جلسه 098 - ولایت
شماره جلسه
98
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
12
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 098 - ولایت

بحث مان اين جلسه رسيده به جهاد اينكه ما بعد از اينكه آن دو جلسه را بعنوان مقدمه درباره جهاد صحبت كرديم اساساً جبهه فطرت چگونه مي تواند عليه جبهه طبيعت جهاد بكند خوب ماوقتي مي گوييم جبهه فطرت يعني واقعاً در يك جايي عده اي هستندكه فطرت گرا هستند و خيال مبارزه با طبيعت گرايي را دارند پساولين چيز در مبارزه و اين جهاد تربيت انسانهاي فطرت گراست بايد انسانهاي فطرت گرا تربيت بشوند تا اينها توان مبارزه وايستادگي ومقاومت عليه طبيعت گرايان را داشته باشد يك بحث اين است كه ما از چه زماني شروع بكنيم بهترين زماني كه ما مي توانيم نطفه فطرت گرايي را بصورت صحيح و تا حدود زيادي تضمين شده در انسان بكاريم كي است بهترين دوران ، دوران كودكي است يعني فرض بفرمائيد ما الان به جوانهاي خودمان به دخترها و پسرهاي كه ازدواج كردند قبل از ازدواج مي گويم كه چگونه ازدواج كنيد بر اساس فطرت گرايي يني آداب ازدواج فطرت گرايي را به آنها آموزش مي دهيم اين خيلي مهم است بعد به آنها مي گوئيم با فطرت گرا فقط ازدواج كن نطفه را وقتي ميخواهي ببندي قبل از انعقاد نطفه چه كار بكنيد كه اين نطفه ز بار فطري بيشتري برخوردار باشد چون پدر ومادر در اخلاق و دين فرزندانشان موثر هستند و عقل بچه شان اينهايي كه ستون هاي فطرت گرايي است اخلاق ،دين ، عقل مهم هست غير از هوش است هوش ضريب كارائي مغز است ممكن است يك بچه اي هوش خوبي داشته باشد و شاگرد اول كلاس ممكن است باشد و دانشمند بشود اما فطرت گرا بار نيايد ، پزشك موفق ، مهندس موفقي باشد اما هيچ وقت فطرت گرا بار نيايد عقل غير از هوش است عقل ما عبد به الرحمن و كتسب بهالجنان است عقل يعني يك نيروي پر كشش و جستجوگري كه دنبال معبود ومعشوق خودش مي گردد ومي خواهد آنرا پيدا كند بي نهايت مي طلبد پس راهنمايي مي شودتوسط شرع كه چه كار بكنيم كه نطفه وقتي مي خواهد منعقد بشود در بهترين شرايط فطري منعقد بشود وقتي قرار مي شودنطفه حضرت زهرا (س) بسته شود پيامبر چهل روز مي رود عبادت درغار حرا بعد مي آيدنطفه حضرت زهرا را مي بندد حضرت خديجه (س) مي گ.يد منوقتي كه نطفه پيغمبربه من انتقال پيدا كرد فهميدم نوراني شدم انگار كه نوري از ايشان به منمنتقل شد اينها كارهاي مهم است در ايجاد جبهه فطرت يك جبهه قوي در فطرت گراها ، يعني انسانهاي اينجوري بار آورده بعد دوران بارداري باز مراقباتي دارد ودستور العمل هايي دارد كه باز چه كار كنيم كه اين دوران بارداري با بيشترين سهم از فطرت گرايي به يك تولد موفق بيانجامد و بعد چه كار كنيم كه در دوران شيردهي و تربيت كودك اين را فطرت گرا بار بياوريم در دوران هفت سال اول به چه نحوي هفت سال دوم و هفت ساله سوم وقتي كه درست عمل ميكنيد جامعه از افراد فطرت گري قوي تشكيلمي شود قوه و بنيه استقامت در مقابل طبيعت گراها را دارند براي همين هم دراسلام سفارش شده است كه شما وقتي مي خواهيد كار تبليغي ودين بكنيد فشاركار تبليغي و ديني تان را بيشتر ببريدروي جوانها و افراد كم سن و سال ، عليك بالاهداف فانهم اسرع الي كل خير امام (ع) مي فرمايد برو سراغ جوانها ، چون آنها سريعتر هستند به سوي هر خيري يعني به سرعت خير راجذب ميكنند امام امت وقتي تبعيدش ميكردند از روي شايد تمسخر يا تحقير يا تعجب يا سوال به او گفتند آخر تو چه ياري داري كه ميگويي من ميخواهيم رژيم را سرنگون كنم فرمود يارهايمن بچه هاي كوچكي هستند كه دركوچه ها الان دارند بازي ميكنند وقتي شما به پانزده سال بعد نگاه ميكني يارهاي امام را مي بين كه انقلاب 57 را رقم زدند مي بينيكه بله پنزده سال پيش اينها غالباً كودك بودند يا نوجوان بودند داشتند دركوچه ها بازي ميكردند خود من يك وقتها فكر ميكنم كه آن موقع كه امام را تبعيد كردند من هنوز متولد نشده بودم من 43 متولد شدم امام 42 تبعيد شدند ولي وقتي فكر ميكنم مثلاً چه دوران كودكي را ميگذراندم دراين دوران كودكي كه شاه داشته روي ما زحمت ميكشيده تلاش مي كرده آمريكا وكسان ديگر كه چه بلايي سر ما بياورند دراين مدارس و جاهاي ديگر ما چه جوري داشتيم آماده مي شديم كه درانقلاب 57 برويم تظاهرات كنيم من خودمهفده سالم بود رفتم جنگ داشتيم آماده مي شديم كه برويم جهاد ، جهادي كه هزار و خرده اي سالنصيب كسي نشده اصلاً بابش بسته بوده خيليمهم است اين قضيه ، شورانگيز است تفكر دراين زمينه ، الان هم كه دارم نگاه مي كنم به اين بچه هاي كوچك كه دراين جلسات قرآن مي آين مي گويم اينها عروس ودامادهاي دولت كريمه امام زمان هستند و سربازان آندوران هستند به اين چبه ها كه نگاه ميكنم يك جور ديگري نگاه ميكنم شايد خوداينها هم نميدانند كه چه اينده اي درانتظارشان هست و قرار است كه چه كار بزرگي را در كل زمين و به تعبير قرآن ارض انجام بدهند ونريد ان نمن علي الدين استعضعفوا في الارض و نجعلهم ائكه قرار است امام زمين بشوند و وارث زمين بشوند و خودشان هم نمي دانند ولي براي من بسيار دوست داشتني هستن اين بچه ها وقتي به آنها نگاه ميكنم بنابراين اسلام خيلي توجه به اين مسئله دارد يعني تعصب زياد توجه زياد به اينكه ما خيلي به اين نقطه از زمان كودكي و جواني به هر حال جوانها دقت كنيم دين اسلام هم اگر شما دقت بكنيد دين جوانها هست پيامبر (ص) وقتي شروع كرد با جوانها شروع كرد وقتي شروع كرد آدمهاي پير ومسن خيلي كم بودند حتي در مورد امام زمان هم داريم كه لشگريان امام زمان همه جوانند و پير در آنها اندك است مانند نمك در طعام يا سرمه در چشم تعبيراين است لشگريان امام امت شما اگر ديده باشيد در جبهه 8 سال همه درهمين سنين بودند ومن همكه به جمع نوراني شما كه نگاه مي كنم كانه يك شبي از همان شب هاي جبهه استكه بچه ها دور هم جمع شده اند و با هم جلسه اي داشتند همه هم تيپ هم و سنهاي اينطوري بودند ما از 4 ساله داشتيم تا 70 ، 80 ساله ولي غالب سنين را همين سن تشكيل ميداد سنهاي بين متوسط 30 سال بود بين 20 تا 30 سال بيشترين رزمنده ها را ما در اين سنين داشتيم براي همين جبهه فطرت اگر بخواهد كار كند بايد سرمايه گذاري اصلي اش اين باشد روي ان قشر كار بكند سرمايه گذاري كند چون اينها آمادگي زيادي دارند براي فطرت پذيري دلايل مختلفي دارد يكي از اين دلايل اين است كه جوان بر عكس افراد مسن ، به دنيا نمي چسبد جوان انس با دنيا ندارد خيلي راحت از دنيا ميكند پا كه به سن مي گذاري مي روي بالاي سي سال زن و بچه دار كه مي شوي يواش يواش مصلحت انديشي مي شوي به جاي عشق به جاي هيجان به جاي شور به جاي پذيرش عشق كه راحت بتواني فداي معشوق كني همه چيز راديگر نمي توانيد دست و پايت مي لرزد مي خواهي بروي هزار و يك جور بايد چرتكه بيندازي بعد سن كه مي رود بالاتر همينطور براي همين جوانها خيلي امادگي براي اين كار را دارند فطرتشان هم قويتر است گناه كمتري كرده اند آمادگي خيلي زيادي دارند جوانها آمادگي عاشق شدن دارند يعني بهترين سن عشق در جواني است و اگر معشوق حقيقي را به آنها معرفي كنيد در فطرت خوب خيلي بيشتر جذب ميكنند براي همين شما در هشت سال دفاع مقدس مي‌بينيد كه جوانهاي ما چون معشوق حقيق خودشان را پيدا كردند پاي كار ايستادند يعني اگر اين جنگ بيست سال هم طول مي كشيد باز ما با همين قدرت مي رفتيم جلو كم نمي آوريم و اين درست سنگر قوي هست كه فطرت گرايان در دل طبيعت گرايان دارند يعني وقتي جبهه فطرت تشكيل شد مهم نيست از چند نفر بعداً توضيح مي دهم دراين مورد اصلي ترين چيزي در لشگريان طبيعت هدف گيري ميكند عبارت از فطرت طبيعت گراها ست فطرت يك حقيقي است كه در همه انسانها هست بدون استنثناء همه دارند و همه عاشق خدا هستند كم و زياد براي همين شما خيلي مي تواني اميدوار باشي كه وقتي مي خواهي بروي به سمت يك طبيعت گرا تا حدودي زيادي ميتواني اميدوار باشي كه فطرت خفته را چون حقيقت اصلي هست بيدار بكنيد درستسات طبيعت گراها هم در درون ما سنگر دارند آن طبيعت ماست آنها هم اينكار راميكنند آنها بچه رزمنده ما را مي بردند در زندان به او فيلم مبتذل مثلاً سوپر نشان بدهند كه مثلاً جوان ما ببردندش به امام بدهد يا فحش به انقلاب بدهد ولي تجربه ثابت كرده است لشگري كه ما در دل طبيعت گراها داريم بسيار ماندني تو چون قسمت اصلي حقيقت انسان راتشكيل مي دهد عبارت است از فطرتش همان نفخه الهي هست براي همين برد با جبهه فطرت بيشتر هست يعني قدرتي كه جبهه فطرت دارد خيلي بيشتر از قدرتي است كه جبهه طبيعت دارد و اين اتفاقاً احتياج به هزينه هم زياد ندارد هر جا را شما نگاه كنيد ما تجارب خيلي زيبايي داريم در اين زمينه رسول خدا يك فطرت گراي صد در صد است كامل يعني طبيعت در او نيست حضور و ظهوري ندارد كاملاً طبيعت مقهور فطرت است صد در صد مقهور هست يعني كاملاً فطرت سوار روي طبيعت است يك شخصيت اينجوري خوب اين شروع ميكند اين وقتي شروع ميكند كساني هستند در انسانها كه اين سوسو بزند امير المومنين بعنوان يك فطرت گراي ناب كمكش هست يك بچه كوچك اما فطرت گراي صد در صد حتي موقعي كه جبرئيل وحي را نازل ميكند بر پيغمبر اميرالمومنين در غار هست ميگويد من صداي وحي را و صداي نعره شيطان را موقعي كه وحي نازل ش شنيدم آنجا بودم حضرت خديجه با دو نفر شروع ميكنند اين را يكي از سران هست نقل ميكند كه من با ابن عباس نشسته بودم ديدم كه رسول خدا آمد بعدها اين را نقل ميكند ميگويد رسول خدا آمد و يك بچه كوچولو آمد پيشش سمت راستش و يك زني آمد سمت ديگرش و شروع كردند به نماز خواندن من آنوقت نمي دانستم نماز چي هست بعد به ابن عباس گفتم اين چي هست يا به عباس گفتم اين چي هست گفت اينها مسلمان هستند و او ادعا ميكند كه رسول خداست اين هم به او ايمان آورده اين خانم هم به او ايمان آورده خوب آن مي گفت من آن موقع نمي توانستم اين را خوب هضمش بكنم بعدها كه مسلمان شدم گفتم اي كاش من نفر چهارم بودم مي رفتم اقتدا مي كردم و سبقت مي گرفتم به اين كار ، خوب دقت كنيد صحنه را يك نفر هست شروع مي كند آنقدر هم وقتي مي خواهد شروع بكند اين پيام سنگين است كه حضرت لرز دارد از كوه مي آيد پايين خوب شوخي نيست جبرئيل به او نازل شده و يك همچو رسالتي بعهده اش گذاشته شده من مي دانم الان مو به بدن همه شما راست شده اين صحنه يك صحنه خيلي عجيبي است جيرئيل آمده با آن عظمتش كه ميگويد من امده ام تمام جاها را جبرئيل پر كرده است تمام فضا را پر كرده يك موجود عظيم بعد يك همچو چيزي بهش نازل كرده حالا دارد مي آيد پائين بعد از مدتها لرز دارد مي آيد توي خانه مي پيچد به خودش عبا را مينشيند يا دراز ميكشد ايه مي ايد يا ايها المدثر ، يا ايها المذمل پاشو الان وقت استراحت نيست بايد شروع كند از كي شروع كند بايد به خديجه بگويد امير المومنين كه از اول راه افتاده بود و بعد شروع كند آنوقت كجا در وحشي ترين شرايط زيستي در عربستان آدم هاي متعصبي كه ولدورانت براي اثبات اينكه پيامبر از طرف خدا آمده بحث دارد ويلدورانت ميگوئيد ما نمي توانيم باور كنيم اين از طرف خدا نيامده براي اينكه عرب جاهليت زمان پيغمبر ثابت كرده بود كه هيچ كدام از اقوامي كه به اينها حمله كرده بودند و خواستند عقيده يا تفكري را تحميلكنند نتوانستند مقاومت اينها را بشكنند و اينها متعصب ترين اقوام بودند نمي پذيرفتند زيربار هر چيزي نمي رفتند حالا فكر كنيد عرب آنطوري عرب جاهليت متعصب و مغرور سر مثلاً يك شتر مثلاً چهل سال مي جنگيدند اقوامشان با يكديگر آدمهاي اينجوري كه يك حالت فوق العاده اي دارند ونفوذ ناپذير يك پيامبري از وسط آنها شروع ميكند و تبليغ ميكند بعد يك دفعه درعرض چند سال بصورت مخفي اول از جوانها شروع ميكند جوانها جمع مي شوند دورحضرت بعد ديگر به ده سال نمي رسد پيغمبر فتح مكه مي كند يعني از موقعي كه شروع مي شود قضيه ده سال بعد پيامبر با جمعيت چند هزار نفري مكه را فتح مي كند چقدر فطرت گرا دارد دور پيغمبر وقتي مي گوئيم لشگر چند هزار نفري يعني چند هزار نفري مكه را فتح مي كند چقدر فطرت گرا دارد در پيغمبر وقتي ميگوئيم لشگر چند هزار نفري يعني چند هزار نفر پاي كار ايستادند تا براي پيغمبر وقتي مي گوئيم لشگر چند هزار نفري يعني چند هزار نفر پاي كار ايستادند تا براي پيغمبر شمشير بزنند قبل از آن بالاخره بدر را داشتند احد را داشتند امتحان پس دادند در اين قضاا حالا توضيح ميدهم كه اين بدر و احد و اين شكنجه ها چقدر موثر هست در اين قضيه كه جلسه بعد توضيح خواهم داد كه اساساً وقتي فطرت گرا مي خواهد شروع بكند فطرت گرا مفت نبايد كا ركند واصلاً نمي تواند مفت كار كند بايد با شكنجه باشد كارش با ازار ديدن باشد با زحمت كشيدن باشد بامبارزه باشد با شمشير زدن باشد يعني طبيعت گرا تا به محض اينكه يك فطرت گرا بخواهد در يك جو طبيعي دقت كنيد در ك جوي كه طبيعت حاكم است فطرت گرا به محض اينكه بخواهد شروع كند با كشتار با خشونت صد در صد طبيعت گرا روبرو مي شود اصلاً طبيعت گرا تحمل يك همچو چيزي را ندارد كه به او بگوئي آقا بيا خدايان را بگذار كنار ، شهوت را بگذار كنار ، مشروب را بگذار كنار چي چي چي همه را بگذار كنار و بيا يك خداي واحد ، به قول خودشان مي گفتند اينهمه خدا راول كنيم برويم يك خدايي كه اصلاً نمي بينم رامثلاً پرستش كنيم توضيح مي دهم اين را انشاء الله جلسه بعد برايتان اما از اينجا بايد شروع بشود يعني برويم روي تربيت فطرت گراها وقت يما ميگوئيم تربيت فطرت گرا غير ازتربيت طبيعت گراست ، طبيعت گرا حالا فرصت ندارم اين را برايتان بيان كنم طبيعت گرا را وقتي قرآن بررسي ميكند و دنيا گراها را اينها را دنيا را و باطل رامثل كف روي اب معرفي مي كند للحق دوله و للباطل جوله حق دولت دارد مي ماند مستقيم است يك كمي حق در كسي زنده بشود غير ازمقدار زيادي باطل هست اگر يك شخصي از حق گرايي و فطرت گرايي در وجود كسي روشن باشد غير از حجم عظيم تبليغات طبيعت گرايي است كه در وجود اين شخص اثر مي كند علما در زمان امام مثال دوم را برايتان بزنم در زمان امام با انقلاب 57 بعنوان مقدمه ظهور امام زمان چه جوري انجام شد شاه با پدرش 50 سال زحمت كشيدند جالا كار با رژيك هاي قبل نداريم ولي اينها 50 سال دوتايي بعنوان مأمور استعمار كار كردند دراين مملكت علما ، روحانيت ، تشيع كه حق عظيمي براي هميشه به گردن همه انسانها دارد ذره ذره كار خودش را شروع كرد حالا جلسه بعد توضيح مي دهيم كه اين ذره ذره كار كردن يعني چي ، استقامت در فطرت گرايي به كجا مي انجامد ، كارش را شروع كرد و در همين مسجد نماز جماعت خودش را ميخواند يك عده از سران فطرت گرايي را گرفتند انداختند زندان ، امام را تبعيد كردند يك عده ازكساني كه در اين كار خيلي قهار و قوي بودند و كارها و عمليات نظامي انجام ميدادند نخست وزير ميكشدند طرح هاي آنطوري مي ريختند آدم هاي گردن كلفتي بودند رژيم مي دانست اين ها در كله هايشان طرح دارند براي اينكار مثل‌آقاي بهشتي مثل‌آقاي باهنر مثل مرحوم طالقاني همه راگرفتند انداختند در زندان و بقيه پشت صحنه قضيه كار خودشان را ميكردند بقيه نماز جماعت ميخواندند مسئله اش را مي گفت كاري نداشت كه جمعيت زياد است يا كم ، حرفش رامي زد نطفه هاي فطرت گرايي را ميكاشت دردل مردم اين پا مي شدمي رفت شب مراد برقي را هم نگاه مي كردي مي رفت فيلم هاي اينجوري هم نگاه ميكرد طرف جوان مي آند اينجا فرض بفرمائيد ماه محرم ، آخوندِ برايش صحبت مي كرد آن دختر بازي اش راميكرد بعد هم مي رفت سينما فرض بفرمائيد كه فيلم هاي آنچناني هم نگاه ميكرد اما اين تخم ها كاشته شده بود يعني فقط احتياج داشت به اينكه يك زمينه مناسبي باشد يكدفعه شكوفا بشود و جوانه بزند در بدترين نقاط مثلاً در تهران لاله زار مثلاً شما در نظر بگيريد مركز سينماها و فيلم هاي آنچناني در نظام اباد مثلاً مهديه تهران ،مهديه نظام اباد بعد در تهران مهديه تهران در جاهاي ديگردر شهرهاي ديگر علما آهسته ولي پيوسته كار خودشان راداشتند انجام ميداند ظاهراً وقتي به حجم طبعتگرايي نگاه ميكنيد حجم زيادي دارد از طريق تلويزيون ، سينما ، رژيم ، مجلات ، روزنامه ها مدرس دارد مي رود سراغ جوانهاي ممكلت ما ومردم اما طبيعت گرايي وقتي جربانش را نگاه مي كني جريان خيلي كم عمق و ضعيفي است علي الظاهر در جمع آن موقع اگر نگاه بكنيم اما چون مخاطب طبيعت گرايي طبيعت است كه قسمت اصلي وجود انسانهست همان كار كوچك و كم درمقابل حجم عظيمي از طبيعت گرايي وكار طبيعت كار بسياري زيادي بود و موثر براي مين وقتي مراحل تكامل رسيد يني سال 57 آن كبريت قضيه زده شد آن تمام كاشته ها علما در اين پنجاه سال يكدفعه منفجر شد و شكوفا شد يك دفعه همه ملت به تعبير امام الهي شدند و فهميد اين طبيعت گراي هايي كه تحميل كرده بودند به ملت مثل موج بود مثل كف روي اب بود كه خيلي جولان و نمود دارد ولي بعد از يك مدت مي خوابد و به تعبير قرآن كف مي رود و فقط آن مايع زلال و اصلي مي ماند توجه فرموديد بنابراين اساساً حجم كمي از حق گرايي و فطرت گرايي ميتواند درياي بزرگي طبيعت گرايي را از بين ببرد من درمدارس يادم است ما شاگرد اول شده بوديم شاگرد زرنگ بوديم علاقه اي هم به شركت در برنامه هايي كه رژيم داشت نداشتيم انصافاً و به ما گفتند كه شما كه شاگرد اول هسيد به ما پيشنهاد دادند شما برويد پيش آهنگ بشويد سازمان پيش آهنگي بود زمان شاه و بيايد پيش اهنگ بشويد در پيش اهنگي دخترها و پسر ها را جمع مي كردند ولباسهاي متحد تنشان مي كرد ودستشان را درهر رابطه اي باز ميگذاشند در فساد و اينها اين طرحي بود كه غرب چيده بود كه به هر حال جوانها درمدارس و جاهاي ديگر اين فرهنگ خودشان را بتواند ما نمي رفتيم گفتند اگر شما عضو نمي شويد بايد با اينها اردو برويم مي آئيد برويد اردو برويم اردو ما را برداشتند بروند اردو يادم هست ما رامنظر به بردند كه الان شهيد باهنر مي باشد ما نمي فهميم يك وقت كه مي گوئيم منظريه الان شهيد شده شهيد باهنر يعني چه اين يك ذره فكر مي خواهد وقتي شهيد باهنر به اسم يك روحاني شهيد كه نخست وزير مملكت بوده و خودش هم شهيد شده بعد ما را بردند آنجا ديديم كه چند هزار دختر و پسر را جمع كردند آنجا با يك وضع خيلي فجيعي بعد برنامه ها را يك جوري چيده بودند كه امكان هر نوع سوء استفاده و انحرافي وجود داشته باشدمثلاً ما از كوه ودرخت بازديد مي كرديم ولي اينها براي اينكه بتوانند اين طبيعت گرايي را در بچه ها كاملاً نفوذ بدهند جبراً جمع كردند يادم هست مي گفتند همه بايد جمع شوند آماده باش است آنجا هم خوب اردو بود مراسم چي هست رقص مختلط دختر و پسر يك عده آدم هاي بي عرضه مثل ما كه تماشاگر بودند ولي آنها كه با عرضه بودند مي رفتند شركت ميكردند و در رقص مختلط خيلي چيزهاي ديگري خبرها بود معلم ها با هم زن ومرد هاي معلم با همديگر يك بساط خيلي عجيبي بود من آن موقع پنجم بود و برنامه داشتند آنها اتفاقاً آن قضايايي كه بايد جوانها را به اين سمت بكشند دانشگاه هم وضع بدتر بود دانشگاه حالا خيلي فجيع بود كه چي خبر بود چه برنامه هايي در دانشگاه چيده بودند كه اساساً آنقدر غذاهاي طبيعي گذاشته بودند براي دانشجوي ما واقعاً درود بر دانشجويان مسلمان ما كه در آن محيط ها مثلاً محيط دانشكده فني دانشگاه تهران كه چيزي بود آن موقع ها در اينها اينها حزب اللهي بار مي آمدند نماز ميخوانند يك كسي مثل شهيد مطهري اصلاً از دل حوزه قم يك فيلسوم ، بلند مي شد يك عارف مثل مرحوم الهي قمشه اي (رض) مثل مرحوم شعراني اينها مي رفتند درمركز توليد طبيعت گرايي استادي دانشگاه را قبول ميكردند و مقاومت ميكردند شما نگاه كنيد عكس هايي كه مرحوم مطهري دارد همه شاگردها كرواتي و فكلي ايستاده اند با استادشان عكس ميگيرند ولي اينها خوب دقت كنيد مي دانستند كه دارند چه كار مي كنند كاري كه علماي ما كردند در قرون مختلف همين طوري بوده خوب دقت كنيد ميخواهم ريشه ها را توجه كنيم كه ما ظاهر بين بناشيم كه يك كسي مثل خواجه نصير چه جوري در دربار راه پيدا ميكند يك كسي مثل مرحوم علامه مجلسي چه جوري با در بار ارتباطش راحفظ ميكند چون ميداند كمي از فطرت گرايي و مركز فطرت بخواهد ارتباط پيدا كند بامركز طبيعت گراي مي تواند از خود آن طبيعت گراها را مركب خودش قرار دهد براي بسط فطرت گرايي ، امام رضا وليعهدي را مي پذيرد مي آيد در ايران اما با همان محدوديتش چه كار كرد با ايران ، بهتعبير مقام معظم رهبري قلب جمهوري اسلامي ايران است مشهد مقدس حرم امام رضا ، چه كار كرد امام رضا يك عارف يك عارفي كه بقول علامه كه خودش قطعاً يك عارف واصل است ميگويد ما سه نفر اساتيد ايشان هستند يكي مرحوم اين طاووس است مرحوم بحر العلوم ومرحوم ابن فهد صلي اين طاووس يك شخصيت بسيار كم نظير هست كسي هست كه آنقدر فطرت گراست كه روزتكليفش را جشن ميگيرد يك بچه است خودش جشن مي گيرد يك وقت ما براي بچه هايمان جشن تكليف مي گيريم اين تحميل ميكنيم ميگوئيم بيايند جشن تكليف بگيريم از ما دارد طراوش ميكند ولي يك موقع است يك بچه خودش براي خودش جشن مي گيرد خودش تكليف خودش را جشن مي گيرد مي گويد مكلف شدم به خدمت خدا بار پيدا كردم مشرف شدم از اين به بعد تكليف الهي ومن بصورت جدي مخاطب خدا هستم چون وقتي تكليف نيست در بازي نيست بازي اش نداده ان اصطلاحاً ميگوئيم ما نخودي هست يا ذخيره هست ولي وقتي آوردند داخل گود فرشته ها مي آيند راجع به اعمالش حساب وكتاب است اين كيف ميكند از اينكه موردخطاب الهي قرار گرفته بازي داده خدا در حركت انساني به سمت بي نهايت يك بچه است اينطوري است مرحوم ابن طاوس خوب يكعارف آنچناني فقيه يك عارف يك دانشمند ‌آنجوري بعد مي بيني ارتباطش را با هلاكو ختان رئيس مغول ها حفظ ميكند براي اينكه تشيع آسيب نبيند ببين چقدر حق دارند گردن ما مرحوم علامه حلي و بزرگان ديگر بخوانيد سرگذشته آنها و بعد ما تفسير درستي ازارتباط علما با دربار داشته باشد كه چرا حفظ ارتباط ميكردند بادربارها براي اينكه وقتي يك كسي مثل مرحوم فلسفي رحمه لله عليه يك كسي مثل آيت الله بروجردي كه ارتباطشان را با شاه حفظ ميكردند نماينده داشت اقاي بروجردي يك شخصيت خيلي بچخته و با سوادي مثل مرحوم فلسفي را نماينده ميكند كه با همه وزراء ارتباط دارد همه مي شناسند و سخن گوي رسمي روحانيت تشيع هست اروپا مي رود امريكا مي رود كشورهاي ديگر مي رود يك شخصيت جهاني است هه روساي جمهور مي شناسند آقاي فلسفي را رجلسات مذهبي شركت ميكند سخنرانيهاي رسمي دارد بعنوان نماينده عالم تشيع مراجع پيغامي براي وزراء و شاه داشتند در حوادث ودرگيرهاي زيادي كه بود آقاي فلسفي يك نماينده هست آنجا پيام ها را مي رساند بعد از امام هم باز آقاي فلسفي نميانده امام هست زمان ظهور با سلطنت طلب ها وكسان ديگر و باگروهاي ديگر باز مي بيني ايشان نمايندگي خودش را حفظ ميكند فوق العاده اين مهم هست اين ها راهكارها هستند الان نميخواهم بطور تخصصي وارد بشوم اگر بخواهم بطور تخصصي وارد بحث جهاد ومسئله غلبه چون اين بحث طبيعت و فطرت يك بحث طبيعت و فطرت يك بحث مستقلي هست من فقط الاندر حيطه بحث ولايت ميخواهم اني را برايتان مطرح ميكنم اگر مستقل بخواهيم به آن بپردازيم يك سي جلسه اي فقط بايد همين بحث را انجام بدهيم كه اساساً راهكارهاي جبهه فطرت و حزب الله براي نفوذ در طبيعت و شيطان چي هست و چگونه ميتواند تحول اساسي را ايجاد كند اين تحولات هميشه لزوماً اين مبارزات اگر تمام تاريخ را نگااه بكنيد مبارزات مسلح نبودكمتر دست به شمشير برده شده و جبهه فطرت هميشه موفق بوده فعاليت ارام بدون خونريزي حجم عظيمي از طبيعت گراها را شكار بكند در مراحل خاصي دست برده شده به شمشير ولي حتماً هم لازم هست مي بيني جاهايي جاهايي لازم مي شود كه شما دست ببريد به شمشير بايد شمشير بزنيد آن سر جاي خودش حالا جلسه بعد راجع به اين قضيه برايتان صحبت خواهم كرد بنابراين بمسئله عضوگيري و كادر سازي بعنوان اولين پله و مهم ترين پله در نبرد بين طبيعت گراها و فطرت گراها بايد به آن توجه كرد دقت كنيد عضو گيري ما فرق دارد با عضو گيري آنها ، آنها مجبورند به خاطر انكه با قسمت ضعيف وجود ما يعني طبيعت سر وكار دارند براي اينكه بخواهند اين را فعال كنند حجم عظيمي سرمايه خرج كنند درمقابل اين كار ما نه ما با حجم كمي سرمايه گذاري و تلاش چون با روح سر وكار داريم احتياج خيلي به ابزار نداريم وخيلي كم احتياج داريم نه اينكه اصلاً احتياج نداريم مي توانيم عضو گيري كنيم و عضو گيري ما قوي تر هست از عضوگيري آنها ، مرحوم مطهري تخليل زيبايي از تبليغ مسيحبت در افريقا وتاريخ اسلام در افريقا كرده كه چرا مسيحيت با اين سرمايه عظيمي كه در افريقا گذاشته است براي اينكه بتواند آنجا را مسيحي بكند نتوانسته درمقابل اسلم مقاومت بكند و اسلام موفق تر عمل كرده با اينكه تبليغ اسلام معمولاً پشتيباني مادي نداشته كمتر بود بعد تحليلشان اين است كه اسلام با وجود اينكه از نظر اقتصادي ومادي وامكانات ضعيف است اما قوي ترين قسمت بشر را مخاطب قرار ميدهد يعني حقيقت انسان را و فطرت راخطاب قرار ميدهد چون پيامش پيام فطري است طبيعت نمي تواند آنقدر مقاومت بكند در برابر فطرت براي همين بايد دقت بكنيم كه دارايي خيلي عظيمي داريم در واقع وقتي بخواهيم ارزيابي بكنيم مسئله را برابري بين دارائي هاي فطرت را با جبهه طبيعت قطعاً جبهه فطرت بيشتر هست و مهم اين هستكه فطرت مدار حقيقتاً خودش فطرت مدار باشد و تا آخر بهم بمند كه حالا راجع به آن جلسه آينده صحبت خواهيم كرد و بتواند دقيق ودرست پيام رانتقل بكند اگر بتواند اين پيام را خوب منتقل كند يعني ارتباط بين پيام دهنده و پيام گبرنده درست برقرار شود و پيام هم پيام حسابي و مهمي باشدمطمئن باشد كه او به پيروزي نزديكتر مي شود و زودتر به پيروزي خواهد رسيد فطرت گرا آن در بحث تبليغ هست در بحث تبليغ براي خواهر ها ماتقريباً 50 جلسه توضيح داديم نوارهايش هست درمجتمع براي خواهر ها درحوزه الزهرا طلبه هاي سالچهارم تا دهم بودند براي آنها توضيح داديممسئله مفصل در موردمسئله تبليغ و نحوه پيام رساندن ، شخصيت مبلغ بايد چي باشد چي بايد بگويد چگونه ارتباط برقررا كند با پيام گيرنده و راههاي ارتباط با او راتوضيح دادم البته كامل نيست بحث مان اما يك سال تمام بحث داشتيم در اين زمينه ، اگر كسي خواست مراجعه كند كتاب هم به شما معرفي خواهم كرد در اين زمينه كه ما چگونه تبليغ را انجام بدهيم ، اما خوب توجه بكنيد مسئله حمله و جهاد فطرت گراها و پيروزي فطرت گراها روي كاكل خود فطرت گراها مي گردد طبيعت گراها وقتي بخواهند ارزيابي كنند مي گويند نه ما اگر بخواهيم اينكار را بكنيم اينقدر اسلحه مي خواهيم اينقدر هواپيما مي خواهيم اينقدر پول مي خواهيم و... در جبهه فطرت گرا قرآن پيروزي را اصلً نبرده روي ابزار ، برده روي شخصيت فطرت گرا و به ابزار درجه بسيار كمي از اهميت را قائل شده است براي ابزار ، سرمايه و وسيله ،اصل را برده روي شخصيت فطرت گرا براي همين ما به جاي اينكه هي به امكانات بچسبيم كه ما امكانات نداريم امكانات لازم داريم به جاي اين قضيه بايد به ثروت اي دروني و گنج هاي دروني خودمان توجه كنيم اينها را شكوفا كنيم اگر امام وقتي شروع كرد يك نفر بود وقتي شروع كرد همانطور كه پيغمبر هم يكنفر بود وقتي شروع كرد ولي خوب ديديم به همه استكبار جهاني غلبه كردند چون روي خودش كار كرده بود اين يك اصل هست ، جلسه آينده براي شما در مورد اين اصل صحبت خواهم كرد مسئله استقامت داشته باشد و قوي باشد شخصيت او هست كه سرنوشت اينمبارزه را رقم خواهد زد شخصيت فطرت گراها هست سرمايه جبه فطرت گراها انسانهاي فطرتگرا هستند سرمايه اصلي و كمتر امكانات و تجهيزات لازم است اما در جبهه طبيعت گرا ، طبيعت حق نيست باطل است و وجود انسانها باطل را راحت پذيرا نيست براي بتواند اين باطل را خوب ترويج بدهند احتياج به هزينه هاي زياد و وقت گذاريهاي زيادي دارند لذا يك ساعت كار فطرت گرا معادل صدها و هزاران ساعت كار طبيعت گرا است خوب توجه كنيم كه چقدر جلو هستيم دراين قضيه و چقدر قدرت داريم مادر تجارت تبليغي مان اين را بسيار ديديم در تجارب تبليغي مان ، در دوران جنگ ديديم در دوران انقلاب ديديم ، در دوران انقلاب بچه هاي داشتند خانواده ها كه اساساً خانواده طاغوتي بود سلطنت طلب و در دل اين خانواه بچه هايي بوجود آمدند كه متدين انقلابي و حزب الهي بودند از تو دل آنها بتعبير علما يخرج الحي من الميت خدا زنده را از دل مرده در مي آورد اين را خوب توجه بكنيد خانواده هاي آنچناني ولي خوب بچه هاي اين چنيني تربيت كردند انقلاب ايران ادم وقتي نگاه مي كند ما مردم را داريم مي بينيم مردم 56 و 55 را مي شناختيم كه چه اوضاعي بوده يكدفعه 57 مردم از اينرو به آن رو شدند در دوران جنگ هم باز ما همين مسئله را داريم در دوران جنگ خانواده هاي طبيعت گرايي داريم كه شديداً طبيعت گرا هستند ولي ازدلشان بچه رزمنده هايي بوجود مي آيند كه تا مقام شهادت هم مي روند از اروپا از امريكا جوانهاي ايراني مي ايند اينجا كه يكدفعه شديداً فطرت گرا مي شوند و همانجا شده اند به اين صورت و مي توانند بيايند موج عظيمي از طبيعت گرايي را پس بزنند يك كسي مثل چمران وقتي پيام درست جذب مي شود در آمريكا شاگرد اول دانشگاه آنجاست دكتراي فيزيك پلاسما دارد مي آيد مي رود در لبنان آن كارها را مي كند خود بچه هاي حزب الله لبنان را در نظر بگيريد لبنان شما نرفته ايد ببينيد وضع چه جوري است لبنان بيروت عروسي شهرهاي خاورميانه بود دقت مي كنيد يعني چي ساحل مديرتانه آنجا مركز عياشي ها وكثيف ترن كارها بود آن زمان الان هم در بخش مسيحي نشينش من رفتم خيلي خبرها هست كه اصلاً نمي شود حساب كرد و اين عروس شهرهاي خاورمانه بيروت مسلمانها ، شيعيان يكدفعه پيام انقلاب اسلامي پيام امام و زحمت بچه هاي تبليغي سپاه كه مي رود آنجا در زمان كوتهي يكدفعه حزب الله رشد مي كند آنجا اصلاً فكر نمي كردند يك رگوهي از جوانهاي شهادت طلب كه ثبت نام كردند در نوبت عمليات انتهاري هستند الان ، التماس مي كنند نويت ما را جلو بيندازيد ، التماس مي كنند نوبت ما جلوتر بيفتد جوانهاي اينجوري درنوبت ليست هستند آماده اند كه هر وقت دستور به آنها داده بشود بروند عمليات انتهاري انجام بدهند پرورش پيدا كنند در چه فاصله زماني حزب الله رشد كرد و جلوي اسرائيل ايستاد آمريكا اگر بخواهد يك نيروي اينطوري تربيت كند چقدر بايد سرمايه گذاري كند چند سال بايد زحمت بكشند و ايران جقدر زحمت كشيد و كار كرد تا توانست يكدفعه يك حزب الله يك مقاومتي درست بكند كه الان نماينده مجلس دارند در پارلمان لبنان ، شركت دارند ديگر جا پا باز كردند درلبنان ، چهر تا بسيجي كه در يك گوشه اي پايگاه دارند از اين قضيه در آمده يك حقيقتي است كه نمي توانند انكارش بكنند كه حتي كشورهاي عربي هم نمي توانند انكارش بكنند حزب الله ومقاومت يك چيزي هست كه همه لبنان عزتش را مديون اينها هستند همين چند تا جوان شيعه ، دقت كنيد شما اگر برويد آن فضا را ببينيد باور نمي كنيد كه اين چند تا جوان شيعه كه در اقليت هستند آنجا حرف آخر را مي زنند در مقابل اسرائيل توجه بفرمايند چرا آنها مي توانند حرف آخر را بزنند براي اينكه فطرت گرا هستند و فطرت گراست كه دشمن تربيت مي كند يكنفر فطرت گرا خيلي حرف دارد براي گفتن و اين هست يك خاطره قشنگي آقاي راد براي من تعريف كرد در ژاپن مي گفت يكي از رفقا در آنجا توي ديسكو در حالي كه داشته مي رقصيده و آن حالتهاي آنجوري يكدفعه تمام كرده بود مي گويد بروم وضو بگيريم نمازم را بخوانم بس است ديگر هيچي ، آشتي مي كند با خدا چند ت خاطره قشنگ براي من تعريف كردند خودم جاهاي ديگر باز ديده ام اينطوري آنجا رفته بچه شيعه در اوج كثافت ژاپن در ديسكوهاي آنجا يكدفعه مي گويد بس است تمام مي شود وقتي خدا بخواهد بيايد سراغ يكنفر بخواهد شعله ور بشود مي شود و زنده مي شود ما هميشه بايد بدانيم كه دردل لشگر دشمن حتي در خانه دشمن و حتي درمنزل رهبران و سران طبيعت گراها سنگر و پايگاه داريم پيامبر وقتي شروع كرد رئيس قبيله ها را زد زمين رؤساي قبيله را مي زد زمين آنوقت مي ديدي يك قبيله آمدند با پيغمبر بيعت كردند خوب ما از اينها زياد داريم مراجع ما مي رفتند شاه را مي زندند زمين ، شاه را شيعه كردند در ايران رفتند اين كار را كردند دستگاه سلطنت را شيعه كردند ممكلت ايران شد شيعه حكومت مذهب رسمي شد و چقدر زيركي داشته كه ميدانسته كجا بايد بزند ما حالا همه اين تشيع 60 ميليون ونسل هاي قبلي كه از دنيا رفتند مديون كار يك مرجع هستند شيعه و مذهب شيعه مي شود اينجا ، چه جوري توانستند اينكار را بكنند پس بايد دقت كنيم ماها خيلي قدرتمند هستيم براي همن يك دانه فطرت گرا بسيار خطرناك است وتحملش براي دشمن خيلي سخت هست مثل يك بمب هست يكدانه بچه هاي حزب الله براي من تعريف ميكردند من رفتم آن خط شان را هم ازنزديك ديدم با خط اسرائيل ها مي گفتند يك دانه هواپيما بلند مي كنند يا چند تا هلي كوپتر بلند مي كنند كه يك دانه از بچه هاي حزب الله را تعقيب بكنند و بزنند او را آنقدر بمب مي زند آنجا تا اين يك نفر آنجا كشته بشود چون يكنفر ، يكنفر نيست وقتي امام مي فرمايد سعي كنيد يك لشگر باشيد هر كدام از شما همين هست ما هر چقدر فطرت گرايي را در خودمان تقويت بكنيم سعه وجودي بيشتري پيدا مي كنيم هر كداممان مي شويم يك لشگر براي جبهه امام زمان (ع) و حزب الله انشاء الله و مجموعه ولايتي خداوند تبارك وتعالي جلسه بعد اين مقدمه بود انشاء الله جلسه بعد مي رويم روي اصل بحث كه فطرت گرا بايد سرمايه گذاري روي خودش بكند و ما اگر بخواهيم فطرت گراهاي خوبي درست كنيم و لشگريان قوي درست كنيم بايد با دستورالعمل هاي خاصي كه بعداً توضيح مي دهم برويم روي شخصيت فطرت گراها كار كنيم تا جبهه فطرت قوي و پيروز بشود .

و الحمد الله رب العالمين