اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته درباره اخلاق و خوشاخلاقی بحثی را مطرح کردیم و این روایت نبوی را خدمتتان عرض کردیم که حضرت فرمودند که اگر کسی سه چیز را نداشته باشد نه از من هست و نه از خداست یعنی هم ارتباط و پیوندش با من قطع است و هم ارتباط و پیوندش با خداوند قطع هست.@ در واقع این را میخواهد بفرماید که اگر این سه چیز نباشد انسان هر چقدر هم تلاش بکند باز نمیتواند خودش را سالم نگه بدارد هر چقدر هم تلاش بکند روحش آلوده خواهد شد آن سه چیز عبارت بود از خویشتنداری و حلمی که به وسیله آن انسان بتواند جهالت افراد جاهل را از خودش رد بکند تحت تأثیر اشتباهات و جهالتهای دیگران قرار نگیرد و تعادلش را از دست ندهد.@ و دومی حسن خلقی بود که به وسیله آن بتواند در مردم زندگی بکند و سوم ورعی بود که بتواند او را از معصیت خداوند تبارک و تعالی نجات بدهد خویشتنداری که بتواند او را نجات بدهد راجع به حسن خلق یعنی کلاً بحث اخلاق که یک قسمتش هم حسن خلق هست یک توضیحی خدمتتان عرض بکنم پای تخته تا بعد انشاء الله با یک عمق بیشتری به ادامه بحث بپردازیم.@ اگر خاطر شریفتان باشد در اصل بحثمان یک فرمولی داشتیم اصلی داشتیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیا، این را اگر رحم در نظر بگیریم وقتی که یک سلول تخم تشکیل میشود در رحم این سلول تخم از اول هدفش دنیا هست که رحم دوم هست.@ به جریان شکلگیری یک سلول تا وقتی که میخواهد به دنیا بیاید اگر توجه بکنیم میبینیم که هر اتفاقی که دارد میافتد با همین یک سلول هست که این یک سلول خودش تکثیر میشود یعنی بالاخره این کار را خداوند توسط فرشتهها را انجام میدهد بالاخره این قوانینی هست که هست میگوید ما در رحم شما را شکل میدهیم.@ (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ) خود خداوند میگوید من تصویرگری میکنم شما را در رحم، بعد تقسیماتی صورت میگیرد تا یواش یواش به صورت یک جنین کامل در میاید اگر دقت کرده باشید میبینید که از زمانی که این تشکیل میشود تا زمانی که به یک جنین کامل و نوزاد کامل در رحم تبدیل میشود هر چه که دارد اتفاق میافتد روی یک موجود هست که دارد اتفاق میافتد.@ اگر اشتباهی صورت بگیرد و آن ریاضیاتی که باید جنین رعایت بکند در رحم، مطابق ریاضیات دنیا حرکت نکند چون گفتیم دنیا یک سلسله شرائط ریاضی دارد اگر این سلسله شرائط ریاضی را این بلد نباشد یا آن دادههایی که روی آن کار میکنند اشتباه باشد این وقتی که میخواهد متولد بشود به اینجا کافی است تطبیق نداشته باشد.@ همین تطبیق نداشتنش باعث آن تولدهای خیلی بد میشود گفتیم پنج نوع تولد داریم دو نوعش خوب است سه نوعش خوب نیست تولد ضعیفش خوب نیست تولد ناقصش خوب نیست تولد بیمارش هم خوب نیست عذابآور هست رنجآور هست.@ این وقتی که متولد میشود میاید به اینجا درد را از کدام ناحیه دارد یعنی آیا خود شرائط زیستی دنیا به او فشار میاورد یا نه این چون تطبیق ندارد اذیت میشود؟ چون تطبیق ندارد چون اگر سالم بوجود بیاید شرائط زیستی دنیا برای یک بدن سالم طراحی شده خداوند تبارک و تعالی گفته تمام عوالم را ریاضی خلق کرده همه چیز را.@ پس این چون خودش تطبیق ندارد دچار عذاب میشود با این شرائط عالی و خوبی که در دنیا هست وقتی تطبیق نداشته باشد شما سردرد میگیری چشم درد میگیری پادرد میگیری کمردرد میگیری انواع بیماریها مال عدم تطبیق این سیستم هست با شرائط زیستی بیرون، این مشکل هست.@ ما در رحم دوم وقتی که میخواهیم حرکت بکنیم به سمت آخرت و ابدیت آنجا چند تا اصل در اعتقادات ما هست که در قرآن هم مطرح شده یکی اینکه شما یک صراط دارید که فرمودند از مو باریکتر و از شمشیر هم تیزتر هست که این صراط داخل جهنم هست روی جهنم نه و بدون استثناء حتی پیغمبران هم باید از روی صراط که داخل جهنم هست رد بشوند همه همینطور هستند.@ این صراط را وقتی میخواهند از روی آن رد بشوند میگوید از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است هر یک نفر صراطش با همدیگر فرق میکند صراط هر کس با همدیگر فرق میکند.@ میفرماید بعضیها به سرعت برق از صراط رد میشوند بطوریکه در قرآن فرمود(جُزناها وَ هیَ خامِدَه) ما از جهنم عبور کردیم یعنی از روی صراط که داخل جهنم بود عبور کردیم در حالی جهنم خاموش بود اصلاً ما جهنمی ندیدیم یعنی به این سرعت رد شدند به طوریکه هیچ نوع حرارت و گرما و سختی به اینها نمیرسد.@ بعضیها هستند که فرمود مثل اسبسوار رد میشوند از صراط، بالاخره مسیری را باید طی بکنند و این یک مقدار اذیت دارد با اینکه با سرعت دارند میروند ولی اذیت میشوند بعضیها مثل دونده میروند بعضیها مثل کسی هست که راه میرود بعضیها چهار دست و پا میروند بعضیها سینهخیز میروند بعضیها هم میروند و میافتند بالاخره در جهنم سقوط میکنند و میافتند.@ این حالتهای مختلف افراد در برخورد با صراط ناشی از خودشان یعنی عملکرد خودشان، نحوه تطبیقشان با وضعیت صراط و جهنم دارد وقتی که بیاییم به این سمت حرکت از دنیا به آخرت را بخواهیم بررسی کنیم برای فهمش از این فرمول استفاده میکنیم یعنی اینطرف را از رحم به دنیا.@ اگر دقت کرده باشید جنین هم همین صراط را طی میکند یعنی در رحم صراط وجود دارد صراط کجاست یعنی مسیری که باید طی بشود ما الان چند تا چیز داریم یکی صراط داریم یک نامه اعمال داریم اگر بخواهیم این صراط و نامه اعمال را خوب بفهمیم که در آخرت چطوری هست باید بیاییم سراغ فهم همین عالم رحم.@ که اگر دقت کرده باشید حرکتکننده چون آنجا ما یک صراط داریم یک حرکتکننده داریم یک مسیر داریم این که باید برود نامه اعمال داریم شش هفت مورد هست نویسنده داریم اینهایی که هستند مینویسند اگر بخواهیم فهم دقیقی از وضعیت آخرت داشته باشیم اینجا را باید کاملاً مورد مطالعه قرار بدهیم.@ اول از این حرکتکننده که چیست؟ نطفه یا جنین او متحرک ماست صراطی هم که دارد طی میکند باز خودش هست یعنی دارد روی کجا طی میکند همه مسیر را؟ چون در رحم که مسیر فیزیکی وجود ندارد جنین بگوییم از این طرف رحم میخواهد برود آنطرف رحم بگوییم که مثلاً از این گوشه رحم حرکت میکند برسد به آن گوشهاش بعد از آنطرف میرود در دنیا اینطوری است؟ نه.@ همه مسیر یکی هست پس این را خوب دقت بکنید نطفه یا جنین دوباره میتوانیم اسمش را مسیر یا صراط بگذاریم باز یک چیز دیگر اسمش را میتوانیم بگذاریم عملکرد جنین در کجا نوشته میشود؟ در خودش نوشته میشود باز خودش نامه اعمال هست، بعد روز قیامت قاضی کیست که قضاوت میکند موقع تولد که این خوب متولد بشود یا نه؟ باز هم خودش هست.@ یعنی مشخص است وقتی میاید خودش گواهی دارد میدهد که من چطوری به دنیا آمدم یعنی خودش میگوید که من دست دارم پا دارم چشم دارم مثلاً انگشت ندارم گزارشدهنده خودش هست نویسنده هم خودش هست یعنی اویی هم که دارد مینویسد باز خودش دارد روی خودش مینویسد همه همین است.@ یعنی یک مسیر طی میشود اگر یادتان باشد در مورد حرکت به سمت آخرت از علی(ع) خواندیم(اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀِ صائِرون) گفتیم صائر یعنی چی؟ یعنی شونده یعنی چیزی که دارد تحول پیدا میکند صیرورت و صورتپذیری دارد میکند آن به آن لحظه به لحظه صورت میپذیرد صورت جدید.@ باز هم مثل نطفه که آن به آن لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه صورت میپذیرد پس خودش هست در واقع همه کار خودش هست رحم فضایی هست که همه این اتفاقات برای یک نفر میافتد در دنیا وضعیت همینطور هست اینکه بزرگان فرمودند دنیا متن جهنم هست خود جهنم آخرت کجاست؟ خودش دنیاست.@ همین دنیایی که در آن هستیم ما هم که در رحم دوم هستیم جنین روح ماست صراط کجاست؟ صراط خود ما هستیم، در کجا این مسیر طی میشود؟ ما اگر الان بخواهیم حرکت بکنیم به سمت آخرت مثلاً من سی سال است در این محل دارم زندگی میکنم موقع مردنم جایی مگر منتقل میشوم کجا میروم؟ جایی که نمیروم.@ بعضیها وقتی میگوییم برزخ فکر میکنند برزخ یعنی پنج میلیارد سال آنطرف کره زمین، رابطه را گفتیم رحم در دنیاست دنیا هم در آخرت است این سه تا با هم یک جا هستند پیغمبر(ص) فرمود(اِنَّ مَعَ الدُنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُنیا) که همراه دنیا آخرت هست و آخرت محیط به دنیاست همانطور که همراه رحم دنیا هست و دنیا محیط بر رحم هست.@ پس هر سه اینها یک جا هستند رابطه اینطوری ندارند که بگوییم یک فضایی باید طی بشود که ما برسیم به آخرت من سی سال همین جا زندگی کردم در این سی سال که در این محل زندگی کردم صراط کجا بوده من باید طی میکردم؟ صراط خودم هستم، نویسنده کیست؟ خودم هستم دارم مینویسم فردا هم که متولد بشوم به آخرت خودم باید بخوانم.@ (اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودت بخوان خودت هم برای محاسبه خودت کافی هستی مسیر خودم هستم صراط خودم هستم نامه اعمال در کجا نوشته میشود؟ تمام بزرگان ما فرمودند نامه اعمال نفس انسان است.@ یعنی شما هر چه داری مینویسی با نگاهت با رفتارهایت با خوردنهایت با خوابیدنهایت با لمس کردنها با شنیدنها با افکارت با خیالاتت با اعتقاداتت همه داریم روی یک چیز مینویسیم همه اینها روی یک چیز دارد شکل میدهد و یادتان باشد گفتیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظهور شما هر چه که میخواهد باشد نشاندهنده این هست که شما چه چیزی روی خودت نوشتی.@ شما هر چه روی خودت نوشته باشی همان را ظهور میدهی نوشتن با چه چیزی صورت میگیرد؟ با قلم نگاه با قلم حواس پنجگانه با قلم خیال با قلم افکار با قلم اعتقادات و قلم رفتار، ما الان داریم نفسمان را دائماً مینویسیم شما هیچ حرکتی نیست که بکنید در زندگیتان یک خوردن یک خیال کردن یک نگاه کردن هر چیز افکارتان همه چیز دارد دائماً روی شما مینویسد و روح را دائماً دارد شکل میدهد.@ شما اگر الان آدمی هستی که احساس خوشبختی میکنی در زندگیت، شاد هستی با نشاط هستی این مربوط به این هست که خودت اینطوری خودت را نقاشی کردی اگر اینطوری نیستی با نشاط نیستی مضطرب هستی نگران هستی افسرده هستی عصبی هستی پرخاشگر هستی بددهان هستی حسود هستی سوءظن داری احساس خوشبختی نمیکنی اینها مال این هست که خودت اینطوری روی خودت نوشتی.@ متأسفانه ما میاییم میگوییم که اگر بخواهم سوادآموزی بکنم باید بروم کلاس بروم که یاد بگیرم من دارم روی تخته برای شما مینویسم من از روز اولی که از مادرم متولد شدم میتوانستم روی تخته بنویسم یا نه؟ رفتم یاد گرفتم.@ ما همه جور کار حتی یک خیاطی یک گلدوزی یک گلسازی یک سفرهآرایی را میگوییم که باید برویم کلاس ببینیم دوره ببینیم تا این را بلد باشیم انجام بدهیم ما اگر برویم دو هزار تومان بدهیم یک بوم بخریم برای نقاشی دو سه هزار تومان هم رنگ بخریم بعد برویم در خانه این بوم را بگذاریم.@ بعد بگویند که حالا برو روی آن نقاشی بکن میگوید حیف است این پارچه متقالی که روی این زدند من الان بخواهم نقاشی بکنم نقاشیم خوب نیست این رنگ را که بردارم بزنم اینجا پارچه خراب میشود بگذار بروم یک دورهای ببینم روی کاغذ نقاشی بکنم یک مقدار خرابکاری بکنم بعد که میخواهم بیایم روی این بوم دو هزار تومانی بنویسم دیگر حیف نشود واقعاً یک تابلو در بیاید.@ ولی ما هیچ وقت حاضر نیستیم برای خودمان نویسندگی را یاد بگیریم یعنی نمیخواهیم یاد بگیریم که چطوری روی خودمان نقاشی بکنیم چطوری خودمان را شکل بدهیم که همیشه آدمهای قدرتمند خوشبخت شادی باشیم آدمهای راحتی باشیم آدمهای قوی باشیم آدمهای سالمی باشیم چون همانطور که مبنا از حرکت از رحم به دنیا تولد سالم است مبنا هم از دنیا به آخرت تولد سالم است.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَإِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) قلب سلیم یعنی سالمسازی ما اصلاً نمیخواهیم تن بدهیم به یادگیری فرمولهای سالمسازی روحمان، برای همین هم بعد از سی سال چهل سال زندگی میبینیم صد جا دچار شکست و گرفتاری هستیم.@ ممکن است از نظر کمالات جمادی نباتی حیوانی موفقیتی داشته باشیم مثلاً من یک پزشک خیلی موفق شده باشم یک دکتر در یک رشته انسانی یا مثلاً یک مهندس خوب وضع مالی خوب، ولی واقعاً وقتی به روحم نگاه میکنم میبینیم که روح اصلاً آمادگی و آن احساس خوشبختی را ندارد.@ یعنی اگر الان سوت پایان را بزنند قرار است من متولد بشوم به برزخ به هیچ وجه خودم را برای شرائط زیستی برزخ آماده نکردم اصلاً کار نکردم به صورت جدی روی این قضیه اصلاً عاشق خودم نبودم فکر خودم نبودم اصلاً این برایم دغدغه نبوده.@ همه دغدغههای من یا مربوط به مسائل جمادی بوده یا مربوط به مسائل گیاهی بوده یا مربوط به مسائل حیوانی بوده کمالاتی که در حیوانات هست هیچ وقت در مورد کمال انسانیم حرکتم به سمت آخرت و ابدیت فکر جدی و دغدغه جدی نداشتم اصلاً نرفتم وقت بگذارم یاد بگیرم کار کردن روی نفس را.@ خودسازی مثل هر چیز مثل فرشسازی مثل لیوانسازی مثل گلسازی مثل هر رشته دیگر تخصص میخواهد انسان خود را باید بشناسد الان یک گلساز خیلی حرفهای یک بنای خیلی حرفهای یک خانمی که بافندگی خیلی خوب دارد وقتی به او میگویید بیا این فرش را بباف اول میگوید ببینم این خام چطوری هست این خام خوب هست یا نه این فرش از آن خوب در نمیاید این کاموا کاموای خوبی نیست.@ میگوییم بیا نقاشی کن میگوید بومش خوب نیست رنگ را خوب جذب نمیکند میگوییم بیا نقاشی کن میگوید قلمش خوب نیست میشناسد دیگر ما اصلاً هیچ انسی با خودمان نمیگیریم و شناختی از خودمان به دست نمیاوریم اصلاً عاشق خودمان نیستیم خودمان را میشناسیم ولی فقط به اندازه تولد تا مردن دوست داریم.@ این عشق به صورت ابدی و جاودان آنطوری که خلق شدیم اعمال نمیشود با اینکه عاشق خودمان هستیم ولی چون نگاهمان نگاههای محدودی هست میاییم این عشق را فقط اندازه تولد تا مرگ اعمال میکند.@ برای همین هم تعریفی از خودمان نداریم شناختی از خودمان نداریم انسی با خودمان نداریم که چیزهایی که داریم جذب میکنیم بفهمیم که این که من دارم جذب میکنم کدامش آزاردهنده است جذبش نکنم کدامش حسرتزا است کدامش افسردگی میاورد کدامش پژمردگی میاورد کدامش عصبانیت میاورد کدامش سوء برداشت میاورد سوءظن میاورد نمیدانیم همینطوری داریم ارتباط برقرار میکنیم.@ یکسره در دریایی از ارتباطات داریم زندگی میکنیم اصلاً هم ورودیهایمان کنترل نمیشود وقتی کنترل نمیشود یک دفعه میبینی زحمت زیاد کشیدی مثل آن جنینی که در رحم مادر زحمت زیاد میکشد ولی وقتی میاید یک تکه گوشت هست چهار کیلو سه کیلو ولی نه دست دارد نه پا دارد نه چشم دارد این خیلی خیلی خطرناک است بسیار خطرناک است.@ اینجا وقتی صحبت از اخلاق خوب داریم میکنیم اخلاق خوب یعنی پیمودن پیمودن یک صراط قشنگ، شما هر خُلق بدی را که جذب بکنید در صراط داری گیرندگی خودت را خراب میکنی یعنی هر باری که شما با عصبانیت با داد و فریاد زدن با فحاشی کردن با اضطراب میافتی روی صراط تا میخواهی برگردی میدانی چقدر سوختی.@ شما یک بار حسادت ببین چقدر به جانت آتش میزند تا بخواهد این حسادت برطرف بشود تا این کینه برطرف بشود تا این دلخوری برطرف بشود تا این سوءظن برطرف بشود تا این حسادت برطرف بشود آنوقت سالها در جهنم داری میسوزی متوجه نمیشوی.@ آنوقت که شما منتقل میشوی به آخرت همین مقدار بر مبنای زمان ابدی پایت حساب میشود مثلاً دو سال در حسادت سوختی وقتی میایی در مبنای ابدیت دو سال چقدر میشود؟ یک دفعه چند صد هزار سال میشود قرآن میگوید حداقلش دویست و چهل هزار سال است میتوانیم تحمل بکنیم.@ ما به و الله قسم همان لحظه اول مردنش هم نمیتوانیم تحمل بکنیم الان ما در رحم هستیم فرصت جبران هست یعنی هر کاری هر اشتباهی کردیم هر شکل زشتی به خودمان دادیم میتوانیم فرصت هست برگردیم و شکلمان را قشنگ بکنیم نقاشی جدید بکنیم این امکان دارد.@ ولی اگر وقت بگذرد دیر بشود با همین شکل و قیافهای که برای خودمان درست کردیم بخواهیم منتقل بشویم میدانید دیگر راه برگشت وجود ندارد جنین نمیشود برگرداند در رحم بگویی برو حالا دست بیار پا بیار چشم بیار گوش بیار.@ آیاتی که در قرآن هست میگوید اینها که در قیامت هستند یا موقعی که میمیرند(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِلَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) میگوید خدایا من را برگردان هر کاری که نکردم را بکنم اعمال خیری که باید انجام میدادم بدهم کارهایی که(فِيما تَرَكْتُ) اعمال صالحی که باید انجام میدادم و ندادم انجام بدهم آن چیزهایی که ترک کرده بودم.@ ولی(كَلاَّ) یعنی هرگز امکان بازگشت وجود ندارد لذا الان ما خیلی خوشبت هستیم که در رحم هستیم و هنوز متولد نشدیم و فرصتی داریم اگر واقعاً به ما بگویند که مثلاً شما فردا میخواهید بمیرید خیلی از دکترها به آدم میگویند یک ماه دیگر، بیست روز دیگر میخواهی بمیری واقعاً ما چکار میکنیم؟@ یعنی همینطوری که الان داریم زندگی میکنیم زندگی میکنیم همین رفتارها همین خلق و خویها همین ارتباطات همین ارتباط با خدا، اینطوری که نیست حالا دکتر هم به ما نگفته ولی تضمینی هم هست که ما تا مثلاً فردا، یک وقتی زنده باشیم؟ نه هیچ تضمینی نیست.@ این که به فکر نیستیم و هیچ کاری نمیکنیم برای این هست که ما باور جدی نکردیم این مسئله را، مست هستیم باور نکردیم که یک همچین چیزی هست هزاران بار از دورههای مختلف به ما خبر رسیده ولی همه را شایع و دروغ میپنداریم.@ خواب هم میبینیم خواب امواتمان را میبینیم به ما هم میگویند تذکر هم میدهند نصیحت هم میکنند بحث اخلاق از اینجا مهم است که حضرت میفرماید اگر کسی سوءاخلاق داشته باشد یا این حوصله را نداشته باشد که بخواهد با دیگران راحت زندگی بکند این واقعاً آدم را ساقط میکند یعنی یک جنین سقط شده هستیم یا ناقص متولد میشویم یا اساساً سقط میشویم.@ امام باقر(ع) میفرماید کلید همه بدیها در دو چیز است بیحوصلگی و تنبلی، وقتی ما حوصله نداریم به خودمان برسیم حوصله نداریم به خودمان سری بزنیم حوصله نداریم که روی خودمان کاری بکنیم حوصله نداریم که خودمان را بشناسیم حوصله خودمان را در واقع نداریم حوصله خود حقیقیمان را.@ چرا حوصله خود حیوانی را داریم حوصله خود جمادی و نباتی را داریم اما حوصله خود ابدی و جاودانهمان، حوصله خود الهی و آسمانی و خداییمان را نداریم هر وقت میخواهد یک چیزی از ما بگیرد به او میگوییم برو فعلاً وقتت را ندارم حوصلهات را ندارم حالا بعد حالا بعد یک دفعه اینطوری میشود که گرفتار میشویم.@ پس دقت کنید که اخلاق چقدر اهمیت دارد یعنی شما هر یک باری که خرابکاری میکنی در مسائل اخلاقی بددهانی میکنی عصبانی میشوی فحاشی میکنی سوءظن پیدا میکنی یک رفتار ناشایست از تو سر میزند هر یک بار سقوط میکنی میافتی ته جهنم دوباره برمیگردی حالا ببین چقدر آدم میسوزد تا برگردد.@ یکی از رفقای ما در یک کارخانه کار میکرد کارخانه سیمان سه ثانیه افتاد در این آتشی که مربوط به سیمان بود یکسال خوابید یعنی یکسال مداوا میکرد ما فکر میکنیم که حالا عصبانی شدیم یک چیزی گفتیم خیلی مفت است دوباره این کار را ادامه میدهیم نیم ساعت بعد یک ساعت بعد دو ساعت بعد، هر یک بارش برای ما خیلی هزینه دارد.@ شما فکر کنید دارید شادی میکنید وسط شادی و خندهتان یک کسی میاید یک سَکتیمیزند یا ترمزتان را یکبار میکشد اینطوری نیست شما در اوج خنده شادی آرامش یک دفعه یک قیافه وحشتناک ببینید یک صدای وحشتناک بشنوید یک مار ببینید.@ دیدنش که همان یک ثانیه نیست بعد میبینی تا بخواهی خودت را آرام بکنی از این صحنهای که دیدی یا از این خبر اشتباهی که شنیدی اشتباهاً مثلاً آمدن به یک کسی دیگر بگویند به شما گفتن که بچهات رفت زیر ماشین مُرد تو تا باورش کردی و جذبش کردی و قبولش کردی ببین به تو چه میگذرد حالا بعد میفهمی اشتباه بوده چقدر طول میکشد تا آرامش پیدا بکنی؟ خیلی.@ ما اصلاً متوجه نیستیم که در رحم هستیم خودمان یک جنین هستیم و تمام این ارتباطات دارد ما را شکل میدهد بعد از همه بدتر این هست که ما دستمان در دست کسی نیست یعنی ما نمیاییم با یک کسی پیوند برقرار بکنیم دستمان را محکم بدهیم در دستش که لیز نخوریم روی این صراط، نماییم برویم خودمان را یک جایی پیوند بدهیم که اگر یک موقعی مشکلی برایمان پیش آمد زود مداوا بشویم یا اصلاً نگذارد سقوط بکنیم.@ خیلی با ناشیگری بیپروایی زندگی میکنیم الان مثلاً فرض بفرمایید یک کسی میخواهد زندگی بکند در عالم طبیعت سی جا میرود خودش را بیمه میکند بیمه بدنه ماشین بیمه شخص ثالث بعد بیمه تکمیلی میکند که اگر یک موقعی حالا یک اتفاقی افتاد ضرر نکند خانه را ضد زلزله میسازد کپسول آتشنشانی در خانه نصب میکند دزدگیر برای ماشینش میگذارد هزار یک طور تدابیر امنیتی در مسائل بدنی همینطور.@ ولی در مسائل روحی اصلاً ما مراقبت نداریم به جایی هم وصل نیستیم یا الان ماشین هم من شاید پانزده سال پیش در اروپا دیدم الان نمیدانم در کشور ما این هست یا نیست بعید میدانم یک همچین سیستمی گذاشته باشند که مثلاً بغل ماشینها کیسه هوا داشته باشد.@ که اگر شخص تصادف میکند از جلو این کیسه هوا جلوی آدم را میگیرد و آدم به هیچ وجه به هیچ جا ارتباط برقرار نمیکند که آسیب ببیند اگر ته دره هم سقوط بکند این کیسه هوا آدم را محکم نگه میدارد آدم طوریش نمیشود این تدابیر است.@ ما نیامدیم این تدابیر را برای خودمان درست بکنیم که یک روح سالم پاک شاد قوی ما حقمان است شاد زندگی بکنیم قبلاً خدمتتان توضیح دادم ما اگر نتوانیم در دنیا شاد زندگی بکنیم در آخرت هم شاد نیستیم این قاعده است هر کس در دنیا هر طور زندگی بکند آخرت هم همانطوری زندگی میکند.@ (وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى) اینجا وقتی که خدا را نمیتوانی ببینی با اینکه این همه وضوح دارد خدا، فرشتهها را نمیتوانی ببینی با اینکه این وضوح دارد کور هستی یک کسی که اینجا کور است آنطرف هم کور است(فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى).@ بزرگترین حسرت ما هم همین است که ما وقتی به آخرت منتقل میشویم به قیامت میفهمیم که ای بابا ما همیشه در آغوش خدا بودیم با فرشتهها زندگی میکردیم ولی هیچ وقت اینها را درست ندیدیمشان خدا رحمت کند مرحوم میرزا جواد آقا را میگوید صبح به صبح که از خواب بلند میشوید به فرشتههایتان سلام بکنید با هم حرف بزنید همیشه با شما هستند همراهتان هستند یک وقتی را برای این کار بگذارید که با این فرشتهها سخن بگویید.@ در برنامههای خیلیهایتان من نوشتم صبح به صبح دعای روز به اضافه زیارت روز، ما فکر میکنیم زیارت روز یعنی چی؟ مثلاً امروز که سهشنبه است امام سجاد امام باقر امام صادق را ما زیارت کردیم به آنها گفتیم آقا امروز ما مهمان شما هستیم از ما پذیرایی بکنید به ما پناه بدهید بعد هم چقدر با آنها سلام و علیک کردیم امام سجاد کجاست 1400 سال پیش مُرده یا الان در قبرستان بقیع دفن است؟@ پیش خودت است تو پیش او هستی اینقدر هست که میتوانی با او حرف بزنی و خودت را به او بسپاری و امروز را از شما مواظبت بکند امام سجاد امام باقر امام صادق این سه نفر از شما مواظبت بکنند مگر کم حرفی است کم چیزی است یعنی چی ما خودمان را صبح به صبح به آنها بسپاریم.@ حالا کسی به اینها ارتباط داشته باشد و هی رفت و آمد بکند با خود خداوند تبارک و تعالی با اهل بیت(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) در زیارت عاشورا یعنی چی؟ من را در دنیا و آخرت با خودتان قرار بدهید یعنی ما واقعاً میتوانیم با اینها یک زندگی خیلی زیبا و شاد و عالی داشته باشیم.@ ما نمیرویم این زندگی را برقرار بکنیم خوشمان هم نمیاید که برقرار بکنیم اصلاً دوست نداریم که با اینها معیت داشته باشیم آن طرف چه میشود آنطرف وقتی تو با حضرت معصومه قهر هستی اصلاً رفت و آمد شخصی نداری رفاقتی نداری و با حضرت عبدالعظیم قهری با امامزادهها قهری با امام رضا قهری با خدا قهری رابطهای نداری.@ آنجا تمام این سردی رابطهات آنجا برایت آزاردهنده است متوجه میشوی با چه کسانی رابطهات سرد بوده اصلاً خوشت نمیامده از اینها، اگر هم کاری داشتی برای حاجتی چیزی بلند میشدی میرفتی نه برای این بروی که رفیقش شدی دوستاشان هستی عضوی خانوادشان هستی.@ به ما گفتند شما ما را از خودتان بدانید ما پدران شما هستیم مادران شما هستیم با ما رفت و آمد برقرار بکنید ما اصلاً خودمان از آنها نمیدانیم فکر میکنیم یک عربی بوده 1400 سال پیش مرده، اینطوری فکر میکنیم، خلق خوب چکار میکند با ما؟ اخلاق خوب جنین را کاملاً در رحم نگه میدارد یعنی روی صراط میچسباند نمیگذارد بیفتد سرعتش را هم تسهیل میکند چرا؟@ مگر شما نمیخواهید مثل برق از روی صراط رد بشوید که معطل نشوید یعنی در واقع رد شدن یعنی معطل نشدن ترمز نکردن کند نشدن یعنی اینکه با سرعت بتوانی بروی مسیر را خوب طی بکنی اگر قرار است با سرعت بروی مسیر را طی بکنی مهمترین جایش همین اخلاق است.@ برای همین پیغمبر میفرماید اگر کسی اینها را نداشته باشد نتواند وقتی یک آدم نادان جاهل نفهمی با او حرف میزند یا زندگی میکند نتواند از گیر این خوب در برود یعنی در واقع روی صراط معطل شدی وقتی سه شب خوابت نمیبرد که چرا فلان کس به من فلان حرف را زده از غصه خوابم نبرد تا صبح گریه کردم سی دفعه خواب دیدم.@ وقتی اینطوری هستی یعنی در صراط خودت را در جهنم نگه داشتی داری میسوزی میگویی تا صبح خوابم نبرده هزار و یک جور فکر کردم اضطراب داشتم غذا نتوانستم بخورم یک مشکلی، مصیبتی چیزی پیش میاید میبینی بعضیها کاملاً جهنمی میشوند خودشان را در این مصیبت میسوزانند.@ ولی یک بهشتی که سرعتش مثل برق است از روی صراط رد میشود میفرماید(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تا میگویند میگویند ما مال خدا هستیم پیش خدا هم برمیگردیم حالا در مقصد سفر یک اتفاقی پیش بیاید آمده دیگر ما میخواهیم برگردیم جایی مسیرمان چیز دیگر است معطیلی که نداریم.@ این فرمولهایی که دارم عرض میکنم دقت کنید ساده رد نشوید که وقتی میگویم ما باید شاد زندگی کنیم و آرامش داشته باشیم قرآن کسی را که شاد و آرام نباشد به عنوان مؤمن قبول ندارد حالا بیست سال هم نماز بخواند صد سال هم نماز بخواند وقتی شاد و آرام نیستی مؤمن نیستی.@ فرمولش هم همینهایی هست که دارم خدمتتان عرض میکنم که نگاهمان را باید درست بکنیم شناختمان را باید درست بکنیم معرفتمان باید عمیق باشد اخلاق اینطوری بدرد میخورد اخلاق باید یک طوری باشد که هیچ جا گیرت نیندازد نسوزی اعصابت خورد نشود داغون نشوی احساس نکنی که باختی.@ یک مثال بزنم وقتی میگوید اخلاق باید طوری باشد که بتواند اگر یک کسی در حقش جهالتی به خرج داد رد بکند پس باید خیلی آدم قدرتمند و ثروتمندی باشد میگوید الان همه دارایی در جیبم مثلاً پنج هزار تومان پول است حالا این را دزد بزند مضطرب میشوم یا نمیشوم؟ مضطرب میشوم.@ میگویم حالا چکار بکنم میخواهم قم بروم بروم کجا هزینه بدهم ندارم الان چکار بکنم در خیابان ماندم حالا نه داراییم صد هزار تومان هست ولی یک کارت مثلاً عابر بانک مال یکی از این بانکها را دارم در آن پانصدهزار تومان پول است صد هزار تومان پول است من را اضطراب میگیرد؟ نه، برای رفتن لنگ نیستم میروم از کارت پول میگیرم راه میافتم میروم مشکلی ندارم.@ ما وقتی که قرار است اضطراب نگیردمان باید زرنگ باشیم شما نگاه کنید یک کسی که ماشینش زنجیر چرخ ندارد میخواهد یک مسیر یخبندان را طی بکند حالا طرف میبینی زنجیر چرخ دارد روغن ترمز خوب دارد ضد یخ ریخته ماشینش قدرتمند است ترمزهایش ترمزهای خیلی خوبی هست.@ این کدامشان آرامش بیشتری دارند این که این کارها را کرده یا آن که اصلاً هیچ کدام را ندارد زنجیر هم ندارد؟ دومی آرامشش بیشتر است رفته خودش را قشنگ ساخته یعنی کارهای امینتی را اول انجام داده این که همه کارهای امینتی را انجام داده خیلی راحت از یک جاده خطرناک در شب در برف رد میشود.@ اما او که زنجیر ندارد نمیتواند گفته بودند که وزارت راه اعلام کرده که جاده خراب است ماشینها زنجیر چرخ بزنند آنهایی که زنجیر ندارند سینه بزنند بیایند حالا اینکه زنجیر ندارد باید سینه بزند سینه نه، باید روی سرش بزند که مثلاً چکار بکند.@ شما باید همیشه خودتان را به یک جایی پیوند بدهید که وقتی اتفاقی برایتان افتاد یا با یک جاهلی در مسائل اخلاقی پیش آمد مثلاً پدرتان، مادرتان، مادرزن، پدرزن، مادرشوهر، پدرشوهر، جاری، باجناق یا کسی اینقدر محکم باشد که آسیب نبیند راهش چیست؟@ یعنی چکار باید بکنیم که اگر ما مثلاً در یک جهالتی برخورد کردیم در این جهالت آسیب نبینیم یعنی درگیر نشویم اعصابمان خورد نشود احساس هم نکنیم سرمان کلاه رفته باختیم چکار باید بکنیم؟ تحمل، فرمول خیلی خوبی است تغافل فرمول خیلی خوبی است علی(ع) فرمود نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی است.@ ولی چه کسی میتواند این تحمل را؟ مثلاً من خیلی وقتها میگویم شما بیخیال بشوید میگوید آخر نمیتوانم بیخیال بشوم میگویم تحمل بکن میگوید اصلاً نمیتوانم تحمل بکنم دوست دارم بروم طرف را فحش بدهم بزنمش یک کاریش بکنم.@ راهش این هست که شما از اول خودت را به خدا بفروشی کارهایت را هم بفروشی وقتی یک زن از اول قبول میکند که شوهر میکند ولی به خاطر خدا شوهر میکند یعنی میگوید خدای این آقا آمده خواستگاری من،من میخواهم ازدواج بکنم به فرمان تو، وظائفم را هم برای تو انجام میدهم هیچ مزد و تشکری هم از شوهرم نمیخواهم فقط برای تو این کارها را میکنم هر کاری که کردم.@ حالا این شوهر مثلاً یک خرابکاری بکند این زن به هم میریزد یا نمیریزد؟ چون خودش مال خداست از اول کارهایش را هم به خدا فروخته آقا بنده مسئول این ساختمان هستم کارگرها از چه کسی پول میگیرند؟ از من پول میگیرند.@ حالا مثلاً یکی از کارگرها به یکی از کارگرها فحش داد مثلاً گفت این کارت غلط است این کارت اینطوری است او میگوید من که پولم را از تو نمیگیرم یا یک کسی بیاید تهدیدش بکند که من به تو پول نمیدهم میگوید من که پول را از تو نمیگیرم.@ یک کسی وظائفش را نسبت به پدر مادرش انجام میدهد برای پدر مادر انجام ندهد بگوید خدایا من حیف است خودم را به کمتر از خدا بفروشم یک کسی میخواهد وظائفش را در مورد شوهرش انجام بدهد بگوید شوهرم کیست که من خودم را به او بفروشم.@ شوهر شما هر چقدر آدم مهمی باشد بهتر از خدا نیست آدم بهتر از خودش را به خدا بفروشد یا به همسرش؟ به خدا، وقتی شما پیوند بخورید با ریشه اصلی اویی که شما را میخرد(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى) میخرد وقتی خودت را میخرد جانت را میخرد کارت را میخرد چرا به خدا نمیفروشی که اقلاً برایت بماند.@ بعداً نمیایی بگویی که بچه فلان فلان شده بیست سال زحمتش را کشیدم 25 سال زحمتش را کشیدم حالا رفته فلان کرده زحماتم هدر رفته اعصابم خورد است احساس میکنم سرم کلاه رفته احساس میکنم تمام زندگیم را باختم برای این هست که تو خودت را فروختی به بچههایت به پسرت به دخترت، برای خودت قیمت بیشتر از این قائل نبودی.@ در حالی که ما قیمتمان فقط خداست اگر کسی خودش را به خدا بفروشد غصه که نمیخورد حالا شوهر زن قدر دانست ندانست بچه قدر دانست ندانست فلان کس قدر دانست یا ندانست من اصلاً به هم نمیریزم چون نباختم چون خودم را به یک کسی فروختم که او همه کارهای من را میخرد.@ امام باقر میفرماید که گاهی اوقات این غلام من و خانوادهام چنان من را اذیت میکنند و رفتارهایی با من میکنند گاهی اوقات چیزی از اینها میبینم که از حنظل برای من تلختر است ولی من صبر میکنم.@ بعد میگوید(وَ مَن صَبَرَ) هر کس صبر بکند یا به هم نریزد اعصابش خورد نشود دادوبیداد راه نیاندازد میفرماید این تمام عمرش را خدا برایش شبهایش را نماز مینویسد نماز قبول شده و روزهایش را هم روزه مینویسد و مثل کسی است که در رکاب پیغمبر جنگیده.@ برای کسی که در رکاب پیغمبر بجنگد چقدر ارزش وجود دارد تو تحمل کن اینقدر راحت به هم نریز زنت را تحمل کن بچهات را تحمل کن در مورد کار بچه اشتباه بچه اشتباه یک کسی اینقدر خودت را مضطرب نکن داغون نشو کافی است که ما به هم نریزیم همین صبر کردن ثواب جهاد را دارد.@ مثل یک کسی است که در رکاب پیغمبر جنگیده است پس دقت کنید وقتی ما راجع به اخلاق خوش صحبت میکنیم اخلاق خوش یک پایهها و مبانی دارد که ما محکم به آنجا بسته میشویم بریده نیست ما با ابدیت سروکار داریم اخلاق خوش دستوری نیست که بگوییم تو هم خوش باش اخلاق خوش داشته باش مبنا دارد.@ یعنی شما اگر بخواهی این را نداشته باشی خیلی چیزها را از دست میدهی پیغمبر میفرماید همه هستیات را از میدهی نه از من هستی و نه از خدا، میگوید 20 سال است با برادرم قهر هستم چند سال است با مادرم قهرم چند سال است با باجناقم قهر هستم چند سال است با جاریم قهر هستم میدانید این یعنی چه فاجعهای ما فکر میکنیم اینها خیلی مفت تمام میشود.@ با همسایهام قهر هستم با دوستم قهر هستم یک دلخوری از پدرم داشتم اینطوری بوده یک دلخوری از برادرم داشتم اینطوری هست. یک حدیث از امام صادق(ع) بخوانم(ما یَقدِمُ المُؤمِنُ عَلَی الله عَزَوَجَلّ بِعَمَلٍ بَعدَ الفَرائِضِ اَحَبَّ اِلَی الله تَعالی مِن اَن یَسَعَ النّاسَ بِخُلقٍ).@ مؤمن هیچ عملی را بعد از واجبات پیش خدا نفرستاده محبوبتر از این که با اخلاقش با مردم خوب رفتار بکند با مردم خوشرفتار باشد با خوشاخلاقی با مردم رفتار بکند خوشاخلاقی با مردم ظاهرش این هست که شما دارید یک کیفی به آنها میدهید یک حالی به آنها میدهید آنها از اخلاق خوش شما لذت میبرند.@ ولی باطنش این هست که شما خودت داری لذت میبری و در آرامش هستی شما خودت وقتی لبخند میزنی در آرامش هستی و آلوده نمیشوی این خیلی زیرکی میخواهد خیلی عاقل میخواهد خیلی هوشیاری میخواهد عقل میخواهد که یک نفر راحت خودش را مضطرب نکند راحت به هم نریزد.@ حدیث هست از پیامبر میفرماید(اَوَّلُ ما یُوزَعُ فی میزانِ العَبد یَومَ القیامَۀِ حُسنُ خُلقِه) اولین چیزی که در میزان اعمال میگذارند روز قیامت حسن خلق هست میزان هم خودت هستی یادتان باشد همه چیز میزان مبنای شرائط زیستی آخرت است خودت آن را میسنجی.@ باز از پیامبر هست(ما مِن شَیءٍ اَثقَلُ فِی المیزان مِن خُلقٍ حَسَن) در روز قیامت هیچ چیزی سنگینتر نیست در میزان عمل مثل خلق حسن انسان خلقش خلق نیکویی باشد.@ یک خانمی یادم هست شاید مثلاً حدوداً 14 ـ 15 سال پیش این بنا به یک دلیلی از شوهرش طلاق گرفته بود باید هم طلاق میگرفت آمده بود مشاوره پیش ما، گفت که من الان طلاق گرفتم راحت هستم دیگر از دست این فلان فلان شده هم راحت شدم اعصابم خورد است.@ بعد گفت حالا برایم یک خواستگار آمده چکار کنم حالا فرض کنیم یکسال از طلاقش گذشته بود یک خواستگاری بود که شرائط خوبی داشت من بررسی کردم گفتم خیلی شرائط خوبی هست این کار را بکن میگفت که من حوصله شوهر را ندارم اعصابم خورد است اینطوری خوشم نمیاید.@ گفتم بالاخره اویی که تو را خلق کرده بهتر میداند که تو آن برایت بهتر بوده گفت نه اینطوری راحتتر هستم گفتم شما در خانه شوهرت چکار میکنید؟ گفت من اصلاً حال ندارم مرد را تحمل کنم حضور مرد برای اینکه در مقابلش یک وظائفی داشته باشم.@ گفتم اینها که همهاش در رابطه با مرد نیست در رابطه با خدا است ثواب هم میبری عبادت است ثواب جهاد فی سبیل الله برایت دارد صرف یک صورت ظاهری نیست که یک مسئولیتی داری خیلی کار مهم است قبول نکرد.@ بعد دوباره یک خواستگار دیگر آمد یک خواستگار دیگر آمد میگفت من حوصله مرد ندارم اعصاب ندارم که بخواهم یک مرد را تحمل بکنم به او گفتم تو الان جوان هستی سرت داغ است مادرت را نگاه کن که یک پیرزنی هست که پاسش میدهید اینطرف و آنطرف چرا؟@ چون 20 سال پیش شوهرش مرده هیچ کدامتان حاضر نیستید دو شب تحملش بکنید گفتم میرسی به اینجایی که کسی قبولت نمیکند الان رسیده الان که چند سال است شاید دو سه سال است رسیده به اینجا که میگوید بیماری روانی گرفته از تنهایی، گفتم فکر کردی مثلاً حالا یک مدت با بچههایت هستی و تنهایی خیلی به تو خوش میگذرد بعداً بیا ببین اگر توانستی تعادلت را حفظ بکنی.@ حالا الان دارد بچههایش را تحمل میکند از ده تا شوهر بدتر، هر کدام یک طوری اذیتش میکنند تو سرش میزنند کتکش هم زده بودند باور میکنید چند وقت اصلاً از خانه فراری شد رفت در یک جایی تنها زندگی کرد که فقط بچههایش دستشان به این نرسد.@ بچههای بیادب بیتربیت، بعد هم به من زنگ زده بود که من اعصابم خورد است دارم دیوانه میشوم گفتم از اول که به تو گفتم باید چکار بکنی تو حوصله او را نداری به خاطر خدا هم نمیتوانی تحمل بکنی حالا همینها را تحمل بکنی این وضعیتی که هست بنشین تحمل بکن همیشه که اینطوری نیست.@ گفتم آن را که به تو گفتم مطمئن باش میشود یعنی شما میرسی به جایی که مثل مادرت پاست میدهند آنطرف و اینطرف نه بچههایت قبولت میکنند نه هیچ کس دیگر، اعصاب ندارم اینها دیگر خیلی مد شده یک پرستیژستی شده اعصاب ندارم حوصله ندارم روشت را درست کن لازم نیست این همه فشار داشته باشی.@ با آن شوهرت با روش غلط ازدواج کردی حالا با یک روش دقیقتر ملاحظه کن با یک تحقیقات آن چیزهایی که در آموزشها به دخترها و پسرها دادیم بالاخره آدم نمیخواهد حماقت بکند میخواهد ازدواج بکند که راحت باشد اگر میخواهی راحت باشی با کار کارشناسی برو جلو هیچ مشکلی هم پیش نمیاید اگر مشکلی هم پیش آمد انسان برای خدا تحمل میکند به هم نمیریزد که داغون بشود.@ از پیامبر(ص) هست(اَشبَهُکُم بی اَحسَنُکُم خُلقاً) شبیهترین شما به من کسی است که خلقش بهتر باشد من قاعده شباهت را قبلاً توضیح دادم یعنی چی حالا انشاء الله جلسه آینده هفته بعد کلاس نداریم هفته بعدش دو هفته بعد که انشاء الله خدمتتان رسیدم راجع به این بحث شباهت توضیح میدهم یعنی چی.@ ولی این را بدانید که قیمت هر یک آدم چقدر ما قیمت داریم به اندازهای که شبیه پیغمبر است قیمت هر یک نفر در حرکت به سمت ابدیت به این هست چقدر شبیه پیغمبر هستم بعد میفرماید(اَشبَهُکُم بی) شبیهترین شما به من کسی که خلقش زیباتر باشد خوبتر باشد هر چقدر خلق خوبتر باشد انسان شباهتش به پیغمبر بیشتر هست.@ فرمودند اگر صبر و تحمل از یک طرف باشد بالاخره روزی تحملش تمام میشود؟ نه وقتی من دارم با خدا معامله میکنم یک روزی هم صبرم تمام نمیشود حوصلهام سر نمیرود ببینید شما باید یک کاری بکنید که اگر شوهرتان به شما گفت که شما باید وقت بگذارید روی زندگی و بچهها آن وقت گذاشتن روز زندگی و بچهها برای شما سازندگی داشته باشد.@ این همان اشتباهی هست که آن هفته عرض کردم که ما فکر میکنیم اگر بچه را ول کردیم رفتیم نماز شب خواندیم رفتیم مسجد رفتیم نماز جماعت را جمکران، این سازندگی دارد بچهای را همسری را که به من احتیاج دارد رهایش بکنم برای من سازندگی ندارد.@ علت این هم که ما فکر میکنیم برای ما سازندگی ندارد این هست که ما داریم در واقع این کار را برای شوهر و بچه انجام میدهیم میگوییم اینها لیاقت ندارند من بروم برای خدا انجام بدهم ولی اگر برای شوهرت و بچههایت به خاطر خدا بروی میبینی همین هم عبادت است برای شما خیلی هم عبادت هست خیلی هم سازندگی دارد.@ و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 055 - انسانشناسی (تهران)
متن کامل (خام) جلسه 055 - انسانشناسی (تهران)