جلسه 082 - ولایت
شماره جلسه
82
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
9
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 082 - ولایت

قرار شد این جلسه به بررسی آیاتی که ولاء منفی را مطرح می کند یعنی ما نباید ولایت کفار را بپذیریم وتحت سرپرستی آنها قرار بگیریم و یا آنها را به نحوی که مؤمنین را دوست داریم دوست داشته باشیم را خدمتتان عرض کنم . آیات 51 تا 54 سوره ی مبارکه مائده را برایتان انتخاب کردم که این چند آیه از یک جامعیت خاصّی در مسئله ی پذیرش ولایت کفار و برقراری ارتباط ولایتی با آنها برخوردار هست می فرماید که « یا ایّها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود و النّصاری اولیاءَ بعضهم اولیاءُ بعض » ای مؤمنین یهود و نصاری را ولیّ خودتان قرار ندهید گفتیم به هردو معنا هم هست سرپرست خودتان قرار ندهید و نوعی ارتباط برقرار نکنید که این ارتباط ضرر بزند به عضویت شما در پیکره ی جامعه ی اسلامی از این یهود و نصاری بعضیهایشان ولیّ بعض دیگر هستند اما مولی و سرپرست شما نیستند شما نباید آنها را ولیّ خودتان قرار دهید سرپرست خودتان قرار دهید « و من یتولهم منکم فانّه منهم » خیلی تهدید تهدید بزرگیست ببینید یک طرف خداوند است با آن توضیحاتی که جلسه آغازین ولایت دادم یعنی خدای با عظمتی که تمام این جهان هستی را خلق کرده و تدبیر می کند ربّ و مالک و مدبّر این جهان هست مولای ماست و اله ماست یک طرف خداست یک طرف خودت را به عنوان یک مؤمن در محضر خداوند تصور کن بعد خداوند آن عظمت خطاب می کند به شما ای کسانیکه ایمان آورده اید مبنا رفته رو ایمان خدا با ایمان کار دارد با مؤمنین کار دارد چرا ؟ چون « الله ولّی الذین امنو » خدا ولی مؤمنین هست مولای ما به ما می گوید ای کسانیکه ایمان آورده اید مواظب باشید که یهود و نصاری را ولی خودتان قرار ندهید بعد تهدید تندی می کند خداوند می فرماید هرکس از شما مؤمنین ولایت آنها را بپذیرد مؤمن نیست دیگر رفت جزء آنها یعنی دیگر مؤمن نیست اگر کسی ولایت آنها بپذیرد مؤمن نیست به محض پذیرش ولایت یهود و نصاری شما از جرگه ایمان خارجید دیگر من مولای شما نیستم در آیات دیگر می رسیم که خداوند می گوید اساساً ارتباطش با من قطع می شود یعنی از تحت ولایت من در می آید بررسی این آیات را گفتم یک مقداری بخوانیم روی روایت کار کنیم می آییم توی بررسی معرفت نفسیش قضیه خوب جا می افتد از تحت ولایت خدا خارج می شود هرکس این کار را کند « انّ الله لا یهدی القوم الظالمین » خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند یعنی پذیرش ولایت آنها مساویست با قطع رابطه ی ولائی با خدا می گوید باید یکیش را انتخاب کنید شمامؤمن هستید تحت ولایت من هستید به محض اینکه تحت ولایت آنها قرار بگیرید ارتباطتان با من قطع می شود بخواهید ابر قدرتها حاکم شما باشند بخواهید آن معلم و الگو و خط دهنده ی زندگی شما باشند بخواهید تحت سیستم زندگی آنها زندگی کنید به محض اینکه این را انتخاب کنید از ولایت من خارجید قطع ارتباط با خدا و این کار ظلم هست . چرا ؟ چون می فرماید « انّ الله لا یهدی القوم الظالمین » این ظلم است چرا ظلم ؟ برای اینکه حق انسان این است تحت ولایت خدا باشد جزء جبهه ی فطرت باشد خوب این ظلم نیست انسانی که می تواند تحت ولایت فطرت باشد برود تحت ولایت کفار هرکس بخواهد خودش را از تحت ولایت خدا در آورد تحت ولایت خدا به کجا می انجامد « الله ولیّ الذین امنوا یخرجهم مِن الظلمات الی النور » ازتاریکی به نور می رود وقتی شما ارتباط با ولایت خدا قطع کردی تحت ولایت کفار قرار گرفتی یهود و نصاری قرار گرفتی سرّ برمی گردد « والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات » می بردتان از نور به تاریکی خوب این ظلم است حق انسان این است که متصل به نور باشد و به معدن نور برسد الان هم در مناجات شعبانیه می خوانیم « حتّی تحزق البصار القلوب حُجُبَ النور فاتصل الی معدن العظمه » ما حتی می خواهیم که چشمهای قلب ما حجابهای نورانی را پاره کند و به معدن عظمت یعنی به خودت ملحق شود انسان دوست دارد به این برسد به معدن عظمت وقتی این سیر برعکس شود شما می روید به سمت تاریکی به سمت طبیعت از فطرت خارج می شوید می روید به سمت تاریکی طبیعت نکته فقط درمورد انسان نیست خطاب جمع است « یا ایها الذین امنوا » فقط بحث سر این نیست که اگر کسی ولایت کفار را بپذیرد اینجوریست . یک دولتی هم که تحت ولایت کفار قرار بگیرد یعنی ولایت ابر قدرت ها ولایت کفار را بپذیرد و رابطه ی سلطه برقرار کند سلطه پذیری داشته باشد نسبت به ابر قدرتها به کفار آن دولت جزء کفار محسوب می شود « و من یتولهم منکم فانه منهم » این قاعده است که خداوند فرمود یک فرمول قطعی و تخلف ناپذیر یک دولتی که که رابطه ی سلطه آمیز برقرار کند با ابر قدرت ها با کفار برود تحت ولایت آنها بخواهد که آنها خط دهند به او آنها را بخواهد حاکم کند بر امورات مسلمین اینها هیچ کدام مؤمن محسوب نمی شود به نص قرآن کافر هستند یک حاکم اسلامی کشورش را بسپارد دست کفار مثل ترکیه که خودش را سپرده دست اسرائیل دست آمریکا . می فرماید : اگر چنین رابطه ای باشد مسلّماً کفر است « فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم یقولون نَخشی اَن تصیبنا دائرة » می فرماید : در بین خودتان پیغمبر می بینی کسانیکه تو قلبشان فرض هست آدمهایی سست ایمان و ضعیف الایمان و بیمار دل کسانیکه اینها سرعت می گیرند برای اینکه بروند رابطه را بر قرار کنند با ابر قدرتها با یهود و نصاری رابطه برقرار کنند توی شما کسانی هستند که اینجوری هستند قلبهایشان مریض است ضعیف هستند خصوصیتشان را گفت یکی اینکه اینها ظالم هستند یکی اینکه اساساض دین ندارند چون « فی قلوبهم مرض » که در بقره هم ذکر شده « فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً » اساساً کافر هستند اینها ، اینها هر چند در بین شما هم باشند ادا و اصول مسلمانی هم در آورند ظاهر اسلامی هم داشته باشند اهل مسجد و نماز و عبادت هم باشند کافر محسوب می شوند حالا می رویم جلوتر باز توضیح می دهد آن را که اینها کافر هستند چون اساساً به محض اینکه شما با حفظ آیین دینی با حفظ مقدسات ولایتت را به دست جبهه فطرت دهی دیگر تمام شده اصل ولایت است قبلاً هم صحبت کریدم که اساساً در جهان دو مجموعه ی ولایتی بیشتر نداریم مجموعه ولایتی خدا و مجموعه ولایتی شیطان مجموعه ولایتی طبیعت و مجموعه ولایتی فطرت مهم این هست که شما ولایت کدام ولیّ قرار داری اصل را هم توضیح دادیم که اصل ولایت است اینکه انسان جزء کدام یک از مجموعه ولایتی قرار گیرد بنابراین حفظ اینکه من نماز می خوانم روزه می گیرم مسجد می روم منبر می روم مرده هایمان را تو بهشت زهرا دفن می کنیم کافی نیست مهم این است که تو الان تحت ولایت کدام ولیّ قرار می گیری در کدام یک از مجموعه ولایتی قرار می گیری این تعیین کننده هست و الّا با بقیه اش هیچی . توضیح هم مفصل دادیم در بحث ولاء محبت در ولاء اهل بیت (ع) که فرمود اگر کسی ولایت اهل بیت (ع) را نپذیرد ولو عبادت هم کند و آنچه از زمین و آسمان ثروت داشته باشد و در راه خدا انفاق کند برایش فایده ای ندارد چون اساساً جزء مجموعه ولایتی اهل بیت و مجموعه ولایتی خدا نیست . شما هواپیما سوار شوید قرار است بروید یک کشوری المپیاد شرکت کنید مسابقه دهید ورزشکاران ما را مثلاً می خواهند بروند مسابقه دهند در کشوری دانش آموزان المپیاد ما می خواهند بروند مسابقه دهند حالا پیش مطالعه می کنند 5 روز بعد می خواهند مسابقه دهند بعد اینها تو هواپیما شروع کنند به خواندن هواپیما اشتباهی برود قرار بوده مثلاً بروند چین هواپیما مثلاً ایتالیا نشسته این دیگر فایده ای ندارد چون به المپیاد نمی رسند هر چقدر هم درس بخوانند هیچ فایده ای برایشان نخواهد داشت نمی رسی المپیاد اگر هدف را رسیدن به چین و شرکت در المپیاد بدانی تو نمی رسی چون مسیر اصلاً اشتباهی است وقتی مسیر اشتباهی هست دیگر فایده ندارد مثلاً دیگر آنجا چندم می شویم همه اش فایده ای نخواهد داشت تو مغز کلّ هم باشی رتبه ای تو المپیاد به دست نمی آوری اصل شرکت در المپیاد هست و رتبه به دست آوردن در کنکور همینطور بنده می خواهم یک روزی بروم کنکور شرکت کنم ماشین اشتباهی مرا ببرد جای دیگری حالا من هر چقدر هم خوانده باشم چه فایده ای دارد نه من شرکت نمی کنم تو کنکور می افتم از کنکور و نه رتبه ای به دست می آورم و نه قبول می شوم در دانشگاه و نه می توانم در دانشگاه درس بخوانم اگر این را هدف قرار دهیم اساساً مجموعه ی ولایتی حد حرکتش از ظلمت به نور است مجموعه ولایتی غیر خدا حرکتش از نور به ظلمت است بنابر این شما در خانه ای از صور مقدس مثل نماز و روزه و مسائل دیگر به سمت ظلمت و جهنم پیش می روید خود خدا هم چندین بار در قرآن بارها ذکر کرده « ویلٌ للمصلین » چند جور ویل داریم « ربّ متنسکٍ ولادین له » چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد علی (ع) می فرماید افراد زیادی هستند عبادت می کنند ظاهر دینی را رعایت می کنند اما حقیقتاً دین ندارند چطور؟ برای اینکه از تحت ولایت خدا خارجند اساساً اینها تحت ولایت شیطان قرار دارند تحت جبهه طبیعت قرار دارند می فرماید بعضی از شما هست که « فتری الذین فی قلوبهم » می بینی کسانیکه در قلوبشان مرض هست « سیار عون منیهم » با سرعت می خواهند برود رابطه را برقرار کنند زودتر بروند خودشان را تحت ولایت آنها قرار دهند کشته مرده ی این هستند مثل الان ما که جامعه ی ما کسانی را داریم که خیلی دلشان لک زده و شبها خواب آمریکا را می بینند و خواب آنجا ها را می بینند که زودتر رابطه ای برقرار شود و یک احساس عزت و آرامش کنند حالا توجیحشان اینست (خدا چقدر روانشناسی انسان را زیبا بیان می کند ) « یقولون نخشی ان تُصیبنا دائره » ما می ترسیم که تو این دوران روزگار آسیبی به ما برسد اگر با اینها رابطه برقرار نکنیم قویند می زنند می کشند ما اگر پناهنده نباشیم به یکی از این ابر قدرتها توی حوادث جزء ناتو نباشیم جزء پیمان دیگری نباشیم اگر جز یکی از این چیزهای بین المللی قرار نگیریم فردا تو حوادث از بین می رویم ما باید زودتر برویم جزء اتحادیه اروپا مثل ترکیه که عجله دارد سالهای سال است هم ردّش می کنند گفتند شما دین زدایی نکردید هنوز تو کشورتان تا بتوانید جزء اتحادیه اروپا شوید هنوز مظاهر دینی زیاد هست ودلائل دیگری برایشان می گیرند مثل مسئله کردها یا چیزهای دیگر به هر حال قبول نمی کنند وای آنها می خواهند حتماً خودشان را . آذربایجان را نگاه کنید چقدر عجله می شتابد و جاهای دیگر که زودتر خودشان را جزء یکی از اینها قرار دهند که اگر آمریکا مثلاً از ما حمایت نکند ما بدبختیم مثل کشور های خلیج فارس خیلی از آنها این عجله را دارد در کشور ما هم کسانی هستند کوردلان . آنها که قرآن توصیه کرده « فی قلوبهم مرض » افرادی که در قلبشان مرض است خیلی کشته مرده این ارتباط هستند اینکه زودتر تحت ولایت یا آمریکا یا یکی از این ابر قدرت های دیگر قرار بگیرند و به آنها احساس آرامش دست دهد « نخشی ان تصیبنا دائره » ما می ترسیم تو این دوران روزگار به ما آسیبی برسد نکته خیلی مهم اینست که اینها ترسهای خودشان را تأمین می دهند متأسفانه یعنی آدمهای بزدل و ترسویی که بی ایمان هستند به تعبیر قرآن چون فرمود « من یتولهم منکم فاتحم منهم » این بی ایمانی و سست ایمانی اینها این را توسعه می دهند بعد هم از طرف ملت می نشینند حرفها می زنند شما تو این روزنامه هایی که الان چاپ می شود نگاه کنید ببینید که ترس خودشان را سستی خودشان را تأمین می دهند به مردم می خواهند مردم را بکشانند به این سمت مردم 22 بهمن می آیند این همه نماز جمعه های میلیونی می آیند روز قدس شعار می دهند مرگ بر آمریکا ما نمی خواهیم زیر بلیط هیچکس باشیم ما نمی خواهیم تحت ولایت اینها باشیم این توده ی مردم را نمی بینید بعد از قول مردم سخن می گویند چه اشکال دارد با آمریکا رابطه برقرار کنیم یا مثلاً با ابر قدرتها چنین ارتباطی داشته باشیم « فعسی الله ان یأتی بالفتح اوامرٍ من عندِهِ » امید است در حالی که امید است خداوند فتح را برای مسلمین برساند پیروزی برای مسلمانان برساند چرا به آنها بلایی برسد یا یک کار دیگری فراهم کرد برای جامعه اسلامی که جامعه اسلامی سربلند بیرون آید و پیروز شود . در زمان امام ، امام اصرار داشت با خود مردم توده ی مردم اصرار داشتند که با شاه بجنگند شاه را بیرون کنند و محاکمه شود بخاطر جنایاتش باید برود همین نهضت آزادیها جبهه ملیها که الان هم یک عده طرفدار هم دارند تو میان خودیها که دیگر تبدیل شدند به غیر خودی تیپهای لیبرالها کسانی بودند که شدیداً امام را نهی می کردند از این کار حتی تو میان علمایی که الان هم معلوم شد چقدر اینها وضعشان خراب است همینها هم به علت بزدلی و ترس می رفتند امام را نصیحت می کردند که آقا جواب این خونها را که می خواهد بدهد امام نترسید حالا بعداً می رسیم که آیات به ما می گوید که اساساً نترسید آیه 54 می رسیم ادامه دادند و پیروز شدندبعد از اینکه پیروز شدند اینها شدند مجاهدین روز دوشنبه انقلاب روز یکشنبه پیروز شد اینها روز دوشنبه آمدند گفتند مرگ بر شاه وقتی رژیم سقوط کرده بود اینها شدند انقلابی قضیه تمام شد از خارج آمدند اینجا بازرگان و بنی صدر و به اینها پست هم دادند تو کابینه هم رفتند همه گیرین کارتهای آمریکا تو جیبشان کارتهای سازمان سیا همراهشان آمدند تو کشور ما دولت تشکیل دادند زمان جنگ هم باز همین جور بود زمان جنگ هم گفتند نابود می شویم . حزب الهی و بسیجی ها ادامه دادند و از هیچ کسی نترسیدند به تعبیر قرآن از ملامت هیچ ملامت کننده ای نترسید ادامه دادند رفتند تا پوزه ی همه ابر قدرتها را به خاک مذلّت مالوندن و بعد هم اعلام شد که در جنگ مقصر اصلی خود شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد که عراق بوده و آن نتایج بسیار عالی را از جنگ گرفتیم ذلّت هم تحمل نکردیم خیلی ها بودند که ترس برشان داشته بود خدا رحمت کند شهید رجایی را گفت بعضی ها به ما جنگ را تحمیل کردند حالا هم می خواهند صلح را تحمیل کنند صلح تحمیلی مثل جنگ تحمیلی است همانطور که زیر بار جنگ تحمیلی نمی رویم زیر بار صلح تحمیلی هم نمی رویم وقتی عراق تو موضع ضعف افتاد آنها طرح صلح دادند شورای امنیت وکسان دیگر حالا می خواستند ما را وادار کنند صلح تحمیلی بپذیریم ما گفتیم نه متجاوز باید از زمینهای ما برود بیرون هنوز شهر های ما دستش است چه صلحی کنیم ، می جنگیم امام فرمود بگویید جنگ جنگ تا رفع کل فتنه ، بچه ها ادامه دادند تا آنجایی که امامشان اجازه داد ادامه دادند الان هم همین وضعیت است الان هم اگر کسی در قلبش این مرض است خیلی فشار آوردند تو مطبوعات و .. که ما باید اگر بخواهیم اوضاعمان اصلاح شود باید با آمریکا رابطه برقرار کنیم همه چیز ما حل می شود آقا شما یک کشور به عنوان نمونه یک کشور را پیدا کنید که با اسرائیل ، آمریکا یا شوروی ارتباط اقتصادی برقرار کرده باشد یعنی پذیرش کرده باشد این رابطه نه رابطه سلطه پذیری سلطه پذیری که معلوم است چه بلایی سر انسان می آید نه همین ارتباط برقرار کرده باشد و سعادتمند شده باشد بگویید فلان کشور مرتبط با آمریکاست این ترکیه و عراق را نگاه کنید الان هم با کشور های دیگر نکبت نگرفته باشد کدامشان مشکلاتشان حل شده یک نمونه مثال بزنید که ما سراغ داریم فلان کشور با آمریکا رابطه برقرار کرد پذیرفت ارتباط را و برکت پیداکرد اوضاع اقتصادیش سرو سامان پیدا کرد ، اوضاع اجتماعیش سرو سامان پیدا کرد یکی مثال بزنید هر کدام از دیگری بدتر مقام معظم رهبری 2، 3 سال پیش در نماز جمعه یک خطبه را اختصاص داد به این قضیه به دلائل مختلف بررسی کرد و بعد فرمودند اساساً رابطه ی با آمریکا مفید نیست برای ما اصلاً فایده ای برای ما ندارد خیلیها دارند می گویند که اگر رابطه برقرار کنیم اوضاعمان خوب خواهد شد به مراتب اوضاع بدتر خواهد شد اجرا کردن دستورات و فرمولهای آنها مساویت با بدبختی آمریکایی که الان خودش 40، 50 میلیون هتل مقوایی دارد نزدیک به جمعیت کشور ما . آمار جنایتش بالاترین آمار جنایتهاست آمار خودکشیهایش ، آمار فقرش و ... کشور هایی که با اینها ارتباط داشتند ابر قدرتهای دیگر را نگاه کنید امام گرباچف را منع کرد از اینکه با آمریکا ارتباط برقرار کند ببینید الان تو شوروی قحطی مواد غذایی هست یک ابر قدرت ببینید چه جوری به پیسی افتاده بعد می فرماید اینکه « فعسی الله ان یأتی بالفتح اوامرٍ من عندِهِ » امید است که خدا پیروزی را به شما برساند یا یک لطف دیگری در حقّتان کند « فَیُصبحوا علی ما اَسَرّوا فی انفسهم نادمین » وقتی خداوند به شما پیروزی داد اینها در درون خودشان پشیمان و نادم و سر افکنده می شوند آنهایی که می گفتند به امام نه شاه باید سلطنت کند حکومت نکند ولی سلطان باشد حکومت را دولت کند مردم رأی دهند مثل سلطانهایی که الان دکوری هست جاهای دیگر پادشاهی که هست مثل امپراتور ژاپن ، ملکه انگلیس بگذارید باشد حکومت را کس دیگری کند بعداً وقتی ملت به این قدرت پیروز شد سرافکنده و شرمنده شده بودند اما بسیار هم پررو هستند یعنی خیلی راحت گذشته خودشان را فراموش کردند یادشان رفت که چند سال پیش چه وضعی داشتند تو دوران جنگ چه موضعگیریهایی داشتند و مسئولین احمق فرهنگیمان به اینها کمک می کنند که اینها راحت گذشته شان را ماست مالی کنند و الان بیایند با پررویی به عنوان یک آدم صاحب نظر و کارشناس که حق به جانب هم هست و پا رو خون صدها هزار شهید می گذارند می نشینند هم بسیجی را مسخره می کنند هم جنگ را مسخره می کنند هم اسلام را راحت مسخره می کنند هم امام زمان را مسخره می کنند هم مقدسات را مسخره می کنند هم فقه را مسخره می کنند هم اینکه راحت صحبت از ارتباط با آمریکا و لزوم ارتباط با آمریکا می زنند آنهایی که به اینها اجازه می دهند مثل همینها فکر می کنند شما عبدالله نوری را دفاعیه شان را دیدید در دادگاه آقای نوری بگذریم که ایشان دست پرورده چه کسانی هست این آقای نوری یکی از مقاله های خرداد را خودش نزده بود مقالاتی که توهین به امام خمینی به مقدسات خیلی راحت می توانست تو دادگاه کاری کند که محکوم نشود آمد از همه ی آنها دفاع کرد گفت همه ی اینها درست است و درست هم نوشتند و دادگاه هم به خاطر دفاعش دادگاه فرصت داد که اگر می خواهد اعلام برائت کند از اینها بگوید خوب اشتباه شده اگر مجازات می کرد تخفیف می داد ولی آمد گفت نه همه این حرفهایی که نوشته اند درست بوده آنهایی که به اینها راه می دهند همین جوری هم فکر می کنند نکته خیلی مهمی که هست این هست که قرآن انگیزه تمایل و سرعت به سمت برقراری ارتباط و اینکه ما خودمان را تحت ولایت ابر قدرتها قرار دهیم سستی ایمان ذکرمی کند آنجائیکه می گوید شما تحت ولایت آنها قرار نگیرید و ولایت آنها را نپذیرید خطاب به مؤمنین است ای مؤمنین تکیه خدا در کلامش روی ایمان مردم است مؤمنین نباید این کار را کنند مؤمن یعنی کسیکه تحت ولایت خداست « اله ولیّ الذین امنوا » ای مؤمنین تحت ولایت کس دیگری نروید پس آنهایی که سرعت می گیرند می روند به خاطر این است که اساساً یا ایمان ندارند یا ضعیف است ایمانشان برای همین کلمه ی قشنگی است در قرآن آورد می فرماید « فتری الذین فی قلوبهم مرض سیار عون فیهم » فیهم یعنی از خودشان هستند یعنی اینهایی هم که انگیزه دارند بردند به سمت برقراری ارتباط با کفار از خود همین ها هستند یعنی اساساً آدمهای بی دین و ایمانی هستند و لو با صورتهای مقدس هم تظاهرات داشته باشند ایمان نیاورده اند اساساً اینها به اینکه مؤمن نباید هر گز تحت حاکمیت کس دیگری قرار بگیرد « و یقول الذین امنوا أهولاء الذین اَقسَموا بالله جهد اَیمانهم اِنهم لمعکم حبطت اعمالهم فاصعبوا خاسرین » می فرماید مؤمنین که غیر از اینها فکر می کنند چون آن مؤمنین می گفتند فعسی یعنی امید است مؤمن می گوید « فعسی الله ان یاتی بالفتح اوامر من عنده » مؤمنین همیشه به نصرت خداوند امیدوار هستند به اینکه خدا آنها را در مقابل ابر قدرتها آنها را یاری می کند برگردید به روحیه جنگجو های ما در طول جنگ ببینید چه جوری به فتح خدا تک تک این عملیاتها هر کدامشان اگر آمریکاییها ابر قدرتهای دیگر چنین عملیاتهایی داشتند هانطور که الان می بینیم50 سال از جنگ جهانی هنوز دارند فیلمهایش را می سازند و یک داستان کوچکش را می کنند یک فیلم سینمایی خیلی پر فروش هزاران فیلم جنگی ساختند کشورهای مختلف اگر این عملیاتهایی که بچه های ما خنثی کردند و این توطئه های نظامی و این طرحهای نظامی که بچها ی ما شکستند و رفتند جلو کسان دیگری انجام داده بودند الان صدها فیلم هزاران فیلم با آب و تاب برایش ساخته بودند یک قرنی جا داشت که ذکرش کنند پرونده تک تک عملیاتها خواندنی است شنیدنی است شما فقط باید تو روایت فتح دنبال کنید فیلمهای جّدی که مثل فیلم سینمایی ها نیست دنبال آرتیس پروری و .. . باشند یا محتوای ضعیفی داشته باشند بسیاری از فیلمهای دفاع مقدس واقعاً حقیقت دفاع مقدس را نه تنها بیان نمی کند بلکه آن نورانیت و شفافیت را جلویش را می گیرد و مسخ می کند حقیقت دفاع مقدس را خیلیها یشان اینجوری هستند کلیشه ای و گیشه ای هستند به هر حال برای فروش و پول در آوردن نه شما بیایید این را در روایت فتح نگاه کنید فیلمهایش را ما زیاد داریم هرکس خواست بگیرد پرونده ی یک عملیات را شما مطالعه کنید بعد ببینید که مثلاًچه کسانی بودند همه جوانهای 17 ، 18 سال تا 30 ، 35 سال اینها با تجربه نظامی کوتاه مدتشان چه جوری بزرگترین طرحهای نظامی کارشناسان بزرگ ابر قدرتها را خنثی می کردند می گفتند ما چه جوری اینها را خنثی کردیم تو حساس ترین شرایط می گوید مثلاً من توسل به حضرت زهرا کردم توسل به سیداشهدا کردم توسل به امام زمان کردم آقا رد شدن از اروند مگر کار راحتی است از آن میدان مینهای وحشتناک رد شدن با آن طرحهای عجیب و غریب مگر کار راحتی است اینها مطالعه می خواهد متأسفانه جوانهای ما به جای اینکه بیایند دنبال مفاخر خودشان دنبال اینکه قهرمانهای حقیقی مملکت خودشان را مثل حسین فهمیده ...بشناسند عکسهای اینها را روی سینه شان بزنند می روند عکس یک زناکار عوضی را مثل قهرمان فیلم تایتانیک را می زنند روی سینه هایشان یا پشت جلدهای کتابهایشان خدا لعنت کند کسانیکه زمینه این چیزها را فراهم کردند تو کشورمان به عذاب الیم دچارشان کند کسانیکه جوانهای ما را به جای اینکه افتخار کنند به این مفاخر خودشان عکس محمد حسین فهمیده را بزند روی سینه اش بزند روی لباسش بزند پشت جلد کتابش قاب کند بزند تو خانه اش و آن همه بسیجی هایی که آن همه افتخارات را آفریدند بردارند این عکس نمونه ها و مجسمه های فسق و کفر را بردارند تبلیغ هم کنند چه خودیها و چه غیر خودیها مطرح کردن این سنبل ها به چه مقداری این سنبل ها مطرح می شوند تو کشور ما کی این کارها را می کند هر کدام اینها باعث شدند که ابر قدرتها بارها انگشت تعجب به دندان بگیرند اینها که روی بزرگترین کارشناسان دنیا را کم کردند و همه ی ابر قدرتها را بروندن به غلط کردن انداخته بودند تو کارهای نظامیشان کو اسمشان تازه به آنها بودجه می دهند از بوجه ی دولت که بروید تو روزنامه هایتان بسیجی ها را مسخره کنید و بعد از آنها دفاع هم می کنند ببینین چقدر ما تو روزنامه ها مجلات داشتیم که خانواده شهدا ، امام ، بسیجی ها مورد تمسخر قرار گرفتند کی به این ها راه داده آنهایی که ازمیان دولت ما به اینها راه می دهند و بودجه می دهند اینها خودشان فرهنگ بسیجی را قبول دارند اینها یکیشان والله قسم ندارند کسانیکه همین الان هم به آنها احتیاج دارند کسانیکه تو قائله کوی دانشگاه ، نیروی انتظامی به زانو افتاده بودند در مقابل 4 تا ارازل و اباش فقط حضور مردمی و بسیجی بود که آمد روی همه را کم کرد با اینکه می دانند محتاجند به بسیج از اول محتاج بودند الان هم محتاج هستند آینده هم محتاج هستند باز اینقدر کوتاهی خاک بر سر کسانیکه غفلت کردند از این قضیه امام فرمود مسئولین نظام اگر از بسیج غفلت کنند به آتش غضب الهی خواهند سوخت . بروید نگاه کنید فیلم ها را ، صدها جلد کتاب نوشته شده تو این زمینه آنوقت جوانهای ما می روند رمانهای عشقی و داستانهای آگاتا کریستی ... می خوانند بیایید بخوانید داستانهای سرداران را بروید مسیح کردستان را بخوانید بروید داستانهای دیگر را بخوانید در مورد سرداران در مورد بچه بسیجی ها این کتاب نوجوانان سری چاپ شده در مورد خاطرات اینها ، اینها خیلی سازنده است برای خود ما که 17 سالگی رفتیم جنگ و آخر تو این قضایا بودیم بارها خط شکستیم و بارها این معجزات را به چشم خودمان دیدیم هنوز برای ما انگار که از آسمان کسی آمده و برایمان تعریف می کند برایمان تازگی دارد همه ی اینها برایمان جدید است وای به حال کسی که اصلاً نبوده تو این قضایا و ندیده ببینید اینها چه کار کردند چه جوری امیدوار به فضل خدا بودند چه جوری روی ابر قدرتها را کم کردند با چه قدرتی این کار را کردند می فرماید « فعسی الله » فاعل خداست « ان یأتی بالفتح » خدا پیروزی را برایتان می آورد یعنی اساساً مؤمن فقط تکیه گاهش و نقطه اطمینان و آرامشش در مباحث سیاسی و مسائل سیاست خارجی یا هر مسئله دیگر درمسائل اقتصادی در مباحث دیگر فقط تکیه گاهش خداست می فرماید : «اوامرٍ من عنده » یا پیروزی دیگر از جانب خداست شما غزوه های پیامبر را ببین جنگهایی که پیامبر داشتند سربازان پیامبر تو همه جنگها از نظر عده و عُده کمتر از دشمن بودند ولی تو همه جنگها پیروز شدند یک جنگ حنین بود که اتفاقاً لشگر پیغمبر از نظر عده و عُده بر لشگر دشمن می چربید مؤمنین یادشان رفت که تو جنگها کی کمکشان می کرد قرآن چند جا می گوید : ما شما را به سه هزار فرشته در یکی از جنگها به پنج هزار فرشته شما را یاری کردیم و خوف شما را تو دل دشمنانتان انداختیم ما ولیّ شما هستیم « و کان حقّاً علینا نصرالمومنین » خداوند فرمود بر ما واجب است مؤمنین را کمک کنیم خود خدا می گوید در قرآن واجب است که مؤمنین را کمک کنیم کمکتان هم کردیم حنین مسلمانان یادشان رفت این قضیه را گفتند ما آن جنگهایی که آن موقع نیرو نداشتیم همه را صاف کردیم رفت جلو الان که دیگر اینجا چه کار می کنیم . شکست خوردند . قرآن هم می فرماید « اَعجَبَتکُم کثرکم » کثرت شما شما را به اوج برد به جای اینکه خدا را ببینید خودت را دیدی وادارت کردیم خودت را ببینی که خیلی اسلحه داریم خوب این ابر قدرتها مگر نداشتند مگر 16، 17 کشور کمک عراق نیامدند مگر قویترین نیروی خاورمیانه نبود مگر دو برابر ما ذخیره ی ارضی نداشت مگر ما ارتش داشتیم جلوی عراق اول جنگ خوب چرا شکست خوردند چرا دهها هزار اسیر دادند چندین برابر ما چرا حتی یکی از طرحهایشان موفق نشد و همه طرحهایشان شکست خورد هر وقت بچه ها عملیات کردند اینها را شکست دادن برای اینکه « کان حقّاً علینا نصرالمؤمنین » کمک مؤمنین وظیفه ماست یعنی مؤمن باید خودش را نبیند و مولای خودش را ببیند او که تحت سرپرستی او قرار دارد را باید ببیند با تکیه به او باید برود جلو نه با تکیه به خودش ( بچه کوچکها تنها که هستند ممکن است فرار کنند وقتی با پدرشان هستند شیر می شوند ) حواست باشد خدا پشت سرت است تو جُند الله هستی فرشته ها همراهت هستند مسلمانان امیدشان فقط به خداست اینکه امام می فرماید اسلام سنگر های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد نه من خمینی و سربازهایم اسلامی تکیه اش به منشأ قدرت و عظمت هست و فتح می کند این سنگر ها را اسلام ابر قدرتها را به خاک مذلّت خواهد نشاند ببین چقدرقوی حرف می زند به خودمان نباید نگاه کنیم تو کار فردی هم همینطور باشید در کار فردی اگر نگاهمان به توان خودتان هست که وای به حالتان اما اگر تکیه تان به خداست خوش به حالتان من خدا کمکم می کند خدا را دارم فقط کسانیکه بی دین و بی ایمان هستند و توکل ندارند به خداوند یا سست ایمان هستند کسانی هستند که می گویند ما باید به یکی از ابر قدرتها تکیه کنیم (( نخشی ان تصیبنا دائرة )) می ترسیم که بلایی سرمان آید آنها هستند که می خواهند به ابر قدرتها و سازمان بین المللی پناه ببرند بلکه نجات پیدا کنند خوب اینها جنگ نگرفته شان مصیبت به آنها نرسیده به اینها قحطی نرسیده اینها مشکل اقتصادی و بدهکاری بالا نیاوردند اینها ورشکسته اقتصادی نشدند ما که داریم می بینیم می شوند قطبهای گردن کلفت اقتصاد جهان داریم می بینیم که خیالیهایشان به خاک مذلّت نشسته اند مؤمنین وقتی اینها را می بینند می گویند که (( أَهولاء الذین اَقسمو بالله جهد ایمانهم انهم لمعکم )) اینها بودند که قسم می خوردند به خدا با چه قرصی قسم می خوردن که با شما هستیم ولی به محض اینکه خطر پیش آمد (( یسارعون فیهم )) سرعت گرفتند که بروند رابطه را با آنان برقرار کنند مومنین گفتند اینها بودند که قسم می خوردند و جالب این نیست که به خدا می خورند یعنی استخدام صور مقدس یعنی وقتی تو خود شما هستند به همان چیزهایی که برای شما مقدس است حرف می زنند با زبان شما با شما حرف می زنند شما مقالات موزیانه ازصاحبان قلبهای آلوده و مزدور ببنید تو روزنامه ها وقتی حرف می زند چنان از امنیت ملی ازشرافت از آرامش از امنیت از توسعه از پیشرفت صحبت می کند ته قضیه دستت را می خواهد بگذارد تو دست ابر قدرت ها که بیا کولی بده اینها سوارت شوند ما بدون ارباب نمی توانیم خودمان کاری کنیم خوب بیست سال بدون ارباب کردیم شدانقلاب کردیم گفتیم نه شرقی نه غربی شد توانستیم تا الان هم نگهش داریم شد هر وقت از مواضع خودمان عقب نشستیم ضربه خوردیم و الّا اگر به حرف خدا تکیه کنیم خدا کی ما را رها کرده خدا کی از کمک ما دریغ داشته کجه نیامده به دادمان برسد کجا کمکمان نکرد کجا دشمنانمان را خار نکرد کجا هدایت و راهنماییمان نکرد هر جا ما خدا را رها می کنیم می رویم سراغ طرحهای دشمنانمان و بی دینی می کنیم آنجاست که شکست می خوریم الان هم مملکت هر چه گند گرفته مال همین هست برای اینکه ما دین را گم کردیم مسئولین ما دارند کوتاهی می کنند اگر ما از اول سفت چسبیده بودیم به دین و به خدا و خدا را ولیّ خودمان گرفته بودیم که مشکلی نداشتیم هی طرحهای علوم اسلامی دانشگاه غرب را پذیرفتیم در اقتصاد و در خانواده و در معقوله هنر و در مقوله ی زن ... هی فیلم ساختیم برایشان .. حالا بیا آمار طلاق را نگاه کنید تو دنیا امسال اول شدند از نظر رشد میزان هم شدیم چهارم از هر پنج ازدواج در ایران یکیشن طلاق است . زنا بیشتر نشده مواد مخدرتان جمعیت دانش آموزیتان صد در صد افزایش معتاد داشته حالا خدا و فقه تان را رها کنید بروید دنبال آنها ببینید ته قضیه چه در آید ما که الگو جلوی چشممان داریم می دانیم آنجا چه خبر است شما می خواهید مردم را فریب دهید ببریدشان تو جهنّم به خاطر اینکه خودتان آدمهای بی ایمانی هستید خودتان آدمهای بزدل و ترسویی هستید خودتان را شستشوی مغزی دادند خودتان معرفت دینی ندارید خودتان محبت خدا را ندارید و بی معنویت هستید مؤمنین می گویند اینها قسم می خورند برای ما با چه سفتی هم قسم می خورند که ما پا کار هستیم و ما ایرانی هستیم و ما عزت و شرف مملکت را می خواهیم اینجوری عزت مملکت را می خواهید با خود فروشی با چراغ سبز نشان دادن به ابر قدرتها « حبطت اعمالهم » اعمالشان همه ضایع هست چرا ؟ چون از تحت ولایت در ما آید وقتی از تحت ولایت در آید دیگر فایده ای ندارد هواپیما می رود ایتالیا به جای چین باید چین می رفتی می نشستی مسیر را از نور به ظلمت می رود دیگر عملی برای تو نمی ماند « فاصبحوا خاسرین » اینها زیانکار شدند پس ما اگر عزت می خواهیم اقتصاد قوی می خواهیم باید برویم سراغ خود خداوند از او کمک بگیریم نکته ی خیلی مهمی در این داستان برای شما تعریف کردم و بررسی آیات این است که خداوند کی می گوید یاری می کنم شما را « اِن تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم » اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را یاری می کند ثابت قدمتان می دارد شجاعت به شما می دهد شجاعت از این بالاتر که طرف پایش قطع شده بود ما آدمهایی داشتیم که زوری آمده بودند مثلاً سرباز وظیفه بود که متاسفانه این اواخر پای اینها را باز کردند به خط مقدم کاش باز نمی کردند پای اینها را به جبهه می رفتند تو تهران هر کاری دلشان می خواست می کردند جبهه را با همان لطافت نگهش می داشتند چون آنهاست که پیروزی می آورد طرف تیر زد تو گوشت پایش که مجروح شود که نبرنش جلو هزار و یک جور کلک می زد که نبرنش جلو . من آن زمانیکه مجروحیت به من فشار آورد که جلو نمی توانستم بروم آمده بودم تهران رفته بودم مربّی آموزش اینها شده بودم تو پادگان همه ی آدمهای فراری اینها برکت را می برند از جبهه ، می ترسیدند ، اما طرف پایش قطع می شد می رفت پا مصنوعی می گذاشت بر می گشت می آمد به این می گویند ثابت قدمی دو چشمش کور شده بود می آمد می گفت من می توانم بی سیم بگیرم گوش کنم وظیفه هم نبود نه شرعاً این دیگر وظیفه داشت نه قانوناً وظیفه داشت داوطلب هم بود سربازیش را قبلاٌ رفته بود می آمد آنجا این می شود ثابت قدم از هیچ کس هم نمی ترسید تازه به او می گفتیم نیا عملیات تازه می نشست زار زار گریه که ما عملیات نیاییم . پدر و پسر با هم دعوا می کردند کهکدام بروند جبهه کلک می زدند که دیگری را غال بگذارد ما چقدرداشتیم شب عملیات که سر همدیگر را کلاه می گذاشتند که دیگری مثلاً پشت خط بماند خودش فرار کند برود بارها ما از اینها داشتیم این می شود ثابت قدمی مسخره کرده بودند دشمن را دیگر وقتی خوب است دشمن از آدم تعریف کند یعنی اینجوری بگوید صدام گفته بود اینها مثل گوسفندانی هستند که وقتی حمله می کنند انگار که رسیده اند به یک چراگاه سبز و پر علف آمده بودند برای تفریح ، جشنشان اینجوری بود واقعاً بزمی بود . بسیجی که شب عملیات یار خوشگلم زلیخا بخواند خوب معلوم است چقدر عشق و حال می کند این مست کرده ترانه می خواند بسیجی که شب نی بزند دو سه نفر بشینند حال کنند یا مثلاً شوخی های آنچنانی با هم کنند بسیجی که اسلحه نمی برد می گفت کی حال دارد ، خدا رحمت کند شهید محمد زنگنه را می گفت کی حال دارد 4 کیلو اسلحه با خودم حمل کنم اسلحه پر است عراقیها دستشان هست از خودشان می گیریم بعد می گفتیم حمله می کنی چه کار می کنی می گفت پس گردنی می زنیم ، چوب می آوردند با خودشان اینقدر دشمن برایشان تحقیر بود خدا رحمت کند محمد زنگنه را وقتی یکی از فرماندهان ما مجروح شد تو خط درگیر بودند والفجر محمد این طرف خط بود عراقیها آن طرف بودند این می گفت محمد من اسلحه ندارم گفت الان برایت می آورد رفت آن طرف خط دو تا عراقی را با اسلحه شان گردنهایشان را گرفته بود گفت بیا دو تا اسلحه این می شود ثابت قدمی که دشمن وقتی اینها را می دید ( من خودم بارها شاهد بودم ) که سکته کرده بود ما شنیده بودیم امیرالمومنین تو یکی از جنگها وقتی به ایشان یک سرباز دشمن نشان دادند که این مرده پس چرا زخم برنداشته حضرت گفت من تکبیر گفتم این مرد ، ما خودمان دیدیم که وقتی می گفتیم یا مهدی یا زهرا یا حسین طرف جا در جا مرده بود احتیاج نبود تیر خرجش کنیم می دیدند می مردند فقط خدا زمانی به داد ما می رسد که واقعاً به خدا التجاء کنیم ما داشتیم تو عملیات که زمانی مغرور می شدیم و شدیداً می خوردیم زمین و شدیداً طرحهایمان به شکست می خورد فرماندههای هوشیار ما خدا را رحمت کند حاج همّت را فرمانده های هوشیار ما می گفتند بچه ها اخلاصتان کم شده غرور گرفته تا بنشینید استغفار کنید گریه کنید شاید بشود تو عملیات کاری کرد بچه ها با اینها می رفتند جلو یعنی اینکه امام (س) می فرماید من دست این رزمندگان را که دست خدا بالای آن هست می بوسم یعنی امام می فهمد این دست دست خود شخص دیگر نیست من دست خدا را می بوسم جندالله هستند اینها سربازهای خدا هستند لشگریان خدا هستند . دوستان خدا هستند « اِن الجهاد بابٌ مِن الجنّه فتحه الله لخاصةِ اولیائه » جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند به روی دوستان ویژه خودش دوستان مخصوص خودش باز می کند . دوستان مخصوص خودش را نمی خواهد یاری کند یاری می کند نه آن جهاد هر جهاد دیگری « مَن جاهد فینا لنهدینّ سُبُلنا » هرکس در راه ما هر تلاشی کند ما راه را به او نشان می دهیم و کمکش می کنیم ولی فقط امدادهای غیبی زمانی می رسد که شما مؤمن باشید برای همین هم خطاب خدا به ایمان است پس اگر کسی جلب رحمت الهی و جلب امدادهای غیبی را کند فقط با ایمان ممکن است چه تو زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی و سیاسی وضعیت همین طور است و مژده ای که خدا می دهد این است که نهایتاً منافقین ، مریض دلها کور دلها پشیمان و نادم می شوند از عملکرد خودشان همه خائنین رسوا می شوند ونکته خیلی مهم آخرین نکته این است که می فرماید : مؤمنین می گویند اینها بودند که قسم می خوردند با این محکمی که با شما هستند و وفادار هستند یعنی تو شما ها هستند کسانیکه به لباس شما درآیند و با زبان خود شما حرف می زنند اما منافق هستند اما کافر هستند مسجد می آیند با شما نماز هم می خواند صورتهای مقدس هم دارند اما ایمان نیاورده اند به خدا به اینکه « هو مولانا » او مولای ماست او همه کاره ی ما هست « حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر » خدا ما را بس است که او بهترین وکیل است وکیل یعنی کسی که انسان کارش را به او می سپارد دفاع از خودش را به او می سپارد انجام کارش را به او می سپارد « نعم المولی و نعم النصیر » چه مولای خوبیست و چه یاور خوبیست خودش تو قرآن چقدر قشنگ برای ما معرفی می کند خودش را ما این « نعم المولی و نعم النصیر » را رها کنیم برویم سراغ ابر قدرتها برویم سراغ کسانیکه خودشان اوج عجز و ضعف هستند کمک بگیریم خدا نمی تواند بنده اش را کمک کند « أَلیس الله بکافٍّ عبده » خدا برای بنده اش کافی نیست این هم از این در ادامه ی آیه مسائل دیگری داریم در مورد اینکه اساساً این نحوه تفکر که دشمن باید به ما کمک کند مساویست با ارتداد و خارج شدن از دین که بخشش را می گذاریم برای جلسه آینده و الحمدالله رب العالمین .