جلسه 003 - ولایت
شماره جلسه
3
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
8
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - ولایت

از امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه : الله الله فی القرآن لایسبقنکم بالعمل به غیرکم ، می دانید که این جمله را حضرت در لحظات آخر حیات مادیشان فرمودند خوب میدانید انسان در آن لحظات همیشه حرفهای کلیدی حساس و مهمی می زند شما خودتان تصور کنید الآن می خواهید از دنیا بدید کل تجربیات و معلومات و مسائلی که برای انسان خیلی مهم است انتخاب می کنید آ« لحظات منتخب می کنید به کسی که مخاطب شماست وصیت است دیگر در وصیت آدم حرفها ی مهم می زند جزو وصیت حضرت هست ، بترسید از خدا بترسید ازخدا ، خدارا در نظر داشته باشید در مورد قرآن که دیگران در عمل به قرآن از شماسبقت نگیرند این الله الله فی القرآن جدا مو به بدن انسان راست می کند و اگر انسان توجه کند به آن حالت امیر المومنین یعنی سک شخصیتی با آن عظمت یک شخصیتی که میزان الاعمال است ببیند آخر یک موقع است که می گویی فلان دانشمند اینطوری گفت فلان کس اینطوری گفت ، یک کسی هست که خودش حضرت امیر (ع) میزان الاعمال قیامت است یعنی افراد قیامت با سنجیده می شوند و درجاتشان بر اساس میزان تطبیق با او وزن می شود معنای این تطبیق را هم درآخرین جلسه معاد توضیح داده ام اگر کسی خواست به آنجا مراجعه کند که یعنی چی امیر المومنین (ع) میزان هست ، والوزن یوم اذن الحق روز قیامت که وزن هست و حق هست میزان امیر المومنین (ع) هست در بحث نسبت که صحبت از شرایط زیستی آخرت می کنیم که انواع تولدها بر اساس شرایط زیستی در آخرت تطبیق می شود علی (ع) عبارت است از حقیقت آن شرایط زیستی ، یک کسی که در رختخواب خوابیده لحظات آخرش هست دارد به شهادت می رسد کسی هست که آنجا هم با سنجیده می شوند یعنی میزان هست که می خواهد منتقل شود آنطرف این میزان حالا از ضعف تعبیر است می گوئیم انتقال ، حضرت انتقالی ندارد همه عوالم حضورش یکسان است برایش ، فرقی نمی کند این شخص که خودش میزان است داره برای ما می گویدداره با ما حرف مزندتوجه بفرمائید میزانی که فردا تو را بااو می سنجند خود میزان به تومی گوید حواست باشد بترس از خدا ، خیلی باید فکر کرد خدا الله در مورد کتابی که برای تو فرستاده از او بترس ، اینهیبت باید در دلت بیفتد این ترس و نگرانی و اضطراب باید با تو باشد نسبت به قرآن ، باید بترسی میزان داره به تو میگوید باید بترسی ، چرا چون اگر نترسی با میزانتطبیق نداری وقتی تطبیق ندهی درتولد ت در انتقال به آنطرف اشکال هیت بعنی تطبیق نداده ای به آن طرف ، آن کسی که میزان است یعنی حق است و حقیقت است او به تو می گوید قاعده یک انسان سالم شرط یک انسان سالم این است که در مورد قرآن از خدا می تر سد در مورد وظیفه اش نسبت به قرآن اضطراب دارد یکی از دل مشغولی های یک آدم سالم قلب سلیم تحصیل می کند برای قیامت ، دل مشغولیش نسبت به قرآ« است ، یعنی به راحتی از کنار این حقیقت که الله که رب العالمی یک کتاب یک نامه برای او فرستاده واین نامه در دسترس اوست رد نمی شود ، یعنی دغدغه دارد یک همچو شخصی ، که سالم است ، که من چه کنم با این قرآن ، خدا این را فرستاده شوخی نیست اقا در بحث بعثت من توضیح دادم اگر کسی از دوستان بخواهد عمق این کلام حقیر را درک بکند مبحث بعثت را گوش بکند ، که ما هم بعثت فردی هم داریم این قرآن پرتو نازل شده تعابیر خیلی عجیبی دارد خود قرآن خودش را وقتی معرفی می کند با تعابیر خیلی زیبایی می گوید و لقد جئنهم به کتاب فصلنه علی علم ( سوره اعراف آیه 52) جئناهم یعنی کتاب به شما دادیم یعنی این کتاب را به شما نازل کردیم برای شما نازل کردیم تعبیر را دقت بکنید سوره یونس آیه 57: یا ایها الناس قد جاء تکم موعظه من ربکم مردم برای شما این را فرستادیم اینکه فرستادیم یک آدم سالم یک کسی که نفس سلیم دارد او دغدغه اش این است که من چه کنم با این کتابی که خدا برای من فرستاده ، توی اسن دنیا الآن این قول ثقیلی که خدا فرستاده با آن چه بکنم با قرآن چه وظیفه ای دارم چه مسئولیتی دارم در مقابل این قرآن ، حالا کاری با وظایف اجتماعی نداریم که آنهم به جایگاه خودش کمر شکن هست خودم این وسط چه بکنم مثل بهائم و چهار پایان اصلا توجه نکنم به قرآن ، مثل الذین حملو التوراه کمثل الحماره ثم لم یحملوها یحملو اسفارا( سوره جمعه آیه 5) رد بشویم از کنار قرآن صبح ثا شب این قرآن در قفسه خانه ماهست و ما کاری با آن نداریم اصلا تومسائل علمی در مسائل معارف د راوقاتی که باید برایش بگذاریم اصلا دغدغه ای نداریم نسبت به قرآن برای همه چیز حساب باز کردیم جز قرآن ای اصلا به سلامت نفس نزدیک نیست خیلی دور است از سلامت یکی که می خواهد سالم متولد شود این دغدغه را دارد نسبت به قرآن چون میزان فرمود الله الله فی القرآن خوب حالا یک اللهی که خالق کل شیء است و رب العالمین هست یک جهان با این عظمت را درست کرده زمین را با این عظمت ساخته برای بشر کرا ت و منظومه شمسی را ساخته ، فقط برای شما ساخته چه منتی سر من گذاشته ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو نا گفته ما می شنود ، هم منت سر ما گذاشته و هم یک امانت سنگین رو دوش ما گذاشته انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض والجبال فابین ان یحملها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا سوره احزاب آیه 72 ، از خودش در ما گذاشته دمیده نفخه به کسی نفخه ندمیده او از خودش در ما دمیده می بینید ما حامل چی هستیم کی هستیم ما الروح بعدا که به انسان برسیم توضیح خواهم داد و نفخته فیه من روحی روحی که امیرالمومنین (ع) فرمود : خلق اعظم من جبرئیل از جبرئیل بالاتر هست اورا دمیده در ما ما حامل یک چو امانتی هستیم بعدبرای اینکه این امانت را درست بر گردانیم به اصلش یعنی در قو س صعود و در معاد و بازگشت بعدش هم فرمود الیه المصیر ، انا لله و انا الیه الراجعون این هم بهت گفت حالا برای اینکه بتوانی درست این امانت را سالم برسانی به مقصد چون با آن به سعادت ابدی برسی این کتاب برای تو فرستاد می گوید این دستور عمل را دست بگیر و استفاده کن از این بگیر و بیا بالا ، جلسه گذشته عرض کردم که درجات بهشت برابر است با درجات آیات قرآن قیامت گفته می شود اقراء و رفع بخوان و بیا بالا بهشت کجاست بهشت همانی است که ما داریم به سمت آن حرکت می کنیم از تو ی جهنم به سمت آن می رویم باید این کتاب را بگیریم روی صراط برویم تا برسیم به بهشت و جدا بهشت ها بهشت ها ، با این باید بروید جلو ، با این کتاب خوب حالا ارتباط با این قطع شود می دانید یعنی چه ؟ خوب آنهایی که می خواهند دست ما را از قرآن قطع بکنند چه خیانتی در حق بشر می کنند که این قرآن متن وحی الهی است هر کسی نمی تواند به آن دست بزند و بفهمد هر کسی فهمید برای خودش یک جور دیگه می فهمد حجت ندارد این فهم برای کس دیگر پس بیا و درستش بکن ، و بساط تعلیم قرآن یعلمهم الکتاب و الحکمه ، کار تعلیم قرآن و معلم قرآن که اینهمه در باره شخصیت و عظمت معلم قرآن شاگرد قرآن و دانشجوی قرآن است همه اش کشک است بعد فرمود مواظب باشید دیگران در عمل به قرآن از شما سبقت نگیرند ، دیگران سبقت نگیرند حضرت علی داره برای کسی می گوید اینها را عمل به قرآن یعنی چی اصلا یعنی قرآن حرف داره باما می زند حرف خیلی راحت واضح تبیان هست تفصیل هست خودش خودش را اینطورمعرفی می کند تبیان ، تفصیل ، نور مبین ، واضح شما را هدایت می کند در این هدایت مواظب باشید دیگران بر شما سبقت نگیرند و شما بمانید پس یعنی چی یعنی مخاطب قرآن که ناس است ناس یعنی چی خودش داره می قرماید : برایتان خواندم آیه اش را یا ایها الناس بعد می رسیم در موردش توضیح خواهم داد که ناس هست همه می توانند قرآن را بفهمند و همه می توانند از این قران هدایت شوند مواظب باشید دیگران در نزدیکی و فهم قرآن و عمل به او از شما سبقت نگیرند، سوره مبارکه نمل آیه 89: و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء و هدی و رحمه و بشری للمسلمین ، نازل کردیم بر تو که تبیان است برای همه اشیاء ، تبیان لکل شیءحرف خیلی بزرگی است یعنی آن چیزی که تو نیاز داری بعنوان یک انسان برای اینکه به آن هدف عالی برسی درش هست تبیان لکل شیء ، خیلی حرف است تبیان لکل شیء کی می گوید اینرا انکسی که فرستاده می گوید ، و هدایت و رحمت و بشارت است برای مسلمین ، سوره مبارکه نحل آیه102: قل نزله روح القدس من ربک بالحق لیثبت الذین امنو و هدی و بشری للمسلمین ، قرآن را نازل کرد برای تو روح القدس از جانب پروردگار تو باز کلمه رب رادقت کنید یعنی این کتاب را برای شما ارسال بکند و نازل بکند ، تا اینکه مومنین را تثبیت بکند قوی شان بکند ، ببین اینجوری هستی وقتی م آیی سراغ قرآن و می خوانی انسجام شخصیتی پیدا بکنی قدرت پیدا بکنی تثبیت بشود شخصیت تو ، از شک حیرت دودلی چند دلی ، اضطراب افسردگی دربیائی احساس هدایت ، چون می گید هدایت است چون می گوید نور است احساس روشنای می کنی ، کیف می کنی از آن وقتی می خوانی یکدفعه یاد اصل می افتی ، یاد ما کن یاد ما شیرین بود ، راحت هر خاطره غمگین بود، آن موقعی که غم آمد به سراغت ترس آمد به سراغت ، اضطراب آمد ، دلهره و دل نگرانی آمداعصابت خرد بود دلت گرفته بود می روی سراغ قرآن تثبیت می شوی دلت روشن می شود حظ می کنی ، برای این فرستاده ، وقتی من می روم قرآن می خوانم یک همچو احساساتی به من دست نمی دهد باید شک کنم خودم درخودم باید در معرفتم درفهمم شک کنم چرا این کتاب نمی تواند برای من تثبیت بیاورد چرا برای من هدایت و بشارت نمی آورد، چرا این غمها و اضطرابها و دو دلی ها و تحیرها را از من نمی کند جدا نم نمی کند چرا من با قرآن شاد نمی شوم قرآن خیلی شادی می آورد ، قرآن یعنی وقتی می خوانی می فهمی که تو خیلی مهم هستی خیلی جدی هست قضیه داستان خلقت خیلی جدی است ، توهم خیلی مهمی ، آنقر که الله این را برای تو فرستاده ، ببینید خداوند تبارک و تعالی چقدر در قرآن جدی حرف می زند چقدر خطا بها محکم هست درآان ، خیلی جدی ، توش لغو نیست سستی نیست ، مزاح نیست حاشیه رفتن نیست مغرر لب حقیقت را برای تو بیان میکند بسیار هم جدی ، و کالملا جزمی هست خیلی مهم ایت قطعی و جزمی است می گوید این کار را انجام بده اگر انجام بدهید لهم جنات تجری من تحت الانهار خالدین فیها ذالک الفوز العظیم ، ذالک الفوزالکریم (بقره آیه 15) چه و چه وچه ، یا یک جاهایی نهی می کند اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون کسانی که خودشان را جدی نگرفتند و به حیوانیت می پردازند با دین راهی ندارند دین را لهو و لعب گرفته اند خیلی جدی داره با آن ها صحبت می کند ، پیامبر ولشان کن ان الیناایابهم ثم ان علینا حسابهم چقدر جدی است بازگشت شان بسوی ماست حسابشان هم با ماست ، حالتهای کسانی که قرآن را جدی نگرفته اند را شما وقتی قرآن را می خوانید خیلی از بازی ها می فهمی بازی است آنچیزی که خیلی داری می پردازی به آن در دلت مشغله ایجاد کرده ذهنت را دلت را اعصابت را اینطرف آنطرف می کند برایش سرمایه گذاری کردی خیلی ها را می فهمی که همه اش کشک است می کشد روی صراط تثبیت می کند روی صراط ، از عمق جهنم می کشد بالا می گذارد روی صراط و تثبیت م یکند محکمت می کند خاک و خولت را بر طرف می کند تیمارت می کند میزانت می کند بعد می گوید حالا راه بیفت و برو ، محکم برو قرآن این کار را با آدم می کند وقتی می خوانی ، به شرط اینکه بفهمی جدی بخوان آنرا ، امام سجاد (ع) م یفرماید اگر همه اهل عالم بمیرند ای کاش فرصت بود ما تمام این جلسات را صد جلسه می گذاشتیم در باره قرآن که کم است و اگر تا آخر می نشستیم تازمانی که همه ما پیر می شدیم راجع به این می گفتیم کم بود بحث ما ولایت است ماداریم اینرا بعنوان مقدمه ولایت عرض می کنم چون اکثر دوستان هم طلبه هستند یا دانشجوی علوم دینی هستند خوب هست برایشان این قضایا ، یک مقداری بیشتر ایک مقدمه تفضیل می دهیم ، چون بعدا وقتی می خواهیم بیایی روی ولایت ، ولایت را باید از تو قرآن در بیاوریم قرآن قرآن برای ماخطوط کلی ولایت را ترسیم می کند آنوقت بقهمی که قرآن وقتی داره با ماحرف می زندباید چه جوری باآن برخورد بکنیم منطق آن چه منطقی است و الا اشتباهی را که خیلی ها کرده و دارند می کنند و این اشتباه رابه دیگران هم منتقل می کنند و دارند دیگران را هم آلوده می کنند دچار ش می شویم فرمود حضرت سجاد (ع) که اگر همه اهل دنیا بمیرند و من یکه و تنها باشم یا همه علیه من اقدام کنند من باشم و قرآن هرگز ترسی ندارم ، مونس یعنی این ، مونس یعنی تو را می کند یکدفعه یک شخصیت واحد یعنی ماهیت جنینی است رابه تو می فهماند که تو یک جنین تنها د رکل این نظام خلقت بیشتر نیستی و همه افراد ی که با آنهادر ارتباط هستید و همه این میلیاردها جمعیت اجزاء رحمی هستند که تودر آن قرار گرفته ای و تو در ارتباط با همه اینها هست که می توانی یک تولد سالم پیدا بکنی ، دیگر ترس نداری می شوی یکی ، خیلی انسان را قوی می کند فوق العاده قدرتمند می کند قرآن اینجوری هست ، وقتی می خوانی آن کسی که دارد با تو حرف می زند کسی هست که همه کاره است کسی هست که بیده ملکوت لکل شیء کسی هست که له ملک السموات و الارض ، کسی هست که جز او کسی نیست او داره با تو حرف می زند همه وعده و وعیدها را خودش می دهد ضامن اجرائی اش هم خودش است دیگر از این مهم تر ، به خدا قسم اگ رمسلمانها بفهمند قرآن چی هست و آنطوری که خدا معرفی کرده و خدا خواسته که مارا با قرآن برخورد کنیم ممکن نیست بیمار بشوند ممکن نیست اضطراب بیاید سراغشان ، این بسیاری از تنش ها ، اضطرابها، درگیریها ، غم هایی که می آید به سراغ اینها بالا پایین شدنهای شدید تزلزل های شخصیت نمی دانیم چی هست ، کجائیم وقتی می آئیم سراغ قرآن تو چند آیه از لابلای هزاران حجاب پیدایت می کند و خودت را می دهد دست خودت می گوید تو از این هستی درست نگاه کن به خودت اشتباه نگاه نکن ، هی تصحیح دید می کند دیدت رادرست می کند نگاه کن به خودت درست نگاه کن ، این چیزهیی که تو الآن به آن مشغول هستی داری جنگ می کنی از خیال جنگشان و صلحشان ، این گرفتاری که تو داری همه اش باطل است توهم است سراب هست دنبال حقیقت باش با حقیقت پیوند بخور ، سوره اسراء آیه 9 : ان هذاالقرآن ان یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعملون الصلحت ان لهم اجراکبیرا ، بشارت می دهد بر صالحین که اجر عظیم دارند کی می گوید آن کسی که فرمود دنیالهو و لعب ، ان مع الحیات الدنیا لهو ولعب آنکه در حدیث قدسی فرمود از وقتی که خلش کردم اصلا به آن نگاه نکردم آن می گوید برای تو اجر کبیر در نظر گرفته ام یعنی دنبال جیفه نباش یعنی خودت را کوچک نکن یعنی جدی نگیردنیا را یکی از اولیاء خدا در یک جمله این را به ما فهماند، فرمود مرنج ، وقتی او به تو می گوید اجرا کبیرا یعنی تو مرنج خیلی دنیا را جدی نگیر سر دنیا عصبانی نشو اگر ما یاد بگیریم سر دنیا عصبانی نشویم من خیلی دوست دارم توصیه می کنم به دوستان عزیزم برادران عزیزم که عهد کنید سر دنیا عصبانی نشوید ببینید چقدر شیرین می شود زندگی تان با زن و بچه با رفقا تو محل کار اصلا عصبانی نشوید مرنج دلخور نشو ، چون انسان در فطریات دعوا نداره با کسی ، شما الآن چقدر با صفا نشسته اید جمعتان چقر بهشتی است چقئر لذت دارد این جمع ای کاش باطنش را هم می دیدیم آنقدر این جمع ها شیرین است که بالاهایی چشم دارند به آن ، هم کیف می کنند و چشم دارند همین که می آیند توی آن حظ می برند، خوب تو فطریات دعوا نداریم ، چقدر روابط اینجا الا قیلا سلاما سلاما همه اش سلام است مجلسی وقتی واردش می شوی وقتی مجلس تمام می شود دوستان همدیگر را می بینند ، تمام انسان را به یاد بهشت می اندازد همه آن حالتهایی که بهشتیان دارند اینجا دارند اینجا هست اصلا چون این جا اینطوری هست آنجا آنطوری می شوی چون با هم همه تو بهشت هستند خوب تو فطریات که ما دعوا نداریم همه اش بهشت است خوب بیائید سر طبیعت دعوا نکنیم ، سر این جیفه عصبانی نشویم اگر کسی دلش را خوش کند به فطرت و دلش را خوش کند به حقیقت و آن چیزی که حق است و حقیقت است سر جیفه دعوا نمی کند فرمود : یکی از اولیاء خدا مرنج و مرنجان ، سوره احقاف آیه 12: و هذا کتب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین ، با هذا کتب مصق لسانا عربیا کاری با آن نداریم قبلا گفته ام ، لینذر ، انذار کند جدی قضیه دیگر خیلی جدی است آنقدر جدی است که یکی از دو ماموریت پیغمبر را انذار معرفی می کند و ما ارسلناک و الا مبشرا و نذیرا ، نذیر می دانی یعنی چه آنجا حادثه خیلی مهم است و انذر هم یوم الحسره اذ قضی الامر بترسان مردم را را از روز حسرت که کار از کار دیگر گذشه و کاری نمی توان کرد ، خیلی مهم هست آن طرف واقعه خیلی مهم است ، نباء عظیم آنقدرمهم است که خدامی گوید نباء عظیم است ، لینذرالذین ظلموا ، این یعنی چی ؟ یعنی قرآن حرف قطعی وجزمی برای همه مردم دارد بازدارم تاکید می کنم یعنی اینجوری هست که اگرکسی به قرآن رابطه اش درست نباشد واصلاٌ واساساٌ اهل ظلم باشد او قرآن کافی است برای انذارش وحجت است حجت خدا است آنقدرهست که روی کره زمین هیچ کس نمی تواند بگوید من حجتی نداشتم خوب یک قرآنی که اینجورری هست اگر کسی ظلم بکند این آمده برای انذار او و حجت است برای او این حرف قطعی نداره همه مردم نمی توانند یک جور بفهمند مردم حد مشترک دارند در فهم قرآن ؛ بله بعضی ها بالاتر هم ممکن است بفهمند یعنی فهم تو ظالم هم از این قرآن حجت دارد برای خودت ، قیامت بر اساس همین با تو برخورد خواهد شد یعنی چی یعنی مطابق حقیقت نیست مطابق حقیقت هست که ترا محاکمه می کنند لینذر الذین ظلموا ، انذار کند ظالمین را ، ظالم که نفهم ترین آدم هاست او م یفهمد قرآن را ، قرآن حجت است برای او یعنی فهم مطابق واقع نم تواند از قرآن داشته باشد ، آنقدری که بگوید من کتاب را فرستادم راهنمایی کردم ترا ، دستورات فرستادم عمل نکردی ، هشدار دادم بهت ترساندمت انذار دادم بهت عمل نکردی ، و بشراللمحسنین یعنی محسنین اسم کلی است مصادیق زیادی دارد محسنین بشارت داده می شود پس یعنی همه می فهمند بشارت داده می شود ومی فهمند و شاد می شوند از آن ، سوره مبارکه مریم آیه 97: فانما یسرنه بلسانک لتبشر به المتقین و تنذر به قوما لدا ، قرآن رابه زبان تو سهلش کردیم ، ساده کردیم ،یعنس در عین متین بودن وقوت داشتن ساده است ، ساده است یعنی راحت حرف می زند با تو می فهمی به زبان خودت هست که بتوانی متقین را با آن بشارت دهی و گروه لجوج ومعاند را بترسانی ، یعنی پیامبر می تواند و ما می توانیم درعصر خودمان قرائت قرآن بکنیم برای مستکبرین و قوم لد و لجوج بگوئیم این آیات الهی است که بر شما م یخوانیم که حجت تمام شود بله می توانیم اینکار را بکنیم ، سوره نحل آیه 89را برایتانخواندم سوره اعراف آیه 52 : ولقد جئنهم بکتب فصلنه علی علم هدی و رحمه لقوم یومنون کتابی برای اینها آوردیم که هر چیزی را بر اساس علم و دانش ما تفصیل دادیم بیان کردیم ، مبنا علم است قرآ« خیلی صریح این مطلب را بیان می کند خیلی هم اصرار دارد که ما بفهمیم و دیگران همبفهمند خدا یکی از چیزها یی که بقول امروزی ها خیلی رویش مانور داده و در گوش و مغز ما سعی کرده فرو بکند این است که بفهم این قرآن را و این دستورات رامن خدا فرستاده ام برای تو خدایی که تو راخلق کرده و علیم بکل الشیء هستم هی م یخواهد قلب توراآرام کند و امان ازاین جهالت ها که وقتی ماسراغ متون دینی می آئیم فکر می کنیم متون دینی وقتی امیر المومنین (ع) گفته یا معصومین (ع) گفته اند علمی نیست ، تخصصی نیست آنوقت این قائله مدیریت علمی و فقهی دراجتماع باب می شود و می گویند مدیریت علم یباید باشد در جامعه نه مدیریت فقهی انگار فقه از کجا آمده فقه عین علم است فقه یعنی مجموعه علوم مقررات که خداوند فرستاده برای تنظیم رابطه تو بادنیا برای اینکه به سلامت به آخرت منتقل بشوی ، آن وقت این علم نیست ، مزخرفاتی که آقایان تو دانشگاه ها بخصوص در خارج از کشور گرفته اند بر اساس بافته ها و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون ( سوره انعام آیه 116) قرآن خیلی زیبا کلام غیر خودش را معنا می کند پیامبر می فرماید : اگر تبعیت بکنی اکثر کسانی که روی کره زمین هستند تو را از راه خدا دور می کنند اصلا یقینی نیست حرفهایشان نیبیت است ، جز گمان هیچی تبعیت نمی کنند اصلا عاشق گمان هستند خوششان از قطعیت و جزمیت نمی آید نیستند چیزی مگر همان تخمین های خردشان دنبال تخمین هستند می خواهند انسانها را انسانی که اشرف مخلوقات است و حامل امانت الهی است و حامل نفخه الهی است از این جهان از این دنیا تابی نهایت با ظن و گمان هدایت بکنند مگر ابدیت کشک است مگر ابدیت شوخی است آرتی که خدای عظیم می گوید عظیم است و یک ابدیت بر اساس این دنیا قرار است تنظیم شود این دنیا را با ظن و گمان می شود مردم را هدایت کرد باتخمین می شود مردم را جلو برد بااینکه این نسبی است آن نسبی است این معلوم نیست این برداشت درست باشد معلوم نیست آن برداشت درست باشد اینجوری مردم تا بی نهایت می رسند ، علی علم خیلی مهم هست چقدر علیم داریم در قرآن دقت بکنیدچرا برای اینکه بفهماند متن دینی علمی ترین متن است و اصلا ما هر متنی اگر بخواهد علمی قضاوت بشود باید تطبیق داشته باشد با متن دین باید بخوردبا قرآن حتی معصومین ما که از معصومین مهمتر نداریم که در نظام خلقت فرمود کلام ما اگر با قرآن نخواند به به دیوار بزنید گفتند آقااحادیث از دست شمابه ما می رسد ما از کجا بفهمیم این احادیث از طرف شماست ؟ گفتند ببینید به قرآن می خورد یا نه ، اگر تطبیق کرد باقرآن بگیرید واگر نه بزنید به دیوار ، قرآن اینقدر مهم است آنقدر قطعیت دارد آنقدر روشن هست ، خدا لعنت کند آنهایی که چقدر حقایق رامی خواهند وارونه کنند و به خورد مردم بدهند حتی برای خود مسلمانها وقتی می گوئیم قرآن گفته برایش خیلی قطعیت و جزمیت ندارد ، ولی وقتی بگویی فلان دانشمند گفته فلان کس تحقیق کرده گفته قبول می کند خاک بر سرت فرق بین کلام خدا را با کلام انسانهای معمولی را نمی دانی ، فضل القرآن علی سائرالکلام کفضل الله علی خلقه ، برتری قرآن بر سایر کلمات مثل برتری خداست بر سایر مخلوقاتش چقدر فاصله است بین خدا و مخلوقات بین قرآن وهمه علوم اینقدر فاصله است همه اندیشه های بشری بین قرآن و همه اندیشه های بشری آنقدر فاصله است قرآنی که ناصر خسرو می گوید : تحقیق کردم در زمان خودم دیدم 700تفسیر بر آن نوشته اند تا الآن ببینید این همه تفاسیر نوشته اند باز داریم که قرآن بکر وارد قیامت می شود دست نخورده ، یکقرآن اینجوری بعد مابگوئیم فلانی فلان گفت چقدر زبان نافهمی هست این ، چقدر ظلم به قرآن وظلم به بشریت است این سینا رحمه الله علیه می گوید من هر چه فکر کردم عقلابه معاد جسمانی نرسیدم اما چون پیامبر فرمود هست من ظذیرفتم ، صادق مصدق فرموده ، چون پیامبر فرموده قبول کردم ، یعنی فهم من حجت نیست آنهم کی ابن سیناکه هنوز یک نفر فخرش به این است که آثار ابن سینا را بفهمد اشاراتش را بفهمد شفاءش را بفهمد ، شفائی که عده معدودی هم نمی توانند بفهمند جزعده معدودی ، درس های دیگرش ، ابن سینا می گوید فهم من مبنا نیست اوفرموده معاد جسمانی است پس جسمانی است دیگر ، دوسه جا ابن سینا رحمه الله علیه با عملش حقیقت نبوت را نشان داد یکی همین جا هست ، که نبوت از مقوله علوم تجربی و نظری نیست اخبار از غیب است اخبار از واقع است شبی از آن عالم آمده و برای تو بیان می کند سیر کرده رفته دیده آمده اخبار از آنجا برایت می گوید ظنی نیست علوم نظری نیست که بله اینجوری هست ، شاگردش بهمنیار به او می گوید با این همه علم که یگانه عالم هستی ادعای نبوت کن ، هیچ کس رد نمی کند اگر ادعای نبوت کنی ، او هیچی نمی گوید ابن سینا می فهمد نبوت یعنی چه شب سرد زمستانی توی یک اتاق گرم با شاگردش خوابیده ، بیش از هر کس دیگر بهمنیار به ابن سینا نزدیک است به او می گوید برو برای من آب بیاور ، آنقدر این بهانه آورد که نرود د راین سرمابیرون از خانه ، بعد همانلحظه اذان می گفتند گفت این هم جواب سئوالات تو که از همه به من نزدیکتری یک دستور دادم که برای من آب بیاوری چقدر بهانه گرفتی بقیه مردم چقدر حرف مرا قبول خواهند کرد بعد گفت این موذن را می بینی چند صد ساله مردم در این سرما می آیند می روند آن بالا واشهد ان محمد رسول الله (ص) می گویند ، عمل می فهماند که نبوت مگر شوخی است نبوت ، انشاءالله بقیه بحث بماند برای جلسه آینده .

و الحمد لله رب العالمین