جلسه 108 - ولایت
شماره جلسه
108
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
2
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 108 - ولایت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام الیوم الدین

بحثمون در مورد طغیان طبیعت بود که خواستیم از این جلسه وارد این موضوع بشیم که اگر در یک جامعه ای طبیعت گرا که طبیعت او*** طغیان کرده وقتی می گیم طبیعت گراست یعنی طبیعت طغیان کرده بر علیه فطرت و اون جامعه گرایشهاشون گرایشهای طیبعی هست، علوم انسانی نگاشته می شه این علوم انسانی به کجاها راه پیدا کنن، نکته خیلی مهم این هستش که بحثی را که داریم شروع می کنیم یا از چند جلسه قبل شروع کردیم یکی از مسائل بسیار اساسی و مهم در شناخت غرب هستش و در موضوعات مختلف کاربرد داره، در غرب شناسی، در دشمن شناسی، در موضوعات مهم، یعنی مبانی اینها تو همین چند جلسه ای هستش که خدمتتون می خواهیم یه مقدار مبسوط تر بحثها رو عرض بکنیم، خوب جامعه طبیعت گرا یعنی جامعه که اساسا همانطور که خصوصیاتش رو دو، سه جلسه گذشته عرض کردم، فطرت رو انکار می کنه و حیات خودش رو از انکار فطرت یا تشکیک در مبانی فطرت می گیره، بنابراین وقتی بخواد علوم انسانی رو بطور مطلق تدوین بکنه، یعنی جام شناسی بنویسه، علوم سیاسی بنویسه، روانشناسی بنویسه، مدیرت بنویسه، اقتصاد بنویسه، روابط بین الملل بنویسه، هرچی که بخواد بنویسه، در مورد هنر، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم وهرچیز دیگری با همین گرایش طبیعت گرایی این علوم را می نویسه یعنی با اصل انکار فطرت نگاشته می شه، حالا بعد این سر از کجا در می آره، داستانش که باید دیگه از همین جلسه یواش یواش شروع کنیم، بهش می پردازیم که سر از کجا در می آره وقتی ما فطرت رو انکار بکنیم بعد نهادینش بخواهیم بکنیم طبیعت گرایی رو، توضیح دادم جلسه گذشته که طیبعت گرایی نهادینه شده یعنی براش قوانین بسیار زیادی وضع شده و در علوم انسانی شما هزاران قانون دارید می بینید که در مورد طبیعت گرایی هستش یعنی یه طبیعت گرایی مدرن و نهادینه، خوب وقتی علوم انسانی به اصطلاح بر اساس طبیت گرایی تدوین بهشه تو همه این رشته هایی که عرض کردم خوب منشاء ارزشها، هنجارها و ناهنجارها، منشاء قانونگذاری میشه چی؟ همون علوم که بر اساس طبیعت گرایی تدوین شده، بعد از اون دیگه شما نگاه بکنید قوانین، احکام، حقوق، همه اینها بر اساس همون مبانی نوشته می شه، یعنی شما فرض بفرمائید قانون می گذره از یه مجلسی که مثلا همجنس بازی آزاد است، همجنس بازی، یا چیزهای دیگه، خوردن شراب، نمی دونم داشتن اسلحه، عرض کنم خدمتتون چه و چه و چه، همه اینهایی که شما می بینید، روابط جنسی آزاد، در اقتصاد یه مسائلی هست، درامور بین الملل یه مسائل، اینهایی که بصورت تدوین در میاد، تدوین میشه، قانون میشه، با همون مبانی داره در میاد دیگه اینها، دیگه تو همه مسائل، در هنر، درمسائل سیاسی، در تعلیم و تریبت، در تعلیم و تعلم، هرجا که شما قانونی ببینید، کتابی ببینید نوشته میشه، در دانشگاهها تدریس می شه، بعدا ترجمه می شه به کشورهای دیگه صادر می شه، کشوهای دیگه ام با تقلید از اونها اینها رو درس می دن، همه با همون مبانی که خدمتتون عرض کردم یعنی مبانی طبیعت گرایی،خوب محصول چی هستش؟ محصول این هستش که بر اساس این مبانی، قوانی و ارزشها، هنجارها و ناهنجارها، مکاتب مختلفی به وجود میاد یعنی افراد گرایشهای و انشعابهای مختلفی از همین طبیعت گرایی می گیرن بعد مکتب تشکیل مردن اونوقت برای اینکه این مکتبشون رو به پیش ببرن، این خوب به هر حال باید طرفدار جمع کنن دیگه، طرفدار جمع می کنن، خزب تشکیل می دن بر اساس اون و این احزابی که تشکیل می شه اونوقت برای اینکه به قدرت برسن، به ثروت برسن، بسط تفکرات خودشون براشون ممکن بشه، دنبال چی هستن؟ کسب حکومت و قدرت هستن، بعد تلاش می کنن که چی کار کنن؟ حکومت تشکیل بدن، قدرت رو بدست بگیرن، یعنی اون زعامت و ریاست اجتمعاعی رو، رهبری اجتماعی رو بدست داشته باشن چون فکر می کنن که فلسفه خودشون، مکتب خودشون، بهترین مکتب هست و راه سعادت بشر هم همین هستش که اینها دارن می رن، خوب محصول چی هستش؟ محصول داریم می بینم دیگه، این گذشته طبیعت گرایی رو در طول تاریخ شما نگاه بکنید تا عصر فضا ما آمدیم الان، سروته شو جمع بکنیم همینهایی که هستش یعنی طبیعت گرایی، فرض بفرمائید در یه کشوری مثل امریکا یه حزب دموکرات داریم، یه حزب جمهوری خواه داریم هر دو طبیعت گرا هستن ولی با مبانی مختلف ولی اشتراکشون بسیار زیاد هست در بعضی ازمسائل با همدیگه اختلاف دارن، بعضی از مسائل، در اکثر مسائل اتحاد دارن، احزاب دیگری هم که هستن همینطور، در کشوهای دیگه ام الا ماشاءالله ما حزب و دسته گروه و اینها داریم، در آلمان اینهمه احزاب داریم، در جاهای دیگه حزب داریم، همه اینها همینطور هستن و گاهی وقتها تمدنهایی بر اساس همین طیبیعت گرایی ایجاد می شه، شما فرض بفرمائید که یا مراکز قدرتی ایجاد میشه، شما مثلا بلوک شرق هفتاد سال کمونیسم براش حاکم بود، یه طبیعت گرایی خشک و محض و خشن که *** بر افکار هر نوع فطرت هستش و مبارزه با فطرت هستش، فقط صرف انکار نیستش، گاهی وقتا ما انکار می کنیم و می ریم جلو، برای کسانی که بخوان کار فطری بکنن آزادشون می زاریم به شرطی که با طبیعت گرایی ما مخالفتی نداشته باشن مثل اسلام چی؟ آمریکایی، تو آمریکا هم شما برید الا ماشاءالله دین هستش، اعمال دارن، عبادات دارن و اینها تا وقتی که با مبانی طبیعت گرایی اونها مخالفت نکنی کاری با دین داری شما ندارن اما اگر بخواد دین داری شما، کار دینی شما، تبلیغ دینی شما با مبانی طبیعت گرایی اونها مخالفت بکنه می بینید که خبری نیست، من در سوئیس عرض کردم خدمتتون فیلمشم گرفتم اوردم، رفتیم موسسه تبلیغ اسلامی عربستان رو که مال وهابیت هست توسط عربستان داره می گذر در ژنف یه ساختمونی شاید مثلا بیست برابر این محیطی که ما درش هستیم، ساختمون کل مجتمع یه ساختمون خیلی عظیمی ، روبرو شم باز من فیلمش برداشتم، یه زمین خالی خیلی بزرگی هست که دفعه دوم که من رفتم ژنف دیدم که اونجارم گرفتن و دارن مقدمات کار رو فراهم می سازن که بسازند و ملحق کنن به اونجا که مثلا بسط بدن، اونوقت به ترکای ترکیه هم همینطور اجازه می دادن که یه جاهایی رو مثلا یه طبقه آپارتمانی، چیزی رو مسجد بسازن یا مثلا احیانیا عبادتی، چیزی می خوان بکنن، بچه های اهل بیت (ع)، شیعیان یه آپارتمان مثلا، 6 متری داشتن که اونم اگر نگاه کنید فیلمش هستش، در کشورهای دیگه همینطور اگر یه موقعه ای بخواد فطرت گرایی نهادینه ای شکل بگیره که با منافع طبیعت گرایی مخالفت بکنه، بسته به شدت و ضعف طبیعت گرایی باهاش مخالفت می شه، مخالفتهای مختلفی می شه، در روسیه 70 سال مخالفت شدید و خشن شد، بعد از اصلاحات گورباچف اون قوانین پروستولیکا و گلاستونس آمد یه مقدار جا داد، خودشم گفت، گفت: اشتباه ما این بوده که با چی؟ با خدا مخالفت کردیم این مدت، همون چیزی که امام (ره) بهشون گفت، حالا مساجد یک ذره آزاد شده، یه مقدار بهتر شده، ولی باز طبیعت گرایی سرجای خودش هست، در چین به یه نخوی، در ژاپن به یه نحوی، در فرض بفرمائید که در کشورهای عربی به یه نحوی، این سرجای خودش هست، در کشورهای عربی همونطور که قبلا صحبت کردیم حکومت، حکومت چی هست؟ طبیعت گراست، یعنی ولایت طاغوت هست، ولایت خدا که نیست اونجا که، ما غیر از این دو ولایت که ولایت دیگه ای نداریم، یا ولایت خداست یا ولایت طاغوت هست، ولایت فطرت در اونجا خبری نیست اما طبیعت گرایی به قدری به اصطلاح قدرتمند هست که با مقدسترین و فطری ترین صورتها داره چی کار می کنه؟ حکومت می کنه، مثل چی؟ مثل مثلا شعار خادم الحرمین بودن مثلا ***، هان، یا برنامه های قرآنی و مذهبی پخش کردن و رعایت مثلا ظواهر اسلامی و از این چیزها که در کشورهای عربی شما زیادی مبینید، حرفشم زیادی می شنوید اما ته قضیه یه طبیعت گرایی بیشتر نیست، یه طبیعت گرایی بیشتر نیست، صورتهای مقدس در استخدام طبیعت گرایست یا اگر طبیعت گرایانی در اونجا با *** در ضعف و اقلیت قرار دارن، محصول به هر حال این طبیعت گرایی همینی هستش که داریم، کشورهای اسلامی مشخص هستش، الان دیگه ما فرصت نداریم به خاطر این بحث ولایت و مسئله ولاء زعامت که قراره ان شاءالله در مورد ولایت فقیه هم ان شاءالله در موردش بحث بکنیم مبسوط وارد این مسائل بشیم اما خوب هست آقایون مطالعه کنن در مورد اوضاع بین الملل و کشورهای مختلف، بلوکهای مختلف، تقسیمات مختلفی که در جهان هست، ببینین طبیعت گرایی جلوه های بسیار متنوع و مختلفی داره و نهادینه هم هستش، اگر جنگی هم هست، اگر در گیرم هست، جنگ بین کیا هست؟ بیشتر؟ خود طبیعت گراها، خود طبیعت گراها، مراکز مبارزه بین فطرت مدارها و طبیعت گراها محدود هستش، بیشتر جنگ ها شما جنگ سرد دو تا ابر قدرتا رو ببینید قبل از اون جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، همه اینها جنگهایی بودش که طبیعت گراها به را ه انداختن، هیچ کدومش منشاءش فطرت گرایی نبوده، همه ام بر اساس علوم انسانی، علوم سیاسی و جامعه شناسی و معلومات دانشکده یعنی جنگی که مبتنی بر علوم انسانی طبیعت گراست برپا شده، به هر حال تو دست انسان، در طول این مدتی که الان از طبیعت گرایی می گذره بیشتر از اون چیزی گیر نیومده، من یه تیکه ای از صفحه 207 یا 208 کتاب انسان شناسی نوشته حضرت آیت الله حائری شیرازی که بحث بسیار زیبایی در همین رابطه طبیعت گرایی، فطرت گرایی دارن براتون انتخاب کردم و مباحثی هم که دارم خدمت شما عرض می کنیم از این جلسه، عرض کردم اون هفته ام، حدود یکی دو هفته پیش که از این کتاب ما خیلی الهام گرفتیم، ایشون دست می زاره رو یه نکته خیلی مهم، در مسئله روابط بین الملل و مسئله بین طبیعت گرایی که الان وجود داره و روابط بین طبیعت گراها، شاید ما بعد از اینکه بررسی می کنیم اوضاع ناهنجار جهان رو، همانطور که در جنگ جهانی ام همینطور شد دیگه، در جنگ جهانی هم بعد از اینکه جنگ جهانی دوم بعد از اینکه به اصطلاح اوضاع اونقدر بیریخت شد که تموم دنیا به آتش کشیده شد و میلیونها نفر کشته شدند و بمب اتمی استفاده شد اومدن به این فکر افتادن که نمی شه، اینجوری اگه *** مثلا ما هر کس برای خودش تصمیم بگیره و یه دفعه عمل بکنه، کسی مثل هیتلر شروع کنه از یه طرف دنیا رو به آتش بکشه، کشورهای دیگه ام از طرف دیگه نمی شه، ما باید بیائیم چی کار بکنیم؟ ما باید بیائیم به سازمان مللی درست بکنیم، سازمان ملل متحد که حاکم باشه بر همه کشورها و اصولش، قوانینش، اینها به اصطلاح حرف آخر رو در روابط بین الملل بزنه و یک شورای امنیتی براش درست کردن، گفتن که خوب این اقلا به هر حال تا حدود زیادی می تونه چی کار کنه؟ جلوی انفجار عالم رو و جلوی اختلافات و تشنجات رو در سطح بین الملل بگیره، ایشون دست گذاشتن روی همون نقطه امیدی که به اصطلاح طبیعت گراها ایجاد کردن به نام سازمان بین الملل و از اون مهمتر شورای امنیت سازمان ملل، بعد این سازمان ملل می دونید که در همه رشته هایی که به اصطلاح در همه شاخه هایی که مربوط به زندگی اجتماعی و جامعه مدنیست دخالت داره، مثلا یه سازمانی داره به نام یونسکو، سازمان فرهنگی سازمان ملل هست یعنی به دنیا چی می ده؟ به دنیا خط فرهنگی می ده، عرض کنم خدمتتون که یونیسف داره، چیزای دیگه داره، حالا کاری نداریم، در همه جنبه ها دخالت می کنه، ایشون دست گذاشته رو همین قضیه، این خیلی مهم هست یعنی در بحث انتظار امام زمان (ع) این مسئله، مسئله خیلی مهمیست که بالاخره بشر کجا می بره و دنبال چه پناهگاهی هست، دیگه طبیعت گرایی با همه زوری که زده و قرنها تلاش کرده تا خودشو نهادینه بکنه و علوم انسانی رو ایجاد کرده مبتنی بر همون گرایش طبیعت گرایی، این علوم انسانی رو بسطش داده تو تموم دانشگاههای دنیا که همه یه جور فکر بکنن نهایت که رسیده به سازمان ملل دیگه، دیگ بیشتر از این کار نکرده برای اینکه به اصطلاح جلوی انفجار عالم رو بگیره، ته قضیه رسیده به سازمان ملل یعنی تنها نقطه اتکا و امید این مردم و کشورها برای اینکه مبادا جهان یه موقعه ای بخواد متلاشی بشه چیه؟ سازمان ملل هستش، دست گذاشته روی همین قضیه، می فرماید که انسانهای دلسوزی که می خواهند سازمان ملل را مانند سدی در برابر طغیانها بشری برپا کنند نیروهای ساختاری آن را از چه انسانهایی بر می گزینند، بالاخره این سازمان مللی که قراره بیاد رو همه تسلط پیدا بکنه و به هر حال همه رو آروم، بکنه خودش از میون چه انسانهایی برگزیده شده، بعد توضیح می ده تجربه نشان داده است، که این عناصر انسانهای طبیعت گرا و پشتیبان آنها جوامع آرمانی و طبیعت گرا بوده اند، سازمان مللی که نیروهای اولیه آن انسان طبیعت گرا و جامعه های طبیعت گرایی همچون اعضای دانشی شورای امنیت دارای حق وتو هستند (امام فرمود: حق وتو از قانون جنگل هم بدتر هست) چگونه می توانند امنیت جهان را تضمین کنند!؟ شواهد تاریخی گواه آن است که چنین سازمانی همواره شکست خورده است. این قاعده، کما اینکه می بینیم، حق وتو یعنی چی؟ یعنی اگر همه کشورها بیان یه چیزی رو تثبیت کنن، بزار یه لطیفه براتون بگم تا بعد از این بیشتر جا می افته، خدا رحمت کنه مرحوم آقا سید مصطفی خمینی رو، ایشون یه برنامه ای داشتن که با طلبه ها هر پنجشنبه بود یا جمعه رفتن یکسر از، یه جایی می گشتن مثلا شمیرانی، جایی، باغی، این طرف، ون طرف، خوب یه طلبه نخودی ام هی دوست داشت با اینا مثلا بره، قاطی اینا باشه و مثلا با اینا بره، نخودی ها خوب معمولا اینجوری هستن دیگه، نخودی برای اینکه بتونه یه هویت قوی تری پیدا کنه می خواد تو کارای بزرگا زیاد چی کار کنه؟ زودتر دخول بکنه، اصلا انسان، شما بچه کوچیکو نگاه بکنید، بچه کوچیک مثلا دو سالش می شه یواش یواش می ره به سمت 3 سال می بینیم که تازه مفهوم من رو پیدا می کنه بعد برای اینکه مفهوم من رو تثبیت بکنه شروع می کنه به چی؟ به مخالفت، یعنی شاید مثلا تا 2 سالگی خیلی بچه آروم، ساکت، خوب، تو دست باشه، یعد یواش یواش مخالفت هست و این روند مخالفت برای اینکه تثبیت بشه من خودش ادامه پیدا می کنه، سالها ادامه پیدا می کنه مثلا می گه من خودم می خوام قاشق خودمو خودم دستم بگیرم، کسی غذا دهنم نزاره بعد تو ظرف کوچیک حاضر نیست غذا بخوره می گه ظرفا باید مثل ظرفای کی باشه؟ بزرگترا، اینا برای تثبیت خودش هست، خوبم هست، بعنوان یه کانیزم دفاعی خوب هست، حالا می خواد زودتر خودشو برسونه به اون جمع اما بی موقعه خیلی بده، بی مزه گی بده، آقا مصطفی بهش گفته بود که، این گفته بود که منو با خودتون ببرین دیگه آقا مصطفی گفته بود که من به یه شرط می تونم تو رو با خودم ببرم قبول می کنی؟ گفته بود آره، گفته بود شرط ما این هست که با ما نیایی، شرطش این هست که با ما نیایی یعنی خود شرط مشروط و چی کار می کنه؟ لغو می کنه، حالا ما مثلا صد و خرده ای کشور سازمان ملل می شینیم بعد می گیم که از میون اینا اون پنج تایی که گردن کفلت تر هستن، زورشون بیشتر می رسه اونا چی کار کنن؟ عضو دائمی شورای امنیت باشن، خودمونم انتخاب می کنیم چون زورمون بیشتره، بعدا اگه مجمع عمومی یا جاهای دیگه یه چیزی رو تصویب کردن ما پنج تا حق وتو داریم یعنی اگه همه دنیا بگن که مثلا یه چیزی نباشه یا حتی تو این قدرتها، چهارتاشون بگن یه چیزی باشه یکی شون می تونه بگه چی؟ نباشه، وتو بکنه و مالیده بشه بره پی کارش، یه چیزی که تصویب شده مثلا بره پی کارش، این می شه به اصطلاح بعد هی مثلا شما هر وقت می بینید یه قطعنامه ای علیه اسرائیل صادر می شه آمریکا چی کار می کنه؟ وتو می کنه، یه قطعنامه ای علیه یکی از کشورهای بلوک شرق در زمان جنگ سرد تصویب می شد شوروی چی کار می کرد؟ وتو کرد، یکی یک قطعنامه ای علیه یکی از اقمار چین مثلا وابسته های چین بود چین وتو می کرد، همین جوری دیگه بیشتر از این که دیگه دست ما نیومده، خوب با این مقدمه که خدمتتون عرض کردم در مورد کلیات علوم انسانی طبیعت گرا حالا می خواهیم بیائیم راجع به جزئیاتش صحبت کنیم یعنی یک تحلیلی بکنیم از وضعیت علوم انسانی طبیعت گرا که این شاخص های علوم انسانی طبیعت گرا چه شاخص هایست اینها خیلی مهم هست شناختشون اگر ما اینا رو نشناسیم نه دشمنمونو خوب می شناسیم نه غرب شناسی و نه شرق شناسی خوبی خواهیم داشت اینها مبانیش هست که انشاءالله باید خدمتتون عرض کنم، اولین نکته ای که اولین شاخصه مهم علوم انسانی طبیعت گرا مسئله جهالت و کوریش هستش یعنی چون قسمت اعظم وجود انسان رو یعنی فطرت رو با بلندای ابدیت در مقیاس ابدیت نمی بینه، اونو انکار داره می کنه دیگه نمی بینه، لذا فقط یک قسمت کوچکی رو نگاه بهش داره و برا همونم برنامه ریزی می کنه و چون اون قسمت بزرگم عضو همین مجموعه انسان هستش یعنی بالاخره اونها باید بین انسان به معنای طبیعت یا انسان به معنای طبیعت به اضافه فطرت یکی رو انتخاب می کردن دیگه درسته؟ چی رو انتخاب کردن؟ انسان مساوی با طبیعت رو انتخاب کردن یعنی قسمت اعظم وجود انسانو نادیده گرفتن و پس اون جزء معلومات اونها نیست و جهالتم بهش دارن لذا برای یک موجودی که ترکیب شده از فطرت و طبیعت فقط در قسمت طبیعتش برنامه ریزی دارن می کنن و نسبت به قسمت اصلی وجود او که اصلا اساسا به خاطر داشتن اون قسمت انسان هست هیچ برنامه خاصی ندارن، این مبتنی بر جهل هستش یعنی در علوم انسانی طبیعت گرا انسان مساویست با یک حیوان اما حیوان چی؟ ناطق، ناطقو به معنای چی گفتن؟ به معنای عاقل اما عاقلو به معنای چی گفتن؟ باهوش، یک حیوان چی؟ باهوش، ضریب هوشی خیلی زیادی داره، این شد معنای انسان در علوم انسانی طبیعت گرا، شاخصه مهمش همین هست یعنی کور هست الدنیا منتهی بصر الاعمی امیرالمومنین (ع) فرمود: دنیا اون غایت نگاه یک کور هستش بیشتر از اون لا یبصر بما ورائها بعد از اون هیچی نمی تونه ببینه خوب در این باره بعدا مفصل صحبت خواهیم کرد که چرا جاهلانه هستش این مسئله و این جاهلانه بودن چه کارهایی رو انجام می ده اما یکی از به اصطلاح تبعاتی که این نوع علوم انسانی داره این هستش که با جزمیت و تسلبی که طبیعت گرایی داره یعنی که می گه غیر از طبیعت هیچی نه، اصل طبیعت، یا فطرت فرع هست یا انکار می شه اساسا، اگه فطرتم قراره حیات داشته باشه در بعضی جاها خوب یه حق حیات مختصری بهش می دن می گن باید حتما محکوم چی باشه؟ طبیعت باشه، بر اساس طبیعت برنامه ریزی باید براش بشه، در اثر این تسلبی که نسبت به طبیعت گرایی داره و می گه من هم توانا هستم، هم دانا هستم، دانایی های خودشو، علوم خودشو چی می دونه؟ بشر طبیعت گرا، جامعه طبیعت گرا؟ همه علومی که از طبیعت گرایی گرفته دیگه می گه این علوم من هست، علوم زیادی هم هست، بعدم می گن از رنسانس تا به حال انقلاب شده این همه دانش بشر پیشرفت کرده، بشر تو این چند قرن خیلی دانشش پیشرفت کرده، این دانش عجب آورده، توانایی ام پیدا کرده، توانایی در توسعه طبیعت و نهادینه کردن طبیعتم پیدا کرده، قدرت به هم زده دیگه، قدرت کمی ام نیست، این قضیه او رو از جهالتهای خودش و همچنین از ناتوانایی های خودش غافل کرده یعنی بشر با توسعه ای که در طبیعت گرایی پیدا کرده و در دانشی که با طبیعت گرایی و در قدرتی که با طبیعت گرایی پیدا کرده چنان سرمست هست و چنان مشغول هست که دیگه براش مهم نیست که چه چیزایی رو نمی دونه یعنی قسمت اعظم وجود بشر ازش چی شده؟ از اون قسمت غافل شده و چه ناتوانیهایی داره اون رو هم به اصطلاح براش مهم نیست از این قضیه کاملا غافل هستش، یعنی تکیه اش روی توانائیهایی هستش که فعلا داره و تکیه اش بر دانشی هستش که فعلا بهم زده، دانشی در رشته های مختلف هر چی که هست، این خیلی کمک می کنه به جبهه طبیعت گرا که چی کار بکنه؟ که از نادانیهای خودش یعنی در قسمت اعظم وجود انسان و جامعه بشری و از ناتوانیهای خودش در حل مسائل جامعه جهانی، جامعه بشری غافل باشه خوب محصول چی شده؟ محصول این هستش که وقتی من آمدم انکار کردم قسمت اعظم وجود رو در یه جامعه ام همینطور هستش در سطح کلان و بین الملل هم همینطور هستش وقتی انکار شد قسمت اعظم وجود بشر یعنی فطرتش در مقیاس چی؟ ابدیت، انکار شد من اساسا دیگه هیچوقت اونرو دخالت در حل مشکلات خودم نمی دم، و هرجا که به بن بست بخورم، هرجا که به ضعف بخورم می خوام این بن بست و ضعف رو، این نادانی و ناتوانی رو بر اساس چی حلش بکنم باز؟ بر اساس طبیعت باز می خوام حلش بکنم، یعنی نمی گم که اگه جامعه مثلا الان آمار خودکشی رفته بالا، آمار طلاق رفته بالا، آمار قتل، جنایت می ره بالا، درگیریها زیاد می شه، خانواده ها از هم می پاشه و گرسنگان الان از همه زمان گذشته تاریخ بیشتر هستش این نشون دهنده این هستش که جامعه جهانی نتونست به هر حال به این مسئله، هفته ای 250 تا 300 هزار تا کودک از گرسنگی بمیرن، خوب ببینید یعنی چی دیگه؟ در هفته، چقدر در اثر قتل بمیرن، چقدر در اثر خودکشی بمیرن، چقدر مصرف قرصهای افسردگی و چه و چه و چه بالا بره، چقدر آمار طلاق بالا بره، چقدر آمار تجاوز به نوامیس بالا بره، عرض کنم خدمتتون چون اونها به هر حال در هنجارها و ناهنجارهای خودشون یه چیزایی دارن، اونها می گن که اگر یه زن و مرد آزادانه با اختیار خودشون خواستن رابطه جنسی برقرار بکنن هنجار، ناهنجار ما تو این مسئله نداریم می تونن آزادانه چی کار کنن؟ رابطه برقرار بکنن چه زن شوهردار چه مرد زن دار، چه دختر، چه پسر، چه کودک براشون فرقی نمی کنه، خودشون با اختیار خودشون این کار رو انجام بدن هنجار هستش، مرد با مرد، زن با زن، همجنس بازی کلا دیگه یا غیر همجنس بازی آزاد ولی یه چیز رو خلاف می دونن تجاوز رو خلاف می دونن، تجاوز یعنی چی؟ یعنی بر خلاف میل کسی باهاش رابطه برقرار کردن، می گن بشر آزاده، آزاد یعنی چی؟ یعنی در طبیعت خودش آزاده، آزادی ام که می گن با همون معنای طبیعی خودش می گن لذا کسی نباید به زور یه کسی رو وادار به چی بکنه؟ به یه ارتباط جنسی کنه، این می شه جرم، بعد اینو آمار می گیرن، مثلا می نویسن، براشون مهمه این، آمار می گیرن مثلا سال هزار و نهصد و فرض بفرمائید هشتاد و پنج چقدر داشتیم، 1986 چقدر داشتیم، 1987 چقدر داشتیم، همینجوری می یاد بالا، وقتی آمار رو نگاه می کنی می بینی که این ناهنجاری که ثبت شده دائما آمارش چی شده؟ بالا رفته، مثلا در ارتش امریکا یا در شهرهاشون یا در چه، در چه، در مدارسشون، قتل ها رو در نظر می گیرن، قتل در مدارس مثلا فقط باز می بینی آمارش چی شده؟ رفته بالا، تعداد جنگ ها، استفاده از اسلحه، درگیری های مرزی بین کشورها، و حوادث دیگه ای که به اصطلاح هستش، انواع و اقسام ناهنجاریهایی که از همین طبیعت گرایی ناشی می شه، می بینیم که دائما رفته بالا، وضع به جایی رسیده که دنیا واقعا در حال انفجار هست یعنی بشر به جای اینکه روز به روز به سمت امیدواری بره جامعه جهانی، روز به روز به سمت چی رفته تا الان؟ به سمت سردرگمی، نگرانی، اضطراب و ناامیدی، یعنی طبیعت گرایی هر چیزی ام حتی مثل سازمان ملل رو هم که ساخت که بلکه نقطه اتکایی باشه الان دیگه خاصیت خودشو از دست داده، در هر چیزی که نمی خواست بهش برسه رسیده، در محیط زیست، تخریب محیط زیست، بالاترین تخریب نسبت به محیط زیست رو ما داریم یعنی در اثر طبیعت گرایی اینجوری دیگه، پیشرفت طبیعت گرایی به اینجا می رسه، لایه اوزون پاره می شه، عرض کنم خدمتتون که مثلا از هر 60 نفر یک نفر سرطان می گیره و می میره بخاطر اینکه لایه چی شده؟ درختا، از بین رفتن درختا، سوخت جنگلها، کاهش آبها و منابع طبیعی، آسیب رسیدن به منابع طبیعی مختلف، هر کدومو که شما ببینید می بینید باز همین وضعیت، آلوده شدن دریاها، کشته شدن ماهی ها و موجودات دریایی، آسیب جدی به اکوسیستم جهانی و چیزهای دیگه، شما هر کدومو که ببینید می بینید که آمارش رفته بالا، الان بشر به یه جایی رسیده که دیگه نفسهای آخرشو داره می کشته تو این قضیه یعنی داره دست و پا می زنه تو این ناامیدی خودش و تو این سردرگمی و سرگردانی خودش، به هر حال نشده دیگه این علوم انسانی که قرار بوده کاری بکنه کاری نتونسته بکنه، بدبخت اونهایی که فکر می کنن تو این نظام، نظام جمهوری اسلامی رو عرض می کنم، فکر می کنن که را سعادت و نجات ما این هستش که ما چی کار کنیم؟ خودمونو شبیه به اونه بکنیم، خوب ما بعد از جنگ هیچکس نمی تونه انکار بکنه که ما بعد از جنگ رفته رفته فرهنگمون نزدیک شده به فرهنگ کی؟ اونها، خوب حالا شما آمار بگیرید، تجاوزات، روابط جنسی، قتل، رشوه، دزدی، اختلاس، طلاق، سیر بگیرید، یه کسی بیاد به من بگه آقا ما تو یکی از این ناهنجاریها و معیارهای غلط تونستیم بعد از جنگ مسئله را متوقفش کنیم یعنی رشد اون به صفر برسه، رشد منفی که اصلا نداشتیم یه جایی بگیم که آقا رشد منفی داشتیم مثلا فرض بفرمائید آمار معتادای دانش آموزامون مثلا یه درصد کاهش پیدا کرده نسبت به اون سال، نه سال گذشته صددرصد افزایش معتاد داشتیم در جمعیت دانش آموزا صددرصد افزایش معتاد، در بعد از جریان دوم خرداد که شعار جامعه مدنی به اصطلاح داده شد و یه مقدار به حساب خودشون آزادی بیشتر دادن و تساهل و تسامح رو بالا بردن خوب حالا شما بیاید دوباره آمار بگیریید، ببینید که از بعد از جنگ سیر داشتیم، سرعتش چقدر بوده و تبعات چقدر بوده، دوباره تو همین موارد منفی که من عرض کردم شما برید آمار بگیرید یه جاشو شما بیاید بگید آقا ما یه جا آمار داریم با همه تلاشی که دولت کرده، نظام کرده، ما موفق عمل کردیم، مثلا تونستیم جلوی فلان چیز رو بگیریم، چرا، در بعضی از مسائل مثلا فرض بفرمائید فلج اطفال که اینا باز جنبه طبیعی داره ها، فلج اطفال فرض بفرمائید که یا چیزایی تو این قبیل رشدایی داشتیم ما که مثلا کاهش داشتیم و در بقیه موارد نه، در هیچکدام از مسائل نه، در توسعه اقتصادی به این معنا که فاصله طبقاتی کم بشه، به این معنا دارم عرض می کنم ها، دقت کنید ما یه موقعه ممکنه شعار توسعه اقتصادی بدیم بگیم خوب بله مثلا فرض بفرمائید که مثلا (55+1) شعار بدیم (55+1) ما در یکسال به اندازه 55 سال خط تلفن داریم خوب درست، این خدمات، خدمات رفته بالا سطحش، گاز رسانی داشتیم، چی داشتیم، چی داشتیم، چی داشتیم، همه اینها مقبول، درست، کارهای ارزنده و به جایی ام هستش اما تو این معنا که فاصله طبقاتی رو ما کم بکنیم، اون جنگ فقر و غنایی که حضرت امام (ره) به وجود اومدن سرمایه دارهای زالو صفت، سرمایه دارهایی که به قول مقام معظم رهبری صاحب سرمایه های چی هستن؟ باد آورده هستن، نه، در اثر این توسعه ای که ما دادیم و این خدماتی که ارائه دادیم شما بگید که چقدر ما آرامش، آرامش خاطر، استحکام خانواده، کم کردن اضطراب درون افراد رو داشتیم، یه سره افزایش پیدا کرده این، خلافش البته، اضطراب رفته بالا، شما زمان جنگ رو نگاه کنید ما خیل از امکاناتی که الان تو زندگی هر کدوم از ماها هست نبود ولی بعد از اون که این به حساب توسعه اقتصادی که اصل قرار گرفت، خواستن توسعه بدن، شما ببینید که وضعیت روحی مردم چقدر به هم ریخت، مثلا ما 15 سال پیش ازدواج کردیم، به این دانشجوهایی که تو دانشگاه داریم، شاگردای خودمون یا به طلبه ها یا به کسای دیگه می گیم ما با همچین وضعیتی ازدواج کردیم، ازدواج ما اینجوری بوده، توی خونه این جوری نشستیم، 10 سال توی خونه انونجوری نشستیم مثلا می گن الان کسی دیگه از این کارا نمی کنه، الان خوب، سن ازدواج بالا رفته یا نرفته، بالا رفته، دخترا و پسرا بی زن و شوهر شن یا نشدن تو ازدواج؟ چرا، فاجعه است دیگه، خوب عامل افسردگیها، انحرافات جنسی تو این قضیه کم شده یا زیاد شده؟ بیشتر شده، چیزایی از این قبیل، بیچاره اونهایی که فکر می کنن که ما اگه بخواهیم این روش رو بریم یعنی مشخصا سکولاریسم یعنی دین پای خودشو از مسائل سیاسی بکشه کنار، فقه، بزاره یه عهده خودش خوب می شه چی؟ بزاره به عهده خد انسان، خود دانشمندان، بزرگان، خبرگان یا اسمای دیگه ای هم داره، روشنفکران باز نخبگان اسمایی می زارن، بزارن به حساب این نخبگان، خوب اون نخبگان تو آمریکا هم هست، جاهای دیگه ام هست، ما دیدیم که محصول کار نخبگان توی فرض بفرمائید که صده اخیر حداقل کاری با قبلش نداریم تو همین صده اخیر محصول کار نخبگان که شماها حالا حالا باید سالها بدوید تا به اونها برسید بگید که ما مثلا نخبه هستیم اینه، ما محصول کار رو دیدیم دیگه، اگر یه مقدار تغییراتی هست، جنبه های مثبتی هست، مال این هستش که خلاف این تفکر شما دین پاشو وسط گذاشت، اگر یه مقدار توسعه فقر زدایی شده، اگه یه مقدار بسط عدالت شده، اگه یه مقداری که امکانات، سرمایه ها، ثروت عمومی، یه مقدار به مناطق محروم بیشتر رسیده تو این 30 سال، محدودیت ها از مناطق محروم برداشته شده اینا هم به برکت این هستش که دین پا جلو گذاشته، اگه می خواست دین پا جلو نزاره که مسئله همون جور که بود بود، دیگه ادمه پیدا می کرد، یه کمی فطرت اومده وسط، پای فطرت یه مقدار اومده وسط، ولی فقیه تو این مملکت هست، بسط تفکر فطری می کنه، قوانین بر اساس فطرت یه مقداری تنظیم می شه، بگذریم که حالا خیلی هاش رعایت نمی شه، همون مقداریش به هر حال که رعایت شده اگر یه ذره ام خوبی و حسنی هست و این وضعیت 20 سال، مال این هستش که دین پا وسط گذاشته، اگر نه طبیعت گرایی که شما دنبالش هستید که ما نمونه های بسیار عالی ترش رو از شما می خواهید از اونا الگو سازی کنید، مدل سازی کنید، نمونه های بسیار عالی ترش رو از طبیعت گرایی و از سکولاریسم که جاهای دیگه داریم می بینیم، آمریکایی که کوس رهبری جهانی رو می زنه و حرف از نظم نوین جهانی و جهان تک صدایی و تک قطبی می زنه که همه باید به هر حال به قول بوش نظم نوین ها رو بپذیرن نزدیک به 60 میلیون نفر یعنی معادل جمعیت کشور ما، خودش چند میلیون جمعیت داره؟ سیصد میلیون یعنی یک پنجم جمعیتش هتل مقوایی هستن یعنی شبا بیرون تو خیابون می خوابن، فقیر مطلق، چه حرفی داره برای دیگران بزنه؟ چه الگویی هست برای دیگران؟، یک پنجم جمعیت شما بیرون دارن می خوابن، کدوم شاخصه زندگی انسانی تون درخشان هست؟، یکی شو بگین، یه موردشو بگین که ما تو این مسئله رشد کردیم، چیه؟ دنبال چی هستیم؟ چی رو می خواهیم تبلیغ بکنیم، مگه ندیده بودیم، مگه امتحان نکرده بودیم، دنیا که دیده و امتحان کرده، ما حداقل یه صده امتحان کردیم اینو، یه صد اخیر رو که راحت تاریخشو دستمون هست، اوضاع کشورا دستمون هست، اوضاع جامعه جهانی و بین الملل دستمون هست، این غروری که جوامع طبیعت گرا نسبت به اطلاعاتی که دارن و دانشی که دارن و نسبت به توانائیها و علومی که دارن، قدرتی که بهم زدن دارن، این غرور، این عجب، این مستی، باعث شده که فطرت حالتش چی بشه؟ حالت ایستایی پیدا بکنه، یعنی ما رشد فطری نداشته باشیم و بشر قرنهاست داره یک زاویه ای که باید درجه انحراف شروع کرده با سرعت داره ادامه می ده و این زاویه خیلی زیاد شده، هر چند ورای این طبیعت و گرایشهای طبیعی دنبال یه چیزی باید بگرده، یه چیز دیگری او رو ارضاء می کنه، یواش یواش داره مهیا می شه که اگر فطرت بتونه به موقعه خودشو نشون بده و درست تبلیغ بکنه خودش رو، درست تبلیغ بکنه خودش رو، بیاد فطرتو چی کار کنه؟ بپذیره، برای همین امام (ره) می فرماید: جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است، الان آماده هست دیگه، خیلی آماده شده الان، چون رفته تا ته طبیعت گرایی ولی هنوز رهبران استکبار چون اونها برای تثبیت خودشون مجبورن با فطرت چی کار کنن؟ تا آخر مبارزه بکنن و الا دیگه باید پا رو خودشون بزارن، ما تو این چند دهه اخیر آدمای بسیار بزرگی را از دانشمندان علوم انسانی طبیعت گرا داشتیم که آمدن سراغ چی؟ سراغ فطرت، چه در ایران، چه در خارج، زیاد، چه در کشورهای غربی و اسلامی، چه در خاورمیانه، چه در غرب، زیاد داریم، حالا من فرصت نیست اسمشونو ببرم یه نمونه زنده اش روژه گازدی مثلا یا دانشمندای دیگه، آماده شده برای این قضیه ولی سردمداران استکبار برای این قضیه ام دارن فکر می کنن که من مبسوطشو در کتاب در و صدف یه مقدار توضیح بیشترشو اونجا دادم، به نام عرفان و تصوف چی؟ قلابی یعنی دیدن که اینا خسته شدن از طبیعت، بریدن جوانها و مردم، آمدن چی دارن درست می کنن؟ انواع و اقسام مکاتب چی؟ تصوف و عرفانی و بسط اسلامهای وهابی گری با گرایشهای وهابیت، اینها رو گذاشتن توی غرب و اجازه ام می دن که تبلیغ بکنن راحت، هر جا هم که قراره انفجاری حاصل بشه و مردم یه دفعه به صورت گروهی یدخلون فی دین الله افواجا می خواد اتفاق بیفته، قبل از اینکه ما اقدام بکنیم به عنوان یه کشور فطرت گرا که فرهنگ فطری داریم می بینیم که عربستان اونجا خیمه زده، در بوسنی شما می بینید همینجور هست، در کوزوو همینجور هستش، در هر جا که قراره یه انقلابی صورت بگیره، در آذربایجان شما باز می بینید همین هستش، زودتر از ما وهابیت خیمه خودشو زده با چاپ قرآنها و کتابهای که داره طبیعت گرایی که در حال انفجار هست رو به یک طبیعت گرایی به اصطلاح چی؟ با صورتها و روکش مذهبی می کشونه و تخلیه شون می کنه ای این جهت، یعنی طبیعت گرایی که در صورتهای حرام و زشت با سرعت ادامه داده به بن بست رسیده الان در قالب مقدس مثل تصوف، وهابیت و مسائل عرفان مثل مسیحیت بنیادگرا که الان جدیدا در آمریکا اعلام موجودیت کردن و چیزهایی از این قبیل دیگه یواش یواش به اونها هم اجازه می دن فعالیتهاشونو بکنن چون تخلیه می شن اینجوری اما وای به حالی که یه موقعه بخوان گرایش به چی پیدا کنن؟ به فطرت، به فطرت به معنای حقیقی خودش یعنی سراغ اسلام ناب اگه بخوان بیان، اونجاست که مبارزه چی می شه؟ شروع می شه، شما در همین فیلمهایی که ما داریم الان ماه مبارک رمضانم در تلویزیون پخش شد به نام تولدی دیگر ببینید، این فیلمها جالبه دیدنش خیلی خوب هستش، این فیلمها خیلی خوب هست دیدنش، چند سالم هست پخش داره می کنه تولدی دیگر رو ببینید مغزهای متفکری که در اروپا، امریکا و جاهای دیگه دنیا گول این نوع تصوفها و اسلامها رو نخوردن و خواستن بزنن به اسلام ناب نزدیک شن چه جوری تو محاصره و محدودیت و تهدید قرار گرفتن، جوان دانشمند مثلا اسپانیایی یا کانادایی می گه من چون گرایش به سمت جمهوری اسلامی و امام و اسلام داشتم مثلا پایان نامه فوق لیسانس من یا دکترای منو چی کار کردن؟ قبول نکردن، از بین بردن، گفتن شما باید تو چیزهایی که ما می گیم پایان نامه بدید، جالب هست این فیلمها رو نگاه کنید که اونها با چه مصائب و مشکلاتی روبرو هستن، یه روژه گاردی که می کشه به اسلام کاری باهاش ندارن اما وقتی بخواد بیاد نزدیک شه به جمهوری اسلامی یا بخواد دست رو دم اسرائیل بزاره باید بره کجا؟ باید محاکمه بشه، فط روژه گاردی نیست خیلی از تو سوئیس شما نگاه کنید چند نفر اینجوری شدن، چند تا خبرنگار، که ادعا می کنن ما اصلا بی طرف هستیم و اصلا مهد آزادی و چه و چه، در فرانسه شما نگاه بکنید، اگه یه کسی بخواد بره به سمت به اصطلاح، اگه به صورت سکس و لخت و اینا می خوائید بیائید عبادت بکنید توی این خانقاه ها و تصوفها و اینها، تو اونا یه طبیعت گرایی با صورت مقدس هستش کاری ندارن اما اگه بخواهید به شیوه دخترای مسلمان حجاب بزنید، رو اصول خودشون وامی ایستن حتی اگه شده به اصطلاح فرانسویه طرف، تبعه فرانسه هست، مسلمان شده از مدرسه اخراج باید بشه، از دانشگاه باید اخراج شه، حق نداره با این حجاب که نماد فطرت هست بیاد کجا؟ بیاد توی دانشگاه، شما در ترکیه نگاه بکنید سفت طبیعت گرایی می ایسته به قیمت حذف همه فطرتگراها و نابودیشون، از اینکه بکشنشون کلان کلان ابایی نداره، در الجزایر شما می بینید یه دفعه، در الجزایر وقتی قراره جبهه نجات اسلامی رای می آره، در ترکیه وقتی ازبکان رای می آره حزب رفاه و اینها می فهمن که این راهی برای فطرت گرایی و گرایش به اسلام ناب می تونه باشه با همه قوا می یان کودتا می کنن می زارن کنار، اصلنم اینو مخالف حقوق بین الملل و دموکراسی نمی دونن، دیگه دموکراسی اونجا معنی نداره مرده، آزادی اونجا معنا نداره، مردست، حقوق بشر معنا نداره، بابا، رای اوردن اونها مگه شما نمی گید دموکراسی؟ اکثریت رای دادن به جبهه نجات اسلام چرا نذاشتید تشکیل قدرت بدن؟ تشکیل پارلمان و دولت بدن؟ بابا، مردم رای دادن به حزب رفاه چرا نمی گذارید؟، شما تصفیه نژادی که در بوسنی شد یادتون هست دیگه، اینهمه دم از اروپا زدن و اروپا، نسل اروپا و چنین و چنن وقتی همین نسل اروپایی قراره فطرت گرا بشه باید حذف شه، این فرهنگ طبیعت هستش، فرهنگ طبیعت خودی ترین افراد رو یعنی پسرت، پدرت، برادرت، مادرت، همسرت به محض اینکه توجه به فطرت بکنه حذفش می کنه، حذف باید بشه، شما در صدر اسلام نگاه کنید نبی اکرم (ص) از طرف فامیلهاش نفی می شه، داستان، داستان قانون طبیعت هست، این فرهنگ طبیعت هست خذف می کنه، چقدر این بحثهای خانوادگی و اختلاف در نسلها سر همین گرایش فطرت و طبیعت ایجاد شده، شاگرد من که مثلا طبیعت گرای محض بوده یه دفعه کشیده شده به سمت فطرت گرایی و اسلام ناب، پدرش که اینو مثلا فرض بفرمائید که عزیزتر از هر کس دیگش می دونه به محض اینکه می خواد نماز بخونه از خونه چی کار می کنه؟ اخراجش می کنه، می گه از خونه برو بیرون، گمشو برو بیرون، اصلا راضی نیستم تو توی خونه من نماز بخونی، فلان فلان شده برو بیرون، بچشو می اندازه بیرون، چرا؟ چون بچه دیگه داره به کجا کشیده می شه با همه طبیعت گرایی پدر و مادر می خواد مخالفت بکنه و اونا علقه پدر و مادری رو فقط در محدوده احترام به طبیعت گرایی شخصی خودشون قبول دارن، به محض اینکه بره به سمت فطرت گرایی این علقه چی می شه؟ قطع می شه، علقه اروپایی بودن قطع می شه، هر اروپایی که می خواد باشه مثل بوسنی تصفیه نژادی باید بشه، در کوزوو همینطور، در جاهای دیگه ام همینطور، در فرانسه همینطور و لو فرانسوی باشه، ولو روژه گاژدی باشه، ولو یه زمانی یکی از بزرگترین رهبر حزب کمونیسم اونجا بود، باید حذف شه، ولو صدها و هزاران دختر همون مملکت باشن که دویست هزار نفر راهپیمایی دختران محجبه ترکیه هست، همه باید حذف بشن، دیگه هموطن بودن و نمی دونم همه خانواده بودن و این حرفا نیست، این یک فرهنگ از فرهنگهای، یک مصداق مهم از فرهنگ طبیعت هست، طبیعت کراش این هست. (در پاسخ به سوال) اساسا فرهنگ فطرت همینه، فرهنگ طبیعتم همینه یعنی هر کدومه اینا به قدرت برسن باید از هستی خودشون دفاع کنن اما فرق داره در فطرت خشونت نیست، در طبیعت خشونت هستش، در فطرت شما به حزب توده، چریکهای فدایی، منافقین، انواع و اقسام کمونیستها اجازه می دید که آئین خودشونو داشته باشن، به مسیحیها اجازه می دید باشن، به یهودیها اجازه می دید باشن، بیان تو مجلس تو دنیا اینجوره دیگه بین تو مجلس شما نماینده داشته باشن اما شما در مهد دموکراسی و آزادی در غرب، در فرانسه با اینکه بزرگترین اقلیت مذهبی مسلمانها هستن، یه جمعیت زیادی از فرانسوی ها مسلمان هستن حق داشتن نماینده را ندارن، ما ادیان آسمانی را پذیرفتیم، مخالفین خودمونم پذیرفتیم، بهشون حق فعالیت اجتماعی و سیاسی همه دادیم، اگر اجازه تو قانون اساسی ما داده نشده اون یه بحث دیگست که توضیح خواهم داد اما اینا زمانی که دست به اسلحه و براندازی بردن حذف شدن و الا ما اینا بودن تو این مملکت و داشتن کر می کردن، کسی با اینا مخالف نبود، شما تاریخ دستگیری حزب توده را نگاه بکنید، تاریخ دستگیری بعد شصته، انقلاب 57 شده اونا فعالیتشونو آزادی داشتن، نشریه مگه نداشتن تو این مملکت؟ مگه نشریه نداشتن؟ مگه سمینار نداشتن؟ مگه کنفرانس نداشتن؟ مگه سفر خارجی آزاد نداشتن؟ داشتن و اتفاقا یکی از حرفایی که شهید بهشتی زد به کیانوری همین بود می گفت آقا ما این همه به شما اجازه دادیم، به همه مخالفین خودمون اجازه دادیم تو این مملکت کار بکنن، کار آزاد فرهنگی بکنن، همینجوری ام بود اما شما اجازه می دید به ما یا دولت روسیه اجازه می ده به ما حزب جمهوری یه شعبه بزنه اونجا؟ نمی زارن اونا، زمین تا آسمون فرق داره این قضیه، ما زمانی حذف می کنیم و محدود می کنیم که دست به براندازی ببرن یعنی دست به اسلحه ببرن تا اونموقعه اجازه دادن خیلی کارا بکنن، غیر همونیای خودمونم همینطور، غیر همدینای خودمون زرتشتیای ما، کلیمیای ما، ارامنه ما نماینده مگه ندارن تو مجلس، آزاد مگه نیستن؟، ( در پاسخ به سوال) اصلا اینجوری نیست، نه، نه، نه، نماینده مجلس قدرت نیست؟ تشکیل حزب قدرت سیاسی نیست؟ ما اجازه می دیم به اینا تو این نظام، الان مگه اینا نماینده مجلس ندارن؟ مگه قدرت سیاسی نیست؟ یه نماینده مجلس خیلی قدرت سیاسی بزرگیه، نماینده ای که می تونه مثلا دولت رو استیضاح بکنه، وزرا رو استیضاح بکنه، دخالت بکنه، قدرت نیست؟ اینا قدرت دارن، ولی شما برید در اسپانیا، در فانسه، در آلمان، در امریکا بگید آقا جامعه مثلا چند میلیونی مسلمانان امریکا می خواد یه نماینده داشته باشه، می خوان فعالیت اونچنانی بکنن، نمی تونن، اصلا اینجوری نیست، یعنی شما فکر نکنید اونها به ما اجازه کار فرهنگی به معنایی که خودمون می خوائیم بهمون می دن اصلا اینجوری نیست، در سوئیس شما ببینید یک کتابفروشی که من رفته بودم یک کتاب علیه اسرائیل چاپ کرده بودن گفتن آقا مثلا فرض بفرمائید که کوره های آدم سوزی مثلا آمارش انقدر نبوده انقدر بوده یا اصلا اصلش دروغ بوده محاکمه شد، خبرنگار مسلمانش به جرم نزدیکی به جمهوری اسلامی اصلا از کار بیکار می کنن، آقای پرفسور مولانا رئیس انجمن در ارتباطات آمریکا شما الان می بینید که تندترین مقالاتو علیه آمریکا ایشون داره می زنه دیگه، تو همین صفحه چشم انداز کیهان آخر صفحه می زنه می گه دولت از نظر علمی شخصیتهایی که از یک حد خاص علمی بالا زده باشن مثل ایشون که پرفسور هست، رئیس انجمن ارتباطات آمریکا شده، اینها رو کمتر جلوشونو می گیره تا یه حدودی آزادی دارن حرف بزنن می گفت از رده های ما به پائین اگر کسی بخواد یه حرفی از این نوع حرفایی که داریم می زنیم بزنه خیلی راحت حذفش می کنن، اینجوری نیست که شما فکر کنید اونجا الان فکر کنید مثلا اونام خیلی راحت اجازه می دن که ما این کارا رو بکنیم، نه اصلا اینجوری نیستش یعنی ما این آزادی که اینجا به مخالفین خودمون می دیم هیچ وقت این مسئله اونجا وجود نداره، شما فرق داوودیه رو نگاه بکنید یه فرق داوودیه در امریکا همه کسانی که اونجا داشتن عبادت می کردن، عبادت داشتن می کردن دیگه، کار دیگه که نمی کردن همرو سوزاندن زنده زنده رفت پی کارش، نظام همچین کار می کنه؟نظام ما؟ نظام ما همه اگه یه موقعه بگیره، یه مورد شما ندارید این گرفته، عادلانه محاکمشون کرده، بر طبق قوانین محاکمه شدن، تازه عفوام بهشون خورده، چقدر با رافت اسلامی و رحمت اسلامی و اینها باهاشون برخورد شده، اونجا اینجوری نیست، خود مقام معظم رهبری فرمودن که شما حتی در امریکا، در جاهای دگه اگه یه کسی بخواد رو خط قرمز قدم بزاره حذف می شه، نابود می شه اصلا، شما حزب دموکرات دارید، حزب جمهوری خواه دارید، احزاب دیگه دارید، اما اگه بخواد رو خطهای قرمز کسی حرف بزنه، پا بزاره رو خط قرمز خذفه اما اینجا اینجوری هست؟، اینج شما مثلا طرف رهبر نظامه، اینجا راحت بر علیه اش مقاله می نویسن، آقاام می گه ما هم می دونیم، خودمونم مخصوصا می زاریم بکنن، بزارین بکنن، راجع به امام خمینی (ره)، راجع به معصومین (ره) مگه کم شده، من آمار بهتون می دم الان دونه دونه سند دارم، صدها مورد، حدود شاید ندیک به صدوپنجاه جزوه من دارم، 150 جزوه مثلا 20 صفحه ای راجع به تخلفات اینچنینی، مطبوعاتی، آمارش هستش ببینید، دارن کار می کنن، کسی باهاشون کار نداره، مگه اینکه خیلی بیخ پیدا بکنه دیگه، خیلی بیریخت بشه یعنی واقعا به قول مقام معظم رهبری بخواد امنیت این مملکت رو، وحدت این مملکتو به هم بزنه اما هیچ وقت ظرفیت فطرت گرا با ظرفیت طبیعت گرا یکی نیست، ظرفیت فطرت گرا برای پذیرش مخالفین خودش خیلی زیاد هستش اما ظرفیت طبیعت گرا اصلا اینجوری نیست. (در پاسخ به سوال) زیاده روی تو این قضیه، می تونه به فطرت گرایی لطمه بزنه، یعنی قضیه انقدر شور شده اینجوری شده دیگه، شما نگاه کنید یه موقعه ای مثلا فرض بفرمائید کجای دنیا اینجوری هست که رهبر یه مملکت که ولایتشم طبق قانون اساسی ولایت چیه؟ مطلقست، دولتو می تونه بردارش بزاره کنار، راحت مجلسو می تونه منحل کنه، بالای قانون دیگه، خود قانون اونو بعنوان فوق خودش پذیرفته، قانون اساسی ولایت او رو به خود قانون اساسی ام پذیرفتش ولایت چی؟ مطلقست، بیاد اینجوری تو نماز جمعه ناله بکنه مثلا در جاهای دیگه هی تذکر بده، هی نصیحت بکنه نمی دونم مثلا اونجا اینجوری نیستش که یه کسی بیاد دیگه آقا من خواهش می کنم شما مثلا بیایید با هم رفیق باشید نکنید اینو، اصلا همچنین حرفی تو نظام طبیعت گرا حرف اصلا اینجوری نیستش که، اونجا حذف اصلا، حذف، تمام شد رفت پی کارش، یه نماینده مجلس در ترکیه رای می آره چون قراره با حجاب بره ملیتشو حذف کردن، ملیتشو یعنی گفتن این اصلا ترکیه ای نیست، خیلی راحت جلوی هم دنیا گفتن این اصلا ترکیه ای نیست، بره پی کارش همینجوری، خیلی راحت خیلی راحت حذف می کنن اصلا براشون مثل آب خوردن می مونه این کارا، یعنی یکی از ویژگیهای طبیعت گرایی ضیق قلبه حالا می رسیم یواش یواش اگه، ما نمی خواهیم بحث فرهنگی فطرت و طبیعت کنیم اگه بخواهیم وارد این بشیم یه دریایی از معارف تو این هست، قلبش همونطور که قرآن می فرماید خیلی تنگه قلبش، کوچیک، کم ظرفیت، به محض اینکه دست بخواهید روش بزارید دادش در میاد اما فطرت گرایی اینجوری نیست، فطرت گرایی خیلی تساهل و تسامح توش هست به معنای مثبتش ها به معنای مثبت مثل پیغمبر (ص)، تساهل و تسامحی که پیغمبر (ص) داشت، مثل امیرالمومنین و نمونه هایی که، امام (ره)، شما هیچ جای دنیا ندارید که مخالفین سیاسی نظام رو که دست به اسلحه بردن ببرنشون مثلا یه جایی نصیحتشون کنن بعدم بگن بیایید برگردید، توبه کنید بابا، بعد دوباره این توبه کنه، توابین چقدر شدن رفتن مرصاد دوباره حمله کردن به ما چند بار توابین چند منطقه، هیچ جا اینجوری نیست اصلا، دولت، نظام هر سال چند مرتبه حقوق عامه خودشو به مردم حلال می کنه، هیچ جا توی دنیا اینجوری نیست، شما عراق رو ببینید، آمریکا رو نگاه کنید هر کدوم، ترکیه رو ببینید، ترکیه رو ببینید، ژاپن رو ببینید یه نفر از جنگ فرار کنه اعدامه، ما هشت سال جنگ داشتیم تو این مملکت، هزاران نفر فراری داشتیم اصلا نیومدن خودشونو معرفی کنن سربازی یا از سربازی فرار کردن، یه مورد بگه آقا به خاطر فرار از سربازی طبق قانون حکم اعدامه، اعدامش کردن، همرو بخشیدن، هی عفو خوردن، عفو خوردن، چند بار، هر سال به هر مناسبتی ولی فقیه از اختیارات خودش استفاده می کنه عفو می ده برای زندانیان و چیزهایی از این قبیل، هیچ جای دنیا اینجوری نیست، اصلا تحمل فطرت خیلی زیاد هستش، اصلا فرق بین فطرت و طبیعت همین هست، فرهنگ فطرت تساهل و تسامح، سعه صدر، گذشت، عفو از مخالف است و فرهنگ طبیعت حذف مخالف هستش، نبی اکرم (ص) روی دسته شمشیرش خوب دقت بکنید خیلی لطافت دارده اگه بخواد تفسیر بشه، شمشیر مظهر چیه؟ از بین بردن مخالف دیگه هان، روی دسته شمشیرش این حدیث قشنگو نوشته صل من قطعک با کسی که با تو قطع ارتباط کرده تو آشتی کن، ببخش کسی رو، عفو، وصل، سه تا حدیث داره که همش مال این هستش که کسی که با تو مخالفت کرده رو کوتاه بیا در مقابلش، رو دسته شمشیرش می نویسه، این شمشیر کجا با شمشیر جبهه طبیعت کجا، خیلی فرق داره این شمشیر، شمشیر امیرالمومنین (ع) کجا که می گه من وقتی می خوام شمشیر بزنم طرفو نگاه می کنم ببینم تو نسل این یک فطرت گرا ایجاد می شه یا نه، اگه یه فطرت گرا تو نسلش باشه نمی کشمش زخمیش می کنم که فعلا از دور جنگ خارج شه، هیچ وقت اصلا طبیعت این کارا رو نمی کنه، این فطرت هست که وقتی در بعد از 10 سال محاصره، جنگ، شکنجه، محاصره اقتصادی، خشن ترین روش هایی که ابوسفیان در مورد مسلمونا داره پیغمبر می یاد مکه رو می گیره می فرماید: الیوم یوم المرحمه امروز روز رحمت هست بعد جالبه نه تنها ابوسفیانو می بخشن می فرماید هر کسی که پناه ببره به خونه ابوسفیانم ما امان بهش می دیم، هیچ وقت در طبیعت ما همچنین چیزی رو نداریم، اصلا همچنین چیزی نداریم، طبیعت هر جا رفته مخالفای خودشو از بین برده، این فطرت هست که رزمنده اسلامی، بسیجی ما، سپاهی ما وقتی می ره مثلا حلبچه رو می گیرن، سلیمانیه وارد می شن وقتی خود صدام می یاد مردم خودشرو یعنی این طبیعت گرایی، فرهنگ طبیعت است، از بین ببره لشکریان دشمن اونها رو چی کار می کنن؟ پناه می دن، محافظتشون می کنن، مسائل بهداشتی می دن، نجاتشون می دن تا اون مقداری که می تونن، هیچ جای دنیا ممکن نیست که اصلا شما تو غیره جبهه فطرت همچنین چیزهایی رو سراغ داشته باشین، اصلا، این فرهنگ فطرت هستش که بسیجی وقتی که دلش پر از کینه هست نسبت به دشمن خودش اما دستور می رسه این دشمن رو اسیر بگیرید نکشید با احترام میاردش و وقتی مجروح می شه احتیاج به خون داره از خون خودش داوطلبانه می ده به دشمن خودش که این زنده بمونه، کجای دنیا ما همچنین چیزی داریم؟ اصلا همچین چیزی وجود نداره، بچه بسیجی بکشه عراقیا رو بعد وایسته بالا سرشونم نماز بخونه بعد دیگه که دارم نماز می خونم که خدا رحمتشون کنه، خدا ببخشه اینها رو، این فرهنگ فطرت هستش که اسرا رو می یارن تو این کشور مثل خونه خودشون بهشون می رسن، نه شکنجه ای، نه زحمتی، نه چیزی، همه امکانات در اختیارشون قرار می دن، فرهنگ طبیعت با اسرای ما چی کار کرد؟ ببینید چی کار کردن با اسرای ما اونجا، خیلی فرق داره، این فرهنگ فطرت هست که ما گروگانهای آمریکایی رو چند ماه نگه می داریم اینجا براشون برای سال مسیحی شون، سال نوشون، کشیش شونو می گیم از مرکزشون بلند شه بیاد، گندشون، اون بزرگترین کشیش رو می آریم اینجا می گیم براشون مراسم مذهبی شونو، کریسمس شونو اجرا کنید اینها خوش بگذرونن، اگر بخوان ارتباطی داشته باشن با خانواده ها، نامه ای چیزی مثلا بدن ولی فرهنگ طبیعت این هستش که وقتی آمریکائیها بچه های ایرانی رو می گیرن به صلیب می کشنشون می خوابوننشون رو دست شون میخ می کوبن، خیلی فرق داره، اصلا هیچ قابل مقایسه نیست، فرهنگ فطرت در مبارزه با دشمنش با فرهنگ طبیعت در مبارزه با دشمن خیلی فرق داره، خیلی فرق داره، (در پاسخ به سوال) در اقلیت نیست، عرض کنم خدمتتون که یه کشمکش اینچنینی وجود داره، آفرین، چرا؟ برای اینکه اگه فطرت غذاش آماده نباشه رو به تحلیل می ره دیگه، یک فرهنگ مشترک بین طبیعت و فطرت همین هست که هر دو احتیاج به خوراک دارن، خیلی هاش اسلامی نیست، خیلی هاش ضد اسلامیه یعنی ما فکر می کنیم اسلامیه، صورتش اسلامی هست اما نه اسلامی نیست، ما ضعیف بودیم تو این قضیه ما اگر ضعیف نبودیم ببینید ما اگه ضعیف نبودیم که مورد تهاجم قرار نمی گرفتیم، تهاجم موثر واقع نمی شد، ما اگر ضعیف نبودیم که مقام معظم رهبری شورای عالی انقلاب فرهنگی رو عوض نمی کرد و دفعه بعد همون شورایی که خودش منسوب کرده مورد توبیخ قرار نمی داد! ما اگر ضعیف نبودیم که وزارت ارشادمون این کارا رو نمی کرد، ضعیف هستیم تو این جهت سرجای خودش اما این ضعف نسبت به آرمانی که در نظر داریم، داریم در نظر می گیریم یعنی آرمانی که امام (ره) فرمود چی؟ ما در صدد خشکاندن ریشه های، ما در صدد از بین بردن و نابودی مثلث شوم امپریالیسم، کمونیسم و صهیو نیست هستیم، ما این مقدار گرفتاری ام که در داخل داشتیم در به اصطلاح خارج پیروزیهای زیادی داشتیم، ما حزب الله را ایجاد کردیم یه جبهه فطرت گرا در مقابل همه دنیا، حزب الله یی که ایتالیا، آمریکا و فرانسه جلوش تاب نمی آرن و فرار می کنن تو بیروت، حزب الله یی که اسرائیل رو زمین گیر کرده، ما بغل گوش آمریکائیها، بغل کاخ سفید در مقابل کاخ سفید این قدرت رو داریم که بعد از 20 سال بتونیم یه راهپیمایی راه بندازیم، یک میلیون سیاه پوست برن چی کار کنن؟ برن وایستن اونجا الله اکبر بگن، برن نماز بخونن، کم نیستش، ما خیلی کار کردیم، ما کم نیست این کار که می کردیم تا الان، به هر حال انثدر قوی هستیم که انفجار انقلاب رو امام فرمود انفجار چیه؟ نور است یعنی انفجار فطرت، این انفجار فطرت اونقدر قوی هست، اونقدر قوی هست که طبق وعده ای که خودشون کردن، معصومین (ع) و خداوند تبارک و تعالی کرده و امام (ره) ده ها بار گفته طبق این وعده ایرانیها بعنوان الممهدون للمهدی (ع) انتخاب شدن یعنی چی؟ یعنی کسانی که قراره اون انفجار نهایی فطرت رو یعنی ته تاریخ رو که قراره فطرت یدفعه انفجار رو پیدا بکنه و بر همه طبیعت گراها و مستکبرین پیروز بشه و جهان رو پر از عدل و داد بکنه این فطرت گرایی اولیه هست داره شعله اونجا رو آماده می کنه، این کم نیست حالا در درون خودش با مشکلات و معضلات و چالش هایی به قول امروزیها روبرو هست سرجای خودش ولی اون قدرت هست، اون قدرت سرجای خودش هستش، ما الان تو همین مجتمع فسقلی خودمون، رفقا می دونن، بارها اعلام کردیم ما اگر امکانات دستمون بود همین مجتمع با همین نیروهای محدودی که داره قدرت تهاجم فرهنگی خیلی قوییی داره به اونطرف خودش چه در داخل چه در خارج کم نیستش قدرت، وضعیت قدرت فطرت با طبیعت اصلا قابل مقایسه نیست، یعنی حق اینجوریه حق، چون طبیعت دروغه دیگه طبیعت با توجه به کوری که نسبت به قسمت اعظم وجود بشر داره، داره کار می کنه، همیشه شسته، للحق دوله للباطل جوله، باطل جولان زیاد داره، های و هوی خیلی داره، دهن پرکن خیلی هست اما حق خیلی قوییه یعنی فطرت گرایی اینجا حالا ما ببینیم مثلا حالا اگه فرض بفرمائید تو ما نمی دونیم زنا داره اتفاق می افته، طلاق اینجوی داره می شه، نشانه هایی که داریم می گیم اما اون بنیه اصلی فطرت گرایی سرجای خودش هست قوی ام داره الحمدالله جلو میره و کار خودشم خاهد کرد، انقدر این فطرت گرای در ما قوی هست که امریکا اورپا، شاه با 50 سال سلطنت، دو هزار سال پیشینه سلطنت شاهنشاهی بالاخره تو یه جا همش از بین رفت یعنی در مقابل این خره فطرتها توضیح دادم تو درسای گذشته که چه جوری می شه این قضیه انجام شه، این خرده فطرتها دور هم جمع شدن توسط امام سازمان دهی شدن یه دفعه یه قدرت بزرگ طبیعی رو کم نیست وقتی می گیم قدرت بزرگ طبیعی، ساواک هست، ارتشش هست، شاه هست، یه سابقه 400 ساله تسلط کامل هست رو این مملکت، امریکا هست، ابر قدرته هستن، انقدر جون داره 21 سال توطئه رو جلوش وایستاده، خیلی مهم هست این قضیه، سرجای خودش درست اما در درون خودمون ما با ضعفهایی روبرو هستیم اینم نباید مغرورانه انارش بکنیم، باید متواضعانه بپذیریمش که بله و واقع بینانه بپذیریمش که بله ما ضعفهایی در درون خودمون داریم، بله از میون نیرهای فطرتگرا همیشه قاعده همینجوری بوده تو طول تاریخ همینجوری بوده، بوده در نیروهای فطرتگرا که چی شدن به مرور زمان؟ طبیعت گرا شدن، طبق چه قانونی طبیعت گرا شدن؟ قانونشم در معرفت نفس توضیح دادم، در ولایتم توضیح دادم طبق صور مقدس، با صور مقدس انحراف پیدا می کنن و یواش یواش به حرکه طبیعت گراها می پیوندن.

و الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین