اعوذ بالله من الشیطان الرجیم – بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لله رب العالمین و ایاه نستعین و صلی الله علی محمدٍ و آله الطیبین الطاهرین و لعنه لله علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الآخرین.
بحث ما درباره خوشبختی بود و اینکه ما به چه شکل می توانیم در خودمان آرامش و شادی را پیاده کنیم. چون مناسب ماه محرم است و امروز هم اول ماه محرم است من سعی می کنم دو تا بحث را باهم تلفیق کنم که هم یادی از سیدالشهداء عاشوران کرده باشیم و هم از موضوع بحث غفلت نکرده باشیم اگر کسی انسان شناسی نداشته باشد و انسان را خوب نشناسد درک درستی در مورد عاشورا و حرکت سید الشهداء علیه السلام ندار. ممکن است که به عنوان اینکه امام – امام بوده و معصوم بوده این حرکت را تأئید کند به عنوان یک فرد مذهبی و یک حرکت مذهبی یعنی بگوید او معصوم بوده می دانسته که چکار کرده است . انسان تا انسان شناس نباشد خودش این حرکت را درک درستی ندارد و به ان ملحق نخواهد شد یک وقت است که ما می توانیم امام ما معصوم بوده و یک حرکتی را انجام داده است و ما هم باید از او پشتیبانی کنیم یا یاد او را داشته باشیم یا گر مصیبتی برای او اتفاق افتاده یاد کنیم و گریه کنیم یا خودمان یک وقت در متن جریان قرار می گیریم و همراه آن واقعه می شویم و خودمان خودمان را از نظر شخصیتی را پیوند می زنیم با سید الشهداء و اصحاب ایشان به گونه ای که اگر این اتفاق در جای دیگر و زمان و مکان دیگری اتفاق بیافتد ها درست همان کار را می کنیم ، که سید الشهداء و اصحابش آن کار را کرده اند خانم های ما همان کاری را می کنند که حضرت زینب سلام الله علیها کرد – این عبارت است از سنختیت با سیدالشهداء بر قراری ارتباط با سیدالشهداء علیه السلم که انسان مثل آنها شود. در زیارت عاشورا که منشور زندگی یک شیعه است و حدیث قدسی است یعنی متن آن از طرف خدا آمده و سند آن در کتاب عزادار حقیقی آورده ام توصیه می کنم عزیزان از رسیدن اینکه به عاشورا برسند این کتاب را کامل بخوانند تا بتوانند یک ارتباط حقیقی و یک پیوند روحی خوب انشاءالله و یک امل بخوانند تا بتوانند یک ارتباط حقیقی و یک پیوند روحی خوب انشاءالله و یک سنخیتی با سیدالشهداء برقرار کنند و در آنجا توضیح مفصل داده ام ما شبهای جمعه که در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام شرح زیارت عاشورا را می گویم بیش از 200 جلسه از شرح آن می گذرد یعنی چند سال است که زیارت عاشورا می گویم و تا حالا شاید به نصف رسیده باشد به قدری زیارت عاشورا حرف برای گفتن دارد و هوس دارد شاید کمتر متنی را بشود پیدا کرد که به اندازه زیارت عاشورا در آن درس انسان شناسی باشد – پس زبان زیارت عاشورا زبان انسان است و آنی که نشسته در مقابل سیدالشهداء و حضرت را زیارت میکند یک انسان است یعنی شأن انسانی یک انسان است یعنی یک انسان حقیقی یعنی نوع حرف زدن و نوع خواسته های او فرق می کند . اگر دقت کنید می بینید خیلی از چیزهای که در زیارت عاشورا هست ممکن است دعای ما باشد و آرزوی ما باشد اما اینکه دغدغه ما باشد این نیست – اولاً نوع معرفی که از سیدالشهداء شده نوع معرفی که از انسان شده یک معرفی خاص و ویژه است . چون قبلاً هم عزیزان عرض کردهام یکی اینکه در زیارت عاشورا ما را ... فرزند سیدالشهداء معرفی می کند . فرزند حقیقی امام حلسن علیه السلام – یعنی زیارت عاشورا دل دادگی ها سخن ها و درد دل های یک بچه که باباش دارد هست .یک فرزند با پدر – نه یک مسلمان با رهبرش وبا امامش –در دل های یک فرزند با پدرش است- الفاظی که در زیارت عاشورا آمده است همه حکایت از این دارد که ما فرزندان سید الشهداء علیه السلام هستیم به عنوان مثال خطاب به سید الشهداء عرض می کنیم که ما از خدا می خواهیم که انتقام خون شما را نصیب ما کند اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک خون خواهی کا ولی دم است خوب دقت کنید. کی می تواند انتقال بگیرد و خون خواهی کند کسی که ولی دم باشد اگر پدر مرا بکشند شما نمی توانید اما مرد دعوا کندی کی می تواند اقامه دعوا کند بنده که فرزند ایشان هستم انتقام را به شما سپرده اند.
اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک مع امام المنصور .
دوم وقتی می گویی من می خواهم انتقام خون شما را بگیرم در فقره بعدی می گویی می خواهم انتقام خون خودم را بگیرم اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری – انتقام خو خودم را بگیرم من خون تو را خون حسین علیه السلام یکی می شود . شما فکر کنید یکسال فکر کنید که چرا خداوند فرمود تا وقتی می نشینی روبروی امام حسین به او بگو من از خدا می خواهم انتقام خون تو را همراه امام زمان بگیرم یعنی چی ؟ فکر کنید چون این حرف ، حرف ما نیست ، حرف من در آوردی نیست – حرف و سخن خداست.
گفته شما به امام حسین اینگونه خطاب کنید که من می خوام انتقام خون تو را و بعد می گویم انتقام خون خودم را بگیرم – اینجا ست که تو و حسین یکی می شوید هم منتقم او هستی به این عنوان که فرزند او هستی و هم خون او با خون تو یکی می شود . این نوع نگاه به خودمان را هیچ جا به ما نمی دهند.
در هیچ جای به تو نمی گویندکه تو فرزند حسین هستی وفرزند حقیقتی و خون او خون توست – چرا اگر ما در خارج نگاه کنیم می فهمیم که همه فرزند حسین هسند شما در هندوستان هم که بروید سنی ها عزاداری خیلی سنگینی برای امام حسین علیه السلام دادندبودایی ها- هندوها ، سیکها ، مسیحی ها ، عزاداری سنگین دادند. چون همه آنها از سیدالشهداء یک سهمی دادند همه بچه های امام حسین هستند برای همین داغدار هستند همه آنها یعنی نمی توانند عزادار نکند و نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند اما فهم آن کار هر کسی نیست. همه عملاً نشان می دهند که فرزند امام حسین هستند اما این فهم نصیب هر کسی نمی شود بفهمد چرا عزادار هستند فقط عده خاصی می تواند بفهمند که چون بچه امام حسین هستند چون فرزند حقیقی سیدالشهداء هستند.
آن وقت دغدغه های یک آدم را وقتی در زیارت عاشورا می بینید با دغدغه های یک حیوان فرق می کند اینکه گرفتیم ما باید شاد باشیم همیشه و آرامش داشته باشیم از نظر شخصیتی چگونه ممکن است ما باید شاد شویم و از نظر شخصیتی آرام باشیم.
در زیارت عاشورا این درس را به ما می دهد. آنجا نوع شخصیتی که از ما به خودمان معرفی می کند نشان دهنده این است که اگر آنچه که از ما از به ما معرفی می شود در زیارت عاشورا بپذیریم و قبول کنیم که ما این هستیم آن وقت خیلی شاد و آرام می شویم شخصیت ما شخصیت آرام و شادی خواهد شد شخصیت قدرتمند خواهد شد یعنی ما یواش یواش می رویم سمت نزدیک شدن به شخصیت سیدالشهداء علیه السلام که بتوانیم مثل زینب سلام الله علیها بگویم و ما رأیت الا جمیلا – بعد از آن هر حادثه بگوید من جزء زیبایی چیزی ندیدم یک وقت است ما می پذیریم حضرت زینب این را گفته – می گویم خوب قربان خانم بروم چه خانم خوبی بوده چقدر ایمان او قوی و بالا بوده که گفته ما رأیت الا جمیلا – یک وقت است که خودت هم مثل او می شوی و مثل او می گوی و ما ردیت الا جمیلا مهم این است که ما هم مثل او شویم و بتوانیم بگوییم و ما رأیت لا جمیلا این خیلی مهم است که ما بتوانیم این شویم.- این خیلی اهمیت دارد. خوب حالا من بعضی از قسمت ها که در شخصیت یک انسان هست را در بحث های انسان شناسی در زیارت عاشورا را خدمتتان معرفی می کنم تا اینکه بعد که خواستیم بگوییم یک انسان کی هست ؟ چون کلاس ما کلاس انسان شناسی است و بهترین متن ، متنی است که خود معصوم فرموده – خوب این چتد تا تیکه را از فقرات زیارت عاشورا خدمتتان عرض می کنم تا انشاء الله بیشتر این را متوجه شویم . یکی از خواسته های که انسان دارد که جزء آرزوهای اوست و دغدغه های اوست یعنی وقتی خدا به او می گوید تو یک دعای مستجاب داری تو چه دعایی می کنی – تو یکی دو .. سه تا ... 5 تا دعایی مستجاب داری شما نگاه بکنید چند تا دعای مستجاب دارید قرار است اجابت شود رفتی کربلا حرم امام حسین علیه السلام یا اینکه خود امام حسین آمده به خونه ما چون سیدالشهداء همه جا هست – همان قدر که در کربلا هست در خانه شما و پیش شما هم هست. حضور او یک است فرق نمی کند ضعیف و شدید که ندارد. امام یعنی کسی که همه جا یکسان وجود دارد . یعنی در آسمان در زمین حضور او یک جور است . همان طور که در بهشت حضور دارد در برزخ در بالاتر از برزخ اینجا هم همین است – فرق نمی کند – اینجا هم هست. انفسکم فی انفوس در جامعه کبیره می گویم نفس های شما در نفسها هست. یعنی نفس شما در نفس ماست- یعنی شما کجا حضور دارید در ما حضور دارید – جای دیگر فرمود جلب شیعیان ما قبرهای ماست. و ارواحکم فی ارواح – روحهای شما در روح ماست. شما هر جا عالم بروی نمی توانی سیدالشهداء را از دلت بیرون کنی و با تو نباشد – هر جا خواستی برو اگر توانستی با تو نباشد . او همه جاهست – امام رضا نباشد - هست . خدا نباشد – هست – چون ائمه از ؟؟؟؟ ربوبی هستند مثل خود خدا با شما همه جا هستند حالا سید الشهداء حضور دارد و شما خدمت ایشان رسیده اید یا اینکه نه اصلاً رابطه ؟؟؟؟ با سید الشهداء برقرار کریده اید . شخصاً ظاهر شده در جلوی تو می خواهی خواسته هایت را اجابت کند چه خواسته های داری – یک آدم یک انسان چه خواسته هایی دارد از امام حسین علیه السلام – من وقتی به عنوان یک مرد یا به عنوان یک پدر می خواهم با سید الشهداء حرف بزنم یا به عنوان فرزند یا برادر یا همسر بخواهم صحبت کنم نوع خواسته های من حیوانی است – اما اگر بخواهم به عنوان یک انسان با حضرت صحبت کنم یک انسان مرد و زن وهم ندارد وقتی بخواهد خواسته داشته باشد خدمت امام حسین علیه السلام یک نگاه به خواسته های انسان بیاندازیم در زیارت عاشورا همین الان اگر امام حسین جلوی ما ظاهر بشود که تو چه چیزی می خواهی بگو تا من اجابت کنم – تو چه آرزویی داری – این بزرگ ترین آرزوها را خدا در دهان ما گذاشته است نه به عنوان حیوان یا یک شوهر و یا زن یا خواهر و برادر – فرزند – به عنوان انسان در دهان ما است – یک کسی که انسانیت او غالب است بر حیوانیت او – غیر از چیزهای که در زیارت عاشورا هست نمی خواهد . دارد به ما یاد می دهد که به عنوان انسان چه بخواهیم و دغدغه های ما چه باشد.
یعنی وقتی سید الشهداء را الان مقابل خود می بینید غیر از اینها چیزی نمی خواهد . نمی گوید آن یک زیارت عاشورا و دعا بود گذاشتم کنار من الان یک چیزهای دیگر می خواهم – نه – همین را می خواهد – از این نوع خواسته ها می توانید بفهمید که چقدر آدم هستند.
چقدر بعد از گذشت 10-20 -30 سال 40 سال – آدمیت و انسانیت و سنخیت سید الشهداء – با ما هست – شما به هر میزان با سید الشهداء سنخیت دارید بعد از فوت و مرگ در کنار آنها قرار می گیری و خانه ات به همین میزان – به خانه اهل بیت نزدیک است و درجه ات به درجه آنها نزدیک است از همین خواسته هایت می توانی متوجه شوی – اگر واقعاً اینها خواسته های تو هست آنچه در زیارت عاشورا آمده یعنی واقعاً برای تو ارزش دارند جزء دغدغه های توست برای تو مهم هستند خوشحال باشد از قبول اینها – اما اگر روبرو می شوی با سید الشهداء و غیر از اینها را می خواهی باید بترسی .
نگاه کنید- فا سئل نقه – از خدا می خواهم – نشستی جلوی سید الشهداء با او حرف می زنی می گویی من از خدای که اکرمک مقامک و اکبر عنی بک – مقام تو را گرامی داشت و مرا بخاطر تو گرامی داشت این را می خواهم . اینکه مرا به واسطه تو گرامی داشت خیلی مهم است توجه کنید – می خوام یک مقدار عمیق تر باشید در این ماه محرم بزرگی خودتان را ببینید و به آن ببالید و از بزرگی خودتان لذت ببرید – اکبر منی بک – خداوند مرا با تو عزیز کرد با تو به من اکرام کرد. این حرف خیلی بلند است – حیف است ما اینها را نفهمیم و بمیریم که ما چقدر عزیز و محترم مستقیم با سید الشهداء با انتصاب به سید الشهداء . اینکه خداوند تبارک و تعالی روح ما را از روح او آفرید حقیقت ما را از حقیقت حسین علیه السلام آفرید انسان وقتی خودش را با این حقیقت می بیند خیلی احساس شرافتی – بزرگی و عزت به او دست می دهد به من اینکه خود پسند باشد و خود بزرگ بین باشد و عجب به سراغ او بیاید یا متکبر شود ولی خودش را خیلی عزیز می داند یک موقعه شما می روید مشهد روز آخر داری می آیی – یکی از خادم های حضرت یک کارت به تو می دهد که برو غذا بگیر – تو می گویی چقدر امام رضا ما را تحویل گرفت که مثلاً کارت سفارشی برای ما فرستاد یک موقعه امام رضا یا امام زمان را می بینی که تو را به خانه می برد که با او غذا بخوری بیا در چادر من با من غذا بخور یعنی اکرمنی منه از همه اینها بالاتر است که تو با امام معصوم غذا بخوری و چای بخوری اگر بفهمی می بینی که او را به تو داده اند – ما وقتی نمی فهمیم خود کوچک بین می شویم پست می شویم حقیر می شویم و برای جبران کمبودهای خود به سراغ امور وهمی و خیالی می رویم – ولی اگر من بدانم چقدر بواسطه سید الشهداء چقدر محترم عزیز و گرامی هستم و خدا چه منت بزرگی که امام حسین را بابایی من قرار داده است . شما نگاه کنید که پدران شما شاید آدمهای خوب یا بدی باشند . مسلمان یا کافر باشند تاجر یا مؤمن باشند – فاسق – تریاکی – معتاد – آدم کش – این مربطو به بدن شماست – هیچ وقت نباید بخاطر داشتن یک همچین پدری احساس ذلت کنی – که چرا پدر من چنین آدمی – شوهر من – داداش ام چنین آدمی هستند و چرا من در چنین خانواده ای متولد شدم.
این مال عوارض دنیایی – روحهای شما همه پاک و عزیز است به پاکی و عزت روح سید الشهداء علیه السلام مواظب باشید که خودتان را این جوری نگاه نکنید – با پول و ماشین و خانه و نوع همسر و شخصیت افرادی که با آنها زندگی می کنید خودتان را ارزیابی نکنید . چون خودت را کوچک می کنی – تو خیلی خیلی بزرگ تر از اینها هستی که بخواهی با چیزی از امورات دنیا عزت پیدا کنی و شرافت پیدا کنی . چیزی در دنیا نیست که بخاطر آن شرافت و بزرگی پیدا کنی – تو از همه اینها بزرگ تر هستی از همه عزیز تر هستی – اینها بخاطر تو آفریده شده اند.
در اصل دنیا به خاطر تو شرافت پیدا می کند دنیا بواسطه تو ارزش و قیمت پیدا می کند نه تو بواسطه دنیا وقتی تو قیمت خودت را بواسطه دنیا می دانی قیمت خودت را پایین آورده ای تو باید قیمت خودت را واسطه چیزی ببینی که خداوند بواسطه آن چیز تو را عزیز قرارداده آن امام حسین است که بابایی تو او را قرار داده است. فاطمه زهرا که مادر توست تو باید اینجوری خودت را نگاهکنی و هیچ وقت خودت را کوچک و ریز و کم ارزش نبینی و اگر خدای نکرده شیطان گولمان زد فکر نکنیم که با این غباری که از گناه روی ما نشسته آن گوهر وجودی ما از قیمت می افتد – اینجور نیست – چون گوهر ما از سید الشهداء است به این راحتی آلوده نمی شود – ما احتیاج نداریم برای گناه نکردن زور بزنیم – برای اینکه گناه نکنیم شما همین که حواست باشد که بابات امام حسین است و از یک خاندان بسیار شریف هستی ممکن است خاندان طبیعی ما شریف نباشد خاندان دنیایی و طبیعی ما شریف نباشد اما مهم نیست چون این دنیاست مهم این است که خاندان انسانی و آسمانی تو شریف است. حقیقت تو شریف است تو وقتی به این فکر می کنی اصلاً خودت حیفت می آید که خودت را آلوده کنی – چون می فهمی که خیلی قیمت داری و خودت را به دنیا نمی فروشی – دنیا خیلی خیلی کوچک تر از آن است – که بخواهد بهایی تو باشد حالا شما وقتی خودت را بزرگ تر از دنیا ببینی دنیا را کوچک تر از آن می بینی که بهایی تو باشد ببین آیا واقعاً دنیا ارزش دارد که تو بخاطر آن غصه بخوری یا سر کسی داد بزنی پرخاش گری کنی – یا دنیا می تواند تو را افسرده کند آنجایی که تو برای دنیا افسرده می شوی ما این است که تو خودت را کوچک تر از دنیا دیده ای کوچک دیده ای خودت را و افسرده نشده ای و الا اگر خودت را درست نگاه کنی می بینی که دنیا هیچی نیست – که تو بخواهی بخاطر افسرده و عصبی و پژمرده شودی و گرفتار شوی یا گناه بکنی – حضرت می فرماید از پستی دنیا همین بس که خداوند جزء در این عالم معصیت نمی شود جزء تو این عالم آدم وقتی متوجه می شود فرزند امام حسین است به راحتی کوچک نمی شود ریز نمی شود و به راحتی تحقیر نمی شود به راحتی عصبانی نمی شود چون قیمت دارد و حیفش می آید.
خیلی قیمتش بزرگ است . این را خوب ادراک کنید وقتی به این فقر ه می رسید از زیارت عاشورا خیلی تعمق کنید – برای همین است که 200 جلسه بیشتر شرح زیارت عاشورایی ، طول کشیده است . برای اینکه ما بفهمیم یعنی چه که ما بواسطه امام حسین گرامی داشته شده ایم . فاسئل الله . ای امام حسین از آن خدایی که تو را گرامی داشت و مرا بواسطه تو گرامی داشت این خواسته را دارم . حالا شما احساس می کنید که بواسطه امام حسین چقدر عزیز هستید یا نه اصلاً از رابطه خودتان با امام حسین خبر ندارید که چی هست. اصلاً شهود نمی کنید . نمی بینید . اگر ما اینجور بمیریم کور مرده ایم . ابداً وقتی ببینیم که ما کی بوده ایم در دنیا چقدر ارزش داشتیم و قیمت داشتیم خیلی می سوزیم. ببینید چقدر در زیارت عاشورا به ما احترام گذاشته اند. چقدر را بالا برده اند که تو می توانی جوری سید الشهداء بنشینی و بگویی اما بواسطه آن خدایی که تو را گرامی داشته و بواسطه تو گرامی داشته اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله علیه و آله و سلم. آقا مگر هر کسی لیاقت دارد انتقام خون امام حسین را بگیرد این خواستنی یک آدم است اگر امام حسین الان اینجا حاضر باشد یک آدم حسابی هیچ وقت خواسته دیگر غیر از این ندارد.
می گوید . باباجان – پدر جان ، عزیز من محبوب من ، من از خدا می خواهم انتقام خون تو را نصیب من کند آن هم همراه امام زمان خیلی حرف بزرگ است ما از روی نادانی از این فقرات رد می شویم . که من انتقام تو را بگیرم آن هم همراه امام زمان علیه السلام . این هوس یک آدم حسابی است هدف یک آدم اشرافی و بزرگ است . اشرافیت آدم ها از اینها معلوم می شود. یک نفر چقدر اشرافی است ؟ بسته به این است که چقدر هوس اشراف را می کند. چقدر می خواهد که با اشراف زندگی کند و چقدر هوس بودن با اینها را دارد. اگر بخواهیم همین فراز اکبر منی بک را شرح دهم 10-20 جلسه طول می کشد . ای کاش ما می فهمیدیم که چقدر عزیز و گرامی و محترم هستیم.
آن وقت ائمه و خداوند وقتی به ما نگاه می کنند با این قیمت های حیوانی که به ما نگاه نمی کنند که ما برای خودمان قائل هستیم که نگاه نمی کنند آنها با یک نگاه خیلی خیلی بزرگ به ما نگاه می کنند با همان قیمتی که ما را آفریده به ما نگاه می کنند. این جوری به ما احترام می گذارند. اما ما چون این زبان را نمی فهمیم یا اگر هم ؟؟؟؟ که خودمان را یا نبات یا جماد یا حیوان معنی کنید وقتی سراغ این الفاظ می آئیم سر حد نمی آید ، یعنی چه - فقط کملات عربی را می خوانیم – همین – بدون اینکه بفهمیم چه می شویم – فکر می کنیم که این کلمات فقط مقدس است و یک ثواب هم به ما می دهند. البته که ثواب می دهند ولی اینکه ادم دنبال ثواب باشد کجاو دنبال ادم شدن باشد کجا و رسیدن به هدف خلقت و دنبال شکوفا کردن گوهر وجود باشد کجا اللهم اجعلنی عندک و جبهه بالحسین علیه السلام خدایا مرا آبرو دار کن . خیلی حرف بزرگ است. خدایا قسمت می دهم به امام حسین که پیش تو عزیز است .مرا به حسین آبرومند کن نزد خودت . وجیه باشم پیش تو این دغدغه یک آدم است که تمام آرزوهای او این است که خدا او را دوست داشته باشد . البته خدا همه بندگان را دوست دارد. خدا کافران را هم دوست دارد این را می گویند رحمت رحمانیه اما خداوند یک دوستی ویژه و خاص و خصوصی دارد که ویژه مؤمنین است و آن رحیمیت است . شما همه عالم دوستتان داشته باشد معروف و مشهور باشی محبوب باشی در تمام دنیا و عکس تو را در خانه و روی لباس بگذارند اما بفهمی که خدا تو را دوست ندارد و پیش خدا عزیز نیستی پیش او آبرو نداری این ارزش ندارد. این خیلی مهم است . بعضی از افراد به بعضی از بزرگان آنقدر علاقه دارند که اگر بپرسند که آن بزرگ از دست آنها ناراحت شده شاکی شده ، از غصه می میرند. بچه های که با پدرشان رودربایستی دارند اگر بفهمند پدرشان از آنها ناراحت چقدر ناراحت می شوند یا فلان استاد و شخصیت یا ولی خدا آدم حسابی خیلی برایش مهم است . که خدا او را دوست دارد و یک دوستی ویژه هم دارد. خیلی برایش مهم است که پیش خدا عزیز و ؟؟؟؟ آبرومند باشد ما بیشتر دنبال این هستیم که پیش مردم آبرومند باشیم – مردم از ما تعریف کنند مدرم از ما راضی باشند ولی آدم حسابی اینجور نیست. چون جزء اشراف است به کمتر از پیامبر ان اصلاً راضی نیست . آنها باید مرا دوست داشته باشند آنها از من راضی باشند با آنها رفیق باشیم . هوس های او خیلی بزرگ است در دنیا اگر هیچ کسی او را تحیول نگیرد اصلاً برایش مهم نیست. اصلاً ناراحت نیست. واقعاً دغدغه آدم حسابی این است که خدا او را بپذیرد و خدا او را تأیید کند . خدا او را قبول داشته باشد. حالا بنشینیم فکر کنیم که ما چه آدمهایی هستیم . اللهم جعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام برای اینکه هر چه بیشتر شبیه امام حسین شوید وجیه تر می شوید . امام حسین مبنای وجهات است. وجیهترین شخص پیش خدا امام حسین است . آبرومندترین مخلوقات پیش خدا امام حسین است خیلی دارد ما نمی توانیم 100 ها جلسه را در یک جلسه بگوییم.
مسائل الله الذی الکرونی به موقتکم . من خواهش می کنم به این فراض ها دقت کنید و بروید دنبال فهم زیارت عاشورا که یعنی چه ؟ از خداوند ی که مرا بواسطه شناخت شما عزیز کرد. شما دست از عقاید شیعه بردارید و خارج شوید از این مملکت . بروید ببینید آنجا را که گاه را را پرستش می کنند بزرگترین و آبرودارترین چیزی را که شناختند گاو است . در این دنیا هست – گاو و بت – چقدر در این دنیا بت پرست هست و یا حیوانات دیگر حتی در این عالم افرادی هستند که مدفوع انسان را پرستش می کنند آدمهایی هستند که در دانشگاه عالی ترین ؟؟؟؟ را دارند اما معبودشان مدفوع انسان است . نجاست انسان را می پرسند حالا شما نگاه کنید که الله شما کیست ؟ الله شما کیست ؟ معبود شما کیست الگوی شما کیست تا بفهمید که فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم از آن خدایی که مرا گرامی داشت به شناخت و معرفت شما انسان قیمتشان را از روی معلوماتش و چیزهای که به آنه معرفت دارد می فهمد به هر چیزی که معرفت دارد قیمتشان همان است . معلوم شما هر چه باشد قیمت شما همان سات ارزش هر علمی به موضوع آن است راجع چه چیزی بحث می کنند. فیزیک در رابطه با ماده بحث می کند و ارزش هر انسانی به علم اوست . و معلوم او پس اگر موضوع علم شما خداست قیمت شما هم از او گرفته می شود. وقتی موضوع علم شما سید الشهداء معصومین باشند یا همان مظاهر خدا و خلیفه الله باشند. قیمت شما چقدر زیاد می شود. قیمت هر آدمی از هر چه می شناسد معلوم می شود. وقتی شما منت می گذارید جوانی می گذارید که چیزی را مطالعه کنید یا علمی را داشته باشید درسی یا رشته ای اگر بخواهید بدانی چقدر قیمت دارید قیمتتان به معلوماتتان است به نوع چیزی است که به او شناخت دارید و با او اتحاد برقرار کرده اید در معرفت نفس این بحث را داریم که انسان با معلوم خودش اتحاد برقرار می کند اصل اتحاد علم و عالم و معلوم . انسان نسبت به هر چه شناخت پیدا کند اتحاد پیدا می کند و یکی می شود و قیمت او به همان هاست. با آدمهای مختلف روبرو می شویم و چه کردیم دانش های مختلف دارند قیمت هر علم از موضوع آن معلوم می شود و قیمت هر عالم از علمش چون با او اتحاد برقرار می کند یک کسی معلومش معرف الله است خود خداست . پس قیمتش هم بالاترین است چون موضوع علمش بالاترین است این کجا که انسان در مورد خود خدا معرفت کسب کند و خدا را بشناسد . یعنی رب العالمین بشناسد . مالک یوم الدین را بشناسد . بدیح ؟؟؟؟؟و الارض را بشناسد تا اینکه انسان یک موجود پست را بشناسد.
در بخش آدمی قیمت آدمی به چیست . واسئل الله الذی اکرمنی به معرفتکم ، تو وقتی رسیدی به مظهر سید الشهداء با او اینگونه حرف بزن . ای امام حسین که خدا بخاطر شما مرا گرامی کرده قیمتی کرده . مرا خیلی قیمتی هستم وقتی شما را شناختم . شما پایتان را از این مملکت بیرون بگذارید . بروید هر جای عالم که می خواهید شما هر جای عالم می خواهید بروید و برگردید . آدمهای مختلف را می بینید می بینید که چقدر عزیز هستید موضوعات مردم دیگر را ببینید . معشوق های سایر افراد را ببینید بعد بیاید ببینید آیا معشوقه های دیگران با شما یکی هست یا نه .
این اصل یادتان نرود در انسان شناسی که ارزش هر انسانی به علم اوست چون با علم و معلوم خودش اتحاد پیدا می کند باز یک اصل دیگر داریم که ارزش هر انسانی به معشوق اوست بسته به اینکه عاشق کی هستی . عاشق چی هستی . نوع هوس آدم شخصیت او را نشان می دهد. خطرهایی که می بینید. خدا رحمت بکند مرحوم مطهری را فرمود شما از روی خواب هایتان می توانید بفهمید چه قیمتی دارید. چون انسان معشوق خودش را در خواب می بیند چون اگر چیزی معشوق انسان شود انسان با فکر او می رود در رختخواب – شما دقت کنید هر روز یک مطلبی که برای شما از همه چیز قیمتی تر باشد . شب که می خواهید بخوابید با ارزش ترین موضوعی که برای تو ارزش دارد و لذت دارد با و در رختخاب است و تو را ول نمی کند اصلاً موقعه تنهایی ، سکوت و خواب شما ببینید به چه چیزی فکر می کنید ؟؟؟ شما همان است.
این درس انسان شناسی مهمی است . ؟؟؟؟؟ خدا و اهل بیت ما را به خودمان می شناسند ارزش هر آدم به معشوق اوست. حالا قیمت من چقدر است . می گوید برو در یک حالت خلوت که مشغله نداشته باشی خودت را رها کن ببین چه چیزی سراغ تو می آید فکر تو کجا می رود دغدغه تو کیست. دغدغه ما معمولاً یک روز فرش ، یک روز لباس ، ( اتومبیل ، تلفن همراه به همان قیمت در می آیی – خداوند تبارک و تعالی در قرآن وقتی می خواه قیمت شما را بگوید و شما را بالا ببرید. می فرماید و خدا را یاد کنید ایستاده – نشسته و خوابیده – معشوق خوابیده و رختخواب تو من باید باشم- وقتی می خوابی یا من باش درنشستن و ایستادن یاد من باش ، چه کسی غیر خدا به ما این چنین می گوید . ما الان نمی فهمیم بعد از مرگ می فهمیم که خدا به ما می گوید که تو معشوق های دیگر داشتی ، شب تا صبح خواب بانک و پول و اتومبیل و طلا می بری . خواب آنها قیمت آنها را به او می گوید . معشوق های تنهایی انسان قیمت انسان را به او می گوید چون از این راحمت میتوانی قیمت خودت را بفهمی . زیارت عاشورا را درست بخوانید تا یک انسان شناس بار بیاید. زیارت عاشورا را مملو از درسهای انسان شناسی است.
من به بعضی از عزیزان گفته ام تا الان که 200 جلسه زیارت عاشورا شرح داده ایم حاضرم از اول باز شروع کنم و حرفهای بزنم جدیدتر از حرفهای آن 200 جلسه که تا حالا نشنیده باشی – آنقدر حرف دارد زیارت عاشورا.
فأسل الله الذی اکرمنی معرفتکم و صرفت اولیائکم.
در ماه محرم می خواستم پیوندی بر قرار کنم بین محرم و انسان شناسی که بدانیم عاشورا و محرم جدایی از درس ما نیست. اگر شما انسان شناس خوبی باشی – محرم ار می شناسی . عاشورا را می شناسد زینب را می شناسد.
و شما تا این نشوید نمی توانید بفهمید که چرا شهدایی عاشورا آن اقدامات را کردند. و چرا سیدالشهداء هر چه که بچه هایش بیشتر کشته می شوند و عزیزانش قدرتمندتر و شادر می شوند . چون سیدالشهداء یعنی یکپارچه و یک تکه انسان – حیوانیتی وجود ندارد بنابراین دقت کنید به قیمت های خودتان اگر این قیمت را فراموش کنید مجبورید ببینید چه کسی شما را دوست دارد و چه کسی دوست ندارد. بعد خار و ذلیل می شوید . اگر یادت برود که قیمت تو چقدر است آن وقت مجبورید بین آدم ها در طبیعت دنبال این هستید که یک نفر به تو قیمت بدهد. یکنفر یا چیزی به تو ارزش بدهد گاهی اوقات ما گدایی عاطفه یک آدم هستیم و تو چه آدم با دوست داشتنش به ما قیمت دهد.
ولی گاهی اوقات بعضی از انسان ها با پارچه و چینی و پشم و تلفن و خانه و آجر و فلزات قیمت می گیرند اینها بدبخت تر هستند. اگر شما بدانید به معنی حقیقی بچه های امام حسین هستید هیچ وقت از اینکه کسی از شما خوشش بیاید یا نیاید تأیید بکند یا نکند اصلاً مهم نیست برای تو اصلاً ارزش ندارد برای تو امیرالمؤمنین می فرماید : ما حاضر بودیم بخاطر خدا حتی پدر و مادر و خواهر و برادر خود را بکشیم در صدر اسلام – این یک آد حقیقی است . ولی یک حیوان می گوید این کار خشن است. زیارت عاشورا خشن است نخوانید . این هم خشن است چون نمی فهمد یک حیوان نمی فهمد که وقتی علی اکبر در راه معشوق تکه تکه می شود چقدر قشنگ است. یک آدم می فهمد وقتی زینب کبری می فرماید و رأیت الا جمیلا – جز زیبایی ندیدم یعنی چه ؟ آدم فقط می فهمد و ما تا نفهمیم ملحق به آنها نمی شویم . ممکن است نماز بخوانیم – روزه بگیریم حج داشته باشیم . عبادت بکنیم اما ما به قول پیامبر جانوران مسلمان خواهیم بود نه انسان های مسلمان به قول علی علیه السلام الصوره صوره الانسان و القلب قلب الحیوان – قلب، قلب حیوان است و صورت، صورت انسان .
جلسات آموزش معارف نباید تعطیل بشود به هر قیمت . معصیت دارد که انسان بتواند در یک جلسه علمی – معنوی شرکت کند بدون دلیل شرکت نکند .