جلسه 091 - ولایت
شماره جلسه
91
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
10
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 091 - ولایت

بسم الله الرحمن الرحيم

در مورد عدم پذيرش ولايت افارد ناصالح ومسئوليت سنگين پذيرش حكومت و ولايت و رياست احادث را خدمتتان عرض كرديم كه انشاء الله اين جلسه هم ادامه خواهيم داد حديثي است از پيامبر (ص) فرمود : من استعمل رجل مناصابه و فيهم من هوارضاء الله منه فقد خان الله و رسوله و المومنين قبلاً هم شبيه به همين را در جلسه گذشته خوانديم كه من استعمل عاملاً من السملمن و هو يعلم ان فيهم اولي بذلك منه و اعلم بكتاب الله و سنته نبيه فقد حال الله و رسوله و جميع المومنين اين جلسه هم اين روايت هم شبيه به همان است كسيكه استخدام كند شخصي را از يك گروهي در حاليكه در آن گروه كسي است كه من هو ارضا الله درنزد خداوند لا يتقر است خداوند بيشتر راضي است نسبت به ولايت او يك همچين شخصي يك شخص ضعيف تري را به كار مي گيرد هر چند آدم خوبي باشد فقد خان الله و رسوله و المومنين به خدا و رسول ومومنين خينت كرده بايد ادم خيلي توجه كند از ازلها و نصبها و انتصابها و با اين روايات ما مي توانيم خيلي از ازل ونصبها را بررسي كنيم ببينيم اين ازل و نصبها به چه نيستي صورت مي گرد مثلاً كسي فرض بفرماييد مي شود وزير كشور بعد مي بينيد كه استاندارهاي قابلي هستند در استانها اينها را همه را بر ميدارند و استاندارهايي كه نالايق باشند يا لياقت داشته باشند ولي كمتر باشد ميگذارد فقط به خاطر مسائل سياسي يا شخصي مي فرمايد اين خيانت كرده به خدا و رسولش ومؤمنين خائن به خدا و رسول ومومنين است اين راتوجه بفرمائيد روايت بعدي باز از امير المومنين (ع) مي فرمايند : ينبغي لمن ولي امر قوم عن يبدأ نفسه من قبل ان شرع في تقوم رعيته و الا كان بمنزله من راماستقامه الذل اودع قبل ان يستقيم ذلك ، مي فرمايد كسكه ميخواهد مسئوليت گروهي را بول كند امر گروهي را قبول كند بايد آدم خود ساخته اي باشد بايد خودش را بسازد براي اينكه بخواهد مسئوليتي را بپذيرد ان يبدا شايسته است اينكه شروع كند به تقوم نفسه اينكه خودش را بسازد دراين مسئوليت قبل ان يشرع في تقوم رعيته قبل از اينكه بخواهد زيردستهاي خودش را بسازد اگر اينجوي نباشد و بخواهد براي زيردستها موعظه كند در حيطه مديريت خودش اما خودسازي نداشته باشد مثل اينست كه حضرتمي فرمايد بخواهد تو سايه درختي استراحت كند قبل از اينكه درخت را سرپا كند فرض كنيد درختي افتاده سايه ندارد چون قطر درخت كم است سايه اش هم كم است وقتي اني درخت را بلند ميكنيم سايه طولاني دارد ومي شود زير آن استراحت كنيم مي گوييم حالتهاي يك همچين كسي زير درخت خوابيد استراحت كند نمي تواند چنين كاري كند اول به خودت بپرداز امام امت يك جمله مهم وتكان دهنده اي دارد مي فرمايند قبل ازاينكه جامعه به شما رو آورد خود را بسازيد يعن يميدانيد واقعاً تنها مديري ميتواند روز قيامت جواب دهد قبلاً هم توضيح داده بوديم كسي كه مسئوليت مي گيرد جايي فقط اينها كساني هستند كه ميتوانند در قيامت جواب دهند كساني ازمديران و مسئولان در قيامت ميتوانند جواب دهند ومعطل نكند وگرفتار عذاب جهنم نشوند كه حضرت عباس قبل از اينكه به مسئوليت برسند هواي خودشان را داشته باشند خدا ترسي را به خودشان حاكم كرده باشند خود فطريشان را بيشتر از خود طبيعيشان دوست داشته باشند براي مسئوليت و .... خودشان را به گناه آلوده نكنند دغدغه داشته باشند اما كسيكه هيچ دغدغه ندارد حواس پرت است مي دانيد حواس پرت است يعني چه ؟ يعني به خودش كاري ندارد مشغول سياسي بازي و سياسي كاري و آدم شلوغ و جنجالي كه يكسره گرفتار زمان شده و از خودش غافل است اين نمي تواند در حيطه مديريتش ظلم نكند آلوده مي شود خود بخود به گناه و آلودگ و ظلم فقط كساني كه واقعاً خودسازي كرده باشند اينطوري هستند شماكتاب سرداران سپاه و جنگ را ببينيده اينها قبل از اينكه واقعاً بخواهند بشوند فرمانده گردان فرمانده لشگر بعضي از وزراء را نگاه كنيد يا بعضي ازنمايندگان مجلس را نگاه كنيد زندگينامه هاي شهداي عزيز را بخوانيد قبل از اينكه بخواهند مسئوليتي بگيرند سالها زحمت كشده اند روي خودشان دغدغه داشتند درس خواندند استاد ديدند تهذيب كردند اهل تزكيه بودند كه نمياندگي مجلس و رياست جمهوري و وزارت و اينها هرگز آنها را آلوده نكرد امامدر حكم رياست جمهوري شهيد رجايي دره ، وقتي حكم را خواندند بعد صحبت كردند گفتند من اميد وارم آقاي رجايي شما سوار مقام سوار شما نشود و واقعش هم همينطور بود ديديدم كه همين طور هم عمل كرداگر مسئولين فعلي ما بخواهند درس بگيرند از ميان همين مسئوليتي كه به شهادت رسيدند در فرماندههان در سرداران در فرماندههايگردانها فرمانده هاي لشگرها نمايندگان امام نمايندگان مجلس ، وزراء شهيد رجاي شهيد باهنر زياد است سيره عملي اينها آنقدر زياد است و روشن و شفاف كه هر كس بخواهد از اينها درس بگيردميتواند درس بگيرد مقام معظم رهبري نهالان كه رهبر شده اند آن موقع هم كه رئس جمهور بودند شخصيتهاي درجه اول ميگفتند كه زهد ايشان درميان افارد زبانزد است تو همين جلسه اي هم كه اب مجلس خبرگان داشتند چند روز قبل نصيحت كردند كهمواظب باشد خواص دچار دلبستگي به دنيا نشود خطرناك است خودش را بايد به خودسازي بپردازد امام فرمود قبل از اينكه بهجماعه رو آوردي خودتان را بسازيد بع هم نصيحت كرده كه چرا خودتان را نسازيد و جامعه به شما روي آورد چه اتفاقي مي افتد اولين اتفاق اينست كه انسان دچارخود فراموشي مي شود اين اولين اتفاق يعنيديگر طرف خودش را فراموش مي كند ميماند يك مسئوليت و هويت اجتماعي درحاليكه خود فراموش شده خيلي خطرناك است شما نگاه كني اميرالمومنين به مالك اشتر وقتي او را به فرمانداري مصر منصوب كرد مي فرمايد مالك زنده ترينوقتت را براي خلوت با خدا بگذار بعد دستورات مي دهد راجع به عباداتش راجع به رياضتش راجع به اينكه چگونه عمل كند راجع به مسائل اخلاقيش خيلي حالا من چند نمونه آن را دراين روايت نوشته ام نه درمورد مالك در موارد ديگر مي خوانم برايتان به هر حال مسئوليتي كه تزكيه نكرده باشد اهل خودسازي نباشد هر جا زود دچار فساد مي شود ممكن است نخواهد آدم خوبي باشد قبل از رياست ولي بعد از رياست آدم فاسدي شود رياست مسئوليت هر چيزي يك ظرفيتي م خواهد بعضيها خيلي خوش اخلاقند خيلي متواضعند با مردم به محض اينكه به حكومتي مي رسند اخلاقشان هم عوض مي شود پذيرششان ازمدرم طور ديگري مي شود طلبكارند انگار يك حالت خيلي بدي فوضي بن عياض به هارون ميگويد يا ، امير المومنين ان العباس عمالنبي جاء اليه فقال ، عباس آمد عموي پيغمبر آمد خدمت پيغمبر و گفت يا رسول الله امرني اما ربك يك حكومتي به ما بده به هر حال تو رئيس حكومت اسلامي هستي يك جايي يك حكومتي يك جا ما را رئيس كن بگذار مرا سر كار امير كن ما را و قال له النبي يا عباس نفس تحييها خير من اماره لا تحييها عباس يك نفر را كه تو بتواني احياء كني يك انساني را بتواني هدايت كني براي تو بهتر است از اينكه امارتي را كههيچ وقت نميتواني جمع و جورش كني و به دست بياوري بپردازي به آن در روايت داريم اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند ثواب هدايت همه مردم جهان را قرآن مي فرمايد من احيا نفساً فكانما احيا الناس جميعا هر كس يك نفر را هدايت كند مثل اينست كه همه مردم را هدايت كرده بعد پيامبر بهعلي مي فرمايد لن يهدي الله بك اگر خداوند رجلاً واحداً هدايت كند بوسيله تو يك نفر را خير لك من الدنيا وما فيها از دنيا و آنچه كه در نياست برا ي تو بالاتر اسات نفس تحييها عباس اگر يك نفر را هدايت كني برا يتو بهتر است از امارتي است كه بعد از حضرت اينطور مي فرمايد : ان الاماره حسره وندامه يومالقيامه هر كس كه امير و رئيس مي شود حالا احاديثش را برايتان مي خوانم فان اسقطعه ان لا تكون امير نفعل اگر ميتوان يببين پيغمبر چقدر ظريف است يعني مي داند گاهي از مسلمانان واجب است امارت با بپذيرد و واجب است رئيس شوند امير شوند بپذيرند امارتي را حكومتي را مي گويد اگر تو مي تواني نشوي نشود – اگر مي تواني كاري كني كه امير نشوي اين كار را بكن خودت مي تواني نروي زير بارش نرو داوطلب نشو برايامات حالا بعضها از بيت المال دزدي ميكنند كه نماينده مجلس شوند يا تو شوراي شهر روند سوء استفاده ميكنند يا چقدر قرض مي گيرند يا چقدر خرج مي كنند كه رئيس شوند براي خدمتمردم اينقدر عاشقند اينقدر شيفته خدمت مردمند كه از پول خودشان ميليونها خرج مي كنند وميليونها تومان هم قرض ميگيرند كه نماينده شوند خيلي هايشان هم رأي نمي آورند حالا به اين آقا كسي بگويد يك آقاي مسجدي ساخته بود بهلول آمد بالايش اسم خودش را نوشت مثلاً نوشت ساخت بهلول مثلاً ، طرف خيلي عصبان شد بهلول گفت تو اگر براي خدا ساخته اي كه خدا مي داند اين را چه كسي ساخته چرا از اينكه تو نيست اسم من است ناراحت مي شوي حالا يك كسي بگويد آقا لازم نيست شما براي فقرا چند ميليون قرض بگيري اين چند ميليون تومان كه براي تبليغات مي خواهي خرج كني را بيا بده به فقرا ومستضعفان بودند بعضي از نمايندگان مجلس من يادماست بودند كهتبليغات نميكردند بودجه اي هم كه بار يتبليغات به آنها تعلق مي گرفت سهميه پارچه يا سهميه كاغذ را ميدادند برايكار فرهنگي اصلاً تبليغ نمي كردند براي اينكهگروهشان حزبشان اسم اينها رامي دادند ولي خودشان تبليغ نمي كردند مي شد همچين چيزي ولي واقعاً خيلي بعيد است كه طرف برود چند ميليون تومان خرج كند يا چندين ميليون تومان هم قرض بگيرد وتبليغات كند براي خدا بخواهد برود نمي گوييم ممكن نست چرا ممكن است يك كسي داعي خدمت مردم داشته باشد و بداند اگر مي خواهد برود مجلس اهداف بالايي دارد وميخواهد كار مهمي انجام دهد ميخواهد بهرحال يك كرسي را به نحو اسلام به نحو ولايت پر كند يك همچين كاري هم بكند تو خودش هم چنين قابليتي ببيند مي تواني ببيند احتمال رأي اوردن بده اين كار هم بكند كه يك خدمتي به اسلام كند آن يك بحث ديگريست ولي به ندرت مي شود چنين پيش مي آيد ولي ممولاً اينجوري نيست نفي كلي نمي كنيم اگه مي تواني كاري كني كه نشي نشو اين دستوري است كه پيغمبر ميدهد بهخودت بپرداز خودت رااحياءكن ايننفس تحييها شايد به خودت هم برگردد يعني خودت را احياء كني خودت را به رياست و امارتي برساني رياست و امارت ماندني يك رياست وامارت قيامتي يك منزلتي درنزد خداوند مگر تو براي منزلت اينكار را نميكني براي خدمت است آن يك بحث ديگرياست ولي اگر براي اني است كه اسير باشي خوب پيش خدا عزيز باش اينكه خيلي بهتر است انسان تلاش كند كه پيش خدا جايگاه داشته باشد پيش ملكوتيها مقامي داشته باشد اين مقامات آنجا خيلي ارزش دارند آدم تلاش كند آنطرف مقام بگيرد مقامي كه ماندني است برعكس مقامهاي دنيا كه آنطرفش ذلت آور است دقت كنيد هر جا كه رياست است انسان يك ميزي يك كرسي مي نشيند رويش و يك علو و برتري پيدا ميكند نسبت به ديگران اگر حققتاً براي خدا نباشد اين كبري و رياستي كه در او ايجاد مي شود مابازاء آخرتي دارد ما بازاء آخرتي تكبر بزرگي شهرت عرض كنم خدمتتان كه رياست ما بازاء آخرتيش ذلت است پس بنابراين چرا برويم سراغ چيزي كه يك ما بازاء ضلالتي دارد يك موقع رسالتي است گردن انسان گذاشته اند براي خداوند و براي خداست واي به حال روزيكه براينفس باشد براي خودمان باشد خواندم برايان از مناجات خمس عشر ياد در دعاي كميل هم داريم كه خدا مرانزديكترين افراد به خودت قرار بده بيشترين درجه را بهمن عطا بفرما پيش خدا عزيز بودن خيلي مهم است پس ملكوتيها عزيز بودن مهم است درنزد پيامبر گرامي بودن عزيز است دنبال اين باشيم نه يك 4 روزه اي كه حالا ما هستيش را در روايتهاي ديگر همتوضيح ميدهم فبكاء هارونالرشيد بكاء شديداً اليزا براي هارونالرشيد ميگفت هارون الرشيدي كه غضب خلافت كرده بود كلي جنابت كردند و رفتند تو كرسي خلافت نشستند چقدر آدم گشتند شوخي نيست آدم كسي را بكشد كه بشود رئيس جايي اينها خيلي ها را كشتند كه غضب كنند حكومت پيغمبر را عجيب است آدم براي جهنم رفتن رقابت كند آدم بكشد كه بيشت برود جهنم در حاليكه هارون آدم بسيار زيرك و كيسي بود مي فهميد حق با چه كسي است يعني آگاه بود اهل مطالعه بودند هارون مأمون ميدانستند حق با كيست يعني با درايت اين كار را كردند با بينش و آگاهي مي دانستند غضي خلافت مي كنند و غضب خلافت هم كردند آدم مي كشتند دستورميدادند امام معصوم را بكشند شوخي است مگر كه كسي امام معصوم را دستور دهد بكشند زندان كنند شكنجه كنند ميگويد اينرا به هارون گفت هارون شديداً گريه كرد گريهاش هم حقه بازي بوده اگر متأثر بود واقعاً ولميكرد كارهايش را حديث بعدي بسيار مهم است چون يك قاعده است حفظش كنيد در خيلي جاها به كارتان مي آيد از پيامبر است مي فرمايد : كلما تكونوا يولا عليكم هر جوري باشيد آنطور به شما حكومت مي شود يعني نوع حاكم را شخضيتهاي مردم انتخاب مي كند مردم شخصيتشان به هر سمتي رود حاكمشان هم همانطور مي شود مردم اگر الهي شوند ومومن حقيقي باشند خداوند به آنها رهبر الهي ومومن عطا خواهد كرد همانطور كه ما ديديم ملت ايران الهي شدندامام فرمودنور خدا در اينملت جلوه گر شده اينجوري شدند يكدفعه الهي شدند 56 اواخر 56 در 57 اينجوري شدند خوب ولشان هم اينجور شده كه بعد از معصومين نظير نداشته بعد ازمعصومين همچين حاكمي بي نظير بوده با جناق ما نكته لطيفي تعريف مي كرد كه زمان شاه يك روزي خواب ديديم كه شاه رفته مامي يا يك ولي فقيهي آمده حاكم شده از خواب كه بيدار شديم ديديم عجب چيزي بود خوابش را ديديم لا اقل ما الان درونش هستيم و اين اتفاق افتاده ولي ملت كه ضايقه هايشان عوض شود متأسفانه سعي زيادي هم ميكنند كه عوض شود وتا حدودي عوض هم كردند كم كم كسانيكه مي شوند نماينده مجلس ، رئيس و اعضاي شوراي شهرشان مي شوند وزراء ومديرانشان مي شوند مسئول سازمانها و نهادهاشان كم كم تغيير ميكند وقتي خودشان هستند اين مردم هستند كه بايدحواسشان باشد چه كسي را به عنوان ولي خودشان مي توانند بگذارند باز به مسئوليت رأي دادن تذكر ميدهم شما را كه ما با رأيمان حاكمان خودمان را انتخاب ميكنيم بايد توجه بفرماييد شخصت من هست ه به من مي گويد چه كسي صلاحت دارد رهبر من باشد و امام من باشد مدير و رئيس جمهور ونماينده جلس كه براي من قانون تصويب كند از طرف من در مجلس شخصيت انسانها تعيين كننده است در اين زمينه كما تكونوا يولاعليكم اني يك قاعده است پس به چه كسي مربوط است نگوييم خدايا شر اين حاكم را از سرما كم كن خودتاناينجوري هستيد مردم عراق يا مردم جاهاي ديگر ه گرفتار هستند در درست حكام ظالم چقدر بزرگان ما امام مقام معظم رهبري جاهاي ديگر هم همينطور نصيحتشان كردند كه شما تن به كشورهاي اسلامي الان كه سلاتين جور براشان حكومت مي كنند چقدر به اين كشورهاي اسلامي نصيحت كردند به مردمش كه نگذاريد ين ها بر شما حكومت كنند خودتان بخواهيد ميتوانيد نگذاريد ولي خودشان مي پسندند خودشان ذلت پذير هستند و انسان زماني مي تواند حاكم خوب برا يخودش انتخاب كند كه اهل عزت باشد دليل نباشد اين يك قاعده است قاعده قرآني هم هست انسانها وقتي احساس ذلت كنند نزد خودشان آدمهاي ظالم را هم به سرپرستي و امامت خودشان انتخاب ميكنند انسان وقتي عزيز مي شود مي گويد هر شخصيتي نمي تواند حاكم باشد بر من من يك موجود مستد ازدنيا تا بي نهايت هستم حاكم من بايد كسي باشد كه اين حرفها را بفهمد بفهمد آدم يعني چه دنيا يعني چه اذيت يعني چه هدف خلقت انسان يعني چه فردا مي خواهد رئيس شود درمديريتش تصميم گيريها و كارهايي نكند كه افراد تحت حكومتش فاسد بار ايند از هدف خلقتشان دور شوند و قوانيني تنظيم كنند كه اين انسانها از راه به در شوند عن اوف بين مالك عن النبي انه قال : ان شئتم انبتدكم عن الاماره اگر مي خواهيد من از حكومت تعريف كنم كه حكومت چه هست خبر دهم كه عبارت وامارت حكومت چه هست و ما هي و هو اولها ملامه اولش ملامت است يعني طرف تا رئيس مي شود هزار و يك جور توقع به سمتش هوم مي آورند هر كسي چيزي از اوميخواهند و همه كس را هم راضي نم شودكرد . ملامت است اولها ملامه و ثانيها ندامه بدش كه مي افتي تو كار و ميروي جلومي بيني كه چه خبر است پشيماني دارد و ثالثها يعني آخرش كه پشيمان مي شودي كه اي كاش رئيس نمي دشم و ثالثها عذاب يوم القيامه آخرش هم عذاب دارد گرفتاريهايي كه بر اثر رياست ومدريت فان شخص ايجاد مي شود اين هم آخرش امام فرمود امارت اين است اولش ملامت دوم پشيماني و سوم عذا روز قيامت الا من عدل فكيف يعدل مع قريبه مگر كسيكه عدالت داشته باشد و كيف يعدل مع قليقه چه طور آدم ميتواند عدالت پيشه كند در رياستش با وجود اين قريبي كه دارد قرب يعني هوا و هوسش يعني دشمني كه در درونش دارد و با او همراه است چطور ممكن مي شود عدالت را آنطور كه شايسته است رعايت كرد كار راحتي نيست روايت بعدي از ابوذر است قال قلت يا رسول الله تستعملني قال فضرب بيده علي ثم قال يا اباذر ضعف و انها امانه و انها يوم القيامه خزي و ندامه الا من اخذ بحقها و اعد الذي عليه فيها اباذر مي گويد من خدمت رسول خدا رسيدم و عرض كردم كه يا رسول الله به من امارتي نمي دهي مرا با كاري با كارهاي حكومتي وادار نمي كني انجام دهم يك گوشه اي از كار را ما هم بگيريم حضرت دست گذاشت روي شانه ام فرمود ابوذر تو ضعيف هستي به ايوذر ميگويد تو ضعيف هستي شخصيت كسي نيست ابوذر شخصيتي كه خود پيغمبر فرمود بهشت منتظر اينها است فاطمه زهرا (س) فرمود حوري ابوذر آمده بود خانه ما حوري ابوذر را يديدم حوري سلمان را ديدم حوري مقداد را ديدم مي گويد ابوذر تو ضعيفي وانها امانه اين يكي امانتي است حكومت امارت يك امانت است شوخي كه نيست يك امانت است هر كسي از پس اين بر نمي ايد مي خواهد بگويد كه كسي شخصيت خوبي باشد مثل ابوذر باشد ابوذر كسي است كه ابوذر صديق است و آن همه خدمت به پيغمبر كرده و به امير المومنين كرده و بعد هم تبعيد شد و درتبعيد از دنيا رفت و به يك تعبيري به شهادت رسيدند با آن وضعيت ميگويد ضعيفي ميخواهد بگويد شخصيت خوب هميشه براي امارت خوب بودن كافي نيست قدرت هم لازم است يك كسي كه هم خوب باشد هم قوي باشد يك كسي ممكن است مومن خوبي باشد ازنظر مشخصي قوي باشد رشد هم كند به محض اينكه امارت به او برسد روحيه اش خراب شوددر موردامارت كاري نتواند انجام دهد شعف باشد نبايد بگويد من مي خواهم حكومت كنم يك جايي هم كار دست ما بدهد مگر شوخي است همه هستي خودت را از دست ميدهي آنچه نزد خدا جمع كردي ازدست و مي دهي انها امانه اين يك امانت است شايد نتواني رعايت كني و انها يوم القيامه خزئي خاري است در روز قامت حكومت امارت روز قيامت باعث خاري استن و باعث پشيماني است وندامه الا من اخذ بحقها مگر كسيسكه بتواند حق امارت را ادا كند و اد الذي عليه فيها يعني كسيكه امارت را بگرد و حق را ادا كند و آنچيزي كه گردنش است در اين امارت بتواند ادا كند اين كار راحتي نيست تو حكومت قال رسول الله من ولي شيئاً من امور المسلمين لم ينظر الله في حاجته حتي ينظر في حوائجه كسيكه كه امور مسلمين را بعهده مي گيرد يك امارتي جايي را مسئوليتي از امور مسلمين را بعهده مي گيرد خداوند حاجت او را روا نمي كند تا اينكه در فكر حوائج ديگران باشد يعني نه اينكه اول قوم و خويش خودش را جايي پخش كند يك حكومت را بين انها خانواده خودش را بچه هاي خودش را كسان ديگر به الاف الوف برسند هنوز زير دستها ديگر كه رعيت او محسوب مي شوند تحت امارت مديريت او هستند گرفتار شوند مي فرمايد خداوند حاجت او را روا نمي كند تا اينكه فكر آنها باشد يعني واقعاً يك امير يك مدير زماني بايد بهره برداري كند ه مطمئن باشد زير دستهايش اين بهره برداري را كردند از اين امكان برخوردار هستند و راحت اينجوري برخوردار بودن بداند كهدر حيطه مديريت او كساني هستند كه گرفتار هستند واقعاً كار مظمومي است پيش خداوند حديث بعدي باز از پيامبر است من ولي من امر المسلمين شيئاً و حتجب عن ضعف المسلمين و اولي الحاحت احتب الله عنه يوم القيامه كسي يك امر مسلمين را بعهده بگيرد و خودش را پنهان مي كند از مستضعفها عن ضعف المسلمين از گروه ضعيفان و اولي الحاجت به اودسترسي نمي توانند پيدا كنند كسي حرفي دارد وميخواهد نيازش را بگيرد به راحتي به او دسترسي ژيدا نمي كند به او دسترسي نمي توانند ژيدا كنند كسي حرفي دارد و ميخواهد نيازش را بگيريد به راحتي به او دسترسي يدا نمي كند اصلاً تو دسترس نيست راه نمي دهند كله گنده ها و پول دارها و مرفين هر وقت بخواهند با اقا راحت ارتباط برقرار ميكنند يا تلفن همراه آقا را دارند يا تلفن خانه آقا را دارند راحت ميتوانند تماس بگيرند قرار بگذارند بدون نوبت بروند تو هر وقت از راه رسيدند سرشان را پايين بياندازند بروند بيچاره فقيرا مردم مستضعف نتواند يكماه توصف باشند دو ماه تو صف باشند ممكن است اصلاً به آنها برسد يا نرسد نامه مي نويسند نامه شان اصلاً غيب مي شود خوانده نمي شود مي فرستد جوابش نمي دهند مي فرمايند يك چنين كسي حجاب مي گيرد از مردم يعني خودش را پوشيده مي كند از مردم در اختيار مردم نيست احتجب الله يوم القيامه خدا روز قامت هم از او حجاب مي گيرد به او توجه نمي كند هر چند بخواهد با خدا حرف بزند امكان ندارد برايش خداوند به دادش نمي رسد پس آقا مسئوليت براي اينست كه ما يك كاري را خارج از ذات خودمان انجام دهيم يعني جنبه شخصي واقعاً ندارد آدم احمق باشد كه يك موقعي تو دلش اين قضيه بيافتد كه براي خودش بالا بكشد از يك جايي برود بالا روي صندلي براي خودش بخواهد بنشيند خيلي حماقت مي خواهد قال رسول الله ويل للوالي من الرعيه الا والياً يحوطهم من ورائهم بالنصيحه چقدر قشنگ فرمود واي بر و.الي يعني كسيكه يك حكومتي را بعهده گرفته يك جا امارتي را بعهده گرفته مگر كسيكه يحوطهم من ورائهم بالنصحيه مردم را تحت خيرخواهي خودش قرار داده باشد پوشنانده باشد آنها را تحت خيرخواهي خودش يعني روحيه اش اينجوري باشد خير عامه مردم مسلمين را بخواهد روايت بعدي ما منامير ولي وال يقلق بالبه دون ذو الكه و الحاجه والمسكنه الا اقلق الله ابواب السماء دونها حاجته كليه و مسكنته مي فرمايد پيامبر فرمود كه هيچ اميري نست كه يك ولايتي را بعهده بگيرد جايي مسئولييت را بعهده بگيرد يعلق بابه دون ذو العكه در خانه اش را ببند در اداره اش را ببندد راه ندهد به دفترش چه كساني را به فقيران حاجتمندان و مسكينان را راه ندهد مستضعفها را قبول نكند يعني حقيقتاً محتاج است مگر اينكه خداوند درهاي آسمان را به روي حاجت و فقر ومسكنت او مي بندد خداوند همين كار را با او مي كند يك وقت مسكن است تو اوج شهرت و عزت ظاهري بميرد اما همه اش كه اينجا نيست يك اول قبري است يك مرگي است يك برزخي است اصل آن طرف است اين طرف يك رحم بيش نيست كه دوران رحمي كوتاه است تولد است و يك ابديت واقعاً احمق باشد انسان به فكر اين باشد كه بخواهد برود جايي رئيس شود به او بگويند آقا مدير شدي مدير كل شدي حماقت مي كند اگر كسي به اين جيفه اينطور نگاه كند چون خيلي مسئوليت آور است ما خودمان اينقدر گرفتاريم ابن طاووس (ره) به او گفتند نمي دانم مرجعيت به او پيشنهاد شد ...... گفت آقا من نفس خودم را نتوانستم آدم كنم و به او تسلط پيدا كنم امارت نفس خودم را نتوانستم به عهده بگيرم بيا بروم امارت چه كسي را بعهده بگيرم چه جوري شوم رئيس بخوانيد اين زندگي نامه بزرگان و مراجع را كتاب معرفي مي كنم يك كتاب است به نام ديدار با ابرار كه سازمان تبليغات چاپ كرده بسيار خوب است كتابهاي كوچكي است يا كتاب هماي فرزانگان كه قسمتي است درمورد رياست يا مجله حوزه را نگاه كنيد در مورد مراجع و علماء و بزرگان ببينيد اينها چطوري فرار مي كردند از مرجعيت از رياست از اينكه به آنها بگويند كه تو مرجع شوي بيا برو مرجع شو قاضي شو امام جماعت شو فرار مي كردند از اينكه مسئوليت اينطوري بپذيرد طرف در نماز جماعت گفتند برو نماز بخوان رفت نماز ظهر خوانده براي عصر فرار كرده گفتند آقا چرا در رفتي گفت آقا اين جمعيت پشت سرم بود يك جوري شدم ديدم كه شيطان مي خواهد بيايد سروقتم در رفتم يك كس ديگر بگذاريد اما جمناعت درمورد علو كردن بحث مهمي است آدم خودش نبايد يك درخواستي شخصي سبت به اين قضه داشته باشد فلاني امام جماعت كنم امام جماعت كنم فلاني فلان كار را كند نه حتي يك جا سخنراني است اگر كسي پيدا شد بگذاريد برود سنخرانيش را كند اين مقدار هم نمي خواهد كه انسان برود سخنراني كند يك كسي كه مي تواند صحبت كند او برود صحبت كند حق را ادا كند وظيفه را انجام دهد بگذار او برود الان هم ما در شخصيتهاي اجتماعي و سياسي افرادي را داريم كه مي دانند رئيس جمهور هم مي شوند اگر بخواهند رأي مي آورند ميدانند اگر بخواهند وزير مي شوند و خيلي چيزهاي ديگر تعداد زيادي هستند نشستند سرجايشان خدمت علمي مي كنند يك راهنمايي يك كاري بتواند انجام دهند انجام مي دهند يك كار فرهنگي خيلي ها هم تعجب مي كنند ميگويند اينها با اين موقعيتهايي كه دارند ولي يك آدمهاي بي كمال بي سواد را مي بينيم كه مي كشند خودشان را تا بروند به جايي برسند اينها هم خيلي خوب است مطالعه بزرگان كه چطور فرار مي كردند از امارت ومديريت و رياست و مرجعيت و .... و آنهايي هم كه آمدند تو كار با چه اخلاصي آمدند تو كار با چه گريه و زاري امدند وقتي منصوب شدند وقتي چاره جز پذيرش نداشتند چقدر شبها گريه و زاري داشتند پيش خدا چقدر ذليلانه برخورد مي كردند پيش خدا يك مدير كسي است كه واقعاً پيش خدا اشك و آه داشته باشد تا خدا كمكش كند نه اينكه سرمست شود فكر كند غنيمت است نه مسئوليت است فردا هم بايد جواب دهي غنيمت كه نست خيلي زيبا فرمود شهيد بهشتي كه ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت در عمل هم ثابت كرد خيلي فرصت براي مطرح كردن خودش بود نمي كرد خيلي دفاع بود از خودش دفاع نميكرد بارها هم به او گفتند اقا اين همه تهمت به شما مي زنند ديگر انقدر شد كه امام فرمود آنچه پيش از شهادت بهشتي مرا ناراحت ميكند مظلوميتش است تا شهادتش و هيچ وقت از خودش دفاع نكرد به ندرت پيدا شد كه چيزي راجع به خودش آنقدر دفاع نكرد از خودش كه خيلي از خوديها هم باور كرده بودند خيليها براي شهادت بهشتي تو سر خودشان زدند كه چرا اين مرد اينجوري شد دشمن چه كار كرده بود با اين مرد بعد ميگفت اقامصلحت نيست من هم بخواهم حرف بزنم دفاع كنم شلوغ تر مي شود اوضاع قال رسول الله يعتي بالوالي فيوقف علي الصراط و يهتذ يذنول كل عضو منه عن مكانه فان كان عاملاً مضي و ان كان جائزاً هوا بي النار سبعين خليفا ، پيامبر فرمود كه روز قيامت والي را مي اورند رو صراط نگه مي دارند آنقدر نگه مي دارند كه يهتذ به به لرزه مي افتد همه اندامش حتي يزول كلعضو منه تمام اندام او به لرزه مي افتد روي صراط اگر عادل باشد مي تواند رد شود و اگر عادل نباشد 70 سال در جهنم سقنوط ميكند يك كسي مي زند كه برود استاندار شود مي زند برود فرماندار شود فرمانده فلان جا شود هر كس عادت كند به خوشد خو بگيرد به خودش و خلوتي كه و لذتي از اين انس بامعارف انس با خودش دارد هچ وقت احمق نمي شود كه بدون اينكه وجوب شرعي گردنش بيافتد خودش برود جايي كه رئس كند خودش را پروردگار را ذلت ما را به ما بنمايان خداوند احب رياست و علو را از دل ما خارج بفرما ، پروردگارا مسئولين ما را كمك بفرما تا وظيفه شان را درست عمل كند آنها را به وظايفشان هدايت بفرما.

و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين