جلسه 020 - ولایت
شماره جلسه
20
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
11
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - ولایت

در ادامه ی بحث ولایت رسیدیم به حیات دنیا معرفی حیات دنیا و اقامت موقت انسان در زمین قبلآ عرض کردیم که همه ی موجودات عالم به تناسب ساختار وجود یشان و همچنین با توجه به تناسب کمالات وجودیشان یک حرکت و بازگشتی بسوی خداوند تبارک و تعالی دارند و خداوند به عنوان کمال مطلق و خالق و رب و اله همه ی موجودات مقصد نهایی و هدف همه ی موجودات هست انسان هم از این قاعده مستثنی نیست و انسان هم جزء این حرکت هست و در این نظام قرار دارد و بازگشت دارد به سوی خداوند تبارک و تعالی و خداوند مقصد نهایی اوست او هم به همراه کاروان هستی بسوی مبداء متعال و مقصد اعلی خودش در حرکت هست سبح اسم ربک الاعلی در معاد توضیح دادیم سبح یا تسبیح یعنی چی یعنی حرکت تسبیحی یعنی شنا کردن یعنی حرکت به آن سوی یسبح لله ما فی السماوات و الارض یعنی همه ی موجودات در حرکت تسبیحی بسوی خداوند تبارک و تعالی هستند و انسان هم در نهایت همراه با سایر موجودات به لقاء پروردگار و رب خودش که رب اعلی است می رسد انسان با داشتن نفخه ی الهی و آن استعدادهای ویژه اش حرکتش را بسوی ابدیت و خداوند و مقصد نهایی خودش از زمین آغاز می کند حرکتش را از زمین آغاز می کند پس شروع حرکت انسان از زمین هست در این باره سوره ی اعراف آیه 24 و25 می فرماید: لکم فی الارض مستقر و متاع الی حین قال فیها تحبون و فیها تموتون و منها تخرجون . ببین زمین را چطوری معرفی می کند برای شما هست در زمین استقرار تا بهره مندی تا زمان معینی، استقرارتان و بهره مندی تان بر روی زمین تا یک زمان معین است و نیز فرمود در این زمین زندگی خواهید کرد و در زمین خواهید مرد و از زمین هم خارج خواهید شد این جایگاه زمین است در اندیشه ی اسلام، زمین یک مرکز موقت است برای زندگی انسان به این مدت موقت از حیات انسان روی زمین می گویند حیات دنیا، علت این اسم گذاری را امیرالمومنین علی(ع) اینطوری بیان می فرماید: انما سمیه الدنیا دنیا ؟ کل شیء دنیا، دنیا نامیده شد بخاطر اینکه از هر چیزی پست تر هست، حیات دنیا همانطور که از اسمش معلوم است پست ترین مرحله حیات است و پایین ترین مرحله ی وجود هست در نظام وجود در سلسله ی طولی وجود پایین ترین مرحله و پست ترین مرحله حیات دنیا هست و به همین خاطر کمترین کمالات را دارد یعنی کمالات کمترین ظهور ازکمالات در این حیات هست حیات واقعی مال کجاست بیشترین درجه ی تابش حیات در بیشترین درجه ی کمالات و عالی ترین درجه حیات آخرت است که باطن و اصل این نظام است یعنی شما یک باطنی دارد که قبلآ توضیح دادیم و اسمش را گذاشتیم ملکوت ،این عالم ملکوت یا عالم برزخ احاطه دارد به نظام دنیا و یک عالم دیگری به نام عالم تجرد محض چون برزخ ،تجردش تجرد برزخی است اما تجرد محض که عالم قیامت در آخرت است بعد از قیامت ما وارد آن خواهیم شد احاطه به برزخ دارد همه کمالاتی که خداوند تبارک و تعالی از خودش تابانده اول هم در عالم جبروت است که احاطه دارد به برزخ بعد برزخ این کمالات کم رنگتر شده و بعد عصاره ی آن آمده در دنیا لذا حیات واقعی انسان هر مقدار از حیات دنیا خارج شود به کمالات بالاتری در حیات و مراحل بالاتر نائل خواهد شد همه ی کمالات بطور تام و کامل در آخرت هست اما در دنیا نه ،در دنیا کمالات دنیا تابیده ی کمالات آنجاست ،کمالات بسیار ضعیفی هست اگر بخواهید مقایسه کنید رابطه ی کمالات در دنیا را با رحم بسنجید در رحم چقدر کمالات جمع است از نظر قوه ،استعداد فعلیت هر چه بخواهید بگوید چقدر هست نسبت به خود این دنیا اصلآ قابل مقایسه است رحم با اینجا نه ،اینجا هم با برزخ همینطور هست اینجا هم حقیقتآ به همان کوچکی و پستی رحم هست نسبت به دنیا البته نسبت به برزخ و آخرت خلاصه اینقدر شما مثلآ وقتی می گویند جنین در عالم رحم حیات دارد برای خودش طبیعت اینجوری است حقیقت هم اینجوری است در عالم رحم زندگی دارد شماها چقدر ارزیابی می کنید عالم رحم را برای جنین وقتی اسم حیات می آید جدی می شود یک حیات همچنین مشت پر کنی گفت عددی هست به قول معروف در این ارزیابی برای حیات ،عالم رحم چه جوری می شود نگاهش کرد از نگاه ما که در این حیات بالاتر قرار داریم وقتی حیات مرحله قبلی خودمان را بررسی می کنیم چقدر برایش حساب باز می کنیم از کمالات ،می گوییم آنجا چقدر ما امکانات داشتیم چقدر بروبیا داشتیم چقدر توانایی داشتیم اینجوری بود واقعآ نه ،نگاه ما الان از اینجا به رحم چگونه است برزخی هم به دنیا همینجوری نگاه می کنند آخرتی ها هم همینطور بالاتر از آن به هر حال آنقدر این حیات دنیا ضعیف و پست و بی ارزش است که اینجوری از آن تعبیر کرده اند یعنی اصلآ نمی شود به آن نگاه کرد که بخواهی به آن بپردازی مثل اینکه الان یکی از ماها بگوید دلم برای رحم تنگ شده کاشکی برگردم آنجا زندگی کنم جای زندگی نیست آنجا جای ماندن نیست آنجا فقط یک مقدار به خاطر اینکه بدن متناسب با اینجا بدهد می ارزد بیشتر از این نمی ارزد همین مقدار که بتواند ما را رد بکند آن هم برای یک مدت محدود مثلآ 9 ماه ما را نگه دارد یعنی نمی شود آنجا ماند چون جای زندگی نیست آنجا آنقدر ضعیف است که موعد تولد که بگذرد بچه چند دقیقه بیشتر بماند خفه می شود یعنی همه ی تلاش هایی که کرده از بین می رود جای ماندن نیست اصلآ دنیا اینجوری است بقدری پست است بقدری ضعیف و بی ارزش است که خداوند در قران از آن تعبیر به بازیچه می کند اگر ما تعبیر به بازیچه می کنیم این یک حرف است ولی اگر خالق دنیا تعبیر به بازیچه کند یک حرف دیگر ،ولله الاخره و الاولی هم آخرت مال خداست و هم دنیا مال خداست هم فقط خداست که می تواند ارزیابی کند آخرت را و هم او می تواند دنیا را ارزیابی کند هیچکس جز خداوند تبارک و تعالی نمی تواند ارزیابی کند این حیات را و معصومین(ع) که آن مسیر را رفته اند برزخ را طی کرده اند و آخرت را طی کرده اند و حاکم بر آنجا هستند آنها تعبیری که علی(ع) دارد فرمود جیفه و طالبها کلاب دنیا حیاتش اصلآ دنیا یک مرداری هست و طالب آن سگ است واقعآ دل بستن به آن یک حماقت بزرگ یک اشتباه بزرگ برای اینکه دل بستن به این مثل این است که جنین نخواهد بیاید بیرون چه اتفاقی می افتد می میرد همه چیزش را از دست می دهد قران برای کسانیکه نمی خواهند از اینجا بروند بیرون خیلی توبیخ های سنگین کرده است. در مورد جهاد آیات جهاد را خواندم برایتان سنگین شده اید روی زمین راضی شدید به این حیات پست اینجا می خواهید بمانید که خیال جهاد ندارید اینگونه تعبیر می کند قران علی(ع) می فرماید این یک جیفه است و طالبش سگ است اگر بتواند کسی در نظام ارزیابی عالم خودش این را جا بیندازد آن وقت می فهمی که چقدر راحت می شود یعنی این سنگینی عالم طبیعت از روحش برداشته می شود انسان آماده است برای مرگ همیشه نشاط دارد ،حساب و کتاب زیادی اینجا باز نمی کند اگر اینکه من امشب خدمتتان عرض کردم در نظام ارزیابی باور قلب شما شود ما یک موقع است ما یک عقلی داریم یک قلب نظام عقل 4= 2× 2 من الان به شما می گویم شما می گویید با این فرمولی که شما گفتید درست است ولی باور قلب سخت است قلب اگر این را باور کند خیلی هنر است شما یک موقع هست می گوید عقلآ مرده با شما کاری ندارد 1000 تا استدلال هم می کنید ولی قلبآ نمی توانید بپذیری این را چون نمی توانی پیشش بمانی از مرده می ترسی به شما می گویند امشب بیا بخواب بغل این قبول نمی کنی قلب باور نمی کند عقل فایده ندارد اغنای عقلی مهم این است که قلب قبول کند همه ی شدن انسان در قلب انجام می شود لذا اینکه من یک دوره عقیدتی بگذرانم برم کلاس ببینم استاد ببینم نه فایده ندارد یک وقت می بینی بابا ننه ما – ننه بزرگ من مثلآ یک پیرزنی هست که نه استاد دیده نه معلم دیده همه را قبول کرده قلبش قبول کرده شما در فامیل هایتان نگاه کنید آنها قلبهایشان باور کرده ما می آئیم عقلی اغنا می کنیم خودمان را ولی قلب پذیرش کند خیلی هنر است در این رابطه نمی خواهیم الان صحبت کنم این یک بحث مهم دارد که جایگاه خیلی مهم دارد پذیرش اصلآ نمود دارد وقتی انسان پذیرش می کند پذیرش وقتی می آید در قلب بعنوان باور می آید این مرحله را می گویند ایمان آوردن ،وقتی این می آید خیلی نورانیت می آید خیلی آرامش می آورد منشاء بسیاری از تحولات در زندگی می شود وقتی باور می آید وقتی اول نباشد مشکل است باور اینکه حیات دنیا پست است ارزش آخرت فروشی ندارد اگر این را باور بکنیم خیلی راحت خواهیم شد یعنی حوادث نمی تواند ما را بشکند خورد کنند اتفاقاتی که در این حیات پست می افتد ضریب مقاومت ما فوق العاده بالا می رود آن وقت نشاط مان خیلی زیاد می شود چرا چون نمی چسبیم به اینجا همه مصیبت ها افسردگی ها بیماری های روحی عصبانیت ها همه ی دعواها و درگیری ها مال مربوط به چسبندگی های اینجاست آنهایی که نمی چسبند دعوایی هم با کسی ندارند همه ی دعواها سر این جیفه است شما اگر طبعت قشنگ شد طبعت عالی شد اصلآ از جیفه بدست آمد از این جیفه متنفر می شدی دیگر سر جیفه با کسی دعوا نمی کنی آنهایی که سک هستند طبعشان سگ است آنهایی که به جیفه علاقه دارند سرش دعوا می کنند دیدید گربه ها سر یک یک تکه گوشت با هم دعوا می کنند شغال ها و کفتارها با هم دعوا می کنند چون روحیه اش این است این برایشان مطبوع ترین چیز است ؟ طبعش بلند است دعوا ندارد با کسی سر پست سر ریاست ،کسی که سر ریاست با کسی دعوا می کند معلوم است که علاقه دارد و سنخیت با این جیفه دارد اگر نه هیچ علاقه به این قضایا نشان نمی دهد هیچ کدام از اعتباریات دنیا را علاقه به آن ندارد نه فقط مقام ،و به خاطر اینها با هیچ کس درگیر نخواهد شد و سر جیفه آخرت فروشی نمی کند مهم است که ما باورمان بشود که حیات دنیا اینجوری است به هر حال خداوند که مبناء و منشاء هر ارزیابی صحیحی است او در معرفی که از دنیا می کند آنرا حیات پست می داند این را ما باید توجه داشته باشیم که خداوند هر کمالی را که در دنیا قرار داده باشد هر چقدر این کمال بزرگ باشد هر کمالی که در این دنیا قرار داده متناسب با حیات دنیا داده پست است یعنی شما هرچی که دارید اینجا هر کمالی که در نظر بگیرید از زیبایی ها شما گل ها را ببینید چقدر درشان زیبایی است انواع بو خوش درخت ها ،گیاهان مختلف حیوانات زیبا این همه رنگ آمیزی ها این همه نقش و نگاریها دریا را نگاه کنید انسان متحیر می ماند آنقدر عجیب است که ما در دعای جوشن داریم که یا من فی البحر عجائب ای کسی که عجائبش در دریا قرار دارد هر چقدر محیر هم باشند هر چقدر زیبا هم باشند این شگفتی های عالم شیمی ،فیزیک ،زیشت شناسی،زمین شناسی،پزشکی ،شگفتی های رشته های دیگر علوم همه اینها شگفتی هایی که شما در کامپیوتر و جاهای دیگر ببینید آنچه که خداوند گذاشته متناسب با این حیات بوده ،متناسب با نظام دنیا گذاشته است هر چقدر هم علم بعدآ پیشرفت کند همین طوری است ،وقتی می گوئیم متناسب با حیات اینجاست متناسب با هستی و ضعف حیات دنیاست ببینید قران چه می فرماید :سوره شوری آیه 36 انگار همین الان این آیه نازل شده می فرماید :فما اوتیتم من شی فمتاع الحیوه الدنیا و عندالله خیر و ابقی للذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون .خدا برای آدم های جدی چطوری حرف می زند آدم هایی که جدی هستند ایمان آورده اند خداوند چگونه نوازششان می دهد با این آیه با کودکان کاری ندارد با آدم های جدی کار دارد و از احاطه ای که بر نظام دنیا و آخرت دارد با ما حرف می زند خطاب می کند به ما که بندگان من که مقصدشان من هستم دقت کنید،اوتیتم یعنی هر چی که به شما داده ایم هر چیز که می خواهد باشد یعنی مطلق؟ ،هر چیزی که به شما داده شده ؟ علم ،از قدرت از زیبایی از لذت از هر چه که می خواهد باشد اینها متاع متناسب با حیات دنیاست دقت کنید هوشیار باشید و ما عندالله... عندالله با آخرت هم فرق دارد مسلم است آنچه که در آخرت است غیر از دنیاست متناسب با حیات آخرت است آنچه که در حیات برزخ است متناسب با حیات برزخ است اما عندالله چه مژده ای دارد به شما می دهد یعنی شما حتی از آخرت هم بالاتر می توانید بروید ،بهتر و باقی تر هست برای مومنین کسانی که توکلی بر خدا دارند ،توکل داشته باشید امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند :کل شی من الدنیا سماعه اعظم من عیانه .هر چیزی که در دنیا هست شنیدنش در مردم بزرگتر از دیدنش است یعنی می روی جلو لمس می کنی آنقدری که تصور می کردی نیست هر لذتی هر چیزی که شما تصور کنید در دنیا شنیدنش بزرگتر است در نظر انسان تا دیدن و لمس کردن و ادراکش و کل شی فی الاخره عیانه من سماعه ولی هر چیزی که در آخرت هست دیدنش بالاتر از شنیدن آن است یعنی شما هر چیزی را الان در مورد آخرت می شنوید بدانید که آنی که شما می شنوید و تصور می کنید آن نیست هر چقدر هم رشد بکنید از نظر علمی و معنوی هر چقدر درجات شما از نظر علمی و معنوی بالا برود باز آنی که آنجاست از آنی که شما به آن می رسید و می فهمید عظیم تر است فرق دنیا و آخرت اینطوری است که در دنیا عکس است هر چی را ادراک می کنی پست تر از آن است که شنیده اید و تصورش می کردید و خیال می کردید برای همین انسان می گوید اگر می شد من به فلان جا برسم می رسد بعد می بیند هیچ ارزشی ندارد ،دیپلم بگیریم ،دیپلم بگیریم ،دیپلم می گیرد ،لیسانس بگیریم دکترا بگیریم فلان جا رئیس بشویم فلان جا استاد بشویم آرامش نداریم باز قلب همینطوری می تپد افسردگی و فشارهای مختلف می آید سراغش چقدر ثروت این پروژه را قبول کنم آن طرح را بپذیرم این را چه کار بکنم هر وقت می آید گرفتاریش بیشتر است ،یعنی شما در دنیا هر چقدر رشد بکنید در تحصیل کمالات شغلی و فردی ، خردی اعصاب ،افسردگی پریشان حواسی و عدم تمرکزتان هم بیشتر است شما یک زن دارید شما یک زن دارید زن دوم می گیرید فکر می کنید زن دوم را بگیری چی می شود بعد می بینی ای بابا کلی گرفتاری و دردسر دارید یک خانه می شود دو تا باز همینطور یک ماشین می شود دو تا باز همینطور ،مشغله ات بیشتر می شود یک پست داری یک جا رئیس هستی یک پست دیگر به تو می دهند افسردگی و فشار روانیت بالاتر می رود پراکندگی حواس و میزان عصبانیت ،استقلال شخصیتی ات کمتر می شود کار و کاسبی می گیرد و منع مالی خوب می شود می روی جلوتر می بینی به تناسب آن آرامش کمتر شده این قاعده است در دنیا در آخرت نه در آخرت هر چیزی می شنوی و هر چی که ادراک می کنی فوق آن چیزی است که در آن جاست خیلی کمتر از آن چیزی هست که آنجاست این همه آیه آورده خداوند تبارک و تعالی در مورد قصرهای بهشتی ،ترسیم حوریان بهشتی چه ترسیم هایی داریم چندین آیه داریم در مورد ترسیم زن های بهشتی ،ترسیم غلامان بهشتی ترسیم خدمتکاران بهشتی ترسیم جام های بهشتی ترسیم شراب های بهشت ،قصرهای بهشت ،گوشتها و میوه های بهشت این چیزی که در قرآن است نهرهای بهشت مجالس بهشت آخرش ته قضیه آب پاکی را رو دستتان می ریزد می فرماید :فلا تعلموا نفس ما اخفی لهم من قره اعین هیچ کس نمی داند آنچه که مخفی شده است از چشم روشنایی ها چیزهایی که انسان را شاد می کند حقیقتآ آنجا خیلی هست و اینها همه اش مال شماهاست همه اش مال ماست در انتظار ماست و مشتاق ماست فرمود بهشت مشتاق تر است به سلمان تا سلمان به بهشت پیامبر(ص) فرمود واقعآ منتظر هستند واقعآ مشتاق اند واقعآ ،این جیفه کار را خراب می کند توجه و دلبستگی به این جیفه کار ما را مشکل می کند و روح را نمی گذارد پرواز کند .پیامبر فرمود :الدنیا حرام علی اهل الاخره و الاخره حرام علی اهل الدنیا اما الدنیا و الاخره حرام علی اهل الله ،دنیا و آخرت حرام است بر اهل خدا ،لذا حضرت سجاد(ع) خدا را هم بهشت خودش می داند یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت من همه اش خودت چقدر جالب است در مناجات خمسه عشر می فرماید :استغفرک من کل لذت تعبیر ذکرک خدایا استغفار می کنم از تو بخاطر هر لذتی که غیر از ذکر تو بردم از همه ی لذت هایی که غیر از ذکر تو بود استغفار می کنم این ته چیزی است که باید به آن برسید ببینید چقدر قشنگ آخر راه را به ما فرمودند یعنی باید به جایی برسد که خط نهایی اش ذکر خدا باشد اصلآ آن کیفش باشد بعد نگوید ما راه را مشخص نکردیم نگوید ما ملاک ارزیابی نداریم الان به عنوان یک دانشجو یا طلبه که اینجا نشسته ای دقت بکن که معلوم بشود بعد از چند سال درس حوزه خواندن کار علمی و معنوی کردن باید حظ و لذتت در اسم خدا باشد در یاد خدا باشد او باشد که بیشترین لذت را در زندگی تو بدهد بیشترین لذت را به تو بدهد آن موقع که داری با خدا خلوت می کنی ما اینجوری هستیم یا نه ،بیشترین لذت سر سفره و پای تلویریون تو مصاحبت با این و آن ببینید ما چقدر عقب می افتیم عقب هستیم اصلآ آنچه که باید به آن برسیم بیشتر لذت باید آن باشد و من کل راحته ب؟ از هر راحتی به غیر انس تو استغفار می کنم یعنی انس با تو راحتی من است پیامبر(ص) همین کلمه ی راحتی را استفاده کرده موقع اذان آنقدر بی حوصله می شد که به وقتی که موقع اذان می شد می فرمود ارحنا یا بلال راحتمان کن یعنی پاشو اذان بگو راحت بشویم نماز بخوانیم به راحتی برسیم یعنی در همه ی این گرفتاری ها کاری و خستگی ها و رفت و آمدها آن لحظه ای که اذان می گویند شخص وارد نماز می شود دیگر آرامش اتصال با بی نهایت و مبدا همه قدرت ها می شود باید برسد چقدر راه روشن است خوب این نظام ارزیابی را دقت کنید داشته باشید دیگر از این به بعد راحت می توانید ارزیابی کنید قبل هم می توانستیم ملاک دستمان بود که ما به اینجا رسیده ایم که اینجوری باشد که به آنجا که می رسیم راحت باشیم اهل دنیا تا به مطامع و شهوات دنیائی شان می رسند آنجا راحتی شان را می بینندبه معشوق دنیایی می رسند راحتی شان آنجاست ،آنجا دیگر از همه ی چیزها حتی اگر عصبانی باشند گرفتار باشند توی آنجا دیگر فارغ می شوند از همه چیزها و به آرامش می رسند مثلا برویم فلان سفر خارجی در فلان شهر در فلان جا در فلان هتل لب فلان دریا به آرامش برسیم یک کسی با چیز دیگزی ،هر کسی همه ی ما این گرفتاری ها را داریم ،و این ها ملاک های خوبی است برای اینکه بدانیم به کجاها باید برسیم و من کل سرور بغیر قربک و از شادی غیر از قرب تو استغفار می کنم هر شادی که می خواهد باشد غیر از قرب تو البته شادی های ایمانی ،شادی های معنوی ،شادی های آخرتی هم همین است چون بوی خدا را می دهد ما خوشحال می شویم شادی دیدن برادران مومن چقدر آدم دلش شاد می شود برادر مومنش را می بیند شادی حضور در مجلس مومنین شادی حضور در ادعیه در زیارتگاه ها در مسجد در نماز جماعت شادی ایام اهل بیت(ع) اینها همه اشان چون بوی خدا می دهد شادی حقیقی است شما نگاه کنید امام(س)که این حالت را می فهمد وقتی داشت از فرانسه بعد از 15 سال می آمد ایران به او گفتند چه احساسی داری الان فرمود هیچی زد تو ذوق همه خیلی ها هم که نمی فهمیدند یعنی چی یک ذره به آنها برخورد بعد از 15 سال می خواهد برگردد می گوید هیچ احساسی ندارم چون سرورش فقط در قرب خداست این چیزها نمی تواند دلش را تکان بدهد و من کل شغل بغیر طاعتک از هر شغلی به غیر طاعت تو استغفار می کنم از هر مشغله ای استغفار می کنم حالا بعد در بحث نسبت انشا الله اینها را تقدیم کردم بیشتر متوجه می شوید نکته ی بعد می فرماید اصل هر چیزی و هر کمالی نزد خداست آنکه در دنیا پست است حقیقت هر چیزی را می خواهید بدانید که اصلشان آنجاست خود خداوند فرمود و ما عندالله خیر و ابقی خداوند خیلی جاها این استدلال کاملآ منطقی را حتی در شکل اول قیاسات منطقی برای ما می گوید می فرماید مگر شما رغبت ندارید مگر شما طالب خوشی و لذت نیستید این را مگر نمی خواهید خوب بابا دائمش را بخواهید و ما عندالله خیر و ابقی آنچه که نزد خداست بهتر است بعضی جاها می گوید اگر تفکر کنید و اهل تعقل باشید عقلتان برسد 2 *2=4 عقلی بخواهید بکنید می فهمید آنکه پیش خداست بهتر است نفروشید آنرا حیف است آنی که بقا دارد تا آنی که اینجا هست ،ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم ،هیچ چیزی نیز ؟ کل اشیا مطلق اشیا هیچ چیزی نیست مگراینکه خزاین او در نزد ماست خزاین آن شی پس معلوم است هر شی یک خزینه ندارد چند خزینه دارد که در معرفت نفس توضیح یک مقدار داده ام و نزله الا بقدر معلوم و ما نازل نمی کنیم آن شی را مگر به اندازه ی معلوم یعنی یک کمی می فرستیم برای حیات متناسب با این دنیا ،شما این را در قواعد دنیا هم رعایت می کنید در قواعد دنیا شما انرژی خورشید یک چیز عظیمی است یک منبع عظیم انرژی نورانیت و حرارت است اما متناسب با حیات دنیا خدا یک کاری کرده که متناسب حیات دنیا آنرا جذب بکنیم یک لایه اوزون گذاشته اگر آن برداشته شود همه ما اینجا کباب می شویم چند دقیقه ای همه از دنیا می روند چیزی رو زمین نمی آمد هیچ نمی ماند از روشنایی چقدر قرار داده اینقدری که ما بطور طبیعی بتوانیم ببینیم متناسب با چشم ما باشد متناسب با این طول موج هایی که چشم می تواند بگیرد باشد ساختار چشمی ات والا اگر می خواست آن انرژی که در خورشید است بی حجاب برای ما بفرستد ما نمی توانستیم جذبش بکنیم ما پوستمان بدنمان اینقدر ظرفیت دارد گیاهان ما یک مقداری از خورشید را می توانند جذب کنند و چیزهای دیگر همینطور ،شما وقتی می خواهید به یک بچه کوچولو غذا بدهید خیلی غذاهای خوب در خانه است گوشت هست ماهی است مرغ است پسته است بادام هست فندق و جیگر و برنج است نمی دهید به او به اندازه ای که معده اش می خواهد شیر به او می دهید پول توجیبی به بچه که یک میلیون تومان نمی دهند نمی شود متناسب با مدرسه پول به او می دهی والا بیشتر از آن بچه سراز یک جای دیگر در می آورد تو همه چیز همینطور است قاعده است خود ما هم داریم رعایت می کنیم در علوم هم همیطور است در علوم وقتی دستگاهی را اختراع می کنیم به اندازه ی توانش سیستم هایی را سر راهش می گذاریم که به اندازه ظرفیت دستگاه برق بگیرد متناسب با آن بعضی ها را که می بینیم نمی توانند یک آدابتور سر راهش قرار می دهیم حیات دنیا از کمالات آخرت کمی می تواند دریافت کند آنقدر هست که به زور می گویند حیات خواندیم در معاد زوری اسمش را گذاشته اند حیات نمی شوند به آن گفت حیات ،آنقدر ضعیف است آنقدر پست است فرصت نداریم اگر نه می خواستیم تشریح کنم این حیات را یک 8 جلسه ای مطرح می کردیم تا ضعفش بیشتر آشکار شود ،همین را بگویم خدمتتان که ما با وجود بی نهایت طلبی مان تو همه ی جنبه ها داریم این زندگی را تحمل می کنیم مومن برای اینکه منفجر نشود و نمیرد برای اینکه از هستی ساقط نشود بتواند در این دنیا تحمل کند خداوند باب ذکر خودش را باز می گذارد برایش باب مجالست با خودش را با خودش را باز می گذارد تا متصل به بی نهایت بشود و آرام شود و الا شما ببینید اگر کسی که ارتباطش با بی نهایت قطع شود روح فعال بشود در بی نهایت طلبی هیچی را پیدا نکند سر از خود کشی در نمی آورد دیوانگی ،افسردگی شدید اینها ،آنهایی که دچار افسردگی و خود کشی نمی شوند بی نهایتشان را در مظاهر طبیعی پیدا می کنند آنجا ارضا می کنند خودشان را اغنا می کنند خودشان را پارسال 5میلیون درآمد داشت امسال 20 میلیون تومان هی دارد در این پیشرفت می کند و به نحوی دارد به حساب خودش یک جوری دارد تخلیه و آرام می کند ولی ته قضیه خدا قبل از اینکه از دنیا برود می فهماند که اصلآ بن بست بوده اینجایی که تو آمده ای تمام دویدن ها و تلاش های تو به بن بست ختم شده اشتباه آمدی قران خیلی جالب می گوید فاین تذهبون کجا دارید می روید این خیلی مهم است ،قاعده ی کلی است در این قضایا ،علت اینکه مومن خیلی راحت می تواند با دنیا کنار بیاید در روایت داریم المومن یسیر و المعونه مومن آسان خرج است ولخرج نه آسان خرج یعنی خیلی سخت نمی گیرد من یادم هست بچه های مجتمع ماه رمضان را اینجا افطار خوردند تمام شب ها نان و پنیر و خرما افطار خوردند هیچ کس هم دردش نیامد که حالا مثلآ افطار این باشد بعد از چند ساعت ،بعضی ها خیلی ها دردشان می آید یک انتقامی می خواهند از خدا و نفس بگیرند بعد از 12 ساعت بیایم نان و پنیر بخورم می روند سر این سفره ها خلاصه 2 به این چنگ و 2 به آن چنگ 2 به دندان خلاصه حسابی انتقام می گیرند از خدا این برا ی آن است که روح اصلآ با چیز دیگری آرامش پیدا می کند اصلآ هر چه آن تزیینات نباشد آرامتر هستند قاعده این است حضرت سلیمان(ع) فرمود من هر دو زندگی را تجربه کردم هم پادشاهی را و هم سادگی را شیرینی را در سادگی یافتم ،خود شما نگاه کنید هر چقدر بروید سمت سادگی اعصابتان راحت تر هست خیلی شیرین تر است زندگی تان تو رفاقت هایتان همینطور هر چقدر تکلف و تشریفات را حذف کنید می بینید که چقدر آرامش دارید اینکه مومن دوام می آورد این است که المومن یسیر و المعونه یعنی کم خرج و آسان خرج اینجوری هست یعنی تکلف در خرجش نیست نمی خواهد خیلی برایش خرج کنی ،ما تابستان بچه ها را بردیم شهرستان خدمت استاد ناهار مرغ برایمان آورد خیلی تحویل گرفتند ما را یک مقدار کشمش آوردند گفتند اگر خواستید بریزید و چقدر همه بهشان چسبید این برخورد چقدر لذت بردند از این همیشه همینطوری است سادگی اینجوری است ،گریزها یی که می زنم گریزها ی اخلاقی است بد نیست بدانیم که آیات چقدر پیام دارند برای ما ،هر چی فرستادیم به قدر معلوم فرستادیم قدر معلوم یعنی فکر نکنید که توش حساب کتاب نیست ،کل شی عنده بمقدار هر چیزی نزد خداست مقدار بندی شده و به مقدار می آید اینجا خداوند یک الکترون را اضافه نفرستاده دنیا اصلآخلق نکرده یک پروتون را یک کوچکتر از آن را حساب کرده و فرستاده اینجا در یک برگ در یک درخت در یک میوه در بدن یک حیوان همه چیز حساب دارد و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین همه اش حساب کتاب دارد دقیق فرستاده نکته ی مهمی است که این مسئله در نظام عمل و عکس العمل شما و در نظام روحانی شما درست هست توجه بفرمایید یعنی اینکه اینقدر شدی هر چی شدی به قدر معلوم برایت فرستاده شما هر چقدر یعنی شما آنقدر کار کردی که آنقدر گیرت آمده این را توجه بفرمایید هر چی گیرت آمده از آن خزانه به اندازه ی ظرفیت می فرستند شما هی این ظرف را باز ترش می کنی آنجا در آن خزانه باز می شود به اندازه ایی که لازم داری به تو می دهند در همه چیز همینطور هست به اندازه ایی که می خواهی به تو می دهند خوب حالا بی نهایت را می خواهی اگر حقیقت با بی نهایتت پیوند خورده ظرفیت را بالا ببر به اندازه برایت می فرستند ما ها ظرفیت را باز نمی کنیم به سمت خدا نمی رویم هی داد می زنیم پس چرا نمی آید اصلآ فیض دائمآ در جریان است دائما دارد می آید قطعی ندارد ؟ نیست درش ما ها هستیم که قهر کردیم ما ها هستیم که رو برگرداندیم ما ها هستیم که ظرفیت نمی بریم اویکه ظرفیت را زیاد می کند معرفت و بلافاصله پشتش عمل ،بدون عمل فایده نخواهد داشت عمل کن ظرفیت می رود بالا می آید برای شما ،در همه چیز بلا هم همینطور هست شما به میزانی که لیاقت داری خدا برایت بلا می فرستد اشد الناس بلا الانبیا انبیا شدیدترین مردم از نظر ابتلا به بلا هستند چرا چون ظرفیت خیلی بالا دارند بلا آن چیزی هست که تو را از طبیعت می کند بلا آن هست که تو را توجه می دهد به مبدا متعال در همه چیز اینرا دقت بفرمایند هی من دارم مصادیقش را می گویم که شما جنبه کاربردی آن را توجه فرمایید شما از یک بچه کلاس اولی چقدر امتحان می گیرید بچه کلاس اول به او می گویی مثلآ بگو یک خط کش داریم یک مداد داریم به آن اضافه کنیم می شود چند تا اون می نویسید 2 تا مثلآ بعد نمره به او می دهیم یک کلاس پنجمی وقتی می ببیند می خندد می گوید چه امتحانی گرفته اند یادش نیست که خودش هم همینطوری امتحان پس داده برو یک دکترای ریاضی باید چه چیزهایی را حل بکند تا بگویند بله شما دکترا را گرفته اید همیجوری دیگر ،حالا فکر کنید ما ها چقدر کودکیم که از ما امتحانات کوچکی به عمل می آمده اصلآ ما باید سر سفره امتحان پس بدهم کمی رفوزه هستیم سر سفره کلی رفوزه گی داریم در برخورد و معاشرت هایمان کلی رفوزه گی داریم در روابط مالی با هم دیگر ،کمی رفوزگی داریم در برخوردو با پدر و مادرهمسر بچگی داریم در حالی که اگر لیاقت داشته باشیم از همه ی اینها امتحانات خیلی خوبی خواهیم داد می گوییم نه ما همه ی اینها را لیاقت داشته باشیم از همه ی اینها امتحانات خیلی خوبی خواهیم داد می گوییم نه ما همه ی اینها را قبول هستیم مهدی خدا بیامرز روحیه ی خوبی داشت سعی می کرد امتحاناتش را خوب بدهد به من هم می گفت من اینها را گذرانده ام گیر نداشت لازم نبود امتحان بگیری ازش ،رو شکم اصلآ گیر نداشت در خیلی جاها رد کرده بود صمد خدا بیامرزهمینجوری بود امتحانات را داده بود معلوم بود که ایشان نمی خواهد این جور جاها مسئله داشته باشد خیالش راحت بود دیدی بعضی ها امتحان را می دهند و می روند،بعضی ها به یک درجه از اطمینان می رسد که آدم به آن اعتماد می کند که اگر یک میلیارد تومان دستش بسپارد می داند که یک قرانش این ور و آن ور نخواهد شد رد کرده دیگر قضایا را این جور نیست که یک جا حسابدار هست 500 هزار تومان دستش بدهی امین باشد بعد کردیش 500 میلیون تومان اختلاس کند و بدزد نه نمی دزد گذرانده و الی ما شا الله تعالی ،در برخورد با نوامیس مردم هم همینطور ،باید بتواند امتحانات را رد بکند ،اعتمادهایی که مردم می کنند ناموس مردم دست انسان سپرده می شود الی ما شا الله تا هر چی که هست در محیط کار در امتحاناتی که آنجا پیش می آید .ان من شی مطلق است بلا هم یکی از آن چیزها هست امتحانات هم یکی از آن چیزها هست لذت های معنوی هم یکی از آن چیزها هست خواب های صادقانه از آن چیزها هست و ما اوتیتم من شی سوره حجر ،حالا برای اینکه به آن خیر و ابقی برسی چی لازم داری ایمان و تقوا ،بیشترین چیزی که احتیاج داری تقوی هست برای اینکه به خیر و ابقی برسی باب را باز کنی برای امشب ،و ما اوتیتم من شی و متاع الحیوه الدنیا و زینتها و ما عندالله خیر و ابقی افلا تعقلون قصص آیه 60 ،هر چیزی که به شما دادیم متاع مناسب با حیات دنیاست یعنی حیات پست متاع مناسب با پست ترین مرحله ی حیات است آن چیزی که به شما دادیم و متناسب با زینت این حیات هست ،زینت حیات دنیاست چون خداوند از زینت خوشش می آید هر چیزی را تزیین می کند و زین السما الدنیا بزین الکواکب آسمان دنیا را یعنی این آسمان حیات دنیا را برای شما زینت دادیم به ستاره ها در روایت داریم بهشت را زینت دادند ،لباس را برای شما فرستادیم برای اینکه هم خودتان را بپوشانید هم زینت شما باشد یعنی شما بدون پوشش لباس زینت ندارید زشت هستید هر چقدر انسان به سمت عریان بودن می رود زشت تر می شود پوشش زیبایی به شما می دهد شما حتی در فیلم ها تاریخ عکس ها تاریخ اقوام مختلف نگاه کنید یا زمانی که جامعه ی جهانی به سمت لختی و عریانی نرفته بود لباس ها چقدر زیباست در همه ی اقوام در غرب و شرق لباس زینت بخش است و زینت های روحی دیگری را هم ما داریم که همه برای ما زینت است ،مومن خوب است مزین باشد شما دیدید خودتان هم نمی پسندید یک بشقابی را می توانستند همینطوری بدهند بیرون ولی می بینی چه کارش کردند زینتش کردند این قران را شما ببینید می توانست جلد معمولی داشته باشد اما آن را تزئینش کردند برای اینکه در رشد حقیقی انسان ،انسان از این زیبایی در جهت گناه استفاده ها نمی کند ،برای اینکه اصلآ ؟ بشر اینطوری می پسندد که زیبایی را دوست دارد تزئین را دوست دارد اما وقتی می روی به سمت زیبائی و تزئین که تو را از زیبائی حقیقی جدا می کند این خیلی خطرناک است وقتی یک خانمی آرایش می کند می آید بیرون یا یک جوانی موهایش را و لباسش را یک طوری زینت می کند که برای مفاسد متناسب است او فاصله می گیرد از مبدا زیبایی و روح را زشت می کند و فرمول اساسی و قطعی اش این است که ما بقدری از زیبای های ظاهری باید استفاده کنیم که به زیبائی درونی و ابدیمان لطمع نزند به زیبائی های جاودانه مان لطمه نزند این قاعده است لذا یک وقت لباس خیلی خوشکلی می خری که می بینی خدایت می کند نخر آنرا اگر می بینی ظرفیتش را نداری نپوش ،یک موقعی که لباس فاخری آوردند برای حضرت سجاد(ع) پوشید حضرت هی نگاهش کرد بعد درش آورد من انگار علی بن حسین نیستم وجودم یک چیز دیگر شده بیندازش کنار ،چه لزومی دارد که آدم یک همچو لباسی بپوشد شهرت بشود انگشت نما بشوی و مسخره بکنند آدم را یک لباس متناسب ،دیروز یک آقا پسری را دیدم توماشینش نشسته بود اول فکر کردم دختر است برق گرفت ما را ای بابا عجب جامعه بد شده دیگر روسری را ور می دارند موهایش را دراز کرده بود از پشت با کش بسته بود بعد برگشتم دیدم که نه یک ته ریشی دارد فهمیدم پسر است آقا ،چی حالا مثل خانم ها مثلآ موهایشان را بلند کرده اند زینت باید متناسب باشد با ابدیت شما با فطرت شما ،و ما عندالله خیر و ابقی جاده خاکی این جلسه مثل جلسات دیگر زیاد رفتیم ،آنچه که نزد خداست بهتر است اگر انسان بگیرید آنرا و ما عندالله و عظم فی ما عندک رغبه در دعا داریم افلا تعقلون آیا تعقل نمی کنید فکر بکنید روی این قضیه شما هم انشاء الله فکر بکنید ببینید به کجا می رسید.

والحمدالله رب العالمین