جلسه 099 - ولایت
شماره جلسه
99
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
12
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 099 - ولایت

بحث مان در مورد نحوه جهد فطرت گراها با طبیعت گراها بود یکی از این مسائل خیلی مهم در این نبرد که جزء اصول هست این است که توجه به این نکته داشته باشیم که باید در فطرت گرایی استقامت کرد یعنی اصل در فطرت گرایی و مبارزه با طبیت گرایی استقامت هست بدون این ما به هیچ جا نخواهیم رسید که حالا از همین جا این نکته را عرض می کنم که بحث صبر که در قرآن آمده بقدری که صبر در روایت به منزله سر هست برای ایمان ، الصبر من الایمان بمنزله رأس من الجسد ، صبر برای ایمان مثل رأس هست برای بدن ، کلما ذهب رأس ذهب الجسد فکذلک کل ما ذهبت صبر ذهبت ایمان ، یعنی اگر سر برود بدن دیگر ارزشی ندارد بدن از بین رفته صبر ، حوصله اگر نباشد ایمانی هم وجود ندارد این یک اصل هست که ما باید قبول بکنیم که ما در حرکت فطرت گرایانه خودمان و رشد فظری خودمان و در همچنین مبارزه طبیعت گراها باید صبر داشته باشیم چرا خوب دقت بکنید شما این نکته را قبلاً در درس های آغازین گفتیم ما حامل نفخه الهی هستیم در آن لحظه ای که ما نفخه الهی هستیم و دمیده می شود در ما یک فطرت هستیم چون و نفخت نیمه من روحی از آنکه دمیده شده است ما یک فطرت هستیم یعنی فقط یک جنبه الهی داریم جنبه خدایی هیچ چیز دیگر نیست وقتی در طبیعت قرار می گیریم صاحب یک طبیعت می شویم حالا چون انا لله و انا الیه راجعون این لله را خوب دقت کنید این لام ، لام قشنگی است انا الیه یعنی ما از آن او هستیم مال او هستیم و بسوی او بازگشت می کنیم وقتی ین بازگشت صورت می گیرد و بازگشت این نفخه هست به اصل خودش الحاق جزء به کل نیست قبلاً توضیح دادم این مسئله را خوب وقتی می خواهد برگردد چه چیزی بر می گردد همان که از اول بوده معاد هست معاد چی معاد وقتی می گویی یعنی بازگشت ، بازگشت یک حقیقت اولیه ای که قبلاً آمده حالا می خواهد بر گردد وقتی می خواهد برگردد چه جوری می خواهد برگدد و به محبوب و معشوق خودش به اصل خودش در حالی که سنخیت با اصل داشته باشد یعنی در شباهت و سنخیت هست که الحاق صورت می گیرد این یک اصل است بنابراین وقتی می خواهد از این طبیعت برگردد و قوس صعود را طی کند چیزی از طبیعت نباید همراهش باشد باید طبیعت را اینجا از آن جدا شده باشد تزکیه یعنی همین دیگر قد افلح من زکاها رستگار هست حتماً کسی که تزکیه بکند زکاها یعنی نفوس را تسویه بکند از شر طبیعت از آمیختگی و آلودگی طبیعت تسویه اش بکند بنابراین در حرکت خودت که میدانی تاز مانی که در دنیا هستی این مبارزه را داری باید دائماً این حرکت تزکیه و این حرکت تسویه را انجام بدهی یعنی چی انجام بدهی یعنی طبیعت را حذف کنی از بین ببری توضیح دادم اصلاً اسلم طرفدار حذف طبیعت نیست اسلام می فرماید فطرت باید حاکم بر طبیعت باشد و طبیعت در استخدام فطرت باشد یک بحث مفصلی داریم ما در بحث تفصیلی که در فرهنگسرا دارم الان دارم آنرا حدود پانزده جلسه است آنرا دارم میگویم اینجا اگر بخواهیم دارد یک همچو بحثی بشویم بحث خیلی کش می آید شما مراجعه کنید به آن مباحث و آن این هست که ما در حرکت فطری خودمان به سمت مقصد اصلی مان با این طبیعت خواه ناخواه روبرو هستیم گاهی مواقع باید طبیعت حذف بشود و گاهی مواقع باید طبیعت برنگ فطرت در بیاید هنز یک انسان عاقل و زیرک این است که تشخیص بدهد کجا می تواند طبیعت را به رنگ فطرت در بیاورد و کجا باید طبیعت را حذف بشود . گاهی مواقع باید طبیعت برنگ فطرت در بیاید هنر یک اسنان عاقل و زیرک این است که تشخیص بدهد کجا می تواند طبیعت را به رنگ فطرت دربیاورد و کجا باید طبیعت را حذف کند و جلویش سفت بیاستد بعنوان مثال شما فرض بفرمایید در مورد کشش جنسی بگیر در مورد شهوت جنسی ما با یک طبیعت روبرو هستیم امر فطری نیست که امر طبیعی است طبیعت ما این را می طلبد یعنی دارد نیاز به ارضاء جنسی دارد ما می توانمی به رنگ فطرت در بیاوریم چه جوری به رنگ فطرت درش می آوریم با ازدواج مشروع می توایم اینجا شکست بخوریم در مورد طبیعت چه کار بکنیم روابط جنسی را از طریق نا مشروع برقرار کنیم خودمان را از طریق نا مشروع ارضاء کنیم اینجا وظیفه ما این است که حتماً طبیعت را به رنگ فطرت در بیاوریم که دیگر مانع فطرت نشود اذیت نکند فطرت را گاهی وقتها این است که اساساً امکان این وجود ندارد که شما طبیعت را برنگ فطرت در بیاوری باید جلوی طبیعت بیاستی و حذفش کنی معامله نمی توانی بکنی کنار می توانی به آن بیائی معامله کردن ، کنار آمدن ، سازش کردن فریب خود هست و فریب فطرت هست این دروغ است باید بیاستی مقابلش و بگذاری آنرا کنار بنابراین ما راه داریم در مسیر فطرت گرایی خودمان این مسئله را داریم که ما باید استقامت داشته باشیم استقامت در مقابل طبیعت آنجاهایی که می خواهد مزاحم ما بشود اگر راه شرعی وجود دارد که به رنگ فطرت درش بیاوریم به رنگ فطرت درش می آوریم و اگر راهی وجود ندارد در مقابلش کاملاً باید بیاستیم در مقابل طبیعت چون فطرت نباید حکومتش را از دست بدهد آنکه شایستگی حکومت دارد فطرت است در شرایط حکومت فطرت است که انسان ، انسان هست و انسان وقتی فطرت بر او حاکم نباشد که یک حیوان بیشتر نیست یعنی یا مقهور کمالات حیوانی یا گیاهی است از اول عمر تا آخر عمر شاعا خواسته هایش آرزوهایش فعالیت هایش از حد کمالات حیوان بیشتر نمی روود یا نیاز جنسی است یا نیاز عاطفی است یا مسکن است یا کار است یا خوراک است یا تولید مثل است یا تفریح است و چیزهایی از این قبیل ، جزء حیوانات کمالات گیاهی مفصل گفته ایم حتی اگر روحیه خدمت به هم نوع را اگر دارد و وارد اجتماع می شود گفتیم زندگی اجتماعی و خدمت به هم نوع جزء کمالات حیوانی است جزء کمالات انسانی نیست که باز این هیچ وقت از شعاع فعالیت های حیوانی فراتر نخواهد رفت بنابراین ما باید دقت بکنیم که اصل در حرکت خودمان این است که ما صابر باشیم واستقامت بکنیم این از این اگر بخواهیم وارد این بحث بشوم فکر کنم یک چیزی حدود 20 الی 30 جلسه وارد بحث استقامت و صبر بشویم گفتیم که این بحث من قرار است فقط یک معرفی کنم بحث جهاد را از این بحث دیگری دارد مفصل پس اصل استقامت است در فطرت گرایی در مسائل شخصی خودمان خوب وقتی در مسایل شخصی خودت قرار است استقامت بکنید در مقابل طبیعت و مبارزه بکنی با طبیعت در بحث جبهه حق و باطل نور و ظلمت در بحث حزب الله و حزب شیطان در بحث جبهه طبیعت و جبهه فطرت به طریق اولی حتماً احتیاج به استقامت داری چون وقتی می گوئی جبهه فطرت با جبهه طبیعت یعنی جبهه و جمعی که متشکل از فرد فرد طبیعت های آن جبهه که شکل اجتماعی پیدا کرده ولی هر چه که می خواهد باشد حاکی از طبیعت هاست توطئه هایی که آمریکا علیه ما می کند حاکی از طبیعت های افراد سرمداران آنهاست که جمع می شود و بصورت یک مکتب در می آید در صهیونیست در امپریالیسم در کمونیست در همه اینها همینطور است مجموعه از طبیعت هاست که جمع می شوند و نبردشان را علیه فطرت نهادینه می کنند و سردمداران آنها است که جمع می شود و بصورت یک مکتب و مذهب در می آید نظم به آ« می دهند سامان به آن می دهند اهداف به آن میدهند و استراتژی دارند و تاکتیکهای خاصی دارند و میان به جنگ فطرت گراها و جبهه فطرت یعنی مجموعه ولایتی طبیعت میان به جنگ مجموعه ولایتی فطرت بنابراین وقتی شما درنظام فردی خودت به عنوان موجودی که نبرد بین طبیعت و فطرت در وجودت هست چاره ای از مبارزه با طبیعت نداری در نظام اجتماعی هم همینطور هست یعنی شما باید در مقابل جبهه بایستی و ظهور پیدا کنی جبهه طبیعت از چه چیزی استفاده می کند از همه وابستگی های طبیعی استفاده می کند چیزی دیگری ندارد که بخواهد علیه ما اقدام بکند که اینرا در یکی از جملات نسبت بحث دشمن شناسی مبسوط توضیح دادم اینرا که اصلاً اساساً ترفند های جبهه طبیعت چه ترفندهایی هست حتی جبهه طبیعت در گرایشهای طبیعی خودش حتی ممکن است مقدسات را به استخدام در بیاره یعنی طبیعت آنجا که لازم باشد با اهل فطرت مبارزه بکند حاضر تو لباس فطرت هم بره لباس فطرت را بپوشد و در لباس فطرت به جنگ فطرت بیاد توجه داشته باشید که حالا مبسوط ما در مجلات نسبت عرض کردم خوب از این مقدمه نتیجه بگیریم که اساساً کسی می تواند در مقابل جبهه طبیعت ایستادگی کند که در جبهه درونی خودش نظام درونی خودش حریف طبیعت خودش شده باشد یعنی انسانهای مقهور در مقابل طبیعت خودشان هرگز نمی توانند عضو حزب الله و جبهه نور و جبهه فطرت باشند چون آنها در نظام فردی خودشان شکست خورده هستند و اساساً حربه حزب شیطان و جبهه طبیعت علیه فطرتیها وجود عناصر و افرادی هست در جبهه فطرت که اینها شکست خوردند از کس طبیعت خودشان و از همان طریق نفوذ می کند در جریان صلح امام حسن (ع) می بینیم که معاویه از چی استفاده می کند از لشگر خود امام حسن اعضای خودش را انتخاب و تثبیت می کند یعنی کسانی که مقهور طبیعت خودشان شده اند از آنجا عضوگیری می کند و کادرگیری میکند صیاد می بیند کی با پول . می شه کی با شهوت می شه کی با تهدید می شه از انواع مختلف ترفندها استفاده می کند واینکار را انجام میدهد بنابراین اساساً اصل در جبهه بندی و در نبرد بین حق و باطی و فطرت گراها و طبیعت گراها و طبیعت گراها این است که اساساً جبهه فطرت گراها باید متشکل شده باشداز افرادی که فطرتهاشان بر طبیعتشان مسلط شده اند افرادی که مقهور طبیعت هستند و شکست خورده طبیعت هستند اونها نمی توانند در مقابل جبهه طبیعت ایستادگی بکنند چون اونها قبلاً قیافه را باختند قبلاً شکست خوردند شکست خورده ها هیچ وقت نمی توانند به جنگ جبهه طبیعت بروند پس در نظام درونی اول باید شخص پیروز شود اینکه به خودسازی درجه اول اهمیت را میدهند و اینکه امام می فرماید پیش از آنکه به جامعه به شما روی آورد خودتان را بسازید برای این هست که اگر کسی جریان فطرت گرایی در درون خودش تثبیت نشده باشد وقتی می آید به مسئولیت و پست و مقام برسد حتی در جبهه فطرت می آید به ریاست برسد در جبهه فطرت شکست می خورد ما روحانی داشتیم مجتهد داشتیم مرجع داشتیم شخصی داشتیم که در زندان ها در زمان شاه شکنجه دیدند شدیداً در مقابل طبیعت خودشان ایستادگی کردند انواعه و اقسام تنهایی بریدن از زن و بچه ، ذلت ، فحش شنیدن ، شکنجه دیدن ، سختی کشیدن ، غربت را تحمل کردند و به پیروزی اسلامی منجر شد این مقاومتها و وقتی این آقایان رفتند و به ریاست رسیدند به پول کلان رسیدند به مدیریت و قدرت رسیدند دیدیم که جنبه های طبیعی غلبه کرد در آنها و در آنها اونجا اینها شکست خوردند تعبیری که علی (ع) دارند می فرمایند که باید مثل شترهایی که مدتی در بیابان شتنگی کشیده باشند و وقتی به آب می رسند به قدری می خورند که می ترکند و می میرند بعضی ها اینجوری هستند پس باید دقت بکنیم که در نبرد بین حق و باطل در نبرد بین طبیعت و فطرت فطرت گراها باید در درون خودشان پیروز شده باشند علت اینکه شما در 20 سال توطئه ای که ابرقدرتها و همه جهان به ما تحمیل میکنند ما می ایستیم و پیروز هستیم اینست که کسانی کهدر این جبهه هستند کسانی هستند که مجوعشون (مجموع ولایتی را دارم می گم ) ممکن است تو فرد افراد ضعیفی هم داشته باشیم اما نقش مجموعه خیلی زیاد است مجموعه اونها کسانی بودند که فطرتهاشان غلبه بر طبیعت داشتند شما بچه بسیجی را نگاه بکنید بچه بسیجی یعنی مظهر حکومت فطرت بر طبیعت هیچ یک از خواستهای نفسانی نمی تواند از انجام فرمان امام یا مسئولیتهای شرعی خودش منصرف کند نه همسر ، نه فرزند ، نه مدیریت ، نه شهرت ، نه پول ، گرفتن انداختنش توی زندان ، زندان بحث اونجا فیلم مبتذل می گذارند نگاه کند نگاه نمی کند حاضر شکنجه کنند ولی نگاه نکند این یعنی مظهر حکومت فطرت بر طبیعت قدرت هست بنابراین تو همه جا پیروز است در همه جا موفق هست در همه جبه ها موفق هست در سوره انفال دقت کنید ببینید این مطلب را چه جوری عنوان می کند در سوره انفال آیه 65-66 این حقیقت را بیان می کند می فرماید که یا ایها النبی هرزِ المومنین اللقتال اینها را به جنگ تشویق کن به قتال در مقبل کفار اینها را تحزیزشان کن و خوب توجه کنید این یکن منکم عشرون الصابرون یغلبوا ماتین می فرمایند اگر در میان شما 20 صابر باشد یعنی آدمهایی که استقامتدار هستند توی جبهه فطرت تو مبارزه با فطرت خودشان هم مستقیم هستند صابر باشند صبر صفت نفسانی خود ماست نمی گه اگر شی 10 نفر ، 20 نفر اسلحه داشته بانشد تجهیزات داشته باشند غلبه می کنند به این اصلاً اینها که پیروزی آور نیست می گه انا لکن منکم عشرون الصابرون اگر شی 20 تا صابر داشته باشید یعنی 20 تا فطرت گرایی که استقامت بر فطرت گرایی دارند اصل را توجه داشته باشید 20 نفر صابر یعنی چی نگفت 20 نفر مومن 20 نفر آدم با تقوا نگفت ، گفت 20 نفلر آدم چی ، 20 نفر نماز شب خوان نه 20 نفر روحانی نه 20 نفر طلبه نه 20 نفر صابر ، صابر یعنی چی ، یعنی کسی که در مقابل کشش های طبیعت صبر کرده باشد غلبه کرده باشد بر طبیعت خودش صبر کند حمله های آنها را بتواند مقاومت کند در مقابل طبیعت نخورد زمین شکست خورده طبیعت نباشد استقامت بکند ، بایستد کامل جلوی طبیعت اینها غلبه می کنند قدرت غلبه شان چقدر است بر 200 نفر بر دویست نفر غلبه می کنند هر 20 نفر فطرت گرا بر چند نفر بر 200 نفر غلبه می کنند بعد می فرماید و ان یکن منکم مأت یغلب الفا اگر 100 تا فطرت گرای صابر داشته باشیم در مقابل 1000 نفر پیروز می شود نسبتها را دقت کنید فطرت گرای خوب و قوی من الذین کفرو بارفم قوم لا یفقرصون برد کجا می گه شما غلبه بر کفار ، کفار لا یفقهون هست اساساً ضعف جبهه طبیعت یکی از معنویاتش که الان فرصت نیست که اینها را تحلیل کنیم اینها را که اساساً طبیعت گرا بی شعور است طبیعت گرا مثالهایش را درمباحث اوایل نسبت توضیح دادیم که این بی شعور است یعنی چی قرآن می فرماید که اینها اصلاً اساساً چون محدود در طبیعت هستند ماوراء طبیعت را نمی توانند ببینند قوه تحلیل درستی هم از حقایق ندارند مثل آمریکا که دائماً در تحلیل ما اشتباه می کند و چون تمام نظام مطالعاتیش چی هست حوادث طبیعی است در طول جنگ هم اینها بریدند در تخمین حوادث انقلاب بریدند در جنگ تحمیلی گفتند ک ما سه روزه می آئیم تهران را می گیریم چرا چون با حسابهای 2×2 تای 4 تا طبیعی حساب کردند خوب درست هم بود اما وقتی نظام فطرت را نمی توانند بپذیرند چون نمی پذیرند و خودشان جزء آن نظام نیستند قبولش هم ندارند وقتی قبول هم ندارند مبناها معیارهای جبهه فطرت را نمیتوانند قبول کنند وقتی قبول نکردند به حساب نمی آیند و وقتی می آیند می بینند ای بابا پشت صحنه خیلی چیزهای دیگری هم بوده که اینها نمی توانستند ببیند و بعد شکست می خوردند اشتباه در عرض یابی خوب بعد می فرماید الآن خفف اللا عنکم و علم خیلکم ضعفا خداوند می خواهد به شما تخفیف بده و می بینه که تو شما شعف هست شما فطرت گراها قوی نیستند ضعیف شدید ، ببینید پیروزی و قدرت به درون انسانها داره بر می گرداند خدا فان یکم مأت الصابره یغلبوا مأتین اگر 100 تا صابر توی شما باشه به 200 نفر غلبه می کند یعنی نسبت 1 به 10 آمد پائین شد نسبت 1 به 2 یعنی وقتی شما ضعیفتر شدید توی فطرت گرایی خود بصیرتان و استقامتتان کم شد قدرت غلبه به دشمنان هم کم می شود وقتی یک کسی رفت رئیس شد یکجا تو مجلس رفت نماینده شد وزیر شد رئیس جمهور شد در نظام فردی و طبیعی خودش شکست خورده از طبیعت خودش او نمی تواند محکم جلوی آمریکا حرف نبرند و اصلاً نمی تواند طرحی را تصویب بکند و جلوی آمریکا بایستد مجبور هی ماسمالی کند وقتی مسئله مقابله و جنگ و جهاد پیش می آید این نماینده که نمی تواند قانونی تصویب کند جبهه فطرت را پیروز بکند بر جبهه طبیعت چون خود این نماینده مجلس قبلاً شکست خورده نسبت به طبیعت خودش بافته قیافه را این که نمی تواند برود روی صندلی قرمز بنشیند اونحا با ماهی 600 ، 700 هزار تومان حقوق و امکانات بعد بیاید مثلاً فرض بفرمایید که صحبت از استقامت در مقابل طبیعت بکند یا صحبت در مورد استقامت در مقابل امپریالیسم و از این حرفها بزند می برد بعد یواش یواش می بیند که ته قوانین یک چیزهایی در می آید که اصلاً با اونی که خواسته مردم صابر ، مبارز ، انقلابی هست جور در نمی آید فقط کسانی که می روند توی مجلس می نشینند اگر فطرت غلبه بر طبیعتشان داشته باشد میتوانند قانون فطرت گرا تصویب کند و الا از اون مجلس قانون مناسب جبهه فطر گرا در نمی آید هر چی قانون درمی آید چی هست ؟ طبیعی است و ان یکن منکم الف لا یغلبوا الفین به اذن الله و الله مع الصابرین اگر توی شما 1000 نفر صابر باشه بر 2000 نفر می تواند غلبه کند و خداوند با صابرین ست یعنی کسانی که می خواهند جلوی طبیعت بایستند منشأ فطرت یعنی خدا کمکشان می کند کما اینکه ما دراصل انقلاب اینرا دیدیم در 20 سال مقاومت در مقابل دنیا هم اینرا دیدیم فقط خدا کمک می کند توجه فرمودید بنابراین استقامت در فطرت گرایی یک اصل هست استقامت چظور بوجود می آید طرحی که اسلام دارد برای ایجاد استقامت و تربیت انسانهای فطرت گرا یک طرح دراز مدت است اسلام از قبل از تولد نسان زمینه فطرت گرایی او را فراهم می کند می گه یک زن و مرد وقتی می خواهن ازدواج کنند اولاینکه درانتخاب همسر باید دقت کنند خوب روی نظام فردی افراد کار می کند که اینها باید مومن باشند فطرت گرا باشند با تقوی باشند چه و چه باشند و این مومن باید به سراغ یک زن مومن برود و یک زن مومن باید بره سراغ یک مرد مومن چرا ؟ چون در ازدواج ما قراره سرنوشت ابدی چند انسان را که از خودمان بوجود می آید روشن کنیم و سرنوشت دنیا و آخرت خودمان را و چه بسا در اثر ازدواج من با یک زن بچه ای بوجود بیاید که این بچه فردا زلزله در اجتماع بوجود می آورد تأثیر توی اجتماع بگذارد اگر محصول تربیت من و همسرم ، فرزندی باشد که تأثیرات خوبی بگذارد ما هم شریک هستیم و اگر در اثر تربیت من جنایتکار باز بیاید و مفسد باشد توی اجتماع اون فسادش هم سهمی از تربیت من و همسرم باشد من هم مقصر هستم و گرفتار خواهم بود برای مین ما باید چکار بکنیم این آیاتی که در قرآن هست و لعبد خیر من مشرکون و لو اعجبکم بنده مومن بهتر از مشرک هست هر چند مشرک از نظر زیبایی و جمالات و امکانات ظهورش شما را به شگفت بیاره و لعمه مومن خیر من مشرکه زن مومن بهتر است زن مشرک است یعنی زن فطرت گرا بهتر است از زن طبیعت گرا و لو زن طبیعت گرا خیلی خوشگل باشد خیلی تو دل برو باشد خیلی تظاهراتش درست باشد ملاک در انتخاب باید فطرت گرایی باشد اصل فطرت گرایی برای همین داریم وقتی کسی برای ظاهر زنی بااو ازدواج کند جدای از آن نوع رابطه خرابی که با خدا برقرار کرده خداوند او را به همین ظاهر رها خواهد کرد یا اینکه اگر کسی به خاطر مال کسی با او ازدواج کند خداوند رهاش می کند با اون وضع مبنا درازدواج چی هست ؟ المومن کف المومن مبنا اینست که بر اثر ساختار فطری با هم ازدواج کنند این خیلی مهم است ساختار فطری با هم ازدواج کنند رفاقتها چی رفاقتها هم همینطور دوست گرفتن چی دوست گرفتن هم همینطور استاد گرفتن هم همینطور شغل چی شغل هم هینطور انتخاب رشته تحصیلی هم همینطور انتخاب مکان زندگی چی آن هم همینطور و همه انتخابات و ارتباطاتی که سازنده است در وجود اسنان باید بر اساس فطرت باید یک اصل است بینش پایه سازی برای جبهه فطرت از کجا شروع می شود بعد می گه وقتی خواستی اینکار را انجام بدهی قبلش زن و مرد باید آماده باشند برای تشکیل نطفه حالا نگاه کنید فصلی که از بهار شروع خواهیم کرد هفته ای یک روز مفصل برای والدین داریم مبسوط توضیح خواهیم قبلش آماده باشند و خوراکهای فطری خوبی داشته باشند تا شب تشکیل نطفه شبش هم مهم هر شبی نمی توانند تشکیل نطفه بدهند هر غذایی نباید آن شب بخورند اون شب هر طریقی نباید آمیزش بکنند هر چیزی چشمان نباید بخورد اون شب تا نطفه یک فطرت گرای خوب بسته شود وقتی که بسته شد مراقبتهای 9 ماه ماه اول چکار کن ، ماه دوم چکار کن ،ماه سوم چکار کن بعد وقتی زایمان کردی متولد شد باز وقتی می خواهی شیر بدهی چطور شیر بده وقی خواستی ..... و همه اینها که پایه فطرت گرایی انسان از کجاست از کودکی توجه بفرمایید لذا انسانهایی که از کودکی فطرت گرا هستند توجه بفرمایید بسیار آدمهای با ارزشی هستند و روی اینها همیشه می شه حساب کرد تا کسانی که زود آمدن توی جبهه فطرت و سابقه طبیعت گرایی شدید دارند خیلی راحت نمی تواند بیاید یکدفعه باید خودش را منطبق کند با جبهه فطرت می بره مگر اینکه اون سابقه منفی طبیعت گرایی کشش آن ورودش به جبهه فطرت توأم با اطلاع و معرفت باشد توأم با یک شهود قلبی باشد که دیگر پاش وایسته بگه یافتم گشتم پیدا کردم همینجا مستقیم می ایستیم شما الآن ببینید درامریکا در اروپا ببینید در کشورهای دیگر تو دل کفر در روسیه در قلب طبیعت گراها وکفر می بینید که انسانهای فطرت گرا هستند و سفت هم وای می ایستند این فیلم تولد دوباره را ببیند ، ببیند اون جوان اسپانیایی چطور یک نفره اون وایسته تو جهان محیطز مملو از تظاهرات طبیعی وایستاده دخترها و پسرهای اروپایی را ببینید چطوری وا می ایستند جلوی طبیعت گراها چطور استقامت می کنند که دختر فرانسوی چادرش را در نمی آورد حاضر است مدرسه نرود ولی سفت جلو فطرت گرایی خودش می ایستد این یک اصل هست مخصوصاً ظاهر اسلامی را حفظ می کند و با همان ظاهر اسلامی می ره به دانشگاه ، و درمحیط ظهور می کند حالا می گم که چه تأثیری داره این قضیه اصل استقامت هست باید استقامت کرد یعین جبهه فطرت گرا اصلی ترین ابزاری که داره استقامت هست یعنی با حفظ فطرت گرای استقامت تو راه خودش محکم بایستد و عقب نشینی نکند خوب حل نشدن ، ظهور فطری داستن تو چشم طبیعت گرا بودن اینها اصل هست محقی نکردن عقایدت و نترسیدن از طبیعت گرا ترس نداشتن به هر قیمتی که می خواهد باشد هر قیمت این مهم است به هر قیمت باید بایستد شروع نبرد فطرتگراها اینطوری است که چند فطرت گرا شاید یک فطرت گرا از پیغمبر شروع می شود نمونه اش را قبلاً گفتیم (ص) وجود مقدس پیامبر ،امیر المومنین (ع) که یک بچه ای هست حضرت خدیجه که یک زن هست پیامبر مسئولیت اینرا قبول می کند از کوه می آید پایین بار سنگینی بهش نا سنلقی علیک قولاً صغیرا تری جهان طبیعت گرای محض در سرزمین طبیعت گراها اون هم با سفترین انواع طبیعت گرایی هر طور که شما بگید خیلی خشن و پیشرفته اش در اینها بود یکدفعه یک فطرت گرا می خواهد بلند شود قُم انذر و ربک فکبر ، قم خیلی حرف هست قیام اولین مرحله قیام کنید و نترسید انزار بکنید حرفتان را بزنید انبیاء را نگاه بکنید 25 انثیاء را ببیندی شما اینها زمانی شروع کردند که طبیعت گرای وجود حاکم زمان آنها بوده کسی اینها را باور نمی کرده اینها شروع کردند و اینکه کسی به آنها اعتماد پیدا بکند یا نکند ، بکشند یا نکشند ، مهم نبوده و یقتلون النبی به غیر الحق قرآن می فرماید گاهی چند پیغمبر را یکجا می کشتند اکثر انبیا به قتل رسیدند آن هم با طرز وحشتناک و چه شکنجه هایی اما این را باید بدانید که همیشه باید داد زد دیگر کوتاه نباید بیایید تو جو طبیعت گراها تنها افت طبیعت گرایی اینست که یک فطرت گرایی جلوش بایستد این یک اصل هست یک فطرت گرا باید بایستد یکوقت توی یک خانواده است یکی است که می ایستد همه جو خانه طبیعت گراست یک فطرت گرا شروع می کند توی اجتماع هم همینطور در جهان هم همینطور توجه فرمودید این یک اصل است باید بایستد باید با هویت فطری اش بلند شد بایستد سلام علیکم من حرف دارم براتون من این چه که شما می گویید قبول ندارم قل یا ایها الکافرون لا عبد ما لا تعبدون نمی پرستم قبول ندارم آنچه را که شما قبول دارید اولین مرحله این اصل است کفر به طاغوت کنار بیاییم و بپذیریم آنرا بعد بگوییم حالا خدا را هم قبول داریم نمی شه ماسمالی کرد اصل اینست که اول باید طاغوت را کنار بگذاری یعنی باید به این ایمان بیاری که غیر خدا هیچ کس نعم المولی و نعم النصیر خدای من است آفریدگار من است رب من و رب جهان است رب العالمین است مدیر و مدبر این جهان است هیچ کس بهتر از او برای من نیست و حرف هیچ کس برای من بیشتر از حرف او اعتبار ندارد و حق اوست که من را می شناسد و همه انسانها را می شناسد و حق با اوست من سراغ کس دیگری نمی رم این قدر ذلیل و بدبخت و بی ارزش نشدم برم به ادمهایی مثل خودم محتاج بشوم من خالق خودم را رها بکنم برم سراغ کی از کی تبعیت بکنم از کس دستور زندگی بگیرم کسانی که مثل خودم هستند از عل شروع کردم حالا یک چهار کلاسی هم درس خوندم تو دانشگاهی و این ور و اون ور یا حو.زه ، خوزه و دانشگاه برام فرقی نمی کند موضوع اینست که این علم و این اطلاعات باید اتکا به خدا و وحی داشته باشد و الا وقتی عصمت پاش نباشد همیشه ما تزلزل داریم تو طریقه زندگیمان همیشه سعی و خطا داریم همیشه باید سرمان به سنگ بخورد هیمشه شکست می خوریم بعد می بینیم ده سال ازعمرمان گذشت یکدفعه نگاه می کنیم می بینیم تمام شد ناگهان بانگی بر آورد خواجه مرد پس چی شد این خلقت چه بود اصلاً چه زندگی ما موش آزمایشگاهی نیستیم که خودمان را بدیم دست این و آن هی هر کسی بخواهد روی ما آزمایش کند نظریه ای بدهد یا مکتبی بدهد کمونیسم را شما ببین 70 سال بود برید یا مکاتبی دیگر به بن بست رسید کدامشان به بن بست نرسیده این برای ما جا افتاده باشد بفهمم خارج از دین خدا خارج از دستوری که خدا به من می ده خبری نیست قل ان هدی الله هو الهدی بگو فقط هدایت خدا هدایت است هیچ هدایتی اجرای هدایت نیست یعنی هدایتی که متکی است به خدا فقط هدایت است بقیه اش اضلال است چرا چون جستنی بر جهل است چرا هدایت خداست که فقط بدرد می خورد چون است بر علم خداوند تبارک و تعالی خداوند خالق ماست علی یعلم من خلق و هو الطیف الخبیر کسی که خلق کرده نمی داند من بیام او را رها بکنم و سراغ کی برم سراغ جاهلین برم و مناحسن من الله حکما چه کسی از نظر حکم و آئین بهتر است از خدسات فماذا بعد الحق الی الضلال بعد از حق چه چیزی جزء گمراهی هست بنابراین قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون همه طبیعت نمی پرستند تو را کنار نمی آیند قوبلت ندارند بهت ایمان نمی آورند تسلیم تو نیستند من انسانم من خلیفه خدا هستم من حامل نفخه الهی هستم نباید کوتاه بیام در مقابل تو اگر بیام خودم را بی مقدار کردم من حیوان هم نیستم گیاه هم نیستم جماد هم نیستم بعد معرفی میکند ما را با یک عظمتی معرفی میکند انسان را می گه تو به قدری عظیم هستی که هیچ کس جزء من نمی تنه ارضات بکند هیچ کس جزء من لیاقت تو را نداره لاتدع مع الله اله الا ضد لا اله الله هو خدا دنبال معشوق دیگری نگردید هیچ کس جای خدا را برای شما نمی گیرد لا اله الا الله هیچ کس وحده لا شریک له تنها اوست که لیاقت شما را دارد هیچ کس دیگری لیاقت شما را نداره خودت را به کمتر از او نفروش به کمتر از خدا نفروش ترسیم میکند می کند ،اول همه اون اصول را خودت را بهت معرفی می کند برای همین فطرت گرایی از مبتنی بر آاهی و علم و معرفت اعتقاد راستین مبتنی بر علم نباشد هیچ وقت نمی تواند دوام بیاره ، شکست می خوره ، در مقابل طیعت گرایی فقط فطرت گراهایی تا آخر خط می رن که مبتنی بر علم حرکت بکنند مبتنی بر اعتقاد راسخ عمل بکنند فهمیده باشند اونیکه توی دستشون 100 است به این یقین آورده بانشد کاملاً یقین داشته بانشد آنکه دستشان است از آنکه دست دیگران هست خیلی بهتر است و الا نمی تواند مقاومت کند می برد وقتی فهمید خودش برتر است و انتم الا علمون ان کنتم اگر بفهمید شما بالاتر هستید قرآن می گوید شما بالاتر هستید اگر بفهمید اگر بفهمید وقتی اینجوری شد فطرت گرا تازه ساخته می شود و با این نگاه می تواند مقاومت کند بایستد در مقابل طبیعت گرا بگوید همه تان دارید اشتباه می کنید چون مبتنی بر یقین دارد حرکت می کند یک موقعی یک بچه ای جلوی یک لشگر را می گیرد می گوید نروید یک بچه کوچولو آنطرف کمین کرده اند برای شما ، شاید قبول نداشته باشند اما این بچه چون دیده کمین کرده ونقشه کشیده باشند جلوی همه لشگر میایستد و میگوید نروید من به شما می گویم دارید اشتباه می کنید کمین کرده اند چند قدم جلوتر همه تان را تار و مار می کند می فهمد آنطرف چه خبر اتس دیده برای همین همه انبیاء وقتی آمدند چهار قدم جلوتر را به اسنان نشان داده اند نه فقط دم مرگ بردند آنطرف طبیعت گفتند قیامتی هست قبری هست حساب و کتابی هم هست یک ابدیتی هم هست حواست باشد اگه کور بشوی نسبت به دیدن ابدیت خودت هیچ وقت دیگر نمی توانی نسبت به مسائل ابدی خودت کار کنی تمام خواسته هاست و تمام آرزوهایت و تمام فعلیتهایت محدود تا دم مرگ می شود ولی بعد از مرگ چیزی ندارد که بخواهد منتقل کند به آنطرف و با وضع بدی متولد خواهی شد ناقص و در شرایط زیستی آنجا هیچ چیزی نداری که ارائه بکنی آماده بهره برداری از شرایط بسیار قوی و عالی و زیبا و جاودان بعد از شرایط مرگ نیستی ، مثل بچه ای که سالم متولد نشود و اماده بهره برداری از اینجا نیست چی می شود زجر می برد بنابراین باید بعد از اینکه این فطرت گرایی کاملاً در وجود شخص محکم شد استقرار پیدا کرد شخص بیاستد استقامت بکند با اطلاعات با معرفت با یقین قیام بکند تازه برای اینکه پیغمبری بیاید در یک همچو جامعه ای قیام بکند می سازد خودش ، چهل سال تربیتش می کند تا بتواند وقتی می خواهد علیه طبیعت گرایی زمان بعد از ششصد سال بعد از حضرت مسیح بایستد در دینا بتواند بایستد بتواند دور و بری ها خودش را اغنا و ارضا بکند دور و بری هایش تا خواتند در مقابل جبهه طبیعت کوتاه بیایند و بخورند زمین بلندشان کند نیرو بدهد و به آنها قدرت بدهد و آنها را ببرد جلو کاری که امام امت (س) با این امت کرد ملتی که از یک پاسبان می ترسیدند من یادم هست بچه که بودم در میدان حضرت عبدالعظیم یک پاسبان می آمد انگار گرگ زده به گله همه فرار می کردند حکومت میکرد یک پاسبان یکدفعه بایستی در مقابل همه دنیا بگوید لا اعبدو ما تعبدون پرچم آمریکا را بگذارد زیر پایش برود روی آن آتش بزند باستاد جلو برای اولین بار در دنیا بعد از آن طبیعت گرایی حاکم یکدفعه داد بزند مرگ بر امریکا مگر کشک است این مرگ بر شوروی کی می توانست این حرف را بزند ولی جهان احتیاج به این مرگ داشت الان شما می بینید بعد از مرگ اولیه فطرت گراها درایرا و رهبر فطرت گراها گفتند کشورهای دیگر پرچم آمریکا و اسرائیل و روسیه را آتش می زنند در مصری که آمریکا حاکم بر اوست می بینی که چند هزار دانشجو می ریزند وسط پرچک آمریکا و روسیه و اسرائیل را آتش می زند شما فکر می کنید قبل از انقلاب ایران کسی جرأت این را دشات در دنیا بگوید یک کسی بگوید مرگ بر آمریکا کسی بگوید ما جلویت می ایستیم کسی بگوید مرگ بر شوروی مگر می شود فقط چون امام آنطرف را دیده بود می دانست آنطرف پوچ است تحقیرشان کرد برایش خیلی ذلیل بودند دشمنانش خیلی کوچک بودند برایش آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند یک نفراینطوری بایستاد جلویشان و اینطوری حرف بزند در مقابل جبهه طبیعت باید بایستد اینطوری حرف بزند آقای ولایتی می گه که همه سفرا آمده بودند سفیر شوروی هم آمده بود نشسته بود بعد امام داشت نصیحت می کرد سفرا را حرفهایی می زد انتقاد به ابرقدرتها کرد شوروی هم ضمناً گفت بعد سفیر شوروی بدش می آید و گله می کند به آقای ولایتی و می گه چرا ایشان ما را گفت ما که با هم دوستیم چرا هی بند می کند به ما و اعتراض می کند وسیاست ما را مطرح می کند و زیر سوال می بره آقای ولایتی می گه اقا سفیر شوروی گله داره از شما ؛ امام می گه بهش بگو تازه خیلی ملاحظه ات را کردم که اینجوری بهت گفتم او می تواند وابستد جلو طبیعت گرایی حاکم می خوام اینو بگم خدمتتان که فریاد داد زدن ایستادن به قیمت کشته شدن که هفته بعد توضیح می دهم باید شروع بشه و خون ریخته بشه چرا این چراش را هم توضیح می دهم پیغمبر شروع می کند یکنفره کتک می خوره ، تهدید می شه دیوانه بهش می گن ساحر بهش می گن حمله بهش می کنند زنش را اذیت می کنند پیروانش را اذیت می کنند ولی مقاومت می کند یک موقعی اصلاً وقتی دعوت علنی شما فکر نکنید زمینه کاملاً فراهم بوده وقتی بعد از سه یال می گن دعوتت را آشکار کن یعنی تازه باید بری جهاد بکنی و خیبر داری یعنی احد داری وقتی روزی که پیغمبر دعوت را علنی کرد دیدید که چه کار کدند باهاش ما تاریخ را خواندیم ولی باید پیغمبر علنی بکند و داد بزند و اونها هم کتک بزنند او را چون توی کتک کردن فطرت گرا هست که خیلی اتفاقها می افتد توجه فرماييد يعني ابهت طبيعت گرا بايد شكسته بشه تو سكوت شكسته نمي شه تو حرف نزدن شكسته نمي شه درمداهنه وماسمالي كنار آمدن شكست نمي شه درمخالفت علني و مبارزه هست براي اينكه تو باطلي ومن حقم در اين صورت هست كه ابهت شكسته مي شه برابرش شعار مرگ بر امريكا فراگير مي شه امام فرمودمرگ بر امريكا را ترك نكنيد چونمگر بر آمريكا مرگ مي اره براي اونها اين شعار نيست فقط حقيقت هست مبارزه است گفتن مرگ بر آمريكا احمقند كساني كه مي خوان اين شعار را از ما بگيرند احمقند كه ميخواهند لعن را ازما بگيرند بگن اين خشونت داره توش نمي فهمند اصلاً اون با الفباي مبارزه فطرت با طبيعت و جبهه حق با جبهه باطل آشنا نست كسي كهاين حرف رامي زند منطق خد اينست در قرآن منطق خدا ، تب يدا ابي لهبٍ و تب ، هست كشست باد بريده با دست ابو لهب و لعن الله هست و لبرائت منهم الي يومالقيامههست حج مان هم همينطور هست در حج انيطوري نيست كه ما برويم آنجا يك مراسمي انجام بدهيم و برگرديم حج بدون برائت حج ابراهيمي نست ما بايد آنجا داد بزنيم آنجا بايد بگوييم مرگ بر آمريكا آنجا بايد بگوئيم مرگ بر اسرائيل آنجا بايد بگو كه چه جنايت هايي چه كساني در كل عالم بر سر مسلمانان مي آورند اين مي شود فرياد يك نظام امام حاضر است اين حج 3 سال تعطيل شود و ما با شعار خودمان برويم آنجا مرگ بر آمريكا بگوئيم و اينكه اين افتخار براي ما حاصل بشود كه آنجا چهارصد تا حاجي را بكشند فطرت گرا را خون چهارصد نفر فطرت گرا در كعبه بريزند درمگه خدا ميداند اين خون چه مي كند بايد دقت كنيد كهما بايد بهاء بپردازيم براي فطرت گرايي خودمان و اين كشته شدن تلف شدن نيست ساخته شدن فطرت گراها جمع شدن فطرت گراها داد زدنشان استقامت در فطرت گرايي فرياد زدنشان و مبارزه علني اين را خوب دقت كنيد يعني تشكيل ميدهيم درمقابل فطرت گرايي يعني ما مي ايستيم در مقابلشان ، شما زمان شاه را نگاه بكنيد علما روحانيت تشيع مظهر فطرت گرايي است در همه زمانها بوده و هست و خواهد بود جلوي شاه مي ايستند اينجوري نست كه شاه بي دقدقه حكومت كند كساني هستند كه خون ميدهند و كشته هم مي شوند سعيدي ها هست آيه الله غفاري ها هست نواب هست كه هست كه هست فدائيان اسلام هستند امام هست در خيلي ازگروههاي ديگر مي ايستند شكنجه مي بينند شكنجه مي شوند دادمي زنند شعار ميدهند دستگير مي شوند زندان مي روند ، تبليغ مي كنند سخنراني مي كنند شعار مي دهندمقاومت مي كنند آنجا بايد اينجوري باشد عافيت طلبي اساساً جزؤ ناموس فطرت رايي نيست كما اينكه درنظام شخصي هم همينطور است چون درنظام شخصي اگر بخواهي درمقابل حمله هاي شيطان ه درجودت حمله مي كند به تو كوتاه بياي و بترسي و جا بزني موفق نمي شويي شما زماني مي تواني شيطان را از خودت دور بكني كه در وجود خودت بگويي منمي خواهم به تو بگويم نه من مي خواهم به تو بگويم همان موقع هست كه سيلي مي خوري تا بهش مي گويي نه سيلي مي خوري غلط ميكني حالا كارت به جاي رسيده كه به من مي گويي كه من حاكم بر تو هستم ان ربكم الا علي فرعون چه جوري نابود شد فرعون حاكميت مطلق داشت يك موسي آمد رفت آنجا گفت ايمان بياور به خدا تو باطل هستي فرعون ايمان به خدا بياورد دست ازمردم بردار يك موسي بايد بايستد آن جلو يكنفره تا بعد جريان موج بني اسرائيل ايجاد بشود تا بعد فرعون نابود بشود ولي اگر يك نفر داد نزند هميشه كه كفر مطلق است تاريكي مطلق است سياهي مطلق است بايد ايستاد همه انبياء اگر داستانشان را نگاه كنيد از همين جا شروع كردند درمطلق داد زدند مطلق طبيعت گرايي فرياد زدند و بعد پيروز شدند رفتند جلو ، قيمت پرداخت كردند اما ايستادند تا مرز شهادت هم رفتند اما اين سد بندي بايد بشود درمقابل شيطان هم همينطور هست در درون خودتان هم شما اگر بخواهيد بگوئيد اره او كولي اش را ميگيرد فقط بايد بهش بگوي نه چه در حمله از سمت راست چه در حمله از سمت چپ و چه در حمله از عقب و چه در حمله از جلو چهار تا حمله هايي كه گفتيم قبلاً توضيح داده ام اين ها را در هيچكدام از اين حمله ها نبايد كوتاه بيايي درمقابلش اگر بگوي باشد من فصلت هستم از همان طريق حكومت خودش را اعمال ميكند هيچ طرفي نبايد بهش بگويي بله بايد بگوي نه سيد الشهدا كارش همين است درعاشورا يك نه مي گويد از وقتي كه دعوت ميكنندميگويند بيا بيعت كني مي گويد نه كاري با من نداشته باشيد من بيعت نمي كنم كوفي ها دعوتش مي كنند زمينه را فراهم مي نماينند كه زمينه فراهم است بايد رهبر فطرت گراها آنجا كه فطرتگرا ها دست بسويش درزامي كنند بايد اجابت كند نمي توانيم ما دست هيچ فطرت گرايي را برگردانيم اهل هر نژاد و مليتي مي خواهد باشد هر جنسي مي خواهد باشد بايد كمكش كنيم سيد الشهداء مي رود روز عاشورا مي ايستد اگر نمي ايستاد خداوند ميداند چه بر سر اسلام مي آمد خودش مي فرمايد ان لم يستقيم دين محمد (ص) الا بقتلي فيصيف خزيني بحث اين است كه دين پيغمبر باقي نمي مانند جز به كشته شدن من ، خون من فطرت گرا بايد ريخته شود آن هم فطرت گرايي كه امام است سلطان آخرت است يك شخصيت بي نظير است كه تمام دوست و دشمن به عظمتش اعتقاد دارند يك جاهايي جبهه طبيعت خونهاي خيلي گرانبها مي خواهد خون هركس نمي تواند پرده نفاق را و پرده طبيعت را پاره كند گاهي وقتها ريخته مي شود زمان شاه خيلي ها آمدند دراين زندانها كشته مي شوند آدم هاي كوچكي كه ريخته شد هي فطرت گراي را اضافه مي كرد به تعداد فطرت گراها و اين ها را جمع كرد يكدفعه يك فطرت گراي عظيمي مثل امام آمد كه توهين به او يكدفعه رژيم را ساقط كرد در روزنامه اطلاعات يك مقاله نوشتند عليه امام توهين كردند يك دفعه فطرت گراها و اين ها را جمع كرد يك دفعه يك فطرت گراي عظيمي مثل امام آمد كه توهين به او يكدفعه رژيم را ساقط كرد در روزنامه اطلاعات يك مقاله نوشتند عليه امام توهين كردند يك دفعه فطرت گراها تحمل نكردند جلوي همه طبيعت گراها ايستادند گاهي وقتها اينجوري است گاهي وقتها امام حسين بايد كشته شود اميرالمؤمنين بايد كشته شود بايد حضرت زهرا بين در و ديوار بماند تا چيزي مايعي غذايي خوراكي براي همه فطرت گراها در طول تاريخ بماند كما اينكه ما انرژيمان را از كجا گرفتيم از محرم و صفر است كه اسلام زنده است محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته اگر خون يك عزيز با عظمتي مثل سيد الشهداء ريخته نمي شود ما مايع نداشتيم كه در مقابل طبيعت گراهاي زمان خودمان بايستم امام در جنگ فرمود تكليف ما را سيد الشهدا روشن كرده است بچه بسيجي هايي كه مقابل پانزده شانزده كشور ايستادند كه به عراق كمك ميكردند همه شان را به شكست وادار كردند و پيروز شدند يا حسين روي پيشاني بندهايشان نوشته بودند يا زهرا روي پيشاني بندهايشان نوشته بودند روي لباسهايشان با اين اذكار مي رفتند جلو تا پيروز شدند يعني من اني سلم لمن سالمكم و حرب من لمن حاربكم الي يوم القيامه من از آنجا دارم انرژي مي گيرم يك كسي مثل سيدالشهدا بايد كشته بشود كه من الان بگويم كه اين گل پرپر شده فداي رهبر شده يك كسي مثل امام بايد با عظمت بيايد جلو بگويد من قلب خودم را براي سر نيزه هاي شما آماده كرده ام ولي براي زورگويي هاي شما هرگز ، بكشيد ما را ملت ما بيدارتر مي شود اصل اين سات وقتي شهيد بهشتي كشته مي شود وقتي آقا مصطفي كشته مي شود امام مي فرمايد الطاف خفيه الهي است چرا چون خون يك فطرت گرا ريخت و از اين خون از هر قطره اش هزار تا فطرت گرا درست مي شود وقتي جنگ مي شود يعني نبرد بين حق گرايي و باطل گرايي ، طبيعت گرايي و فطرت گرايي يكدفعه جنبه الهي و جهاد به خودش مي گيرد امام مي فرمايد از الطاف خفيه الهي است وقتي رجائي كشته مي شود باهنر كشته مي شود بهشتي كشته مي شود باز مي بينيم همينطور است ما ديديم خون شهيد بهشتي چند برابر از وجود خودش اثر گذاشت يك دفعه ملت متحول شد با كشته شدنش ، نفاق بني صدر منافقن ليبرالها داشتند چه ها ميكردند در اين مملكت يك خون ريخته شد ولي بايد 72 ا خون ريخته شود يك خوني مثل خون شهي بهشتي و 72 نفرديگر ريخته بشود كه بتواند يكدفعه اين نفاق را بتواند سرنگون بكند گاهي وقتها يك خون بدرد نمي خورد گاهي وقتها فطرت گراها بايد جمع بشوند يك جا و با همدست به يك جهادي بزنند كه مي دانند ولو كشته خواهند شد همه شان اما جزء اين انرژي انفجار فطرت گرايي نمي تواند طبيعت گرايي را پاره بكند پس اعلام موجوديت در برابر طبيعت گرا يك اصل است ما هستيم در نظام فردي اتفاق مي افتد در كشور ما اتفاق مي افتد كشور ما بنا به نص اهلبيت عليهم السلام روايت اهلبيت تصريح كرده اند كه كشوري هست كه قرار است زمينه ظهور را فراهم كند يخرج الناس من المشرق فيوطعون للمهدي سلطانا مردمي از مشرق قيام ميكنند و زمينه سلطنت مهدي را فراهم مي كنند و اين كشور بايد كل مردمش قاطبه اين مردم اكثريت مردم روح حاكم بر آنها فطرت گرايي بشود تا بتواند در كل كره زمين در ارض فرياد بزند كه يا ايها الكافرون لا اعبدو ما تعبدون و نريد ان من علي الذين استفعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعل هم الوارثين مستضعفين ميخواهيم امام زمين و وارث زمين قرار بدهيم وعده تخلف ناپذير خداست اين ، قطعاً مستضعفين زمين را حاكم خواهند شد امام بارها مژده اش را به ما داده و ما به قول امام نشانه هاي پيروزي مستضعفين را بر مستكبرين داريم مي بينيم و فقط با مقاومت باايستادگي و اعلام موجوديت و بعد مبارزه ،مبارزه هم قيمت ندارد ما بايد بهمبارزه با طبيعت گرايي بپردازيم و بايد به جنگ طبيعت گرا و جبهه طبيعت برويم ولو به قيمت كشته شدن خودمان لذا درهر دو صورت پيروزي با ماست قل هل تربصوا بنا الي اهدي الحسنين آيا منتظريد براي ما غير از يكي از اين دو نيكي را داريد به دشمنانتان بگوئيد ما يا پيروز مي شويم يا به شهادت مي رسيم بالاخره هر دو صورتش پيروزي است خوب جلوي يك همچو فطرت گرايي را چه كسي مي تواند بگيرد اما اگر دادنزنيد طبيعت گرايي حاكم مي شود در جو جامعه خودمان هم الآن اينطوري هست وقتي مقام معظم رهبري مي فرمايد امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد يعني نبايد بترسيد در تاكسي بگو بابا اين را خاموش كنيد اگر نگويي خاموش كن به هواي اينكه مسخره ات مي كنند يا مياندازد ترا بيرون خيلي اشتباه كردي چون فرصت به حاكميت طبيعت گرايي را داده اي و خودت هم مست شدي بگو مياندازنت بيرون من هفته اي يكبار معمولاً مي اندازنم بيرون از تاكسي حداقل هفته اي يكبار آقا نمي نمي خواهي پياده شده خاموش نمي كنم پياده شده ، آقا پياده مي شيم ولي حرفمون و مي زنيم و همه اعضاي سرنشينان تاكسي بايد بشنوند بايد بشنوند گاهي وقتها اگر طرف اهل بحث باشه بحث مي كنمي يكبار از قم مي آمدم تا تهران بحث كرديم گفتم چرا ؟ چند نفري بودند بحث كرديم يعني اگر نگي آقا ميخوان به اسم جامعه مدني كلاه سرمان بگذارند بي دينمان كنند به اسم دمكراسي و آزادي به اسم حق مردم مي خواهند بي دينمان كنند مي خواهد اصل ولايت فقيه را خدشه دار كنند اصول انقلاب را از ما بگيرند اگر ننويسيم توي مقاله هايمان اگر داد ترينم اگر تو راه پيمايي شركت نكين اگر تو ميتينگهاي حزب الهي ها شركت نكنيم اگر اون موقع كه رهبر اشاره مي كند حضور پيدا نكنيم باختيم قافيه را بايد حضور داشته باشيم واقعه تيرماه يادمان است چند تير بود 18 تير بسيجيها اگر حضور نمي خواتند داشته باشند بعد از سخنراني آقا ببين چه اتفاقي خواهد افتاد بايد فطرت گراها حضور خود را اعلام كنند و بايستند آنجا تا همه طبعت گراها برن توي لونه هاشون جرات نكنند و هر جا كه قرار اهانتي به مقدسات ما و اصول ما بسه بايدداد زد سر كي مهم نيست ميخواد جلوي يك مرجع تقليد نفهم كودن ساده لوح باشد يا روحانيوني كه شهرت دنيا و طبيعت به شدن غلبه كرده و سوابق انقلابيشون را به يدك مي كشند و مال آنكه الآن در مقابل ولايت ايستادند بايد ايستاد امير المومنين جلوي زن پيغمبر ايستاد ، جلوي ياران پيغمبر همه ايستاد جلوي امامت و ولايت ايستادند ايستاد با همه آنها مبارزه كرد براي ماهيچ پند جزؤ اصول تقدس نداره بايد داد زد و بايد كتك هم خورد عيبي نداره در مجلس مثلاً سخنراني آقاي عبدالله نوري بچه بسيجي همانطوري كه شد در سخنراني فائزه هاشمي شد كسي كتك خورد و گرفتند انداختنش بيرون بذار بشه داد و بايد بزني نبايد به طبيعت گرا فرصت بدي جوان كرماني ما دستش را بستند جلوي دوربين ، عراقيها اسيرش كردند چي ميگه ميگه مرگ بر صدام ضد اسلام حامد الگار امريكايي استاد دانشگاه امريكا مي يادتوي كشور ما كه خيلي ها كيف مي كنند ا زدمكراسي حرف بزنند ميگه من اعتقادي به دمكراسي ندارم تو آمريكا هم مي گه اعتقادي به دمكراسي ندارم خشونت گرايي لذا اگر روحيتون روحيه طالباني هستش توي امريكا وايستاده داره حرفشو مي زنه پرفسور مولانا توي انجمن ارتباطات آمريكا دو هزار پروفسور آنجا هست از كشورهاي اروپايي ، آمريكايي زير نظرشون هست مقالش را صريح مي نويسد عليه آمريكا و سياستهايش تحليلا مي كند مي فرستند اينجا ، اونجا حرفشو مي زند روي اصول خودش هم واي مي ايستد تعارف نبايد بكنيم به هيچ وجه نبايد تعارف كنيم تعارف كردن ضعف هست حرف نزدن ضعف است كوتاه آمدن ماسمالي كردن ضعف است كنار اومدن ضعف است و فقط اينجري طبيعت گرايي عقب كشيده مي شه و الا اگر مي خواهي باش كنار بيائي باشمداهنه كني بگي بلد شما راست مي گي هي ماسمالي كني هي مي ياد جلوتر ما ديديم مسئولين ما بعد از جنگ خلي ماسمالي كردند بخصوص درمسائل فرهنگي اتفاقي كه الان افتاده را ببينند و ارزيابي كنيد ببينيد چطور مي شه چون روي اصول خودش ايمان نياوردند واي نايستادند روي اصول خودشان اينكه پيغمبر در قرآن ازش تعريف مي كند امن الرسول بما انزل اليه پيغمبر به چيزي كه نازل شده ايمان آورده بهش فهميده اين حق است يه كسي بگه مگه مي شه بهش ايمان نياره چه تعريفي است از پيغمبر نه اين بزرگترين تعريف هست از پيغمبر پيغمبر يقين داده نسبت به حرف خودش وقتي ما نسبت به دارائيهاي خودمان و حرفهاي خودمان ايمان نياورديم بايد بريم سياستهاي بانگ جهاني پول و صندوق بين المللي پول را بانك جهاني را روي كشور پياده كنيم بايد بريم اقتصاد اون طرفي را نتيجه اش مي شد قطبي شدن جامعه و افزايش فصله و شكاف بين طبقات محروم و غني هر خيلي چزهاي ديگر در سياستهاي فرهنگي وقتي يونسكو برامون تصميم بگيره تو ساختن فرهنگسراها ومسائل فرهنگيمون وقتي تصميم بگيره اون وقت نتيجه اش ببن چي مي شه و خيلي جاهاي ديگر مااگر حرفهاي خودمان را روش وايستاده بوديم و اونهايي كه خدا به ما گفته بود عمل ميكرديم هيچ وقت اينجوري باخت نمي داديم تعاريف كرديم ديگه ماسمالي كرديم خواستيم دنيا ازمون راضي بشه مجامع بين المللي ما را تأييد كنند سامزان حقوق بشر به به و چه چه بگه برامون كه هيچ وقت هم نمي گه آمريكا ازمون راضي بشه سازمان ملل ما را محكوم نكنند حرف يك آدم خود فروخته اي مثل گالين دوپل و كه و كه و كي نماينده سازمان برامون مهم بود يه موقع نرن اونجا بگن ما حقوق بشر را رعايت نمي كنيم خود دشمنان ما آمريكا و شمالي دو تا كشوري هستند كه اساساً تعهد نامه جهاني رعايت حقوق كودكان را قبول نكردند امضاء نكردند صريحاً مي گن من امضا نمي كند وايستاده روي اصول خودشان سفتند اصلاً كتمان نمي كنند كه ما مخالفيم با شي سناشون مجلش ششم رأي گيري اش تمام مي شه سناي آمريكا تصويب مي كند عليه ايران مقررات خودشون را مجلس نمايندگان هم تأييدش مي كنه سفت وايستادن روي اصول خودشون آن وقت اينجا اقايون دنبال اين هستند كه ديوار بي اعتمادي را بين آمريكا فرو بريزند و كنار بيايند با دشمنها با اسرائيل كنار بيان خوب اين معلوم است اساساً فطرت گرا نيست اين صريح نتايج بحث ماست اصلاً نمي تواند فطرت گرا باشد يك همچنين كسي جزء حزب اله نيست جزء جبهه نور نيست در حزب اخدا راه ناره او كسي كه ايمان به خدا بياره و قبول داره لا اعبدو ما تعبدون حاضر نيست با دشمن اينطوري كنار بياد از اصول خودش بگذرد هميشه ما زماني از اصول مي گذريم كه در درون از اصول گذشته باشيم و طبيعت بر فطرت غلبه پيدا كرده باشد اينجاست كه ما در بيرون هم در سياستهائي هم كه اتخاذ مي كنيم در حيطه مديريت خودمان كوتاه مي آئيم خوب اين يك بحث اجمالي خيلي فشرده است ما اگرميخواستيم مبسوط براي شما بگيم يك 20 ، 30 جلسه اي كار داشته و چون تو حيطه بحث ولايت همينمقار بيشتر نمي توانيم بيان بكنيم براتون اينقدر عرض كردم درمورد چي در مورد نحوه جهاد فطرت گراها در مقابل طبيعت گراها انشاء الله ادامه بحث براي جلسه بعد .

و الحمد الله رب العالمين و صلي الله علي محمد و اله الطاهرين

والسلام