اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله رب العالمين و صلي علي محمد و آله الطاهرين – اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنه الله علي اعدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين .
جلسه گذشته چند آيه را در مورد ولايت اهل بيت عليهم السلام خدمتتان عرض كرديم امروز چند روايت را در مورد آياتي كه در باره ولايت اهل بيت عليه السلام است را بررسي خواهيم كرد و ان شاء الله به معناي مختلف ولايت و آيات و روايات مربوط به آن خواهيم پرداخت . احاديث را از همين جلد 27 آثار السابقين برايتان نقل مي كنم از امام صادق عليه السلام از تفسير نور التقلين جلد 1 صفحه 132 نقل مي كند كه في قوله تعالي : سبقه الله و من احسن من الله سبقه در مورد اين آيه اين آيه در سوره بقره است سبقه الله و من احسن من الله سبقه چه كسي از نظر رنگ ، يا مثلاً اگر بخواهيم چيز ديگري را هم بگوييم يعني رنگ آميزي از خداوند بهتر است يعني چه كسي از خدا بهتر مي تواند رنگ بكند در مورد رنگ خدا ، خيلي قشنگ است رنگ خدا ، سبقه اله ومناحسن من الله سبقه ً ، اينكه مي گوييم خيلي قشنگ است اين است كه شما به مقام صدور اين حرف فكر بكنيد كه مبدأ خلقت خداوند تبارك و تعالي ،با همه عظمتش اين كلمات را استخدام كرده است فرموده است رنگ من ، رنگ من سبقه الله ، چي مي خواسته بگويد از سبقه الله ، رنگ من يضحاچه ؟ و خداوند مي فرمايد : و مناحسن من الله سبقه الله ؟ چه كسي مي تواند بهتر از خدا رنگ بكند ؟ بنده ها را رنگ بزند ، رنگ خدا ، يك شخصي رنگ خدا پيدا كرد در اصطلاح مي گوييم ، رنگ خدايي پيدا كردن ،يعني چه ؟ اما وقتي كه مي گوييم رنگ خدا ، يعني رنگهاي ديگر م است و من احسن من الله سبقه يعني رنگ كننده هاي ديگري هم هست كه به انسان رنگ مي زنند ولي خدا رنگش از همه رنگها بهتر است بعد ، با توجه به درسهايي كه خوانديم ، اصل اين روايت كه شرح مي دهد اين روايت كه يعني چه ؟ راحت تر است يا بي توجه به مباحث ولايت اينكه انسان در تحت ولايت شيطان است يا ولايت خدا ، خيلي راحت فهميده نمي شد حضرت در مورد اين آيه ، قال سبقوا المؤمنين بولايه فالميثاق فرمود رنگ كردن مومنيندرميثاق و پيمان بوسيله ولايت است منظور از رنگ خدا يعني اينكه انسان را به ولايت رنگ كرده است با ولايت اهل بيت عليهم السلام رنگ كرده و با ولايت اهل بيت عليهم السلام مومنين را رنگ زديم چقدر هم رنگ قشنگي است اين رنگ ، آمد خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد آقا من فقيرم وضعم خوب نيست حضرت فرمود شما خيلي وضعت خوب است و خيلي هم داري گفت چه چيزي داريم ؟ فرمود : ولايت ما را شما داريد حاضري ولايت ما را نداشتي ؟ ثروتمند بودي، همه چي را من بهت بدهم ، حاضري عوض بكني ؟ گفت نه حاضر نيستم گفت پس چيز گرانبهايي را داري كه حاضر نيستي با ثروت عوضش بكني ، اين را از يك نفر بگيرند مي دانيد يعني چه ؟ يعني همه چيز را گرفتند يعني فاجعه ، يعني نابودي ، وقتي اين رنگ را از ما بردارند رنگ خدا را از ما بردارند ، يا رب مااحسن بي ما فضلت بي يا رب اذهيتني با سلام .... چقدر قشنگ مناجات حضرت سجاد عليه السلام خدايا چقدر تو بامن قشنگ عمل كردي كهمن را به اسلام هدايت كردي خيلي حرف است اين چقدر با من قشنگ عمل كردي كه من را به اسلام هدايت كردي كافي است آدم يك لحظه فكر كند كه اگر نبود يك لحظه چه مي شد ؟ اگر از ما گرفته بشود چه مي شود – رنگ ولايت از ما اگر در بيايد چه اتفاقي در ما مي افتد ؟ و من احسن من الله سبقه ، خدايا شكرت كه اين رمگ را به ما دادي ، ما را اينجوري رنگ كرده است بالاخره ميلياردها انسان و موجودي كه الان در طبيعت وجود دارد تعداد را خدا اين رنگ زده است ، يك تعدادي را خدااين رنگي زده است ، رحمت و درود خداوند ، بر پدر و مادرهاي ما ، بر علمايي كه دين رانگه داشتند و رنگ خدا اين رنگ زده است ، رحمت و رود خداوند بر پدر و مادرهاي ما بر علمايي كه دين را نگه داشتند و رنگ خدا را پاسداري كردند و حفظ كردند رنگ خدا را هم درست است كه رنگ يعني ولايت ، اما اين ولايت خودش مايه نگهداري اين رنگ است يعني ولايت بوده است وايت شيعه بوده كه اين رنگ را حفظ كرده است رنگي بوده است كه خودش خودش را نگه داشته است چقدر مديون هستيم ما به علماي شيعه كه اين را در كشورمان نگه داشتند با اين خون دادنشان ، با جهادشان با خونشان فكر نكنيد وقتي مي گويم ميان ميلياردها انساناين رمگ را خدا به ما اين تعداد زده جبر است خير ، انسانهايي با اختيار اين را براي ما انتخاب كردند وقت يتواهل جهاد تبليغي مي شوي يعني تو يك انساني هستي كه با اراده و اختيار خودت و با ولايتي كه خدا به تو داده است چون خدا ولايت را به انسان مي دهد اينكه انسان درم عرض ولايت را با اختيار خودت اين رنگ ولايت را با اختيار خودت مي بري و روي بندگان خودت مي كشي يك موقع مي شود توجه تبليغي خودت را ، توجه علمي خودت را متوجه يك خانواده مي كني آن خانواده همه رنگ مي پذيرند ، رنگ خدا ، شروع بك نسل از انسايي است كه همه رنگ خدايي مي گيرند ، هان ! ديگران هم با ما همين كار را كردند امام سلام الله عليه در اين كشور با همه ما همين كار راكردند علماي شيعه كه زحمت كشيدند مبلغين ما روحانيون همه آنها به يك نحوي كه اين رنگ را داشتند هر جور كه مي شد نگه داشتند و منتقل كردند به ما همه سهيم بودند دراينكه اين رنگها منتقل بشود شما يكبار با يك خانم يك زن را ، رنگ خدايي بهش مي دهي ، بشود يك مادرو بشود شيوع يك نسل از چي ؟ از انسانهايي كه همه رنگ ولايت و رنگ خداوند را دارند ، چقدر زيبا امام صادق عليه السلام فرمود از كجا ولايت را در مي آورد سبقه الله من احسن من الله سبقه حال قبل و بعد اين آيه غوغايي است در بقره اگر فرصت بود مي خواستيم به قبل و بعدش بپردازيم انسان را مست مي كند وقتي كه مي خواهي آيات را با قبل و بعدش كه بخواني بعد چون صحبت از رنگ هاي ديگر هم هست در اين آيه خيلي جالب است محبت از رنگ است شما ميگوييد شما بفرماييد كه من اين رنگ را دوست دارم و سخن له عابدون من فقط او را عبادت مي كنم رنگديگري نمي خواهيم ، رنگ ديگري را نمي پذيريم ، زياد داريم در اطراف اين آيه كه در مورد رنگ بحث قشنگي داردملاحظه كنيد خيلي شيرين است روايت بعدي ، در مورد آيه شريفه ثم لتسئلن يومئذ عن اليغيم است مي فرمايد كه حتماً در روز قيامت از نعمتها پرسيده خواهد شد ، لستئلن يومئذ عن النعيم حتما ً تأكيد مي كند كه ما هم اولش تأكيد دارد و هم در آخرش با نون تأكيد ثقليه تأكيد كرده است يعني چند قبضه تأكيد كرده است كه مطمئن باشيد كه از نعمتها از شما خواهيم پرسيد و شك هم نكنيد كه در مورد اين نعمتها بايد جواب بدهيد. ابو حنيفه از امام صادق عليه السلام سؤال مي كند : سأل ابو حنيفه عن ابو عبدلله : ابو عبدلله من هذه الآي : سؤال مي كند كه اين آيه ( ثم لئستلن يومئذ عن النعيم ) يعني چي ؟ فقال من نعيم عندك يا عمان ؟ امام صادق مي پرسد : اسم ابو حنيفه عمان بوده است نظر تو چيه ؟ خودت فكر مي كني نعمي كه خدا به تو داده و روز قيامت مي پرسد چي هست قال عن قوت من الطعام و الماء البارد غذاهايي كه خورديم آب سرد خورديم ايننعمتها كه خورديم ، غذا ، آب وميوه هر چيزي كه خورديم اينها را مي گويندنعمت ديگر و قيامتمي خواهد از اينها از ما سؤال بكند فقال امام صادق عليه السلام جواب مي دهد : لو اوقفك الله بين يديه يوما قيامه حتي يسئلك عن كل اكلت اكلتها او شربته شربتها ليطولن قوفك من بين يديه امام مي گويد اگر قرار است قيامت خدااينجوري از تو سؤال كند كه تو كي خوردي ؟ چه جوري خودي ؟ چي مي خوري ؟ همه اينها را حساب بكند آبها و ثانيهايت را اينكه ديگر خيلي طولميكشد و قوف تو روز قيامت اگر به اين قائل باشيم خيلي بايد آنجا معطل بشوي در مورد اين چيزها بخواهي جواب بدهي خدا اگر بخواهد در مورداينها سوال بكند در جاهاي ديگر هم داريم كه خداوند كريم تر از آن هستكه بخواهد در مورد اين مسائل از كسي سوال بكند بگويد چقدر غذا دادم خوردي ؟ چقدر چي ؟ چيزهاي خيلي مهم تر به انسان داده است ، غذا و آب ونان كه به حيوانها هم داده است ،آنها هم غذا و آب و نان دارند قالنعيم جعلت مذاك ، ابو حنيفه مي گويد فدايت بشوم چي هست پس چه معنايي اين دارد ؟ اين نعيم يعني چي ؟ قال نحت اهل البيت عن البضم الذي انعمه الله بها لي الماء ما اهل بيت آن نعمتي هستيم كه خداوند به بندگانش داده است بناء! اعتلفوا قدعن كانوا اختلافاً حالا اينها خواص ولايت است حالا ديگر فرصت نيست همه اش را برايتان بگويم و توضيح نمي دهم ولي برايتان مي خوانم بوسيله ما قلبهايشان بهم الفت پيدا كرد بعد از اينكه چي بودند ؟ اختلاف پيدا كرده بودند با همديگر و بناء الف الله من قلوبهم و جعلهم اخوانهم خداوند به وسيله ما الفت تر داد بين قلبهاي اينها و اينها را برادر قرار داد و بعد ان ان اعداء بعد از اينكه دشمني زيادي كردند و بنا هداهم الله الاسلام و بوسيله ما خداوند مردم را به اسلام هدايت كرد و هو نعمت التي لا تنبت اين نعمت ولايت ، نعمت الهي است كه هرگز قطع نمي شود و الله سائلهم حق نعيم الذي انعم عليهم خداوند سوال مي كند ازمردم از حق نعمتي كه خداوند به آنها داده است و هو النبي و عترته ايننعمت چي هست و پيامبر و عترش از مدرم از حق نعمتي كه خداوند به آنها داده است و هو النبي و عترته ايننعمت چي هست و پيامبر و عترش هست اين هم يك روايت در مورد يكي ديگر از آيات برويم سراغ حديث بعدي ، در حديث بعدي كهنقل از تفسير صافي است چاپ قديم صفحه 49 قال الله تعالي : لا يستوي اصحاب النار و اصحاب الجنه ، اصحاب الجنه هم الفائزون ، چقدر هم اينقشنگ است مساوي نيستند اهل جهنم و اهل بهشت ، اهل بهشت رستگارند هم الفائزون ، فقط اهل بهشت هستند كه رستگارند سوره مباركه حشر ، في العيون ، بعد تفسير صافي نقل مي كند از عيون اخبار رضا : كه حضرت رضا (عليه السلام) فرمود : ان رسول الله صلوات الله و سلم پيامبر تلي هذه لآيه اين آيه را خواند ، اين آيه را تلاوت كرد لا يستوي اصحاب النار و اصحاب الجنه اصحاب الجنه هم الفائزونفقال اصحاب الجنه من اطاعني بهشتي ها كساني هستند كه من را اطاعت مي كنند و مسلم لعلي بن ابي طالب و بعد از من تسليم علي بن ابي طالب مي شوند و اقر بولايه و افرار به ولايت علي مي كنند و اصحاب النار و اصحاب جهنم كي هستند من سخط بولايته و نقذ عهده و قاتله بعد اصحاب جهنم كساني هستند كه دشمن با ولايت مي كنند ونقض عهد مي كنند و از عهدي كه بستند چون همه پيمان نبستند ديگر در روز غدير جلسه قبل گفتيم كه همه پيمان بستند و قاتله بعلي و بعد از من بكشند او را ، اينها اصحاب نار هستند – آخرين روايت كه در اين زمينه تقديمتان مي كنم باز به نقلي از تفسير نور الثقلين جلد 4 صفحه 105 است به نام الروضه الواعزين از امام باقر عليه السلام نقل كردن در مورد اين آيه شريفه : من جاء بالحسنه فله خيرٌ منها و من جاء بالسئيه فكبت يا فكبت وجوه النار هر كسي يك حسنه بياورد من جاأ بالحسنه فله خير منه يك حسنه ياورد براي او بهتر است و هر كس سيئه اي بياورد گناه با خودش بياورد با روي در آتش خواهد افتاد . امام باقر عليهم السلام معناي حسنه و سيئه را بيان كردند حسنه و سيئه معناي خيلي قشنگي دارد كه قرآن بايد بررسي بشود جالب است كه هر جا حسنه چي هست الحسنه ولايه علي و حب حسنه ولايت علي و حب علي است كه اگر او باشد شخص نجات پيدا مي كند بعداً مفصل در مورد اين توضيح خواهم داد يك روايتش را مي خوانم برايتان احتياج به توضيح آنه نداريد و سيئه عداوته و بغض سيئه چي هست ؟ دشمني و بغض علي است ولا يرفع معهما عمله با عداوت و بغض علي هيچ عملي بالا نخواهد نرفت هيچ عملي بدرد نخواهد خورد ساختار را در اين 3-4 جلسه مفصل توضيح داده ايم مستقيم نيامده ايم سراغ روايات ولايت ، آخه وقتي كه مستقيم مي اييم سر بحث ولايت ، پيش مي آيد بعضي ها فكر مي كنند عزيز دردانه خداوند بودند و خدا مي خواسته اينها را خيلي عزيز بكمند و هر كي علي را دوست داشته باشد مي رود به بهست و هركس دوست نداشته باشد مي رود جهنم ، بعد هر كه بخواهد فلان عملش مورد قبول باشد بايد با عشقش كشيده است كه حب علي باشد آخه بي منطق كه اينها نيست ، مبنا دارد ،مبنايش را هم در اين 40 جلسه و يا 45 جلسه و نمي دانم الان چند جلسه است همين حدود كه نزديك 40 جلسه است مبنايش را توضيح داده ايم كه اين يعني چي كه اگر ولايت علي باشد اعمل مورد قبول است و اگر نباشيد هيچ عملي قبول نيست حتي نمار ، بعداً به طور مفصل در اين باره توضيح خواهيم داد بيشتر توضيح خواهيم داد چون يك مقدار از بحث را گرو نگه داشته ام يك بحث از ولايت خدا را و بحث در مورد ساختار ولايت اصلاً و مسائل او ، گذاشتن يك مقدار ذن آماده بشود گفتم قبل خدمتتان حالا روايتها را مي خوانيم بعد يك بحث تحليلي مفصلي در مورد خود ولايت خداوند تبارك و تعالي و ولايت طاغوت و ولايت كفر و اينها را خواهيم كرد به مناسبت قسمتهاي بعدي پس فصل اجمالا ما تا اينجا فهمدييم كه چيه ؟ فهميديم كه ولايت معصومين عليهم السلام در قرآن آمده و به ما سفارش شده به ولايت اهل بيت عليهم السلام من از جلسه قبل شروع كرديم بر مبناي تقسيم بندي مرحوم مطهري در كتاب شريف ولاء و ولايتهايش بحثم را در آن به شما دارم عرضه مي كنم قالب خوبي هست آسان است براي فهم براي همين از همان قالب استفاده مي كنيم ايشان تقسيم كرده اند ولايت را به ، ولايت منفي و ولايت مثبت ، ولايت منفي را تعريف كرديم و بعد شريح نكرديم مي ماند براي بعد ان شاء الله ولايت مثبت را هم گفتيم يعني چي – و ولايت مثبت را گفتيم به عام تقسيم مي شود و به خاص ، ولايت خاص چي بود؟ ولايت اهل بيت پيامبر بود – بعد از اينكه متوجه شديم اينكه بالاخره چيزي به نام ولايت اهل بيت عليهم السلام در قرآن هست مي آييم سراغ چي ؟ سراغ اينكه ، اين ولايت مقصود از ولايت اهل بيت عليهم السلام چي هست ايمكه گفتند ولايت علي عليه السلام داشته باشيد يعني چه ؟ ولايت علي عليه السلام داشته باشيد ولايت اهل بيت عليهم السلام به چه معنا است وقتي فرمود : انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا و يقيمون الصلوه و يوئون الزكو و هم الراكعون و اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي المر منكم ابن ولي امر اين ولايت امر يا اينكه ولي شما فقط خدا و رسولش است و فلان كس كه تطبيق داد كه ازمنابع اهل سنت و شيعه اس اين به چه معنا است و از كدام معنا گرفته شده است از ولايت چون بر سر اختلاف است در معناي ولايت ، اين را كه براي شما نقل كردن و بعد هم بسيار مفصل تر نقل خواهم كرد چند جلسه ديگر ،احاديث ما بيشتر از اهل سنت است يعني آنها خيلي بيش از ما نقل كردند اين مسئله ولايت اهل بيت عليهم السلام را ضرورت و جايگاهش را و بعد با عملكرد خارجي اشان خيلي سازگاري ندارد اين براي اين است كه معناي خاصي از نوع ولايت را به اصطلاح منظوري دارند كه باعملكردشان علي الظاهر سازگاري دارد بعد در موردش صحبت خواهيم كرد مرحوم مطهري رحمه اللهعليه فرمود كه براي اينكه ، ايشان اينجوري مي فرمايند : من ديگر اين يك قسمت از كتاب ايشان را همه اش را برايتان خواهم خواند حدود 2 و 3 صفحه است بسيار زيباست و حيف است كه اين را نخوانيم افسوس كه به تعبير امام سلام الله تعالي عليه دسيسه ها ما را از آثار شهيد مطهري جدا كردند آنقدر كتابهاي ايشان ارزش دارد كه مي ارزد بچه ها ، گروه ، گروه دور هم جمع بشوند و فقط كتابخواني كتابهاي استاد را با همديگر بكنند چند نفر به چند نفر ، حتي اگر چند سال هم طول بكشد ارزش دارد چند نفر دور هم جمع بشوند ازكتابهاي سبكايشان تا چيزهاي ديگر ، تا بدين جا همچنان كه ملاحظه شد اجماعاً مسئله ولاء مسئله ولاء علي عليه السلام و ساير اهل بيت ترديد پذير نيست منتها بحث در اين است كه مراد از ولاء در مورد اين آيه كه خوانديم برايتان و همان آيهانما وليكم الله و ساير آيات و احاديث نبوي كه به آنها دعوت شده چيست ؟ شما چون اهل تسنن احاديث غير نبوي را نقل نمي كنند فقط از احاديث پيغمبر نقل مي كنند و زياد همنقل كردند در مورد ولايت اهل بيت عليهم السلام براي اينكه مقصود روشن شود لازم مي دانيم موارد استعمال خصوصي كلمه ولاء ولايت را در كتاب اهل سنت كه درباره اهل بيت آمده است را بخوانيم من در مورد واژه ولاء و تقسيم بندي اش و معناي اش مفصل يكي دو جلسه در آغاز بحث صحبت كردم ولي با اين فاصله اي كه بين مباحث است 30-40 جلسه باز مفيد است تقسيم بندي را از اين طريقي كه ايشان مي روند جلو ، ما هم برويم جلو ، من همه معناي كه ايشان اينجا ذكر فرمودند برايتان توضيح داديم نقل كرديم اين دو كلمه معمولاً در چهار مورد استعمال مي شود اين تقسيم بندي خيلي است و تقسيم بندي ساده اي است كه اشان كردند چهار تقسيم از كلمه ولايت ، 4 معنا : 1- ولاء محبت يا ولاء قرابت ، كه ان شاء الله از اين جلسه به بعد ان شاء الله بحث ما چند جلسه اي راجب ولاء محبت است اصلاً محبت چي هست ؟ منشأ محبت چيست ؟ آثار محبت چيست ؟ ولايت اهل بيت به معناي محبت چه خواصي دارد و ما چرا بايد ولايت اهل بيت عليهم السلام را به معناي محبتش نه چيز ديگري بياوريم كه معناي محبت عشق ورزيدن به آنها داشته باشيم تا برويم به سراغ معناي ديگر چون چهار معني مي كنند يك يمعني ولاء محبت يا قرابت استو بعد ان شاء الله بعد از آن ولاء امامت را خواهيم خواند كه ولاء اهل بيت بهمعناي پذيرش ولايت آنها سنت و بعد ولايت زعامت را خواهيم خواند كه به معناي ولايتاهل بيت يعني پذيرش زعامت و رهبري سياسي واجتماعي و بعد ولايت آخر كه مسئله اولياي خدا و وايت به آن معنا يعني ولاء تصرف آنها مي توانند در تكوين چه كار كنند ؟ تصرف كنند ان شاء الله خواهيم خواند ولاء محبت يا ولاء مراقبت به اين معني است كه اهل بيت ذوي القربي پيغمبر است و مردم توصيه شدند چون فرمود چي ؟ قلا لا اسئلكم عليهاجراً الا الموده في القربي هيچ اجري از شما نمي خواهم مگر چي ؟ مگر محبت و مودت ذي القربي معناي محبت را هم من برايتان توضيح دادم و مردم توصيه شدند كه نسبت به آنها به طور خاص زائد بر آنچه ولاء اثباتي عام اقتضاء مي كند محبت ورزند ولاء اثباتي عام مي گفت چي ؟ مي گفت مسلمانها بايد باهمديگر يك ولاء مخصوص داشته باشند در خودشان طوري ولاء داشته باشند كه به صورت يك پيكر عمل مي كنند از خارج كسي داخلشان نتواند بكند و آنها را دوست بدارند اين مطلب را در آيات قرآن آمده است و روايات و احاديثي از طرق اهل شيعه و سنت وارد شده اين كه محبت اهلبيت و از جمله علي عليه السلام را كه ..... يكي از مسايل اساسي قرار مي دهد بيان نمودند و قهراً در اين مورد دو بحث بوجود مي آيد اينكه ايشاناينطور بيان مي كنند حال احاديث را ذكر نكردند من بگويم برايتان ، كه خود اهل سنت روايتي را نقلمي كنند كه بچه هايتان را بر مبناي محبت اهل بيت تربيت كنيد – ما يك بحثي هم در يكي از كشورهاي خارجه داشتيم با يك دانشجوي اهل تسنن كه ايشان شديد شيفته اهل بيت عليهم السلام بود شيفه امير المومنين عليه السلام بود و دعاي كميل حضرت را هم حفظ كرده بود و شبهاي جمعه مي نشست ايندعاي كميل را از بر مي خواند يك آدم باحالب بود و يك صفايي داشت در مورد ولايت اهل بيت صحبت كردم مي گفت ماها به اين حديث نبوي خيلي توجه داريم كه محبت اهل بيتمان را بچه هايمان را بر اساس محبت اهل بيت تربيت بكنيم پس فعلاً در اين يك نقطه ما با اهل سنت مشترك هستيم يعني كي از شبهاتي كه به ذهن مي آيد كه چطور اهل سنت اين همه در مورد ولايت اهل بيت عليهم السلام حديث نقل كردند و نقل مي كنند .ولي از نظر امامت بحث ما هم در همين زمينه امت جور ديگري عمل مي كنند مي گوييم كهاينها ولايت را به چه معنايي مي گيرند ؟ به معناي محبت مي گيرند اما به معناي زعامت و يا امات و رهبري سياسي خيلي اين قضيه را قبول ندارند ومشكل ما با اهل سنت سر اين قضيه است بر سر ولايت به معناي محبت نيست با آنها مشترك هستيم نقطه وحدت ما با اهل سنت اين استكه ما ايشان يك بحثي را مطرح مي كنند كه دو بحث بوجود مي آيد كه يكي چرا ما سفارش به محبت اهل بيت شده و اينمحبت اهل بيت چكار مي كند كه خدا ، خود خدا در قرآن نيز عهد گرفته است از مردم ،هم در غدير سفارش كرده است اگر همان بحث ولايت و امامت و زعامت را بگيريم ولي حداقل مودت را خواسته است كه اي مردم قل لا اسئلكم عليه اجراً بگو هيچ اجري مردم از شما نمي خواهم تنها مزد منمحبت اهل بيت عليهم السلام هست چرااينقدر اهميت دارداين بحث ان شاء الله آنجا كه خواستيم خواص محبت را مطرح بكنيم چون راه پيدا مي كند به ساير اقسام ولايت ، بعد توضيح خواهيم داد اين چكار خواهد كرد نكته دوم : همين نكته است كه ايشان مي فرمايند دوم اينكه آيا ولاء محبت اتزمختصات شيعيان است يا ساير فرق اسلامي كه به آن اعتقاد دارند عرض كردم كه ساير فرق اسلامي غير از شيعه هم اعتقاد به ولايت اهل بيت به معناي محبت دارند و علاقه به اهل بيت مخصوص شيعه نيست حتي علاقه مختص به اهل تسنن هم نيست مسيحي ها همهستند كه ولاء اهل بيت دارند دوست دارنداينها و عرض كنم خدمتتان كه بوداين ها در هند ، خيلي ها مسلمان هم نيستند ولي اعتقاد دارند به سيد الشهداء – در جواب بايد گفت كه ولاء محبت از مختصات شيعيان نبوده و ساير فرقه هاي مسلمان نيز به آن اهميت ميدهند – امام شافعي كه از ائمه چهارگانه اهل سنت است ما چهار فرقه بيشتر كه نداريم چهار فرقه اصلي اهل سنت داريم شافعي ،صنبلي حنفي ، مالكي ، امام شافعي در اشعار معروف خودمي گويد : يا رالباقف للمحسبا من منا و حقفا بساكني فيه هذه الناحبي محراً اذا فاذا الحجيج الي منافيضاً كملتيم الفرات الفائزون ان كان رقصاحب آل محمد اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم فليشهد ثقلان ان نيراقبي ، خيلي قشنگ شروع كرده است اين شعر را ببين چطور مقدمه چيني كرده و بعداً اينكه اعلام محبتش را به اهل بيت بكند مي گويد اي سواره در سرزمين پر سنگريزه معني بايست و سحرگاه فرياد كن به آنكه در خيف ساكن است اسم مكاني است و به آنكه حركت كردهاست كي ، آنگاه كه حجاج از مشعر به مني حركت مي كند و كثرت جمعيت مانند رود فرات موج مي زند كه فرياد كن چه بگو ؟ كه اگر محبت آل محمد رقص شمرده مي شود ، به ما مي گويند رافزي به خاطر چي ؟ رافزي به معناي منحرف است كسي كه از دين خارج شده است رافزي به اين معنا است اگر محبت آل محمد رقص شمرده مي شود ، پس جن و انس گواهي دهند كه من رافزي مي باشم اگر اين حب آل محمد رافزي بودن است من چيه ؟ من رافزي هستم . كي مي گويد : امام اهل تسنن مي گويد يكي از امام هاي چهارگانه ، و همو مي گويد يا آل بيت رسول الله حبكم فرض من الله في القرآن انزله يكفيكم من عظيم انكم من لم عليكم لا صلوه له اي اهل بيت رسول دوستي شما فرضيه اي است فرضيه يعني چي ؟ يعني واجب فرضيه اي سات از جانب خداوند كه در قرآن فرود آوردهاست قبل لا اسئلكم تا آخر از فخر بزرگ ، شما را اين بس كه درود شما جزو نماز است و هر كس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است اين همايشان مي گويند و باز مي گويد ديگر عربي اش را نخوانم – چون مردم را كه ديدم راههايشان اين خيلي جالب است چونمردم را ديدم كه راههايشان آنها را در درياي گمراهي و جهالت انداخته است به نام خدا سوار كشتي نجات شدم مي گويد من وقتي انحراف را در مردم ديدم متوجه كشتي نجات شدم همانا اهل بيت مصطفي خاتم رسولان صلي الله عليه و آله و سلم ، اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ، آن كشتي نجات اند و ريسمان خدا كه ولاء آنهاست چنگ زدند همچنان كه به ما دستور داه شده كه بهاين ريسمان چنگ بزنيم دو تا ديگر از شخصيت هاي بزرگ اهل تسنن هست كه هفته قبل ، جلسه قبل بهتان معرفي كردم ز مخشري و فخر رازي كه زمخشري و فخر رازي كه در بحث خلافت به جنگ شيعه مي آيند كه در بحث زعامت هيچ كوتاهي نمي آيند در بحث خلافت ، خود را وي روايتي هستند در مورد ولاء محبت ، فخر رازي از زمخشري نقل مي كند كه پيغمبر فرمود : اين حديث را نقل كردند : كه پيامبر فرمود :من مات علي حب آل محمد شهيدا علي و من مات علي حب آل محمدمات مغفور اله و علي و من مات علي من آل محمدمان تائبا و علي بن مات علي حب آن محمد مات مومنه مستكيناً لايمان تنسير كبير ، جلد 27 ، صفحه 166 در كشاف زمخشري جلد 4 ذيل آيه 23 سوره شوري ، هر كس بر محبت آل محمد بميرد ، شهيد مرده است ( علي ) يعني بدانيد آگاه باشيد ، هشدار مي دهد تنبيه مي كند ، هر كس بر حب آل محمد بميرد مي ميرد در حالي كه مغفور له است يعني هيچ گناهي ندارد حالا بعد مي رسيم كه روايت را چقدر تأييد مي كند روايت شيعه علي من مات علي من آل محمدمات تائب................ هر كس بميرد ئب از دنيا ، توبه ،اصلاً محبت آنها مثل توبه است و هر كس با محبت آل محمد بميرد مرده است در حالي كه مؤمن است ايمان او كامل است كه نقل مي كند امام فخر رازي و زمخشري كه از قول پيامبر نقل ميكند در پاورقي مرحوم مطهري از قول امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه خ 232 اينجوري مي گويد كه خود امير المؤمنين عليه السلام فانه من مات منكم علي فراشه و هو علي معرفه خق ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا ................. هر كدام از شما در رختخوابتان بميريد شهيد هم نيست ،جنگ نكرده است در خانه اش بميرد بيمارستان بميرد ، و هو علي معرفت حق ربه حق ربش را شناخته است معرفت رب پيدا كرده است كه انجام بدهد و انجام ندهد و خدا همه ثواب مانوي من صالح عمل و هر عمل صالحي كه نيت كرده است كه انجام بدهد وانجام ندهد خدا همه ثواب آنها بهش مي دهد و قامت النيه مقام اصلاته لسفينه و اين نيتي كه داردمثل اين است كه در راه اين ها مقام اصالته لسفينه ..........شمشير كشيده چون اول فرمود من مات علي فراشه فرمود كه ديگر مهم نيست كه فراشته بميرد همين نيت او كافي است كه به او اجر شهيد را بدهند ..... ابن فارض يكي از مشهورترين شاعر عرب است كه مرحوم مطهري دارد عارف و غزلسراي معروف مصري كه در ادبيات عرب همچون حافظ در زبان فارسي است ببينيد چه شوري دارد كه كسي به پايش نرسيده ونيامده است هيچ كس به پايش نرسيده است آنها هم يكدانه اينجوري داشتند يك عارف غزلسرا كه شعر مي گفته است اين فارض در غزل معروف خود ميگويد كه عربي اش را برايتان نخوانم مي گويد خدايا اگر من به وصال تو نائل نشوم عمرم زايل و تباه گشته است ابن فارض مي گويد اكنون جز يك چيز چيزديگري در دست ندارم و آنهمان پسوندي است كه به ولاء عترت پيغمبري كه از اولاد حسين مبعوث شده حسين ميدانيد كه حسين جد چهارم پيغمبر است مي گويد ولاء عترت پيامبري كه از نسل حسين است دل به آن بستم دلبتد او هستم اين را ابن فارض مي گويد حال ما هم اگر غير از اين باشد خيلي باختيم ما اگر فكر كنيم دارايي ديگري مي توانيم جمع كنيم اگر غير از اين محبت و دلدادگي اشتباه است مگر اينكه اين را افزايش بدهيم و توام با درجات ديگري از معرفت بكنيم اما حقيقتاً بالاترين ثروت ما همين است و اين بايد روز به روز شدت و افزايش پيدا بكند اين ثروت چون بالاخره تجارت است اينجا الدنيا سوق حضرت علي عليه السلام فرمود : دنيا بازار است بعضب ها سود مي كنند و بعضي ها زيان مي كنند و اكثراً زيان مي كنند توي اين بازار هر كس بخواهد سرمايه اش را افزايش بدهد سرمايه اصلي ترين سرمايه ، حالا از نظر معرفت نفسي به اين قضيه مفصلاً مي پردازيم كه محبت است عشق است در درجه اول عشق به خداوند تبارك و تعالي و بعد به اهل بيت ، به پيامبر و اهل بيت اش ، اين خيلي سرمايه ذاري است حب اهل بيت عليهم السلام بالاترين سرمايه براي انسان است و اين راما بايد شدتش بدهيم يعني مواظب باشيم كه چيزي به اينها غلب نكند چيزي نيايد جاي اينها را بگيرد تاريكش نكند خدشه دارش نكند سايه رويش نياندازد كمش نكند ..... اين سرمايه بسيار بسيار مهم است الان چون جايش نيست مبسوط واردش نمي شويم حال مي رسيم درمورد اين محبت توضيح خواهيم داد ،اين شرح حال كسي است كه مي گويد عمر من تباه شده است و تنها چيزي كه دارم و مي توانم خودم را از تلف شدن نجات بدهم محبت خاندان پيامبر است عترت پيامبر است اين قسمتها را ديگر برايتاننمي خوانم توضيحات ديگري را ايشان داده است ايشان مي فرمايد دراينجا ممكن است مقصود از ولاء به معناي عالي تري باشد ولي قدر مسلم است كه ولاء محبت را گفته است حداقل ولاءمحبت است .......... بعد ايشان بعد از توضيحات ديگري كه نمونه هاي ديگري زا ذكر كي كنند اينجوري مي فرمايند كه بنابراين در مسئله ولاء محبت شيعه و سني اختلاف نظر ندارند مگر ناصبي ها كه عده اي از سني ها هستند كه ناصبي هستند كه مبغض به اهل بيت هستند بعد راجب اين توضح خواهم داد در جامعه اسلامي مطرود و همچون كفار محكوم به نجاست هستند ........ و بحمد لله در عصر حاضر زمين از لوس وجود آنها پاك شده است بعد مي فرمايد فقط افراد معدودي گاهي ديده مي شوند كه در برخي از كتابها مي نويسند همه كوششان در زياد كردن شكاف بين مسلمين است بعد ايشان يك چيز تلخي را ذكر مي كند مي فرمايند مانند افراد معدودي از خود مانيها كه خود مانيها هم افرادي هستند در شيعه كه داغ اين بغض اهل تسنن را چنان در دلشان نگه داشتند كه مانع مي شود از اينكه مسلمانها وحدت دل پيدا بكنند وحدت پيدا بكنند و ندامتش وحدت درنهايت اين را شما بدانيد به عنوان شيعه اهل بيت ، اختلاف بين شيعه و سني در نهايت به ضرر اسلام و اسلام ناب ، ضررش بر عليه تشيع تمام خواهد شد اين را بدانيد امام سلام الله عليه فرمود : امروز بر سر ولايت حضرت امير هم نبايد دعوا كرد – اين خيلي مهم است دعوا نكنيد بر سر چيزهايي كه خيلي اختلاف بر انگيز است مطرح نشود خود ماني ها هستند من همان موقع كه امام اين را فرمود : هفته وحدت اعلام شد چه و چه . داشتيم كساني كه در بعضي از شهرستانها به خصوص مشهد كه من يادم هست بعضي ها اينقدر اين قضيه را مسخره مي كردند و تأمد داشتند به هر نحوي كه شده است آتش اختلاف باشد هر چي هست ......... ايشان مي فرمايد چي هست ؟ و همين بهترين است كه اصالتي ندارد و هم قطارها و خودماني هايشان ابزار پليد استعمار است كه آن سني هاي تند رو ، چه شيعيان تند رو كه به اسم محبت اهل بيت اختلاف مي اندازند بين شيعه و سني ، كه امام فرمود : ما همه برادريم ،مسخره مي كردند بعضي از آقاياني كه خيلي ادعاي فضل مي كردند ديد بودند چه برادري از اين خيلي خطرناك است زمخشري و فخر رازي در ذيل روايت گذشته از پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نقل مي كند كه فرمود : الان آن روايت را نقل كرد كه علي من مات بغض آل محمد من مات كافراً.......... هر كس بر بغض محمد و آل محمد بميرد كافر مرده است الا من مات علي بغض آل محمد لم يمشوا مراحه الجنه هرگز بوي بهشت را استشمام نمي كند بعد امام صادق عليه السلام يك حديث از امام صادق عليه السلام مي آورد درمورد ناصبي ها ، خيلي زيباست مي فرمايد فان الله تبارك و تعالي لم يخلق الجنس من الكهف ، خداوند چيزي نجس تر از شگ خلق نگرده است سگ از همه نجس تر است و ان الناصب لما اهل البيت انجس منه كسي كه ناصب ما اهل بيت ما باشد از سگ هم نجس تر است اين مبنا دارد مبناي علمي دارد كه چرا از سگ نجس تر مي شود قاعده دارد و شما فكر نكنيد كه حضرت يك چيزي همينجوري فرموده است توجه به اين مسائل داشته باشيد اين از وسائل الشيعه چاپ جديد جلد 1 صفحه 159 اين نوع از ولاء اگر به اهل بيت نسبت داده شود و آنها را صاحب ولاأ بخوانيم بايد بگوييم لاء قراتب : يعني به ولايي كه ما انتسابش مي دهيم به اهل بيت مي گوييم ولاء چي ؟ ولاء قراتب واگر به مسلمانان از نظر وظيفه اي كه درباره علاقه به اهل بيت دارند نسبت دهيم بايد بگوييم ولاءمحبت پس از طرف ما ولاء محبت است و از آن ها ولاء مرتب است بعد بحث مي كند ايشان كه آيا ماده ولاء درمورد محبت استعمال شده شكي در آن نيست بعد بحث مي كند درمورد اينكه كلمه ولي مثل آيه انما وليكم الله والرسول آيا بهمعناي ديگري ازمحبت معنا شده است يا نه ؟ كه بحث آن ان شاء الله مي ماند براي جلسه بعد كه وارد ولاء هاي ديگر مي شو و ايشان از جلسه بعد بحث مهم محبت را شروع خواهيم كرد كه چند جلسه اي درمورد محبت خداوند تبارك و تعالي اصل محبت ، ريشه محبت ، چون ولايت اهل بيت بايد معنا داشته باشد و به كجا بند است اينها چه جوري عزيز هستند كه ما بايد دوستشان داشته باشيم......... صحبت مي كنيم در مورد عشق ومحبت و بعد چيه ؟ بعد به ولايت رسول خدا و ولايت اهل بيت عليهم السلام خواهيم پرداخت . و الحمد الله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم .