جلسه 077 - ولایت
شماره جلسه
77
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
8
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 077 - ولایت

بسم الله الرحمن الرحيم

من امشب بنا داشتم كه بحث ولاء زعامت را شروع كنم ولي چون برخورد كرديم به ايام جشن و سرور اهل بيت(ع) ميلاد حضرت ابوالفضل العباس(ع) هست گفتم كه بهتر است ما درباره نحوه نگرش ما به مراسم جشن و سرور اهل بيت(ع) و همچنين عزايشان بت توجه به بحثهايي كه قبلاً داشتيم صحبت كنيم اگر خاطرتان باشد درباره لزوم مودت به اهل بيت اينكه ولاء اهل بيت يك امر واجب الهي است پذيرفتن ولايت آنها به معناي محبت به معناي امامت و همچنين به معناي زعامت كه بعداً در موردش صحبت مي كنيم يك امر واجبي هست قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودة في القربي قل يعني بگو اين مهم است كه گفته بگو خداوند امر فرموده به پيغمبر كه تو به مردم بگو اي مردم من از شما اجري نمي خواهم مگر مودت خاندانم را پس مودت خاندان پيامبر يك امريست كه خداوند طالب او هست و واجب است بر ما كه اين مودت را داشته باشيم در جامعه كبيره هم مي خوانيم ولكم المودة الواجبه شما صاحب مودت واجب هستيد يعني بر مردم واجب است كه شما را دوست داشته باشند و نسبت به شما مودت داشته باشند اين مودت به اين جهت است كه آنها مظاهر خدا هستند يعني خداوند ارتباطش با بندگانش از جهت اعمال ولايت الهيه چه در مسائل اجتماعي چه در مسائل سياسي چه در مسائل معنوي با مظاهر خودش هست يعني معصومين پيامبر و خاندانش اينها مظاهر خدا هستند و همانطور كه عشق به خداوند يك امر فطريست در نهاد هر بشري وجود دارد عشق به معصومين(ع) يك امر فطري هست در مورد عشق به خداوند مفصل صحبت كرديم بحث الوهيت را گذرانديم و گفتيم انسانها بدون استثناء همه عاشق خداوند هستند لا اله الا هو لا تدع مع الله الهاً اخر لا اله الاهو به غير از خدا دنبال محبوب و مطلوب ديگري نگرديد چون اساساً لا اله الاهو محبوب ديگري وجود ندارد كه شما را به آرامش برساند و لياقت محبوبيت را براي دلهاي شما داشته باشد خداست كه فقط يگانه محبوب لايق دلهاي انسانهاست يا در جاي ديگر فرمود والذين امنوا اشد حباً لله مؤمنين شدت حبشان بيشتر است نسبت به خداوند تا ديگران يعني كفار حتي كفار هم به خداوند محبت دارند فطرتاً محبت دارند اما مؤمن هم مؤمن فطرتاً محبت دارد به خدا هم كافر اما مؤمن اين محبت فطري را به محبت نظري تبديل كرده يعني از نظر علمي آگاهي دارد به اين محبت به شهود رسانده اين را كافر محبت دارد اما در ظاهر به جنگ و دشمني با خدا مي پردازد اما در نهاد خودش عشق به خدا دارد همانطور كه امام فرمود رئيس جمهور آمريكا هم عاشق خداست به عشق به خدا با خدا مي جنگد در مقابل خداوند قرار مي گيرد اين هم داستان عجيبي است كه انسان در طلب خدا و با عشق فطري به خداوند اختياراً به جنگ خداوند رود اين از آن ماجراهاست عجيب چيزيست. مظاهر خدا هم همچنين هستند يعني خداي مجسمي كه روي زمين هست مثل پيامبر مثل ساير معصومين(ع) كه مظهر خدا هستند خليغه خدا هستند به آنها هم همينجوري هست نمي شود كه انسان فطرتاً خدا را دوست داشته باشد و علماً به محبت خدا هم برسد و مظاهر خدا را دوست نداشته باشد خدا هم اين را واجب كرده كه اين محبت لازم و واجب است ببينيد فطري ترين حالت انسان معمولي ترين و عادي ترين حالت انسان عشق به خداست چون انسان نفخه الهي است از روح خدا در او دميده شده و جز با خدا آرامش پيدا نخواهد كرد نفخه الهي يعني از روح به اصل خودش برمي گردد اصل خودش را مي طلبد عاشق اوست و جز در كنار اصل خودش آرام نمي گيرد هر وقت كه فطرت انسان ازاين عادي ترين حالش منحرفش شود يعني از عشق آگاهانه به خداوند منحرف شود و معشوق شئون حيواني يا گياهي يا جمادي يا چيزهايي از اين قبيل باشند اصطلاحاً مي گويند فسق صورت گرفته يعني فاسق شده طبيعي ترين حالت محبت به خداست انسان سالم يعني قلب سليم مساوي است با عشق به خداوند در انسان وقتي اين عشق كمرنگ مي شود يا از بين مي رود يعني قلب مريض شده حتماً در بحثهاي آغازين مفصل در اين باره صحبت كرديم بنابراين اگر كسي محبوب و معشوق حقيقيش خداوند نباشد از سلامت قلبش خارج شده يعني ديگر سلامت ندارد قلب او از حالت سالم و فطري خودش خارج شده مي گوييم فاسق شده چون گفتيم فسق يعني خروج يك شي از روند طبيعي خودش وقتي قلب روند طبيعي عشق به خدا دارد و اين را از دست دهد از حالت طبيعي خارج شده و فاسق شده بنابراين عشق يعني حالتي كه انسان معشوق را به خودش و اراده معشوق را به اراده خودش ترجيح مي دهد ذوب در معشوق مي شود پس اگر كسي اين چنين نبود از سلامت به دور هست و به سمت ضعف و بيماري مي رود قرآن كريم اين تعبير را در سوره مبارك توبه آيه 24 اين چنين مي فرمايد يعني اعلام مي كند كه كساني كه خدا را دوست ندارند يا چيزهاي ديگر را بيش از خدا دوست دارند اينها فاسق شدند چون طبيعي ترين حالت عشق به خداست و ترجيح خدا به همه چيز وقتي كسي اين حالت را نداشت حتماً از صراط انسانيت فاسق است يعني انحراف پيدا كرده مي فرمايد قل ان كان ابائكم و انبائكم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد في سبيله فتربصوا حتي يأتي الله بامره والله لا يهدي القوم الفاسقين خود خدا حالت تعادل بشر را اينطور معرفي مي كند مي فرمايد كه اگر پدران شما و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خانواده تان و همچنين اموالتان و تجارت و كسب و كار و شغلتان و همچنين خانه هايي كه به آنها راضي شديد اينها در نزد شما محبوبتر از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا هست منتظر عذاب خدا باشيد كساني كه از روي اختيار به فسق كشيده شدند يعني خودشان را از مسير صراط انساني خارج كردند چون طبيعي ترين حالت قلب عشق به خداست وقتي اين طبيعي ترين حالت را از دست مي دهد فاسق هست خود خداوند به عنوان فاسق معرفي مي كند بنابراين اساساً كسي كه محبوبش خدا و رسولش و خاندان پيامبر نيست فاسق است يعني از مرحله حيات انساني محروم هست يادتان هست از پيامبر حديثي نقل كردم كه فرمود لا يؤمن احدكم حتي ايمان ندارد هيچ يك از شما تا اينكه من محبوبتر باشم در نزد او نسبت به خودش و اهلش و اهل من از اهل او محبوبتر باشد يعني شما زماني ايمان داريد حقيقتاً كه پيامبر از شما در نزد خودتان محبوبتر باشد يعني پيامبر را ترجيح به خودتان دهيد و خاندان پيامبر را به خاندان خودتان ترجيح دهيد پيامبر فرمود ايمان ندارد كسي كه اينجوري نباشد و عرض كردم اين بحث عزيزدردانگي پيامبر نيست بحث اين است كه پيامبر خدايي كه تجلي كرده روي زمين اين مظهر كامل خداست نه از اين جهت كه محمد بن عبدلله(ص) هست ما با شخص كار نداريم شخصيت ايشان اينجوري بوده مظهر خدا شده پس محبت به پيامبر محبت خداست محبت به معصومين(ع) اينها محبت به خداوند است اينها جايگاه بسيار بلندي دارند چند قطعه جامعه كبيره را در اين باره برايتان مي خوانم اينها مقدمه است تازه مي خواهيم برسيم به نتيجه در مورد نحوه احساسات خودمان نسبت به معصومين(ع) ما معصومين را چند چيز خطاب مي كنيم سلام مي كنيم به اهل بيت سلام بر كساني كه السلام عليكم با اهل بيت النبوة تا مي رسيم به اين وساسة العباد شما سياست گزاران بندگان هستيد كه در بحث ولاء زعامت انشاء الله توضيح خواهيم داد يعني مدبر و تدبير كنندگان بندگان خدا شما هستيد شما مدبر امور و مدبر بندگان خدا هستيد و شما كهف الوري هستيد يعني پناه خلق هستيد و المثل الاعلي شما نمونه عالي هستيد يعني عاليترين نمونه از يك انسان هستيد و حجج الله علي اهل الدنيا و الاخرة شما حجت خدا هستيد هم بر اهل دنيا هم بر اهل آخرت السلام علي محال معرفة اللهسلام بر محلهاي معرفت خداوند يعني اگر كسي بخواهد خدا را بشناسد بايد اينها را بشناسد محل معرفت اينجاست بدون شناخت معصوم ممكن نيست كسي به شناخت خداوند نائل شود همانطور كه در جاي ديگر اين زيارت داريم كه من اراد الله بدأكم كسي كه اراده خداوند مي كند و مي خواهد به خداوند برسد از شما بايد شروع كند شروع از شماست براي اينكه برسد به خداوند يعني خداوند تجليش با مظاهر خودش هست نمي شود مظاهر را حذف كنيم به چه چيزي ارتباط داريم وقتي مظهر را حذف كنيم وقتي تجلي را بگذاريم كنار چه جوري مي توانيم به مُظهر برسيم به كسي كه ظهور كرده راهي نداريم همانطور كه وقتي من سخن نگويم در شما تجلي نكنم شما چه جوري مي توانيد اطلاعات كسب كنيد بنده بيايم همين جوري بنشينم اينجا حرف نزنم نگاهم طوري نباشد كه شما بتوانيد از نگاهم چيزي بفهميد رفتارم طوري نباشد كه شما چيزي بفهميد همينجوري بنشينم اينجا شما چه مي فهميد من اصلاً سواد دارم ندارم به ذات من شما كي مي توانيد راه پيدا كنيد موقعي كه من تجلي كنم به صفاتم يعني سخن بگويم

تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

المرء تحت لسانه انسان مخفي است در تحت زبانش يعني تا من سخن نگويم شما اصلاً نمي فهميد من كيم چيم عقيده ام چيه ذاتم چطور ذاتي هست خوبم بدم كافر مؤمنم فاسقم مشركم هيچ چيزي نمي تواني بفهمي يا تجليات ديگر نداشته باشم به رفتارم تجلياتي در رفتارم نداشته باشم كه شما بفهميد از نحوه لباس پوشيدنم گنگ باشد براي شما نتوانيد بفهميد نحوه آرايش صورتم گنگ باشد براي شما نمي توانيد بفهميد نمي توانيد در بياوريد چيزي از من خداوند يك ذات غيبي است فقط با تجليات است با اسماء و صفات است كه قابل شناسايي هست معصومين اسم خدا هستند ظهور صفات كامل خداوند هستند بنابراين اگر ما اين را حذف كنيم هيچ راهي كسي به خدا ندارد من اراد الله بدءكم كسي كه اراده شما بخواهد كند از شما بايد شروع كند هيچ راه ديگري ندارد در جاي ديگري مي گوييم والمظهرين لامرالله شما اظهار كنندگان امر خدا هستيد يعني امر خدا را شما ظاهر مي كنيد و نهيه امر و نهي خدا را شما ظاهر مي كنيد اگر كسي بخواهد به امر و نهي الهي پي ببرد بايد از طريق شما بشنود اين امر و نهي الهي را و عباده المكرمين الذين لا يبقونه بالقولهم بامره عملهم اين صفات فرشتگان است فرشتگان را فرمود عباد المكرمون لا يبقونه بالقول و هم بامره يعلمون فرشتگان عباد مكرمين هستند بندگان اكرام شده اي هستند كه هرگز سيقت به خدا نمي گيرند و به امر خدا عمل مي كنند اين امر غير از آن امر هست امر و نهي ما بامره عملهم يعني عملشان عمل امريست امر در مقابل خلق يا اين هم بگيريم درست است بامره عملهم بگيريم يعني به امرخدا عمل مي كنند فقط تابع امر خدا هستند اين صفات را براي خدا آورده يعني ائمه عباد المكرمون هستند بعد مي گوييم بقية الله شما الي الامر هستيد اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم اولي الامر هستيد شما و بقية الله هستيد شما و خيرية انتخاب شده خدا هستيد و حزبه و حزب خدا هستيد و عيبة علمه و پرچم علم خدا هستيد نشانه علم خدا شما هستيد مظهر علم خدا هستيد شما و حجت خدا هستيد و حجته و صراطه شما راه خدا هستيد ججلسه قبل گفتم انتم الصراط اقوم راه راست خدا شماييد خد معصوم صراط است پيوند با معصوم يعني روي صراط افتادن يعني ارتباط با صراط يعني اساساً معصوم همان صراط انا صراط المستقيم علي(ع) فرمود من راه مستقيم هستم و نوره و برهانه شما نور خدا هستيد برهان خدا هستيد اين خطابات را به معصوم مي كنيم يا ي جاي ديگر داريم رضيكم خلفاء في ارضه خداوند راضي شده كه شما خليفه او باشيد جانشين او باشيد مظهر او باشيد خدا شما را پسنديده براي اين كار و انصار الدينه يار دين خدا شما باشيد حفظتا لسره حافظان سر خدا شما باشيد و خزنة لعلمه خزانه داران علم خدا شماييد و مستودع لحكمته حكمت خدا در نزد شما به ووديعت گذاشته شده و تراجمة لوحيه ترجمه كننده وحي خدا شماييد كي مي تواند قرآن را ترجمه كند براي ما؟ بگويد اين آيه براي چه وقتي است كي نازل شده چه مي خواهد به ما بگويد اين اصلش چيه باطنش چيه باطن اولش چيه باطن دومش چيه باطن هفتادمش چيه همه بطون قرآن را براي ما بگويند و اركان لتوحيده شما اركان توحيد الهي هستيد جاي ديگري داريم جمله خيلي عجيب است حالا فرصت نيست انشاء الله فرصت شد اين جامعه كبيره را بايد از اول دوره كنيم يك دوره امام شناسي هست اين امام شناسي يعني خدا شناسي يعنني حقيقت شناسي عالي ترين موجودات را شناختن اين يعني شريف ترين علم مي گوييم من ووحده قبل عنمم آنهايي كه خدا را موحد هستند از شما مي پذيرند فقط موحدين از شما مي پذيرند نمي گوييم هر كس از شما پذيرفت موحد مي شود اين مسئله خيلي مهم است مثل علي مع الحق و الحق مع علي. اللهم دار الحق حيث دار علي مي گويد آآنهايي كه به توحيد مي رسند به مقام پذيرش شما مي رسند پذيرش مي كنند شما را از شما مي پذيرند وشهداء علي خلقه شما شاهدان بر حق هستيد هم شاهد بر دنيا هم شاهد بر آخرت عالم محضر معصوم هست واعلام لعباده شما پرچمهاي هدايت بندگان خدا هستيد ومناراً في بلاده منار هستيد يعني در بلاد شما حكم منار داريد كه هر كس مي خواهد پيدا كند شما را راحت مي تواند پيدا كند و شما راهنماهاي خوبي هستيد براي آنها وادلاء علي صراطه راهنمايان خلق بر صراط خدا هستيد يك جا ديگر مي رسيم راجع به محبت من والاكم فقد و ال الله كسي كه شما را دوست دارد حتماً خدا را دوست دارد ومن عاداكم فقد عاد الله كسي كه با شما در افتد با خدا در افتاده كسي كه معصوم را زير سؤال ببرد كسي كه چيزي به معصوم بچسباند ضعفي به معصوم ارد كند مي فرمايد فقد عاد الله و من احبكم فقد احب الله هر كس شما را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد و من ابغضكم فقد ابغض الله هر كس بغض نسبت به شما داشته باشد به خدا بغض داشته جاي ديگر مي گوييم و الباب المبتلي به الناس شما بابي هستيد كه مردم مبتلي به شما هستند چچه باب قشنگي كه آدم مبتلا به اين انوار طيبه شود چقدر مژده خوبي است كه انسان ابتلاء پيدا كند به معصوم ابتلاء به امام زمان(ع) پيدا كند ابتلاء به اميرالمؤمنين(ع) پيدا كند مردم مبتلاي به شما هستند يعني محتاج به شما هستند چقدر خوب است كه آدم محتاج به مظهر خدا و انسان كاملي شود نه كس ديگري من اتاكم نجا كسي كه بيايد پيش شما نجات پيدا كرده ومن لم يأتكم هلك كسي كه پيش شما نيايد حتماً هلاك شده الي الله تدعو شما به سوي خدا دعوت مي كنيد وعليه تدلون بر او دلالت مي كنيد در جاي ديگري داريم كه فاز من تمسك بكم رستگار است كسي كه به شما تمسك بجويد وامن من لجأ اليكم و در ايمني هست يعني هم در دنيا هم در آخرت فرصت نيست اين را برايتان توضيح دهم امنيت بزرگترين خواسته انسان هست اَمِن در امان است يعني هيچ آفتي او را تهديد نمي كند كسي كه من الجأ اليكم كسي كه پناه بياورد به شما سلم من صدقكم سالم است كسي كه شما را تصديق كند وهدي من اعتصم بكم به هدايت رسيده كسي كه اعتصام به شما داشته باشد من اتبعكم فالجنة مأوا كسي كه از شما تبعيت كند بهشت جايگاه اوست ومن جهدكم كافر هر كس با شما عناد داشته باشد كافر است ومن حاربكم مشرك هر كس به جنگ شما آيد مشرك است ومن رد عليكم في اسفل درك من الجحيم هر كس رد كند شما را در پايين ترين درجه جهنم قرار دارد اين خطابها را مي كنيم در جامعه كبيره وقتي اين خطابها را مي كنيم پس دقت كنيم كه محبت چنين اشخاصي يك محبت مستحب نيست كه عشق ورزي با معصوم بزرگداشت عزاي معصوم اساساً اينجوري نيست شما فكر كنيد مستحب است در جشن معصوم شركت كنيم يا اقامه عزا كنيم ماه محرم آمده طرف هيچ ككش هم نمي گزد كه مثلاً برود عزاي امام خودش آقا كسي كه قرآن مي فرمايد اگر از پدرت بيشتر دوستش نداشته باشي فاسقي اگر از زن و بچه ات از خودت بيشتر دوست نداشته باشي فاسقي كسي كه معصوم به شما مي گويد در جامعه كبيره چند جا اين جمله را خطاب مي كنيم به معصوم كه بابي انتم و امي پدر و مادر فداي شما چند جا داريم بابي انتم و امي و نفسي پدر و مادرم و جانم فداي شما جاي ديگري داريم بابي انتم و امي و نفسي و اهلي و مالي پدر و مادرم و جانم و خانواده ام و مالم فداي شما معصوم از جايگاه نياز تو و از جايگاه مسير تو به سمت كمال آن در قله كمال ايستاده مي گويد اگر مي خواهيد به ما و خدا برسيد اين جمله را خطاب كنيد بابي انتم و امي و نفسي و اهلي و مالي پدر و مادرم و جانم و خانواده ام و مالم فداي شما يعني بايد اينجوري باشي تو از نظر روحيه بايد بايد چنين روحيه اي داشته باشي تا بتواني نزديك به معصوم شوي و از او به خدا برسي نه اينكه از او به خدا برسي در واقع اگر به معصوم برسي به خدا هم رسيدي اينجوري بايد باشي يك كسي كه من اينجوري خطابش مي كنم آن وقت مي روم مجلس عزايش مثل مهمان مي نشينم فكر كنم مستحب است حالا اگر سرمان خلوت شود يك ساعتي هم بروم مجلس امام حسين اين نيست امام توست مگر تو پدرت از دنيا برود اينجوري شركت مي كني در مجلس پدرت به عنوان صاحبخانه شركت مي كني به عنوان صاحب عزا شركت مي كني صاحب عزا سوزش از همه بيشتر است زحمت و تلاش و سرمايه گذاري مالي و غير مالي و وقت ... همه چيزش از همه بيشتر است ما فكر مي كنيم مسئول هيئت و گردانندگان هيئت بايد همه كار را كنند همه كار را كنند ما تلاش نبايد كنيم؟ كاري از دستمان بر مي آيد بكنيم براي اقامه عالي عزاي معصوم(ع) چرا بايد تلاش كنيم. علامه هر وقت درس مي داده هر وقت اسم اهل بيت مي آمد و عزا و.... روضه اي چيزي بوده مي بسته درس را شما كه نمي تواني بگويي من درس دارم مجلس عزاي پدرم نمي توانم بروم مجلس عزاي زن و بچه ام نمي توانم بروم در حالي كه اينها پدر و زن و بچه نيستند كه اينها كسي هستند كه تو به آنها مي گويي پدر و مادر و خانواده ام فداي شما باد كسي كه تو به آنها اينجوري مي گويي نمي نشيني مجلس عزايشان يك مجلس عزاي مستحبي باشد تو هم خيلي خيلي سرد و يخ شركت كني تلاش نكني براي رونق مجلس اهل بيت سرمايه گذاري نكني اينهايي كه عزاداري مي گيرند در خانه هايشان خانه اش را مي كند حسينيه يا مراسم مي گيرد براي اهل بيت(ع) شام مي دهند ناهار مي دهند سخنران دعوت مي كنند از پول حلالشان خرج مي كنند براي اهل بيت(ع) وظيفه اش هست كه انجام مي دهد يا در جشنهايشان سرمايه گذاري مي كنند خيلي اين افتخار است. آية الله ،بزرگان ،كسان ديگر خانه شان را محل عزاداري مي كنند خودشان هم دم در مي نشينند مثل يك نوكر مثل يك صاحب مجلس مراسم مي گيرد مردم را دعوت مي كند به عزاداري ضيافت مي دهد مسئله شوخي نيستدر جشنهايشان همينطور بزرگداشت دارد اين خيلي مهم است اين مسئله ما يك بار اشتباه فكر نكنيم نسبت به معصوم كه حالا عزاداري ما ولي متاسفانه بعضي هايمان شركت مي كنيم طلبكار هم هستيم اول از اين بد شركت مي كنيم مثلاً مسئول هيئت كار دارد بلند نمي شويم كمكش كنيم كفشها رو زمين مانده كسي بايد اينها را جفت كند مجلس امام توست آن وقت نشستي آنجا به عنوان مهمان تا پذيرايي كنند از تو پاشو كفشها را جفت كن مجلس پدرت چكار مي كردي مي رفتي مي نشستي تا ديگران كار كنند پرچم زدنش و چاي درست كردنش و آبدارچي بودنش و از كفش جفت كردنش و.... پذيرايي مهمانها از كساني كه آمدند عزاداري مي كنند سر پا بودن اين مقام است شرافت است يك كسي مثل شهيد مطهري بيخود نيست در مجلسي كه مي خواهند به او دكترا دهند آنجور معرفيش مي كنند مي گويد نه آقا اين حرفها كدام است من افتخارم اين است كه روضه خوان اباعبدلله هستم مگر كم مقامي هست روضه خواندن شرافت مداحي مگر كم شرافتي است هم كاريست لازم و بايد انسان به اين به عنوان يك چيز اصلي فكر كند نه يك چيز تفيلي فكر كند شما نگاه كنيد اگر اين مداحان نبودند چقدر جريان ذكر اهل بيت در جامعه ضعيف مي شد روضه خوانها و شاعران نبودند يك كسي مي آيد در وصف سيدالشهدا شعر مي خواند گريه مي كند مثل اينكه امام صادق(ع) بودند مي گويند بنشين روضه جدم را بخوان روضه امام حسين را مي خواند حضرت گريه مي كند زنها را مي گويند بيايند زنها صداي گريه شان بلند مي شود حضرت جواهرات تمام زنها را جمع مي كند مي دهد به اين شخص مي گويد اينكه پاداشت نيست پاداش تو را خدا بايد بدهد اين چيزي نيست در برابر ذكر اهل بيتي كه شما مي گويي مداح بايد قدر كار خودش را بداند يك كسي كه مبلغ اهل بيت است بايد قدر كار خودش را بداند به عنوان عالي ترين شرافتها و عالي ترين مشغله ها مي گوييم و جعلني ممن يختص اثاركم ويسلك سبيلكم و يهتدي بهدكم خدايا مرا از كساني قرار بده كه آثار شما را نشر دهم خدا تجلي كرده ما وقتي عظمت خدا را نمي فهميم اينها هم براي ما ممكن است بي رنگ شود خيلي مشغله مقدسي است كه انسان يك جايي يك شخصيتي باشد كه اگر كسي احتياج دارد اسم اين انوار مقدسه آورده شود يك كسي اين را دارد كه بنشيند روضه بخواند شعر بخواند براي اهل بيت(ع) بسيار شرافت بالايي است حيف كه خيليها آلوده اش كرده اند به ماديات. يكي از بزرگان شايد نزديك به صد سال نود سال سن داشته باشد نقش بسيار زيادي در توسعه فرهنگ اهل بيت و شناساندن اهل بيت در سراسر جهان داشته مي گويد من كوچك كه بودم روي اين كتاب نوشته بودم ما يكبار بيشتر به دنيا نمي آييم دوبار به دنيا نمي آييم عمر همين است اينقدرش گذشته معلوم نيست چقدرش مانده در واقع ما مضي مضي و ما سياتيك فأين آنيكه گذشت گذشت آنيكه مي خواهد بيايد معلوم نيست بيايد تو از كجا مي داني آينده اي داري مگر مهدي شجاعي تو شما نبود با هزار تا آرزو كو آينده كشك است تمام است عمر. قم قيام كن وقت را بين اين دو چيز معدوم يعني آينده و گذشته پاشو قدر حال را بدان از حال استفاده كن گفت اين را كه من نوشتم يكدفعه روي پيشانيم با دستم نوشتم وقف اهل بيت يعني عمر به چه درد مي خورد وقف اينها نشود چه شرافتي از اين بالاتر كه حالا كه قرار است هر كس در اين دنيا منزلتي دارد يك كاري مي كند در اين اجتماع يك مشغله اي دارد در اين اجتماع من به معصومين مشغول باشم من خادم آنها باشم خادم آنها يعني خادم سلطان ابديت مگر كم مقامي است خادم سلطان آخرت هستيد شما يك كسي در دستگاه سلطان آخرت كار كند راهش دهند در دستگاه سلطان آخرت الان ما نمي فهميم قيامت است اگر اين را به ما دهند مي فهميم يعني چه بگويند تو در دستگاه ما هستي اميرالمؤمنين(ع) دم صراط مي ايستد به بعضيها مي گويد هذا لي اين مال من است بعضيها را مي اندازد در جهنم مي گويد هذا لك اين مال تو. علي(ع) ما را بگيرد بگويد هذالي اين مال من است الان كه ما نمي فهميم يعني چه سلطان يك كسي از اين هيئتها كه هميشه در خانه اش هيئت مي گرفت به خصوص براي بچه ها هيئت زياد مي گرفت بچه كوچكها مي آمدند خانمش با چه بزرگواري اين بچه ها را راه مي داد حتي مرد هم كه خانه نبود گفته بود اين بچه ها نوجوانها وقتي مي خواهند بيايند بگذار بيايند بروند طبقه دوم عزاداري كنند پذيرايي كنيد از آنها .... هميشه همينجور بود مي شد شايد ده جلسه نبود خانم بزرگوار ايشان مي آمد در را باز مي كرد مي رفتند بچه ها با معلم هايشان با مربي هايشان عزاداري مي كردند هر كاري هم آزاد بودند كنند سينه مي زدند غذا مي خوردند مي ريختند مي پاشيدند خيلي شرافت است خانه اش اينجور شود كه خداوند راضي شود در آنجا اسم اهل بيت برده شود خيلي از خانه ها را مي شناسيم خانه هاي هزار متري قبر است تاريك است ظلمتكده است اسمي از نور در آنجا نيست ايشان را خواب ديدم از دنيا رفته به او گفتم كه فلاني فشار قبر داشتي گفت آره چند دقيقه اي بود كه سيدالشهدا به دادم رسيد نمي فهميم يعني چه بايد ما را بگذارند در قبر گرفتار شويم آنجا هيچ راهي نداريم آنجا عجز و بدبختي انسان است چه مي بريم با خودمان ما الان برويم در اين قبرها بخوابيم ببينيم كه واقعاً حضرت عباسي مي توانيم سرمان را راحت بگذاريم در قبر نمي توانيم چي داريم چي برديم بعد آنجايي كه تو با فقر مطلق مي روي هيچي نداري آنجا كه خيلي چيزها لازم داريم خيلي نور مي خواهد خيلي عمل لازم دارد بعد سلطان بيايد به دادت برسد بگويد اين دلش ما را دوست داشت از دوستان ماست رهايش كنيد محبت ولايت خيلي قدرت دارد چه قدرتي از ولايت بالاتر شما خارج هم كه برويد شيعيان را ببينيد من در ژنو كه بودم (فيلمبرداري كردند) شيعيان جمع شدند يك آپارتمان 60 ، 70 متري گرفتند آنجا را مجمع اهل بيت كردند در دل كفر در را كه باز مي كني السلام عليك يا اباعبدلله . السلام عليك يا اباالفضل العباس پرچم اباالفضل را زده بود در آلمان مي روي همين طور هيئت متوسلين به اباالفضل در آمريكا مي روي همين طور اصلاً پناهي جز اينها در هيچ جا وجود ندارد هر جاي دنيا همين طور هست چه شرافتي غير از اين و بالاتر از اين بايد دقت كنيم نگاه ما به اهل بيت(ع) يك نگاه جدي بايد باشد چه به عزاداريهاشان چه به جشنهايشان واقعاً در اين مراسم راحت نمي شود گفت نه من نمي آيم حواست را جمع كن كار دارم كدام كار بايد خيلي كار واجبي باشد كار مشروع واجبي باشد كه تو مثلاً بگويي من نمي توانم بيايم اين جوري نيست كه تو مثلاً بگويي ولش كن كار داريم به يك چيزي ترجيح دهيم مگر مي شود به اين راحتي گفت من نمي آيم در اين مجلس براي سخنراني دعوتت كردند راحت نمي تواني بگويي من نمي آيم مداحي دعوتت كردند راحت نمي تواني بگويي من نمي آيم گفتند جمع شويد ذكر صلوات داريم جمع شويد روضه داريم زيارت عاشورا گرفتيم دعاي ندبه گرفتيم خيلي راحت نمي شود گفت واقعاً خيلي بايد انسان عذر داشته باشد كه نرود در اين مجالس خيلي بايد توجه كنيم به اين ته قضيه بيشتر از اين هم برايمان نمي ماند خيلي كسي مغرور به علم و عمل صالح نشود علم و عمل و تدريس و تعليم خيلي كسي گرفتار اين حرفها نشود كه خيلي حجاب سختي هست دنبال عشق باش در دستگاه سلطان آخرت نزديك شو به سلطان فردا مي بيني يك آشپز يك مجلس امام حسين مي آيد خيلي كساني كه ادعا داشتند و.... مي گذارد پشت سر مثل برق رد مي شود كسي به گردش هم مي رسد آنجا. سال ذشته براي من تعريف مي كردند كه در همين صفاييه بچه كوچكها مراسم گرفته بودند شما خيلي با عظمت به اين بچه ها نگاه كنيد بعد هم مي آيند قبض دستشان مي گيرند آقا براي مجلس امام حسين مجلس امام زمان جشن ميلاد مي خواهيم پرچم بزنيم كمك مي كنيد يا نه بي اعتنا كسي از كنار اينها رد نشود خيلي قساوت مي خواهد خيلي بد مي شود كسي از كنار اينها رد شود و اينها را كوچك بشمارد. آمدند دم خانه ات پرچم بزنند بگذار شلوغ كنند بگذار ديوارتان را سوراخ كنند بگذار 4 تا اعلاميه روي ديوارتان بخورد مگر مال غريبه است مال غريبه كه نيست مال كسي است كه اگر جان تو لايق باشد فداي آنها مي كني اگر لايق شود پدر و مادرت اگر لايق باشند فداي آنها شوند و مالت و خانواده ات اگر لايق شوند فداي آنها شوند. كوچك نگيريد اين بچه ها را اينها خيلي بزرگند احساس كوچكي كنيد در مقابلشان. ابوالفضل را معصومين(ع) را به اينها قسم دهيد اينها خيلي آدمهاي با ارزشي هستند قسم بدهيد به اينها كه به واسطه اينها به ما رحم كنند به واسطه اينها حاجاتمان برآورده شود اينها بسيار آدمهاي عزيزي هستند معصومين براي اينها خيلي ارزش قائل هستند مي گفت مرا دعوت كردند كه از يك مجلس مهمي آمدم يا مي خواستم بروم گفتند آقا بيا يك روضه هم شما برايمان بخوان مي گفت حالا يك مداح مهمي نشسته اينجا يك چايي جوشانده هم جلوي ما گذاشتند اتاق را تاريك كردند من اين چايي را يواشكي ريختم بيرون نخوردم نشستيم پيششان و بعد هم بلند شديم رفتم شب حضرت زهرا(س) آمد به خوابم و رويش را از من برگرداند گفت چرا چايشان را ريختي دور اصلاً شوخي بردار نيست اين دستگاه، دستگاه بسيار با عظمتي است دستگاه سلطان همه جا عظمت دارد هر چيزي كه ياد آنهاست عشق آنهاست نام آنهاست عظمت دارد بايد براي ما بزرگ باشد اين كارها نباشد ما آدمهاي كوچكي هستيم ما دلمان و ذهنمان كوچك است ما نمي فهميم فردا وقتي در هيئت غبطه بخور به كسي كه كفشها را جفت مي كند غبطه بخور به كسي كه در آشپزخانه كار مي كند كسي كه آب مي دهد ... نكند ما عقب بمانيم نكند اين روحيه خدمت را نداشته باشيم سرمان را در علم و... گرم كنيم و اين روحيه نباشد عالمي باش هر كاره اي هستي باش اين دستگاه يك دستگاه جدايي است دستگاه سلطان مطلق آخرت است تكبر كنيم اگر در كارش خيلي گرفتار مي شويم در خدمت به اين دستگاه پولت شرافت پيدا كند صرف معصوم شود ما در مجلس فرزندمان همسرمان در مجلس پدر و مادرمان چه جوري زندگي مي كنيم چه جوري رفتار مي كنيم صاحب عزا سالشان هم باشد صاحب عزا صد سال هم زنده باشي صدمين سال پدرت را هم بگيرند باز تو صاحب عزا هستي خودت را صاحب عزا بدان يعني مستحق ترين كس براي اقامه عزاداري هي واگذار به ديگران نكنيم مستحق ترين كس براي اقامه عزاداري مستحق ترين كس براي ياد و ذكر و معارف اينها پخش و توزيع معارف اينها در سطح جهان. براي خدمت به اين دستگاه به مظاهر خدا تجليات خدا اينكه مي گويم خودت را صاحب عزا بدان قبلاً برايتان عرض كردم در مورد آيه شريفه و يقطعون بما امرالله به ان يوصل كه در شأن بعضي از كفار و جهنميان فرمود كه اينها قطع رحم كردند قطع كردند آنچه را كه خداوند امر به اتصال او داده بود يعني رحم، رحم يعني خويش امر شديم كه با خويشمان ارتباط داشته باشيم حضرت فرمود اين آيه در مورد صله رحم هست وغاية تأويلها صلتك ايام بالاترين تأويل و درجه اين آيه اينست كه تو با ما در صله باشي ما رحم اصلي تو هستيم نه پدر و مادرت ما ولي نعمت تو هستيم شما از طريق ما زنده ايد و رزقتان را خدا مي رساند همه ارزاق و هر رزقي از طريق معصوم به انسان مي رسد يك كسي معصوم را اين جوري حساب كند بالاترين رحم خويش آن وقت رحم بايد ارتباط برقرار شود. اين را مي گذاريم براي جلسه بعد جلسه بعد همين بحث را ادامه مي دهيم چون مي خواهم ارتباطش دهم با بحث امام زمان(ع) نزديك به ميلاد حضرت هستيم در اين باره صحبت خواهيم كرد.

والحمدلله رب العالمين