جلسه 012 - ولایت
شماره جلسه
12
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
9
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - ولایت

در این جلسه در باره الوهیت خداوند تبارک وتعالی واگر انشاءالله برسیم مالکیت خداوند تبارک‌وتعالی بحث خواهیم کرد وپس از اینها به حول وقوه الهی گمان می کنم برای جلسه آینده به ولایت برسیم ودر مورد ولایت صحبت خواهیم کردتا الان اینها همه مقدمه بود که مفهوم ولایت خوب برای ما جا بیفتد، الوهیت یعنی که خداوند اله همه موجودات است ومعبود آنها هست هیچ معبودی والهی برای موجودات نیست جزء خداوند تبارک وتعالی وجود ندارد ومخلوقات هیچ الهی جزء خداوند تبارک وتعالی ندارند یعنی اساساً هیچ الهی جزء خداوند وجود ندارد یعنی نیست الهی توعالم وجود الهی ندارد معبودی وجود ندارد جزءخداوند که اینها اورا پرستش کنند والوهیت شایسته ومخصوص خداوند است وبرای همین هم قرآن می فرماید ان الهکم لواحد" اله شما واحد است لواحد" یعنی تاکید هم می کند حتماً وان هم سرش آمده یک تاکید در قضیه می کند که اله شما اله واحدی هست یک اله بیشتر ندارید شما اینرا بدانید گشتم نبود نگردید نیست لااله الاهو ، همه موجودات دارای اله هستند واله همه آنهایکی بیشتر نیست واحد هست که همان اله انسانها هست در باره این آیه از تفسیر شریف المیزان برای شما مطلبی انتخاب کرده ام که می خوانم علت اینکه من از تفسیر المیزان چند جلسه است که آیاتی راکه در باره خداوند تبارک وتعالی است شئون مختلف حق تعالی است می خوانم این است که شما این آیات را از نظر یک کارشناس محقق یک مفسر عارف فیلسوف بخوانم که چه نظری دارد ویک کارشناسی که رایش رای مهم است نظرش نظر بسیار مهمی است تفسیر المیزان یک تفسیری هست که شهید مطهری رحمه الله علیه فرمود 50 سال دیگر باید ما درباره المیزان بررسی کنیم که چقد راین عظمت دارد حالا حالا ها المیزان در ک نمی شود ایشان می فرماید آیه شریفه ان الهکم اله همه شما واحد است یکی است بدین معنی معناست که در حقیقت معبود شما انسانها یکی است برای هر موجودی از این موجودات الهی است واله همه آنها یکی است واین اله یگانه است وواحد همان اله شماست این آسمانها که در بالای ما قرار گرفته وبر ما سایه افکنده با هم یدالهی که در خلقت آنهاست واین زمین که مارا در آغوش گرفته وبر پشت خود سوار کرده با همه عجایبی که در آن است وبا همه غراینی که در تحولات وانقلابهای آن از قبیل اختلافات شب و روز و جریان کشتی ها در دریا ونازل شدن باران و وزیدن بادهای گردنده و گردش ابرهای متغیر شده همه اموری هستند که فی نفس نیازمند به صانعی که ایجادشان کند پس برای هر یک از آنها الهی است پدید آوردنده انسان در هر نقطه از نقاط این عالم بیانند ببینید مطلب را از کجا شروع کرده چقدر زیبا بیان می کند اینرا خوب تصور بکنید،انسان در هر نقطه از نقاط عالم بیستد ونظام هر یک این عوالم را زیر نظر بگیرد می بیند که نظامی است عجیب ودقیق ودارای تحولات ودگرگونی مخصوص به خود ، که اگر نبود اصل آن عالم پای بر جا نمی ماند از هم پاشیده می شد دگرگونی های که سنت الهیه باآن زنده می ماند سنتی که عجایبش تمام شدنی نیست وپای خرد به کرانه اش نمی رسد هر جا شما من اصرار دارم تلویزیون که نگاه می کند فیام های که درمورد عجایب خلقت است دریاها را شما مطالعه کنید آسمانها را کهکشانهاراموجودات زمین را حیوانات را گیاهان را شما هر جایش دست بگذارید می بینید نظامهای مخصوص خودش را دارد قوانین مخصوص خودش را دارد سنت های ویزه خودش را دارد ونمی شود غیر از این هم باشد حتماً هم باید همین قوانین ونظام وسنتها باشد وهمه هم مرتبط باهم عقل واقعاً خیلی جاها ماند ونمی تواند درک درستی از این وضعیت داشته باشد که این مقدار مقرارت چه خبر است تو هر جای این نظام می آیی سراغ یک ذره اتم می بینی که برای خودش مقرارت خاص خودش را دارد در شیمی بحث شیرین وزیبای اربیتالها را بخوانید وببینید چقدر قانون دارددر ریاضیات حاکم است آنجا در اربیتالها ، در فیزیک در زیست شناسی در زمین شناسی تمام قانونمند هستند واگر قانونمند نبودند بشر قادر به استفاده شان نبود ونمی توانست در صنایع از آنها استفاده کند وقتی توصنعت استفاده می کنیم معلوم است قانونمند هستند عالم نفت با این 180 مشتقاتی که دارد پتروشیمی ببینید چه خبر است تمام این مقررات را دانه به دانه اش را خدا وضع کرده خلق کرده وروابط را خداوند تبارک وتعالی قرار داده می خواهم عادی به اشیاء دور بر خود تان نگاه نکنید عادی به جریانهای که داره اطرافتان می گذرد نگاه نکنید برای همین هم قرآن یکی از سه منبه شناخت را طبیعت قرار می دهد وخیلی اصرار دارد که ما طبیعت را نگاه کنیم ان خلق فی سموات والارض واختلاف لیل ونهار وفلک الذی تعبری فی البحر به ماینفع الناس وماانزل للیمن السماء من ماء فاحیاء با لارض بعد موتها چه چه چه همه آن چیزهای که دارد می گوید لایاته لقوم یتفکرون برای متفکران برای صاحبا ن خرد اینها نشانه هست حرف دارد ازآمدن یک زنبور روی یک گیاه فکر باید کرد در موردش چقدر حضرت علی (ع) در یک خطبه مفصل تشریح کرده زنبورا ، در مورد شتر افلا ینظرون الی الا بل کیف خلقت ، به زمین نگاه کنید به شتر نگاه کنید به اطرافتان نگاه بکنید این همه آیات همه دنیا را پر از آیه کردیم خودتان که آیه هستید سنرریهم آیاتنا فی الا فاق وفی انفسهم خودت که آیه ای روحت آیه است می توانی از روحت به همه جا برسی من عرفه نفسه فقد عرفه ربه ، وفرمود هر کس نفسش را نشناسد هیچ چیزی را نشناخته نفس اینقدر عظمت دارد که مقابل همه عالم یک طرف نفس انسان یک طرف همه مجودات عالم دریا وصحرا وکوه وکهکشانها یک طرف این نفس یک طرف ، فرمود اگر انسان نفس خودش را نشناسد چیزی را نمی شناسد نفس که آیه ای است بدنت که آیه است توی آیات آفرید همیت اصلاً چی آیه ای نیست غرق آیاتت کردیم یک مقدار فکر کن عادی فقط نگاه نکن بدبختی ما این است که عادی نگاه می کنیم مثل ماهی که در آب بود ومی گفت این آبی که می گفتند مایه حیات است چیست به موهایت به رشد چشمت به مژه‌ها به بینی به دندان چانه گوش به همه چیز نگاه بکن دائم دارند با تو حرف می زنند تسبیح می گویند دائم دارند درس بتو می آموزند عادی فقط نگاه نکن به عظمتش به این میلیاردها ستاره‌ها باآن عظمتش باآن فواصلی که دارند عادی فقط نگاه نکن خوب برگردیم به فرمایش ایشان نظامی که در جریانش حتی به یک نقطه استثناء برنمی خوریم یعنی همه اش قانمند است وهیچ تصادفی هر چندبه ندرت درآن رخ نمی دهدبعضی ها ممکن ا ست برایشان سوال بشود در بحث برایح هست که هیچ چیز در دنیابی قانون نیست و اتفاقی نیست ، هر چیزی حساب و کتاب خودش را دارد اصلا تصادف و اتفاق ما در عالم نداریم انجاهزاران سال است کهکه بشر داره تحقیق می کند و می لیاردها مجهول دارد در همه رشته‌ها می لیاردها مجهول است جلوی بشر نمی داند چه کار بکند ،در کدام رشتهما مجهول نداریم و مراحلش را طی نمی کند اگر اگر از خوردترین مو جودش چون مولکول شروع کنیم وبه طرف اجزایی که از آن ترکیب یافته بالا بیائیم تابرسی به منظومه شمسی وکهکشانهای که تاکنون به چشم مسلح دیده شده بیش از یک عالم ویک نظام نمی بینی همه اش یک عالم است یک نظام بر آن حاکم است که همه با هم مرتبط هستند ، میلیاردها موجود را باهم مرتبط بکنی که بتوانند با هم منظم ومرتبط کار بکنند یعنی چی چند میلیون موجود زنده روی کره زمین است اینهارا همه را باهم تنظیم کنید انسانها باهم گیاهان وهمه جانوران مرتبط باشند نظام علی معلولی برآنها حاکم باشد اینها با خورشید هماهنگ باشند خود زمین با ماه هماهنگ باشند خورشید با سایر اجزاء منظومه شمسی هماهنگ باشند وهمه اینهارا دائم در قرآن به رخ ما کشیده قرآن واقعاً کتاب عظیم وعجیبی است خالقشان راجع به طرحهای که انجام داده با شما حرف می زند ببینید شما خوشتان می آید بروید در یک نمایشگاه در یک کالری نقاشی راجع به یک نقاشی حالا سروته آن را جمع کنی نیم متر در نیم متر هست راجع به آن نقاشی صحبت کنید ، ببینید چقدرانسان را تحویل گرفته خداوند تبارک وتعالی یک کتاب باآن عظمت فرستاده ویک پیغمبر بااین عظمت وبا توراجع به کارهای که کرده راجه به خودش راجع به آن اول که مانبودیم خدایا ما نبودیم چه جوری مارا آفریدی همه را تعریف می کند قصه‌های مختلف چقدر راجع به این قصص تاکید می کند خداوند به پیغمبر می گوید این قصه‌ها راکه برای تومی گویم به هیچ کس نگفته ام این قصه‌هارا گوش کنید خودت رااینطوری خلق کردم یکی بود یکی نبود غیر از من هیچ کس نبود خوب اینجوری خلق کردم یک آدمی خلق کردم بعد یک زوجی براش قرار دادم اینهارا دربهشت قرار دادم همه را می گوید بعد می گوید خدایا آسمان چی می گوید آسمان را در6 روز خلق کردم آسمانها وزمین را در6 روزخلق کردم اینطوری خلق کردم ترکیب شان اینطوری بود از این گازها بود دود بود گاز بود همهرا می گویدقرآن ، مراحل خلقتی انسانهای دیگر را توضیح می دهد چقدربا احترام با تکریم وبا تشریفات با توحرف می زند آنوقت چقدربرایت که انسان یکدفعه جلوی خدا گردنکشی می کند خصمیم مبین می شود می گوید انسان را از منی خلق کردیم گله می کند از انسان ، انسان راازمنی خلق کردیم اذاهو خصمیم مبین یکدفه چی شد برای ما دم در آورد با استفاده از همان نظام همه وجودش وابسته به ماست بعد برای ما شاخ وشانه می کشد خوب چرا ، بشین آدم باش ، بشین با خدا حرف بزن کیف بکنیک از دانشمندان اروپائر می گوید اگر من زمان حضرت علی بودم خاک برسرملت آن موقع اگر من بودم راجع با این جهان فرمولها کهکشانها مجهولات خودم را حل می کردم علی را اینجوری از دست دادند خودش هم می فرمود من حیفم در میان شما سلونی قبل ان تفقنونی من به راههای آسمان بیش از راههای زمین وارد هستم از من سئوال کنید آن وقت ان نادان سئوال می کند من تو سرم چند تامو است خدا اینقدر با توراحت حرف زد تحویلت گرفته قرآن راکه باز می کنی تمامش تکریم انسان است این میلیاردها قانون وموجود وتشریفات عظیمی که براه انداخته ام این تازه لهو لعب است بعد آنطرف جهانی به مراتب که اصلاً قابل قیاس نیست برای توخلق کردم وابد است بعد ترکیب وتشریفات آنجا را می گوید درخت اش چطوری است نهرش چطوری است چند تا نهر داردو..... بعد انسان اینقدر بد اینقدر ظلوم ظالم به خودش همه این تکریم ها را می گذارد کنار می رود سراغ جیفه بی فرهنگی می کند بی عقلی نشان می دهد بعد تازه می گوید اگر بیائید با من حرف بزنید نمی گذارم کارتان به اخرت بکشد همینجا اینقدر تعلیم تان می دهم اتق الله ویعلمکم الله شما نگاه بکنید اولیاء خدا به کجاها راه پیدا کرده اند خود این مرحوم علامه طباطبا ئی ببینید چقدر مودب بوده در محضر خداوند در محضر قرآن در محضر اهلبیت به کجارسید راه پیدا کرد به ماوراء طبیعت از ماوراء طبیعت خبر می داد خدا تعلیمش می کند هر چقد رزجر بیشتر ببری خدا بیشتر تعلیم می کند هی به اسرار انسان بیشتر اشنا می شوی خوب یک انسانی که اینقدر می تواند بیفتد در مسیر رشد چرا برود وقهر بکند حیف نیست انوقت از این خند ه دار تر این است که یک کسی برود سراغ یک از رشته‌های که که خداوند برای بشرگذاشته وکارها ومعجزات خدا رایاد بگیرد بعد با همیت ها به خدا حمله کند برود یکی پزشکی بخواند آنقدر نادان است این بدن را می خواند مطالعه می کند به چیزهای ریزش آشنا می شود بعد می گوید خدا نیست ، خوب همین را که مطالعه کرده ای از کجای طبیعت آمده بالا ، کدام شعور آن را آفریده می رود زمین شناسی می خواند به جای اینکه سر تعظیم فرود بیاورد می بیند نمی تواند چرا چون بی فرهنگ است بی ادب است می رود شیمی می خواند باز خراب می کند آسمان را مطالعه می کند آسمانی که امام رضا(ع) می فرماید تشریح کسی که تشریح بلد نیست توحیدش ضعیف است می خوانند بجای اینکه تعظیم بکنند به جای اینکه سجده بیفتند به خاطر این عظمت می بینی کع غفلتشان بیشتر می شود چر اچون طبیعت بر آنه حاکم است یعنی طبیعت آنقدر قدرت داردوقتی نفس عماره سوار می شود شما آیه ای را می بینی انکار می کنی یعنی روز را می گوئی شب است ، شب را می گوئی روز است لج می کنی وقتی طبیعت می آید سراغانسان اینجوری می شود سرگذشت اینهارا قرآن تعریف می کند شیطان مثلاً نمونه اش اش آن کسی که نفخه ای در ما هست می داندخداست اما عملاً مخالفت با خدا می کند تصمیم می گیرد با خدا مخالفت کند انسان وقتی طبیعت می آید سراغش دیگر کر می شود کور می شود برای همین هم خداوند اینهارا به کر کور تعبیر می کند حتی گاهی وقتها به مرده تعبیر کمی کند صم بکم عمیون ، انک لا تسمع الموتها تو پیامبر نمی توانی مرده را چیزی بفهمانی حیف است انسان مرده باشد حیف است انسان کر وکور باشد چرا چون آنطرف خطرناک است ومن کان فی هذه الا عمی فهو فی الاخره اعمی کسی که اینجا کور باشد آنطرف هم کور است فی الاخره یعنی در آخرت مساویش را جای آن بگذارد یعنی ابدیت اینجا در دنیای محدود کور باشد در ابدیت برا ی همیشه کور خواهد بود واین درد بدی است کوری ، رنج زیادی دارد وبشر اینجا می تواند خودش را از این کوری نجات بدهد چرا اقدام نمی کند چرا به دادخودش نمی رسد شما اینجوری نباشید طبیعت را ببینید لذت ببرید با هر برگی که دارد باشما حرف می زند بنشینید حرف بزنید یک کفش دوزک را می بینید روی یک گیاه راه می رود بنشینید حرف بزنید با آن سئوال بکنید از آن آنقدر با شما حرف می زند یک پشه ای با شما حرف می زند برگ با شما حرف می زند خیلی حرف دارد آنهای که نشسته اند دها جلد راجع به تک تک اینها نوشته اند وهنوز هم می گویند خیلی چیزهای دیگر را نمی دانیم یک دنیای به این شیرینی برای ما قرا رداده ولی ما چموش هستیم طغیان می کنیم لذت می بریم از خوابی از بی نظمی از هرج ومرج کیف می کنی چقدر در قرآن مارا دعوت به ادب کرده اند دعوت به آرامش کرده اند دعوت به تفکر کرده اند دعوت به متانت کرده اند دعوت به بینش کرده انددعوت به شنوای کرده اند دعوت به تعلق کرده اند اینهمه راجع به شنوای تعقل افلا تعقلون چقدر در قرآن داریم من فکر نمی کنم ، بشین فکربکن همه دعوت به تعلق خیلی مهم است واگر از بالا شروع کنیم وکهکشانها را یکی پس از دیگری از هم جدا نموده منظومه‌ها را از نظر بگذارنی وتک تک کرات سپس کره زمین را ودر آخر ذره ای از ان را تجربه کنید تابه ملکول برسید باز هم می بینی ازآن عالم واحد آن نظام واحد وآن تدبیر متصل چیزی کم نشده باآنکه هیچ یک از این موجودات را مثل هم نمی بینی پس مجموعه عالم یک چیز است وتدبیر حاکم بر سر پای آن متصل است وتمامب اجزایش مسخر برای یک نظام هست هر چند به اجزایش بسیار واحکامش مختلف است پس اله عالم که پدید آورنده آن ومدبر آن است نیز یکی است این انسان که یکی از پدیده‌های زمین است در زمین زنده می شود زندگی می کندوسپس می میرد ودوباره جزء زمین می شود پدید آمدنش وبقایش به غیراین نظام کلی در سراسر عالم حکفرماست این اجرام آسمانی در درخشندگی اش وحرارت دادنش این زمین در شب وروزش وبادها وابرها وبارانهایش منافع وکالاهایی که از قاره به قاره دیگر منتقل می شود همه اینها مورد احتیاج آدمی است وزندگی انسان وپیدایش وبقایش بدون آن تدبیر نمی شود خدا از ماوراء همه اینها والله من وراء محیط محیط به آدمی است پس وقتی نظام هستی انسان وهمه عالم یکی است نتیجه می گیریم که الله پدید آورنده ومدبر امر انسان است تفسیر المیزان ج 1 ص 596 در جلسه قبل هم عرض کردم همه اینها بدنبال کمال مطلق می گردند یعنی همه اینها بدنبال کمال می گردند نقص های خودشان را جبران کنند در حرکتشانهر موجودی را که شما نگاه کنید می بینید که در حرکتش از نقص به سمت کمال می رود ناگزیر همه اینها دنبال کمال مطلق هستند از هر چیز مطلقش را می طلبند از هر چیز کاملترینش را می خواهد در زیبائی می بینی که حد ثقیف ندارد در قرآن حد تعف ندارد بالاترین قدرتها را می خواهد شما اساساً نگاه کنید ببینید در کل عالم همه کمالات نسبت به صد سال پیش تغییر کرده یعنی از اول جهان خلقت دائم رو به کمال بوده در زندگی بشرهم همینطور بوده کمالات دائماً فرق کرده شما مثلاً فرض بفرمائید از نظر زیبائی ببینید در زیبائی که در زندگی یک کارگر است در زندگی پادشاهان قدیم نبود از نظر قدرت قدرت در همه جا مثلاً قدرت اینکه مایک صدا را ضبط کنیم این یک کمال است قبلاً نبوده در همین سیستم صوتی بشر به کجاها را پیدا کرده از اینجا صدای که در مریخ است را ضبط می کند گزارش می دهد مریخ کجا اینجا کجا چند صد هزار کیلومتر را صدا با هم رد وبدل می کند شما از اینجا پای تلویزیون می نشینی همه دنیا با ان می بینی از جهت تصویر ، از جهت صوت آنجا از جهت تصویر اینجا از نظر صوت صدای فلان نهنگ در عمق اقیانوس دارد تولید می کند بررسی می کنید در عمق زمین لرزه نگاری لرزها را ثبت می کند این خیلی قدرت است قبلاً مگر اینططوری بوده از نظر نظامی در یک کشور اروپائی فقط پنج برابر توان کره زمین مواد منفجره هست یعنی اگراین کره زمین پنج برابر بشود موادی که هست اگر منفجر بشود تمام این کره زمین را منفجر می کند این قدر ت نظامی است این قدرت ازکجا آمده در زیبائی زیبا ئی های که در تنوع لباسهاست در پارچه‌هاست تنوع پارچه ای که وجود دارد صد سال پیش وجود داشت نه هر روز یک پارچه جدید می آید د رچینی ، بلورلئزام منزل در علم ، بشر این همه علمی که به آن رسیده ده سال پیش این مقدار علم نداشت در کامپیوتر در یک سی دی در یک دیسکت نوری چند هزار صحیفه کتاب را ذخیره می کند یعنی عظیم ترین کتابخانه‌های دنیا را می کند در یک سی دی می گذارید در جیب بغلتان ، یک کامپیوتر کوچک هم دستان می گیرید هر وقت خواستید استفاده می کنید بشر به کجا رسیده تازه ما داریم قبل از ظهور بشر دور پله از علم را طی می کند بیست خرده ای از پایه‌های علم در ظهور امام زمان (ع) است قرآن هم باز می گوید ما جز اندکی به شما علم ندادیم این بشر دائم دارد کمال پیدا می کند رو به کمال است امام در استدلالشان به گور باچف نوشتند که بشر وقتی عاشق علم مطلق هست پس معلوم است مطلق وجود دارد منبعی وجود دارد که بشر عاشق اوست اگر قدرت مطلق است بشر عاشق قدرت مطلق است برای همین است که قدرت مطلق وجود دارد که این بشر عاشق اوست وبه سمت آن می رود اصلاً بشر عاشق مطلق است آنجایی که دیگر حد نباشد حد نداشته باشد ویک مطلق بیشتر وجود ندارد خداست همه عاشق او هستند همه مربوب اوهستند همه بسوی او می روند همه اورا دوست د ارند خداوند دوستیش را فطری در نهاد همه موجودات گذاشته عشق به خودش را فطرتاً در نهاد همه موجودات گذاشته اگر بفهمند به تعبیر امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست ولی خودش نمی فهمد واقعاً شما فکر کنید امپریالیزم یعنی چی امپریالیزم توسعه طلبی است یعنی ان چیزی که بیشتر است می خواهیم توهمه جهات خوب آن خداست زیبائی مطلق قدر ت مطلق علوم مطلق بقای مطلق آن خداست غیراز خدا کسی دیگر ی نیست یعنی آن کسی را که می خواهید منم همه راهی تو قرآن صدا می کند دیگر بالاترین پیام پیامبر این بود که قو لو لا اله الله تفلحو چرا اینقد رذکر لا اله الله ثواب دارد دیگر اعظم اذکار است در حدیث داریم بالاترین عبادت گفتن لااله الا الله است چرا اینقدر ثواب دارد به ما توصیه شده لااله الا الله بگوئیم در روایت داریم کسی که صد لااله الا الله یگوید در روز هیچ کس به اندازه او ثواب نکرده مگر کسی که بیشتر از او لااله الا الله بگوید لااله الاالله تجزیه اش که بکنید می بینی که لای ان لای نفی جنس است یعنی جنسیت اله را نفی می کند شما وقتی می گوئید لا اله الا الله توجه داشته باشید به آن اگر اینطوری بگوئید چقدر معنا پیدا می کند لا اله یعنی معشوقی هیچ معبودی هیچ دلبری جزءخد انیست ، اصلاً نیست اگر شما چیزی دلتان را می برد در واقع خودم هستم چه چیزی دلتان را می برد شماعاشق چی هستید زیبا ئی همه اش از خودم تجلی کرده هر زیبائی وهر زیبا روئی را دوست داشته باشید تجلی خودم هست مخلوق خودم هست قدرت را علم را می خواهید عاشق علم هستید باز خودم هستم چه چیزی را می خواهید که از من نیست کدام کمال از من نیست توی این نظام چی رادوست دارید عاشق چه چیزی می شوید که تجلی خودم نباشد که من نگذاشته باشم در این عالم وقتی شما می روید سراغش می بینی دلت را می زند بعد ازیک مدتی بالاترش را می خواهید وبالاترین خداست می شود اله الوهیت یعنی کسی جزء توپرستیدنی نیست دقت بکنید در عبادات ما ما این همه ذکر لا اله الاالله گفته می شود یعنی چی یعنی بشر ای یکدله صد دله دل یک دلهکن یعنی دلت را دنبال هزار جا معشوق ومحبوب نفرست توعاشق یک چیز بیشتر نیستی تورا فطرتاً عاشق خودم خلق کردم وجزء با رسیدن به من آرامش پیدا نمی کنی الا بذکر الله تطمئن القلوب قلبت وفقط با یاد من آرامش پیدا می کند چون اساساً توبرای آن خلق شده ای امام سجاد درصحیفه وقتی خلقت را می گوید مسائل خلقت را می گوید سپس خداوند همه موجودات را مبعوث کرد وبر انگیخت به سمت محبت خودش همه موجودات عاشق خدا هستند همه خدارا را دوست دارند همه خدارا می طلبند جزء او طلبی ندارند ببینید تعابیری که در آیات در روایات در ادعیه آمده جزءاو چیزی دیگری نیست این مناجات العارفین مناجات المریدین امام سجاد را نگاه کنید محبت من قرار من سکون من سردی آتش دلم شوق من له له من اینه همه ترجمه ادعیه است همهاش با توست وبا تو آرامش پیدا می کند یا دنیای یا اخرتی به خدا عرض می کند ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت من همهاش خودت سید الشهدا ء را نگاه کن آنوقتی که دارند سرش را می برند ان دعای بسیار زیبا رامی خواند در ان لحظات آخر اللهم انت متعال المکان ...... لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین تمام همه اش همین است وقتی اینجوری هستیم از اول باید راهمان را خوب مشخص کنیم هی دنبال کسی دیگری نرویم غیر از خدا اله دیگری رانخواهید چون غیر از او اله دیگری وجود ندارد ایه قران هست، سراغ هرکس باز سراغ خودم آمده اید،خوب از اول بروید سراغ منبع چرا جای دیگر می رویدچرا می روید سراغ کسانی که رد کنند شما را ، ببینید در این دعاهایی که می خوانید خدایا مرا به کسی که ردم می کند وابسته نکن یک کسی که مرا از در خانهاش می راند موقعی که احتیاجم به آن می افتد قطع مکن از من، خدایا آیا من را به شکل خودم واگذار می کنی ، همه ادعیه از همین حقیقتی که امشب داریم می گوییم سرچشمه می گیرد. حالا یک کسی عرضه دارد در دنیا پیدا میکند اصل را وبا آن پیوند بر قرار می کند و با آن اتباط و دوستی برقرار می کند و به آن می رسد آ رامش پیدا می کنید باآن ، اوتو دنیا فقط آرامش می کند بقیه هیچ کس آرامش نمی کنند شما دروغ محض است در کسی جز با خداآ رامش پیدا کند،کل احد یحدت عطشان الی ذاکر الله پیامبر فرمودند هر کس تشنه میمیرد جز ذاکر خدا ذاکر خدا یعنی کی ، فقط ذکر بگوید نهالذکر الله مجالس علی(ع) ذاکر خدا همنشین خداست ، جز او همه تشنه می میرند تشنه یعنی واله یعنی سرگردان ، متعیر ونرسیده خیلی بد است انسان اینطوری بمی رد حالا شما نگاه کنید دی وانگی بشر را یک کمی از این حال و هوا در اینده نگاه کنید انسانها چه مسابقاتی دارند میدهند با خودشان، افتادن در مسابقات ، یکی رفته توکفاشی یکی رفته تو کامپیوتر یکی رفته تو شیمی یکی رفته تو فیزیکو توجه نمی کند نمی خواهد بفهمدهی همه صدایش می کنید دستش را می کند توی گوشش که نشنود ، همه دارندمی دوند چی داره آنها را می کشد به آن سمت عشق به آن کمال ولی نمی دانند که مطلقش چی هست دنبال مطلقش هم میگردد برای همین است شما کامپیتررا نگاه کنید ببینید سیرش به کجا دارد می رسد بعد فکر م کند پشت دستگاه بنشیند وکار بکند ارضاء میشود نمی داند هی هیجانش بیشترمی رود بالا ،که نمی تواند همه اینها را احصاء بکند فکرمی کند احصاء اینها همه چیز را احصاء می کند خودت را باید با اصل پیوند بده از باللا بیا به پائین چرا هی می خواهی راه پیدا کنی در این کثرات نمی توانی کیج می شوی حالا همه را نگاه کنید یکدفه سوت پایان را می زنند ، فقط زرنگها ، کیس‌ها به تعبیر معصوم (ع) آنهایی که از اول راه را بلد بودند کجا بوده فقط انها راحت بودند وآنها هم رسیده اند بقیه هیچکدام جای نرسیده اند بقیه در کثرات گیر بودند گیج بودند خیلی غم می آورد برای انسان این معنی الوهیت است یعنی توحید در عبادت یعنی موحد به توحید عبادی باشیم جزء او کسی را نپرستیم جزء او کسی را نخواهیم جزء او اله دیگری را نخواهیم چرا چون اصلاً نیست کسی دیگری را بخواهید همه اینها را که می خواهید خودم هستم هر جا بروید از مملکت خدا فرار نمی کنید همه اش دنبال خدا ومظاهر خدا هستید ولا یمکن الفرار من حکومتک این هم قشنگ است برای اولیاء خدا یک مژده است اولیاء خدا این کلمات را شعر کرده اند خیلی قشنگ ، خدایا گرما را بهشت ببری یا جهنم الحمدالله که از ملک تو دور نیستیم هر جا ببری مارا در مالک تو هستیم وحشت انجاست که انسان از خدا دور باشد پیوند چقدر مزه دارد که یک کسی حتی در جهنم این پیوند را می بیند علی (ع) در کمیل می فرماید که اگر من را در جهنم بیندازی زجه می زنم مثل زجه امید واران داد می زنم زجه می زنم در انجا که من تورا دوست دارم آنجا هم دنبال تو می گردم کجای تو ای ولی مومن همه موجودات همینطوری هستند وقتی انسان اشرف مخلوقات است ازهمهشان اعظم است شعاع خواسته اش ووجودش این است سایر موجودات که پائین تر هستند همه همینطوری هستند همه خدارا می خواهند ورو به خدا حرکت می کنند منظومه شمسی همینطوری هست کیهان کهکشانها همینطوری هست همه موجودات همینطوری هستند وهر موجودی که در آن هست ریز ودرشت همه همینطوری هستند جزء او کسی هم شایستگی عبادت را ندارد این میشود معنای الوهیت ، بحث بعدی ما در مورد مالکیت است که در جلسه بعدی عرض می کنم.

والحمد الله رب العالمین