اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله لرحمن الرحيم . الحمد الله رب العالمين و صلي اله علي محمد و آله الطاهرين و لعنه الله علي اعدائم اجمعين الان الي قيام يوم الدين
دوست داشتم بحثي رو كه از شرح زيارت به خصصوص زيارات سيد الهشدا در روز عاشورا ، زيارت عاشورا شروع كرديم ادامه ميداديم به اين مناسبتها ماهمحرم وماه صفر اما خوف اينكه مسائل بحث ولايت به درازا كشيده بشه و طولاني بشه با توجه به اينكه مباحث روزمون هنوز تكميلنشده بايد در مورد اين مسائل بحث ولايت به درازا كشيده بشه و طولاني بشه با توجه به اينكه مباحث روزمون هنوز تكميل نشده بايد درمورد اين مسائل روز همدر بحث ولايت صحبت بشه و از طرفي اين مسائل با بحث زيارت عاشورا اصلاً هيچ منافات ومغايرتي نداره به همون دو جلسه درمورد توضيح مستقيم متن زيارت عاشورااكتفا مي كنيم هر چند در اين جلسات باز هم مباحثي از جامعه كبيره و جاهاي ديگه داريم كه خدمتتون عرض مي كنم .
از اين جلسه قبل از اينكه ما بحث مستقيم ولايت و زعامت ، ولاء زعامت رودر روان غيبت شروع بكنيم يه چند جلسه اي رو مي خوام درمورد مسئله حكومت فطرت و طبيعت براتون عرض كنم يعني فطرت و طبيعت به معناي سياسي قضيه رو انشاء الله يه چند جلسه اي ادامه خواهيم داد كه در واقع مروري هست به كل بحثهاي گذشته ما .
ما با اين در غالب بحث فطرت و طبيعت ، اينكه اساساً ما فرق بين در حكومت رو يعني حكومت طبيعت رو كه ولاء زعامت طبيعت مدارها يا ولاء زعامت فطرت مدارها رو بحث و بررسي بكنيم فرقهاشون بيان بكنيم فرقهاشو بيان بكنيم نتايج و كاركردهاشو بگيم انشاء الله بحث هموار مي شه براي چي ؟ براي اينكه ما بتونيم نتيجه مناسبي رو بگيريم درموردمسئله ولاء زعامت در دوران غيبت.
شيوه بحث ما ازاول بحث ولات همونطور كه مستحضر هستيد امروز صد ودومين جلسه رو الان خدمتتون هستيم شيوه بحث علمي ومنطقي بود مانخواستيم واردمباحث و موضوعات سياسي به طور مستقيم بشيم بدوناينكه مباني مسائل گفته بشه چون يكي ، از آفتهاي بحثهاي سيسي اين هستش كه مباني عقيدتي و فكري اون بيان نشه و به قيل و قال و جر و بحث و پرخاشگري و خروج از راه منطق بيانجامد ، براي همين اگر شما مي بينيد مثلاً ما صد و يك جلسه بحث داريم در مورد ولايت برا اينهست كه هم شما كه در اين جلسات شركت كرديد به طور مستمر و هم كساني كه نوارها رو مي شنوند از خواهران و برادران محترم بدونند كه اگر اسلام يك فلسفه سياسي داره اين فلسفه سياسي مبتني بر انسان شناسي اسلام هستش و مبتني بر نگاه خاصي هستش كه اسلام به انسان داره به طور فشرده عرض كنم از نظر اسلام انسان طبيعي دارد و فطرتي انسانيت انسان و حقيقت او همان فطرت است از همان نفخه الهي است در ورود به طبيعت يك قيد يك شأن بهنام طبيعت بهاو اضافه شده و انسان عبارتست از يك موجود دو بعدي كه داراي فطرت است و طبيعت در اينجا طبيعت برا اين هستش كه انسانهاي كه در دنيا متولد مي شند بتونند او رو وسيله اي قرار بدند تا سعد خودشون رو به سمت مبدأ خودشون كه اسمش روميگذاريم معاد و يا بازگشت يا سير الي الله انجام بدند در واقع طبيعت وسيله اي است براي تكامل بشر اساساً بدون وجود طبيعت انسان معنا پيدا نمي كند انسان يعني فطرتي كه آميختگي با طبيعت داره و هنرش چي هست ؟ هنرش اين است كه با تحت سلطه در آوردن طبيعت و استخدام او نه حذف او ،دقت كنيد با طبيعت رو حذف نميكنيم بهاستخدام درش مي ياريم پرورش ميديم باتربيت و پرورش طبيعت بتونه قوس سعود رو انجام بده و مسير بازگشت به سوي مبدأ خودش رو كه همون مقصد هم هست هو الاول والاخر انجام بده سپس انسان حقيقي انسانآرماني فطرت گراها بهتعبير دانشمند محترم حضرت حائري شيرازي در اين كتاب انسان شناسي كه بحث بسيار زيبايي در مورد فطرت و طبيعت و انسان شناسي دارند اتفاقاً كتاب ايشون بسيار مباحث رو به ما الهام كرد در راه اين مبحث رو هموار كرد براي ما انسان آرماني فطرت گراها يك انساني هستش كه فطرت اومسلط بر طبيعت است كامللاً طبيعت رو تربيت كرده ، حذف نمي كنه ها تربيتش مي كنه طبيعت رو يعني ميتونه با طبيعت خودش جنبه حيواني خودش يك ارتباط خوب و سازنده برقرار كنه نه ديدني ها و شنيدني ها رو حذف مي كنه ، نه از زيبائيها محروم مي شه، از لذات و شهوات حلالي كه خداوند تبارك وتعالي براش قرار داده خودش رو محروم ميكنه نه از تفريح و استراحت و شادي وخوشي دست بر مي داره نه اهلترك خوردن و خوابيدن هست نه اهل رهبانيت و رياضت هست به معناي ترك دنيا كاملاً با دنيا كاملاً با دنيا برخورد قوي و رشد يافته اي داره كاملاً طبيعت رو در استخدام خودش گرفته و ازش استفاده ميكنه به طبيعت اهميتخاص ودش رو مي ده طبيعت رو وسيله و مركب خودش ميدونه واحترام ميگذاره به او به خواسته هاش توجه ميكنه اما كاملاً تحت فرمان فطرت او رو ازاد به معناي مطلق نمي گذاره بلكه تربيتش مي كنه طبيعت وحشي هستش اگر رهاش بكني انسان به يك حيوانه بي نهايت طلبه درنده خو تبديل خواهد شدكه هيچ حد يقني هم نداره ، نمونه هاش رو هم شما در طول تاريخ ببينيد الي ماشاء اله ما در طول تاريخ آدمهاي اينجوري داريم كه طبيعتشون برشون حاكم است و هيچ حد و مرزي در ارضاء طبيعت خودشون در هيچ جنبه اي ندارد اون موقع كه جنبه غضب و خشونت غلبه كرده به هيچ كس رحم نكردند.
همه رو از دم تيغ گذروندند دهها ، صدها ، ميليونها نفر روكشتند گاهي اوقات بعضي از حكام و سلاطين رو ما داريمكه راحت يك ميليون نفر رو كشتند در رسيدن بهمطالع نفساني خودشون وقتي در بعد شهوت جنسي قرار مي گيره باز بي نهايت طلب در بعد خوردن عرض كنم خدمتتون نوشيدن قرار مي گيره همين طور در بعد استفاده از تجملات و زيور و زينت آلات و ساختن كاخ و چه و چه و چه ولو به هر قيمت قرار بگيره اين دستش طبيعت بسيار به درد به خور هست و اساساً انسان بدون طبيعت انسان نيست رشد نمي تونه بكنه هر امتيازي پيش خداوند تباكر و تعالي پيدا ميكند هر درجه از قرب رو ميتونه طي بكنه به كمك طبيعت بايدب ره جلو يعني در برخورد با طبيعت و تربيت طبيعت هستكه انسان رشد پيدا ميكنه اما اگر آزادش بگذاره همين طبيعت او رو به كجا مي كشونه ؟ درست خلاف مسيري كه براش آفريده شده خلاف جهتي كه براش آفريده شده يعني دفن ميكند انسان رو فطرتي رو خفه ميكنه يعني اون حقيقت انساني رونابودش ميكنه مثل تيغ دو دم هست مثل آتش است كه اگر از آتش كنترلش بكني شما مي بين يكه چه قدر داره اين برق رو ما الان كنترل كرديم در ضبط صدا ازش كمك مي گيريم درروشنايي هم ازش كمك ميگيريم چقدر با ارامش نشستيم اينجا الان ماها مي تونيم ازش كمك بگيريم اما اگر اين برخواستيم لختي باشه و بيفته به جون ما ارتباط با بدن ما داشته باشه هممون رو مي كشه در چند ثانيه همه ما رو مي كشه وقتي تربيتش كرديم كنترلش كرديم ، كنترل شده اومده بهما استفاده مي رسونه مي شه منشأ چي ؟ خيرات و بركات ، گاز نعمت طبيعي هستش اگر درست ازش استفاده كردي خوب مي شه براي گرمايش شما براي پخت و پز شما خيلي راحت آمده توي خونه هاي شما ، شما راحت ازش استفاده مي كنيد آب راحت ازش استفاده ميكنيد اما همين آب و گاز و اگر درست استفاده نكنيد مي شه سيل و عامل انفجار همه چيز رو نابودمي كنه برا همين اونجا در شرها يك منزل سكوني جريان برق بهم ميخوره يا جريان آب بهمميخوره جريان گاز به هم مي خوره درش چي هست ؟ درش خشونت هست درش خرابي است درش ويراني است درش مرگ ومير و كشته شدن هستش طبيعت همين هستش مثل چاقو هستش مثل آتش هستش كه ميتونيم درست ازش استفاده كنيم مي شه منشأ خيرات و بركات براي شما يه وسيله خوبي است وكارت رو راه مي اندازه و راحت مي شي ، آرامش پيدا ميكني در كنارش اما وقتي خوب كنترل نشه مي شه ما يه بلاي جون انسان مي شه پس اون انساني به قول امروزيها ايده آل يا نمونه اسلام عبارتست از يك انسان فطرت گر و انسان فطرت گرا يني چي ؟ طبيعت رو حذفش كرده و يا نه تربيتش كرده ؟ طبيعت رو تربيتش كرده كاملاً تربيتكرده خوب جماعه مورد علاقه اسلام چه جامعه اي هستش ؟ وقتي ما فد رومعنا كرديم ميايد سراغه جامعه ، جامعه مورد علاقه اسلام و مورد نظر خداوند تبارك و تعالي جامعه اي سات كه تشكيل شده از انسانهايي فطرت گرا يعني مجموعه انسانيهايي كه اومدند چي كار كردند؟ آمدند يك اجتماعي رو تشكيل دادند و همه اين انسانها طبيعت هاشون رو كنترل كردند تربيت كردند در سايه اين تربيت و كنترل دارند چي كار مي كنند ؟ دارند زندگي مي كنند در كنار هم به خوبي و خوشي ولي اين جامعه جامعه بالنده هستش يه جامعه بالنده و رو به رشد هستش مورد رحمت و خشنودي خداوند تبارك و تعالي است چون شما در زنگي طبيعيتون وقتي چيزهاي خطرناك رو كنترل و تربيتش ميكنيد مي بينيد كه چقدر براتون جذابيت داره وقتي برق رو كنترلش مي كنيد كنترل شده مياد خونه شما تربيت شده مياد خونه شما گاز تربيت شده مياد خونه شما ، آب تربيت شده مياد خونه شما ، وسايل ديگه تربيت شده مياند خونه شما مي بينيد كه چقدر به نفع شما هستند مايه آسايش هستند وقتي به جامعه اي كه افردي كه درش جمع هستند طبيعتهاشون رو كنترل كردند هر كدوم اين جامعه مي تونه يه جامعه كوچكي باشه مثل خانواده كه تشكيل شده از يك زن ومرد فطرت گرا و فرزناني كه در سايه فطرت گرايي اين زن ومرد چي بار مياند ؟ فطرت گرا بار مياند مي بيني كه اين خانواده همه اش توش رشدهشت بالندگي است لذت است آرامش است شدت عاطفه است لذت مي بره انسان از يه همچين خانواده اي خانواده رشد مي كنه كافيه يكي از زوجين يا هر دوي اونها طبيعت گرا بشند زندگي مي شه چي ؟ مي شه جهنم يا دو تا دوست يك اجتماع كوچكتر از خانواده در نظر بگيريم اجتماع يك اتاق سه در چهاري كه دو نفر در اونكار مي كنند شريك هستند يه مغازه كه دونفر شروع كردند ميخواند توش جنس بفروشند خريد و فروش كنند وقتي هر دو فطرت گرا هستند و طبيعتهاشون روكنترل كردند مي بيني كه اينها روز به روز كارشون رشد ميكند و راحت مي تونند در كنار هم زندگي بكنند بركت رو جذب ميكنند پس جامعه آرماني مورد نظر اسلام يه جامعه كه تشكيل شده از انسانهاي فطرت گرا خوب و حكومت در ين جامعه به دست كي هست ؟ رهبري اين جامعه به دست كي هست ؟ به دست كساني هستش كه بايد باشه از نظر اسلام كرانيها به فطرت گرايي كامل رسيدند يعني انسانيهاييكه نهايت تربيت و تسلط رو نسبت به طبيعت خودشون اعمال كردند برا همين براي رهبري سياسي همانطور كه آياتش رو قبلاً براتون عرض كردم دراسلام خداوند كيو درنظر مي گيره ؟ براي رهبري سياسي ؟ ائمه رو در نظر مي گيره و اونها چي قرار داده ؟ معصوم قرار داده ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و ليطهركم تطهيرا خوب از نظر اسلام كسي بايد بياد بره حاكميت و حكومت رو در يك جامعه به دست بگيره كه خودش فطرت مدار كامل باشه يعني كاملاً طبيعتش چي باشه ؟ تحت تسلط خودش باشه چرا ؟ چون حاكميت چي مياره ؟ زمينه طغيان رومياره و طبق اون فرمولي كه از علي عليه السلام عرض كرديم كه كسي كه حاكم مي شه علي ماهو مر كوض في طبعه حكومت ميكنه ديگه به يه نفري مي گند مثلاً فرض بفرمائيد الان آقاي عبلاسي بشه رئيس فلان شركت آقاي غريبي بشه رئيس فلان كس بشه استاندار ، اون وقتي مي ره مي شينه روي اون صندلي درمقام رياست تمام اون ساختار طبيعت او شاكله او شروع مي كنه به چي ؟ به اثر گذاري در زير مجموعه تحت مديريت امر ديگه پس شاكله افراد هست كه داره حكومت مي كند اگر شما شاه رو مي بينيد كه اون كاخها رو مي سازه اون فحشا و فساد و منكرات رو قتلها و جنايتها رو داره براي اينكه طبع او اينه اگر شاه آدم تربيت شده اي بودكه اين كارها انجام نميداد ما در طولتاريخ داشتيم هر وقت آدمهاي تربيت شده به يك سلطنت موقفتي هم رسيدند منشأ خيرت و بركات شدند شما در سلسله اموي يه كسي روداريد به نام عمر بن عبدالعزيز عمر بن عبدالعزيز كسي هست كه يه معلمي داره يه استاده شيعه اي داره كه او رو تربيتش كرده تا به حدودي مي بينيد كه اون نحوه تربيتي كه استاد روي عمر بن عبدالعزيز كرده موثر واقع مي شه توي اينكه نسبت به تشيع نرمش نشون يه يه مقدار عدالت بيشتري نسبت به قبليها داشته باشد نسبت در جامعه خودش اون موثر هستش هر جا همينجور است شما هر جا هر كسي مختصري تربيت شده مختصري اين جنبه مختصر اثر مي گذاره . شما در دوران قاجار نگاه كنيد ناصرالدين شاه رو دارد ، فتحعلي شاه را داريد ، عرض كنم خدمتتون كه به قبلش هم ببينيد هر وقت شما در شا كله اين سلاطين دو جنبه مثبت عملي كه ميبنيد مال اين هست كه يه نحوه اعمال شده ميشه منشا خير منشا بركت نه اينكه بزرگان ما ، علماي ما ازتباط با سلاطين و پادشاهان داشتند اين برده كه تكيه مي كردند به همين جنبه هاي مثبت قضيه و از اونها به نفع تشيع و اسلام چه كار ميكردند ؟ استفاده مي كردند يا ببينيد زندگي مرحوم سيد بن طاوس بزرگاني مثل مرحوم ملاصدرات عكساي ديگه علماي ديگه اي كه ارتباط با دستگاه سلطنت داشتند مرحوم خواجه كساني ديگه كه ارتباط داشتند در زمان همين عصر مشروطيت و قبل از اونهم ببينيد بزرگان كه حفظ مي كردند اين ارتباط رو براي اين هست كه بتونند از يه نحوه به اصطلاح جنبه مثبته شاكله چي كار كنند؟ به نفع عام استفاده بكنند به نع عامه ، در اسلام اوني كه ميتونه رهبري سياسي رو به عهده بگيره كسي است كه كاملاً فطرت گرا باشه برا همين شما بعد ازمسئله معصومين كه كنار بگذاريد تمام شرايطي كه براي يك فقيه غير معصوم در نظر گرفتند مي بيني فقيهي هستش كه نزديك مرز عصمته يعني بيش از همه مردم به عصمت نزديكتر هستش مي بيني شرطي كه معصوم مي گذاره همينه مي گه نزديكتر باشه به ما از اين جهعت اول از اين قضيه بايد باشه يعني تخصص داشته باشه چون ما آدم هاي جاهل نمي تونه چي كار بكنه ؟ رهبر باشه بايد عالم باشه فقيه يعني چي ؟ يعني كليه مقررات تربيت طبيعت رو به سمت تربيت طبيعت رو و حاكميت فطرت رو بلد باشه بعد بايد حتماً فطرت گراي كامل باشه چهار تا شرط امام زمان مي گذارند مي بين اين شرايط اينجوري هستند و اما من كان من الفقها صائقه لنفسه يعني خويشتن دار بتونه باشه تسلط به چي داشته باشه ؟ نفسش داشته باشه يعني تسلط به طبيعت حافظا الدينه طبيعت گراي كاملمطيعاً لا مرمولا كاملاً مطيع خداوند تبارك و تعالي باشه و معصومين مخالفاً لهوي مخالفاً لهوي باز اين شراط چي هستش حذف حذف نه يعني كاملاً كنترل حاكميت بر چي ؟ به طبيعت هستش مي تونه رهبري سياسي رو در جامعه به عهده بگيره نه يه كسي مي زنه بشه مرجع تقليد يه كسي مي زنه كه اعلاميه اش چاپ بشه اسم خودش رو به آيت الله مي گذاره جلوي اسمش با عكس چاپ مي كنه كه مثلاً يه عظمي هم جلوي اسمش كه زودتر مثلاً فرض بفرمائيد مثل بعضي ها كه زوري ميخواستند رساله چاپ كنند و اينها خودشون رو به رخ مردم بكشند نه يه كسي كه فرار كنه از اين قضايا كسي فرار بكنه شما اگر امام امت ببينيد مندسوتان امام براي من مستقيمنقل كرده كه ما اصرار زيادي به امام كرديم كه رساله چاپ كنند نمي كرد و شديداً پرهيز داشت از اينكه بره سمت مرجعيت و اصرار ومنشأ بعضي ازمواقع كه مي گفت شكل هست مواقع رو به داشتيم تا امام قبول كرد رسله بده نمي رفت به سمت رياست نمي رفت به سمت مرجيعت ، شماايه الله اراكي رحمه الله عليه رو ببينيد صد سالشون بود رساله نداد اسوه فقه و زهد و تقوي بود ولي نرفت به سمت اون تا اينكه ضرورت اجتماعي اقتضاء كرد توي اون سن رساله داد ، آيه الله بهجت نگاه بكنيد شما نرفتيد اينها و اصلاً به اين سمت اين فرق است بين يه كسي كه زودتر يه كاري مي كنه رساله اش از زير چاپ در بياد قبل از اينكه اصلاً اجازه يه همچين كاري رو پيدا كرده باشد با شهوت دنبال اين هستش مقام معظم رهبري نگاه كنيد كساني كه در مجلس خبرگاني كه تشكيل شده بعد از ارتحال امام اولين جلسه بودند كه ايشون سفت وايستاده به همه خودشون هم گفتند من اون روز محكم وايستادم و رهبري رو قبول نكردم رهبري رو به گردن من انداختند الا نساهم سفت وايستاده مي گه من براي داخل رسله نمي دهم اينهمه مرجع بريد تقليد كنيد ازشون مسائل اجتماعي سياسي كه هست سوال كنند به عنوان ولي فقيه من حكم و نظر و فتواي خودم رو ميدم كسي كه نخواد بره به اين سمت تسلط بر نفسش داشته باشه مخالف هواسش باشه نه اينكه شهوت مقام كسته باشدش يه كسي به تعبير شهيد بهشتي سلام الله شيفته خدمت نهتشنه قدرت اين جامعه آرماني فطرت گراها هستش جامعه آرماني اسلام هستش حاكميت بايد تحت كنترل كي باشه ؟ فطرت مدارهايي باشه فطرت مدارهايي كه ماملاً چي كار كردند طبيعتشون رو به بالاترين تسلط نيست به طبيعتشون رسوندند و كاملرتين تسلط رو به طبيعت خودشون دارند و كنترل دارند روي طبيعت خودشون خوب وقتي جامعه از آدمهاي اينجوري تشكيل مي شه يعني رؤساي ، سردمداران ،مسئولين روده هاي بالا و اجرايي نظام انسانهاي فطرت مدار اونها رو تشكيل مي ده اينها يواش يواش فطرت مداري مسئولين و رؤسا مياد چي كار ميكنه ؟ مياد فطرت گراهاي ضعيفي رود كه در جامعه هست همه رو مي بره به سمت چي ؟ تقويت و قدرت شما ديديد وقتي امام اومد سر كار در اين مملكت ميليونها جوان كه دوران طاغوت رو گذرونده بودندميليونها انسان كه اون جريانات رو گذرونده بودند فطرت مدار قوي شدند كي فكر ميكرد مثلاً شبه چندميليون بسيجي اينجوري تربيت كرد كه هشت سال پاي كار وايستند نبرند با فطرت مداري كامل تسلط بر خودشون اينهمه انسانهاي الهي تربيت شد در عرض اين بيست سال هيچ مقطعي بعد از رسول خدا به اين سمت توي تاريخ سابقه نداشتند كه اينقدر انسان تربيت بشه انقدر جوان تربيت شه انقدر زن تربيت بشه انقدر مردم تربيت بشه هيچ زماني سابقه نداره يكي از بركت ومعجزات انقلاب اسلامي است امام امت فرمودند فرمود ملت ايران از ملت رسول الله از ملت امير المومنين بالاتر هست بهتر است كم نيست اين بركت كم نيست ديدن اين جوونها مي بينيد توي شلمچه توي اين تهران ،توي اين نماز جمعه ها توي اين مسجد ، توي اين هيات ها توي اين تكايا در اين سازمانها وزارتخانه ها مملو است از انسانهاي فطرت مدار و عالي ودوست داشتني ، كي اينها رو تربيت كرده مقار هم كه اين چند سال اخير ضعيف آمده مال اين هستش كه مسئولين ما باز روحانيون ما به جاي اينكهاون روحيه فطرت مداري خودشون رو حفظ بكنند كشيده شدند به سمت چي ؟ طبيعت گرايي وقتي مسئولين رؤسا مديرانمي كشند به مست طبيعت مداري حتماً در عامه و طبقه پائين تأثير خواهد گذاشت تأثير خواهد گذاشت اين اصل هستش اينكه امام امت لبه تيز موعظه خودش رو و ضربات شلاقي نصيحت خودش رو و امر به رياضت رو متوجه مسئولين نظام كرده در درجه اول شمانگاه كنيد مسئولين نظام هر وقت رفتند بيش امام امام نصيحتشون كرده كه شما باي رياضت بكشيد همونطور كه امام اينكار رو ميكرد همانطور كه امام اينكار رو مي كرد همانطور مقام معظم رهبري داره اين كار رو ميكنه برا اين هستش كه اگر مسئولين فطرت گرا بار بياند و اهل غلبه بر طبيعت بشند زير دستانشون حتماً اين رو رعايت ميكنند شما شهيد رجايي اگر انسانها واقعاً اينجوري تربيت شد رئيس جمهوري ها ما اينجور بودند شهيد رجايي اينطوري بود مقام معظم رهبري در دوران رياست جمهوري شون اينجوري بودند نخست وزيرهاي خوبي ما داشتيم تا شهادت رفتند شهيد رجايي شهيد شده شهيد باهنر شهيد شده عرضكنم خدمتتون كه وزرايي داشتيم چقدر وزير داشتيم شهيد شدند چقدر نماينده مجلس داشتيم به شهادت رسيدند انسانهاي فطرت مدار الان هم كم نيستند الحمد الله در اين نظام ولي خوب بله طبيعت مدارهايي نفوذ كردند در همه سطوح اين نظام وقتي نفوذ مي شه قطعاً به طور طبيعي طبيعت مداري دوباره چي مي شه ؟ اوج مي گيره خواسته ها ديگه تغيير ميكنه گرايشها تغيير ميكنه روي انتخابات مردم تأثير ميگذارده رود دغدغه ها و افكار مردم وتمايلات اونها وانتظارات اونها و توقعاتشون از نظام چي مي شه ؟ تأثير ميگذاره اين يك امر طبيعي است.
اما اگر طبيعت مدارها ، فطرت مدارها حاكم باشند وقتي فطرت مدارها به حكومت مي رسند و اصل هم در مديريت فطرت مداري هستش ، لذا شمانگاه كنيد هر وقت كه صحبت از رياست سلطنت حكومت مي شه در قرآن خصايصي رو كه براي حاكم ذكر مي كنند خصايص چي هست ؟ خصايص فطرت گرايانه است الذين مكنا هم فيالارض موقعي كه به رياست مي رسند در روي زمين به حكومت مي رسند اقامو الصلاه دنبال اقامه نماز هستند دنبال زكاوت هستند دنبال امر به معروف و نهي از منكر هستند اين چهار تا خصوصيت ذكر ميكنه نگه يه كسي كه نماينده مجلسي بياد بگه نهي از منكر رو ببره زير سوال باد خدمتش بخواد بكنه ديروز يه آقايي در اين سخنراني عزاداري جبهه دوم خرداد رفته بود منبر آقاي مجتهد شبستري و اعلام كرده كه طبق امروز روزنامه ايران رومن مخوندم روزنامه همشهري روميخوندم كه تشخيص امر به معروف ونهي از منكر بسيار سخته البته ما درمباحث امر به معروف توضيح مفصل داديمدر اين مورد واقعاً هم راحت نيست تشخيص اما ايشون مي گه فقط براي تشخيص امر به معروف اول از اينكه امر به معروف ونهي از منكر هيچ كس نمي تونه بكنه تشخيص بايد بااجتهاد باشه وكسي مي تونه اين كار رو بكنه كه به درجه اجتهاد رسيده باشه اونقوت حرفهايي مي زنند كه يعني در واقع هيچ گونه نمي تونه تشخيص امر به معروف و نهي از منكر بده بعد فرمودند بله خيلي چيزها هستش قبلاً معروف بوده الان منكر هست قبلاً منكر بودهالان معروف است نمي شه بگي معروف معروف است منكر منكر است آقا بي حجابي ، بد حجابي كي معروف شده توي كدوم قانون معروف است نمي شه بگي معروف معروف است منكر منكر است آقا بي حجابي ، بد حجابي كي معروف شده توي كدوم قانون معروف است پس حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرام الي يوم القيامه چي هستش ؟ اينو كه هم مي تونند تشخيص بدند يه زني لاك زده آرايش كرده جلب توجه كرده براي نا محرم ، لباس ناجور پوشيده يه جواني ظاهرش خراب هستش مشروب خوبي زن بازي دختر بلند كردن ، نمي دونم با ناموس مردم فلان كردن عرض كنم كه حق مردم رو خوردن پايمال كردن عدالت رو رعايت كردن دزدي كردن نمي دونم توي اين ادارات رشوه اينها تشخيص اجتهاد لازم داره اين همه مسائل منكر داره توي جامعه اتفاقي مي افته و رشد هم كرده داره رشد مي كنه توي اين سلهاي اخير رشد كرده كسي نمي تونه اينها رو نهي از منكر بكنه ؟ قرآن سوزوندن توهين به اهل بيت توهيت به امام امت اينا فيلسوف مي خواد بفهمه مثلاً يه مجتهد مي خواد بفهمه كه مثلاً اين بد بده ، هيچ همه مردم نادونند بعد شما خودتون هم مياند مي گيد شما چرا مردم رو دست كم مي گيريد مردم حق دارند مردم مي فهمند مردم شعور دارند چنين چنان بعد شما مسئله به اين مهمي رو مسئله تشخيص معروف و منكر رو اينقدر سختش كرديد توي جامعه اينجوري نيستش كه آقا نظر قرآن روشن نظر قوه قضائيه ما روشن است نظر مقام معظم رهبري روشن است كه آقاي مصباح رو كه شما مي گيد خشونت طلبي داره ميكنه و خشونت گراها رو تربيت مي كنه صريحاً گفتند وقتي كار به مسائل عملي كشيده بشه مي خواد به ضرب و شتم و جرح كشيده بشه بايد قوه قضائيه حكم داده بشه كسي نمي تونه خود سر اين كار رو بكنه در رساله ها هم همه هستش همه رساله مراجع نوشتند وقتي شما مي خوايد امر به معروف و نهي از منكر بكنيد همه مراحل رو ميتونيد بريد از گفتن از قهر كردن از چه و چه و چه اگر مسئله به ضرب و شتم كشيد بايد بريد اجازه بگيريد از حاكم ديگه اين مسئله كنده اي نيست كه ما اينقدر شاخدارش كرديم اين سئله رومثل همين بحث اصلاح كه مقام معظم رهبري ديروز توي نماز جمعه گفتند مثل بحث خشونتاز يه چيزي كه خيلي روشن هست چنان مسئله بغرنج و پيچيده اي درست مي شه كه ديگه هم دست و پاشون توي پوست گردو مي مونه كه كاري نكنند خوب همه مي شند بي غيرت توي اين جامعه همه مي شند زمين گير مي شند غيرت ديني مردم از بين مي ره حيا از بين مي ره معروف ضعيف مي شه منكر رواج پيدا مي كنه مگه توي همين نظام فكري شماها رواج پيدا نكرد آقاي شبستري اينكه شما قبولش داريد ؟ اينا ديگه اينقدر مسئله پيچيده اي نيستش كه ؟!
به هر حال نظر اسلام اين هستش كه فطرت مدارها حاكميت سياسي رو در جامعه به دست بگيرند وقتي فطرت مدارها حاكميت سياسي به دست گرفتند ضعفاي از فطرت مدارها رو كمك مي كنند طبيعت گراها و طبيعت مدارها به طور طبيعي تحت قوانين خوب ، سالم و بدون فشار اينو دقت كنيد بدون فشار اما قاطع فطرت مدارها به سمت چي كيده مي شند ؟ به سمت فطرت مداري و فطرت گرايي شنيده مي شند اين جامعه نمونه اي هستش كه اسلام به دنبالش هست حاكميت فطرت مدارها و رشد همه انسانها خوب انوقت اين جامعه اي مي شه كه چيه ؟ اين جامعه هماهنگ خوب يك دست عرض كنم خدمتتون كه رو به رشد و بالنده .
پس در جامعه فطرت مدار طبيعت حذف نمي شه واقعيت طبيعت مد نظر گرفته مي شه به سمت خزانه كسي نمي ره به سمت عرض كنم خدمتتون كه نديد گرفتن طبيعت غيره اينها رو كاملاً درنظر مي گيرند بعد فقط بايد باهاش برخورد چي بكنند ؟ برخورد دست و اصولي بابد باهاش با طبيعت و گرايشهاي طبيعي انسان ، اين حيوانيت رو تربيتش بكنند اما حالا شما بيا برو مثلاً پيست مختلط دوچرخه سواري بين دختر و پسر ، خوب شما فكر ميكني توي يه همچين پيستي كه دختر و پسر با هم مي خواند بشينند دوچرخه سواري بكنند او نهم دختراي آنچناني با وضع حجاب آنچناني ، اينجا فطرت رشد مي كند يا طبيعت ؟ اينو به ما بگيد شما ،مردم بي شعو نيستند كه شما هم الحمد الله شعر داريد شما مسئوليتي كه اين كارها رو مي كنيد حقيقتاً وجداناً شما فكر ميكنيد طبيت رشد مي كنه در شرايط اينجوري يا فطرت رشد مي كنه ؟ اونوقت اگر ما اين كار رو منع كرديم اسمش اين هستش كه خشونت است ضد آزادي است كدوم آزادي ؟ شما هر تعريفي كه ما شنيديم از شما راجع به آزادي همه اش آزادي طبيعت بوده شما يك بار راجع به آزادي فطرت حرف نزنيد يك بار توي روزنامه هاتون راجع به اينكه انسان حق انسانيت داره حق دين داره ، حق معنويت داره حق سلوك به سمت خداوند داره حق عرفاني داره نزديك شما هر وقت حرف از آزادي زديد دين رو در مقابل آزادي قرار داديد فطرت رو در مقابل ازادي قرار دادي تمامش آزادي طبيعي بود هر كدوم كه شما گفتيد ما اصلاً با اين تعريف موافق نيستيم خداوند موافق نيست با اين تعريف خداوند انسان رو اينجوري نيافريده انسان حيوان نيست اسلام به جنبه حيواني بشر احترام مي گذاره به عنوان يك واقعيت حذفش نمي كنه در نظر مي گيره برا همين تمام احكامي كه در اسلام هست براي ارضاء طبيعت و حيوانيت به صورت كنترل شده احكام آساني است خيلي آسان بگذريم ممكن است يه كسي در اثر نفهميدن اسلام بياد سخت گيري كنه در اين قضايا كما اينكه بوده و هست در جامعه كساني باشد از روحانيت و غير روحانيت كساني باشند كه نفهمنداصلاً اين قضيه رو ولي اين به پاي اسلام گذاشته نمي شه پاي حكومت اسلامي نمي شه گذاشته شده حكومت اسلامي يك حكومت فهميده رشد يافته است پس در جامعه آرماني اسلام در حكومت فطرت گراها طبيعت به عنوان يك واقعيت شناخته شده پذرفته شده و كاملاً در مجراي مناسب خودش تربيت مي شه تسهيلات درش قرار گرفته مي شه و اساساً برخورد مناسب با طبيعت در اسلام خودش جزء چي هستش ؟ جزء عبادات هستش برا همين شما ازدواج عبادت است تفريح عبادت است كار عبادت است خوردن مؤمن عبادت است خوابيدن مؤمن ، مؤمن يعني كي ؟ كسي كه فطرتش غلبه داره بر چي ؟ بر طبيعت همه اش عبادت محسوب شده كار خنديدن عبادت است آميزش جنسي عبادت است شوخي با مؤمنين عبادت است لذات طبيعي بهره مندي از لذات طبيعت عبادت است قل من حرم زينته الله التي اخرج لعباده قل هي للذين آمنوا كي حرام كرده اين همه زيبايي و زينتي كه خداوند برا بندگانش خلق كرده بگو اينا مخصوص مؤمنيه اصلاً فطرت مدار حق استفاده از طبيعت رو داره چون ميدونه بايد با طبيعت چي كار بكنه استفاده كنه شما چاقو رو دست كي ميدي ؟ اداره برق رو دست كي مي دي ؟ دست كسي مي دي كه بتونه برقي رو كنترل كنه ديگه كه مجراي طبيعي بتونه به بقيه برسونه گاز رو دست كي مي دي ؟ آب و سد دست كي مي دي؟ ميدي كسي كه كنترل كنه دست ديوانه چاقو مي دي شما ؟ دست يه آدمي كه خل هست دست يه آدمي كه فطرتش مرده اسلحه مي دي دستش ؟ نه اتفاقاً اسلحه ، چاقو آب ، برق، گاز ، آتيش طبيعت همه اينها اتفاقاً حلال ترين وجه استفاده اش و طبيعي ترين مجراش اينكه دست فطرت مدار باشه اونا قدر اينو خوب مي دونند ازش استفاده كنند گل طبيعت ، زيبائيها و لذات طبيعي همه اش در اختيار فطرت قل هي للذين آمنوا ببين خداند خالقه جهان و انسان و طبعت و فطرت به ما مي گه كه همه اين لذتها مي خاد بهره مند بشه طبيعت رو چي كار مي كنه ؟ خراب مي كنه شما بريد در غرب ببينيد هر جا تفكر طبيعت مدارانه هست طبيعت آسيب ديده محيط زيست بيشتري صدمه اش مال كجاست ؟ مال طرز تفكرات طبيعت گرايانه است جنگلها بيشترين نابودي اش مال كجاست ؟ مال تفكرات طبيعت مدارانه است بهم خوردن روابط زن ومرد له شدن شخصيتها خود كشي ، قتل ، جنايت بيماريها افسردگيها بيماريهاي رواني مصرف قرص طلاق هر چي زشتي هست مي بيني توي جامعه طبيعت گرا هستش چون بلد نيست چه طور از طبيعت استفاده كنه مياد خراب مي كنه طبيعت رو نه از زن بلده چه جوري استفاده كنه نه از شهوت جنسيش مي تونه ازش استفاده كنه نه از ميل شكمش چه جوري استفاده كنه هيچ نمي دونه همه چيز رو داغون مي كنه طبيعت گرا اساساً بلد نيست با طبيعت چي كار بكنه طبيعت رو ضايعش مي كنه ، طبيعت به اين قشنگي كه خدا آفريده هم طبيعت كه او وجود بشر هست يعني طبع و حيوانيت او هم طبيعتي كه در خارج هست تباهش مي كنه اين فطرت مدار هست كه با همه چي در صلحه فطرت مدار هست كه احاديث ما نگاه كنيد چقدر درخت احترام داره ، چقدر گل وگياه احترام دارند چقدر گل و گياه احترام دارند ، چه قدر حيوانات احترام دارند چه قدر قوه جنسي محترم شمرده شده چقدر شكم ، بدن ، نعمات طبيعي اهميت بهشون داده شده چه قدر به نظام قضايي اهميت داده شده توي نظام تربيتي فطرت مدار هست كه اينها احترام داره در طبيعت گرايي شما ببينيد كه مصائبي كه داره مياد همه اش از كشورها ومراكز و جوامع طبيعت گرا داره مياد براي بشره پس جامعه آرماني ما به جامعه اي هستكه فطرت كاملاً تسلط بر طبيعت داره و طبيعت رشد مي كنه در سايه با احترام با امنيت رشد مي كند در سايه چي ؟ حكومت فطرت ، حق فطرت طبيعت است و حق طبيعت محكوميت هستش طبيعت شأنش اين است كه تحت تربيت قرار بگيره آزاد باشد انفجار هست برق مثل انفجار برق ، مثل انفجار گاز ، مثل ويراني سيل ، بايد آب شأنش اين هستش كه كنترل بشه برق شأنش اين هست كه كنترل بشه گاز شأنش اين هست كه كنترل بشه برق شأنش اين هست كه كنترل بشه گاز شأنش اين هست كه منترل بشه ، شأنش اين هست يعني حدش محكوميت است بايد اگر بخواد رشد بكنه اگر بخواد بالنده باشد اگر بخواد خير باشه اگر بخواد عين آخرت بشه بايد حدش اين هست كه بايد مكحكوم باشه محكوم كي باشه ؟ محكوم فطرت باشه فطرت هم اگر بخواد انسان رو به مقام شايسته اش برسونه حقش حاكميت هستش لذا به هيچ وجه خداوند در حاكميت سياسي در جامعه به هيچ وجه يكبار رخصت نداده كه يه طبيعت مدار بياد حكومت رو در جامعه به دست بگيره حتماً حاكميت بايد براي كي باشي ؟ براي فطرت گرا باشه حتماً برا همين اماما رو معصوم قرار ميده به اونها حق حكومت سياسي مي ده و بعد از دوران غيبت هم به نص ائمه عليهم السلام به روايتش رو براتون خوندم بعداً مفصل در اين رابطه صحبت مي كنم كساني حق حاكميت سياسي به جامعه دارند كه حتماً شبيه ترين انسانها به كي باشند ؟ به معصوم باشند و اهل بيت عليهم السلام باشند و الا حق حاكميت سياسي ندارند اين به نفع بشريت هستش اين به نفع بشريت هست بنابراين وقتي انسانها به طبيعت خودشون غلبه كردند و تربيت كردند اون رو از مجموعه يه همچين انسانهايي چي به وجود مياد ؟ يك جامعه فطرت گرا و فطرت مدار به وجود مي اد و بالنده و همراه با نظام هستي به سمت مبدأ خودش توي جريان قرار مي گيره چون كل جريان هستي اين هستش كه يسبح لله ما في السموات وما في الارض كل نظام هستي داره در يك حركت يكنواخت عالي بالنده داره به سمت مبدأ خودش در حركت هست فقط هست كه مختاره حيوانات دارند ي رند راه خودشون رو گياهان دارند راه خودشون رو مي رند احجار دارند راهع خودشون رو مي رند طبعت داره راه خودش رو مي ره ستاره ها وكهكشانها دارند راه خودشون رومي رند همه يه نواختند همه دارند درست مي رند فقط يه انسان مختار هستش كه خداوند بهش اختيار داره اما بهش هم گفته تو با اختيارات بايد با اخيتارات فطرتت رو جا كم كني بر چي ؟ به طبيعت تا همراه كل نظام بشي اين بحث تسبيح رو كه يسبح لله ما في السموات و الارض و تسبيح مخصوص انسان رو در بحث معاد توضيح داديم اين رو كه انسان زماني كه مسبح مي شه مسبح كه مي شه تازه در جريان طبيعي خودش قرار مي گيره و با كل نظام آشتي مي كنه در صلح و صفاست و اين كل نظام همگي با هم متحد مي رند به سمت چي ؟ به سمت خداوند تبارك و تعالي و چقدر هم لذت داره انسان طبيعت فطرت مدار بشه وب عد مي بينه يه رفاقتي بين او و كل طبيعت فطرت مدار بشه و بعد مي بينه يه رفاقتي بين او و كل طبيعت داره انجام مي شه خيلي لذت داره ، شما فرمانده هايي رو الان فرصت نيست خاطرات جبهه رو براتون بگم ما فرمانده هايي داشتيم كه در اوج فطرت مداري بودند اينا به قدري با طبيت در صلح و آرامش بودند كه نگو طبيعت براشون حرف داره خدا ميدونه وقتي انسان فطرت مدار مي شه چقدر اين ستاره ها با آدم دوست مي شند سيارات با آدم دوست مي شند آسمون با آدم دوسته ، ماه و خورشيد با آدم دوسته زمين درختان ، حيوانات با آدم دوست هستند اين تعجب نكنيد وقتي يه نفر فطرت مدار توي فطرت مداري شدن مي گيره حيوانات دونده ديگه با او كاري ندارند چون او ديگه همراه كل نظام شده لذا حيوان درنده نمياد او رو بگيره نمياد بدرش من يه راننده اي رو مي شناسم از فاميلهاي خودمون توضيح دادم براتون مثالش زياده الي ماشاء الله مرحوم آيت الله خوانساري به عنوان يه فطرت مدار وقتي گرفتنش انگليسها توي قفس انداختنش بردنش زندان شير بردند ايشون رو بخوره شير درنده پلنگ بردند ببر بردند شي مي رفتند مي نشستند پس ايشون مثل يه گربه چرا ؟ چون فطرت مدار كامل است من اگر مثال بخوام براي شماب زنم صدها مثال دارم براي اين قضيه كه طبيعت با فطرت مدار تسليم ميكنه خودش رو به دست فطرت مدار طبيعت رفيق مي شه باهاش مار مياد اما نمي گزه رفيقه باهاش شير مياد اما كمكش ميكنه نمي گزه ، نمي دره اورو راننده شركت واحد آدم متدين يه فطرت مدارخيلي قوي گفت من يه كم قبل از اينكه برم شركت واحد اتوبوس داشتم مسير مشهدي مي رفتم يه جا ماشين آب قوم شد نگه داشتم ترمز رد كشيدم رفتم ته دره ولو رو برداشتم ، هنوز هم زنده است توي دره ديدم يه پلنگ نشسته تا رفتم پائين كنار چشمه ديدم پلنگ جلوهم هست راه فراري هم نبود ديدم بلند شد آماده شد براي من همچين گاردي گرفت پلنگي گفتم گربه مرتضي علي بشين اومدم برا زواره امام رضا آب ببرم گفت ساعت نشست پلنگي آب هم برداشتم آوردم براي بقيه و الله من تضمين مي كنم اگر براي شما تونستيد اون موقع كه شير پلنگ يا مار مياد جلوتون حواستون به فطرت مداري خودتون باشه حواست باشه كه تو شيعه امام حسين هستي و شيعه امام علي عليه اسلام هستي اگر مار تو روزده نمي زنه و رو ما مي ترسيم تون موقع ماها ما رو كه طبيعت هست ضد خودمون مي بينمش اون موقع اون وقت مار مي زنه ما رو چون نتونستيم باهاش رفيق باشيم با اين شير نمي تونيم رفيق شيم اونا كه اين تسلط رو دارندر فيق مي شند اونا كه اين تسلط رو دارند رفيقي مي شند طبيعت كنار مياد با آدم مريضي برا همين در تحت قدرت فطرت مدار شفا پيدا ميكنه دست مي كشه خوب مي شه چرا ؟ راه مياد باهاش برا همين وقتي يه فطرت مدار وقتي دست مي زنه به زمين مرحوم آيته الله اشرفي اصفهاني از مام نقل كرده مي گفت : ما شب رفته بوديم اون موقع كه ايران روسها آمده بودند ايران رو گرفته بودند شب از مشهد مي اومديم از كجا پياده مياومديم با امام آب نداشتيم امام سلام الله تعالي عليه اشاره كرد به زمين امام خميني اشاره كرد به زمين آب اومد وضو گرفتيم طبيعت راه مياد همه جا با آدم راه مياد چه طور با بسيجيه راه اومد توي جنگ شما فيلمهاي جنگ عمليات مسلم بن عقيل رو ببينيد چرا طبيعت ره مياد با ما ؟ چرا هر وقت ما ميخواستيم ابر مياومد جلوش هر وقت مي رفتيم توي دشت احتياج به نور داشتيم احتياج به تاريكي داشتيم به مي اومد جلوش هر وقت مي رفتيم توي شيارها و پستي بلندي كوهها مهتاب مي شد وراهمون رو قشنگ مي ديم هزاران مورد ازينا ما سراغ داريم چرا بچه هاي تفحص مي رند جنازه شهدا رو پيدا كنند مارها وپ رنده هامي اند جنازه ها رو بهشون نشون مي دند جا شو ؟ چرا وقتي يه آدم معتقد تربيت سيدالشهدا رو ميده به طبيعت باما راهي نمياد چرا راه بياد با ما محكوم طبيعت هستيم .
ديروز دوستموني مسئول هيات پيروان شهدا عريف ميكرد مي گفتنش يه خانواده اي يه آقايي اومده بود به ما مراجعه كرد تو ي هيأت آقا : من شفاي بچه ام رو از هيأت شما ميخوام گفتم آقا ما كه بي ابروئم ما كه كاري پيش امام حسين بله اين هارت و پورت خودش مي گفت به اينهارت و پور تاري مانگاه نكن ما كه كاره اي نيستمي حالا برو هياتهاي ديگه هم بگو شايد اونا آبرو داشته باشند گفته بود نه من از همين هيأت مي خوام حاج مي گفت من روز عاشورا هيات كه ظهر اومده بود بيرون خمين خياباون سيمان هميشه هم همونجا نگه ميداريم نماز مي خونيم دسته رو دعا كرديم طوري كه چرك مغز رو گرفته بود و دكترا گفته بودند اين مي ميره چون بيماري هستش كه به اصطلاح روي مغز رو مي گيره چركها و اگر خوب هم بشه تشخص و چركها رو هم بتونند خارج كنند شخص ديوانه است يعني ديوانه مي شه بمونه ام كه مي كشه تموم شد رفت پي كارش دكترا هم گفتند از نظر ما كار تمومه دكتره هم خودش معتقده گفته اين شب تاسوعا شب عاشورا را بريد بلكه امام حسين يه كارش بكنه ميگفت من اونجا توسل كرديم به امام حسين عليه السلام گفت سينه زنها هم شور گرفتند و يه آميني گفتند تموم شد بعد از ظهر زنگ زدند كه به هوش اومده خودش تلفني داره با خانواده اش صحبت ميكنه تموم شد رفت حالا هر سال مي بيني كه مياند فروش مي اندازند توي اونجا برا هيأت گوسفند مي كشتند جلو پاي هيأت ديدند ديگه اينجوري هستش فطرت مدارها جمع مي شند حالا ما فطرت هاي ضعيفي هستيم ولي خداوند به همين هماحترام مي گذاره وقتي جمع مي شيم همون فطرتهاي ضعيف ماي ه جوني مي گيره يواش يواش كنار همديگه برا همين مي گند مؤمنا جمع شند چهل تا دعا كنند يه جمع خداوند احترام مي گذاره بهشون جمع شند دعا كنند اينا خيلي موثر هستش مجموعه فطرتهاي ضعيفه تحت حكومته طبيعت ما اون زير فشار طبيعت كه داره له مي شه يه يا حسيني همميكشه توي زندان طبيعت يه يا حسيني هم مي كشه اين مجموعه يا حسين زندانها يه كاري مي كنه بالاخره آدم رو مي رسونه به يه جايي اين همين زندانيها طبيعت پشت ميله هاي زندان طبيعت همه شون يه يا حسين بكشند يه يا زهرا بكشند يا صاحب الزمان بكشند ايناخيلي كمك مي كنه خيلي موثر است بالاخره اينا موج ايجاد ميكنه بالاخره مي شه يكي شون بگه يا حسين ضعيفه اما همه زندانيها داد بكشند يا حسين خوب فضاي زنداني يه جور ديگه مي شه ديگه بالاخره يه كمكي مي كنه به ما اين هستش.
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك