رسول خدا (ص) فرمودند که صلوات بلند بر من نفاق را از بین می برد مهم این است که ما به گفته پیامبر ایمان داشته باشیم و سعی کنیم که برای پاک شدن قلبمان و از بین رفتن نفاق و نورانیّت تحت هیچ شرایطی موقعی که اسم رسول خدا می آید به چیزی مشغول نشویم جز صلوات و همانطور که پیامبر فرمود صلوات بلند باشد و یک صلوات ختم کنید. بحث ،آخرین بحث ما از بحث های ولایت را درذ آخرین جلسه توضیح داریم که در واقع جلسه گذشته مقدمه ای بود بر آخرین بحثمون عرض کردیم که فهم همه مسائل دینی و بایدها و نبایدها و قوانین دین مشروط به فهم این قاعده است آن قاعده این است که بین دنیا و آخرت یک وابستگی و پیوستگی حقیقی و وجودی برقرار هست یعنی امر قرار دادی نیست یعنی واقعا در عالم خارج الان آخرتی وجود دارد ماورای این طبیعت از نظر قوانین مثل رابطه رحم و دنیا می باشد و بدون برقراری رابطه وجودی دنیا و آخرت هر باید و نبایدی بی معناست یعنی اگر شما چیزی در شروع به عنوان باید دارید ،باید این کار را بکنید ،این منشاء باید و نباید رابطه وجودی دو عالم است ،دنیا و بی نهایت دنیا و آخرتی که الان احاطه به ما دارد و چه هست؟ و تمام کمالاتی کهه در اینجا است دائما دارد از آنجا تابش می شود و اینجا قائم به آخرت هست از نظر ساختار وجودی به محض اینکه ارتباط آخرت با اینجا قطع بشود اینجا نابود است لذا بنی اکرم (ص) فرموند :انّ مع الدنیا و آخِرة و لآخرة ..... همراه دنیا آخرت است،نه بعد از دنیا آخرت است اشتباه اکثر مردم این است که آخرت بعد از دنیا است یعنی رابطه وجودیش این طوری است که ما یک دنیایی را طی می کنیم ،از همین موقع از همین مقع که نه ،از زمانی که متولد شدیم به موازات شروع می شود این دو جریان مثل چی؟ مثل رابطه جنین با اینجا ،جنین ممکن است الان ،بچه ای که در رحم مارد است می گوئیم اینجا وجود ندارد بله نیست یعنی حقیقت خارجی اش اما نوع زندگی اش داره اینجا تأمین می شود یعنی معلوم است بعد از 9 ماه اینجا چه طور خواهد بود.پس در واقع زندگی دنیوی را ااو دارد در آنجا رقم می زند ما از همین موقع متولد شدیم و به تکلیف رسیدیم شروع کردیم خیلی حسابها باز شده ،موجودات بسیاری هستند که در اخرت الان وابسته به نفس ما هستند در معاد برای شما توضیح دادم که کاخ های بهشتی زیادی انشاءالله ساخته شده برای شماها آنجا واقعا شما مالکیتی دارید نسبت به آنها به نفس شما هستند ،مال شما هست ،حوریّان بهشتی زیادی هستند ،دوسان زیادی هستند عرض کنم خدمتان نفس شما ساخته و الان حقیقا آنجا هست در معاد هم توضیح دادم که انسان می تواند سرکشی کند به آنجا یعنی در حقیقت آنچه که متعلق به اوست به آنجا سر بزند ،سر بزند با او ارتباط برقرار کند ،برود کاخش را ببیند برود همسرانش ببیند ، خیلی خدا نسیه کاری نمی کند که اول و بعد آنجا می گوید اگر عرضه داشته باشی می توانی بروی و به آن چیزهایی که خودت درست کردی و مال خودت باشد سر بزنی ،بروی ارتباط باهاشان برقرار کنی خدا راه را نبسته است خود ما هستیم که راه را می بندیم ،خودمون هستیم که ضعف داریم و نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم با اون چیزی که الان متعلق به ما هست ،خدایی نکرده اگر اشتباهی کرده باشیم اگر گناهی کرده باشیم عذاب هایی در انتظار ما هستند ،مأمورین شکنجه در انتظار ما هستند شکنجه گاههایی در انتظار ما هستند و چیزهایی از این ها ،پس این جور نیست که ما برویم آخرت و چیزی به وجود بیاید آخرت حادث نیست که به وجود آید آخرت موجود بود و قبل از دنیا هم موجود بوده ما فقط داریم کیفیت زندگی مان را در آنجا تعیین می کنیم خوب دقت کنید انّ مع الدنیّا .... همراه دنیا آخرت است ولآخرةُ المحیط الدنیا حضرت فرمود آخرت محیط بر دنیا است مثل دنیا که محیط بر رحم است. خوب هست نمونه ذکر کرده بودیم برای این مسدله که رابطه بین دنیا و آخرت یک رابطه حقیقی است و یک رابطه وجودی و وابستگی مورد اول سوره مبارکه بقره آیه 81 و 82
بلا من کسب سیع ...فی اولئک اصحاب النار فیها خالدون و الذین آمنوا و عمل اصالحات ...خالدون
خیلی دقت کنید این آیات را که می خوانید فقط در لفظ نباشد ،ببینید که خداوند دارد برای شما نازل می کند این را پس مخاطبش شما هستید ،خالق دنیا و آخرت و خالق بهشت و جهنم با شما سخن می گوید به شما دارد می گوید :بلا... بدانید که این طوری هست بله ،من کسب سیع ،کسی که کسب بکنه ،روند حرکن ما به سمت بی نهایت روند به کسب است یعنی انسان آنچه که ،بگذارید توی قاعده بگوییم که یادتان نرود شما از طریق فرمول بار بیائید خیلی ذهنتان قوی تر می شود و محکمتر می روید جلو . ببینید جنین یک عضوی دارد به نام جفت ،جفت عضو رابط بین جنین و رحم است ،آنچه که از رحم به جنین می رسد دارد به جفت می رسد ،هر چه هم که از طریق جفت می رسد جنین جذب می کنه و خودش تبدیل می شود به آنچه که جذب کرده ،اصطلاحا به آن می گوئیم چی ؟ کسب ،یعنی کسب می کنه از جفت و بعد تبدیل می شود ،اینها اصول مهم بحث تغذیه هست ،کسی اینها را بلد نباشد توی بحث تغذیه خیلی روشن نمی تواند جلو برود ،کسب می کند و تبدیل می شود و بعد هنگامی که موقع تولد شد ،جنین ،بدن دارد ،بدن جنین چی می شود ؟بدن یعنی آنکه رابطه او را با رحم برقرار می کرده و از آن طریق تغذیه می کرده و بزرگ می شده بعد ارتباطش را رها می کند ،جفت را کنار می گذارد و خودش متولد می شود به این دنیا یعنی آنی که متناسب با شرایط زیستی این جاست متولد می شود جفت متناسب با شرایط زیستی این جا بار آمده می آید بیرون و شروع می کنه به یک زندگی جدید ،بدن ما ،بدن مادی ما حکم جفت را دارد برای روح ما ،ما از طریق بدن کسب می کنیم ،عمل می کنیم ،انجام می دهیم ،میشنویم ،می بینیم ،می خوریم ،می بوییم ،می گوییم ،کسب می کنیم ،روند حرکت ما به سوی بی نهایت کسب است ،کسب از طریق چی ،از طریق حواس و ارتباطات ،کلا مطلق ارتباطات ،لذا هر ارتباطی نوعی کسب است شما وقتی می آئید توی فضا می روید حرم حضرت عبدالعظیم (ع) می بینید دارید کسب می کنید ،حالتان با حال بیرون از حرم یکی نیست ،وقتی می روید ضریح را می گیرید یا می بوئید و می بوسید می بینید یک حال دیگر دارید ،وقتی که یک صدایی را می شنوید توی حرم ،مثل اینکه من الان دارم صحبت می کنم در زمینه عرایض بنده ،مسجد هم دارد قران می خواند ،صدای مطبوعی است حالا کاری نداریم که ممکن است مزاحم باشد یا نه ولی صدای مطبوعی است . حالا فرض بفرمایید به جای این مسئله الان توی این فضایی که نشستیم یک موسیقی جاز پخش می شود ،تو این صحبت هایی که درایم می کنیم ،می بینید که شما یک جور نمی توانستید جذب کنید این مسئله را آن چه که می شنوید می سازد شما را و آن چه که می بینید می سازد شما را ،و آن چه که می بوئید می سازد شما را ،بوی عطر خیلی مهم است شما ببینید عطر برخی از عطرها هسند که شخصیت بهشتی بار می آورند یعنی وقتی شما عطر را می بوئید به یاد بهشت می افتید اصلا شما را به ماورای طبیعت می بره ،بعضی از عطرها هستند نه وقتی می بوئید به شهوت به سمت دنیا به سمت طبعت کشش پیدا می کنید ،بویش این طوری است می کشاند ،مخصوص این هست . حالا در بحث تغذیه به خدمت شما عرض خواهم کرد به حول قوه الهی اگر عمری باشد که ما به وزان همه ی قوای نفسانی موسیقی داریم و به وزان همه ی قوای نفسانی برداریم مهم است و خیلی چیزهای دیگر هست در بحث تغذیه انشاالله یک بحث خیلی مفصلی است یک چند سالی باید پارک کنیم این جا تا از ته آن در بیائیم ،می سازه انسان ،پس گفتن کلام وقتی شما می گویید نوعی برداشتی خودتان دارید وقتی می شنوید نوعی برداشت است ،وقتی تخیل می کنید نوعی شخصیت ساز می کنید وقتی ترحم می کنید نوعی شخصیت ساز می کنید وقتی تعقل می کنید نوعی شخصیت ساز می کنید وقتی فوق عقلتان فعال است در ارتباطات قوی فوق تجرد می افتید نوعی از شخصیّت سازی را می کنید به هر حال اینها همه سازنده است و شما را این طور که می خورید ،آن طور که جذب می کنید می کند . پس این شد کسب ،دونده ها به سمت آخرت عبارت است از کسب بلا من کسب. کسب دو جور است یا کسب حسنه است یعنی کسی که متناسب با شرایط زیستی آخرت است مثل کسی که ؟می کند متناسب با شرایط زیستی دنیا است ،یک کسب ،کسب ؟است که ناهماهنگی با شرایط زیستی ابدی دارد یعنی با میزان آخرت که حق است سازگاری ندارد ،وقتی سازگاری نداشت باطل است ،وقتی باطل است همانطور که قبلا خدمتتان عرض کردم سوزاندنی است ،نوع باطل هایی را هم که یک ؟کسب می کند باز من در جلسات قبل توضیح دادم که چند جور است ،و باطل و نقص چند جور داریم .ایشان می فرماید ،خداوند تبارک و تعالی می فرماید(من کسب سئیه ) کسی که سئیه کسب کند یعنی زشتی ،بدی ،پلیدی ،آنچه که حرام است آنچه که خداوند راضی نیست آنچه که نمی پسندد ،و دوست ندارد ،ولی این کسب ،کسب موقت نباشد چون یک موقع ما کسب می کنیم ،یک موقع گناهی می کنیم ،چیزی به ذهنمان خطور می کند ،عملی انجام می دهیم ،این کسب دائم نیست ،کسب موقت است ريالیک گناهی سر می زند ،اما کسی که شخصیت انسان را بسازد ،یعنی شخصیت ساز باشد و به همه وجود انسان چی بشه؟ حالم بشود .این خیلی اصل اساسی است در مسئله تغذیه و در مسائل تغذیه و در مسائل تعیین نوع تولدها ،کسب باشد اما چی باشد (و اهاتت به خطیه هو)خطیعه و این اشتباهات و گناهان آنقدر تکرار بشود که تمام شخصیت شخص را بگیرد ،وقتی تمام شخصیت را گرفت ،شخص دیگر نمی تواند غیر از آنچه که خورده است عمل بکند ،شاکله ای ساخته از سیعات ،معصیت ها ،از اشتباهات از باطل ها و از دروغ ها ،وقتی شاکله ای بر این اساس می سازد بر اساس (کلون یعمل علی شاکله)اعمالش هم چی هست ،طبق شاکله اش است ،دیگر نمی تواند جز آنچه که هست بروز دهد از کوزه همان تراود که در اوست.این می شود شاکله. شما اگر این چیزهای قشنگ از شما سر می زند ،اندیشه قشنگ ،فکر قشنک ،نیت های خوب ،صادق پاک کار های خوب ازتون سر می زند ،برای این است که شاکلتون اینطوری است آن موقع که چیزی خبیثی توی ذهنتان بیاید ،توی تخیلتان بیاید در واهمتون و یا در حواستون ظاهر می شود از شاکله گرفته شده ،قران می گوید به اینها بینابین هستند. (خلطو عملوا...) قاتی کرده اند هم اعمال صحیح درند و هم اعمال حسنه دارن دو شخصیتی هستند یک موقع شخصیت ها و حالت های خیلی خوب ،رئوف و پاکیزه ازشون سر می زند گاهی اوقات نه اعمال خیلی بدی می آید سراغشون . قران این ها را نمی گوید ،آنهایی که شخصیت کاملاسالمی دارند هم کاری ندارد می فرماید (بلا من کسب...)خطیعه کاملا آنها را احاطه کند وقتی احاطه کرد شخصیت جهنمی می شود یعنی شخصیتی که اساسا در سیر حرکتش به آخرت از برقراری یک تناسب و تطبیق با شرایط زیستی آخرت کاملا محروم هست کاملا عاجز است نمی تواند ،خودش ،را عاجز کرده است خوب این چی می شود؟می شود(فی اولئک اصحاب النار فیها خالدون) اینکهاز اصحاب نار هستند و اصحاب جنّه نیستند برای این است که جنّه توضیح دادم جلسه گذشته بهشت یعنی مرکز همه ی کمالاتی که در دنیا است ،معدن کمالات دنیایی آنچه که در دنیا شما از کمالات می بینید از زیبائیها ،لذت ها ،معرفت ها ،عرض کنم خوبیها ،قدرت ها ،هر چه که می بینید اصل و معدنش در بهشت است ،که خداوند قرار داده آنها را ،وقتی شما نتوانید در دنیا به عنوان یک جنین در رحم دنیا ارتباط خوبی برقرار کنی با چکیده و تابش اون کمالات با جلوه او کمالات که از آنجا آمده وقتی نتوانی ارتباط خوبی برقرار کنی قطعا به قویترش نمی توانی دسترس پیدا کنی ،دقت می کنید شما وقتی می توانید لذت ببرید از کتاب ریاضی سال دوم مگر ینکه ریاضیات سالاول را فهمیده باشید و خوب جذبش کرده باشید تا توان بهره برداری از ریاضیات سال دوم داشته باشید اینکه(الناس العداء) امیرالمومنین (ع)فرمود اصل هستش که مردم از آنچه که بلد نیستند بدشان می آید چرا دانش اموزان معمولا از بعضی رشته ها بدشان می آید چون پایه های خوبی نداشته اند چون از اول خوب نخورده اند وقتی بدشان بدشان می آید چون پایه های خوبی نداشته اند چون از اول خوب نخورده اند وقتی بدشان می آید،آیا ریاضیات بد است ،آیا به عنوان یک کار تحملی لذت ندارد خیلی لذت ندارد آیا شیمی بد است آیا فیزیک بد است ،آیا زیست شناسی بد است آیا تاریخ بد است آیا فلسفه بد است نه ،ولی او نمی تواند از ریاضیات بهره ببرد ،چرا ؟ چون از اول
باهاش سنخیت برقرار نکرده و لذت هم نبرده یعنی هیچ وقت از پایه اول درست نیامده بالا حالا اگر ما بخواهیم در او علاقه ایجاد نیم باید چه کار کنیم ،بگوئیم خب تمام اون ریاضیاتی که ازش بدت می آید رها کن و بیا بشین از سال اول شروع کن و بعد که خواند و چسبید بهش و فهمید که می تواند تمام مسائل را حل کند بعد می آید سال بالاتر خب این هم می تواند درس بخواند یواش یواش که می آید بالاتر بعد مثلا برای کسر آماده می شود ،بعد اعداد منفی می داند چی هست بعد نمودارها را یاد می گیرد لگاریتم را یاد می گیرد بعد جذر و توان را یاد می گیرد و ازش لذّت می بردفوق العاده برایش لذّت بخش است اما چرا نمی تواند اول استفاده کند چون از پایینی نمی تواند استفاده کند. کمالات هم این طوری هستند. اگر من نتوانم در حیات در شرایط زیستی حیات دنیا از کمالات ÷ائینی که تابیده از بهشت استفاده صحیح بکنم و رابطه صحیح باهاش برقرار بکنم قطعا بهشت که یک سری نعمت های قوی دارد من نمی توانم آنجا بهره برداری کنم و این مسلم است در مثالی که برایتان زدم در دنیا اتفاق می افتد