جلسه 087 - ولایت
شماره جلسه
87
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
10
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 087 - ولایت

بسم الله الرحمان الرحيم

بحثمان در ولايت به اينجا رسيد كه دين ما را از پذيرش ولايت كفار منع كرده است از پذيرش ولايت حتي مسلماني كه صلاحيت و قابليت امت و ملت را ندارد را هم نهي كرده

و فقط ولايت امور امت را بخصوص مسئله ولاء زعامت را بر افراد خاصي مي پذيرد و فقط افراد خاصي را شايسته ولاءزعامت يعني رهبري اجتماعي و سياسي امت اسلامي مي داند چند روايت مي خوانم برايتان د رمورد نهي از پذيرش ولايت افراد نا صالح و توصيف ولايت آنها الان فقط اكتفا مي كنيم به بيان روايات و توضيح مختصري خوايم داد ولي بعد ان شاءالله مبسوط همان طور كه قبلا وعده كرده بوديم به بررسي اين مسئله مي پردازيم از امام باقر (ع) ان ائمه الجور و اتباعهم لمغرولون ان دين الله قد ضلوا و اضلوا فاعما لهم التي يعملونها كرماء اشدت الريح في يوم عاصف: مي فرمايد كه ائمه جور يعني اماماني كه عادل نيستند و تابعين كسانيكه امام جور هستند و اساسا" جبهه طبيعت بر كنار از دين خدا هستند كه قطعا" هم گمراه هستند و هم گمراه مي كنند اعمال اينها مثل خاكستري هست كه يك باد تند به آن وزيدن كنداعمالشان اينجوريست يك تكه خاكستر در نظر بگيريد كه يك بادتندي مي آيد و به آن مي ورزد در سوره ابراهيم آيه 18 هم چنين تعبيري كه آخر روايت امام باقرهست اين كرماددر قرآن هم هست مي فرمايد مثل الذين كفروا: يعني جبهه طبيعت بربهم اعمالهم كرماد اشتدت بالريح في يوم عاصف لايقدرون مما كسبوا علي شيئي ذالك هو الضلال البعيد: تمام تعابيري كه در روايت امام باقر هست در اينجا هم آمده مي فرمايد اعمال كسانيكه كافر به رب خودشان شده اند مثل خاكستري هست كه باد شديد و تندي آمده در يك روز طوفاني و سخت يك باد آمده به اعمال اينها به آن خاكسترخورده كه نمي توانند آن چيزهايي كه كسب كرده اند را نگه دارند يعني چيزها د ردست شان نمي ماند ديدي كه طوفانهايي مثلا" با 150،180 كيلومتر كه يك دفعه مي آيد شهرها را به هم مي ريزد افراد خودشان را هم نمي توانند نگه دارند طرف را با اتومبيلش بلند مي كند مي برد آنطرف خوردش مي كند و از بين مي برد هيچ كس ، هيچ كس را نمي تواند نگه دارد نمي توانند آن چيزي كه انجام داده اند نگه دارند ، اين يك گمراهي بسيار دوري هست بسيار بد گمراهي هست ، گمراهي عميقي هست اين گمراهي ، اين تعبيررا خواستم بگويم كه د رقرآن هم در مورد كفار آمده . حالا چرا امام باقرتكيه اش روي دين بود .

خوب دقت كنيد من قبلا" هم يكبار اين مسئله را گفتم بايد خوب جا بيفتد اين قضيه بايد برگرديم به درسهاي گذشته در درسهاي گذشته ما گفتيم بين دنيا و آخرت يك پيوستگي و وابستگي است و قرار است تكليف حيا ت ابدي همه انسانها را اين چند سال عمر دنيا تعيين كند دربحث شب قدر هم توضيح دادم خدمتتان يعني تكليف ابديت را همين مدت زمان كوتاه مشخص مي كند بنابراين بايد اين مدت كوتاه بر اساس آخرت تنظيم شود تا نتيجه حيات ابدي نتيجه خوبي باشد يعني تولد، تولد سالمي باشد در مثال زديم كه جنين 9 ماه در رحم مادر هست قرار هست 9 ماه بعد به دنيا وارد شود با يك شرايط زيستي جديدي اما به جنين چه چيزي بايد حكومت كند تا بتواند اين منطبق با شرايط زيستي دنيا متولد شود ؟ قوانين منطبق بردنيايي كه حاكم برجنين هستند جنين را بايد منطبق با دنيا تربيتش كنند يعني آن قوانيني كه دارنداين توده سلولي را شكل مي دهند تو اين 9 ماه برايش گوش و چشم ودست و.... مي سازند مي دانند دارند چه كارمي كنند قانون يك قانون مشخص هدفداري هست و بايك علم و با يك حكمت و با يك تكيه بر اطلاعات حركت مي كند و جنين را كاملا منطبق با آنجا بار آورد درست كه آماده شد مي دهد بيرون و مي گويد برو تو آن شرايط زندگي كن در رحم دنيا جنين روح انسان اگر بخواهد مطابق شرايط زيستس ابديت پرورش پيدا كند بايد تحت قوانيني كه منطبق با آخرت هستند و حاكم بر دنيا هستند ، يعني حاكم بر ارواح و جنينها هستند حكومت كند ودر دنيا و بعد تا بتواند اين ارواح را كه حكم جنين ما را دارند منطبق با شرايط زيستي آخرت بار آورند گفتيم تنها قوانيني مي توانند انسان را مطابق شرايط آخرت بار آورند كه آن قوانين تكيه آن قوانين بر اطلاعات آخرت باشد يعني تو اين قوانين بايد آخرت شناسي باشد يعني اگر شناخت نسبت به حيات زيستي مرحله بعد نباشد چه جوري يك كسي مي تواند خودش را تنظم كندبا شرايط زيستي آخرت ؟ پس آن قوانين نمي تواند از طريق بشر با عقل محدود ش كه هيچ اطلاعاتي ازشرايط زيستي آنجاندارد تنظيم شود احتياج دارد به اينكه فقط كسي آن قوانين را براي ما بفرستد كه خودش حاكم برآخرت باشد و اطلاعات آن قوانيني كه مي خواهد دردنيا براي ما بفرستد كه ما را منطبق با شرايظ زيستي آنجا در آورد آن قوانين را با علم به آخرت فرستاده باشد به دنيا و اين جزخداوند كس ديگري نيست لذا قرآن مي فرمايد :‌ان هدي الله هو الهدي فقط هدايت خدا هدايت است هيچ هدايت ديگري از نظر خداوندقابل قبول نيست براي انسان .

تنها هدايتهاي الهي به درد انسان مي خورند اين خيلي مهم است اولين پله در حركت به سمت ابديت اينست كه ما قيد هر برنامه غير الهي را بزنيم يعني بدانيم كه ه ربرنامه غير الهي حتما كار هر كس (نوابق بشر) هم باشد جاهلانه است چرا؟

چون با شرايط زيستي آخرت امكان ندارد كه باشد فقط كسي مي تواند قوانين منطبق با شرايط زيستي آخرت را حاكم بر دنيا هست براي ما بياورد كه خودشان از آن طرف خبر داشته باشد و قرآن كريم،

انبياءوائمه عملشان را خدا گرفتند وخودشان هم آن مسير را طي كردند حاكم بر آنجا هستند واقف به شرايط زيستي آنجا هستند در اينجا آمده اند كه ما رابا خودشان به آن سمت ببرند وبا قوانيني تنظيم كنند كه ما با رعايت آن قوانين منطبق شرايط زيستي آنجا بر گرديم وكل اين مجموعه را اسمش را گذاشته اند دين خدا دين الله لذا وقتي امام مي فرمايد كه آقا ائمه جور لمفرولون عن دين الله اينها از دين خدابركنارند يعني اساسا" اينها آدم هاي جاهلي هستند اطلاعاتي ندارند كه بخواهند شما را حركت دهند به كجا مي خواهند حركت دهند شمارا ؟ چه جوري مي خواهندبرنامه ريزي كنند مثلا" اقتصاد راچه جوري مي خواهندبرنامه ريزي كنند ؟ اقتصادي كه نقش بسيار اساسي در حيات آخرتي انسان دارد من لامعاش له لامعادله.نعم العون الدنياعلي الااخره.القني علي التقوي اين اقتصاد را چه جوري مي خواهند برنامه ريزي كنندبر اساس آخرت تو كدام دانشگاه درس خوانده اين اقتصاد را چه جوري تنظيم مي شود باروح بشر كه نتيجه درست دهد كه توجامعه قطب درست نشود فقر ايجاد نشود شكاف فقري و اقتصادي ايجاد نشود وآن همه فسادها كه توهمه كشورها ازجمله كشور خودمان هم هست ايجاد نشود هنر را ، جامعه شناسي را ، روانشناسي را ، مديريت را ، ارتباطات را ، صنعت را ، و هر چيز ديگري را چه جوري تنظيم كنندكه منطبق با شرايط زيستي بار آيد اساسا"اگر قرارباشد منطبق با شرايط زيستس آخرت نباشد همين جوري كار كند كه محصول خوبي نمي دهد براي آنطرف اينكه امام معصوم تكيه اس اينست به عنوان جانشين وخليفه و مظهرخدا نشسته آنجا و به شما مي گويد ان المئه الجور لمغرومون عن الدين الله قد ضلوا و اضلوا : بدانيد كه امام از چه جايگاهي صحبت مي كند منظورش چيست ؟ كه اينهااساسا" شايستگي امامت را ندارند به خاطر اينكه لمغرولون عن دين اللهل : براي اينكه اينها اساسا با دين خدا ارتباطي ندارند نه اطلاعاتشان و نه روحشان هيچ كدام با دين خدا (دين يعني چه ؟ دين يعني قوانين منطبق با شرايط زيستس آخرت كه در دنيا در اختيار ما قرار گرفته ) هيچ ارتباطي اينها ندارند بنابراين چون اين ارتباط را ندارند خودشان معرف هستند يعني خودشان هيچ حركت صحيحي به سمت ابديت ندارند و وقتي خودشان حركت صحيح به سمت ابديت ندارند حاكميت آنها ، مديريت آنها ، ولايت آنها باعث اخلال مي شود و اضلوا يعني بقيه را هم گمراه مي كنند يعني تحت امامت و ولايت آنها اين عده به سمت جهنم مي روند.

انسانهايي كه تحت مديريت اينها تربيت مي شوند انسانهايي نيستند كه منطبق با شرايط زيستي آخرت روحشان با آيد و ابديت درستي نخواهند داشت فرمد قد ضلوا و اضلوا : اين بحث در مديريت يكاصل بسيار مهم است ، ما فلسفه سياسي شيعه و فلسفه سياسي اسلام ناب را از همين مباحث به دست مي آوريم كه اساسا" وقتي مي خواهيم بحث سياسي كنيم چه كسي مي تواند رهبر باشد چه كسي مي تواندحاكميت و ولايت را در جامعه به عهده بگيرد مردم در تعيين سرنوشت شان به چه كساني بايد راي دهند و چه كساني را به عنوان حاكم خودشان انتخاب كنند اين مباني را امام به ما مي گويد قرآن خيلي روشن براي ما مشخص مي كند اينها را اين يك روايت.

روايت بعدي از اميرالمومنين (ع) هست كه نقل از نهج البلاغه مي فرمايد : زمان الجائر من السلاطين و الولاه اقصر من زمان العادل لان الجائر مفسده والعادل مصلح و افسادا شيي اسرع من اصلاحه : مي فرمايد زمان براي سلطان جائر و يك ولي جائر كوتاهترمي گذارد تا يك امير عادل يعني چه ؟ مي فرمايد كه حاكم جائر آدم فاسدي است وقتي مي آيد حكومت كند همه چيز را به هم مي ريزد ، فساد زيادي مي كند و خراب كردن يك چيزي سريعتر از اصلاح يك چيز است يعني وقتي يك آدم عادلي مي خواهد امور را اصلاح كند نبايد بگويي كه خوب حالا مثلا جمهوري اسلامي شد چه كار كرد ؟ 20 سال حاكم هست چه كاركرد؟ آقا 20 سال حاكم است 2500 سال حكومت جور بوده تواين مملكت 00 25 سال خراب كاري پشت سرش هست وقتي هم آمدند اينها حاكم شدند امام آمده جمهوري اسلامي آمده بعد كه شروع به اصلاح نشده ، نگذاشته اند اصلاح شود يا ترور بو يا قائله كردستان بوده از چهار گوشه كشور بالا قائله تركمن را درست كردنددر در غرب قائله كردستان را درست كردند كه هنوز ما باز مشكل داريم با آنها جنگ كردستان قبل از جنگ تحميلي شروع شده هنوز هم با زمسئله داريم در جنوب خلق عرب را درست كردند كه مي خواستند آنجا را ازما جدا كنند تعزيه در جنوب شرق خلق بلوچ را درست كردند و مسائل آن سمت از افغانستان و بالا هم كه سير مواد مخدر آمد نشد 8 سال جنگ تحميل كردند از غرب و جنوب كي فرصت سازندگي داشتيم ، انتقاداتي كه مي كنيم سر جاي خودش اما اين انتقادات به نظام نيست ما انتقاد اگرمي كنيم به عملكرد بعضي از مسئولين هست كه منطبق با اهداف نظام حركت نمي كند ولي به جمهوري اسلامي كه ما انتقاد ي نداريم به اصل نظام امام باقر مي گويد اين درك را شما داشته باشيد كه زمان جائر خيلي كوتاهتر از زمان عادل عست چون عادل بايد ذره ذره خرابكاريها را اصلاح كند تازه اگر هيچ مقاومتي درمقابلش نشود اگر هيچ مقاومتي نشود ، تازه خيلي طول مي كشد ، شما يك ساختماني رامي خواهيد خراب كني هيچ مقاومتي نمي شود پول هم داري ، بنا داري، نقشه داري ، مهندس داري ، مصالح داري خوب خانه اي را كه مي خواهي خراب كني يك هفته خرابش مي كني هيچ قوه اي هم در مقابلت نباشد وقتي مي خواهي اين خانه را بالابياوري چند برابر طول مي كشد خوب اصلاح قطعا كا ردارد يك فرهنگ فاسدي را تحميل كردند به اين مملكت حالا بيا درستش كن .

توروابط زناشويي در روابط خانوادگي د ر تعليم و تربيت در هنر ، دراقتصاد ، در مديريت ، در هزار چيز ديگرحالابخواهي دانه دانه اين باورهاي غلط را از دهن مردم د راوري مردمي كه خوگرفته اند با فرهنگ غلط بعد بخواهي اينرا اصلاح كني يك چيزحقي را جايگزين كني ما انكار نمي كنيم كه مسئولين ما كوتاهي هاي زيادي كردند تو مسائل فرهنگي تو اين مملكت بعد از 20 سال خيلي بهتر از اينها بايد كا رمي كردند هم در اين جبهه هم در مسائل خارجي ، فرهنگي همينطور اما بايددقت كنيم كه فقط اين نيست بسيار موانع سر راه ماست هنوز هم مانع داريم يعني وقتي هم كه رفتيم به سمت اصلاح كه نتوانستيم اصلاح كنيم به راحتي تا الان كدام روز كدام دقيقه ، كدام ساعت كشور ما از هجوم توطئه ها در امان بوده ، يك نفس راحت توانستيم تو اين 20 سال بكشيم امام ما ، رهبرما ،دولت ما فرصت داشته انديك نفس راحت بكشند نه هميشه هر كاري خواستند بكنند هزارو يك جور نق نق داخلي و توطئه خارجي روبه رو بوده لذا مي فرمايد مفهوم زمان د رمورد حكومت ظلم و حكومت عدل دقت كنيم .

اميرالمومنين (ع) مي فرمايد كه دقت كنيد اين زمان يكي نيست مي گويند اينها 4 سال حكومت كردند و آنها هم 4 سال نه 4 سال خراب كاري يعني اماه حكومتي كه افساد در آن باشد اماه ظلم حكومت كند يك فرد ناشايستي مديريت يك جا را به عهده بگيرد تو يك اداره اي، تو يك مئوسسه اي بعد يك آدم درست و حسابي كه بخواهد بيايد آن يك ماه را اصلاح كند ماههاي زيادي طول خواهد كشيد كه خرابكاريهايي كه اين اقا تو يك ماه بار آورده اصلاح كند لذا حضرت (ص) مي فرمايد : زمان الجائر من السلاطين و الولاه اقصر من زمان العادل لان الجائر مفسده والعادل مصلح و افسادا شيي اسرع من اصلاحه :اميرالمومنين دوران حكومت خود ش چه كاركرد، پيامبر چه كار كرد خيلي كاركرده ، اينقدر كرده كه الان بعد از 1400 سال بيش از يك مليارد نفرمتدين به اين دين را دارند بزرگترين تمدن را بنا گذاشتند در همان دوران حكومت علي (ع) در همين دوران نظام جمهوري اسلامي هم خدماتي كه به مردم شده دهها برابر خدماتي است كه گذشته ها رژمهاي گذشته نه فقط 50 سال دوران پهلوي بلكه قبل ازآن هم خدماتي كه به مردم ارائه شده تو همه جنبه ها بالاتر از آن مدت است تو اين 20 سال كه خدمات شده يك مقايسه كافي است يك مقايسه عادلانه و منصفانه كافي است كه مردم بفهمند نظام براي مردم چه كاركرده تو اين مملكت چه اتفاقهايي افتاده از نظر خدمات به مردم به مستضعفين تو همه جنبه ها چقدر پيشرفت داشته چندين برابر آن دوران فاسد پهلوي و قبل از آن ما كاركرديم پيشرفت داشتيم .

اين هم يك روايت در مورد شخصيت سلطان جائر ، سلطان جائر شخصيت مخرب است خراب مي كند يعني يك كاري مي كند كه بعدا" بخواهي درستش كني به راحتي امكان پذير نيست عن سليمان جعفري قال قلت ابي الحسن الرضا (ع) ما تقول في اعمال السلطان: به ‌امام رضا عرض كردم كه در اعمال سلطان نظرتان چه هست (نظر امام رضار ا توجه كنيد كه زمان عباسيان صحبت مي كند فقال يا سليمان الدخول في اعمالهم و العول لهم والسعي في حوائجهم عديل الكفر: وقتي حضرت آمدبه زور ولايت عهدي را پذيرفت .نمي پذيرفتند كشته بودند حضرت را چيزي بود كه اصلا حضرت اختيار نداشت نپذيرد بايد مي پذيرفت حضرت اعتباري كه هم قبول كرد گفت به يك شرط كه من هيچ دخالتي در عزل و نصبها و كارها نداشته باشم يا سليمان دخول در (اينها را دقت كنيد كسي نگويد الان كه ما سلطان جور نداريم موضوع اينست كه بحث ما بحث كلا فطرت و طبيعت است جبهه طبيعت هر جا كه حكومت باشد تو امريكا تو عراق يا جاي ديگر و دركشور خودمان در حد يك مديريت وزارتخانه مثلا باشد يا جاي ديگر آدم ناصالح باشد اين مسائله سر جاي خودش است يك اصلي است كه طبيعت ، طبيعت خودش را بروز مي دهد طبيعت هميشه خودش را نشان مي دهد چه درحاكميت يك منزل چه در حاكميت يك كشور فرقي نمي كند) دخالت كردن در كارهاي آنها يعني با آنها بودن و اعتماد كردن به آنها تلاش در برآورده كردن حوائج سلاطين معادل كفر است كسي كه بخواهد جبهه كفر را كمك كند ائمه (ع) تمام اصحابشان را منع كرده بودند از اينكه وارد كارهاي حكومتي شوند و اينكه كارهاي دولتي به عهده بگيرند مي گفتندكارآزاد كنيد براي همين شما به فرهنگ ما برگرديد فرهنگ متدينين ما فرهنگ كارآزاد در بازار و جاهاي ديگر بوده يعني جايي كه كمترين ارتباط را با نظام داشته باشد هر نوع كمكي زمان امام هفتم است يكي از اصحاب امام سفان جمال صفاني كه شتران زيادي داشت داده بود به خليفه امام صدايش زد و گفت براي چه به او كرايه دادي گفت آقا براي كار شد كه ندادم مي خواست برود حج ، حالا حضرت مطابق عقل اين جواب مي دهد والاوقتي هم برود حج طبيعت است كه مي خواهد برود نه فطرت . طبيعت وقتي سراغ يك صورت مقدس مي رود باز هم شراست يعني مي خواهد استخدام شر كند يعني استخدام صورت مقدسي كند در جاهاي خير بگويند خليفه هم آدم مسلماني هست آن هم هست ولي حضرت به او اينجوري جواب نداد حضرت مطالق فهمش گفت همين مقداري كه خليفه الان رفته يا ا عوان او رفتند تو حج تو آرزو نمي كني كه اي كاش سالم برگردند پول تو را بدهند آرزوي سلامتيشان رانداري اين مقدار را دقت كنيد امام است در زمان حكومت جور چه جوري سخت مي گيرد به شيعيان خودشان مي گويد چرا مي فرمايند همين مقدار كمك به او هست داستانها داريم در اين مورد كمك به ائمه جور در ورود در دستگاههاشان اينقدر هست كه حضرت فرمود عديل الكنز معاد ل كفر است كمك به ظالم والنظر علهيهم علي العمد من الكبائر ستحق به النار: نگاه كردن به اينها از روي اختيار انسان به اينها نگاه كند حتي از روي اختيارو عمد از گناهان كبيره اي هست كه نگاه كننده مستحق جهنم است اصلا نگاهشان نبايد كرد براي اينكه بد جايي را غصب كرده اند يعني يك جايي نشسته اند كه سرنوشت مليونها انسان را مي خواهند با مديريتشان رقم زنند و يكدفعه مي بيني يك جمعيت كثيري مي رود رو به فساد خيلي اوضاع مي ريزد به هم با يك مديريت غلط حديث بعدي از امام صادق (ع) هست عن الصادق عن ابائه (ع) في حديث مناهي قال : قال رسول الله (ص) من تولي ازافت قوم اتي به يوم القيامه و يداه مقلولتان الي عنقه فان قام فيهم بامرالله عزوجل اطلقه الله و ان كان ظالما هوي به في النار جهنم و بئس المسير : هر كس كه خداي يك گروهي را قبول كند (نه اين بعدا مي رسيم و روايتش را مي خوانيم چند نفر هستند يك نفر مي خواهد مسئول اين گروه شود مسئوليت و رهبري گروه را مي خواهد بپذيرد) به عهده بگيرد كه خدا يك گروهي را روز قيامت در حالي محشور مي شود كه دستهايشان را به گردنش بسته اند مي آورندش آزاد نمي آورند براي محاكمه و دست بسته مي آورند خوب حالا ما بررسي مي كنيم ببينيم تو ، تو اين مسئوليت كه خدايي نسبت به اين مردم به امر الله دستور دادي و حكومت كردي و ولايت داشتي تازه آزادش مي كنند ومي گويند بيا برو تو بهشت خدا آزاد ش مي كند بعد ازاينكه مسلم شد و اگر به امر خدا عمل نكرده باشد در جهنم مي افتد مسئله را دقت كنيد خداوند ظلم را در مقابل امرالله قرار داده يعني هر چيزي كه خارج امرالله باشد ظلم است دقت كنيد كه پيامبر مي فرمايد فقط امارت و حكومت و ولايت به امرالله عين حق است هر چيزي كه به امر الله نباشد ظلم هست هر چند نتيجه مطلوبي داشته باشد اينرا خوب دقت كنيد بعدا برايتان توضيح مي دهم هر چند كار خوبي باشد ، هرچند خدمت هم باشد به مردم و هر چند مردم هم راضي باشند مي فرمايد نه .

هدي به في نار جهنم اين را تو بحث ولايت فقيه توضيح مفصل خواهم داد فقط ولايت به امرالله حق است اين مهم است دقت كنيد يعني همان فرمولي كه گفتم فقط جنينهايي سالم متولد مي شوند كه منطبق با قوانين ، منطبق با شرايط زيستي دنيايي كه حاكم بر رحم هست بار آمده باشند لذا وقتي به امر الله نباشديعني كافي تحت ولايت خدانباشد كافي است منطبق با شرايط زيستي دنيا نباشد حالا مردم هم خوششان آيد نتايجي هم داشته باشد رفاه هم بياورد براي مردم هيچ فايده اي ندارد پذيرفتن كه خدايي . چرااينرا برايتان گفتم قرآن بخوانم برايتان تلك الدارالاخره نجعلها الذين لايريدون علوا في الارض و لا فسادا اين حيات ابدي را قرار داديم براي كساني كه در روي زمين خاص و اراده علو و برتري نسبت به ديگران ندارند و اراده فساد هم ندارند خاص خيلي مهم است اين كلمه يريدون كمر شكن است فرمود اگر يك فقير در فقرش چنين روحيه اي داشته باشد با اينكه فقيرو بدبخت است بگوييد يك روزي من ثروتمند مي شوم به گداها پز مي دهم يك روز هم من پولدار مي شوم ماشين خارجي سوار مي شوم مي آيم از جلوي رفقايم بوق مي زنم و مي روم همين مقدا ركه يك چيزي بالاتر از ديگران داشته باشم در حديث فرمود حتي اگر به بند كفشت باشد يعني پزت به بند كفشت باشد اين مقداراراده علوا است اين مقدار گير داري تو آخرت .

آقا من چراخودكار بيك همراهم باشد خوب يك خودنويس همراهم باشد يك چيزي باشدساعتم باساعتهاي بقيه فرق داشته باشد اينكه در روايت داريم هركس لباس شهرت بپوشد كه بخواهد به وسيله نوع لباس پوشيدنش از ديگران يك درجه بالاتر قرار بگيرد تو يك وضعيت بالاتري قرار بگيرد اهل عذاب هست همين است شما حق نداريد يك كسي مي رود عينك مي خرد خيليها هستند عينك مي خرند يك كسي مي گويد اين عينكي كه مي خرم يك جوري باشد كه هيچ كس از اين عينكها نداشته باشد مردم همه تسبيح 20 توماني دستشان بگيرند ما هم با اين سابقه بريم از اين تسبيحها بگيريم سفارش مي دهم از يمن برام تسبيح مثلا نيم متري عقيق مي آورند شاه مقصود فلان اصلا كمتر از آن دستم نمي گيرم ببينيد اين اراده علواز كجا نفوذ ميكند شخص ظاهرا آدم متديني هست ولي ته قضيه اينجوري نيست ته قضيه در همان متدين بودنش هم بقيه اخطار دادند من هم يك اخطار بدهم بهترين زولبيا بهترين رطب نوشابه هاي آنچناني نان تازه چند جور غذا ..... اينجوري افطار مي دهند همين مقدا رجهنم مي شود اراده علو خيلي خطرناك است باجناق را ديدي رفتيم خانه شان عجب سفره اي انداخته بود زن كم نياري جلويش اگرشده قرض بگيريم مي گيرم كه جلوي با جناق كه كم نياوريم ما هم يك سفره به اندازه آن سفره بياندازيم خيلي بيچارگي است . يك شام دعوت كن بيايند نشانش دهيم بيايند آشپذي زن مرا ببينند و هزارتا از اين جهنمها كه خيلي ها گرفتارش هستيم طرف با قيافه بچه اش يك فيلمي مي آيد با لباس بچه اش . بچه من بايديك جوري باشد كه جلوي ديگران كم نياورد كم بياورد دو برنامه دارد يكي اينكه عزتش حفظ شود تحقير نشود آن يك بحث ديگري است يك حد عرف و معمولي ولي اينكه نه من بچه ام لباسش از لباس همه بچه ها بهتر باشد خوب اين بچه هم طاغوت بار مي آيد يعني ياد مي گيرد كه هميشه نسبت به ديگران يك سرو گردن بالاترقرار گيرد درس خواندن هم اين قضيه هست طرف شاگرد اول هست گريه و زاري چه شده ؟ شدم 5/19 اين از اين نيست كه 5/19 شده از اين است كه با چند نفررقابت داشته سرحفظ 20 از آن موقعيت 20 پايين آمده يك موقع بحث بحث علمي هست من مي خواهم درس خوان با سواد پيشرو باشم در فضائل هم هست سابقواالي الخيرات هست سبقت در خيرهست به ديگران مي خواهم سبقت بگيرم اصلا مسابقه مي گذارم كه كار خيرانجام دهم اما حواسم است كه من مهمان خدا هستم نگاه توحيدي دارم به اين قضيه سابقه در خيرات يعني من وقتي سرسفره نشستم قرار است دو نوع غذا باشد پست ترين غذا را انتخاب مي كنم تا سبقت بگيرم به ديگران .

اميرالمومنين (ع) داريم كه هروقت دو كار به ايشان عرضه مي شد سخت ترينش را انتخا ب مي كرد در جبهه ما دوستي داشتيم هروقت ما تغييرمكان مي داديم بايد اولين كارهايي كه مي كندوقتي مي خواست مقر مستقر شود اولين چيزي كه لازم است زده شود غيراز چادرها توالت است بايد چاه توالت كنده شود ، توالت درست شود اين هميشه مي رفت سراغ اين كار رفقايي كه با اين رفيق بودند چون مجبور بودند بايد مي آمدند با اين توالت بكنند ، بعد مي گفتند فلاني تو چرا مي روي اين كار را مي كني خوب چادر بزنيم يا يك كار ديگري مي گفت اين هم كار است چه كار داريد شما با بقيه اش بقيه را مي كشاند مي رفتند اين كا ررا مي كردند بعضيها هم عافيت طلبي مي كردند اين مي شود سبقت درخير نه در پز و كارهاي ديگر اينها خيلي خطرناك است جهنمي است كه وقتي بيايد چنان مخفيانه وارد مي شود كه شخص تا بفهمد چقدر رفته تو اين جهنم و چه جهنم عظيمي از آتش را دور خودش جمع كرده سالها طول مي كشيد خيلي اين مراقبت مي خواهد هم تلقين مي خواهد كه انسان دچار اين قضايا نشود فرمود به بند كفش هم اگركس بخواهد ناز كند به ديگران و فخرفروشي كند و اراده علو داشته باشد با بند كفشش اين هم راهي به بهشت ندارد بايد مواظب باشد انسان استخدام تجلملات براي زيبايي براي روشني دل براي لذت بردن خوب است اما حس رقابت با ديگران و اينكه من در اين استخدام از ديگران يك سرو گردن بروم بالاتراين خيلي خطرناكاست به هرحال اراده علوقطعا جهنمي است هركس كمترين اراده علودر دلش باشد كه بخواهد يك جا رئيس شود يك جامدير شود من تلاش مي كنم كه مديرشوم ، تلاش مي كنم رئيس شوم فلان جا من نماز جماعت بخوانم آنها توفلان مسجد نمازمي خوانند مامي رويم فلان جا پشت سرفلاني نماز مي خوانيم و از امام جماعت بگيرتا معلم بودن و مدرس بودن .. همه اش خطرناك است بايد شرايط واقعا فرق نكند براي انسانهامرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي د رهمين شبها ي مبارك در بحث وعظ و خطاب مي گويد خطيب يك كسي مي خواهد ديگران را موعظه كند بايد دقت كند كه در دو جايي كه جمعيتهاي اينها متفاوت است قلبش چه جوريست يك جور مي رود با نيت خدا روضه مي خواند يا وعظ مي كند كه اينجا جمعيت زياد است تا مثلا جايي كه 4 نفر بچه نشستند معلوم است اين شخص گرفتاراست نبايد فرق كند واقعا يكي از همين آقايان مداح تعريف مي كرد سال گذشته كه اين بچه ها چادر زده بودند گفتم خدمتتان اين داستان را كه ايشان مي گفت آدمي هست كه مجلس مختلف مي خواند اين هم بلايي است به هر حال انسان بايد خيلي دقت كند كه آقا اينرا فلان دانشگاهها دعوت مي كنند مراكز مهم دعوتش مي كنند اينها هم يك مباحثي هست واقعا براي خود فرد نبايد فرق كند) مي گفت مجلس مهمي هم داشتيم بچه ها به ما گفتند بچه هايي كه جمع مي شوند چادرمي زنند و روضه براي امام حسين مي خوانند با آن پاكي قلب خودشان كه تمامش عصمت است ، تمامش طهارت است آدم روضه هم كه مي خواهد بخواند د رميان اينها بخواند دعا هم كه مي خواهد بخواند قاطي اينها دعا بخواند اينها آمين بگويند براي آدم خيلي مي ارزد وسط يك مشت فرشته گفت يك چاييهاي خيلي جوشيده هم درست كرده بودند ما را نشاندن توچادر رفتيم گفتيم يك روضه اي براي اينها بخوانيم چايي را كه گذاشتند جلويمان يواشكي رفتيم بيرون شب خواب حضرت زهرا (س) را ديدم كه قهر كرده بود مي گفت چرا مجلس ما را كوچك شمردي مجلس براي امام حسين هر كس بنا كند مجلس است فرق نمي كند اگر يك موقع گفتند مداحي ، سخنراني بيا يك جا هست 5 نفرنشسته اند فرق نكند واقعا با آن موقعيكه صدنفر هستند گاهي وقتها من مداحاني را سراغ دارم كه مي روند يك جا فقط يك نفر است صحب خانه خانه ا ش نذر دارد مثلا ماهي يك روز روضه بگيريد خود ش تنها مي نشيند مداح هم مي آيد باچه باوري مي نشيند مي خواند امسال رفتم تهران سخنراني داشتم يك هيات خيلي مهمي هم داشتند به ما گفتند بيا يكي از عزيزان ما سخنراني مي كرد گفت من دو ، سه شب نمي توانم بروم شما بيا جاي من آدرس دادند شب اول رفتيم نزديك آنجا ديديم چراغ روشن است و صدا مي آيد و يك نفر با چه صلابتي روضه مي خواند بعد من هم رفتم ديدم د رخانه باز و پرچم زده بودند از پله ها رفتم پايين ديدم يك خانم نشسته آنجا گفتم خانم مراسم اينجاست گفت بفرماييد رفتم ديدم يك نفر نشسته مي خواند شو ر گرفته يك نفر هم سينه مي زند اصلا من ريختم پايين خيلي حالم منقلب شد گفتم قربانت سيدالشهداء (ع) اينقدر دوستدارانت باوردارند مجلس تو را يك نفر روضه مي خواند يك نفر هم با چه شوري سينه مي زند يعني تو اين مجلس مي بينيد مثلا هزار نفر شورمي گيرند و عزاداري مي كنند اين با همه باورش با آن سبكي كه او مي خواند يك خانم دم در نشسته بود يك آقا هم نشسته بود پا منبر يك نفرهم داشت با چه صلابتي مي خواند هر كس از آنطرف رد مي شدمثل خود من فكر مي كرد كه الان مثلا هزا رنفري نشسته اند عزاداري مي كنند اينقد رلذت بردم و خيلي ناراحت شدم كه چرانمي توانم در آن مجلس بنشينم چون وقت مجلس من هم منطبق با اين ساعت بود بايد خودم را مي رساندم به آن مجلس ولي تا آخرمجلس خودم منقلب بودم برگشتي هم توحال خودم نبود شبهاي ديگر هم زودتر مي رفتم يك سري بزنم به آن مجلس خيلي --- داشت ازاين وريك نفرتعريف مي كرد رحمه الله عليه مرحوم علامه جعفري يكي مي گفت علامه خيلي وقتهايش دقيق بود من چند وقت با ايشان كا رداشتم سر ساعتي كه مي رفتم مي ديدم كار دارند و قبول نمي كنند يك ساعت ديگري هست مي گفت تنظيم كردم آن ساعتي كه هست بروم گفت رفتم قرا رقبلي هم نداشتم علامه فرمودمن كاردارم بايد بروم گفتم چطور شد اين برنامه اش به اين دقيقي به هم زده كجا مي خواهد برود مي گفت چند روزي همينجوري شد من يك روز تعقيبش كردم ببينم كجا مي رود ديدم مي رود سرخيابانشان يك ساختمان نيمه ساخته هست اين مي رود تو آن ساختمان بعد گفت من ده دقيقه اي منتظر شدم گفتم بروم ببينم چه خبره تو ساختمان نيمه ساخته شده ايشان چه كار مي كنند ، گفت رفتم ديدم علامه يك حلبي گذاشته زيرش و براي كارگران آنجا روضه مي خواند داستان اين بوده كه ايشان كه مي آمده ديدنديك آخوندي هست و داردمي رود گفته بودند حاج آقا ما (قربان امام حسين كه همه جا كشته و مرده دارد همه جا شيفته دارد كارگران هم اگر آن ايام روضه نخوانند دستشان به كا رنمي رود همه يك ارادت خاص دارند نمي گويند ما كار گريم و الان گرفتاريم و ... ) گفتند آقا ما اينجا بنايي مي كنيم نمي شود روضه نخوانيم خلاصه صدا كرده بودند علامه هم گفته بود چشم مي آيم برايتان روضه مي خوانم مي گفت هر روز علامه كارش همين بود آن ساعت در مي آمد مي رفت مي نشست روي همانحلبي و براي كار گران روضه مي خواند و مي آمد اين هم از اينكه مجلس امامش برايش فرقي نمي كند يك كسي كه گردن كلفتهاي دنيا را تو اروپا به زمين مي زند تومناظرات و نامه ها و جلسات خصوصي و اين همه از خارج بيايند خانه اش خودش عاليترين مجالس و مراكز علمي تدريس كند بعد هم برايش فرق نكند تازه براي آن كا رهاي تدريسيشان در مقابل اين روضه اي كه مي خوانند هيچ جايگاه يقائل نيست براي ما همين روضه باقي مي ماند كه بخوانيم اين شايد بعدا خيلي به نفع ما باشد شوخيست مگر مجلس سلطان قيامت است مجلس امام حسين است مي شود گفت نمي آييم خوب زياد دور نرويم خواستم بگويم علو خيلي ريشه هاي مختلفي دارد هم د رمسائل علمي هم د رمسائل عبادي هم در مسائل مقدس در مسائل رحمي در مسائل خيالي آن دوازده صورتي كه دربحث معرفت نفس بحثهاي شيطان وصور مقدس كه 12 راه وجود داردبراي نفوذ شيطان و استخدامش توهمه 12 راه علوممكن است باشد بنابراين ما خيلي بايد دقت كنيم كه ننيقتيم تواين راه پرهيز از اين وايمن بودن از اين هم واقا" احتياج به مبارزه بانقس و رياضت به مراقبت دارد يك كسي مي گفت من به امام گفتم آقا خوب شدشما آمديد قم بالاخره حوزه قم از حوزه نجف بالاتر مي شودبا آمدن شما وزنه حوزه قم مي چربد امام به من گفت شمااز دايره توحيد خارجيد اين حرفها كدام است حوزه قم به حوزه نجف بچربد براي دين است از همه جا واقعا" آنجاكه تضعيف مي شود ناراحت شويم كه تضعيف مي شود آقا كلاس ما جلسه ما هيات ماخيلي بهتر ازهياتهاي ديگر است دوازه تاديگ دارد چقدر الم وكتل دارد خيلي خطرناك است بايد حواسمان جمع بانشد مااز نداشتن هيچ كس وازبي رونقي مجالس مذهبي و مسائل مذهبي تو هرجا بايد ناراحت شويم واز اينكه مال خودمان رونق دارد بايد شكر كنيم خدارا اما اينكه يك موقع ناز به كسي بفروشيم كه مجلس ما اينجوري است مجلس ما30 شبش اقطار مي دهد يك موقع روحيه خراب نكند كاررا من توجبهه مثلا" توفلان گران بودم توكجا بودن تداركات تداركات هم شدجا من خط شكن بودم اين هم خطرناك است . من آدمهاي ظريف سراغ داشتم كه توطول جنگ براي اينكه اين اسمهاي گنده روحيه شان راخراب نكند توجاهاي گنده هم وارد نمي شود اصلا" مانده بودند چه كساني را بفرستند كردستان خيلي سخت بود آنجا مظلوميت زيادي هم داشت جنگ در آنجا وچه كساني مي روند جبهه جنوب با عراقيها عده كم مي گفتند ما مي رويم كردستان يا كارهاي ديكر كساني را داشتيم كه به آنها مي گفتند كجا مي رويد مي گفتند هرجا بفرستيد هر جا نياز هست مرا بفرستيد آن مي شود كار براي خدا خالص نه اينكه ميل خودم رعايت شود بايد فرق نكند هرجا كه اقتضاء كند بودند كه خيلي از افراد ظريف كه مي آمدند تو حبهه اظهار نظر نمي كردند مي گفتند هرجا بفرستيد مامي رويم كار مي كنيم بود كسانيكه پر مي دادند به انيكه خط شكنند تو اطلاعات عملياتند تو تخريند مي رفتند هيچ چيزيشان نمي شد مثلا" يك كسي بود كارستادي مي كرد كار تبليغات بود تو آشپزخانه كار مي كرد آقا جريان آبرساني به جبهه تبليغات يك جوري مي شود اين بيايد خط شهيد مي شد كساني هم كه خيلي ادعا داشتند ماخط مي شكنيم اصلا" راهشان نمي دهند چندروايت هست نسبت به اين موضوع كه ان شاءالله جلسه بعد برايتان خواهم خواند