جلسه 033 - ولایت
شماره جلسه
33
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1378
ماه
1
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - ولایت

خوب امروز روز اول محرم است دو ركعت نماز داشت و يك دعاست از پيامبر (ص) روز سوم كه خيلي روزه اش اهميت دارد به خصوص براي حل مشكلات اثر زيادي دارد .

مي خواستم در مورد آمادگي محرم صحبت كنم ولي بحث ولايت را ادامه مي دهيم كه اصل و اساس واقعه كربلا همين محوريت ولايت است ، بحث اين جلسمون انحصار ولايت به خداوند تبارك و تعالي است كه انشاءالله اين بحث را به اتمام مي رسانيم و از جلسه بعد بحث براهين انحصار ولايت را در مورد خداوند خواهيم خواند آياتي كه در مورد انحصار ولايت در مورد خداوند تبارك و تعالي هستند به دو قسمت تقسيم مي شوند آياتي كه به طور مستقيم با ما مي گويند كه هيچ كس جز خداوند وحي خلق نيست و مردم هيچ ولي جز خداوند تبارك و تعالي ندارند دسته دوم از آيات ، آياتي هستند كه به طور غير مستقيم اين مطلب را به ما مي گويند امروز ابتدا از آياتي شروع خواهيم كرد كه غير مستقيم مطلب را بيان مي كند . اولين آيه ، آيه 45 از سوره ي مباركه نساء كه مي فرمايد « والله اعلم باعدائكم وكفا بالله ولي و كفا بالله نصيرا » خداوند آگاه تر است به دشمنان شما و او براي ولايت و همچنين براي نصرت كافي است . در مورد « ولله اعلم باعدائكم » در مباحث مقدماتي ولايت توضيحاتي را داديم اما اينكه « و كفا بالله ولي و كفا بالله نصيرا » يعني چي ؟ يعني خداوند هم از جهت ولايت كافي است و هم از جهت نصرت . ولايت را كجا به كار مي برند ؟ و نصرت را كجا ؟ ولايت آن جايي است كه كاري از مولا عليه ساخته نيست مثل بچه اي كه هيچ كاري ازش ساخته نيست ، مي گوييم ولي بچه . بچه ضعيف مطلق است رهايش كنيم به حالت خودش دوامي نمي آورد . دائما بايد مراقبت شود تا حياتش به خطر نيافتد و بقا پيدا كند . اما وقتي اين بچه بزرگ شد روي پاي خود ايستاد و به حد بلوغ رسيد اين طور نيست كه مراقبتهايي را كه اوايل مي خواست ، بخواهد .

احتياج به نصرت و كمك كردن دارد . مي فرمايد خداوند هم از جهت ولايت كافي است و هم از جهت نصرت كافي است براي شما . در آيه بعدي كه آيه 41 سوره ي مباركه ي عنكبوت است مي فرمايد كه « مثل الذين تخر امن دون الله اولياء.... عنكبوت من تخذا ...... و ان اوهن ......عنكبوت لوكان .......» اين جا هم اين را مي خواهد بيان كند كه از غير خدا كاري بر نمي آيد كه شما بخواهيد تكيه به غير خداي تبارك و تعالي كنيد كاري از دستشان بر نمي آيد ، مثل كساني كه غير از خدا را ولي گرفتند ، به سراغ غير خدا رفتند به عنوان ولي شان « كمثل العنكبوت » مثل عنكبوت است « اتخذت بيت و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كان يعلمون » آية الله جوادي آملي در ولايت در قرآن شان اين بحث هايي كه دارم خدمت تان عرض مي كنم كه در اين كتاب شريف است مي فرمايد كه اين آيه تشبيه يعني اين ، تشبيهي كساني كه غير خدا را ولي قرار مي دهند مثل عنكبوتي است كه خانه اي را قرار مي دهد . مي فرمايد منظور اين است كه مثل عنكبوت است كه آن تار ها را خانه خود قرار مي دهد يعني انسانهايي هستند كه تار عنكبوت را براي خودشان خانه قرار مي دهند منظور اين است كه جايگاه محكمي هم نيست .

يعني تكيه به غير خدا اين جوري است . مثل اينكه بخواهي با تار عنكبوت براي خودت خانه بسازي و محفوظ باشي و بعد مي فرمايد : « و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كان يعلمون » اگر ببينيد متوجه خواهيد شد كه سسترين خانه ها ، خانه عنكبوت است ، يعني تكيه به غير خدا احمقانه ترين كار است .

قبول ولي غير از خدا احمقانه ترين كار است . مثلا كسي كه بخواهد خانه بسازد با تار عنكبوت براي خود خانه بسازد و توي آن محفوظ بماند از حوادث . چقدر اين كار احمقانه است چقدر ضعيف و سست است اين فعل مي فرمايد تكيه به غير خدا هم ، همين طور است . آيات دسته دوم كه به طور مستقيم ولايت خدا را مطرح مي كنند و مي گويند خدا ولي است ولي اگر هر كس غير خدا را ولي قرار دهد كار اشتباه است اين جا مي گفت كه بدانيد كه خدا ولي است به طور مستقيم و اگر كسي غير خدا را ولي قرار دهد به جايي نمي رسد اين جا مي خواهد بگويد اتخاذ كسي ديگري غير خدا را ولي كند براي انسان مضر است مي فرمايد يك كار اشتباه است و كار خوبي ندارد اين كار « و انذر به الذين يخافون ان يحشرون بها ربهم ليس لهم من دون ولي ولا شفيع لعلهم يتقون » سوره ي مباركه انعام آيه 51 . بترسان مردم را كساني را كه « يخافون ان يحشرون » ترس قيامت را دارند . مي ترسند از اينكه محشور شوند . بها ربهم به سوي خدا محشور شوند كه چي ؟ كه « ليس لهم من دونه ولي و لا شفيع لعلهم يتقون » كه اين ها هيچ ولي و شفيعي غير از خدا ندارند « لعلهم يتقون » شايد كه پرهيزگار شوند . نكته خيلي جالب رابطه اين اعتقاد است كه خداوند فقط ولي ماست با تقوا يعني اگر كسي نتواند خدا را به عنوان ولي خودش بگيرد و تكيه به خدا نكند نمي تواند حتي به تقواي خودش هم تكيه كند چون وقتي خدا را كنار گذاشتم و وابسته به ديگران شدم ديگران را ولي خودم دانستم ديگران را صاحب تصرف و استقلال و يا حتي مشارك به صورت شريك خدا در نظر گرفتم در سرنوشت خودم حتما به سمت بي تقوايي خواهم رفت . اگر كسي بخواهد تقوا را رعايت كند ، بايد اين توحيدش قوي باشد به اين معنا كه غير از خدا را ولي خودش قرار ندهد . مي فرمايد كه اين ها هيچ شفيعي ندارند به همه شان بگو پيامبر ، بترسانشان « انذر » وقتي كه مي گويي بترسان اين ها غير از خدا شفيعي ندارند يعني ترسناك است .

يعني اگر كسي رفت ، به سراغ غير خدا آسيب خواهد ديد . اگر غير خدا را ولي گرفت آسيب مي بيند . و اين آسيب يك آسيب كمي هم نيست . بعد انشاءالله مفصل توضيح خواهيم داد .در اين باره در سوره مباركه انعام آيه 62 مي فرمايد : « ثم ردّ الا الله مولاهم الحق لهل علي لهل الحكم و هو الا سرء الحاصلون » كه انسانها بازگشت داده مي شوند كه ردُّ به چي ؟ « الا الله مولاهم » به سوي خدا ، كه اين خدا كي است ؟ « مولا هم الحق»مولاي حق آن هاست ، ولي حق آن هاست . ولي حق و باطل را هم جلسه قبل توضيح داديم گفتيم اگر خدا ولي بود ولايت حق است ولي اگر غير خدا ولي بود ولايت حق نيست . « لهل علي لهي الحكم و هو الاسرء الحاصلون » حكم ، حاكميت و دستور فرمانروايي مخصوص كي است ؟ مخصوص خداست . چه در مسائل تكويني و چه در مسائل تشريحي ، هر دو مخصوص خداوند تبارك و تعالي است . در سوره ي مباركه ي يونس آيه 30 مي فرمايد « هنالك التبل كل النفس ما اسلفت و ردّ الا الله مولاهم الحق ضلّ انهم ما كانوا يفترون ». هنالك يعني اين جايي كه هست در قيامت « تبل كل النفس ما اسلفت » روشن مي شود براي هر كسي هر نفس كه چه چيزي براي خودش فرستاده چه چيزي انجام داده روشن مي شود . و ردّ الاالله مولاهم الحق بازگردانده مي شوند . به خداوند كه مولاي حق آنهاست . ضل انهم ما كانوا يفترون . يعني چي ؟ ضلّ يعني چي ؟ گمشدن – يعني آنهايي كه متولد آن سمت مي شوند و محشور مي شوند به سوي خداي خود شان ، در آن جا ، آن چيزي هايي كه به عنوان ولي گرفته اند نخواهند ديد ، چيز هايي كه فكر مي كردند در دنيا ولي آنهاست و به دردشان مي خورد .

مثلي در قرآن دارد و چندين آيه در قرآن است كه در قيامت به اين ها مي گويند كه « عين اشركاء .......نذهب » شركايي كه فكر مي كرديد من دارم كجا هستند . بگوييد بيايند كمك هاي شما كي است . اوليايتان كي ها هستند آن هايي كه در دنيا به آنها تكيه مي كرديد كجا هستند ؟ اگر واقعا اولياي انساني باشند انسانهايي را كه ولي خودشان قرار داده اند مي آورند . فرعون ، نمرود تمام طاغوتيان را مي آورند كه اين ها را با خودشان محشور خواهيم كرد . چون فرمود « يدعا كل ......امام » هر گروهي با امام خودش محشور مي شود ولي هر كس بود با او محشور مي شوي .

در روز قيامت مي فرمايد خدا كه اين ها ولي شان حق نبوده با من كه نبوده « و ضل انهم ما كانوا يفترون » آن چيز هايي كه افترا مي بستند و فكر مي كردند به دروغ و ولي حساب مي كردند يا ولي معرفي مي كردند خبري از آن ها نيست ديگر .

به عنوان ولي . ديگر خبري از آنها نخواهد بود . در سوره ي مباركه حج آيه 12 و 13 مي فرمايد كه « در مورد كساني كه غير خدا را ولي قرار مي دهند . « يدعوا من دون الله ما لا يضره و لا ينفعه يدعوا لم يضره اقرب ....»

داره راجع به مولا هاي بد صحبت مي كند مي فرمايد كه اين جور افراد « يدعوا من دون الله ما لا يضره و لا ينفعه » به غير از خدا دنبال كساني بودند كه نه مي توانستند به آنها ضرر بزنند و نه مي توانستند منفعت برسانند كاري نمي توانستند انجام دهند .

« ضر لمن ضره اقرب من ...» كساني را ولي قرار مي دادند و كساني را مي خواندند كي اين ها ضررشان نزدكتر بود تا نفع شان يا اينها به ضرر نزديكتر بودند تا به نفع بين چقدر قرآن با ما صريح صحبت مي كند حالا يك كسي حقيقتا دست از خدا بردارد از ولايت خدا دست از استمداد از خدا بردارد اين « اياك نعبد و اياك نستعين » يعني همين ، يعني فقط تو را عبادت مي كنيم و تنها از تو ياري مي جوييم كسي نيست غير از تو كه ما را ياري كند كسي تواني ندارد كه ما را كمك كند . « لا حول و لا قوّة الا بالله » اگر اين را رها كردي به شرك دچار مي شوي . آن موقع است كه مي گويي ديگر نمي توانيم ما توي اين نظام شركت كنيم و در اين دنيا مگر اينكه به يكي از ابر قدرتها وابسته باشيم . بدون آمريكا نمي شود اين صحبتهايي كه الان توي روزنامه ها زياد شده و دائما ما را سوق مي دهند به رابطه با آمريكا و ما چاره اي جز رابطه با آمريكا نداريم يا چاره اي جز رابطه با غرب نداريم براي همين است . اين ها يك مشت مشرك هستند در لباس مسلماني و بعضي وقتها در لباس انقلابي . در لباس دين حتي در لباس روحانيت مشرك هستند . تعارف بردار نيست . كه ما بدون ارتباط با امريكا نمي توانيم كاري بكنيم اگر بخواهيم اوضاع مان درست شود بدون ارتباط با آمريكا نمي توانيم كاري بكنيم پارسال مقام معظم رهبري سخنراني خيلي زيبا در رابطه با ارتباط نظام با آمريكا كرد تمام اين حرفهايي را كه ما خدمت تان زديم ايشان همين قالب را در مورد رابطه با آمريكا بود . آخرش يكي از آن مواردي كه بود آياتي بود كه من اينجا خدمتتان عرض كردم . مي فرمايد كه رابطه با آمريكا هيچ كاري نمي تواند براي ما بكند فايده اي براي ما ندارد . اين را از گوشتان بيرون كنيد كه رابطه با آمريكا خاصيتي براي مملكت دارد اين جور نيست . امام امت (ره ) فرمود چي ؟ فرمود در جريان قطع رابطه ايران و آمريكا قرار گرفتيم . اين را به فال نيك مي گيريم . كافر اگر در تمام عمرش يك كار صحيح كرده باشد همين است . اين را به فال نيك مي گيريم . ما در پيام هاي بعدي فرمود خدايا ما جز تو كسي را نمي بينيم . نمي خواهيم . و سراغ نداريم . و نخواسته ايم كه ببينيم . اين هم مهم است يعني نه تنها كسي را جز تو نمي بينيم بلكه اين طور نيست كه جز تو كسي را نبينم به خاطر استراري كه از كسان ديگري به دست ما آمده . خداوند تبارك و تعالي در قرآن مي فرمايد بعضي ها كه به سراغ بعضي هاي ديگر مي روند دل مي دهند به غير خدا و راه غير خدا را مي روند مي زنيم توي ذوقشان بلا برايشان نازل مي كنيم اتفاقا از همان كسي كه فكر مي كردند خير بهشان مي رسد چي مي رسد ؟ شر مي رسد . بعد كه سرخورده مي شوند بر مي گردند سراغ ما بلا برايشان مي فرستيم بلكه برگردند . «‌لعلهم يرجعون » چند بار در طول سال آنها را مبتلا مي كنيم به بلا ها تا بر گردند يك موقع اين طوري است كه انسان به سراغ غير خدا مي رود كوفتش مي شود و برمي گردد و مي فهمد كسي جز خدا ندارد . يك موقع است كه از اول به سراغ غير خدا نمي رود ، نمي خواهد كسي جز خدا را ببيند « اياك نعبد و اياك نستعين » فقط از تو كمك مي خواهيم به كس ديگري كاري نداريم . امام ( ص) فرمود كه ما غير از تو كسي را نمي خواهيم ببينيم . نخواسته ايم كه به غير از تو تكيه كنيم . از اولش نخواستيم . مقام معظم رهبري در مورد با آمريكا فرمودند رابطه با آمريكا اساسا براي ما مفيد نيست هيچ سودي نخواهد داشت . بعد توي مرحله بعد فرمودند رابطه با آمريكا براي ما مضر هم هست و بعد معرفي كردند كشور هايي را كه با آمريكا رابطه برقرار كردند و اوضاعشان را تعريف مي كند كه چقدر آسيب ديده اند كدامشان خير ديده اند . يك كشور كه رابطه برقرار كرده باشد با غرب و آسيب نديده باشد را شما بگوييد روز به روز غرب بر آنها حاكميت بيشتري پيدا نكرده ؟ روز به روز به ذلت نزديكتر نشده عجيب اين است كه سر سپرده هاي غرب در كشور ما كه الان در روحانيت هم نفوذ كرده اند كساني هستند كه 20 سال عزت را ديده اند - ديده اند ما جز خدا كسي را نخواستيم ببينيم تحت رهبري ولايت فقيه ، چقدر عزيز شديم چقدر آنها منت كشي مي كنند و چقدر هم با قدرت پيش رفتند با اين حال مي خواهند ما را ذليل كنند . اين زشتترين انديشه است كه يك ملت را اسير كنند . خيلي انديشه بدي است وابستگي و سر سپردگي و اساسا هيچ كس در انديشه تمايل ارتباط با شياطين و مستكبرين پيدا نمي كند مگر اينكه از نظر شخصيتي در درون شكست خورده باشد . اين را بدانيد يعني تا كسي تسليم فرعون درونش نشود ، تسليم فرعون بيروني هم نمي شود .

اين خبري است كه قرآن به ما مي دهد اين جوري نست كه ما فكر كنيم يك نفر عقل سليم داشته باشد ايمان صادق داشته باشد بعد با داشتن عقل سليم و ايمان حقيقي بخواهد ما را در دام ابر قدرت ها بياندازد . ما را به سمت ارتباط با دشمنان مان ببرد. اين جوري نيست . آن كسي كه دم از ارتباط با غرب مي زند حقيقتا از نظر ديني و عقلي معيوب است يعني در درون خودش تسليم هوا و هوس است . و هركس مي خواهد باشد روحاني باشد ، سابقه دار باشد ، انقلابي باشد ، يار امام باشد ، هيچ فرقي نمي كند . مگر ما چقدر يار امام و پيغمبر داشتيم كه از راه به در شدند بخوانيم تاريخ را . يار امام بودن و آن هم امام معصوم يار پيغمبر بودن كمكي به آنها نكرد توي مغلوب شيطان شدن حالا اگر كسي يك زماني يار اما بوده دليل مي شود كه عصمت دارد و درست مي گويد نه – آن هايي كه ما را به سمت آزادي هاي نامشروع مي كشند به اسم آزادي به اسم اينكه با نبايد سخت بگيريم همه كساني هستند كه در درون خودشان شكست خوردند . يعني موحد نيستند حقيقيتا . آدم هايي هستند كه ضعيف هستند از نظر اعتقادي آدم هايي كه وقتي مي گويند اياك نعبد و اياك نستعين از همه ي وجود شان بر نمي گردند .

علت حالا چرا اين جوري مي شود . علتهاي مختلفي دارد چند تا را بگويم :

رياست طلبي ، قدرت طلبي ، طعم شيرين رياست و قدرت را مي چشند و ديگر ضعيف مي شوند اين ضعف ، ضعف مي آورد براي انسان ، اين انسان دائما احتياج به مراقبت و محاسبه و رياضت دارد . اگر يك جايي ضعيف شد اگر بخواهد ارتباطش با خدا ضعيف شود حتما طاغوت نفس او را به زمين خواهد زد . حتما به موضع تكبر خواهد افتاد . براي همين است كه خداوند براي بزرگان و رئسا و وزيران اين همه سختگيري دارد . اميرالمومنين (ع) اين همه سختگيري دارد در نامه اي كه به مالك اشتر مي نويسد در مورد فرماندهان و رئسا ، شرايطي را مي گذارد . به مالك مي گويد اگر تو والي موفقي مي خواهي باشي بايد قسمت زنده وقتت را براي خدا بگذاري . تو خلوت بگذارني تا بتواني رئيس موفقي باشي مدير موفقي باشي موفقيت از نظر امير المومنين (ع) در باره ي يك مدير ، قبلا توضيح داده ايم ، اين است كه ساعتهاي زنده اي را خلوت كند با ماواي طبيعت كسب قدرت بكند ، براي پيامبر نماز شب واجب است . مقام معظم رهبري فرمود : خواص اهل حق است كه چرب و شيرين دنيا آنها را به سمت باطل گرايش نمي دهد . و الا نمي توانند موضع گيري درستي بكند ، يادمان نرود اين فرمايشات ، ساده از كنار اين ها رد نشويم ، قوي ترينن تحليل ها را ما الان از ايشان مي شنويم تحليل هاي ديني ، تحليل هاي سياسي ، از ايشان داريم مي شنويم . دقيق . لذت طلبي و غلبه لذت جويي همان چرب و شيريني كه ايشان فرمودند اين از عواملي است كه يك نفر مومن و متديني را و يك خالص را كسي كه در جبهه خواص اهل حق است را زمين مي زند و بعد ديگر نمي تواند به آن استحكامي كه روز اول بود باشد شما الان ادعاي ارتباط و ضرورت ارتباط با آمريكا دارند مي گويند كه يك زماني خودشان را پرچم دار مبارزين با آمريكا مي دانستند . خوش بينانه ترين تحليلي كه از اين ها مي توانيم بكنيم اين است كه آقايان ضعيف شده اند در درون شكست خورده اند . اگر نگوييم كه از اول شكل دار بوده اند ، اگر نگوييم از اول ريگي توي كفش شان بوده خوش بينانه ترين تحليل اين است كه الان اين ها از دايره توحيد خارج شده اند و نمي توانند جلوي ابرقدرتها بايستند ترس دارند از اينكه مقاومت كنند در مقابل استكبار . مي خواهند ملت را به ذلت بكشانند . مي گويد دنبال كساني هستند كه حداقل ضرر شان بيشتر از نفع شان است . « لبعث المولا و لبعث النصير» خدا فرمود چي ؟ « كفا بالله ولي و كفا با لله نصيرا » در مورد اين ها فرمود چي ؟ بد مولا و بد ياري هستند اين ها ، مولاي بدي هستند و ناصر خوبي نيستند .

در مورد كشور هاي اسلامي نگاه كنيد كه چگونه خودشان را به دام آمريكا مي اندازند و مي گويد بدون آمريكا كاري نمي توانيم بكنيم . امريكا يك حقيقت است بايد پذيرفتش خيلي قشنگ توي الفاظ خيلي اتو كشيده آمريكا يك حقيقت است بايد پذيرفتش ، غرب يك حقيقت است بايد پذيرفت غرب را ، به چه معنا بايد پذيرفت ، به معناي دخالت دادن توي سرنوشت ماهست به معناي حاكم كردن آن ها است حتي قرآن به ما اجازه نمي دهد كه آنها را دوست داشته باشيم چه برسد به اينكه ولايتشان را بپذيريم ، از نظر انسان دوستي مي فرمايد به اندازه اي كه انسان دوستي اقتضا مي كند ، اما حتي حق نداريم ولايت و دوستي بين مومنيني است به اين اندازه آنها را دوست داشته باشيم چنين اجازه اي را به ما نداده قرآن حالا در ولاء منفي توضيح خواهيم داد . همچنين اجازه اي را ما نداريم . اين كه شما مي گوييد غرب يك حقيقت است بايد پذيرفت يعني چي ؟ شما به ما بگوييد يعني الگو مي خواهد به ما بدهد . چه درتوسعه اقتصادي ، چه در توسعه سياسي ، چه در مسائل ديگر ، تو كجا مي خواهد به ما الگو دهد . اگر او قرار است ولي شما شود و به شما الگو دهد كه اين را خداوند تبارك تعالي نهي مي كند . « لبعث المولا و لبعث النصير » خيلي زيباست .مي گويد كمك كننده خوبي نيست . تمام كساني كه به آمريكا و غرب تكيه كردند يا به شرق كه يك موقع به دادشان برسند اين جوري نشد . غرب ثابت كرد كه هيچ چيز را جز اسرائيل قبول ندارد و اساسا اسرائيل است كه فرمانروايي ميكند بر غرب . و بعد ها هم بيشتر ثابت خواهد شد ، اين دو دسته از آيات قرآن بود كه به طور غير مستقيم ولايت خدا را معرفي مي كرد مي فرمود انحصار ولايت خدا را مي گفتند دسته اولش آياتي بود كه فرمودند خدا ولي است و ديگران را ولي نبايد اتخاذ كنيد . دوم آياتي بود كه مي گفتند انتخاب غير خدا مضر است . دسته اول كه خودش به دو دسته تقسيم ميشوند و دسته دوم خودش به طور مستقيم ولايت را معرفي مي كند و خدا را به عنوان ولي ما معرفي مي كند . در سوره ي شورا مي فرمايد : « ام تخذوا من دونه اولياء في الله هو الولي » گمان مي كنم آيه 9 هست يعني آيه هشتم باز در مورد ولايت است كه جز آن دسته اول است كه به صورت غير مستقيم بيان مي كند ، مي فرمايد كه « و ظالمون ما لهم من ولي و لا نصير» ظالمين هيچ ولي و نصيري ندارند . بعد مي فرمايد كه « ام تخذوا من دونه اولياء في الله هو الولي » مستقيم بيان مي كند آيا مشركان غير خدا را ياور گرفته اند . « في الله هو الولي » خدا فقط است . هو وقتي مي آيد جلو هست را مي رساند « في الله هوالولي » خدا اوست ولي . يعني فقط خدا ولي است . كسي ديگري ولي نيست . بعد ادامه اش مي فرمايد كه « و هو يحلل موتا هو و علي كل شيع ولي » دليل ولايت را بيان مي كند اين ها براهيني است كه بعدا برهانهاي مختلف خدمت تان عرض مي كنيم حالا اين جا بد نيست اشاره اي بهش بكنيم دليل اينكه چرا خدا ولي است و غير خدا ولي نيست . اشاره به چي مي كند . به قدرت خدا مي كند مي فرمايد اگر كسي مي خواهد ولي باشد بايد صاحت قدرت باشد « وهو يحلل موتا » در حالي كه خدا هست كه مرده ها را زنده مي كند « و هو علي كل شي ولي » اوست بر هر كاري توانا . بنابراين اگر كسي خواست ولي بگيرد بايد ولي بگيرد كه قادر به هر كاري باشد جلوي هر ضرري را بگيرد و هر نفعي را بتواند به ما برساند « في الله هو الولي و هواليحلل موتا و هو كل شي ولي » خداست كه مرد ها را زنده مي كند و بر هر كاري تواناست حالا انشاءالله اين هم يكي از براهين است در برهان قدرت ، جز خدا كسي نمي تواند ولي باشد اين را انشاءالله بعد در براهين توضيح خواهيم داد . در سوره ي مباركه شورا آيه 28 مي فرمايد « و هوالذي ينضل الغيب » باز مسئله قدرت خدا را مطرح مي كند در نهايت خدا را به عنوان ولي معرفي مي كند « و هوالذي ينضل الغيب من بعد ما قنت و ينشروا رحمة و هو الوليّ الحميد » باز قدرت خود را به عنوان دليل ولايتش . مي فرمايد اوست خدايي كه « ينزل الغيس» باران را براي شما نازل مي كند :« من بعد ما قنت » بعد از اينكه شما مايوس بوديد خدا بود كه براي شما باران را مي فرستاد « و ينشروا رحمة » رحمت خود را براي شما پراكنده مي كند « و هو الولي الحميد » در اين جا حضرت آية الله جوادي آملي فرمودند كه و هوالولي الحميد را اين طور معرفي كردند . فرمودند كه او ولي است كه محمود مطلق است . يعني هر حمدي مخصوص كي ؟ همه حمد به او بر مي گردد و هر حمدي از هر حامدي نشات بگيرد متوجه خداست . چرا ؟ چون حمد در برابر نعمت است يعني ما نعمت را مي گيريم بعد چه كار مي كنيم حمد مي كنيم « و ما بكم من نعمت من الله » در سوره ي مباركه نحل آيه 53 فرمود هيچ نعمتي به شما نمي رسد مگر از جانب خدا . اگر هر حمدي بعد از نعمت است پس همه ي نعمتها هم از جانب خداست هيچ نعمتي به شما نمي رسد مگر از جانب خدا .

پس وقتي همه ي حمد ها براي نعمتها و همه نعمتها مال خداست پس همه ي حمد ها هم مال خداوند است . پس غير از خدا محمودي نخواهد بود لذا فرمود الحمدلله حمد مخصوص خداوند است اين جا هم باز همين طور . « هوالولي الحميد » باز چي را مي رساند ؟

حمد را مي رساند . اوست فقط ولي حميد انشاءالله از جلسه بعد مي رويم سراغ براهين انحصار ولايت در مورد خدا كه چرا خداوند ، او ولي منحصر انسان است و كسي ديگر ولي انسانها نخواهد بود . اين بحثها انشاءالله پايه هاي بسيار محكمي براي مسائل عقيدتي و سياسي و همچنين مسائل اخلاقي ما خواهد بود بدون توجه به اين ها ما نمي توانيم يك پايه محكم عقيدتي ، سياسي در وجود خود مان بنا كنيم . صلوات

اين كه ما مي گوييم اين ها از كساني كه اعتقاد اين چنيني دارند كه كسي غير از خداوند هم ولايت ما را بگيرد از ولايت توحيد خارجند يعني مومنين مشرك هستند نه اينكه كافر هستند ، ما منظور مان اين نبود كه كافرند بحث ما سر ارتباط مقطعي نيست بحث ما سر قبول سركساني است كه اعتقاد دارند اساسا ما بدون آمريكا كاري نمي توانيم بكنيم ولي يك موقع است اقتضاء زمان ايجاد مي كند كه ما را آمريكا ارتباط بر قرار كنيم به عنوان يك كشوري كه طلب كار نيست و نمي خواهد بر ما مسلط پيدا كند مثل ساير كشور ها كه طلبكار نيستند و نمي خواهند سلطه پيدا كنند . مي خواهند ارتباط داشته باشند فقط . صرفا ارتباط است . ما تا اين حد مي پذيريم . ولي فقيه هم تشخيص مي دهد اين را ، حالا صرفا يك كار شناس باشند دليل نمي شود كه ولي فقيه تشخيص مي دهد كه ما الان با اين كشور مي توانيم ارتباط برقرار كنيم يا نه . اين كشور الان در ارتباط با ما مي خواهد حاكم باشد يا نه . چنان ما با شوروي هم آن موقع ارتباط برقرار كرديم . با فرمان امام . و بعد هم ثابت شد كه شوروي توان تسلط بر ما را ندارد جنگ و دعوا و درگيري آن چناني هم ندارد . اهل شيطنت نسبت به ما به معنايي كه در آمريكا است نيست . امام اجازه داد و مقام معظم رهبري هم اجازه دادند ولي آمريكا ثابت كرده كه الان از ما طلبكار است . وقتي بودجه تحصيل ميكند براي مبارزه با ما و وزير دفاعش مي گويد بايد ريشه ملت ايران را خشك كن ديگر معلوم است كه اگركسي بخواهد و خواهان ارتباط با اين كشور شود حتما در اعتقاداتش بايد شك كرد . بحث كارشناسي و بحث اقتضاي زمان بحث ديگري است منظور ما اين نيست منظور ما اين است كه اساسا عده اي كه الان دارند استناد مي كنند به لزوم ارتباط با آمريكا كاري با فرمايشات مقام معظم رهبري ندارند . و كاري هم ندارند به اين كه مخالفين ارتباط با آمريكا چه مي گويند آن مي گويند آمريكا الان از ما طلب دارد ، دشمن ماست چه ارتباطي با آن پيدا كنيم . آنها اصلا گوششان را كر كرده اند نسبت به واقعيت . مي گويند بابا كاري اصلا با سياست آمريكا نداشته باشيد آمريكا يك حقيقي است كه بايد پذيرفته شود . غرب حقيقت قابل انكار است بايد باهاش ارتباط برقرار كرد. چه با ما دشمني داشته باشد در صدد خشكاندن ريشه هاي ما باشد يا نه . آنها اين را مي خواهند . همه كساني كه الان ما در جملات و روزنامه ها شاهد آن هستيم كه مرتب هم ما نگاه مي كنيم مي بينيم همين طوري است و حرفي غير از اين ندارند . آنها به طور مطلق مي خواهند ما ارتباط برقرار كنيم . حتي آدمهاي بسيار تندي كه قبلا جزء گروه هاي به قول خودشان مبارزه با استكبار بودند نيامده اند بگويند بله ، الان اقتضاء زمان ايجاد مي كند كه ما با آمريكا ارتباط برقرار كنيم نه . نسبت به گذشته شان اظهار پشيماني كرده اند . گفته اند اصلا ما اشتباه كرديم اين قدر تند روي كرديم . نبايد اين قدر تند مي رفتيم نمي گويند به ما بايد با آمريكا مبارزه مي كرديم و كرديم و الان ضرورت نداره كه مبارزه كنيم . چرا ؟ چون اگر بخواهند همچنين استنادي بكنند وبگويند ما اقتضاي زمان ايجاد مي كند الان ارتباط برقرار كنيم ديگر جواب استدلال هاي مقام معظم رهبري و ساير مخالفين ارتباط با آمريكا نمي دهند مجبورند صورت مسئله را اصلا پاك كنند و از يك نگاه ديگري با آمريكا ارتباط برقرار كنند .

از اين نگاه كه اساسا مبارزه با آمريكا بيهوده است ، بي فايده بوده ، و از اول اشتباه كرديم ما . اين مسئله است . الان گذشته ما زير سوال مي رود . همان كه امام مي ترسيد ازش و بار ها هم گفته بود كه من مي دانم در آينده اين جوري خواهد شد و عده اي خواهند گفت كه چنين و چنان است كما اينكه در مورد حكم سلمان رشدي خواهند گفت كه بعد ها حكم اعدام سلمان رشدي خلاف آزادي و دموكراسي بوده كما اينكه الان اين طور است . توي اين گروه الان ما كساني را مي گوييم كه ضعف اعتقادي دارند .