جلسه گذشته درمورد لزوم وجود يك زعيم يك امام يك رهبر در اجتماع صحبت شد دراين جلسه هم بحث جلسه گذشته را ادامه ميدهيم و هم اينكه اين زعيم و رهبر و امام نمي تواند هر كسي باشد دقت كنيد با بحث هفته گذشته اشتباه نشود بايد زعيم داشته باشد چه خوب چه بد چاره اي نيست ولي حالا كه بايد باشد ما بدش را انتخاب نبايد بكنيم بدش بهتر از نبودش است اما خوبش بهتر از بدش است بايد برويم سراغ خوب ، في العيون عن الرضا من النبي (ص) در عيون الاخبار الرضا از حضرت پيامبر امام رضا (ع) نقل كرده كه من جائكم يريد ان يفرق الجماعه و يقصد الامه امرها و يتولي من غير مشوره فقلوه فان الله قد اذن لكم پيامبر فرمود كه هر كس بخواهد بين شما را بههم بزند جماعت شما رامتفرق بكند و ولايت امر و حكومت را غضب بكند يعني شايستگي نداشته باشد بخواهد رهبري را غضب بكند و بدون مشورت بخواهد حكومت كند بر شما بكشيد او رانگذاريد حكومت كند واجب است از بين برده بشود همچون كسي خداوند اجازه داده همچو كسي را بكشيد يعني ديگر قضيه دارد حساس مي شود يعني شما والي جائره والي كه من الله نيست نه تنها نمي توانيد بپذيريد بلكه اگر آمد حاكم شد بايد در صورت امكان از بين برود در صورت مكان يعني چي يعني يك طوري كه آن انقباط اجتماع بهم نخورد و بشود جاي او يك آدم خوب ومناسبي را پداكرد و گذاشت كه با اصطلاح بتواند ولايت امر را بعهده بگيرد بقول يكي از اساتيد مي فمرود كه ما اوليايي داريم در قم كه همين الان كه نشسته اند اراده كنند صدام را از كاخش بياورند اينجا تكه تكه اش كنند برود پي كارش ، يعني از جايش بردارند بياورند اينجا ، زحمت هم به خودش ندهند اراده كنند او از آنجا پيش آنهاستوليمهره چيني ها دراين نظام يك مهره چيني هست كه اگر بخواهد درستكاري بشود فقط با صرف هترف الهي بدون اينكه مردم اين آمادگي را داشته باشند اوضاع به هم مي ريزد اين خيلي مهم است مردم بايد خودشان اين قابليت را داشته باشند اوضاع به هم مي ريزد اين خيليمهم است مردم بايد خودشان اين قابليت را داشته باشند كما تكونوا يولي عليكم اين قاعده است يعني خداوند اگر صدام مي آيد قبلاً خدمتتان عرض كردم ولايت حزب شيطان با خداست چون همه تحت ولايت تكويني خدا هستند اگر يك كسي مثل كلينتون مي ايد مي رسد به رياست جمهوري آمريكا يا صدام رئيس جمهور عراق مي شوداينها باز تحت ولايت خدا مي آيند اينجوري مي شوند تحت قوانيني كه خداوند درنظام گذاتشه است مثل اينكه من اگردست به برق بزنم طبق همين قانوني كه خدا گذاشته مي ميرم مثل اينكه اگر در داخل آب بيفتم طبق همان قانوني كه خدا گذاشته خفه مي شوم از اين جهت كه قانونمند هست مي گوئيم خداست خداست با ولايت خداست با ولايت خداست اما از آن جهت كه با اختيار خودم انتخاب كرده ام دست خدا دركار نيست اختيار خودم هست خودم اين را انتخاب كر ددم مردم عراق خودشان مجموعشان جوري عمل كردند كه قوانين ولايتي مي رساند آنها را به اينجا كه يك نفر مثل صدام مي شود حاكمشان يك كسي مثل كلينتون مي شود در آمريكا مي شود حاكمشان خود مردم هستد كه شخصيت هايشان حاكمهايشان را مشخص مي كند قبلاً در اين باره مفصل توضيح داديم يك قاعده است يك سنت لا يتغير الهي است كه كما تكونوا ولي عليكم شما شخصيتاً هر جور آدمي بشويد نمايندگان مجلستان هم همانجوريهستند ازخودتان رئس جمهورتان هم همانجوري است دقت بكنيد مردم هستند كه تعيين مي كنند اينها را از نظر شخصيتي ، مردم زمان شاه ، شاه را نخواستند انقلاب كردند تغيير روحه دادند و خداوند هم تغيير رهبر برايشان داد انالله لا يغير ما بقوم اين نست الهي است حتي تعبير ما بانفسهم خداوند هرگز سرنوشت هيچ گروهي را تغيير نمي دهد مگر اينكه خودشان يغير ما بانفسهم خودشان تغيير پيدا بكنند اگر خودشان تغيير بكنند سرنوشت هم تغيير پيدا ميكند آن روند زندگي تغيير پيدا مي كند راهي كه مي روند تغيير پيدا ميكنند خود انسان ايناختيار را مي رساند بنابراين توجه بفرمائيد آنجا هم طبق سنت الهي يك كسي مثل كيلينتون يك كسي مثل صدام مي ايد در عراق و در جاهاي ديگر هم همينطور طبق سنت الهي اسرائيل شكل مي گيرد چون مردم خودشان بيلياقتي كردند مردم خودشان اجازه دادند اسرائيل بيايد آنجا مسلمانها اگر اتحاد داشتند فريب انگليسي ها را و بعد آمريكايي را نميخوردند درتشكيل دولت غاصب اسرئيل پس خودمانهستيم كه نوع رهرانمان و نوع بلاهايي كه بر سرمان مي ايد برخوردهايي كه باخود ما ميكنند تعين مي كنيم انتخاب ميكنيم ، در اين بين انسانها دو جورهستند يا به رهبري كه من الله نيست جائر است راضي مي شوند كه سريك درجنايات او هستند الراضي بقعل ثوم كداخله فيهم حديث داريم ديگر در بحث امر به معروف ونهي از منكر خداوند برايتان اينها را كسي كرا حتي به فعل گروهي باشدمثل كسي هست كه داخل آنها است فرقي نمي كند مي طلبد رهبرت با تو اينجوري عمل كند رئيس با تو اينجوري عمل بكند بزرگان با تو اينجوري عمل بكنند اما آنكه راضي نيست ولي زورش نمي رسد تغيير بدهد مثل زمان شاه كه يك عده قليلي حاضر نبودند ولايت شاه را بپذيرند انه مظلومان و مستضعفاني هستند كه اجرشان پيش خدا ثابت هست مبارزاتشان مأجورهست و جزء شريك ظالم هم نيستند جزء مظلومهايي كه به آنها ظلم مي شود و خودشان در ظلم مشترك هستند نيستند چون علي(ع) فرمود الظالم ومالمظلوم كلاهما في النارظالم ومظلوم هر دو در جهنم هستند كداممظلوم ، مظلومي كه خودش زمينه ظلم را فراهم كرده من مي آيم مي روم نماينده هاي عوضي را انتخاب مي كنم نماينده هايي كه بقول مقام معظم رهبري قبل از اينكه بيايند نماينده بشوند دام دار كسان ديگر هستند خودشان را بدهكار كسان ديگر كردند شخصيتاً در گرو كسان ديگر هستند با اعمال نفوذ اين و آن و پول اين و آن تبليغ كردند و رأي آوردند رفتند در مجلس مقام معظم رهبري مي فرمايند اين نمايندگان هيچ كدامبدردنميخورند خوب من مي روم از اين نماينده هاياينجوري انتخاب مي كنم فردا خودم شريك جرم هستم او هم مي رود در مجلس يك قوانيني تصويب ميكند بيشتر خودش چاق و چله بشود و شكاف طبقاتي در جامعه بيشتر بشود فشاد بشتر بشود مفاسد كلاً بيشتر بشود تباهي بشتر بشود خوبخودم دارم اينكار راميكنم مجلس اگر مردم جمع بشوند و ادمهاي حسابي را انتخاب كنند آنجا كه بالاخره هر قانوني تصويب نمي شود خود مردم هستند توده مردم هستند كه كاري ميكنند كه مثلاً زمان خود ما ليبرالها ،منافقين سلطنت طلب ها مفسدين و فاسدين سر در بياورند الان مثلاً نهضت آزادي چقدر جرأت پيدا كرده كه الان بيايند مثلاً كانديد مشخص كنند بخواهند به مجلس راه پيدا كنند كي اينكارها را كرده خود ما مجموعه ملت جمع شدند زمينه را طوري فراهم كردند كه بالاخره اينها بيايند پس ازماست كه بر مسات اين يك قاعده است كما تكونوا يولي عليكم ، روايت بعدي از كتاب سليم بن تبفس از راويان معتبر ماست كه از او حديث داريم از امام علي نقل ميكند كه مي فرمايد كه والجواجم في حكم الله و حكم الاسلام علي المسلمين بعد ما يمدت امامهم او يقتل الله يعمل عمللاً و لا يحدث حدثا ولا يقدم يدا ولار جلا و يبد شبي قبل ان يخطار لانفسهم امام عفيفا عالما و رعاً عارفا بالقضاء و سنته يجمع امر هم مي فرمايد در حكم خدا و در حكم خدا و در حكم اسلام واجب است به همه مسلمانها بر كل مسلمين واجب است كه بعد از اينكه امامشان از دنيا رفت رهبرشان امامي كه من الله هست از دنيا رفت يا كشته شد اصلاً حركتي نكنند عملي انجام ندهند تصميم گيري در اجتماع نكنند هيچ تصميمي نگيرند دراجتاع كاري نكنند حركتي نكنند اساساً آنقدر تعريف دقيق است حضرت مي فرمايد يك قدم جلو و عقب هم بر ندارند نه اينكه واقعاً حركت فيزيكي نكنند اينقدر قضيه حساس است مي فرمايد يك قدم هم جلو و عقب نرويد اصلاً همه كارها بماند زمين هيچ كاري را شروع نكنند هيچ تصمصيم اقتصادي سياسي و اجتماعي گرفته نشود اصلاً يك امام براي خودشان انتخاب بكنند اول رهبشان را مشخص كند كه كي قرار است رهبري ما را بعهده بگيرد ببينيد نقش رهبر چقدر مهماست كه مي فرمايد كسي حق ندارد بعد از فوت امام يا كشته شدنش هيچ كاري بكند اول بايد ببيند امام چه كسي است يعني انساني هيچ لحظه اي خالي از ولايت امام باشد بايد ولايت امام هميشه بالاي سرش باشد هيچ وقت نبايد ازمجموعه ولايتي خدا يا ازمجموعه ولايتي فطرت خارج بوشد براي همين مي گويد هيچ عبادتي هيچ عملي هيچ كاري هيچ تصميمي نگيرد مگر اينكه اول امامتان رامشخص كنيد ببينيد رهبرتان كي هستكار قسنگي كه مجلس خبرگان انجام داد بلافاصله وقتي امام ازدنيا رفت ده شب ، صبح تشكل جلسه دادند تا بعد از ظهر رهبر مردم رامشخص كردند كه مردم يك روز هم بدون رهبر نباشند اين وظيفه است اولين كار اين است كه امام را مشخص كردند كه مردم يك روز هم بدون رهبر نباشند اين وظيفه است اولين كار اين است كه امام رامشخص كنيم يعني چي ميدانيد چي مي خواهد بگويد ايننتيجه اي كه مي خواهيم بگيريم خيلي مهم است يعني شما اساساً همه چيزتان وابسته به امامتان است همه كارهايتان كه توضيح بيشتري اين جلسه خواهم داد چه امامي اما هر امامي رانمي توانند انتخاب كنند اماما عفيفا آدم پاكي باشد يك آدم پاك سالم ، حتماً متخصص باشد پرهيز كار باشد حتماً شناخت بر احكام دين و سنت رسول خدا داشته باشد تا يجمع امرهم يعني كارها را راست و درست كند كارها را مرتب بكند امور را مرتب بكند اماماين است اين بايد باشد ببينيد حضرت مشخص ميكند كه بايد هيچ وقت مردم خارج از امام بدور از امام نباشند اجتماع هميشه احتياج به امام دارد بمحض اينكه امام از دنيا رفت و يا كشته شد بايد امام مشخص شود اول بعد بردند سراغ كارهايشان ،كارهايشان رسميت پيدا مي كند درواقع فلسفه اسلام مشروعيت هر كاري به وجود يك چنين امامي هست اينمسئله آنقدر مهم هست كه درتاريخ يعقوبي ، تاريخ يعقوبي اهل تسنن است نقل ميكنند خودشان في غزوه مرته در غزوه موته نقل مي كنند كه قال رسول الله حضرت وقتي مي خواست لشگر را بفرستد فرمود امير الجيش زيد بن حارثه فان قتل فجعفر بن ابي طالب فان قتلل فعبد الله بن رباحه فان قتل فاليرضي المسلمين من احب پيامبر فرمود داريدمي رويد رئيس شما كي هست يعني رهبر تعيين ميكرد رئيس شما كي هست زيد بن حارثه است اگر كشته شد جعفر بن ابي طالب اگر كشه شد عبدالله بن رباحه هست چند نفر رامشخص ميكند كه مردم بلاتكليف نباشد و اگر كشته شد يكنفر را انتخاب بكنيد خودتان به عنوان اميرتان و بدون امير نباشيد ما اصلاً حديث داريم اگر دو نفر يك جا مي روند يكي شان حرف آخر را بزند يكنفر تصميم بگيردخيلي حرف مهمي هست يك گروه مي خوهيد بفرستيد اقا به رهبري كي به سرپرستي كي يكنفر حرف آخر را بزند تصميم بگيرد آنوقت خدا لعنت كند كساني را كه به پيغمبر اينتهمت را مي زند كه حضرت خودشان در كتابهاي خودشان نقل ميكنند اين حرفها را انتخاب نكرده بعد خودشان منابع اهل سنت بشتر از شيعه حديث غدير را نقل كرده اند درمورداهلبيت چقدر نقل كرده اند علماي اهل سنت بعد مي گويند پيغمبر هيچ كس را مشخص نكرده بعد از خودش ، آخر مي شود براي يك جنگ يك روز پيغمبر مي خواست از شهر خارج بشود بارها اينجوري بود از مدينه مي خواست خارج بشود يك كسي را جاي خودش مي گذاشت از مكه حضرت مي خواست فرار بكند برود مدينه امير المومنين را جاي خودش گذاشت كه يا علي من مي روم هر كس آمد سراغ مرا گرفت تو هستي امانتهاي مردم دست تو باشد به انها برگردان و چكار كن چكار كن از مدينه خارج مي شد يك موقع هايي جاي خودش اگر امير المومنين بود او را جاي خودش مي گذاشت اگر امير المومنين با خودشان بود كس ديگر را جاي خودش مي گذاشت بعد بيرون مي رفتند آنوقت هيچ كس را پيغمبر جاي خودش معرفي نكرده واقعاً امام مشخص نكرده براي مردم مي خواهد از دنيا برود شوخي نيست سرنوشت يك امت استهيچي همين جوري بيايد و بعد هم دنيا برود خيلي دردآور است اين تهمت به پيامبر خيلي درد آور است كه رسول خدا در رختخواب وفات خوابيده باشد و بعد بگويد بيائيد چيزي برايتان بنويسم كه بعد از من شما اختلاف پيدانكنيد جنگتان نشود دعوايتان نشود يك چيزي بنويسم برايتان شما به همين عمل بكنيد بعد عمر بيايد بگويدعليها عليه بگويد هذيان دارد مي گويد خيلي حرف است هيان كي آن كه ما ينطق عن الهوي ان هو الات وحي يوحي كسي كه هرگز يك كلمه از روي هواي حرف نمي زد مگر از وحي خداست يك كلمه غير از رضاي خدا از دهانش خارج نمي شود بيايد هذيان بگويد آنوقت همين عمر بارها ابوبكر بي هوش مي شد به هوش مي آمد نگفت اين هذيان ميگويد آنقدر اين كار را كردند تا وصيت كند كه بله بعد از من مثلاً عمر خليفه است ابوبكر هذيان نمي گويد كه حالش بشدت بدتر از پيغمبر بوده ولي پيامبر هذيان مي گويد كسي كه خداوند درباره اش مي فرمايد ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي خيلي حرف است آقا ، مظلوميت چقدر ، ولي پيامبر تكليف امت را روشن كرده بود آنقدر حرف زده بود هزاران بار از مردم بيعت گرفته بود خصوصي يك بيعت عمومي هم گرفته بود در غدير تكليف امت را خيلي روشن كرده بود اما امت خراب مي كنند كما تكونوا يولي عليكم خودشان كوتاه مي آيند و كسي را غيراز خليفه خدا مي رود مي نشيند جاي پيغمبر ،اصلاً مسير انسانيت مسير تاريخ عوض مي شود خودشان انتخاب ميكنند حضرت به همه آنها گفت مگر شما غدير نبوديد رفت درخانه اصحاب ، بزرگان ، مگر شما نبوديد ، شما با من بيعت كرديد مگر شما در غدير با من بيعت نكرديد بعنوان جانشين پيغمبر ، تمام شد رفت پي كارش ، حضرت زهرا را برد بعنوان شاهد ، حسنين را برد بعنوان شاهد ، ارتد الناس بعد النبي الا ثلال بعد از پيغمبر به جز سه نفر يا هفت نفر همهمرتد شدند چون همه حرف پيغمبر را زمين گذاشتند با اينكه مي دانستند ، حديث بعدي از امام صادق هست فرمود لكل زمان و امه امام هر زماني و هرامتي امامي دارد اين قاعده است به تعبير علي (ع) چه ميخواهد فاجر باشد چه مي خواهد نيكوكار باشد همه امت ها در همه زمانها امام دارند تبعث كل امه مع امامها اينخيلي مهم است كه درموردش توضيح دادم خدمتتان يوم ندعوا كل اناس بامامهم روزي كه در قيامت افراد را بر اساس رهبري كه انتخاب كرده اند محاكمه ميكنند و مبعوث مي شوند ميگويند امام تو چه كسي بوده دردنيا تو بر اساس امامت كدام امام زندگي كردي نمازخواندي عبادت كردي ، اعمالت را بر اساس ولايت كدام امام انجام مي دادي ،داريم بعضي ها نمي توانند بگويند امير المومنين نمي تواند بگويند حديث داريم نمي توانند بگويند امير المومنين نمي توانند بگويند امام حسن و امم حسين مي فرمايد مياندازند در جهنم هيچ عبادتي قبول نيست تحت ولايت كدام امام زندگي كردي تو ، اصل اين است امام صادق مي فرمايد درهر زماني وهر امتي برايش امام وجود دارد و هر امتي هم با امامش مبعوث مي شود روز قيامت و هر امتي برايش امام وجود دارد و هر امتي هم با امامش مبعوث مي شود روز قيامت اين از اين از اينجا چند تانتيجه مي گيريم يكي مسئوليت انسان در انتخابات امامش ، وقتي تو قيامتت بر اساس نوع امامت تعيين مي كند تعين مي شود حشر تو قبر تو برزخ تو ،ابديت تو بر اساس نوع امامت است مي تواني نسبت به تعيين نوع امامت بي مسئوليت عمل بكني ، و كوتاه بيايي ،دراين قضيه و نسبت به اينكه در اجتماع كي مي ايد ولايت امر را بعهده مي گرد كوتاه بيايي نمي تواني قيامت ما وابسته به اين است اگر اجازه بدهي و راضي بشوي يك ادمي كه نا اهل است من الله نيست خدا راضي به ولايتش نيست بيايد رهبري را بعهده بگرد مي فرمايد تو ديگرخراب كردي درتمام اشتباهات و جنابت هاي او شريك شدي زورت را بزن نرسيد ،نرسيد عيب ندارد خداوند ترا مي بخشد خدا به تو اجر عظيمي خواهد داد تلاش بكن كس نالايق نرود امامت بشود اما يك عده اي ممكن است اكثريت گول بخورند زمان پيغمبر مگر اينطور نشد اكثريت گول خوردند كسي غير از امير المومنين كسي غير از امام حسن مجتبي شد معاويه گول زد همه را خريد كسي غيرازحضرت سيد الشهدا كسي غير از حضرت سجاد غير از امام باقر تا امام زمان رهبر شدند و خليفه خليفه نا حق ، اما آنهايي كه پاي كار ايستادند و راضي ايستادند نسبت به اين امام معصوم آنها امامشان حقيقتاً همين ها بودند ولي كساني كه به امامت و ولايت آنها تن دادند قيامت با همانها مبعوث ومحشور خواهند شد قراناست يوم ندعوا كل اناس بامامٍ قيامت هر كسي با امام خودش هست محشور مي شود پس حق نداري اقا هر كسي را بعنوان امامت انتخاب كني بايد هرمسلماني نسبت به اينكه رهبرش كي هست حساس باشد كي مي خواهد مرا رهبري كند كي ميخواهد تعيين كند دنياي مراكه براساس آن آخرت پاداش داده مي شوم نكند من يك كسي را بعنوان مدير بعنوان شوراي شهر بعنوان عضو شوراي شهر بعنوان رئيس جمهور بعنوان نماينده مجلس بعنوان رهبر راضي بشوم به آنها كه فردا جامعه فضاي فطري خودش را از دست بدهد و يواش يواش فرصت تنفس براي فطرت و فطرت گرايان پيدا نشود و روز به روز طبيعت گراها فرصت بيشتر بكنند و فضاي بيشتري را اشغال كنند چونديگر نمي تواني مسئوليت اين را نپذيري چون خودت انتخاب كردي ، براي همين ما هم مسئوليت فردي داريم دراين قضيه هم مسئوليت اجتماعي داريم در آگاه كردن مردم نسبت به اين قضيه ، نكته دوم نفي سكولاريسم هست همه كساني كه ميگويند اسلام كاري بامسائل سياسي اجتماعي ندارد واقعاً اسلام نشناختند باتوضيحاتي راكه خدمتتان عرض كردم مي شود وقتي قران مي فرمايد انسان براساس شخصيت امامش مبعوث و محشور مي شود من از نظر اجتماعي كاري با امامم نداشته باشم بگويم ديناز سياست جداست هر كسي آمد شد امام و رهبر بشود ما كار دينداري خودمان را انجام مي دهيم اساساً پوچ ترين حرف است اين توديني نميتواني داشته باشي وقتي امام درستي انتخاب نكني ، چه جوري ميتواني دينداري بكني تو وقتي رفتي تن دادي به يك نفري ، كه شخصيتاً فطرت گرانيست شد رهبر تواو كه نمي تواند قوانين فطرت گرايانه تنظيم بكند او فردا از ابرقدرتها حرف مي گيرد چه بصورت مستقيم چه بصورت دهها واسطه سياست اقتصاديش را بانك جهاني و صندوق بين المللي پول تعيين بايد بكند نمي شود اين اقتصاد را بر اساس فطرت تعيين كند مديريتش راهنرش را آموزش و پرورش را تعليم و تربيت و تعليم وتعلم و آموزش عالي همه راديگران بايد بييند تعيين كند برايش از آنها خط مي گيرد او كه نمي آيد بر اساس قوانين فطرت اينها را تنظيم بكند اينكه مقام معظم رهبري سالهاست دارد فرياد مي زد دانشگاههاي ما اسلامي نيست و بايد اسلامي بشود يعني چي يعني گردانندگان آموزش عالي ما نتوانستند در حيطه حكومتي ومسئوليتي خودشان محيط تحت امر خودشان را فطرت گرا بار بياورند وقتي مي فرمايد من از وزارت ارشاد راحتي نستم يعني چي يعني وزارت ارشاد فطري عمل نمي كند دارد مي رود به سمت غلبه طبيعت گرايي ، مشخص هست اين خيلي واضح است ما چطور ميتوانيم چه كسي مي تواند يك حرف اينطوري بزند اگرواقعاً انسانشناس ودين شناس باشدكه انسان كاري با مسائل دنيا ندارد دين از سياست كاملاً جداست دين نبايد دخالتي در امور مردم ودنياي مردمكند مگر ممكن است دين اگر دخالت نكند انسان چگونه رستگار به آخرت دارد ميشود اگر اقتصاد ومديريت و تعليم و تربيت و آموزش عالي و مسائل ديگر ما مبني بر قوانين آخرت تنظيم نشود مبتني بر فطرت نباشد چه كسي سالم متولد مي شود به ابديت و آخر اگر جنين در رحم مادر منطبق با شرايط بعد ازتولد يعني دنيا بار نيايد چگونه تولد سالم ما خواهيم داشت و اگر جنين روح انسان در رحم دنيا منطبق با شرايط آخرت بار نيايد و شرايط آخرت حكومت بر دنيا نكند قوانين منطبق بر آخرت حكومت بر دنيا نكند چگونه ارواح انسانها سالم متولد به حيات ابدي مي شود چقدر بي ربط است اين حرف چقدر جاهلانه است سكولاريزم هيچ كس اين را به شما بگويم چه روحاني چه دانشگاهي هر كس كه ميخواهد باشد نميتواند سكولاريزم راتأييد بكند مگر اينكه حتماً باورهايش را درمورد انسان ،انساني كه قرآن معرفي ميكند و كمالات وجودي او و هدف خلقت او از دست داده باشد يا گم كرده باشد و الا اگر كسي بخواهد قرآني فكر كند نمي تواند قائل باشد به سكولاريزم ، كسي اعتقاد به قرآن داشته باشد ممكن نيست به سكولاريزم اعتقاد پيدا كند بپذيرد اين را و مسخره ترين چيز ميدانيد چي هست اين است كه انسان بگويد من قرآن را قبول دارم پيغمبر را قبول دارم دين را قبول دارم اين انقلاب اسلامي را قبول دارم بايد قانون اساسي دراجتماع پياده بشود بعد عملً سكولار باشد عملاً برنامه هاي سكولار را دنبال بكند كما اينكه ما الان در خيلي ازمديران اين مملكت مي بينيم كه همينطور هستمتدين هستند سينه مي زنند عزاداري ميكنند نماز جماعت مي خوانند نماز جمعه مي روند حج مشرف مي شوندتسبيح و انگشتر و عقيق دستشان هست خيلي هايشان اينها را انجام نمي دهند وليدم مي زنند از اين حرفها ولي عملً سكولار هستند عملاً تابع قوانين ديني و قران نيستند در حيطه مديريتي و حكومتي خودشان راحت كنار آمدند بادنيا ، و اين بلاي است كه يواش يواش در اينمملكت شيوع پيدا ميكند يعني دين ودنيا كنار هم جمع مي شود حرف از اسلام بزنيم حرف از قرآن و رهبري و انقلاب اسلمي و چه و چه و چه بزنيم اما عملاً يك كار ديگر بكنيم سكولاريزمي كه دارد رشد ميكند در كشور ما مثل سر بريدن با پنبه است يعني مسلح به دين و صور مقدس دارد پيشرفت ميكند دارد مي آيد جلو خيلي حركتش مثل حركت مورچه سياه روي سنگ سياه در شب سياه دارد مي گيرد همه جا را همين جوري ادامه بدهيم چند وقت ديگر به جايي مي رسيم كه مي شويم مثل كشورهاي اسلامي ديگر ، همه چيز جائز مي شوداين روسري ها برداشته مي شود مفاسد ازادي مي شود خيلي چيزهاي ديگراز صدا و سيماي خودمان بگير تا بهاصطلاح كمترين جائي است كه آسيب ديده تا جاهايي ديگر ، كه آزادِ آزاد است از كيش شروع مي شودكه زن و مرد با هم مي روند شنا ميكنند وانجا جزيره آزد است تحت حكومت ولايت اسامي بعد يواش يواش اين كيش نمونه اش مي آيددر تهران كه الان خيلي جاها در همين تهران داريم نمونه اش را مي بينيم و بعد گسترش پيدا ميكند خيلي هوشياري مي طلبد كه ما مواظب باشيم كه دورنخوريم ، وظيفه خودمان را بايد انجام بدهيم نسبت به خدا ما مسئول هستيم ما كاري با اثر خارجي آن هم نداريم ونتيجه اش ما بايد درستعمل بكنيم اما راحت خيلي از محرمات راحت انجام مي شود و اين ها بلا نازل مي كند اينها مانع بركت مي شود اينها انواع بلاهاي آسماني و زميني نازل ميكند و كسي هم ككش نمي گزد ، سكولاريزم همان طبيعت مسلح بدين است خوب توجه بفرمائيد همان طبيعي است كه مسلح ، به دين است سكولاريزم نفي حضور و نفوذ دين دراجتماع مي كند تا از نظر قوانين راحت باشد بل انسان يريدان يفجر امامه انسان ميخواهد آينده را به فجور و فسق بگذارند اگر ميخواهد متدين هم باشد مي خواهد دينمزاحمش نباشد هيچ جا موي دماغش نشود بگويد من مي خواهم حرم بروم بي حجاب هم حرم بروم نماز هم بخوانم روز عاشورا عزاداري كنم بعدش هم پاي منقل ترياك بنشينم اهل عرق چي چي اينها را حرام ميكنيد هي محدود ميكنيد بي حجاب باشيم اهل عرق وموسيقي حرام و رقص و هر چيزي جايز است نمازمان هم مي خوانيم روزه هم مي گيريم كاملاً هم جمع مي شود با هم اين باطن سكولاريزم يعني طبيعت مسلح به صور مقدس يعني طبيعت مسلح به دين اين را بدانيد سكولاريزم يعني اين انديشه درمسئولين ما كه كار فرهنگي اگر كسي خواست بكند بايد پول زا باشد يعني در امد داشته باشد يعني اصل فداي فرع بشود بد و كلاس هاي فني حرفه اي وموسيقي و زبان وكارته و چي چي چي بگذاريد براي دخترها و پسرها كه پول در بياوريد به كار فرهنگي كنيد آنوقت كي مي رسد كار فرهنگي كند انجا كو ديگر محتوي اكثر جاهايي كه ما مي بينمياز محتوي خبري نيست آفتابه لگن هست دست شام وناهار هيچي ، مقام معظم رهبري فرمود اين چه طرز تفكري است كه شما داريد در خطاب به هيئت دولت قبل از اين دولت آقاي خاتمي ، به دولت آقاي رفسنجاني فرمود كار فرهنگي كار اقتصادي نيست ما بايد براي كار فرهنگ پول خرج كنيم و اين تفكري است كه خيلي از مسئولين ما را گرفته سراغ آيه الله هاي ما آمده كه از جايي كه وظيفه اش بسط دين وتفكر دينياست انتظار دارندكه شما مثلاً خوب ديگر كي مي تواند فكركند خوراك تهيه كند كي مي تواند مردم را آموزش بدهد كه مي تواند فكر پرورش جوانها باشد يك گروهي يك كسي بايد اين پول را تهيه كند دراختيار اينها قرار بدهد تا بتواند فكر توليد كنند مثل اين است كه بهحوزه هاي علميه بگو حوزه بايد خودكفار باشد يعني خودشان درخودشان كلاس راه بيندازد پول در بياورند حوزه بگردد نه ما اگر طلبه داريم آيه الله داريم ، علامه داريم اين همه فاضل داريم كه واقعاً در طولتاريخ اسلام درخشيدند اينها مال اين بود كه محض نشسته اند پاي كار علمي كار علمي كرده كه شده ايه الله شده فقيه مگر اين كم اثري هست شده مجتهد شده علامه شده مفسر شده فقيه شده فيلسوف مرحوم علامه فرمود تقتل با تعلق سازگاري ندارد نميتواند آدم دو تا كار بكند اگر قرار باشد يك موسسه اي فرهنگي باشد كار فكري ميخواهد بكند يعني با مقوله و حوزه فكر و انديشه سر وكار دارد بايد پاسخگوي شهادت ديني باشد بايد بهترين روشها را براي تبليغ اسلام انتخاب كند و كار كند روي آن بقول مقام معظم رهبري بايد نوآوري داشته باشد در بيان مسائل ديني خوب اين اگر فكرش منحصر در اين بكند ديگر دنبال تعلقات ديگري نميتواند برود ديگر داغان مي شود چيزي از او نمي ماند اينها ظهورات هستند خواستم مثال بزنم من كه ما وقتي كه حواسمان به مسئله حضور جدي دين و تعيين كننده دين نباشد سر از كجا در مي آوريم حديث بعدي از امام باقر هست محمد بن مسلم مي گويد سمت ابا جعفر از امام باقر شنيديم يقول و الله يا محمد قسم به خدا اي محمد بن مسلم من اصبح قالطاهئهن وانمات علي هذه الحالته ماست كفر و نفاق و اعلم يا محمد انائمه الجور و اتباعهم لمعزولون ان دين الله و قد صلوا واضلوا اين حديث را قسمتآخرش را قبلاً توضيح دادم از اولش بخوانم ، محمد بن مسلم مگويد امام باقر بهمن فرمود قسم مي خورد بهخداوند كه اي محمد قسم به خدا هر مسلماني كه صبح بكند از خواب بيدار مي شود در حالي كه تحت ولايت امام من الله نباشد رهبر من الله نداشته باشد ولي من الله نداشته باشد از طرف خدا تحت امامت شخصي كه خدا به امامتش راضي است نباشد امامي كه پاك و عادل هستاين صبح كرده در حالي كه گمراه و سرگردان هست و اگر بر اين حالت بميرد مات ميت كفر ونفاق خيلي حرف است كافر ومنافق مرده مي فرمايد مسلمانها كافر ومنافق مرده اند توجه بفرمائيد اينجاست كه وقتي ما به اين مسئله مي رسيم متوجه مي شويم كه كسي كه اساساً ولايت فقيه را قبول ندارد و ولايت ائمه را قبول ندارد و قاتل هستكه ائمه بعد از غيبت خودشان براي ما تعيين امامت وولايت نكرده اند و راهي رامشخص نكرده اند كه ما در زمان غيبت يك امام عدل را براي خودمان تعيين بكنيم اينها با صورت مقدس تدينشان تثبيت نمي شود امام مي فرمايد هر كس در اين حالت بميرد بر مرگ كفر و نفاق مرده ببيند معني حرف امام بافر (ع) چي مي شود يك مقدار فكر كنيد روي اين قضيه اين همان فرمايش پيغمبر (ص) است كه من مات ولم يعرف امام زمان ماست ميت الجاهليه كسي كه بميرد و امام زمان خودش را نشناسد با مرگ جاهليت مرده يعني كافر مرده ، اين همان معناي آيه قرآن است كه روز قيامت هر كسي بر اساس امامش محشور مي شود امامت كو متوجه حقي داشتي كه زندگي كني وكار ديني بكني بدون اينكه اول امام براي خودت تعيين كني اگر مي فرمايد اگر امامتان مرد يا كشته شد اولين كار هيچ كاري نكنيد ،مگراينكه اول امام را مشخص كنيد يعني خودت هم اينطور هستي يعني از نظر نظام فرديتوتحت امامت وولايت كدام امام هستي داري زندگي ميكني امامت كي هست تحت رهبري كيداري نفس ميكشي بدان يامحمد ائكه جور بايد امام مناله باشد عادل باشد نه امام جور باشد اگر يك كاري كرد رهبرت يكدفعه شد امام جور اگر در راي دادن انتخاب يك كسي را راي دادي كه فردا خدا راضي نيست به ميدريت و ولايت او خودت اينكار راكردي ف بدان كهايمحمد ائه جور را تباعشان پيروزشان اينها خارج از دين خدا هستند وقتي اينطور باشند نميتوانند كه انسان را به سمت آخرت هدايت بكنند نميتوانند سعادت ابدي ترا تأمين بكنند اهل هم سعات ابدي است دنيا كه جيفه لعب و لهو اصلاً وسيله است براي آنطرف استقلالي ندارد مگر دوران رحمي جداي ازدنيا ارزشي دارد اگر دوران رحمي ارزشي دارد براي اين است كه اينطرف تولدي است اگر دنيا مورد توجه است به خاطر آخرت مورد توجه است و الا مستقلاً مورد توجه نيست اينجاست كه ما به اشتباه و فاحش و حماقت كساني كه دنيا را جداي از دين ميخواهند پي مي بريم اينهاميگويند ما بريده ازابديت دنيا رامستقل ميخواهيم بريده ازابديت عبث است قران مي فرمايد بريده از آخرت دنيا عبث است افحسبتم انما خلقنا كم عبث و انكم لا ترجعون فكر مي كنيد ما شا را عبث و بيهوده خلق كرديم و شما به سوي ما بازگشت نمي كنيد يعني با بازگشت به سوي ما و هدايت ابدي است كه دنيا ديگر عبس نيست و خلقت عبس نيست اگر آخرت و بازگشتي نباشد اگر هادي نباشد دنيا عبس است اينها همه شان گمراه هستند و سايرين را هم گمراه مي كنند خوب اين چند تا روايت بود دراين چند جلسه كه من انتخاب كرده بودم در مجموعه روايت ها براي عزيزان درمورد مسئوليت پذيرش رياست مسئوليت رياست بهنا حق مسئوليت اينكه انسان براي خودش امام جائر انتخاب كند مسئوليت اينكه انسان بدون لياقت مسئوليتي را بپذيرد در مورد همه مسائل حوزه حكومت و ولايت ومديريت برايتان صحبت كرديم و اينكه اساساً ما حق نداريم بدون امام زندگي كنيم بدون رهبر باشيم هيچ كدام از عبادتهاي ما مقبول نيست بدون اينكه امامي تعيين كرده باشيم در زمان امام معصوم مشخص است و در زمان غيبت امام معصوم هم بحث آنرا در جلسات آينده بزودي شروع خاهيم كرد هر چند توضيح داديم رايتان و رهبر بايد من الله باشد يعني حتماً كسي بايد باشد كه خداوند به امامت و ولايتش راضي باشد هر متديني هر مسلماني هر عالمي وقتي هر فقيهي بدرد رهبري و حكومت نمي خورد انشاء الله جلسه بعد شروع مي كنيم به تحليل مسئله .
و الحمد الله رب العالمين