جلسه گذشته عرض کردیم ما برای سعادت خلق شده ایم ، سعادت هر موجودی بر اساس ساختار وجودی آن موجود تعریف می شود.دوباره انسان چون حامل نفخه الهی است ، روح الی را دارد . سعادتش در این است که آن روح به کمال برسد. انسان را اصطلاحاً « کون جامع » می گویند یعنی « هستی جامع » یعنی همه مراتب هستی در انسان هست از ماده تا خدا .
در نمودار در خلقت انسان خداوند ابتدا الروح – جبروت – ملکوت – ناسوت ( دنیا ) روح انسان بقیه مراتب خلقت را دارد. نمودار انسان حس ( بدن ) – خیال – وهم – عقل – فوق عقل
ما به واسطه این سه بخش که در وجودمان هست ( حس – خیال – وهم ) حیوان هستیم بواسطه عقل فرشته هستیم بواسطه فوق عقل انسان هستیم .پس از حیوان و شیطان تا خدا در وجود ما هست. وقتی می خواهیم خوشبختی را برای انسان تعریف کنیم. وقتی به خواست های حیوانی ( ازدواج ، فرزند دار شدن ، کار مسکن ، خدمت به مردم ، لذت بردن ، طی زندگی اجتماعی و مراتب آن ) – جمادی – نباتی . اگر همه این کمالات طی شود. هرگز ارضاء کامل نخواهم شد ما هرگز احساس خوشبختی نخواهیم کرد اگر رئیس جمهور شویم . دانشمند شویم ( بخش فرشته ما ارضاء می شود یعنی بخش عقلی ) و با خوشبخت نیستیم . خوشبختی به این است که بخش فوق عقل به معشوق خود برد و ارضا شود. لذا اگر پزشک رئیس جمهور هم شویم . ارضاء نخواهیم شد احساس کمبود خواهیم کرد. انسان وقتی به اوج خود می رسد و تولد سالم خواهد داشت که بخش فوق عقل تغذیه شود تا خوشبختی دنیا و آخرت و برزخ تأمین شود.
نشاط مؤمن دائمی است . اضطراب – افسردگی – پژمردگی ندارد.
قرآن کریم می فرماید برای اینکه بدانید کسی مؤمن است یا نه ببینید چقدر آرام است و شاد ایمان حقیقی به این دو عامل بر می گردد. هیچوقت در قسمت حیوانیت و عقل دنبال آرامش نگردید . چون ما انسانیم ، بخش های حیوانی داریم که آنها هم باید به معشوق های خود برسند ولی آرامش ایجاد نمی کنند، چون حیوانیت و عقل بخش اصلی شخصیت ما را تشکیل نمی دهند . کسانیکه چندین برابر دیگران این امکانات را داشتند مثل شاه هرگز آرامش نداشتند بنابراین مؤمن همیشه خوراک انسانی می خورد. پس اگر این بخش تغذیه نشود ولو اینهک اهل نماز و عبادت هم باشیم فایده ندارد چون جذب نشده و صرف بخش انسانی نشده و به فرمایش امام صادق علیه السلام :یک حیوان متعبد است چون جذب بخش حیوانی شده و به فرمایش نبی اکرم صلی الله علیه و آله : از امت من 10 گروه به شکل حیوان محشور می شوند . یعنی مسلمان بوده اند و ا قسمت اصلی شخصیت حیوان بوده و یا این حیوان مکه و کربلا هم رفته و نماز هم خوانده . ولی بخش انسانی اصلاً خوراک نخورده . بخش حیوانی مذهب را به استخدام خود در آورده . یعنی با بخش حیوانی این اعمال انجام گرفته . کسی که از شهوت نماینده مجلس شدن تبلیغات برای بعد حیوانی مردم می کند و وعده و وعید برای دنیای مردم می دهد.
خوشبختی هر فردی در رسیدن به معشوقش و رسیدن به آرامش در کنار اوست باید تمرین کنیم وقتی در مورد خودمان و دیگران صحبت می کنیم به عنوان انسان آنها را ببینیم ما متأسفانه وقتی در مورد فردی صحبت می کنیم یا تصمیمی می خواهیم بگیریم در مورد حیوانیت و کمالات حیوانی او صحبت می شود و در نهایت و بهرتین حالت قضیه به تحصیل علم و بعد عقل او هم فکر می کنیم ولی او را انسان نمی بینیم . در بخش انسانی بدنی وجود ندارد – زن و مردی وجود ندارد. اصلی ترین بخش وجود هر فرد انسان بودن اوست اگر قصد تصمیم گیری برای کسی داریم ابتدا او را انسان ببینیم و به این بعد فکر کنیم و برای آن سرمایه گذاری کنیم و بعد به ابعاد دیگر که پایین تر هستند. از پایین به فرد نگاه نکنیم از بالا نگاه کنیم. اگر از پایین نگاه کنیم هم در همسر داری و هم فرزند داری دچار مشکل خواهیم شد. چون در این حالت پدر خوب ، پدری خواهد بود که به فکر تغذیه بدن و سلامتی و تحصیل در غیر انتفاعی و رفتن به دانشگاه فرزند خود باشد ، این ضعیف نگاه کردن است . بدنگاه کردن است . اگر چنین به فرزند نگاه کنیم در قیامت گیر هستیم . قرآن می فرماید : در قیامت والدین از دست فرزندان فرار می کنند. فرزند می گوید تو باید من را انسان می دیدی و برایم تصمیم می گرفتی و سرمایه گذاری می کردی یَومَ یَفرّ المَرءُ مِن اَخیه وَ والِدَتهِ وَ بَنیه .
در نگاه از پایین پدر و مادر خوب کسی هستند که دکتر و مهندس تربیت کنن – فرزندانشان ازدواج کنند و سالم باشند. در حالیکه والدین باید بدانند فرزند انسانی است که نفخه الهی دارد و به خواست آنها به آنها امانت داده شده و مسئول هستند باید امانت خوب برگردانده شود بصورت انسان . مادر موفق مادری نیست که رئیس جمهور تحویل جامعه بده.
چون شرایط آخرت ریاضی دارد باید روح ما با ابدیت سازگاری داشته باشد . ریاضیات پیچیده حاکلم بر طبیعت که مورد حساب خداوند است ، میلیاردها برابر پیچیده تر از ان بر عالم برزخ حاکم است. صدها و هزاران رشته در دنیا هست که به دنبال کشف این ریاضیات هستند.
وقتی باید خود را برای ابدیت آماده کنیم یعنی با ریاضیات آنجا تطبیق داشته باشیم ، به دلخواه ما نیست ما باید تطبیق پیدا کنیم. اینجا اخلاق مطرح است . حضرت علی علیه السلام فرمودند : بالاترین نقطه علم برای فرد این است که بتواند اخلاق را تشخیص بدهد – خویهای خوب و بد را خویهای خوب را جذب و خویهای بد را دفع کند.
باید به دارایی مورد نیاز در آن دنیا برسیم . جنینی که به دنیا می آید 9 ماه خود را برای دنیا تربیت می کرده ، دارایی مورد نیاز برای خوشبختی در دنیا را جمع می کرده . دست و پا ... .لازم است و ما سر و پای اضافی مردم به درد نمی خورد ، چون متناسب با ریاضیات این دنیا نیست. اگر عضو باشد ولی ناتوان ، مثلاً چشم دارد ولی نمی بیند این اشکال به دوران جنینی بر می گردد « بواسطه دارائی هایش توانا است ».
کمترین جایی که در آخرت می شود متولد شد بهشت است . بالاتر از بهشت هم داریم . بهشت دارالسلام است. ( خانه سلامتی ) . باید با دارایی سلامتی متولد شویم تا بتوانیم از آنجا بهره برداری کنیم. میزان دارایی را در دنیا میشود محک زد مبنا وجود دارد.
مبنا : اگر به دارایی رسیده باشیم ، باید در اینجا احساس آرامش کنیم قرآن می فرماید : مؤمن شاد و آرام است دانایی مقدمه توانایی است ولی به تنهایی کمک کننده نیست.
آدمی فربه شود از راه گوش
معرفت نباید هدر برود . اگر بروز نداشته باشد یعنی دچار اشکال بوده . معرفت وقتی درست است که مقرون با عمل باشد ، ثمر داشته باشد ولی اگر در حد دانایی بماند ، جهل خواهد شد. عالمی که عمل نمی کند مثل جاهل است . در قیامت چنین عالمی از جاهل هم وضعش بدتر است ، چون نشده . این علم تبدیل به ماده و عمل نشده. دلیل چنین وضعی عدم جذب است. مثلاً نوارها را در حال رانندگی گوش کردن بدون تمرکز و در نتیجه ، نتیجه درست نگرفتن در جائیکه برای تغذیه جسم ( غذا خوردن ) حاضر نیستیم . بدون آرامش یا در حال انجام کاری این کار را انجام بدهیم . ولی عالی ترین خوراک را همزمان با تلویزیون نگاه کردن و بچه داری کردن و سبزی خوردن و تلفن جواب دادن گوش می دهد و در واقع گوش نمی دهد و نتیجه هم نمی گیرد. در حالیکه باید وضو گرفت + رو به قبله + قطع کلیه ارتباطات + تمرکز و تغذیه ( باید تمرین کرد ) به محض عمل شیطان برای بدبینی و ایجاد اضطراب فوراً با آن مبارزه کرد. اگر اضطراب داریم و افسرده هستیم . یعنی هنوز در رحم دنیا شکل انسانی پیدا نکرده ایم انسان شاد و آرام است . بیشترین لذت را از دنیا می برد چون در هیچ جا مثل دنیا انسان نمی تواند خود را برای مهمانی خدا آماده کند و برای ماوراء . علت افسردگی ... این است که اشتباهاً از مقام انسانی تنزل کردیم و به حیوانیت رسیدیم و در این عالم هم به بسیاری از نیازها نرسیدیم . اگر درست به خود نگاه کنیم برای شریف بودن ، خوشبخت بودن سرمایه داریم آن را استفاده نمی کنیم چون ضعیف هستیم عادت به خوردن غذا مثل بزرگها نداریم. بسیاری از افراد بزرگ با داشتن همسر و مال و پول و تلفن و ماشین حالشان تغییر می کند. چون هنوز نمی داند برای چه به دنیا آمده باید عشقش به چه باشد ؟ امیدش به چه باشد؟
ریاضیات شوخی بردار نیست در جبهه یکبار که من شهردار بودم و دوغ درست کردم بجای نمک ، شکر ریختم ، ( اشتباهی ) ولی شکر نقش خود را بازی می کنه وطعم شور به غذا نمی دهد ، لذا هیچکس نخورد حتی نمک در غذا هم وقتی کم و زیاد شود ، انسان تشخیص می دهد. غذا کم نمکه –شوره – خوبه در اخلا هم همینطوره – مطالعه و استاد مهم نیست . باید امتحان پس داد تا ببینیم چه می کنیم اگر بد اخلاق و تند مزاج هستیم . مؤمن نیستیم – بی نمک هستیم – جا نیفتادیم.
روایت : مؤمن مثل عسل شیرین است . اگر چنین نیستیم ، مؤمن نیستیم نباید انتظار داشته باشیم دیگران آنطور که ما می خواهیم برداشت کنند. مثلاً بگویم من در دوغ نمک ریختم در حالیکه شیرین است . در ریاضیات اخلاق اگر واقعاً به رشدی رسیده باشیم باید در عمل به ما کمک کند یا در عمل توانایی و دارایی و قدرت داشته باشیم. اگر زمین خوردیمو اذیت شدیم معلوم است که به آن قدرت نرسیدیم.
دوست داشتن کفایت نمی کند که ما دوست داشته باشیم مثل حضرت زهرا سلام الله علیها باشیم باید ببینیم چقدر تغذیه شدیم و چقدر عمل کردیم و تمرین . مثلاً نقاشی یک نقش بسیار زیبا در ذهنش است وقتی می کشد هیولا در می آید چون توانایی لازم را ندارد.
وقتی در عمل شکست می خوریم نباید زور بگوییم ، هر چند دیگران به ما التماس دعا هم بگویند خودتان می دانیم که توانایی لازم را نداریم. دوستی دارم که فدی فرزند بیماری داشت و به او گفت برای شفایش دعا کنید و او بی تکبر گفت برای هر کس من دعا کردم بعد از جلسه دعا ، عکس او روی دیوار است اگر می خواهی چنین شود من دعا کنم ، با وجود اینکه واقعاً آدم باصفایی است.
ما خودمان را می شناسیم اگر اخلاقمان خوب باشد ، دارایی و قدرت خود را با میزان شادیمان در 24 ساعت می توانیم محک بزنیم . ایمان یعنی انرژی بی نهایت ( چون به بی نهایت وصل است و 5 بار در روز شارژ می شود ) حال کسی که چند بار حج رفته ولی با عروسش بداخلاقی می کند و یا سفرهای زیارتی زیادی رفته ولی ادب صحبت کردن با فرزندانش را ندارد ، چنین فردی اصلاً دارایی ندارد . ایمان یعنی چیزی که وقتی در قلب قرار گرفت باید توانایی به فرد بدهد. در برابر غیبت و هر تخلفی ... ایمان یعنی اتصال به یک منبع بی نهایت برای سرمستی و شادی در دنیا . چون ما داریم برای دارالسلام ابدی خود را آماده می کنیم . این همه خبر خوبی است و هم بد.خوبی آن در این است که قرار است کانونی از شادی و آرامش بصورت بی نهایت را جذب کنی بدی اش اینست که اگر نتوانی این کار را بکنی آن شادی ضد خد را به تو خواهد داد ( غصه ) مثال : کسی به مهمانی می رود و انواع غذا ها را می بیند و شاد می شود ولی موقع برگشت غصه دار است چون نتواسنته از همه آنها بهره برداری کند. برای آدم سالم چنین سفره ای خیلی شادی آور است ولی برای کسی که معده اش ناراحت است و پرهیز هم دارد این سفره زجر آور است.
اگر به خانه شادی برودد و عرضه شادی نداشته باشید همه اش غصه خواهد شد و پشیمانی که قابل حبران هم نیست. بزرگان که لذت های بزرگانه می برند خودشان می فهمند ولی کوچکترها نمی فهمند مثلاً شیر خوار لذت جوجه کباب خوردن – گردو پسته خوردن نمی فهمند باید بزرگ شود تا بفهمد.
لذت بزرگ را فرد سالم و بزرگ درک می کند. اگر از لذت حقیقی در اینجا لذت نبریم در آخرت هم لذت نخواهیم بد.
انسان حس – وهم – خیال – عقل – فوق عقل
اگر بخشی از انسان از چیزی لذت نمی برد یعنی آن بخش فعال نیست.
آخرت بسته به اینکه چقدر خوراک انسانی خوردیم ، انسان محشور خواهیم شد . باید نماز و روزه جذب انسانیت نشوند . در حال حاضر هم میزان انسان بودن ما به میزان توانایی ما و قدرت انسانی ما داریم. در آخرت هم همینطوره.
اگر کسی که به طور مداوم گرفتار مزه باشد ، حیوان است . چون روی اخلاقش تأثیر می گذارد . وقتی نمی توانیم از خدا ( جفت فوق عقل ) لذت ببریم ، انسان نیستیم . کسی که اهل شکم است . ساعتها در آشپزخانه کار می کند تا ساعتی هم با تمرکز از آن لذت ببرد این یعنی بخش حیوانی قوی دارد. شیرین تر از خدا نیست. کمالات برای ائمه و امام زمان علیه السلام است وقتی نمی توانیم از امام زمان علیه السلام لذت ببریم یعنی بخش انسانی فعال نیست.
لذت بردن با دوست داشتن فرق دارد... لذت بردن با ارزشه . کسی که لذت می بره تعقیبات را انجم ندهد – نمازش شکسته باشد .... بخش انسانی غیر فعال است.
کسی از کامپیوتر لذت می برد که یاد گرفته باشد . تمرین کرده باشد لذت صفت بدست نمی آید مقدمه می خواهد لذت انسانی هم مثل بقیه لذتها نیاز به مقدمه و زحمت دارد.
« قرآن شراب است باید با آن مست شد . » رسیدن به این ازدواج و غلبه بر آفات زحمت دارد. ما فقط می خوانیم و می شنویم که مرحوم قاضی ... و سایر عرفا به این مقامات رسیدند در حالیکه 40 سال کار کردند تا به آن مقامات رسیدند.
در تغذیه حیوانی اگر به رستورانی برویم و بگوئید سریع غذا بخورید ، عصبانی می شویم که چون پول هزینه کردیم می خواهیم با آرامش و تمرکز غذا بخوریم ، در حالیکه اگر امام جماعت سریع نماز بخواند یا بعد از نماز سریع مسجد را خالی کنن ، خوشحال می شویم.
« الحمد الله الرب العالمین »