جلسه 107 - ولایت
شماره جلسه
107
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
2
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 107 - ولایت

جلسه گذشته در مورد طغیان طبیعت بحث شد که طبیعت از نظر فردی وقتی طغیان می کند. چه راهی در پیش می گیرد. گفتیم طبیعت نقطه مقابلش فطرت است که معشوق، محبوب، مطلوب فطرت ابدیت و بی نهایت است که خداوند تبارک و تعالی طبیعت در مقابل فطرت و برای اینکه بتواند حاکمیت برقرار کند اولا باید تمام آروزهای فطرت را در درجه اول انکار کند. لذا از شیوه های طبیعت انکار ماوراءطبیعه است و اگر نتواند انکار بکند حداقل *** می شود.

اصول و مبانی عقیدتی فطرت در بعد اجتماعی وقتی طبیعت سازمان یافته علیه فطرت یا جبهه فطرت بخواهد غیاب بکند یکی از کارهای مهمش انکار مبانی عقیدتی فطرت است و ایجاد تشکیک است در مبانی اعتقادی فطرت. این کارها را به هر حال جبهه طبیعت انجام می دهد نکته *** مهمی که باید خدمتتان عرض کنم: طبیعتی که به طاغوت تبدیل شده به هیچ وجه با مبانی فطرت نمی تواند کنار بیاید. چون اعتراف به مبانی فطرت یعنی نفی خودش. اگر بخواهد به مبانی فطرت اعتقاد پیدا کند باید خودش را انکار کند. و حتی نحوه ای از پذیرش فطرت و مبانی اش را در طبیعت ما می بینیم بیشتر از جنبه استخدام *** مقدس است که از طریق مقدسات بتواند علیه جبهه فطرت و مومنین اقدام بکند.

تعریف طبیعت: خداوند در قرآن خودش را با عنوان های مختلف معرفی کرده یکی از شعون خودش را که معرفی می کند جنبه سیاسی، ظهور خداوند تبارک و تعالی. یعنی خداوند خودش را مالک، رب، خالق، اله معرفی می کند اما یکجا خودش را پادشاه معرفی می کند. پادشاه وقتی خودش را معرفی می کند، یعنی چی؟ یعنی من حکومت می کنم بر ناس لذا می فرماید: ملک ناس یعنی پادشاه مردم؛ هرچیزی که خارج از حکومت ملک ناس باشد از حیطه حکومت ملک ناس و حوزه الهی خارج بشود طبیعی می شود. بنابراین هر اقدامی هر تصمیم گیری در این قضیه صورت بگیرد یعنی در غیر از خود خداوند تبارک و تعالی بخواهد صورت بگیرد در حیطه حکومتی خداوند طبیعی است. فطری نیست. خداوند یک پادشاه است و در حیطه یک پادشاه عزل و نصب ها به عهده خود اوست بنابراین اگر کسی بریده ای از دستورات خدا بخواهد عزل و نصب کند بخواهد به عنوان پادشاه و تصمیم گیرنده در مسائل سیاسی و اجتماعی خود را معرفی کند و برای خودش نوعی از زعامت را قائل باشد حتما حکومتش حکومت طبیعی است.

حق خداوند به عنوان پادشاه مردم این است که خودش در مملکت خودش پادشاه انتخاب کند. و زورم نمی شود گفت. هی هم می خواهد به خدا زور بگوید. طبیعت می خواهد زور بگوید. بنابراین از راه فریبکاری وارد می شود. این نظام طبیعت است. یعنی می خواهند بگویند خداوند با این که خالق جهان است رب جهان است الهه جهان است حق دخالت و تصمیم گیری در حیطه خودش ندارد. و می گوید من باید تصمیم بگیرم. من یعنی موجود طاغی بر فطرت. این کاری است که جبهه طبیعت انجام می دهد. قرآن مفصل طرز تفکر اینها را ذکر کرده. گروهی از مردم هستند اعلام می کنند و می گویند که ما مومن به خدا هستیم و خدا را قبول داریم و مومن به روز قیامت هم هستیم اما در حالی که اصلا ایمان ندارند. یعنی ابراز اعتقاد می کنند. و ابراز اعتقادشان هم هدف دار است.

اینها می خواهند خدا را فریب بدهند حتی نقشه برای خدا ریخته اند. طغیان طبیعت چقدر خطرناک است. حتی روز قیامت هم که همه پرده ها کنار می رود بازهم دروغ می گویند. یعنی باید در دشمن شناسی و در مسئله نبرد جبهه بین طبیعت و فطرت به حق و باطل و کفر و ایمان توجه داشته باشیم که کفر هیچ حدی را برای خودش قائل نیست یعنی هیچ جایی نیست که بگویی که اینجا کفر نمی آید.

کفر حتی تا اینکه بر خود خدا نقشه بریزند. این کار را می کنند. و مومنین را هم کلک می زنند. هم می خواهند سر خدا خدعه بیاورند هم سر مومنین.

بعد قرآن می فرماید: اینها کسانی را نمی توانند گول بزنند مگر خودشان را.

خودشان هم نمی فهمند شعور ندارند. یعنی نتیجه خدعه جبهه طبیعت به خودشان برمی گردد. جبهه طبیعت تعابیر مختلفی ازشان کرده است.

گروهی هستند که فکر ندارند، اندیشه ندارند. درک ندارند. کر، کور، لال، مرده اند. اینها در حالی که نقشه ریخته اند خدا را فریب بدهند مومنین را نیز فریب می دهند. درهمان حال دارند خودشان را فریب می دهند. یعنی چه؟ یعنی طغیان طبیعت همیشه به ضرر انسان است. اگر به سلاحی هم مجهز بشود هر کاری هم بکند در واقع دارد خودش را به دردسر می اندازد.

اگر کار خوب بکنید برای خودتان کردید اگر کار بد هم بکنید به خودتان بدی کردید. یعنی همیشه کید اهل طبیعت به خودشان برمی گردد. حتی مومن اگر یک لحظه طبیعی بشود. به کی خیانت کرده؟ به خودش خیانت کرده. یک لحظه اگر طیبعت به مومن غلبه کند. دامن گیر خودش خواهد شد هر کس به چیزی که کسب می کند مدهون همان چیز است. گرو همان چیز می شود. انسان خودش را در گرو نگه می دارد یعنی این جور نیست که شما وقتی می خواهید از فطرت سرمایه گذاری کنید. یعنی اگه کار طبیعی از غیر احکام الهی بکنید سرمایه گذاری نکرده باشید حتما سرمایه گذاری می کنید حتما یک چیزی هم از شما کم می شود. این قاعده است یعنی هیچ وقت یک گرایش طبیعی برای انسان ارزان تمام نمی شود. می فرماید جبهه طبیعت کارشان این است که جبهه طبیعت وقتی خودشان را فریب می دهند متوجه نمی شوند و فکر می کنند خیلی زیرک و باهوش هستند آدمهای مزحک همیشه مومنین را مسخره می کنند. یعنی آنقدر مطمئن که دارد درست عمل می کند که وقتی یک نفر فطری که خلاف او عمل می کند را می بیند. می گوید این آدم جاهل و بدبختی است این آدم پخمه ای است این آدم گمراهی است یعنی همه حقیقت را فقط طبیعت می بیند چون قائل فطرت نیست قائل نیست فریب بخورد. تمام حقیقت را از تولد تا مرگ می بیند. برای آن طرف انکار کرده هواسش نیست دارد خودش را گول می زند. می فرماید: رئیس جمهور آمریکا عاشق خداست. اما خودش نمی فهمد. عاشق خدا یعنی چه؟ یعنی توی تمام این جنایت هایش دارد دنبال خدا می گردد. در تمام این طبیعت گرایی هایش خودش را می خواهد به بی نهایت برساند. به یک جایی که حد نداشته باشد. جایی که حد نداشته باشد کجاست؟ خداست. و اون از طریق طبیعت به دنبال بی نهایت خودش می گردد نه از طریق فطرت. می فرماید: این ها مرض است. این ها قلب هایشان مریض است و خداوند به مریضی شان اضافه کند و برای اینها عذابی دردناک است که به خاطر آن چیزی که تکذیب می کنند چه چیزی را تکذیب می کنند؟ ماوراءطبیعه یعنی هیچ یک از مبانی فطرت را قبول ندارند. بعد وقتی بهشون می گویند فساد نکنید روی زمین این کار شما اشتباه است. یعنی فرقشون این است که ما به دنبال آبادانی هستیم دنبال اصلاح هستیم جهان را می خواهیم اصلاح کنیم. بهشون می گوییم فساد نکنید. می گویند ما داریم اصلاح می کنیم. اما اصلاح آنها چی است. آنها در حیطه نگاه خودشان است.

در مجرای طبیعت دارند اصلاح می کنند. به حساب خودشان هم اصلاح می کنند و اصلاحاتی از آن جهتی که کور است نسبت به حقیقت انسان معمولا عقیم از کار در می آید. مثلا فرض بفرمایید: که طبیعت فقط نگاه می کنند. طبیعت یک قوه جنسی می آید برای آبادانی قوه جنسی برنامه ریزی می کند. که انسان تو این قوه جنسی را که دارد چه طور می تواند بهترین لذت، آسان ترین لذت را ببرد و وقتی طراحی های علمی و تلونوژی در این زمینه می کند. یعنی از جهت سیکس پیشرفت می کند. بعد سر از کجا در می آورد، چون فطرت را که نمی بیند. تو این جهت طبیعت را می بیند.

تو این جهت می خواهد رشد هم جنس بازی را آزاد کند. انواع و اقسام ارتباطات رو آزاد می کند و برای اینها برنامه ریزی می کند و این ها رو هم قانونی اش می کند و برای اینها حزب درست می کند. حزب هم جنس بازها. گروه زن های بی شوهر بچه های نامشروع این ها همه سازمان یافته اند. سندیکا دارند حزب دارند گروه دارند اجتماع دارند. دسته دارند این ها رو همه رو نهادینه می کند. یعنی می یاد تمام اون جنبه هایی رو که تو طبیعت می بینه رواسالت بهش می دهد. برایش برنامه ریزی انجام می دهد. علوم اسلامی را پشتیبانش قرار می دهد. علوم تجربی و صنعت و تکنولوژی را همه رو در اختیار اون قرار می دهد و بعد یواش یواش برای این ها نهادهای مختلفی قرار داده می شود. فرهنگ ساز می شود. یواش یواش فرهنگ هم جنس بازها و فرهنگ های مختلفی ساخته می شود. ولی چون همه حقیقت را نمی بیند و دارد اشتباه عمل می کند می شه چی: علی غدد هم هم المفسدون و لاکن یشکرون.

اینها دارند فساد می کنند اما خودشان متوجه نیستند فکر می کنند دارند اصلاح می کنند. قرآن می فرماید: ای مردم اینها دارند فساد می کنند اما خودشون هم متوجه نمی شوند چرا؟ در مسائل جنسی کار را به جایی می برند که سر از ایدز و سوزاک و سیپلیز می یاره که دهها میلیون نفر را می کشد. که هنوز هم گریبانشان را می گیرد. می یان در مباحث خانواده فقط طبیعت رو می بینند. برای خانواده یک قوانین خاصی قائل می شوند اون وقت سر از طلاق و جنایت و غیره در می آورند. در مورد آزادی استفاده از اسلحه و قوه خشونت و غضب برنامه ریزی می کنند که هرکس حق دفاع از خودش رو داره پس می تونه اسلحه داشته باشد و جنبه های دیگر رو در نظر نمی گیرند اونوقت سر از اونجا در می آورند. الآن یکی از قوی ترین انجمن ها و سندیکاهایی که در آمریکا است سندیکا اصلی دارای است این جور نیست اگر کسی بخواهد فکر کند رئس جمهور آمریکا یک کسی بخواهد اقدام بکند بگه اسلحه ها را جمع کنید همچنین قدرتی را وجود داشته باشه اسلحه را جمع کنه نه. در آن جا سندیکاهای بسیار قوی وجود دارد. که اصلا کارشان این است که نهادینه کردن اسلحه دار بودن را جنایت و قتل را نهادینه کردند. این می شود فساد.

بعد در جنبه قتل، جنایت، ترو می بینند که آنجا هم نهادینه اش کرده اند یعنی گروههایی تشکیل می شوند و به صورت غیر رسمی اما دولت و نظام آنها را قبول دارد. به هر حال طبیعت سراغ هر چیزی که رفته برنامه ریزی کرده یعنی با یک طرح و برنامه خاصی رفته به کجا؟ می خواهد خودش را برساند. خودش را نهادینه کرده اما همه به اسم اصلاح طلبی است ولی قرآن می فرماید: دارند فساد می کنند ولی خودشان هم متوجه نمی شوند برای همین ماها حرف های یکدیگر را نمی فهمیم اصلا نمی توانیم به راحتی درک کنیم.

شما که دارید صحبت می کنید این کار بد است این کار زشت است او فکر می کند زشت یعنی چه؟ بد یعنی چه؟ شما مثلا می گویید این کار گناه است او می داند گناه یعنی چه؟ چون نهادینه شده در جامعه در فرهنگ خودش تثبیت شده است به عنوان یک هنجار هم تثبیت شده است.

بعد نوع نگاهشان با ما این است که ما با آنها می خواهیم چه کار بکنیم. وقتی مسئله فطرت مطرح می کنیم می خوای همه اون چیزی را که دارند را از چنگش در بیاری. لذا سخت می ایستند و مقاومت می کنند و به هر جنایتی هم که می توانند دست می زنند. امام (س) می فرماید: اگر آنها بخواهند با دین ما بازی کنند ما با تمام دنیای آنها می ایستیم.

وقتی به اینها می گوییم ایمان بیاورید مثل بقیه مردم، می گویند ایمان بیاوریم مثل اینهایی که احمق اند سفی اند. مردم را پخمه و ابله و سفی می دانند. یعنی اساسا توجه به فطرت و پاسخگویی به فطرت را یک کار سفیهانه و جاهلانه می دانند و اینها را مقوله خرافی حساب می کنند. بعد شما وقتی می آیید تو تاریخ علم می فهمید که چرا مثلا بحث علمی بودن مسائل مطرح می شود. که چرا مثلا ما وقتی چیزی را می توانیم بپذیریم که علمی است. علمی یعنی چیزی که تجربی است می شود مشاهد کرد. می شود آزمایشش کرد. هر چیزی را که نشود آزمایش کرد علمی نیست و قابل قبول نیست به هر حال الاهیات ماوراءطبیعه و خیلی چیزی وقتی روان شناسی ام که دارند کار می کنند ما الان روان شناس هایی داریم که هیچ اعتقادی به اون *** ندارند بلکه همون می خواهد چه معنا کند. با تجهیزات و دستگاه و چیزهای دیگر یعنی انسان را یک حیوان معرفی می کند که احساسات و عواطف دارد در دوران روان شناسی از همین سیستم استفاده می کنند. برای درمان ها خیلی وقتها هم موفق از کار در نمی آیند به خصوص در داخل کشور ما که مردم طعم فطرت را چشیده اند وقتی ناراحتی اعصاب هم پیدا می کنند می روند پیش روان پزشک پیش، روان شناس.

روان شناسی که تو دانشگاه علوم انسانی طبیعت گر خوانده یعنی با روان شناسی دانشگاه مان که فطرت مدار نیست. شما در درس روان شناسی دانش گاه نمی گویند که انسان شامل دو مرحله است، مرحله طیبعت و مرحله فطرت. نمی گویند اصل فطرت است که بخواهند روان شناسی را بر اساس آن اعمال بکنند. و فرمول بر اساس آن در روان شناسی بنویسند، نمی نویسند.

لذا اگر شما بگویید حالم خوبه، می خواهد به تو قرص بدهد. با چهار تا قرص می خواهد مشکل را حل بکند. یا با تجویز های خیلی بد می خواهد مشکل را حل بکند این جور در نمی آید این که وقتی مردم ما می خواهند بروند این جور مکان ها مداوا بشوند نه قضیه آنهایی که مزه فطرت را چشیدند مداوا درست و حسابی نمی شوند، چرا؟ چون علوم انسانی روز و علوم انسانی که از دانشگاههای غرب آمده توی دانشگاههای ما فقط طبیعت را نگاه می کنند. فطرت اصلا لحاظ نمی کند. بنابراین موفق نمی شود مشکلات جامعه را حل کند.

*** چون آنجا موفق نشده حل کند. اگه قرار بود روان شناسی جامعه شناسی علوم اجتماعی غرب بدرد می خورد الان آنها باید کمترین مشکلات را داشته باشند بیشترین مشکلات را دارند مشکل حل شده؟ قتل جنایته خودکشی میزان مصرف داروهای اعصاب، طلاق، افسردگی، تنهایی، به هرحال مقوله ایمان آوردن را کار صفیهانه ای می دانند. می گویند این کار احمقانه ای است علمی نیست منطقی نیست. صحبت از علم و منطق و عقل همیشه دچار نخفت و تکبری هستند که خودشان را *** توی مردم وفق بدهند و نزدیک کنند هیچ وقت، اگر حرفی از مردم، حقوق مردم و توده مردم می زنند، کدام حقوق را مد نظر دارند. فقط مسائل طبیعی مردم مسکن، آزادی از این حرفها، هیچ به فکر مسائل فطری نیستند.

موقعی که برخورد می کنند با مومنین می گویند، ما ارادت داریم ما مخلص هستیم ما ایمان آوردیم، ما مومن هستیم و قرآن می فرماید: و وقتی با شیاطین خودشان برخورد می کنند ما با شما ایم ما این ها را مسخره می کنیم این ریشی هم گذاشته ایم مصلحتی است. دیگه بالاخره ما ارتباط داریم با نماینده مجلس چند تا مدیر کلی نمی شه این انگشترم دستمان نکنیم یه تسبیح شاه مسعود می گیرند. نیم متر دست شون می گیرند ریشی و تشکیلاتی، گاهی وقت ها مشکی می پوشند به مناسبت هایی. گاهی وقت ها مجلس برای امام حسین می گیرند مجلس تالار می گیرند برای امام حسین. روی مبلی هم می شینند برای امام حسین عزاداری اون جوری هم می کنند. هیچی. ما مسخره می کنیم اینها را. اینها ایمان ندارند و در واقع از اینها هم در اجتماع کم نیستند کسانی که با حزب الله یی ها و با مدتدینین و اهل فطرت هستند اعدای ایمان اسلام دارند از روایات قرآن استشهاد می آورند از آیات قرآن استشهاد می آورند، اما ته قضیه هیچ اعتقادی به آیات ندارند اگر اون ها را هم استشهاد می آورند می خواهند باطل خودشان را جا بیندازند.

بحث ولایت 110-44 25/2/79

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث جلسه گذشته مان درباره علوم انسانی طبیعت گرا بود که گفتیم علوم انسانی طبیعت گرا بخاطر اینکه قسمت اعظم وجود انسان را نادیده گرفته مبتنی بر جهالت و تهجر است قادر به درک ناتوانی و جهل و ضعف ها و جهالت های خودش هم نیست علتش را هم توضیح دادیم و ریشه اینکه چرا هست بحث شد این نکته را هم عرض کردم که طبیعت گرایی در همه تاریخ این صفت و تخجر و مبتنی بودن بر جهل را داشته *** اعمال جاهلانه زیادی در طول تاریخ شده منتهی چهره طبیعت گرایی در طول تاریخ عوض شده در دوره های اولیه فقط مخالفت و مبارزه و *** یک برخورد فیزیکی با فطرت مدارها داشتند حالا سوالی که آقای قریبی کردند که جریان طبیعت گرا با خود طبیعت گراهای دیگری چگونه است؟ توضیح خواهم داد بعد به مرور زمان با پیشرفت که طبیعت گرا می کند و تکنولوژی و صنعت را به دست خودش می گیرد مجبور می شود این را نهادینه اش کند و برای نگهداری و بسط خودش علوم انسانی تهیه می کند با نگرش محدود به انسان، دیگر انسان شناسی خاص خود مطرح شده جهان بینی خاص خودش جامعه شناسی خاص خودش مدیریت خاص خودش اقتصاد خاص خودش را تعلیم و تربیت خاص خودش را و علوم سیاسی خودش و هنر خاص خودش را آبخوری که مبانی خودش را تمام این علوم تثبیت و تحکیم کند را تدون کرده ینی جدای از اینکه *** اولیه را حفظ کرده و به مراتب پیشرفته تر شده بوسیله دانش، شما نحوه *** را که در گذشته های تاریخ هست نگاه کنید تا الان زمین ما آسمان فرق می کند الان یک دفعه مثلا فرض بفرمائید یک بمب سر یک شهری می زنند 4000 و 5000 نفر از بین می برند. شیمیایی می زنند با وجود اینکه ممنوع هست زن و بچه را از بین می برند بمب اتم می زنند *** شان خیلی بیشتر شده بمب اتمی که مثلا 100000 نفر کشته داره و آثارش تا 50 و 60 سال اثرات مخرب دارد *** که *** تمدن پوشیده الان برای بسط و توسعه طبیعت گرایی جدای از *** که هست به قدیم گسترده شده از سایر چیزها استفاده می شود از علوم انسانی کمک گرفته می شود از مبانی علمی قبلا قانونمند نبودند این چیزها به مرور زمان قانونمند شدند نظام هایی در جهان درست شده که این نظام ها مجموعا در راه تثبیت طبیعت گرایی هستند علوم سیاسی پیشرفته روان شناسی جامعه شناسی سازمانها و نهادهای بین المللی و صندوق پول سازمان ملل با تمام شعباتش، *** جهانی، خیلی چیزهای دیگه، کنفرانس و اتحادیه های بین المللی تمام اینها برای این که طبیعت گرایی نهادینه شود *** تبلیغات به خصوص مسائل فرهنگی تاسیس دانشگاههای مختلف علوم انسانی در کشورهای مختلف که مجموعا فعالیت ها مستند که ظاهرا آرام هستند اما تمام آنها مجموعا در اختیار همان *** نهفته ای است که در نهاد طبیعت گرایی هست و هرگز از نهاد طبیعت گرایی جدا نمی شود خیلی مهم است *** چهره وحشی به ظاهر متمدن قرن 20 و 21 در انی قالب هایی که به اسم تمدن الان برای خودش درست کرده امام جمله زیبایی درباره الفاظ دارد: الفاظ در دنیای کنونی معانی حقیقی خودش از دست دادند مثال زده درباره حقوق بشر، شما دموکراسی ببینید حقوق بشر ببینید، آزادی ببینید و مسائل از این قبیل تمام اینها هر کدام از اینها که از طرف طبیعت گرا استخدام می شود صرفا یک چهره *** است که برای طبیعت گرا و تثبیت طبیعت گرایی مثلا فرض بفرمایید طبیعت گرایی با حذف فطرت و تدوین علوم مختلف برای تثبیت خودش خودش روشنفکر می داند و گاهی کسانی که مقابل او هستند متحجر و متعصب می داند در واقع روشنفکری مورد ادعای طبیعت گرا جهالت و تعصب و تحجر پیشرفته است اساسا هیچ روشنفکری وجود ندارد وقتی که نسبت به قسمت اعظم خودش و دیگران و دیدن ورای دنیا کور باشد یعلمون ظاهرا من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون وقتی فقط ظاهر دیدن فقط پوسته دیدن اسم این روشنفکر *** ما اساسا روشنفکر نداریم وقتی طبیعت گرایی داریم یک جهالت غلیظ به تعبیر آیت الله حائری، و پیشرفته است که این جهالت و تعصب و تهجر های پیشرفته که هر مقدار در طول زمان قدرتمندتر شده بسیار خطرناکتر شده الان طبیعت گرا و بسط تفکر طبیعت گرایی در جهان اوج گرفته و نجات از آن کار راحتی نیست یعنی اگر قبلا قرار بود از چنگ طبیعت گرایی بیرون بیاید به راحتی در آید الان اینقدر مظاهر طبیعت گرایی در جوامع مختلف بشری به خصوص در کشورهای اسلامی در نشر ظهور دارد یک نفر به راحتی نمی تواند از این مظاهر که رائما خودش به رخ انسان می کشد خودش نجات دهد و ماهواره و مطبوعات لباس و مدهای مختلف و تجملات مختلف وضعیت که الان هست نبودند ولی الان با استفاده از این می بینید که اینا را دید و تلویزیون و مجلات و کتابهایی درصد بندی کنید درصد بسیاری ضعیف در دست فطرت مدار هست قسمت اعظم از آنها طبیعت گرا به دست دارند کتابها و دانشگاهها و مراکز علمی غالبا دست طبیعت گرایی هست یعنی همین ظلم سراسر دنیا فرا می گیرد چون طبیعت گرایی یعنی ظلم و این کلمه قشنگ که آقای آقایی به آن اشاره کردند واقعا همین ظلم یعنی طبیعت گرایی، و ما ظلمونا و لکن کانوا انفسهم یظلمون و ما هر وقت به طبیعت گرایش پیدا می کنیم قرآن اسم طبیعت گرایی ظلم نذاشته هر وقت دست از روحیه ایمانی برداریم گناه می کنیم می شود ظلم، همین هست که همه دنیا فرا گرفته به هر حال با ابزاری که الان در دست طبیعت گرایی هست جو طبیعت گرایی بسط داده و برای فطرت گرایی فضای تنفس کمی وجود دارد و هر چقدر به ظهور امام زمان (ع) نزدیک می شویم این قضیه بیشتر می شود معنای این عرایض من همان حدیثی است که ظلم همه جا را فرا می گیرد و داریم که مومن وقتی صبح از خانه بیرون می آید مومن ولی بعد از ظهر که بر می گردد کافر است به همین فاصله، این طبیعت گرایی سخت و قوی است خیلی سخت که انسان بتواند در این طبیعت گرایی حاکم خودش نگه دارد و ایمان حفظ کند ارزش کسانی که در دوره آخر الزمان ایمانشان حفظ می کنند خیلی بیشتر از کسانی است که در طول تاریخ فطرت گرا بودند توی جو خیلی سختی باید فطرت نگه دارند این که امام می فرمایند ملت ایران از ملت حجاز رسول الله در عهد رسول الله و ملت عراق در عهد امیرالمومنین بالاتر هستند خود ائمه هم اشاره کردند می فرمایند ایرانی ها اعظم الناس یقینا هستند بالاترین مردم از نظر یقین هستند پیامبر فرموده برادران من هستند به اصحاب می فرماید سلام من به برادران من برسانید اصحاب می فرمایند مگر ما برادران شما نیستیم حضرت می فرمایند نه شما اصحاب من هستید برادران من کسانی هستند که نه من را دیدند نه هیچ یک از اوصیاء من دیدند و به نوشته سیاه بر روی کاغذ سفید ایمان می آورند و خیلی ارزش دارد در جو طبیعت زده عالم و خیلی *** دارد که انسان بایستد و قد علم کند و حضورش و حضور فطرت مدارانه و فعالیت فطرت مدارانه *** محکم به گونه طبیعت گراها بزند دوست من در یکی از شهرها کوچک سوئیس به نام رنگیلدریک مغازه دارد و رفته بود آرم مسجد یک مسجد برای مغازه اش انتخاب کرده بود پلیس آمده گفته بود این طرح شرقی است و شما نباید بگذارید طبیعت گرا تحمل ندارد که چیزی بخواهد بوی فطرت بدهد احساس خطر می کند مخالفت کرده بودند شدید که شما حق ندارید به هر حال طبیعت گرایی اینجوری الان خودش نهادینه کرده دانشگاه زده علوم انسانی برای خودش درست کرده جامعه شناسی درست کرده *** سیاسی درست کرده علوم دیگه درست کرده برای خودش کاملا نهادینه کرده تعریف های علمی براش دارد با تمام اشتباهات محض که توی تمام رشته های علوم دارد اما بخاطر اینکه فقط طبیعت می بیند و پیشرفت های ظاهری مشغولش کرده و گولش زده مستش کرده حاضر نیست قبول کند که اشتباه کرده جاهل است و حاضر نیست قبول کنه که *** است از اینکه بشر هدایت*** بزرگترین کسانی که از طبیعت گرا ادعا کردند که فرمولی اختراع کردند که می توانند بشر با آن خوشبخت کنند بیشترین مسائل و مشکلات انسانی در همان مکتب ها و کشورها بوده، نمی توانند قبول کنند نمی توانند چیزی دیگر ببیند شما وقتی به یک کسی بگویید تو این کارت اشتباه است داری همه چیزو وارونه می بینی بخواهی یک کسی برگردانی نمی شود علی علیه السلام می فرماید *** به معاویه می فرماید شخص *** ، شخص *** یعنی چی؟ یعنی اینکه انگار برعکس شده و برداشتی جابجاش کردی وقتی جابجا می شود می شود ***، وقتی طبیعت جای فطرت می نشیند شخص *** می شود عوض می شود اصطلاح *** یعنی اصلا یک جوری دیگر می شود مثالی که زدم خیلی زیبا بود آقای قرائتی می فرمودند که یک بنده خدایی رفته بود ***فروشی گفت چرا *** *** *** هم که ندارد یعنی نمی توانی جور دیگری ببیند مثل آن کسی که رفته بود مغازه قصابی نوشابه می خواست هرچه هم به او می گفتند نمی فهمید به هر حال وضعیت روشنفکری هست که و علوم انسانی هست که الان حاکم در دانشگاههای همه جای دنیا یعنی شما وقتی می خواهید غرب شناسی کنید باید به این نکته توجه کنید که در غرب شناسی اصل اساسی که در غرب شناسی است این مطلب که غرب فرهنگش و علومی که دارد بسط می دهد بر چه اساسی است چه جوری است بر چه پایه هایی استوار است اگر ما دنیا شناسیم هر تحلیلی در رابطه با غرب غلط از آب در می آید خوب توجه کنید بعد از اینکه *** به علوم انسانی *** در حقایق آن فطرت گرا می شود ادم متهجر و عقب افتاده و به تعبیر امام صادق علیه السلام آخر الزمان مومنین ابلح می دانند دائما مورد تمسخر و طعنه و تحقیر دیگران قرار می گیرند اسامی از قبیل احمق و به تعبیر قرآن ضالون اسم فطرت گراها می گذارند ضالون آدم گمراهی که هیچ نمی فهمد و درک درستی ندارد مومن ( ان الذین *** کانوا من الذین آمنوا ***) این القاب می گیرد از طرف طبیعت گرا این قاعده کار است *** علمی دارد *** می گویند ج