بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه گذشته در این باره صحبت کردیم که عشقهای شهوانی با این که می تواند تو یک شرایط خاصی کمک باشد به انسان آن هم در زمانیکه مغلوب فطرت انسان می شود قابل توصیه نیست و به قول مرحوم مطهری (ره)وادیست بس خطرناک و تشبیه کردن این مسئله را به مصائب که ما د ر در جه اول در زندگی به دنبال رفاه و آسایش هستیم اما اگر مصیبتی سر ما آمد می توانیم این مصیبت را با روحیه خاصی که داریم تبدیل کنیم به یک نعمت و پیشرفت اما این که خودمان برای خودمان مصیبت درست کنیم .
خودمان برای خودمان دردسر درست کنیم اینغلط است بلکه بلا و مصیبت از طرف خداوند بیاید به طور طبیعی برای انسان ایجاد شود خود انسان به استقبال آن نرود برای همین هم در روایت داریم که شما از خداوند طول عمر را بخواهید رفاه را بخواهید پیامبر (ص)شدیداً نهی می کردند از این که انسان بلا و سختی را از خداوند بخواهد فقرو مرض را از خداوند بخواهد باید خوش سلیقه باشد .
حتی درروایت هم داریم که حضرت یوسف که همان لحظه ای که از دست زلیخا فرار می کرد رب السجن الی ماید عوننی خدایا زندان برای من بهتر است از این چیز یکه اینها مرا به آن دعوت می کنند چون زندان را خواست زندان هم افتاد یعنی اگر کسی سلیقه بیشتری به خرج می داد حضرت یوسف (ع) و نمی گفت زندان که بهتر و یک چیزیباشد همان گیرش می آمداما می گوید زندان برای من بهتر از این ا ست برای همین ما به هیچ وجه حق نداریم مصیبت را بخواهیم عشقهای شهوانی هم همین طور وادیست بسیار خطرناک کسی نمی تواند بگوید من این زمینه ها را فراهم کنم یا بروم تو محیطی که تحریک کننده است از نظر شهوانی غلبه برنفس کنم یا ارتباطاتی رابپذیرم که مثلاً تو این ارتباطات احتمال دارد تحریک شوم و بعد مبارزه کنم خیر انسان به هیچ .وجه خودش را نباید در این وادی بیاندازد .
که حتی ممکن است کراهتی هم نصیبش شود اگر خودش می داند وارد نباید بشود . آن طور طبیعی برای انسان خود بخود خداوند طبق سنت امتحان برایش ایجاد خواهد کرد بعد ایشان یک جمله ای ا ز راسل می آورند . راسل در این جا نیز سخن با ارزش دارد می گوید رنج برای اشخاص واجد انرژی چون وزنه گرانبهایی است کسیکه خود را کاملاً سعادتمند می بیند جهدی برای سعادت بیشتر نمی کند اما گمان می کنم این امر بتواند بهانه ای باشد که دیگران را رنج بدهیم تا به راه مفیدی قدم نهند .
زیرا غالباً نتیجه معکوس بخشد وانسان رادر هم می شکند در این مورد بهتر است خود را تسلیم تصادفات کنیم که سر راه پیش می آید پیش آمد آنوقت با مصیبت برخورد خوبی می کنیم بعد هم می گوید ما نباید دیگران را رنج دهیم برای این که به راه مفیدی قدم نهند چرا ؟چون این قضیه باید با اختیار باشد بیایید تا انسان برایش ایجاد شود خودمان خودمان را به درد سر نیاندازیم تا مثلاً بخواهیم پیشرفت کنیم دیگران را هم به درد سر نیاندازیم برای این کار مثل دستور العملهایی است که بعضی از این سوفیها و بعضی از این مرتاضها و خانقاهیها به پیروانشان می دهند بعضی از این ریاضتهایی که هستند و به صلاح نیست را تحمیل می کنند به اینها که مثلاً بخواهند اینها رشدی را انجام دهند ریاضتهایی که اساساً با فطرت انسان سازگاری ندارد . مرحوممطهری ادامه می دهند چنانکه می دانید در تعلیمات اسلامی به آثار و فوائد مصائب و بلایا زیاد اشاره شده و نشانه ای از لطف خدا معرفی شده اما به هیچ وجه به کسی اجازه داده نشده است که به این بهانه مصیبتی را برای خود و یا دیگران بوجود آورد بگوید خودم را بیاندازم تو دردسر تا اجر بیشتری ببرم .
بعلاوه تفاوتی میان عشق ومصیبت است و آنکه این که عشق بیش از هر عامل دیگری ضد عقل است . به این نکته توجه کنید این تفاوت را در روایت ما داریم از نبی اکرم (ص)می فرماید حبک لشیء و یصم محبت تو به یک چیزی او را کور و کر می کند یعنی حالا علی (ع)ترجمه دقیق تری را از این روایت پیامبر می فرمایند می فرمایند که : این المحب عمیت عن معایب المحبوب واذنه صماح عن مصابیح چشم یک عاشق کور است از این که عیبهای او را ببیند و گوشش هم کر است از این که عیبهای آن طرف را بشنود هرچه بگویی این عیب را دارد این مصائب را دارد این مشکلات و گرفتاریها هست حاضر نیست قبول کند چرا ؟
چون دیگرعقل از او دور شده عشق ، علاقه ، شیفتگی ، واله ای آمده و عقل را دور کرده بعد از این که مبتلا می شود می فهمد که چقدر کور بوده یا چقدر کر بوده هر جا پا گذاشته عقل را از مسند حکومتش معذول می کند کار عشق است از این کار عشق و محبت می شود اثرات تربیتی خیلی خوبی را بدست آورد اینست که عقل و عشق در ادبیات عرفانی به عنوان دو رقیب معرفی می گردند رفابت فیلسوفان با عرفا که آنان به نیروی عقل و ایمان به نیروی عشق اتکا و اعتماد دارند از همین جا سر چشمه می گیرد در ادبیات عرفانی همواره در این میدان رقابت عقل و مغلوب شناخته شده است سعدی می گوید
نیک خواهانم نصیحت می کنند خشت بر دریا زدن بی حاصل است
شوق را بر صبر و قوّت غالب است عقل را برعشق دعوی باطل است
می گوید شوق غلبه بیشتری دارد به صبر و عقل نمی تواند در مقابل عشق ادعایی داشته باشد دیگری می گوید
قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق چوشبنمی است که بر بحر می زند رقمی
یعنی عقل در مقابل عشق این جوری است خیلی ها هستند که ذهنشان قانع است اما هرگز محبتی برای حرکت ورشد ندارند آنکه رشد می دهد عشق ومحبت است گرما دهنده است انسان را از خمودی ازسستی در می آورد قوای انسان فعال می کند نیروییکه تا این حد قدر تمند است و زمام اختیار را از کف می گیرد و به قول مولوی آدمی را همچو پر کاهی در کف تند باد ی به این سو و آن سو می کشد و به قول راسل چیز یست که تمایل به آنارشی دارد چگونه می تواند قابل توصیه باشد یعنی می کشاند انسان را به هرج ومرج و بی برنامگی و به ریخته شدن همه اوضاع به هم همه کادر ها را عشق خراب می کند بسیجیها را شما دیدید چطور کادر های بین المللی را ریختند به هم تو جنگها یشان تو نبردشان در عملیاتشانتو همه چیز همه کادر ها را ریختند به هم وقتی عشق می آید این جوری می شود دیگر به هر حال احیا ناً آثار مفید داشتن یک مطلب است و قابل تجهیز و توصیه بودن مطلب دیگر است .
این که حالا فرض بفرمائید هرچیز یک آثار ی دارد تجهیزش کنیم درست نیست . از این جا معلوم می شود که ایراد و اعتراض برخی متشر عین بر برخی از حکما ء اسلامی که این بحث را در الهیات مطرح کردند و آثار و فوائد آنرا بیان کرده اند نا رواست زیرا این طبقه خیال کردند که عقیده آن دسته از حکما اینست که این مطلب قابل تجهیزو توصیه هم هست و حال آنکه نظر آنها تنها به اثر مفیدی است که در شرایط تقوا و عفاف به بار می آورد .
بدون این که آنرا قابل تجهیز و توصیه بدانند درست مانند مصائب و بلایا بوعلی در رساله عشقش و صدر المتعلمین در سفر سوم اذکارشان در مورد عشق و فوائد عشق یک توضیحاتی دادند ، از این جا ایشان وارد بحث محبت اولیا می شود یعنی آن بحثی که ما تحت عنوان ولاو محبت برای شما باز کردیم محبت وارادت به اولیاءگفتیم که عشق و محبت تنها منحصر به عشق حیوانی جنسی و حیوانی نسلی نیست بلکه نوع دیگر ی از عشق و جاذبه هست که در جوی بالا تر قرار دارد و اساساً از محدوده ماده ومادیات بیرون است و از عریضه ای ماوراء بقا ء نسل سرچشمه می گیرد.
و در حقیقت فصل ممیز جهان انسان و جهان حیوان است و آن عشق معنوی و انسانیت عشق ورزیدن . ایشان خیلی زیبا اسم می گذارد عشق انسانی عشق انسانی یعنی از سطح جماد و گیاه و حیوان و ارزشها و کمالات مربوط به هر یک از این سه مرحله خارج است اساساً یک چیز یست ماورای این قضایا عشق است که در انسان می تواند ایجاد شود عشق ورزیدن به فضایل و خوبیها و شیفتگی سجایای انسانی و جمال حقیقت بعد ایشان چند تا شعر از مرحوم مولانا می آورند
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود
زانچه عشق مردگان پاینده نیست چونکه مرده سوی ما آبنده نیست
چون چیزی که موقت است نمی آید ماندنی نیست
عشق زنده در روان ودر بصر هر دو می باشد زغنچه تازه تر
ابراهیم (ع)فرمود : ان لا احب الافلین من موقتها و کوتاهها و رفتنیها و افول کننده ها را دوست ندارم چون بالاخره جداییست و فراموشی
عشق آن زنده گزین کوباقی است وز شراب جانفزایت ساقی است
عشق آن بگزین که جمله انبیا یافتند از عشق او کار وکیا
یعنی به هر جا رسیدند ازعشق او رسیدند انبیاء عوض نکنیم اینرا میانبور هم می توانیم بزنیم یعنی این که مجبور نشویم یک مسیری را برویم در خانه خدا . نه آدم همین که بفهمد ته همهعشق ها فایده ای ندارد
عشقهایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود
بایداین یک انگیزه الهی یک چیز ما وراء طبیعی باشد تا بتواند ثمر داشته باشد و این عشق است که در آیات بسیاری از قرآن و با واژه محبت و احیاناً ودّ ویا مودة از آن یاد شده این آیات در چند قسمت قرار گرفته اند .1-آیا تی که در وصف مومنان است و از دوستی عمیق آنان نسبت به حضرت حق یا نسبت به مومنان سخن گفته است والذین امنو اشدّ حبا لله یعنی آنان که ایمان آورده اند در دوستی خدا سخت ترند در واقع لطافت این قضیه اینست که آنهاییکه باصطلاح ایمان نیاورده اند هم عاشق خداهستند اما نه آن عشقی که مومنین دارند اشد حباً لله آیه بعدی در مورد حشر است آیه
والذین تبوّ الدار و الایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجةً منا او تو و یو ثرون علی اتبهم ولو کان بهم خصاصه و آنانکه پیش از مهاجران در خانه )دار الحجره )و در ایمان (خانه روحی و معنوی مسلمانان )جایگزین شده یعنی هر دو هم در خانه مادی خانه مسلمانها و هم در خانه ایمانی جایگزین شده مهاجرانی را که به سوی ایشان می آیند دوست دارند و در دل خودشان از آنچه بهآنها داده شده است احساس ناراحتی نمی کنند و آنها را بر خویش مقدم می دارند هرچند خود نیازمند بوده باشند .
این آیه در شأن امیر ا لمومنین (ع) حضرت زهرا (س)و دیگران نازل شده است 2- آیاتی که از دوستی حضرت حق نسبت به مومنان سخن می گوید یعنی خدا دوست دارد مقوله خدا دوست دارد را باید خیلی دقت کنیم که عادی رد نشویم وقتی می گوییم خدا دوست دارد یعنی مرکز همه خلقت یعنی رأس همه خلقت یعنی اونی که خالق است اویی که مدیر است اویی که مدبر است اویی که رب است اویی که اله است دوست دارد .
ان ا لله یحب التوابین و یحب المتطهرین خداوند توابین و متطهرین را دوست دارد پاکیزگان را توبه کنندگان را وا لله یحب ا لمحسنین نیکو کاران ان ا لله یحب ا لمتقین کسانیکه اهل تقوا و خود نگه داری هستند و ا لله یحب المطهرین باز پاکیزگان ان ا لله یحب المقسطین عدالت کنندگان .
3- آیاتی که متضّمن دوستیهای دو طرفه و محبتهای متبادل است دوستی حضرت حق نسبت به مؤمنین و دوستی مومنان نسبت بهحضرت حق و دوستی مومنین یکدیگر را . خدا انسان را دوست داشته باشد انسان خدا را دوست داشته باشد مؤمنین همدیگر را دوست داشته باشند ما نمی فهمیم که این محبتها باطنش تو برزخ چه خواهد کرد این محبت چطور تو برزخ اشباع می شود و چطور تو قیامت ارضاء و اشباع می شود و چه کاری بعداً خواهد کرد با دل انسان .
خیلی غوغاست محبتهایی که بین مومنین در دلشان نسبت به همدیگر است بین اینها و امامشان در میان است بین اینها و خدا در میان است خدا نسبت به اینها در میان است خیلی چیز جالبی هست بدبختی ما اینست که از آن طرف فکر نمی کنیم ادراک درستی نمی کنیم وقتی می گوئیم خدا ما را دوست دارد یعنی چه ؟
وقتی می گوئیم امام زمان (ع) دلش برای ما میطپد و نگران ماست یعنی چه چقدر به ما علاقه دارد امام زمان (ع)
من که باشم که برآن خاطر عاطر گذرم لطفها می کنی ای خاک درت تاج سرم
امام زمان (ع)نگران ماست انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناصین لذکرک ما اهمال نمی کنیم کوتاهی نمی کنیم در رعایت حال شما و یاد شما را از یاد خودمان نمی بریم ذکر شما را از یاد خودمان نمی بریم .
ولان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم ما اگر بدانیم خدا ما را چقدر دوست دارد امام زمان (ع)چقدر ما را دوست دارند معصومین علیهم ا لسلام چقدر ما را دوست دارند واقعاً خود فروشی نخواهیم کرد احساس ذلت نمی کنیم احساس کوچکی نمی کنیم تشنه محبت کس دیگری نیستیم
از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان
مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم
بدانیم آنها چقدر ما را دوست دارند ما چقدر پیش آنها عزیز هستیم دیگر احساس عقده نداریم عطش نداریم به تمنای این که دیگران به ما توجه کنند نداریم دنبال شهوت و اسم و رسم هم دیگر نمی افتیم
قل ان کنتم تحبون ا لله فاتبعونی یحببکم الله ویغفر لکم ذنوبکم این آیه را مفصل توضیح دادم بگو اگر خدا را دوست دارید مرا تبعیت کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد و گناهان شما را مشمول مغفرت خودش کند فسوف یعطی الله بقوم یحبهم و یحبونه خداوند بیاورد قومی را که دوستشان دارد و آنها او را دوست دارند این آیه را پیامبر (آیه 54سوره مائده )که نبی اکرم فرمود این آیه در شأن ایرانیان نازل شده در شأن سلمان و خاندان سلمان نازل شده که خداوند فرمود ای کسانیکه ایمان آوردید (خطاب به مردم آن موقع )که من یرتد عن دینه فسوف یعط ا لله بقوم یحبهم و یحبونه
هرکس بخواهد از دینش برگردد خداوند قومی را خواهد آورد که خداوند دوستشان دارد آنها هم خدارا دوست دارند بعد می فرماید که اعزه علی الکافرین اذله علی المومنین در مقابل کافرین سخت و محکم هستند و در برابر مؤمنین متواضع و نرم هستند در راه خداوند می جنگند و لا یخافون فی الله لومه لائم در راه خدا ا زملامت هیچ کننده ای هم هراس ندارند حضرت فرمود اینها ایرانیان هستند اینها سلمان و خاندان سلمان هستند از قوم این مرد می آیند و ما دیدیم که چقدر تحقق پیدا کرد
این آیه خداوند آورد قومی را که چه جوری عشق ورزی کردند با خدا و چه جوری هم خدا دوستشان داشت دیدیم ما تو این عصر در قرن بیستم بالاخره ما دیدیم که خداوند آورد بعد از دهها سال بعد از صد ها سال که صحنه های عشق بازی بین خداو بندگانش بسیار محدود شده بود .
یک دفعه انفجار نور شد به قول امام (س)انفجار نور شد و عجیب بود ما چون توش هستیم عادت کردیم به این برایمان خیلی شاید آن عظمت و مزه اش درک نشود باید بیرون بود این چیز ها را درک کرد که یک دفعه تو دل جزیره ثبات آمریکا با فساد و فحشا یی که سالها تحمیل کرده بودند به این ملت صدها هزار جوانی تربیت شدند که عاشق خود خدا شدند تا مرز شهادت رفتند خیلی ها رفتند و به شهادت رسیدند و منهم من ینتظر خیلی ها هم منتظر هستند تو نوبت هستند و ما بدلو تبدیلا و بالاخره اینها هم نوبتشان خواهد رسید و به عهدشان وفا خواهند کرد .
خداوند انشا الله ما را از منتظرین شهادت قرار دهند در مورد محبت مومنان نسبت به یکدیگر این آیه است انّ الذین امنو و عملو ا لصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّو کسانیکه ایمان آورده اندو عمل صالح انجام می دهند خداوند برای اینها دوستی قرار می دهد یعنی نمی شود یک نفر مومن واهل عمل صالح محبوبیت باشد دوستش نداشته باشند خود بخود محبوب خواهد شد .
این قاعده است که ایمان و عمل صالح محبوبیت می آورد . احتیاج به ریا کاری نیست احتیاج به تزویر نیست احتیاج به خودتعریف کردن نیست خود بخود ایمان وعمل صالح محبت می آورد مومنین انسان را دوست دارند به انسان علاقه مند هستند وجعل بینکم مودةو رحمةکه در مورد همسران بود توضیح دادم و همین علاقه و محبت است که ابراهیم برای ذریه اش خواست ببین چقدر زرنگ است چقدر دقیق است حضرت ابراهیم (ع) کجا را می بیند حضرت ابراهیم .
ببینید وقتی خانواده اش را می گذارد آنجا اسماعیل را می دانید اسماعیل جد پیامبر است دیگر وقتی می گذارد این جوری دعا می کند و اجعل افئده الناس تهوی الیهم خدایا قلب این مردم را طوری قرار بده که هوای اینها را کند مایل به اینها شود .این اثر چقدر مهم است یک آدم خبره وقتیمی خواهد تو کار اجتماعی ، سیاسی و یا کار تربیتی وارد شود بلد است که از این فرمولها چه جوری استفاده کند . پیامبر خاتم نیز به دستور خداوند برای خویشانش طلب کرد . چه را طلب کرد همان مودةرا قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودةفی القربی و آنچنانکه از روایت بر می آید روح و جوهر دین غیر از محبت چیزی نیست بُرید اجلی می گوید در محضر امام باقر بودم مسافری از خراسان که آن راه دور راطی کرده بود از خراسان آمده بود خدمت حضرت به حضور امام شرفیاب شد پاهایش را که از کفش در آورد شکافته شده وترک بر داشته بود گفت به خدا سوگند مرا نیابد از آنجا که آمدم مگر دوستی شما اهل بیت (عشق این کار را می کند خیلی آدم قدرت پیدا می کند )امام فرمود به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند آنرا با ما محشور کند وقرین گرداند
بعدحضرت این طور فرمود حضرت فرمود : هل الذین الی الحب دین اساساً جز محبت چیز دیگری هست دین یعنی عشق کل قوانین دینی برای این آمده اند که انسان را در عشقش به خدا کمک کنند و تعمیقش دهند وتعلیم دهند به سمت عشق ببرد قانون دین یعنی قانون عشق قانون محبت . کی دین چهره خشن ، مزاحم پیدا می کند ؟ زمانیکه ما خیال نداریم مسیر عشق را برویم زمانیکه طبیعت حاکم است آنجاییکه دین درگیر می شود با او و آنسان فکر می کند که دین د ائماًمخالف امیالش است دین آمده که شما را عاشق بپروراند دین آمده شما را به معشوق خودتان برساند .
دین آمده شما را با سرعت ،نقد در اختیار خداوند و خدا را نقد در اختیار شما قرار دهد . مردمی به امام صادق (ع)گفت ما فرزندان مان رابه نام شما وپدرانتان اسن می گذاریم آیا این کار ما را سودی دارد ؟ حضرت فرمود آری به خدا قسم و هل الدین الی الحب آیا در دین چیزی غیر از حب هست یکی به عشق اهل بیت اسم اهل بیت را روی فرزندانشان می گذارند اثر دارد برایش چقدر بد است کسانیکه از میان همین متدینین و مسلمانان هستند که رغبتی به اسماء مقدس ندارند .
تا به آنها می گویی طور دیگری می شوند دنبال اسمهای عجیب و غریب و .... می گردند و خودشان را از چه ودادی و چه بهره عظیمی محروم می کنند . ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحییکم الله سپس این به آیه شریفه استشهاد فرمود حضرت فرمود هل الدین الی الحب بعد سند می آوردبرای این حرفش حضرت می گوید من ادعا می کنم که دین عبارت است از حب بعد این آیه را می اورد در استشهاد آیه ای که قبلاً برایتان خواندم بگو اگر خدا را دوست ارید تبعیت کنید .
یعنی تبعیت و دینداری تابع محبت ما نسبت به خداوند نه تابع ترس ماست از جهنم یا تابع رقبت ما ست به بهشت . خدا را دوست داریم و تبعیت می کنیم اساساً علاقه و محبت است که اطاعت آو.ر است عاشق را آن یارا نباشد که از خاص معشوق سر بپیچید ما این را خود با چشم می بینیم که جوانک عاشق در مقابل معشوقه و دلباخته اش از همه چیز می گذرد و همه چیز را فدای او می کند اطاعت و پرستش حضرت حق به نسبت و محبت و عشقی است که انسان به حضرت حق دارد .
که حدیثش رابرایتان خواندم اگر می خواهید بدانید که منزلت شما در مقابل چیست ببینید منزلت خدا در نزد شما چگونه است همچنانکه امام صادق (ع)فرمود : نعص الاله و انت تطهر حبّه هذا لامری فی الفعال بدیع یعو الو کان حبک صادق لا طعت ان المحب لمن یحب مطیعوا حضرت می فرماید که اظهار محبت نسبت بهخدا می کنیم معصیت خدا را می کنیم اما ا ظهار علاقه بهخدا را می کنیم این کاری که تو می کنی یک کار عجیبی است به جان خودم این کار شما عجیب است شگفت آور است که انسان معصیت می کند بعد اظهار محبت می کند اگر حب تو علاقه تو به خدا صادق باشد تو مطیع هستی چرا ؟
دوستدار محب واقعی نسبت به کسیکه دوستش دارد مطیع است نافرمانی نمی کند این هم مهری که حضرت زد برای ما و یک آینه ای است که حضرت گذاشت جلوی ما ، برای این که خودمان را تو این آینه نگاه کنیم ببینیم چه هست این در مورد رابطه شخصی ماست با حب اهل بیت یعنی ولاء محبت بین ما وخدا واهل بیت یک خواصی دارد که خواندیم تا الان که چکار می کند از این جا مرحوم مطهری می آید سراغ آثار اجتماعی محبت که در اجتماع چه تحولی ایجاد می کند شاید هیچ کس بهتر از خود ما که اینرا تو اجتماع خودمان درک کردیم از نزدیک که نتواند این را بفهمد که محبت در اجتماع چه کار می کند .
ما زمان رژیم گذشته را دیدیم به چشم خودمان بعد دیدیم که فقط محبت به امام و اسلام بود که این اعجاز قرن را ایجاد کرد تازه ما امام را بعنوان نائب امام زمان دوست داشتیم به عنوان یکی ا نواب عام امام زمان دوستش داشتیم مرجع تقلید مان بود ولی فقیه مان بود دوستش داشتیم بهعشق امامزمان (ع)دوستش داشتیم عشق ما علاقه ما به اهل بیت علیم ا لسلام به دینمان به خداوند باعث شد که این معجزه ایجاد شود .
یعنی انقلاب اسلامی تا الان هم عشق ما به ولایت ، رهبری ، ولی فقیه مان است که این انقلاب را از حضرت مصون داشته . هیچ کس بهتر از خودمان که این را با گذشته و پوست وخونمان تجربه کردیم نمی تواند تشخیص دهد که ما دیدیم اینرا تجربه اش هم کردیم دشمن هم این را خوب تجربه کرده برای همین دشمن الان در نوک پیکان حملاتش ولایت فقیه است خراب کردن رابطه امام ومأموم هست که این رابطه را خراب کند می داند که کافیست این محبت برداشته شود .
علاقه وعشق به اسلام برداشته شود برای همین هم به سمت احکام و اسلام شلیک می کند بهزیر سئوال می برد هم ولایت فقیه را زیر سئوال می برد برای این که می داند اگر موفق به این کار شود دیگر چیزی در مقابلش نمی تواند قد علم کند شما نگاه کنید هیچ کدام از کشور های اسلامی و اهل تسنن نتوانستند در مقابل ابر قدرتها به استقلال برسند همه به نحوی وابستگی دارند و فساد از سرو کولشان بالا می رود فقط یک تشیع است یک کشور شیعه است که یک فرمولی را کشف کرده یعنی به این داده اند از اول خداوند تو مکانیزم نظام دینی قرار داده این را و شرط هم کرده به پیغمبر تو قران می گوید بگو ای مردم اگر می خواهید اجری به من بدهید خاندانم را دوست داشته باشید خدا یک نظمی را از الان محکم درست میکند پیغمبر یک نظامی درست می کند که تا قیامت آفت پذیر نباشد تا امام زمان (ع)آید کسی نتواند کاریش کند و آن برقراری رابطه محبت بین امام ومأمومبین شیعیان و رهبران دینیشان . دشمن تازه این را خوب فهمیده تجربه کرده جدی نمی گرفت این قضیه را اگر جدی می گرفت این قضیه را که انقلاب اسلامی نمی شد بعد دید که نه 20سال است که همۀ توطئه هایش زمین می خورد الان دیگر می داند چه کند الان فشارش رو اینست که این رابطه خراب شود برایهمین هم شما می بینید که یک مشت احمق ،منحرف از میان حتی خودیها یا حتی مسئولین در سخنرانیها و مصاحبه ها می خواند آن جنبه الهی آن جنبه ماوراء طبیعی رابطۀبین مأموم و امام را بیاندازند .
برای همین دائم حرف از دموکراسی می زنند حرف از برابری انسانها می زنند می خواهند رهبرمان ما بکشند پایین و چون می دانند ما برای ایشان تقدس قائل هستیم به عنوان یک امر مقدس به عنوان نائب امام زمان به ایشان نگاه می کنیم الان فشار رفته رو این که خود معصوم را زیر سئوال ببرند
برای همین شما می بینید تو این یکی دو سال اینقدر علیه ائمه معصومین بدو بیراه گفتند تو این روزنامه ها عصمت را خواستند زیر سئوال ببرند برای این که اول اگر آنرا بتوانند از دل بکنند و امامحسین و پیغمبر و حضرت علی و سایر معصومین را ببرند زیر سئوال برای ما و از آن جنبه عصمت و تقدسی که خداوندبرایشان در نظر گرفته و ما خطاب اینها در جامعه کبیره می خوانیم آن مقامهای اینها را معادن حکمةالله ، حفظت سر الله و....
وبه آنها می گوئیم بابی انتم وامی ونفسی و مالی و عثرتی پدر ومادرم و جانم و مالم وخانواده ام فدای شما باد وقتی آنرا از آن تقدس انداختند بدیهی است که ولایت فقیه دیگر هیچ تقدسی برای ما نخواهد داشت و این یعنی از کار انداختن موتور قدرت جهان تشیع که دیگر نتواند کاری بکندئ به زانو درش آورد .
واین وظیفه ماست که به روز این رابطه را تعمیق کنیم و توسعه اش دهیم رابطه محبت بهاهل بیت علیهم السلام عشق ورزی به اهل بیت علیهم السلام سخن گفتن در رابطه تقدس و مناسبت آنها و مقام والایی که آنها دارند و نکته خیلی مهم اینا ست که چون برهان پشت سر این محبت هست خرافی نیست حقیقی است محکم است مستدل است این محبت و آثارش کافیست.
شما یک نگاهی اجمالی و سریع به تاریخ بیاندازید تا بتوانید تصدیق کنید که این محبت چه کاری می کند هیچ چیز در دست هیچ قدرتی و هیچ انقلابی نتوانست پوزه ابر قدرتها را به خاک مذلت بمالد جز همین عامل عشق و محبت به دین خدا و امام و رهبران همین بود که تجربه ذلت آمریکا رابه همه آمریکاییها به همه ابر قدرتها چشاند و به خود ما ، مادیگر نمی ترسیم از آنها ، آنها برای ما خیلی کوچک شده اند ما الان می فهمیم وقتی حضرت زینب (س)در محضر یزید به یزید بگوید تو خیلی کوچکی برای من من تو را پست می دانم الان می فهمیم یعنی چه ما چقدر ابر قدرتها برای ما منفور هستند و پست چقدر کوچک و چقدر حقیر ند در مقابل ما ذره ای در دل ما ندارند ذره ای عظمت و بزرگی ندارند حتی ذزه ای از آنها نخواهیم ترسید این را فقط همان عشق ومحبت به رهبران الهی به ما یاد داده و به ما عطا کرده این قدرت را و دشمن هم خوب می داند که چه می کند من کاری با ابر قدرتها و کفار واینها ندارم اما لعنت خدا را می خواهم برایهمه خودیها ییکه دارند ضد ولایت ، ضد اهل بیت علیهم السلام و مقامشان به اسم بزرگداشت عقل عقل ناقص بشر عقل آلوده و ضعیف و ناچیز به اسم بزرگداشت عقل به اسم بزرگداشت انسان به اسم بزرگداشت آزادی و منزلت انسان معصومین و عصمت و مقام آنهارا زیر سئوال می برند خداوند به ذلتشان بیافزاید روز به روز ذلیلشان کند انشا الله دست انتقام الهی انشالله آنها را بگیرد و خار و ذلیل کند .
خوب دیگر بس است من دیگر نتوانستم مطلب را شروع کنم بحث بعد مان نیروی محبت در اجتماع هست والحمد الله رب العالمین
سئوال : این فرمایش آقای غریبی نکته مهمی است که باید توجه کنیم که دین فقط حب نیست آنطرفش هم بغض است حب هست اما بغض هم هست بعضی نسبت به دشمنان اسلام لذا ما در زیارت عاشورا دائم لعنت داریم به وسیله این لعنت خودمان را به خدا نزدیک می کنیم اتبرءُالی الله برائت جویی.
لعنت کردن یکی از مقامات است لعنت بحث مفصلی دارد که الان نمی رسم برایتان بگویم ما باید کینه دشمنان را ، دشمنان خدا را و دشمنان دین را در دل داشته باشیم و غلیظ هم باشیم واغلظ علیهم به پیامبر امر می کند خداوند غلیظ باش به اینها سخت بگیر به اینها واقتلو هم حیث ثقفتموهم هرجا دیدید بکشید اینها را و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه اینها را بکشید تا این که فتنه نباشد
آنهاییکه می آیند به جنگ شما مبارزه می کنند با شماو شمارا تهدید می کنند این که ما بایدبا آمریکا ییها دست بدهیم ما باید با اینها مهربان باشیم ابر قدرتها با دشمنان خودمان کنار بیاییمتساهل و تسامح داشته باشیم نست به اینها مال این است که ما دشمن شناس نیستیم ما ل این است که فریب دشمنان را خوردیم یا فریب خورده هستیم یا عامل هستیم یا گول خوردیم و جهالت داریم دقت کنید این طرف حب هرکس کسی را دوست داشته باشد دیگر دشمنش را نمی تواند دوست داشته باشد
حضرت علی (ع)برای خیانت تو همین مقدار است که خائنین به تو اعتماد داشته باشند همین که خائنین تو را قبول داشته باشند برای خیانت کاری تو بس است . انسان نزدیک که می شود می بیند خیلی از آنهاییکه قلم می زنند و حرف می زنند دشمن ما خیلی اینها را تحویل می گیرد خیلی دوست دارد اینها تو مسند کار باشند تشویق هم می کند که دیگران هم به اینها رأی می دهند اگر یکموقعی اینها کاندید شدند می گوید برای خیانت تو همین بس که مورد اعتماد خائنین باشی مورد توجه خائنینباشی برای خائن بودن تو همین مقدار بس والحمد الله رب العالمین