جلسه 005 - وسوسه و وسواس
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
9
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - وسوسه و وسواس

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث وسوسه را امروز آخرین بحثش هست تمام کنیم یک تتمهای مانده که آن را خدمت عزیزان عرض بکنیم در رابطه با فکر ما باید دقت کنیم که خیلی وقتها هست که دوست نداریم فکرهایی را انجام بدهیم اما خودمان مقدمات آن فکر را به وجود میاوریم.@ یعنی بسیاری از موارد چیزهایی که فکر ما را ناراحت و نگران میکند برای ما اضطراب و غصه میاورد خودمان مقدمات آن را فراهم میکنیم دلشورهها، دلنگرانیهای ما بسیاری از موارد معلول نوع ارتباطاتی هست که ما داریم این قاعده فراموش نشود که ارتباط فکر تولید میکند.@ یعنی شما وقتی که با یک چیزی ارتباط برقرار کردید طبیعی هست که در اطراف آن موضوع زیاد فکر میکنید فضای ذهن شما را مشغول میکند حالا اگر که تولیدی که دارد میکند این تولید تولید آزاردهندهای هست یعنی این ارتباط دارد تولیدات آزاردهنده و اضطرابزا میکند نگرانکننده دارد باید ارتباط را قطع کرد.@ ما خیلی وقتها میخواهیم ارتباطاتمان را با چیزهایی که هوس داریم دوست داریم حفظ بکنیم اما تبعاتش را نمیخواهیم بپذیریم یعنی تبعاتش که انواع و اقسام فکرهای نگرانکننده یا وسوسههایی هست که دوست نداریم را نمیخواهیم بپذیریم.@ مثل این هست که بنده بگویم این چایی را میخورم اما نمیخواهم گرم شوم یا شیرینی را بخورم اما قندم بالا نرود یا زیر بخاری بخوابم اما خنک شوم، نمیشود هر چیزی آثار ذاتی خودش را دارد بنابراین ما باید دقت کنیم که اگر از یک سلسله از افکار ناراحت هستیم آزاردهنده است شایسته نیست باید مقدمات آن فکرها را قطع بکنیم.@ ارتباطمان را با منشأ تغذیه آن فکر قطع کنیم ولی وقتی ما دائماً داریم تغذیه میکنیم بعد میخواهیم فکر بد سراغمان نیاید، نمیشود این حتماً هست حتماً آزار میدهد حتماً وقتی که شما این ارتباط را دارید تغذیه را دارید غذایی که شما میخورید مثل همین غذاهای جسمانی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلانی آثار خودشان را دارند.@ لذا اگر کسی میخواهد شاد باشد و آرامش داشته باشد این نمیتواند یک روابط آزاد داشته باشد شما از روابط مادی بگیرید میتواند تولید فکر بکند مثلاً لقمه حرام ، کسی که لقمه حرام میخورد این فکرهای خیلی خطرناکی به سراغش میاید.@ یعنی یکی از کارهایی که عرفا و بزرگان که آن تأکید زیادی کردند در درجه اول که یک کسی بخواهد سلوک معنوی و ایمانی و عرفانی داشته باشد اولین شرطی که میگذارند این هست که تو باید حلالدرمانی بکنی یعنی باید اول ببینی روزیات را دقت بکنی که چه میخوری پولی که در خانه میاید غذایی که دارید میخورید اینها چه هست از چه راهی دارد میاید.@ این خیلی مهم است که ما خوراک و غذای خانواده خودمان را رویش تأکید داشته باشیم که حتماً حلال باشد تازه حلال بودن هم گاهی وقتها کافی نیست از حلال بودن قرآن یک کلمه بالاتر میرود(كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ) علاوه بر حلال طیب هم باشد.@ یعنی از یک درجه بالاتری از طهارت برخوردار باشد تا اثرگذار باشد و الان اینکه یک کسی لقمه حرام بخورد خمس ندهد زکات نپردازد نفقات نپردازد حتی نفقات مستحبی انفاقات مستحبی اگر کسی خسیس و بخیل باشد انفاقهای واجب و مستحبی نداشته باشد این راه بسته میشود روی فکر انسان هم اثرات خیلی مخربی خواهد گذاشت.@ حالا این از حس است شما نگاه کنید غذایی که ما میخوریم حالا بروید سراغ دیدنیها، شنیدنیها، بوییدنیها، لمس کردنیها، غیر از چشیدن است که فقط لقمه حرام است که آن آثار مخرب را میگذارد لقمه حرام باعث میشود انسان با وجود اینکه یک چیزی را میداند یقین دارد قطع دارد که این کار نباید بشود میکند.@ وقتی لقمه حرام بخورد آنقدر اثر میگذارد که شما ببینید در واقعه عاشورا حضرت زینب(س) به سیدالشهدا عرض میکند که اینها مگر نمیدانند که تو پسر پیغمبر هستی پسر فاطمه هستی تو امام هستی؟ بله، مگر نمیدانند که(الحسن و الحسن سیدی شباب أهل الجنۀ)؟ بله، پس چرا به جنگ شما آمدند؟@ حضرت میفرماید(مُلِئَت بُطُونُهُم مِن حَرام) شکمشان از حرام پر شده لقمه حرام روی انسان اثر وضعی میگذارد فکر و اندیشه و عقیده را هم از بین میبرد اگر پاک و سالم باشد لذا در لقمه خیلی باید انسان دقت بکند که یک موقعی خدای نکرده لقمه حرام نخورد یا اگر خورده جبران کند غیر از چشیدن، دیدن، شنیدن اینها همه میتواند در افکار تأثیر بگذارد.@ حتی گفتن روی افکار انسان تأثیر بگذارد بوئیدن، بوی بد به مشام انسان برسد میتواند در فکر اختلال ایجاد کند فکرهای منحرف در انسان ایجاد کند اینکه میگویند زن نامحرم برای مرد عطر نزند همین عطر میتواند منشأ فکر بد باشد حتی میگویند اگر خانمی آمده عطر زده نامحرم استشمام کرده خانه رفت غسل بکند.@ یعنی به هر حال یک درجهای از ارتباط نامشروع بویایی را داشته بنابراین میگوید غسل کند تا چیزها و موارد دیگر که لازم است انسان کنترل بکند فیلم را شما نگاه کنید چقدر از افراد خانمها و آقایانی هستند که غصه و اضطراب و ترس و دلشوره دارند بسیاری از این حالتهایشان مربوط به فیلمهایی هست که تماشا میکنند.@ شما در غرب نگاه کنید اگر یک کسی یکدفعه مسلسل برمیدارد میرود مدرسه روی معلم و کلاس آتش میگیرد همه را میکشد این چطوری شده اینطوری شده فیلمها و دیدنیها اثر دارد ما میگوییم شما که الان اضطراب و دلشوره داری خودت غصه و مشکلات داری برای چه مینشینی این سریالها را تعقیب میکنی.@ قالب سریالها یا خشن هست یا روابطی هست که اصلاً به دربخور نیست در آن کلی اضطراب و دزدی و کارهای زشت و حقه زدن و کلک زدن و فریب دادن است از اول فیلم وقتی شروع میکنی نگاه کردن باید یکسره حرص و جوش بخوری اضطراب داشته باشی.@ اصلاً بعضی از فیلمها که اسمشان از اول اضطرابزاست آدم نباید نگاه کنید گاهی وقتها حتی کلام الله برای روح انسان مناسب نیست بعضی از چیزهای معنوی حتی مناسب نیست چه برسد به چیزهای غیر معنوی، بنابراین یک کسی که طالب آرامش فکر هست این باشد منشأ فکرهای ناآرام و اضطرابآور را در وجود خودش قطع بکند.@ کسی که میخواهد حضور قلب خوبی سر نماز داشته باشد این که نباید بنشیند پای تلویزیون از کارتون بگیر نگاه میکند تا تئاتر و آگهی و فیلمهای سینمایی و سریالهای داخلی و خارجی خیلی از اینها مضر است مفید که نیست ضرر دارد.@ کمترین ضررش این هست که حجم دل و ذهن را اشغال میکند عمر تلف کن است یک آدم عاقل وقت نمیگذارد برای پیگیری این نوع برنامهها، چون میداند ضررش خیلی بیشتر از منفعتش است برای این چیزها وقت نمیگذارد یک حدیث هم بخوانم از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(الفِکرُ فی غَیرِ الحِکمَۀِ هَوَسٌ) فکر در غیر حکمت هوس است.@ آدم فکر بکند در غیر از چیزهای خوب و حکیمانه، میگوید این هوسباز است هرزگی فکری دارد که در چیزهای مختلف میرود ذهنش همه جا میرود همه جور فکری میکند پراکندگی ذهنی دارد همه جا میرود.@ از خوابهای آدم معلوم میشود که آدم چقدر پراکندگی و هرزگی فکر و ذهن دارد که انسان باید پرهیز کند انسان باید فکرش در مورد کارهای متعالی و زیبا و خوب و خیر و بهشت و خداوند باشد کارهای صلاح و سداد، نه کارهایی که در آن بدجنسی و سوءظن و اضطراب و بدبینیها و چیزهای بد باشد.@ وقتی که فکر آلوده شد حضرت میفرماید این فکر به مرور زمان در عمل هم تأثیر میگذارد وقت وسوسه و فکرهای بد قاعدهاش این بود که تا وقتی که به مرحله عمل نرسیده اشکال ندارد ولی حضرت میفرماید وقتی که شما راجع به چیزی فکر میکنی یواش یواش تبدیل به عمل میشود.@ یعنی اول از فکر شروع میشود انسان فکر میکند و روی چیزی تأکید میکند مثلاً به یک کسی یا به یک چیزی بدبین است این همینطوری در ذهنش هست یا حسادت، الان حسادتش را اصلاً بروز نداده ولی در وجودش این را نگه میدارد نمیتواند دوست داشته باشد خیرخواه باشد این حسادت به مرور زمان کار میکند.@ اول یک فکر است حرام هم نیست ولی زمینه یک فحشای باطنی را دارد فراهم میکند این حسادت که میاید آلودگی و مشغله و غصه و اضطراب میاورد خیلی گرفتاری میاورد بعداً یواش یواش این حسادت در بیرون تبدیل به عمل میشود آنوقت عمل تکرار میشود عادت میشود دیگر نمیتوانی اصلاً کنار بگذاری.@ پس ببینید از کجا شروع میشود از حس شروع میشود شما حس میکنی نگاه میکنی بعد انسان تحریک میشود بعد فکر تولید میکند در اثر این شنیدهها و دیدنیها، فکر که تولید شد یواش یواش تشویق میشود انسان سراغ عمل برود.@ سراغ عمل که رفت یکبار این کار را میکند مزهاش میاید یکبار دو بار سه بار ده بار، دیگر عادت میشود برای همین حضرت میفرماید کسی که در معاصی فکر میکند(مَن کَثُرَ فِکرُهُ فِی المَعاصی دَعَتهُ إلَیها) کسی که زیاد فکر میکند در معصیت و گناه، همینطوری ذهنش آلوده باشد فکر کند یواش یواش تشویق میشود میرود آن کار را انجام میدهد.@ بنابراین ما باید زمینه آن وسوسه و تحریک را از بین ببریم ریشهاش را بکَنیم وقتی شما ریشهاش را نمیکَنی میخواهی فکر سالم هم داشته باشی ولی شما مشکل داری نمیتوانی چون این دائماً دارد روی ذهن تو کار میکند دائماً دارد توان و انرژی تو را از تو میگیرد.@ همه کسانی که رفتند کارهای بزرگ و خلاف کردند آن کسی که میرود سر امام حسین را میبُرد روز اول که اینطوری نبوده قرآن میفرماید(ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِ‏آياتِ اللَّهِ) آنهایی که کار بد میکنند یعنی کار بدشان را تکرار میکنند سر از انکار آیات خدا و کفر در میاورند.@ لذا منشأش در فکر هست که در لذات هم همینطور، میفرماید کسی که فکر در لذات میکند این در لذات میافتد انسان از یک چیزی لذت میبرد او را میاندازد حالا یا حرام یا حلال، وقتی به آن فکر میکنی لذت خیالی از لذت حسی بالاتر است.@ انسان وقتی خیال سراغش میاید خیلی از افراد در خلوتها و تنهاییهای خودشان دسترسی که ندارند به لذت خیالی پناه میبرند لذت خیالی خیلی مهم است این لذت خیالی یواش یواش منشأ عمل را هم فراهم میکند بنابراین انسان باید از اول طوری خودش را تربیت بکند که آن منشأ فکر و وسوسه از بین برود.@ وقتی شما ارتباطت را با منشأ فکر و وسوسه حفظ میکنی در گناه یا در لذت هم میافتی این طبیعی هست که این اتفاق میافتد انسان خودش فکر نمیکند که اینطوری بشود ولی میشود ولی این اتفاق میافتد.@ لذا انسان باید خودش را از آن مرکز و محل و موردی که میتواند تولید فکر بکند دور نگه دارد که در اسلام گفتیم ما دو روش داریم برای درمان روح، یک روش روش بهداری هست یک روش روش بیمارستانی است، روش بهداری بهتر است یا بیمارستانی؟@ بهداری بهتر است چون شما درمانگاه که میروید یک واکسن میزنید هزینهاش خیلی کم است چهار پنج هزار تومان میدهی یک واکسن میزنی مشکل حل میشود از اول طرف دیگر آلوده نمیشود یک خانم باردار میرود مراقبت میکند.@ یک واکسن میزند یک بچه میرود واکسن میزند اگر واکسن نزند فلج میشود کزاز که شد میکشد فلج که شد تا آخر عمر این را گرفتار میکند، هزینه درمان فلج که نمیشود بالاتر است یا هزینه واکسن؟ هزینه درمان بیشتر هست اصلاً مریض نشود.@ در اسلام روش بهداری را میپسندند یعنی از اول میگویند دختر و پسر در معرض هم نباشند مردها نگاهشان را کنترل کنند زنها کنترل کنند(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ) (قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ) محیط یک محیط تحریککننده برای همدیگر نباشد فکر نکن سوءظن پیدا نکن اصلاً از اول راه را میبندد که هزینهبردار نباشد.@ در غرب آمدند گفتند این کار جلوی آزادی را میگیرد شما مخالف آزادی هستید مخالف انسانیت و حقوق زن هستید شما حالا آزاد گذاشتید چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ آنجا دیگر چیزی به اسم خانواده وجود ندارد از همدیگر میپاشد ایدز میاید دهها میلیون آدم را میکشد.@ قبلش هم بیماریهای دیگری آمده بود میلیونها آدم را کشته بود بعد اینها میگویند مصیبت و مشکل درست شده حالا بنشینیم فکر کنیم درمانش کنیم حالا چکار کنیم این ایدزی که دارد دهها میلیون آدم را میکشد چطوری کنترلش کنیم.@ اسلام از اول گفت روابطتان را کنترل کنید اسلام نمیگوید روابط نداشته باشید روابط آزاد و حلال و مشروع داشته باشید آنطوری که دوست دارید و خوشتان میاید ولی حلال و قانونی و قاعدهمند باشد ولی شما میایید این را برمیدارید و آن مصیبتها درست میشود و آن فجایع بار میاید.@ همیشه روش بهداری بهتر و کم دردسرتر و کم هزینهتر و آسانتر است ولی شما میایید میگذارید روابط آزاد باشد بچه هر چیزی را که دلش میخواهد ببیند بعد میگوید چرا دختر یا پسر من اینطوری شده اصلاً تلفن همراه برایش نخر که مصیبت درست شود.@ تو تلفن همراه میخری دست بچه میدهی برایش چهارتا بلوتوث میزنند چهارتا فیلم میفرستند نگاه میکند بعد میگویی بچهام مریض شده چکار کنیم از اول نگاه نکند از اول نداشته باشد از اول نرو پای اینترنت بنشین الان هم چقدر مد شده میگویند تحقیقات داریم.@ من یک استاد هستم در این مملکت درس میدهم خارج کشور داخل کشور، تلویزیون برنامه دارم هزاران دانشجو دارم تا به حال یکبار ننشستم ببینم این چه هست چند وقت پیش واقعاً یک تحقیق دانشگاهی به خانم بنده داده بودند گفت استاد به من تحقیق داده گفته بروید این سایت ویژه حوزه علمیه هم بود سایت بدی هم نبود باید کنترل کنیم از آن این چیزها را در بیاوریم.@ گفتم من که بلد نیستم در بیاورم خوب نیست که آدم بلد نباشد بالأخره باید یاد بگیرد بتواند استفاده بکند برای نیاز خودش، الان بچه 5 ساله 10 ساله میگوید من تحقیقات دارم به بچه ابتدایی و راهنمایی تحقیقات میدهند به اسم اینها، آقایان هم که همه بهانه میاورند شغلم ایجاب میکند که اینطوری کنم.@ آن خانم هم میگوید که شغلم ایجاب میکند باید از عوالم و اینطرف و آنطرف خبر داشته باشیم همه سر خودشان کلاه میگذارند بعد هم میروند آنجا مینشینند اصلاً روی دستگاهت خیلی چیزها را میفرستند وسوسه میشوی که من بروم یک سری به همسایه بغلی بزنیم ببینم چه خبر است اینقدر ما مصیبت و گرفتاری در این زمینه داشتیم.@ ماهواره میگیرد شما میتوانی نگاه نکنی رفتی خریدی برای همین، پخش میکند نگاه میکنی کسی که مینشیند شو نگاه میکند موسیقی آنچنانی گوش میکند فیلمهای آنچنانی میبیند این چطوری میتواند بگوید فکر و روحم سالم بماند اضطراب و ناراحتی و بدبینی نداشته باشد.@ این میتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند؟ این خودش را هم بکشد نمیتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند سختترین کارها برایش همین است که نمیتواند با خدا دو دقیقه حرف بزند بعد آدم اصلاً حال و حوصله خدا را ندارد.@ شما بچهها را نگاه کنید شکموترین بچهها را هم که شما داشته باشید دو ساعت سه ساعت قبل از غذا به او هلههوله بده بخورد چیپس و پفک و کاکائو و شکلات بده سر غذا اصلاً نمیتواند غذا بخورد اینقدر از این هلههولهها خورده حالا ما آنقدر ذهنمان را خراب و آلوده میکنیم که وقتی میخواهیم بیاییم با خدا حرف بزنیم میبینیم که نمیتوانیم.@ شفاف نمیتوانیم بنشینیم چند دقیقه با خدا حرف بزنیم یعنی ما حال دوستداشتنیترین موجود را نداریم حال زیباترین موجود را نداریم از بس آلودگی جذب کردیم مثل پارچه سفید است شما از آن توقع چه دارید سفیدی، تمیزی، پاکی، نشاط، لکه لکه رویش بیانداز آدم حالش به هم میخورد نمیتواند نگاهش بکند.@ دل ما هم اینطوری هست دل ما کنترل نشده ما همه چیز در این دل میریزیم همه جور ارتباطی، فکری، خیالی، اوهامی، مطالعهای، هر کتابی، هر مجلهای، هر فیلمی، هر کانالی، هر سایتی، برای ذهن دیگر چه میماند بعد عزیزترین کسان که خداست شیرینترین کس و مهربانترین کس، لذتبخشترین کس میبینی از آن لذت نمیبرید فرار میکند.@ اصلاً آدم متنفر میشود حوصله خدا را ندارد چهار رکعت نماز واجبش هم بخواند زوری است میگوید اگر این را نخوانم که جهنم میروم کافر میشوم این را بخوانم ولی خدا میداند 40 سال میخواند اصلاً آدم از این نمازها به هیچ جا نمیرسد صلاۀ معراج است میگوید قرآن شراب است.@ برای چه ما از این شراب لذت نمیبریم شراب اگر لذت دارد چرا من لذت نمیبرم مثلاً میگویند این شیرینی، چای، خرما، شیر است لذت دارد همه طبعی این را میخواهند اگر کسی از اینها لذت نبرد میگوییم مریض است.@ چطوری است که آدم قرآن میخواند مست نمیشود لذت نمیبرد هوسش بیشتر نمیشود علاقهاش به خواندن قرآن به حرف زدن با خدا به شنیدن سخنان خدا، حال خدا را ندارد حال شنیدن صدای خدا را ندارد برای اینکه ما خیلی آلوده کردیم در این ذهن دائماً آشغال و آلودگی ریخته میشود.@ آنوقت انتظار داریم با این ذهن و دل، این ابزار کار ماست وسیله حرکت ماست مرکب ماست این مرکب را ما دائماً خسته و مریض و ضعیف میکنیم به او هلههوله میدهیم نمیکشد الان شما سن سکته را نگاه کنید پایین آمده رسیده به 30 ـ 35 سال، چند سال پیش تا 60 ـ 70 سال بوده از بس ما آلودگی داریم آلودگی صوتی، خیالی، وهمی، هوا، داریم.@ آشغال به خوردش میدهیم غذاهای ناجور و غیر بهداشتی و مضر را داریم جذب میکنیم این بدن میخواهد چه بشود سر از کجا در بیاوریم لذا میفرماید کسی که فکر میکند در لذات میافتد در آن لذات، کسی که فکر میکند در گناهان در آن گناهان حتماً آلوده میشود.@ کسی که در غیر حکمت فکر بکند هوسباز میشود هوس دارد حالا وقتی میگویند حکمت، حکمت خیلی جگر و قدرت میخواهد که آدم برای حکمت حوصله داشته باشد فکر بکند شما نگاه کنید جمعیت چند ده هزار نفره این محله، خیلیها هم میدانند این جلسات اینجا هست آدم نمیتواند تحمل کند یک کلاس و یک جلسه را، آدم بالأخره میبُرد.@ تحمل اینکه انسان بیاید دل به حکمت بدهد آیات الهی روایت معصومین، راحت نیست تازه آن موقع هم که دل میدهد ممکن است ده بار حواسش پرت بشود نتواند خودش را نگه دارد باز ذهن این برود پس اگر وسوسه و فکر بد است و ما از بعضی از افکار و رفتارها رنج میبریم باید منشأش را قطع کنیم.@ اینکه حالا الان ما با خودخواهی تمام بلند میشویم دکتر میرویم میگوییم بچهام اینطوری شده خودم اینطوری هستم استرس و نگرانی دارم خوابهای آلوده میبینم، بعد میگوید شغل شما چیست، میبیند شغل این بنده خدا و ارتباطاتی که این بنده خدا دارد همهاش آشغال خوردن است اینطوری است که مشکلات ایجاد میشود.@ ما میگوییم ما میخواهیم آلوده خوردن و آشغال خوردنمان را حفظ کنیم مریض هم نشویم هر وقت هم مریض میشویم دکتر میرویم میگوییم دکتر یک کاری بکن بعد دکتر هم اگر به ما بگوید نکن پرهیز بدهد چه کسی اجرا میکند میگوید تو یک کاری بکن من پرهیز نکنم لازم نباشد بعد آلوده هم نشوم.@ دنیا الان اینقدر مسخره شده دکتر میرود میگوید معده و قلب و اثنیعشر و چشم و گوشم اینطوری است دکتر میگوید تو اینگونه آلودگیهای غذایی را داری تو را میکشد، میگوید نمیتوانم، خیلی از آدم بزرگها هستند که به آنها میگوییم قند گرفتی نباید شیرینی بخوری، میبینی نمیتواند کنترل کند.@ میگوید بکُشد ولی من نمتوانم دست بردارم قند و شیرینی نخورم چربی نخورم گوشت نخورم. در فکر هم ما همین مریضیها را داریم ما خیلی از بیماریها و ناآرامیها و اضطرابها و دلشورهایی که داریم و غصههایی که سراغمان میاید و انحرافاتی که داریم مال این هست که ما منشأ این نوع چیزها را قطع نمیکنیم میخواهیم ارتباطمان حفظ باشد و ما آلوده هم نشویم.@ پس در مقوله وسوسه و فکر و بسیاری از افکاری که ما میخواهیم به سراغمان نیاید 1 ـ راه تغذیه منفی را باید ببندیم 2 ـ راه تغذیه خوب را باید باز کنیم فکرهای قشنگ و تغذیههای قشنگ و غذاهای خوب، تا آن غذاهای بد را یواش یواش آثارش را از بین ببرد.@ حالا یک کسی نگوید که من الان میخواهم کارم را درست کنم میخواهم توبه کنم میخواهم با خدا آشتی کنم میخواهم ذهنم را بسازم میخواهم از این دلشورهها دست بردارم ما به او برنامه میدهیم ولی عجله دارد میخواهد یک هفتهای دو هفتهای سه هفتهای مشکل حل شود.@ اینطوری نیست تو سالهای سال غذای آلوده خوردی حالا یک مدتی دو سه تا برنامه بگیر یک مدت ذهنت غذا بخورد استقامت پیدا بکند خیال و واهمه و عقل قوام پیدا کند فوق عقلت از این بچگی در بیاید بالغ بشود بعد انشاء الله میبینی که فکرهایت هم یواش یواش تمیز میشود پاک میشود خوب میشود قوی میشوی.@ ولی ما یک مدت فکرهای آلوده داشتیم یک مدت ما تغذیههای آلوده کردیم باید آثار اینها را از بین ببریم تغذیههای خوب انسان باید مدتها بکند راه تغذیه بد را ببندد تغذیههای خوب بکند تا یواش یواش شخصیتش شکل بگیرد.@ ما در برنامهها خیلی وقت شده ما به بنده خدایی برنامه دادیم مثلاً در رابطه با ارتباطش با همسر، با فرزندش، با پدر و مادرش میبینی شکست میخورد میگوید من نمیتوانم، این مال این هست که این فکر و ذهن آلوده است باید این فکر و ذهن از این آلودگی نجات پیدا بکند.@ غذاهای خوب باید بخورد تا بتواند مقاومت کند در مورد فکرهای بد مقابله بشود یعنی وقتی این فکر بد غلبه دارد ما باید این فکرهای خوب را همینطوری تغذیه کنیم ولی این مدتی که من دارم تغذیه میکنم غلبه با فکر بد است من باید آنقدر تغذیه کنم بیاید درگیر بشود تا بالا بیاید اول با هم مساوی بشود.@ اینجا هم ما باز خیلی بالا و پایین شدن داریم سه روز حالمان خوب است چهار روز بد است چند روز معنوی هستیم چند روز شیطانی هستیم چند روز الهی هستیم چند روز جهنمی هستیم این تغذیه را باید اینطوری ادامه بدهی این تغذیه باید به مرور زمان ادامه پیدا بکند تا غلبه بکند اگر غلبه نکنیم بالا میاید هیچ وقت هم از بین نمیرود ولی فقط مخفی میشود.@ در روانشناسی این خیلی مهم است از علی(ع) هست میفرماید(الشَّرُ کائِنٌ فی طَبیعَۀِ کُلِ أحَد) شر در طبیعت هر انسانی موجود است انسان یک شأن شیطانی دارد برای همین هم شیطان میتواند وسوسهمان کند(فَإن غَلَبَهُ صاحِبُه) اگر صاحبش به این شر غلبه کند(بطن) مخفی میشود از بین نمیرود(هَلَکَ) نیست(ذهق) نیست که برود میگوید(بطن) باطن میشود پایین میرود بالا نمیاید.@ (وَ إن لَم یَغلِب صاحِبُهُ) اما اگر صاحبش به او غلبه نکند(ظَهَر) ظاهر میشود برای همین هم ما از خودمان توقعی نداریم یک کارهایی میکنیم که توقع نداریم این به خاطر این بوده که غلبه نکردیم این غذا تغذیه شده بالا آمده یکدفعه آن اتفاق آنطوری بوجود میاید حالا عکسش اگر بخواهد بشود باید دوباره آن مسیر را ما از آن سمت طی کنیم.@ پس برای کنترل فکر برای دوری از وسوسه ما جدای از اینکه باید دقت بکنیم که بسیاری از اینها کار شیطان هست اینکه ما باید منشأ وسوسه و فکرهای منفی و غصهها و غمها و اضطرابها و دلشورهها را در خودمان از بین ببریم مثلاً وابستگیها، هر نوع وابستگی آدم را له میکند.@ علی(ع) میفرماید(ما رَأیتُ ذُلًّ مِثلَ إشتِغالِ قَلبی بِفارِقِ القَلبِ مِنّی) من هیچ ذلتی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست کسی را دوست داشته باشم که او من را دوست ندارد اصلاً به فکر من نیست خیال من نیست وقتی من دلم وابسته است همهاش له میشوم.@ چرا فلانی به من زنگ نزد چرا نامه ننوشت چرا پیش من نیامد چرا دوستم ندارد چرا تحویلم نمیگیرد، میبینید له میشوید برای اینکه جلوی این له شدن را بگیری باید قیمت خودت دستت بیاید که تو قیمتت کمتر از معصوم نیست بنابراین انسان نباید عاشق کسی باشد کسی را دوست داشته باشد که او به او مهرورزی نمیکند.@ اگر قرار است من را دوست نداشته باشد برای کسی بمیر که برایت تب بکند چرا آدم باید اینقدر ذلیل جنس مخالفی بشود که او تحویل نمیگیرد یا دوستان، فامیل های دیگر، نه من دلم آزاد آزاد میشود پس من الان منشأ فکری که دارم دائماً له میشوم.@ احساس میکنم تحقیر میشوم احساس میکنم به من بیمحلی میشود این هست که من خیلی زیادی به طرف وابسته هستم به بچهام زیاده از حد مهرورزی میکنم لوسش کردم وابسته هستم بچه میتواند کاملاً من را تحقیر بکند له بکند بیمحلی بکند با بیمحلی بچه من کاملاً ذلیل میشوم پدر وابسته است مادر وابسته است بیش از حد محبت میکند.@ هیچ جنایتی مثل این نیست همانطور که ظلم به بچه جنایت است وابستگی و محبت بیش از حد هم یک جنایت است(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) بعضی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند له و تحقیرت میکنند از خدا دورت میکند دلمشغولی برایت میاورد معصیت میکند.@ میخواهی به او باج بدهی که معصیت بکند، باج دادن ندارد در این مملکت ما مادری داریم چهارتا بچه را فرستاده با دست خودش شهید شدن میگفت پنجمی را که میخواستم بفرستم در خانه بود مونس من بود دیدم دارد بلای جانم میشود این که مونسم شده دارد من را از خدا دور میکند.@ گفتم فردا جواب خانم زینب(س) را نمیتوانم بدهم بچهاش را فرستاد و او هم شهید شد دلش را آزاد میکند که آزار نبیند جلوی خدا نایستد آنوقت ما اینجا به بچههایمان باج میدهیم که گناه کنند موبایل بخر و اینترنت نگاه کنم ماهواره لازم داریم و میخواهم با فلان دختر بیرون برویم و او خانه ما بیاید و ما هم میگوییم بچهام است.@ قرآن میگوید(عَدُوًّا لَكُمْ) جهنم میبرد همسر آدم یک موقع اینطوری است بعد میفرماید(إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ) اموال و اولاد شما گاهی وقتها فتنه میشود مال است ما را بدبخت کرده.@ چند وقت پیش یک آقایی بود شاید نزدیک صدتا مغازه در این شهر دارد من دفتر بودم شب هم بود شبانه زنگ زد که من میخواهم بیایم کار واجب دارم شب ساعت 12 شب بود این مؤسسه پیش من آمد من داغونم بدبخت شدم بیچاره شدم فکرم ناجور است خانوادهام متلاشی شدند، خوش هستیم پول داریم سفر داریم خارج داریم ولی غصه داریم.@ گفتم تو خیلی بیچاره مال شدی این وابستگی بیچارهات کرده گاهی وقتها میگفت طلبکارها زنگ میزنند اعصابم را خورد میکنند فشار میاورند، گفتم چقدر بدهکاری؟ گفت یک میلیارد، گفتم چقدر پول داری؟ گفت همهاش پنجاه میلیارد، گفتم از این پنجاه میلیارد یک میلیارد را بده اعصاب خودت را راحت کن.@ گاهی وقتها بدهی را نمیدهیم پولها را سفت میگیریم میگوییم من میخواهم یکی از این مغازهها را بکنم به این بدهم بدهکاریها را بدم میگویم شاید این مغازه بماند سال بعد گرانتر بشود این حماقت را ببینید اعصاب خودش را خورد میکند یکسال اضطراب، گفتم برو از این پولت دل بکَن، گفتم خمس میدهی؟ گفت نه.@ گفتم پس تو وقتی مال حرام میخوری انتظار نداشته باش اضطراب نداشته باشی انتظار نداشته باش بچههایت به تو احترام بگذارند چون لقمه حرام به آنها میدهی هفته بعد آمد دیدم دارد گریه میکند آدمی که اینقدر مغرور بود که به راحتی گریه نمیکرد دیدم زارزار دارد گریه میکند، گفتم چیه؟@ گفت فلانی یک رفیقی داشتیم که چندتا رستوران داشت و چقدر وضعش خوب بود 35 سالش بود رفته بودم دیدنش همانجا نشسته بود گفت آه قلبم قلبم، افتاد و مُرد تمام شد، از این گریه میکرد گفتم تو از این 15 سال بزرگتری حواست را جمع کن مال و فرزند خیلی وقتها دلبستگیهای اینطوری باعث میشود ما دائماً اضطراب را تحمل کنیم.@ اگر یک کسی جلوی بچهاش بایستد بچه خواست پررویی و بیادبی بکند چهارتا در دهانی به بچه بزند سر جایش بنشاند با قاطعیت محرومش بکند به او باج ندهد خوب میشود دیگر این همه اضطراب نداریم ما باج میدهیم یکدفعه بچه برای ما زندگی نمیگذارد.@ پس ما منشأ نگرانیها را خودمان میپرورانیم نگهاش میداریم بعد این ما را داغون میکند تا ذوبمان کند در این فیلمهای مستند نشان میداد یک زوجی حیوانی نمیدانم چه بود که وقتی همدیگر را بغل میکنند یکی از آنها دیگری را میخورد در حال همآغوشی، اصلاً متوجه نیست که آن دارد او را میخورد میکشد.@ یعنی خیلی گران تمام میشود یک همآغوشی آدم خورده میشود هیچی از آدم نمیماند حالا ما خیلی وقتها میخواهیم تلویزیون و سریالها را نگه داریم نمیدانیم که این دارد ما را ذوب میکند این نگاه کردن به این فیلمها هیچی از ما نمیگذارد.@ میخواهیم چربی را نگه داریم شیرینی و خوردنی را نگه داریم قند را نگه داریم گوشت را نگه داریم بعد میبینیم که او دارد ما را مصرف میکند و نابودمان میکند میخواهیم بچهها را نگه داریم انسان را نابود میکند درس را میخواهیم نگه داریم درس چقدر بلای جان جوانهای ما شده این درس خواندن و دانشگاه رفتن.@ به هر قیمتی میخواهیم بچه دانشگاه برود آن هم به هر قیمتی میخواهد دانشگاه برود اصلاً معلوم نیست به دردش بخورد یا نه، شما نگاه کنید چقدر رشتههای بیارتباط بچهها دارند درس میخوانند حتماً هم باید دانشگاه بروند اگر دانشگاه نرود که آبروریزی است باید هم قبول شوند.@ حالا به سلامتی رفت بعد مسابقات شروع میشود من باید حتماً 20 واحد بگیرم نمرات باید از 18 به پایین نشود گاهی وقتها هم که میاید غر میزنیم ما بچههایمان را اینطوری له میکنیم بچه اضطراب گرفته شبادراری گرفته میگوید نمرهام 18 شده حالا 18 که نمره خوبی است نه مادر یا پدرم اگر بفهمند من 18 گرفتم.@ معلمهای نادان میگویند از تو توقع نداشتم 18 بگیری این بچه را له میکند اضطراب بچه را میگیرد میگویم بیا من به تو برنامه بدهم پنج شش ماه ذهنت آرام شود شاد و شنگول بشود میگوید وقت ندارم دوست صمیمی زمان جنگ با هم بودیم.@ چند وقت پیش آمد گفت این پسر من خیلی وضعش خراب شده یک فکری برایش بکنید، گفتم باشه بیاید، آمد و گفت من این افکار را دارم و به هم ریختم و اضطراب دارم و دلشوره گرفتم و زخم معده گرفتم، گفتم همه اینها برطرف میشود، گفت یک همچین ارتباطاتی برقرار کردم، گفتم این هم خوب میشود.@ بیا من الان برایت یک برنامه مینویسم فقط این را رعایت کن برایش خوب توضیح دادم گفت خیلی خوب است گفتم عمل کن باید برایش وقت بگذاری گفت من چطوری این را عمل کنم من هم دانشگاه میروم هم سر کار میروم، جلوی پدرش گفتم دانشگاه بیدانشگاه، شش ماه مرخصی تحصیلی، بگو مریض هستم نمیتوانم بیایم.@ برو شش ماه مرخصی از دانشگاه بگیر به پدرش گفتم شما برو برای بچهات بگیر من خیلی وقتها دانشجو پیشم میاید اضطراب دارد فوق لیسانس است دکترا است کارشناسی دارد میخواند ترمزش را میکشم برو واحدهایت را کم کن 12 واحد یا 14 واحد بکن بیشتر حرام است.@ یعنی چی درس درس، این بچه موهایش دارد میریزد ابروهایش دارد خراب میشود دختر پوستش دارد خراب میشود زخم معده و زخم اثنیعشر گرفته چون همهاش دارد درس میخواند دلشوره درس و رقابت را دارد.@ یکی از چیزهای بد که انسان را مریض میکند چشموهمچشمی است خانمی که چشم و همچشمی دارد با خواهرش، با جاریاش، با همسایهاش با دوستش این روی آرامش را نمیبیند مرد پول پیدا کرده آمده میگوید خانم من این کیف پول را پیدا کردم میخواهم بروم به پلیس بدهم میگوید تو دیوانهای، بخت به ما رو کرده تو ابلهی تو داری این کار را میکنی.@ بعد زن مینشیند گریه میکند من چقدر بدبخت و بیچارم آخه تا چه موقع حسرت زندگی دیگران را بخورم من 40 سالم شده هنوز یک اروپا نرفتم یک ماشین زیر پایم نیست غصه میخورد با پول حرام مرد را وسوسه میکند که پول را برویم خرج کنیم برای هوسهای خودمان، آدمی که در چشم و همچشمی هست این روی آرامش را نمیبیند.@ پس ما بسیاری از اضطرابها و افسردگیها و فکرهای منفی و خطرناکی که داریم حتی قدر همسرمان را هم نمیدانیم حاضریم از او جدا بشویم من امروز رفته بودم یک سری به والدینم بزنم به مادرم زنگ زدم گفتم من دارم خدمت شما میایم شما را زیارت کنم نشسته بودیم همینطوری احوالپرسی کردیم.@ گفتیم از فلانی چه خبر این همسایه بغلی، گفت دختر امروز آمد وسایلش را برداشت رفت خانه پدرش، گفتم برای چی؟ گفت آزادیهای خیلی زیادی میخواسته شوهر هم هر چه میتوانسته به او داده ولی این خیلی بیشتر آزادی میخواسته بعد هم شوهر اینقدر وسعش نمیرسیده که به هوسهای این خانم برسد خانم آمده جدا شده طلاق گرفته.@ چشم و همچشمی باعث میشود که آدم بیادب و جسور و بیپروا بشود چون رقابت دارد این همه رقابت با رفیقهایش، یک همسر خوب خدا نصیبش کرده قدرش را نمیداند مرد همینطور زن همینطور وقتی میافتند در چشم و همچشمی و تنوعطلبی و رقابت آدم اینطوری میشود ما باید منشأ اضطراب را از بین ببریم.@ اما اگر بخواهیم ارتباطاتمان را حفظ بکنیم و اضطراب نیاید میاید درس دارد اذیتت میکند مگر واجب الهی هست که من اینقدر درس بخوانم یکسال دیرتر لیسانس بگیرم دو سال دیرتر لیسانس بگیرم اما با شادی و آرامش.@ الان خانمها چقدر بداخلاقی میکنند در خانه سر بچه سر همسر برای اینکه این خودش فرض گرفته من باید حتماً امروز این لباسها را بشُویم این پنجرهها را تمیز کنم مبلها را تمیز کنم این غذا را درست کنم.@ وقتی خانم میبیند اضطراب دارد مردها هم باید همکاری کنند وقتی میبیند اضطراب دارد کار زن زیاد است خانم اصلاً امشب شام درست نکن ناهار درست نکن خود زن هم باید هوشیار باشد ممکن است مرد عقلش نرسد که یک همچین پیشنهادی بدهد.@ خدا نکند که مردها هم شکمو باشند و توقع داشته باشند یک غذای ساده امشب خاگینه یا نمیرو بخوریم اصلاً غذا از بیرون میگیریم شما بروید غذای ارزان هم میتواند تهیه کند یک غذای خوب، امشب نان و خامه بخوریم.@ هزار تومان خامه بگیرد دو نفر سه نفر میتوانند با نان تازه هم بخورند خیلی خوب است چرا حتماً باید غذا پخته شود دو سه ساعت، امشب حالش نیست این خانم آمادگی ندارد خسته است درد دارد ولی خیلی وقتها آدم خودش باید حواسش باشد.@ من میتوانم الان بگویم این لباسی که میخواهم امشب بشویم فردا میگذارم یک ساعت دیگر بعدازظهر میتوانم این کار را انجام بدهم برای خودم یک زمانی را نگذارم که بگویم حتماً باید در این ساعت من این حجم از کارها را انجام بدهم استرس آدم را میگیرد مریض میشود بعد نمیتواند خودش را کنترل کند.@ شوهر میاید با او حرف میزند سر شوهر میپرد زن میاید با او حرف بزند سر زن و بچه داد میزند یکذره فکر بکنیم ما خیلی از کارهایمان را میتوانیم فتیله را کم بکنیم اما به یک شرط، این حرف من یک آفت هم دارد این است که اگر انسان حواسش نباشد تنبلی و بیحوصلگی سراغش میاید که کلید همه بدیهاست، نه اگر قرار است تنبلی و بیحوصلگی بیاید نه.@ ولی یک موقع هست ما بیش از حد خودمان از خودمان توقع و انتظار داریم این توقع بجا نیست دختری که میخواهد 20 واحد درس بخواند بعد میخواهد به مسائل علمی و معنوی و عاطفی و زندگیاش برسد جور در نمیاید.@ از آن بدتر پدر و مادرهایی که اینطوری هستند دختر رفته 20 واحد درس گرفته بعد توقع دارند این دختر مثل دختری که بیکار در خانه هست همه کاری هم انجام بدهد اینکه ما برنامه زندگیمان را طوری تنظیم کنیم که به این دو ستونی که قرآن میگوید برسیم شادی و آرامش.@ اگر قرار است امشب شام خوردن ما اضطرابزا باشد یا از بیرون غذا سفارش میدهیم خودمان غذا میخریم خانه میبریم یک غذای ساده درست میکنیم میخوریم اگر قرار است از معنویت و عبادت و علم و یادگیری و مطالعه من را بیاندازد من برنامههای دیگرم را تشریفاتش را کم میکنم سادگی، اینکه ما باید دائماً به سمت ساده کردن حرکت کنیم تا آرامش بیاورد.@ حضرت سلیمان(س) فرمود من هر دو زندگی را امتحان کردم هم زندگی اشرافی و پادشاهی و هم زندگی درویشی را ولی شیرینی را فقط در سادگی پیدا کردم شما الان تمرین کنید ببینید چه چیزهایی آزاردهنده است ذهن ما را آزار میدهد فکر بکنیم چیزهایی که غصه و اضطراب میاورد دغدغههای ماست بعد برویم به سمت ساده کردن کارها.@ چندتا کار را ساده بکنیم امتحان کنیم این ساده کردن باعث میشود که خیلی از آسیبها که به ما قطعاً میرسد دیگر به ما نرسد و خیلی از اصولی که خدای نکرده در اثر این سختگیریها ضربه میبیند دیگر ضربه نبیند آن اصول حفظ شود ساده کنیم.@ از اسلام یاد بگیریم میگوید سفر رفتی نماز چهار رکعتی نخوان نماز دو رکعتی بخوان نماز شکسته است کار را ساده میکند دیگر چیزی بالاتر از ارتباط با خدا هست خدا خواسته یک اذیتی زنها میشوند مثلاً دوران عادت ماهانه در این دوران اجر میبرند ولی میگوید یک استراحتی کنید خیلی تختگاز نروید در عبادت.@ حتی در ارتباط با خدا و در ارتباطات دیگر، استراحت، این خیلی مهم است ما ساده کردن یاد بگیریم ساده کنیم یاد بگیریم که یک موقعهایی باید استراحت بکنیم یاد بگیریم که باید فتیله خیلی از کارها را پایین بکشیم یاد بگیریم که با هیچ کس رقابت درسی و کاری و زندگی نمیگذاریم.@ چشم و همچشمی رقابت زندگی در مسائل خانه و سفر و مسافرت، میبینی طرف با اضطراب حج میرود این چه حجی است برای اینکه میخواهد با باجناق رقابت بکند که او دوتا عمره رفته ما هم باید عمره برویم او حاجی شده به او حاجی فلانی میگویند حاجیه فلانی میگویند به ما نمیگویند باید ما هم کاری بکنیم که بالأخره ما هم حاجیه بشویم.@ میبینی که اضطراب دارد به ما حاجی نگویند چه میشود ما شاد و راحت و آرام زندگی کنیم که خیلی بهتر است تا اینکه بخواهیم به یک چیزی برسیم به یک عنوانی به یک اعتباری برسیم این اضطراب و افسردگی و گرفتاری میاورد پس باید توجه کنیم که ما باید آنطوری که قرآن میگوید دنبال شادی و آرامش باشیم.@ عواملی که اینها را تهدید میکند را شناسایی کنیم حق و باطل را در بیاوریم باطلها را کنار بگذاریم در حقها هم اعتدال داشته باشیم میانهروی داشته باشیم خیلی از برنامهها را که میشود عوض کرد عوض کنیم تغییرات باید بدهیم تغییرات بدهیم حذف کنیم حذف کنیم ساده کنیم ساده میکنیم.@ برای رسیدن به یک همچین شادی و آرامشی انسان باید فکر بکند نقشه بریزد که من الان روی این کاغذ نوشتم چه چیزها و دغدغهها و مشغلههایی دارم و چطوری میتوانم این را ساده کنم انشاء الله شما منزل رفتید این تمرین را بکنید روی کاغذ بنویسید دغدغهها و آن چیزهایی که اذیتتان میکند که چقدر کار دارید چقدر مشغله دارید چه دغدغههایی دارید چه مشکلاتی دارید.@ بعد دانه دانه ساده کنیم مثل ریاضیات که در مدرسه میخواندیم باید ساده میکردیم تا حلش میکردیم ساده میکردیم راه سر راهش میگذاشتیم اصلاً ما در ریاضیات یک بخشی داشتیم به نام ساده کردن مشکل و مسأله را ساده میکردیم بعد حلش میکردیم تجزیهاش میکردیم بعد حلش میکردیم بار سنگین بلند نمیکنیم.@ پس بسیاری از موارد که فکرهای ما غصه دارد اضطراب دارد به ما فشار میاید اعصابمان خورد میشود له میشویم دلشوره داریم مال این هست که بار سنگین بلند کردیم توقعات زیادی از خودمان داریم ارتباطاتمان ارتباطات صحیحی نیست در آن عجله و سنگینی است عجله فشار میاورد عجله را کم کنیم حجم کار را کم و ساده کنیم باید خودتان به اینها نظم بدهید.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان، شفای بیماران، بیماران منظور با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@