جلسه 017 - ولایت
شماره جلسه
17
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
11
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - ولایت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان در مورد روح بود عرض کردیم که روح از عالم امر هست از موجودات امری هست این موجودات امری بعضی از خصوصیاتش را خدمتتان عرض کردیم امروز باز دو خصوصیت دیگر از خصوصیات موجود امری و روح را خدمتتان عرض میکنم.@ یکی اینکه روح نه فقط روح همه موجودات امری متصف به قدس و طهارت وجودی هستند وقتی میگوییم قدس و طهارت وجودی باید دید که این طهارت یعنی چی قداست یعنی چی، منظور از قداست روح یا الروح که نفخه او در ما دمیده شده این هست که هیچ جنبه ضعف و نقص و عدمی در آن وجود ندارد.@ بخصوص روح که محدودیت ملائکه را هم حتی ندارد از همه اعدام نواقص نقائص مبرا هست و روح را هم همانطور که عرض کردیم چون مظهر تام و کامل همه اسماء و صفات حق تعالی است هیچ محدودیتی ندارد هیچ ضعف و نقص و حدی برایش وجود ندارد یک موجود کاملاً عظیم بزرگ و مطلق.@ مطلق که میگوییم نه در مقابل خداوند تبارک و تعالی، در مقابل شما یا پایینتر، در قرآن روح را به صفت طهارت و قدس متصف کرده میفرماید که(وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ) سوره مبارکه بقره آیه 87 بروح القدس این قداستی که دارد قید میاورد قداست را آورده برای روح.@ نشاندهنده این هست که روح از یک طهارت ذاتی برخوردار هست یک طهارت بالایی برخوردار هست که میفرماید ما عیسی بن مریم را چند جا هست یکیش را من برایتان خواندم که روح القدس تأییدش کرد در مورد مؤمنین هم همینطور هست در مورد مؤمنین کلمه تأیید هست این دومین صفت روح هست.@ پس اولین صفتش این شد که طهارت و قداست دارد این طهارت و قداست خیلی به ما درس میدهد اگر یک مقدار فکر بکنیم یعنی حقیقت اصلی ماست اویی که ما میخواهیم به سمتش برگردیم اویی که ما از او دمیده شدیم به اینجا که حالا بعد در مورد قوس نزول و صعود در همین جلسه انشاء الله توضیح خواهم داد.@ یعنی آن حالت اولیه و صورت اولیه ما باصطلاح یک موجود پاک کامل و با قداست بوده همین باید ما را تشویق بکند به اینکه در دنیا اهل قداست باشیم یعنی اصلاً علاقه به قداست داشته باشیم علاقه به طهارت داشته باشیم طهارت در همه جنبهها چه جنبههای ظاهری و چه جنبههای باطنی چون قرار است ما برگردیم این خیلی مهم است.@ ما قرار است برگردیم و وقتی قرار است برگردیم به صورت اولیهمان اگر طهارت نداشته باشیم الحاق صورت نمیگیرد به آن اصل با طهارت خودمان، با مشکل روبرو میشویم آنوقت آنجا برای اینکه چیزهای غیر طاهر با روح ما پیوند خورده با آن داریم آنجا میرویم آنجا مجبورند چکار کنند؟@ یعنی چون جای غیر طاهر نیست اصلاً آنجا غیر طاهر را راه نمیدهند یک فیلتری به نام جهنم جلوی راه شخص هست یعنی میسوزاند هر چه غیر طهارت باشد باطلها را میسوزاند جهنم تصفیهگاه هست برای همین هم به عنوان نعمت در قرآن از آن یاد میشود وقتی(هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ) نعمت است جزء آلاء الهی هست جهنم ولی جای خوبی هم نیست برای رفتن.@ لذا اگر کسی بخواهد برگردد و حالا که قرار است ما برگردیم باید دقت بکنیم که علاقه به طهارت داشته باشیم در این باره بحث زیاد هست من حالا توضیح قوس نزول و صعود را بیشتر توضیح خواهم داد ولی خودش بحثهای مفصلی را میطلبد.@ مؤمن این را مفرماید(أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) سوره مبارکه مجادله آیه 22 در مورد مؤمنین میفرماید مؤمنین کسانی هستند که خداوند ایمان را در قلبهایشان ثبت کرده(وَ أَيَّدَهُمْ) کمکشان میکند مؤمنین را(بِرُوحٍ مِنْهُ) باز روح اینجا چه نقشی دارد؟ تقش تأییدات الهی را دارد یعنی کار تأییدات الهی را میکند.@ خداوند به وسیله روح که یک موجود مقدسی است و با طهارت انبیاء چون(وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ) چه کسی را(وَ أَيَّدْناهُ)؟ عیسی بن مریم را و سایر انبیاء را هم همینطور و مؤمنان را همینطور(أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) مؤمنین و انبیاء را خداوند تأیید میکند کمکشان میکند به وسیله روح.@ پس روح یک موجود با طهارت و با قداست است که خداوند به وسیله او مؤمنین را مورد تأیید خودش قرار میدهد و به مؤمنین کمک میکند شما هم اگر خودتان در زندگیتان برگردید بخصوص در ایام الله، ایام الله در قرآن هست(وَ ذَکِّرهُم بِأَیامِ الله) مردم را متذکر ایام خدا بکن.@ ایام الله به فرموده مرحوم علامه طباطبایی(ره) یوم الله مثلاً 22 بهمن یوم الله بود امام خمینی(س) فرمود یعنی چی؟ یعنی روز تجلی خداست یعنی خدا بیش از روزهای دیگر در آن روزها تجلی دارد مثل 12 فروردین مثل 22 بهمن مثل فتح خرمشهر مثل قضیه طبس، واقعه طبس، که تجلی خدا بیشتر میشود انسان بیشتر میتواند خدا را در این وقایع ادراک بکند.@ بخصوص در ایام الله شما میبینید که ارتباطات خودتان در دوران جنگ در عملیاتها در خیلی جاهای دیگر میبینید که خداوند به وسیله روح چقدر شما را تأیید کرده چقدر شما را کمک کرده در طول جبههها شما ببینید جنگ چه راهبردهای معنوی رزمندگان که به آن مقامات علمی و معنوی رسیدند و معرفتی است به خصوص، علمی که میگویم نه علم متعارف از نظر معرفتی.@ چه در عملیاتها و کاربردهایشان شما ببینید اینها همه تأییدات الهی بود خود قرآن هم میفرماید که شما را به ملائکه مسببین تأیید کردیم در جنگ، سه هزار تا، یک جا پنج هزار تا فرشته فرستادیم این تأیید الهی میشود در زندگی خودتان الان نگاه کنید ببینید کجاها خدا به دادتان رسید.@ همین که الان اینجا هستید همین که الان عاشق معارف الهی هستید عاشق بینهایت هستید فکر میکنید که هر کدام از ما اگر خدا دستمان را نمیگرفت واقعاً خودمان آدمهای قابلی بودیم که مثلاً لیاقتی داشتیم که دستمان را بگیرد برگردید به گذشتهها، هر کداممان برگردیم به گذشتههایمان میبینیم که الان میتوانستیم خیلی سر از ناکجاآبادها در بیاوریم تا اینجا دستمان را گرفتند.@ (وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) یعنی چی که خداوند تأیید میکند مؤمنین را؟ یعنی کسی که(وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا) راهمان را نشانش میدهیم کمکش میکنیم دستش را میگیریم تا بیاید در روایت حدیث قدسی هست که اگر بنده من یک وجب به سمت من بیاید من یک باع میایم و اگر یک باع بیاید من یک ذراع میایم.@ و به تعبیر مرحوم ملا احمد اگر به سوی من قدم بزنید خدا میگوید من به سمت شما میدوم کسی که بخواهد راه بینهایت را برود و طهارت را قدس را مسیرش طی بکند همینطور هست تا آخر کار خداوند کمکش خواهد کرد پس(أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) یعنی چی؟ یعنی ما یک روحی داریم که این اتصال به خداست اینقدر اتصال دارد که خدا این اتصال را تعبیر به روحی کرده روح خودم یعنی اینقدر اتصال هست.@ در عین اتصال وجودی به خداوند تبارک و تعالی وسیله تأیید انبیاء و مؤمنین هست این بالاتر از ملائکه است سعه وجودیش بیشتر از ملائکه است و از این قبیل. حالا آن که در ما دمیده شده از یک همچین موجود عظیمی هست یک موجودی که هیچ ضعف و نقص و حد و حدودی ندارد.@ کاملترین مخلوق خداست از او در ما دمیده خداوند، از ملائکه هم نیست یعنی از ملائکه در ما ندمیده از ملائکه فقط چه چیزیش در ما دمیده شده؟ عقلش، که روح خودش این را دارد ولی ما یک فوق عقل هم داریم که در معرفت نفس صحبت کردیم و فوق تجرد یادتان هست.@ و الا اگر حد ما حد فرشتهای بود البته مفصل جلسه قبل توضیح دادیم که روح غیر از فرشتهها هست و برتر از فرشتهها هست ولی اگر کسی روح را فرشته بگیرد اشتباه کرده چون اگر حد ما حد فرشتهای بود فرشته مأمور به سجده بما نمیشد یعنی به آدم نمیشد چیزی که همه فرشتهها جا زدند در آن ماندن.@ (وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ) عرضه کرد به همه ملائک(فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم) دیگر میخواهم خیلی در مورد انسان وارد این قضیه داستان خلافت و آیه خلافت نشوم.@ چون آیه خلافت بسیار آیه مبسوط در عین حال شیرین هست بحثهای زیادی دارد خیلی بحثهای ولایتمان کش میاید یعنی چهار پنج جلسهای باید بگذاریم حداقل راجع به همین آیه خلافت صحبت بکنیم در اوائل بحث نسبت در کتاب نوشتم انشاء الله خداوند توفیق بدهد تمامش بکنیم داستان آدم را آنجا خواهید خواند.@ از این روح در ما دمیده شده قرآن خیلی زیبا بیان میکند این را در سوره تین میفرماید(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ) انسان را در عالیترین شکل در عالیترین هیئت و قوام وجودی خلق کردیم(ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ) یعنی به دنیا آمد از قوس نزول و صعود یادتان هست قبلاً مفصل گفتیم.@ ما یک مقام ذات داریم ذات خداوند تبارک و تعالی که مقام هاهوت میگویند یک اسماء و صفات حق تعالی هست که عبارت است از لاهوت، چیزهای دیگر هم هست الان لازم نیست بگویم حذف میکنیم یک عالم مجردات مهجه هست مثل عقل مثل روح مثل فرشتهها که این عالم جبروت هست.@ یک عالم مثال هست یا برزخ، عالم ملکوت و یک عالم ماده هست که در اوج دوری هست برای همین هم که دور است به آن دنیا میگویند چون خیلی دور است عالم ناسوت، روح همه این عوالم را طی کرده و در هر عالمی که میآمده آن حالت طهارت و بینهایت بودن خودش را هی محدود شده در هر عالم چون عوالم میگیرد وقتی میخواهد بیاید.@ تا آمده یک چیز خیلی ضعیفی از او یک قوهای از او به ما خورده شدیم نقص ناطقه بشری انسان، شخصیتهای انسانی تشکیل شده جلسه قبل هم توضیح دادیم که این نزول به معنای تجافی نیست یعنی جایش را خالی نکردیم که اینجا بیاید سر جای خودش هست فقط تجلی کرده مثال استاد را هم زدیم که استاد از نظر علمی در مقام خودش استوار و محکم هست.@ اما وقتی تجلی میکند برای شاگردانش یک صوتی به گوش شاگردانش میتواند برساند شاگردان نه آن مقام استاد را درک میکنند معلوم نیست از این صوت چقدر گیرشان بیاید بسته به خودشان هست طهارت وجودی خودشان که 1ـ آیا حرف استاد را میفهمند 2ـ گوششان شنواست 3ـ عالم خیالشان طهارت دارد یا ندارد 4ـ عالم عقلشان چطور هست عالم بالاتر چطور هست تا ببینیم تبدیل میشود یا نمیشود.@ خیلی مراحل را باید طی بکند این را قوس صعود میگویند حالا از اینجا این باید برگردد(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) دهها آیه ما داریم تقریباً بیش از یک تعداد زیادی هست که یادداشت کردم یک جایی، مسئله رجعت که دهها بار قرآن این را فرموده(إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً) در معاد هم مفصل خواندیم(اَللهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ) خدا خلق را آزاد کرد سپس برمیگرداند.@ اصلاً معاد یعنی چی؟ شما از اینجا تصمیم بگیرید میگوییم فردا قرار داریم از اینجا با هم برویم شمال، میگویم میخواهیم برویم نمیگویم میخواهیم برگردیم شمال، اگر بگویم برادران فردا همه میخواهیم برگردیم شمال حرف غلط است یا درست؟ غلط است چرا؟ چون ما از شمال نیامدیم که بخواهیم برگردیم میخواهیم تازه برویم.@ قرآن میفرماید(يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ) خلق برمیگرداند قیامت را هم تعبیر به معاد کرده معاد یعنی بازگشت یعنی شما یک رفتی داشتی که حالا میخواهی برگردی یک اصلی داشتی حرکتی بوده که حالا میخواهی برگردی.@ میفرماید آن حالت تقویم عالی وجودی را آوردیمش در(اسفل السافلین) در همین(اسفل السافلین) هم دفن میشود مگر(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) مگر مؤمنین کسانی که ایمان بیاورند و اهل عمل صالح باشند.@ یعنی آن که میتواند انسان را در همان حالت تقویم عالی وجودی نگه دارد و نگذارد در(اسفل السافلین) بماند و بپوسد و گند بزن و(اخلال الی الارض) تعابیری که خود قرآن دارد(اخلال الی الارض) بکند سنگین بشود روی زمین، تعبیر قرآنی هست(اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا) این تعبیر قرآن هست.@ سنگین بشود روی زمین بماند آن موجودی که از عالیترین تقویم وجودی برخوردار هست برگردان و برسان به اصل خودش دوباره دو عامل هست یک عامل معرفتی و نظری هستی که اصل هست به نام ایمان و یک عامل فرعی هست و عملی به نام عمل صالح این دو باید باشند تا این بتواند با این دو بال برگردد به جایگاه اصلی خودش.@ اما برگشتنش فقط این نیست که یک مسیری را آمده و برگرده موضوع این هست که وقتی آمد از اینجا که میخواهد برگردد بینهایت کمال وجودی جمع میکند و بعد با خودش میرود برای همین هم قوس نزول غیر از قوس صعود است شما وقتی میروید برزخ برزخی که دارید میروید با برزخی که آمدید یکی نیست.@ تا بینهایت وقتی دارید میروید آن طرف یکی نیست تا عالم تجرد، جبروت، عالم لاهوت، به لقاء برسید شما بینهایت کمالات وجودی را جمع کردید دارید با خودتان میبرید پس دقت کنید اگر کسی بخواهد ملحق بشود به آن طهارت اولیه وجودی خودش آنجایی که مطلق است آنجایی که انسان دیگر حد ندارد.@ آنجایی که انسان به آرامش میرسد انسان تا وقتی که حد جلویش هست آرامش ندارد وقتی به بینهایت ملحق شد آرامش پیدا میکند با بینهایت انسان آرامش پیدا میکند اگر بخواهد به آن حد برسد باید اهل ایمان و عمل صالح باشد تا به مطلق برسد.@ اگر بخواهد از ایمان و عمل صالح تفره برود دائماً خودش را هی کوچکتر میکند هی محدودتر میکند دیگر شاید احساس نکند چون به خاطر داشتن جنبه حیوانی و طبیعت ممکن است طرف خودش را با طبیعت و جنبه حیوانی سرگرم بکند ولی وقتی یک دفعه مرگ سراغ انسان میاید وارد یک عالمی میشود که میفهمد آنجا جای طبیعت نیست.@ (حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان آرزوی برگشت میکند نه فقط در برزخ این آیه مال برزخ است در قیامت هم اینها همینطور میگویند در قیامت هم میگویند خدایا ما را برگردان.@ وقتی میفهمند که نمیشود برگردان از خدا میخواهند که خدا نابودشان بکند(وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً) ای کاش خاک بودم ای کاش هیچ ادراکی نداشتم(وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ) کسانی که به خودشان ظلم کردند دستهایشان را میگزند میگویند(يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً) ای کاش یک راهی با پیغمبر داشتیم در دنیا ارتباطمان را با رسول خدا حفظ میکردیم.@ (يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً) ای کاش با اینها رفیق نمیشدم رفقا چقدر نقش دارند کسی که با آنها نفس میکشی ارتباط دارد میرود و میاید خیلی مؤثرند دوست، آشنا، محل کار، شغل اینها همه مؤثر هست به انسان شکل میدهد هر چیزی با انسان مرتبط هست.@ حالا که به صورت اصلی طهارت داشته انسان اگر بخواهد واقعاً این مسیر بازگشت و معاد را خوب انجام بدهد موفق، باید اینجا اهل طهارت باشد یعنی هر چیزی که خبیث است کثیف است آلوده است جهنمی است باطل است سوزاندنی است باید طرفش نرویم.@ در دین حدش را مشخص کردن تحت عنوان گناهان و امور حرام، حرام را سمتش نرو چون وقتی میاید پیوند با روحت میخورد بعداً گرفتاری داری تا بسوزانیش اگر اینجا توبه کردی که هیچی اگر آن طرف نکردی که با جهنم باید از روحت جدایش بکنند از اول سمت حرام نرو چیزی که حرام است را قبولش نکن.@ اصلاً شایسته تو نیست تو حقیقتت خیلی چیز عظیمی هست چرا میپسندی که آلوده بشوی چرا میپسندی که لکهدار بشوی دردسر است وزر و وباله است باطل است در روایت داریم از علی(ع) (مَن عَرَفَ نَفسَه تَجَرَدَ) کسی که خودش را بشناسد تجرد حاصل بکند تجرد یعنی چی؟@ یعنی(تَجَرَدَ عَنِ الرَزائِل) یعنی خودش را پاک میکند دور میکند خودش را از کسرات خودش را نجات میدهد دنبال کسرات که نمیگذارند روح پرواز کند هر کدامشان یک زنجیری هستند به قول قرآن غلهایی هستند که نمیگذارند برای همین دین آمده که غلها را بردارد.@ (وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ) دین آمده که اصر را بردارد اغلالی که کانت علیهم هست را بردارد سختیها، فشارها، باطلها را بردارد فقط با همین تعبیر هست که میگویم شما اگر بحث را بفهمید بحث جلسه قبل و الان را در همه مسائل حرف دارید بزنید دین هست که فقط آزادی حقیقی را تأمین میکند.@ فقط اگر کسی آزادی حقیقی فطرت و نه طبیعت را دنبالش هست در دین میگردد هر کس گمان بکند که دین و آزادی با هم تعارضی دارند انسان را نشناخته دین را هم نشناخته آنهایی که آمدند دم از تقابل آزادی و دین زدند آن دینی که شناختند دین حقیقی نبود آزادی را هم معنیش را نفهمیدند چون انسان را هم معنیش را درست درک نکردند.@ (مَن عَرَفَ نَفسَ تَجَرَدَ) یعنی هر کس خودش را بشناسد خودش را آزاد میکند تجرد یعنی چی؟ یعنی رها کردن به پسری که زن نگرفته و دختری که شوهر نکرده چرا میگویند مجرد؟ چون قید ندارد آزادی دارد آزادی از قید، حالا آن قید خودش خیلی کمک میکند به آزادیهای دیگر.@ یعنی شناخت حقیقت نفس باعث میشود انگیزه بشود برای تو، اگر کسی به معرفت نفس برسد خودش اصلاً انگیزهاش برای این است که برود دنبال تجرد رو مجرد شو وقتی مجرد شدی سنخیت پیدا میکنی الحاق صورت میگیرد مجرد را ببین این میشود.@ امیرالمؤمنین(ع) (اَلعارِفُ مَن عَرَفَ نَفسَه فَاَعتَقَها وَ نَزَهَها عَن کُلِ ما یُبَعِدُها) در معاد اینها را برایتان توضیح دادم عارف حقیقی کسی است که نفس خودش را میشناسد(فَاَعتَقَها) نفسش را آزاد میکند یعنی میدانید حقیقتش چه بوده اینجا چطوری شده گفتار چه حجابها و مصائبی شده چه گرفتاریهایی سراغش آمده هی خودش را آزاد میکند.@ دائماً در پی آزاد کردن خودش هست هی قیدها را باز میکند تا آن صورت اصلی که قوی هست و مطلق هست سراغش بیاید شما اولیاء خدا را نگاه بکنید اولیاء خدا وقتی خودشان را آزاد کردند در دنیا قوی شدند زندگی اولیاء خدا را بخوانید مرحوم نخودکی را بخوانید مرحوم رجبعلی خیاط را بخوانید این داستانهای خیلی شیرینی که دارد کتابهای کوچکی هست بخوانید.@ مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی(ره) را بخوانید انسان قوی میشود چون از حدها دست برمیدارد وقتی از حدها دست برداشتی قدرت سراغت میاید ولایت سراغت میاید مثل خود خداوند ولایت تکوینی اولیاء کجا ولایت تکوینی داشتند در طبیعت تصرف میکردند.@ بیمار را شفا میداند طی الارض داشتند ارادههای مردم را میخواندند درون همه را میدیدند هر جا دلشان میخواست میرفتند قوی میشود روح این است روح حد ندارد وقتی در اینجا یک نفر خودش را دور کرده رذائل و کثرات را، هی روح قدرت پیدا میکند دائماً میرود سمت قدرت این آزادی قدرت هست یا آزادی طبیعت؟ آزادی طبیعت دائماً برایش ضعف و محدودیت میاورد.@ خاک بر سر کسانی که انسان را نشناختند و با اوج بیلیاقتی روی کرسی علوم انسانی تکیه زدند که انسان را برای بقیه معنا بکنند و به انسانها انسانشناسی را یاد بدهند خودش را آزاد بکند کار ما در دنیا جز آزادی خودمان نیست.@ خودمان را از محدودیت درآوردن کار دیگری نداریم اینکه خودمان را از محدودیت در بیاوریم خودمان را قوی بکنیم از باطل از کثافت از آلودگی از گناه آزاد بکنیم کار ما این هست ما آمدیم در دنیا این کار را بکنیم اصلیترین کار یک انسان این است هیچ کار دیگری مهمتر از این نداریم.@ یک کسی فکر نکند که مهمتر از این هم یک کاری دارد خیر، که تعطیل بشود بعضی از رفقا من میبینم به خاطر مسئولیتهای اجتماعی و کارهای انقلاب و نظام و اینها خودشان را یادشان رفته اینها نمیتوانند آخر آدمهای موفقی برای نظام باشند نه شما باید اول به فکر خودتان باشید توجه به خودتان داشته باشید.@ بحث بسیجی که بسیج برایش بت بشود بعد از معنویت و خودسازی و تحصیل علم بیفتد راه را بیراهه میرود طلبهای که آنقدر شهوت علم بگیردش که همهاش دنبال مطالعه و فقه و اصول تفسیر و چه و چه باشد اینها خیلی خوب است اما خودسازی نداشته باشد تهذیب نفس نکند به دنبال اخلاق نباشد و تزکیه این هم فایدهای نخواهد داشت.@ امام فرمود یک قدم در علم دو قدم تهذیب و یا حداقل یک قدم در تهذیب همراه علم، کار میخواهد، یکسره تو کتاب بخوانی در حوزه هم درس بخوانی ان قلت بکنی قال قیل قلت سر از یک جای دیگر در میاوری.@ این همه که امام فرمود آخوندهای احمق و بیسواد و متهجر محصول همینها هست که سر کار هستند خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ طایفهای نخورده همانهایی که الان خون به دل رهبر دارند میکنند همانهایی که مقام معظم رهبری را که واقعاً مظلومتر از امام هست و دوران سختر از دوران امام دارد به او فشار میاید همینهایی هستند که تزکیه نمیکنند.@ درس خواندند بله، آدمهای ملایی هستند مجتهدهای خوبی هستند از نظر اجتهاد خوب درس خواندند به حساب خودشان اعلم هستند از نظر علمی، تزکیه کجاست به خاطر خودشان در مملکت فتنه راه میاندازند حاضر هستند یک مملکتی را به باد فنا بدهند دست از من خودشان برندارند این علمت در سرت بخورد.@ که(هُوَ حِجابُ الاَکبَر) کاری جز آزادسازی نداریم(وَ نَزَهَها عَن کُلِ ما یُبَعِدُها) هر کس که دورت میکند پاک کن نزیه یعنی چی؟ تمیز، پاک، ما خدا را تسبیح میکنیم منزه اعلام میکنیم خدا را، تنزیه، خودش را پاک کند از هر چیزی که دورش میکند ببین چیست که تو را دور میکند این هم فرمول دارد الا ماشاء الله در درس معرفت و معاد هم توضیح دادیم.@ هر چیزی که دورت میکند کنار بگذارش هر چیزی که میبینی مانع میشود آن باید کنار برود درس باید بشود ولی وقتی میفهمی نفس را و وقتی به طهارتش پی میبری وقتی توجه به طهارت داری وقتی که طهارت را اصل برای خودت قرار میدهی و رسیدن به طهارت و آن مقام را نصب العین خودت قرار میدهی خیلی قوی میشوی.@ میفهمی که کثیف یعنی چی میفهمی که باطل یعنی چی آلودگی را خیلی راحت تشخیص میدهی ولو در مقدسترین و قشنگترین اسمها و صورتها به تو عرضه بشود کنار میگذاریش برای اینکه مانع تو است دورش میکنی تا وقتی که نفهمی نفس، این عرف خیلی مهم است لذا ببینید شما در عمل هم هر کسی بخواهد قوی باشد باید اول در معرفت قوی باشد.@ هیچ کس نمیتواند در عملل قوی باشد مگر اینکه در معرفت قوی باشد هیچ کس نمیتواند آدم قدرتمندی باشد و موفق و پیروزی باشد مگر اول در جبهه معرفت به پیروزیهایی دسترسی پیدا کرده باشد دارای فکر عمیق و معرفت عمیق باشد(مَن عَرَفَ نَفسَه تَجرَدَ) چه کسی تجرد دارد؟ کسی که به عرفان نفس برسد به شناخت برسد اهل معرفت باشد.@ حوصله حرف شنیدن حوصله کسب معرفت و کسب علم را داشته باشد و از آن لذت ببرد(اَلعارِفُ مَن عَرَفَ نَفسَه فَاَعتَقَها) فَ یعنی چی؟ پس این رتبی است یعنی عرفان بعد آزادسازی، شناخت بعد آزادسازی، برای همین هم از نظر اسلام و از نظر قرآن معرفت اصل هست.@ همیشه ایمان قبل از عمل صالح آمده هیچ وقت عمل صالح قبل از ایمان نیامده ایمان جنبه معرفت شماست و بعد عمل صالح، اصلاً ممکن نیست کسی معرفتش درست نباشد و عمل صالح بتواند انجام بدهد عمل صالح خودش محصول معرفت هست و محصول ایمان هست.@ یعنی نمیتواند تن به تن این معرفت بزند ولی میتواند معرفت را بالا ببرد معرفت را اوج بدهد و معرفت هم بدون عمل بالا نخواهد رفت صرف معرفت کافی نیست باید عمل صالح باشد و او را بالا ببرد قرآن میفرماید(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ) اندیشه و عقیده طیب بالا میرود باز طیب در قرآن آمده یعنی وقتی پاک شد بالا میرود.@ اما چه چیزی بالا میبردش؟ (وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ) عمل صالح بالا میبردش باید حتماً باشد عمل یعنی به خودت فشار بیاوری طبیعتت را لگدمال بکنی به نفع فطرتت و به نفع خودت، با ناخودت بجنگی به نفع خودت، این عمل است.@ (مَن عَرَفَ نَفسَه جاهَدَها) باز نگاه کنید جهاد با نفس معلول عرفان هست معلول معرفت هست(مَن عَرَفَ نَفسَه جاهَدَها وَ من جَهِلَ نَفسَهُ اَحمَلَها) آن که میشناسد مبارزه میکند چه کسی حال مبارزه با نفس دارد چه کسی حال خودسازی دارد چه کسی جگر و جرأت و شجاعت و مردانگی و ریاضت را دارد و درگیر شدن با نفسش را دارد از خودش فرار نمیکند کسی که به معرفت رسیده باشد.@ اگر معرفتش قوی شد شجاعت هم میاید قدرت روحی هم میاید. و اساساً کسی نمیتواند جهاد خوبی بکند و خوب بجنگد جز کسی که پشتوانه قوی از معرفت داشته باشد حالا فهمیدید عیب کار ما از کجاست عیب کار خیلی از ما این نیست که ما مردانگی مبارزه را نداریم این نیست که ما آدمهای ضعیفی هستیم این نیست که ما از شیطان میترسیم این نیست که ما آدمهای ذلیلی هستیم.@ ما نه ذلیل هستیم و نه از شیطان میترسیم و همین که مردانگی عمل را داریم مشکل ما این هست که با داشتن این همه قابلیت معرفت نداریم اگر معرفت ما بیاید و تحصیل بشود ما مردش هستیم که مبارزه بکنیم.@ شما واقعاً برگردید به نفس خودتان درون خودتان را نگاه بکنید ببینید که شهوتی به دنیا دارید به طبیعت دارید دوست دارید که مانعتان بشود دلبستگی خاصی دارید که گرفتارتان بکند؟ نه شما الحمد لله مرد عمل هستید شجاعتش را دارید برای مبارزه، توانش را دارید همتش را دارید شوقش را دارید.@ باید معرفت تقویت بشود تا این امر انجام بشود این مردانگی این شجاعت این توانایی که ما داریم تنفری که در دل ما از شیطان هست عاشقش نیستیم از او خوشمان نمیاید دلبستهاش نیستیم شیفتهاش نیستیم که اگر حرف حق شنیدیم دست بکنیم در گوشمان نخواهیم حرف حق بشنویم.@ تا یک جا موعظه میشویم بدمان بیاید بخواهیم فرار بکنیم نه الحمد لله با استقبال میاییم پای موعظه مینشینیم با استقبال آمدیم وقت گذاشتیم سرمایهگذاری کردیم پول گذاشتیم کرایه ماشین دادیم آمدیم اینجا از وقتمان که میخواهیم رشد بکنیم.@ پس معلوم هست که ما میخواهیم مبارزه بکنیم ما تواناییش را داریم همتش را داریم خود همین آمدن یعنی مبارزه، ما که عاشق شیطان نیستیم ما که عاشق طبیعت نیستیم ما که نمیخواهیم رشد نکنیم ما همه دوست داریم رشد بکنیم.@ خیلی هم حیف هست انسانهایی که به این درجه از رشد رسیدند که عاشق هستند که قدم برمیدارند که زحمت میکشند که وقت اختصاص میدهند برای این کار، که همت دارند که شجاعت دارند حیف است که از نظر معرفتی ضعیف باشند و این همه شجاعت مردانگی و همت در درون اینها ذخیره بماند و هیچ وقت آزاد نشود حیف هست.@ ما الان به دلمان که مراجعه میکنیم میبینیم که خدا را دوست داریم از خدا خوشمان میاید بدمان نمیاید اسم خدا که میاید اینطور نیست که قرآن میفرماید بعضیها که اسم خدا میاید(اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ) دلهایشان چِندششان میشود ولی وقتی اسم خدا میاید میبینی که نه ما انگار که یک نسیم خوشی به روحمان وزیده میشود دوستش داریم حقیقتاً.@ پیغمبر را دوستش داریم اصلاً دلمان برایش تنگ میشود معصومین را همه را دوست داریم برایشان سرمایهگذاری میکنیم در نزد ما احترام زیادی دارند احترام والایی برایشان قائل هستیم قداست برایشان قائل هستیم حاضر هستیم برایشان سرمایهگذاری بکنیم حقیقتاً امام زمان(ع) را دوست داریم.@ این همه آمادگی خیلی آمادگی زیادی هست این همه آمادگی را وقتی معرفت میاید تمامش تبدیل به فعلیت میشود تبدیل به قدرت و نورانیت میشود تبدیل به پرواز و رشد میشود حیف است میخواهم بگویم برادر عزیز که وقت میگذاری میایی در این جلسه از شهرستان از راههای دور میایید اینجا مینشینید توجه کنید که باید یاد بگیریم که انرژیمان هدر نرود.@ چون هر تلاشی به ثمر نخواهد رسید هر همت به خرج دادنی به ثمر نخواهد رسید اگر میخواهید همتتان و تلاشتان به ثمر برسد دنبال معرفت باشید این خیلی مهم است معرفت خودتان معرفت دینتان و معرفت دشمنتان دشمنشناسیتان خوب باشد آفتشناسیتان خوب باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@