتر نباید زن بگیره کی گفته اینرا از کجا آمده این تخت نمی شه به هزار تا گرفتاری مبتلا می شویم چیزهائی است که ما داریم در مقوله ازدواج اینقدر هست که نگو ازدواج دختر و پسر بعد با همین تختها می سنجیم بعد می ریم سراغ ازدواج یه آقائی آمده پیش من آقای فاضل و تحصیل کرده می گه آقا من مدتهاست سه سال است که می خواهم ازدواج کنم پدر و مادرم نمی گذارند می گن که ما رسممان اینست که همیشه ازدواجهامان یک دختر بده یک پسر بگیر تو باید صبر کنی اون پسری که می خواهد بیاد خواهرت بگیره تو بری خواهرش را بگیری میگه سه سال است من الافم بیچاره شدم سه سال همینجوری ماندم نمی دونم چکار کنم تازه رفتیم به یکی گفتیم که این روش درست نیست اینها همه ریختند سر من با من قهر کردند بایکوت کردند مرا غلط کردی تو گنده تراز دهانت حرف زدنی آداب و رسوم خانوادگی را می خواهی به هم بزندی از این آداب و رسومها اینقدر زیاده که هیچ منشاء فطرتی و انسانی ندارد رسم درست شده ترکها برای خودشان تخت دارند لرها برای خودشن تخت دارند ، شمالیها ، مشهدیها هممه برای خودشان تخت دارند همه را می خواهیم بخوابونیم اینجا و زوری اندازه کنیم همه چیز را خوب نیم شه در عبادات هم ما همین مسئله را داریم در عبادات اونقدر بچه ها که می خواند شروع کنند مبتدیها زیاد تخت دارند اگر زیر نظر یک استاد خبره بار نیایند از این تختها زیاد برای خودشان درست می کنند بعدگرفتارمی شوند جلسه قبل مثال زدیم می افتد تو شرک و ریا و هزار چیز برای آدم درست می شه در معیشت در نحوه لباس پوشیدند ، غذا خوردن در مواد غذائی از این چیزها زیاد است خیلی هست می فرماید که اشتباه دوم آنها اینست که تلاش می کنند انسان را به زور در این غالب بگنجانند یعنی تخت را گذاشتند آقا انسان همیناست تولد تا مرگ طبیعت ، حیوانیت ، حالا هرچی می گیمکه بابا این یک فطرتی دارد این خدا را می خواهد این گرایش به بی نهایت داره زوری می خواهند بخواباننش اینجا اشتباهی که تو علوم انسانی رخ داده همین هست زشت ترین پدیده ای که ما در علوم انسانی می بینیم ، علوم انسانی ، انسانهای فطرت گرا استاد دانشگاه ، مسلمان ، شیعه ، با معارف اسلامی با قرآن آشناست با مفاتیح آشناست با صحیفه آشناست با نهج البلاغه با مولانا با مثنوی آشناست اما وقتی می آید درس بده چی را درس می دهد علوم انسانی طبیعت گرا بعد هم سفت روش وایمی ایستد چرا چوناین از دانشگاه آکسفورد آمده از دانشگاه هاروارد آمده از برکلی آمده این استاده دانشگاه نمی دونم پروفسور فلانی است خوب این نمی شه همه در مقابل خدا بی سوادند اونجوری که عرض کردم همه در مقابل پیغمبر امی هستند شجاعت فطرت گرا اینست که همه را غیر از پیغمبر و معصوم همانجور امی ببیند تحت شعاع اونها قرار نگیرد امی نگاهشان کند « بَعَفَضِل امییونَ رسولَ منهم » اینرا خوب دقت بکنید همه در مقابل پیغمبر در مقابل خدا هیچ کس علمی نداره چه علمی ما بگیم آقا آخه این هم 20 سال تو اروپا درس خوانده خوب 20 سال اشتباه کرده 20 سال از زاویه یک درجه رفته جلو هی تحقیق اشتباهاتش کرده فکر می کرده قم را می خواهد برود رفته به کاشان بعد تو راه بگه قم عجب جائی داره ها هنوز نرسیده به کاشان که بفهمه اشتباهی آمده مثلاً درختاش اینجوری بعد بشینه تحقیق بنویسد ، سفرنامه بنویسد آره در راه قم 5 کیلومتری قم این هست هی بشینه سفرنامه بنویسد ته قضیه اینست که می بینه ا سراز کاشون درآورده تمام تحقیقات و سفرنامه اش اشتباه است درست حقیق هست اما دقت بکنید اساساً با هدف تو نمی خوره اصلاً اشتباه است این تحقیقاتی که شما کردید مال طبیعت است و این جگر می خواهد عقل اینکه اما (ع) شیعیان را می خواهد واقع گرا بار بیاورد خیلی روایتهای محکمی داریم توی این قضیه امام باقر(ع) می فرماید که اگر یک تکه گوهر دستت بود و همه عالم جمع شدند گفتند این گردوست باید بگی این گوهر است و اگر یک تکه گردو دستت بودهمه عالم بگند که این که در دست توست یک گوهر تو باید بگی این گردوست مشکل دانشمندان علوم انسانی ما مسلمانها همین است که این جرات را ندارند این شجاعت را ندارند مشکل همه طبیعت گرا ها این است طبیعت گرایانی که با اندیشه دینی روبرو شدند هم همین است یعنی همه ی اینها به به چه چه می گویند از کار تو طرف کارگردان سینماست داره فیلم می سازه خودش روحیه اش خراب شده دوروریهاش خراب شدند روابط ناجور تو کادر هنری اش است اصلاً داره با فساد این فیلم می ره جلو همه هم جایزه می دهند می برندش فرانسه جایزه می دهند خوب وقتی من تو طبیعت گرائی کاملاً تشویق شدم هی به ما گفتند به به چه چه تو روزنامه عکست را انداختند هی بزرگترت کردند عزیزمن این یک گردو بیشتر نیست دیدی بعضی ها عمرشان را می زارند روی همین گردو را به اسم گوهر غالب می کنند بهشان به اسم گوهر بعد هی هم باد می کنند این تا آخر عمر کیف می کند اصلاً با این ازخیالی جنگشان و صلحشان او با این خیالات عزیز من تو قیامت باید تولد داشته باشی شرایط برزخ شرایط زیستی ثابت است با این حرفها که نمی توانیبا شعر و معر و احساسات و خیالات و دکلمه و نمی دانم از این حرفها که تو نمی توانی شرایط زیستی آخرت را برای خودت تهیه کنی اون یک شرایط فقیهی می طلبد مثلاً طرف می افتد توی ورزش تا آخر عمر هنوز می بینی که شده هفتاد سالش دیگه داره لق لق می زنه می یارنش تجلیل هم ازش می کنند یا یه هنر پیشه است قبلاً اشتباه رفته آدم فاسد و فاجری بوده توی ترکیب معانی فساد و طبیعت داشته کار می کرده زوری هی می خواهند به اسم هنرمند ، فرزانه فرهیخته از این اسمها هم روش می زاریم و تجلیل از هنر به به چه چهخوب این تثبیت می شه اونجا هنر پیشه را آوردند مثلاً یک خانمی تو تلویزیون تجلیل می کنند ازش لاک زده ، آرایش کرده فوکول بعد به اسم یک هنرمند ازش تجلیل می کنند هی هم این هی باد می شه پشت تلویزیون دخترها دیگر هم می گن کاش ما هم مثل این بودیم خود این طبیعت گرائی ، بدبختی و گرفتاری عزیز من تو داری به سمت تولد ناقص می روی به سمت سقط می روی به طرف بیماری داری می ری اینجوری می شه قضیه یه ورزشکار را یه جوری بارمی آرن که ابتدائی ترین اصول انسانی را نمی تواند رعایت بکند ولی ورزشکار قوی و ماهر و توانائی هست یک هنرمند یک شاعر همینطور نه باید برگردی رو مسیر فطرت گرائی خودت اگر در مسیر فطرت گرائی ورزشکار خوب بودی آفرین بر تو تو پهلوان می شوی پوریای ولی هم ورزشکار شهید یک کیلومتر هم نیست فاصله خانه شان از ما رحیم براری داداش آقای براری خودمان می گفت که در کشتی خیلی رشد خوبی داشت من هم در یک وضعیت سختی هم بالاخره پول براش تهیه می کردم کفش کشتی و جوراب و دوبنده براش تهیه می کردم این هم هی شارج بود توی کشتی گرفتن و رشد می کرد بعد یک مسابقه ی خیلی مهم کشوری بود بعد یک حریف پیزوری و مریضی هم گیرش افتاده بود اینو می زدش دیگر تمام بود دیدیم خورد می گفت من کلی هم پول گذاشه بودم سرمایه گذاری کرده بودم که این داداشم بیاد بالا اعصابم خورد شد بهش گفتم که آخه چقدر زحمت کشیدم جون کندم از این خوردی تو گفت بابا ول کن تو مگه ندیدی نامزدش داشت چکار می کرد براش مادرش ، پدرش آمدند داشتند براش چه کار می کردند درست بود من ببرم از این یه جوان مجرد اما این می شه پهلوان توی جبهه هم ما دیدیم چه جوری بود تا به شهادت رسید این ورزشکاری هست که هیچ وقت دینش را نمی فروشد هیچ وقت اخلاق را در میدان نمی زاره شما نگاه کنید الان فوتبالیستهای ما فحش ناجور به هم می دهند داور بیچاره چقدر ما قتل داورها داریم در میدان ورزشی وحشیگریهائی که ما الان در میادین ورزشی داریم تو کشور خودمان و جاهای دیگر اینها هیچ کدام باد شدنیهای الکی هست هنرمندانمان آقا دارند می روند به سمت فساد داره می ره دیگه اسرار درطبیعت گرائی و به زور بخواهیم اونها را جا بیاندازیم چیزی که در کشور ما داره اتفاق می افتد اینست که ما داریم از مبانی طبیعت گرائی تو نظام جمهوری اسلامی تجلیلهای بی جائی می کنیم هنرمند فاسد که هیچ توبه ای هم نکرده هیچ روش درستی هم در پیش نگرفته نویسنده فاسق و فاسد که آثارش مملو از مراد انحراف زا هست برای جوانان ما باز دارد تجلیل می شود یکی اساساً با مبانی فطرت گرائی موافق نیست هزار تا مقاله دارد می زند علیه فطرت گرائی درخارج در کجا در کجا باز بعضی از مسئولین ما دارن تجلیل می کنند و هی از اینها تجلیل می کنند این تو چه غالبی داره صورت می گیره چه جوری توجیه می شه خوب تنها خوب تنها کمونیستها نیستند که هفتاد سال تلاش کردند که انسان را درغالب بسته و محدود سوسیالیسم قربانی کنند ودر غالب علوم انسانی کم سیفی بگنجانند همه دستگاههای علوم انسانی که بدون مبارزه خط فطرت بوجود آمده اند برای انسان خفقان آورده اند اینرا دقت کنید کلمه ی خفقان را تکرار می کنم چون توی جایگاه خودش صحبت می کنیم این ریبالیسمی که الان در دنیا تبلیغ می شه که توش آزادی حقوق بشر جامعه مدنی و خیلی روی اینها مانور می آئیم خفقان آور تر از لیبرالیزیم تاریخ به خودش ندیده نمونه هایش را شما اینها که دارند تبلیغ می کنند تو کشورهاشان شما می بینید خفقان به معنی حقیقی زیرا فطرت چیزی نیست که بتوان به سادگی از درون انسان زدود حتی جانیان حرفهای نتوانستند خود را از فشار درونی فطرت راحت کنند جانیانی که خود را به قانون سپردن و برای تحمل شدید ترین کیفرها آماده شدند اندک نیستند بنابراین مسئله کمونیستها شاخه ای از نا به سامانیهای علوم انسانی بدون فطرت هست تمام بیدادگریها و جنایات هفتاد ساله حزب کمونیست شاخه کوچکی از فساد علوم انسانی متداول است یعنی تو دانشگاه تدوین می شه ، مارگس ، انگلس تدوینش می کنند میاد در ..........................و ..................... می شه حکومت بعد میلیونها انسان در هفتاد سال کشته می شوند جنایتهای اون جوری و مفاسد اون جوری از کجا داره می آید از توی دانشگاه داره می آید اینکه امام فرمود صلاح یک کشور و بدبختی آن بسته به دانشگاه است همین است اینکه مقام معظم رهبری می فرماید دانشگاه باید اسلامی بشه تا این مملکت درست بشه یعنی همین چون اونجا فاسد باشه مست می شه میاد بیرون همه جا فاسد می شه دانشگاست که باید مملکت را اداره کند دیگر وزیرش می خواهد وزیر اقتصادش ، وزیر بازرگانی اش ، وزیر نیروش ، وزیر راه و ترابری اش ، وزیر علومش ، وزیر آموزش و پرورش ، مشاورین همه اینها باید تحصیل کرده باشند دیگه وقتی می آیند توی درسهاشان فقط علوم انسانی طبیعت گرا را خوانده باشند این چه جوری می خواهد وزیر یک مملکت فطرت گرا بشه و برای مجموعه فطرت گراها وزارت بکند خوب اینکه ما تو 20 سال جمهوری اسلامی مشکلات اینجوری داریم و دچار تناقضات می شویم همین است که تو ما و مدیران ماکم نیستند افرادی که اساساً مبانی قطرت گرای را قبول ندارند فرمولهایشان از بیرون بیاد ایمان نیاوردند به آن چیزی که خدا بهشون داده این ایمان آوردن کار هر کسی هم نیست اینقدر مسئله مهم است که پیغمبر را خداوند به این لقب ستایش می کند ازش « امن الرسول بما انزل علیه من ربه » پیغمبر به آنچه بهش نازل شده ایمان آورده ما مدیر داریم به آنچه که بهش نازل شده ایمان نیاورده می زاره کنار این حرفها را ما عالم و روحانی داریم که اینجوری هست اگر شاهد فساد مکتبها ، فساد روابط اجتماعی ، فساد قانون گذاری ، فساد مالی یا فساد اخلاقی و سیاسی هستیم که هستیم شاهد همشون هستیم دقیقاً نتیجه فساد علوم انسانی است یعنی رفت کجا قضیه رفت توی دانشگاه رفت توی حوزه علیمه ما رفت درآموزش و پرورش ما در دبیرستانهای ما می ره اونجا که این شکلها را گرفته می شد جامعه یعنی چیزی که اون تو می خوانند حرفی که اون تو بهشان می زنند شکلهائی که اونجا بهشان می دهند خیلی موثر هست زیرا با این مطلب خیلی مهم است با کسی که می خواهد کار فرهنگی بکند حرف می زند می گه اگر می خواهی کار فرهنگی بکنی می توانی انسان های فطرت گرا را بسازی اما باید هجوم تبلیغاتی خودت را ببری کجا روی مراکزی که دارن شکل می دهند و اندیشه می سازند تو اونجا باید ببری زیرا با انکار با فطرت تعابیر را دقت کنید چقدر زیبا از حساسترین و حیاتی ترین بخش قوای علوم انسانی یعنی تنها راه اعتماد انسان به یکدیگر تنها راه تفاهم و تعاون و تنها کنترل کننده ی زیاد رویها وخودسریها بهره ای گرفته نشده است بزاریدش کنار فطرت را دیگر هیچ مبنائی ندارید توی این قضایا شما بگید آقا بیایید بنشینید علوم قضائی بخوانید و توی نظام قضائی ، قانون مدنی ، حقوق جزائی چی چی چی حقوق جنائی آنقدر قوانین می ریزیم که هیچ کس نتواند این کار را بکنید این حقوق که شما دارید می خوانید کتابهاشان که دست شما از کجا داره می آید از اون ور مرز تو آمریکا و ینگه ی دنیا به قول معروف داره می آید اینها که بیائید ببینید توکشورهاشون جمعیت کم شده ، فساد کم شده ، خود کشی کم شده ، طلاق کم شده ، فساد مالی ، فساد اداری کم شده ، نیعیض کمشده چی کم شده توی اونجا حالا شما می خواهید با اون کتابها و با اون درسها که اونها تدوین کردند برای شما می خواهید بیائید اونجا جامعه را اصلاح بکنید خیلی فکر بی ربطی هست زیرا انسان با بهره گیری از فطرت از تنگناهای خود خواهی رهائی یافته ودر فضای گسترده ی خودسازی به رشد نامحدودی دست می یابد . « والحمدالله رب العالمین »