جلسه قبل مقداری درباره قرآن بحث کردیم این جلسه هم بحثمان را در مورد قرآن ادا مه می د هیم که ما یه رحمت وبینش و بصیرت و هدایت همه مردم است سوره نساء آیه 174: یاایهاالناس قد جاءکم برهن من ربکم و انزلناالیکم نورا"مبینا، ای مردم تحقیقاً از جانب رب شما برای شما یک برهان یک دلیل آمد دلیل روشن،ونازل کردیم بر شما یک نور آشکار ،برهان خودش روشنی است ،دلیل هست مبین هم خودش روشنی است نورهم باز روشنی است، بازتاکید می کند در قرآن که جاءکم من ربکم یعنی آمدن قرآن ربط به ربوبیت خدا دارد که بواسطه ربوبیت من هست قرآن را برایتان نازل می کنم رب شما برای شما قرآن را فرستاد ه یعنی بین فرستادن قرآن و ربوبیت خدا یک رابطه مستقیم است اگر کسی بخواهد تحت ربوبیت خداوند تبارک وتعالی قرار بگیرد و تحت ولایت خدا باشد باید با قرآن ارتباط داشته باشد، هذا بصائرمن ربکم وهدی ورحمه لقوم یومنون ، سوره اعراف آیه 203 این قرآن مایه بصیرتی است وهدایت ورحمتی است از جانب پروردگار شما فقط برای کسانیکه اهل ایمان هستند ، برای مومنین ،یعنی مومن هست که قرآن برایش هدایت است ، نور است ، رحمت است ، بصیرت است واز آن استفاده می کند ، ولا یزیدالظالمین الا خسارا ، برای کسانیکه اهل معصیت هستند قرآن جز خسران چیزی را اضافه نمی کند ، یهدی به کثیرا"ویضل به کثیرا"وما یضل به الا الفاسقین ، خداوند با این قرآن عده ای راهدایت می کند و با همین قرآن عده ای گمراه می شوند و گمراه نمی کند افراد را مگر فاسقین ، خیلی جالب است یعنی چی که خداوند با قرآن هدایت می کند و با قرآن گمراه می کند ، نوع برخورد افراد است با یک شیء واحد که دو بر داشت مختلف را موجب می شود چاقو را شما نگاه کنید می گوییم چاقو برای شما رحمت است و مایه هلاکت ، خداوند آهن راآفرید ، با این آهن برای شما رحمت است و برای عده ای از شما مایه هلاکت است . رحمت است یعنی چی ؟ از آهن درست استفاده کنید می شود مایه رحمت ، با آن به جان همدیگر بیفتید می شود مایه عذاب ، برق یک چیز واحد اس وقتی درست مهارش می کنید ، برق خلق بشر نیست برق انرزی و نیروی در طبیعت است که بشر کشف کرده استخدام کرده و بصورت نور در آورده است اینجا می شود رحمت اما اگر با آن درست برخورد نکنید برخورد تو با برق برخورد درستی نباشد می کشد تورا ، نوع برخورد شماست یه اینکه خداوند اولا" و به ذات دوست دارد یک عده ای هدایت پیدا کنند و یک عده ای هدایت پیدا نکنند نه اینجوری نیست خودش می گوید ، عده ای که با قرآن گمراه می شوند فاسقین هستند که خودشان اول از راه بئر شدند فسق یعنی خروج از مسیر طبیعی مسیر حقیقی بعدا" خودمان توضیح خواهیم داد در این رابطه ، بعد از خروج درارتباط با قرآن گمراه می شوند . سوره انعام آیه 104: قد جاءکم بصائر من ربکم فمن ابصر فلنفسه و من عمی فعلیها وما انا علیکم بحفیظ می فرماید که از جانب رب شما برای شما مایه بصیرتی آمد کسی که از آن استفاده کرد می بیند و به نفع خودش برداشت کرده و کسی کورشود نسبت به اینها یعنی چشمش رانسبت به این حقایق آیات را نا دیده بگیرد چه بسیار آیاتی که ما درآسمان و زمین قرار دادیم مردم از آن اعراض می کنند ، رد می شوند از آن اما با نگاه حقیقی به این آیات نگاه نمی کنند ، وما انا علیکم بحفیظ ، پیامبر می فرماید من حافظ شما نیستم آنقدر اختیار و ولایت ندارم که بخواهم همه شمارا نگاه دارم خودتان باید اختیارا" باآنچه که مایه بصیرت از پروردگارتان آمده برخورد مناسب بکنید والا جبرا" کسی از شما را به بهشت نمی برند، اینطوری نیست که وکیل شما باشم نه باید حتما" خودتان دستتان را به دست من دهید بخواهید که بینا شوید بخواهید که بصیرت پیدا کنید ، هذا بصائر و للناس و هدی و رحمه لقوم یوقنون آیه 20 سوره جاثیه . این هم مثل آیه قبل است فقط به جای مومنون ، یوقنون آمده است امام صادق (ع) نقل می کند از پیامبر (ص) القرآن هدی من ضلاله وتبیان من العمی و استغاله من الاثر ونور من الظلمه ، می فرماید قرآن هدایت است از گمراهی و بیان است از کوری یعنی روشنی است در مقابل کوری ومحافظ است و نگهداری اشت در مقابل لغزش و نوراست در برابر تاریکی ، الآن فرصت نداریم توضیح بدهیم در مورد مقولات ، فرازهای این حدیث خیلی جای تامل دارد استغاله من الاثر یعنی نگهداری از لغزش یعنی اگر بخواهید در باره جهان در باره انسان در باره خودتان درباره بایدها و نبایدهای زندگی دچار اشتباه و لغزش نشوید مبنایتان را قرآن کنید قرآ ن هدایتگر است قرآن همانطور که جلسه قبل خواندیم امام مشفق هست امام دلسوز و هادی مرشد هست ممکن نیست شما اختلافی داشته باشید در امری به قرآن مراجعه کنید قرآن مشکل شما را حل نکند مبنا را دستتان ندهد حتما" قرآن مبنا را دستتان می دهد چون خداوند فرمودتبیان لکل شیء است ممکن نیست کسی دچار مشکل و اختلافی بشود در قرآن پیدا تکند حتما" حل می شود برایش در قرآن ، این آیات در مورد هدایت بودن نور بودن رحمت بودن قرآن مطرح شد حالا آیاتی را ذکر می کنیم در مورد اینکه قرآن آمده که شما را به تعقل و تفکر واداربکند جنبه تعقلی و تفکری قرآن را ذکرمی کند ، انا انزلنا قرآن عربیا" لعلکم تعقلون، سوره یوسف آیه 2: ما برای شما قرآن را عربی نازل کردیم تا تعقل بکنید ، نکته ظریفی است چرا به عربی و برای تعقل چه ربطی بین عقل و عربیت است و زبان عربی و تعقل است علت این است که در زبان عربی شما برای امور عقلی و فوق عقلی معادلهای خوبی داریم در زبانهایی مثل فارسی و همچنین زبانهای دیگر این معادلها کم هست لذا وقتی بیان حالت می خواهد بشود اگر معادل ندلشته باشید دچار مشک می شوید شما اگر در حالتی دست بدهد نمی توانید بیانش کنید چرا چون معادل برایش ندارید و نمی دانید چی هست در زبانهای دیگر بخصوص در زبانهایی که تمدن ندارند زبانهایی که جدید است و در آن ها سابقه تمدن کمی هست اینها خیلی کمتر هست در آن ، که بشود تمام آن شئونی که نفس دارد نفس می دانید که غیر از شئون حسی وهمی و خیالی ، شان عقلی و شان فوق عقلی دارد و آنجا ها زبان اگر نخواهد همراه انسان بیاید انسان به هیچ وجه نه می تواند به دیگران تفهیم کند و اگر متنی نازل شده باشد و ارائه بشود به انسان مثل قرآن کریم که شامل همه حقایق است تمام ذات انسان و وجود را معرفی کرده به خصوص مهمترین موجود را و در واقع تنهاترین موجود یعنی خداوند تبارک وتعالی را احد را واحد را بخواهد معرفی کند نمی تواند بفهمد شخص مگر اینکه قبلا"با این معادلها خوب آشنا باشد تا بعد که آیه را می شنود بفهمد ناظر به کدام حد هست مثلا"به ما که می گویند روح و قلب و سر و چیزهایی از این قبیل در فارسی معادل ندارد و فقط در مفهوم خودش باید فهمید لذا ما خیلی و تنها با معادل های قرآنی همینطوری بر خورد می گنیم خود الله که مامعادل فارسی برای آن نداریم می گوئیم خدا خیلی ز در زدیم بسم الله الرحمن الرحیم را چه جور معنا کردیم بنام خداوند بخشنده و مهربان ولی واقعا" معنای حقیقی رحمان ورحیم همین است درادبیات عرب ودرتفسیرودرلغت عرب ببینید که خیلی ظرافت دارد که مارحمان راچطورمعناکنیم رحیم راچگونه معناکنیم خوداین باعث می شود مادرفهم زبان ائمه فهم زبان قرآن درحدیث ودردعانتوانیم مثلا یاغفوریارحیم یا یا علی یاعظیم علی چیه عظیم چیه غفورچیه رحیم چیه اصلا چرا این رابطه را اینجا آورده ، غفران چیه . عفو چیه یک جا می گوئیم اللهم عفوانی خدایا ببخش مرا یک وقت می گوئیم اللهم اغفرلی بازچی ترجمه می کنیم مامی گوئیم ببخش مارا اما عفویک چیزاست غفران یک چیزاست بین غفران وعفو فرق است وقتی اینها را نمی فهمیم درادعیه که وارد می شویم نمی توانیم آن حالی که امام داشته واین کلمه را برای آن حال استخدام کرده ادراکش نمی کنیم آن لذت را هم نمی بریم وآن حالتها را هم درک نمی کنیم ولی وقتی یک نفرمی داند این کلمه چه جایگاهی دارد دردعا یا درحدیث بینشش زیاد خواهد شد یا درقرآن می خواند که چرا اینچا قرآن این را به کاربرده پس کشش عربی اینجوری هست درزبانهای دیگرمااین کشش را نداریم وچون قراراست کاملترین معانی برای اینکه انسان به عالی ترین درچات برسد نازل بشود زبانی غیرازعربی کشش یک همچومفاهیمی را ندارد . باید با یک زبانی بیاید که اگرکسی خواست ازآن زبان استفاده کند بتواند ادراک کند وتبدیل به آن شود البته این رشته سردرازدارد اگربخواهیم وارد مباحث تخصصی بشویم چند جلسه ای وقت می گیرد.قرآن را عربی نازل کردیم که شما بتوانید فکر کنید تعقل بکنید پس باید درش تعقل کرد کتابی است که با عقل سرو کار دارد باید به آن تعقل کرد با خیال و وهم بیلیی سرش چیزی درک نخواهید کرد باید بیایی و تعقل کنی در آن ، تا بتوانی به آن نور به آن هدایت و رحمت برسی ، نکته خیلی مهم قبل از اینکه من بحث را ادامه دهم این است که ببینید فاصله ما با خدا جقدر است فاصله ما با اهل معنا چقدر هست خداوند تبارک و تعالی در همین آیاتی که برایتان غرض کردم و بسیاری از آیات دیگرقرآن را چگونه معرفی می کند کتاب خودش را خیلی کتاب خودش را مطرح می کند در قرآن وهی توجه می دهد بندگان را به این کتاب ده ها بار این راذکر کرده بعد فرموده این نور است این رحمت است این هدایت هست آیا ما این نور بودن را احساس می کنیم در خودمان یعنی وقتی در منزل هستیم نور بودن این قرآن را ادراک می کنیم وقتی قرآن رابر می داریم احساس می کنیم نامه ای است نورانی و در آن هدایت است و روشنی ، نور یعنی چی اصلا"و آیا رابطه ما با قرآن اینطوری هست اکثر دوستان طلبه هستند دانشجو هستند توجه کنند علوم دینیه می خوانند چرا ما نورانیت مبین بودن این جنبه های زیبایی را که خداوند از کتابش می گوید ادراک نمی کنیم چرا اینقر فاصله است رابه ما با قرآن خیلی ضعیف است و این باعث می شود مهمترین چیز که خداوند برای بشر فرستاده دیگر از آن مهم تر که نداریم ثقل اکبر هیچ ارتباطی با آن نداشته باشیم ترجیح بهیم یک رمان بخوانیم یک کتاب داستان بخوانیم علوم دیگر تحصیل کنیم اما رغبتی یه فهم قرآن نداشته باشیم معلوم است که شما آن نور و رحمت و هدایت و آن زیبایی های او را درک نمی کنید حالا بعد در مور قرآن مطالب دیگری است که بعدا" خدمتتانعرض می کنم . لقد انزلنا الیکم کتابا"فیه ذکرکم افلا تعقلون سوره انبیاء آیه 10، سوره نحل آیه 44: و انزلنا الیک الذکر لتبین لناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون ، سوره بقره آیه 219:کذالک یبین الله لکم الایت لعلکم تتفکرون ، باز این آیه در 266 تکرار شده ، اینگونه خداوند آیاتش را بیان می کند برای شما شاید شما تفکر کنید بیفتید به فکر ، من خیلی اصرار دارم اینکه دارم می گویم عادی به این صحبت ها توجه نکنید فکر کنید در موردش باید برسیم به مرحله فکر در قرآن و تعقل در قرآن و تدبر در قرآن با خود این سه کلام رانگاه کنید در عربی بعضی جا می گویند تعقلون بعضی جاها تتفکرون بعضی جا یتد بر ، تد بر تعقل تفکر اینها اختلافشان باهم چی هست ، باید برسیم به مرحله عمیق شدن در قرآن یعنی عادی نگاه نکردن قرآن اولین مرحله اش برای فهم قرآ ن این است که با لفظش بتوانی ارتباط خوبی برقرار کنی یعنی تکرار زیاد بکنید الفاظ قرآن در ذهن شما زیاد باشد صرف و نحوش را خوب بلد باشید معانی لغت ها و وازه ها را خوب یاد بگیرید این اولین پله و ببینید چقدر ما بیچاره ایم مهمترین کتابی که خداوند یعنی خالق همه هستی برای ما فرستاد ه چقدر به معامله می کنیم هنوز ما با این لفظ این کتابی که خدا به هر حال خدا می فرماید من رب شما هستم برای شما بخاطر شاءن ربوبیتم اینرا برای شما فرستادم پس حتما" در سیرمان بسمت بی نهایت این نقش دارد تا الآن بنده خودم را می گویم الآن 34سالم است چه کار کردم با این قرآن چه ارتباطی برقرار کردم چقدر وقت برایش گذاشتم چقدر انس با آن گرفتم چقدر سعی کردم یاد بگیرم ، یک آقایی حاضر است سرمایه گذاری کلان بکند پول بدهد برود دوره هایی را آموزش ببیند که معلوم نیست بدردش بخورد یانه ، رفتم کامپیوتر یاد گرفتم رفتم چقدر دوره زبان خوانده ام بابا زبان خودت را اول بفهم این کتاب برای تو آماده کتاب الانسان هست زبان خودت را بفهم زبان خدایت و خالقت را بفهم که تو را بسوی خودش دعوت می کند چرا این را نمی خواهی بفهمی زبان انگلیسی برای چی می خوانی کامپیوتر برای چی می خوانی دیدم وقت دارم گفتم حالا می روم سر کار بد نیست یک دانشگاه آزاد هم برویم یک لیسانس بگیریم یک فوق لیسانس هم بخوانیم خوب همین یعنی وقت آنقدر کشک است که تو مثلا" همین طوری برایش برنامه ریزی کنی یک پیام نوری در خانه است دیگر کتابش را می گیریم می خوانیم چند صد هزار تومان هم بده ، برای دینت چه کار کردی برای قرآنت چه کار کردی برای خودت ، این بخاطر آن است که ما همیشه دچار خود فراموشی هستیم ترجیح می دهیم سایر رشته ها را سایر کتب را بخوانیم اما کتابی را که برای ما کی نازل کرده خداوندکه در آن تبیان لکل شی است و آخرت هم بر اساس همین قرآن ما را محشور می کنند و نوع ارتباط و سنخیتی که با قرآن داری محشورت می کنند و ابدیت به نوع ارتباطت با قرآن بستگی دارد محشور می شویم می بینی سرمایه گذاری نمی کنیم می بینی چقدر جفا است داریم در قرآن در قیامت چند چند چیز شکایت می کنند یکی قرآن است که شکایت می کند خدایا اینها مرا ضایع کردند ضایعشان کن ، مگر شوخی است خالق همه هستی کتابی را برای همه شما فرستاده بعد ببوسیش بگذاری در یک قاب طلایی در خانه خیلی احترام گذاشتن به آن ، چه احترامی در روز می آیی این کتابی که او برای تو بخاطر شأن ربوبی اش فرستاده خودش می گوید ربکم رب شما اینرا فرستاده برای شما برای اینکه شما در نعمت ولایت او قرار بگیرید و بالا بیائید چرامی گویند در قیامتدرجات بهشت به اندازه آیات قرآن است ومی گویند بخوان و برو بالا یعنی چی یعنی در اینجا باید می خواندی ومی رفتی بالا یعنی باید در مدارج قرآن طی طریق می کردی عرفان یعنی مراتب قرآن در وجود انسان ، انسان از نردبان قرآن بالا برود با قرآن باشد معیت پیدا کند اللهم جعل القرآن فی الدنیا مونس وانیس ، خدایا قرآن را در دنیا مونس و انیس قرار بدهید خدا می داند چقدر مونس شیرین است چقدر لذت بخش است خواندنش وانس با حقیقتا"اگر کسی با قرآن انس بگیرد هیچ تنهایی اورا به وحشت نمی اندازد ، حقیقتا"اگر کسی با قرآن انس بگیرد همیشه دلش شاد است روشن است دائم روشنی می گیرد حقیقتا" شفاء لما فی الصدوراست حقیقتا"همانطور که علی (ع)فرمود ربیع القلوب هست بهار دلها ، دل شما بهارنمی خواهد اگر بهار را دوست دارید قرآن بهار دل است ولی ما واقعا"به این وضعیت رسیدیم بعد از گذران این همه عمر و مقداری زیادی از جوانی ما صرف شده به اینجا رسیده ایم که هر وقت دلمان گرفت تاریک شد مریض شد با قرآ ن مداوا بکنیم شفا بدهیم دیده اید حالتهای قاریان قرآن را خود قرآن چطوری ذکر می کند ،اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیته زادتهم ایمانا(سوره انفال آیه 2) اگر به اینجا نرسیدی خیلی عقب هستیم باید برسانیم خودمان را به اینجا واگر نرسیدیم این حدی هست که خدا برای آدم های سالم گذاشته است یعنی مریض هستی هنوز یعنی وقتی قرائت قرآن می کنی ایمانت افزوده نمی شود دلت روشن نمی شود هنوز مریض هستی چون قائده است خالق قرآن کسی که قلب و روح تورا خلق کردی و تو را خلق کرده بهتر از هر کسی به طب روح تو آشنا هست او فرمود که اگر بخوانی ایمانت بالا می رود او فرمود این دوای قلب شماست او فرموده شوخی نیست متخصص تر کسی که در مورد روح و قلب انسان می تواند نظر بدهد خوب خالق قلب و روح بشر است اوفرموده این شفای قلب شما است حالا ما اینرا کنار بگذاریم و پشت گوش بیندازیم تا وقتی این باورها در ما نباشد ما همه اش داریم اشتباه می کنیم سرماه گذاری که در تحصیل رشته های مختلف می کنیم چقدر است و در قرآن چقدر است ، طرف می گوید من خیلی عقب افتاده ام من واقعا" بد بختم باید خیلی دیر شده حتما" باید این کامپیوتر و زبان را یاد بگیرم من دارم عقب می افتم نمی شود ، حتما" من باید فلان دوره را بگیرم ، چرا اساس بد بختی در انسانیت نمی کنی درآن چیزی که برایش خلق شدی این احساس رانمی کنی که بگوئی آقا من خیلی عقب افتاده ام عمرم گذشت و قرآ« را باز نکردم ، انسی با آن نداشتم چرا اینرا احساس نمی کنید برای اینکه شدت مریضی آنقدر زیاد است که دیگر ، مثل کلیه است یا بیماری آنقدر حاد است بیماران کلیوی دردی احساس نمی کنند یکدفعه می بینند 80، 90 درصد کلیه از بین رفته کار نمی کند ، بیماری ها و مرض های بدون درد خیلی خطر ناک است علت هم این است که ما خیلی انس با طبعت داریم طبیعت یکی از اصولش این است که سر انسان شیره بمالد کلاه زیاد سر انسان می گذارد ، یعنی دائما" به تو نیازهای کاذب را تزریق می کند و توی آن جهت تشویق می کند که بروی جلوهر وقت می خواهی به مرض های فطری به فطرتت توجه کنی طبیعت می گویداینها مهم تر است برای آنها وقت داری ، اول دنی بعد دین ، لا معاش له لا معادله همه اینها را توجیه می کند برایت اول وجود بعا" سجود هی می گوید تا سرت گرم شود پس کی به این کارهامی رسیم آیا ما می فهمیم قرآن نور است برای همین هم هست که نمی فهمیم و دانشمندان ما آنهایی که متکبرانه می نشینند و راجع به مسائل علوم انسانی اظهار نظر می کنند چون خودشان هیچ وقت راهی باقرآن نداشتند و فهم قرآ« نکرده انداصلا" قرآن را کنار گذاشته اند برای اینکه خیال خودشان را راحت کنند بعنی مسئله قرآن بعنوان کتاب منزل خداوند تبارک و تعالی که خالق همه جهان است و برای بشر فرستاده اینرا نتوانستند خوب حلش بکنند صورت مسئله را پاک کردند ، وقتی صورت مسئله را پاک کنی تو دیگر مسئله ای نداری که حل کنی اصلا" آقا ما چیزی بنام قرآن نداریم که حرفی داشته باشد راجع به انسان بزند بگذارید ش کنار انسان شناسی غربی را بیاور جلو ، برویم دانشکاه روانشناسی بخوانیم که ببینیم انسان بشناسیم آنرا ، برویم جامعه شناسی را از کنت بگیریم برویم مدیریت را از فلان کس بگیریم برویم اقتصاد را از فلان جا برداریم بیاوریم برویم تعلیم و تعلم و آموزش و پرورش و فلسفه و هنر و فلسفه هنر را از جای دیگر بیاوریم ببینیم آنها چه می گویند برای این است که ما هیچ وقت نخواستیم آن چیزی که برای ما هست خوراک اصلی ماست به آن فکر بکنیم قرآن هم مفت خودش را در اختیار هر کسی قرار نمی دهد خدا نازل کرده ولی می فرماید لا یمسه الاالمطهرون اگر می خواهید دست به آن بزنید دست خیلی روحتان بخواهد با آن ارتباط برقرار کند و بفهمید و بالا بیایی ور مدارج باید تطهیر بکنید باید ایمان بیاورید برای همین آنهایی که ایمان ندارند و آنهایی که ضعیف الایمان هستند هرگز بان کار ندارند می گذارند کنار ، برای او خیلی سخت است بگوید ما در اقتصاد حرف داریم قرآن حرف د ارد در مد یریت حرف دارد در هنر حرف دا ریم
د رامور فرهنگی حرف هست در انسان شناسی حرف هست در جامعه شناسی حرف داریم برای او سخت است چون با این اصول نمی تواند قبول کند می گوید من رفتم خودم را کشته ام ده سال دکترا گرفته ام حالاشمابا چند آیه قرآن می خواهید همه تحقیقات من راببرید زیر سئوال از کجا گرفته ای این تحقیقات را ده سال کجا تحقیق کردی د رکدام علم ، علوم قطعی بوده از کدام منبع گرفته ای ده سال وقت گذاشته ای هی قیل وقال کردی و قیل وقال خواندی ، الآن هم وقتی نگاهت می کنند می نشینی آنجا حرفی برای گفتن نداری می روی در یک کنفرانس یا سمینار می نشینی که حرف بزند می آید شروع می کند اظهار نظرهای دیگران را مطرح می کند اگر خودش هم حرفی داشته باشد می زند ولی پی کارش ، حرفی ندارند بزنند ، بد بختی این است اینها می خواهند در باره مسلمین تصمیم بگیرند اظهار نظر د رجامعه اسلامی بکنند برای مسلمین ، ای کاش بگویند ما قرآن را قبول نداریم ومی گذاریم کنار ، حرفهای دیگران را می زنیم متأسفانه به اسم اسلام می آیند این حرفهارا می زنند می گویند در اسلام فلان چیز نیست در اسلام فلان چیز هست این دیگر خیلی بد بختی است " هوالذی بعث فی الامیین رسولاً منهم علیه آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانوا من قبل لف ضلال مبین " (جمعه آیه 2) اوست کسی که در میان افراد امی یعنی درس نا خواندگان کسی را مبعوث کرد یعنی وجود پیغمبر (ص) که آیات خدا را بر مردم یخواند پس مرحله اول تلاوت آیات ، و تزکیه بکند آنها را وپاک بکند آنها را وبعد یعلمهم الکتاب والحکمه تعلیم کتاب وحکمت بکند ، حالا شما بگوهدف از خلقت چیه ، هدف از خلقت این است که تو بیایی آیات خالقت رابشنوی تزکیه بشوی و تعلیم کتاب و حکمت بکند بشوی حکیم خلق شدی که حکیم شوی پس قرآن برای همه آمده ، آمده که همه بشنوند آیاتش را همه تعلیم ببینند آنرا تعلیم کتاب وحکمت ببینند وهمه حکیم بشوند از زبان ابراهیم (ع) می فرماید : ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلو علیهم ءایتک و یعلمهم الکتب والحکمه و یزکیهم (سوره بقره آیه 129)ابراهیم بعنوان یک انسان کامل از خدا چی می خواهد ، خدایا در میان مردم رسولی را برانگیز که این کارها را بکند ابراهیم خلیل بوده الرحمان بوده خلیل الله بوده یعنی دوست بوده باخدا خیلی مقام خیلی مقام نزدیکی است این ابراهیم به یک جایی می رسد وقتی بعنوان یک فرد سعادتمند در اوج سعادت سلام علی ابراهیم قرآن این را به او می گوید ایستادن برای بشر چی را تشخیص می دهد می گویداینهاخوب است برای بشر می گوید خدایانبی را بفرست که این کارها را بکند ، تلاوت آیات بکند تزکیه بکند آنهارا ، از ثواب العمال شیخ صدوق یک روایت از پیامبر برایتان می خوانم ک من تعلم القرآن فلم یعمل به، کسی قرآن رابخواند و عمل نکند به آن پس یعنی چی یعنی قرآن عمل کردنی است حرف دارد حد درش است یعنی اینجور نیست که بگوئیم حالا یک کتابی فرستاده باید تفسیر کرد و تفسیر نمی شود کرد نسبی هم هست هر کس یک جور می فهمد هیچی ، خیلی صریح دارد می گوید کسی قرآ« را یاد بگیرد و عمل به آن نکند ، کی فرموده 1400سال پیش ، وآخر علیهم حب الدنیا وترجیح بدهد قرآن حب الدنیا را یعنی قرآن را به دنیا ترجیح ندهد حب الدنیا و زمینه ها حب دنیا و زینت آن ، فکر تجملات دنیا باشد آنها را به قرآن ترجیح بدهد به عمل قرآن ترجیح بدهد استوجب سخطالله عزوجل مستوجب غضب و سخط خداوند تبارک و تعالی می شود حالا آنهایی که می آیند مردم را از تفکر و عمل به قرآن باز می دارند و می گویند این باید امام زمان بیاید تا تفسیرش کند برای شماها آنها چه جوری مستوجب سخط خدا شدن مردم را جواب می دهند معلوم نیست ، و کان فی الدرجه مع یهود و انصاری یک همچو شخصی مسلمان نیست اصلاً در درجه یا یهودی است یا مسیحی الذین چرا یهود و نصارائی که ینبذون کتاب الله وراء ظهوره قرآن را گذاشته اند پشت سرشان ینبذون ینبذون یعنی پرت کرده اند پشت سرشان یعنی توجه به آن نمی کندد یعنی قرآن را گداشته اند کنار حالا دنبا لاین هست که در این طبیعت دراین وانفسای و روابط انسانی بگردند که خوب بشینیم بحث کنیم که ما باید چکار بکنیم برای جامعه بشری باید چهکار بکنیم هی بشین سمینار بگذارو کنفرانس تشکیل بده میز گرد بگذارو خودت را خفه کن ، کتاب کشکی بنویس و این کتاب کشکی رادر دانشگاه تدریس بکن ، بعنوان آخرین کشفیات علوم انسانی ، می گوید من برایتان کتاب فرستادم که نور هست هدایت است رحمت است شفاست اسامی قرآن زیاد است پس این کجاست در نظام تعلیم وتربیت شما درنظام مدیریتی شما در اقتصاد شما در جاهای دیگر این کدام جایگاه را دارد گذاشتی کنار بنشینیم حالا ، در روزنامه یک کاریکاتور قشنگی کشیده بود یک بنده خدایی پشتش را کرده ود به خورشید خوب سایه می اندازد سایه ات می افتد جلویت بعد با چراغ قوه در سایه اش دنبال یک چیزی می گشت سایه اش را روشن بکندآن نور یک چیزی را پیدا کند حکایت جامعه بشر هم دررابطه با قرآن همین است در رابطه با اسلام همین است که پشتشان را کرده اند به نور بساطی راه انداخته اند برای خودشان دانشگاههاو رشته های مختلف وان قلت ها ما خیلی فاصله گرفتیم شما می بینید جلوی این دانشگاهها و کتابخانه ها آنقدر کتاب نوشته شده غالباً چه شهوات و خیالبافی هایی که پشت این کتابها نیست ، خرفی از آن چیزی که خالق برای بشر فرستاده نیست آن گذاشته شده است کنار ، این ها منیت هایی است که انسان در مقابل خداوند پیدا می کند بشر به یک جایی می رسد که می گوید خدایا به تواحتیاجی ندارم راجع به مسائل خودم ، به تو و آموزه های تو کاری ندارم ، نه با پیغمبرت کار دارم نه با 12معصوم کار دارم نه با خودت کار دارم هیچی ، من خودم بلدم چگونه در مورد خودم تصمیم گیری بکنم حرف بزنم تازه من می توانم راجع به بقیه انسانها تصمیم گیری کنم و برای آنها هم برنامه ریزی کنم هدایتشان کنم می شوم امام آنها ، رهبر آنها می شوم برای آنها تئوری می نویسم تئوریهای مختلف ، این وضعیت جامعه امروزماست . پیامبر فرمود : ما آمن بالقرآن من استعمل محارمه ، ایمان نیاورده به قرآن کسی که حرام های قرآن را حلال کند ، ایماننداره ، یعنی چی یعنی آقا ما اولاً و به ذات محارم قرآن حراماً الی یوم القیامه و حلال هایش هم حلال الی یوم القیامه است یعنی یک چیز ثابتی است ، آقا برای اینکه شما خوب بشوید باید مشروب بخورید ، حرام است تجویز می کند آن پزشک احمق می گویم پایم درد می کند می گوید نماز نخوان ، نماز بد بخت کرده شمارا پا درد و کمر درد دارید ، به هیچ جا نمی رسیم که نماز نخوانیم نماز را باید بخوانیم ، به هیچ جا نمی رسیم که شراب بخوریم ، نباید شراب بخوریم به هیچ جا نمی رسیم حجاب را کنار بگذاریم حجاب رانمی شود کنار کذاشت حلال ها حلال و حرام ها حرام است . احکام ثانوی یک بحث دیگری است ، حالت اولیه جامعه همین هست .
و الحمد لله رب العالمین