جلسه گذشته بحث محبت تمام شده بودکه دوجلسه به خاطر این ایام بود که در مورد ولاءاهل بیت صحبت شد از این جلسه بحث ولاءزعامت راشروع خواهیم کرد ولاءزعامت یعنی ولایت در رهبری اجتماعی وسیاسی جامعه چه کسی این حق را دارد که سرپرستی مردم رادرمسائل اجتماعی سیاسی به عهده بگیرد خوب به هرحا ل جامعه احتیاج به یک نظم و انضباط و یک روندی که مردم در ان راحت باشند امور زندگی بچرخد یک کسی باید درجامعه رهبری رابه عهده بگیرد یعنی در مسائل اجتماعی سیاسی حرف اخررابزند اما منشا این ولایت می خواهیم ببینیم کجاست ازنظر قران کریم این ولایت هم به خود ولایت الله برمیگردد چرا؟بایدبرگردیم به بحث اغازین مبحث ولایت که بحث خالقیت رابحث کردیم که خداوند خالق این نظام است یعنی کل نظام باهمه این عرض وطولش باهمه این عظمتش خداوند بااین نظم محیرالعقولش که بشر هزاران سال است کارمی کند تحقیق و مطالعه می کند صدهاهزارانسان کارمی کنند ولی هنوز به قول ان دانشمند زیرک که گفت ماهرمقداریکه اطلاعاتمان زیاد میشود مجهولاتمان هم بیشتر میشود رابطه علم ما با مجهولاتمان مثل رابطه قطر دایره است باشعاع دایره یعنی هر قدر قطر افزایش پیدامی کند شعاع هم افزایش پیدامی کند بشر الان بیشترین سوال راداردقوانین زیادی دراین چند هزار سال کشف کرده ولی بیشترین سوال هم برایش مطرح شده یک نظامی که اینجوری هست درمورد بدن بسیار کاردارد تابه اطلاعات دقیق برسد در مورد روح هم چنین درمورد طبیعت هم چنین درموردجهان خارج از این طبیعت یعنی سیارات اسمان خیلی کاردارداین رایک نفر خلق کرده همه طراحی ها و برنامه ریزی واجراوگرداندنش رایک نفر انجام میدهد خداوند خلق کرده بشر را اوخلق کرده جسم وروح بشر را او خلق کرده رابطه بین جسم وروح بشر را اوقرار داده رابطه بین جسم و روح وطبیعت را او مقدر فرموده به هر حال کار خداست این خالقیت بود که صحبت کردیم مفصل در موردش به هر حال این جهان جز خدا خالق دیگری ندارد یک خالق بیشتر ندارد ان هم خداوند تبارک وتعالی است بحث بعد بعد ربوبیت بود ربوبیت گفتیم رب این جهان رب یعنی مالک مدبر رب این جهان باز خداست یعنی علاوه بر اینکه این جهان راخلق کرده تدبیر این جهان هم به وسیله اوست تمام این حرکاتی که ما در یک مولکول می بینیم تمام تنظیم رابطه یک الکترون پروتون که دریک ذره مامی بینیم وجهانی که در انجا هست یک جهان عظیمی که در دل ان ذره هست عالم عجیب اتم که حالا بشر باید بیاید صدهاسال روی اتم مطالعه کند اطلاعات به دست اورد از ان بگیرید تامیلیاردهاسال نوری بروید جلو این جهان را تدبیر وتنظیمش را او انجام می دهد او تدبیر میکند واینها را به نحوی اداره میکند که مامیبینیم بدن ما این زمین وخیلی چیزهای دیگر خوب باید دقت کنیم که در بحث تدبیر صحبت شد این قضیه ودر بحث عالم امرصحبت کردیم که بشردرطبیعت فقط بایک عمل فیزیکی از ناحیه خودش روبروهست اما تدبیرراکس دیگری انجام می دهد درسوره مبارکه واقعه فرمود افرءیتم الماءالذی تمنون أانتم تخلقونها ام نحن الخالقون ایا این منی که درحم زن شما امنامی کنید شما خودتان تبدیلش می کنیدبه بچه یاما می کنیم بشرکه کاری نمیکند بشردستش به جایی نمیرسد اینکه این اسپرم ا زیک صد میلیون یکی از انهامیاید باتخمک لقاح پیدامیکند ان وقت یک صدمیلیونی که در اندازه یک سانتی مترمکعب منی موجود که قابل باروری دارد هر کدامشان بانظام پیچیده ای که خود ان اسپرم دارد بشر حالاحالاها کار دارد تااینهارابشناسد بیاید بایک تخمک حالاتخمک چیه نظام ان چیه این دولقاح پیدا کنند یکی شوند واین سلول تخم تقسیم شود توده توده سلولی درست کند ان توده سلولی خودش سه قسمت شود هرقسمتی از بدن انسان رابسازد یکی چشم وگوش شود وهر کدام ازاینهاهم نظامهای محیرالعقول خودش را دارد چشم اینجوری است که به هرحال چند هزار پزشک تواین دنیازندگی می کنند متخصص چشم هستند ولی مجهولاتشان درمورد چشم الی ماشاالله هست برای گوش همین طور برای زبان برای دهان برای دندان برای پوست الی ماشاالله شده این بدن اینرا که بشر کاری نمیتواند کند خدا می گوید مااین کاررا می کنیم أانتم تخلقونها أم نحن الخالقون ما این را درستش کردیم ما این را تورحم زن تدبیرش می کنیم از ان یک سلول می رسانیمش به یک ادم باز مثال دیگری می زند ایا ان دانه ای را که شما در خاک می کارید أانتم تزرعونه ام نحن الزارعو ن شمادانه راتبدیل می کنید این دانه چه چیزی به سرش می اید تاگیاه می شود شکوفه می دهد میشود یک درخت با میوه های انچنانی هرمیوه هم چه دستگاهی دارد نظام خاص خودش را دارد یک انارراشماباز کنید چه کسی این را اینجوری چیده بااین پوسته ها ولایه ها دانه های انارکی اینهارا مرتب چیده شان بروید تو سیفی جات این همه خوراکی و گیاهی درگیاهان هزاران نوع گیاه باخواص واثار مختلف اصلا انسان می ماند اینقدر هست که علم بشر برای احصاءاینها کافی نیست که اگر بخواهد برود سروقت گیاه به جای دیگری نمیرسد بخواهد برود سروقت بدن به جای دیگر نمیرسد مااینها را تدبیر کردیم این جهان را باعظمت خورشید را با عظمت تنظیم زمین و خورشید چرخاندن این منظومه شمسی تنظیم دقیق حتی کوچکترین ذره زمان حساب شده است چرخش اینها اینقدر هست که ما محاسبه می کنیم اگر سفینه فضایی رابلند کنیم کی می توانیم روی ماه یا مریخ بیشینیم اینقدر دقیق است با محاسبات ریاضی به دست می اید یک ریاضیات پیچیده ای د راین منظومه شمسی منظومه شمسی یک دانه کوچکی هست در یک کویری که یک ریگ در بیابان نگاه کنید مثل این است منظومه شمسی یک کهکشان راه شیری است که ده میلیون سال نوری قطر این منظومه هست ارتفاعش بماند وخورشید وزمین تو این گم است آن وقت یکصد میلیون یا میلیارد از این کهکشانها داریم دردل کیهان چقدر کیهان داریم همه اینها را می گوید من خودم تدبیر شان می کنم مدبر کل عالم بدن شما را تدبیر می کند وبعداین بحث ربوبیت بود که مفصل دراین مورد صبحت کردیم دلالیش را گفتیم آیاتش را خواندیم روایاتش راگفتیم مبانی عقلیش را گفتیم چند برهان داشت که خواندیم بعد مسئله الوهیت هست که اله مردم هست یعنی تنها معبود و معشوق حقیقی انسانها اوست اساسا خداوند انسان را عاشق خودش خلق کرده برای اینکه به او ظرفیت بی نهایت داده استعدادهایش را هم گفتیم گفتیم انسان طالب کمال بی نهایت است طلب معلول ظرفیت است یعنی هرجا طلبی هست ظرفیتی وجود دارد که طلب است من آب می خواهم می توانیم بخوریم من دستگاهی به نام چشم دارم ظرفیت طول موج بیرون را دارم اگر دستگاهی به نام گوش دارم ظرفیت فرکانس خارج را دارم من طلبم بی نهایت است پس معلوم است که ظرفتیم بی نهایت است وقتی ظرفیتم بی نهایت است حتما بین طالب ومطلوب سنخیت وجود دارد پس معلوم است که وقتی طلب بی نهایت را دارد ظرفیت بی نهایت را دارد وقتی این طلب و ظرفیت هست یعنی سنخیت است با او که می تواند جذبش کند چون گفتیم همه سخنها همدیگر را جذب می کنندگوش هیچ وقت با طول موج کاری ند ارد همانطور که چشم با فرکانس کاری ندارد حتما بین طالب ومطلوب سنخیت است بین عاشق ومعشوق سنخیت است این یک بحث مهمی است که در معرفت نفس اثباتش کردیم پس ما وقتی ظرفیت وطلب بی نهایت راداریم فقط او سنخیت داریم یعنی خودش هم مساله سنخیت را انتم الفقراالی الله نفخت فیه من روحی از روح خودم در شما دمیدم یعنی از جنس خودم درشماقرار دادم البته خداجنس ندارد که جنس چیه ولی اینجوری باید بگویم اینقدر است که پیامبر فرمود خلق الله تعالی ادم علی صورته خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده ظرفیت نامحدود در قران هم فرمود شما را به مقام بی نهایت می رسانم به صمدیت انسان می خواهد بی نهایت شود انسان دوست ندارد هیچ چیزی در مقابل اراده اش مقاومت کند انسان عاشق این است که هر چه اراده کرده همان شود خداهم مارا اینجوری افریده خدامارا یک جوری افریده که از هر مقاومتی در مقابل اراده مان بیزاریم می خواهیم هر وقت هر کاری را خواستیم بتوانیم کنیم می گویدمن اصلا تورا برای همین افریدم که تورا برسانم به جایی که هروقت هر کاری خواستی انجام دهی هر چه که اراده کردی ان تحقق پیدا کند یعنی مثل من شوی ماعاشق بی نهایتیم وعاشق بی نیازی مطلق هستیم برای همین مارا به عنوان موجودی خلق کرده که می توانیم مظهر خودش شویم ویکی از ان مظاهر مظهر صمدیت خدا شویم پس صمدیت خداشویم صمدیت را توبحث ولایت اولیا خدامیخوانیم وان مباحث عرفانی ولایت که ان شاءالله می گذاریم بعداز مباحث ولاء زعامت اما شما را افریدیم که به ان برسید عبدی اعطئنی حتی اجئلک مثلی بنده من اطاعت مراکن تامن تورامثل خودم کنم یعنی به جایی برسی که اینطور شوی مااینهمه اولیا خدا داشتیم توهمین دنیا مظهر خدابودند اراده میکردند کاری برایشان فراهم شود فراهم می شد بخوانید این در کوی بی نشانها را زندگینامه مرحوم اشیخ میرزاجواد اقا بخوانید نشان از بی نشانهای زندگینامه مرحوم نخودکی را وخیلی چیزهای دیگر اینها اراده میکردند می شد اراده می کردند مشهد باشند یک لحظه مشهد بودند اراده میکردند بامعصومین ارتباط داشته باشند در محضرمعصومین بودند اراده می کردند یک نفررا شفا دهند شفامی دادند اراده می کردند یک نفر بمیرد می مرد اراده می کردند یک نفر زنده شود زنده می شد هر چه که اراده می کردند می شد مرحوم علامه طباطبائی رابزرگان دیگری بزرگان دیگری که اراده می کردند برای همین تو بهترین سوره های قران سوره توحید که سه بار قرائت کند کسی سوره توحید را ثواب یک ختم قران را برای شما می نویسند مسئله مهمی راکه به عنوان اله تو مطرح می کند مسئله صمدیت خدا رامطرح می کند بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد او فقط معشوق یگانه است الله الصمد بی نیاز است این صمدیت یعنی که اله من صمد است یعنی مقصد من صمدیت است من باید به اینجا برسم وصمدیت باشد تا ان شاءالله بحث ولایت اولیا را برایتان بگویم پس اله ماهست خلاصه میکنم یکی دو جلسه اول را پس هم خالق ماست وهم خودش تدبیر می کند مارا هم مقصد ماست وهم اله ماست لااله الا هو هیچ الهی جز او نیست لااله الا الله هیچ محبوبی وخواستنی جزخداوند نیست برای شما هیچ چیز جز خداارامتان نمیکند هیچ چیز جز خدا راضیتان نمی کنددنبال غیر خدانگردید عمر تلف میکنید جوانی هدر می دهید میافتید تو عالمی که دائما سرا ب است تو کویری که ته ندارد وقتی باخدا پیوند ندارید بااو پیوند بر قرار کنید تابه ارامش برسید الا بذکر الله تطمئن القلوب با یاد او قلب ارامش پیدا می کند با یاد او یعنی با پیوند با او چون یاد مساویست با پیوند نکته خیلی مهمی که ما میتوانیم در فلسفه سیاسی انسان به بحث ولاءزعامت فکر کنیم مسئله هدف خلقت است نکته خیلی مهم یکی از چیزهایی که در مورد خداوند خوانده بودیم این بود که خداوند ملک مردم است یعنی پادشاه است بسم الله الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الناس ملک الناس یعنی پادشاه مردم اینجا خداوند نمی گوید من خالقم من ربم می گوید من پادشاه شما هستم پادشاه یعنی حاکم شما هستم بحث یک بحث سیاسی است من پادشاه شما هستم همانطور که در خالقیت شریک نداشتم درربوبیت هم شریک ندارم در الوهیت هم شریک ندارم در پادشاهی هم کسی نمی تواند شریک من باشد حتی حکومت برمردم ما ل من است چون خودم خلقشان کردم خودم تدبیرشان می کنم خودم رزقشان رامی دهم الهشان هم من هستم مقصدشان هم من هستم خوب حکومتشان هم برمن هست کسی نمیتواند جزمن حاکم برمردم باشد فقط خداوند است که می تواند حاکم مردم باشد یعنی پادشاه حقیقی اوست خوب وقتی پادشاه حقیقی اوست هیچ کس بدون اذن او نمیتواند برمردم حاکمیت داشته باشد اگر قرار باشد در نظام اجتماعی کسی حاکمیت مردم راداشته باشد یعنی رهبری سیاسی را به عهده بگیرد ورهبری اجتماعی راخداوند باید اجازه داده باشد یعنی باید از طرف خداحاکمیت داشته باشد مثل ولایت شما یک حکومت مرکزی دارید مثلا رئیس جمهور یاوزیر کشور اواستاندارد تعیین میکند می گوید برو استان فلان دست شماحاکمیت ان استان باشماست واستاندار فلان جاباش فرمانروای انجاحاکم انجا باش ولی قاچاقی که کسی نمیتواند حاکم شود مثلامن بروم بگویم اقاازاین به بعد اعلام می کنیم که من استاندار تهران هستم این به جایی بند نیست باید حکومت مرکزی تایید کند اینراحاکم اصلی باید تایید کند که بله من اجازه دادم که ایشان استاندارتهران باشد بی مزه ترین کار همین است یعنی یک کسی بدون اینکه ازرئیس اصلی وحاکم اصلی اجازه بگیرد بیاد ادعا کند که من حاکم هستم من حق حاکمیت دارم خداوند پادشاه مردم است ورهبری سیاسی مردم به دست خداست همانطور که ربوبیتشان الوهیتشان هدایتشان به دست خداست ولایتشان به دست خداست در مورد انسان گفتیم ولایت مختص خداست همانطور که پیامبر ولایت را از خدا گرفته بود والا ولایت خودش اعتباری ندارد اگر پیامبر ولایتش وامامتش اعتبار دارند این به خاطر این است که از طرف خداست برای اینکه انتساب هست توکاربحث انتساب هست توکار مردم نیامدند برای خودشان پیغمبر تعیین کنند مردم نیامدند برای خودشان رهبر سیاسی تعیین کنند مردم نمی توانستند برای خودشان ولی انتخاب کنند قاضی انتخاب کنند پیامبرحکم قضی هم داشت بیاید ند مبین احکام الهی معین کنند همه اینها راخود خدا کرده خودش هم حق داشت این کار را کند چون می فرماید من هم ربتان هستم هم خالقتان هستم هم مدبرتان هستم هم الهتان هستم من معین می کنم همانطور که همه این صدو بیست وچهار هزار پیامبر را خدا تعیین کرده که این ولی شود از طرف من رهبر شماست پیغمبر شماست بنابراین توجه بفرمایید از نظرقران هیچ کس نمیتواند رهبری سیاسی جامعه را به عهده بگیرد مگر اینکه رهبری انتساب به خداوند داشته باشد پیوند با خداوند داشته باشد ختم به رهبری خداوند شود یعنی با اذن خدا باشد مساله خیلی مهمی که میتواند این قضیه را برایمان روشن کند مساله هدف خلقت است ما گفتیم که انسان شوون مختلفی دارد یک شانش شان جمادیش است از آن جهت که بدن دارد جماد است از آن جهت که رشد میکند تغذیه وتولید مثل دارد گیاه است ازآن جهت که شهوت دارد گرایش به جنس مخالف دارد ازدواج می کند تشکیل خانواده می دهد عواطف خانوادگی وکانون گرم خانواده را صاحب است ازآن جهت که رفاه خانواده اش کارمیکند مسکن گزینی دارد تفریح دارد از حریم خانواده اش دفاع میکند قدرت تربیت پذیری محدود دارد وزندگی اجتماعی دارد یک حیوان است از آن جهت که منزلتهای اجتماعی را هم اشغال می کند یک حیوان است پس انسان کجاست گفتیم انسان یعنی موجودی که بی نهایت طلب است انسان را اینجوری تعریف کردیم گفتیم انسان حیوان ناطق هم نیست چرا؟چون ناطق نمیتواند فصل انسان باشد چون ملائکه هم ناطق هستند بنابراین مادر نطقمان درست است از حیوانات برتر هستیم اما در نطقمان اشتراک با فرشته ها داریم اشرف مخلوقات بودنمان مربوط به فوق عقل ماست یعنی بالاتر از نطق ماست فوق عقل یعنی بی نهایت طلبی یعنی فقط اینکه ما خدا رامی خواهیم جز او چیزی مارا راضی نمیکند تازه این می شود انسان یعنی موجودیکه ظرفیت بی نهایت را دارد ومیتواند مظهر خدا شود مظهر کامل خداشود نه اینکه بقیه نمیتوانند شوند همه موجوداتیکه توعالم هستند مظهر خدا هستند اما انسان میتواند مظهر کامل خدا باشد این موجود را خدا آفریده تا به آن هدف برساند حالا خوب دقت کنید رابطه را هم که گفتم رابطه دنیا با اخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست دررحم مادر جنین تحت حاکمیت خداوند وتحت تدبیر خدا تورحم بدون اینکه انسان دخالتی داشته باشد آن سلولها می آیند وجنین را میسازند به نوزادی که برای شرایط زیستی حیات دنیا ابزار تهیه کرده والا ما که عقلمان نمی رسید که حالا این سلول را چشم کنم این را گوش کنم نه آنچه که لازم هست را خدا در تدبیر خودش به جنین در رحم می دهد در رحم برای اینجا هم ما می خواهیم متولد به حیات ابدی شویم متولد به آخرت شویم در حرکت به سمت آخرت چه کسی می تواند مارا تدبیر کند ارواح ما را تا آن شکلهای لازم وآمادگی های لازم را برای ورود به حیات ابدی به دست آوریم بتوانیم تجهیزات لازم شرایط زیستی عالم بعدی را تحصیل کنیم چه کسی اینطوری تدبیرمی کند مارا تحت چه تدبیری می توانیم به اینجا برسیم در بحث فلسفه سیاسی فرق بحث فلسفی سیاسی اسلام بحث ولاء زعامت اسلام با سایر مذاهب این هست که هرجا بحث ولاء زعامت می شود الان حتی درمیان به اصطلاح روشنفکران اسلامی بریده از آخرت هم بحث می شود در حالیکه بریده از آخرت یعنی بدترین تفسیر از زندگی انسان شما وقتی به دوران جنینی نگاه میکنید تورحم به یک جنین نگاه می کنید همه حرکات جنین بی مفهوم است مثلا پا تهیه می کند به چه دردش می خورد تورحم گوش وچشم به دردش می خورد دستگاه تنفس به چه دردش می خورد وقتی جنین را فقط به خاطر جنینی بودنش مقایسه یامطالعه می کنیم می بینیم آدم بی خودی است یک کار عبث وبیهوده است هیچ فایده ای ندارد کی می گوییم این اندامزدایی به دردبخور ومعنا دار است زمانیکه باحیات مرحله بعد از رحم بسنجیم بگوییم بله یک حیات دنیایی هم هست واین چشم به درد این حیات می خورد این گوش به در دحیات دنیا میخورد این دست وپابه درد حیات دنیا میخورد این قلب ودستگاه تنفس به درد اینجا میخورد والا تو رحم انیها کارایی ندارند برای جنین که ابزار تو این نه ماه شاید بعضیهایشان عامل بقا باشند بقیه اش که به درد دنیا او نمیخورد چشم مثلا تورحم به چه دردی میخورد بچه هایی که کور متولد می شوند زنده به دنیا نمی آیند؟چرابه دنیا می آیند چشم هم ندارند هیچ طوریشان هم نشده تورحم اینجا که می آیند می گوییم کور هستند کور بودن آنجا معنا نداشته قران می فرماید دنیا وقتی کنار اخرت نگاهش نکنی عبث است انما الحیوة الدنیا لعب ولهو وان الدار الاخرةلهی الحیوان دنیا بازیچه است حیات حقیقی مال اخرت است فقط حیات مال اخرت است والاشما حیاتی در دنیا ندارید زندگی نمیکنید شما در دنیا به اندازه زندگی رحمی است قبلا هم گفتم وقتی ما سال تولدرا می گیریم فرض بفرمایید بنده یکم آذر متولد شده ام بگویم من سی وهفت سال ونه ماهم است نه ماه هم تو شکم مادرم بودم کسی این را جزءحیات دنیا حساب نمی کند اصلا جزءحیات محسوب نمی شود حیات مال بعد از اینست که انتقال پیدا میکنی به دار الحیوان یعنی خانه زندگی بنابراین اساسا اگر ما در بحث سیاسی بخواهیم اخرت را کنار دنیا نگذاریم بسیار به انحراف کشیده می شویم بسیاری از اختلاف نظرها وقت تلف کردنها دور خود پیچیدنها الکی میزگردو سمیناروکنگره و...تشکیل دادن برای مسائل سیاسی بسیاریش مال این است که ما اساسا داریم وارونه نگاه می کنیم انسان را وحیات انسان را تک تک انسانها عزیز ومحترم هستند برای خداوند تک تک انسانها به بلندای ابدیت هستند همه این انسانها را خداوند آفریده برای رسیدن به آن مقام عالی اساسا آمدنشان در این دنیا برای این آمدند که دیگریست ماچطورمی توانیم باسرنوشت مردم بازی کنیم سرشان را شیره بمالیم آخرت را از ذهنشان پاک کنیم که هر لحظه ممکن است برود آنطرف بعد بگوییم شما همین حیات از تولد تا مرگ را دارید اینجا هم یک حکومتی می خواهد حالا 4نفر کاندید شوند مردم رای دهند یک نفر رئیس شود یک نفر رئیس جمهور شود یک نفر رهبرشود ... اینجوری که نمیشود آنوقت دلایل دیگری هم هست که جلسات بعدتوضیح می دهم برایتان پس من که اینجاآمدم آمدم که بروم به سمت آخرت تحت کدام حکومت تحت چه شرایط اجتماعی باید رشد کنم که من برسم به آن مقام اینکه اگر ماآخرت را درکنار دنیادر نظرنگیریم کاملا به انحراف کشیده می شویم وبه یک تفکرات عبث وبیهوده می رسیم هرحرفی هم بزنیم عبث وبیهوده است قران اینگونه بیا ن می کند افحسبتم سوال است استفهام توبیخی دارد توبیخ میکند مثلا یکی به یکی میگوید تو فکر کردی به همین راحتیهاست اینجوری سوال میکند ازاوخیال کردی به همین راحتی میتوانی این کارراکنی .خداهم اینطوری سوال میکند ازما اینکه میگوییم خدا یعنی خالق کل شی مالک کل شی مدبرکل شی رب کل شی اله کل شی وملک کل شی باشما حرف میزند اوبه شمامیگوید افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینالاترجعون شمافکر کردید ماشما راعبث خلق کردیم وشما نمی آیید پیش مابازگشت نمی کنید یعنی هرکس گمان کند معادی نیست وبازگشتی نیست عبث فکرکرده خودش را هم عبث دیده یعنی چه خدامیلیاردها انسان را خلق کند بفرستد شان روی کره زمین هرکه هم هرطور زندگی کرد کرد بعد هم بمیرد اینکه خیلی عبث است یکی تزریق می کند می میرد یکی هم رانندگی می کند میمیرد یکی تیم مورد علاقه اش گل میخورد سکته می کند می میرد یکی می رود خودش را می کشد یکی به مرگ طبیعی می میرد یکی را می کشند ش یکی میرود جنگ می کند برای اهدافی کشته می شود همین پس ما آمدیم که چه شود آمدیم چه چیز راآباد کنیم آمدیم همین دنیارا آباد کنیم مثلا جنگیدیم که مثلا یک کشور را نگه داریم 4 وجب خاک حالا این 4وجب خاک شاه باشد یاصدام یاهرکس باشد نیامدیم اینجا که حیات حیوانی داشته باشیم که ما بگوییم آقامامی خواهیم اینجا زندگی کنیم رهبر سیاسی هم باید بیاید برای مامثلا اقتصاد دان رادرست کند مجلسمان را اینجوری کند قوه قضائیه مان رااینجوری کند مثلا ماتورفاه باشیم زندگی کنیم خوب ته قضیه چی کجا می خواهیم برویم مگر مامرگی نداریم مگرما ابدیتی نداریم ماکه برای کمالات حیوانی خلق نشدیم که بیاییم اینجا محدود شویم زندگی اجتماعی تشکیل دهیم مثلا یک روز استاد شویم یک رو ز وزیر شویم بعد هم بمیریم خوب حالا بعدش چی افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینا ترجعون گمان کردید ماشمارا بیهود ه خلق کردیم وبه سوی ما باز نمی گردید اگرگمان کردید که شمارا بیهوده خلق کردیم بیهوده خلق نکردیم شما یک بازگشتی به سوی مادارید نوع زندگیتان در اخرت بستگی به کیفیت زندگی در دنیادارد یعنی نوع تولد یک جنین بستگی به نوع دوران جنینی اودارد هرنوع دوران جنینی که منجر به تولد سالم که نمی شود فقط جنینهایی سالم متولد می شوند که تحت حاکمیت قوانین حاکم بر رحم منطبق باشد به شرایط زیستی دنیا عمل می کند قرار گرفته باشد ارواح ماهم در این دنیا جنین هستند ما جنینیم الان در رحم دنیافقط زمانی سالم متولد می شویم که روح ما تحت حاکمیت قوانینی قرار بگیرد دراین دنیا که این قوانین منطبق با شرایط زیستی اخرت است یعنی دو واحد را یک جور نگاه می کند ببینید جنین تو رحم تحت حاکمیت یک قوانینی توی رحم شکل می گیرد اما این قوانین طوری تنظیم شدند که با حیات دنیا تطبیق دارند ودردنیا همین هست ودر دنیا ما باید تحت حاکمیت قوانینی قرار بگیریم که این با آخرت ما با حیات مرحله ما تطبیق داشته باشد حیات مرحله تطبیق داشته باشد تاما سعادتمند متولد شویم به اخرت ورستگارشویم برای همین هیچ کس اجازه ندارد بیاید تو این دنیا قانون وضع کند گفتیم وضع قانون فقط مخصوص خداست پیامبرهم وضع قانون نکرده اساسا کاربشر نیست وضع قانون یک کار بسیار تخصصی است یک علم بی نهایت میخواهد یک علم می خواهد به کل نظام دنیا نظام اخرت وهمه مسیر ابدیت انسان که یک کسی مقرراتی تنظیم کند تو این دنیا که بتواند این زندگی دنیایی منجر به سعادت ابدی انسان شود این کار کسی نیست که بگوید من دوست دارم رئیس جمهورشوم به من رای دهید من کشور شما را هدایت می کنم اوضاع شما را هدایت می کنم یا من می خواهم رهبر شوم به من رای دهید یا مثلا دلشان خوش باشد آخه مردم چقدرمی فهمند این اهانت به مردم نیست الان مدشده تا یک حرفی می زنیم می گویند شما مردم را احمق را حساب کردید مردم خودشان بهتر میدانند چه کار کنند مردم باید حرف آخر را بزنند مردم نمیفهمند مانمیفهمیم ماجسم خودمان را هم نمی شناسیم مردم چه می فهمند کلیات را می فهمند که نمی فهمند بله این درست است مردم می فهمند که عجز دارند مردم می فهمند که خودشان را باید به دست رهبر بسپارند مردم می فهمند که این رهبری باید طوری باشد که باحیات ابدی آنها سازگاری داشته باشد بله اینها را خوب می فهمند مردم بله در اسلام یک معصوم باید تصمیم بگیرد برای همه همه هم باید تبعیت کنندمردم که نمیتوانند یک رهبر سیاسی انتخاب کنند که همه قدرت اجتماعی سیاسی رابه عهده بگیرد بعد یک قوانینی وضع کند که منجر شود به سعادتشان به آخرت نمیشود اینجوری شما الان توتخصصی ترین کارهایتان مردم را راه نمی دهید همین اقایانی که دم از این حرفها می زنند نظام پزشکی کشور می خواهند رئیس تعیین کنند شورا تعیین کنند که چه کسی رئیس نظام پزشکی کشور شود ازمردم دعوت میکنند برای رای گیری ؟یاازپزشکان ؟پزشکان می روند دیگر می گویند ما تشخیص می توانیم دهیم که چه کسی رئیس شود اقا یک پزشکی می خواهد تخصص بگیرد یعنی بدن یک انسان را می خواهی بسپاری به اومی گوییم توحق طبابت داری می توانی مطب بزنی مردم هم با اطمینان میایند بدنشان را به تو بسپارند این چه مراحلی راباید بگذراند مردم رای می دهند ما رای می دهیم این متخصص است خیلی حرف احمقانه ایست این نه این باید برود تخصص ببیند متخصص بالاتر از ان هم باید ببیند این تخصص را دارد که بله این تخصص را دارد حالا می توانید مطب بزنید به شما اجازه می دهیم توبدن مردم تصرف کنید به شما اجازه می دهیم جراحی کنید الان ما پزشک داریم فوق تخصص مغز واعصاب است اما جراح نیست جراحی نخوانده اجازه جراحی به او نمی دهند می گویند شما حق اظها ر نظرتخصصی دارید حق دست زدن به تیغ جراحی برای بدن دیگران ندارد چون دوره تخصصی جراحی را نخواندی باید آنرابگذرانی یک بدن است 4تا سلول ومولکول می خواهی بدهی دست یک نفر انوقت من بگویم بله رهبری اجتماعی وسیاسی کاری با کشور خودمان نداریم با کل جهان صحبت می کنم با کل ناس مخاطب ما ناس است رهبری سیاسی اجتماعی مردم خودشان را هرکس تعیین کردند به عنوان رهبر ان هم هر کسی را تعیین کرد ند به عنوان رهبر ان هم هرکسی را تعیین کردند ما عمل می کنیم این جامعه به سعادت می رود ؟تا الان که ما محصول خوبی ندیدیم تو این دهها سال گذشته توانستند این کشورهایی که الان رهبران سیاسیشان مورد تایید خدا نیست از خودشان یک نفرشان را بگوییم از سطح زندگی حیوانی امده بالاتر کدام قانونشان چنین اجازه ای رامیدهد هدف خلقت انسان خیلی مساله بزرگیست اگر به هدف خلقت نگاه نکنیم در بحث ولا زعامت ومباحث فلسفه سیاسی ما حرفی برای گفتن نداریم چرا چون قرار نیست انسان به جای خاصی برسد انسان قرار نیست به یک مقام خاصی برسد انسان اخرت برایش فرقی نمی کند هرجوری فرد باید کلی دروغ بگوییم خوب انسان فرقی نکند برایش چه جوری بمیرد وان دنیا هم هیچ کاری با او نداشته باشند نوع مرگش ونوع زندگیش در انجا هیچ کاری با دنیا نداشته باشد ووابستگی وپیوستگی بین دنیا واخرت نباشد که بحثش را مفصل چند جلسه کردیم بله آنجا بگوییم هرطور خودتان دوست دارید زندگی کنید هر جوری می خواهید بگذرانید بگذرانید .اما وقتی یک چیزی انطرف هست باید هدفدار کنی یک ورزشکا ر قرار است برود وزنه بزند یک کشتی گیری می خواهد برود کشتی بگیرد یک کسی می خواهد برود زیبایی اندام کار کند یا بدنسازی کند قرار است بدن را برساند به یک وزن خاصی وقتی هدفدار شد هررژیمی می رساند یا نمی رساند می توانیم به اوبگوییم شما هرچه خوردی خوردی نمی توانیم بگوییم باید چیز خاصی بخورد تا به ان وضعیت خاص بدنی برسد دیگر چون هدف خاصی انطرف قضیه هست هروقت ما بایک هدف روبرو هستیم حتما باید برنامه باهدف تطبیق داشته باشد تنظیم شود ما یک ابدیت درمقابلمان است یک ابدیتی که دقیقا نوع زندگی ما در انجا بستگی کامل به نوع حیات ما دراینجا دارد ورابطه اش هم مثل رابطه رحم مادر با دنیا است پس تربیت خاصی حکومت خاصی نحوه زندگی اجتماعی خاصی نحوه ارتباطات سیاسی خاصی نحوه نظام بانکداری خاصی نحوه اقتصاد خاصی و نحوه نظام خانواده خاصی وخیلی نظامهای مختلف خاصی باید باشد تا منجر به ان نوع تولد شود والاما ول کنیم هرکس هرچه دلش خواست بگوید در مورد مسائل اقتصادی حقوقی هنر جامعه شناسی روانشناسی نحوه ارتباطات خارجی سیاست خارجی مالکیت اقتصاد هر کسی هرچه گفت گفت منجر به ان تولد سالم نمیشود اینجوری چون مجموعه اینها انسان را شکل می دهند مجموعه اینها که انسان را شکل می دهندباید تحت مراقبتهای خاصی قرار بگیرند که این مقررات تطبیق داشته باشد با سلامت وسعادت ما در حیات ابدیمان بنابراین توجه بفرمایید هیچکس جز خداوند حق رهبری سیاسی اجتماعی را نسبت به مردم کل ناس که روی این زمین هستند را ندارد آخه معنا ندارد خداوند میلیاردها انسان را خلق کند ولشان کند هرجور ی با هم زندگی کردند کردند باهرنظامی هم که ارتباط داشته باشند داشته باشند بعد هم به انها بگویید من پدرتان رادرمی اورم روز قیامت اگر درست زندگی نکرده باشید .آخه قیامت اخرت حیات بعد از مرگ یک عالم بخصوصی هست یک نظام زیستی خاصی هست یک نظامی هست که میلیاردهابرابرقوانینش پیچیده تر است اصل عالم دنیاست عصاره وچکیده انجاست مگر ورود به انجا بدون راهنمایی خداوند بدون هدایت خداوند ممکن است که ما همه امورمان را بسپاریم دست خودمان با این عقلها وعلمهای ناقصمان ومحدودمان وبعد بگوییم ما می خواهیم خوشبخت شویم نمی شود از اینجاست که پای خدا وسط کشیده می شود درمساله دین درمساله دین ودر مساله سیاست سکولاریسم یعنی حذف خدا ما خدا را حذف می کنیم می گوییم خدا با ما چکار دارد خودمان برای خودمان برنامه ریزی می کنیم مگر عقل نداریم نه نداریم واقعا نداریم ما نمی توانیم داشتیم که اوضاع جهان این نمی شد که در هفته چند صد هزار نفر بچه از گرسنگی بمیرد.عقل بشر کشانده به اینجا دیگر . روزانه دهها هزار نفر اسیبهای جدی میبینند هزاران نفر می میرند این اوضاعی است که در دنیا می بینیم جنگ کشتار قتل غارت اختناق وهزار تا فساد دیگری که هست ازهم پاشیده شدن خانواده هاخودکشیها این همه گرفتاری که جهان دارد .سکولاریزم یعنی حذف دین حذف خدا خدا برود کنار من می خواهم برای این نظام که هیچ چیزی ازانرا هم نمی فهمم نه جسمش را شناختم نه روحش را شناختم نه طبیعتش را شناختم نه قوانین بین اینها را شناختم می خواهم بنشینم برنامه ریزی کنم این مزخرفترین برنامه هست که به اسم انسانیت به اسم امانیسم اصالت انسان وبه اسم احترام وازادی وبه اسم انسان مداری تحمیل می شود به جامعه احمقانه ترین کارمثل اینکه قصاب محله مان که هیچ سوادی ندارد فقط چون لباسش سفید است این نظام بامیلیاردها انسان را که هرکدامشان به بلندای ابدیت بسپاریم دست یک انسان ناقص حالا 4نفر هم شعار دهند رای به او دهند بلندش کنند عکسش را چاپ کنند این که عالم نمی شود کسی حرفی برای گفتن ندارد اینجا جز خداوند خدا باید تعیین کند همانطور که همه چیزهایش به دست خداست .من بیایم نظام به این بزرگی را خلق کنم ربوبیتش راهم به عهده بگیرم شما را خلق کنم جسم وروح و طبیعت را خلق کنم تدبیر با من روزی بامن حکومت با کس دیگری .یک کسی بیاید برای خودش برنامه ریز ی کند نمی شود اینجوری من هم خدایی هستم مهربان خودم را می کشم کنار فقط تدبیرمی کنم این نظام را فقط روزی می رسانم اینجا هرکس هرکاری دلش خواست کند بعد هم بی خیال فرقی نکند این چه خدایی است مافقط می خواهیم با خداحرف بزنیم وخدای مهربان بگوییم .ولی خدا قربونت برم توکارهای ما دخالت نکن اینها را به حسا ب ما بگذار ما خودمان نعوذبالله بهتر می فهمیم چه کار بایدبکنیم خدا را چه به اینکه بیاید توکار انسان دخالت کند پس ما اینجا چکارکرده ایم این حرفها زده شده توفلسفه های مختلف بروید بخوانید انبیا چکاره اند بیایند حرف بزنند تومسائل اجتماعی سیاسی کسی میتواند تو مسائل اجتماعی سیاسی حرف بزند که رفته باشد دانشگاه فلان جا درس خوانده باشد دانشگاه فلان جارا یک مشت جاهل درستش کردند استادهایش هم که جاهلند خوب از تو این هم یک مشت جاهل درمی اید برای خودشان هم مقرراتی درست می کنند و4تا کاغذی می برند که مثلا به این می گوییم دکترا به این میگوییم لیسانس ...میدهیم به شما وشما هم از این به بعد حق اظهار نظردارید دقت کنیدعمق فاجعه که تودنیا اتفاق ادارد میفتد چه قضیه ای هست چه فاجعه ای هست وچراشیعه به رهبری غیر معصوم اعتقاد ندارند .درسوره انفال ایه 24فرمودند یاایها الذین امنوا استجیبوالله ولرسول اذادعاکم لما یحییکم ای کسانی که ایمان اورده اید اجابت کنید خدا ورسول را هنگامیکه شما را دعوت می کند به چیزیکه دعوت میکندخدا ورسول به چیزیکه ان چیز به شما حیات می دهد کدام حیات؟حیات انسانی یعنی دین نیامده به شما بگوید بخورید بخوابید دین تو این حیطه ها با شما کاری ندارد اگر هم دستوری داده برای این است که جنبه انسانی شما را فعال کند ولی هدف اصلی دین که برای نظامات حیوانی نیامده هدف اصلی دین اینست که شما به حیات انسانی برسید خالق ورب وملک ومدبراین جهان می گوید من این دین را فرستادم برای اینکه شما به حیاتی بالاتر از حیات حیوانی راه پیدا کنید لما یحییکم به شما حیات دهد این حیات یک حیات ویژه ای هست خداوند هدفش از خلقت ما این نبوده که ما حیوان زندگی کنیم که قانون نخواهیم حیوانات راخداوند سپرده به خودشان رهبری سیاسیشان هم به دست خودشان است مسئول نسبت به اخرت که نیستند یک شیری قویتر است که رهبری شیرهای دیگری را به عهده بگیرد یک میمون ...انسان که اینجوری نیست انسان امده برای یک هدف خاصی اینجا زندگی کند فوق حیات حیوانی میخواهد اینجا زندگی کند یک حیات ویژه ای است این حیات ویژه هم بسیار حساس است معنایش برای ربوبیت انسان است امام صادق (ع)فرمودند العبادةجوهرةکنهة الربوبیة فرمود من انسان وجن راخلق نکردم ماخلقت الانسان الا لیعبدون انسان وجن را خلق نکردم مگربرای اینکه عبادت کنند برای عبادت خلق کردم عبادت یعنی چه ؟یعنی نمازخواندن وروزه گرفتن ؟کی گفته این حرف را امام صادق (ع)فرمود عبادت جوهری است که باطنش ربوبیت است من انسان وجن راخلق کردم مظهر شوند برای اینکه در جنگ بین طبیعت وفطرتشان با غلبه دادن بعد اله ایشان اختیارا به مقام من برسند صمد شوند ازصمدیت بهره مند شوند خلیفه الله شوند مظهر خداشوند بعد ما خداوکتاب اسمانی را بگذاریم کنار انبیا راهم حذف کنیم بعدبگوییم همه شمابروید کنار هیچ دخالتی تو این امور نکنید ما میخواهیم سمینار بگذاریم کنگره بگذاریم میزگرد بگذاریم که مثلا بنشینیم انواع حکومت چطوری هست ما چجوری حاکمیت پیدا کنیم برمردم توازن قواوقدرت درجامعه باید چجوری باشد تقسیم بندی قوا باید چجوری باشد توکی هستی که می خواهی این کاررا کنی بی مزه ترین کارهمین است بعد هم یک به اصطلاح روشنفکر واقعا کوردل هستند اینها کور فکر هستند اینها می گوید اسلام هیچ حرفی برای مسائل اجتماعی سیاسی ندارد اسلام هیچ حرفی برای اقتصاد ندارد وبرای بازرگانی ندارد خودمان باید بنشینیم فکر کنیم بعد سر مردم راهم کلاه می گذارند استعمار یعنی خرکردن مردم اقای سروش نمونه اش که اسلام برای اخرت امده اخه اخرتی که برمبنای دنیاست بین دنیا واخرت پیوستگی است اخرت عکس العمل نوع زندگی دنیاست الدنیا مزرعة الاخرة اخه دنیا هرجوری شد شد اسلام هیچ حرفی برای دنیا ندارد امده مار ا برساند به اخرت بگو ببینم مکانیزم صحیح این حرکت به سمت اخرت چیه ما چه جوری می توانیم به اخرت برسیم میتوانیم به اخرت برسیم درحالیکه خوشبخت شویم انجا قران هم 6000تاایه هست لااقل 6/1 در مورد این مسائل است به ما گفته نوع زندگیتان دراخرت حساسیت دارد نسبت به نوع زندگیتان دردنیا فمن کان فی هذه اعمی فاضل سبیلا ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا وعملوا الصالحات والی ماشاالله اخه ما چجوری می توانیم بدون دنیای منظم شده تحت قوانین الهی به اخرت برسیم انجا به چه مبنایی می خواهند حساب کنند روی ما مگرغیر این است که مبنای دنیا را محاسبه میکنند مگر غیر ازاین است که نوع روحیه ای را که در دنیا پیدا کرده ای اساسا انجا هم تولد پیدا می کنی اصلا دین هیچ کاری با دنیا ندارد خدا وپیغمبر همه کشک فقط رفتند انطرف ایستادند که شما هرجوری زندگی کردید بعد بیایید اینطرف بروید بهشت یا جهنم اخه جهنم یعنی چه ؟مگرجهنم کشک است مگرباطل است این همه ایه درمورد جهنم داریم یعنی چه جهنم ؟یعنی نوع زندگی خاصی در دنیا داشتید که می روید جهنم بعد هم می اید میگوید عذاب جهنم برای یک عده جاودانه است روچه حسابی این عدالت است مگر خدا هرکس راکه رها کند تواین دنیا که هرطوری زندگی کرد کرد بعد هم دلبخواهی انجا بگوید توبروتوجهنم اخه وقتی به تو میگویند تو برو جهنم یعنی یک کارهایی توانجا کردی یک کارهای خاصی را نباید می کردی یک شرایط خاصی را نباید می داشتی یک تفکرات ویک عقاید خاصی رانباید می داشتی وداشتی وحالا باید بروی جهنم اقای سروش برای اینکه جواب ما را بدهد صورت مساله را پاک کرده می گوید شما قران نمی فهمید فهمش بشری است هرکس هرجورفهمید همان جور می فهمد ما می فهمیم دیگر فمن کان فی هذه اعمی فهو اعمی ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لایعلمون .ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوةولهم عذاب عظیم اینها را شما چجوری میفهمید که ما نمی فهمیم این تفاوت فهم از متن دین یعنی چه ؟اگر این است که مراتب دارد بله این راماهم قبول داریم خود انبیاءوائمه وپیغمبر هم فرمودند قران 70بطن دارد هر بطنش بطن دارد سرجای خودش اما ظاهراقران را همه می فهمند مشخص است تا اینجا رسیدیم که هیچ کس جز خداوند از ان جهت که ملک کل ناس است یعنی پادشاه مردم است بدون اذن ورضایت خداوند حق مالکیت وپادشاهی وزعامت اجتماعی وسیاسی کلا ولایت زعامت ندارد امامت هم درست است چون لفظ امامت را بعدا می خوانیم که امامت هم به مسائل اجتماعی سیاسی اطلاق شده هم به بحث امامت خاصی که قبلا برایتان صحبت کردم ان شاءالله جلسه بعد این را توضیح خواهم داد والحمدلله رب العالمین .
جلسه 079 - ولایت
متن کامل (خام) جلسه 079 - ولایت